باز هم زلزله... اینبار آذربایجان شرقی. اهر، ورزقان و هرسین
1- شنبه در آذربایجان زلزله اومد. نسبتا هم شدید بود، بیش از 6 ریشتر. خونههای کلنگی و خشت و گلی روستاها طاقت اینهمه لرزش رو ندارن. پیشبینی میشد کشته و زخمی زیاد داشته باشه.
در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی اما، هیچ خبری نبود مگر دعاها و مناجاتها و سخنرانیهای شب قدر. انگار نه انگار توی این کشور اتفاقی افتاده.
گفتیم حتما فردا، فرداش هم نه رئیسجمهور پیامی داد و نه رهبر عظیمالشأن!
یکشنبه برای تلافی سه شب قدر که همهش عزا بود روز شادی بود و حتی یک روز برای هموطنان زیر آوار مانده و آسیبدیده اعلام عزاداری نشد!
همه عصبانییند!
کاریکاتور مانا نیستانی در این رابطه خیلی گویاست...
2- من مطمئنم خیلی از زنهای آذربایجانی زیر آوار رفتند چون زمان مرگ بیشتر به فکر حفظ حجاب بودند تا نجات جان خود.
چون خودم هم یک زنم و چند بار در شرایط زلزله قرار گرفتهم.
من به حجاب اعتقاد ندارم. اما وقتی میخوام برم بیرون نا خودآگاه مانتو میپوشم.
از زلزله اولی که دیدم به بعد همیشه مانتویی دم در ورودی خونه آویزون میکنم..
از زلزله هشت سال پیش هم نوشتم که زنهای محل مانتو روسری هیچی حتی سعی کرده بودن آرایشی هم بکنن و از همسایههایی گفتم که خط لب و خط ابروی کج و معوجی با عجله کشیده بودن که باعث خنده همه شد...
یادمه یه بار یه پرسشنامه خارجی دیدم که در اون سوال کرده بودن که اگر شما در حمام لخت باشید و زلزله بیاد(شایدم آتشسوزی بود). در یک اتاق فرزندتون، در اتاق دیگر پول و طلا و جواهر و مدارکتون و در یک اتاق دیگر حوله پالتویی باشه و شما فقط وقت داشته باشید فقط یکی از اینها رو بردارید و فرار کنید کدومو برمیدارید، تقریبا تموم خارجیها دو گزینه اول رو انتخاب کرده بودن(بیبچه پول و مدارک رو انتخاب کرده بودن و بچهدارها اکثرا بچه رو) اما اگر از زنهای ایرانی این سوال رو بپرسن فکر میکنم حوله رو انتخاب میکنن چون احتمالا شوهر( پدر، برادر، پسر، .. )این زن بعد از اینکه ناموسش رو لخت تو خیابون بچه به بغل ببینه خودش میکشدش.
اکرم خیرخواه عزیز در این رابطه نوشته:
" در یک محله متوسط نشین در تبریز تعداد زنانی که در اولین ثانیه های وقوع زلزله بدون حجاب به بیرون از منزل گریخته بودند بیش از 3 نفر نبود! 3 نفری که همسرانشان با چادر به طرف شان می دویدند تا زنان بی حجاب گریزان از مرگ شان ثانیه ای بیش غیر محجبه در انظار سایر فراریان حاضر نباشند!
اکثر زنانی که در گریز از منزل به پارک محله آمده اند با استغفرالله و توبه درباه این که لباس تابستانی به تن داشته اند و نتوانستند بلافاصله به بیرون از خانه فرار کنند، سخن می گویند... و زنی دیگر خدا را شکر می کند که دقایقی زودتر از حمام بیرون آمده وگرنه حاضر نبود لخت از حمام فرار کند و ترجیح می داد زیر آوار زلزله بمیرد اما لخت نباشد! آن دیگری که در منزل تاب و شلوارک پوشیده کودک شیر خوارش را به دست همسایه می سپارد تا او را بیرون ببرد اما خودش از کمدی که روی زمین افتاده دنبال چادر می گردد..."
3- ما از صبح خونهی یکی جمع شدیم. به همه دوستان و آشنایان هم خبر دادیم، پول جمع کردیم، مشورت کردیم چی بخریم، خرید کردیم، ویکی از جمع ما با یک آشنای وانتدار همین امشب راه افتادن وسائل رو ببرن به یک روستای زلزله زده. گفت فردا صبح تحویل داده میشه.
ببینیم وقتی برمیگرده از اونجا چی میگه...
4- به نظر من، اونایی که یه ماه روزه گرفتن و میخوان فطریه بدن بهتره به جای آخوند مفتخور محله بدن به زلزلهزدهها.
سین جیم صادق گودرزی...
ببینید کی گفتم!
صادق گودرزی بیاد ایران میگیرنش میبرنش سین جیم!
- وقتی داور زن دستت رو گرفت برد بالا چه احساسی بهت دست داد؟
- داغ شدی؟
- به بردن فکر نمیکردی و فکر صیغه کردن او بودی؟
- چرا اجازه دادی نامحرم دستت رو ببره بالا؟
- بهتر نبود میگفتی دست رقیبت رو بگیره ببره بالا، اینجوری به گناه نیفتی!
- تا حالا دست زن نامحرم دیگهای به دستت خوردهبود؟
- تو کلا" اینکارهای؟
- چرا قبلش تذکر ندادی ما
مسلمونا اصولا داور زن قبول نداریم؟ حتی اجازه نمیدیم ضعیفهها قاضی بشن!
- چرا قبل از مسابقه به داوره نگفتی خواهر حجابت را حفظ کن؟
- اصولا وقتی دیدی داور زنه، چرا انصراف ندادی؟ بردن اینقدر ارزش داشت؟
- کلا" خاک برسرت!
پی نوشت:
دانشمند و اسلامشناسی به اسم محسن خداوردیان اومده دست دادن ورزشکارا رو با خانوما در المپیک 2012 لندن مورد تحلیل قرار داده:)
"اما قضیه امید نوروزی یه چیز دیگه هست؛ امید موقع اهدای مدال خیلی بی خود و بی جهت با زنه دست داد، در حالی که اگه کف دستاش رو مثل هندی ها به هم می چسبوند و زیر چونه می آورد هم دست نداده بود هم احترام گذاشته بود. قبلاً توی پارالمپیک و المپیک از این موارد از ورزشکارامون زیاد دیدیم و این مسئله خیلی غیر قابل پیش بینی نبود.
امید هم ابتدا دستش رو گرفت پشتش اما وقتی زنه دستشو دراز کرد امید دستشو آورد جلو، در حالی که می تونست دستش رو به نشانه ادای احترام روی سینش بذاره.
از افرادی که همه چیزو با هم قاطی می کنن انقدر بدم میاد! طرف نظر گذاشته ما تو قرن ۲۱ هستیم، یکی دیگه گفته تو کشور ۳۰۰۰ میلیاردو دزدیدن و ...، آدم بی عقل، چون پول بالا کشیدن باید بریم دست بدیم به زن های نامحرم؟ اگه برعکس بود و ورزشکار خانم ایرانی روی سکو بود هم می گفتی خب با مرده دست بده؟ بعضی ها فکر می کنن فاحشگی یعنی مدرن بودن و اعتقاد به موازین شرعی یعنی عقب موندگی. اینا کسایی هستن که باید یا تو لقمه شون شک کرد یا تو نطفه شون.
وقتی والیبالیست ها با داور زن دست دادن مسئولین ما هوشیار نشدن و با ورزشکارای المپیکیمون هماهنگ نکردن، پس تقصیر اونا هم کم نیست.
مدال طلای المپیک قطعاً برای ما هم خیلی مهمه ولی وقتی برا بعضی ها عمل به دین اسلام افت داره باید تأسف خورد. چطور اونایی که زن های محجبه رو تو دانشگاه راه نمی دن یا تو مسابقه ورزشی اجازه حضور بهشون نمی دن نمی گن الان بهمون می گن عقب مونده، ولی ما که می خواهیم به دینمون عمل کنیم می شیم نفهم و عقب مونده؟
دست دادن این آقایون یه طرف، مورد پسند واقع شدن این امر توسط بعضی مردم یه طرف دیگه، که این دومیش خیلی رنج آوره. انگار اسلام رو به زور قبول دارن که این جوری برا خودشون ننگ می دونن مسلمون بودن رو."." عکساشم حتما ببینید.
.
مرغ سفید بزرگ
دیشب صمد بهرنگی اومد به خوابم. آهی کشید و گفت:
کاش به جای "ماهی سیاه کوچولو"، "مرغ سفید بزرگ" رو نوشته بودم...
پنج حلقه المپیک با کاندومهای رنگی از سیمای جمهوری اسلامی ایران
من فکر کردم حماقت فقط متعلق به خبرگزاری فارسه که اومده بود حلقههای الکپیک کاندومی تو سایتش گذاشته بود. (و اینجا)
البته حماقت صدا و سیما خیلی وقته به اثبات رسیده بود ولی نه دیگه تا این حد!
همین الان داره از کانال 5 تلویزیون جمهوری اسلامی برنامهای میده به نام پنج حلقه المپیک، در کمال تعجب مرتب در اواسط برنامه این حلقههای کاندومی رو نشون میده، حتی زوم میکنه رو قسمتی که استغفرالله نوک آلت رو میپوشونه، یه بارش دقیقا ساعت 3 و 15 دقیقه بعد از ظهر همین امروز...
من بینندهی پاستوریزه بارها از شدت خجالت عرق شرم رو پیشونیم نشست و اعصابم ناراحت شده و تصمیم دارم از صدا و سیمای جمهوری اسلامی غرامت بگیرم:)
کلا خیلی خوبه دشمنان ما همه از احمقانند....
فقط یه ایرانی میتونه...3
فقط یه ایرانی میتونه از ترس روز مبادا، از 33 سال پیش تا حالا، هنوز همزمان تو انبارش کُرسی، منقل زیرش، لحافش، چراغ علاءالدین و گردسوز و سه فتیله و بشکههای نفت و کیسههای ذغال و کلی کپسول قدیمی گاز... نگهداره
فقط یه ایرونی مثل زیتون میتونه... 2
فقط یه ایرانی مثل زیتون میتونه با پیتزاش انواع و اقسام سُس سفید و قرمز و کارد و چنگال و لیوان یه بار مصرف بگیره، بعد پیتزاشو خشک خشک با دست بخوره و سُسهاشو یواشکی بیاره خونه و هر وقت تو یخچال دیدشون احساس زرنگی کنه. کارد و چنگال و لیوانشو هم بذاره برای روز مبادا!
فقط یه ایرانی مثل زیتون میتونه... 1
فقط یه ایرانی مثل زیتون میتونه یه هفتهای یه خمیردندونو مصرف کنه
و بعد تیوبشو با قیچی ببره و یه ماه مسواکشو بماله به دیوارهش و از کفی که میکنه کف کنه!
قربون برم خدا رو، یه بوم و دو هوا رو...
از کرامات جمهوریاسلامی:
از این طرف، خونهی یکی از دوستام ریختن که چرا تو ماه رمضون تولد گرفتی و صدای آهنگ رو زیاد کردی که مردم روزهدار نتونن برای سحر پاشن.
همچنین، تقریبا تمام کنسرتهای خوانندهها رو از چند روز قبل از ماه رمضون تعطیل کردن که ماهرمضون و اینکارها؟ خدا به دور!
از اونطرف، یه عالمه "جشن رمضون" در جای جای شهرها، اجرا میکنن که توشون یه سری خواننده لوده دوزاری ترانههای خواننده
های لسآنجلسی رو بدون اجازه با صدای انکرالاصوات میخونن و صدای بلندگوها رو اونقدر زیاد میکنن که هفته محله اونورتر میره.
من امشب، هم رفتم جشن رمضان پاساژ پارسیان، و هم جشن رمضان پارک تنیس( پارک تنیس جشنشو پولی کرده، اول نفری دوهزار تومن و وقتی دیده استقبال زیاده کرده 5 هزار تومن) رسما مردم میرقصن...
حتی دلقلک از سیرک آورده بودن.
دخترا و پسرا دستاندر دست هم از ساعت 9 شب تا یک نصف شب موج مکزیکی میرفتن و جیغ و سوت و هورا میکشیدن و ترانههای لسآنجلسی میخونن. این برنامه هر شب هست به غیر از شبای 19 تا 21
بالاخره ما نفهمیدیم شادی تو ماه رمضون خوبه یا بد؟ حرومه یا حلال؟
پس چرا تو ماههای دیگه جمعه شبا تو پارک تنیس مأمورا میریزن و با کسایی که آروم دارن گیتار میزنن و ترانههای مجاز میخونن برخورد میکنن؟
اما از طرف خودشون هر کاری مجازه؟
شاعر میفرماید:
قربون برم خدا رو، یک بوم و دو هوا رو...


