48 :: توسط اديتور زيتون در 2007-08-14 09:24

این اعتراف نامه را بخاطر تایید صداقت بانوی گرام خانم آذرفخر مینویسم.
در جند هفته گذشته کامنتهای مستهجن و تکراری و توهين آميز بعضی از نويسندگان بیمار گونه در وبلاگ زيتون صفحه کامنت اورا به شکل اسفناکی آزار دهنده کرده بود . تا جايی که جند نفری از دوستان و خوانندگان بکرات به زیتون پيشنهاد کردند اصلا اين صفخه را برای مدتی تعطيل کند .
تا شاید اين آدمهای بيکار که برای گفتن حرفی ندارند الا توهين مخالفت با عقايد دیگر کامنت گذاران و انهم با الفاظ شرم آور . اندکی از کار خود خجالت بکشند !!
من هم مثل بسیاری از خوانندگان زیتون از وضع ناهنجار و نوشته های تکراری و مستهجن چند تایی از این نوع کامنت گذاران رنج میبردم .
در پی ان بودم چگونه می شود که زیتون از شر این لجن پراکن ها راحت شود. مي دانستم گرفتاری ها خانوادگی زیتون و مشغوليات کاری به او این فرصت را نميدهد که کامنت های وبلاگ اش را مرتبا یک به یک روزانه چک کند . و ان کامنت هايی را که تکراری و مستهجن هستند يا جنبه توهين به ديگر خوانندگان او را دارد حذف نمايند .
به همين سبب به زيتون پيشنهاد کردم و داوطلب شدم اچازه دهد حقير برای مدتی کوتاه به او در باره کمک کنم وکامنت های بدون منطق و اهانت آميز صفحه وبلاک اش را زير نطر بگيرم . وآنهايی را که کلام شان پر از اهانت و تهمت به باور های دیگرکامنت گذاران است خذف نمايم . خانم زیتون پيشنهاد مرا قبول کردند و پسورد وبلاگشان را هم از قبل در اختیارم گذاشته بودند .
براین اساس کارم را آزمايشی از ديروز شروع کردم .ضمن انجام کار های شخصی در روی میزکامپیوتر م . وبلاگ زيتون را هم در مانيتور باز نگاه داشتم .
و گاه گاهی کامنت ها را میخواندم و انها ارزیابی ميکردم .! مثل شکار چی ها منتطر شکار بودم!!
در ابتدا چند تايی از کامنت هايی را که القاظ رکيک در انها بکار برده شده بودند خواندم و سپس انها را حذف کردم !۱
خوشبختانه . هیچ یک ازنویسندگان انها سعی نکردند کامنت شان را دوباره پست کند .
تا اينکه اولين کامنت شخصی بنام
" خالی بند " در صفحه کامنت ظاهر شد با عجله انرا خواند م
وای خدای من !! پر از تهمت و توهین به خانم اذر فخر بود بفول بعصی ها ترور شخصيت اين بانو گرامی .
بسرعت انرا حذف کردم . اما کار به انجا تمام نشد. بلکه از همان جا آغاز شد!! هر بار که انرا خذف میکردم آن کامنت مثل روح دوباره برمیگشت !!
و فرستنده دوباره انرا مثل توپ پینگ پونگ به بسویم پرتاب میکرد!! از عصبانيت کم مانده بود تمام کامنت را باهم دليت کنم !۱ ولی خونسردی خودم را حقظ کرده م. کار شخصی ام را کنار گذاشتم !! همچنان به دلیت کردن ان کامنت ادامه دادم !! دیر وقت خوابیدم ولی تمام شب هم يکی دوبار بيدار شدم ورفتم کامنت ها را چک کردم گویا من هم مثل ؛خالی بند ؛عقل از سرم پریده بود !!
هر بار که میرفتم میدیدم باز همان کامنت لعنتی که برايم مثل کابوس شده بود توی کامنت دانی در انتطارم نشسته است !۱ ياد صخنه جنگ های تن به تن افتادم . من در مقابل خالی بند. از ايشان پست کردن از من دليت کردن !!
عجيب اين است که اين آقا درعرض ۲۴ ساعت گذشته متجاوز از دهها بار آن کامنت افترا آميز عير منطقی را در مورد خانم فخر پست کرد. و خسته نشد !! و من هم خسته نشدم و دلیت شان کردم !! . فکر کردم دارم به این کار عادت میکنم چون کم کم احساس همدری هم باایشان میکردم .دلم برایشان میسوخت فکر میکردم اگر دلیت نکنم شاید ناراحت هم بشوند!!
وفتی تاخیر میفرمودند دلم برای برایشان تنگ میشد !! و نگران سلامت ایشان میشدم !!
ولی تاخیر زیاد طول نمی کشید ۳ یا ۴ تا بکدفعه باهم می فرستادند !!
که من فرصت کاقی نمی يافتم ا
انها را دليت کنم .
واقعا گ... گيجه !! گرفته بودم از خودم می پرسيدم: ای بابا اين آدم ديگر چگونه موجودی است؟ شاید بیمار است ؟ اصلاچه اصراری دارد که اين کامنت را در معرض ديد خوانندگان زيتون بگذارد..
عجب شغل وحشناکی را فبول کرده ام.
دلم ميخواست ازاین اقای خالی بند مي پرسیدم :
اقا جان تا کی میخواهی اين کار ادامه دهی . تا روزی که اين پست را دوباره زيتون اپديت کند ؟ دراین فکر ها بودم که فرشته نجاتی از آسمان رسید!!
ناگاه کامنت جديدی از خانم آذر فخر طاهر شد . که پاسخ اين حضرت خالی بند لجوج را داده بودند . بعد از ان کامنت بود که نقس راحتی کشیدم و رفتم خوابیدم چون ديگر از ان کامنت لعنتی خبری نشد.و بعد ان من تاکنون هیچ کامنت دیگری را دلیت نکردم .
حالا که فکر ميکنم می بينم اشتباه کردم من نبايد اولين کامنت این آقا را حذف ميکردم اجازه ميدادم خانم آذر خودشان پاسخ او را میدادند.
چون اقای خالی بند !! باحذف کامنت هايش گويا به این یقين رسيده
بود ند که حرفهايش در مورد آذر فخر درست است !! واين خانم آذر فخر است که کامنت های او را دليت می کنند . با تشکر از خانم آذر فخر که به فریادم رسيدند . وگرنه اين آفا ممکن بود در ۲۴ ساعت به ازا هر دقیقه مجموعا۱۴۴۰ بار ان کامنت را پست کنند. تا مرا راهی بيمارستان سازند .
با پوزش از همگی . اديتور زيتون

لینک کامنت زیر اشتباه شد که درستش کردم.

46 :: توسط زیتون در 2007-08-01 20:31

سلام بر دوستان عزیزم
ممنون از کامنت‌هاتون
حالا بدبختی من اینه که خودم بلد نیستم تیتر وبلاگم رو عوض کنم.
چهار پنج ساله می‌خوام قالب عوض کنم نمی‌تونم.
روم نشد اینو تو متن بنویسم.
گفتم خدا بزرگه و سر موعدش از یکی کمک می‌گیرم:)


شهلا جان- کامنت شماره ۱۷
شاید این حداقل کاری بود که می‌شد کرد. من مدت‌ها بود داشتم فکر می‌کردم چی‌ می‌شه کرد.
از آدم‌های دوروبر زندگی واقعی نمی‌شد کمک گرفت. با هر کی درمیون گذاشتم می‌ترسید. ولی تو وبلاگستان بازم جو آزادتره...

مهدی جان
پس چی که دعوتی!! دعوت دو قبضه!

45 :: توسط ... این هم وبسایت سوپر حزب الهی های مستقل و گوش بفرمان ره در 2007-08-01 20:24

اين دانشجویان مستقل که کامنت ۳۸ مخلص و هوادار شونه...
همون سوپر بسیجی های حزب الهی گوش بفرمان خامنه ای طرفدار احمدی نژاد هستند که بدون کنکور و سهمیه ای وارد دانشگاه شده اند این ها برای رد گم کردن اسم خودشون رو گذاشتند "اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌هاي سراسر كشور".

44 :: توسط یعقوب معصومی در 2007-08-01 19:58

ما هم كلمات رسا ، نارسایی پشت هم چیده ایم برای دانشجویان ، امیدوارم تحمل شكنجه ها را اسانتر كند ، بفرمایید :
شیر دانشجویی به بیشه درد دل مردم زد
فقر و بیكاری و افیون دین و دود ، بدید
گوی فریاد و فغان را برداشت .....
اهای الود دستان زاهد و بازاری و مفتی و سپاه
زیر پل ، گوشه دروازه ویلای خدا داد شما
بچه ها ، صف به صف
ول و سرگدانند ، بهر یك لقمه نان شرمگین نالانند
فكر و اندیشه من در این دانش گه بارها گفته شده
آزادی اندیشه با ریش و پشم ، نمی شه
این فغان و فریاد رفت و...... رفت ، تندر گشت
خواب دم و دستگاه ، ستم را آزرد
هیئت مزدوری با همه تجهیزات ، رد فریاد و فغان را كاوید
همچو كفتار پوزه گان ، خرناسه كش زشت صفت
دسته هیكلی مزدوران به تقلا افتاد
شیر دانشجو به اسیری و بند گرفتار امد
روز اول ، هر چه كفتار صفتان كوبیدند
شیر ، هیچ نجبید و نگفت
روز دوم ، در میان بساط شلاق
نعره شیر همچو غرش رعد ، سقف قفسش ویران كرد
روز سوم ، تز شكنجه گر استادی ، به بوته ازمایش رفت
قفس از تكرار صدا انباشته شد
و به امید ترس و وحشت از این نعره شیر ، به بیرون قفس راهی گشت
شلاق ماهرانه و بی رحم و گذشت ، در هوا می چرخید
نعره ای ، داد و فغانی نبود ....
كف به پوزه جلاد روان بود همی
ناگهان شیر به نجوا افتاد
« با عدالت این روزا ، داری منو چوب می زنی ، بزن ، بزن كه داری خوب می زنی »
خنده ها ، شادی ها ، سوت زنده بادی ها ، بیرون قفس را لرزاند
خسته و كوفته مزدوران ، راه نجوای قفس را بستند
روز چهارم
هر رهگذری با لبخند زیر لب با شادی در كوچه و بازار و بند
می خواند همی
« با عدالت این روزا ، داری منو چوب می زنی بزن ، بزن كه داری خوب می زنی ........ »


43 :: توسط بیاد اکبر محمدی در 2007-08-01 19:50

ای رفیق ساده دل

تو نمیدانستی

در ولایتی که لبریز از

شهید زنده و مردست

دیگر

جایی برای قهرمانان نیست!!؟؟

تو رقتی و با خود بردی باد صبا را

و مای زنده بگور

سالهاست

در حسرت یک نسیم

به عزا نشسته ایم

42 :: توسط MED در 2007-08-01 18:55

به روي چشم.

41 :: توسط sabok vazn در 2007-08-01 18:35

زيتون جان فقط خواستم بگم که شعری که کامنت گذار شماره ۲۹ و ۲۸ گذاشته متعلق به آقای همخونه آلوچه خانم است و لينک شعرش هم متعلق به اين مطلب است:http://aloochehkhanoom.blogspot.com/2007/03/blog-post_31.html
چون کامنت اسم نداره من با آلوچه خانم تماس گرفتم و پرسيدم که آيا فرجام اين کامنت را گذاشته و آلوچه گفت که نه.... و فقط خواستم يادآوری کنم که اگر کسی شعری يا مطلبی را جايی می نويسد خيلی بهتر است که به سراينده شعر هم اشاره ايی بکند.... البته اون آقا يا خانم کامنت گذار چون اسمش را ننوشته در حقيقت ادعای سرودن شعر را هم نداره ولی من فقط خواستم تو مطلع باشی.... در ضمن ما هم در اين روز با شما خواهيم بود...

40 :: توسط Mehdi در 2007-08-01 17:14

سلام
من چي ؟ دعوتم ؟ :p

39 :: توسط حميد پوريان در 2007-08-01 16:49

وقتی کارد به استخوان پيک نت هم برسد:

سوله کهريزک افشای نام بازداشتگاهی در عمق زمين و مخوف تر از 209 اوين
گفته می شود، اداره بخشی از اين بازداشتگاه بر عهده افراد حزب الله لبنان است و دانشجويان و بازداشت شدگان دوران اخير- بويژه کسانی که از شهرستان ها به تهران منتقل شده اند- از تونل اين بازداشتگاه عبور کرده و سپس سر از بند 209 اوين در می آورند!
"سوله کهريزک" بازداشتگاه جديدی نيست، اما انتقال بازداشت شدگان ايرانی به آن جديد است. اين بازداشتگاه پيش تر در اختيار حزب الله لبنان بوده و حتی برخی اعضای فعال القاعده در ارتباط با لبنان و فلسطين نيز در اين بازداشتگاه نگهداری می شده و زندانبانان از کادرهای حزب الله لبنان بوده اند.


در روزهای اخير، ...
برگرفته از : peknet

38 :: توسط مخلص دانشجوی مستقل در 2007-08-01 14:56

بهمين دليل هم هست که ميگويم اين مردم آدم بشو نيستند
و همينکه دارند ازسرشان زياد است حالا هی اکبرعبدی بيايد و
وبلاگهاراهمنام کند دردچيز ديگر است درد حماقت مردم است اين مردم
شعور دموکراسی و اين مسائل ندارند اين خط اين نشان که اگر دموکراسی
هم بهشان بدهی يکدگرراجرميدهند متاسفم که خانم زيتون ازاين
پيشنهاد خام استقبال کرد اما کار از اين حرفها دورزمانی است که گذشته
حال هی اسم وبلاگهايتان را عوض کنيد ببينم به کجا ميرسيد بااين ملت

37 :: توسط مخلص دانشجوی مستقل در 2007-08-01 13:44

دانشجویان ایرانی دانشگاهای ایران که از کره و هند و برزیل نیامده اند ٬بلکه
پدر و مادر و فامیل میلیونها مردم عادی ایرانند که با همه بدی ها و خوبی ها
جامعه اگاهند و شاید بیشتر دلسوز اینده ایران و مردمش ٬ اینکه جوانند و کمی
حساس و گاه تند خو بخاطر حس مسئولیت اشان بسرنوشت ایران است ...از روز
پایه گزاریش در هفتاد سال پیش انهم با چند صد دانشجو تا امروز که بیش از یک
میلیون دانشجو هستند همیشه در صد نسبتا بزرگی از انها فعال مایشا بودند و
نقاد حکومت وقت البته با تفکرات مختلف و متضاد و متاسفانه بعضی هم مسلحانه
که تاریخ ان طولانیست ...اما فاصله مردم عامی و عادی جامعه اکثرا محافظه کار
ایران با طیف دانشجویان پیشتاز و پیشگام بسیار مترقی انقدر زیاد است کهه هر
گز همراهی و همگامی بین انها ایجاد نشده و هنوز هم نمیشود ...وقتی دانشجو ها
فریاد میزنند مردم بما ملحق شوید !؟ درد ما درد شماست ...مردم انها را بر و بر
تماشا میکنند و یا میگذرند چرا !؟؟؟؟ تاریخ جواب میدهد

36 :: توسط dariushagha در 2007-08-01 13:33

شماره 31-نه اسمت ایرانی هست نه چرت و پرتات...مرتیکه احمق هنوز نفهمیدی خمینی را انگلیسا آوردند؟؟؟ تو کارت چیه؟؟؟ شکنجه دادن و اذیت کردن؟؟؟ تو نمیخواد ادا در بیاری مثلا با تربیتی...تو از تخم سگ هم کمتری...بمیر.

35 :: توسط ناصر در 2007-08-01 08:02

پلی تکنیک همیشه همین بوده. سالهاست که توان مبارزه اش بیشتر از بقیه دانشگاهها بوده. من میتونم حداقل از 1354 به اینطرف رو به تجربه خودم بگم. با وبلاگ نویسی موافقم ولی الان دیگه زمان این حرف ها نیست. این اتفاقات باید بیفته. این یک راه یکطرفه است که رژیم توش افتاده. باید برن و میرن تا انتها. این تاریخ شیفتگان قدرت هست.از یعد از سخنرانی این کوتوله پیش بینی میکردم که اینکار رو میکنن. از همه تون خواهش میکنم واقعا" کمی به ترکیب این آقایون حکومتی از بالا به پایین نگاه کنید. چه انتظاری غیر از این از این قوم میره؟ کار از وبلاگ بازی گذشته.

34 :: توسط ناصر در 2007-08-01 08:01

پلی تکنیک همیشه همین بوده. سالهاست که توان مبارزه اش بیشتر از بقیه دانشگاهها بوده. من میتونم حداقل از 1354 به اینطرف رو به تجربه خودم بگم. با وبلاگ نویسی موافقم ولی الان دیگه زمان این حرف ها نیست. این اتفاقات باید بیفته. این یک راه یکطرفه است که رژیم توش افتاده. باید برن و میرن تا انتها. این تاریخ شیفتگان قدرت هست.از یعد از سخنرانی این کوتوله پیش بینی میکردم که اینکار رو میکنن. از همه تون خواهش میکنم واقعا" کمی به ترکیب این آقایون حکومتی از بالا به پایین نگاه کنید. چه انتظاری غیر از این از این قوم میره؟ کار از وبلاگ بازی گذشته.

33 :: توسط azar در 2007-08-01 03:35

عاليست . از تک تک شماهاست که جمعی بوجود ميايد . شما نه تنها کم نيستيد بلکه انچنان از از لحاظ معنوی زياد و موثريد که حکومت در پی بستن وبلاگتان است . اين بازی نيست. فريادی از ته دل برای ازاديست و پشتيبانی از مغزهايی که اينده را خواهند ساخت . انهايی که ميتوانند امار بازديد کننده ها را بگيرند ميدانند چقدر بازديد کننده زياد دارند . باميد اتحاد همه برای رهايی دانشجويان در بندمان

32 :: توسط کیوان در 2007-08-01 03:00

زیتون: من طبق معمول پاهایم را از گلیم خود درازتر می‌کنم و از همه‌ی شما...
زیتون "بارباپاپا" میشود!!! ؛))
از شوخی که بگذریم، کار بسیارخوبی میکنید. درود بر شما. ولی ای کاش اهالی وبلاگستان وقتی میخواهند از این بازیها بکنند، راهی پیدا کنند که خوانندگان "وبلاگ لس"شان هم در بازی شرکت کنند! وبلاگ نداریم ، دل که داریم! دلی که برای تک تک عزیزان در بندمان میتپد و نگران است. به امید آزادی سریع همه کسانی که بخاطر فکر و عقیده شان در بندند.

31 :: توسط سفیه الدین مرادی در 2007-08-01 02:35

۱. زیتون خانم : منهم یک ایرانی هستم و اگر کسی به ناحق در زندان است ، بنده هم همکاری میکنم برای نجات او... پس این کلمه حتی چیه قبل از اسم من؟؟؟
۲. برادر انقلاب ۵۷: خدا ببخشه... ما همه برای انقلابمان مبارزه میکنیم..
بنده با شما همکاری میکنم تا هر که مخالف است را موافق نماییم...

30 :: توسط همون در 2007-08-01 01:47

راستش زیتون جان، این مبارزات اینترنتی به نظرم بیش از حد به میدان کشیده شده است، خیلی خوب است که توجه عمومی به یک موضوع حساس جلب شود ولی توجه عمومی با عوض کردن اسم صد تا دویست تا وبلاگ جلب نمی شود، به نظرم اهم و فی الاهمی در اینجا لازم است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

29 :: توسط :) در 2007-08-01 00:48

ای که با لاف اتم می تازی
صف بنزين و غذا يادت هست ؟؟
تو که عمريست فقط می بازی
قطعه های شهدا يادت هست ؟؟
چون به آزادگی ات می نازی
بچه های اسرا يادت هست ؟؟
قصه فتح جهان می سازی
" کربلا وعده ما " يادت هست ؟؟
تا کجا با وطن من بازی ؟؟؟؟
واقعا نام خدا يادت هست ؟؟

28 :: توسط :) در 2007-08-01 00:48

ای که با لاف اتم می تازی
صف بنزين و غذا يادت هست ؟؟
تو که عمريست فقط می بازی
قطعه های شهدا يادت هست ؟؟
چون به آزادگی ات می نازی
بچه های اسرا يادت هست ؟؟
قصه فتح جهان می سازی
" کربلا وعده ما " يادت هست ؟؟
تا کجا با وطن من بازی ؟؟؟؟
واقعا نام خدا يادت هست ؟؟

27 :: توسط olo در 2007-07-31 23:32

khoda vakili ta hala mellati bi-gheyrat-tar az mellate iran ta hala dide boodid???...man ke nadidam

26 :: توسط olo در 2007-07-31 23:32

khoda vakili ta hala mellati bi-gheyrat-tar az mellate iran ta hala dide boodid???...man ke nadidam

25 :: توسط shayan در 2007-07-31 22:40

زيتون جان

بسيار کار خوبی است. اميدوارم همه از هر گروه و عقيده‌ای که هستند به اين حرکت بپيوندند و برای رهائی دانشجويان دست به دست هم دهند.

با اميد موفقييت و پيروزی برای همه شما عزیزان و آزادی و رهائی برای همه دانشجویان و زندانیان در بند این نظام جنایتکار.

شاد باشيد و برقرار

24 :: توسط دختر همسايه در 2007-07-31 22:02

زيتون جان با کمال ميل...بالای وبلاگ من الان هم نوشته شده تا آزادی پلی تکنيکی ها ....حتما اسم رو در اون روز برای آزادی همه دانشجويان عوض ميکنم : (روز همبستگي وبلاگ نويسان با دانشجويان دربند)...اين اعتراض کمترين کاريه که از دست ما بر مياد ...کاش درد اونهايی که الان در زندان نشستند رو يه لحظه بفهميم و خودمون رو جاشون بذاريم....کاش ميشد براشون کاری بيشتر از اين انجام ميداديم

23 :: توسط آقای همسر در 2007-07-31 21:46

من هم دعوتت می کنم اما نه به یک بازی ... یه سر به وبلاگم بزن... یه مطلبه در مورد لوور

22 :: توسط shaya در 2007-07-31 21:45

با یک پیشنهاد به روزم

21 :: توسط shaya در 2007-07-31 21:45

با یک پیشنهاد به روزم

20 :: توسط shaya در 2007-07-31 21:45

با یک پیشنهاد به روزم

19 :: توسط olo در 2007-07-31 20:59

سولسیالیستیم....in digeh chieh??man ke fahmidam manzooret chieh vali vase baghiye lotfan tashih kon...

18 :: توسط olo در 2007-07-31 20:59

سولسیالیستیم....in digeh chieh??man ke fahmidam manzooret chieh vali vase baghiye lotfan tashih kon...

17 :: توسط شهلا در 2007-07-31 19:13

ولی زیتون جان آیا این اعتراض بلاگر ها کاری از پیش میبرد:(

16 :: توسط sami در 2007-07-31 17:25

salam z8un aziiz, bayad talash kard,har chand sade ,har chand aram. paydar bashi

15 :: توسط sami در 2007-07-31 17:25

salam z8un aziiz, bayad talash kard,har chand sade ,har chand aram. paydar bashi

14 :: توسط مخلص انقلاب 57 در 2007-07-31 16:20

علي عبدی همين وبلاگ بيمشتريت را به ياد
بياور كه سال پيش بسته شد خوب بياد مياورم كه به
چه حال و روزی افتاده بودی حال باز داری كاری ميكنی
كه نامش سواستفاده از آزادی است و ديگر اينبار اگر
باز آنرا بستند نبايد فغان راه بيندازی چرا كه بسيار تندروتر
از سابق شده ای و كمی مرا به ياد مانی مياندازی
البته نه به آن وقاحت اما اين روتد پيشروی تو به همان هم خواهدرسيد

13 :: توسط مخلص انقلاب در 2007-07-31 16:15

اما به علی عبدی بايد گفت اين تغيير موضعش زياد جالب نيست
چراكه خوب به ياددارم قبلا طرفدار خاتمی بود اما مدتيست
بنظر ميرسد براندازی را درسرميپروراند حال آنكه منش خاتمی
هرگز براندازی را برنميتابيد و از علی عبديها انتظار دارم
بجای رفتن به راه افراد معلوم الحال و راه انداختن
اين بازيهای بچگانه به اصل خودبازگردند

12 :: توسط خدابیامرز در 2007-07-31 14:53

سلام عليکم

بنده که راستش نه امکان فنی تغيير عنوان رو دارم و نه اجازه ی انجام دادن کاری که به فيلتر شدن وبلاگ منهی بشه. اما البته که موافقم.

ضمنن اينها کلی درس خوانده و رفته اند دانشجوی دانشگاه های معتبر شده اند. پس دانشجوی دانشگاهند، نه دربند!

11 :: توسط مخلص انقلاب در 2007-07-31 14:35

لعن و نفرین هر ازاده بر حکومتی که دانشجویان مبارز و راستین حقوق بشرش
را دربند و زنجیر میکند ٬ دانشجویانی که بهیچ وجه بند و بسطی با کشورهای
سلطه گر ندارند و برای خوشایند انها تلاش نمیکنند ...اگر یک دانشجو هم باشد
باز یک دریا جنایت است انچه که بعضی از دانشجویان قبلی بعنوان مبارزه
با استبداد !!شهره شدند و امروز در دفاتر سناتورهای امریکایی فعالند نه تنها
کل مبارزه انها را خدشه دار کرده که متاسفانه صدای دانشجوهای مستقل و دلسوخته
ایران ازاد و اباد را خفه کرده ...چرا صدای دانشجوی مستقل بگوش کسی نمیرسد؟
چرا فریادشان رسا نیست !؟ چون هر دو طرف معرکه هم حکومت ایران هم امریکا
و اروپا صدای انها را دوست ندارند تفکرشان را دوست ندارند

10 :: توسط jupihes در 2007-07-31 14:34

كاش تو پستت ليبراليست،‌ دموكراسي خواه يا موارد اين چنيني را هم مي نوشتي

9 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:24

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

8 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:23

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

7 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:23

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

6 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:06

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

5 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:05

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

4 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:05

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

3 :: توسط nazanin در 2007-07-31 14:05

سلام

و به امید رهایی هر فکر

راستی سوم

2 :: توسط بالاترین در 2007-07-31 13:47

http://balatarin.com/permlink/2007/7/31/1101438
روز ۱۴ مرداد همه باهم بالای وبلاگمان بنویسیم: روز همبستگي وبلاگ نويسان با دانشجويان دربند

1 :: توسط شیوا در 2007-07-31 13:44

سلام
من هم از راه دور با شما هستم و برای آزادی دانشجوهای در بند دعا میکنم.
متاسفم که کاری بیشتر از این از دستم ساخته نیست.

شیوا از تل-آویو