به شايان٫
چکشی به مسائل نگاه کردن و چکشی عمل کردن همه جا نتيجه نميده و در خيلی از موارد هم نتيجه معکوس داره!
تعجب نکنید.......بله.... من میدانم که این فحاشی هاکار کیست....و مطمین باشد که روزی با شمشیر برهنه به سراغش خواهم رفت هر چند که مطمینم که او این شمشیر را گرفته و در کونم میکند
به سيما خانم عزيز
شايد چنين باشد که میفرمائید. ولی از ديد من وظيفه هر دو چنانچه در ادعای خود صادق باشند يکيست.
رسانه دگر انديشی که افکار و نظرات دگر انديشان را منعکس نکند يا دگر انديش نيست و يا بیطرف نيست و حزبی و مکتبی است. البته اشکالی ندارد حزبی و مکتبی باشد ولی بايد صريحا و بدون پرده پوشی اعلام کند تا خواننده بداند تکليفش با او چيست.
به هر حال دوست عزیز از دید من تا زمانی که ما دانسته و ندانسته به دنبال هزار و یک بهانه می گردیم تا خود و دیگران را تشویق به خودسانسوری کنیم و تا زمانی که قربانیان یک رژیم ددمنش دیکتاتوری را برای دادن بهانه به آن رژیم سرزنش می کنیم و محکوم کردن مقصر اصلی که نظام است نظامی که به خود حق میدهد تا در کوچکترین زوایای زندگی شخصی و اجتماعی ما دخالت کند را از یاد میبریم و یا در درجه اول اهمییت قرار نمیدهیم راه به جائی نخواهیم برد و در این دور باطل گرفتار خواهیم ماند.
شاد باشيد و برقرار
به شايان٫
من هنوز فکر ميکنم که شما مسئله وظيفه يک دگر اندیش در جامعه رو با وظيفه يک رسانه دگر انديش اشتباه گرفته ايد.
سس
مهم مهم.
همه بخوانید.
ساقی قهرمان روانی بیشترین ضرر را به همجنسگراهای ايران زد.
از کی تا حالا عکس بيحجاب زن ايرانی را در خبرگذاری های وابسته به رژيم ميگذارن؟؟؟ ميخوان به مردم بگن که همه همجنسگراها و روشنفکرها این مدلی هستند و فکر و ذکرشون اینه!.
پس همه مخالفان ساقی، يک صدا او را محکوم کنيد. نگداريد شما را با اين زن از يک قماش نشان دهند. به جهنم که شرق تعطيل شد. برای دفاع از دموکراسی و آزادی بيان فرصت زياده.
يعقوب معصومی چيزی که تو نميبينی يا نميخواهی ببينی مقصر اصليست
که تو عمدا نميخواهی نامش راببری چون دوستش داری و قبول نداری
که ميتواند مقصر باشد بله مانی را ميگويم که لجن پراکنی اصلی
را از دوسال پيش در وبلاگش کرد تو بسيار ظاهربين هستی چون
در ظاهر امر ميبينی که از مانی خبری نيست و من مرتب از او حرف ميزنم
اما نميدانی که او قبلا چه کارهايی کرده و همه اين لمپنها که الان
بقول تو اينجارا به گندکشيده اند به طرفداری از مانی است که چنين
ميکنند و خود اين روباه مکار بظاهر مودب و موقر در کناری ايستاده
و به من ميخندد که البته غلط زيادی ميکند چون دير يا زود خدمتش
خواهم رسيد و کاری خواهم کرد که لينکش را هم زيتون داوطلبانه
از لينکدونيش بردارد فعلا اوضاع بر وفق مرادش است اما نخواهم گذاشت
درمورد اين فحاشيهايی که در پستهای قبلی هم به من شد
باز ميگويم که اين فحاشيها مرا ابدا ناراحت نميکند چرا که فحش باد هواست
چه كسانی زیتونستان را تبدیل به لجن زار كردند ؟
۱ـ خود زیتون و خواص چند گانه اش
۲ـ عمله و اكله های چند هویتی و چند صفتی طرفدار جمهوری اسلامی و بازار ازاد
۳ـ سلطنت طلبان فحاش و دریده ( نه همه سلطنت طلبان )
۴ـ توده ای های هفت خط و همیشه مخلص اسلام انقلابی و اخوند مكتبی ...
۵ـ فرهنگ لاف و گزاف ایرانی و حراف و بی عمل های عقده ای
۶ـ مجموعه ای از در دیزی باز و حیای گربه ، با فرهنگ سنتی مذهبی و تفكر دینی ، پشت كامپیوتر نشین های عقب مانده در دنیای پسامدرنی ...
http://www.iranpressnews.com/source/028182.htm
فضولباشی جون.تورو بخدا مواظب مامیت باش.
من همان فضول باشی اصلی می باشم
و همه کسان دیگری که به اسم من کامنت
می گذارند در واقع به کس ننه من می خندند. پس آنقدر بخندید تا من شما را به همان جایی بفرستم که مانی را فرستادم.
این مانی سوزمانی از بس مادر مرا کرد سوزاک و سوزاکی شد. همه شما را سوزاکی می کنم مخصوصا تو ای احمد فضله و آرمان جاوید که فکر میکردم مثل من هستی ولی مادر من را گاییدی
ای زشت نویسان میراژ.کلفت.مانی.....الان داشتم شمشیرم راتیز میکردم
یکهو لیز خوردم..و شمشیرم رفت تا دسته توی کونم
کلهء طاس و براق خلجی تو کوس ننهء فضولباشی که اوايل فاشيست بود و به اسم نئونازی کامنت ميگذاشت و حالا کمونيست و مخلص فيدل شده.
مجلس ایران داره لایحه ای رو با دو فوریت تصویب میکنه که در صورتی که حسین درخشان محکوم به غرامت شد این پول رو از جیب ملت همیشه در صحنه پرداخت کنه!
واقعیت اینستکه خمینی مقلد شیخ فضله الله نوری بود، همان آخوند دوران قاجاریه که بدستور مستقیم او و طبق معمول بوسیله اوباش و ارازل، آزادیخواهان و مشروطه طلبان را بقتل میرساندند؛ اما بخاطر اینکه شیخ فضل الله نوری بقدری بدنام بود، خمینی جریت اینرا نداشت که علانا بگوید مقلد اوست.................شیخ نوری کثافت برای اولین بار در دوران قاجاریه زنی را در حالیکه شوهرش در زندان بود به بهانه ملحد بودن بدون رضایت شوهرش مطلقه کرد و زن مرد بیچاره را به عقد یکی از قجرها در آورد.............عین همین فتوا را خمینی در مورد دلاوران قیام نوژه صادر کرد و حکم داد که زنان این دلیران که در زندان بسر میبردند به شوهرانشان حرام هستند، و نتیجه اش تجاوز دستجمعی جمعی از نامردها و مادر قحبهای پاسدار و کمیته چی به زن یکی از افسران تیر بارانشده در مراجعه به زندان برای گرفتن خبر از شوهرش بود.............. واقعا حاکبر سر ما و این ملت که یک همچین کس کشاییرو حاکم بر جان و مال و ناموسمان کردیم............مرگ بر رژیم ولایت فقیه و طرفدارانش
تعجب نکنید ...سایت خبری فارس که بطرفداران
احمدی نجات وابسته است را جع به ساقی انهم عکس
بدون حجابش و شرح و تفسیری داغ پرداخته و یک
نفس ساقی را رئیس همجنسگرایان ایرانی لقب داده
و میدهد که ....اصلا تا حرف پایین تنه و سکس پیش
میاید طیفی از اسلامگرایان متعصب انگاری همین
الانه که از اسمان سنگ بباره !!! اصلا همه توجه ان
طیف غرب را کلا پری بلنده و مروج سکس میدانند
و انرا دینامیتی برای قلعه اسلام میدانند در حالیکه
در هند و تایلند و فیلیپین و السالوادور و باهاما و
هم فقر هست هم زنها لخت پتی هستند وبخاطر
چند پزو و درهم و روپیه دخترهای بیچاره را
وادار بتن فروشی میکنند و زمین هم باسمان
نمیرود تو ایران هم فقط بخاطر فقر و نداریست
که دختر از خانه فرار میکند تا برویای خودش
برسد اما هزاران دست پلید بقعر فنا میبردش
و این چنین است روزگار جبار ایندیویجوآل و
هر مغز !!باندازه فهمش ٬ باید که این گپ وحشتناک
طبقاتی وجود داشته باشد تا خالق داستانهای
هری پاتری ها باشیم نه ....!؟
خوشبختانه نازلی با تمام کینه و کدورتی که اخیرا با درخشان پیدا کرده
بود اما در مورد بستن وبلاگش هم اگاهی داده هم متعرض شده ...طبق
نوشته نازلی وکیل مهدی خلجی (قبلا یک وبلاگدار ساده بود اما بخاطر تیز
هوشی و پر بودن و موقعیت سنجی اش سر از بی بی سی و رادیو فردا و
دویچه وله و یکهو رفت پیش نو محافظه کاران امریکا !!) بدون رفتن بدادگاه
سرویس دهنده وبلاگ حسین درخشان حاظر شد دیگه سرویس نده ....خوب
مهدی خلجیه و اهل اهواز و کله داغ دشنامهای حسین درخشان را تحمل نکرد
و البته حسین درخشان هم مار هفت سره هم از تبلیغات منفی که برایش شده
بشدت خوشحاله هم از یک سولاخ دیگه پدر خلجی را در میاره
تکراریه
بیا گویم برایت داستانی
كه تا تأثیر چادر را بدانی
در ایامی كه صاف و ساده بودم
دم كریاسِ در استاده بودم
زنی بگذشت از آنجا با خش و فش
مرا عرق النسا آمد به جنبش
ز زیر پیچه دیدم غبغبش را
كمی از چانه قدری از لبش را
چنان كز گوشه ابر سیه فام
كند یك قطعه از مّه عرض اندام
شدم نزد وی و كردم سلامی
كه دارم با تو از جایی پیامی
پری رو زین سخن قدری دو دل زیست
كه پیغام آور و پیغامده كیست
بدو گفتم كه اندر شارع عام
مناسب نیست شرح و بسط پیغام
تو دانی هر مقالی را مقامیست
برای هر پیامی احترامیست
قدم بگذار در دالان خانه
به رقص آر از شعف بنیان خانه
پریوش رفت تا گوید چه و چون
منش بستم زبان با مكر و افسون
سماجت كردم و اصرار كردم
بفرمایید را تكرار كردم
به دستاویز آن پیغام واهی
به دالان بردمش خواهی نخواهی
چو در دالان هم آمد شد فزون بود
اتاق جنب دالان بردمش زود
نشست آنجا به صد ناز و چم و خم
گرفته روی خود را سخت و محكم
شگفت افسانه ای آغاز كردم
در صحبت به رویش باز كردم
گهی از زن سخن كردم، گه از مرد
گهی كان زن به مرد خود چهها كرد
سخن را گه ز خسرو دادم آیین
گهی از بیوفاییهای شیرین
گه از آلمان بر او خواندم، گه از روم
ولی مطلب از اول بود معلوم
مرا دل در هوای جستن كام
پریرو در خیال شرح پیغام
به نرمی گفتمش كای یار دمساز
بیا این پیچه را از رخ برانداز
چرا باید تو رخ از من بپوشی
مگر من گربه می باشم تو موشی؟
من و تو هر دو انسانیم آخر
به خلقت هر دو یكسانیم آخر
بگو، بشنو، ببین، برخیز، بنشین
تو هم مثل منی ای جان شیرین
ترا كان روی زیبا آفریدند
برای دیدهی ما آفریدند
به باغ جان ریاحینند نسوان
به جای ورد و نسرینند نسوان
چه كم گردد ز لطف عارض گل
كه بر وی بنگرد بیچاره بلبل
كجا شیرینی از شكر شود دور
پرد گر دور او صد بار زنبور
چه بیش و كم شود از پرتو شمع
كه بر یك شخص تابد یا به یك جمع
اگر پروانهای بر گل نشیند
گل از پروانه آسیبی نبیند
پریرو زین سخن بی حد برآشفت
زجا برجست و با تندی به من گفت
كه من صورت به نامحرم كنم باز؟
برو این حرف ها را دور انداز
چه لوطی ها در این شهرند، واه واه
خدایا دور كن، الله الله
به من گوید كه چادر واكن از سر
چه پرروییست این، الله اكبر
جهنم شو مگر من جنده باشم
كه پیش غیر بی روبنده باشم
از ین بازی همین بود آرزویت
كه روی من ببینی؟ تف به رویت
الهی من نبینم خیر شوهر
اگر رو واكنم بر غیر شوهر
برو گم شو عجب بیچشم و رویی
چه رو داری كه با من همچو گویی
برادر شوهر من آرزو داشت
كه رویم را ببیند، شوم نگذاشت
من از زنهای تهرانی نباشم
از آنهایی كه میدانی نباشم
برو این دام بر مرغ دگر نه
نصیحت را به مادر خواهرت ده
چو عنقا را بلند است آشیانه
قناعت كن به تخم مرغ خانه
كنی گر قطعه قطعه بندم از بند
نیفتد روی من بیرون ز روبند
چرا یك ذره در چشمت حیا نیست؟
به سختی مثل رویت سنگ پا نیست؟
چه میگویی مگر دیوانه هستی؟
گمان دارم عرق خوردی و مستی
عجب گیر خری افتادم امروز
به چنگ الپری افتادم امروز
عجب برگشته اوضاع زمانه
نمانده از مسلمانی نشانه
نمیدانی نظر بازی گناهست
ز ما تا قبر چار انگشت راه است؟
تو میگویی قیامت هم شلوغ است؟
تمام حرف ملاها دروغ است؟
تمام مجتهدها حرف مفتند؟
همه بیغیرت و گردن كلفتند؟
برو یك روز بنشین پای منبر
مسائل بشنو از ملای منبر
شب اول كه ماتحتت درآید
سر قبرت نكیر و منكر آید
چنان كوبد به مغزت توی مرقد
كه میرینی به سنگ روی مرقد
غرض، آنقدر گفت از دین و ایمان
كه از گُه خوردنم گشتم پشیمان
چو این دیدم لب از گفتار بستم
نشاندم باز و پهلویش نشستم
گشودم لب به عرض بیگناهی
نمودم از خطاها عذر خواهی
مكرر گفتمش با مد و تشدید
كه گه خوردم، غلط كردم، ببخشید
دو ظرف آجیل آوردم ز تالار
خوراندم یك دو بادامش به اصرار
دوباره آهنش را نرم كردم
سرش را رفته رفته گرم كردم
دگر اسم حجاب اصلاَ نبردم
ولی آهسته بازویش فشردم
یقینم بود كز رفتارم اینبار
بغرد همچو شیر ماده در غار
جهد بر روی و منكوبم نماید
به زیر خویش كُس كوبم نماید
بگیرد سخت و پیچد خایهام را
لب بام آورد همسایهام را
سر و كارم دگر با لنگه كفش است
تنم از لنگه كفش اینك بنفش است
ولی دیدم به عكس آن ماه رخسار
تحاشی میكند، اما نه بسیار
تغییر میكند اما به گرمی
تشدد میكند لیكن به نرمی
از آن جوش و تغییرها كه دیدم
به «عاقل باش» و «آدم شو» رسیدم
شد آن دشنامهای سخت و سنگین
مبدل بر « جوان آرام بنشین»
چو دیدم خیر، بند لیفه سست است
به دل گفتم كه كار ما درست است
گشادم دست بر آن یار زیبا
چو ملا بر پلو مومن به حلوا
چو گل افكندمش بر روی قالی
دویدم زی اسافل از اعالی
چنان از حول گشتم دستپاچه
كه دستم رفت از پاجین به پاچه
ازو جفتك زدن از من تپیدن
ازو پُر گفتن از من كم شنیدن
دو دست او همه بر پیچه اش بود
دو دست بنده در ماهیچه اش بود
بدو گفتم تو صورت را نكو گیر
كه من صورت دهم كار خود از زیر
به زحمت جوف لنگش جا نمودم
در رحمت بروی خود گشودم
كُسی چون غنچه دیدم نوشكفته
گلی چون نرگس اما نیمه خفته
برونش لیموی خوش بوی شیراز
درون خرمای شهد آلود اهواز
كُسی بشاش تر از روی مؤمن
منزه تر ز خلق و خوی مؤمن
كُسی هرگز ندیده روی نوره
دهن پر آب كن مانند غوره
كُسی برعكس كُس های دگر تنگ
كه با كیرم ز تنگی می كند جنگ
به ضرب و زور بر وی بند كردم
جماعی چون نبات و قند كردم
سرش چون رفت، خانم نیز واداد
تمامش را چو دل در سینه جا داد
بلی كیر است و چیز خوش خوراكست
ز عشق اوست كاین كُس سینه چاكست
ولی چون عصمت اندر چهرهاش بود
از اول ته به آخر چهره نگشود
دو دستی پیچه بر رخ داشت محكم
كه چیزی ناید از مستوریش كم
چو خوردم سیر از آن شیرین كلوچه
« حرامت باد» گفت و زد به كوچه
حجاب زن كه نادان شد چنین است
زن مستورهی محجوبه این است
به كُس دادن همانا وقع نگذاشت
كه با روگیری الفت بیشتر داشت
بلی شرم و حیا در چشم باشد
چو بستی چشم باقی پشم باشد
اگر زن را بیاموزند ناموس
زند بیپرده بر بام فلك كوس
به مستوری اگر بیپرده باشد
همان بهتر كه خود بیپرده باشد
برون آیند و با مردان بجوشند
به تهذیب خصال خود بكوشند
چو زن تعلیم دید و دانش آموخت
رواق جان به نور بینش افروخت
به هیچ افسون ز عصمت برنگردد
به دریا گر بیفتد تر نگردد
چو خور بر عالمی پرتو فشاند
ولی خود از تعرض دور ماند
زن رفته « كولژ» دیده « فاكولته»
اگر آید به پیش تو « دكولته »
چو در وی عفت و آزرم بینی
تو هم در وی به چشم شرم بینی
تمنای غلط از وی محال است
خیال بد در او كردن خیال است
برو ای مرد فكر زندگی كن
نِه ای خر، ترك این خربندگی كن
برون كن از سر نحست خرافات
بجنب از جا، فی التأخیر آفات
گرفتم من كه این دنیا بهشت است
بهشتی حور در لفافه زشت است
اگر زن نیست عشق اندر میان نیست
جهان بی عشق اگر باشد جهان نیست
به قربانت مگر سیری؟ پیازی؟
كه توی بقچه و چادر نمازی؟
تو مرآت جمال ذوالجلالی
چرا مانند شلغم در جوالی؟
سر و ته بسته چون در كوچه آیی
تو خانم جان نه، بادمجان مایی
بدان خوبی در این چادر كریهی
به هر چیزی بجز انسان شبیهی
كجا فرمود پیغمبر به قرآن
كه باید زن شود غول بیابان
كدامست آن حدیث و آن خبر كو
كه باید زن كند خود را چو لولو
تو باید زینت از مردان بپوشی
نه بر مردان كنی زینت فروشی
چنین كز پای تا سر در حریری
زنی آتش به جان، آتش نگیری
به پا پوتین و در سر چادر فاق
نمایی طاقت بیطاقتان تاق
بیندازی گل و گلزار بیرون
ز كیف و دستكش دل ها كنی خون
شود محشر كه خانم رو گرفته
تعالی الله از آن رو كو گرفته
پیمبر آنچه فرمودست آن كن
نه زینت فاش و نه صورت نهان كن
حجاب دست و صورت خود یقین است
كه ضد نص قرآن مبین است
به عصمت نیست مربوط این طریقه
چه ربطی گوز دارد با شقیقه
مگر نه در دهات و بین ایلات
همه روباز باشند این جمیلات
چرا بی عصمتی در كارشان نیست؟
رواج عشوه در بازارشان نیست؟
زنان در شهرها چادر نشینند
ولی چادر نشینان غیر اینند
در اقطار دگر زن یار مرد است
در این محنت سرا سربار مرد است
به هر جا زن بود هم پیشه با مرد
در اینجا مرد باید جان كند فرد
تو ای با مشك و گل همسنگ و همرنگ
نمیگردد در این چادر دلت تنگ؟
نه آخر غنچه در سیر تكامل
شود از پرده بیرون تا شود گل
تو هم دستی بزن این پرده بردار
كمال خود به عالم كن نمودار
تو هم این پرده از رخ دور میكن
در و دیوار را پر نور می كن
فدای آن سر و آن سینه باز
كه هم عصمت درو جمعست هم ناز
اا
خیلی مخلصیم
شاد و خرم - پاینده و پیروز باشید
خیلی مخلصیم
شاد و خرم - پاینده و پیروز باشید
نن
دکتر اسماعيل نوری علا
نویسنده و تحلیل گر مسایل سیاسی
www.iranglobal.info/
قانون ظروف مرتبطه و اسلام زدگی ما
اکنون جهان اسلام، در قالب «طلبکار»، برخاسته است تا گستاخانه به جهان بگويد که دارای ارزش هائی برتر از ارزش های غرب است؛ زنانش از زنان غرب مرفه تر و مصون ترند؛ قوانين بيابانی شکنجه و قطع دست و سنگسار و اعدامش در راستای ريشه کن کردن جرم و جنايت از روند پيچيدهء دادگستری در غرب کارآمدترند؛ و تازه دری گشوده به ملکوت خداوند هم دارند که، در چشم کسی که چيزی برای از دست دادن ندارد، مرگ را خار و حقير می کند و زندگی در گلشن رضوان و همآغوشی با حوری و غلمان را تضمين جانفشانی توده ها می سازد.
1. کليات
همهء ما در دبيرستان با «قانون ظروف مرتبطه» آشنا شده ايم: دو ظرف مجزای حاوی مايعات، تا زمانی که از هم جدا و بی ارتباط باشند، می توانند در دو ارتفاع مختلف قرار گيرند؛ اما، به محض آنکه اين دو ظرف را با لوله ای بهم وصل کنيم، محتوای ظرفی که در ارتفاع بالاتر قرار دارد شروع به حرکت به سوی ظرف پائين تر کرده و...
و اما به سيما خانم عزيز
اين خطوط قرمزی که در جامعه هست و رعايت آن از طرف روشنفکران و روزنامه ها و غيره در نهايت به بلای جامعه ما که همانا خود سانسوری است منتهی خواهد شد.
کار روشنفکران و مطبوعات به چالش کشيدن اين خطوط قرمز در جامعه است و کسترش افق دید مردم. بدون اين تلاش که البته با خود سانسوری هرگزبه جائی نخواهد رسيد جامعهای خواهيم داشت که در اين دور باطلی که گرفتار آمده ايم گرفتار خواهيم ماند و هر از چند گاه يکبار خودمان را سر جای اول خواهيم يافت.
به هر حال دوست عزیز از من میشنوید تا می توانید این خطوط قرمز را خواه از جانب نظام باشد و یا از جانب مردم کوچه و بازار همه را به چالش بکشید و راه جدیدی به مردم نشان دهید تا به شنیدن و فکر کردن عادت کنند.
شاد باشید
به نعناپونه خانم:
خوشحالم که کم و بيش بر روی بعضی نکات به توافق رسيديم.
تنها مطلبی که مايلم خدمت شما عرض کنم آن است که اگر فرض را هم بر اين بگيريم که اين داستان مصاحبه با خانم قهرمان توطئهای بوده برای بستن روزنامه شرق و يا برای مخدوش کردن چهره روشنفکران و یا به بیراهه کشیدن بحثهای روشنفکری و مسکوت گذاشتن بعضی مسائل مهمتر و پرداختن به مسائلی که شما انحرافی می نامید راه مبارزه با این توطئه محکوم کردن روزنامه شرق برای این مصاحبه نیست!
مخالفان سانسور و آزداندیشان باید بر روی اصولی بایستند و برای حفاظت از آن اصول همصدا و متحد عمل کنند. یکی از این اصول عدم دخالت دولت و مخالفت با بستن روزنامه ها و سانسور از هر نوع و هر شکل آن است ولو سانسور مطالبی که ممکن است فرد فرد آنان به طور انفرادی با آن مطالب مخالف باشند.
برای مبارزه با این توطئه (اگر چنین چیزی در کار باشد) باید روی دست آنها بلند شد و خانم قهرمان و شرق و مصاحبه کننده را فراموش کرد و نفس عمل تعطیلی روزنامه و دخالت دولت را یکصدا و بشدت محکوم کرد.
وقتی چنین نمیکنید و به جای دولت روزنامه را برای مصاحبه و یا مصاحبه شونده (که احتمالا روحش از این توطئه خبر نداشته) را برای نظراتش محکوم میکنید ناخودآگاه و ناخواسته عمل دولت را تائييد میکنيد.
به مردم عادی و کوچه و بازار میگوئيد که شرق نبايد چنين مصاحبه ای میکرد! و در نتیجه خطوط قرمز نظام را قبول کرده اید!
به رژیم این توان را میدهید که به طرفدارانش و مردم عادی من غیر مستقیم بگوید که ببینید تنها ما با حرفهای این خانم مخالف نیستیم! حتی مخالفین ما و روشنفکران هم با این خانم و این مصاحبه مخالف بودند! پس کار ما آنقدرها هم بد نبود!
از قبح کار نظام در بستن روزنامه کاسته اید! چرا که دولت کاری را کرده که شما میخواسته ايد! شما نمیخواستيد اينگونه مسائل در جامعه مطرح شود! نمیخواستید امثال خانم قهرمان و نظراتشان مطرح شوند و رژیم هم جلو اين مسئله را گرفته است!
من غیر مستقیم طبقه بندی نظرات و اینکه چه نظری و در چه شرایطی باید مطرح و یا مسکوت گذاشته شود را که اصل و اصول و پایه استدلال نظامهای غیر دموکرات است را قبول کرده اید! همه رژیمهای غیر دموکرات اینگونه طبقه بندیها را قبول دارند منتها بهانه ها برای هر کدام فرق میکند! یکی امنییت ملی را صدر می داند و یکی رشد اقتصادی را و دیگری اخلاقییات را و آن دیگری چیز دیگری را! و به این بهانه جلو انتشار و بحث در باره هر مسئله ای را که در راستای آن مسائل نباشد را میگیرند.
به هر حال چنانچه به این توطئه معتقد باشید راه مبارزه با آن در این میبود که به نفس بسته شدن روزنامه میپرداختید و آنرا یکدل و یک زبان محکوم میکردید. شرق را و خانم قهرمان و حتی آن توطئه احتمالی را فراموش میکردید و به عمل دولت میپرداختید تا تمام حمله ها متوجه رژیم شود. تا به جوانان و مردم عادی میفهماندید که آزادی مطبوعات و عدم دخالت دولت در کار آنها اصلی است که برای رسیدن به آزادی به هیچ عنوان و به هیچ بهانه ای نباید نادیده گرفته شود. و مهمتر از همه اینکه من غیر مستقیم خطوط قرمز رژیم را تائید نکرده بودید و به فهم و شعور مردم در شنیدن و خواندن نظرات مختلف و قبول و یا عدم قبول آن نظر را نه در شعار که در عمل اعتماد میکردید.
به هزار و یک علت دیگر بهتر آن می بود که همه توان خود را متمرکز بر روی رژیم و عمل سانسور و بستن روزنامه میکردید تا چیز دیگری. تا این توطئه رژیم خنثی و بیشتر به ضرر خودش تمام میشد تا به نفعش.
به هر حال
شاد باشید
به نعناع پونه٫
من ۱۰۰٪ با نظر شما در اين زمينه موافقم.
موفق باشيد
به نعناع پونه٫
من ۱۰۰٪ با نظر شما در اين زمينه موافقم.
موفق باشيد
زنده ایم به امید روزهای بهتر
و می میریم با امید رهایی
از مرگ نترسیم
او رفیقیست
که تمام عمر
لحظه به لحظه
با ماست
روزی
امروز و یا فردا
با هم به سفر خواهیم رفت
پس
پاس بداریم مرگ را
که
اگر همه فراموشمان کنند
او فراموشمان نخواهد کرد
................................
................................
tanha rahe rahaai ....jange mosalahaane
از سال ۱۹۹۷ كه نخستین كتاب این هرزه گرد جنسی و فكری در كانادا منتشر شد، حتی رسانه های خارجی به دلیل اوج هرزگی اشعار و داستان های وی، از انتشار خبر و گزارش پیرامون آن خودداری كردند.او همچنین رسما كتابی در ستایش روسپیگری نوشتهاست.
من از این بابت متاسفم که اول شرق تعطیل شد و من می دانم که این روزنامه بخصوص برای جوان ها چه منبعی بود. تاسف بیشتر من از عدم آگاهی بیشتر روزنامه نگاران روزنامه های اصلاح طلب نظیر همین شرق و هم میهن و اعتماد و غیره است که جوانیشان باعث شده تا مثل دهاتی ها فکر کنند هر که آن طرف مرز است/ تحفه است. لااقل بعنوان منتقد ادبی باید بدانند که 99% آنها که در خارج ادعای نویسندگی و شاعری دارند/ کمترین ارزش ادبی ندارند/ درست مثل همین ساقی قهرمان که از نظر ادبی صفر مطلق است/ چه لزبین باشد و چه نباشد. شما آقای محسن روی چه اصلی با این زن مصاحبه کردید؟ کدام ارزش ادبی را در ایشان دیدید؟ حتی اگر یک شعر از او خوانده بودید متوجه می شدید که باو ه ضرب نام بردن از آلات تناسلی در حد وقیح و نه در حد مثلا گینزبرگ یا ژنه سعی در جلب نظر دارد. متاسفم که یک صفر باعث تعطیلی شرق و ارضای حس جاه طلبی خودش شد.
SALAM ZEITOON MAN AVALIN BAR BOOD MATALEBET RA KHOONDAM MATLABE MARBOOT BE ERSHAD DAR GOHAR DASHT VA GHEIRE MAN IRAN NISTAM KHASTAM BEGAM TOO IN FAZAYE NAOMIDI(VAGHEII YA FARZI)MATALEBE TO KHEILI OMIDBAKHSH SADEGHANE AST ?SHAD BASHIVA SALAMAT(MAN AZ BALATARIN SITET RA SHENAKHTAM) RASTI IN KE EJAZE DADI HAME HARF BEZANAN TOO NAZARAT KHEILI ROOSHAN FEKRIE MA BA IN JOOR KARA EHTIAJ DARIM TA KHODEMOON KHODEMOON RA BISHTAR BESHNASIM IN YE TAMRINE DEMOKRASIE VA KHEILI ARZESH DARE BAZAM MERCI; M Paris
خدا شکر....روزهای آخر جمهوری سکسلامی نزیکه ...اینقدر نعره بزنید...تا جون از تنه رهبرتون در بره....
اقای مخلص فیدل شما مشکل رو ریشه ای حل کن برادر. به سوالات زیر جواب بده اگر پی حل مساله ای:
۱-اولا شما چند سالته؟ ۲-چراطرفدار اخوند و اسلامی؟ ۳ -چرا طرفدار حسین درخشانی؟ ۴-چرا طرفدار کمونیستی؟ که مغایر اسلامه و این یعنی یک تضاد ۵- چرا همه چیز غرب -همه چیزش- بده؟ ۶- چرا اینهمه بهت میگن اینجا نیا بازم میای؟
جواب ها بایدکوتاه مستدل منطقی و واضح باشد عدم پاسخگویی عدم تمایل برای حل مشکل تلقی می شود این کاری بود که خودت قبلا باید میکردی به جای انشا نویسی که چرا هی به من فحش میدین در هر صورت این اخرین باریه که از این پیشنهادها بهت میشه روش فکر کن ولی سریع
همگی شما که به من فحش ميدهيد بدانيد که يک به يک به سراغتان
خواهم آمد اما فعلا شمابرای من بی اهميتيد مخصوصا نيوشاد زشت نويس
که فعلا کاری به او ندارم چون بی اهميت است شمشيرم را بارها
گفته ام و باز هم ميگويم که به سمت ريشه همه اين لجن پراکنيها
يعنی مانی نشانه رفته ام که باعث شده امثال شما زشت نويسان
قد علم کنيد تا قبل از توهينهای آن سلطنت طلب در وبلاگش به من
هيچکس حتی در کامنتدونی زيتون جرات توهين به من نداشت
چون به سرعت توسط من و احمد ف يا همان احمد فضله که بعدها به من
پشت کرد مورد حمله قرار ميگرفت اما حال شما حقيرها به راحتی
به من و مادرم توهين ميکنيد و زيتون هم عين خيالش نيست همانطور
که در مورد مانی عزيزش سکوت کرد تا به من بی احترامی کند و زيتون
لذت ببرد حال هم که کارهای مانی نتيجه داده و مرا به فحش بسته اند
باز هم زيتون ساکت است تابحال به اسلام توهين ميکردند حالا ديگر
به کمونيستهای بيچاره هم توهين ميکنند که ازبيسواديشان است در هردومورد
اقا اینجا چه خیره؟ فضولیاشی ولدزنا چرا به اسم بقیه کامنت میگذاری؟ کامی جان شماره ۱۱۰و۱۱۱ مال من نیست کار فضولباشیه ضمنا از میراژ هم ممنون که از طرف من جواب فضولباشی حرامزاده رو داد
فضولباشی ننه اب کیر دزد حالا به اسم من به کامی فحش میدی کونده پدر؟ میخوای همچین از کون بکنمت که جفت کلیه هات از کار بیفتن بری زیر دیالیز مادر به خطا؟ ابجی چاقال تو اگه کیر داشتی که در کونت سیم خاردار نمی کشیدی؟ با کیر من موتور سواری نکن تو چس منم فضا نوردی نکن که خودم اینا رو یادت دادم دور کیرم تابت دادم ان تو دهن خودتو رهبرتو جدواباد جا کشت
به آقای شايان:
۱-قبول دارم، مسئله حق ایشان است برای بیان آنچه میخواهند و حق دیگران برای خواندن آن ....ولی این چه
ربطی به مصاحبه شرق با ایشون داره؟
در کشوری که هزاران روشنفکر سطح بالا تفکراتشان ممنوع و ناشناس نگه داشته ميشه، مصاحبه و های لايت کردن چنين فردی اون هم در محیط ایران به ضرر جريان روشنفکری نيست؟
۲-نظر شما نسبت به همکار خانمتان اصلا مهم نيست. اما اينکه نظر شما به همکارتان با نظرتان به ساقی بعد از شنيدن يک حرف مشابه از هر دو، يکسان باشه خيلی مهمه، چون نشون ميده که شما واقعا به دموکراسی اعتقاد دارين و تحت تاثير موقعيت گوينده نيستين.
۳-«به هرحال شرق نباید با اون مصاحبه میکرد» بله اين نظر شخصی منه.برای دليل به مورد ۱ مراجعه شود.
۴-در اين مورد تا حدی باهاتون موافقم. من تند رفتم و نبايد توهين ميکردم. ضمنا خط قرمزی برای من وجود نداره، البته از نظر شنونده بودن نه بیان کردن، من ایران نیستم، ولی ایرانیم و محیط ایران رو خوب میشناسم. از نظر من کار ساقی قهرمان مثل شروع يک ورزش سخت بدون نرمش و آمادگی اوليه س که نتيجه نداره مگر اینکه هدف فقط حضور و مطرح شدن در مسابقه باشه! اسم اين کار رو غير از شهرت طلبی چی ميشه گذاشت؟
۵-درسته، چه موضوعی مهم تر از اینکه مردم ایران حق داشته باشند حرفی را بشنوند و خود با عقل خود و درک خود و نه با صلاحدید شما یا دیگری قضاوت کنند که آن حرف را قبول دارند یا نه؟
ولی اين چه ربطی به حرف من داشت؟ من ميگم پس موضوعات مهمتر روشنفکری هم در روزنامه ازادانه مطرح بشه تا مردم بشنوند و با عقل خود.............
۶-قسمتی از این حرفتون درسته. من به خیلی از مردم ایران اعتماد ندارم و اونها رو آماده تقلید کورکورانه میبینم. مخصوصا دید اشتباهشون به افراد مقیم خارج.
۷-راهی بهتر برای رسیدن به دموکراسی به غیر از اعتماد به تک تک افراد یک جامعه میشناسید؟
نه. واقعا این بهترین راهه. ولی به شرطی که همه چیز آزادانه انتشار و مطرح بشه نه بصورت انتخابی یا اولویت بندی مغرضانه. چون میتونه با توجه به شرایط جامعه ضد دموکراسی عمل کنه.
اصلا از کجا معلوم اینها همه نقشه نبوده باشه؟؟
من تا دیروز ساقی قهرمان نمیشناختم. اگه فقط مصاحبه بود فقط دوستداران شعر این رو میخوندند. ولی با تعطیلی روزنامه هزاران خواننده شرق به دنبال این میرن که ببینند ساقی کی بوده، اولین سرچی که میکنند این نوشته های ....رو از اون میبینند و هشتاد درصد اونها ناخود آگاه از فعالین حقوق زنان و روشنفکرها زده میشن!
این دقیقا مشابه همزمان مطرح کردن طرح بد حجابی و مبارزه با اشراره. که بی حجاب و اشرار رو در ناخود آکاه مردم کنار هم قرار دادند.....
شما هم شاد باشین.
بای
کامی تو برو هر وقت قهوه ای مد شد بیا . کم زر زر کن . کم روی انم اسکی کن . من هر چی میگم درستــه . باور نداری بیا کیـــ.رم رو میل کن . کامی تو جای پدر من بگو منه پدر ســــگ چی کار کنم ؟
کامی تو که وجود نداری گـــه میخوری کامنت میذاری بعد میزنی زیرش . حالا بگیرم ننتو بکـــنم خوبه ؟ بچه ک.ونی . سرش بمونی آواز بخونـی با یک قرونی . بگیرم نصفه شبی بکنــ.مت صدای سگ ماهی پخته بدی
تو رو سر جدتون اینقذه به من فحش ندید . من هیچ کارم . من به شهمیه روزانه تریاکم قانعم . بزودی هم بدرک واصل میشم و میرم پیش رئیس دزدا سید هندی ( خمینی ) . جون مادرتون از من بکشید بیرون
فضولباشی مادر قحبه چرا به اسم کامی کامنت ميگذاری و ايشان را بد نام می کنی؟ کامی جان اين فضولباشی حرامزاده رو مراقب باش
زز
اینجانب مادرم کلفت در خونه مردم بوده .چند صباحی زیر اخوند خوابید و منو پس انداخت (یا بهتر بگم رید) اینه که حالا من از کون ملا میخورم. ضمنا این حکومت خیلی صیاصت!! داره واما سیاسی ترین فرد امام راحل بوداصلا امام راحل عین سیاست بود چون هر دو پدر ومادر نداشتند
من نمیدونم چرا اینجا زور بیخودی میزنید . اونجاتونم پاره کنید این حکومت از جاش تکون نمی خوره . مثل پهلوی زپرتی نیست . بنیانش قرص و محکمه . حالا هی بیاید فحش بدید و زور به کیونتون بیارید .
هم بیارید پاشید برید پی علافی تون . این رژیم تا ۵۰سال دیگه از جاش جم نمیخوره ... اگر خیلی اعصابتون ناراحت بود بیاید ک...یر برادران بسیجی را بخورید . میرید بهشت آ
مانور گردان های ضد شورش بسيج در سراسر ایران.
بذار حالا مانور بدن و قدرت نمايى كنن، به موقعش كون يك به يك اين بسيجيها رو ميذاريم.
و من ا... ريدم تو دهن توفيق.
به شايان٫
خیلی جالبه اگه در ايران زندگی ميکنيد و این نظرات رو داريد ولی شما با اکثريت جامعه فاصله بسيار زيادی داريد. به نظر من خط قرمزهای جامعه رو فقط حکومت تعيين نمي کنه بلکه افکار عمومی نقش تعیین کننده داره.
اگه اشعار! این خانم یا امثالهم آزادانه چاپ ميشد من معتقدم که نه تنها کمکی به اشاعه آزادی نميکرد بلکه سدی در اينجهت بود.
من شخصا مشکلی با چاپ اين افکار ندارم. ولی يک رسانه در کشوری که به هر دليل واهی از طرف حکومت بسته ميشه مسئوليت خطيری در اطلاع رسانی داره که باید اونو جدی بگیره.
بابا مملكت داره به باد گا ميره، اونوقت شماها نشستيد بحث مى كنيد كه خانم ساقى قهرمان چى جورى انگشت تو كس و كونش ميكنه،
همتون هم انگشت به كون مونديد.
بابا مملكت داره به باد گا ميره، اونوقت شماها نشستيد بحث مى كنيد كه خانم ساقى قهرمان چى جورى انگشت تو كس و كونش ميكنه،
همتون هم انگشت به كون مونديد.
مخلص فیدل ببند اون گاله رو! از کمونیست گدا گشنه هیچ خیری به مملکت نمی رسه. هیچ کس هم از ساواک بد نگفته بیخود لجن پراکنی نکن . تو مثل حسین درخشان جاکش یک احمق به تمام معنایی
وبلاگ حسين ديوث هم بسته شد!!! خدا را شکر! اگر زمانی دستم به اين بچه مزلف برسد اينقدر زير مشت و لگد می گيريمش که نويسندگی يادش برود.
گور بابای ساقی قهرمان!!! خوب لزبين ( زن همجنسگرا) است که چی؟ خوب چکار کنم!!! مملکت دارد به نابودی می رود دارد در سرازيری تجزيه و فساد و فقر به گورستان تاريخ می رود حالا اين زنک می آيد در شعرهايش چه می دانم از ديلدو و غيره می گويد!! بريد بميريد همتان!!!
به نعناپونه خانم:
ببینید دوست عزیز مسئله جالب بودن یا جالب نبودن حرفهای این خانم برای بنده و یا دیگری مطرح نیست. مسئله حق ایشان است برای بیان آنچه میخواهند و حق دیگران برای خواندن آن و قضاوت به جالب بودن یا نبودن سخنان ایشان.
اینکه نظر من نسبت به دختری که به فرض در ایران همکار من است و من از لحاظ شخصییتی قبولش دارم و به سبک و شیوه ایشان بخواهد گرایشهای جنسی خود را آشکار بیان کند عوض خواهد شد یا نه؟ مسئله مهمی نیست. اصولا چرا تغییر و یا عدم تغییر دید من نسبت آن خانم باید تعیین کننده باشد؟ چرا نظر من باید معیار و میزانی باشد برای آن خانم که چه احساسی را بیان کند و چه احساسی را بیان نکند؟
اینکه میفرمائید که :
«به هرحال شرق نباید با اون مصاحبه میکرد»
این بایدها و نباید ها از کجا سرچشمه میگیرد؟ هیچ فکر کرده اید؟ آیا چیزی جز نظر شخصی شماست؟
اینکه میفرمائید:
« چون اون زن لیاقت و ارزشش رو نداشت. چون به اسم دفاع از حقوق زنان ایران و در واقع برای شهرت خودش به راحت ترین روش متوصل شده . شرق به تحقق رويای مسخره اين زن خودبزرگ بین و بی چشم و رو که خیال میکنه همه ایران علاقه مندند که بدونند خانم دوست داره انگشتش کجا باشه! کمک کرد.»
هیچ فکر کرده اید که چرا به کسی که به شما توهینی نکرده اینهمه توهین میکنید؟ این بیارزشی او از کجا میآید؟ آیا جز این است که چهار چوب فکری و فرهنگی که شما برای خود انتخاب کرده اید و از دریچه آن به همه چیز نگاه میکنید او را از دید شما بیارزش کرده و اشکال از پنجره ای است که از پشت شیشه آن به بیرون نگاه میکنید؟ به فرض هم که حدس و گمان شما در مورد این خانم درست بوده باشد و او فردی خود بزرگبین و در پی شهرت باشد. آیا او تنها فرد خود بزرگبین و در پی شهرتی است که شما میشناسید؟ آیا همه آنها از دید شما بی لیاقت و بی ارزش و بی چشم و رو هستند؟ اگر جواب شما منفی است پس هیچ یک از این مسائلی که شما میفرمائید علت نفرت شما از ایشان نیست. علت واقعی آن است که ایشان وارد حوزه ای شده اند و از مسائلی صحبت کرده اند که در چهارچوب عقاید شما ورود به آن ممنوع بوده و هست! ولی این خط قرمز و ممنوعییتی که شما برای این قبیل مسائل قائلید هیچ چیز نیست مگر خط قرمزی در فکر و ذهن شما! باید قبول کنید که در ذهن و فکر دیگران ممکن است وجود نداشته باشد!
اینکه فرموده بودید:
«مردم ايران برای ياد گرفتن دموکراسی بهتره از موضوعات مهمتر شروع کنند»
چه موضوعی مهم تر از اینکه مردم ایران حق داشته باشند حرفی را بشنوند و خود با عقل خود و درک خود و نه با صلاحدید شما یا دیگری قضاوت کنند که آن حرف را قبول دارند یا نه؟
اینکه شما میفرمائید:
«ولی متاسفانه اکثر اوقات در ايران تحمل يک نظریه با قبول و تقليد از اون هم معنی ميشه. مخصوصا که طرف مقيم خارج باشه و روزنامه هم باهاش مصاحبه کرده باشه، ديگه برای کسی مفهوم نيست که اون شخص در کشور مربوطه جز چه سطح از اون اجتماع بوده...و اين ميشه فاجعه و خراب تر شدن فرهنگ ...»
هیچ فکر کرده اید که چرا به این اندازه نسبت به دیگران بدبین هستید؟ چرا اینقدر آنها را از لحاظ فکری و قدرت تشخیص پائین تر از خودتان فرض میکنید؟ اگر شما مطالب این خانم را خواندید و نپسندیدید؟ چرا فکر میکنید که دیگران هم به این نتیجه نخواهند رسید؟ چرا فکر میکنید که فریب خواهند خورد؟
شما راهی بهتر برای رسیدن به دموکراسی به غیر از اعتماد به تک تک افراد یک جامعه میشناسید؟ هیچ از خود پرسیده اید که شما که به عقل و فهم و شعور مردم آنقدر اعتماد ندارید که به آنها اجازه دهید تا خودشان تشخیص دهند که انگشتشان را به کجا فرو کنند یا نه؟ شمائی که حاظر نیستید به آنها اعتماد کنید که در مسائلی که اصلا به شما مربوط نمیشود برای خودشان تصمیم بگیرند چگونه می توانید به آنها اجازه دهید در مسائلی مهم تر و حیاتی تر که احتمالا بر روی زندگی و آینده و هستی شما اثر مستقیم و عیر مستقیم خواهد داشت اعتماد کنید و به آنها فرصت تشخیص و انتخاب دهید؟!
و آیا با چنین دیدی این دلسوزی شما که راه های بهتری برای رسیدن به دموکراسی هست! شعاری بیش میتواند باشد؟
به هر حال
شاد باشید
شماره ٨٩
دكان حسين درخشان جاكش بسته شد، واسه من عين اين مى مونه كه دهن حسين شريعتمدارى رو با گه بسته باشن.
اگه كيهان هم تطيل بشه بشينيم اعتراض كنيم الاغ?
شماره ٨٩
دكان حسين درخشان جاكش بسته شد، واسه من عين اين مى مونه كه دهن حسين شريعتمدارى رو با گه بسته باشن.
اگه كيهان هم تطيل بشه بشينيم اعتراض كنيم الاغ?
شماره ٨٩
دكان حسين درخشان جاكش بسته شد، واسه من عين اين مى مونه كه دهن حسين شريعتمدارى رو با گه بسته باشن.
اگه كيهان هم تطيل بشه بشينيم اعتراض كنيم الاغ?
بازخوانی امیل زولا
«من متهم میکنم و حقیقت از راه میرسد»
www.iran-emrooz.net
شیرین دخت دقیقیان
shirindokht@hotmail.com
از پنجرۀ نگرانی های امروز، به بازخوانی «من متهم می کنم» نشسته ام. اگر پیشتر، از هیبت زبان امیل زولای ژرمنیال و زمین به خود می لرزیدم، این بار، چشم انداز انسانی و فلسفی اندیشۀ او را می خوانم در نامه ای خطاب به فرانسه: انسانی که به دروغ مورد اتهام و محاکمه قرار گرفته، با خود خواهد گفت که " دنیا سیاهچاله ای تهی است."
زولا در دفاع از آلفرد دریفوس، دل نگران چیزی ست حتی فراتر از پایمال شدن قانون مدنی، تساوی شهروندی، عدالت و جمهوریت؛ زولا نگران ایمان یک انسان به دیگر آدمیان است، زیرا دنیا بدون انسان و اختیار انسانی، سیاهچاله ای ست مجبور.
همین دیدگاه بود که چهار دهه پس از خاموشی امیل زولا، ژان پل سارتر فیلسوف را تا دل نهضت مقاومت فرانسه پیش برد و تا آنجا که بیندیشد: « ما مردم فرانسه هیچ گاه به اندازۀ زمان اشغال کشورمان توسط نازی ها آزاد نبوده ایم.» همین مفهوم بود که امانوئل لویناس آن را «آزادی دشوار» خواند و ما ایرانیان می توانیم آن را «آزادی جانکاه» بنامیم. برای ما امروز، شاید بازخوانی امیل زولا، نفسی تازه کردن در ناهمواری های این « آزادی جانکاه» باشد و بازیابی امید به این که «حقیقت در راه است», نیز خوانشی از هشدار زولا در «خطاب به جوانان» (1897) که بدون خرد سنجش گر و عمل خردگرای ما الزاماً تاریخ به مراحل پیشرفته تر نخواهد رفت:« انگار شاهد صحنه ای فوق طبیعی هستم: رودخانه ها به عقب جریان پیدا می کنند و به سرچشمه هایشان برمی گردند و زمین دوباره زیر هُرم آفتاب می خشکد... فرانسۀ بزرگوار به ته پرتگاه سقوط افتاده است.»
بازخوانی امروزین خود از امیل زولا را بر محور همین «پرتگاه سقوط» گسترش می دهم؛ پرتگاه سقوطی که یک روزه و یا یک ساله پدید نیامده بود.
...
فضولباشی.کلهء کچل ِمهدی خلجی تو کوس مادرت.دفتر خاطرات ننه ات را نگاه میکردم چند صفحه راجع به اینکه چگونه Mirage کونش گذاشته نوشته ،درست مثل نوشته های ساقی قهرمان بود.اصلاً من مشکوکم که ساقی آبجی ِ تو هست.خاک بر سر بیغیرتت.تصمیم داشتم دیگر جوابت را ندهم ولی شمشیر کُلُفتم را از غلاف در آورده و چربش کرده ام و آماده سفر به ادمونتون هستم.
با درود بکامنت گزاران با ادب و شخصیت این وبلاگ
که بدون کوچکترین توجهی باندو شیاد و لمپن فحاش
و مامور و مزدور ( سوزمانی و نیو شاف !!)خیلی
با تواضع و پرنسیپ بحث و فحص میکنند و کوچکترین
اشاره ایی بلجن پراکنی های اندو ندارند و چه زیباست
این بی محلی دندان شکن ... امید وارم جناب سرهنگ
وطن پرست هم از ایندو جرثومه فاصله بگیرد چرا
که اگر ایندو را کم میشناخت لا اقل بفحاشی های این
دو بسازمان امنیت رژیم گذشته انهم با این زشتی
و وقاحت کلام و خودشان را سلطنت طلب هم بخوانند
حتما این دو نفر بجایی وابسته اند که از ما بهتران
فقط حدث میزنند ...مگر میشود بسلطنت گذشته
علاقمند بود و این چنین توحش گونه بساواک
فحاشی کرد !؟؟ کینه شتریشان بکمونیسم
قابل قبولست که از کم سوادیشان است اما
فحاشی هکتیک وار بهمه و غیر از یک طیف
که شاید چند تنی درست حدث بزنند این
شتر گاو پلنگها ی فحاش و خبره !!!بکدام
جهت و طرف وابسته اند
شرق را که بستند یکدنیا گریه و ناله بر پا شد و کاخ سفیه !!و لندن و پاریس
عزا گرفتند که ایداد ای بیداد خفقان سیاسی در ایران بیداد میکند و خبرنگاران
بی مرز و با مرز فغان کردند اما ...ببینیم برای وبلاگ درخشان که خواننده اش
از روزنامه شرق بیشتر بود صدایی در میاید !؟ حتما که نه باید صبر کرد
البته بی بی سی و رادیو فردا هر دو از حسین درخشان کینه شدید بدل داشتند
و اگر توجهی نکنند عجیب نیست چون مهدی خلجی کارگر !!هر دو رسانه
میباشد ...اما میگویند رسانه غربی ازاد !!؟ است و باید کمی صبور بود
کامنت شماره 84 هموطن، از مردم عادی که غرق در مسایل شخصیصون هستند چه توقعی میشه داشت!!؟؟ وقتی روشنفکران این مملکت وابسته هستند، نتیجش هم همینه،هیچوقت مردم عادی خود به خود کاری نکردند همیشه یک جریان روشنفکری پشت قضایا یوده...............متاسفانه روشنفکرهای مارو که اکثرا چپی هم هستند رژیم خریده، یارو که عضو کفدراسینون بوده به برکت پولهای آمریکا و رژیم ،یکی به اسم مبارزه با آمریکا و دیگری مبارزه با جمهوری اسلامی صاحب آپارتمان و ویلای کنار دریا شدند!!؟؟ اون یکی که مثلا چریک فدایی بوده بنگاه شادمانی باز کرده ...............
وبلاگ ؛ سر دبیر خودم ؛ متعلق به حسین درخشان تعطیل شد
ای بابا بيچاره حيوانات!! ای کاش ما حيوان بوديم. به اين کلیپ هم نگاهی بکنيد و ببنيد چطور شير از يک بچه ميمون نگهداری می کند.
http://youtube.com/watch?v=wyDJ2kW2s5g&mode=related&search=
به شايان:
در ضمن حتی در اروپا درسته که آدمها نظرات مخالف رو تحمل ميکنند، ولی جامعه همچنان سطوح مختلف داره. هیچ وقت مثلا یک استاد دانشگاه اين مدلی حرف نميزنه.
ولی متاسفانه اکثر اوقات در ايران تحمل يک نظریه با قبول و تقليد از اون هم معنی ميشه. مخصوصا که طرف مقيم خارج باشه و روزنامه هم باهاش مصاحبه کرده باشه، ديگه برای کسی مفهوم نيست که اون شخص در کشور مربوطه جز چه سطح از اون اجتماع بوده...و اين ميشه فاجعه و خراب تر شدن فرهنگ ...
ولگرد عزيز ، فيلم رو ديدم، فقط خاك بر سر ما ايرانى جماعت، بايد غيرت رو از همين گاوها ياد بگيريم.
من كشورهاى زيادى رو گشتم، و ملتى بى غيرت تر و پيزرى تر و ترسوتر، گوسفند منش تر از اين ملت ايران نديدم.
با ديدن ٢ تا بسيجى ابنه جا ميزنيم.
ولگرد عزيز ، فيلم رو ديدم، فقط خاك بر سر ما ايرانى جماعت، بايد غيرت رو از همين گاوها ياد بگيريم.
من كشورهاى زيادى رو گشتم، و ملتى بى غيرت تر و پيزرى تر و ترسوتر، گوسفند منش تر از اين ملت ايران نديدم.
با ديدن ٢ تا بسيجى ابنه جا ميزنيم.
به شایان:
بله، شنیدن این حرفها از یک زن تشنه شهرت و مقیم آمریکا شاید براتون جالب باشه و پای صداقتش بگذارین !! ، ولی خواهشا صادقانه جواب بدین اگه این بی پروا حرف زدن از علایق جنسی و اسم بردن به روش کوچه بازاری رو فرضا از دختری که در ایران همکارتونه و از نظر شخصیتی قبولش دارین بشنوین باز هم دیدتون بهش همینه؟؟؟
به هرحال شرق نباید با اون مصاحبه میکرد، چون اون زن لیاقت و ارزشش رو نداشت. چون به اسم دفاع از حقوق زنان ایران و در واقع برای شهرت خودش به راحت ترین روش متوصل شده . شرق به تحقق رويای مسخره اين زن خودبزرگ بین و بی چشم و رو که خیال میکنه همه ایران علاقه مندند که بدونند خانم دوست داره انگشتش کجا باشه! کمک کرد.
مردم ايران برای ياد گرفتن دموکراسی بهتره از موضوعات مهمتر شروع کنند.
بالاخره حسين درخشان بسزای اعمال کثيفش رسيد.
نننتئئ
عزیز:
ويديويی از دنیای همنوع دوستی حیوانات در youtube ديدم .
که وافعا تکان خوردم با دیدن ان احساس کردم که ما ادم ها وافعا هزاران سال ديگر نه تنها از درک وشعور در بسیاری از چیز ها جتی از نطر نوع دوستی هم به گرد حیوانات نمی رسیم .
عجیب این است که خود ر ا اشرف مخلوفات هم مینامیم !!
................
اجازه بدهید اول بطور خلاصه جربان خادثه را بگویم بعدا خودتان برويد انرا تماشا کنيد و قضاوت کنید .
که ما ادم ها اشرف مخلوفات هستیم یا ادنی{پست} مخلوفات!!
/ودیو/ گويا بطور اتفاقی بوسیله چند جهانگرد در يک جنگل افريفايی گرفته شده .
و جريان آن حمله جند شير درنده است که بچه بوفالو یی را شکار ميکنند . و قصد کشتن و خوردن او را دارند ..
انها بچه بافالو را درچنگال های خود در کنار رودخانه نگاه داشته اند در همین میان یک سوسمار آبی هم میخواهد بچه بافالو از چنگال
شیر ان بیرون کشد .!!
یکی از بافالو ها که ناطر حادثه بوده میرود و بزودی با تعداد کثیری بافالو برای نجات بچه بافالو برمیگردد !!
بافالوها دسته جمعی به شیر ها حمله میکنند ..
و بجه بافالو را از چنگال شیر ها نجات میدهند!!
و شیر ها از ترس خمله دسته جمعی باقالوها بچه بافالو را رها میکنند و یکا یک پا بفرار میگذارند !!
بدون انکه حتی یکی از بافالوها کشته شود .
وفتی انرا دیدم به خودم گفتم وای بر ما انسان ها
که وفتی کسی را نفهم و احمق میدانیم گاو خطابش میکنیم !!
باقالو یک نوع گاو است تازه از نوغ وحشی ان ...
من وفتی عکس اعدام های دسته جمعی در ایران را دیدم که صد ها ادم مثل /بز !!/ بربر به دار اویختن هم نوعان خودشان تماشا میکردند
از انسان بودن خودم در مقابل این گاوهای وحشی دچار شرم شدم
http://www.youtube.com/watch?v=LU8DDYz68kM ولگرد
اینجانب مادرم کلفت در خونه مردم بوده .چند صباحی زیر اخوند خوابید و منو پس انداخت (یا بهتر بگم رید) اینه که حالا من از کون ملا میخورم. ضمنا این حکومت خیلی صیاصت!! داره واما سیاسی ترین فرد امام راحل بوداصلا امام راحل عین سیاست بود چون هر دو پدر ومادر نداشتند
من نمیدونم چرا اینجا زور بیخودی میزنید . اونجاتونم پاره کنید این حکومت از جاش تکون نمی خوره . مثل پهلوی زپرتی نیست . بنیانش قرص و محکمه . حالا هی بیاید فحش بدید و زور به کیونتون بیارید .
هم بیارید پاشید برید پی علافی تون . این رژیم تا ۵۰سال دیگه از جاش جم نمیخوره ... اگر خیلی اعصابتون ناراحت بود بیاید ک...یر برادران بسیجی را بخورید . میرید بهشت آ
به دوست عزيز سيما
نه! ما در اروپا زندگی نمیکنيم و جامه ما اروپائی نيست و اينگونه مسائل برای جامعه ما عادی نيست!
ولی مگر اروپا چطور اروپا شده؟ اولين قدم آن است که اروپائی فکر کنی! اگر اروپائی ها هم چون ما میخواستند دائما بگويند که جامعه ما فلان است و بهمان است و واتيکان سخت میگيرد و تن به ملاحظاتی از اين قبيل میدادند اروپا نمیشدند و از عصر تاریکی بیرون نمیآمدند.
اولين قدم آن است که به جای سرزنش سردبير به خاطر منتشر کردن مطلبی ولو با آن مطلب هم مخالف باشید از کار او دفاع کنيد و سرزنش خود را منحصر به آنان کنيد که روزنامه ها را میبندند و تحمل شنيدن هيچ حرفی را خارج از چهارچوب ذهنييت کوچکشان ندارند!
هر زمان که شما و ديگران از حق خودتان در شنيدن افکار و نظرات گوناگون (ولو نظراتی که با آنها مخالف باشيد) دفاع کرديد و قبول کردید که آقا بالاسر نمیخواهید که برایتان تصمیم بگیرد چه حرفی قابل زدن و چه مطلبی قابل شنیدن است و به جای سرزنش سردبيران و نويسندگان و خبرنگاران و شعرا و دیگران که چرا به مسائلی پرداخته اند که نباید به دفاع از آنان برخیزید اولین قدم را برای بیرون آمدن از این عصر تاریکی کشور و ملتمان برداشته اید!
به هر حال
شاد باشید
به نظر من خانم ساقی قهرمان ازادند هر جور دوست دارند فکر کنند. مداخله در این کار یعنی تفتیش عقاید که ۴۰۰ ساله (بعد از قرون وسطی) در دنیا منسوخ شده حالا ما چرا هنوز دنبالشیم معلوم نیست! فقط یه سوال : از این قبیل مسایل همجنس بازی تو حوزه علمیه فراونه و یر هیچ کس هم پوشیده نیست و همین افراد به نحوی (غیر مستقیم ) در امور زندگی شما موثرند پس چرا به این مساله نمی پردازید که مهمتره؟ اول ایران رو درست کنید بعد تورنتو رو.
سال 1368 امام و هایده فوت کردند، سال1386 لنکرانی و مهستی فوت کردندبرای بقای عمر آقا دعا کنید تا حمیرا هم زنده بماند
به شايان.
دوست عزيز٫ ما در اروپا زندگی نميکنيم. جامعه ما هنوز پذيرش خيلی از مسائلی که در اون جوامع تا حدی حل شده رو نداره. روزنامه ای که ميتونه در خیلی از موارد تاثيرگذار باشه نبايد بخاطر مسائلی که در جامعه ارجحيت نداره بسته بشه. من هم معتقدم که هر دو طرف قضیه که به مسئله جنسی به عنوان مسئله مبرم نگاه ميکنند به بيراهه رفته اند و معتقد نيستم که اين روزنامه صرفا بخاطر مصاحبه با اين خانم بايد بسته ميشد ولی این واقعیت جامعه ماست و با توجه به اون باید سر دبیر روزنامه تصمیم میگرفت. اگه مطبوعات آزاد بودند که هر چه خواستند بنویسند که من و شما شاید وبگردی نمیکردیم.
من اصولا هیچ مشکلی با کیر به عنوان آلت جنسی ندارم. مشکل من با کیری است که دست یک مرد هتروسکشوال است، و جای بیل و کلنگ را می گیرد. با تجربه های مختلفی که داشتم کشف کردم که این آلت می تواند به ظرافت لب و گونه و پستان باشد، اگر تعلیم ببیند، می تواند به جای حرکت عمودی، حرکت افقی داشته باشد. مشکل اساسی جامعۀ جهانی دیکتاتوری دگرجنسگرایی نیست، دیکتاتوری تفکر مردسالاری است. امیدوارم شما هم با من موافق باشید که منظور از مردسالاری ایدئولوژی مردسالاری است، چون باور غلط مرسوم این است که مردها به صرف مرد بودن جزو سالاران اند.
بله در کشور من، وکیل مدافع قتلهای زنجیری به زندان میافتد و قاتلان به مسند وزارت مینشینند. معلمان خواهان اضافه حقوق، کارگران خواهان پرداخت حقوق معوقهی خویش و دختران و زنان برابریخواه محکوم به شلاق و زندان محکوم می شوند.
نه دادخواهی هست و نه دادگاهی. داستان فتواست و حکم مفتی و انتساب هر فریاد برابری خواهی و آزادیطلبی به دشمنی واهی.
و همین است که همه در فکر رفتن به آن دور دور هستند. جوانانی که در زمان حکومت همین حاکمان متولد شدهاند. همانانی که در زمان حکومت پهلوی مدعی بودند که اگر روزی یک ساعت تلویزیون در اختیار آنان باشد، ایران را به بهشت مبدل خواهند کرد.
بهشت آنجاست کازاری نباشد کسی را با کسی کار نباشد.
به سيما کامنت ۶۸:
ببینم دوست عزيز آنان که از احساسات جنسی خود و اینکه از چه کاری لذت میبرند و از چه کاری نه و به چه جنسی تمایل دارند و به چه جنسی نه و صادقانه و بیپروا در باره این گونه مسائل صحبت میکنند بیمار ترند یا آنان که هر چیزی را حتی چند کلمه صحبت خشک و خالی پشت تلفن را از دید شهوانی مینگرند و با دیدن چند تار مو و چند کلامی از جنس مخالف واجب الغسل میشوند و برای کلاه شرعی روی آن گذاشتن توصیه به صیغه موقت میکنند؟!
جرا باید بیماران روانی از نوع دوم آزاد باشند و درج نظرات و صحبتهای بیمار گونه شان آزاد باشد و موجب بسته شدن هیچ روزنامه و برنامه تلویزیونی
نشود که هیچ! شب و روز در بوق و کرنا هم بکنند و به کودکان و نوجوانان هم این افکار بیمار گونه را تدریس کنند! ولی درج نظرات و صحبتهای بیماران روانی (البته به قول شما) از نوع دیگر ممنوع و موجب مجازات باشد؟
شما توضیح المسائل علمای شیعه از خمینی تا دیگران را تا به حال خوانده اید؟ بیمارانی روانی تر از سوال کنندگان و پاسخگویان به آن سوالات میتوانید در جائی سراغ بگیرید؟
به هر حال
بگذریم
شاد باشید
خوشحال شدم
به نظر من خانم ساقی قهرمان يک بيمار روحيه که احتياج به درمان داره و متاسفم که روزنامه شرق به خاطر مصاحبه با اين شخص بسته شد. بايد گردانندگان اين روزنامه ميدونستند که اين هزينه را میدهند.
چرا بايد يک عده از خواندن روزنامه اشون بخاطر اراجيف اين زن بيمار محروم بشن. آيا سر دبير روزنامه جوابی برای اين سوال دارد.
شاید باور کردنی نباشد ، جدای از تمام موارد قانونی ! ( نظیر : تعزیز ، حد ، قتل ، کشتن ، آویختن به دار ، رجم کردن ، قطع دست و پا ) که حکومت از اجرای آنها لذت می برد ، قانون دیگری ، در ماده ۱۹۵ قانون مجازات اسلامی - قانون مصلوب کردن - وجود دارد.
توجه به این نکته حائز اهمیت است که این موارد ، موارد قانونی محرز می باشد، جدای از مجازات ترور که مجازاتی نا نوشته از جانب حکومت است ؛ مجازاتی! که مجری آن به هر نحو ممکن مجرمش را می کشد.
ماده ۱۹۵ - مصلوب كردن مفسد و محارب بصورت زير انجام مي گردد :
الف - نحوه بستن موجب مرگ او نگردد .
ب - بيش از سه روز بر صليب نماند ولي اگر در اثناي سه روز بميرد ميتوان او را پائين آورد .
ج - اگر بعد از سه روز زنده بماند نبايد او را كشت .
مجلس به دو فوریت لایحه تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی به مدت یکسال دیگر رای داد.
به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، از مجموع ۱۹۳ رای ماخوذه، ۱۴۲ رای موافق، ۴۲ رای مخالف و ۹ رای ممتنع نمایندگان به دو فوریت این لایحه اختصاص یافت.
به شماره ۵۲
گه نخور گه نخور! همین مونده بود که ته مونده پول نفت ( بعد از پر شدن جیب اقا و اقا زاده ها) بره تو جیب کمونیستهای گدا گشنه. اگر مردی و عرضه داری - که جفتشو نداری- برو خونه اتو بفروش پولشو بفرست ونزوپلا. چرا از بقیه مایه میذاری؟ تا کی - طبق روال همیشه کمونیستها- حرفهای مزخرف و بی سروته و به خرج دیگران زندگی انگلی داشتن؟ چرا همش بقیه؟ خیلی دلت می سوزه دارو ندارتو بفروش بده هوگو چاوز مفتخور . چکار داری با جیب ملت بدبخت ؟
مم
فضولباشی ابله یا همون خبرنگار زرت!!. من جدیدا اومدم. نه مانی هستم نه نیوشاد بلکه بکن ننه ات هستم.کونی از مادرت بذارم که بره تو دفترچه خاطراتش بنویسه...
و من الله توفیق
پیوست : صلوات
احساس می کردم حتماً باید با یکی در این مورد حرف بزنم ولی هیچ کسی نبود که من حرفای دلمو باهاش بزنم. برا همین کم کم به سمت دوستان جدیدی رفتم که در دوران بسیج با آنها آشنا شده بودم، با هرکس مسائلمو درمیون می گذاشتم بعد از چند روز بهم پیشنهاد سکس می داد. من هم چون اون روزها تشنه ی سکس با همجنس بودم سریع قبول می کردم. با خیلی از بچه های بسیج به همین منوال سکس کردم و تا جایی پیش رفته بودم که تنها مکان سکس مون پایگاه بسیج بود. آخه این مسئله تو بسیج خیلی عمومیت داره و توی بیشتر پایگاه های بسیجی که رفتم شب ها خیلی ها هم که گی نیستند از سکس با همجنس بدشون نمی یاد و اگر یه پسر خوشگل که گی هم نباشه تو پایگاه باشه همه ی افراد اونجا به هر نحوی می خوان مخشو بزنن و هر کاری می کنن تا دلشو به دست بیارن تا بتونن حداقل یک بار با اون سکس کنن. برا همین چیزی نگذشت که توی خیلی از پایگاه های دور و اطراف مون منو می شناختند و همه می دونستند من گی هستم. به خیلی هاشون پا نمی دادم چون هم تایپم نبودند و هم آدمای خطرناکی بودند. زندگی داشت به سرعت می گذشت و من هم فکر می کردم همجنسگرایی یعنی فقط سکس...
احساس می کردم حتماً باید با یکی در این مورد حرف بزنم ولی هیچ کسی نبود که من حرفای دلمو باهاش بزنم. برا همین کم کم به سمت دوستان جدیدی رفتم که در دوران بسیج با آنها آشنا شده بودم، با هرکس مسائلمو درمیون می گذاشتم بعد از چند روز بهم پیشنهاد سکس می داد. من هم چون اون روزها تشنه ی سکس با همجنس بودم سریع قبول می کردم. با خیلی از بچه های بسیج به همین منوال سکس کردم و تا جایی پیش رفته بودم که تنها مکان سکس مون پایگاه بسیج بود. آخه این مسئله تو بسیج خیلی عمومیت داره و توی بیشتر پایگاه های بسیجی که رفتم شب ها خیلی ها هم که گی نیستند از سکس با همجنس بدشون نمی یاد و اگر یه پسر خوشگل که گی هم نباشه تو پایگاه باشه همه ی افراد اونجا به هر نحوی می خوان مخشو بزنن و هر کاری می کنن تا دلشو به دست بیارن تا بتونن حداقل یک بار با اون سکس کنن. برا همین چیزی نگذشت که توی خیلی از پایگاه های دور و اطراف مون منو می شناختند و همه می دونستند من گی هستم. به خیلی هاشون پا نمی دادم چون هم تایپم نبودند و هم آدمای خطرناکی بودند. زندگی داشت به سرعت می گذشت و من هم فکر می کردم همجنسگرایی یعنی فقط سکس...
من اصولا از جفتگیری با مردها لذت نمی برم. دخول، اگر به شکل پنه تریشین باشد، یعنی حرکت کوبشی و مداوم کیر تا مرحلۀ انزال، حس خوش آیندی در من ایجاد نمی کند. من عشقبازی کردن با مردها را دوست ندارم، فقط از بازی کردن با تن مردها خوشم می آید. دوست دارم حرکت کیر را از خوابیده به ایستاده و برعکس تماشا کنم. جالب است که این عضو می تواند خود بخود تصمیم بگیرد که راست بایستد، یا اصلا نایستد. اما هیچ چیزی سکسی تر از خونی که جاری می شود و راه می کشد و پاهای زن را خط خط می کند نیست. هیچ چیزی زیبا تر از پستان نیست حتی اگر افتاده باشد. پستان هم مثل کیر به تماس دست و دهان عکس العمل نشان می دهد.
من اصولا آدم آرامی هستم، از سکس پر هیجان هم هیچوقت خوشم نیامده. از حرکت دست خودم توی یک کس دیگر بیشتر خوشم می آید، تا از حرکت دستم دور گلوی کیر. دلیل خاصی هم ندارم. البته از حرکت یک دست دیگر دور تا دور تن خودم هم خیلی خوشم می آید.
اين كلفت و فضولباشى كه هر ٢ نفرشون كونى، مادر جنده، خوار كسده، حروم زاده، جاكش، جقى، ابنه اى، بسيجى، بى پدر، ننه يكى بابا ١٠٠٠ تا و... هستند، اينجا رو به گه و لجن و كثافت كشيدن.
و من ا... كيرم تو توفيق.
اين كلفت و فضولباشى كه هر ٢ نفرشون كونى، مادر جنده، خوار كسده، حروم زاده، جاكش، جقى، ابنه اى، بسيجى، بى پدر، ننه يكى بابا ١٠٠٠ تا و... هستند، اينجا رو به گه و لجن و كثافت كشيدن.
و من ا... كيرم تو توفيق.
موج اعدامهایی که به اسم اراذل واوباش صورت گرفته متعلق به سنینی می باشد که متوسط آن اواخر دهه پنجاه واوایل دهه شصت است، یعنی نسلی که همه ی هویت خودرادر روزگار میمون حاکمیت اسلامی کسب کرده است!... براستی نسل دهه هفتادرا باچه نامی ازصحنه محو می کنید؟! فرجام این نسل نوپا راچه می دانید؟!...چراهمه درمقابل فاجعه ی آشکار فروپاشیدگی ساکت نشسته اند؟
صيغه تلفنی
عزيز براین اساس اگر دختری خواست کتاب *اورتیک * بخواند
باید غیابا ضيغه نویسنده شود؟
چون بعضی از علما ی اغلام خواندن /سوره يوسف / را هم درقرآن برای زنان و دختران منع کرده اند!!
ای کاش از اين خانم / آيته اله / می پرسیدی اگر دختری خواست سوره يوسف را بخواند
بايد صيغه چه کسی شود؟
الله؟ حصرت مخمد ؟ يا يوسف
بازداشت پنج عضو سنديکای شرکت واحد در تهران
آخرين گزارش ها از تهران حاکيست که ابراهيم مددی، نايب رييس سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همراه با يعقوب سليمی، داوود رضوی، همايون جابری و ابراهيم گوهری، از ديگر اعضای اين سنديکا بازداشت شده اند.
www.iranglobal.info
بهروز کارونی
****
محمد ملکي
www.iranglobal.info
راهيانِ رهِ عشق، به شهدای تابستان ۶۷ که سر در راه آزادی و عدالت نهادند
چه اتفاقی افتاده بود، باور کردنی نبود و نيست، کمتر کسی میپذيرفت عظمتِ حادثه را، ولی فاجعه آن قدر بزرگ و بزرگ است که کمتر خانوادهای داغِ آن بر دل و جانش ننشسته است. سؤال اساسی اين است مردمی که بيش از هزار سال بر مظلوميت حسين و يارانش گريستهاند و بر يزيد و يزيديان لعنت میفرستند چگونه است که در مورد کشتار تابستان ۶۷ سکوت کردهاند، از عمق فاجعه بیخبرند يا از اينکه هنوز آمران و عاملان جنايت در رأس کارند جرئت اعتراض ندارند. سکوت تا کی میتواند ادامه داشته باشد؟
بسمالحق
با نام آزادی، آگاهی و عدالت
اين روزها که ۱۹ سال از فاجعه کشتار هزاران اسير مجاهد و مبارز میگذرد بايد نه تنها آمران و عاملان بلکه همه آن ها که با سکوت خود در حقيقت صحه بر اين عمل نهادند پاسخگو باشند
...
خفه شو ساواکيه سگ پدر.حتما پدر جاکشت هم ساواکی بوده.
گریه ات از خنده گذشته بر ان میخندی !؟؟
اینکه عمر ایرنا ۷۳ ساله شده کجایش خنده داره !؟ مگر عمر رضا پهلوی
یا فرح پهلوی یا اردشیر زاهدی توی این ۲۸ سال حکومت اسلامی حساب
نمیشه ؟؟؟؟؟ بابا تاسیس این خبرگزاری که قبلا پارس بود و بعد از انقلاب
نجات بخش و استقلال طلب ۵۷ بنام خبر گزاری جمهوری اسلامی تغیر کرد
دقیقا ۷۳ سال پیش بوده ...البته خودتان خوب میدانید بچی دارید میخندید
خوب بخندید و کشدار هم بخندید .... خنده تو از گریه !!گذشته بران میخندید
آمریکا تا حالا ۶۰۰ میلیارد!!؟ دلار از مالیات مردمش خرج جنگ عراق کرده
انها ریاضی اشان قویه صفر های میلیارد را میدانند ششصد هزار میلیون دلار
حالا بافغانستان کاری ندارم واسه چی این همه مالیات مردم را هزینه میکند!؟
تازه سالی شش میلیارد دلار نا قابل هم کمک بلا عوض باسراییل میده واسه چی !؟ البته
بمصر و اردن هم سه میلیاردی میده و بپاکستان تروریست پرور هم چند میلیارد
جهت صادراتش !! دستخوش میده .....حالا ایران هم باید برای استقلالش خرج کنه
ونزوئلا هم باید بهمین استقلالی که قهرمان و جانشین فیدل افسانه ای یعنی هو گو
چاوز دلاور درست کرده باید بدوستان دیگرش کممک کنه ...هرچی شرکتهای کهنه استثمار گره
امریکایی ها را ناراحت میکنه اما مردم محروم امریکای جنوبی را خوشحال همین
قیچی کردن دم کلفت !! ان شرکتهاست که بهمت رهبران ازاده داره پا میگیرهه
فضولباشی.دارم میرم سراغ مامانت.همیشه میخواستم مادر یک ساواکی را بگام.
نيوشاد زشت نويس ملقب به کلقت صدبار گفتم و باز ميگويم که خرسندی
احمق به من گفت ساواکی همانطور که مانی احمق دوسال پيش
به من گفت بوگندو يا يه همچين چيزی ايندو جفتشان احمقند
چون چيزی به من نسبت داده اند که نيستم ولی اگر اين باعث
ميشود که تو به من و مادرم ديگر فحش ندهی بايد از خرسندی
ممنون بشوم بهرحال ديريازود بايد دربرابر شمشير آخته من قرارميگرفتی
من در این سه سال که اینجا مینویسم همه را بیرون کرده ام
وخود مانده ام حال پس از رفتن تو
فقط یک خواسته از زیتون دارم و آن حذف
هرچه سریغتر لینک ایران در آتش است
من هم از قياس ساقی قهرمان و فروغ خوشم نيامد... با کامنت گذار شماره۳۲ ( نازنين ) کاملا موافقم...
تصحیح میشود:بهیچوجه گول این شخص را نخورید.
بدینوسیله به تمام کامنت گذاران هشدار میدهیم که بهیچوجه جواب شخصی بنام فضولباشی که اکثراً باسامی مستعار کامنت میگذارد را نخورید.این شخص طبق تحقیقات بعمل آمده از مامورین قدیمی ساواک میباشد.لطفاً از هر گونه برخورد با این جرثومه نیرنگ و فساد بپرهیزید.
منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید.
مرگ بر فضولباشی ِساواکی.
از ديروز که کُلُفت آقا گفتن فضولباشی جون ساواکی هستن،من و جوجو خیلی میترسیم.فضولباشی جون نمیتونم باور کنم که شما ساواکی هستین.
بشتابید بشتابید. هیات دولت تصویب کرد مردان پولدار می تونن بدون اجازه زنهاشون هر چند تا زن دیگه خواستن بگیرن. خانوما مواظب باشن شوهراشون پولدار نشن. خدا وکیلی کی خاتمی از این قانونا تصویب می کرد؟ حالا باز بگید احمدی نژاد بده!
دستشون درد نکنه شرق رو توقيف کردند ! اين اراجيف چيه ساقی قهرمان به اسم شعر جا زده ؟ بعضی ها برای مشهور شدن به هر دری ميزنند!
یه جا گفته خود کاناداییها هم از بی پردگی شعرهام شوکه میشدند. آخه اینم افتخاره؟؟ فقط مایه ش بی اصل و نسبی و روح آشفته و بی نزاکتی و زدن به سیم آخره.
حالم از شعرهاش به هم خورد. بيچاره فروغ! حيف فروغ ، حيف فروغ، حيف فروغ
به شماره ۲۵
جناب خبرنگار زرت! برو پست قبلی کامنت ۸۴ رو بخون ببین چطوری همفکرانتو کیهان وار افشاگری کردم!! تو هم اگر اونجات نمی خاره زیپ دهنتو بکش مثل بچه ادم بتمرگ سر جات وگرنه بلایی سرت میارم که خروس سر مرغ اورد..
شایان جان
حراجه!
گاز به هند و پاکستان.
پول نفت یه مقداریش به فلسطین و لبنان و تاجیکستان و ونزوئلا و نیکاراگوئه و...
بیشتر پول نفت تو جیب دراز آقایون و آقازادهها...
از خوندن خبر ۷۳ سالگی خبرگزاری جمهوری اسلامی کلی خندیدم.
هیچی نداشته باشن همین که مارو میخندونن جای شکرش باقیه:)
اما این خندهی ما از گریه غمانگیز تر است:)
ت بده!
درود بر بينا
ما به اين آدمها برای تغيير کشورمون احتياج داريم.
زیتون جان:
اينهم آخرين خبر:
«فروش گاز به هند و پاکستان با تخفيف ۳۲ درصدی»
حتما در خبرها شنيده ای که قرارداد خط لوله گاز ایران به هند از طريق پاکستان به امضا رسيد و حمهوری اسلامی قبول کرد گاز ايران را با تخفيفی ۳۲ درصدی به هند و پاکستان بفروشد!
خمینی زمانی که به ایران آمد وعده آب و برق و گاز مجانی داد! ولی خوب نگفت به چه کسانی؟ مردم ساده دل فکر کردند منظورش به مردم ایران است ولی اگر در آن دوران همان مردم هندی زاده بودنش را که بود باور کرده بودند میفهمیدند که منظورش گاز مجانی به هندیهاست! نه ایرانیان! حقا که جمهوری اسلامی به آرمانها و اهداف خمینی وفادار مانده و تا هست خواهد ماند!
شرمشان باد که با ثروتهای طبیعی مردمی فقیر و در بند چه ها که میکنند؟!
باید دید پورسانت این معامله به جیب چه کسانی رفته؟
افسوس!
آلزهايمر که گفتم همين است!
شاد باشي
زیتون هر از گاهی وبلاگهایی یک شبه درست میکنه ولینک میده تا مثلا ابروی خامنه ای و طرفدارای دیوونشو ببره جالب اینه که این وبلاگا ارشیو ندارند هیچکدوم
زيتون جان
در سايت بازتاب به خبر جشن ۷۳ سالگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران که احمدی نژاد در آن شرکت کرده بوده و تبريک گفته برخوردم!
۷۳ سالگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ۲۸ ساله هم از آن معجزاتی است که فقط از دست آخوند جماعت بر میآید. ملاخور که میگویند همین است!
بگذریم
شاد باشی
سال گذشته دولت آقای هوگو چاوز برای اولين بار در تاريخ ونزوئلا از راهپيمايي روز جهاني همجنسگرايان در کاراکاس حمايت کرده و اين در حالي بود که کليسای کاتوليک ونزوئلا عليه اقدام دولت بيانيه داده بود. ضمن اين که همين جناب چاوز دو بار پيشنهاد تغييرات در قانون اساسي برای گنجاندن حق ازدواج همجنسگراها را داده بوده که هر دو بار با مخالفت کليسا روبرو شده و هر بار هم ايشان از عقايد اهل کليسا با تأسف ياد کرده. اما اين بار برای برگزاری رفراندوم اطلاعيه داده.
...
حالا درست است که ميخواهيد روزنامهها را به هر قيمتي ببنديد اما اگر بنا بر اين مدل تعطيل کردنها باشد همين الان بايد در سفارت ونزوئلا را هم تخته کنيد. چطور جناب هوگو چاوز ميتواند راه به راه بيايد ايران و شما هم نپرسيد چطور است که ميخواهد رفراندوم برگزار کند اما يک مصاحبه با يک آدمي که عقيدهاش هيچ ربطي به روزنامه و خبرنگارش نداشته تاوانش ميشود تعطيلي؟
سال گذشته دولت آقای هوگو چاوز برای اولين بار در تاريخ ونزوئلا از راهپيمايي روز جهاني همجنسگرايان در کاراکاس حمايت کرده و اين در حالي بود که کليسای کاتوليک ونزوئلا عليه اقدام دولت بيانيه داده بود. ضمن اين که همين جناب چاوز دو بار پيشنهاد تغييرات در قانون اساسي برای گنجاندن حق ازدواج همجنسگراها را داده بوده که هر دو بار با مخالفت کليسا روبرو شده و هر بار هم ايشان از عقايد اهل کليسا با تأسف ياد کرده. اما اين بار برای برگزاری رفراندوم اطلاعيه داده.
...
حالا درست است که ميخواهيد روزنامهها را به هر قيمتي ببنديد اما اگر بنا بر اين مدل تعطيل کردنها باشد همين الان بايد در سفارت ونزوئلا را هم تخته کنيد. چطور جناب هوگو چاوز ميتواند راه به راه بيايد ايران و شما هم نپرسيد چطور است که ميخواهد رفراندوم برگزار کند اما يک مصاحبه با يک آدمي که عقيدهاش هيچ ربطي به روزنامه و خبرنگارش نداشته تاوانش ميشود تعطيلي؟
اگه شعر رو زبان لطیف برای بیان احساسات است ایا چرند بافی های ساقی قهرمان شعر است.در سایت والس شعری از او خواندم که حالم رو به هم زد و متاسفم کرد از این که یک سایت ادبی چگونه می تواندشرح شاش... و ری....یک زن دیوانه را به اسم شعر به خورد مردم دهد.لطافت شعرهای فروغ انسان را به رویا می برد ولی شعرهای ساقی قهرمان...کافیست چند شعر از او بخوانید به این نتیجه خواهید رسید که شعرهای او فقط برای جلق زدن به کار خواهد آمد
سلام زیتون عزیز بیش از دو سال است که مطالب شما رو می خونم.هیچ وقت اینجا نظر ندادم.نمی دونم علتش چی بوده ولی بیشتر دوست داشتم بخونم تا نظر بدم ولی این بار که دیدم از ساقی قهرمان نوشتین و اونو با فروغ قیاس کردین دیگه نتونستم حرفی نزنم .زیتون عزیز تا اون جا که من شمارو میشناسم در این دو یا سه سال البته،برام عجیب بود که درباره این زن این طوری فکر کنید.
زيتون جان
ببينم اين خانم مجتهده در مورد پیام گذاری و پیام خوانی در وبلاگها فتوی نداد که دختران و پسران مسلمان برای اینکه مرتکب گناه نشوند و برای پیامهای نامحرمان را بخوانند چه باید بکنند؟! نکنه برای آنهم اجازه پدر و صیغه وبلاگی آنهم از نوع موقتش واجب شرعی باشه ما خبر نداریم؟!:))
به خداوندی خدا قسم افکار آخوند جماعت مثل آلزهایمر میمونه! ذره ذره سلولهای مغز را میخوره و مغز آدمیزاد را پوک میکنه! خداوند همه آنها را که دچار این مرض شدهاند شفای عاجل عنایت بفرماید!!
واقعا دریغ از ایران که توسط اینگونه افراد با چنین افکار و مغزهای بیماری اداره میشه!
جالب بود
در مورد جشن عمر کشان هم حرف زیاد است. ولی خوب مسلمانان چه از نوع سنی باشند و از چه از نوع شیعه آن بد نیست که چشم و گوششان به این چیزها عادت کند و امروزی شوند و با کوچکترین چیزی رگ گردنشان راست نشود و شمشیر نکشند! اینگونه ویدیو ها دو خاصییت دارد! یکی اینکه به شیعه ها کراهت و شنیع بودن آداب و رسومشان را نشان می دهد و دیگر آنکه به سنیها ( و به شیعه ها هم اگر هر دو عاقلانه فکر کنند) نشان میدهد که پیشبرد مقاصد با شمشیر حتی اگر منجر به پیروزی هم بشود همانطور که در مورد حمله عمر به ایران شد زخمی بر جای خواهد گذارد که بعد از ۱۴۰۰ سال هم مداوا نشدنی است! پس بهتر است به جای شمشیر به فکر راه های مسالمت آمیز دیگری برای اشاعه افکار و دین و آئینشان بیافتند!
ولی خوب متاسفانه نه اکثر شیعه ها و نه اکثر سنیها هیچکدام عاقلانه فکر نمیکنند! و زبانی جز زبان شمشیر نمیفهمند و اینگونه فیلمها تنها به زبانه کشیدن آتش کینه و نفرتشان میانجامد و بس!
به هر حال بگذریم
شاد باشی
عمرکشون جزیی از فرهنگ غنی ما ایرانیان می باشد.این ویدئو را ببینید و به شیعه وایرانی بودن خود افتخار کنید.
http://www.youtube.com/watch?v=qm1jcGubEi4
در این ویدئو از الفاظ بسیار رکیک استفاده شده.به همه افرادی که دوست ندارند از این کلمات بشنوند قویا توصیه می شود از دیدن این فیلم خودداری کنند)
فضول باشی.احتمالاً این دفعه آخری است که بتو که یک مادر قحبه ساواکی هستی فحش میدهم.من هیچکاری به یک ساواکی ننه اَنی ندارم.اگر خرسندی باین نتیجه رسیده که تو ساواکی هستی،حتماً هستی.ریدم به کلهء بابای قرمساقت که بتو اجازه داد باستخدام ساواک در بیایی.حیف از فحش های که بهت دادم مادر قحبهءساواکی.
خاطرات هشت سال زندگی در اسارت
شکنجه گاه قذافی
www.iran-emrooz.net
اشپیگل/ برگردان علی محمد طباطبایی
...
بنغازی عملاً در ان زمان یک منطقه ی جنگی بود، همراه با گروهی از اسلام گرایان تندرو که در خیابانها مبارزه می کردند. بیمارستان ما انباشته از زخمی ها بود و شرایط بهداشتی آن فاجعه آمیز. ما سوزن برای بخیه نداشتیم و دستگاه های ضدعفونی همگی خراب بودند. تنها از یک قیچی برای بریدن بند ناف نوزادان استفاده می شد. هفتاد درصد کودکان آلوده به ویروس HIV به هپاتیت بی نیز مبتلا بودند.
مقامات لیبی از آلودگی های ویروس ایدز بسیار نگران بودند. دولت در مواجهه و پرداختن به افزایش نرخ ایدز که به علت رابطه ی آزاد جنسی و رویدادهای بسیار دیگری که دور از چشم آنها انجام می شد خود را کاملاً ناتوان می دید. اپیدمی هپاتید بی بعداً مورد تایید قرار گرفت، هم توسط دادگاه و هم پسر قذافی سیف الاسلام که در خارج تحصیل می کرد و فرد سکولاری بود. اما اراده ی پدر او در لیبی در حکم قانون بود. او بر نظام قضایی و جزایی کشور نظارت می کرد. قذافی می بایست کسی را پیدا می کرد که تقصیر ها را به گردن او بیندازد، کسی که والدین خشمگین کودکان آلوده به ویروس را خشنود سازد. هرگز نمی توان کسی را برای نظام فاسد بهداشتی که خود حکومت با غفلت خود آن را بوجود آورده بود مسئول دانست.
...
مردانی به غايت فروتن
شريف
صبور
بزرگوار:
بر ميله های سلول خود-
که بوی ضريح می دهد،
بوسه می زنند!
به برق خونين کاردها-
ساعت ها
بعد از حادثه،
خيره می شوند!
هر خرداد
از امام
هزار خاطره دارند!
تکه تکه های بهم پيوسته شان-
بوی گلاب می دهد،
رنگ تربت کربلا،
صدای شاخه ی درختی
که بر تن طفلانِ مسلم
شلاق می زند!
مصدق هم
آنجا
گوشه ای
با عصايش نشسته است!
مانی هم که مدتيست خوشبختانه خبری از وجود نحسش در اينجا
نيست و او را تقريبا بيرون کرده ام و قدم بعدی حذف وبلاگش از لينکدونی
زيتون است که اميدوارم در اين مورد همکاری لازم را از سوی زيتون داشته باشم
خانم زيتون اين آدم حيف اسم آدم بی وقفه تبليغ ضدمذهب کرده در اين
دوسال و مطمئنم که اگر از ابتدا جوابم را نميداده اما هميشه کامنتها
را ميخواند و از دوسال پيش که در کامنتدونی وبلاگش به من لقب
مسلمان بدبو را داد تا کنون هنوز يک معذرت خشک و خالی نخواسته و
فقط خفه خون سياه گرفته تنهاراهش اين است که شما نيز در
جواب اين اهانتهايش به اسلام لينک او را حذف کنيد که اميدوارم بيتوجهی نکنيد
نيوشاد زشت نويس ميخواستم با تو از در دوستی در آيم
اما چندساعتی فکرکردم و ديدم اگر من از غهده تو برنيايم
آنوقت از عهده مارهايی چون مانی چگونه بر خواهم آمد و
بنابراين تصميمم را گرفته ام و ميبينی که با شمشير آخته
برگشته ام از تو باکی ندارم و خواندن حرفهای قبلی من
در آرشيو کامنتها هم کمکی بتو نميکند تو قدرت رسوا کردن
من را نداری اما من قدرت رسوا کردن تو و سلطنت طلبان و بيدينان
را خواهم داشت و خواهم کرد
با هادی خرسندی سر مطلبی چند هفته بده و بستان ای میلی داشتم
که سعی داشت مرا بچزاند !!! متاسفانه مجبور شدم کمی لجن پراکنی
کنم و شاید کمی فحاشی چون زده بخالم !؟ یعنی اتهام ساواکی بودن و اینکه
عمله دربار بودن برای من یعنی هیچ و پوچ بودن و این چنین اتهامی اصولا
برای مخالفان حکومت سابق از همه چیز بدتر ه
اما نکته جالب هادی خرسندی این بود که نوشت تا میتونی فحش بده
که اکسیژن زندگی منست کوتاهی نکن فحش بده که خواب راحت میکنم
و باز فحش بده که روزی من ازین کار میگذرد و فحش بده و....فحش بده
حالا شما دونفر چلغوز بی بته ( سوزمانی و نیوشاخ ) هی فحش بنویسید و مرا خوشحال
میکنید و این برای من بینهایت جای خوشحالیست که دو وبلاگدار !!!کار روز
و شبشان شده بارشیو های دیگران بروند تا کامنتهای دو یا سه سال پیش مرا
پیدا کنند و بخوانند تا چیزی دستگیرشان شود و بنویسند تا معروف شوند !؟
چه مفلوکند این دو مفعول ......!؟
روزنامه شرق را بدلائلی بسته اند که همه میدانند ٬ اما بی انصافیست که
ایندوره با دوران ساواک مقایسه شود چرا !؟ همانطور که نوشتم محرمعلی
خان تا نوشته و مقاله ایی را ممیزی نمیکرد اجازه چاپ نداشت اما امروز
مقاله نویس و سر دبیرهر چه میخواهد دل تنگش میتواند چاپ کند و بنظر
مردم برساند اما قانون حکومتی بر طبق نوشته بنظر مردم رسیده حق بر رسی
دارد این در عرف روزنامه نگاری یک حق کاملست نه اینکه قبل از چاپ طرف
دستگیر و زندانی شود ....این حکومت فرقش با حکومت قبلی مشخص است
یا بقول عماد الدین باقی از زمین تا اسمانست حالا هر که طاووس میخواهد
که باید جور هندوستان کشد.....اگر کسی در این وبلاگ اعتراضی بازادی روزنامه
نگاران دارد لطف کند بزیتون بگوید از دست این دو سه فحاش لمپن چه کند ؟؟
کامنت دونی را ببندد !؟ پس انها که با تربیت و نزاکت خانوادگی اشان مطلب
مینویسند چه گناهی کرده اند !؟ و یا دیگران که انتقاد سالم میکنند و ....اگر
زیتون قادر بود حتما تحویل پلیس میداد تا در زندان اب خنک بخورند
و ادم شوند و حرمت دیگران را داشته باشند
نيوشاد ملقب به کلفت حال دو کامنت بيشتر ننوشته ام
پس بنابراين نبايد فحشم دهی در ضمن آيا اين محدوديت
که برايم ميگذاری هرروز دوکامنت است يا به ازای هر
پست زيتون فقط دوکامنت؟! لطفا بدون فحاشی جواب بده
منهم شدم حمید پوریان ٬ جواب هیچ دلقک و فحاشی را نخواهم داد مینویسم
و میروم دنبال کارم حالا هی بفحشید مرا باکی نیست
این روزها روز خبرنگاره در ایران البته چند خبر ساز !!در زندانند اما اصل
کار یک خبرنگار رساندن خبر است و نه جعل خبر و دروغپردازی
انها که دوران ساواک را بخاطر دارند حتما محرمعلی خان را میشناسند ٬ پیر مردی
بود تریاکی و اذری لحجه اما بسیار خبره در کارش و اگاه باوضاع سیاسی ایران و
منطقه و جهان کارش را خوب بلد بود تمام سر دبیرها را میشناخت کدام توده ایست
کدام ملی گراست و کدام امریکایی ....طبق قانون محرمعلی خانی !!!ایشان باید
مقاله را قبل از چاپ میخواند و کلمات مرموز !!را حذف میکرد وگرنه حق چاپ
شدن نداشت
http://balatarin.com/permlink/2007/8/8/1106608
صيغه برای گفتگوی تلفنی
صیغه برای گفتگوی تلفنی!
باسلام به زيتون عزيز این کلیپ همان طور که نوشته انداحتمالا مربوط به جشن عمريا همان عمرکشان هست که البته در يوتيوب به عنوان :ايران دشمن اسلام ومسلمانان (ترجمه فارسی عنوان عربی )گذاشته شده که ازکامنتهای انگليسی وعربی کامنت گذاران سنی معلوم هست خیلی باعث رنجش آنها شده.این جشن تهوع آور نمونه ديگری از استفاده ابزاری رژيم ايران از هر مسئله به نفع خودش هست با این جشن مهوع اولا توهین به ایرانیان مخالف اسلام به وسیله پايين آوردن شان فيروز يا همان ابولولو درحد رقاصی يک فردنه زن نه مرد و ابراز احساسات عده ای مثل خودش برایش شده ودوم باعث توهين وجريحه دار کردن احساسات مسلمانان سنی (ایرانی وغیرایرانی).
من از مادربزرگ مرحومم وصف اين جشن را که سالها پيش مثلا ۷۰-۸۰ سال پيش در بين خانمها مرسوم بوده شنيده بودم که در آن زمان گويا خانمها لباس قرمز می پوشيده اند وشادی می کردند که البته بعدا با تغيير فضای فرهنگی جامعه مدتها ازآن خبری نبود و خوب به ميمنت انقلاب وبازگشت به عقب فرهنگ و جامعه دوباره شاهدبرگزاری اين مراسم آن هم به زننده ترين وجه ممکن و دربين به اصطلاح آقايان درمسجدهستيم.
بنده نمیفهمم که چرا بعضیها از دیدن مراسم عمر کشون چنین تعجب میکنند.امید بخدا مرقد مرحوم ابولوءلوء بزودی بازگشایی میشود.
زینون جان این مردک که اسمشو گذاشته ایرانی به هرکی هرچی بخواد میگه این بود که باعث شد همه به سبک کیهان همدیگر رو افشا کنند! درهرصورت شرمنده اگر زیاده روی شد..
لینکها را ببینید.
http://balatarin.com/permlink/2007/8/7/1106508
صیغه تلفنی
http://balatarin.com/permlink/2007/8/7/1106508
صیغهی تلفنی!
سامی جان
خیلی خوشحالم تو از اونور دنیا وبلاگمو دوست داری. باور کن منم به همین امید مینویسم... ممنون از کامنت خوبت:
مردی عزیز از وبلاگ شاید فردایی
آهاااان راست گفتی... همین جشن عمرکشونه فکر کنم...
شنیده بودیم. اما به چشم خودمان ندیده بودیم:) تا قبر آ آ آ آ...
salam z8un aziiz..az vaghti omadim inja, yani hamoon kharej, taghriban har shab be webloget negahi mindazam,hata baraye khondane linke doostat.bazi vaghta delam mikhad ye commenti barat bezaram ,ke bedooni yeki onvare donia ghalameto doostdareo bahash ghesmati az zendegisho dare migzaroone.che bayad kard ke vaghti neveshtehaye weblogeto mikhoonam ghalbe adam be dard miyado jaei baraye ye salame sade nemimoone.movafagh bashi &
بنده خودم در آن محفل حضور داشتم. آن روحانی که بسيار خالصانه در ميان ما جوانان افتخار حضور داده بودند حضرت آيت الله مصباح که باميد رب بزودی برياست مجلس خبرگان ميرسند ميباشند.مگر ما جوانان دل نداریم که تفریح کنیم.
اين کلیپ روی يوتيوب باور نکردنيه! چه خبره توی ايران؟ چی داره ميگذره؟ مردم کجا دارن می رن؟ اين همه ناهنجاری؟!!! درست مثل کلوپ های همجنس گراها بود منتها من از اونها چندشم نمی شه. می فهمم. شناخته شده است و قابل درک. اين يکی به کل برام قابل هضم نيست!! جدی جدی حالم رو بد کرد!!!
مرد عزیز
چیزی بیشتر از اینکه رسانهها میگن نمیدونم. یکی میگه یه خواننده زن خوش صدا اونجا میخونده و از طریق اینترنت مدعوین دعوت شدن(کنسرت ). بلیتش هم پنج یا شش هزار تومن بوده.
اینجور مهمونیا در باغهای کرج زیاد برگزار میشه. یعنی عدهای دختر و پسر و زن و مرد بدون حجاب در باغ بزرگی جمع میشن و میزنن و میرقصن. حالا یا مشروب هست یا نیست( که معمولا برای معدودی از مردم- اونم یواشکی- هست) گاهی وسائل موسیقی و بلندگوهای قوی و رقص نور هم هست...
خوب جوونا به این جور جاها احتیاج دارن.
معمولا به بسیجی محل رشوه میدن. من تا چند میلیون رشوه هم شنیدم. خودم در باغی شاهد رقص بسیجی رشوه گیرنده بودم که وقتی اومده بود سرکشی دچار جو گرفتگی شد و پا شد ترکی رقصید!
حالا در اینجا رشوه ندادن یا کسی لوشون داده... نمیدونم. وقتی فهمیدم مینویسم حتما.
این کلیپ یوتیوب هم شرم اوره هم خنده دار!
سلام خانومی :)
کاش داداشت همون موقع زنگ می زد و از اون حاج خانوم می پرسيد که شرعا روزی چند بار ميشه اين سنت حسنه را بجا آورد؟ و آيا ثوابی هم در کار هست يا خير؟ :))
http://movaghati.com/hamsaryabi.aspx
اين را هم امروز من ديدم. ايتم های انتخابيش برای سوال( چرا ضيغه می کنيد )از همه بهتر بود. اين هم که حتما بايد بدونن که مرجع تقليدتون کيه تا بتونن زوج مناسب شما را برای صيغه يک روزه مشخص کنن نشان از عمق تفاهم دو زوج و اصالت و دقت اين سيستم داره. حالا هی بگن که ازدواج مثل هندوانه نبريده است. بابا اين همه دقت در شناخت.... ديگه چی می خواهيم؟
http://movaghati.com/hamsaryabi.aspx
اين را هم امروز من ديدم. ايتم های انتخابيش برای سوال( چرا ضيغه می کنيد )از همه بهتر بود. اين هم که حتما بايد بدونن که مرجع تقليدتون کيه تا بتونن زوج مناسب شما را برای صيغه يک روزه مشخص کنن نشان از عمق تفاهم دو زوج و اصالت و دقت اين سيستم داره. حالا هی بگن که ازدواج مثل هندوانه نبريده است. بابا اين همه دقت در شناخت.... ديگه چی می خواهيم؟
کلفت گرامی
با عرض معذرت، فکر میکنم تو با فحش دادن به فضولباشی جو نظرخواهی رو متشنجتر میکنی.
من که نتونستم از کامنتگذاشتن او جلوگیری کنم اما تو هم با بها دادن به او و فحش دادن به هر بهانهای، باعث توجه بیشتر به اون شدهای. من وبلاگ نمینویسم که شاهد فحش و فحشکاری یه عده به همدیگر باشم؟
این کار شما توهین به من و خوانندههای وبلاگمه. شما اگر نظری راجع به نوشتههای من دارید بنویسید و اگر فقط برای دعوا با فضولباشی میآیی میتونی ایمیل فضولباشی رو از خودش بخواهی و بهش ایمیل بزنی. اگر هم نداد لابد دوست نداره با کسی دیالوگ داشته باشه.
ممنونم
زیتون عزیز.بسیاری از رسانه های خارجی از دستگیری ۲۰۰ نفر جوان در یکی از باغهای کرج خبر میدهند.لطفاً اگر اطلاعی داری برایمان بگو.
فضولباشی جون.تورو خدا به مامیت رحم کن.
زیتون عزیز .با عرض معذرت بخاطر فحش دادن.بنده رسماً و کتباً اعلام میکنم:من فقط به فضولباشی فحش داده و میدهم.ایشان اگر دوست ندارد فحش بخورد،اجازه دارد یک یا دو کامنت بگذارد و گرنه شمشیر کُلُفتم را از غلاف بیرون میکشم و چنان حمله میکنم که خانوم والده اش به هیتلر بگوید احمدی نژاد*
*در آرشیو دیدم که فضولباشی باسم نئونازی در اوایل کامنت میگذاشته.