Iran Test-Fires Sub-to-Surface Missile
AP
TEHRAN, Iran (Aug. 27) - Iran on Sunday test-fired a sub-to-surface missile in the Persian Gulf during large-scale military exercises, state-run television reported.
"The army successfully test-fired a top speed long-range sub-to-surface missile off the Persian Gulf," the Army's Navy commander, Gen. Sajjad Kouchaki, said on state television.
*****
از زير دريائی ديزلي روسی که به ج . ا
قالب کردند دوبله و سوبله.
*****
نقشه کش توی اين معادله
هر دو طرف اين معادله را باروتی کرده
اينکه چه کسی اولين کبريت را بزند فرقی ندارد.
جنگ ايران و عراق را چه کسی شروع کرد؟
چه کسانی به ايران اسلحه به ايران فروختند با سود فراوان.
ايران کنترا...
*****
يادداشت های هفتگی
اسماعيل نوری علا
http://www.puyeshgaraan.com
يکی از پندارهای نادرست ناشی از توجه نکردن به تفاوت بين مجموعه های ايمانی و اعتقادی با مجموعه های فقهی و شريعتی است. اين دو مجموعه هم از لحاظ کارکرد اجتماعی و هم از لحاظ نهادآفرينی با هم تفاوتی ماهوی دارند و هنگامی که ما اين دو مقوله را يکی بيانگاريم ديگر نمی توانيم تفاوت عظيمی را که آمدن آخوندهای جبل عامل به ايران تشيع زده ايجاد کردند درک کنيم.
....
و سدی که بدينسان در برابر آمدن آخوندهای جبل عاملی کشيده شده بود عاقبت وقتی شکست که در 930 شاه اسماعيل ديده از جهان فرو بست و پسر ده ساله اش، طهماسب ميرزا، به جای او نشست تا 54 سال تمام پادشاهی کند و ايران را يکجا در اختيار آخوندهای جبل عاملی بگذارد
ببين زيتون جون ! هه هه هه .. از اونی که شوما گفتی ما قبلا تقديم آبجی خانوما کرده بوديم هاااا .. ببين اينجاست
http://www.laatland.com/2006/07/post_85.php
محمد خاتمي در ژاپن گفت:
وقتی يك كشور اروپايی تعهد دارد و حتی پيش قسط آن را گرفته است كه هواپيمای مسافربری به ايران بدهد، با توجه به پير بودن ناوگان هوايی ما و خطراتی كه جان شهروندان ما را تهديد ميكند، بعد از 2 و ۳سال به صراحت اعلام ميكند كه تحت فشار آمريكا حتی به شما هواپيمای مسافربری نميدهم. در اين صورت، آيا تضمين آنها برای اينكه سوخت نيروگاههای اتمی ايران كه ميلياردها دلار بايد خرج ساخت آنها بكنيم، قابل اطمينان است؟
اگر صحبت ساخت بمب اتمی است، ايران عضو پيمان "ان پی تی» ميباشد، با اين كه پروتكل الحاقی را امضا نكرده است، در زمان رياست جمهوری ام اين پروتكل بطور داوطلبانه كاملا اجرا شد و ايران زير نظر آژانس بينالمللی انرژی اتمی ميباشد.
اگر نگرانی از بمب هستهای است، چرا ما كه هنوز فناوری هستهای صلحآميز را يعنی توليد اورانيوم ۳/۵درصد غنی شده را كه برای سوخت كارخانه اتمی بكار ميرود تكميل نكردهايم، قابل اطمينان نيستيم و تحت فشار قرار ميگيريم، اما قدرت هايی در منطقه كه صدها كلاهك هستهای دارند و در سال قادر به توليد دهها بمب هستهای هستند، نه تنها تحت فشار قرار نميگيرند، بلكه مورد حمايت نيز قرار ميگيرند.
........................
اسرائيل و پاکستان هر دو سازنده و مجهز به بمب ها و کلاهک هاي هسته اي هستند.
سلام به ايران
................................
فنومن عزیز
کامنتت جز فحش و بد و بیراه به دو کامنتگذار چیزی نداشت. اگر عقیدهای از خودت داری بگو وگرنه به دیگران چکار داری؟
زیتون
نانا خانم عزيز
ميدانم منظور شما چيز ديگری بود و ممنون از توضيح شما.
شاد باشيد
ببين زيتون اين عباس پارتيزان ما دوباره فيلش ياد زيتونستان كرده ... حالا گذشته از اين صوبتها خواستيم ببينيم كه شوما يه دختر ناناز و همچين با وقار جهت وصلت با ايشون سراغ داري يا نه ؟؟؟ جوريكه ايشون بيخيال پتيشن سازي بر عليه شوما بشن و برن دنبال زندگي شون
ميگیم زیتون!!! میخوایم بر علیه ت یه پتشین نافرم درست کنیم ... حواست جمع باشه
حالا دلیلش رو هم بعدا بهت میگیم ... گرفتی چیچی شد ؟؟؟
از افتتاح آب سنگین و سوء تفاهم آقای قوچانی میگذریم
************
شکوه ميرزادگی
http://www.puyeshgaraan.com/
از نگاه يک زن
زنی فردايي که رفت
ديروز خبر رسيد که خانم اقدس منوچهری (نوری علا) چشم از جهان فرو بست. وقتی خاطرت چاپ نشده او را به من دادند تا بخوانم، کتابی ديدم درباره يک زندگی پرتلاطم و اعجاب انگيز و نتوانستم آن را تا به آخر زمين بگذارم؛ گويي گزارشی از وضعيت معدود زنانی بود که با چنگ و دندان از پله های انقلاب مشروطيت بالا آمدند و خودشان را از قرون وسطی به جهان امروز پرتاب کردند. اين زنان قهرمانان شناخته نشده جنبش زنان کشور ما بوده و هستند؛ زنانی که اعتقاد به برابری حقوق زنان و مردان داشتند و در عمل و بدون هيچ شعاری در زندگی خود و به طور روزمره برای داشتن و حفظ اين حقوق می جنگيدند. اقدس منوچهری يکی از اين زنان بود. نه، دنبالش نگرديد، شخصيت مشهوری نبودند اگر چه خيلی ها به دليل داشتن پدری اديب و نيز به دليل اعتبار و شهرت دختر و پسرش او را می شناختند، اما او ـ به نظر من ـ يکی از قهرمانان گمنامی بود که بيشترين ارزش و اعتبارشان در قدرت و استقلال رای و روش های هدايت کننده آنان در زندگی بوده است. از روزی که ايشان را شناختم هر روز به کشف تازه ای در ايشان رسيدم و بيشتر دوست شان داشتم. آن چه در اين زن بود نه تنها هيچ ربطی به زنان نسل ما و نسل بعدی ما نداشت بلکه نشانه هايي از زنانی را با خود داشت که جنبش زنان ما آرزو دارد در زنان فردای ما تجلی کند ـ زنانی که با حفظ زن بودن خود، و با غرور از زن بودن خويش، خود را با مردان مساوی می دانند، حاضر نيستند در هيچ چيزی از آنها کم بياورند، و حاضر نيستند به دليل زن بودن در داشتن هيچ حقی کوتاه بيايند.
...
*****
Israel Buys Two Nuclear-Capable Submarines
By RAMIT PLUSHNICK-MASTI
AP
JERUSALEM (Aug. 25) - With the purchase of two more German-made Dolphin submarines capable of carrying nuclear warheads, military experts say Israel is sending a clear message to Iran that it can strike back if attacked by nuclear weapons.
....
The new submarines, built at a cost of $1.3 billion with Germany footing one-third of the bill, have diesel-electric propulsion systems that allow them to remain submerged for longer periods of time than the three nuclear arms-capable submarines already in Israel's fleet, the Jerusalem Post reported.
The latest submarines not only would be able to carry out a first strike should Israel choose to do so, but they also would provide Israel with crucial second-strike capabilities, said Paul Beaver, a London-based independent defense analyst.
*****
منابع ديپلماتيك:
شش كشور احتمالا پاسخ ايران را رد میكنند
● وزيرخارجه آلمان: ايران بايد متوجه باشد كه ما نمىتوانيم هنگام ساخت هر روزه يك سانتريفوژ جديد، به پشت ميز مذاكره بازگرديم.
*****
ماله کشان، ماست مالی کنان
حرفه ای خواهند گفت و نوشت
سوء تفاهم بوده و انشاالله درست ميشود.
شيره مالان هم با کمک آقا ماشالله بر حسب وظيفه با کمک سيد خندان آماده کارزار ۸ ساله آينده سخنرانی خود را تنظيم ميکنند.
http://www.youtube.com/watch?v=ZSoJemJIRt4
نيك آهنگ كوثر عزت انقلاب است
عزيزان رهبر در تورنتو تنهايند
شايان عزيز
نميخواهم وارد بحث اعتياد شوم زيرا بحثی است بسيار بسيار گسترده و
بسيار به روان انسان ها مربوط
من برای انسان ها آزادی کشيدن ترياک را قائلم به عنوان يک انتخاب و ابدا اه اه و پيف پيف هم برايش ندارم
ولی اين کار را عملی خارج از زمان و مکان ميدانم
آری روزگاری بود و فئوداليزمی و حتی کشاورزان بدبخت هم آرامشی داشتند و همه با هم مشغول ترياک کشی و نظاره گذر عمر در اب رودخانه ها
ولی آن زمان گذشت
زمان اکنون شتاب دارد ميخواهی در این بازی که نامش زندگیست عقب نمانی بايد ترياک نکشی
ساده و روشن
ورنه که يک مفلوک هستی که روز به روز سريعتر دفورمه شده و نهايتا در گه خود غرق ميشوی
زيرا زمان زمان دويدن است بی هيچ کم و بيش
برای هر کاری بايد بدوی و انرژی داشته باشی . نانا
زیتون جان گرامی نازنین بی بدیل درود بر شما. کاش قبلاً خبر می کردید قصد تشریف فرمایی به وبلاگ ما را دارید تا برایتان مطالبی اختصاصی و تازه داغ می نوشتم.
آخیش زیتون جان تو چقدر بامزه ای.واقعا که زیتون پرورده ای .جریان جیب بر و آخوند خیلی جالب بود.
نانا خانم عزيز
با شما موافقم با زن بیحجاب نشست و برخاست کردن هيچ ايرادی که ندارد هيچ از من بپرسند میگویم از اوجب واجبات است! ولی سر جدت ترياک را بیخيال! همهاش عيب است و عار! بیخيال تریاک!
شاد باشي
شماره ۳۱ گرامی
نه ترياک کشيدن ايرادی دارد نه با زن بی حجاب نشست و برخاست کردن
ولی مداح بودن کل کارش يعنی پارازيت بودن
بنابراين هنگامی که سران همين رژيم در باغ های اطراف ورامين و کرج و چه ميدانم چه جهنم دره ای مشغول هم ترياک کشی و هم خانم بی حجاب بازی که تنها توفيرشان با زنان خودشان همانا حساب کردن هر راهی در همان محل و نقدی !!!!!!!!!!!!!!!!
مشغولند
مداح اين کاره بيچاره خاک بر سر الاغ خایه مال که جای خود دارد مگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا
زيتون عزيز و نازنین سلام .چقدر اين جريان آخونده با مزه بود.
من هم يک خاطره دارم چند سال پیش که ايران بودم دريک جشنواره دانشجويی سراسری شعر و داستان -ادبی - گروه ماراازطرف دانشگاهمان با يکی ازآخوندهای بخش معارف به جشنواره فرستادند.بعدازمراسم اختتاميه دانشگاه ميزبان به رسم يادبود هدايايی به ماداد که خوب شامل آقای آخونداستاد معارف و اخلاق اسلامی هم شد.جناب استادمعمم در برابر چشمان ما سريع کادو خودش را کناری گذاشت و به سمت مسئولين توزيع هدايا رفت و اعلام کرد هديه وی فراموش شده و کادوی ديگری گرفت به قول بچه ها ما از خجالت آب شدیم.جالب اینجاست که آقا تمام راه رفت و برگشت در اتوبوس برای ما ازهنر ناب اسلامی و وظيفه دينی ما برای ارتقا اين نوع هنر که متضمن اخلاق و ديانت هست صحبت می کرد.
احتمالا آقای دانای اسرار که به گفته خودش ۳۰-۴۰ سال هست از ایران خارج شده و طرفدار آخوندها ست نظر خواهندداد -کاش که خود شان رااز برکت و سعادت و خوشبختی وجودحکومت آخوندی محروم نمی کردند و به ايران باز می گشتند و ديارپراز فسادوبدبختی و تباهی غرب سرمايه داری را به طرفداران آن می بخشيدند.
زيتون جان
در مورد اين ميهمانان از خارج آمده! از من هم ميشنوی زياد خودت را به دردسر نيانداز. ايرانيانی که در خارج زندگی ميکنند با راه و روش خارج خو گرفته اند و اگر بگوئی که مثلا فلان روز و فلان روز کار داری و معذرت خواهی کنی اکثرا می فهمند بدون اينکه ناراحت شوند. البته اگر آدم درست و حسابی و با شعوری باشند. اگر هم نباشند که خوب واسه همچو آدمهائی ارزش نداره آدم خون خودشو کثيف کنه و به دردسر بيافته! بیخيال شو!:))
حالا من وقتی آمدم بدون رودربايستی هم خودت و هم سيبا اصلا خجالت نکشيد. هر وقت وقت داشتيد که خوشحال ميشم در خدمتتون باشم هر وقت هم که سرتان شلوغ بود ناراحتی نداره! طلبکار که نیستم! ارث وميراث جد اعلیام را هم که پيشتون نگذاشتهام! ناراحت که نميشم هيچ خوشحال هم ميشم که ببينم با من خودمانی رفتار ميکنيد! :))
خلاصه همين روزها که آمدم آنوقت ميتونی يه پست هم راجع به آمدن من بنويسی!!!:))
شاد باشی
شماره ۲۶
برام فرقی نميکنه که چه الاغی هستی ؟
ولی باشه بيا فرض کنيم که انتر انتری نژاد محبوب تمامی دنيا
اساسا بيا فرض کنيم يه فاحشه وسط پلی بوی
که همه مردان دنيا دوستش دارند !!!!!
ولی نوکرت برم
مسائل داخل خشتکی مردان غرب با مسائل داخل کله شون
توفيری از همان آلت تناسلی تا مغز داره به ارواح مشگ مادر .....تو
تو نميدانی که مردان غربی چه شهوت مغزی برای رسيدن به حساب اين حمقی نژاد ايران دارند
همگی کف به دهان اورده اند برای اين جنده وسط پلی بوی اسلامی به مرگ خودت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
اين داستان ولگرد فوق العاده بود! مردم از خنده! :))
زيتون جان کامنتهای آمريکايی ها و مردم ديگر دنيا رو شنيدی يا خوندی در باره مصاحبه اخير احمدی نژاد؟
کامنتهای اين صفحه رو بخون حتما.
http://www.informationclearinghouse.info/article14547.htm
شاید باورت نشه که رييس جمهورمون چقدر محبوبه اينور و همه دنيا چقدر دوستش دارن و بهش احترام می گذارن. اين يک تناقض بزرگه. اما حقيقت داره. اين آقا خيلی باهوشه. مصاحبش محشره و مثل بمب صدا کرده. داره ياد می گيره و سريع هم ياد می گيره و در آخر هم حالا حالا ها در خدمت ملت شهيد بروره!!!!
نمی دونم واقعا چی بگم. خيلی شرايط بيچيده تر از اونيه که در ظاهر ديده می شه.
زيتون جان من هم تا ۲-۳ هفته پيش ايران بودم و واقعا بعضی حرفات حرف دل من بود. به نظرم اگر فاميل و دوستان در ايران کسی را راحت بگذارند تا خودش تصميم بگيره خيلی بهتره. من خودم از تعارف کردن های زياد واقعا حالم بد ميشه می دونم همه از سر مهربونی و علاقه اين کار را می کنند ولی بايد بدونند که کسی که برای تعطيلات به جايی رفته کمی هم به سکوت و آرامش نياز داره.
نکته ای که خيلی من را در ايران آزار ميده اينه که می بينم خانواده ای با وجود وضعيت مالی نه چندان خوب می خوان برات سنگ تموم بگذارند و حتی زير بار قرض برن تا مهمونی شون آبرومند برگزار بشه. به خدا ما ها خودمون اينجا وقتی مهمون داريم يه نوع غذا بيشتر درست نمی کنيم تازه خود فرنگی ها که همون يه نوعش را هم با چند تا کنسرو سر و ته اش را هم ميارن البته اگر شانس بياری که واسه شام دعوتت کنند وگرنه که يه فنجون قهوه هم به زور ميدن.
سلام خانم زيتون - از طريق لينك و بعد از كلي ور ( به فتحه واو ) رفتن به فيلتر شكن هاي مختلف بعد از مدت ها آمدم اين جا و ديدم يكي با اسم من به قول شما فوت كرده و در رفته است ! باز خدا پدرش را بيامرزد كه كار ديگري نكرده است! به هر حال بنده از اين جايگاه مقدس ضمن اينكه مشت محكمي به دهان فوت كننده مي زنم اعلام مي دارم كه بنده به هيچ شكل از اشكال چه قبل و چه امروز و چه دي روزهاي نيامده با عوامل فوت كننده نسبتي نداشته و ضمن انزجار از اين فرقه اعلام مي دارم با اين وضع مسدود بودن رفت تا سال ديگه كه باز حوصله ي فيلتر شكن بازي را داشته باشم و به هر حال خوشحاليم كه شما هم چنان مي نويسيد - راستي اين نظرات و انتقادات و پيشنهادات شما من رو ياد اين صندوق هاي بي كار ادارات دولتي وطن باستاني 6000 ساله ي داريوش و كورش كبير و تكبير انداخت - خدانگهدار
مرده شور التون جان آبنه ایی!!را ببرد که قیافه اش هم یک مسترابه ...کاشکی برای دایانا
شمعی بر باد را نمیخواند که پولهاشو بده عینک بخره...این دلقک زشت رو جایی گفته
هر سفیدی کشته میشود یک سلول از بدنه تمدن !!!کم میشود ....پس سیاهان و اسیاییها
و دیگر نژادان رنگی برای دم خمپاره خوبند ...این شعر دوستان هم بیخودی ولگرد و زیتون
دشلمه !!میکنند منظور ایشون انسانهای سفید مثل خودش هستند
ولگرد-زیتون ....اخوندها برنده اند و شماها بازنده ...اخوندها هم مثل هر سازمان و حزب و گروهی
هم رییس دارند هم مرئوس هم ژنرال دارند هم سرباز ...چه در گذشته و همین حال
ان ژنرالها مثل بروجردی و شریعتمداری و گلپایگانی و...که با درباریان و شاه خوش و بش
میکردند و اخوندهاییکه سر قبرها روضه پنج زاری میخواندند ...از اخوندهای شامخ تر از لنین و چه گوارا
در تاریخ خمینی بود که شاه را با تخت دو هزار ساله اش با انقلاب پراند و دیدید امدنش را
و بگور رفتنش را و مقبره اش را ... اخوندها پوستشان از انگلیسی ها کلفت تره و لا اقل
در این صد سال درباریان گواله گولاه پول بدوش شاعران و هجو نویسان انداختند که بر علیه انها
کرسی !!شعر بگویند و گفتند و گفتند و گفتند و امروز از درد حکومت انها بجای نابود
شدنشان به ولگردند و بوبلاگندو و بگر یند
من خیلی مشتاقم بدونم اسم اوم مداح رو.
اگه می دونید بگید لطفا.
بالا خره مردم باید بدونن این چیزارو
شماره ۱۱ زيتون...
......
زخم زيتون( ۱۳۸۳)
زخم زيتون كارگردان :محمدرضا آهنج
نويسنده :رضا مقصودي
خلاصه داستان :
اين فيلم، داستان زني است كه همسرش از مبارزان عليه اشغالگري اسرائيل است كه با وجود مخالفت زن، نسبت به حضور مرد در جهاد عليه اسرائيلي ها، در اثر اتفاقي مجبور مي شود خودش نيز درجريان مبارزه قرار بگيرد و در اين راه آنقدر پيش مي رود كه يك تصميم غير منتظره مي گيرد، تصميمي كه باعث تحول شخصيتي او و ديگران مي شود....
آدرس:
http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138305110001
گوشزد جان
خیلی خوشم میاد که اینقدر با خودت راحتی... فکر میکنم این ناراحت بودن ما و کارایی که به کرات برای دیگران میکنیم و احساس پشیمونی و احساس کلکخوردن بعدش خیلی بدتر از اینه که آدم تکلیفش رو با خودش روشن کنه و با دیگران رک باشه.
این یه مسئلهی فرهنگیه و باید بتونیم حلش کنیم.
من بارها خواستم تمرینش کنم ولی این اخلاق لامصب باعث میشه شبها خوابم نبره که چرا به فلانی نه گفتم و کاری که خواسته بود نکردم.
و از اون طرف هم بارها شده شبها خوابم نبره که چرا کار شخصی خود و خانوادهمو انجام ندادم برای رودروایسی با یه آدم غریبهای که میدونستم فقط خواسته کارش راه بیفته و دیگه میره و پیداش نمیشه.
شیدای عزیزم
تو از این حرفهای ما ناراحت نشو و بیا ایران:)
قول میدم بهت خوش میگذره.
شایان جان
گمونم زیستن اومده ایران و رو سر یکی از فامیلاشون خراب شده:))))
این که شوخی بود. اما واقعا یه کم نگرانش شدم:(
آذر عزیز
ترو خدا فکر نکنید از مهمون بدمون میاد یا خسته شدیم. نه... اینقدر هم خوشحال میشیم که آشنایی رو بعد از سالها ببینیم و اینقدر حرف برای گفتن داریم که چی....
تا اینجایی که من دیدم هیچ مهمونی هم هر چقدر پولدار باشه نمیاد تو شرایتون مهمونی بگیره و فامیلهاشو دعوت کنه.( بخصوص فامیلهای ما)
اتفاقا یکی از نکتههای شوخیانه که مطرح میکنن اینه که خوبی ایران اومدن اینه که جز خرج هواپیما دیگه هیچ خرجی نداریم:) و سر مهمون کردنش همه با هم مسابقه میدن.( فامیل اینجا زیاد نداریم اما دوستان و آشنایان و همسایههای سابق اینجور موقعها بهتر از فامیل عمل می کنن)
نیوشا جان
از کامنتت خیلی خندیدم:))) یعنی یه جورایی برام غیر منتظره بود عدد ۷
لوا جان- کامنت ۷
کامنتت در نظرخواهی زیتونک بلاگاسپات بود. این فیلترینگ بدجوری مارو تو دردسر انداخته. سه وبلاگ و سه نظرخواهی و گاهی به هیچکدوم هم دسترسی نداریم.
لوای عزیز کامنتت رو کپی میکنم اینجا:
----------
بلا به دور مادر.
خدا رو شکر که ما تاحالا نیومدیم ولی ببین بیایم چه افسانه که ساخته نمیشه . عجب. همون بهتر که ما نیاییم.
ولی خدایش من تاحالا فک و فامیل شوهر رو ندیدم اصلا. یعنی حتی یکی. اصلا تصور اونها از من یک چیز بسیار باکلاسی هست که نگو. من فکر نمیکنم تو عمرم کسی اینقدر به من احترام گذاشته باشه و بذاره که اینها میذارن ( چراش رو هم خودم نمیدونم فعلا برگشتن به ایران تبدیل شده به این کابوس که اونها اگه من دیوانه رو ببینن چه خواهد شد. مثلا اون خانوم دکتری که فکر میکردن داره از درخت میره بالا.
ولی راست گفتی. من از این مهمونی گرفتن ه
Leva | Homepage | 08.22.06 - 3:52 pm | #
-------------
ولی راست گفتی. من از این مهمونی گرفتن ها بدم میاد. ای بدم میاد. یادمه اون موقع ها یه بدبختی از خارج میومد بیچاره میشد اونقدر هر شب فسنجون میخورد.
آها راستی. این ور بر عکس بر عکس. یعنی هیچگی به خودش زحمت یه روز مرخصی رو هم نمیده. من بشینم راجع به این تفاوتها بنویسم. عجب.
Leva | Homepage | 08.22.06 - 3:53 pm | #
زيتون جان
به نظرم بايد مصالح و منافع خودت رو در نظر بگيری.
اگر طرف برات مهمه و ارزشش رو داره از وقت و زحمت و هزينهای که صرف میکنی پشيمون نمیشی وگرنه حتی يک ديد و بازديد مختصر هم در مورد کسی که دوستش نداری ضرر محسوب میشه.
البته اينجور رفتار کردن خيلی سخته ولی بايد تمرين کرد.
زیتون جان چه حرصی خوردی از این مهمانها.حالا جالبه یک عده هم اینجا زندگی می کنند و می گویند اما ایران یک چیز دیگه است.
من با این همه افراط و تفریط مشکل دارم و نیز از این سنت ها که به جای صیقل آن یا انکارش می کنیم یا از شدت انجام خودمان و دیگران را ازار می دهیم.
اما من بیش از هر چیز دلم برای خود ایران تنگ شده و دلم می خواهد اگر روزی امدم ساده و سبک همه جا را دوباره سفر کنم.
بهترين راه حل اينست که مهمان در هتل شرايتون سابق يک سالن خصوصی بگيرد و همه را دعوت کند برای شام ( البته از يک هفته قبل که همه وقتشان را بتوانند تنظیم کنند ) در اينصورت هم وقت خودش ذخيره ميشود و هم ديگران از کار و زندگی عقب نميمانند و هم هتل شرایتون تا ساعت دو و سه صبح اجازه میدهد برای اینگونه ئمهمانی ها . این روش امتحان شده و نتیجه عالی بود .
.
سلام زيتون عزيز
من مدت زياديه که وبلاگتو ميخونم. نوشته هاتو دوست دارم، روان و راحتن. اين دفعه خيلی طول کشيد تا پست جديد بذاری ها!! کم کم داشتم نگران ميشدم :)
منم وبلاگمو تازه باز کردم:) وقت کردی يه سری بزن.
زيتون بامزه . خواندنی مثل هميشه
آبنوس عزيز
شما در قلب من هميشه اوليد:)
آخ.. يه خورده بادمجونی- هندونهای شد کامنتم:))
خواهر جواب كامنتها را بگذار بعد از كامنت سوم بده, اينجوري حق سومي من ضايع نمي شد. داستان آخونده هم حال داد.
سلام مرمرکم خوشگلکم:)
آره هنوز بيدارم. شما بخوابيد. من سنگرو حفظ میکنم:))
گرچه میدونم اونجا ساعت خواب شما نيست.
شايان عزيز
چشم من هم روشن:) دلم يه ذره شده بود برای کامنتها و ایميلهای دوستان.
متاسفانه از زيستن خبر ندارم. بايد برم از همسايهم خبری بگيرم... اتفاقا امروز بهش فکر میکردم. گفتم اين نالوطی کجاست؟ نکنه بلند شه بياد ايران:)))
زيتون جان چشم ما روشن:)) بالاخره مثل اينکه مشکل برطرف شد! خدا را شکر! باور کن اين وبلاگستان بدون کامنتهای زيتون اصلا حال نميده!:))
شاد باشي
راستی از زيستن خبر داری؟ چند گاهی است که پيداش نيست!:(( انشاالله که خوش و خرم باشه. تماس داشتی سلام برسان.
زيتون سلام هنوزبيداری؟