58 :: توسط یعقوب معصومی در 2007-09-15 17:38

گذشته چراغ راه اینده است ..
كسی در باره ارتش شاهنشاهی محمدی رضایی نوشته بود كه چون من خودم از سال ۵۰ تا ۵۳ یكسال در ارتش و دو سال در ژاندارمری بودم ، حقیقت بیان نشده ..
فحش خواهر مادر برای زیر دستان روبراه بود ، همه باید ترسو و خایه مال وبی سواد می شدند ، افراد شجاع و با سواد و كاری در سطح پایین می ماندند ، هیچ كس اجازه انتقاد و اعتراض نداشت ، تحقیر و توهین از اركان اساسی نیروهای مسلح بود .... از ارتشی همه مردم عادی می ترسیدند ، ژاندارم كه دیگر ختم فلان شده ها بود ، كمتر ادم باسواد و شجاعی در این اركان ها خدمت میكرد ، نتیجه همان ارتش اولدوروم بلدوروم زمان رضا شاهی در مقابل اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی ، موش خانگی شده بودند ..
نتیجه دوم : انتظار دارید سپاه و ارتش اخوند سالم و درستكار باشد .. خوابهای خوش ایرانی ، بی خبر از گذشته نزدیك خویش است ..

57 :: توسط شیوا(ی دیگر) در 2007-09-15 14:33

آفرین بر حافظه‌ی تو زیتون عزیز و مرسی برای کامنت‌ات.‏

56 :: توسط زیتون در 2007-09-15 02:57

آذر عزیزم
بی‌صبرانه منتظر ای‌میلاتونم...

آقای شیوای عزیز
فکر می‌کنم بشناسمتون:) بابا به هم ای‌میل هم دادیم راجع به اسم شیوا ..

نویسنده‌ی کامنت ۵۰ و ۵۱
اصلا نمی‌فهمم چرا هر چند ساعت یک‌بار میای کامنت سه‌نقطه می‌گذاری و می‌ری...

55 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-09-15 02:17

۵۲ ارتشبد مرگ موش من اصلا از کل و کل نوري زاده و هادی خرسندی خوشحال نيستم و هردويشان را هم دوست دارم. و گاهی به طنز تيزهادی که داد نوريزاده را درمی آورد را هم می خندم.
غم و درد من نه مصدق است و نه سلطنت غم من آينده ايران اين بزرگ گربه آسيا است و ايرانی ها. هرچند که دلم برای تمام جاهلان می سوزد که نمی دانند و يا نمی خواهند بدانند که درد رهبر و فرمانده ام شاهزاده رضا پهلوی هم فقط ايران و ايرانی است.

54 :: توسط شیوا(ی دیگر) در 2007-09-15 01:27

زیتونک عزیز، سلام
می‌تونم حدس بزنم که سرت چه‌قدر شلوغه. فقط خواستم بگم که من هم توی "تله" افتادم و وبلاگ دارم. بیشتر ‏به سوئدی می‌نویسم، ولی بعضی وقت‌ها به فارسی هم می‌نویسم. نمی‌دونم وبلاگ دوزبونه‌ی دیگه‌ای هم هست یا نه. ‏خوشحال می‌شم اگه یه سری بهم بزنی.‏
http://shivaf.blogspot.com

53 :: توسط ارتشبد مرگ موش در 2007-09-15 01:27

اااااا... من کامنت 16 رو همین الان دیدم. باریک الله به خودم با این پیشبینیم.

راستی راجع به کاووسی فر شخصی که قاضی مقدس بی شرف رو ترور کرد هم بنویسی بد نیست. عکسهاش هست وقتی که اعدام شد داشت می خندید و دست تکون می داد. می گن دوره قهرمانها گذشته ولی مثل اینکه بعضی ها کاری به دوره های تاریخی ندارن و همیشه قهرمان هستن.
من که اگه یه روز تو ایران یه کاره ای بشم اسم اتوبان شیخ فضل الله رو میزارم اتوبان کاووسی فر. واقعا اگه عکسهاش رو ندیدین برید ببینید.
جالبه که این آدم رو آمریکایی ها توی دبی تحویل پلیس دادن تا بفرستنش ایران برای اعدام. توجیه احمقانه دکتر نوریزاده هم مشکلی رو حل نمیکنه و فکر می کنم این مساله باید تو همه وبلاگها راجع بهش نوشته بشه تا مردم ایران بفهمن چه حامیان خوبی دارن و بفهمن که هر گلی به سر خودشون می خوان بزنن باید خودشون بزنن و چشمشون به حمایت دیگران نباشه.

در ضمن هم وطن جان این "من الله توفیق " که مینویسی خیلی تو مخه !
از الله توفیقی حاصل نمیشه. تاحالا که الله هر چی فرستاده برامون شر بوده.

52 :: توسط ارتشبد مرگ موش در 2007-09-15 01:17


زیتون جان شرط می بندم یا گل کشیده بودی یا منظره که قصاب جان خوشش اومده.

سرهنگ زیاد خوشحال نباش از کل کل نوریزاده و خرسندی. هر دوی اینها مصدقی هستن. اگه نوریزاده رو دوست داری و تحلیل هاشو می پسندی بدون که نوریزاده از خرسندی مصدقی تره. مشکل بزرگ اپوزیسیون همینه که آدمهای بزرگش نصف تلاششون اینه که به هم بپرن. متاسفانه با اینکه یه ایرانی بنیان گذار منطق فازی تو دنیا بوده ولی ایرانی ها هر چه قدر هم که آدمهای باسواد و فهمیده ای باشن باز یه جاهایی صفر و یک میشن. مشکل نوریزاده اینه که از هر سیاست آمریکا حمایت می کنه و خیلی از سیاست های غلط آمریکا رو هم سعی می کنه توجیه کنه. مشکل خرسندی هم اینه که کاملا ضد آمریکاییه و همه چیز سیاست آمریکا رو نفی میکنه. حالا این دو نفر به جای اینکه به فکر منافع کشور خودشون باشن به خاطر این نقطه نظر متفاوتشون به هم پریدن.
البته من چون هر دو تاشون رو دوست دارم و صحبتهاشون رو گوش میدم میدونم که در این مورد متلک انداز اول خرسندی بوده.
تلوزیون فارسی بی بی سی هم هنوز کارش رو تو ایران شروع نکرده. کاش زودتر شروع کنه. به نظر من آخوند اونقدر که از تلوزیون و رادیو و روزنامه و اینترنت می ترسه از ناوهای هواپیما بر آمریکا نمیترسه.

51 :: توسط ... در 2007-09-15 00:54

...

50 :: توسط ... در 2007-09-15 00:53

...

49 :: توسط Kamal در 2007-09-14 22:56

دقيقا يادم هست دو سال يا سه سال پيش کامنتی
برای مانی گذاشتم و وی را به چالش کشيدم درجواب
مرا مسلمان بوگندو يا همچين چيزی خواند همين مانی
که حالا همه اورا خدای ادب ميدانند بله همين مانی
و ديگر هرچه با زبان خوش و ناخوش به او کامنت دادم جوابی نداد
ولی حال که آذر بر او تاخت ناگهان هول شد و فکرکرد آذرفخر است
و دست و پايش را گم کرد و بعداز دوروز تازه از شوک بيرون آمد
و جوابی با نرمش به آذر داد آنهم با کلی دستپاچگی
ميخواهم بدانم دليل اين تفاوت رفتار با من و آذر فخر چيست

48 :: توسط Kamal در 2007-09-14 22:51

خانم آذر برايم فرقی نميکند که شما کدام آذر هستيد
مهم اينسکه مانی فکرميکرد فقط من که بقول
او مسلمان بدبو هستم بااو مخالفم اما حرف شما
شايد او را کمی از اين نارسيسم که بهش دست داده
دورکند نارسيسم يعنی خودشيقتگی که اکثر سلطنت طلبها
بخصوص آنها که بيدين شده اند به آن دچارند

47 :: توسط حميد پوريان در 2007-09-14 22:08

فراخوان شماره۶
www.iranglobal.info
همراه با لیست بخشی از زندانیان سیاسی – عقیدتی و امنیتی در ایران کارزار اعتراضی شخصیت ها و ۱۷۹نهاد فرهنگی – اجتماعی و رسانه ای ایرانیان ساکن اروپا - کانادا- آمریکا – استرالیا – ترکیه – ایران
ما شما را دعوت می نماییم تا در صورت همراهی با اين فراخوان، پشتیبانی خود را از طريق آدرس زير تا پایان ماه شهریور اعلام نماييد: Kanon_anjoman@yahoo.com


46 :: توسط آذر در 2007-09-14 18:31

دوست عزیز کمال اگر منظورتان کامنتیست که به اسم آذر در وب سایت مانی میباشد لازم به تذکر میدانم که آن آذر من هستم , یک آذر دیگر و ربطی به خانم آذر فخر ندارد بنظر میاید که خود مانی هم همین فکر را کرده بوده و نمیدانم چرا .
آذر که در دنیا یکی نیست ...

45 :: توسط negin در 2007-09-14 17:08

زیتون جان با اجازه :
دوستانی كه در مورد موضوع نقاشی زیتون میپرسند میتونند تو كامنت ۱۶ جوابشون رو بگیرنند

44 :: توسط حميد پوريان در 2007-09-14 17:07

یه اتفاق عجیب:
مهرداد فرهمند
www.iranglobal.info
نمایش عمومی مجازاتی بحث برانگیز
آن گونه که دادگستری استان خراسان رضوی در شمال شرق ایران اعلام کرده، روز سه شنبه گذشته انگشتان دست چهار سارق سابقه دار در شهر مشهد، مرکز این استان، به حکم دادگاه قطع شده است.
هرچند برخی فقهای شیعه اجرای چنین مجازاتهایی را تنها در زمانی مجاز می دانند که جامعه اسلامی تحت فرمانروایی یکی از دوازده امام شیعه باشد و معتقدند که تا زمانی که امام دوازدهم ظهور نکرده، اجرای این گونه مجازاتها ممنوع است.
*****
بیخود نیست عده ای اصرار بر ظهور هر چه زودتر ایشان دارند.

****
Crackdown near Iran capital – photos 2
Thu. 13 Sep 2007
Iran Focus
www.iranfocus.com
Tehran, Iran, Sep. 14 – Authorities have stepped up arrests of young people in the city of Karaj,
****
هر چند عوامل ایشان حضور دارند.

****
دكتر شهيندخت خوارزمي
نايب رئیس انجمن ايراني مطالعات جامعه اطلاعاتي است.
www.iranglobal.info
پاراديم شيفت؛ الزام توسعه
تاريخ بيانگر رويدادهايی است که اتفاق افتاده ولی آن چه را که می‌توانست رخ دهد، بيان نمی‌کند. کار مورخ روايت واقعيت‌های گذشته است و آينده‌نگر با امکانات بي‌شمار آينده سر و کار دارد. چون اين امکانات رخ نداده‌اند، می‌توان آنها را مجسم کرد و بسياری از آنها از مرز خيال فراتر می‌روند. شرط آن است که به پاراديم آينده نگری مجهز باشيم.
مثبت انديشی و اميد : باور به اين که عمر بدبختی‌ها و نابسامانی‌‌ها کوتاه و تأثيرشان محدود است و بيشتر معلول عوامل و شرايط بيرونی است. منفی بافی و نگاه بد بينانه، عامل افسردگی است. آينده نگران، افرادی مثبت انديش و پر اميد و با نشاط اند.
...


43 :: توسط سرهنگ صادق حمايت در 2007-09-14 16:23

ها ها ها کل کل های هادی خرسندی و عليرضا نوری زاده را شنيده ايد ؟؟ در لفافه بهم فحش می دهند؟؟
شما طرف که را می گيريد؟؟
به نظر هادی خرسندی بايد طنز بگويد و تحليل سياسی و ادای روشنفکری در نياورد؟ نظر شما چيه؟

42 :: توسط Komeil در 2007-09-14 15:35

...................

IP: 75.153.94.78

41 :: توسط شبنم در 2007-09-14 15:13

هموطن جان شما هم کمی حسادت را کم کنید و کینه به دل نگیرید، برای سلامت روان تان خوب است....

40 :: توسط Kamal در 2007-09-14 10:48

..............................

IP: 64.151.124.5

39 :: توسط Kamal در 2007-09-14 10:13

تشکر ميکنم از خانم آذرفخر که بلاخره بر عليه مزخرفات مانی
به اعتراض آمد هرچند مانی الان احتمالا در شوک است
که آذر فخر عزيزش چرا اينجوربراوتاخته پسرک فکر ميکند همه
دوستدار او و خزعبلاتش هستند و لازم است که افرادی
مثل خانم آذرفخر بيش از اين بر او بتازند تا دست از
اين اراجيفش بر ضددين بردارد همه مثل خانم زيتون
نيستند که هرچه از او ميبينند دم برنياورند

38 :: توسط azar در 2007-09-14 05:08

ايمیل فارسی رو گرفتی ؟

37 :: توسط کلاقرمزی در 2007-09-14 04:47

خیلی خوبه که آدم نقاشی شو رو دیوار قصابی ببینه ؛
چون از دیوار نونوایی خیلی بهتره .
و ......

36 :: توسط hamvatan در 2007-09-14 03:49

نميدونم چرا من بعد از بازديدِ سايت اين آقای اميدِ حبيبی نيا و مشاهده پيشينه ايشون ، ازهمکاری با رادیو و تلویزیون به عنوان پژوهشگر، نویسنده، مشاور، کارشناس، مجری، کارگردان و تهیه کننده بگير تا منتقد و تدريس در دانشگاه و گردآوری کتابهای تلويزيون ديجيتال!(حتماً ايشون از اين کتاب فروشی به اون کتاب فروشی ميرفته )، بی اختیار ياد سردار،دکتر،پروفسور،خلبان، جراح قاليباف افتادم! (باور نداريد،خودتون بريد سايت استاد حبيبی نيا رو تماشا کنيد، تازه من خيلی مختصر گفتم!)

دوست عزيز يک کمی فروتن بودن هم بد نيست!

ومن الله توفيق

35 :: توسط شهلا در 2007-09-14 03:30

ببینم نقاشیت در چه موردی بود که چشم قصاب رو گرفته بود؟...دی...
...
خانمی نمیگم همیشه ولی اغلب میام نوشته هات رو میخونم و انرژی مثبت میگیرم و شاید پیام ننویسم...

ولی شما خیلی کم پیدا شدی!!!
دیگه اون 85 سال یکبار هم از در خونه ما رد نمیشی جیـــــگر.

34 :: توسط hamvatan در 2007-09-14 03:11

قابل توجه دوستانی که شايد معنی واژه "گتره ا ی" رو نميدونند
در فرهنگ لغتِ معين برای شرح اين واژه آمده:
1 ـ به قيمت مقطوع ، بي آن كه وزن كنند و يا بشمرند.
2 ـ به تخمين ، بدون حساب دقيق .
3 ـ بيهوده .

و من الله توفيق

33 :: توسط hamvatan در 2007-09-14 02:37

آقای اميد حبيبی نيا، منتقد عزيز، پژوهشگر گرامی!

عزيزِ دل، بندِه به زيارت سايت حضرت عالی رفته بودم، و در صفحه اول هيچ نشانی از اينکه اين تلويزيون قراره تازه راه اندازی بشه وجود نداره ، جالب اينجاست که حتی زيتون هم که به شما لينک داده خودش هم نميدونست که قراره اين تلويزيون تازه راه اندازی بشه، لطفا به کامنت شماره ۱۷ يک نظر بنداز جانم.
خيلی بهتر بود قبل از اينکه شروع بکنی به نظر خواهی، اول يک جمله مختصر می نوشتی که اين تلويزيون قرار هست که راه اندازی بشه و بعدا اون لينک "خبری در باره تلويزيون بی بی سی رو" ميگذاشتی .(از اينکه همين عنوان هم گويای راه اندازی تلويزيون جديد نيست بگذريم).
دوستِ عزيز من بهت قول ميدم که خيليها فکر ميکنن که اين تلويزيون فارسی زبان بی بی سی مدتها هست که برنامه دارِه و ما ازش خبر نداريم.
به هر حال اميدوارم که اين دفعه مطلب بندِه رو "گتره ای" فرض نفرماييد و ضمنا از اظهارِ نظرِ پيشينم که"گتره ای" بود عذر خواهی ميکنم!

و من الله توفيق

32 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-09-14 02:02

سلام زيتون جان
هر وقت ميام و می خونمت دلم وا مي شه.
حالا نقاشی اون تابلو چی بود؟ :))

31 :: توسط :( در 2007-09-14 01:51

پس سفارش ما چی شد؟

30 :: توسط جواب با بابا هموطن در 2007-09-14 01:22

هموطن بابا، همون طوری که خبر نداری تلویزیون بی بی سی فارسی قرار است به زودی شروع به کار کند؛ اگر به لینکی که داده شده هم بروی باخبر می شوی این آقا که شما بابا خطابش کردی قبلا در باره انواع دیگر رسانه های فارسی زبان از جمله تلویزیون های فارسی ماهواره تحقیق کرده، نظرسنجی کرده و ایضا سخنرانی، لطفا گتره ای نظر ندهید بابا جان!

29 :: توسط reza22 در 2007-09-14 00:51

اون دفه که تحویل نگرفتی ولی اگه زهرا اچ بی بود بیشتر تحویلمون میگرف:(( یادش بخیر....دلم واسه دعواهاتون تنگ شده..

28 :: توسط .. در 2007-09-13 23:35

..

27 :: توسط طاها بذري در 2007-09-13 23:18

ها ! الان باقی کامنت ها رو خوندم فهميدم گل و بته و پارچ و آب و از اينا بود ! خوب هيچی ... ولی همچين بد هم نيست ها ... فک کن ! يه قصاب نقاشی قاب بگيره بزنه ديوار ... اين يعنی فرهنگ مردم پيشرفت کرده !!!! حالا اميدوار شدم ! يعنی ما ظرفيت درک هنر رو داريم !

26 :: توسط طاها بذري در 2007-09-13 23:16

مگه چی کشيده بودی که اون حاضر شده با اون روحيه ی لطيفش قاب بگيره ؟ گاو و گوسفند ؟ يا شايدم صحنه ی ذبح گوسفند ؟

25 :: توسط .. در 2007-09-13 22:07

..

24 :: توسط ولگرد در 2007-09-13 21:46

زيتون بانو :
مطمنی که امضای زير آن نقاشی
امضای خودت است؟
نکنه يکنفر ديگه بجای تو آنرا امضا کرده که تابلو اش رابفروشد !!
ميگويند: يک نقاش جوان پيش پيکاسو رفت تقاضای کمک مالی کرد .
پيکاسو از او خواست جند تایی تا از نفاشی هايش به او نشان دهد
پیکاسو از ديدن نفاشی های ان نقاش خيلی به هيچان امد !!
چون بسیار شبيه نفاشی های خودش بود .
به ان نقاش جوان فقير گفت
من پولی ندارم که به تو بدهم
اما زیريکی از نقاشی هايت را امضا ميکنم .
برو انرابفروش هر چقدر گرفتی مال خودت .!!
پیکاسو زير نفاشی اورا امضا کرد . و ان نقاش رقت انرا به اسم نقاشی پيکاسو به مبلغ زيادی قروخت .و لابد حالا به اسم پیکاسو ان نقاشی در یکی از موزه های جهان است!!!!!!!!

اما درمورد تو اگر فکرمیکنی امضای خودت است ! ممکن است زير نقاشی کسی را امضا کرده ای!
که مثل پيکاسو به او کمک کرده باشی .
واو رفته ان نقاشی رابه اسم نقاشی تو به ان قصاب فروخته !!
ولگرد

23 :: توسط hamvatan در 2007-09-13 21:33

اصرار وزارت راه و ترابری ایران برای عبور راه آهن اصفهان- شیراز از ۵۰۰ متری آثار تاریخی "نقش رستم"، در نزدیکی شیراز و مخالفت سازمان های حمایت از گردشگری و آثار تاریخی با این اقدام، موجب بروز واکنش های زیادی در محافل فرهنگی و اجتماعی ایران شده است. ( به نقل از بی بی سی)


من نميدونم چرا اين حرامی ها اونقدر جرات و شجاعت ندارن که بگن ما ميخوايم عملا همه اثرِ تاريخی قبل از اسلام رو در ايران نابود کنيم، اون از سدّ سيوندشون اينم از اين خط راه آهن کشيدنشون.
من فکر ميکنم که يکی از راه های جلوگيری از اين افتضاحات اين باشه که مردم ايران رسماً اعلام کنن که بابا ما اصلا قبل از اسلام آدم نبوديم، يک مشت وحشی و لواط کار بوديم که رو درخت زندگی ميکرديم و اين اسلام عزيز اومد و ما رو آدم کرد و از درخت آورد پايين(اصلاً خر ما از کرّگی دم نداشت)، شايد اونوقت دست از سر کچل اين آثار تاريخی بردارن.

و من الله توفيق

22 :: توسط .. در 2007-09-13 21:09

..

21 :: توسط فهیم در 2007-09-13 20:52

من یه سوال بی ربط دارم .
تو بی بی سی قانون 201 مجازات اسلامی اینجوری نوشته شده :
ماده 201 قانون مجازات اسلامی ایران مجازات سرقت را در مرتبه اول، قطع چهار انگشت دست راست، در مرتبه دوم، قطع انگشتان پای چپ و بخشی از پا که متصل به انگشتان است، در مرتبه سوم حبس ابد و در مرتبه چهارم، اعدام تعیین کرده است.

سوال : اگه آقای دزد 3 بار دزدی کرد ، رفت حبس ابد اونقت چه جوری بار چهارم دزدی کنه که اعدامش کنن؟ تنبون هم سلولی رو که نمیشه دزدید؟
با تشکر از برنامه خوبتون

20 :: توسط hamvatan در 2007-09-13 20:45

زيتون جان

بهتر بود به جای واژه ۲ ريالی، از واژه ۲ زاری استفاده ميکردی، ۲ ريالی باز يک قرب و منزلتی دارِه.!

و من الله توفيق

19 :: توسط hamvatan در 2007-09-13 20:38

نفت به بشکه ای ۸۰ دلار رسيد، جالب اينجاست که وقتی قيمت نفت بالا ميره به جای اينکه مردمِ ايران خوشحال بشن، حماس و حزب الله لبنان و سوريه شاد ميشن!

18 :: توسط وحید در 2007-09-13 20:18

با تاریخ چند سال پیش؟؟؟؟
ارزش پس گرفتن نداشت؟

17 :: توسط زیتون در 2007-09-13 20:00

هموطن جان
منم به اميد گفتم تا حالا بی‌بي‌سی فارسی رو ندارم. بنابراين شرکت نکردم:)

16 :: توسط زیتون در 2007-09-13 19:58

الان دوريالی‌های ماه رمضون شروع می‌شه. سريع بنويسم و برم:)

فرهاد جان
نگين جان
ولگرد عزيزم
از اين نقاشی‌های طبيعت‌های بی‌جاني بود. از اينايی که يه ليوان سراميک و يه گلابی و يه پارچه چروکی خورده و مثلا يک سيب و يک تربچه بغل هم می‌ذاری:))
مال خود خودم هم بود چون از اول وسائل توی نقاشی به نظرم آشنا اومد.
آدم وقتی يه چيزی رو نقاشی کنه تا آخر عمر تموم خطا و انحناها و رنگش يادش می‌مونه.. بعدش امضا و خطش ..طرز تاریخ گذاشتنش مال خود خودمه.
بعدش هم خيلی ابتداييه:))
به کسی هم کادو ندادم. چون خجالت می‌کشم از هنری که ندارم به کسی بدم. در حد فروش هم که اصلا نبود.
دوسه ترم کلاس طراحی رفتم(یه نمونه‌شم اینجا گذاشتم. اونی که با زغال بود)
نقاشی‌ها هم وقتی هوسم نشست همه رو گذاشتم توی یک کیسه و گذاشتم زیر تختم. بعد رفت زیر تخت من و سی‌با... البته یادمه قبل از عید موقع خونه‌تکونی درش آوردم و آهی کشیدم و کیسه نایلون رو عوض کردم.

خوب... سریال‌های آبدوغی تلویزیون شروع شد. برم برای تحلیل:))

عمو اروند جان
چه ماجرای جالبی:)

15 :: توسط hamvatan در 2007-09-13 18:14

زيتون جان

تلويزيون فارسی bbc ديگه چه صيغه ای هست؟
ما که همش voa و طپش و حميد شب خيز رو نگاه ميکنيم، خوب بود اين بابا در مورد يک تلويزيونی تحقيق ميکرد که بيننده بيشتری داشت، مثلا همون voa


و من الله توفيق

14 :: توسط iran در 2007-09-13 17:13


جوانان ایران زمین را آزاد کنید!

13 :: توسط حميد پوريان در 2007-09-13 17:07

وضعیت عراق بعد از گزارش «بترایوس – کروکر»

www.iran-emrooz.net
حسن‌ هاشمیان

دولت نوری مالکی؛ در میان انتظارات امریکائی‌ها و تحولات داخلی عراق

نمی توان دولت مالکی را جز با صفات «درهم شکسته»، «فرصت طلب» و «ناتوان» با معیارهای دیگری مورد توصیف قرار داد. دولتی که تاکنون هیچگونه موفقیتی در سابقه یک سال و نیم گذشته خود قرار نداده و هر بار سوار بر موجی جدید و با سیاستی که نه خود طراح آن است، «آویزان» بر گردن ملت عراق شده و تنها هدف آن باقی ماندن در قدرت به هر قیمت ممکن است. یک بار به گروه مقتدی صدر این پوشش امنیتی را می‌دهد که در روز روشن به وزارت آموزش عالی حمله کرده و کارمندان سنی را ربوده و در جائی نامعلوم آنها را شکنجه داده و به قتل برسانند. در روز دیگر با نیروهای امریکائی متحد شده و به همین گروه مقتدی صدر حمله می‌کند، خانه‌های آنها را در شهرک صدر و مناطقی چون «شعله» و «سیدیه» ویران نموده تعدادی زیادی از آنها را بازداشت می‌کند.
...
با این شرح آنچه که مشخص است اینکه دولت مالکی به زودی تغییر خواهد کرد اما آنچه که معلوم نیست شیوه این تغییر خواهد بود که آیا از طریق پارلمان و با از اکثریت انداختن هواداران آن کنار خواهد رفت یا با جابجائی نیروهای نظامی و امنیتی در بخش‌های دیگر، چنین تحولی رخ خواهد داد.

12 :: توسط hamvatan در 2007-09-13 16:36

ولگردعزيز، مثل اينکه متن زيتون رو درست نخوندی، نوشته بود که امضاء خودش رو زيرِ نقاشی داشته.

زيتون عزيز، وان گوک هم اولين بار برای نمايش نقاشی هاش از دکان قصاب سر محلشون استفاده کرده بود. ( اينکه بعدا ايشون گوش خودش رو بريد يک بحثِ ديگه هست).

و من الله توفيق

11 :: توسط ولگرد در 2007-09-13 16:24

عزيز:
ازعکاس باشی بودنت خبرداشتم ولی نگفته بودی که نفاش باشی هم هستی؟اما اين داستان کمی عجيب است مثل داستانهای Twilight Zone بنطر میرسد !!
ممکن است به این سوالات جواب بدهید تا این داستان شایدقابل هضم شود!!
۱. یادت نمیاید که این نقاشی را تو از روی عکسی کپی کرده باشی؟
۲. اگر چنین است از کچا معلوم است که کار کس دیگری نباشد؟
۳ .چند سال پیش تو انرا کشیده بودی؟
۴. اگر مطمن هستی این نقاشی تواست دریک شهر میلیونی چطو ر این نفاشی سر از ان مغازه قصابی بیرون اورده است ؟
اگر حتم داری این نقاشی تواست یاذت نیست که انرا فروخته باشی؟ ویا به کسی هدیه داده باشی ؟
اگر ولگرد پایش توی کقش زیتون بود ته و توی این قصه بیرون میاورد !!
میرفت وانمود میکرد که ان نقاشی را میخواهد بخرد و از اقای قصاب سوال میکرد که اين نقاشی را از کجا اورده؟
اماعزیز
از اين داستان بايد يک نتیجه دیگری باید بگيری که تو و این اقای قصاب از يک جهت بايد وجه مشترکی داشته باشيد !! چون اين نقاشی برای هر دو شما يک مفهموم پنهانی دارد.برو اين راز را کشف کن شايد ولگرد براساس ان داستانی نوشت !!

10 :: توسط فرهاد در 2007-09-13 15:57

اگه میگفتی موضوع نقاشی چی بوده میشد حدس زد چطوری سر از دکان قصاب درآورده !

9 :: توسط negin در 2007-09-13 14:55

زيتون عزیز میشه لطفا بگی چی كشیده بودی كه برای اقا قصابه انقدر جالب بود كه به دیوار اویزونش كرده و برای تو انقدر بی اهمیت كه دور انداختیش؟

8 :: توسط عمو اروند در 2007-09-13 13:15

روزگار را چه دیدی! نقاشی بود با در‌آمدی کم و به گمانم معتاد. رو زگارش را با چندرغاز حقوق معلمی ‌می‌گذراند و برای دکانداران تابلو می‌کشید. پس از سالیانی پسرش دنبال یک نقاشی خوب او بود که زینت‌بخش خانه‌ی ثروتمندی شده‌بود و از من بی‌نوای دو ر از وطن کمک می‌خواست.

7 :: توسط amir در 2007-09-13 11:58

ما هم رای داديم

6 :: توسط amir در 2007-09-13 11:58

ما هم رای داديم

5 :: توسط زیتون در 2007-09-13 11:08

آذر جان
آخه زياد جالب نبود... بهتراشو تو خونه دارم...
اما با موبايلم ازش عکس گرفتم.
يه بدی بزرگی که من دارم اینه هر چيزيو که شروع می‌کنم به سرانجام نرسيده ولش می‌کنم. طراحی... موسيقی... ترجمه... نوشتن(به جز وبلاگ‌نوسی البته)...

4 :: توسط آرش در 2007-09-13 11:06

نگران نباش ... آثار مشهور جهان اول تو دستشويي پادشاها بوده!‌ شايد بايد تابلوهاتو بدي به گربه ي كوچه احمدي نژات اينا .

3 :: توسط azar در 2007-09-13 10:59

زستون جان . بهر قيمتی که شده از قصاب بخر . توی نمايشگاه اينده که خواهی گذاشت هم زيرش داستانش را بنويس .

2 :: توسط زیتون در 2007-09-13 10:45

همون جان
خوب شد گفتی:)
من هنوز ياهو مسنجر نرفتم. برم ببينم لينکش چيه.

1 :: توسط همون در 2007-09-13 10:29

پس سفارش ما چی شد؟