55 :: توسط عمه خانم در 2007-04-18 21:08

احمد آقای ف قربان چیزی نداری بگی لطفا هیچی نگو .
آخه مسلمون و کلیمی بودن چه ربطی به حقوق زن داره ?
نه والله آخه یعنی حالا اصلا خره از بچگی بی دم بوده , این خانم شادی صدر هم بهتره بشینه تو خونه آبگوشتشو درست کنه !!!
الحق...

54 :: توسط Avra در 2007-04-18 14:27

این همه کتاب لیست کردی . من که این همه ادعای کتاب خونیم میشد فقط چهار اثر فلورانس اسکاول شین را توشون خوندم.
***
برم که آبروم رفت :)

53 :: توسط گوزی در آب در 2007-04-17 13:54

زیتون راجع به حوض نوشتی،این هم
شعری درباره آب روان.
برو شکر حق کن مسلمان شدی
که در آب جاری تو شاشان شدی
وگرنه چو آن گبر دون با نیاز
بر آب جاری تو بردی نماز
نینداختی تف در آب روان
که این میرود بهر همسایگان
کنون با چنین دین پاک مبین
برو هر چه خواهی تو در آب رین
به عزم تفرج نه از بهر کار
گذر اوفتادم سوی جویبار
به هر سوی و هر جا فکندم نظر
ندیدم به جز سندهء خشک و تر
بسی سنده هر سوی پر پیچ و خم
یکی چون عمامه یکی چون کلم
یکی زرد و شاداب چون زر ناب
دگر خشک و تیره چو پر عقاب
یکی سبز و شل پهن بر روی دشت
چو وارون شده کاسه آش کشک
یکی سفت و تُک تیز چون کله قند
به گردون نموده سر خود بلند
یکی زان عیان هسته های انار
فزون پیچ و تابش ز حد و شمار
یکی دیگر آنجا بدیدم ز دور
که چشم بد از کون ریننده دور
کلفت و زمخت و ستبر و وزین
مگس ها بر او گرد چون انگبین
یقین است اگر زنده بود پور زال
نریدی چنین سنده ای در موال
در این مملکت هم اگر موزه بود
به انتیکه ها تکه ای می فزود
که مردم ببینند و تحسین کنند
همه آرزوی چنین قین کنند

52 :: توسط احمد.ف در 2007-04-17 10:54

آقای حميد پوریان کامنتِ ۴۸

مشکل و مسئله زنان دشمنی با آل محمد نیست، فعالیت و جنبش زنان برای آزادی زنان در جمهوری اسلامی است و فعالین جنبش زنان، برایشان زنان مسلمان آل محمد و عیسی مسیح و موسی کلیم یکسان است.

حمید پوریان... شما که دشمن آل محمد هستی، اگر یهودی کلیمی هستی، سری به اسرائیل ات بزن و استراحت بخودت بده، اگر مسیحی و یا بی دین هستی پس کمی فکر کن.

51 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-04-17 10:36

چه فاجعه ای بود تيراندازی در دانشگاه ويرجينيا ۲۹ نفر کشته!!! نمی دانم اين امريکايی چه زمانی قانون ننگين آزادی حمل و خريد و فروش اسلحه را لغو می کنند!!! ننگ و نفرين بر کارخانه های اسلحه سازی!!!

50 :: توسط dordooneh در 2007-04-17 09:58

حالا اين ۱۰ بار چرا کامنتها ثبت نميشه:(
از کامنت ۱۴ ميخواستم اينجا بنويسم که باز نميشد حالا هم ثبت نميشه باباجون اين چه وضعشه زيتون جان:))
بالاخره شديم پنجاهمين نفر!
زيتون ديگه با ليست کتابهات دل مارو نسوزون ديگه ...کلی بهت حسوديم شد:) ما که اينجا تو بلاد غربت مدتهاست رنگ کتاب خوب و نديديم...اما باز هم نوش جانت بجای ما هم لذت ببر از خوندنشون!

49 :: توسط دايی جان در 2007-04-17 08:31

دخترکم سلام :
ازت من سخت دلخورم
من که کتاب
*باغ البالو *با ان زحمت برايت فرستادم چرا از ان کتاب نام نبردی.. و به من گفتی که چقدر از خواندن ان خوشحال بودی.
بنا براین من ديگر برايت کتاب نمي قرستم !! برایت شکلات ميفرستم.. به مامان و بابا وسیباو..
سلام مرا برسان
قربانت : دايي جان

48 :: توسط حميد پوريان در 2007-04-17 08:07

هر چه ميکشيم از دست دوستان است.

دشمنان که از آل محمد و آل علی،...
همواره در حال زدن، کشتن، ... هستند.
******
بررسی پیامدهای دستگیری‌های زنان

گفتگو با شادی صدر
http://www.iran-emrooz.net

خیلی از دوستان به ما ایراد ‏می‌گیرند که ما با این کار - تجمع در مقابل دادگستری- فضا را رادیکالیزه و امنیتی‎ ‎کردیم و فشار و تهدید را روی فعالان جنبش و سازمانهای ‏غیردولتی افزایش داده‎‌ایم. این دوستان عوض اینکه بروند‏‎ ‎به حکومت اعتراض کنند که چرا اینطور برخورد می‎کنید، به ما ایراد ‏می‌گیرند!
...
صدر: اساسا قدرت مانور ما همیشه محدود بوده و هیچوقت ما آن آزادی عملی را که می خواستیم نداشته ‏ایم. بنابراین از نظر من شرایط فقط کمی از قبل سخت‌تر شده است و دست و پای ما کمی بسته تر. اما از ‏طرفی فقط همین یک دستاورد که در اثر این بگیر و ببندها، آنچه بیشتر از همه بر سر زبانها افتاده و موضوعی ‏جاری در سطح جامعه شده، بحث حقوق زنان است که ما با تریبونهای محدودمان هیچگاه نمی‌توانستیم این ‏کار را بکنیم، به ما امکانات تازه تری برای کار می دهد. یک زمانی ما باید خودمان را می کشتیم که جنبش زنان ‏را به رسمیت بشناسند، الان دیگر کسی در اصل وجودی جنبش و همینطور تاثیرش روی معادلات اجتماعی ‏شکی ندارد، این در سطح حاکمیت؛ در سطح مردم عادی هم همین که می شنوند عده ای برای حقوق زنان به ‏زندان افتاده‌اند، این سئوال را در ذهن آنها مطرح می‌کند که مگر حقوق زنان چه عیبی دارد و همین خودش گام ‏اول آگاهی است. می ماند اینکه ما یاد بگیریم در شرایط فشار بیشتر و با دست و پای بسته تر چگونه کار ‏خودمان را پیش ببریم که هم می توانیم از تجربیات مشابه زنان در دنیا استفاده کنیم و هم به تاریخ خودمان. ‏

47 :: توسط امير در 2007-04-17 07:40

سلام ذيتون جان
يك سوالي دارم كه اميدوارم جواب بدي واون اينه كه سوزه هات رو فهرست وار مينويسي و بعدش موقع نوشتن از اون استفاده ميكني يا اينكه در لحظه مينويسي؟
در ضمن چرا قصه هاي كوتاه نمينويسي با اين قلم رووني كه داري حيفه كه قصه ننويسي...خواهش ميكنم شروع كن به نوشتن تا ما از خوندنش لذت ببريم.
صفحيه وبلاگت هم بسيار با سليقه انتخاب شده هم رنگ زمينه وهم عكسي كه در اون گذاشتي فقط اون قسمتي كه براي اگهي انتخاب كردي كمي به صفحه اصلي اسيب زده.
به هر حال برات ارزوي موفقيت ميكنم....تا خود ماه ماهي....من باي

46 :: توسط طاها بذري در 2007-04-17 04:31

زيتون خانوم و دوستان عزيز رو دعوت می کنم به خوندن طنز سياسی در باب خبرهای ديروز و امروز حول موضوعات : شل حجابی. دستگيری دانشجويان مازندران. سخنرانی رييس جمهور در فارس و ...

www.bazri.com

45 :: توسط ولگرد در 2007-04-17 03:56

سرکار خانم آذر :
از ديدن / رزومه/ شما و تبحر تان در ادیتوری وآشپزی سخت / دو ذوقه / شدم ..
متاسفانه سرکار در ادیتوری
/اورکوا ليفايد/!! هستيد.. بنابراين ولگرد نميتواند شما را استخدام کند .
اما مهارت شمادر پخت و پز مخصوصا پختن / دو ذوقه/ قابل تحسين است ...
خوشبختانه ولگرد و اوليويا اصلا مشکلی در خوردن ندارند ..!!
مشکل انها پخت و پز است بنابراين من بدون مصاحبه شمارا به عنوان آشپز زیتونستان استخدام ميکنم..چون گفته اند :
زندگی ما دست خدا نيست زندگی ما دست آشپز است..
از امروز کارتان را شروع کنيد ..
راجع به حقوق ماهيانه تان فعلا چيزی نميگويم ميترسم تمام ظروف اشپزخانه را بشکنید ....

44 :: توسط شیدا محمدی در 2007-04-17 03:55

زيتون عزيز اميدوارم ايانت بهاری باشد.از خبر باران و ان تپه ها شاد شدم و از سيلش ناراحت.اينجا که امسال سال خشکی بود/آنجا هم انقدر چاله و جوی ...دارد و راه آب و فاضلاب آنقدر خراب که هميشه با يک باران کلی اسيب وارد می شود.
مطلب حوضت را خواندم.با ان تصاويری که تو نوشتی حالم از همه حوضهای جمهوری اسلامی به هم خورد.

43 :: توسط زیتون در 2007-04-17 03:51

این کارفرمای محترم ولگرد عزیز
آخر برای من رقیب درست کرد:(

آذر جان،
رقیب عزیزی هستی(بوس)
اما من هم حقوق کمتری می‌گیرم:)
شبانده روزی هم کار می‌کنم.
اگر شما سه‌ ذوقه می‌پزید من چهارذوقه می‌پزم + یه پارچ دوغ و یه پیاز گنده مرد افکن می‌ذارم تنگش...
ولگرد جان
دیدی آخر من و آذر رو مجبور به دوئل کردی:)))

42 :: توسط Sphinx در 2007-04-17 02:44

دوست عزیز؛ به علت فیلتر شدن وبلاگ «ابوالهول»، URL این وبلاگ به همراه محتویات قبلی به آدرس جدید زیر تغییر مکان نمود:
http://iransphinx.blogfa.com
در صورتی که در سایت یا وبلاگ خود لینک آن را قرار داده اید، لطفاً نسبت به اعمال تغییرات لازم در آن اقدام نموده و این وبلاگ را با نام:
๑๑۩۞۩๑ ابوالــــهول ๑۩۞۩๑
لینک نمایید.
لطفاً این پیغام را برای دوستان خود نیز ارسال نمایید. با سپاس ویژه از شما. پاینده ایران، زنده باد آزادی...؛

41 :: توسط azar در 2007-04-17 02:36

جويای کار .
اينجانب اذر که امروز بدليل بستن کمپانی که در ان کار ميکردم لی اف شده ام و دارای مدرک کلاس ششم ابتدايی هم ميباشم از سر کار خانم زيتون اوليويايی تقاضا مينمايم که مرا برای مصاحبه نوشته های ولگرد دو ذوقه بپذيرند . اينجانب علاوه بر اديت ميتوانم ابگوشت خوشمزه ای هم بپزم که ايشان سه بار ذوق کنند .
با احترام

40 :: توسط هلندی سرگردان در 2007-04-17 01:39

هیچ کدوم از کتاب هایی که هدیه گرفتی تکراری نبود؟؟!(کامنتم سریالی شد!!)

39 :: توسط هلندی سرگردان در 2007-04-17 01:36

سلام زیتون عزیز!خوشحالم که آپ کردی..و یه عالمه در مورد وقایع پیش اومده تو دانشکده مون عصبانیم!نمی دونم شاید قبل ها که این اتفاقات تو دانشگاه های دیگه ی کشور می افتاد اینطور عصبانی نمی شدم ولی این توهین به دانشجو هاست!چقدر پراکنده گفتم !شاید این هم از نشانه های سال انسجام و اتحاد ملیه!!
راستی باهات در مورد بادبادک باز موافقم!خیلی روایت روونی داره آدمو حسابی با خودش همراه می کنه!هیچ کدوم از کتاب هایی که هدیه گرفتی

38 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-04-16 21:38

لقمان = فضولباشی

نمی دانم کتاب A man without a country را خوانده ای؟ مال کرت وينگت است. همانکه گفتی مردی بدون کشور.

طنز خيلی خيلی قوی است.

37 :: توسط noaroos در 2007-04-16 20:43

خوب پس خيالم از بابت اقا پسرت راحت شد (لبخند) خودمونیم! همچين گفتی مرد شده که فکر کنم خودش با girl friendدش ميره ددر....(خنده)
در مورد شمعها هم بايدبگم که فقط شمع وسطيه قبوله (۱ دونس فقط)‌ بقيش دکوره... واسه قشنگی ...
قربانت...

36 :: توسط ايران در 2007-04-16 19:56

زيتون جان سلام
می خواستم شاديم را ازديدن عکسهای جديد آقای باطبی درسايت کسوف باشماوخوانند گانتان بخش کنم.
احمدخان هنوزخوش چهره اندباصلابت جاويدشان .
بدرود.

35 :: توسط لقمان در 2007-04-16 16:12

زیتون بچند کتاب اشاره کرده که همه خواندنیست ٬ اما امریکا یکی از نویسندگان زبده
و انسان نگرش را از دست داد اقای کوتز ونه گات که اصلیتش هم آلمانیست یک کتابی
نوشت در اوج جنگ ویتنام بنام اسلاتر هاووس فایو (سلاخ خانه پنج ) که در اصل داستان واقعی
خود اقای کوتز ون گات است که هنگام بمباران متفقین در شهر درسدن (بعد ها در المان شرقی جای گرفت )بیک
سلاخ خانه پناه میبرد و شاهد کشته شدن ۳۵ هزار خانواده آلمانی انهم در یک روز
میباشد تشریح ان شهر در روز بعد از بمباران بویرانه ایی که جانداری در ان دیگر نبود
درست مثل سطح کره ماه ...البته اخرین اثر ونه گات انسان بی سر زمین !؟ بود که خودش
گفته بخاطر لجاجتش با بوش و جنگ عراق نوشته حتما خواندنیست

34 :: توسط (بی بی ) سی در 2007-04-16 15:45

لاکن بی بی سی اينتلجت هم به کوری چشم جميع دشمنان انقلاب و مسلمين با چند خبر زير آپ گرديد :

۱ . دکتر زورچی منش: روزانه می توانيم سه مسلياردو دويست و دو عدد چوب کبريت اعلا با چوب نارون توليد کنيم
۲ . برای نخستين بار دستان متبرک و شفابخش دکتر علی اکبری به فروش و مزايده گذارده شد .
۳ . حمله ی پیش گرانه ی بی بی به دستگاه فیلترینگ

www.bibic.tk
www.bbc.bix.ir

33 :: توسط مانی خان در 2007-04-16 10:30

زیتون خودت هم خوب مینویسی و روان هم خوب اخبار را لینک میدی و حالا هم که نمایشنامه ولگرد را برایش تبلیغ میکنی باید از تو متشکر باشد که من نمایشش را خوندم

32 :: توسط Rosva در 2007-04-16 09:48

زيتون جانم
وقتی عيال و دخملک من کتاب ْ بادبادک باز ْ را خواندند تا يک هفته بساط روضه خوانی و گريه زاری در خانه برقرار بود.اميدوارم شما چنين برنامه ای برای سيبا اجرا نکرده باشيد!

31 :: توسط LONDONERS در 2007-04-16 05:50

وبلاگی برای لندنی ها:لندني آينه های روبرو رها و... ديگران...

LONDON CLUB

30 :: توسط کامی کوچولو در 2007-04-16 05:29

تقديم به زيتون عزيز و سيبای گرام و به عشق زیبایتان به یکدیگر و به مردم

http://www.parsimusic.com/en/mplayerPop.php?IdAlbum=186&IdSong=1568&bitrate=40

29 :: توسط زیتون در 2007-04-16 05:09

امیر جان
ای‌آخ... شبم را... یعنی روزم را ساختی:) دیگه برم بخوابم..

نوعروس عزیزم
بچه‌ چیه بابا؟:) مگه مزاحم می‌خواستم ببرم...
از شوخی گذشته یه زمانی با کوله‌پشتی مخصوص بچه‌ها می‌بردیمش. الان که دیگه برای خودش مردی شده:)

28 :: توسط امير در 2007-04-16 04:54

گزري رد ميشدم از اينورا كه خوردم به پست شما..
يه مكث يه نگاه...خودش بود...اصل .
نوشته هات به شدت روونه و جمله هات به شكلي ساده با خواننده ارتباط بر قرار ميكنه و با كمي تجسم ميشه زار و زندگيت رو احساس كرد.
1..براحتي احساساتت رو به قلم انتقال ميدي و اونو هل ميدي رو كاغذ و همين رمز موفقيتته .
2..در لحظه زندگي ميكني و تلاش زيادي براي شاد زيستن...نشاط و سر زندگي رو در جايگاه بالايي قرار دادي.
3..هنر اصليت اينه كه غصه قسمت نميكني ولي سعي ميكني ديگرون رو در شادي هات سهيم كني و اين يعني نمره يك بودن .
4..براي پيدا كردن وبلاگت به خودم نمره بيشتري دادم و از اين به بعد همه نوشته هات رو ميخونم و لذت ميبرم.
.....ارزو هاي من دو چهره داره يا بهتره بگم در دو لباس پوشيده ميشه.
1..كاغذي كه بتونم قلم رو هل بدم روش.
2..واقعيتي كه باهاش رخ به رخ در گيرم.
دم شما گرم...قصه گو خاطر خاطيم........

27 :: توسط سارا در 2007-04-16 03:57

سلام زیتون زیبا،
اینجا که هوا به شدت بارانی ست (قرار است ده دوازده ساعت پشت سر هم باران بیاید.)...اما این بار تو باید جای مارا روی تپه های پر گل وعلف بیرون شهر خالی می کردی. و این وقتهاست که آدم یادش به این شعر زیبای فریدون مشیری می افتد:

خوش به حال غنچه های نیمه باز!

بوی باران، بوی سبزه ، بوی خاک،
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگ های سبز بید،

عطر نرگس، رقص باد،
نغمۀ شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!

خوش به حال چشمه ها و دشت ها،
خوش به حال دانه ها و سبزه ها،
خوش به حال غنچه های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک- که می خندد به ناز-
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.

....

(قسمت اول شعر "خوش به حال غنچه های نیمه باز" از فریدون مشیری)

26 :: توسط زیتون در 2007-04-16 03:37

ولگرد عزیزم
واقعا بشکنه این دست غضروف مچ دررفته:)
به جان شما کلی ادیتش می‌کنم. فاصله‌ها را می‌کنم نیم‌فاصله. بک اسلش‌ها را می‌کنم کوتیشن مارک. اشتباه‌‌های تایپی و کلاه‌گذاشتن روی سر آها...
گیرم به علت خوابالودگی یکی دوتاش( یا بیشتر) از زیر دستم در برود!
ولگرد جان
اصل موضوع نمایشنامه‌ست.
می‌بینی که همه به متن توجه دارند.
در ضمن کلی تقاضای سفرنامه داشتیم تو این چند مدت!
فکر نکنی یادمان می‌رود

25 :: توسط ولگرد در 2007-04-16 03:16

عزیز جان :
چون تو نوشته های ولگرد را اديت نمی کنی همانطوری دست نزده انها را پست می کنی وابرویش را میبزی!۱
مجبورم يک نفر ديگه رو مامور اين کار کنم .. تو فقط ادويه و نمک به انها میپاشی..
.............
شوخی:
ضمنا اين وبلاگ تو هم /دوذوقه/ است
ادم يک دفعه پست ات را ميخوانه ذوف ميکنه ...
و يک دفعه جرف هات رو تو کامنت دونی ميخوانه ذوف ميکنه ...
يادت مياد ؟که بهت گفتم .
در سفزم به ایران حسن اقا /راننده بهشت زهرا /
مرا برای شام به /دوذوقه/ دعوت کرد
وفتی ازش پرسيدم /دوذوقه /چيه؟ گفت :
ابگوشت است !!
چون يک دفعه آبش را ميخوری دوق ميکنی..!۱
و بعد/ گوشت کوبيده /اش را ميخوری
ذوق ميکنی..
من از این اصطلاح خيلی خوشم امد
حالا
از به هر چيزی که از دو طرف خوب باشه ..
ميگم بهش / دوذوقه /
وبلاگ تو هم مثل ابگوشت دوذوقه است ...
جدی:
متاسفانه این غذای خوب و کامل ایزانی میرود که در خانواده ها محو شود!!
من که عاشق ابگوشت هستم
/ سالوادر دالی/ که از امریکا دیدار میکرد از او پرسیدند امریکا را چطوری دید ی؟
گفت امریکا مثل /پنیر/ است و من خیلی پنیر دوست دارم..!!
ولاگ تو برای ولگرد مثل ابگوشت است...
راستی / دايیجون/ سلامت ميرساند ولگرد

24 :: توسط noaroos در 2007-04-16 03:13

سلام زيتونی!
چه خوب نظر خواهی بالاخره باز شد..نظر خواهيم مونده بود تو گلوم! هه هه هه..
ميخواستم بگم بابا اخه اينقدر با سيبا ميريد ددر خوب نوش جونتون... ولی من دلم واسه اون بچه کبابه!!! اخه اونم ببريد يه هوايی بخوره اخه! گل و بلبلی ببينه....
در ضمن مرسی بابت معرفی کتابا. ايران بيام حتما بادبادک‌باز رو ميگيرم.
راستی! نوعروس ۱ ساله شد...

23 :: توسط Ye Aalame Harf در 2007-04-16 02:54

wow!!! che hame ketab! be ma ke faghat 100 tomani 200 tomani eidi dadan!

22 :: توسط rez در 2007-04-16 02:18

يك هفته اقامت در بهترين هتل هاي جنوب با چلوكباب مخصوص! تصوير شما در تلويزونهاي جهان با كت و شلوار شيك..بليط مجاني به لندن و صدها جايزه ارزنده ديگر.....كافيست فقط يك بار به آبهاي سرزمين ايران تجاوز كنيد

21 :: توسط rez در 2007-04-16 02:16

ق.ظ): رکه از نماز جمعه برميگرده ازش مي پرسند شعار اين هفته چي بود، ميگه والله نفهميدم، ماست حق مسلم انرزي هسته ايه ، حق مسلم انرژي هسته اي ماسته، حق داريم از ماست انرژي هسته اي بگيريم ، حق مونه از انرژي هسته اي ماست بگيريم ، انرژيمون ماست شد يا ماستمون انرژي داره ، هستمون ماست داره، ماستمون هسته داره، انرژيمون حق داره هسته دار باشه ، هستمون حق داره انرژي داشته باشه، ماستمون حق داره، حقمون ماست داره، مسلما" ماستمون حقه حقمون مسلما" ماسته ، شايدم از ماست

20 :: توسط سرهنگ صادق حمایت در 2007-04-16 01:45


از سخنان خدايگان ... اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر محمدرضاشاه پهلوی:


درود من به شاهنشاهان بزرگ و سرداران دلير تاريخ ايران و به همه مردان و زنان ايرانی که پرچم پرافتخار اين شاهنشاهی کهن را چون وعديه مقدس از نسلی به نسلی ديگر سپردند.

درود من به رضا شاه کبير سردار بزرگ تاريخ ايران و بنياد گذار دودمان پهلوی.
مردی که از ميان ملت ايران برخاست و هرگز به غير از ايران و ايرانی نيانديشت... برای ايران زيست و برای ايران ُمرد.

در پيشگاه تاريخ ايران پيمان جاويدان دودمان پهلوی را با ملت خودم که به فرمانروایی آن افتخار می کنم تجدید می کنم.

ما خاندان پهلوی مهری جز مهر ايران و عشقی جز سرافرازی ملت ايران نداريم. وظیفه ای جز خدمت به کشور و ملت خویش نداریم.

ما خاندان پهلوی از ميان ملت ايران برخاسته ايم... در خاک مقدس ايران زاده شده ايم... و در همين سرزمین مقدس به خاک خواهيم رفت...


19 :: توسط زیتون در 2007-04-16 01:24

ولگرد جان:)
آخ... چقدر به خودم گفتم نمایشنامه دیگه سفرنامه نیست که توش پارازیت بندازی:))
ولگرد جان. به من که دو کلاس نهضت سوادآموزی رفتم تیکه می‌ندازی؟:(
بد ادیت کردم؟
بد کردم جلوی وکیوم نوشتم جارو برقی تا تنویر افکار عمومی کرده باشم؟
ای بشکنه این دست:))
چکنیم که تو جمهوری اسلامی هر کدوم از ما شدیم یه پا سانسورچی و ترک عادت هم موجب مرض است..
اگر یه ادیتور پیدا کردی منم یه کاسه زیتون پرورده جایزه می‌دم که نوشته‌های منم بی‌زحمت ادیت کنه!
پ.ن.
ادیتورتیم!

18 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-04-16 01:04

اصولا ملت > يک نفرتی از ملت و کشور پرافتخار ايران داشته اند و ملت ها و مردم های بی ريشه و عقده ای غربی که چيزی جز خايه مالی امپراتوريهای پشمی و نژاد پرست و آدم خوار يونانی و رومی ندارند هم پيرو همان تاريخ مسخره و شرم آور يونانی و رومی می باشند. غربی ها و هالیوودهای مسخره چیزی به جز تاریخ تحریف شده هارودت ندارند!! خنده دار این است که یونانی ها امروز غربی ها > را به پشم خودشان هم حساب نمی کنند و برای ما پارسی ها حسابی جدا باز می کنند!!

ما مردم پاک و مقدس ايران عزيز فرزندان کوروش بزرگ می باشيم که حتی ولتر غربی هم او را محبوبترين فاتح دنيای قديم ناميده است. در تاريخ پرافتخار ما اثری از قتل العام و نسل کشي نمی باشد و فقط و فقط پر از است از مهر و بخشندگی و گذشت از يک سو و از سوی ديگر نبوغ های پزشکی و رياضی و چکامه نويسی و فلفسه!! در فرهنگ و تاريخ اين ملت پرافتخار فقط و فقط افتخار است.

بچه ها به نژاد خودتان به تاريخ خودتان به ميراث پر از زيبايی و ابهت و زيبايی و پاکی خودتان مفتخر باشيد. ما مردمان پاک و پر افتخار می باشيم و شايسته دولتمرداندی بسيار بالاتر از رژيم نفرت انگيز اسلامی می باشيم.

همانطور که خدايگان شاهنشاه آريامهر اعلحيضرت محمدرضاشاه پهلوی فرمودند:
دشمنان ايران به زير خاک فرو می روند ولی ايران سربلند می ايستد.

17 :: توسط ولگرد در 2007-04-16 01:04

آگهی استخدام:
ولگرد به يک /اديتور /باتجربه که فارسی اش حداقل درحدود ششم ابتذايی باشد برای اذیت کردن نوشته هايش نياز دارد!!
داوطلبان با خانم زیتون تماس بگیرند.
به اذیتور منتخب. در ازا ادیت هر نوشته ای یک نمایشنامه کمدی چاپ نشده پرداخت خواهد کرد..!!
..............
پ .ن
ضمنا با پوزش از این که کلمه
وکیوم به جای /جارو برقی / بکار گرفتم
از زیتون خانم متشکرم که انرا به فارسی ترجمه فرمودند ..
و کلمه /راه راه / هم در جلو /خط خطی / !! گذاشتند .
هرچند منظورم به دلیلی همان خط خطی بود !!
هم چنین ازجناب آقای پارتیزان که به معادل اصلی کلمه وکیوم اشاره فرمودند و بادکش را پیشنهاد کردند سپاسگذارم .
ولی فکر میکنم /مکنده / را هم میشود به کار برد ...
اقای پارتیزان:
باور کنید تقصیر ولگرد نیست که از کلمه /وکیوم /.به جای جارو برقی استفاده ..
اين امريکاييان خيلی/ بی سواد /هستند.
به جارو برقی ميگويند
"وکيوم ".بايد مثل ما بگويند :
!!! ELECTRIC BROOM

16 :: توسط سرهنگ صادق حمایت در 2007-04-16 00:41

می خواهم فحش بدهم می خواهم بدرم می خواهم عقده هايم را خالی کنم!!!!!! اينرا بگيريد و حواله يونانی های کونی ُبکنيد تا بعد!!!! سرهنگ می آيد با دنيايی از خشم و نفرت و يک جهان اعتماد به نفس ايران و ايرانی!!!!!!!!!!!! پدر سوخته ها!!!!


http://www.youtube.com/watch?v=kep7zF365Jo&eurl=http%3A%2F%2Fwww%2Epersiastudios%2Eblogspot%2Ecom%2F

15 :: توسط زیتون در 2007-04-16 00:40

بستن نظرخواهی هم گمون کنم
کار اینگیلیسی‌هاست :) تا قبر آ آ آ آ...

14 :: توسط / در 2007-04-15 04:40

بارش شديد باران باعث آبگرفتگي بيشتر معابر شهر كرج شده و نيروهاي خدماتي شهرداري كرج با حضور در سطح شهر تلاش مي‌كنند تا آب‌گرفتگي را برطرف نمايند.
در حالي‌كه بارش شديد باران تا پاسي از شب در كرج و نواحي اطراف ادامه دارد، آب به برخي از واحدهاي مسكوني نيز نفوذ كرده و باعث تخريب 40 واحد مسكوني در اين شهر شده است.
بنا به گفته منابع موثق بر اثر سيلاب، چند واحد مسكوني در حسن آباد كمالشهر و خرمدشت دچار آبگرفتگي شده و ساكنان آنها به خيابانهاي اطراف پناه آورده اند.
بارندگي شديد از غروب شنبه در شهرستانهاي كرج، شهريار، ساوجبلاغ و نظرآباد آغاز شد و تا لحظه مخابره خبر ادامه دارد كه اين بارندگي موجب آبگرفتگي سطح معابر و سيلاب در منطقه غرب استان تهران شده است.
هنوز گزارش دقيق از ميزان خسارات و تلفات احتمالي اين سيلاب دريافت نشده است.

13 :: توسط دكتر عباس پارتيزان در 2007-04-15 04:28

بابا زيتون شوما چقدر بلا بودی و ما خبر نداشتيم هااااااا
حالا واسه ما لغت خارجی هم ترجمه ميکنی ؟

وکيوم يعنی بادکش ! ... گرفتی چيچی شد ؟؟؟

12 :: توسط دكتر عباس پارتيزان در 2007-04-15 04:26

بابا زيتون شوما چقدر بلا بودی و ما خبر نداشتيم هااااااا
وحالا اسه ما لغلت خارجی هم ترجمه ميکنی ؟

وکيوم يعنی بادکش

11 :: توسط مخمل بانو در 2007-04-15 04:13

حسوديم شد زيتونی خيلی هم شد...مدتهاست فقط کتاب پی دی اف ميخونم ...خدا رو شکر البته همون هم هست ...بايد يه سر بيام ايران يه دنيا کتاب به خودم پست کنم ...
اين کتاب اسماعيل فصيح رو نخوندم ...عاشق نوشته هاشم ...اميدوارم خوب بشن ...
چقدر هم کتاب کادو گرفتين!!!!
سبز باشین

10 :: توسط Sphinx در 2007-04-15 03:33

http://iransphinx.blogfa.com
Just now has updated
«حکايت من ايراني وطن پرست»
please send to all

9 :: توسط زیتون در 2007-04-15 03:31

این تیکه پست نمی‌شه..
دوباره ادیتورم گیر کرد. می‌ذارمش اینجا که گم نشه.
7- روز سیزده‌به‌در ناهید کشاورز و مجبوبه‌ حسین‌زاده را در پارک لاله به جرم گرفتن امضا برای حقوق برابر زنان با مردان، دستگیر کردند و هنوز هم زندانی‌اند... عجب روزگاری داریم ما....
نوشته‌ی سارا لقمانی را در این رابطه بخوانید.

8 :: توسط زیتون در 2007-04-15 03:26

ساغند جان
درود بر خودت:)

آذر عزیزم
ممنونم به خاطر همه‌ی خوبی‌هات(+بوس)

کامی کوچولو
اگه می‌دونستم وبلاگ داری یه گپی باهم می‌زدیم برای تبادل لینک:))
دیدی هر چی اومدم باهاتون فوتبال بازی کنم طوفان نذاشت و چقدر خندیدیم!

غزل جان
نیکی و پرسش؟:) فکر کنم خودم یه بار باز کردم ولی بلد نبودم چه‌جوری ازش استفاده کنم. البته اونقدر خنگ نیستم ها... شبا وقتی میام اینجا(اینترنت) هزار تا کار دارم و خوابالو ام...
راستی من بعد از ۵ سال اون کدی که باید تو ادیتور بنویسم تا عکس توی وبلاگم بیادو گم کردم:) خواستم الان عکس بذارم نتونستم:))
کاش مسابقه‌ی خنگ‌ترین بلاگر هم برگزار کنن تا من بدون داشتن هیچ رقیبی اول بشم.

7 :: توسط فرزانه در 2007-04-15 03:23

چشم ما روشن زيتون جان. بلاخره آپ کردی :) کلی بهت حسودیم شد با این همه کتاب تازه ای که داری D:

6 :: توسط طاها در 2007-04-15 03:21

من نيز سلام .. بسی خرسند گشتم که مشکل وبلاگ رفع گرديد.

در اين مدت که ميومدم و با صفحه ی بروز نشده مواجه می شدم هزاران فکر به سرم راه پیدا کرد. البته نه اینکه نگران جنابعالی باشم.. اصولا وبلاگ شما رو بیشتر از خودتون طرفدارم ! ( عجب جمله چینی مزخرفی ... ما این کاره نیستیم .. خدافظ )

5 :: توسط غزل در 2007-04-15 03:14

زيتونک جان،
موافقي برات تو فليکر يک اکانت باز کنم تا عکسهايي رو که مي گيري، اونجا بذاري؟؟؟ نمي دونم چرا، اما نوشته هاي امروزت، عجيب منو به ياد عکسهات انداخت... البته ناگفته نمونه که نوشته هات هميشه مثل يک تصوير زنده مي مونه.

4 :: توسط کامی کوچولو در 2007-04-15 03:11

بالام جان - توضيح المسائل نه حل المسائل. وقتی خود آقايان علمای اعلام ادعای حل مسئله ای را ندارند چرا شما همچين وصله ناچسبی به ايشان ميزنيد.

3 :: توسط کامی کوچولو در 2007-04-15 03:01

زيتون جان چقدر خوشحالم كه فهميدم اون خانم زيبايی که توپ ما را برگرداند يکی از پيشتازان عرصه وبلاگهاست. بازهم متشکريم. ضمنا به جای زيتون قکر ميکنم با آنچه که ما ديديم هلو، اونهم از نوع پوست کنده اش بيشتر مناسب شما باشد. ايام بکام شما و سيبايتان باد

2 :: توسط azar در 2007-04-15 02:20

خوشحالم اپ کردی . با سی بای نازنينت لذت ببر از زندگی .. چشم و دلتان سبز

1 :: توسط saghand در 2007-04-15 02:17

درود بر زیتون عزیز