118 :: توسط کیوان در 2007-07-15 04:06

کامی کوچولو عزیز

چیزها ی محال طلب نکنید! کجای این سیستم دمکراتیک است که انتخاباتش باشد؟ اینکه انتخابات ما دموکراتیک نیست و در آن تقلب صورت میگیرد نیازبه اثبات ندارد.عبور کاندیداهای دلخواه من ، یا لااقل کسانی که از نظر ریخت و ظاهر شباهتی به من و افراد خانواده و همکار و همسایه من داشته باشند (شباهت فکرو عقیده سیاسی و ... باشد طلبمان!) از فیلتر تعیین صلاحیتها ناممکن است. همانطور که زیتون هم گفته ، رای دادن در چنین شرایطی به قدر کافی دردناک هست، شما لطفا نمک نپاشید!

اما اجازه دهید به جمله ای از مارتین لوتر کینگ اشاره کنم که جایی گفته: "Our lives begin to end the day we become silent about things that matter." پایان زندگیمان روزی فرا میرسید که درباره چیزهایی که اهمیت دارند سکوت اختیار کنیم. اگر در انتخابات هم شرکت نکنیم پس چه کنیم؟ شما راهی نشان دهید که بتوانیم در این فضا نظر مخالفمان را بیان کنیم. من شخصا از عملکرد خاتمی راضی نیستم. از نظر من اگر نگوییم که او به مردم و کشور خیانت کرده، لا اقل باید بپذیریم که سستی و فرصت سوزی کرده . ولی از حق هم نگذریم! مردم در خرداد 76 فریاد "نه" خود را چنان بلند و واضح ادا کردند که غریوش دنیا را تکان داد و نگاهها را متوجه ما کرد.همه دنیا صدای ما را شنیدند. آیا قبول ندارید؟ ما نشان دادیم که زنده ایم ! از خود اراده و نظری داریم و با عملکرد رهبرانمان مخالفیم و به آن راضی نیستیم. آیا این ارزشش را نداشت؟ طی 8 سال بعدی هم این "نه" را بارها تکرار کردیم. شاید در داخل گوش شنوایی نبود و خود را به خواب زدند، ولی دنیا شنید و دانست! بنظر من این ارزشش را داشت. ضمنا در چنین فضایی است که شرکت نکردن در انتخابات مجلس هفتم هم دارای پیام میشود و معنای مخالفت میدهد وصدای ان را هم دنیا میشنود.

اختلاف نظرما آنجا شروع میشود که شما منتظر مصلح هستید! انتظار دارید خاتمی و X وY بیایند و یکباره چنین سیستمی را 180 درجه تغییر دهند! من به شما اطمینان میدهم که چنین اتفاقی هرگز رخ نخواهد داد. امید من به تغییر از طریق این افراد نیست. بگذارید باز جمله ای از لوترکینگ نقل کنم :" A man can't ride your back unless it's bent " مردم ما سی سال پیش خم شدند و سواری شروع شد! من میبینم که هنوز بسیاری از مردم در همان وضعند! اگر قرار است سواری خاتمه یابد باید کسی به مردم ما بفهماند که باید صاف بایستند! و فرصت سواری به کسی ندهند. این جز در سایه روشنگری و آگاهی دادن به مردم میسر نمیشود. باید جامعه رشد کند و اگاهی گسترش یابد.پس امیدتان را از امثال خاتمی بردارید و خودتان حرکت کنید، امیدتان به جوانان و دانشجویان، بر امثال زیتون و سیبا و سایر فعالین NGO ها و فعالین اجتمایی و مدنی ببندید. به کسانی فعالانه با تباهی و جهل مبرزه میکنند.

آنچه در زمان "بد" تا حدودی بود و امروز در زمان "بدتر" از دست رفته فضای تنفس فعالین اجتماعی و مدنی است. آنها بهتر از من و شما میدانند که خطر اصلی برایشان از همین ناحیه است. اینست که هزینه فعالیت مدنی را بالامیبرند و جو سرکوب و خفقان ایجاد میکنند. "بدتر" آنقدردرگیریهای جوراجور برای کشور و مردم ایجاد میکند که فعالان مدنی در دهها جبهه جدید مجبور به صرف وقت و انرژی هستند. از طرف دیگر مردم و عوام نیز هر روز ناچارند با شرایط ناخوشایند و مشکلات و درگیریهای گوناگونی که او بوجود می آورد دست و پنجه نرم کنند. حال و حواسی برای توجه به موضوعات مهم تر نمیماند. سرکوبها و فشارها نفس جامعه را گرفته ، روند پیشرفت و توسعه اجتماعی کندتر شده. در حالیکه بنظر من اگر قرار باشد تغییر سیاسی ای رخ بدهد، محل و مجرای آن همین توسعه اجتماعی و رشد آگاهی های مردم است. پس گشایشی لازم است و هوایی تازه!

اگر در لبنان از خاتمی استقبال با شکوه میشد، یا کسانی مانند شرودر با او نشست و برخاست میکردند و به دیده تحسین و تایید در او مینگریستند، اعتباری بود که من و شما و کشورمان از ان بی نصیب نمی ماندیم. امروزهم اگر این کوتوله نئاندرتال را جز در سودان و ونزوئلا نمی پزیرند و کسی در دنیا حاضر نمیشود سلام او را علیک گوید، و همه با حیرت به ادا و اطوارغریب و مضحک او مینگرند، باز دودش به چشم من و شما میرود و ماییم که بی آبرو و اعتبار میشویم. چه بخواهیم و چه نخواهیم این افراد، کشور و مردم ما را نمایندگی میکنند و آنچه که میکنند به پای همه ما نوشته میشود. وقتی عده ای در گوشه ای از دنیا از سیاستهای جنگ افروزانه و ضد صلح دولت آمریکا به تنگ می آیند و ابراز نفرت و انزجار میکنند، این نفرت و نارضایتی متوجه کشور و مردم آمریکاست! در این میان کسی نمیپرسد که جورج بوش با چه درصدی از آرا انتخاب شده و حاشیه های آن انتخابات چه بوده و دولت او تا چه حد مشروعیت دارد. پس نه آن مورد اولی (استقبال از خاتمی) ناراحتی دارد نه این دومی شادی!

زیتون عزیز
عذر میخواهم که مطلبم خارج از موضوع بحث شما بود. اما فکر میکنم بحثی که مطرح کردم مورد توجه شما هم باشد. وضعیت سیاسی و اجتماعی فعلی ما چنان بغرنج و پیچیده است که به سختی میتوان گفت چه چیزی درست است و چه جیزی اشتباه. من ادعا نمیکنم که نظر من درست و بهترین نظر است. خودم هم گاهی در درستی آن تردید میکنم. اگر آنرا مطرح کردم صرفا به این جهت است که باب یحث باز بماند تا شاید سایرین هم نظراتشان را بیان کنند . با این امید که در این بین کسی نظر بهتر و مقبول تری ارایه کند و ما را هم از اشتباه در بیاورد. اما فعلا آنرا به چیزی که برخی دوستان مطرح میکنند؛ که موضع منفعلانه بگیریم و با شرکت نکردن در انتخابات و کاهش مشروعیت بخواهیم منتظر بمانیم تا جهان خارج کاری برایمان انجام دهد ، ترجیح میدهم. تجربه سی ساله به ما میگوید که این بید با این بادها نمیلرزد، تازه سواری مزه کرده و قاچ زین را سفت تر از اینها چسبیده که به سادگی سرنگون شود! باید فکری به حال این مرکب کرد که چنین خرامان میرود و سواری میدهد.

117 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-11 07:37

دوستان عزيز- شايان؛کيوان و آرمان جاويد

انتخاب بين بد و بدتر زمانی مطرح ميشود که نفاوت فاحشی از نظر منافع ملی بين کانديداها باشد و ضمنا تقلب هم درکار نباشد. هيچکدام از اين دوشرط بنظر من در جناح خاتمی و رهبر مشاهده نميشود.
انتخابات چندساله اخير نشان ميدهد که تصميم گيريها بوسيله رهبران حکومت ميشود نه انتخابات و رای مردم. نمونه اش رای آوردن عليرضا رجايی در انتخابات مجلس ششم و انتصاب غلامعلی حداد عادل بجايش که آقايان اصلاح طلب هم اعتبارنامه غلامعلی خان را تاييد کردند و تا نوبت به حذف خودشان رسيد ياد اعتصاب افتادند. نمونه اش رای آوردن احمدی نژاد بجای کروبی با دستکاری درآرا. برای من جالب است که کيوان عزيز هنوز انتخابات را بدون تقلب و دمکراتيک می انگارد.

واما در مورد زمان حال و گذشته- مگر بيشتر قتلهای زنجيره ای در زمان خاتمی اتفاق نيافتاد؛ مگر زهرا کاظمی در زمان خاتمی کشته نشد؛ مگر آن استقبال با شکوه از خاتمی در ماشين روباز در لبنان يادتان رفته- مگر ميليونها دلار ثروت ملی ما در زمان خاتمی به حزب اله ارسال نشد زمانی که خاتمی با ادعای اصلاح طلبی خود چشم جهانيان را از ديدن واقعيت وجود خود نابينا کرده بود. فاجعه کوی دانشگاه را مگر يادتان رفته. در زمان چه کسی سر سعيد امامی را زير آب کردند. مگر در زمان خاتمی هم گاه و بيگاه حزب اله رد خيابان با شعار يا روسری يا توسری به زیبا دختران و زنان ما حمله نمیکرد. حتی رهبر هم برای مرگ خلخالی -دژخیم بهترین و پاک ترین انساهای میهنمان -پیام نفرستاد ولی خاتمی نه مرگ خلخالی را بدون پیام گذاشت و نه لاجوردی را.

دوستان عزیز- مدتهای مدیدی است که تمامی اپوزیسیون بجز شاید مشروطه خواهان با کارتهای رژیم بازی میکنند. انتخاب بین بد وبد تر مدتهاست از طرف رژیم جزو قواعد بازی شده و ما و شما هم دنباله رو. وبرای هر انتخاباتی هم یک بد وجود دارد و یک بدتر. در دایره بسته ای انداخته شده ایم. قربانی باید بین دو قاتل انتخاب کند که نتیجه هر چه باشد فقر و بد بختی و دختر فروشی و کلیه فروشی و تجاوز به همسایه و قتل دوست و برادر بخاطر چند تومان و مرگ تدریجی است. مذاکره با آمریکا بد است تا اپوزیسیون خودش را ایزوله کند و بدتر او هم به تابو شدن آمریکا دامن بزند. میلانی خائن است؛ سازگارا خائن است چون با آمریکا گفتگو میکنند. برادر عزیز همین پسر آقای فلاحیان دو تا مامور پلیس را در زمان همین آقای خاتمی کشت. شما یعنی میفرمایید در زمان بد فحشا مثل زمان بدتر نبوده- اعتیاد را که ما سالهاست مقام اولش را داریم.

لطفا شما اگر واقعا تفاوتی بين بد و بدتر ميبينيد ما را هم در جريان بگذاريد. لطفا بگوييدچه کاری در زمان آقا بده نميشده که الآن میشه.

116 :: توسط کیوان در 2007-07-11 05:43

زیتون عزیز

خوشحالم که بعد از چند ماه دوری باز بخت این را پیدا کردم که اینجا سری بزنم و نوشته های قشنگ شما و سایر دوستان را بخوانم. گر چه مدتی از این موهبت محروم بودم ولی خوبی وبلاگ و اینترنت اینست که شرح آنچه که در این مدت گذشته،حفظ میشود و امروز با گنجینه ای از نوشته های شما و استاد ولگرد عزیز و سایر دوستان روبرو شدم و دلی از عزا در آوردم!:)
بنظرت عجیب نیست؟! که با این همه نوشته های شما و شرح آنچه بر مردم میرود، هنوز برخی دوستان بر طبل خود میکوبند که شرکت در انتخابات اشتباه بوده! و نمیخواهند شرایط مایی که در داخل کشور زندگی میکنیم را بپذیرند؟ وقتی موسم انتخابات بود و اصرار میکردیم که این انتخاب ما نیست بلکه صرفا انتخابیست بین بد و بدتر و جهت جلوگیری از فجایع بیشتر و بدتر شدن اوضا، عده ای میگفتند بگذارید ا.ن بیاید و کارها را خرابتر و آش را شور تر کند تا کار یکسره شود! برخی به حمله خارجی دل بسته بودند و برخی به شورش مردم. حالا نگاه کنید. کدام یک رخ داده؟
تنها چیزی که تغییری که رخ داده تباهی بیشتر کشور، بدتر شدن وضع مردم، ناامیدی بیشتر آنها ، نقض گسترده تر حقوق و آزادیهای ملت و خفقان روز افزونی است که امکان کوچکترین حرکت جامعه بسمت رشد را گرفته. وضعیت را با 3-4 سال پیش مقایسه کنید، ایا همان شتاب اندک تحرک و تحول اجتمایی گرفته نشده؟ سرکوبهای فعالین اجتماعی ، زنان ، معلمان در اسفند سال گذشته و سرکوب مستمر دانشجویان را اضافه کنید به طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی! نتیجه این میشود که چه نخبگان و چه عوام امروز سر در گریبان فرو برده اند و نفس نمیکشند و دم برنمیاورند! آن عده ای که منتظر شورش مردم بودند خوش خیال نیستند؟ مردم چنان درگیر معاش و بنزین و برق و ... هستند که فکرشان جای دیگری کار نمیکند. همین وبلاگ مشتیست نمونه خروار. بر خلاف شناختی که داشتم و انتظاری که از وبلاگ زیتون میرفت، من هر چه گشتم ندیدم درباره وضعیت سیل زدگان استانهای جنوبی اشاره ای شده باشد! حتما میدانید که دست کم 500 هزار نفر از مردم فقیر استانهای جنوبی در طوفان اخیر تمام هستی شان را از دست داده اند. درحالی که خبر استمداد دولت پاکستان از کشورهای دنیا برای کمک رسانی به سیل زدگان بلوچستان پاکستان و گزارش وضعیت این آوارگان از اخبار سیمای ج.ا پخش میشود، سکوت حیرت انگیز رسانه ها درباره وضعیت هم وطنان اسیب دیده مان و بی عملی دولت در کمک رسانی به آنها تا اینجا و این
وبلاگ هم امتداد پیدا میکند. چرا که بحث داغ روز بنزین است و کارت سوخت! در این اوضاع است که خبر محکومیت به اعدام 20 نفر "اراذل و اوباش" هم به سادگی اعلام میشود. سنگسار هم در خفا اجرا میشود و.... چه کسی اهمیت میدهد؟ کدام صدا میخواهد به مخالفت بلند شود؟ اگر هم بشود چقدر در این جامعه مفلوک و گرفتار طنین خواهد داشت؟ بی اختیار به یاد شعر معروف پروین اعتصامی می افتم : که ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند - این گرگ سالهاست که با گله آشناست

شایان عزیز

برایم جالب بود که شما همچنان با حوصله فراوان و در نهایت متانت مشغول بحث با برخی از دوستان هستید. مرحبا به این حوصله و تحمل! ولی شاید حق با زیتون باشد و بحث با بعضی ها حکایت آب در هاون کوبیدن است و گردکان بر گنبد! ضمنا شما مرا تحریک و ترغیب میکنید که شروع کنم و مثنوی را یک دور کامل و با دقت بخوانم. باید اعتراف کنم که تنها چند قسمت جسته و گریخته این کتاب را تفننی خوانده ام . به شما و تسلطی که بر آن دارید رشک میبرم! آرزوی روزی روشن و خوش را دارم که در سایه آزادی بتوانم همه شمارا از نزدیک ملاقات کنم ، چه شما و دوستان دور از وطن و چه آنهایی که مانند زیتون عزیز خیلی نزدیک اما خیلی دورند و ناچار به پوشاندن هویت خود هستند. چنین باد!

115 :: توسط کیوان در 2007-07-11 05:40

زیتون عزیز
خوشحالم که بعد از چند ماه دوری باز بخت این را پیدا کردم که اینجا سری بزنم و نوشته های قشنگ شما و سایر دوستان را بخوانم. گر چه مدتی از این موهبت محروم بودم ولی خوبی وبلاگ و اینترنت اینست که شرح آنچه که در این مدت گذشته،حفظ میشود و امروز با گنجینه ای از نوشته های شما و استاد ولگرد عزیز و سایر دوستان روبرو شدم و دلی از عزا در آوردم!:)
بنظرت عجیب نیست؟! که با این همه نوشته های شما و شرح آنچه بر مردم میرود، هنوز برخی دوستان بر طبل خود میکوبند که شرکت در انتخابات اشتباه بوده! و نمیخواهند شرایط مایی که در داخل کشور زندگی میکنیم را بپذیرند؟ وقتی موسم انتخابات بود و اصرار میکردیم که این انتخاب ما نیست بلکه صرفا انتخابیست بین بد و بدتر و جهت جلوگیری از فجایع بیشتر و بدتر شدن اوضا، عده ای میگفتند بگذارید ا.ن بیاید و کارها را خرابتر و آش را شور تر کند تا کار یکسره شود! برخی به حمله خارجی دل بسته بودند و برخی به شورش مردم. حالا نگاه کنید. کدام یک رخ داده؟
تنها چیزی که تغییری که رخ داده تباهی بیشتر کشور، بدتر شدن وضع مردم، ناامیدی بیشتر آنها ، نقض گسترده تر حقوق و آزادیهای ملت و خفقان روز افزونی است که امکان کوچکترین حرکت جامعه بسمت رشد را گرفته. وضعیت را با 3-4 سال پیش مقایسه کنید، ایا همان شتاب اندک تحرک و تحول اجتمایی گرفته نشده؟ سرکوبهای فعالین اجتماعی ، زنان ، معلمان در اسفند سال گذشته و سرکوب مستمر دانشجویان را اضافه کنید به طرح به اصطلاح امنیت اجتماعی! نتیجه این میشود که چه نخبگان و چه عوام امروز سر در گریبان فرو برده اند و نفس نمیکشند و دم برنمیاورند! آن عده ای که منتظر شورش مردم بودند خوش خیال نیستند؟ مردم چنان درگیر معاش و بنزین و برق و ... هستند که فکرشان جای دیگری کار نمیکند. همین وبلاگ مشتیست نمونه خروار. بر خلاف شناختی که داشتم و انتظاری که از وبلاگ زیتون میرفت، من هر چه گشتم ندیدم درباره وضعیت سیل زدگان استانهای جنوبی اشاره ای شده باشد! حتما میدانید که دست کم 500 هزار نفر از مردم فقیر استانهای جنوبی در طوفان اخیر تمام هستی شان را از دست داده اند. درحالی که خبر استمداد دولت پاکستان از کشورهای دنیا برای کمک رسانی به سیل زدگان بلوچستان پاکستان و گزارش وضعیت این آوارگان از اخبار سیمای ج.ا پخش میشود، سکوت حیرت انگیز رسانه ها درباره وضعیت هم وطنان اسیب دیده مان و بی عملی دولت در کمک رسانی به آنها تا اینجا و این
وبلاگ هم امتداد پیدا میکند. چرا که بحث داغ روز بنزین است و کارت سوخت! در این اوضاع است که خبر محکومیت به اعدام 20 نفر "اراذل و اوباش" هم به سادگی اعلام میشود. سنگسار هم در خفا اجرا میشود و.... چه کسی اهمیت میدهد؟ کدام صدا میخواهد به مخالفت بلند شود؟ اگر هم بشود چقدر در این جامعه مفلوک و گرفتار طنین خواهد داشت؟ بی اختیار به یاد شعر معروف پروین اعتصامی می افتم : که ما را به رخت و چوب شبانی فریفته اند - این گرگ سالهاست که با گله آشناست

شایان عزیز
برایم جالب بود که شما همچنان با حوصله فراوان و در نهایت متانت مشغول بحث با برخی از دوستان هستید. مرحبا به این حوصله و تحمل! ولی شاید حق با زیتون باشد و بحث با بعضی ها حکایت آب در هاون کوبیدن است و گردکان بر گنبد! ضمنا شما مرا تحریک و ترغیب میکنید که شروع کنم و مثنوی را یک دور کامل و با دقت بخوانم. باید اعتراف کنم که تنها چند قسمت جسته و گریخته این کتاب را تفننی خوانده ام . به شما و تسلطی که بر آن دارید رشک میبرم! آرزوی روزی روشن و خوش را دارم که در سایه آزادی بتوانم همه شمارا از نزدیک ملاقات کنم ، چه شما و دوستان دور از وطن و چه آنهایی که مانند زیتون عزیز خیلی نزدیک اما خیلی دورند و ناچار به پوشاندن هویت خود هستند. چنین باد!

114 :: توسط Iran در 2007-07-10 23:32


من از مردن نمی ترسم
هراسم از نمردن زیر بار یوغ شیطان است
نه از جامانده های نسل بوسفیان
نه از بوجهل های حافظ قرآن
نه از افعی ضحاکان
من از تردیدهای کاوه می ترسم
من از ماندن به هر قیمت در این ویرانه می ترسم

113 :: توسط par در 2007-07-10 19:20

اگه يک وکيل خوب و ارزون می خواهی يه من ايميل بزن شابد تونستم کاری بکنم
نه خودم کس دیگه ای مد نظرم است حد اقل بهتره بری مشاوره

112 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-10 18:05

تبارشناسی گفتمان انقلاب۱۳۵۷
یوتوپیای لنینیستی شریعتی
اکبر گنجی
www.iran-emrooz.net
‏مقدمه
گويی انسان ها بدون امر مقدس نمی توانند به حيات بشری خود ادامه دهند. مقدس معانی گوناگونی دارد : کمال محض ، خطا ناپذيری، چون و چرا ناپذيری، پرسش ناپذيری و غيره . خدا امر قدسی است . انبيا افرادی مقدس تلقی می شوند . پيام انبيا (متون دينی) مقدس تلقی می شود. برخی مکا نها و زمانها مقدس تلقی می شود. انسانها دامنه فرآيند مقدس سازی را به حوزه های ديگر نيز می گسترانند. مگر نه آنکه زمانی مارکسيسم – لنينيسم مقدس تلقی می شد و هر پرسش و نقدی ، تجديد نظر طلبی، فرصت طلبی و امپرياليستی محسوب می گرديد؟ ما آدميان فقط ايدئولوژی ها را مقدس نمی کنيم ، انسانهای زمينی را هم مقدس و چون و چرا ناپذير می کنيم. مهمترين نشانه آنکه شخصی را به موجودی مقدس تبديل کرده اند اين است که اگر آن شخصيت در معرض پرسش و نقد قرار گيرد، ناقد از سوی شيفتگان آن شخصيت با موجی از اهانتها روبرو می شود و به انواع وابستگيهای ناشايست متهم می گردد، و اسرار خصوصی زندگيش "افشا" می شود. متأسفانه به نظر می رسد که کسانی می کوشند از شريعتی نيز چهره ای مقدس بسازند. اين شيفتگان شريعتی در برابر انتقاداتی که بر انديشه های وی وارد می شود از خود ناشکيبايی بسياری نشان می دهند.
...

111 :: توسط pasargadae در 2007-07-10 16:07

کامنت بامزه 104 را داشته باشید:
"شب پره كسی بود كه خرمای مردم را می دزديد" پس چرا اینانی که همه چیز مردم را دزدیدند به یکباره به شب پره ای سوسکی چیزی تبدیل نمی شوند تا عبرت سایرین گردد و جامعه از فساد تهی گردد؟ اصلن چرا همه بدکاران به حیوانات بدل نمی گردند تا هم بقیه حساب کار دستشان بیاید و هم ایمانشان قوی گردد؟
آمما این یکی خیلی بامزه است:
"ميمون و خوك جماعتی بودند از بنی اسرائيل كه در روز شنبه ماهی شكار مِ كردند" واقعن چه کار ناپسندی می کردند این از خدا بی خبران!! در روز شنبه و شکار ماهی؟!! وا اسفا! وا مصیبتا! اصلن دلیل اصلی این که نسل میمون و خوک در حال انقراض می باشد همین است که از امت حزب الله کسی در روز شنبه ماهی شکار نمی کند!

110 :: توسط مخلص ایران در 2007-07-10 15:33

احمد فضله ملقب به احمد.ف كامنت 105
تو هم مواظب باش خرگوش نشوی! عبارت

مربوط به خرگوش را از كتاب كلينی بخوان كه
بسيار به تو منطبق است

109 :: توسط مخلص اصلاح طلبان!؟ در 2007-07-10 15:25

آرمان - جاويد به نكات ظريفی اشاره كرده ای خاتمی بسيار
عاقلانه عمل كرد و هم جمهوري اسلامی را حفظ

كرد و هم اين مردم تهی مغز آن دوران را كه فكركرده بودند
با رای دادن بدو حال هرغلطی ميتوانند بكنند سرجايشان

نشاند هيچكس ظريفتراز او نميتوانست چنين
ايران را نجات بخشد امثال شايان باآنكه همچنان برايش

احترام قائلم كه اگر بود ايران را دودستی تقديم مردم
ميكرد و ميگفت خب حالا انتخاب كنيد چه ميخواهيد!؟

و آنوقت عمق فاجعه را خوددريابيد كه چه ميشد
انگار شما به يك سری گوسفند بگوييد بيا كشوررا بچرخان!

مملكت را عاقلان بايد بگردانند و مردم هم فعلا
پمپ بنزين آتش زنند تا ببينيم بكجا ميرسيم

108 :: توسط مخلص ایران مستقل در 2007-07-10 14:33

عجیب است تا صحبت از توده و توده ایی میشود خیلی ها
یاد روس و شوروی و کمونیسم میافتند در حالیکه اکثر انها

تحصیل کرده اروپای غرب بودند و حتی یکنفر انها در شوروی
و اقمارش تحصیل نکرده بود تا انجا که من میدانم اکثرا المانی

و فرانسوی و انگلیسی میدانستند تا روسی اگر در المان شرقی
سکنی گزیده بودند بخاطر رگ و ریشه غربی !!داشتن انکشور

بود و بهتر بگویم تا انجا که ممکن و مقدور بود !!؟در کناره
غرب بودن برایشان مهم بود نه ٬ایرج اسکندری اخرین دبیر

حزب توده از فرق سر تا نوک پایش یک جنتلمن !غربی بود
که مورد لطف ملی گرایان ایران هم بود ...پس چپ روسی

و روسو فیل کیها بودند !؟ فکر میکنم غیر از پیشه وری و
دارو دسته اش که توسط باقر اف ساپورت همه جانبه میشد

و صفر قهرمانی معروف و دیگران بیشتر باذربایجان بزرگ !نظر
داشتند تا روسیه و ....بعد از فروپاشی شوروی و استقلال جمهوری

اذربایجان و غلتیدنش ببغل انگلیس و امریکا تازه ثابت
کرد خود اذری ها هم عاشق و دلباخته غرب بودند !!!و

همه بر میگردد بقاجاریه و تصمیم درست یا نادرستش
بانتخاب فرنگ

107 :: توسط dariushagha در 2007-07-10 14:27

شماره 106- شما بغیر از مسخره کردن و بیهوده حرف زدن کاری دیگه بلدی؟؟؟...

106 :: توسط مخلص ایران مستقل در 2007-07-10 14:14

داستان چپ روسی و چپ غربی هم در ایران
بخصوص این صد سال اخیر مثنوی هفتاد من

کاغذ است ٬ اینکه شاهان قاجار فرانسه ( همان
فرنگ عامی ) را خواهر تنی ایران انتخاب کردند

دلایل گونه گونی دارد و بسط روابط سیاسی و اقتصادی
و فرهنگی بسرعت برق و باد انهم توسط قشری

از جوانانی که جهت تحصیل روانه انجا شده بودند
خلاصه کنم ایران هر چه فرنگی بود !!؟ شد نگین

سلیمانی از اولین اتول موبیل !!اهدایی فرانسه بناصر الدین
شاه انهم با راننده ارمنی اش تا دیگ و دیگ بر و

هر چه بنام صنعت مدرن نام داشت ...انقدر توسط
روشنفکران !! فرنگ تحصیل کرده اغوا شدیم که

امروزه ننه زینب هشتاد ساله اهل سمیرم که تهران
را هم ندیده قصد مهاجرت به بورلی هیلز !! میکند

شفتعلی جوان رفته ژاپن پول جمع کند که بتواند
راهی غرب !؟ شده و زندگی نو شروع کند و همه

این جاده گمراهی را همان قاجارها سنگفرش کردند
که اخرین شاه خود فرار کرده در فرانسه ماند و ماند

تا جان داد ....و اینگونه تحصیل کرده های چپ !!ایرانی
در غرب پایه و اساس ماتریالیسم تاریخی را پی ریختند

105 :: توسط کریم ساعدی در 2007-07-10 10:36

فضولباشی مواظب باش یکوقت تبدیل به کرگدن نشی.

104 :: توسط balatarin.com در 2007-07-10 09:18

از حضرت امام موسی كاظم(ع) در حديث معتبر منقول است كه دوازده صنف حيوانند كه در اصل آدميان بوده اند و بعداً از جانب خداوند مسخ شده اند:


- فيل پادشاهی بود كه زنا و لواط می كرد

- خرس، عرب بادهيه نشينی بود كه ديوثی می كرد

- خرگوش زنی بود كه به شوهرش خيانت می كرد و غسل حيض و جنابت نيز نمی كرد

- شب پره كسی بود كه خرمای مردم را می دزديد

- ميمون و خوك جماعتی بودند از بنی اسرائيل كه در روز شنبه ماهی شكار مِ كردند

- سوسمار و چلپاسه، گروهی ديگر بودند از بنی اسرائيل كه در زمان حضرت موسی به مائده آسمانی ايمان نياوردند و مسخ شدند؛ پس گروهی از ايشان به دريا رفتند و گروه ديگر به صحرا

- عقرب مرد سخن چين بود

- زنبور قصابی بود كه از ترازو دزدی می كرد

- كرگدن مردی بود كه مردم با او عمل قبيح می كردند

( اصول كافی، شيخ كلينی)

103 :: توسط http://1.blognews.name/ در 2007-07-10 09:14

قرعه‌کشی» از میس‌زالزالک

102 :: توسط shayan در 2007-07-10 08:48

دوست عزيز جناب آرمان خان جاويد

نه دوست عزيز من از خاتمی انتظار اتقلاب دوم خرداد نداشتم. آنقدرها هم که فکر می‌کنيد کم عقل نيستم! ولی خوب از جناب ايشان و از دفتر و دستکشان انتظار داشتم که حداقل دانشجويان بی‌گناهی چون محمدی و باطبی و ديگران را با پشتوانه ۴۲ ميليون رای از بدبختی و زندان و شکنجه نجات دهند که ندادند! از ايشان و دفتر و دستکشان با در دست داشتن اکثرييت مجلس انتظار داشتم که به محض رسيدن حکم حکومتی ولی فقيه مبنی بر خفقان گرفتن و کنار گذاشتن لايحه مطبوعات دست بر لب و پیشانی نگذاشته و تعظیم کنان سمعا و طاعتا يا امير المومنين نگويند و حداقل برای ظاهر سازی هم که شده کمی مقاومت کنند! نه عزيز من همانطور که عرض کردم از اين امام زاده ها معجزه ای بر نخواهد آمد. که اگر می‌آمد من هم مانند شما می‌گفتم همه بروند و به آنها رای دهند!

در مورد علما هم اشتباه می‌فرمائید که آنان از طریق شورای نگهبان انتخابشان را قبلا از اینکه نوبت به بنده و شما و مردم برسد کرده اند! نه دوست عزیز برای آنها خاتمی و هاشمی و این آن فرق چندانی ندارد دنبال تعداد رای دهندگان هستند.

شما که در ایران هستید و بهتر از امثال ما می‌دانید چه خبر است لطف کنید و به اولین حزب الهی که دیدید بفرمائید که اکثریت مخالفند! اگر جواب شما را چیزی جز این داد که پس این مردمی که در انتخابات و تظاهرات شرکت می‌کنند کی هستند؟ این حرفها کدام است؟! نظام پشتوانه مردمی دارد! و ...... جواب دیگری به شما داد بیائید و به ما هم بفرمائید. من که با هر حزب الهی حرف زده ام همین جواب را شنیده ام!

ديگر اينکه تشبيه مرحوم مصدق و بختيار هم با اين جماعت جالب بود! به قول شاعر

دانه فلفل سياه و خال مه‌رويان سياه
هر دو جانسوزند اما اين کجا و آن کجا!

به هر حال دوست عزيز اشکالی ندارد اين نی را دوباره بگذاريد به دهان امثال خاتمی ببينيم در اين هشت سال دوم صدائی بهتر در خواهند آورد یا نه! همان صدای قبلی خواهد بود گیرم ضعیف‌تر!

شاد باشيد و برقرار

101 :: توسط MITRA در 2007-07-10 07:10

به نام معمار هستی نگارخانهء ایوان سپید از شما دعوت مینماید تا در نمایشگاه صورتکهای سینا نیّری شرکت فرماییدافتتاحیه بیست و شش تیر ماه ساعت چهار بعد از ظهر الی هشتبازدید برای عموم 26 تیر الی 3 مرداد از ساعت 16 الی 20آدرس: کرج - مهرشهر - بلوار ارم - بعد از باغ سیب - نرسیده به پل عابر - پلاک 2تلفن : 02613408647

100 :: توسط MITRA در 2007-07-10 07:07

به نام معمار هستی نگارخانهء ایوان سپید از شما دعوت مینماید تا در نمایشگاه صورتکهای سینا نیّری شرکت فرماییدافتتاحیه بیست و شش تیر ماه ساعت چهار بعد از ظهر الی هشتبازدید برای عموم 26 تیر الی 3 مرداد از ساعت 16 الی 20آدرس: کرج - مهرشهر - بلوار ارم - بعد از باغ سیب - نرسیده به پل عابر - پلاک 2تلفن : 02613408647

Monday July 9, 2007 - 05:40pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments

باله؟
چقدر قشنگ تر بود اگه جای این کار قرآن میخوند، من چند وقته دارم میخونم خیلی محشره، هرکی میگه خوب نیست یا آی.کیو. ش پایینه یا قرآن نبوده اونچیزی که خونده

Monday July 9, 2007 - 03:41am (IRST) Permanent Link | 1 Comment

Farm
photo.net عکس ازعنوان این عکس "مزرعه" هست.. هم عکس نوعی دیگره و هم اسم! این صحنه رو شاید همه دیده باشیم اما تاحالا به این قشنگی دیده بودیم ؟

Monday July 9, 2007 - 03:24am (IRST) Permanent Link | 0 Comments

کـــامیــاب
کوچه ی کامیابمن را در خودت محکم گره بزن، چشمان تیره ات را آروم ببند و با لبخند شهوت آمیزی زندگی من را غرق کن، لبهایم را پر خون کن و با لبخندت محوم کن، بگذار در این حسّ بمیرم و خودت فرار کن،فقط یک لحظه عشق را نشانم بده .. لیلیت پیپویان

Sunday June 24, 2007 - 09:07am (IRST) Permanent Link | 0 Comments

گزارش یک کار احمقانه
این کار احمقانه ترین کاره! اما از خیلی از کارها کمتر احمقانست! حد اقل کارمندی نیستی که پنجاه سال پشت یه میز باشی و بعد از پنجاه سال بهترین خاطره ات بشه عوض شدن میز ات در سال بیست و پنجم..البته بگذریم که این کار ساعت نداره ، مثلا این عکس ساعت سه صبح گرفته شده..[بالاتر از پارک ساعی - پهلوی ]کار هیجان انگیزیه..یه روز شهرک غرب، یه روز آ اس پ، یه روز فرحزاد! با یه مشت دیوونه که هر روز عوض میشن! تازه کلی دیوار رنگ میکنی دکور میچینی ماشین میشوری شیشه پاک میکنی میز صندلیو .... میسازی!!! جالبه در کل! گاهی تهرانی گاهی شهرستان گاهی یه جای دیگه! هاها گاهی نوزده ساعت کار میکنی پشت سر هم گاهی یک ساعت هم کار نمیکنی.. همین

Thursday June 21, 2007 - 12:41am (IRST) Permanent Link | 1 Comment

99 :: توسط MITRA در 2007-07-10 07:07

به نام معمار هستی نگارخانهء ایوان سپید از شما دعوت مینماید تا در نمایشگاه صورتکهای سینا نیّری شرکت فرماییدافتتاحیه بیست و شش تیر ماه ساعت چهار بعد از ظهر الی هشتبازدید برای عموم 26 تیر الی 3 مرداد از ساعت 16 الی 20آدرس: کرج - مهرشهر - بلوار ارم - بعد از باغ سیب - نرسیده به پل عابر - پلاک 2تلفن : 02613408647

Monday July 9, 2007 - 05:40pm (IRST) Permanent Link | 0 Comments

باله؟
چقدر قشنگ تر بود اگه جای این کار قرآن میخوند، من چند وقته دارم میخونم خیلی محشره، هرکی میگه خوب نیست یا آی.کیو. ش پایینه یا قرآن نبوده اونچیزی که خونده

Monday July 9, 2007 - 03:41am (IRST) Permanent Link | 1 Comment

Farm
photo.net عکس ازعنوان این عکس "مزرعه" هست.. هم عکس نوعی دیگره و هم اسم! این صحنه رو شاید همه دیده باشیم اما تاحالا به این قشنگی دیده بودیم ؟

Monday July 9, 2007 - 03:24am (IRST) Permanent Link | 0 Comments

کـــامیــاب
کوچه ی کامیابمن را در خودت محکم گره بزن، چشمان تیره ات را آروم ببند و با لبخند شهوت آمیزی زندگی من را غرق کن، لبهایم را پر خون کن و با لبخندت محوم کن، بگذار در این حسّ بمیرم و خودت فرار کن،فقط یک لحظه عشق را نشانم بده .. لیلیت پیپویان

Sunday June 24, 2007 - 09:07am (IRST) Permanent Link | 0 Comments

گزارش یک کار احمقانه
این کار احمقانه ترین کاره! اما از خیلی از کارها کمتر احمقانست! حد اقل کارمندی نیستی که پنجاه سال پشت یه میز باشی و بعد از پنجاه سال بهترین خاطره ات بشه عوض شدن میز ات در سال بیست و پنجم..البته بگذریم که این کار ساعت نداره ، مثلا این عکس ساعت سه صبح گرفته شده..[بالاتر از پارک ساعی - پهلوی ]کار هیجان انگیزیه..یه روز شهرک غرب، یه روز آ اس پ، یه روز فرحزاد! با یه مشت دیوونه که هر روز عوض میشن! تازه کلی دیوار رنگ میکنی دکور میچینی ماشین میشوری شیشه پاک میکنی میز صندلیو .... میسازی!!! جالبه در کل! گاهی تهرانی گاهی شهرستان گاهی یه جای دیگه! هاها گاهی نوزده ساعت کار میکنی پشت سر هم گاهی یک ساعت هم کار نمیکنی.. همین

Thursday June 21, 2007 - 12:41am (IRST) Permanent Link | 1 Comment

98 :: توسط آرمان جاوید در 2007-07-10 06:52


شایان جان

اول نکته اینکه حکایت حمایت دکتر محمد مصدق و مرحوم بختیار اتفاقا نشانگر اصلاح طلب بودن این بزرگان است که در آن شرایط وخیم کشور در پی انقلاب و نافرمانی و آتش بازی نبودند و در همان زمان هم می دانستند که از تند روی و انقلاب چیزی نصیب مردم ایران نمی شود. کاش میتوانستیم نسبی فکر کنیم نه مطلق.
دوم اینکه مگر واقعیات شبیه بازی شاه له له و یا خاله بازیست که ما بگوییم چرا بین بد و بدتر انتخاب کنیم و چرا بین خوب و بهتر انتخاب نکنیم؟ امکان انتخاب محدود است به شرایط زمان و مکان انتخاب کننده. شاید من دوست داشته باشم هابر ماس یا نوام چامسکی رییس جمهور ایران شوند ولی باید بین معین و احمدی نژاد انتخاب می کردم. چرا اینقدر ناخواسته در ذهن مردم ایجاد گره های کور می کنی؟
میگویی که مراجع همه فتوا به شرکت در انتخابات می دهند. عزیز دل برادر ! مراجع فتوا را برای مریدانشان میدهند تا رای هم فکرهایشان بیشتر و بیشتر شود. مراجع برای من که فتوا نمیدهند. مثال جنتی را فراموش نکن که بارها تاکید کرده کیفیت رای برایش از کمیت رای مهم تر است. این یعنی رای ندهید ای بی دینها. او از یک طرف می گوید رای ندهید تو از یک طرف. در این مقال فرق تو با جنتی چیست؟

نکته دیگر اینکه میگویی خاتمی حفظ نظام را از خطوط قرمز خود میداند. خوب پس انتظار داری خاتمی فردای روز انتخاب شدنش اعلام فروپاشی جمهوری اسلامی می کرد یا فراخوان ملی برای انقلاب دو خرداد صادر میکرد؟
عزیزم مشکل اینجاست تو فرق اصلاحات و انقلاب را نمیدانی یا می دانی و اگر جای خاتمی بودی حتما فردای انتخابت اعلام انقلاب می کردی به قیمت هر چه که باشد. نکته مهمی که فراموش می کنی این است که خودت را جای خاتمی می گذاری بی آنکه در شرایط خاتمی باشی و خودت را جای مردم داخل ایران می گذاری بی آنکه درون ایران زندگی کنی.
به قول خودت (به قول مولانا) :

آن یکی نایی نی ای خوش میزده است
ناگهان از مقعدش بادی بجست

نای را بر ک.ن نهاد او که ز من
گر تو بهتر میزنی بستان بزن

و صد البته که مثل شعر شما در مثل مناقشه نیست جناب شایان خان

97 :: توسط مستهجن در 2007-07-09 23:28

گفت به رژیم فحش نده دوستانم خوششان نمی آید!!

گفتم حتما دوستانتان طرفدار رژیم هستند!!

گفت منظورم اینستکه کلمات مستهجن بکار نبر!!

گفتم عربی من خیلی بد است مستهجن یعنی چه؟؟

گفت یعنی فحش خواهر و مادر نده!!

گفتم مثلا چی بگم

گفت بگو خدا ذلللتون کنه ؛ احمق ها؛الاهی جز جیگر بزنید،چرا جون مردمو اعدام میکننید،اگه یه دفعه دیگه از این کارا بکنید میرم پاسبان میارم...........................

گفتم من که از این کلمات بلد نیستم بهتره برم عمه ام را بیارم!!؟؟

گفت میدونی چیه اصلا تو همون کشوری که هستی برو تو خیابون چارپایه بزار برو بالا تا دلت میخواد به رژیم فحش خوار و مادر بده!!؟؟

گفتم مثل اینکه تا حالا تو کره ماه زندگی کردی مگه نمیدونی تو هلند بک هلندی رو بخاطر ساختن یک فیلم انتقادی ضد اسلامی تروز کردن!!؟؟

گفت بمن مربوط نیست ،اگر خایه نداری تقصییر خودته!!؟؟

گفتم اینکه چیزی نیست فردا آگهی میدم برای پیوند خایه!!؟؟

96 :: توسط shayan در 2007-07-09 22:32

وای زيتون جان شرمنده از اينکه زياد نوشتم! حواسم نبود. واقعا شرمنده!ميبخشی!

شاد باشی

95 :: توسط shayan در 2007-07-09 22:23

دوست عزيز آرمان خان جاويد

مطالب جالبی نوشته بودید و مقايسه های جالب‌تری هم کرده بودید که با اجازه زیتون کمی به آن می‌پردازم:


نوشته بودید که:
«تنها راه نجات ایران ملی گرایی و جمهوری خواهی قدم به قدم در سایه هر اقدامی که کمکی به نزدیک شدن به این آرمان بکنه هست که یکی از اونها هم انتخاب بین بد و بدتریست که به وضوح با هم تفاوت دارند.»

در اینکه راه نجات ایران ملی گرائی است حرفی نیست ولی ملی گرائی قدم به قدم دیگر چه صیغه ای است؟ منظور شما را متوجه نشدم. شاید منظور شما ملی گرائی تمام و کمال است و جمهوری خواهی قدم به قدم! و یا شاید این هر دو را لازم و ملزوم می‌دانید؟ اگر چنین است که خوب جای تعجب است. من دیده بودم بسیاری از مردم به اشتباه دموکراسی خواهی را با جمهوری خواهی مترادف و یکی میگیرند ولی ملی گرائی را با جمهوری خواهی ندیده بودم و جدید به نظر می‌آید. که اگر چنین باشد نه مرحوم دکتر مصدق ملی‌گرا به حساب خواهد آمد چرا که هرگز به نظام پادشاهی پشت نکرد و سلطنت‌ ظلبی مشروطه خواه باقی ماند و نه کسانی چون مرحوم دکتر صدوقی و بختیار و بسیاری دیگر از بزرگان!

به هر حال. من قبلا خدمت شما عرض کرده ام و باز هم خدمت شما دوست عزیز عرض می‌کنم که وقتی مقصد کعبه و روی به ترکستان است تفاوتی نمی‌کند که شخص قدم به قدم و آهسته حرکت می‌کند و یا شتابان و دوان دوان! خیلی هم تلاش و ممارست به خرج دهد در نهایت دور زمین خواهد گشت و خود را سر جای اولش خواهد یافت! همانطور که ما ایرانیان در این جمهوری اسلامی با تمام تلاشها و کوششهائی که کرده ایم هر از چند گاه یکبار خود را سر جای اول می‌یابیم و روز از نو روزی از نو!

انتخاب بین «بد» و «بدتر» هم حرف جالبی است. برای من عجیب است که چرا انسانهای دلسوزی آنقدر از لحاظ افق دید و آمال و آرزوهاشان افت کرده که به جای اندیشیدن به یافتن راهی برای انتخاب بین «خوب» و «بهتر» دائما به فکر انتخاب بین «بد» و «بدتر» اند؟! و ملتی را محکوم به انتخاب بین این دو نامطلوب میدانند! حال اگر کسی «بهتر» و «
بهترین» را رها کند و به «خوب» و «بهتر» قناعت کند! حرفی! ‌ولی همه اینها را رها کردن و چسبیدن به انتخاب بین «بد» و «بدتر» بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید گویای ظرفییتهای نظامی چون جمهوری اسلامی است که از مردم ایران مصرانه می‌خواهید که تحمل‌اش کنند و سرنوشت خود و فرزندانشان را بدستش سپارند.

دیگر اینکه فرموده بودید:

«تحریم انتخابات هیچ وقت رژیم رو دچار بحران به اصطلاح عدم مشروعیت نمیکنه. این یک توهم ابلهانه بیش نیست.»

اشتباه می‌فرمائید که اگر چنین بود علما و فقها و مجتهدین حکومتی فتوا به صرف شرکت در انتخابات نمی‌دادند و دائما نمی‌گفتند مهم نیست به چه کس رای می‌دهید شرکت در انتخابات وظیفه شرعی شماست! و حتی رای سفید به صندوق انداختن بهتر از شرکت نکردن است! کافی است به سخنرانی‌های ولی فقیه و فتاوی مراجع تقلید حکومتی پیش از انتخابات توجه بفرمائید متوجه خواهید شد که نظام از مردم تنها «شرکت در انتخابات» را می‌خواهد نه «ابراز نظر و تصمیم گیری در آن» را! تا به این وسیله در جامعه بین الملل خود را مشروع جلوه دهد و در داخل هم زبان مخالفان را ببندد و بگوید به صف عظیم رای دهندگان نگاه کنید! ما مردمی هستیم و بیخود با ما مخالفت نکنید و طرفدارانش را توجیه کند که دارند از نظامی مردمی دفاع می‌کنند و مخالفانشان مشتی ضد مردم و مزدور عجانب اند!

بعد فرموده بودید که:

«در حالیکه رای بالا دادن به میانه رو ها یا اصلاح طلبهاست که برای رژیم بحران ایجاد میکنه. یادمون باشه الان که در سالگرد 18 تیر هم هستیم این رویداد در اعتراض به بستن روزنامه اصلاح طلب سلام شروع شد.»

خوب مگر مردم به همین اصلاحات رای بالای ۷۵ درصدی ندادند؟ مگر دوبار هم ریاست جمهوری را و هم مجلس را و هم شوراها را بدست این جماعت نسپاردند؟ رای و حمایت آرام و بی جنجال بیشتر از این؟ آیا همین جماعت با در دست داشتن ریاست جمهوری و مجلس و غیره توانستند از یک روزنامه حمایت کنند و آنرا باز نگاه دارند؟

اشکال کار شما دوست عزیز در این است که ساختار درونی این نظام را یا نمی‌بینید و یا مایل به دیدنش نیستید! اگر می‌دیدید متوجه می‌شدید برای جماعتی که خطوط قرمز نظام را قبول دارند و بارها و بارها گفته اند که بزرگترین و مقدس‌ترین خط قرمز برایشان حفظ نظام است! آنوقت متوجه می‌شدید که ساختار این نظام فکری به گونه ای است که برای بقا محتاج اند به تند رو ها! محتاج اند به انصار و گروه های فشار ریز و درشت! و نمی‌توانند با آنها برخوردی قاطع کنند چرا که می‌دانند دیر یا زود برای حفظ نظام محتاج به عملکرد آنان می‌شوند همانطور که در ۱۸ تیر و مناسبتهای دیگر محتاج آنان شدند!

بعد فرموده بودید که :

« اصلاحات رژیم رو دچار بحران میکنه نه توهمات خسنی و خسینی.»

خوب درست ولی آیا این جماعت اهل اصلاحات واقعی هستند! یا اینکه به محض بروز بحران همانطور که خاتمی کرد و بار ها هم گفت و با افتخار گفت که برای «حفظ نظام» کوتاه آمدم! وقتی برای او حفظ نظام خط قرمزی است که به هیچ قیمتی نباید از آن گذشت اگر هزار بار دیگر هم لازم باشد کوتاه خواهد آمد! خودتان را گول نزنید!

جالب تر از آن اینکه شما مخالفتهای تندرو های نظام با اصلاح طلبان را دلیلی برای خوبی و درستی راه اصلاح طلبان و لزوم پشتیبانی مردم از آنان می‌دانید ولی فراموش می‌کنید که همین تندروها هزار برابر بدتر و شدیدتر با مثلا طرفداران پادشاهی و سکولارها و یا مجاهدین مخالفت می‌کنند! چرا مخالفت این گروه دلیل بر درستی راه سلطنت طلبان و یا محاهدین نیست ولی مخالفت صوری آنان با اصلاح طلبان حکومتی دلیلی و حجتی‌است بر حقانییت آنان و لزوم حمایت مردم؟

بقیه مسائل هم که به شعار بیشتر می‌ماند و احتیاجی به جواب ندارد مانند مقایسه موضع سلطنت طلبان و فاشیسم ( حالا جنتی یه چیزی!) و کوبیدن مرحوم مصدق و غیره!

ولی خوب برای من جالب است ببینم شما که اینقدر پر شور و حرارت از مرحوم مصدق دفاع می‌کنید و مردم را به گرامیداشت اهداف او فرا می‌خوانید چگونه از سیستم و نظامی که هیچ سنخییتی نه در رفتار و نه در کردار و نه در اهداف و نه حتی در شکل ظاهری و روش و منش با خواسته های آن مرحوم دارد دفاع می‌کنید؟

باز مرا یاد آن داستان معروف مولانا انداختید که می‌فرماید:

آن یکی در وقت استنجا بگفت
که مرا با بوی جنت دار جفت

گفت شخصی خوب ورد آورده‌ای
لیک سوراخ دعا گم کرده‌ای

حال حکایت زیارتنامه و دعای مصدق بر سر امام زاده جمهوری اسلامی خواندن شماست!

به هر حال

شاد باشید

94 :: توسط رامين در 2007-07-09 21:49

منظورم همون مستهجن بود

93 :: توسط رامين در 2007-07-09 21:47

درود - بابا اينجا داره کم کم از محيط خانوادگی مياد بيرون چه کلمات مستجهنی به کار می برند بعضی ها ...

92 :: توسط مونا در 2007-07-09 19:50

چقدر غر مي زني

91 :: توسط mahta در 2007-07-09 19:05

آه...

90 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-09 17:45

جعفرکیانی سنگسار شد

http://www.iran-emrooz.ne

جعفر کياني که به اتهام زناي محصنه با مکرمه ابراهيمي به سنگسار محکوم شده بود و قرار بود دو هفته پبش همراه وي در بهشت زهراي تاکستان سنگسار شود، سنگسار شد
...
بر طبق شنيده ها، حدود 13 سال پيش مکرمه و جعفر پس از ازدواج با يکديگر، صاحب فرزندي شده اند که اکنون 11 سال دارد اما قاضي پرونده ازدواج اين دو تن را قبول نکرده و رابطه آنها را براساس علم خود زنا تشخيص داده است.
****
در ج.ا که نیمی از جامعه از قضاوت محروم و شهادتشان نصفه حساب میشود و روشنفکر سوئدی ما آقای نیکروز بر خواسته حداقل پافشاری میکند. دشمن روبرو در این ۲۸ سال لحظه ای توقف نداشته و حالا که ترمزش هم بریده...

89 :: توسط زرشک در 2007-07-09 15:42

گفت :

استقلال

آزادی

جمهوری اسلامی

گفتم :

استفراغ

مردم آزاری

جمهوری اسهالی

گفت چرا !!؟؟مگر نمی بینی توی دهن آمریکا داریم میزنیم!!؟؟

گفتم : گه خوردید و به کس مادرتان هم خندیدید، چرا توی دهن روسیه نمی زنید!!؟؟

گفت : مگر دیوانه شدی ؟ آنها خواهر و مادر مان را خواهند گایید!!؟؟

گفتم : مگر آمریکاییها نگاییده اند؟

گفت : آنها خواهر مان را گاییده اند، به ماردما کاری ندارند!!؟؟

88 :: توسط مُخلص ایران مستقل در 2007-07-09 15:21

شایان خان ...تشکر از قضاوت چرچیل وارت !!
نخواستی زیتون را برنجانی ٬پند و اندرزت هم

آویزه گوشم کردم ...اما توجه کردی این فرو مایه
چند کامنت دیگر با اسم مخلص انقلاب ۵۷ از

طرف من گزارده !؟ پس اگر با اسم دیگر ننویسم
و زیتون هم بیتوجه اینها را پای من بنویسد انوقت

سرتاسر کامنت ها میشود فضولباشی !!!این شگرد
مانی متعفن است و بالاخره زیتون را مجبور میکند

کامنت دونی را ببندد ٬ نتیجه چیست !؟ ان کودن
فکر میکند که مشتری های زیتون بوبلاگ سوت وکورش

میروند چه احمقست این لوده و بی کلاس ..جای تاسف
اینجاست که نیو شاد !!؟ با اسم کلفت !؟ روی هر چه

لمپن فحاش را سفید کرده برای اولین و اخرین بار
بوبلاگش رفتم که هفدهمین نفر بود !!!و روز گذشته

هم هجده نفر بوبلاگش سر زده بودند !!نیوشاد با فحاشی
مرا وادار کرد فقط برای یکبار کلیک کنم و اینگون

مشتری جمع کردن سر مشق مانی متعفن هم شده اما
حاصلی نمیچینند وگرنه چرا وبلاگدار باید دایم اینجا

پلاس باشد !؟ اگر حاصل کار مانی عقده ایی داریوش آغا
باشد !!!که لبو فروختن بهتر از وبلاگ داشتن است سام را

هم یکبار با دوز و کلک بردی دیدی چه نوشت !؟ اما برایکلیک کردن من باید جور هنوستان کشد !!محال
ممکنست که این یک کلیک را بکنم محالست ...و این

همه تلاش مذبوحانه اش را بگور خواهد برد که میبرد
در آخر اضافه کنم برای زیتون و این درد سر گیج

کننده اش متاسفم اما اشتباه میکند که مشکل را
بمن ختم میکند این همه دیگران که علیه دیگران

مینویسند را غمض عین میکند !؟ و دیواری کوتاه
تر از من گیر نمیاورد چند جمهوری خواه !علیه سلطنت

ها و یعقوب معصومی علیه همه انها !؟ و همه علیه
حکومت ملاها و ....همه کاسه کوزه ها بسر من خراب

شدن دور از انصافه آرمان جاوید !هم با درجه دکترایش
از روان شناسی تایید نظر دکتر زیتون !!کرده و مرا

روانی قلمداد کرده مبارکشان باشد از چند سطر کامنت
یک روانی چرا میترسید !؟ طبق سفارش زیتون انرا

نخوانید ...طبق سفارش ان راسوی متعفن مانی را میگویم
بر پدر و مادر جواب نویس لعنت !؟ غیر خود مانی

مانی عفده ایی با ولع میخواند و ساعتها فکر میکند چه
جواب بدهد با چه اسمی بر علیه چه کسی ..اینگونه

زندگیش را تباه کردم شب و روز بفکر مقابلله
با منست !!اما من زندگی نرمال خود را دارم و بعد
ا
خواب راحت و کار همیشگی و استراحت لازم یک
یا دو ساعتیتفریحات اینتر نتی و چند کامنتی اینجا و انجا ...و
اعصابی راحت و زندگی با لذت و اسایش خیال و...

چه بیچاره و سر در گمست مانی سوزمانی چه معلقست
زندگی پریشانش چرا نمیرد از درد !؟ رژیم مثل کوه

اورست پابرجا و استوار و استقلال ایرانذدر تاریخ این
دویست سال اخیر زبانزد تاریخ نویسان معتبر و مردم

ایران از همیشه سر افرازتر در منطقه و دنیا کدام دلیل !؟
همین نوشته های بزرگان سیاسی غربی در مطبوعاتشان

و اصرارشان در تضعیف یا براندازی رژیم که منطقه زرخیز
خاورمیانه را دارد از دستهای چپاولگرشان خارج میکند

این یک بلوف نیست بخوانید مقاله فاینشنال تایمز لندنی
را که از روی بغض و کین نوشته در باره ایران

87 :: توسط اعدامی در 2007-07-09 12:46

گفت :

بی ادبی از که آموختی

گفتم از ادیبان

گفت :

دو رویی از که آموختی

گفتم از صادقان

فرزندانمان را در شهر

مودبانه اعدام میکنند :

خواهش میکنیم بقرمایید داخل چاله تا شما راسنگسار بفرماییم

نظر لطفتونه

استدعا میکنم ، هدف ما رضایت اعدام شوندگانه


دوست دارید قرص آرام بخش بهتون قبل از اعدام بدهم :

نه من کیرم به کس خواهر تو و اون قرصت

مرگ بر جمهوری اسلامی

86 :: توسط dariushagha در 2007-07-09 10:07

شماره 82- شما کاملا درست میفرمایید متاسفانه هموطنهای عزیز کمی ترسو یا شاید میشه گفت خسته میباشند...ولی عزیز...هموطن من و شما هم هستیم...بگذارید یک موردی را توضیح بدم... مثلا ایرانیهای مقیم امریکا چه در تلویونا چه بیرون همه ادعا دارند که مخالف رژیم هستند ولی به خاطر منافعه مالی...یا دارند یواشکی با ایران بیزنس میکنند یا پولی به عنوان آگهی میگیرند... مردم عادی چطور میتوانند تصمیم بگیرند از کدام طرفداری کنند....در خود همین رسانهای سیاسی بارها دیدیم که فقط انتقاد میکنند ولی راه چاره جلوش نمی گذارند انگار منتظرن این جوابهای مشگلات از فضا با موشک سقوط کنه و یک شبه همه صبح که از خواب بیدار شدند بشنوند که رژیم مثلا نابود شده و حالا تلویونا در ایران از سر عقده 28 سال موسقیی و رقص بگذارند و بی هدف بدنباله آینده بروند...حرف زیاده و قدر عمل خیلی کم.

85 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-09 08:54

Hollywood, don't Mess with Persian history

http://www.youtube.com/watch?v=Fv5BsOWu3qY

84 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-09 08:54

Hollywood, don't Mess with Persian history

http://www.youtube.com/watch?v=Fv5BsOWu3qY

83 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-09 08:45

http://sarbazevatan.multiply.com/video/item/21

لطفا ويديوی لينک بالا را ببينيد.

82 :: توسط کُلُفت در 2007-07-09 07:39

داریوش آقا.ایرانیان ادعایشان کون خر را پاره میکند.همیشه ادعا میکنیم که آزاده،شجاع و.........هستیم.ولی در باطن لااقل بعد از انقلاب تبدیل به بی خایه ترین ملت دنیا شده ایم.اگر فکر میکنی که بخاطر کمبود بنزین مردم حرکتی از خود نشان دهند بسیار در اشتباهی.۸ سال پیش در چنین روزی لباس شخصی ها بسرکردگی ده نمکی کوی دانشگاه را به خون کشیدند و امسال فیلم او رکورد شکست.

81 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-09 06:49

انسان ديگری بجرم عاشق شدن بوسیله عوامل خونخوار رژیم سنگسار شد.مردم محل بجز ۵-۶ نفر حاضر بانجام اين کار نشدند و ماموران انتظامی نظام سياسی الهی جمهوری اسلامی با فداکاری جور ديگران را هم کشيدند. حکم بوسیله کسانی صادر و اجرا شد که طبق قوانین خودشان بعلت ارتکاب زناو کودک آزاری و دزدی و دروغ و خیانت باید محکوم به سنگسار باشند و چاقو دسته اش را نمیبرد.

80 :: توسط سام در 2007-07-09 00:14

آقا داریوش با داریوش آقا
شما حرف بسیار سنجیده ای زدید و بنده از شما حمایت میکنم!
یواش یواش باید زیتون تو روردی سایتش بنویشه ورود اطفال زیر ۲۵ سال ممنوع!
همش شده فحش فحش کاری . هیچ کسی هم نظر خاصی نداره فقط مخالفت. تازه شرط هم میبندم ۱۰ درصد آدما باقی کامنتها رو میخونن.
از نظر اثر بخشی هم فکر کنم شایان از همه اثر گذارتره ! با اینکه من و اون از نظر عقیده ۶۰۰۰۰ کیلومتر با هم فاصله داریم. آخه ما تا حرفی میزنیم کلی از دوستان (مخصوصا طرفدارای رژیم ایران) سر فحش رو میکشن!
نمیدونم اینا حشری هستن یا سیاسی
به قول شایان جان شاد باشید !

79 :: توسط سام در 2007-07-09 00:13

آقا داریوش با داریوش آقا
شما حرف بسیار سنجیده ای زدید و بنده از شما حمایت میکنم!
یواش یواش باید زیتون تو روردی سایتش بنویشه ورود اطفال زیر ۲۵ سال ممنوع!
همش شده فحش فحش کاری . هیچ کسی هم نظر خاصی نداره فقط مخالفت. تازه شرط هم میبندم ۱۰ درصد آدما باقی کامنتها رو میخونن.
از نظر اثر بخشی هم فکر کنم شایان از همه اثر گذارتره ! با اینکه من و اون از نظر عقیده ۶۰۰۰۰ کیلومتر با هم فاصله داریم. آخه ما تا حرفی میزنیم کلی از دوستان (مخصوصا طرفدارای رژیم ایران) سر فحش رو میکشن!
نمیدونم اینا حشری هستن یا سیاسی
به قول شایان جان شاد باشید !

78 :: توسط dariushagha در 2007-07-08 23:55

بچه ها یکمی از آقای شایان و احمد ف یاد بگیرید ..و ببینید چطور قشنگ جواب میدهند ...مگر ما اسلامی هستیم که دهنمان پر از فحش باشه... عوض دعوای الکی...بفکر چاره باید بود... تحمیل عقاید مساویست با جمهوری مزخرف اسلامیست. راستی باید از احمقی نژاد (فحش نیستا, اسم واقعیشه.) تشکر کنیم که داره به سرنگونی رژیم کمک میکنه...همین روزها وقتی جیره بندی بنزین که بشه روزی یک لیتر دیگه کفر ملت در میاد.... راستی آدرس سایت مانی چیه اینقدر تعریفشو میکنید؟

77 :: توسط کُلُفت در 2007-07-08 14:15

آخه فضولباشی ِمادر قحبه هیچکس که بقول تو به وبلاگ بیمشتری مانی نمیره،خُب ننه اَنی از بس مانی مانی کردی من هم کنجکاو شدم رفتم به وبلاگش.

76 :: توسط مخلص انقلاب 57 در 2007-07-08 14:13

يعقوب معصومی چرا از مبارزه من برای حذف مانی ناراحت شده ای ميدانم چرا چون
نيك ميدانی پس از او نوبت بقيه شماست اما بقول معروف دل بدمكن چرا كه
همانطور كه گفته ام اگر زيتونی شرطم را بپذيرد و لينك ايران درآتش را كه
به وبلاگ آن جرثومه ميرود حذف كند تا مدتها راحتتان ميگذارم و به كسی كارنخواهم داشت

75 :: توسط مخلص انقلاب 57 و طرفدارانش!! در 2007-07-08 13:57

بعد هم آرمان-جاويد اگر مرا روانی‌می انگاری كه خود اصلاح طلب هستم پس ببين با مخالفانت
چقدر تحمل خواهی داشت به به از اينهمه دموكراسی تو!؟وقتي ميگويم
آبروی اصلاح طلبان

را ميبری بيراه نگفته ام اينها هم كه گفتم اعلان مبارزه با تو يا سام دلقك يا كامي كوچولو
نيست من شمشير را فعلا مستقيما به سوی مانی و سايتش كشيده و دست

برنخواهم داشت او از تو وامثال تو خيلی خطرناكتر است

74 :: توسط الهام در 2007-07-08 13:48

ممنونم...راستی لینک یادتون نره(چشمک)!

73 :: توسط مخلص انقلاب 57 و طرفدارانش!؟ در 2007-07-08 13:48

آرمان جاويد هرچند جواب دادن به بی عقلی چون تو ياسين است درگوش درازپا
اما ميگويم كه من بهتر از تو ميدانم كه اصلاح طلبهايی‌چون من و تو متفاوت با
جناح احمدي نژاد
هستيم امابه احمدينژاد حق ميدهم كه ما را مزاحمی بيش نداند چون ما جلوی
كارهاي وی را گرفته و اجازه سازندگی نميدهيم خودتو ببين چه جفنگياتي ميگويی
مرد حسابی ببين همين بنزين كه قصد سنگ انداختن جلوی پای احمدينژاد
را داشتيد و خوشبختانه پوزتان را بخاك ماليد چقدر به نفع هوای تهران و ترافيك شد
البته همين مردم كه تو ازشان دفاع ميكنی شنيده ام كه يواشكی بنزين گران
ميخرند و ترافيك دارد به همان وخامت قبل ميشود خب اين مردم بنظر تو آمادگی
ظهور دكتر خاتمی را دارند؟

72 :: توسط یعقوب معصومی در 2007-07-08 13:39

این قصه سر دراز دارد ...
چه احتیاجی به این و ان كافی نت رفتن است و گاهی در لفافه و گاهی اشكارا از حكومت جهل و جنون اسلامی دفاع كردن ....با اسامی مختلف ، چه كسی در تعقیب شماست ؟
به شما چه مربوط است كه مانی نامی باید حذف شود ؟ چه تضمینی كه این مامور و مزدور به گفته احمد ف « هزار آی پی » بعد از حذف مانی به فكر فانی نیافتند ؟؟ كه بارها این كار را كرده است ....
مامور و معذوری است كه فرومایگی را هم یدك می كشد ...
اسلام در ۱۴۰۰ سال « حال پیش از ان چه بودیم بماند » كار خودش را كرده است ، شاهزاده سوكولار ایران را به خدا می سپارد ، ارمان جاوید های استحاله چی رسوا « وبلاگ زیتون در ایران فیلتر است با هزار زحمت میاید كه اسلام انقلابی را حفظ كند » ، بر طبل استحاله استخاره می كوبد تا اسلام و بازار در جمهوری اینده اش دست نخورده بماند ، مانی ها طنز را با پایین تنه حل المسائل اسلامی در امیخته است ، مزدور هزار آی پی با تفكرات ۱۴۰۰ سال پیش صاحب بهترین دستگاه های مدرن ارتباط گیری است و چرا كه نه ، با همان دستگاه می خواهد ۱۲۰۰ سال خفت و سركوب و كشتار و شیعه سازی صفوی و علوی و ۲۰۰ سال در امیخته گی استعمار با استثمار اسلامی را دست نخورده حفظ كند ...
یكی می بندد ، دیگری می گشاید ، زن ستیزان چاله گند دهان ، شهروند كانادا می شوند با پاسپورت و ویزای سه ماهه اسلامی ، وطن وطن می كنند ، كدام وطن ، اخر تو از وطن یك ویزای سركوفتی سه ماهه تور .... ریستی داری ...
این قصه سر دراز دارد ...

71 :: توسط آرمان جاوید در 2007-07-08 12:10

واقعا به زیتون تبریک میگم که متوجه شده طرف بیمار روانیه و با اینکه میگه جوابش رو نباید داد هنوز بعضی ها جوابش رو میدن.
اون یکی هم اومده میگه چه قدر ما خارج نشین ها به شما چیز یاد بدیم. خلاصه شعور رو ببینید در چه سطحیه. اون یکی هم هنوز میگه مگه خاتمی با احمدی نژاد فرق داره ؟ ببینید ما با چه کسانی طرف هستیم اینجا. اون یکی هم که هی میگه ایرانیها فلانن و بیسانن و آدم نمیشن. خیلی دوست داشتم شناسنامت رو پاره کنم یه پاسپورت افغانی یا پاکستانی بهت بدم که دیگه ایرانی نباشی و راحت بشی عزیزم ولی حیف که نمیتونم.
ولی این که به عقاید دیگران نباید بی احترامی کرد هم حرف درستی نیست زیتون جان. مثلا اگه کسی عقیده اش این باشه که همه باید از مستراح غذا بخورن ما باید به عقیده اش احترام بزاریم؟

تنها راه نجات ایران ملی گرایی و جمهوری خواهی قدم به قدم در سایه هر اقدامی که کمکی به نزدیک شدن به این آرمان بکنه هست که یکی از اونها هم انتخاب بین بد و بدتریست که به وضوح با هم تفاوت دارند. تحریم انتخابات هیچ وقت رژیم رو دچار بحران به اصطلاح عدم مشروعیت نمیکنه. این یک توهم ابلهانه بیش نیست. در حالیکه رای بالا دادن به میانه رو ها یا اصلاح طلبهاست که برای رژیم بحران ایجاد میکنه. یادمون باشه الان که در سالگرد 18 تیر هم هستیم این رویداد در اعتراض به بستن روزنامه اصلاح طلب سلام شروع شد. اصلاحات رژیم رو دچار بحران میکنه نه توهمات خسنی و خسینی. حجت الاسلام تهرانی معلم اخلاق در هیات دولت احمدی نژاد اخیرا گفته اصلاح طلبها نکبت هستند و باید مثل دستمالی که با اون پشت بچه رو پاک میکنند دور انداخته شوند. باید فهمید که این میزان نفرت ویترین رژیم از اصلاح طلبان از کجا ناشی می شه و باید فهمید که چرا وقتی جنتی میگه 5 درصد مردم هم رای بدهند کافیست و لازم نیست همه رای بدهند چرا این صحبتها و موضع گیری ها اینقدر شبیه موضع گیری های سلطنتی ها و مجاهدینه.
باید فهمید وقتی خمینی میگه مصدق به گوش اسلام سیلی زد و اینقدر با ملی گرایی دشمنه چرا سلطان طلبها هم به همین شکل قصد ضربه زدن به مصدق و جبهه ملی رو دارند. اصولا همه اینها یک چیز رو میگن ولی در غالب های متفاوت. فاشیسم هیچ فرقی در باطن با فاشیسم نداره. همشون دارن یک چیز میگن. دیگه از این واضح تر؟؟؟؟

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

الان فقط باید به انتخابات مجلس فکر کرد.

70 :: توسط reza در 2007-07-08 10:34

سلام.مثل اینکه باز بهتره کامنت دونیتو ببندی زیتون...آش شعله قلم کاری شده

69 :: توسط ada در 2007-07-08 10:16

Show must go on
http://www.youtube.com/watch?v=7Rs9sinZJ_4

68 :: توسط احمد.ف در 2007-07-08 09:34

فاحشه تو تنها نيستی
ميلاد اسدی
برگرفته از : نشریه تحلیلی راهبرد، کپی و سوء استفاده و فرصت طلبی از حمید پوریان.

67 :: توسط Rosva در 2007-07-08 09:06

http://www.asriran.com/view.php?id=20835
شابد ميان اينهمه فحش و فحشکاری کمی خنده هم ضرر نداشته باشد!

66 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-08 08:40

فاحشه تو تنها نيستی
ميلاد اسدی
برگرفته از : نشریه تحلیلی راهبرد
...
آه چه زود چهره کریه خود را نمایان کردید، و نشان دادید اصلاح طلبی تان تنها شعاری بیش نیست و آنچه برایتان مهم است رسیدن به قدرت بوده، حال وسیله هر چه باشد مهم نیست.


دلم برای واژه ی ”اصلاح طلبی“ می سوزد بیچاره به چه هرزگی افتاده، هر روز با یکی هم خوابه می شود، اصلاح طلبان پیشرو، اصلاح طلبان عدالت خواه و از همه خنده دار تر اصلاح طلبان اصولگرا!!!


فاحشه تو تنها نیستی، آنجا که حتی کلمات هم به هرزگی می افتند.


نمی خواهم به انتخابات فکر کنم، سری به اینترنت می زنم، چشمم به مصاحبه ی رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی در مورد انتخابات می افتد: ”حیف است شیرینی حضور مردم در انتخابات را با شبهات تقلب به کام مردم تلخ کنیم.“ در بر همان پاشنه می چرخد که پیشترها می چرخید! توجیه و مصلحت باز هم آمدند تا قربانی بگیرند و چه قربانی آسانتر از ”امید“. آقای خاتمی چه شد آن شعارها، چه شد مردم سالاری، چه شد انتخابات آزاد، همه ی آنها را برای بدست آوردن چند کرسی بی ارزش فراموش کردی؟

باز هم این جمله را در ذهنم مرور میکنم ”فاحشه تو تنها نیستی.“

(منتشر شده در نشریه دانشجویی درنگ، دانشگاه خواجه نصیر)

65 :: توسط فرهاد در 2007-07-08 04:31

این تعقیب و گریز مربوط به قبل از سهمیه بندی بنزینه یا بعد از آن ؟

64 :: توسط shayan در 2007-07-08 03:38

زيتون جان

اينهم پيام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت ۱۸ تير:

هم میهنان عزیزم،

جنبش دانشجویــی ایران به راستی یکـی از پُــر آوازه تـرین و ســرنــوشت سـاز تـرین جنبـــش هـای دانشجویی در جهان است. نـه در برلـن ونه در پـاریس، نه در سئول ونـه در پکـن، در هیچ کجـا نمی تـوان یـک مشابه آن را یافت.

چنانچــه این جنبش با جنبش هـای دیگـر در آمیــزد و به روستاهــا و کارگــاهها سرایت کنـد، چنانچه اندیشه و کار دست اتحاد به هم رساننــد، بنیاد ساختارهای استبداد دینی را دستخوش لرزه ای مرگبار خواهند کرد.

آن روز که جنبش دانشجویی پُـر افتخار ایران با خیل عظیم بی کاران و رنجبـران شهر و روستا پیوند برادری زند، نظم مردمی، نظام ضـد مردمی اصول گرایـان و مهرورزان و اصـلاح طلبان و دلالان دین فروش را به سوق فرو پاشی خواهد کشاند.

نظم نوین مردمی را باید از پایه سامان داد و آن پایه جز خود مردم و نیاز های حیاتی آنان، جز کارگر و جز دهقان، جز رنجبران فکری و جسمی شهر و روستا نیست. در اثر مراوده و تبادل زندۀ اطلاعات با اینـان است که واحـه های نظـــام مردمی یکـی پس از دیگـری شبکه آسـا سراســر ایــران را خواهد پوشاند. حاکمیت مردم را با ید با بر پایی نظامات مقبول و سامان دادن به واقعیت های نوین اجتماعی بر تارک تاریک اند‌یشان و واپس‌گرایان، به ضرب نیروی توانای نمونۀ بر تر، تحمیل کـرد.

آری، دموکراسی وارداتـی نیست! دموکـراسی، یعنی سـامـان دادن به کار مردم به دست مردم و برای مردم. و این، آن پرچمی است که شما دانشجویان باید بر دوش بکشید و به میان مردم ببرید!

برای شما عزیزان، که از زندان و شکنجـه نمی هـراسید و جانانــه و بی پـروا ایستـاده، از حق تعیین سرنوشت ملت ایران تا پای جان د فاع میکنید، آرزوی پیروزی دارم.

خداوند نگهدارایران باد
رضا پهلوی

۱۸ تیرماه ۱۳۸۶

63 :: توسط کُلُفت در 2007-07-08 03:09

يک مادر قحبهء مالیخولیایی مدت ۳ سال است که خواهر این وبلاگ را گائیده.این بیسواد چندی پیش در کامنتی در وبلاگ بهنود ادعا کرده بود،در خبرنگاری از بهنود هم قدیمی تر است.مادر قحبه در رویا زندگی میکند.

62 :: توسط طنز نوشته میس زالزالک در 2007-07-08 02:58

قرعه‌کشی»
میس‌زالزالک

ماجرا از زمان بچگی‌م شروع شد. هر کی بهم می‌رسید، از عمو و عمه و دایی و خاله گرفته تا دوست بابا و مامان، بعد از کشیدن لپم(آخ که چقدر دردم میومد) و ماچ‌های آبدار( که چقدر از خیسیش

61 :: توسط بهروز در 2007-07-08 02:35

آقا یا خانم مخلص انقلاب (54 و55)؛ بنده (41) اصلا بقیه نظر گزاران و طرز فکرشان در سایر موارد را نمیشناسم واین ادعای سرکار که نویسنده های مخالف شما یک یا دو نفرند اصلا صحیح نیست و فقط شلوغ کردن معرکه است. بر فرض اگر هم ادعایت صحیح باشد ( که نیست) بپرداز باصل مطلب(نظر 59)! ؛ قطعا با قلم قوی و فکر سلیمت بیشتر مبهوتشان خواهی کرد. در (41) هم قصد توهین نداشتم. رفیق جان، وقتی در22 به 16مینویسی که سواد اکابر دارد ولی خودت در 54 حوضه فکری را „حوضحه فکری“ و یا بگذار بیافتد را“ بگزار بیافتد“ ودر(22 ) بلاهت را“ بلاحت“ مینویسی ؛ خوب، به خواننده هم حق بده که بهت گوشزد کند و در دلش از این وقاحت بتو بخندد . و اگر این بار بهت بر نخورد ؛ طرز عملت درست مثل مخلصین نتایج !! انقلاب است. سواد و معلومات ضعیف، ولی ارشاد دیگران وظیفه و احتمالایک لقمه نان ومرغ ناقابل از سفره ملت هم در کنارش . باز هم میگویم 16 (صرفنظر از فحشهایش) کاملا حق دارد. چرا جوانان ما بجای اعتراض ببامثال مسعود ده نمکی و علی ده باشی برایشان کف میزنند ؟.

60 :: توسط حمیده در 2007-07-08 01:47

آی گفتی از قطع برق.دست گذاشتی رو دل پر خون من.پدرمون در اومده این چند وقت.تو یک هفته 5 شب پشت سر هم برقمون قطع شد از 9 شب تا صبح.هم خفه شدیم از گرما هم هرچی تو یخچال داشتیم خراب شد.هم اعصابمون خورد شد.بعد ازون هفته هم هفته ای یکی دوبار قطع برق داریم.تازه آبمونم قطع شد.تماس هم که گرفتیم فقط میگن ما خودمون اطلاع داریم.جواب درست حسابی هم نمیدن.یکی میگه خرابیه.یکی میگه قطع برق نوبتیه.بعد ادعاشونم میشه برق مازاد بر مصرف تولید می کنیم.بنزینم که می خوایم صادر کنیم!

59 :: توسط shayan در 2007-07-07 23:14

جناب فصولباشی

اول از همه از اينکه لطف کرده بنده را در اين گير و دار به قضاوت خوانده اید ممنون و سپاسگزارم!

ولی چون بنده نه آی پی کسی را تا به حال مورد بازرسی قرار داده‌ام و نه اصولا اهل اين کارها هستم دقيقا نمی‌دانم کدام کامنت متعلق به چه کسی است و از کجا و در چه زمانی نوشته شده! به همين خاطر هم گمان نکنم قاضی مناسبی در اين زمينه باشم. بهتر بود از آقای حسین درخشان که در اینگونه رد گیری‌ها ید طولائی دارند کمک می‌گرفتید!:))

ولی خوب همينقدر می‌دانم که بعضی کامنتها که به اسم شماست به نظر می‌آید که متعلق به شما نباشند چون طرز و سبک نوشتار آنها با اکثر کامنت های شما متفاوت‌اند. حال اگر خود شما به عمد اینکار را می‌کنید و یا دیگری این کار را می کند والله که از تشخیص بنده خارج است و به قول علما الله اعلم!

البته خود شما هم مقصر هستيد چرا که اگر از ابتدا فقط يک نام را برای خودتان انتخاب کرده بوديد و به همان نام کامنت می‌گذاشتيد اين مشکل نه برای شما و نه برای دوستان بوجود می‌آمد.

در مورد ناسزا گفتن و شنيدن هم که خوب هم از طرف شما بوده و هم از طرف تنی چند از ديگر دوستان. از بنده می‌شنوید مدتی کاری به کار کسی نداشته باشید و فقط نظر خود را در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و یا مخالفتتان را با نظام پادشاهی و یا دیگر گروه‌های مخالف نظام بیان کنید و حساس نباشید که چرا در جائی به اسلام و انقلاب و خمینی حمله شده و یا ایراد گرفته می‌شود.

اگر به اسلام ايرادی گرفته می‌شود و منطقی است که خوب يا قبول کنید و یا جوابی منطقی به آن ایراد بدهيد و يا اگر ایراد منطقی نيست همانجا توضيح دهيد که چرا فلان ايراد به جا و منطقی نيست. همينطور در مورد انقلاب اسلامی مورد علاقه شما و رهبرش خمينی!

به هر حال از من می‌شنويد به جای حمله به پيام آور به پيام بپردازيد و مسئله را شخصی نکنید. بسياری از مشکلات حل خواهد شد.

بنده اينجا کاره‌ای نيستم و به قول معروف يکشبه مهمان و هزار ساله دعا گوی زيتون عزیز خواهم بود به خاطر مهمان نوازی و لطف و محبتش. مورد لطف و محبت خیلی از دوستان هم نیستم که بخواهند به حرف من گوش دهند! ولی خوب از همه دوستان و از خود شما به نوبه خودم تقاضا می‌کنم که مسائل را شخصی نکنید و اگر حمله ای شخصی هم به کسی شد نادیده بگیرد و از انحراف بحث پرهیز کند که نه سودی برای خودش دارد و نه سودی برای پیامش.

مدتی امتحان کنید هرچند در ابتدا سخت است ولی به فرموده مولانا:

ای بسا کارا که اول صعب گشت
بعد از آن بگشاده شد سختی گذشت

بعد نومیدی بسی اومیدهاست
از پس ظلمت بسی خورشیدهاست

به هر حال از ما گفتن!

خوب! اینهم یکی به نعل و یکی به میخ زدن بنده!:)))

شاد باشيد

58 :: توسط Saman در 2007-07-07 22:27

bachehaa, fekr konam in alafi ke Hossein-e Derakhshan mikeshe jensesh ziad khoob nist, tazegihaa yek chizaai tu web.logesh minvise ke hattaa be zehne marize Hosseine Shariatmadaari ham nemirese....lotfan be in baba begid jense mavaadesh ro avaz kon...bichareh paak ghaat zadeh

57 :: توسط Saman در 2007-07-07 22:27

bachehaa, fekr konam in alafi ke Hossein-e Derakhshan mikeshe jensesh ziad khoob nist, tazegihaa yek chizaai tu web.logesh minvise ke hattaa be zehne marize Hosseine Shariatmadaari ham nemirese....lotfan be in baba begid jense mavaadesh ro avaz kon...bichareh paak ghaat zadeh

56 :: توسط Saman در 2007-07-07 22:27

bachehaa, fekr konam in alafi ke Hossein-e Derakhshan mikeshe jensesh ziad khoob nist, tazegihaa yek chizaai tu web.logesh minvise ke hattaa be zehne marize Hosseine Shariatmadaari ham nemirese....lotfan be in baba begid jense mavaadesh ro avaz kon...bichareh paak ghaat zadeh

55 :: توسط مُخلص انقلاب ۵۷ در 2007-07-07 22:13

خدمت آرمان - جاوید و سام و کامی کوچولو و ...ضمن عرض ارادت عرض کنم
با اینکه اختلاف فکری ژرفی دارم با شما اما هر گز در پشت نام دیگران !؟ مثل

مانی مریض و عقده ایی بیشهامت ( بکامنت ۴۱ و ۴۲ توجه کنید ) بشما توهین
نمیکنم ..زیتون خوب این متعفن را میشناسد اما گرفتاریش همین انتقادهای

منست و دوست دارد همه مجیزش را بگویند ...من اینگونه نبود و نیستم و زیتون
دوست دارد مانی مرا فراری دهد وگرنه تنبیه این وبلاگدار !!نامریی و بیمشتری

کاریست اسان نمیکند تا این سگ هار پاچه بگیرد ...اگر مایل بودید و جوابی خواستید
بمهملاتش بدهید بنویسید در جواب سزمانی دو سر قاف (قرمساق ) چون شنیده ام

که پدرش خدمه اشپزخانه شاه بوده و از قرمساق گفتن شاهنشاه پدرش
نشئه میشده ...شماها هم لطف کنید دو سر قافش بنامید این ساواکی - ثابتی

سنده پشمالو را تا خوشش اید...شما بزیتون گوشزد کنید که دم این دوسر
قاف را بچیند تا وبلاگش خالی از پهن !!شود

54 :: توسط مُخلص انقلاب ۵۷ در 2007-07-07 21:57

زیتون یک زن و فعال غیر سیاسی است و در حد و حدود حوضحه فکریش
از مشکلات اجتماعی دور و برش مینویسد اصلا و ابدا حتی از حادترین
مسئله دنیای سیاست یعنی فلسطین اشغالی - اسراییل را نه میداند نه
در باره ان تا حالا چیزی نوشته ٬ نه عراق یا افغانستان ٬ نه چچن و پاکستان ٬یا
در مسئله انرژی اتمی ایران در بعد خارجی و فشار قدرتهای استثماری
انگلیس و امریکا هیچ نمیداند ...اما تا دلتان بخواهد باندازه چند ده وبلاگر !!مسائل
کوچک و بزرگ اجتماعی را میدهد بتوپ تبلیغات!!!این کمبود برق و یا اب
در کشور کانادا !!!هم اتفاق میافتد که نیگارایش باندازه همه خاورمیانه اب دارد
در باره بنزین هم نوشته در مورد سکس و مغازله !!در روز روشن در سوار کشی
شخصی !!!و هر چه دل تنگش میخواهد مینویسد ...بگزار بیافتد و بیند سزای خویش

53 :: توسط الهام در 2007-07-07 21:24

سلام...من ۱ سالی میشه که تقریبا هر بار که میام نت وبلاگ شما رو هم میخونم...به تازگی خودم هم مینویسم...به منم سر بزنین...

52 :: توسط الهام در 2007-07-07 21:24

سلام...من ۱ سالی میشه که تقریبا هر بار که میام نت وبلاگ شما رو هم میخونم...به تازگی خودم هم مینویسم...به منم سر بزنین...

51 :: توسط الهام در 2007-07-07 21:20

سلام...من ۱ سالی میشه که تقریبا هر بار که میام نت وبلاگ شما رو هم میخونم...به تازگی خودم هم مینویسم...به منم سر بزنین...

50 :: توسط الهام در 2007-07-07 21:20

سلام...من ۱ سالی میشه که تقریبا هر بار که میام نت وبلاگ شما رو هم میخونم...به تازگی خودم هم مینویسم...به منم سر بزنین...

49 :: توسط مخلص انقلاب 57 و طرفدارانش!! در 2007-07-07 21:08

آرمان جاويد و احمد فضله و سام هرزه هيچيك مهم نيستند هدف من مانی است و
تا خروج وی و لينك وی از زيتونستان خواهم ماند و خواهم نوشت و اما خانم زيتون
از تعدد آی پی من ميگويد بله من از كافی‌نت های متعدد ميايم و بارها نيز گفته ام
اما هميشه چند كامنت پشت هم دارای آی پی يكسانند چون همه در يك
روز و از يك كافينت
زده شده اند خانم زيتون بدبختانه اين بار كارآگاه بازيتان ره بجايی نبرد

48 :: توسط مخلص انقلاب 57 و طرفدارانش!؟ در 2007-07-07 21:04

بسيارخوب يك روز كامل صبركردم و فحشهای كينه ورزان را بجان خريدم جال كه
خانم زيتون خيال اقدام ندارد خود تك به تك پته ها را روی آب ميريزم
شماره ۴۱ يا آرمان جاويد است و ياسام كه هردو كينه شتری از من را زمانی بدل
گرفتند كه حاضر نشدم آنهارا دركنار خود بپذيرم شماره ۴۲ هم به يقين احمد فضله است
كه او نيز چونان هميشه قصد گرفتن ماهی از آب گل آلود دارد در اين ميان اما
مانی !؟از ترس زيتون فعلا سكوت كرده و خفه خون سياه گرفته خوشحال و شاد از اين
حمله ها و فحشها اين دو در كناري منتظر خروج من از اينجا هستند اين آرزو بر
دلشان ميماند

47 :: توسط pooneh در 2007-07-07 18:10

باور کنید فعلا ايران درست شدنی نيست !
تا وقتی که ضعف منطق گوينده و قابلیت فهم شنونده در حدی است که مجبور شوند با فحش های کثيف با هم ارتباط برقرار کنند ايران همين ايرانه...
مردمی غير متمدن که حتما هم بايد زور بالای سرشون باشه و افساری بر گردنشون تا بشه کنترلشون کرد.
هيچ فرقی هم نميکنه چه حکومتی باشه....
بياييد اولين قدم تمرين کنيم بدون فحش دادن نظر خواننده رو جلب کنيم و تاثیر گذار باشیم.
اگر نتوانستيم بدانيد که ما هنوز و هنوز تا آزادی و دموکراسی ساليان سال فاصله داريم.
لازمه اول مقدماتش جور بشه: فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ،

46 :: توسط pooneh در 2007-07-07 18:08

تا وقتی که ضعف منطق گوينده و قابلیت فهم شنونده در حدی است که مجبور شوند با فحش های کثيف با هم ارتباط برقرار کنند ايران همين ايرانه...
مردمی غير متمدن که حتما هم بايد زور بالای سرشون باشه و افساری بر گردنشون تا بشه کنترلشون کرد.
هيچ فرقی هم نميکنه چه حکومتی باشه....
بياييد اولين قدم تمرين کنيم بدون فحش دادن نظر خواننده رو جلب کنيم و تاثیر گذار باشیم.
اگر نتوانستيم بدانيد که ما هنوز و هنوز تا آزادی و دموکراسی ساليان سال فاصله داريم.
لازمه اول مقدماتش جور بشه: فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ،

45 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-07 17:51

شور لطفی پس از سال‌ها در تهران طنين‌انداز شد

Sat / 07 07 2007 / 8:30

محمدرضا لطفی پس از ۳۰ سال و ۴۵ دقيقه، تارش را برداشت تفالی به حافظ زد و برای مردم ايران نواخت.
شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۶


"اگر گم کرده آن بی‌دل از آن دلدار جوييدش"
محمدرضا لطفی پس از ۳۰ سال و ۴۵ دقيقه، تارش را برداشت تفالی به حافظ زد و برای مردم ايران نواخت.
شامگاه گذشته فضای کاخ نياوران را صدای سازها و آواز محمدرضا لطفی، تنبک محمد قوی‌حلم، هم‌خوانی پرنده‌ها و جمعی از مخاطبان منتظر موسيقی ايرانی دربر گرفته بود. کنسرتی که پس از غيبتی حدود سه دهه برگزار می‌شد.
...
"اگر عالم همه پرخار باشد دل عاشق پر از گلزار باشد"
....
"عبوس زهد به وجه خمار ننشيند غبار راه طلب کيمای بهروزی است"

"غلام دولت آن خاک عنبرين بويم زشوق نرگس مست بلند بالايی"
...
شهرام ناظری، پرويز مشکاتيان، آيدين آغداشلو، اکبر زنجانپور، عزت‌الله انتظامی، هما روستا، حسين دهلوی و ... ميهمان‌های نخستين اجرا بودند.
هوشنگ ابتهاج که تا پای اجرا در نخستين رديف نشسته بود، لطفی را تا پشت صحنه همراهی کرد.

44 :: توسط nasrin در 2007-07-07 15:29

سلام
ميشه لطفا با هم تبادل لينک کنيم ؟

43 :: توسط مهدی هنرپرداز در 2007-07-07 15:22

احمدی‌نژاد رو نمی‌خواد بکشی. اون‌هايی رو بکش که می‌گفتن احمدی‌نژاد با خاتمی فرقی نداره. و هم اون‌هايي رو که با تحريم‌شون مشت محکمی به دهان ملت بيچاره زدن.

42 :: توسط کُلُفت در 2007-07-07 09:42

نظر گذار۴۱ برای اينکه بفهمی اين فضولباشی مادر قحبه(۲۲)چقدر الاغه برو در نوشته قبل و کامنت ۳۴ را نگاه کن.

41 :: توسط Behruz در 2007-07-07 01:16

جناب نظرگذار22
1- شماره 16 کاملا حق دارد. اشتباهش در کجاست ؟
2- در همان چندخطی که ادعای سواد کرده و طرف را زیر اکابر قلمداد میکنی خودت بلاهت را “بلاحت“ مینویسی. دیدی.. خودتی!!!؟. اره آقاجون،این جور ابراز عقیده کردن برای امثال شما چند نمره بزرگه. درد اصلی این است که امثال شما نمیفهمند که نمیدانند ولی حتما باید اظهار وجود هم بکنند.
آنکس که بداند وبداند که بداند/ اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند
وانکس که بداند ونداند که بداند/ بیدارش نمایید که بس خفته نماند
انکس که نداند و بداند که نداند/ لنگان خرک خویش بمنزل رساند
وآنکس که نداند ونداند که نداند/ در جهل مرکب ابدالدهر بماند

40 :: توسط سوسک شناس در 2007-07-06 23:34

ساموووون،........مخلص........موشک سام،........................................

رای دادن و یا ندادن

اینست سیوال؟

انتخاب بین سوسکها و یا خر چسونه

اینست انتخاب!!

مافیای اسلامی - توده ای

اینست مشکل!!؟؟


مر گ بر ج.ا.ا و حامیان توده ایش


39 :: توسط سام در 2007-07-06 20:20

خب الحمد ا... که من اینجا غریبه هستم و عضو جناحی نیستم و بیشتر خدا رو شکر میکنم حکومت ایران چارچنگولی ایران رو چسبیده و ول نمیکنه! تصور میکنم که اگر قد یه دوزاری معرکه رو شل کنه چه ها کی نمیشود. فرض کنید یکی مثل مانی بیاد سر کار که افتضاح میشه. هر چی آخوند هست رو سر میبره و روی خلخلالی رو سفید میکنه. یا یکی مثل هامووووون اگه بیاد سر کار که با ملت ایران وصلت میکنه و الباقی ماجرا و روی خمینی رو سفید میکنه. یا عزیز کامنت گذار شماره 16 که شرمم می آد اسمش رو بگم اگه بیاد چه میشود؟
خلاصه شما توی همین کامنت دونی میتونید مقیاس ظریفی از وضع سیاسی کشورتون رو ببینید.

38 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-06 16:59

پيروزی قهرمانان ايرانی در جنوب سوئد

http://www.iran-emrooz.net

تيم کودکان و نوجوانان کاراته ی باشگاه جوانه که از صفادشت کرج برای شرکت در مسابقات جهانی کاراته به سوئد آمده بود، موفق به کسب عنوان قهرمانی اين مسابقات شد.
*****
شکوه ميرزادگی
نوسینده و فعال در حمایت از اثار باستانی
http://www.iranglobal.info
فرمان «رهبر» و معجزه ی تو


اما همه از تو می ترسند! راستی مگر تو که هستي؟ مگر در آن سر کوچکت چه می گذرد که به سنگ می کوبندش؟ اين همه سلاح دارند، انرژی هسته ای دارند، به ابرقدرت ها هشدار می دهند، همه را می ترسانند، به همه اخطار می دهند؛ اما به تو که می رسند اين همه می ترسند! دست های کوچک تو مگر چقدر قدرت دارند که از برخاستنش می هراسند و به زندان می اندازندش؟ در گيسوان تو چه جاذبه ای است که عقل شان را می ستاند و به شلاقت می کشند؟
...


37 :: توسط امخلص هر چه با شعوره در 2007-07-06 15:32

اینم اضافه کنم ...خانم زیتون بنده از میان دوستان شما که کامنت مینویسند بدو نفر
که بشدت هم با هر دوی انها اختلاف فکری دارم یعنی اقای شایان که شما احترام

خاصی باشان دارید و تا حدی هم احمد. ف هر دو سالیان درازیست در وبلاگ شما
کامنت میگزارند و مرا بخوبی میشناسند !!بقضاوت هر دو اینها در باره جدال من با

مانی اعتقاد دارم اگر مانی با احمد . ف خصومت دارد لا اقل از شایان حقیقت را
بپرسید کار سختی نیست با اینکه شایان تفکرا با مانی دردیک جهت است اما فرق

بسیاریست بین این دو ...نمیخواهم دستمال بدست بگیرم که در مرامم نیست اما
خصوصی هم که شده از شایان بپرسید که خوب میداند و میشناسد هر کامنتی

را با هر نام مجعولی ... قضاوت ایشان مورد قبول منست

36 :: توسط مخلص هرچه با شعوره !؟ در 2007-07-06 15:09

خانم زیتون حیف که باوضاع کامنت دونی ات وارد نیستی و حال و حوصله توجه
کردن هم نداری وگرنه میدانستی چرا این همه اسم عوض میکنم ..ادرس اشتباهی هم

نده انبار که کامنت دونی را بستی بخاطر کسی بود که با نام زیتون !!کامنتهایی در
باره زندگی خصوصیت میگذاشت اگر یادت نمیاید یکی را یاد اوری کنم که سوال

کرده بود کی پرده ...را از دست داده بودی !؟ و ...سوالهای زشت دیگر اصلا بنده نه
سر پیاز بودم نه ته پیاز

اما خصومت شما با کامنتهای من سر دراز دارد نوشتم که با بی ادبی از قول مردکی
امپن بدو خواهر احیانا حزب الهی!! صفت ناشایست خفه شید جنده هها را دادید

که شروع کامنت نویسی من بود اما بخاطر هجوم طرفداران شما متاسفانه طول کشید
و تا امروز ادامه پیدا کرده ... البته که میدانم مانی را خوب میشناسی و صد البته

میدانم که میدانی این جرثومه با اسم من کامنت میگزارد و بدیگران فحاشی میکند
و همه را بپای من مینویسی تا شاید از اینجا بروم ...زهی خیال باطل بنده بکامنت

نویسی ادامه خواهم داد ...هر گز دست بعصا بخاطر شما نخواهم نوشت رک وپوست
کنده جز حقیقت نمینویسم چه خوشت بیاید یا نه

بنده احتیاجی بجواب کامنت گزاری ندارم البته از طرف شما ان دلقک بیسواد ( مانی )صد بار نوشته
بر پدر و مادر کسی لعنت که جواب فضولباشی را بدهد و دست بر قضا خود بیچاره اش

هست که جواب میدهد !!و چه بیچاره است این مفلوک توضیح دادید که خط نوشته
من مخصوص است !؟ اما چگونه مانی متعفن انرا کپیه میکند را زیر سیبیلی در

میکنید عجیب است ها....بنده بارها نوشته ام هر گز خواهان خرابی وبلاگت نیستم
و بسته شدن کامنت دونی ات ارزوی نا دوستانی مثل مانی است ...نوشتم اسمم را

عوض نمیکنم مگر این جرثومه با اسم من کامنت ننویسد اما لپ کلام من بشما
اینست در وبلاگ شما یک نفر نیست که از حکومت طرفداری کند و بنده این کار

میکنم مطمئن باشید اگر دومی پیدا شد بنده خدا حافظی میکنم اگر قادر بتحمل
یک نفر نیستید مشکل خودتان است دوم تا زمانیکه مانی باین کار بیشرفانه اش

ادامه دهد تا دم اخر ایستاده ام هنوز یک تذکر از این کار کثیفش از شما نگرفته
و این تشویق شما از این عمل کثیف مانی حتما مشوق صد باره من میشود

سوم اینکه بنده باحدی وبلاگدار توهین نکرده ام حسن اقای معروف !!بکامنت بنده
در باره رای دادن و ندادن معترض بود حتیبفحاشی های نانا که بکامنتی بنام من از جانب مانی ملعون نوشته بود کوچکترین
جوابی ننوشتم پس چه کسی در کامنتدونی شما بوبلاگداری توهین کرده !؟ چرا نامش

را مشخص نمیکنید ؟؟ عذر مرا خواستن نشانه بی تحملی شماست وگرنه مشخص کنید
بچه کسی توهین کردم !؟ تا مانی در این وبلاگ هست من خواهم بود اگر این جرثومه

را عذرش را خواستید شاید در باره رفتنم اندیشه کنم...حال این گوی و این میدان

35 :: توسط کارتن خواب در 2007-07-06 07:42

زیتون جان
بی برقی می کشیم ، بی پولی میکشیم بی خانمانی یادت رفت

34 :: توسط مردم در 2007-07-06 01:40

1)زیتون جان من هم گیر این شورای حل اختلاف افتادم و 6 ماه پیش بعد از 2 سال تونستم ازشون حکم به نفع خودم بگیرم ولی مسخره اینجاست که این شوراها قدرت اجرایی (حبس و بازداشت) ندارند و تازه فهمیدم که باید برم دادگاه شکایت کنم و روز از نو و روزی از نو!
2) برق امروز سر جلسه کنکور رفته بود و بچه ها را تو حیاط نشوندند که کنکور بدن - حالا اون بچه ها چه حالی داشتند اصلا برای حاکمان مهم نیست
3) درباره بحث انتخابات من فکر میکنم که رای دادن به شخصیت های شناخته شده چه اصلاح طلب چه محافظه کار درست نیست. زیتون جان یادته که زمان همین خاتمی پای دختران را دور میدونها تو سطل سوسک میکردند.اون موقع همه میگفتند خاتمی هیچکارست ولی الان همه چیز زیر سر احمدی نژاده ! ولی خوب با حسن آقا هم موافق نیستم که تا ابد تحریم کنیم! حسن آقا این جهان لعنتی اصلا ما براش مهم نیستیم چه دولتمون مشروع باشه چه نباشه. من معتقدم که باید نیروهای خودی مثل همین فعالین جنبشهای زنان و دانشجویان با فشار مردم وارد نهادهای حکومتی بشن و اونم نیاز به اتحاد داره!...

33 :: توسط یعقوب معصومی در 2007-07-06 00:50

نه خیر فكر كردید ، انرژی هسته ای حق مسلم ماست و تمام طیف توده اكثریت و ... در ارزوی مجهز كردن پاسدار به سلاح اتمی ، برای چه روزی است ..
قطع برق كه مال سال ۵۸ و ۶۰ است ، این نهضت هنوز ادامه دارد ؟
استحاله رژیم بدست اخوند خاتمی عبا ( رنگش را نمی نویسیم كه خیلی ها خمار می شوند و از اصل مطب پرش می كنند ) انجام می گیرد ...
قتل های زنجیره ای در زمان اخوند خاتمی انجام گرفت ( ببخشید می گویند اخوندها به خودشان می گویند سلسله جلیل روحانیت ، درست است ؟ )... رانت خواری ، رشد اقازاده ها ، پذیرش و جا افتادگی رژیم در غرب بخصوص اروپا در دوران خاتمی به وقوع پیوست ... سلسله جنبان جلیل روحانیت رژیم اسلامی ، اخوند خاتمی ، در هشت سال خلافت سلسله جلیلیه با چاشنی رای خیلی ها از جمله زیتون ، ثبات بیشتر و بهتری یافت ...سركوب دانشجویان رادیكال را هم به این مجموعه اضافه كنید ...
یك مشنگ توده ای چندم در زمان سركوب دانشجویان خودش را جر میداد كه این دانشجویان با اعتراض رادیكالشان ، اصلاحات را به عقب راندند ، اگر گفتید این مشنگ كی بود ، حتمن زیتون شما را در میان تمام بلاگ نویسان به دار مجازی خواهد بست ....!!!

32 :: توسط خُسن آقا در 2007-07-05 23:44

زیتون جان چرا سفسطه می‌کنی!؟ رای دادن به جناح هاشمی و شرکاء فرقی داره با احمقی نژاد!؟ مگر نه اینکه اسهال طلب‌ها و جناح هاشمی هر دو موتورهای یک ماشین هستند!؟ خوب وقتی اینها (اسهال طلب‌ها) 8 سال بعلاوه 8 سال دوران هاشمی را حکومت کردند، مگر فرقی داشت با امروز؟
دوست عزیز همه این نابسامانی‌ها به دست همان دو دولت گذشته برپا شده، گیرم احمقی نژاد احمق است ولی قبول کن این وضع اسفناک نتیجه آن 16 سال است نه نتیجه کارهای احمقی نژاد، این مادر مرده هنوز وقت نکرده نیروهایش را مستقر کند.
تازه مگر کسی گفته بود به احمقی نژاد رای بده!؟ رای ندادن بهترین گزینه بود و هست. با رای ندادن به دنیا خواهیم گفت که اینها را ما قبول نداریم. آنوقت ما را در رفتار این رژیم مسئول نخواهند دانست.
باز هم این بار خواهید دید، گزینه‌هایی از همین دست در انتخابات آینده وجود خواهد داشت، آیا باز هم دست به سوی تخته‌های پوسیده دراز خواهید کرد!؟

31 :: توسط azar در 2007-07-05 20:23

زيتون نازنين .... ما نگران بنزین و برق .قضاوت ناعادلانه و حجاب و گرانی وزندان و......نیستیم . راحت بگويم اينطرف اب نشسته ايم لب گود . حالا شما لنگش کنيد

30 :: توسط احسان در 2007-07-05 18:53

دوئيدنات پايدار باد!

29 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-07-05 18:39

زيتون جان سعی کن بی کلاس بازی و بی تمدن بازی درنياوری. متلک گفتن به شاگرد کلاس تعليم رانندگی توسط يک راننده قديمی خيلی بی تمدنی است.
واه خدايا ما خارج از ايرانيها چقدر بايد به داخلی ها درس تمدن بدهيم!!

28 :: توسط حميد پوريان در 2007-07-05 18:05

نادیا یاسین در مصاحبه با اشپیگل آن‌لاین:
دین ما با زنان مهربان است


برگردان: علی‌محمد طباطبایی
مقدمه مترجم:
http://www.iran-emrooz.net
...
شاید اگر اسلام آنها می‌توانست به جای نزدیکی و همچشمی با سوسیالیسم با لیبرالیسم به رقابت بپردازد داشتن امیدهای اندکی برای موفقیت آنها خیلی دور از عقل سلیم نبود. لیکن اگر در جهان امروز و به ویژه در کشورهای مانند ما فردی با لیبرالیسم سر آشتی نداشته باشد و مانند آقای خاتمی در جدیدتری سخنرانی خود به رد و انکار لیبرالیسم و آنهم در کنار فاشیسم بپردازد کمترین امیدی به آن نمی‌توان داشت. خانم یاسین در حالی جامعه‌ی سکولار را رد می‌کند که مبتنی بودن قوانین اساسی ایده آل خود بر شریعت اسلامی را کاملاً می‌پذیرد. اما در انطباق جامعه با چنین قوانینی آنچه به هیچ وجه امکان پذیر نیست دموکراسی و حقوق بشر است. در ایران خودمان نیز، حتی خوش نیت ترین اصلاح طلبان نمی‌توانند با به قدرت مطلق رسیدن حتی ذره‌ای از آزادی‌هایی که مردم در غرب از آنها برخوردار هستند را در جامعه‌ی خود متحقق سازند. انتظار زیاد چرا؟ خود آنها هم چنین وعده‌ای نمی‌دهند. آنها فقط ادعای بهتربودن دارند و بسیاری از آزادی‌های قابل دسترسی در غرب را به عنوان مظاهر کفر و فساد محکوم می‌کنند. آنها بر این خیال خام‌اند که همین که به قدرت برسند و از اندیشه‌های شیرین خود برای مردم تعریف کنند، خود به خود تمامی مشکلات مردم حل میشود. آنها هنوز هم پی نبرده‌اند که در عصر سرمایه داری و لیبرالیسم یک شکل از حکومت و جامعه بیشتر وجود ندارد که بتواند آرزوهای انسان‌های جهان عقب مانده را متحقق سازد و این دقیقاً همان شکلی است که آنها آن را به عنوان تقلید از غرب رد می‌کنند.

یک بدبختی بزرگ ما تصور مبهم و گنگ از انطباق بحث معروف «قرائت‌های مختلف از دین» به شکل حکومت است. این که هرکس می‌تواند از دین یا از هر چیز دیگر برای خود قرائتی مخصوص داشته باشد البته سخن حقی است و بخشی از جامعه‌ی مدرن و در این بحثی نیست. آنچه بد برداشت شده پیاده کردن قرائت جدیدی از اسلام (یا هر دین دیگر) بر جامعه است که می‌تواند تمامی نیازهای انسان مدرن را برآورده سازد.
...

27 :: توسط بالاترین در 2007-07-05 16:42

لینک در بالاترین

26 :: توسط زیتون در 2007-07-05 16:00

حسن‌آقای عزیزم
چرا حق شکایت ندارم؟
چون در لحظه‌ی آخر نمی‌خواستم احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور بشه و همین روزا رو پیش‌بینی می‌کردم؟ اینکه نمی‌خواستم راست‌ترین و سنتی‌ترین جناج بیاد رو کار باعث گناهکار شدنم شد؟
وقتی یه آدم داره غرق می‌شه و هیچ کشتی( چه از نوع کشتی مسافرتی یا تفریحی و یا حتی باری)هم از دور نمی‌بینه مجبوره به هر تخته پاره‌ای چنگ بندازه. ممکنه از نظر آدمی که تو یه کشتی نشسته غرق شدن برای اون آدم بهتر از تخته پاره باشه. معلومه که کسی تخته‌پاره پوسیده رو به عنوان قایق و کشتی قبول نداره...
اما خوب ماها که تو ایرانیم و شرایطمون خیلی بده. بیشتر از اونی که شما فکرشو بکنید. باور کن ماها بیشتر دوست داریم مملکت درست شه و حکومت از بیخ و بن عوض شه چون خودمون مستقیما درگیریم.
رای دادن به کسی که تو اصلا نه خودشو نه جناحشو قبول داری خیلی زجر داره... شما دیگه نمک بر زخم نپاش...

امیر جان
با کمک یوسف منیری عزیز سعی کردم فید وبلاگمو درست کنم چندین ای‌میل هم رد و بدل کردیم و کلی راهنماییم کرد و خون‌دل خورد... آخرش نشد که نشد... انگار ام‌تی من قدیمیه و نمی‌شه.


کسایی که به بلاگرها یا کامنت‌نویسای دیگه توهین می‌کنن. واقعا براشون متاسفم...
من به جای اونا خجالت می‌کشم.
اما چه‌کنم که نمی‌رسم دونه‌دونه بر کامنت‌ها نظارت داشته باشم. وقتی سرعتم کمه نیم ساعت طول می‌کشه یه کامنت برام باز شه که یا پاکش کنم یا سانسور... بخصوص که با آنتی فیلتر ادیتورم باز می‌شه...
اما خواهش می‌کنم کسی محل این‌طور آدما نذاره و نشنیده بگیره...
این آقای فضول‌باشی که خط‌هاشو نصفه می‌نویسه( اگر نظرخواهی رو بزرگ کنید متوجه می‌شید چی می‌گم) دچار توهمه و از نظر من یه بیماره که سه ساله میاد اینجا با آی‌پی‌های مختلف( هیچ دو کامنتش حتی با یک اسم یه آی‌پی مشخص نداره) و اسم‌های مختلف کامنت‌های تفرقه‌آمیز و توهین آمیز می نویسه وهرچی هم دیگران بهش می‌پرن بیشتر لذت می‌بره...
دوسه‌بار نظرخواهیمو به خاطرش بستم اما از رو نمی‌ره.
از دوستان عزیز خواهش می‌کنم ندیده‌ش بگیرن و باهاش بحث نکنن.
شاید اینطوری دمشو بذاره رو کولش و بذاره بره اونجایی که پذیرایش هستن!

25 :: توسط خُسن آقا در 2007-07-05 15:30

خنده دار نیست!؟ یکی می‌آید بی نام نشان هر چه دلش می‌خواهد به این و آن می‌گوید و بعد مدعی می‌شود:

پیام (22) توسط مخلص انقلاب ۵۷:
تو همان عقده ایی وبلاگ بیمشتری ( مانی )هستی که از درد میسوزی میبینی مشتری های زیاد زیتون را و وبلاگ سوت وکور خودت را هی با اسم این کامنت گزار بر علیه ان کامنت گزار جملات بی معنی و خاصیت و فحاشی میکنی و انتظار داری کسی توجه کنه ...اخه احمق مگر مردم مثل تو اند
چرند نویسی و فحاشی انهم با نام دیگران نه عرضه میخواهد نه زرنگی عملیست پست که جز تو جرثومه متعفن کسی نمیکند


گویا این مخلص انقلاب یادش رفته که خودش دقیقا همین کار را دارد می‌کند "بی نام و نشان فحاشی به دیگران" البته نباید فراموش کرد که طرف مخلص انقلاب است و هوش و شعورش هم در همان حد مخلصین انقلاب.

24 :: توسط امیر در 2007-07-05 15:16

زیزی!!!!!!!
RSS رو نمی خوای درست کنی، نه؟

23 :: توسط امیر در 2007-07-05 15:06

زیزی!!!!!!!
RSS رو نمی خوای درست کنی، نه؟

22 :: توسط مخلص انقلاب ۵۷ در 2007-07-05 14:49

کامنت نویس شماره ۱۶ ...اتفاقا خر خودتی نه مردم ایران

تو همان عقده ایی وبلاگ بیمشتری ( مانی )هستی که از درد میسوزی
میبینی مشتری های زیاد زیتون را و وبلاگ سوت وکور خودت را

هی با اسم این کامنت گزار بر علیه ان کامنت گزار جملات بی معنی و خاصیت
و فحاشی میکنی و انتظار داری کسی توجه کنه ...اخه احمق مگر مردم مثل تو اند

چرند نویسی و فحاشی انهم با نام دیگران نه عرضه میخواهد نه زرنگی
عملیست پست که جز تو جرثومه متعفن کسی نمیکند

انشا یک اکابری را هم نداری تکرار مکررات که حال بهم میزند
فقط با نام کامنت گزار دیگر نوشتن هنر نیست که سواد هم

لازمست که نداری فقط کامنتی که با اسم مار !؟ نوشتی و از کامنت شماره ۱۶ ات
دفاع کردی عمق بلاحت و حماقتت را میرساند

21 :: توسط امیر در 2007-07-05 14:38

زیزی!!!!!!!
RSS رو نمی خوای درست کنی، نه؟

20 :: توسط مخلص انقلاب ۵۷ در 2007-07-05 14:31

هر دم ازین باغ بری میرسد....قبلا نوشتم زیتون گرفتاری ملا نصر الدین را دارد
چه سوار شود چه پیاده و چه این مردم پیله گر !!پیله میکنند

حسن اقای راه کارگر هنوز کارگرهای کوره پزخانه را بشورش لنینی دعوت میکند
و بزیتون بخاطر یک رای !؟ از ۲۸ میلیون رای دادهه شده ایراد میگیرد که اه اگه

تو رای نداده بودی چه ها که میشد و ....اندیگری که دلخوشی اش بتحریم است که شاید
ایستادگی حکومت برای استقلال ایران در مسئله انرژی اتمی بذلت تبدیل شود

با اینکه اگاهست اما کینه و بغضی عمیق دارد که با ترزیق افکار منفی حتی برای
چند نفر وبلاگ خان هم شده ابی باسیاب کشورهای سلطه گر و استثماری بریزد

همین اگاه مودب از منتقدان حکومت سابق التماس میکند کینه و بغض را بکنار
بگزارند !!!؟ تا چیزهای خوب اندوران را هم ببینند

جناب اگاه مشروطه خواه ٬ اگر اخوند جماعت انقدر کم شعورست که بعواقب کارهایش
نمی اندیشد همان به که با عمامه اش گل دار برود ...اما اینگونه نیست و تا زنده

هستی خواهید دید که بدترین را بریاست جمهوری رساندند (انهم نه اخوند خوش تیپ مثل خاتمی ) تا
عملکرد را بمردم ایران و دنیا نشان دهند که این ته خط حکومت بود و بدتر از این هم نداریم بعد از این یا میانه رو یا
چپ رو یا شل رو و ...داریم که میایند و میروند و غرب هم دیگر دست بردارد از

اینکه در پشت پرده تالبان و قالبان و ماله بان ها ...ایران را افغانستان خواهند کرد
نه خیر ته دیگ جمهوری اسلامی همین احمدی نژاد بود بعدش همه پلوهای خوش

طعام و مطبوع ....این اطاق فکری حکومت ایران حرف ندارد بهتر از اطاق فکری
امریکا عمل میکند ...وگرنه بخاطر لجبازی با اپوزیسیون داخل و خارج نبود که

احمدی نژاد را رو کرد که بفرمایید هم دهاتی هم کوتاه قد هم نا زیبا صورت
و از همه بدتر بد دهن !؟ ایا این شکل و شمایل ترسیم شده غرب از حکومت ایران

نبود !؟ پس گفتند بفرمایید ثبت با سند برابرست ...حالا چه میتوانید بکنید؟؟؟

19 :: توسط احمد.ف در 2007-07-05 13:42

قوه قضائیه، قانون
عدالت اينوری
حق شکایت نداری

خُسن آقا:زیتون جان تو دیگر حق شکایت کردن نداری! یادت رفته که زمان انتخابات نوشتی که می‌روی و رای می‌دهی!؟

18 :: توسط آدمیزاد در 2007-07-05 13:03

سلام
خواستم بگم خدا پدر و مادر این کسایی که فیلتر شکن به آدم معرفی میکنن بیامرزه!
از متنای خوبتونم تشکر می کنم!

17 :: توسط خُسن آقا در 2007-07-05 12:59

زیتون جان تو دیگر حق شکایت کردن نداری! یادت رفته که زمان انتخابات نوشتی که می‌روی و رای می‌دهی!؟
رای دادن به این سیستم به این معنی است که شما کلیت این رژیم را قبول کرده‌اید، کلیت این رژیم هم یعنی فقر و بدبختی، مگر یادت رفته که این یک رژیم مستضعف پرور است!؟
برق که خوبه همین روزها نان را هم جیره بندی خواهند کرد آنوقت نان خشک و خالی هم نخواهید داشت.
خلایق هر چه لایق!

16 :: توسط کُلُفت در 2007-07-05 12:21

ای ملت واقعاً خر ید.شاه بنزین را از ۸ ریال کرد ۱۰ ریال خواهرش را گائیدید.بلیط اتوبوس از ۲ زار شد ۵ زار کون خود را جر دادید.کاشکی جوانان امروز خایهء جوانان قبل از انقلاب را داشتند.این مرتیکهء قداره بند ده نمکی عوض اینکه فیلمش تحریم شود میشود پرفروشترین فیلم.در همین وبلاگ هنوز به این فضولباشی (که کیر تمام خرهای دماوند نثار مادرش باد)جواب میدهید.آدم شوید.

15 :: توسط jay در 2007-07-05 12:03

زیتون جان
متاسفانه شما ها که توی ایران هستید نمیدونید این ها جامی و نبوی و امثالهم چه آشغال هائی هستند ... اینقدر سانسور و سرکوب شدید د و دروغ شنیدید که به 4 تا حرف مفت و بی پایه اینها را ضی میشید ... متاسفم ..اینها بدون منتقع شخصی خودشون 1 قدم بر نمیدارن .. دلسوزی برای ملت هم فقط راهی برای کاسبی بیشتر هست و همین چون هر دور رو از نزدیک میشناسم اینها رو نوشتم وگرنه که به نطر من حتی ارزش این چند خط نوشته رو هم ندارن

14 :: توسط احمد.ف در 2007-07-05 11:57

برق نیست، عدالت هست
قوه قضائیه و قانون ...

شمار چهار زیتون: یه قاضی که معمولا دیپلم هم نداره. گاهی تا دبستان خوندن. معمولا حاجی بازاری و یا از طرف مسجد معرفی شدن و بهشون می‌گن معتمد محل. دو طرفش هم معمولا دو تا دختر چادری دیپلم ازدواج نکرده سن‌بالا... هوالصبر و چای در استکان کمر پاریک.

13 :: توسط shayan در 2007-07-05 11:55

زيتون جان

ببينم چرا برقها قطع می‌شود؟ بنزين جيره بندی شده! چه ارتباطی به برق داره؟

به هر حال ما که چند سال است زبانمان مو در آورد از بس گفتیم تحریمها عملی خواهد شد و ذره ذره کار به جاهای باریک خواهد کشید ای مردم به فکر باشید! همه به شوخی گرفتند و انکار کردند و گفتند این شاهی‌ها شایعه پراکنی می‌کنند تا مردم را بترسانند!!

الان هم میگم این تازه اول کاره از چند ماه دیگر تازه قضیه جدی‌تر هم میشه. صبر کنید تا عبور و مرور و پهلوگیری کشتی ها و نفتکشهای جمهوری اسلامی را به بنادر بین المللی ممنوع کنند خواهید دید چه مصیبتی گریبان اون مملکت را خواهد گرفت! خبر دسته اولی هم دارم که به زودی لويدز لندن هم کشتی هائی را که به ايران بروند و در بنادر آن پهلو بگيرند بيمه نخواهد کرد! به هر حال چه این خبر من درست از اب درآید چه نه هیچ فرقی نمی‌کند. احتمال ممنوعییت رفت و آمد کشتی های ایران زیاد است. با رفتن احمدی نژاد و آمدن رفسنجانی و خاتمی هم هیچ چیزی تغییر نخواهد کرد. تا این رژیم هست اوضاع بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود.

به هر حال از من گفتن مواظب خودتان باشید و به فکر چاره اساسی.

از اوضاع بیشتر بنویس ببینیم روز به روز چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.

ممنون

شاد باشي

12 :: توسط shayan در 2007-07-05 11:35

به دوست عزیز آرمان خان جاويد

در باره خانم مهشید امیر شاهی. اینکه ایشان نظر سیاسیشان چیست؟ شاهی هستند یا نیستند؟ هیچ ربطی به اصل مطلب ندارد.

مرحوم بختیار کتابی نوشتند به زبان فرانسه که در فرانسه به چاپ رسید. در سال ۱۹۸۲ در پاریس ترجمه آنرا به خانم مهشید امیر شاهی که در آن دوران با مرحوم بختیار همکاری داشتند واگذار کردند و این کتاب توسط ایشان و تحت نظر مرحوم بختیار به فارسی ترجمه و در پاریس به نام «یکرنگی» توسط نهضت مقاومت ملی به چاپ رسید.

در نتیجه این ترجمه از لحاظ محتوا هیچ عیب و ایراد و کم و کسری ندارد و همان چیزی است که مرحوم بختیار نوشته بوده. چرا که زیر نظر خود ایشان و در زمان حیاتش چاپ شده و نویسنده ای با سوابق خانم امیر شاهی هم کسی نیستند که امانت داری نکنند.

وقتی در این نسخه اصلی مطالبی که جناب فضولباشی یا فدائی انقلاب ۵۷ عنوان کرده بودند نیست‌ از دو حال خارج نیست یا ایشان دروغ گفته اند یا اینکه در نسخه ای که ایشان به نام «همرنگی» خواند‌ه‌اند و احتمالا چاپ جمهوری اسلامی بوده است چنین مطلبی بوده.

خوب دوست عزیز کجای این قضیه به جریان روباه و دمش ربط داشت؟!

اتفاقا اگر روباه و دمی در کار باشد این جناب فضولباشی است که مطالبی را به دلبخواه خود گفته و بعد هم از کتابی جعلی و مخدوش چاپ جمهوری اسلامی که زیر نظر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی چاپ شده شاهد هم آورده که باور نمی‌کنید؟ بفرمائید اینهم کتاب مرحوم بختیار!!!!

به هر حال

شاد باشی

11 :: توسط مداد قرمز در 2007-07-05 09:22

من كه فكر ميكنم كه اين پدر خوانده ديد نميتونه به همين راحتي پا پيش بذاره بياد رئيس جمهور بشه گفت اول يه نره خري بياد جلو تا بعد ملت بگن بابا ترو بخدا ما غلط كرديم خر ما از كرگي دم نداشت تو بيا بشو رهبر و همه كاره ملت

10 :: توسط آرمان جاوید در 2007-07-05 09:03

زیتون جان اون قسمت پنجم رو خیلی زیرکانه نوشتی. میشه راحت ازش نتیجه گرفت که هم جوون هستی و هم خوش قیافه که اون پسر (موبلند) دو ساعت برات دم در دادگاه صبر کرده. :)

راستی شایان جان تو چی تو رهبرت دیدی که ما نمی تونیم ببینیم؟ (رجوع شود به جوابی که به من در کامنت پست قبلی دادی)... نکنه که ما مو میبینیم و تو پیچش مو؟
راستی یه جا هم از خانوم امیر شاهی فاکت آورده بودی. با این که دوستت دارم ولی واقعا مثل روباه و شاهد معروفش بود. امیرشاهی که بزرگ شاه دوست هاست مرد مومن. واقعا فرقی بین تالیف امیر شاهی با تالیف شریعت مداری وجود نداره. هر کدوم رو بخونی فعلهاشو نفی کنی میشه دیگری.

9 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-05 08:50

به گزارش خبرگزاري فارس زماني كه حداد عادل پس از پايان سفر خود با مترو، ايستگاه مترو را به سمت ساختمان بهارستان ترك مي‌كرد در داخل اين ايستگاه پيرمردي، لنگه كفش پاره خود را به دست گرفت تا آن را به رئيس مجلس نشان دهد.
وي به هر زحمتي كه شده بود در ميان ازدحام و شلوغي مترو خود را به حداد عادل رساند و با نشان دادن لنگه كفش پاره خود سعي داشت مشكلات مالي خود را با حداد عادل در ميان بگذارد و براي آن چاره جويي كند كه حداد عادل در پاسخ به وي گفت از شانس بد ماست كه اينطور شده با چسب درست مي شه!

8 :: توسط کامی کوچولو در 2007-07-05 08:44

>

http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=41296

--ما هم از کسی که دخترش را برای مقامات دنيوی به پسر رهبر هديه ميکند انتظار جواب شرافتمندانه و همدردی نبايد داشته باشيم.

7 :: توسط اختر در 2007-07-05 06:50

زیـــــــــــــــــــــــــتون جان
خوشحالم کردی که برام پیام گذاشتی و مرسی از لطفت من خیلی افتخار می کنم که یکی از نادر پیش کسوتان وبلاگ نویسان بهم سربزنه
خیلی وقت بود که بی خبر بودم ازت
زیتون جان این وبلاگت چرا کامل باز نمیشه؟
من باز هم از طریق آرشیو مراجعه کردم اینجوری درسته؟ یعنی همیشه کل صفحه سفیده؟ در ضمن ایمیل ازت ندارم
راستی مرسی که لینک دادی عزیز
به امید دیدارهای مجدد
دوستار
اختر

6 :: توسط اختر در 2007-07-05 04:47

زیتون جان سلام
مدت هاست که اصلا وبلاگت باز نمی شد و حتی نمی تونستم برات ایمیل بفرستم و همیشه برگشت می خوره
وبلاگت فقط یه صحفه سفید با نام زیتون باز می شه و در راست آرشیو را می دیدی ولی کلیک می کردم باز نمی شد تا امشب بعد از عمری تونستم به وبلاگت سر بزنم اون هم از طریق آرشیو
خوب خیلی نوشتم دیگه یه کمی هم جا برا بقیه بذارم
به من هم سر بزن یه زمانی حالی می پرسیدی
موفق باشی
اختر

5 :: توسط Saman در 2007-07-05 03:44

man nemidoonam in Hossein-e Derakhshan be rooh eteghad dare ya na....vali ageh eteghaad dare pas kiram tu roohesh

4 :: توسط روزان بیداد در 2007-07-05 03:03

سلام زیتونی خوبی؟
(عجب آشفته بازاریست دنیا) مگه نه؟
سخت نگیر رفیق یه جورایی از ماست که بر ماست
راستی اگه احمدی نجاستو بکشیم غیر از اینه که یه شهید مظلوم (!) دیگه تقدیم انقلاب احشامی کردیم؟ :)
اینو الان گفتم بعد از خوندن این پستت :

قصۀ بنزین، قصۀ برق
قصۀ مردمی تو غصه غرق
دلم خوشه (!) بین برّه ها
از چشم گرگ نیست یه ذرّه فرق

3 :: توسط naanapooneh در 2007-07-05 02:45

واااای ...سرم گيج رفت.

2 :: توسط کی وار در 2007-07-05 02:31

... شهر در امن و امان است و ملالی نیست بجز تعداد اندک گزمه های دم دروازه شهر که مسئولیت تپاندن باتوم بر ماتحت مردم در صف منتظر را بر عهده دارند !!!

1 :: توسط abi در 2007-07-05 02:12

, har rooz be shoma sar mizanammowafagh bashi