142 :: توسط yegane در 2006-08-16 15:38

همسرم من را به ياد داشته باش

141 :: توسط yegane در 2006-08-16 15:33

می خاد همسرم بره سفر

140 :: توسط yegane در 2006-08-16 15:29

می خاد همسرم بره سفر

139 :: توسط ali در 2006-08-02 21:31

من میخوام راست بگم ...........

---------------------------
من یه آدم بی‌ادبم با شماره‌ آی پی
IP: 87.107.51.194

138 :: توسط میلاد در 2006-07-30 12:33

من خوشحالم از اينکه بچه هايی به اين ژاکی اينجا هم می توان يافت

137 :: توسط شير در 2006-07-30 01:02

لبتالابلرد

136 :: توسط غلام در 2006-07-28 19:14

'''''''''''''''''''''''''''''''''''''

IP: 195.128.24.6

135 :: توسط babak در 2006-07-26 02:14

...................................
بابک هستم 22 از اهواز
babak_w2001

IP: 217.219.231.20

134 :: توسط یاسی از کودکیها در 2006-07-18 09:00

دوست عزیز. من اتفاقی وبلاگ شمارو دیدم. واسه م خیلی جالب بود. دوست دارم بیشتر با هم آشنا شیم. بیا وبلاگ منو ببین. منم یه جورایی درباره این مسایل فکر میکنم.

133 :: توسط aras در 2006-07-15 04:08

ثثثثثثث

132 :: توسط در 2006-07-09 01:53

Great job h h / /

131 :: توسط در 2006-07-09 01:34

Great job h h / /

130 :: توسط agha mostafa در 2006-07-07 05:42

سلام چه خبرا؟اين کليپ خانوم کوچولوه خيلی ناز بود.
نکنه زدین تو کار نی نی
بعدشم جونم برات بگه فکر کنم سيبا پسر خيلی خوبيه یه چیزایی هست که توضیحش سخته ما معمولا مشکله خودمونو جای همدیگه بزاریم.
البته چیزی که شیوا می گه درسته ولی نه در همه موارد.جامعه ایران پیچیده تر از این حرفهاست.
بعدشم اصلا دعوای خانوادگی شما به من چه!!

129 :: توسط man(roozmare) در 2006-07-05 17:22

من همونم که کامنت اول رو نوشتم و تازه جوابت رو خوندم. حرفت به نظرم درسته اما چيزی که به نظر من نبايد فراموش بشه ( و خيلی وقتا می شه) اينه که اين مساله رو بايد تحت سرفصل کلی «رعايت حريم شخصی افراد» بررسی کرد که هم برای مردا بايد رعايت بشه هم برای زنا. اما اين رو هم کاملا قبول دارم که در مسايل مشترک بين زنها و مردها حق زنها خیلی بیشتر نادیده گرفته می شه و مردها با سوء استفاده از قدرتشون حقشون رو به دست میارن (یعنی اینکه زنها هم در خیلی موارد یاد نگرفتن که لباس پوشیدن هرکسی به خودش ربط داره) و همهء ما چه زن و چه مرد باید یاد به گیریم که به حریم هم تجاوز نکنیم (گرچه مردا بیشتر باید تمرین کنن!!!)
از طرف دیگه وقتی در یک جامعه همه چیز به هم ربط داره، طرز لباس پوشیدن تو هم به سی با ربط پیدا می کنه چرا که وقتی تو با سی با می ری بیرون و یک لباسی تنته همه فرض می کنن که سی با هم با اون لباس موافقه و به نظرش مناسبه همون طور که برعکسش هم صادقه و اگه اون یه لباس زشت تنش باشه همه می گن تو سلیقه نداشتی!!!!!!
می بینی که قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست که با یکی دو جمله بررسی بشه.

128 :: توسط SHIVA در 2006-07-04 19:34

عباس چاقو کش . پيری ؟ اينم درمونت :
سن که رسید به پنجا
فشار میاد به چند جا!
اول به چشم و چارت
دوم به ک .. پارت!
سوم به دست و پایت
چهارم به ...
دکتر میگه که پیری
چیکار بکنی می میری!
نمک نخور، مریضی
وَرَم داری به پیزی!
شکر برات حرومه
کارت دیگه تمومه!
لق شده اون زبونت
کک افتاده به جونت!
پات دیگه جون نداره
تن و بدنت می خاره!
دندون نداری هیچی
چشات شده نخودچی!
دست و پاهات می لرزه
پیچ و مهره هات هرزه
فشار خونت بالاست
اینم برات یه بلاست!
کلسترول هم داری
دولا شدی و یک وری!
خون میدی، خون میگیری
ایدز هم می خوای بگیری؟
آرتروز دست و پات
حالی نذاشته برات
خُلق گُهی که داری
اولاد بشه فراری
شربت و قرص خوردنت
بد دهنی با زنت
کج شده اون گردنت
نکنه بزور ... ؟
امان ز درد کمر
شب ها میخوابی دمر!
خوابهای بد می بینی
گاهی تو جات میرینی!
فغان ز رنج و تنگی
ولو و تلو، می لنگی!
وقتی که راه میوفتی
کج میشی هی میوفتی!
اعصاب تو خرابه
پشتت به روی آبه!
دَم به دَم می شاشی
با سرفه های موذی
هی زرت و زرت می گوزی!
شعرم اگر چه هیچیست
آن هم ز درد پیریست!

127 :: توسط Abbass-Agha در 2006-07-03 15:09

شیوا ای سلیطه بد دهن چرا عباس اقا چاقو کش شد؟؟یا باج خورها افتادی!؟کدام خیابون بودی!؟اجان ها
سر کیسه ات میکردند!؟ مگه چقدر کاسب بودی که باج خور اجان و ...چرا اومدی تو وبلاگها که مشتری
پیدا کنی!!!اخه ترشیده وبلاگیون جوانهای بیپولند یا پیر مردی مثل من ...باهوت افسرده ها هه!!!بمن گیر نده
کمرم را ساواک دوتا کرده یعنی کابل را ناشیانه از کف پا رد کرد خورد بلولا!!!و دقمرگ شد
برو بجوانها گیر بده

126 :: توسط Abbass-Agha در 2006-07-03 15:07

شیوا ای سلیطه بد دهن چرا عباس اقا چاقو کش شد؟؟یا باج خورها افتادی!؟کدام خیابون بودی!؟اجان ها
سر کیسه ات میکردند!؟ مگه چقدر کاسب بودی که باج خور اجان و ...چرا اومدی تو وبلاگها که مشتری
پیدا کنی!!!اخه ترشیده وبلاگیون جوانهای بیپولند یا پیر مردی مثل من ...باهوت افسرده ها هه!!!بمن گیر نده
کمرم را ساواک دوتا کرده یعنی کابل را ناشیانه از کف پا رد کرد خورد بلولا!!!و دقمرگ شد
برو بجوانها گیر بده

125 :: توسط no name در 2006-07-03 15:06

pa shid biayd alman hameye moshkelat hal mishe, manam zanam rooze aval ke omad alman nemikhast roosarisho var dare alan az hame lokhti pokhti tar o shik tar mipooshe. choon midoone ke inja roosari dashtan gheire adam varie va hame behesh chap chap negah mikonan

124 :: توسط no name در 2006-07-03 15:04

abesho bekeshid chelo konid

123 :: توسط تابر در 2006-07-03 13:13

باسلام

خواستم خدمتتون عرض کنم این شیوا یه مرد جوون بیخود هم خودتونو عذاب ندید چون بیماری روحی داره !!! میگید نه !!؟ ولی خبر من واقعیت داره !!!

122 :: توسط niki در 2006-07-03 10:15

زیتون عزیز
اینکه نگاه و رفتار بعضی از مردهای ایزانی آزار دهنده است یک حقیقته بطوری که گاهی من دلم میخواسته هر چه زودتر خودم رو به مقصد برسونم تا از این نگاهها و متلک ها راحت بشم یا حتی توی دلم به خودم کلی بدو بیراه گفتم که چرا لباس مورد علاقه ام رو پوشیدم با وجود بودن چنین آدمهایی در جامعه ما !
نامزد من با اینکه 16 سال انگلیس زندگی کرده اما کاملا در لباس پوشیدن من دخالت میکنه اوایل این دخالت رو می گذاشتم به حساب علاقه بعد به حساب نا امن بودن جامعه اما گاهی واقعا شکنجه کننده است و در مواقعی واقعا نمیدونم چی باید بپوشم :(

121 :: توسط طلیعه در 2006-07-03 09:24

سلام . جدا تو ايران همچين روانشناس هايی هم هستند؟؟ اينا چه جور درسی ميخونن؟ تو حوزه علميه درس خوندند يا دانشکده ؟ چيز خيلی خنده دار ی است که زن روانشناس چنين حرفی را بزند. اين دفعه برو پيش يک جامعه شناس و يا تاريخدان حتما جواب بهتری ميگيری!!!!

120 :: توسط SHIVA در 2006-07-02 20:27

راستی کسی به اين فکر کرده اردشير و عباس يه نفرن ؟ بهش توجه کنين لطفن :)) زيتون برنامه ميخوای چیزو از درز اينا بکشی بيرون ؟ برات ميفرستم ..

119 :: توسط SHIVA در 2006-07-02 20:25

راستی من هميشه خيلی سعی کردم که خريت مردها رو زير سوال نبرم ولی نميشه ! اين دو نکته رو نگاه کنين :

۱- خاک عالم بر سر هر زن و مردی که
اینگونه بیجهت فحاشی میکنند : آره عباس چاقو کش خاک بر سرت :)) خوب گفتی

۲- نمی دونم که خودتو بعنوان لزبين معرفی کرده ای يا نه اگر تا کنون افشا نکرده بودب الان ديگه برا همه بخوبی مشخص شد که از چه جنسی هستی. باور کن هيچ مشکلی با همجنسبازان ندارم و از حقوقشان تا اخرين نفس حمايت می کنم .

تف سر بالا هوار هوار :)) . من چيکار کنم شما اينقدر خريتتونو به رخ نکشين ؟ ديگه همه شناختنتون بيشتر از اين همش نزنين آخه ... خوبيت نداره ..

118 :: توسط SHIVA در 2006-07-02 20:19

اين عباس چاقو کش راست ميگه خردشير خان . مادرش اينکاره بوده خيلی وارده و خودش هم نون کاسبی مادرشو خورده به اینجا رسیده . نگران نباش هر کسی به هر حال گذشته ای داشته ديگه . مهم الانه :)) راستی شنيدی ميگن سگ زرد برادر شغاله ؟ :))))

117 :: توسط Abbass-Agha در 2006-07-02 19:37

اردشیر من نفهمیدم چی میگی و از چی دفاع میکنی !؟اما خیلی کم شعوری با شیوا هم دهان
میشی این از شان انسانیت بدور است وای بزن ایرانی که مثل شیوا فکر کند و بنویسد
اینگونه لجن پرکنی که شیوا میکند هم سلکانش در شهرنو قبل از انقلاب و دیگر خانه های
تن فروشی بنام خانم ریس ها با همین کلمات با مشتری های بینوا با خانم های تن فروش
یا هر کس که با انها در گیر میشد استقبال میکردند....اخه اردشیر خواهر و مادرش مگر کامنتی
گذاشته اند که شیوا باید این همه بانها فحش بدهد!؟تازه شیوا اگر احمق نبود لا اقل باید
ببرادر و پدر اردشیر فحاشی کند نه هم جنسهای خودش!!خاک عالم بر سر هر زن و مردی که
اینگونه بیجهت فحاشی میکنند

116 :: توسط Sonya در 2006-07-02 16:08

man ba shoma moafegham aghaye ardeshir,man ba feminism hamoonghadr mokhalefam ke ba mardsalari mokhalefam.,Shiva kheili ehsasati too in bahs barkhord kardeh, man dar kamnthaye shoma( kamnthaye avvaliye shoma nadidam tohini be kesi kardeh bashi. be nazareh man hafhaye shoma bishtar manteghi miyad ta shiva..

115 :: توسط آشنا در 2006-07-02 10:43

شيوا متاسفم

114 :: توسط 'گزارشگر زیتونستان در 2006-07-02 04:43

دادگاه عالی زیتونستان
............
امروز هیئت ژوری دادگاه به پرونده دعاوی خانم شیوا و اقای اردشیر رسیدگی کرد
ولی بعلت توهین
اقای اردشیر به ریاست محترم دادگاه خانم زیتون و هیئت محترم ژوری از رسیگی به شکایت اقای اردشیر خودداری نمود
.و پرونده شکایت ایشان از خانم شیوا مختومه اعلام شد
واقای اردشیر بحکم دادگاه
درجهت توهین به دادگاه و هیئت محترم ژوری و رئیس دادگاه به مدت ۶ ماه تبعید
از زیتونستان مجکوم شدند و خانم شیوا
از همه اتهامات شاکی تبرئه شناخته شدند
اقای اردشیر ضمن ترک دادگاه
حکم داده را غیر عادلانه خواندند

113 :: توسط Ardeshir در 2006-07-02 02:35

بدبخت فلک زده

من تا اخرين نفسم از برابری زن و مرد حمايت می کنم. نابرابری هرگز. اين تويی که به ما نشون دادی که از مرد متنفری!!!!!! هورا !!!!! يعنی لزبينی... من تا حالا تو لزبين کدی خرابشده ات نرفته بودم که با کليک روی اسم نازننيت يه توک پا زدم ديدم همونيو که اينجا پست کردی کپی پيست کردی تو لزبين کده ات. ديگه بقيه چرت و پرت هاتو نخوندم و نمی دونم که خودتو بعنوان لزبين معرفی کرده ای يا نه اگر تا کنون افشا نکرده بودب الان ديگه برا همه بخوبی مشخص شد که از چه جنسی هستی. باور کن هيچ مشکلی با همجنسبازان ندارم و از حقوقشان تا اخرين نفس حمايت می کنم. اما اينجا داری به شخص من توهين می کنی و برای من مهم نيست که تو چه گوهی هستی لزبينی يا گی يا استريت مردی يا زنی هيچ فزقی نداره مسئله شخصيه. ساواکی بدبخت گيج!!!!

112 :: توسط SHIVA در 2006-07-02 02:24

هوراااااا بالاخره ذات اصليتو رو کردی :))) همينو ميخواستم . ديدی که آخرش درون بيشتر مردها لجنه ؟ خيلی سعی کردی افه نجابت بيايی ولی نشد و کم‌آوردی . به اين ميگن پليتيک :) . ديگه خودت مثل بچه آدم روتو کم کن و برای ما افه دفاع از زن و حقوق انسانها و ... نيار :)) . زن کشيت يک طرف زدن تو سر همجنسگراها يک طرف نفهمی خودت هم طرف ديگه . تقصير نداری مردی . مرد = فحش خوار - مادر ...

حالا خوردی ؟ هستشو تف کن :))

111 :: توسط Ardeshir در 2006-07-02 02:15

ای بدبخت تازه بدوران رسيده فمينيست ساواکی. بدبخت بيچاره فمينيسمی که تو تازه ياد گرفتی در بغير از مشتی همجنسباز لزبين ديگر طرفدار نداره. فکر نمی کنم زيتون همجنس باز باشه پس بساطتو جمع کن برو تو همون خرابشده (لزبین کده) خودت که توش چرت و پرت می نويسی.

خيلی مشخصه که تو و لنگ اندازانت همه همجنس باز و لزبين های تازه بدوران رسيده ای هستيد که فکر می کنيد فمينيسم راه خيلی خوبيه.

بدبخت فلک زده ساواکی تو هم از تبار احمقی نژادی ولی از جنس مونث. یعنی اگر به قدرت برسی خوار مادر هرچی مرده می گ*** یعنی تو هم همانقدر برای جامعه ما مضری که اسلام و آخوندا هستند.

مردای ايرونی بايد بدونن که فمينيسم يعنی چی. خيلی از جوونای ايرونی تازه بدوران رسيده فکر می کنن فمينيسم يعنی برابری مرد و زن. اين جوونا بايد بدونن که فمينيسم يعنی زن سالاری نه برابری زن با مرد. پس يه موقع خر نشيد.

با فمينيسم همانقدر بايد مبارزه کرد که با آخوندايی که زن رو ميکنن زير چادر. هم با مردسالاری مبارزه کن هم با زن سالاری(فمينيسم).

پس لطفآ خر نشيد و در آخر:

زيتون جان اگر فمينيستی شوهرتو طلاق بده و خودتو راحت کن. چون راهی که در پیش گرفته ای برای زندگی زناشوئیت خوب نیست. فمینیسم همانطور که گفتم فقط بین زنانی محبوبیت داره که از مرد متنفرند و من فکر نمی کنم بتونی از شوهرت یک مرد تو سری خور دربیاری. یا بیخیال فمینیسم بشو و برای حقوق برابر زن فعالیت کن یا به یک مشت همجنسباز فمینسم ملحق شو شوهرتو طلاق بده. فراموش نکن اخر حرفت نوشتی «شما بگویید چکنیم»


خیر پیش

آی ام آوت آف هیر

110 :: توسط SHIVA در 2006-07-02 00:41

قربونم بری با اون دفاع کردنت در بست تا جوادیه ! بخوره تو فرق سر رهبرت این دفاع کردن از حقوق زنانت که زن ها رو میکنی مانکن و مدل سکسی مردها و بعد هم ادعای دفاع از حقوق زنان میکنی ؟ بعد هم از کی تا حالا زنها اینقدر بدبخت شدن که امثال توئه معلوم الحال بخوان ازشون دفاع کنن ؟ هر وقت اونقدر بدبخت شدیم که نتونستیم حرف خودمونو بزنیم و از حقمون دفاع کنیم میاییم سراغ شما که البته امیدوارم بمیریم و اون روز نیاد که زنی محتاج حمایت مردی بشه !
من اتفاقن طرفدار حقوق برابر هستم یعنی زن ها از مردها برترن و این یعنی تساوی . مرد = زیر پای زن و زمین خورده زن !!!!! موجود یغور و نخراشیده بد ترکیب و پشمناک ! حالا این هیولا یا یتی مجسم چطور میتونه با یه زن یا برترین مخلوق آفرینش برابری داشته باشه ؟ مشت هم نمونه خرواره ! چُسفسورشون که تو باشی از بقیه باید چه انتظاری داشت ؟ بازم بیا تا بگم ...
فکر کردی منم مثل ننه و آبجی ترشیده ت هستم که جلوشون گارد بگیری و ادا اصول در بیاری جا بزنم ؟ خشتکتو چنان به اهتزاز در بیارم که تو آخرتت برات سند بزنن !

تو یکی هم برو از شب واقعه شوهر ننه ت با ننه جونت گزارش تهیه کن نمکدون ! دهن آدمو باز میکنن ها !!! از سقف برو بالا ... " استغفرالله "

109 :: توسط گزارشگر زیتونستان در 2006-07-01 23:42

دادگاه :عالی زيتونستان

طرفين دعاوی :
خانم شيوا و اقای اردشير

* شاکی : اقای اردشير
*اتهام : اسائه ادب از طرف خانم شيوا
* وکیل مدافع : خانم سارا
* رسيدگی : بوسیله ۷نفر ژوری بی طرف
* مرکب از خانم ها و اقایان شایان گوشزد نیروانا زیستن ارین گیسو و سلوژن
* : رياست دادگاه : خانم زیتون
* مدعی العموم: خانم نانا
* شاهدان: اهالی زیتونستان
................
رسیدگی به شکایت شاکی بعلت عدم حضور خانم زیتون
ریاست محترم دادگاه
به فردا موکول خواهد شد ....
گزارشگر زیتونستان

108 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 23:38

اين برخورد شما با من که از شما حمايت کردم نشون ميده که بعضی از شما جنون داريد و اصلا می خواهيد اوضاع را برگردانيد يعنی به حقوق برابر اعتقاد نداريد يعنی به زن سالاری اعتقاد دارید و می خواهيد مرذ را تو سری خور کنيد.

خير پيش

107 :: توسط سارا در 2006-07-01 23:06

اردشير خان اگر تمام گل هايی که داری به صورت شيوا میپاشی من قبول کنم که به صورت من بپاشی راحت ميشی ؟.نشان میدهی که مرد ایرانی گذشت نداره و زور گو است دقیقا همین چیزی است که زیتون در این پست اش سعی میکند بگوید اگر جنتلمن باشی باید یادت باشد حرف اخررا در دنیا متمدن زنان میزننداگر جه اشتباه کنند..
با همسرت تان هم حتما همین کار را می کنید ؟


106 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 22:36

تا همينجايی که گفتی خوبه. من نه کاری به کار تو داشتم نه به کسی ديگر. اما نوشته من انقدر بر تو اثر گذاشت که نتونستی خودتو کنترل کنی و حسابی خودتو رسوا کردی.


اينجا کامنت دونيه زيتونه. بالاش هم اگه توجه کرده باشی نوشته نظرات انتقادات و پيشنهاد ها يعنی نظرات همه نه فقط شيوا ساواکی.

پس برو اول یک کم ادب یاد بگیر بعدش هم کمی تمرین بحث کن که بدجوری خیلی سریع به عربده کشی می افتی ساواکی بدبخت رسوا شده.

105 :: توسط SHIVA در 2006-07-01 22:05

ساواکی اجداد و دودمان و نياکان و تير و تبارته ! لات و چاله و ميدونی هم به همچنين ! تا تو باشی به حرفهای من گير الکی ندی . چيزی که عوض داره گله نداره . وقتی من برای زيتون می نویسم تو حق نداری بیایی خودتو قاطی کنی . وقتی دو تا مهندس حرف میزنن یه عمله نمیپره وسط ! افتاد ؟

بعد هم آدم خنگ ! با چشم غره ميخوای کی رو ادب کنی ؟ اونی رو که داری کنار شوهرت راه ميری و هی برات بوق ميزنه ؟ اونی رو که زن شوهر دار رو تو روز روشن از دست شوهرش ميدزده و سوار ماشين ميکنه و ميبره ؟ اونی رو که همچين زل زده بهت که نگاهش بدنتو ميسوزونه ؟ با نگاهت ميخواهی اينا رو از رو ببری ؟ تو هنوز خيلی مونده بزرگ بشی . برو يکم رشد کن و از رهبر گواهی رشد بگير بعد بيا با من حرف بزن .
همونطور هم که گفتم فضيه خانوادگيتون رو بريز بيرون که جوونهای ايرانی خيلی نياز دارن چون امثال مردهايي مثل تو که نگاه کردن مردهای ديگه به زنشون براشون مايه افتخار و آزادي زنه فرقی با اون مردی ندارن که زنش رو کرايه ميده !!!!!
من ميگم بيا يه کاری بکن . هر کی ساق پای زنتو ديد زد بهش يه هزاری هم دستخوش بده و بگو اينو برای اين ميدم که تو ثابت کردی من مرد آزاد انديشی هستم :) مطمئن باش خيلی ثواب داره ... راستی بعضی مردها هستن که از ديدن لخت زنت هم ممکنه حشر و نشر پيدا نکنن . خوبه يه لباس هم برای زنت سفارش بدی مثل زره حضرت علی باشه که پشت نداشت !!! نظرت چه ؟ بگو تا بگم :))

104 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 21:36

شيوا

مگه من چی گفتم که اينقدر تهديد و تحريک شدی؟! من که اصلا هیج اشاره ای هم به نوشته های تو نکردم. چرا یکهو ناچار شدی به من گیر بدی؟؟

کی لات و بی شعوره؟! من يا تو؟

کی داره اينجا عربده کشی ميکنه؟ من يا تو؟

بابا ملت نوشته این خانم را بخونید ببینید نوشته منم بخونید خودتون قضاوت کنید کی لاته. کی عربده کشه.

کجا من نوشتم با کسی دست به یقه باید شد؟؟

گفتم بجای چشم غره به بزنت به اونی که به زنت متلک میگه چشم غره برو.

خیلی بی ادبی شیوا. براستی که از همون فرهنگ باز مانده ساواکی هستی که اینروزا در خارح دوباره قد علم کرده.

بدبخت بی شعور نگاه کردن - خیالاتی شدن جرم نیست. بدبخت بیچاره چون ممکنه کسی از دیدن ساق پای زن من شهوتی بشه من باید به زنم بگم ساق پاتو بپوشون. چون ممکنه احمقی نژاد از دیدن موی زن من شهوتی بشه من باید بگم موهاتو بپوشون؟؟


تو هنوز خیلی مونده تا بفهمی جریان چیه ساواکی بی چاک و دهن

103 :: توسط SHIVA در 2006-07-01 21:05

اردشير باشعور زبون دراز :))
ببينم مگه حتمن بايد کسی بهت بوق بزنه يا اينکه نشون بده که داره ميره تو شورت زنت ؟ بايد حتمن اعلاميه هوا کنه که داره خوار - مادرتو ديد ميزنه ؟ ديدی يه طويله خری ؟
تو اصلن نفهميدی ما داريم چی ميگی خودتو نخود آش ميکنی . بدبخت ضايع توی خونه ت زنت دزار کشيده باشه و با لباس راحتی باشه و همسايه نا محترمت هم با دوربين توی خونه ت رو داره يواشکی رصد ميکنه ميخوای بری خشتک کی رو به اهتزاز در بياری بدبخت ؟ زور تو بازوت تجمع پيدا کرده ؟ يا اينکه عقده خود بزرگ بينی پيدا کردی ؟ آدموی ا پاسدارها ميندازی و عربده کش های چاله ميدون ! برو بذار نسيم بياد که اين عز و گوز ها دورانش سر رسيده و الان همه با سياست و از روی عقل از خودشون دفاع ميکنن نه مثل اجداد ما قبل تاريخت با چنگ و دندون ...
بعد هم اگه نگاه کردن و ديد زدن خيالی نيست پس اگه ممکنه خواهر و مادر و همسرتون رو لخت کنيد و بفرستين توی خيابون تا جوونهای دست به چيز ايرانی کمی از اين ضعيفه ها لذت ببرن و حالشون خوب بشه باور منن از صد تا نماز هم ثوابش بيشتره این کار . بعد هم خنگ خدا مگه من گفتم از قوانین دارم تبعیت میکنم یا طرفداری و میگم حق با مردهاست ؟ ولی در چنین جامعه ای با امثال مردهای کثیفی مثل تو باید هم چنین درگیری هایی باشه وگرنه اگه جامعه پاک بود خستک مردها رو باید سرشون میکشید که به زنها بگن چیکار کن و چیکار نکن . تو برو هم کیشان هیز خودتو اصلاح کن بعد بیا برای ما در فشانی کن مرتیکه مشنگ !

در جواب شقايق هم بايد بگم که :
بعضی از مردها دچار بيماری شکاکی هستن . يعنی اينقدر اين موضوع براشون اهميت پيدا کرده که ديگه به اين آسونی نميتونن فراموش کنن و ترديد مثل خوره آزارشون ميده . شوهر شما هم متاسفانه بيماره و بايد درمان بشه ! لطف کن و به مثاله چند روز قبل من در اين مورد سری بزن تا بيشتر بفهمی . من منظورم بطور کل با نسل امروزی بود نه با نسل های قبلی . چون اونها خواه نا خواه از پدرانشون تبعيت ميکنن و نتونستن بطور کامل تعصب و غيرت رو کنار بذارن . ديده هاشون از جامعه يک طرف و شنيده ها و تلقينات از خانواده و اشنايان يک طرف همه و همه دست به دست هم دادن و باعث شدن اينها تا اين حد غليظ باشن !

102 :: توسط الهه در 2006-07-01 20:50

ببین زیتون عزیز من هم خودم هم خانواده ام مذهبی هستیم شاید بهتره بگم سنتی چون مسایل مذهبی واقعا در حد چیز های معمول و واجبه و نماز و روزه... ولی در مورد زن اصلا از این خبرها نیست
حالا من قصدم این نیست که از حجاب زن حرف بزنم ولی بجاش از حجابم با توجه به اینکه اروپا چند سالی که می شه هستم دفاع می کنم
ولی ذهنم رو نبستم و باید بگم که من هم با این مسئله که مردها بهم تذکر بدن مشکل دارم نمی دونم چرا ولی ترجیح می دم اگر قرار کاری نکنم این تصمیم خودم باشه مثل حجابم در جاهایی که اصلا نه برادرم هست نه پدرم با اینکه من مشکل جامعه رو هم ندارم
اما در مورد علت این رفتار ها نمی دونم چی بگم وقتی به پدرم اعتراض می کنم می گه من مردهارو خوب می شناسم و می گم چون ذهنم بسته نیست واقعا در مورد حرفش فکر می کنم همون طور که در مورد حرف تو می کنم وقتی پدرم می گه وقت دانشجویی در همین کشور هم اتاقی هایی داشته که شبها دوربین می گرفتن و خونه های روبرو رو نگاه می کردن اصلا دلم نمی خواد پرده ی خونه ام باز باشه
ولی چیزی که من می گم اینه که از مردها بخواهیم چرا از ما مثلا می خوان این کار رو بکنیم البته من وضعم مثل تو نیست برای من اگه بگن موها ت رو درست کن اعتراضی ندارم هر چند به بیان بد اعتراض می کنم
اگر به ما علت خواستشو نو نگن خوب ممکن ما در حضور اونها اون طور رفتار کنیم ولی وقتی نیستن معلوم نیست چون دلیلی نداریم و به باور نرسیدیم و همین طور می شه که شاید حرفشون درست باشه ولی ما تازه بعد یک تجربه تلخ به اون میرسیم و اگر هم دلیلی نداشتن این خودشون هستن که در چالش قرار می گیرن

101 :: توسط احمد در 2006-07-01 20:48

بعد از خواندن همه کامنت ها سوال هايي برا ي من هست که جواب اش را نمي دانم.
۱ مردم مذهبي تر شده اند از پيش از انقلاب؟
۲ داشتن و نداشتن حجاب اگر همين امروز آزاد شود، مردم چه برخوردي خواهند داشت؟
۳ اگر پوشش آزاد اعلام شود،خانم ها از همين فردا بدون اشکال مي توانند هرطور که دلشان مي خواهد لباس بپوشند.
در موارد بالا مردان ايراني چه رفتاري خواهند داشد.؟

حجاب فقط اجبار جمهوري اسلامي و مذهب رسمي آن است يا پذيرش و حمايت مردان و حتي زنان ايراني را هم
دارد؟

100 :: توسط آرزو در 2006-07-01 19:45

سلام زيتون عزيز.من خواننده هميشگی وبلاگت هستم.چرا که من هم زن جوانی هستم مثل تو وبا تو شديدن همذات پنداری می کنم.من وشوهرم هردو فيمينيستيم!البته اگر مردم فضول بگذارن!درمورد مطلب قبليت دقيقن همين اتفاق برام ميوفته هروقت که مهمون دارم جون خودم رو بالا ميارم وهمه کار می کنم ووقتی مهمونها ميان وهمسرم برای اينکه من استراحت کنم می خواد بهم کمک کنه هيچ وقت نشنيدم مهمونا بگن وای يا شما چرا؟ولی همش ميگن خوش به حالت تو که همچين شوهری داری بيخود نيستی اين قدر خوب می تونی مهمونی بدی و...غافل از اينکه پشت صحنه من کوزت بودم(البته همسرم پشت صحنه هم حاضره کمک بده ووخيلی وقتها هم تا اندازه ای کمک می کنه ولی ما زنها دوست داريم شخصن بعضی کارها رو انجام بديم.

99 :: توسط آرش در 2006-07-01 19:41

نکته ای که چند نفر به آن اشاره کردند ولی تو این بحث ها گم شده اینه که قواعد بازی دو نفره، چند نفره (زن و شوهر، خانواده) با بازی *تک نفره* فرق میکنه. وقتی زن و مرد با هم وارد پیمان *زندگی* میشن هر دو باید خود را برای بازی با قوانین دیگری مهیا کنند! به بیان دیگه بلوغ فکری هم برای فهم این اصل بسیار ابتدایی ولی پایه ای لازمه. حالا خانم هایی که خارج کشور زندگی می کنند می توانند با مردی از ملیتی که رفتار مردان آن ها قبول دارند ازدواج کنند. ولی برای زنان داخل کشور که نمی شود مرد از خارج وارد کرد. زنان یا نباید ازداوج کنند یا باید یاد بگیرند چگونه مردان آینده را از کودکی درست تربیت کنند!

98 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 17:13

شقايق عزيز
من نوشتم متاسفم که مردای ايرانی بچای حمايت و دفاع از حق همسرشون - خواهرشون و دخترشون که همون ازاد بودنه انها را بيشتر در بند می کنند و اين خانوم شيوا مرا بی شعور خطاب کرد!! شما از ايشان چه جوابی را انتظار داريد؟!

97 :: توسط شقايق در 2006-07-01 16:11

من نظرم و قبل از اينکه نظر شيوا رو بخونم نوشتم .از شيوای عزيز اين سوال و دارم که چرا من و همسرم با وجود ۵سال زندگی تو اروپا هنوز همون مشکلاتی گريبان گيرمونه که تو ایران گریبان گیر خیلی از زن و شوهر هاست و بايد بگم نمونه شوهر من کم نيست همينجا تو اروپا

96 :: توسط ye shooroo در 2006-07-01 15:48

يعنی فقط آقايون هستند که اينجورين؟ يعنی نشده تا به حال شما خانوما يه چنين عکس العملی نسبت به طرف مقابلتون داشته باشيد؟من با اين دخالتا موافق نيستم اما تو اين نظرا همه يه چيز رو می گفتن حتا آقايون هم نخواستن چيزی بيشتر از جامعه و نگاه ديگران بگن.
دور و بر رو نگاه کنيد خانومای زيادی هستند که نه به اين طريق ولی به روشهای خودشون باعث ناراحتی طرف مقابل شدن.
چرا ما سعی می کنيم خودمون و نقش خودمونُ تو اتفاقاتی که ناراحتمون می کنه ناديده بگيريم؟

95 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 15:36

شيوا خيلی برات متاسفم که نفهمیدی من چی گفتم و بی جهت منو بی شعور معرفی کردی در حالی که بی شعوری را به حد اعلا از خودت به نمايش گذاشتی.

به نظر من زن حقشه آنقدر آزاد باشه که هر چه دوست داره بپوشه. و زنهای ایرانی خود آنقدر شعور دارند که تشخيص بدن حد و مرز چيه. و اگر زن و يا خواهر من دوست داره لباس راحت بپوشه و اگر اين لباس کمی از اندام او را نشون بده و کسی به حريم او بی احترامی کنه: متلک بگه و يا فحاشی کنه من از همسرم دفاع می کنم به جای اينکه او را مجبور کنم که خودشو ناراحت کنه چون او را دوست دارم و دوست داشتن او يعنی دفاع از حقوق او.

تو بجای اينکه از بی شعوری و قوانين و سنت های عقب افتاده ما دفاع کنی و به انها تن بدی با انها مبارزه کن. برای رهايی زن از اين سنت های عقب افتاده مطمئن باش در گيری هايی رخ خواهد داد. حتی در زمان شاه عزيزت هم اين درگيری ها وجود داشت و در اثر همین درگیری ها جامعه ما پيشرفت های چشمگيری هم در اين زمينه داشت.

تا زمانی که زن هایی مانند تو به جای مبارزه با این قواعد عقب افتاده تن می دهند هیچ شانسی برای ازادی زن در ایران وجود نخواهد داشت.

نگاه کردن هیچ خیلی نیست - حالی به حالی شدن مرد ها هیچ خیالی نیست - اما اذیت و ازار دادن در نظر من جرمه.

می فهمی چی میگم؟ یا باید بیشتر برات توضیح بدم؟

94 :: توسط شقايق در 2006-07-01 15:28

من به عنوان يکی از کسانی که بعد از ۵ سال زندگی مشترک هنوز که هنوزه گاهی اوقات اينجور دخالتها اينقدر برام گرون تموم ميشه که فکر ميکنم ادامه اين زندگی بيفايدست.بارهاوبارها هم راجع به اين موضوع با هم بحث کردیم آخرين بار يادمه بعد از ديدن برنامه ماهواره ای به نام بهروزپرچونه بود (تذکر :ما خودمون از نعمت بهره برداری از برنامه های ماهواره ای بی بهره ايم .اين توفيق منزل يکی از دوستان نصيبمون شد) بزرگترين عوامل را خودت گفتی وجالبه که بهتون بگم که ايران و اروپا هم نداره ولی قوانين کشورها بعضی چيزها رو تو بعضی کشورها عوض کرده وگرنه آقايو ن تقريبا خيلی جاها نظرات مشترکی دارن .برای من که يکسال و نيم با همسرم دوست بودم وبعد از اون به اروپاسفر کرديم وزندگيه مشترکمون رو اينجا تو اروپاشرو ع کرديم هنوز که هنوزه سر لباس پوشيدن مشکل داريم ازشدت بحثهامون کاسته شده وتنها دليلش کوتاه اومدن من بوده يادم مياد اولين بار همسرم و تو ی عروسی دوستم ديدم که يک لباس تنگ که پشتش باز بود تنم بود! از همه اينها دردناک تر برای من هم عقيده بودن همسرم با اون بشر احمقی که از نظرمن فرق چندانی با شرکتهای تبليغاتی که از زن لخت برای تبليغ استفاده ميکنن نداره تازه به نظر من اونها بیشتر صداقت دارن شقايق

93 :: توسط یعقوب معصومی در 2006-07-01 15:04

چون قافیه تنگ اید ، شاعر ریتم پرداز به جفنگ اید
حالا حكایت ، زیتونستان همین است
می خواستیم ، شاید هم فقط افاضات می فرمودیم ، كه :
حكومت واپس گرای پس مانده جمهوری اسلامی و دین در دولت را
به زباله دان بفرستیم ، اما این پست حاشیه ای ما را انداخت به جنگ شیوا ..ببخشید سی با....
زبانت را گاز بگیر مرد حسابی ، زیتونستان همیشه فرموده اند كه : ما را با سیاست كاری نیست !!!
خانمهای ایرانی و در چنگ شوهر و حكومت اسلامی و اسلام عزیز هم می توانند ،بجای حكومت ، شوهر را بفرستند به زباله دان تاریخ ... شاید به ازادی انتخاب لباس و شكل و شمایل رسیدند !!!

92 :: توسط SHIVA در 2006-07-01 14:17

مشکل اينه که نصف اونهايی که برات نظر ميدن تو باغ نيستن . بيچاره ها تقصير هم ندارن چون تو ايران زندگی نکردن که قوانين و عرف و هنجارها رو بدونن . بهتره بجای اين شکر پرانيها بيان يکی دو ماه ايران زندگی کنن تا بفهمن مفهموم زن در جامعه ايران يعنی چه ! يکی مثل اون اردشير که عشق لاتی کشتتش و مردا رو بی عرضه ميدونه . ديگه شعورش به اين نميرسه که اگه هر مردی بخواد اينطوری از زنش دفاع کنه بايد در روز با ۱۰۰ نفر کتک کاری کنه و درگير بشه ! کلن اين خواننده هات خيلی باحالن و آدم که اینجا مياد کلن روحش شاد ميشه از خوندن اين جوک ها :))

91 :: توسط Mina در 2006-07-01 14:16

be kamnte 81;aghaye Ahmad agh in masale che rabti dasht be mozooe bahs.mage inja bahse ine kesi az sex doori koneh

90 :: توسط nakisa در 2006-07-01 14:03

الان چند تا کامنت خودم. اين طرز بيان آقايان ايرانی جدن ميره تو اعصاب...ما نذاشتيم زنامون... ما دوست نداريم به زنامون... ما حمايت ميکنيم از زنامون... اونا نگاه ميکنن به زنامون... بابا زن مال شما نيست و شما هم صاحبش نيستين شما کنار هميد نه مال هم. همراهيد همدليت.

89 :: توسط nakisa در 2006-07-01 13:57

از نظر شخص من ازدواج به هيچ انسانی اين اجازه رو نميده که برای همسرش تعيين تکليف کنه. مشکل ما از همين اصطلاح «زن مردم» شروع ميشه. زن مال هيچ کس نيست. اگر يک مرد در اين حد به درک زنش اعتماد نداشته باشه که اون میدونه خودش چه بپوشه، چطور دز تصمیم گیری های بزرگ زندگی میتونه بهش اعتماد کنه؟

88 :: توسط ساز بارون در 2006-07-01 13:03

عزیز من همه ی اینها دست خود زنه و مقاومتش.و اینکه ساختار شکنی و آشنایی زدایی رو تا چه حد مقتدر باشه.

87 :: توسط Ardeshir در 2006-07-01 12:44

از اينکه مردان ايرانی توانايی حمایت و حفاظت زنهایشان را ندارند واقعآ متاسفم. بجای اينکه از زنهایشان دفاع کند و موجبان آزادی و راحتی انها را فراهم کنند و بجاب چشم غره به آنهايی که موجب اذیت و آزار آنها می شوند این مردان به همسران و خواهران و مادران خود زور می گویند و محدودشان می کنند. این عمل نشان دهنده بزدلی انهاست.

زیتون مردی را جستجو کن که از تو دفاع می کند و آنقدر جسور است که راحتی و خوشی و آزادی تو برایش مهم است و هرگز تور ا در زیر حجاب حبس نمی کند چون انقدر بزدل است که حاضر نیست برای ازادی تو قدمی بردارد.

86 :: توسط payyz در 2006-07-01 10:53

مگه من چی گفته بودم که سانسور شدم؟

85 :: توسط احمد در 2006-07-01 10:39

تک همسري و نه فقط ازدواج قانوني و يا مذهبي و قانوني، براي حمايت خانواده و اجتماع است ولي در عمل مردها کم تر از زن ها به آن وفادار مي مانند و انسان را نمي توان از نظر طبيعي تک همسر دانست. حسادت، ترس از فريب خوردن و مواظب همسر بودن و محصور به حجاب کردن و خانه نشين کردن هم از همين ترس ناشي مي شود . ناموس و غيرت و ... و اين حرف ها هم قوز بالا قوز .

84 :: توسط آشنا در 2006-07-01 10:31

سلام به همگي
من اولين باره كه اينجا پيغام ميزارم ولي نوشته هاي زيتون و هميشه ميخونم و بسيار لذت ميبرم
در جواب شيوا خانم بگم كه مرداي ايراني رو خيلي خوب ميشناسي و عالي تشريح ميكني ولي يك سوال آيا زنان ايراني رو هم به اين خوبي ميشناسي ؟
زود جواب نده . بيشتر فكر كن
وقتي نوشته هايت را خواندم لذت بردم ولي بلا فاصله اين جمله به ذهنم رسيد :
هر آنچه گويي هستيم . آيا تو چنانچه مينمايي هستي ؟

موفق باشي

83 :: توسط شمر در 2006-07-01 09:48

تو ايران آدمهايی که به گربه ماده رحم نميکنند زياده پس باید مواظب انسانهای ماده بود زیرا
۱)هوای گرم ايران و وضعيت فيزيکی مردان ايران زمين و فعاليت زیاد غدد درون ريز انها باعث افزايش رفتارهای غريزی آنهاست (شهوت : خوردن : سینه زنی و یه کمی قدیمتر عربده کشی و قمه کشی ...)
۲)کمبود چيزهای زيبا (خیابان زیبا؛ کافه زیبا؛ سینمای زیبا؛ درودیوار زیبا...) باعث ميشود تنها چيز زيبا زن ها باشد.خوب اين باعث توجه اضافی و فشار اضافی بر روی خانما ميشود.
۳)پتانسيل درون مردهای ايرانی که از ۱۲ سالگی با ديدن فيلمهای باحال بالاست (و خدا بده برکت : ماشالا ۶۰ سال بالا میماند!) تا ابد الدهر تخليه نميشود.و بر اثر نبودن هیچ جای تخلیه از ۱۲ سالگی در غالب متلک و چشم چرانی و کمی بعدا دختر بازی و(در بعضی مواقع همجنس بازی و بچه بازی و ...)بروز مینماید . و تا ابد باقی است و او را به شکل خطری بلقوه حفظ میکند
۴)تیز بازی ارزش است .تیکه انداختن ؛قرزدن زن ؛ چشم چرانی ؛ اگه پا داد دست درازی تیز بازی است ولی امتیاز سایر حریفان را گرفتن نیز خیلی مهم است .پس بدو روسری تو بپوش!
۵)بعد از جنگ بازار یه سری چیزها الکی داغ شد . مثل اون اوایل تلویزیون و ویدئو. الانم ماشین و موبایل و خونه ....
خانمها هم با یه بازار داغه داغ مواجه شدن.
هیچ جای دنیا زن اینقدر برای مردها مهم نیست.(بیشتر جاها ارزش غرور و مردانگی و شخصیت برای مردها بیشتر از شکستن آنها برای کارهای احمقانه ای مثل متلک و چشم چرانی است)
بيچاره مردهای ايرانی که هم بايد مواظب اين خانمها باشند هم انگ املي و فناتيک بودن رو تحمل کنن.

82 :: توسط احمد در 2006-07-01 09:18

درست است که زنان در کشو هاي غربي آزادي پوشش دارند و در ايران ندارند. ولي اين طور هم نيست که در کشور هاي غربي تجاوز به زنان، به کودکان ، بيمازي هاي جنسي رواني،ربودن و قتل و تجاوز به کودکان از ايران کمتر است و در ايران بيشتر . مشتريان کشور هايي که تجارت سکس قسمتي بزرگي از درآمد توريستي را تشکيل مي دهد، مثل تايلند و فيليپين و... آيا بيشتر اروپايي ها نيستند؟

81 :: توسط یعقوب معصومی در 2006-07-01 03:45

یك روزی عقل از كله مان پرید
رفتیم با یك خانم مدرن و بی چارقد و بی روسری ، یك قهوه ای بخوریم
از شانس بد ان خانم و شاید شانس خوب من
یكی رد شد و حالی بما داد ، با با ایوالله سبیل های با حالی داری...
خانم مقداری ترش كرد ، اما به روش نیاورد
دفعه بعد كه تلفنی صحبت كردیم ، خانم معن منی كرد و گفت
راستش را بخواهی اگر قرار است ما با هم زندگی كنیم
و یا به كافه برای صرف چای هم برویم ، باید سبیل هایت را بتراشی
ما هم كه خیلی مغرور بودیم گفتیم :
ابجی اگر قرار است شما همراه ما باشی ، باید چارقد روی سرت بیاندازی
خوب ، معلوم است ، نه من سبیل هامو زدم و نه خانم چارقتی شد
اما هیچكدام نمی دانیم از كجای كون تاریخ ، یك مرد الدنگی به یاری خودمان و بازار محترم
پیدایش شد و سر خانم چادر و چارقد و چپوند ، سبیل ما را هم دونه دونه كند !
حالا ان روشنفكر اولین رئیس جمهور مملكت گوز و گه كه عرض بفرماید : موی خانمها اشعه پخش می كند و باید پوشیده شود ..حاب خودتان را بكنید

80 :: توسط دانشجو در 2006-07-01 02:59

بعنوان یک مرد با شیوا خیلی موافقم. یادمه چند سال پیش تو یه شهرستان کوچیک رفته بودیم کنار یه رودخونه. همینجوری نشسته بودیم که آب ریختن یکی رو سر یکی دیگه کل خانواده را کشوند وسط رودخونه (کم عمق بود) و شروع کردیم به آب بازی. در عرض پنج دقیقه هر چی مرد اون دوروور بود جمع شدن دور ما و نشستن و ما را چهار چشمی نگاه کردن که مبادا یه تیکه از آب بازی ما از دستشون بره و نبینندش. وقتی از آب اومدیم بیرون یه پارچه پیچیدیم دور خودمون و لباسمون را عوض کردیم ولی خواهر و زن داداشم هر کاری کردند ما نزاشتیم لباسشون را عوض کنند و بیچاره درحالیکه ما شدیدا عذاب وجدان داشتیم تا زمانیکه همه رفتند با لباس خیس نشستند و هی غر زدند. خوب واقعا نگاههای یک مشت مرد عقده ای برای من و برادرم با تمام فمینیست و روشنفکر بودن ناخودآگاه عذاب آور بود ولی درست وقتیکه نمیتونیم با تمام مردها در بیفتیم سعی میکنیم خانومها را محدود کنیم. من همیشه معتقد بودم که غیرت مرد باید در خدمت راحتی زنش باشه ولی در یک جامعه بیمار درست وقتیکه احتمال میدی پوشش خواهر یا دوست دختر یا زن جوونت میتونه باعث مزاحمت یک مشت پسر وحشی یا پیرمردهای عقده ای بشه یه چشم غره حواله ناموست میکنی که یه جوری بره بیرون که کمتر جلب توجه کنه. من با بی حجابی و آزادی زنان نه تنها مخالف نیستم بلکه خیلی هم موافقم ولی همونطور که زیتون جان خودت گفتی خود خانمها هم میدونند که کجا باید چه شکلی لباس پوشید. اینجاست که باید به خانومهای فعال در زمینه حقوق زنان گوشزد کرد که مسئله اولویت آزادی زنان بخصوص در پوشش از اهمیت بالایی برخورداره و به هیچ وجه زیاده خواهی نیست چرا که از نظر من ریشه محدودیت زنان شرقی بخصوص در ایران در بحث حجاب و پوششه چرا که ژاپنی ها هم شرقی اند ولی حقوق زنانشون کاملا رعایت میشه چون چیزی بنام حجاب و محدودیت پوشش ندارند. شیوا خانم شاید مطلبتون را در وبلاگم انعکاس بدم لطفا راضی باشید. زیتون جان شما هم کامنت هیچکس را اشتباهی تو وبلاگ من گذاشتی ولی معلوم نیست کامنت احتمالی من را کجا گذاشتی!!!

79 :: توسط سارا در 2006-07-01 01:03

شيوا جان واقعا تکبير..

78 :: توسط SHIVA در 2006-07-01 00:50

مساله این است ! دخالت شوهر در امور زنانه یا خیر ؟

همه ما اینو به نوعی تجربه کردیم ! وقتی که دختر بودی و در منزل پدرت بودی , با امر و نهی های زیادی مواجه میشدی و پدر بعنوان اولین مرد در زندگیت همیشه بهت در مورد پوشش و نوع رفتارت تذکر میداد . خیلی از دخترها قبل از ازدواج تصور میکنن که با شوهر کردن میتونن از زیر یوغ پدر خارج بشن ولی وقتی که ازدواج میکنن تازه متوجه میشن سگ پدر شرف داشت به شوهر !!!! چون اینبار شوهر چنان اونها رو در منگنه قرار میده که زندگی رو براشون زهر میکنه ! از نوع آرایش گرفته تا زیور آلات و لباس و رفتار در جامعه و صحبت با دوستان و فامیل و حتا روابط زناشویی و رفتار در داخل فضای منزل هم باید زیر نظر شوهر باشه ! اما ریشه این تعصبات و غیرتمند بودن ها چیه ؟ چرا مردان ایرانی در ایران همگی غیرتمند و متعصب هستن ولی وقتی که در جامعه آزاد یعنی غرب و خارج از ایران قدم میذارن , این تعصبات و غیرت بازیها از یادشون میره ؟ علت در کجاست ؟

مقدمه :
میدونین ریشه غیرت در مردها چیه ؟ من میگم حسادت به همجنس هاشون ! و ریشه حسادت از کجا آب میخوره ؟ در اینکه مردها اینو باعث افتخار خودشون میدونن که تونستن توجه زنی رو به خودشون جلب کنن و اونو مال خود کنن ! و جالبتر از همه میدونین چیه ؟ اینه که این رفتار مردها غریزیه و ریشه عقلانی نداره . تمام حیوانات نر در طبیعت از قلمرو و جفت خودشون به شدت دفاع میکنن در مقابل سایر رقبا . این مساله در بین تمام موجودات عمومیت داره . برای نمونه حتا ماهی ها هم وقتی که جفتی انتخاب میکنن , برای حفظ اون تا حد مرگ با همجنس هاشون مبارزه میکنن . تمام حیوانات هم همینطور هستن و انسان هم که حیوان هوشمنده از این قائده جدا نیست . مردها به شدت از حریم منزلشون و جفتشون دفاع میکنن و حتا دیده شده که در اوج دعوا و عصبانیت وقتی زنی از همسر خودش تقاضای کمک کرده , مرد حتا با به خطر انداختن جونش از زن دفاع کرده . مردها کلن موجوداتی هستن که مثل تمام حیوانات نر , از ماده ها به شدت مراقبت میکنن . اما وجه تفاوتی که بین انسان و حیوان بوجود اومده اینه که :
حیوانات در عالم طبیعت از روی علایم و رنگ بدن و شکل ظاهری و قابلیت ها و ... جفت یابی میکنن ولی انسانها از روی شناخت تفکرات طرف مقابل و ظاهر و سلایق و رفتارها و صدها هزار عامل دیگه جفتشون رو انتخاب میکنن . نکته اصلی هم همینجاست !!!! اینکه هر انسانی که به انسان دیگه از خیلی جهات برتری داشته باشه طبیعتن میتونه تبدیل بشه به یک رقیب خطرناک ! یک نمونه رو میگم :
" وقتی پسری با دختری دوست میشه , تمام توانش رو میذاره بر اینکه اون دختر رو به خودش جذب کنه و شدیدن مراقبه که رفتاری ازش سر نزنه که دختر ازش برنجه ! سعی میکنه بدیهاش رو پنهان کنه و بهترین های خودش رو عرضه کنه . اما وقتی که یک پسر دیگه با توانایی های بالاتری پیدا میشه و سعی میکنه توجه دختر رو به خودش جلب کنه , عکس العمل پسر اولی دیدنیه ! عصبی , پرخاشگر , تهاجمی و حتا گاهی کار به خشونت شدید هم میکشه و هر دو به شدت ممکنه با هم درگیر بشن ! اگر در این میون دختر توجهش به پسر دوم جلب بشه , اولی به شدت ضربه روحی میخوره و انگار که دنیا رو سرش خراب شده و به پوچی میرسه "
این یک مثال کوچک بود فقط بین دوستی دو جنس مخالف . حالا وقتیکه پای ازدواج بیاد وسط اوضاع به شدت فرق میکنه :

در موقع ازدواج زن و مرد طبق قرادادی تعهد میکنن که نسبت به هم وفادار باشن و هرگز خیانت نکنن . در واقع ازدواج یک پیوند و تعهد اخلاقی در تمام جوامع بشری به حساب میاد . یعنی زنان و مردانی که ازدواج میکنن , دیگه حق ندارن با مردان یا زنان دیگه آمیزش داشته باشن و یا روابطی خاص (!) . این در همه جا عمومیت داره . اما مساله وقتی تبدیل به یک ناهنجاری میشه که ما جوامع رو از نظر فرهنگی به دو دسته شرقی و غربی تقسیم میکنیم :

- در جوامع مشرق زمینی اخلاقیات و سنت ها و خانواده و مذهب در راس امور قرار دارن . در این جوامع زنان با مردان برابر نیستن و مردان حاکم بر سرنوشت زنان هستن . مردان هستن که زنان رو انتخاب میکنن و زنان حق چندانی ندارن . در چنین جوامعی فقط مردانی میتونن به زنان دسترسی داشته باشن که قصد ازدواج دارن و از طرفی ازدواج در این جوامع دارای ویژگی ها و قابلیت های خاصیه که مردان باید داشته باشن تا مورد پذیرش خانواده دختر قرار بگیرن . طبیعیه که خیلی از مردان در این جوامع نمیتونن شرایط ازدواج رو داشته باشن و در نتیجه مردان کمی هستن که با زنان آمیزش دارن که همگی ازدواج کردن . به عبارتی محدودیت عرضه زنان و سختگیری برای ازدواج باعث رواج فساد اخلاقی در جامعه میشه ! دقت کرده باشین هر چقدر جامعه ای مذهبی تر و بسته تر و سنتی تر باشه , اون جامعه اخلاق فاسد تری داره چون کسانی که قادر به ازدواج کردن نیستن اقدام به اعمال ضد اخلاقی میکنن ! حتا دقت کرده باشین خانواده های مذهبی فرزندانی به شدت منحرف و هوسباز دارن . تجاوزات جنسی بالا و نظر داشتن به دختران و زنان شوهردار و همجنسگرایی افراطی و خشونت آمیز و عاداتی مثل خود ارضایی افسار گسیخته و چشم چرونی از مشخصه های چنین جوامعی به شمار میاد !

- جوامع غربی , جوامعی هستن که در اون زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی برابر هستن . زنان میتونن مردان رو انتخاب کنن همونطوری که مردان زنان رو میپسندن . بکارت و رفتارهای جنسی در این جوامع خیلی عادیه و نقش تعیین کننده نداره . بر عکس که در جوامع مشرق زمینی بکارت دختران مهمترین عامل با ارزش بودن و اعتبار اونها شمرده میشه ! در این جوامع دختر و پسر خودشون برای انتخاب همسر تصمیم میگیرن و خانواده نقشی نداره . قانون به شدت از هر دو حمایت میکنه و تمام اموال زندگی متعلق به هر دو میشه ! در صورتیکه در جوامع مشرق زمینی حتا جان و مال زن هم متعلق به شوهر میشه ! در جوامع غربی عامل سکس و نیازهای جنسی سهمی در انتخاب همسر ندارن . در صورتیکه در جوامع مشرق زمینی عامل اصلی برای انتخاب همسر نیاز و کشش جنسی محسوب میشه ! به همین دلیل هم هست که انتخاب جفت در جوامع غربی بسیار آگاهانه تر و با افکار باز تر صورت میگیره و توجه بیشتر به نکات انسانی و شخصیتی هست تا جنسی , تا جوامع شرقی چون سکس یک مساله حل شده ست . فساد اخلاقی در غرب با اینکه جامعه ای آزاده , اما بسیار محدود و در حد کمی وجود داره و مردم در این کشورها حریص نیستن و زنان به نسبت جوامع مشرق زمینی از امنیت بسیار بالاتری برخوردارن .

حالا از همینجاست که میشه فهمید چرا مردان در ایران که یک جامعه شدیدن سنتی و مذهبی و بسته هست , روی مسائل زنانه اینقدر تاکید دارن و دخالت میکنن :

تا جایی که من تحقیق کردم و با خیلی از مردها در این رابطه صحبت داشتم و مشاوره کردم , همگی اونها اعتراف کردن که خودشون در زمانیکه پسر جوونی بودن , به دختران و حتا زنان شوهر دار نظر سوء داشتن . دید زدن های یواشکی و چشم چرونی و نگاه کردن از لای پنجره به داخل خونه مردم و همسایه ها , خیال بافی در مورد زنانی که از اونها خوششون میاومد و نگاه های زیر زیرگی به دوستان مادرشون و همسایه هایی که به منزلشون می اومدن و داشتن رابطه جنسی با اونها در ذهن و حتا خود ارضایی کردن با بیاد آوری ذهنی زنانی که دیده بودن و خوششون اومده بود همگی بطور عمومی بین مردان رایج بوده و هست . بیشتر این مردها اعتراف کردن که دیدن اندام نیمه عریان زنها اونها رو شدیدن تحریک کرده و خیلی هاشون اعتقاد داشتن که وقتی در جمع دوستانشون بودن وقتی زنی رو میدیدن که زیادی آرایش کرده یا زیادی با مردهای دیگه گرم گرفته و یا از خیلی از زنهای دیگه آزاد تر رفتار میکرده , بهش لقب فاحشه و ج .. دادن و بقول خودشون رفتن تو نخ زنه و پیش خودشون گفتن این زنه میشنگه و خارشک داره !!!!!!! در صورتیکه اون زن هیچ رفتار خطایی انجام نداده بود و فقط خواسته بود خودش باشه و نه زنی بود هرزه و نه هوس باز و بدکاره ! ولی جو در ایران و مخصوصن بین مردان اینطوره که زنانی رو که خارج از عرف رفتار میکنن به چشم ج ... نگاه میکنه !

یکی از ملموس ترین مثال ها در این زمینه فیلم زیبای Malena هست که با دیدن اون میتونیم بیشتر پی ببریم به این نوع رفتار مردها ! بازیگر زن این فیلم در یک روستا زندگی میکنه که اهالی اون همگی ساده پوش هستن . شوهر زن به جنگ رفته و زن تنهاست و بینهایت زیبا . وقتی در ده قدم میزنه و یا بری خرید میره همه مردها نگاهش میکنن و پسرها باهاش خود ارضایی میکنن و دنبالش می افتن و یواشکی دیدش میزنن . دلیلش واضحه ! مالنا همیشه لباسهاش با زنهای دهاتی دیگه فرق داره و تمیز و مرتب و شیکه و این به همراه زیبایی چهره و اندامش , بیشتر مردان ده رو که همگی زنانی ساده و بد لباس دارن تحریک میکنه ... خوبه فیلم رو ببینین تا متوجه بشین ...

متاسفانه در جوامعی مثل ایران با روی کار اومدن حکومت اسلامی و محدود شدن شدید زنان در نوع پوشش , چشم چرانی مردان به شدت افزایش پیدا کرده و زنانی که با سایز زنان تفاوت دارن به چشم بد بهشون نگاه میشه . بارها نوشتم و تذکر دادم که فتیشیسم بین مردان ایرانی غوغا میکنه و خیلی از مردان ایرانی با دیدن قسمت هایی از بدن زنان میل شدید جنسی پیدا میکنن و اونقدری که با دیدن این نواحی بدن زنان تحریک میشن با بدن عریان زنان تحریک نمیشن . بر آمدگی های سینه و باسن از زیر مانتو یا چادر دیده شدن گردن از زیر گره روسری و دیدن پاها و انگشتهای دست و خیلی قسمتهای دیگه همه برای خیلی از مردهای ایرانی به شدت تحریک کننده شده ! و حالا میرسیم به اینکه چرا مردهای ایرانی اینقدر در کار زنانشون دخالت میکنن ؟

آغایون میخوان بدشون بیاد یا خوششون بیاد که پته شونو روی آب میریزم ولی حقیقت داره , هر چند که خیلی تلخه :
تمام مردهایی که به نوعی به زنانشون در موارد پوششی و رفتاری تذکر میدن , در دوران بلوغ و نوجوانی و جوانی خودشون دستی بر آتش داشتن و به نوعی دست به چیز و چشم چرون و حرف در بیار و .. بودن ! من خیلی در این زمینه تحقیق کردم و تقریبن 98% اطمینان کامل دارم که مردانی به این درجه از شکاکی و بد دلی میرسن که خودشون زمانی به زنان و دختران نظر بد داشتن و حالا از ترس تکرار این تجربه از جانب همجنس های خودشون و با اطلاع کامل از جو موجود , به زنانشون تذکر میدن که به نوعی لباس بپوشن یا رفتار کنن که حساسیت مردها و پسرها رو تحریک نکنن . به هر حال مردها کاملن دنیای مردونه خوشون رو میشناسن و میدونن همجنس هاشون از چه قماشی هستن و به همین دلیل وقتی که ازدواج میکنن به شدت احساس خطر میکنن و نفرت دارن از اینکه مردی به بدن همسرشون به اون دیدی نگاه کنه که روزی خودشون به زنان دیگه نگاه میکردن . برای همینه که دائم غر میزنن که موهاتو زیاد روشن نکن . آرایش غلیظ نکن . لباس های چندان باز و چاکدار نپوش ! توی مهمونی ها زیاد نرقص و جلب توجه نکن . کنار دریا پاهاتو بیرون ننداز . با مردها زیاد خودمونی نشو و ... چون کاملن میدونن که مردها و پسرها با دیدن چنین حرکات و رفتاری به شدت تحریک میشن و چه حرفهایی که نمیزنن و چه خیالاتی که به سرشون نمیزنه !
اما همین مردها وقتی به جوامع غربی میرن , خیالشون آسوده میشه ! دلیلش اینه که در اونجا دید زدن و چشم چرونی و یا خیالات جنسی معنی نداره و حتا لخت هم راه بری کسی نگاهت نمیکنه ! چون هر کسی که در این جوامع نیاز جنسی پیدا میکنه به راحتی میتونه خودش رو ارضا کنه و مساله سکس یک مساله کاملن حل شده ست !!!

نتیجه گیری اخلاقی :

حالا با این اوصاف به شوهرانتون حق بدین که چرا باید اینقدر در مورد پوشش شما بدبین و نگران باشن و حتا بارها و بارها بهتون تذکر بدن و گاهی هم خشونت نشون بدن . این هم از برکات دیگه اسلامه که به ما ارزونی داده . پوشش برای زن مساویه با رواج فساد اخلاقی ! چطور که در زمان شاهنشاه آریامهر که نور به قبرش بباره زنان با بیکینی و لباس توی خونه میرفتن بیرون و هیچ کس حتا نگاهشون نمیکرد . نگاهی به فیلم فارسی های 30 سال قبل بندازین تا بفهمین چی میگم ! زنان پوششی که داشتن و باهاش مهمونی میرفتن و یا خرید و بیرون منزل , امروز یه زن خود فروش هم اینطوری نمیره . این نشون میده که جامعه در اون زمان از سلامت اخلاق بر خوردار بود و امنیت داشت . ولی امروزه من اگه شلوار زیر مانتو نپوشم و دامن و مانتو بپوشم اونهم مانتویی که بلنده و تا زیر زانوم رو هم میپوشونه و از خونه برم بیرون , اونقدر ماشین کنارم بوق میزنه و اونقدر پسر و مرد بهم زل میزنه و تیکه می اندازه تا آخر یه ماشین دربست بگیرم و برگردم خونه و شلوار بپوشم و برم از خونه بیرون ! برخورد با این مساله هم به هیچ شکل دست هیچ زنی نیست و تا زمانیکه جامعه اصلاح نشه , فرهنگ تغییر نکنه , هیچی عوض نمیشه ! بارها پدرم به من تذکر میداد که دامن کوتاه نپوش ! وقتی بهش اعتراض میکردم و میگفتم مامان خود شما هم توی عکس هاش مینی ژوپ پوشیده , پس چرا من نباید بپوشم ؟ میگفت اون زمان فرق میکرد !!!!!! بله واقعن هم فرق میکرد . منکه اون موقع یه دختر بچه نابالغ بودم , میتونستم مردها رو تحریک کنم ولی مادرم و یا مادر بزرگم در سنین جوانی و اوج زیباییشون با پوشیدن دامن تنگ و کوتاه هیچ اتفاقی براشون نمی افتاد و جلب توجه نمیکردن . فرق بین الان با 27 سال پیش اینه !!!!!!!! ارمغانی که اسلام و حکومت اسلامی به ما داد ...

تکبیر.

77 :: توسط هیچ کس در 2006-07-01 00:44

درود
شايد مشکل باشه ولی اين مشکليه که خودمون درستش کرديم در چند روز آينده يک مقاله مينويسم در وبلاگم اگه حال کردی بيا اونجا جوابتو ببين خوشم نمياد اينجا رو تريبون خودم کنم مثل خيليا که اينکارو ميکنن
تا بعد بدرود

76 :: توسط الهام در 2006-07-01 00:41

من فکر میکنم این به خاطر جو تو ایرانه..میدونی آقای همسر من توی ایران گاهی راجع به لباس من نظراتی میداد البته با ملایمت ولی اینجا که اومدیم اصلا از این خبرا نیست در حدی که من فکر میکنم حالا از اون ور افتاده! ولی جدی فکر میکنم اون توی ایران احساس ناامنی میکرد

75 :: توسط سین / جیم در 2006-06-30 23:59

سیدنا حاج آقا ال سی با دامت افاضه!

اضرب مع الکفیکر فی الابتدا مفصلا علی الزوجه زیتون المفسد الفی الدنیا!
هذا الزوجه زیتون لا تمکین القواعد الحجاب الکامل،
اضرب مع الکفیکر مفصل التشدید،
فی العاقبت امشی محبوسه
فی المثال خمسه لیل و النهار
و فاقد الشام والناهار
فی التحت الزمین التاریک!

جانم فدای رهبر، فاتحه التوضیحات الامر بالمعروف !

74 :: توسط احمد در 2006-06-30 23:21

من هر وقت زن و يا دختر زيبايي مي بينم نگاه مي کنم و در دل زيبايي را مي ستايم و مي دانم که انسان زيباست و مانند گل، انسان زيبا هم ديدني است . البته نه وقتي که يک قلچماق حسود کج خيال ناموس پرست نيز به همراه اش است و امکان کتک خوردن هم هست. اگر کسي نگاه به زيبايي را به دلايل ناموسي بد مي داند به خودش مربوط است.

73 :: توسط maman isan در 2006-06-30 23:04

اول نظر خودم و بدم بدش برم نظرها رو بخونم. بابای من يه آدم مذهبی قديمی (‌از اين الکی ها نه ها)‌ از اون قديمی هاش. خلاصه تو ايران که بودم اگه ميخواستم تا تو راه پله ها هم برم ميگفت : بابا جون يه چيزی بنداز رو سرت. وقتی ميخواستيم بيايم کانادا در فرودگاه آمستردام توقف داشتيم اونجا من به احترام بابام روسريم و در نيوردم يهو ديدم بابام داره بهم ميگه : بهاره جون گرمت نميشه با اين روسری مانتو خوب درشون بيار.من شخصا فکر ميکنم علتش جو ايران باشه که مردها رو غيرتی ميکنه و تا حدودی هم حق دارن . اما اينور اگه من با بيکينی هم برم تو بالکن که آفتاب بگيرم کسی نيگام نميکنه.و شوهرم هم کاريم نداره.

72 :: توسط پرند در 2006-06-30 22:59

زيتون جان با مطرح کردن اين موضوع دست گذاشتی روی دل خيلی از خانمها.من فکر ميکنم تعصب يه بيماری روحی ريشه دار هست که چندان ربطی به مذهب فرهنگ و قوميت نداره.چون همه جا ميتونی اونو ببينی فقط شدت و ضعف داره و درمانش هم سخت ترازاين حرفاست و شايد بشه گفت راهی نداره.من فعلاباهمسرم چنين مشکلی ندارم اما قبلا با برادرم سر لباس و آرايش خيلی کل کل ميکردم احساس ميکردم با دخالتش به شعورم توهين ميشه ودر واقع يه جورايی به لوند بازی متهم ميشم و از اين حرصم ميگرفت.ماهافقط ميخوايم که راحت باشيم و خودمون تصمیم بگیریم نه این که همیشه نگران باشیم که حالا طرف چه فکری میکنه.اینو به حسن آقای همشهری میگم که مشکل بدون بالاتنه بیرون رفتن نیست.شخصا هیچ وقت با بیرون بودن کمرو ناف وسینه احساس راحتی نخواهم کرد.هیچ جای دنیا.
اما زیتون جان شاید تنها راه صحبت کردن باشه و گفتن این که چه احساسی بهت دست میده موقع این دخالتا. ولی چون معمولا مشکل مردا عدم اعتماد به جامعه هست نه همسرشون کمتر میشه مجابشون کرد.

71 :: توسط sadaf در 2006-06-30 21:10

vay man ke shoharam hamash pileh mikoneh lokhty bepoosh ein digeh mano kalafeh kardeh

70 :: توسط Sonya در 2006-06-30 21:08

man fekr mikonam ye kam ham mardha va shoharha bayad az khod gozashtegi konan va ba in ehsaseshoon mobarezeh konan,mage na?ii

69 :: توسط Mina در 2006-06-30 20:37

zeitoon jaan man fekr mikonam ke siba ehsas mikoneh ke negahe digaroon roo to ye joori soe estefadeh az toe, va oon oonghadr dooset dare ke nemikhad azat soestefadeh besheh. gofti ke to khodet midooni ke koja va key che lebasi bepooshi!!! in ro roo hesaabeh bardashthaye khodet az mardaye dor o baret anjam midi, vali ehtemalan bardashthaye to va bardashthaye siba ba ham yeki nist. shayad to oonghadr ke oon mardaye irani ro mishnaseh nemishnasi

68 :: توسط ردا در 2006-06-30 20:26

در غرب مردها بيشتر دوست دارن زنها رو کم لباس تر يا لختی تر ببينن و در شرق میل به این است که زنها پوشیده تر باشن. بیخود نیست که رهبر یه دست یه مشت ملا رو اجیر کرده که لباس ملی برامون بسازن!حقیقت اینه که ما در بلاد اسلامی همیشه مشغول پنهانکاری هستیم و در مغرب زمین همه می خوان آشکار تر باشن. البته از خدا پنهان نیست از شما هم نباشه که دید زدن نشان از سلامتی جنسی ست.جُکی بود به این مفهوم که دانش آموزا عکس سکسی زن معلمشون رو دست به دست میگردوندن. معلم شون فهمیده بود گفت : عکس پیشکش اصلش پیشه منه.

67 :: توسط نسرین در 2006-06-30 18:47

زیتونی جون،منم در اوایل ازدواج مون(که خوشبختانه همون اوایلش رو ایران بودیم)دقیقن همین مشکل تو رو داشتم.جناب همسر تا جائی دخالت می کرد که من برای خرید لباس هم باید ایشون رو می بردم که لباسی که می خرم مورد پسندش باشه!! حتا ناچار شدم چادر سر کنم! اونم منی که از هر چی چادر بود متنفر بودم! البته نه که مجبورم کنه،اونقدر از مانتوهایی که می خریدم ایراد گرفت تا آخر منم یه چادر انداختم سرم که دیگه ایراد نگیره! ولی به محض اینکه پامون رو گذاشتیم اینور از این رو به اون رو شد! طوری که چند روز اول من روسری داشتم،ولی به اصرار خودش روسری رو برداشتم.وقتی دلیلش رو پرسیدم می گفت که اینجا دیگه از اون نگاه حریصانه ی مردهای ایرانی خبری نیست!پس هر چی دلت می خواد بپوش! الان دیگه اصلن از اون دخالت ها و ایرادها خبری نیست :)
من فکر می کنم گوشزد بهترین پیشنهاد رو کرده.یه سفر خارج داشته باشین حتمن نظرش عوض می شه.هرچند اون نگاه ها همیشه هستن و اگه برگردین ممکنه نظرش کامل عوض نشه،اما مطمئن باش تغیراتی خواهد کرد :)

66 :: توسط کیمیا در 2006-06-30 18:07

زيتون جان برای نظر شماره ۳۱دهنم تا چند لحظه از تعجب وا موند !!! فکر می کنی ميشه اين طرز فکر رو درمون کرد .
به نظر من طرز لباس پوشيدن ملت به قانون و عرف اون جامعه بستگی داره و تذکرات سيبا يا مردهای ديگه به اون بستگی داره . يه خانوم معمولا خودش بدون تذکر هم می تونه تشخيص بده که چه لباسی برای کجا مناسبه ( با توجه به شرايط زمانی و مکانی ) مگر اينکه بعضی جاها اغراق کنه که دليلش هم کج دهنی به قانون باشه که خب معمولا تذکر هم باهاش می اد ... مثلا کنار دريا که قانونه زن بايد حجاب اسلامی باشه هر کی رعايت کنه دليلش اين نيست که بلد نيست رعايت نکنه بلکه داره تابع قانون مکانی ميشه که زندگی می کنه و هر کی هم رعايت نکنه دليلش اين نيست که داره از ازادی شخصی اش استفاده می کنه به طور ناخوداگاه يا خوداگاه داره يه جوری با قانونی که دلش نمی خواد باشه می جنگه . روی هم رفته به نظر من اشکال اصلا نه از شما و نه از سيبا است مشکل از جای ديگه ای است که به سختی حل ميشه اما اميدوارم حل بشه . دوستدارت کيميا

65 :: توسط حمید در 2006-06-30 17:59

حالا که اومدم... اين رو هم جواب می دم.

زندگی مشترک باید با اعتماد کامل و متقابل باشه. وگرنه شما رو بخیر و ما رو به سلامت.

۹۹٪ از وجوده آدما ذهنشونه و ۱٪ از وجودشون جسمشونه ... حالا سی با جان هی بپيچونش لايه پتو... راستی اينم بخون ... توی درک مطلب کمکت می کنه.

اگر بفهمی کسی که عاشقش هستی شب‏ها با دیگری می‏خوابه، دیوونه میشی؟ نه عزیزم، تصور کن اونی که هر شب‏ رو در آغوش تو صبح می‏کنه، ته دلش عاشق یکی دیگه‏ باشه اون‏وقت باید دیوونه بشی.

بازم بیا کامنت بزار که :فهمیدم... تو هنوز نمی دونی زنا هیچ وقت نمی فهمند؟

64 :: توسط حميد پوريان در 2006-06-30 17:34

وقتی زنجير اسارت را خود بر دست و پايم بستم...
و در ذهن باورهای ساختم...
و زندگی را بر اساس اين باورها ادامه؟
يا بهتر گفته باشم تکرار...
و آنجائی که بخاطر او...
در آن لحظه
زندگيم را باختم.
****
Stop Legal Action Against Iranian Archeological Assets in the US

http://www.petitiononline.com/Irassets/petition.html

Farsi: http://www.savepasargad.com/Notes/naame%20be%20....htm

Name ye 2 nevisandeh irani be dadgah aali Amrica:

http://www.PetitionOnline.com/Irassets/petition.html
فارسی پتی متن

matne farsi petition:

http://www.savepasargad.com/Notes/naame%20be%20....htm

اگر مایلید امضا کنید

Agar mayelid emza konid

63 :: توسط کفتار در 2006-06-30 17:27

می دانيم
می بينيم
خود را به نفهمی می زنيم
کور می شويم
ازدواج
می بينيم و گير می دهيم
صاحب نظر می شویم
نمی بینیم
نمی دانیم

62 :: توسط Elham در 2006-06-30 17:13

salam, man stockholm hastam va kamtar az yek sale ke ba yek aghaye irani ezdevaj kardam. khodam va hamsaram har do dar yek khanevadeye moghayad bozorg shodim va ghabl az ezdevaj ba vojoode inke man kharej az iran boodam vali ta hadi moghayade pooshesham boodam ( manzooram roosari nist)vali az vaghti ke ezdevaj kardam shoharam kheili tashvigham kard ke betoonam azad tar lebas bepoosham, kolli zogh zade shod vaghti ke man avalin bikinim ro kharidam. be ghole aghaye hamsar swedi ha namahram nistand, vali too Iran tebghe yek ghanoone na neveshte ham man va ham oon midoonim ke poosheshe ma 180 darajeh ba ini ke inja hast fargh mikone. negah haye tooye khiboon vaghti hatta manto va shalvar tanet hast por az oghedeh haye jensie, vay be hale inke zarrei az badanet ham be khad dide besh. be hamsaret nemishe khorde gereft azizam.

61 :: توسط م.رضا در 2006-06-30 17:09

زیتون عزیز !
این باید ها و نبایدها و خوب و بدها ، به فرهنگ و دین و مذهب و واقعیت حاکم هر جامعه و صدها مورد دیگر بستگی داره و نمی شه نسخه یی همه گیر پیچید . در واقع از یک دید می توان گفت که اصل و پایداری ِ یک رابطه ی موفق ، در ارتباط و نظرخواهی و نظردهی استوار است . یعنی در زناشویی بیان نظر مهمتر از نوع آن است . ممکن است نظر یکی برای دیگری خوشایند نباشد ، ولی نظرداشتن مهمتر از نداشتن و بی تفاوتی ست . در کل اینگونه بحث ها همه جا هست و جالب اینجاست که خانم ها بیشتر به پوشش مردهاشون دقت می کنند . به چه دلیلی ؟ نمی دونم . شاید دید استیتیک خانم ها قوی تر باشه . به نظر من اینگونه مسائل و نظر دادن ها ، در یک رابطه ی سالم ، نقش حساسی دارند ، اما مهمترین نیستند . مهمترین مورد در یک رابطه عشق و ارتباط دل هاست ، نه بحث های اینجوری که سلیقه یی ست .
به هر حال ، امیدوارم که با سی با کنار بیایید و اوقات خودتون رو با این اختلافات ، حرام نکنید .
روز خوش !

60 :: توسط پویا در 2006-06-30 15:56

سلام. راجع به این موضوعی که مطرح کردی می خوام بگم که نه تنها مساله عرف که تو این قضیه دخیله، بلکه مساله قوانین کشور هم اینجا خیلی مساله ساز میشه. یه مرد هر چقدر هم که به آزادی پوشش و حق انتخاب همسرش در مورد لباس معتقد باشه، می دونه که اگر زنش با لباس باز توی جامعه دیده بشه براش مشکل درست میشه. حواسش باید به بسیجی و مامور کلانتری و هزار جای دیگه باشه. و از حق نگذریم. آیا خانومای ایرانی از مردشون توقع ندارن که اگه یه نفر اومد توی خیابون بهشون گیر داد بیاد از زنش دفاع کنه؟ خوب اگه این مسوولیت رو برای مرد قایل میشن در عوض باید یه مقداری اختیارات هم به اون مرد بدن، و گرنه مرد در برابر قانونی که به متاسفانه به دیگران اجازه فضولی در زندگی شخصی مردم رو می ده کاملا بی سلاح میمونه. ای کاش قوانین ایران اجازه دست درازی یه عده به حقوق مردم رو نمیداد. اونوقت خیلی از این مشکلاتو نداشتیم.

59 :: توسط Abbass Agha در 2006-06-30 15:53

منظورم از مطلقا همان طلاق گرفته بود یا بیوه که اکثرا زندگیشان در تنهایی بپایان
میرسد و همه علتش هم را همه میدانند ...از نظر روانی بسیار مهم است و اصل ربطی بدین ندارد
هندی ها چینی ها بد ترند همین مسیحی های شرقی هم ازین فرهنگ بسیار برگ و پی اشان
رفته سی در صد زندانهای ایران مسئله ناموسی است ترکیه هم این گرفتاری را دارد با اینکه
اکثرا بیحجابند ...کاشکی پوریان و آرین که این همه بشکن میزنند میگفتند ازدواج کردند
یا میکنند بدون اینکه یک لحظه بدختر بودن همسرشان فکر کرده باشند

58 :: توسط n در 2006-06-30 15:51

نه نه نه نه نه
من هیچ کدوم از این حرفها رو قبول ندارم.
به نظر من راه حل در مرحلهء تئوری خیلی راحت تر از این فلسفه بافی هاست که دوستان میکنند.
داستانی هست به نام جبر فرهنگی.
جبر فرهنگی یعنی وقتی قانون کشوری حدود آزادی رو دمکراتیک تر می کنه، برابری زن و مرد را مشخص و واضح بیان می کنه و جرایم قانونی مناسبی برای قانون شکن قوانین حقوق بشری اجرا می کنه، اول مردم به اکراه مجبور به اطاعت می شن و بعد هم کم کم یک فرهنگ نو به اجبار پدید میاد.
اون زمان مردی دیگه از ترس قانون زنش رو کتک نمیزنه، باهاش مثل یک نصفه انسان برخورد نمی کنه و به قدرت تصنمیم گیریش و خواسته هاش مجبور می شه اطمینان کنه. کم کم از پس این قانونها یک فرهنگ ساخته می شه.
راستش رو بخواهید و مدتهاست که با فزهنگ سازی در افتادم. به نظرم عمر نوح می خواد فرهنگ رو از توی فرهنگ عوض کردن.
تاثیر بخشی مناسب وقتی صورت می گیره که قانونی فرهنگی رو در ابتدا زورچپان کنه. تا مرد بفهمه بابا زن انسان است نه بز!
نباید کتک بخوره. نباید چشم بسته تمکین کنه. تنش و روحش مال خودشه.
ازدواج یعنی همراه هم شدن نه صاحب هم شدن.
برای همین به اعتقاد من تا قانون اساسی از نو نوشته نشه همین آش و همین کاسه است.
درمورد حرفهای نانا هم تا حدی درسا تا حدی نادرست.
بله ما هم اونور زندگی کردیم. مردها به خاطر اینکه یکی سکسیه باهاش ازدواج نمی کنند. اما زمانی که با زنی که خواهانش هستند هم ازدواج کردند چژ و راست نمی گن این طور کن اون طور کن. اینو ببوش اونو ببوش. اون زن آزادی خواهد داشت که خودش باشه. خودی که همیشه بوده و براش فقط و فقط خودش تصمیم گرفته.
اشتباه میگم بگو اشتباه می گی زیتون جون

57 :: توسط Abbass-Agha در 2006-06-30 15:44

همه چرند گفتند و نوشتند تازه انها که دفاع کردند هم دروغ میگویند چرا!؟؟انچه از
همه مهمتره پرده بکارته وگرنه بیحجابی دوره شاه بود تازه مینی ژوپشان از پاریسی ها
کوتاه تر...اما اقایون چرا این همه بکارت دوست دارند؟؟؟که دختر خانم دست نخورده باشد
که خودشان اولین باشند شب حجله !!درد اینجاست که خانم های مطلقا با تمام حجاب و متانت
باید بدون شوهر گذران عمر کنند ...در غرب اگر دختری بعلل بکارت داشته باشد ترشیده میشود
و مردها و جوانها بدیده بد و عجیب بانها نگاه میکنند ...دوستم استفان با اینکه کاتولیک هم هست
میگوید بار اول سکس با دختر باکره کراهتی دارد !!که دختر هر گز فراموش نمیکند
و من دوست ندارم بعنوان ان خاطی!!در خاطره ان دختر بمانم !!!عجیبست اما باور کنید
که بیش ۹۸در صد مردهای غربی این چنین فکر میکنند و بهمین خاطر در مدرسه دخترها
زود دست بکار میشوند تا توسط دوست پسر حشری شده و بی تجربه از شر بکارت خلاص شود
پس اصل قضیه اینجاست وگرنه پوشش کمی تا قسمتی ابری بهانه است

56 :: توسط mozhi در 2006-06-30 15:19

ye chizi begham man ke dost pesaram hollandie delam lak zade ye dafe beghe akhe zane hesabi enghdar baz naposh ye kam ba hia bash ;-) hala bawaret mishe zeyton jon ya na !!! dar har hal midonam ke mitone aziet konadande bashe wali bahash harf bezan khob

55 :: توسط پریسا در 2006-06-30 14:11

زیتون جون سلام
به قول خواهرم من یه چیزی بگم؟
من دیروز در مغازه ای داشتم لباس پرو میکردم و در همان حال به ۳ تا دختر ترک که داشتن با هم حرف میزدن گوش میکردم که دلشون هم خیلی پر بود. از برادرهاشون حرف میزدن که همه اش توی کارهاشون دخالت میکنن و نمی ذارن لباس مورد علاقه اشون رو بپوشن و با دوستهاشون بیرون برن و ... من تعجبم در درجه اول در این موارد از پدر و مادرهای این بچه هاست که با اجازه دادن به برادرهای کوچک یک دختر اون رو در تربیت بچه اشون که در حقیقت وظیفه خودشونه شریک و سهیم میکنن و این آقا بعدها در زندگی شخصی خودش هم به قولی قاط میزنه و ...
من خودم توی یک خانواده خیلی آزاد بزرگ شدم. ولی خانواده مادری من خیلی متعصب بودن و به قولی خرغیرتی بودن و این باعث میشد که من با دایی هام همیشه مشکل داشته باشم چون من جور دیگه ای بودم و آخر هفته ها که خونه مادربزرگ بودیم باید نجابت بازی در می آوردیم!!! مثلا اگه دایی هام مهمون داشتن چایی رو تا دم در میبردیم و خیلی آهسته میگفتیم آقا ... چایی بعد آقا با یه اخم می اومد بیرون و ما هم باید بیشتر خودمون رو قایم میکردیم ... من البته همیشه لج میکردم و چایی رو میبردم تو و این موضوع باعث میشد که دیگه به من نگن چایی ببر.
حالا میرسیم به شوهر خودم که به من اصلا کاری نداره.
همه اینا رو گفتم تا برسم به این مسئله. من یه دوست دارم که شوهرش خیلی غیرتی هست!!! و دوستم و ما همه باهاش مرتب در جنگیم که بابا اینقدر خروس بازی در نیار. این آقا یه دوست داره که همه روش قسم میخورن که،خیلی آقا و نجیبه.
من این طرف رو چندی پیش برای اولین بار دیدم و به خاطر کاری در عرض ۱ هفته ۴ بار دیدمش. چند وقت بعدش به من زنگ زد و به من گفت عاشقم شده و میخواد با من باشه( در ضمن آقا زن و بچه داره). من شوکی شدم که تا چند روز حالم بد بود چون روی این آدم طور دیگه ای حساب می کردم از بس که همه ازش تعریف کرده بودن. ازش پرسیدم از من رفتاری سر زده که این طور در مورد من فکر کرده که من هم بععععععله؟
گفت نه ولی خیلی خوشش اومده و از این اراجیف. بعد از چند ماه من این قضیه رو برای دوستم تعریف کردم و اون هم حرفی رو زد که من به شوهرم گفتم وقتی براش قضیه رو تعریف میکردم و اون هم این بود که پس شوهر دوست من حق داره که هی میگه توی جمع ایرانی ها لباس باز نپوش. چون همجنس هاشو میشناسه.
به نظر من سی با هم توی جامعه مردها یه چیز هایی میبینه میشنوه که وقتی مییاد تو رو میبینه رویاهای مردهای دیگه تو گوشش زنگ میزنه و این باعث میشه که بره و زود پرده رو بکشه. و همه اینا از جامعه بیماری مییاد که خودت چند وقت پیش در موردش نوشتی. قضیه اون خانومه که با یه پسر عقب افتاده و پسر همسایه اشون در رابطه است...
موفق باشی عزیزم

54 :: توسط احمد در 2006-06-30 14:00

کامنت ۵۳ ، شعر از احمد شاملو.
*******

53 :: توسط احمد در 2006-06-30 13:47

پچپچه را
از آن گونه سر به هم آورده سپيدار و صنوبري
باري‌،

که مگرشان
به دسيسه سودايي در سر است
پنداري،

که اسباب چيدن را به نجوايند
خود از اين دست

به هنگامه يي
که جلوه همه چيز
چنان است

که دشمن خوني
در کمين .

52 :: توسط vida-m در 2006-06-30 13:39

آخه خانم اين سوال شما رو که نميشه در دو خط جوابشو داد، يک مقاله ميشه صرفش کرد ...
بر خلاف آنچه که نانا خانم فرمودند ( البته این تجربه من است) مردان غربی پس از ازدواج تغییری نمیکنند. از نظر من و همسرم ازدواج شراکت در زندگیست و بنا به همین دلیل ما برای آزادیهای فردی یکدیگر احترام فراوان قائليم. نحوه لباس پوشيدن و نحوه معاشرت با افراد ديگر جزئی از آزاديهای فرديست و تجاوز به اين حريم شخصی نشانه عدم اعتماد و يا احساس تملک ميباشد که هر دو نشاندهنده يک رابطه ناسالم بين شرکای زندگيست.

اما متاسفانه در ايران عزيز ما فاکتور کنترل اجتماعی است که اغلب روابط بين زن و مرد رو تحت فشار قرار ميده ... حالا نصيحت من به زيتون : مرز و حدود خواسته ها و آزاديهايت را (با زبون خوش و واضح ، نری داد و بیداد کنی ها ؛) ) برای همسرت مشخص کن، بعضی اوقات طرف مربوطه خودش هم متوجه نیست که از حد خودش فراتر داره میره .
البته فراموش هم نکن که شما هر دو يتان در جامعه بسته و غیبت کن ایرانی دارید زندگی میکنید :(

Communication is the key.

51 :: توسط sahar در 2006-06-30 12:00

zeytoon jan mage shoam zamani ke mikhasti ba in agha ezdevaj koni nemidoonesti ke injoori fekr mikone va ya inke aslan roo nakardeh bood(ke yejooor kolah bardariye)
va ya inke oon avayele ezdevajet ya too namzadi har chi migoft to ham ghabool mikardi?ya ba khodet migofti ke dorostesh mikonam?khob azize man khod kardeh ra tadbir nist.hala ke khodet ro gir andakhti be che konam che konam oftadi

50 :: توسط ايراني در 2006-06-30 11:53

زيتون عزيز.سلام
خسته نباشي
به نظر من چند دليل دارد :
۱-حس تملك .
سي با مي خواهد تو مال او باشي چون تورا در تملك خود مي داند.
اين ربطي به روشنفكر بودن او ندارد ويك حس غريزي است.
با اين رفتارهايت احساس مي كند كه ممكن است تورا از دست بدهد.
۲-وقتي تو اين كار را مي كني او نا خود آگاه احساس مي كند كه نتوانسته تمام ذهنت را به خود مشغول كند.وهوسهايت را فرو نشاند.
۳-هنجارهاي جامعه هم بد جوري دست وپا گير هستند.
من هرگز به عنوان يك ايراني كه در مملكت اينچنيني زندگي مي كند به همسر ودخترم اجازه نمي دهم كه با مايو در ساحل غير حفاظت شده بگردند وخود را مضحكه و ملعبه ديگران كنند.اما در خارج از كشور مي توانند با مايو ويا لخت هم باشند وتمام بدن خودرا در معرض آفتاب بگذارند.
باكي نيست زيرا در آنجا كسي من را متهم به بي غيرتي وبي ناموسي واين قبيل اتهامات نمي كند.

49 :: توسط رک‌گو در 2006-06-30 11:39

نانا در رابطه با مردان و روابطشان با زنان حق مطلب را کاملن بيان کرده است. زندگی مشترک فقط و فقط از طريق توافق و تفاهم قابل اجراست. هیچکس نمی‌تواند پس از ازدواج عادات زمان مجردی خود را صد در صد حفظ کند و هنوز انتظار روابطی عاشقانه و شاد با همسرش داشته باشد. بنا بر اين همچنان که نانا نوشته است اگر همسرت را دوست داری چنان که او ميخواهد لباس بپوش (و اصلن سعی نکن که نظر او را تغيير دهی چرا که فقط مايه اختلاف و درگيری است) و اگر آزادانه لباس پوشيدن را دوست داری از او طلاق گرفته و تا روز مرگ ازدواج نکن.

48 :: توسط حمید در 2006-06-30 09:16

يادته گفتی که فهميدی...؟!!
اين و می گم... بخون يه بار ديگه... .

یک روزی که حسابی از دوگانگی خسته شده بودم و ... رفتم پیشش ... گفتم هیچی نمی فهمم ... اونم اصلاً به رویه خودش نیاورد ... بعد از چند دقیقه ای، بودن مقدمه پرسید: حمید تو می دونی ما دو(2)تا خط تلفن داریم؟!! با کمی تعجب گفتم: نه !! یه لبخندی زد و بلند شد و رفت کنار تلفن ها نشست ... . اون راست می گفت 2 تا گوشیه تلفن رو میزشون بود... گفت: دوست داری یه کم بخندیم؟ گفتم اگه بتونم بخندم خیلی خوب می شه... . هر 2تا گوشی های تلفن رو بر داشت و تلفن ها رو در حالت بلندگو گذاشت، انگار می خواست من همه چیزو بشنوم... با یکی از گوشیها به آرش زنگ زد(یکی از دوستای مشترکمون) و با اون یکی گوشی شمارۀ بیتا رو گرفت که بعدها فهمیدم دختر خالش بوده ... تلفن ها هم زمان زنگ می خوردن ... و رضا(دوستم) گوشی ها رو بر عکس کرده و خیلی ماهرانه روی هم قرار داده بود و ما از بلندگوی اصلی صداها رو می شنیدیم ... بیتا گوشی رو برداشت ، همزمان آرش هم از آن طرف خط، گوشی رو برداشت. (مکالمه ها طولانی تر بودن ولی من به اختصار می گم...)

بیتا : بفرمائید.

آرش : سلام، شما بفرمائید!.

بیتا : آقا شما زنگ زدید، بفرمائید.

آرش : خانم سر ظهری شوخیتون گرفته؟! شما زنگ زدید.

بیتا : خیلی بی شعوری! چرا مزاحم می شی؟؟

آرش : !!!! رو که نیست، نوبره والا، یه موقعه کم نیاری، سنگ پا.

بیتا : کاری نکن بدم پدرت رو در بیارنا.

(من داشتم از خنده غش می کردم ولی آروم می خندیدم که صدام رو نشنون.)

آرش : !!!! بی تربیت عوضی ...

بیتا : خفه شو آش.... .

آرش : .............................

بیتا : .............................

گوشیها کوبیده شد.

از خنده مرده بودم ... ولی رضا فقط یه لبخند زد.

گفت: یه بار دیگه.... ایندفه بیا غلام رو سره کار بذاریم (غلام یکی از بهترین دوستای رضا بود و رضا رو خوب می شناخت). گفتم باشه...

گوشی رو برداشت، با یکی شمارۀ غلام و با اون یکی شمارۀ یکی از این آتیش پاره ها رو گرفت...

غلام: الو بفرمائید.

شیدا : بفرمائید!!

غلام : شما زنگ زدید خانم بفرمائید ؟!.

شیدا : آقا گوشیه من زنگ خورد، من گوشی رو برداشتم ....

غلام : .... خانوم، (انگار یکدفه یه چیزی فهمید)، می خواست به خانومه یه چیزی بگه ولی حرفش رو خورد و گفت: خانوم حق با شماست، احتمالاً من اشتباهی شمارۀ شما رو گرفتم ...

شیدا : اگه مریضی خدا شفات بده.

غلام : ایشاالله شفا می ده خانوم... من از شما عذر می خوام، شما عنایت کنید گوشیتون رو بذارید ... من احتمال می دم که خط رو خط افتاده ... .

شیدا : مریضاً مردم ... (گوشی رو گذاشت)

غلام از پشت خط داد زد :رضا، نمی تونی آروم بمیری .... چرا مردم رو زاورا می کنی .... من و رضا دیگه نخندیدیم. غلام فهمیده بود .... . رضا آروم گفت: اشتباه شده، شما ببخشید ... غلام یکم ساکت شد بعد گفت: خدا ببخشه، بعدش گوشی رو گذاشت.

از اون روز به بعد خیلی به این قضیۀ تلفن ها فکر کردم.... آرش و بیتا .... کدومشون راست می گفتند... آرش زنگ زده بود یا بیتا؟؟ ... به نظر تو(بدون در نظر گرفتن شخص سوم) آرش راست می گفت یا بیتا؟ آرش راست می گفت چون واقعاً تلفنش زنگ خورده بود... بیتا هم راست می گفت ، تلفن اون هم زنگ خورده بود... آرش دروغ می گفت چون بیتا زنگ نزده بود.... بیتا هم دروغ می گفت جون آرش شمارۀ اونو نگرفته بود ... به قول رضا اونا خیلی محکم می تونستند برن از همدیگه شکایت هم کنن .

همیشه با خودم می گم اگه بشه همه مثل غلام بفهمند که یه عامل سومی هم می تونه وجود داشته باشه، چقدر دنیا در آرامش خواهد بود، ولی همیشه پیدا کردن عامل سوم یه کم سخته ... .

می دونستی دارن بازیمون می دن؟؟ می دونستی نشستن اون بالا و دارن می خندن ... می دونستی من و تو هم یکی از اون بیتا و آرشها شدیم .... چقدر قشنگ می خندن بهمون ....

میان یه مذهبی و یه بی مذهب رو میندازن به جون هم، اونوفت آروم می خندند، یه جوری که نشنوی،تا می تونن تضاد درست می کنن، میان ...... بعد می شینن............


کامنت گذاشتی که فهمیدی ولی می دونستم نفهميدی... اشکال نداره دوباره سعی کن.

47 :: توسط , ولگرد در 2006-06-30 08:54

عزيز گفتی
شما بگویید چکنیم؟
کامو میگوید :
بعصی به این دنیا میایند و انچه در این جهان انجام میدهند برای دیگران است فقط زمانیکه می میرند برای خودشان می میرند ...!!
کامو گفت /بعضی / نگفت /همه/
اگر در جامعه ما بود باید میگفت /همه/ واین چه عمگین است .... همه ما وفتی در اینجا به دنیا میاییم انچه میکنیم بخاطر دیگران است پس سهم خودمان کجا است ؟
گفتی
شما بگویید چکنیم؟
عزیز تو را به عنوان یک زن میگویم این تو نیستی که باید کاری بکنی
چون کاری از دستت بر نمی اید تو که طرز فکر همه ادم ها اطراقت را نمی توانی تغییر دهی پس باید خودت را تغییر دهی ...!
این کاری است که به نطر ولگرد همسر عزیز تو شاید برخلاف میلش با تو میکند
مگر این صرب المثل را فراموش کردی خواهی نشوی رسوا ...
من هم هیج چیز بیش از این نمیدانم که به تو بگویم
یا باید الگو ها را بپذیری و براساس استاندارد های دیگرا نی که در بین انها زندگی کنی عمل کنی و در درون مثل موریانه خودت را بخوری و دم نزنی
و یا اگر میخواهی خودت باشی بکن انچه میخواهی بکن در ان صورت باید با همه دایما بچنگی و انگ بخوری ..

اما انجه ولگرد برای خوشحال کردن تو میگوید :
این است تو به عنوان یک زن از طبیعت زن بودن ات اطاعت میکنی . که متاسفانه چه سخت است بعضی باور کنند که اگر زن آرایش میکند یا به زیبایی ظاهر ی خویش توجه میکند
تنها برای /ارضاع حس درونی / خودش است.. نه برای جلب توجه دیگران و بخصوص مردان
یا به عبارت اسطوره ایئ ان : در درون هر زن نوعی /نارسیست / یا شیقتگی به خود نهفته است .واین را بیشتر مردان نمی خواهند باور کنند جون در ان صورت غمگین میشوند !۱
زیرا این احساس در مردان دیده نمیشود
زن اگر کار میکند برای این است که خودش را خوشخال کند اگر آرایش میکند بیشتر برای این است که خودش از زیبایی خود لذت میبرد
مرد برعکس
مرد اگر کار می کند میخواهد زن را مجذوب کند اگر خودش را آراسته ممی کند میخواهد زنان را جلب کند!!
و در خوامع بسته ای مثل جامعه ما
اشتباه ادمها از همین جا شروع میشود ...
که فکر میکنند اگرزنی که به خود توجه کند برای جلب توجه مردان است ...!!
که ریشه این نوع طرز تفکر به قرهنگ تاریخی و مذهبی قبیله ای پنهان است
این نوع طرز فکر در ایران ما هم میرفت رنگ ببازد ....
که متاسفانه دوباره رجعت کرد
در زمانی نه چندان دور میرفت که ادم ها کمتر به زنان عریبه آرایش کرده و زیبا خیره بشوند ّّ!!
يادم ميايد
بيش از ۳۰ سال پيش گاهی در اتوبوس های شهری و یا مسافری و جاها ی عمومی مثل پارک یا سینما مادرانی را میدیدیم که که کودکی در اغوش داشتند بی توچه به حضور ادم های اطراف شان سینه های خود رابيرون مياوردند و در دهان کودکان شير خوار شان ميگذاشتنند
وهیچ یک از ادم های اطراف انها نگاهی عیر عادی به ان زن نمی انداختند
و امر به معر وفی هم در کار نبود ...
سی بای تو تقصیری ندارد
او هم در جایی زندگی میکند که تو میکنی

46 :: توسط Ida در 2006-06-30 08:11

Z8un jan, man pedari daram ke ta vakhti iran boodam nemizasht madaram ba mardhaye dige hatta az rooye shookhi bekhande,az vaghti oomadim in vare aab bayad bebini ke che ghadr avaz shode! i can go out and wear anything and he doesnt say anything, fekr mikonam be jame'e kheyli bastegi dare...

45 :: توسط خُسن آقا در 2006-06-30 08:07

نتواستم این نوشته ات را بی پاسخ بگذارم وسط های خواب بودم که یک مرتبه صدای زنگ تلفن زنگ زد آنطرف خط زیتون بود و داشت این کلمات را برایم تکرار می کرد در کنار صدای زیتون هم صدای سیبا بود که ملایم فریاد می زد و می گفتم بخدا من بی‌گناهم به همین خاطر نیمه شب از خواب پریدم و آمدم پایین نشستم پشت کامپیوتر و پاسخی را نوشتم و گذاشتم روی نت امیدوارم خانم ها پوستم را نکنند و با منطق با آن برخورد کنند.

44 :: توسط nana در 2006-06-30 06:32

و اما زيتون گرامی

جانم برايت بگويد که به نظر من سی با کاملا حق دارد !!!!
چرا ؟
برايت مينويسم

جامعه ای که به دليل سنت ها و خرافات و عقب ماندگی مذهبی هنگامی که ميرفته تا کمی اين عقب ماندگی ها تعديل گردد ناگهان در آن انقلابی اسلامی !!!!!! به وقوع پيوسته
و لايه های گهی يکی بعد از ديگر را به روی آن مدرنيسم آبکی زمان شاه کشيده را کمی با تيزبينی نگاه کنی
خواهی ديد که نه تنها از نظر مردان ايرانی بلکه از نظر بسياری از مردان چهان سوم بخصوص خاورميانه ای
زن گرفتن يک مرد به مفهوم داشتن يک تخت و يک زن خصوصی برای خود است و السلام

هنگامی که تو با بلوزی که سينه های احتمالا زيبايت را نشان ميدهد کنار عده ای از دوستان حتی برادران سی با بروی
برای سی با ترديدی ندارد که اين مردان با چشمان حريص به اين دو پستان تو که کمی بيرون است نگاه کرده و احتمالا با خيال تو هم آغوش ميشوند
زيرا خود سی با هم اگر به خانه دوستی رود و زن او با سينه ای نيمه برهنه برايش چای آورد !!! خواهی نخواهی به افکار شيطانی که فرمانش از داخل تنکه اش صادر ميشود فکر ميکند
بی برو برگرد

و چون مردان ايرانی يکديگر را به خوبی ميشناسند و حق هم دارند !!!!

تا بتوانند از شکل گرفتن اين گونه افکار
شهوانی راجع به زن و خواهر و مادر خود جلوگيری خواهند کرد
اين يک اصل است بی برو برگرد

اگر سی با عقب مانده است از نظر بسياری به اصطلاح مدرن !!!!!!!!! دليلش عقب ماندگی کل جامعه است پريود .
هنگامی که زن برادر مردی اگر با شلوارک داغ برای برادر شوهرش چای بياورد قادر به تحريک جنسی برادر شوهر است
آيا شوهر حق ندارد که به زنش بگويد اين گونه سکسی برای برادر من چای نياور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
قطعا دارد .
حسادت و تعصب مردان با مال زنان فرق دارد
زنان به نگاه شوهرانشان بند ميکنند و ميگويند به زنان ديگر نگاه غير عادی و طولانی نکن
و چون کون مردان را برهنه ديدن از نظر عرف و شرع و سنت و ...خلافی در ايران مانيست
زنان نميتوانند به شوهر خود بگويند پس عضله هايت را بيرون نينداز چون زنان را تحريک ميکنی !!!!!!!!

ولی مردان با توجه به تمامی جو حاکم بر جامعه اين حق را به خود ميدهند که بگويند
اگر در ايران جنده ها پستان های خود را برای مشتری جمع کردن بيرون می اندازند
پس من مايل نيستم که مردی به زن من مانند جنده ها نگاه کند .
و به نظر من درست هم ميگويند

هرگز نميشود هيچ پديده ای را در ابسترکت بدون توجه به شرايط مکانی و زمانی آن ارزيابی درست کرد عزيزم

در غرب هرچه يک دوست دختر مردی سکسی تر و جذاب تر و اشتها برانگيز تر باشد برای اين مرد رفتن با او به مجالس و مجيط های اجتماعی باعث افتخار بيشتری است
ولی همين مرد غربی هم هنگامی که بالاخره خسته شد و تصميم به گرفتن
زنی گرفت
ديدگاهش به اين زن تقريبا مشابه با
هر مرد ايرانی است باور کن

هيچ مردی حتی در غرب و امريکا هم علاقه ای به اين که زنی که با او همبستر است و رسما هم همبستر است باعث تحريک جنسی مردی ديگر شود رضايت نميدهد اين را از من که يه دوسه پيراهن بيشتر از تو پاره کرده ام قبول کن

بنابر اين به نظر من آزادی پوشش برای زن تنها ميتواند زمانی حادث گردد که اولا جامعه به سطح شعوری رسيده باشد که هر مردی زرتی با ديدن بخشی از بدن زنی تحريک نشود !!!!!
که بسيار بعيد است
و تازه بعد اگر مردان به اين کنترل نائل آمدند
مساله مالکيت خصوصی که شامل انسان هم ميشود کاملا حل گردد

بنابر اين عزيزم اگر سی با را دوست داری چنان که او ميخواهد لباس بپوش و اگر آزادانه لباس پوشيدن را دوست داری از سی با طلاق گرفته و تا روز مرگ با هيچ مردی ازدواج نکن
شاد باشی نانا

43 :: توسط .نويسنده کامنت 29 در 2006-06-30 06:22

سلام و درود به آرين شريف که از انتقاد
کوچک من نرنجيد .
با احترام متقابل.نويسنده کامنت۲۹
...............................................

و نه نويسنده کامنت ۳۲

42 :: توسط dariushagha در 2006-06-30 05:31

زیتون جان....واقعا متاسف شدم.... به شوهرت بگو....مگر به من اطمینان نداری؟؟؟ اگر هر مزخرفی از دهن آخوندهای خائن و کثیف میشنوی باید برای من بلغور کنی؟؟؟کدام حرف این سیستم درست بوده که حالا تو یکی برام داری به جرا میگذاری؟؟؟ نکنه تازهگی پاهات توی مسجدها باز شده؟؟؟آدم عاقل با لباس میره دریا؟؟؟همین بهتر که وبلاگمو نمیخوانی....و اگر نه تا حالا خون بپا کرده بودی...نه خیال کنی.... حرف مفت باز بزنی.... به مرگ رهبر فرار میکنم خارج دیگه هم لباس نمیپوشم....... حالا ایها را بگو ببین چی میشه.....

41 :: توسط آرش در 2006-06-30 05:28

تا چه حد کوتاه یا تا چه حد جلو باز... و غیره در جوامع مختلف فرق میکنه! اما برای این که به یه مسئله در زندگی دو نفری که همدیگه را دوست دارن تبدیل نشه، به گمان من مرد و زن باید در یک لایه بالاتر با هم صادقانه حرف بزنند نه این که در یک لایه پایین تر کار به جدال و لجبازی بکشه. زن میتونه پیش خودش فکر کنه خب من شوهرم رو این قدر دوست دارم حتی اگه اونم چیزی نگه من چون از ته دلش خبر دارم زیاد خوشحال نیست، خب دامن بلند تر می پوشم! اما در لایه پایین تر ممکنه اینحوری فکر کنه این مرد از اولش هم امل بود و من باید حالشو بگیرم! مرد هم اینجوری فکر کنه زن من اینفدر خوبه که مثلا با هیچ دامن کوتاهی اجازه چشم چرونی به کسی رو نمیده... خلاصه این که این بخش خیلی کوچکیه در زندگیه اگه نخواهیم اونا دستی دستی به یک مسئله بزرگ تبدیل کنیم. قاعده ی کلی هم که در هر Conflict Resolution کارکرد داره 50-50 win هست!

40 :: توسط paybarah در 2006-06-30 04:32

زيتون جون
شايد مشکل از جامعه مون باشه چون وقتی من ايران بودم سعی ميکردم اصلا جلب توجه نکنم ولی بازم روزی نميشد که متلک نشنوم ولی اينجا حتی وقتی بچه شير ميدم و اصلا هم خودمو خيلی نمی پوشونم کسی نگام نميکنه البته مسلم هست که تو جمع های ايرانی موقع شير دادن خيلی خودم را میپوشونم ولی اين فقط مختص خانم ها نيست وقتی من به شوهرم ميگم که اون لباس را نپوش خيلی چسبونه به عنوان مثال خوب اونم ميتونه درباره لباس پوشيدنم نظر بده يعنی توی اين مدتی که ازدواج کردی هرگز در موردی لباس پوشيدن سيبا اظهار نظر نکردی؟

39 :: توسط زيتون در 2006-06-30 04:10


شایان عزیز
پهنای باند قابل شما رو نداره:)
بخصوص شما که کلی از کامنتتون استفاده می‌بریم همیشه.
"
ايراد به این اجتماع و این حکومت است که چون بختک بر روی همه چیز این مردم افتاده"


الینا جان به پینگلیش نوشته
"عزیزم مهم نیست کجا باشی و طرفت کی باشه. همین که ایرانی باشه کافیه. من با نامزدم 4 سال دوست بودم و حتی قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیریم با هم زندگی کردیم. در ضمن ما آمریکا هستیم و هر دو درس‌خونده هستیم ولی این دعوای لباس از روز اول سر جاش بوده و هنوز هم هست و من یکی واقعا گیو آپ کردم(بریدم). بقیه رو نمی‌دونم."
امیدوارم برای من این بحثا تا آخر ادامه پیدا نکنه :(
و ا میدوارم برای شما هم به زودی تموم بشه.

پرویز شار جان
آی دمتون گرم. زندگی قبل از ازدواج باید حتما در نظر گرفته بشه. هم از طرف زن و هم از طرف شوهر.

ماهی دودی جون
کاش اقلا تا نسل بعدی درست شه. می‌دونم من خیلی کمتر از خیلی‌ زنها مشکل دارم. خدا به داد اونایی برسه که سر هر مسئله‌‌ی کوچیک هم باید جوابگو باشن.

تا کامنت 31 خوندم. و آفلاین دارم جواب می‌دم. ممنون از تموم نظراتون

ببخشید که در نظرخواهی قبلی نتونستم از دوستان تشکر کنم. بیشترشون رو تازه خوندم. الان هم دیگه دیره و باید برم بخوابم.
از بی‌بی بانوی دو عالم باید متشکر باشم. مرگ ایشان هم باعث خیر و برکت است و باعث شد به غیر از شربت‌ها و مأکولات نذری فراوان که این‌روزها باب شده بیارن دم خونه. وقت کنیم دوسه‌ساعتی رو پای اینترنت بگذرانیم.

38 :: توسط زيتون در 2006-06-30 04:05

امیرحسین گرامی
شما هم یکی از سر منشائاشو گفتی. فکر کنم بعد از انقلاب بدتر شده.

گیسوی عزیزم
حرفت درسته. کما اینکه قبل از انقلاب مردم جنوب شهر همه حداقل روسری داشتن. اون‌موقع که حجاب آزاد بوده اما به خاطر فرهنگ مردم حتی معلم‌هایی که در جنوب شهر درس می‌دادن بیشترشون مجبور بودن برای انگشت‌نما نشدن روسری کوچکی سرشون کنن و مینی‌ژوپ در اون مناطق پوشیده نمی‌شده.
امان از این نگاه‌های بد:(
یه قسمتیش هم فکر کنم به تعریف‌های دوستاش برمی‌گرده. یعنی سی‌با هر چی در محیط کاری بیشتر می‌مونه و داستا‌نهای عجیب‌غریب و احتمالا خالی‌بندی‌ها و جوک‌هاشونو گوش می‌ده بیشتر غیرتی می‌شه فکر کنم.

میلاد جان
خیلی ممنون که نظرت رو خیلی صادقانه نوشتی و باعث شدی بیشتر متوجه شم که چرا مردها بعداز ازدواج این‌طوری می‌شن.
خوب من هم به عنوان یه زن به همسر آینده‌م گفته بودم که از نظر لباس پوشیدن همیشه آزاد بوده‌م. با فامیل به استخر می‌رفتم( چند تا از فامیل‌هامون از جمله‌خاله‌م استخر داشتن) حتی عکس‌های دسته‌جمعی با پسرخاله‌ها و پسر داییها و پسرعموها و... با مایو نشونش دادم( که البته گفت توی آلبومی که به همه نشون می‌دم نذارمش و جدا در یه پاکت گذاشتم) می‌دونه من با تعداد زیادی از پسرای گروه کوهنوردی کوه‌های دوسه روزه می‌رفتم. براش اصلا مسئله‌ای نبود... اگه بود باید می‌گفت.
پس تو این حس رو حس تعلق و تملک نام‌گذاری می‌کنی؟ متاسفانه برای من زیاد قابل قبول نیست. ولی خوب سعی می‌کنم درکش کنم.


آرین عزیز
از تو هم ممنونم که نظرت رو نوشتی که چرا یه مرد تعصبش گل می‌‌کنه و...

فری‌ناز جان
تا الان داشتم سفرنامه‌ی قشنگتو به سویس می‌خوندم. خیلی خوب نوشتی. هنوز در خیال اون دو پسر عرب و دختربچه‌های ناز مکزیکی هستم و وقتی انگشت چهارم پسرک بسته شد منم نفسی به راحتی کشیدم. منتظر بقیه‌ش هستم.

گوشزد جان و حسن‌آقای عزیزم
من و سی با یه سفر دو روزه به خارج کشور داشتیم.
جالب بود که تا وارد هواپیما شدیم خود سی‌با بهم گفت چرا روسری‌تو در نمیاری( البته فکر کنم دیده بود همه برداشتن) و من که حواسم پیش پرواز و ترس از سقوط بود ... شالم رو باز کردم و تاکردم گذاشتم تو کیفم. تو فرودگاه جلوی چشم ما دختر قدبلند و زیبایی مانتوشو در آورد و بلوز نازک و تنگ و شلوار چسبانی پوشیده بود. همسر جوانش هم که شیک‌پوش بود به محض دیدن زن نمی‌دونم چی بهش با عصبانیت گفت که دختر با دلخوری شدید دوباره مانتوشو پوشید. از دست شوهرش خیلی عصبانی شدم. اگه من بودم حرفشو گوش نمی‌کردم شاید دختره به خاطر آبروش که یه وقت پسره داد نزنه گوش کرد.
بعضی‌ خانم‌ها ظاهر خیلی بد و زننده‌ای( از نظر سی‌با) به خود گرفتن.آرایش خیلی غلیط و لباس‌های اجق وجق.
غیر ایرانی‌ها خیلی ساده بودن و یه لباس خیلی معمولی زیر مانتو داشتن.
من هم یه تونیک ساده‌ی آستین کوتاه( می‌ترسیدم کوتاه بپوشم خودم معذب باشم) زیر بارونی‌ام پوشیده‌ بودم. دیدم سی‌با نفسی به راحتی کشید و گفت خوشم اومد ‌تو یهو خودت رو نباختی. باز از حرفش ناراحت شدم. ممکن بود من هم دلم می‌خواست بلوز کوتاه‌تری بپوشم. البته به خاطر چند کیلوی ناقابل اضافی متاسفانه نمی‌تونم بلوز ناف‌نما بپوشم وگرنه ... نمی‌دونم می‌پوشیدم یا نه:)
نمی‌دونم چرا سی‌با دیسکو هم نیومد. با اینکه می‌دونست رقص خیلی دوست دارم. گفت خسته‌م. راست می‌گفت تو این دوروز خیلی دوندگی داشتیم. ولی خودش رقص دوست نداره زیاد. فقط تو خونه وقتی تنها هستیم.

37 :: توسط زيتون در 2006-06-30 04:01

علی‌آقا جان
از کامنتت خیلی خوشمان آمد:) کلی خندیدم و آمپر اعتمادبه‌نفسم رفت بالا. جوری که خواستم تیتر مطلبمو بذارم." آخ... من حیف شده‌ام" :)))

آرین عزیز
خوب این مسئله همیشه بوده که حتی وقتی با سی‌با تو خیابون راه می‌رم بعضی آقایون اون‌قدر پرروئن که جلوی سی‌با متلک می‌گن. اما چطور زمان دوستی یا نامزدی براش اصلا مهم نیست ولی هر چی می‌گذره این حالت تملک بیشتر می‌شه؟

کتبالو جان
فکر کنم این قبیل اخلاق‌های بی‌ناموسی‌:) که مرد دوست داره زنشو در حال معاشقه با شخص دیگه ببینه تو ایران خیلی کم باشه. ولی جالب بود برام.

عزیز‌دردونه جان
اولا رسیدن به خیر. بعدش راست می‌گی کاری اساسی می‌خواد. فکر نکنم حالا‌حالاها درست بشه.

پرستو جان
قبول دارم. ما باید برای خواسته‌هامون ارزش قائل بشیم و کوتاه نیاییم.
اما چون این اخلاق آقایون رو عمدی نمی‌دونم. دوست دارم کاری کنم براشون حل شه. با یکی‌به‌دو کردن کار بدتر می‌شه:(

36 :: توسط زيتون در 2006-06-30 03:54

من عزیز
تو هم ازدواج کنی مطمئن باش نه تنها از این جور تذکرات لذت نمی‌بری که کم‌کم ناراحت هم می‌شی. اگه یه دختر در خونه‌ی پدر خیلی آزاد باشه و همه بهش اطمینان کامل داشته باشن. خیلی اذیت می‌شه. تو فکر کن برای یه مهمونی یه لباس در نظر گرفتی که تازه از نظر خودت خیلی ساده‌ست. بعد در آخرین دقایق بهت بگه: عزیزم(حتی عزیزمشو هم بگه) این‌جوری می‌خوای بیای؟ بهت برنمی‌خوره؟ بخصوص اگه لباس دیگه‌ای به نظرت مناسب نیاد.

اینم بگم که سی‌با نسبت به خیلی از شوهران دوستام خیلی خیلی دموکراته. خیلی از دوستام می‌گن خوش‌به‌حالت. خیلی‌ها با ما رفت‌وآمد می‌کنن که شوهرشون از سی‌با زن‌داری یاد بگیره:))

سولوژن جان
من هم به خیلی مسائل اهمیت می‌دم.حتی وقتی سی‌با زیادی تو جمع بهم اظهار محبت می‌کنه خجالت می‌‌کشم .
در مورد اینکه چرا سی‌با دخالت می‌کنه نمی‌دونم. درست توضیح نمی‌ده. گاهی فکر می‌کنم می‌ترسه. یا شاید دوست نداره زن خودش تابو شکن باشه. جالبه وقتی زن دیگه‌ای تو خیابون روسری‌شو بر می‌داره یا بلوز شلوار بدون مانتو پوشیده می‌گه آفرین. ولی دوست نداره زن خودش شروع کننده‌باشه. شایدم می‌ترسه بر طبق شعار پاسدار‌ها که "بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مردش است" اونو جای من مجازات کنن.یا مثلا از کار اخراجش کنن.

35 :: توسط آرین در 2006-06-30 03:48

ببخشيد واقعا شرمنده! اشتباه شد! کوچکترین بیحرمتی به دوست عزیزی که کامت ۲۹ رو نوشتند قصد نداشتم بکنم :‌

منظور از کامت ۲۹ کامت ۳۲ بود !
يا در واقع اين کامنت :‌
---------------------------------------

بدتر از نژاد پرستی اروپاییان به آسیاییها و یا خاورمیانیها نژاد پرستی این جماعت از هم نژادشونه............نویسنده کامنت 18 که اسم خودتم آرین گذاشتی مگه ایرانیها و هندیها آریایی نیستند!!؟؟ نگاهاشون باید چه جوری باشه که نگاه یک مرد سفید سفید چشم آبی تمیزه و نگاه ایرانیها کثیف..........نه جونم اون مرد اروپایی با پنبه سر میبره!!؟؟ اصلا آدمهایی مثل تو شب و روز مشغول توطعه و بد نام کردن هموطناشون در خارج از کشور هستند و عجیب اینجاست که اکثرا آدمهایی مثل شماها از ماتحت آخوندها مشغول خوردن هستید!!؟؟ این اختلاف فیزیکیی که تو داری میگی با رنگ کردن موها و گذاشتن لنز رنگی قابل حله ......در این صورت چه جوری میخواهی تشخیص بدی کی شرقی و کی غرییه آدم نا دان!!؟؟

34 :: توسط آرین در 2006-06-30 03:45

به جز نویسنده کامنت ۲۹ خواهش میکنم نوشته زیر رو کسی نخونه علی الخصوص بانوهای نازنین !

در جواب کامنت ۲۹ که واقعا ادبشون رو نشون دادند :‌

دوست عزیز
اولا من اسم حقیقیم آرینه! شرم ندارم از اسمم که بخوام چیزی بگذارمش!

همونطور که میدونید حتما آرین یعنی آریایی بنده هم ایرانی هستم و آریایی!
به کشورم و فرهنگم و زبانمو مردمم هم تا به سپهر افتخار میکنم!
صحبتهایی که من کردم کوچکترین ارتباطی به نژاد پرستی نداره دوست دانای من! اما بی اندازه به محیطی که انسان درش رشد و نمو میکنه مربوطه...

برای اینکه رگهای گردن شما یک موقع قلمبه نشه بجای اینکه اروپایی ها رو با ایرانی ها مقایسه کنیم ... شمالی ها و جنوبی ها رو مقایسه کنید! قطعا میدونین که زنها در شمال کشور به دلیل نوع کارشون و شرایط محیطی دارای آزادی و برابری بیشتری هستند تا جنوب کشور... احتمال اینکه چند تا دختر و پسر ۱۳و ۱۴ ساله در تنکابن باهم بازی کنند بسیار بیشتره تا مثلا در دزفول‌!‌ دقیقا به همین دلیله که اهالی شمال ایران کمتر ناچار به پاسداری از ناموسشون هستن در صورتی که در جنوب بر عکسه!

همه اینها رو گفتم که بگم محیطی که انسان در اون محاطه بسیار بسیار نقش داره در تفکراتش!‌ فرق ایران و اروپا هم دقیقا از همینجا نشات میگیره
کما اینکه در زمان شاه که جامعه تا این حد بسته نبود آمار تجاوز به عنف و غیره به مراتب کمتر از الان بود (‌نزادمون که تو این ۲۷ سال عوض نشده! محیطمون عوض شده...)

ضمنا مسایل فیزیکی رو با مسایل روحی ابدا نباید خلط کرد که تفاوت ایندو از زمین تا آسمانه! عادت چشم چرانی یک رفتاره که از آموزه های اجتماعی ما ریشه میگیره! ربطی به فیزیکمون نداره اکیدا!!!‌

دوست خوب.. من که نمیدونم شما این همه اطلاعات رو راجع به اینکه من توطئه ( توطعه غلطه ! توروخدا شما که میخوای از ایران و ایرانی دفاع کنی حد اقل یک فرهنگ دهخدا باز کن این سوتی های آبرو ریزی رو نداشته باشی... من البته میدونم سهوی بوده... ولی یک موقع مردم فکر میکنن بیسوادی خیلی بده ها!!!‌‌)
آره خلاصه این اطلاعات رو که من توطئه میکنم و اینا رو نمیدونم از کجا آوردین!

در مورد اون توضیح فنی که دادین البته امیدوارم خامها نخونند !‌ چون اصلا دلم نمیخواد مثل شما با این تعابیر عوامانه به کسی توهین کرده باشم ولی خب ...

شما مثل اینکه واردینا .. جای دیگه ی حضرات ملایان رو میخورین نه؟

33 :: توسط آرین در 2006-06-30 03:20

در جواب کامنت ۲۹

دوست عزيز اتفاقا من دقيقا منظورم همين بود! مشکل از منه! از ماست! از جامعه ايه که از سن کم نشستن بغل دست يک جنس مخالفو تجربه نکرده! که بعد ميشه ۱۷ سالش ميخواد بره تو جردن متلک بگه به يه دختری که شايد حتی نخواد باهاش يه وعده غذا هم بخوره! اروپایی ها هم در رونسانس صد درجه بدتر از این بودند!

شکی در این نیست که هر چه جامعه بسته تر باشه افراد حریص تر میشند! بماند که در غربش هم هنوز بری اینکه تبلیغات گیرایی بیشتری داشته باشه میان و یک زن نیمه عریانو نشون میدن ( مثلا برای تبلیغ باطری! که هیچ ربطی به بدن آدمیزاد نداره!) ...

به هر حال کج اندیشی من و ما رو نمیخوام کتمان کنم! اما ما مردان ایرانی هم محصول تربیت جامعه مون هستیم! ما از مریخ نمیتونستیم فرهنگ فرا جنسی اندیشیدن رو یاد بگیریم! با قبول این واقعیت بیایم فکر کنیم ببینیم امروز میتونیم چه کنیم برای تعدیل این مشکلات!

با احترام

32 :: توسط نگاه در 2006-06-30 02:27

بدتر از نژاد پرستی اروپاییان به آسیاییها و یا خاورمیانیها نژاد پرستی این جماعت از هم نژادشونه............نویسنده کامنت 18 که اسم خودتم آرین گذاشتی مگه ایرانیها و هندیها آریایی نیستند!!؟؟ نگاهاشون باید چه جوری باشه که نگاه یک مرد سفید سفید چشم آبی تمیزه و نگاه ایرانیها کثیف..........نه جونم اون مرد اروپایی با پنبه سر میبره!!؟؟ اصلا آدمهایی مثل تو شب و روز مشغول توطعه و بد نام کردن هموطناشون در خارج از کشور هستند و عجیب اینجاست که اکثرا آدمهایی مثل شماها از ماتحت آخوندها مشغول خوردن هستید!!؟؟ این اختلاف فیزیکیی که تو داری میگی با رنگ کردن موها و گذاشتن لنز رنگی قابل حله ......در این صورت چه جوری میخواهی تشخیص بدی کی شرقی و کی غرییه آدم نا دان!!؟؟

31 :: توسط من در 2006-06-30 01:56

من اگر ازدواج کنم دنیا را میدم که شوهرم مثل سیبا بگه اینو بپوش اینو نه..این نشون میده که چقدر دوست داره و چقدر براش مهم و خوشگلی که نمی خاد تو را با دیگران تقسیم کنه..خیلی به گفته اینجای ها cuteهستش..تو باید خیلی هم شاد باشی که شوهرت اینقدر تو رو دوست داره..وگرنه به جهنم برو هر چه میخای بپوش

30 :: توسط احمد در 2006-06-30 01:56

بينوايي را تنگ آمدي، آفتابه مسجد برداشتي. سفيه الاسلام را زايمان گرفتي، آفتابه نبودي. گزمه بسيج گشتي آفتابه دزد گرفتي. سفيه الاسلام حکم شرع دادي دست دزد ببريدي. دست بريده فغان کردي و سفيه الاسلام را گفتي: آفتابه زدست گرفتي و دست ببريدي، اسافل بشور يا ببر. سفيه الاسلام را رحمت آمدي و اسافل نيز ببريدي.

29 :: توسط . در 2006-06-30 01:22

مشکل مرد هاي ديگر هستند و نه من. مرد هاي هندي ، عرب ،ايراني. مکان هم مشکل سازه ، مثل پل خواجو و...
مرد هاي اروپايي هم نگاه هاي تميز دارند و نه مثل مرد هاي هندي و عرب و ايراني نگاه هاي کثيف.
..........
از ميان يکي از کامنت هاي همين پست.
..........

من به عنوان یک مرد ایرانی که خارج از ایران زندگی میکنه کوچکترین مشکلی با بیکینی پوشیدن طرفم هم ندارم تا لحظه ای که در ساحلی هستیم که توش ایرانی و عرب و هندی و ... نباشه!
در صورتی که اگر سر پل خواجوی اصفهان پنجشنبه شب بخوام با جفتم راه برم حتی اگر چادر هم سرش باشه احساس راحتی نمیکنم...چرا که نگاه های کثیف و پر هوس مردهای دیگرو به خوبی میشناسم!

28 :: توسط shayan در 2006-06-30 01:16

زيتون عزيز

ببين عزيز من اين مسائل گناه بنده خدا سی با نيست. باور کن. اين اجتماع و اين وضع فشارهائی رو روی انسانها وارد ميکنه که آنها چه بخواهند و چه نخواهند مجبور می‌شوند برای راحتی همرنگ جماعت شوند.

بگذار يه مثالی بهت بزنم. نمی‌دانم خارح آمده‌ای يا نه؟ ولی اگر به خارج بيائی می‌بينی ايرانيان اکثرا اين مشکل را ندارند و چی‌بشه مردا به زنانشان بگن چی بپوش چی نپوش! اين به خاطر بی‌غيرتی و يا عدم دوست داشتن نيست. به خاطر آن است که می‌دانند زنشان در کوچه و خيابان و در اداره و لب دريا و غيره به خاطر چند تار مو و يا استين کوتاه و شلوار کوتاه پوشيدن مورد قضاوت بد و طعنه و لطيفه اين و آن واقع نميشه!

می‌دانند که اگر یکی از همکارانشان در اداره زنشان را با بيکينی لب دريا ديد فردا سر کار با پوزخند و طعنه و لطيفه جناب همکار روبرو نخواهند شد! به همين خاطر هم چون با ان فشارهای جانبی رو برو نيستند برای خلاصی خود و همسرشان از اين فشارها چاره را در فشار به زن و بچه خود برای نوع و مدل لباس نمی‌بينند.

بدترين خصلت نظامهای مذهبی در همين است که آنقدر فشارهای جانبی به مردم می‌آورند و اين کار را به اسم سنت و فرهنگ و فلان و بهمان می‌کنند که مردم برای خلاصی از اين فشارها چاره را در همرنگ جماعت شدن می‌بينند!

برای اين جوامع ظاهر از هر چیزی مهمتر است و بس. به باطن کاری ندارند! قدرت کنترلشان بر همین ظواهر است. ظاهر را که شکستی و خواستی اين پرده را کنار بزنی با شديدترين مقاوتها روبرو می‌شوي چون می‌دانند که با شکسته شدن اين ظواهر پايه قدرتشان سست می‌شود.

ممکن است بگوئی خیلی از مردم هم همینطور‌اند و کاری به حکومت نداره! درست ولی این دخالتهای مردم در کار هم باز به خاطر همین جوی است که حکومت ایحاد کرده. خیلی از مردان حتی کسانی که زن و بچه مومن و محجب هم دارند نمی‌خواهند دیگران آزاد باشند! چرا؟ چون می‌ترسند با این آزادی دیگران زن و بچه آنها هم بخواهند آزاد باشند و مورد شماتت و زخم زبان این و آن قرار گیرند. به همین خاطر خودشان ناخود‌اگاه به عامل فشار برای دیگران تبدیل می‌شوند.

به هر حال ايراد به سی‌با نيست! ايراد به این اجتماع و این حکومت است که چون بختک بر روی همه چیز این مردم افتاده.

همه اینها را در نظر بگیر اونوقت ببین اونهائی که روشنفکرانه می‌خواهند هشتاد سال پیش رضا شاه بی‌اجبار کشف حجاب می‌کرد چقدر منطقی حرف می‌زنند!

تا به پهنای باند بیشتر از این زیان نرسانده‌ّام تمام کنم و برم.:))

به هر حال

شاد باشي

27 :: توسط خُسن آقا در 2006-06-30 01:14

زیتون جان این سیبا رو بفرست بیاد یکی دو ماه پیش عمو خُسن آقا تا برات ترتیبشو بدم تا وقتی برگشت ایران دیگه از این حسادت‌های احمقانه نکنه.
من اینجا خیلی از این حاجی بازاری‌های ایرونی رو حسابی بی غیرت شون کرده‌ام، شدن مثل خودم
زناشونو بدون کرست هم می فرستند دریا چه برسه به مایو، بیا و ببین.
تازه گاهی اوقات هم یک سیخونک بهشون می‌زنم تا درجه غیرت شون (بخوان خریت شون) رو امتحان کنم

26 :: توسط علي آقا در 2006-06-30 01:07

بميرم واسه مظلوميتت، اين چه كاري بود با خودت كردي، راحت داشتي زندگي ميكردي،شوهر ميخواستي چيكار آخه دختر، ‌خودتو دستي دستي انداختي تو چاه

25 :: توسط وب - آ - ورد در 2006-06-30 01:07


پتیشن کمیته بین المللی نجات
در ارتباط با حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینو» ی آمریکا
لطفا گنجینه های ملی و بشری ما را بذل و بخشش نکنید
http://www.petitiononline.com/mod_perl/signed.cgi?Irassets&1

24 :: توسط خُسن آقا در 2006-06-30 01:01

والله زیتون خانم این هم مقصر اصلی‌اش خود خانم‌ها هستند.
شما به پچ پچ‌های خانم‌ها در باره لباس دیگر خانم‌ها دقت کنید.
اگر یکی از خانم‌های بیچاره کمی شیک پوشید خانم‌ها از فرداش براش حرف در میارن که ببین زیر سرش بلند شده یا ببین همه پول شوهرش را می‌کن لباس تنش! و الخ.
اون آقایونی هم که از زور بیکاری یا از زور حسادت از این گونه دخالت‌ها می کنند دست پرورده مادرانی از همین دست هستند.
پس عزیز دلم می‌بینی که برای حل این معضل باید اول خود خانم‌ها کمی متمدن بشن و در کار شخصی (لباس و پوشش یکی از شخصی ترن مسائل یک انسان است) دخالت نکنند تا وضع بهتر شود.
یک نمونه از این دخالت خانم‌ها را مثال میزنم تا گوشی بیاید دستتان.
زنگ زدم خونه پسرعمو تا سلامی کرده باشم چون مادرش از ایران آمده بود گفتم سلامی هم به زن عمو کرده باشم. در صحبت‌ها از پسر عمو احوال پسرهایش را پرسیدم، گفت یکیشان که رفته فرانسه و از او خبری ندارم اون کوچیکه هم که شبانه روز دنبال دوست دخترش هست.
یک مرتبه از پشت تلفن صدای زن عمو را شنیدم که می‌گفت (آبروی بچه را نبر!!) من هم با صدای بلند گفتم : زن عمو جان دوست دختر داشتن در اینجا آبرو ریزی نیست و درست برعکس کمال آبروداری است.
خلاصه مطلب زیتون عزیز کار فرهنگی زیادی باید بکنی و خصوصا به عنوان یک زن مسئولیت بسیاری به عهده شماست تا بلکه نسل مادران مان را به راه راست هدایت کنیم و مخصوصا باید روی نسل جدید خانم ها هم کار بشود تا دست از این عقب افتادگی‌های فکری دست بردارند.

23 :: توسط نیروانا در 2006-06-30 00:53

مورد ( اصلاح شد)

22 :: توسط نیروانا در 2006-06-30 00:51

خب ميتونم بگم اين قضيه در مرد همه‌ی مردا صدق می‌کنه. در واقع اگه اينجوری نباشن غير طبيعيه! يعنی ممکنه به لباس پوشيدن يکی ديگه حساس شده باشن:)

21 :: توسط فری ناز آرین فر در 2006-06-30 00:44

سفرنامه ام رو شروع به نوشتن کردم. قسمت اولش رو ميتونی از همين الآن توی وبلاگ بخونی.
اگر نخونی کله ات کنده است (گفته باشم);)

20 :: توسط elina در 2006-06-30 00:34

zeyton jan bebakhshid ke pingilishe,,,akhe man keyboarde farsi nadaram,,,, azizam bavar kon mohem nist koja bashi va tarafet ki bashe ,,,,hamin ke irani bashe kafiye,,, man ba namzadam 4 sal dost bodim va hata zendegi kardim ghabl az inke tasmim be ezdevaj begirim ,,, dar zemn usa hastim va har do ham dars khonde hastim vali in davaye lebas az roze aval sare jash bode va hanoz ham hast,,,,, va man yeki vaghean give up kardam,,,baghiye ra nemidonam

19 :: توسط ؟ در 2006-06-30 00:21

سی با=سیروس بایرامی؟؟؟

18 :: توسط آرین در 2006-06-30 00:13

با سلام

من به عنوان یک مرد دلم میخواد نظرم رو بگم ولو اینکه با اصول فمینیسم و روشن فکری مغایرت داشته باشه...

ببینین اساسا انسان چه زنش چه مردش چه مذهبیش چه غیر مذهبیش احساسی داره به نام لذت از مالکیت!

هرچقدر هم به هویت فکری هم دیگر ما احترام بگذاریم باز ته دلمون یه بخشی از روح و جسم و فکر جفتمونو دلمون میخواد از آن خود بکنیم! این تو زنا هم هست در مردها هم هست...

متاسفانه به دلیل بافت غلط فرهنگی جامعه ما بیشتر از اینکه زنها با چشم چرانی بخوان حظ بصری یا حتی جنسی از دیدن بدن عریان یا نیمه عریان یک مرد ببرند... این مردا هستن که با یک نگاه کثیف از سر تا پای هر زنی رو بر انداز میکنن و حتی گاهی لذت جنسی میبرن از این حرکت!

من به عنوان یک مرد ایرانی که خارج از ایران زندگی میکنه کوچکترین مشکلی با بیکینی پوشیدن طرفم هم ندارم تا لحظه ای که در ساحلی هستیم که توش ایرانی و عرب و هندی و ... نباشه!

در صورتی که اگر سر پل خواجوی اصفهان پنجشنبه شب بخوام با جفتم راه برم حتی اگر چادر هم سرش باشه احساس راحتی نمیکنم...چرا که نگاه های کثیف و پر هوس مردهای دیگرو به خوبی میشناسم!

اینکه ما چقدر حق داریم دخالت کنیم یا چیزی بگیم یا امر کنیم یا اینکه به خاطر احترام به اندیشه خانومها جلوی خودمونو بگیریم و سکوت کنیم فقط و فقط تفاوت در طرز برخورده... اما باطن ماجرا مطمئن باشید که حتی کسی که کوچکترین اظهار نظری هم نمیکنه در این موارد در دلش شکنجه میشه زمانی که کسی به معشوقش به دید تطمع نگاه میکنه!

ببخشید که طولانی شد!
پایدار باشید!

17 :: توسط میلاد در 2006-06-30 00:04

زیتون جان این مسئله ربطی به فمینیسم نداره. این حق مرد نیست که دخالت کنه توی این امور اما به هر حال این چیزی است که اون رو آزار میده و من اون رو درک می کنم. البته من حتما قبل از ازدواج این مسئله رو به طرفم می گم که بعدا دچار مشکل عدم تفاهم نباشیم. من فکر می کنم این همه جا هست. در خارج هم هست. یک زن خارجی شاید بتونه یک لباس نیمه لختی بپوشه اما نمی تونه کاملا لختی بپوشی مثلا اعضای بدنش کاملا پیدا باشه. پس به نظر من مرد ها اکثرشون یک حدی رو توی ذهنشون با توجه به فرهنگشون در نظر دارن. من امید وارم که تو اون رو درک کنی. فکر نکنم چیز خیلی سختی ازت بخواد. نمی دونم خوب توضیح دادم که چرا همچین حسی توی مرد ها هست یا نه اما فکر کنم بهت توضیح دادم این حس فقط توی مرد های ایرانی نیست. من نمی تونم تصور کنم زنم با وضع بدی جلوی افراد غریبه حاضر میشه. حالا این وضع بد در ایران مثلا فرض کن نیمه لختی پوشیدن یا سکسی پوشیدن هست و در خارج هم کما بیش به صورت های دیگه هست. هیچ کس دوست نداره همسرش رو چه از نظر عاطفی و چه از نظر جنسی از دست بده و من فکر می کنم این احساس تعلق و احساس حسادت چیز بدی نیست. فقط باید حدش رعایت بشه.

16 :: توسط katbalou در 2006-06-30 00:03

:) خوب..هر کسی به يه چيزی حساسه. يکی به لباس..يکی به حرف زدن با غريبه ها...يکی به خونه و مرتب و نامرتب بودنش...شخصا اين مشکل رو ندارم. يا..شايد اينقدر خودم هم حساس بودم که اگه گل آقا کوچکترين چيزی در اين مورد بهم گفته واکنش نشون دادم و اون هم ديگه چيزی نگفته. در ضمن...چرا اينقدر در مورد مشاور بدشانسی؟! من سه تا مشاور خيلی خيلی خوب توی تهران می شناسم. هی در ضمن...يه چيز باحال...می دونی يه بيماری روحی در بعضی آقايون اينه که لذت جنسی می برن اگه مردی زنشون رو نگاه کنه یا حتی باهاش ارتباط جنسی داشته باشه!!!

15 :: توسط نميگم در 2006-06-29 23:48

هــرچـه پــوشي بپـوش نپــوش
شلوار تنگ وبيکني هنگام شنا

14 :: توسط رک‌گو در 2006-06-29 23:41


و اما به گوشزد خانم: اگر مشاهده کردی که مردی (جهان سومی) از اين نظر "درست" شده، بدان که فقط "بی‌تفاوت" شده و آنهم نه‌ فقط نسبت به لباس پوشيدن شما.

13 :: توسط سولوژن در 2006-06-29 23:40

زیتون عزیز!
من تجربه‌ی مستقیم‌ای در این مورد ندارم. در نتیجه هر چه بگویم از تجربه‌های غیرشخصی(!) است.
این‌که می‌گویی تو و سیبا از نظر خانوادگی شبیه‌اید مشکل را تا حدی حل می‌کند. یعنی می‌دانید که به احتمال زیاد این اختلاف نظر از تفاوت‌های جزیی می‌آید و نه تفاوت‌های اساسی.
شاید خوب باشد از او بپرسی که دقیقا برای چه به لباس پوشیدن‌ات حساس است. آیا به نظرش اخلاقی نیست که زن کم‌تر از حدی بپوشد؟ یا این‌که به نظرش خوب نیست خیلی برخلاف اجتماع رفتار کنی؟ یا چیزی دیگر ... این کار را هم در یک شرایط کاملا روشن‌فکرانه(!) و بدون تنش بزن. یعنی نه بعد از این‌که به‌ات گیر داد.

حدس می‌زنم مشکل تا حد زیادی ناشی از فشار اجتماعی باشد. مثلا من نوعی ممکن است دوست داشته باشم دوست پسرم (یا دوست دخترم) را در خیابان ببوسم (یعنی به نظرم بوسیدن اخلاقی بیاید) اما در خیابان این‌کار را نکنم مثلا به دلیل این‌که از دیگران می‌ترسم یا این‌که دل‌ام نمی‌خواهد باعث تشویش اذهان عمومی(!) شوم. یا شاید هم دلایل‌ای دیگر. به هر حال افراد مختلف این فشار اجتماعی را به گونه‌های مختلف تفسیر می‌کنند و یکی ممکن است زیاد به آن کاری نداشته باشد و یکی بیش‌تر اهمیت بدهد.

12 :: توسط parviz در 2006-06-29 23:39

نظر گوشزد غالبا جواب میده . . فکر میکنم زن و شوهر وقتی که لباس یکی از طرفین متناسب با فرهنگ، طرز تفکر و موقعیت زندگی شان نپوشد می تواند محل اعتراض باشد. البته این موقعیت فرهنگی و اجتماعی قبل از ازدواج باید ارزیابی شود. ملاک زندگی قبل از ازدواج میتواند راهگشا باشد

11 :: توسط Nima در 2006-06-29 23:39

‌Age Siba chan ta az filmhaye "Tinto Brass" ro nigah kone, ghol midam moshkeletoon be nahve ahsan hal she!

10 :: توسط maHidoodi در 2006-06-29 23:38

خوب از خودمون که گذشته اما نسلای آینده ذو میتونیم بسازیم و این صوبتا چون این مسائل باید در چارچوب فکری و اخلاقی انسانا گنجونده بشه

9 :: توسط رک‌گو در 2006-06-29 23:36

جهت اطلاع تمام دوستان مونث: حساسیت اکثريت ما مردها نسبت به "ناموسمان" بر طبق قانون "کافر همه را به کيش خود پندارد" است. والسلام.

8 :: توسط به مرکز فرماندهی در 2006-06-29 23:33

سلام
ايميلی هم

7 :: توسط گيسو در 2006-06-29 23:20

خوشبختانه همسر من اصلا تو اينکه من چی و چطوری بپوشم دخالت نمی کنه. يکی از علت هاش می تونه اين باشه که اينو درک می کنه که من خودم شعور دارم که چی را کجا بپوشم و حتی بعضی وقتا يک دامن کوتاه می پوشم تا با هم بريم مهمونی وقتی بهش ميگم قشنگه؟ ميگه آره قشنگه ولی من خودم بعدش ممکنه به جو اون مهمونی نگاه کنم و دامن بلند تری بپوشم. البته این در مورد منی که در ایران نیستم صدق می کنه چه بسا اگر ایران بودم اوضاع کاملا فرق می کرد.
در مورد سی با هم نبايد توقع زيادی داشت به هر حال جو جامعه طوريه که به يک زن حتی در پوشيده ترين شکل هم خيلی بد نگاه می کنند و این برای مردها خوشايند نيست که چشم چرانی دیگران را دائما تحمل کنند. هر چند که باید تابوها شکسته بشه ولی باز هم کمتر مردی حاضر می شه همسرش را قربانی این تابو شکنی کنه چرا که ممکنه به بی غیرتی متهم بشه. در کل سی با هیچ تقصیری نداره و جامعه و فرهنگ غلط ما او را ناخود آگاه وادار به این کار می کنه. یکی از دوستان خود من که در سفر خارج بی کینی هم می پوشه می گفت: شوهرم گفته در خارج از ایران هر جوری دوست داری بپوش چون مثل ایران از اون نگاه های حریص خبری نیست ولی در ایران حتی اگر روزی حجاب اجباری را بردارند تو نباید تا مدتی که فرهنگ مردم تغییر پیدا کرده روسری ات را در خیابان برداری.
در واقع شوهر دوستم حتی تا مدت ها بعد از حذف حجاب هم نگران نگرش جامعه و نگاه های هوس باز خواهد بود و دوست نداره سنت شکنی و تابو شکنی با همسرش آغاز بشه.

6 :: توسط ameerhossein در 2006-06-29 23:19

دين سرمنشا اين مشکله.

5 :: توسط گوشزد در 2006-06-29 23:15

زيتون جان...
اولش مردها حساسن.
كم كم درست مي‌شن.
از طرفي تبليغات صدا و سيما به تدريج و به مقدار كم روي همه اثر مي‌ذاره.
با سيبا برو تركيه...تو دريا و ديسكو...بعيد مي‌دونم كه اونجا اعتراضي داشته باشه.

4 :: توسط زیتون در 2006-06-29 23:02

من روزمره جان
اتفاقا اين مسئله در مورد زنان بيشتره. و اين زنها هستن که آزادی پوشش ندارن. نه حکومت حقی براشون قائله و نه همسر و نه پدر و نه برادر.
و دقيقا به فمينيسم ربط داره که آزادی پوشش بايد به صورت برابر برای زن و مرد باشه.
مثلا مردا الان حق ندارن به زيرپوش يا لخت بيان بيرون. اما زنان زيرپوش و لباس خواب که سهله. حق ندارن حتی موهاشون معلوم باشه يا آستين کوتاه بپوشن. مختص ايران هم نبوده. قبلا در اروپا و امريکاش هم زنا بايد لباس خيلی پوشيده می‌پوشيدن که زن خوب و نجيبی به حساب بيان. ولی اونجا حل شده و ماهنوز اندرخم يک کوچه‌ايم. و حالا حالاها حل نمی‌شه.

3 :: توسط parastoo در 2006-06-29 22:51

salam zytone aziz . modathast ke veblageto har roz mikhonam . az neveshtahat kheili khosham myad . dar morede ein masale faghat mitoonam begam khodet bash v kotah naya . ma zana bayad baraye khodemoon , ehsasemoon v khasthamoon az hame chiz bishtar arzesh ghaeel bashim . momkene masalan ba shoharemoon daavamoon beshe ya foghesh joda beshim vali arzeshesho dare ke khodemono faramosh nakonim v role ye zane moti v sarbeziro bazi nakonim. barat rozaye ghashangi arezo mikonam.

2 :: توسط عزیزدوردونه در 2006-06-29 22:51

احتمالا کاری نمیشه کرد مگه اینکه یه چیزای پایه ای تر و اساسی ترو حل و فصل کرد که توی ایران امکانش نیست. فعلا عزت زیاد

1 :: توسط man(roozmare) در 2006-06-29 22:45

اين موضوع به نظر من ربطی به فمنيسم نداره.يه مساله کليه که هم برا مردا هست هم برا زنا. هر کسی يه حوزه مسايل شخصی داره و بقيه بايد به اون احترام بذارن. بین زن و شوهر ها هم مهم اینه که بتونن مرزهای این حوزه رو در مورد همدیگه تشخیص بدن و رعایت کنن. ممکنه کسایی هم باشن که اگه شوهرشون بهشون گیر نده فکر کنن بی توجهه یا بی غیرته یا ...