کشوری مثل آمریکا در ابتدا به سرخ پوست ها تعلق داشته که بنا به دلایل تاریخی بعد از قتل و عام مامن ابتدا مهاجرین اروایی و بعدها سایر کشورها شد را میتوان کشور ملل متفاوت خواند یعنی مهاجرین از تمام کشورها و با آیین و فرهنگهای مختلف !
بنابراین یکی از جاذبه هایش جمع شدن ملل و مردم متفاوت است و چه خوب که همه به آیین و سنن همدیگر احترام بگذارند و خوبیهای سنن خود را نیز فراموش نکنند و انرا به سایر افراد نیز به شکل زیبایی بشناسانند
خیلی خوب است که مردم سایر ملل هم از وجود غذای خوشمزه قورمه سبزی در سفره ایرانی آگاه شوند یا با فرهنگ و آیین بسیار زیبای نوروز آشنا شوند
سعی کنیم به فرزندانمان احترام به خود و دیگران را بیاموزیم و درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را نه فقط دیدن و تقلید را
همون بهتر که شماها توی اون خراب شده بمونيد و جاهای ديگه رو به گند نکشيد....
ايران جان دمت گرم
خانم روشنفکر اگه قرار باشه زیتون کامنتهای مخالف رو باک کنه که دیگه نظرخواهی نمیشه که.شما بهتره به جای اینکه خودتو ناراحت بکنی از فکر اینکه داری تو کانادا جون زندگی میکنی حال کن.
ما که یک دم هوای کثیف و دود آلود تهران به بادشاهی لندن خراب شده نمی دیم چه برسه به زندگی ی با سوشیال سکیوریتی دهات کانادا.
---------
Ba chand ID comment minevisi?
مهسا باز تو چس ناله كردى؟؟؟
خوب وقتی تو کاره کسی فوضولی ميکنی جنبه جوابش هم داشته باش، نه اينکه مثل این بچه ننه ها بدو بدو برى پيش زيتون ناله كنى. تو خودت اول به من گير دادى، پس ظرفييت جواب هم داشته باش. ضمنا اون نظرت هم به جز چس ناله و نديد بدید بازی و دهاتیگری چيزه ديگه اى نبود، پس ديگه این برا پيدات نشه و گورت رو واسه هميشه از اينجا گم كن.
حاليت شد ضعیفه؟
مهسا باز تو چس ناله كردى؟؟؟
خوب وقتی تو کاره کسی فوضولی ميکنی جنبه جوابش هم داشته باش، نه اينکه مثل این بچه ننه ها بدو بدو برى پيش زيتون ناله كنى. تو خودت اول به من گير دادى، پس ظرفييت جواب هم داشته باش. ضمنا اون نظرت هم به جز چس ناله و نديد بدید بازی و دهاتیگری چيزه ديگه اى نبود، پس ديگه این برا پيدات نشه و گورت رو واسه هميشه از اينجا گم كن.
حاليت شد ضعیفه؟
6 :: توسط مهسا در 1386-07-25 04:07
میدونی زیتون جان آدمیزاد اشتباه میکنه دیگه . همه اینطورند من هم یکی از اونها . خب اشتباه کردم جواب کسی در دادم که در سطح خودم نیست دادم فکر کردم میفهمه اصولا حرف غیر محترمانه زدن برای همه بده اما یادم نبود اگه این قرار بود بفهمه که قبلا فهمیده بود . یکی دیگه از اشتباهاتم هم این بود که وقتی دیدم تو نظر میخوای تجربه یک گوشه ای از زندگیم رو نوشتم . نمیدونستم برای نوشته های ما به اندازه یک حبه انگور ارزش قائل نیستی . میای و وقت میکنی عکس انگور رو بگذاری اما وقت نمیکنی نظریاتی که به خواننده هات توهین شده رو پاک کنی . من خودم وبلاگ دارم میدونم پاک کردن یک نظر ۵ ثانیه وقت میبره . اما نویسنده نظر رو از مزخرف نوشتن خسته و دلزده میکنه .نگو به تو ربط نداره تو از ما نظر خواستی .متنت چیزی نبود که هر کس خواست کامنت بگذاره و هر کس نخواست نگذاره . اما میدونی خوبی من چیه ؟ خیلی زود از اشتباهاتم درس میگیرم و دیگه تکرارشون نمیکنم . متاسفم که فکر میکردم برای خواننده هات ارزش قائلی که براشون مینویسی . خداحافظ
چرا ما تحمل يکديگر را نداريم ؟ هر کس دارای عقيده ای است و در جای خود قابل احترام . اما هدف از گذاشتن اين کامنت معرفی کتاب عطر سنبل عطر کاج نوشته خانم فيروزه جزایری دوما است .اين کتاب در خارج از ایران با نام funny in farsi شناخته می شود و تا کنون کانديد نهايی جايزه تربر در سال ۲۰۰۵ و کانديد جايزه پن در امريکا گشته است . به تمام دوستانی که درباره مهاجرت مناقشه می نمايند توصيه می کنم اين کتاب را مطالعه نمايند .
سربلند باشيد.
من اکثر نظرات رو خوندم و باخیلی هاشون موافقم....مهاجرت درسته که راحت نیست .. حدود زیادی "جیگر" میخواد .. تلاش و زحمت زیادی هم داره ..
فقط اینو اضافه کنم که مهاجرت مخصوص ایرانی ها نیست ... خیلی از ملیت های دیگه هم اینکار رو کرده و هنوز میکنند و اینکه زندگی همیشه پر از تلاش و کوششه و من هیچ تاسف و پشیمون نیستم که اینکار رو کردم.. چون ما یک بار بیشتر بدنیا نمیاییم ..پس بگذارید که از زندگیمون به اندازه کافی استفاده کنیم و مرتب یاد بگیریم که چقدر بقولی ظرفیت خطر کردن رو داریم ..حالا هر چی میخواد باشه.. من باهاش اصلا مشکلی ندارم
من اکثر نظرات رو خوندم و باخیلی هاشون موافقم....مهاجرت درسته که راحت نیست .. حدود زیادی "جیگر" میخواد .. تلاش و زحمت زیادی هم داره ..
فقط اینو اضافه کنم که مهاجرت مخصوص ایرانی ها نیست ... خیلی از ملیت های دیگه هم اینکار رو کرده و هنوز میکنند و اینکه زندگی همیشه پر از تلاش و کوششه و من هیچ تاسف و پشیمون نیستم که اینکار رو کردم.. چون ما یک بار بیشتر بدنیا نمیاییم ..پس بگذارید که از زندگیمون به اندازه کافی استفاده کنیم و مرتب یاد بگیریم که چقدر بقولی ظرفیت خطر کردن رو داریم ..حالا هر چی میخواد باشه.. من باهاش اصلا مشکلی ندارم
zaytoon jan
gharib boodan to yek jayeh biganeh behtar az gharib boodan to mamlekateh khodeh adameh.
va khob mahi ro har vaght az ab begiori tazast!
اين کامنت دونی بهترين دليله که آدم از مملکتی که هموطناش اين جوری حرف ميزنن بياد بيرون و پشت سرش رو هم نگاه نکنه . زيتون هم برای اين پاکشون نميکنه که به ما ثابت کنه از يک ذره آزادی چه جوری استفاده ميکنيم .
به گزاف گوهای عمله و اكله سفارت ، گفتن اینكه ، با با همه چیز را تحریف می كنید به نفع جمهوری سركوفت اسلامی ، یكی می گوید نثرت به موال ، دیگری می گوید ، ۲۲ سال پیش و ویزای تحصیل در اروپا ، اخه من یكی اطلاع دقیق دارم ۲۲ سال پیش هیچ كشور اروپایی به ایرانیان ویزای تحصیلی نمی داد ، شاید نگین خانم ، نگین پادشاهی بوده و یا نگین عدل علی ، تا ویزای تحصیلی گرفته ، این نوع ویزا گرفتن یك در هزار هم امكان نداشت .. كه تو مطلع نیستی ، نگین خانم مركز اطلاعات سفارت است ، و سفارت مقدس اسلامی هم با كسی كاری ندارد ، و پاسپورت جمهوری كثافت اسلامی را بگیر مفت و مجانی و بدون درد سر و بپر وطن ، هر چقدر دلت خواست بمان ، خانه خاله است ..
این ها توهین نیست .. مگر اینكه ، توده ای اكثریتی با واسطه و یا بی واسطه باشی و تز رفت و برگشت و دادن اطلاعات به رژیم و بالابردن اعتبار رژیم سركوفت اسلامی را تقویت كنی ، و نوشته های مرا توهین به ایرانی ها تلقی نمایی ..
شیخ سعدی ، با من هیچ تشابهی ندارد ، شما اگر ایرانی هستی یقه سفارتی ها چند پاسپورتی را بگیر ...!!
وطن فروشی یعنی چه ؟ ... معامله و مذاكره و مشاوره و همكاری با سفارتهای جمهوری اسلامی وطن فروشی نیست ؟
همه انهایی كه پاسپورت جمهوری مقدس را دارند چك كنند ، سه ماه ویزا با زبان دیپلماتیك را خواهند یافت..
ما تو اروپا و آمریکا زندگی نمی کنیم ما تو ایران هستیم و زندگی هم نمی کنیم.
نانا والله به پیر و پیغمبر من نمیخوام واد بحث و دعوا باهات بشم ولی بنظرم در جایی که هستی فشارات زیاد بهت وارد شده ...
بابا اینا چیه توی وبلاگت مینویسی ??? آخه از آخوندا بدت میاد خوب بیاد ولی چرا حال مارو بهم میزنی بی انصاف, تازه تبلیغم براش میکنی ...
تازه اجازه کامنت گذاریم به کسی نمیدی ...مجبورم تو زیتونستان برات بنویسم
خوب دیگه اینم مدل آزادی بیان برای تو ...
اسمم روهم نمینویسم که حوصله دهن بدهن گذاشتن باهات روهم ندارم ...
متوجه شدی ???..........کيل بيل فرمانده
ترانه جان
معلومه که نظرخواهی جای ناسزا گفتن و ناسزا شنيدن نيست!
باور کن وقت ندارم نظرها رو کامل اديت کنم . گاهی دوسه روز آنلاين نمیشم و نمیتونم حرفای بدو سانسور يا پاک کنم!
محض اطلاع شما يعقوب جان ايرانيان مقیم اروپا نيازی به گرفتن ويزای سه ماهه برای رفتن به ايران ندارند برای اينكه همه چه پناهنده و چه غیر پناهنده دو پاسپورت دارند. هم پاسپورت ایرانی و هم پاسپورت اون كشوری كه توش زندگی میكنند یعنی دو ملیتی هستند و جمهوری اسلامی هم مخالفتی با این ندارد و اين را ميداند. خواهش ميكنم اگر در مورد جریانی اطلاع درست نداری اظهار نظر نكن
استاندار قزوين همسرش را مديركل استانداري كرد.
چطور دل کنديد؟!
"زيتون" در پي دريافت ايميلي از يک خواننده در باره مهاجرت به آمريکا و راهنمايي هاي او به متقاضيان مهاجرت، چنين نوشت:
اسم مهاجرت مياد، تنم ميلرزه. هميشه پيش خودم ميگم اونايي که تا ميفهمن اينجا براشون جاي زندگي نيست و زود تصميم ميگيرن و ميرن، عجب آدمهاي شجاعيين. چهجوري دل کندن از خونه و کوچه و خيابون و شهر و کشور. چهجوري اينهمه داشتههاشون
زيتون ، راستش رو بخواهی ازت انتظار نداشتم هر کس هر چيزی گفت بگذاری بمونه . مگه اينجا چاله ميدونه ؟
زیتون جان ، تو معیاری برای تایید کامنت ها نداری؟ فکر میکنی وجود کامنت های توهین آمیز جز ایجاد جو دشمنی و اختلاف فایده دیگه ای داشته باشه؟ آیا کامنت دونی تو جای ناسزا گفتن و ناسزا شنیدنه؟ چرا به کسانی که فرهنگ نظر دادن و نظر شنیدن احترام امیز ندارند اجاز میدی که از این فضا سو استفاده کنند؟
زیتون جان ، تو معیاری برای تایید کامنت ها نداری؟ فکر میکنی وجود کامنت های توهین آمیز جز ایجاد جو دشمنی و اختلاف فایده دیگه ای داشته باشه؟ فکر میکنی کامنت دونی تو جای ناسزا گفتن و ناسزا شنیدنه؟ چرا به کسانی که فرهنگ نظر دادن و نظر شنیدن احترام امیز ندارند اجاز میدی که از این فضا سو استفاده کنند؟
این فضولباشی حرومزاده کم بود یعقوب خله هم اومد. اون نثرتو بزن سردرعطاری محلتون به عنوان داروی رفع یبوست. من یکی که تا خوندمش سریع عنم گرفت.برای همین افتابه به دست بدو رفتم زیارت امام
من نه در اروپا زندگي ميکنم نه در کانادا ولي به توهين به هم ميهنان ساکن اروپا در کامنت۱۱۳ و کانادا نشينان در کامنت۱۱۸ بشدت اعتراض ميکنم .کامنت گذاران محترم به هم ميهنانمان توهين نکنيد.
ادامه دارد....
مهسا خانم بس به بچه ات خیلی میرسند ها؟
من نمی فهم چرا اکثر اين ايرانيهايی که تو کانادا زندگی می کنند انقدر دهاتيند. وقتی نظراتشونو ميخونم حالم بهم ميخوره که انقدر املند چقدر هم از زندگی تو دهات کوره ای مثل کانادا حال ميکنند
سفير مصر در سازمان ملل، روز ۲۸سپتامبر گذشته هنگام عبور ازخياباني در نيويورك، ناگهان با يك افسرپليس آمريكا روبهرو شدكه از وي خواست ازخيابان ديگري عبوركند و تاكيد كرد"اين خيابان ويژه عبور غيرعرب و غيرمسلمانان است".
یعقوب
مردك تو اصلا معلوم هست چی ميگى با این نثر تخمیت؟
فکر کردی جون ننت مثل سعدی داری مینویسی؟
ادامه دارد....
شاید زیتونستان همین است ، ۲۲ سال پیش ، به قصد تحصیل ، اقامت دائمی و پاسپورت شهروندی در شهرفرنگ .. فقط و فقط در سایه مهاجرت ..بدست اوردیم ..!!
مهاجـــــــــــــــــــــــــــر باشید و خوشبخت شوید ... حتا اگر از دست سربازان غایب امام فرار كرده باشید ، باز مهاجرید ..!!؟
امار دقیقی ندارم اما فكر می كنم ۸۰ در صد ، شاید هم بیشتر ، ایرانیان اروپا ، چه میلیونر و چه اس و پاس ، پناهنده هستند و جمهوری اسلامی هم این ایرانیان هچل هفت راخوب می شناسد ، هیچ نوعی از عفو عمومی و خصوصی نداده است ، همه مهاجر پناهنده های رفت و برگشتی با سری پائین و زبان در كام و بسیاری با ترس و لرز به مركز جاسوسی جمهوری مقدس اسلامی مراجعه می كنند و با پرداختهای از كرامات شیخ ما و چرتكه ای بازار اسلامی دلار و یورو می پردازند و سه ماه ویزای توریستی برای وطنشان می گیرند ، و راهی می شوند به وطن توریستی و به ملت پز می دهند ..و زبانشان همیشه چسبیده به ان جایشان ...
وطن فروشی ، به سبك ایرانی مهاجر پناهنده ...
امریكا شاید در صد كمتری از این پناهنده و مهاجر دارد ...
هیچ كشوری به این سادگی قبول مهاجرت نمی كند ، ان هم از ایران ، دلار ۵۰۰ هزار به بالا و راه و روش دانها ، تخصص های سوپر و شاید قهرمان ورزشی بالا و ... بسیاری از كسانی كه این جا كامنت می گذارند ، پناهنده بودند و چون جر ، خورده اند پناجر ، بهتر است بنامیم تا مهاجر ..و از له له های لاف ایرانی گونه شان هم معلوم است كه پناجرند ....
بدرود .....
بيست و دو سال پيش ايران رو به قصد تحصیل ترك كردم و به اروپا امدم. اون موقع شرايط برای جوونها بخاطر جنگ و مسايل دیگه خیلی سخت بود. یكی دو سال اول بخاطر ندونستن زبان و شرایط زندگی سخت گذشت ولی كم كم با شروع درس و یاد گرفتن زبان و كار كردن بهتر شد. دوران دانشگاه خیلی خوب بود و دوستهای خوبی پیدا كردم كه هنوز با اونها در ارتباط هستم. اواخر تحصيلم ازدواج كردم و بچه دار شدم. در تمام این مدت چون درگیر كار و درس و خانواده بودم برای ایران زیاد دلتنگ نبودم تا چهار سال پیش كه برای اولین بار بعد از هجده سال به ایران رفتم. وقتی كه اونجا بودم با ديدن شهر و خونه ایی كه توش بزرگ شدم و مدرسه و دبیرستانی كه توش درس خوندم و خیلی چیزهای دیگه تازه احساس كردم كه چقدر دلم برای ایران و وطنم تنگ شده بود . خیلی راجبش فكر كردیم كه برگردیم و در ایران به زندگیمون ادامه بدیم با اینكه اینجا شرایط زندگی نسبتاً خوبی داریم و جا افتاديم و شهروند شدیم.فقط اینو بگم منتظر بهتر شدن شرایط هستیم كه برگردیم
اي كاش اين پست را ۲ سال پيش مينوشتي...بد اقبالي من
حرف من با زيتونه
عزيز من ازادي بيان هم گفتن درست ولي نه ديگه تا اين حد - چرا اينجا پر از حرفهاي زشت ، فحش و ... لا اقل بعضي هاشو پاك كن
به نظر من اين جنگهاي زرگري را بعضي ها عمدا راه مي اندازند كه ضربشو به تو بزنند...
man alan 15 saleh ke iran nistam dar ebteda baraie edameh tahsil be europe oomadam vali eghamatam toolani shod,
faghat mitoonam begam vaghti chand sal dar europe zendegi kardi digeh na talogh be iran dari na ahl inja hasti, az nazar europaii ha to hamisheh hata bad az 30 sal ham ie khareji hasti dar hali ke vaghti be iran bargardi baraie zendegi, mibini ke be iran ham taalogh nadari, nemitooni edameh bedi va majboori hamoon ghorbat ro ba ehsas khareji boodan ta abad zendegi koni
معامله بزرگ آغاز شده؟
www.iranfocus.com
Captive Israeli soldiers 'held in Iran'
Sun. 14 Oct 2007
DUBAI (AFP) — Two Israeli soldiers captured by Lebanon's Shiite movement Hezbollah in 2006 have been handed to Iran and could be freed in a German-brokered swap, an Arabic newspaper reported on Sunday.
Asharq Al-Awsat quoted a source identified as a high-ranking official in the office of Iran's supreme leader Ayatollah Ali Khamenei as saying they had been transferred by the elite Iranian Revolutionary Guards.
...
و اما سهیل
خاک بر اون فرق سرت کنن که اول یک دهاتی ندید بدید مثل مهسا باید به کمکت بیاد تا جواب بدی.
اولا فلک زده اجین نیست و عجین درسته بیسواد.
دوما اون اسلام لجنت که مثل مدفوع بوی گندش تمام دنیا رو برداشته با تو عجین هست نه با ایران.
سوما اونی که گرفتی سرما خوردگی نیست بلکه جنون گاوی هست که از مادرت حتما گرفتی.
چهارما اندازه دهنت گه بخور و گه خوریهای سید چلاقت رو (خامنه ای) هی قرقره نکن.
و اما سهیل
خاک بر اون فرق سرت کنن که اول یک دهاتی ندید بدید مثل مهسا باید به کمکت بیاد تا جواب بدی.
اولا فلک زده اجین نیست و عجین درسته بیسواد.
دوما اون اسلام لجنت که مثل مدفوع بوی گندش تمام دنیا رو برداشته با تو عجین هست نه با ایران.
سوما اونی که گرفتی سرما خوردگی نیست بلکه جنون گاوی هست که از مادرت حتما گرفتی.
چهارما اندازه دهنت گه بخور و گه خوریهای سید چلاقت رو (خامنه ای) هی قرقره نکن.
مهسا
مثل اینکه تو ادب و تربیت نداشتت رو داری نشون میدی.
چیه؟ ۲ روزه رفتی خارج انگار جو گرفتت زنیکه ندید بدید.
اونهایی که در خارج به بچه ات تو رسیدگی میکنن عاشق چشم و ابرو تو و بچه ات
نیستن بلکه فقط وظیفشون رو انجام میدن و اگه بابتش از جایی حقوق نگیرن نه تو رو
و نه بچه ات رو به یک ورشون هم حساب نمیکنن. پس جو گیر نشو اول بذار عرقت خشک بشه
بعدا از ماتحت خارجیها بخور.
دیگه هم با من دهن به دهن نشو وگرنه مجبور میشم اونچه که لایق خودت و جد ابادت هست
نثارت کنم. فهمیدی ضعیفه ؟
مهسا
مثل اینکه تو ادب و تربیت نداشتت رو داری نشون میدی.
چیه؟ ۲ روزه رفتی خارج انگار جو گرفتت زنیکه ندید بدید.
اونهایی که در خارج به بچه ات تو رسیدگی میکنن عاشق چشم و ابرو تو و بچه ات
نیستن بلکه فقط وظیفشون رو انجام میدن و اگه بابتش از جایی حقوق نگیرن نه تو رو
و نه بچه ات رو به یک ورشون هم حساب نمیکنن. پس جو گیر نشو اول بذار عرقت خشک بشه
بعدا از ماتحت خارجیها بخور.
دیگه هم با من دهن به دهن نشو وگرنه مجبور میشم اونچه که لایق خودت و جد ابادت هست
نثارت کنم. فهمیدی ضعیفه ؟
ادامه دارد
برای مهاجرت بايد مقاوم و ماجراجو بود و به بازگشت هم فکر نکرد. ما هنگام مهاجرت ماشينی که داشتيم را فروختيم ولی خانه و وسايلش را نفروختيم.
در دو سال نخست بسيار سختی کشيديم و پوستمان کنده شد. از سرمای منهای ۴۲ درجه تا بیکاری و بیپولی و دلتنگی و بیکسی همه و همه گریبان گیرمان شد. در تمام آن روزها و ماههای سخت به خودمان اطمینان داشتیم که اگر پافشاری و مقاومت کنیم موفق خواهیم شد و البته همیشه پشتیبان یکدیگر بودیم. خدا را سپاس اکنون پس از پنج سال و اندی زندگيمان روی روال است و جا افتادهايم.
پارسال پس از چهارسال دست دست کردن و پس از اطمینان از اینکه میخواهیم اینجا بمانیم به ایران رفتیم و وسايل آپارتمانمان را فروختيم و اجاره داديمش.
شاد باشی
زیتون جان ، سلام
دلم گرفته ، خیلی گرفته ، نمی دونی غربت خیلی بد است. من چون همیشه دیدگاه جهان وطنی داشته ام ، هیچ وقت فکر نمی کردم ، چدا شدن از شهر و کشور و دوست و فامیل اینقدر بد باشد.
به خاطر اختلافی که با چند نفر از اعضا وزارت اطلاعات داشتم، ناچار شدم که خانه و کاشانه ام رو ترک کنم.
ناچار شدم در یک شب سرد زمستانی ، فقط یک ساک به اندازه لباسهایم را بردارم ، قید خانه ام و زندگیم را بزنم و کشور رو ترک کنم.
آخر سر یک معامله تجاری ، آقایان اطلاعاتی ، سهم آنچنانی از من می خواستند که پرداختش عملی نبود. بعد هم که دیدند من پولی که می خواهند نمی دهم ، رفتند برایم پرونده ای ساختند ، آن سرش ناپیدا !!!! خدا بهم رحم کرد که بر حسب اتفاقی نادر ، در جربان برنامه آنها قرارگرفتم.
فقط با یک دست لباس از کشور خارج شدم و خدا می داند که چه کشیدم ....
سالروز تولد علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی خجسته باد
در ضمن آقا يا خانم ايران فکرنکن از
تو ترسيدم که اين دوسه روز چيزی نگفتم
خير بدليل سرمای مونترال کمی سرما
خوردگی پيداکرده بودم و توان مقابله
با تو را ازمن گرفته بود اما حالم به
کوری چشم بعضی الان بهتر است و
ترسی از تو به دل راه نخواهم داد
خيليهاراتوی اين سه سال از اينجا
بيرون رانده و بعدازاينهم خواهم راند
ايران تو يا احمد .ف يا همان احمد فضله
هستی که طبق معمول بانام ديگر آمدی
يااينکه نيوشاد زشت نويس هستی
که تا چندوقت پيش مرا بباد فحش
ميگرفتی و يا مانی پسرک سلطنت طلب ضداسلام
هستی به هرحال هرکه هستی دو
روز صبروفحشهايت را تحمل کردم اما
حال که مهسای عزيز همنوای من شد
نيرويی دوباره يافته و جوابت را ميدهم
چرا طرفداری من از اسلام انقدر تورا
ميازارد؟! تو که اسم ايران را برخود
گزارده ای بدان که ايران نامش با
اسلام اجين است و خواهدبود حالا
هرچه اين سلطنت طلبها بخواهند
مامسلمانهارابدبو بخوانند عرض خود
ميبريد و زخمت بقيه ميداريد اسلام
ريشه اش محکمتر از اينست که با
بادهای معده ای چونان جناب ايران
به لرزه بيفتد
ایران احمق . تو که بد دهن بودی و بیشتر هم ثابت کردی . من که تا حالا چیزی ننوشته بودم که تو بخوای دهن گندت رو باز کنی و چیزی به من بگی احمق و همه که آی کیوشون مثل تو در حد پلانکتون نیست . حالا باز دهنت رو باز کن هر چی در اومد به هیکل خودت بگو به من چه .
پارسا ، اگه کارت درست بشه و بیایی اینجا مطمئن باش توی خواب هم نمیبینی که چقدر به بچه ات میرسند و چقدر در بهترشدنش تلاش میکنن اما اگه شک درپذیرفته شدن داری شاید بهتره با یک دکتری که کارهای مهاجرها رو میکنه مشورت کنی . البته اینا ویزیتشون خیلی بالاست و به نظر من یک کم صبوری بکن تا وقتش بشه .
گزارشی مستند و تکان دهنده از زوایای پنهان طرح ارتقائ امنیت اجتماعی
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=11743
ادامه دارد....
سپاه پاسداران برای اوضاع بحرانی آماده می شود
کمال نظر یاسین,
مرکز بررسی های امنیتی (زوریخ)
www.iranglobal.info
مترجم : کامیار توانمند
اغراق نیست اگر بگوییم که سرنوشت انقلاب اسلامی ایران، با سپاه پاسداران، گره خورده است. امروز هم بار دیگر، سپاه فراخوانده شده تا درباره خطر رو به رشدی که همه جا دیده می شود، بار دیگر وظیفه خود را انجام دهد: دشمنان قدیمی جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل،در حال آماده شدن هستند تا تاسیسات هسته ای ایران را از بین ببرند و در صورت امکان، به حیات نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی پایان دهند. با توجه به گفته های مقام های ارشد و تغییر و تحولاتی که در سطح مدیریت سپاه رخ می دهد، می توان گفت که سران جمهوری اسلامی امید دارند که بار دیگر سپاه برخیزد و آنها را نجات دهد.
...
برگرفته از : ایران در جهان
من می خواستم از mahsa و یا دوستان دیگری که اینجا کامنت گذاشتن سوالی بپرسم.
من هم مثل اکثر شماها از ایران خسته شدم. من رتبه زیر 50 کنکور بودم و حالا با حقوقم بعد از 9 سال کار کردن حتی نمی تونم یک آپارتمتن 70 متری بخرم.
دوست دارم مهاجرت کنم و برای کانادا apply کردم و دارم سعی می کنم خودم را آماده کنم. کلاس زبان میرم و ...
اما مشکلی دارم که آزارم میده و توی این شرایط سخت شده غوز بالا غوز. این که دختر کوچکم به دلیل بی سوادی و بی مسولیتی دکترش نارس به دنیا آمد و حالا بعد از 3 سال هنوز نمی تونه راه بره و مشکل حرکتی شدید داره.
این فکر که به این دلیل من را قبول نخواهند کرد باعث شده که با بیمیلی کارها را دنبال کنم و حتی گاهی دلسرد و خسته شوم.
اگر کسی هست که اطلاعاتی در این مورد داره برای من خیلی مفید هست و ممنون می شم اگه اطلاعاتی دارید در اختیار من قرار بدید.
مهسا
تو اول ببین جریان چیه و مخاطب من کیه بعدا بیا وسط چس ناله کن.
کی اصلا با تو بود زنیکه که خودتو انداختی وسط ؟
ضمنا به نظر من مشکل بچه ات هم بیشتر ارثی بوده، البته از طرف مادری.
مهسا
تو اول ببین جریان چیه و مخاطب من کیه بعدا بیا وسط چس ناله کن.
کی اصلا با تو بود زنیکه که خودتو انداختی وسط ؟
ضمنا به نظر من مشکل بچه ات هم بیشتر ارثی بوده، البته از طرف مادری.
ادامه دارد....
هر دم از این لجن زار ، لجنی می رسد ..
برای فحش فیلسوف ها همین كافی است ..
در محل تلاقی توده ای اكثریتی مخلص همیشگی اسلام انقلابی و سلطنت طلب مهاجر ینگه دنیای ، موضوع و بحثی را بجا و مشخص پیش بردن سخت است ...
من در كامنت قبلی گفتم كه ولگرد مستعان ( اگر اذرهای مستعان صفت بگذارند ، خود ولگرد مستعان بودنش را شاید قبول كند ) و زیتونیان و سلطنطیان و توده اكثریتیان ، به قصد و منظور به مشكلات و مسائل پیچیده پناهندگی نام ، مهاجـــــــــــــــــــــــــــــــــرت می دهند ..
من از جایی نفرت ندارم ، شاید این خشمی كه شما ها نفرت می نامید از سیستم غارت و چپاول در ینگه دنیای است كه به نظر من در غارت و چپاول نقش اول را بازی می كند ، با پرستنده گان سیستم غارت و كار ارزان نمی شود با مهر بر خورد كرد ... ننگ بر شما كه شرم را به رنگ طلا می دانید ...
توده اكثریتیان قصد و منظورشان ساده و روشن و معلوم است ، رفت و امد و دادن اطلاعات و تخلیه دلارهای زیر میز كار سیاه و كلاه برداری به بانكهای بدون بهره !!! دولتی جمهوری اسلامی است ...
اما سلطنت قصد مستقیم بده و بستان با جمهوری اسلامی ندارد ، و در صورت امكان خواهان مثلن امضاء گه خوردن نامه و ازاد سازی مال و ملك تصاحب شده توسط حزب الله است و اگر چیزی می دهد در ماقبل چیزی هم می خواهد ، یك معامله حلال بازاری ، اما بیشترین منظورش تهی كردن و غیر سیاسی كردن موضوع پناهندگی است و خودش هم كه به مال و منال وابسته می باشد پس مهاجر است ، پناهنده ، ندار و بی پول و اس و پاسی مثل من كه موجب سرشكستگی ایران غرق در طلای زرد و سیاه و سفید است را باید سركوفت زد .. چه می خواهی ؟
۱ـ شكافتن و نشان دادن ماهیت تقدسی سلطنت در این وبلاگ زیتون ...
۲ ـ نشان دادن جنگ زرگری اكثریتی ها با سلطنت و به لجن كشیدن این مكان توسط این دو دیدگاه ..
۳ ـ نشان دادن تفاوت مهاجرت با پناهندگی و سیاست مداران خاتمی صفتی كه همه چیز را قاطی هم می كنند تا در اب گل الود گفتگوی تمدن ها ماهی طلای خودشان را بگیرند ...
کامنت ۸۳ گوله رو بخونید و ببینید چه اهداف خوشمزه و با نمکی داره.
مهاجرت ... شاید متدوالترین علت آن بدست یافتن شانس بهتر در زندگی و حرفه میباشد...الان نگاه کنید مثلا یک مهندس در ایران چقدر درآمد داره؟ فوقش ماهی 500 هزار تونمنه..یعنی 500 دولار ولی همانکس با همان تحصیلات...با صبر و انداختن تجربه میتواند حتی روزی 500 دولار هم درآمد داشته باشند مثله کسانی چون ولگرد و یا آقای شایان و دیگر کسانی که در خارج هستند. دیگر مسئله امنیت و آینده میباشد..کشورمان الان دستخوش جریانات غیر عادی و غیر قابل تحملی را سیر میکند.. قانونی نداشتن و هیچ نوع آسایش روانی مهیا نبودن برای مردم...باعث میشود مهاجرت به سرزمینهای دیگر را تنها راه فرار از فشارهای اجتماعی و اقتصادی باشد...در آمریکا وقتی که کسی که سیتیزن آمریکا میشود, آنروزی که میروی قسم بخوری ...مراسمی هست که در آن اشخاص متحرم شهر هم در آنجا شاهد سیتزن شدن شما هستند و اول از همه میخواهند بگویند که از کجا آمدند... مردم یکی یکی پا میشوند و میگن ...ایران...پاکستان...آلمان...غیره.... یکی از حرفای که در سخنرانی گفته میشه اینهکه... خانم..آقا...هیچ وقت فراموش نکنید از کجا آمدید و همیشه افتخار کنید...به فرهنگتون...زبونتون... و حتی غذاتون... چون آمریکایی یعنی من و شما که کشورهای دیگه ....... کسانی مثله سهیل برای مفتخوری و استفاد از مزیایی پزشکی میایند چون در کشور خودش مزایای نداره... بعضی هم مثله ولگرد و شایان و دیگران کوشش فراوان کردن و الان از زحماتی که کشیدند بهره میبرند....من واقعا فکر میکنم اگر کسی کمی احساس ماجراجویی داشته باشه..همه میتوانه موفق باشه.
تاریخچه مهاجرت ایرانیان
در این بیست و هفت سالی که از ایران مهاجرت کرده ام به علت علاقه به ایران و ایرانی ها همیشه سعی کرده ام که در مجالس و گردهمآئی های هم میهنانم شرکت کنم و در کارهای عام المنفعه شرکت داشته باشم در سالهای اول ورود به کانادا به خاطر تازه وارد بودن و مشکلاتی که مهاجرت دارد با کمک چند نفر از هم میهنان کانون ایرانیان را تاسیس کردیم که برای کمک به همدیگر و رفع مشکلات مهاجرتی بسیار سودمند بود و اکنون چندین کانون و موسسه و بنیاد در همین ونکوور وجود دارد که ادامه همان راه و روش است
در این سالها بخاطر تماس زیاد با مردم با چکونگی مهاجرت اغلب آنها آشنا شدم که دوست دارم این دانسته ها را با شما شریک شوم و اگر جائی آشتباهی کردم شما حتما آنرا اصلاخ کنید
قبل از انقلاب مهاجرت ایرانی ها جدی نبود و شاید نشود نامش را مهاجرت گذاشت بودند دانشجوبانی که آن سالها از ایران برای تحصیل آمده بودند و گرفتار عشق و ازدواج در خارج شده و ماندگار شدند و یا مامورین دولتی که بعد از ماموریتشان در خارج ماندند و به ایران برنگشتند که تعدادشان در اینجا از انگشتان دست تجاوز نمیکند و بیشتر در اروپا و بعد امریکا بودند البته دانشجوبانی هم که مخالف رژیم شاه بودند و تعداد زیادی را هم تبعیدی ها تشکیل میدادند که بیشتر در اروپای شرقی بودند و امریکای جهانخوار!
اما مهاجرت واقعی ایرانیان چند سالی قبل از انقلاب شروع شد درست بعد از امدن کارتر به ایران و رفتن هویدا > کسانی که شم قوی داشتند و یا اخباری بهشان رسیده بود کم کم شروع به مهاجرت کردند در سال اول انقلاب خبلی از کسانی که میدانستند اگر انقلاب پیروز شود گریبان گیر خواهند شد بسرعت ثروت های باد آورده شان را جمع و جور کردند و از ایران گریختند بعد از رفتن شاه از ایران موج مهاجرت ارتشیان و وزرا و وکلائی که میدانستد ماندنشان جز مرگ برایشان ثمری ندارد فرار را برقرار ترجیع دادند و عده ای که نمیخواستند یا نمیتوانستند بروند ماندن و تن به قضا و قدر دادند ،که عده ای کشته شدند ، وعده ای در زندان ماندند و بعضی بیکار شدند و عده ای هم جذب حکومت
در سال اول انقلاب و بعد ار پیروزی آن عده ای از ایرانیان تبعیدی و مهاجر به امید اینکه وطن وطن شده است به ایران برگشنتد ولی سالی بعد بیشترشان پشیمان و به مهاجرین جدید ملحق شدند ناگفته نماند عده ای هم در دستگاه های حکومتی به خدمت مشغول شدند که بعضی ها به وزارت و وکالت وصدارت هم رسیدند بعضی به اعدام شدگان پیوستند بعضی در زندان و بعضی ناچار و پشیمان از آمدن ماندند و سوختند و ساختند
اما موج اصلی مهاجران ایرانی بعد از روی کار امدن آخوندها و شروع جنگ با عراق به حرکت در آمد که آنها را به چند گروه تقسیم خواهم کرد
مهاجران سیاسی ( کمونیستها ، مجاهدین،سلطنت طلب ها )
مهاجرین جنگ
مهاجرین مرفع
مهاجرین صغرا خانم اینها!
بعد از کودتای آخوندها و گرفتن حکومت بدست خودشان مخالفین مبارز کمونیستها ، مجاهدین، و ملیون و طرفداران سلطنت که عرصه را به آخوندها باختند و جانشان در خطر بود دست به مهاجرت زدند
دسته بعدی کسانی بودند که به خاطر فرار از جنگ و یا فراری دادن پسرانشان از رفتن به جبهه دست به مهاجرت دسته جمعی و یا نصفه نیمه زدند زن و بچه ها را فرستادند خارج و خودشان ماندند تا مخارج آنان را تامین کنند که با خاتمه جنگ اکثریت ترجیح دادند در خارج بمانند و زندگی کنند
گروه بعدی خانواده هائی بودند که میتوانستند با ثروتی که دارند بدون دغدغه خاطر در خارج زندگی کنند و در جهنم جمهودی اسلامی نمانندکه در این روزها تعدادی از روحانیون هم به جمع آنان پیوسته اند
تا اینجا هر کدام از این مهاجرین علت و هدفی ار مهاجرتشان داشتند و به همین خاطر مشکلات و مصائب مهاجرت را هم قبول کردند و ساختند و جا افتادند و روزگار را با خوشی میگذرانند
اما.....
مهاجرین صغرا خانم اینها : که گروه ناراضی را در جمع ایرانیان تشکیل میدهند چرا که هدف مشخصی برای امدن به خارج از ایران و مهاجرت نداشتند و چون صغرا خانم اینها رفته بودند و اصغرآقا اینها هم ، پس ما هم باید برویم در این گروه پولدار و بی پول هم فراوان پیدا میشود و تحصیل کرده و بی سواد هم که نه در خارج دلشان خوش است و نه روئی در وطن دارند برگردند چه بگویند ؟
حالا خودتان را در یکی از این گروه ها پیدا کنید تا خیالتان اسوده و جوابتان داده شود .
زیتون جان. این مطلب مهمیه. لطفا بخونش و اگه صلاح دونستی بهش لینک بده!
http://arsalanb.wordpress.com
در هفتههای آینده رسانه جدید انجمن پادشاهی به نام «رادیو تندر» به مدیریت یاران انجمن پادشاهی به روی ماهواره میرود. تدارکات فنی این رسانه در حال اجرا است و برآورد شده است که پخش آزمایشی آن در هفته آینده آغاز شود.
«رادیو تندر» برای تقویت بازوی تبلیغاتی جنبش تندر تاسیس میشود و هدف از تاسیس آن:
۱- انعکاس اخبار فعالیتهای تکآوران انجمن پادشاهی، پیامها و گزارشهای مستقیم از داخل میهن.
۲- ایجاد کانون تبادل تجربه و رهنمودهای مبارزاتی برای انجمنهای درونمرز.
۳- خنثی کردن تبلیغات کشورهای بیگانه، مانند تبلیغات رادیو صدای آمریکا، رادیو فردا، رادیو دویچه وله و ...
۴- خنثی کردن تبلیغات کارچاقکنهای کشورهای بیگانه در رسانه های ایرانیتبار.
۴- خنثی کردن تبلیغات اسلامی رژیم و گسترش فرهنگ ایرانی.
۵- پشتیبانی از جنبش های صنفی و مطالباتی اقشار مختلف مردم و دامن زدن به آن.
میباشد.
تصمیم تاسیس این رادیو در ماه تیر سال جاری، پیش از حرکت انجمن در مقابل «سهميه بندی بنزين» گرفته شد و به خارج ابلاغ شد.
«رادیو تندر» از طریق ماهواره های «HotBird» برای اروپا و ایران و از طریق «تل استار ۵» برای آمریکا فرستاده میشود.
«رادیو تندر» استودیو ویژهای ندارد و به شیوه غیر متمرکز اداره میشود. از یارانی که مایل به تولید برنامه برای «رادیو تندر» هستند، به ویژه روزبهانها و کیسیاها، خواهش میشود که از هم اکنون با این تارنما جهت همآهنگی از نظر امنیتی و فنی، تماس بگیرند.
مخارج اولیه این رادیو از طریق همیاری یک گروه از یاران انجمن پادشاهی در خارج از کشور تامین میشود. چنانچه شما هم میخواهید به این یاران بپیوندید با ما تماس بگیرید.
به زودی راههای همیاری به انجمن را از طریق کارت اعتباری، در این تارنما به آگاهی میرسانیم. همچنین در بخش ویژه بازگشایی تازینامه دیویدی های استاد فولادوند به فروش میرسد.
فراز هایی از:
گفتوگو با دوریس لسینگ، برنده جایزهی نوبل....
حتما میدانید که خانم دوریس لسینگ که پنجشنبه 11 اکتبر، برندهی جایزه نوبل ادبیات در سال 2007 شد 22 اکتبر سال 1919 از پدر و مادری انگلیسی در کرمانشاه ایران متولد شد
....................
ـــ س :حالا خودتان بگویید دقیقاً چه میخواستید بگویید؟
ــ ج ؛می خواستم از فرهنگ ما بگویم که در آن مردها اتوماتیکوار حقیر هستند. من واقعاً از این تفکر متنفرم. ما حالا فرهنگی داریم که بخشی از زبان، آگهیهای بازرگانی و برنامههای رادیویی ماست و در آن مردها تحقیر میشوند. من میگویم وقتش رسیده این تحقیرها تمام شود. اما فکر نمیکنم این چیزی باشد که باعث خشم دیگران شده باشد
.......................
ــــ س :بله.قضیه این بود که شما گفتهاید احمق ترین، بیسوادترین و کثیفترین زن میتواند بهترین، مهربان ترین و باهوش ترین مرد را تحقیر کند و هیچکس هم اعتراضی نمیکند
........
ــ س :همین را گفتید؟
ــ ج :بله، دقیقاً ....
دريای مازندارن شماره ۳۸ اگه تخصصی داری و آدم تنبل و تن پروری نباشی حداقل توی کانادا به چشم انگل بهت نگاه نميکنن . خيلی هم بهت احترام ميگذرن . شاهين : اصلا دليل نداره قلبا متعلق به کشور ديگه ای باشی . توی کانادا حتی در مورد بچه هايی که مدرسه ميرن و انگليسی بلد نيستن ، مدرسه تاکيد ميکنه که توی خونه به زبون مادريشون حرف بزنين و نگران انگليسيشون نباشين چه برسه به اینکه بخوان کل کشور قبلی بچه رو ازش بگیرن .
حيف اون اسم ايران که يک نفر به ظاهر آدم روی خودش گذاشته و اينقدر حرفهای مزخرف تحويل ميده .
در مورد مهاجرت من خودم از اون آدمهايی بودم که ميگفتم اگه همه برن خارج کی اين مملکت رو بسازه . هر وقت از دم يک سفارتخونه رد ميشدم که ملت جلوش صف ميکشيدن ميگفتم خاک بر سرتون که دارين منت غريبه ها رو ميکشين . اما وقتی ديدم که توی محل کارم پسر بیسواد مدير پروژه که از دانشگاه دولقوز آباد سفلی فارغ الحصیل شده بيشتر از من حقوق ميگيره و هر وقت ميخواد بره شهرستان ديدن نامزدش باباجون بهش ماموريت اداری ميده که هم مرخصيش استفاده نشه و هم پول بيشتر بگيره و پول هواپيماش هم شرکت بده ... خب آدم دردش ميگيره . حالا اون که پسر مدير پروژه بود . داماد منشی مدیر عامل از من هميشه پاداش و کارانه بيشتر ميگرفت چون منشی صيغه خود مدير عامل بود !!! آخه اونهايی که ميگن وطن ، اين چه جور وطنيه که برای من تا وقتی مامانم خدای نکرده صيغه يک مدير عامل نباشه احترامی قائل نيست ؟ ۱۷ ماهه مهاجرت کرديم . با دوتا بچه کوچيک که خدا ميدونه چقدر دست و بالمون به خاطرش بسته بوده . دلم به اندازه دنيا برای پدر و مادرم و شهرم تنگ شده . اما وقتی ميبنيم که برای مشکل گفتاری دخترم سومين برنامه گفتار درمانی رو میگذران و برنامه مجانيه و ميان از مدرسه اش برش ميدارن و ميبرن و اونجا بهش خوراکی وسط روز ميدن و از ما تشکر ميکنن که انقدر پدر و مادر با فکری هستيم که اجازه ميديم دخترمون توی اين برنامه شرکت کنه ... ياد بی احترامی هايی ميفتم که توی ايران به خاطر مشکلات رفتاری پسرم بامن شد و هيچ کس يک قدم برامون بر نداشت و خودمون بوديم که ده تا دکتر روانپزشک و غیر روانپزشک با ويزيتهای آنچنانی رفتيم و آخرش هم همه سر تاسف برای من تکون ميدادن که خب وقتی تو ميری سر کار و وقتی تو بچه دوم رو با فاصله کم مياری خب اين بچه هم اينطوری ميشه . هيچ کس غير از اينکه بزنه توی سرم برام کاری نکرد . حتی نزديکانم . بردمش پيش دکتر ، اون براش دارو تجويز کرد . خب من چه کنم ؟ مدير مهد کودک ميگفت اين داروها رو بهش نديها ! پرسيدم چرا ؟گفت اين دکترها هيچی حاليشون نيست !!! همون مدير مهد هم يک ماه بچه منو تحمل نکرد و نه تنها بيرونش کرد بلکه پول بقيه ماه رو هم بهم بر نگردوند در حاليکه مهد کاملا خصوصی بود . انقدر دلم پر درده که خدا ميدونه . همون پسرم وقتی اومد اينجا وضع پرخاشگريش بدتر شد . کلی دنبال کارش بوديم اما فقط ما نه ، مربی کمپ تابستونيش و معلم مدرسه اش و مدير وناظم و ... همه با هم تلاش کرديم . هفته ای يکبار يک مشاور ميومد خونمون با من حرف ميزد و رفتارش رو بررسی ميکرد و برام جدول پرينت ميکرد و استيکر ميداد که بهش جايزه بده و ... همه اش هم مجانی . تا وقتی که مطمئن شدند تقريبا مشکل حل شده و ديگه نيومدن .ببخشيد من خر بودم که تا حالا اونجا موندم . تفاوت از زمين تا آسمان است، به خدا از اين هم بيشتره . به چه دلخوشی ای موندين ؟
نانا... من خودم ترتیب حمار را خواهم داد...فقط منتظر واکنشش هستم.
ادامه دارد....
آمریکا...! آمریکا...! بحثی در مورد مهاجرت ایرانیان به خارج کشور
https://balatarin.com/permlink/2007/10/13/1151346
بسیار خوب سهیل
از آنجائی که نوشته ای :
باز نانا ...
یعنی مرا میشناسی و از جائی که میشناسی علاقمند هستی که ترا خطاب قرار دهم به چشم
برایت سر سه سوت سخنانت را میشکافم و کف دستت میگذاریم
میدانی که متخصص کارکشته این کارم
((بله باز خانم نانا چاك دهان گشود و
خزئبلات بيرون ريخت تو پس چرا خود
در امريكا مانده ايی؟؟ ))
دلیل در امریکا ماندن من اکنون برای
تجهیز خودم و باقی دوستانم در ایران است ورنه ماهها قبل در ایران بودم
شاید هم بنه کن...فهمستی
یعنی روی ایران نبودن من هرگز شرط نبند
((برو ايران تا
ببينی چگونه از تو پذيرايی خواهندكزد
البته من مشكلی باآنهاندارم و اگر
در كانادا هستم دلايل ديگری دارد كه
نميتوانم در اينجا بيان كنم اما لااقل
به كسی نميگويم ازايران بيرون نرو ))
ببینم اولا من کی گفتم کسی از ایران بیرون نرود
من گفتم الان موقع مهاجرت نیست
زیر میخواهیم کمی پخ پخ راه اندازیم
خوب کسانی که قطعا خیال مهاجرت دارند که به حرف من گوش نمیدهند که !!!!! مگر من خرم چنین پیشنهادی به همه کنم
من فقط گفتم ما مهاجر ها هم خیال بازگشت داریم
یه کمی دلمون واسه ایران آزاد تنگ شده
داریم میائیم هم آزادش کنیم و هم مثل باقی کشورها که الانه خودمون توش هستیم
راستش تو این سالها صدها هزار تن از ما به قدری کار کشته شده ایم که ایران به شدت به ما نیازمند است البته ایران آزاد دموکراتیک
((اتفاقا
من ميگويم همه ناراضيها بايد گورخودشان راازآن مملكت چونان نانا
گم كنند تا مسئولين هم از شرشان
راحت شوند))
ببین ابله این مسئولینی که تو میگی ها رهبر و حمق الله و نظامیانشان هستند حتی
بی خایه گانی مثل محمد خاتمی هم با این گروه نیستند
بنابراین تو چگونه به خود جرات میدهی
که بگوئي
کشور ایران مال دویست هزار نفر است و باقی میلیونی از ایران گم شوند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میشه کمی توضیح بدی برامون !!!!!
(( اين را هم بدان خانم
جمهوری اسلامي خواهدماند بكوری
چشم تو و همه آنهاكه مثل تواند))
میدانی ابله تمام و کمال
لازم نکرده چشم مرا و امثال مرا کور بخواهی
شمایان میلیونی از مردم ایران را با ضرب گلوله و ترس کور کرده اید
فکر کنم همان برای افتخارات اسلامی
جنابت کارانه تان بس باشد ......کیل بیل فرمانده
http://radiozamaneh.biz/humanrights/2007/10/post_126.html
«جهانی شایسته کودکان، جهانی بدون خشونت»
این شعار یونیسف برای روز کودک امسال یعنی ۱۶ مهر بود. روز جهانی کودک در حالی در ایران با مراسم مختلف در گوشه و کنار کشور گرامی داشته شد که بسیاری از کودکان ایرانی در محاصره انواع خشونتها هستند.
میراژ عزیز
نخیر دوست گرامی، این تو بمیریها دیگر از آن تو بمیریها نیست.
من به حد مکفی خزعبلات این قواد پدر (سهیل) را تحمل کرده ام.
این بار من خوابهای بدی را برای این لجن زاده دیده ام.
این نطفه حرام باید نتایج پهن پراکنی هایش را ببیند.
ادامه دارد
دوستان عزیز قرار بر این است کسی فحش ندهد وگرنه در جواب دادن به سهیل ( از ریشه ... ) خودم استادم. این حمال به دلیل عدم تطابق با مهاجرت ... گرفته.جوابش رو ندین بذارین برای خودش....
(ye kamish sansoor shod) .
محمد عزیز
آفرین بر تو ...همین .....چون سهیل و یعقوب هستند که مملکت را به لجن کشیده اند، ولی من زین پس به این ......اخطار می کنم وگرنه حق ملت ایران را از حلقوم .....شان بیرون کشم.
کلمات بد سانسور شد:)
محمد عزیز
آفرین بر تو ...همین .....چون سهیل و یعقوب هستند که مملکت را به لجن کشیده اند، ولی من زین پس به این ......اخطار می کنم وگرنه حق ملت ایران را از حلقوم .....شان بیرون کشم.
ادامه دارد
اقای معصومی لطقا بفرمایید شما با چه ایده ای ويا با چه شخصی موافق هستید یا مورد احترام شما هستند ؟ تا ما تکلیف مان را بدانیم با چه کسی طرف هستیم.
این فضول باشی یا سهیل یا هر کوفت و زهرماری که هست بر شماشرف دارد .چون هر چه که هست لااقل میداند گه چه کسی را میخورد .
و لی ما دقیقا نمیدانیم شما چه گهی ميخوريد؟ . شايد فقط گه خودتان را ميخوريد ؟ يا اصلا گه نمیخورید چون خودتان ماشين گه سازی هستيد.محمد
داريوش اقای نازنين .
من يک سوال خصوصی از شما دارم . بسيار ممنون خواهم شد که اگر ايميل ادرستان را داشته باشم که بتوانم از شما بپرسم .
دوستان عزیز... جواب این سهیل حرام زاده را تنها بگذارید بر عهده من. من خودم
به تنهایی جواب این مادر یکی اما پدر ۱۰۰۰ عدد را به راحتی میدهم که دیگر آن دهان کثیفش را که همواره بوی پا (دهان روزه)میدهد مثل دهان سید چلاقش علی خامنه ای باز نکند.
دوستان عزیز... جواب این سهیل ....را تنها بگذارید بر عهده من. من خودم
به تنهایی جواب این.................
Harf-haye bad Sansoor shod
test
inja ping nemishe
اقای معصومی ... کاش چند سالی ميرفتيد در روسيه زندگی ميکرديد تا ميدانستيد و ميتوانستيد درست تشخيص بدهيد . انوقت با چشم سالم که نگاه ميکرديد ميديد که ولگرد چه تفاوت بزرگی دارد با انان که شما توهين وار تشبيهش کرده ايد .
و شما اقای سهيل ... مگر پيشنهاد جمهوری اسلامی چقدر بالا بود که شما ترجيح داده ايد بخاطر ان پا روی وجدان و حقيقت بگذاريد .؟در سينه شما بجای دل چيست ؟ سنگ يا اهن ؟ کمی که چشمتان را نيمه باز کنيد سقوط انسان و توحش حکومت و ظلم و شکنجه را براحتی خواهيد ديد . البته همانطور که گفتم اگر دلی در سينه داريد .
هي شماره ۴۸ميگی:.......
اگردر كانادا هستم دلايل ديگری دارد ....
معلوم است چون درآنجا ماموریت داری . مامور مزدور وجاسوس کثیف بلندگوی جمهوری اسلامی هستی.
ضمنا من از همینجا مبارزه خودم رو با این عنصر کثیف و لجن پراکن کانادا نشین جمهوری اسلامی
اعلام می کنم و پیشاپیش از زیتون عزیز و دیگر دوستان برای بعضی الفاظ پوزش می طلبم. ولی
یکی باید به پوزه زشت این جرثومه لجن، پوزه بند بزنه.
سهیل ولدزنا ...این پست برای تو لقمه حرام هست..( با پوزش از زیتون عزیز...ولی این مردک دیگه شورش رو درآورده)
آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران در خطبه نماز عید فطر به مردم این کشور هشدار داده که از اسراف و مصرف گرایی پرهیزکنند تا از فشارهای اقتصادی کشورهای غربی کمتر دچار آسیب شوند.
يکی نيست به این حرامی بگه که صرفه جویی ديگه در كجا و چه؟ مردم از همه چیزشون دارن ميزنن که بتونن فقط از پس اجاره خونه بر بيان. منظور این مردك اينه که مردم بايد صرفه جویی كنن به خاطر حفظ نظام کثیف ملاها، اونم به خاطر تحریمی که در واقع نتيجه سیاستهای خود این مردك همراه با سرداران سپاهش هست.
آيا آقای حداد عادل هم با اون کاخش در شمالِ تهران اهلِ صرف جویی هست؟ آيا پسر آقای رفسنجانى با اون ۴۰ هكتار زمینش برای پرورش اسب، اهلِ صرفه جویی هست؟ آيا این نادان به حماس، حزب الله لبنان، ملت بولیوی، نیکاراگوئه ونزوئلا، که از برکت پول نفتِ همين مردم نكبت زده ايران روز به روز دارن فربه تر ميشن، توصيه صرف جویی هم ميكنه؟
به خداس قسم وقاحت هم حد و اندازه اى داره.
دکتر اسماعيل نوری علا
نویسنده و تحلیل گر مسایل سیاسی
www.iranglobal.info
گزينه های انحلال حکومت اسلامی
ديگر در اين مورد ترديدی وجود ندارد که حکومت اسلامی به هيچ روی نمی تواند جلوه ای از جلوه های رابطهء مدرن قدرت و مردم و، در نتيجه، نمود خاصی از يک حکومت دموکراتيک باشد. در عين حال، اين حکومت ديکتاتوری، بخاطر متعهد نبودن در برابر مردم و خدمتگذار نبودن به آنها، صرفاً منشاء اشاعهء فساد و تباهی است.
...
اينجاست که من فکر می کنم بايد بر تفاوت اساسی مابين «تحريم اقتصادی» و «تحريم خريد نفت» پافشاری کرد و در تبليغ آن اهتمام نشان داد. اين نکته را حکومت اسلامی و لابی ايست هايش در خارج از کشور بخوبی دريافته و، در نتيجه، همهء کوشش خود را بر اين استوار کرده اند که اين «تفاوت اساسی» را از انظار مردم جهان و افکار عمومی پنهان کنند. به همين دليل است که می انديشم وظيفهء اصلی و واقعی اپوزيسيون آن است که، در عين مخالفت با جنگ و پذيرش بی تأثيری تحريم های اقتصادی، بر اثر قاطع و سريع «تحريم خريد نفت» تأکيد کند.
***
Iran faces warning over money laundering
Fri. 12 Oct 2007
The Associated Press
www.iranfocus.com
PARIS (AP) - An international financial watchdog said Friday that it was worried about Iran's lack of comprehensive measures to fight terror financing and money laundering.
يعقوب معصومی با تمام مخالفتی که
با تو دارم آنهم بخاطر ضديت ودشمنی تو با اسلام
و جمهوری اسلامی که بين من و تو
لاينجل است امااز بعضی شباهتها
بين من و تو گاه سخت در غجب ميفتم
هردوی ما مخالف با سلطنت طلبان
هستيم بجز آن يک نفر البته!؟ که
مورد علاقه تو و مورد تنفرمنست
و موضوع دوم نفرت هردوی ماارامريکا
که تابحال نميدانستم بهرحال روی
اين دوموضوع مشترک اگر زوم کنيم
شايد بتوانيم بکمک يکدگر تبليعات
مسموم ذوب شدگان در امريکا
علی الخصوص سلطنت طلبهاراخنثی کنيم
Be ready to work hard every day. This place is not easy like Iran.
You don't have choice of friends.
Get a good skill to make money.
Things arenot cheap.
People use you Even Iranians Hamvatan
Stay in Good life in Iran.
Too late for us we can't go back.
Move to Canada or Europe if you can.
America is change now for Iranians Trust me.
P.S If You move to America Go to LA.
U Will be in Little Teharan with same people you run away from
GOOD LUcK
راستی اينم گفته باشم که خيلی از افرادی که مهاجرت کردن بنا به تجربه عقیده دارن که همه سختی کار فقط تو يک سال اول مهاجرته و بعد از اون ديگه زندگی در محيط جديد کاملا عادی ميشه ( البته به شرطی که خود شخص هم بخواد و همه تلاشش رو بکنه که بتونه خودش رو با شرایط وفق بده و کشور جديد رو يه جورايی به عنوان وطن دوم خودش ببینه وگرنه که نتیجه اين ميشه که حتی بعد از گذشت دهها سال هم احساس کنی توی غربت داری زندگی میکنی و از تصمیمت پشیمونی)
هر دم از این باغ بری می رسد ..
باز سرو كله گلابی گونه ولگرد مستعان پیدا شد ..
همیشه قرار است به حاشیه پرداخته شود ...
تما دنیا مهاجرند ، فكر كردید مگر ایران و یا المان و یا اسكاندیناوی و.......در زمان قدیم و یا جدیدش مهاجر نبوده اند ... مهاجرت هم بیشتر دلیل اقتصادی و معیشتی دارد و انسان همیشه مهاجر وابسته ووام دار زمین و مكانش نیست به كشور و زمین و طبیعت و فرهنگ جدید عادت می كند ...
اما پاورقی نویس مستعانی مشكل و سختی های پناهندگی را ، من میگویم به قصد ، با مهاجر ت یكی می كند ...و امریكای بی در و پیكر سرمایه داری دنبال كار ارزان و مهاجر و نااگاه و ....را مركز مهاجرت می نمایاند و دایه مهربان تر از مادر می شود ...چون در امریكا سیاسی بودن و انهم جدی و چپش تابو است و كار كردن خر و خوردن یابو است كه امریكا مركز مهاجر بی جیره و مواجب و نااگاه و بی توقع جهان بیكار پیرامونی می شود ، كه بیشتر به قصد میلیونر شدن با یك دلار تبلیغات پوچ عموسامی به این كشور سرازیر می شوند ...
در كامنت بعدی به پناهندگی كه بسیاری از ایرانیان به این قصد و عنوان به اروپا و امریكا و كانادا امده اند و در این میان تجربه و مشكلات شخصی خود را مطرح خواهم كرد ، هر چند زیتونیان همیشه با ایده توده اكثریتی و چاشنی سلطنتی ، دوست نداشته و ندارند به مسئله پناهندگی پرداخته شود ...
بدرود ....
و اما در مورد تجربياتم توی اينجا بايد بگم که خوشبختانه الان از تصميمی که گرفتم خيلی راضيم، هر چند هفته های اول برام خيلی سخت گذشت و حتی گاهی از شدت دلتنگی به سرم ميزد که عليرغم همه مزیتها و امکاناتی که زندگی در اينجا برام داره برگردم ايران ولی خوب به مرور زمان یاد گرفتم که این احساس رو کنترل کنم و البته آرامش و امنیتی که اینجا برقراره هم بی تاثیر نبود.البته باید بگم من با نکاتی که دوستمون leila گفته، نظیر
1-داشتن هدف و انگيزه قوي از مهاجرت
2- دانستن زبان و فرهنگ كشور ميزبان
3- انعطافپذيري
4- داشتن فاميل دوست و آشنا از نوع دلسوز در کشور ميزبان
5- تلاش به برقراي ارتباط با اجتماع در بدو ورود به هر شکل مثل کار داوطلبانه
6- شرکت در کلاسهاي زبان
7- پيداکردن دوستان جديد ايراني و غير
8- حفظ احترام به فرهنگ مادري
9- احترام به فرهنگ ميزبان
صد در صد موافقم و به نظرم دوستانی که تصمیم به مهاجرت دارن میتونن با در نظر گرفتن نکات بالا و یک کمی شجاعت تصمیمشون رو عملی کنن، از تنهایی و غریبی هم بهتره نترسن،خود من شخصا خیلی از نظر عاطفی وابسته بودم و از تنهایی خیلی میترسیدم اما در طول این مدت دوستای خوبی پیدا کردم از ملیتهای مختلف (که از اتفاق هیچکدوم هم ایرانی نیستن) و هرچند هنوز هم به ایران خیلی علاقه دارم اما الان که به آینده فکر میکنم احساس میکنم که دیگه دلم نمیخواد برای زندگی به ایران برگردم!!!
سلام بر زیتون و باقی دوستان! نمیدونم چرا ولی از زمان بچگی همیشه مهاجرت از ایران به يه کشور ديگه یکی از بزرگترین آرزوهام محسوب ميشد. بالاخره مدتی پيش اين آرزوم عملی شد و من تونستم به قصد ادامه تحصيل به آلمان بيام. خیلی خوب به خاطر دارم که وقتی بعد از یک سال و اندی بدو بدو کارم جور شد و ویزام رو گرفتم بر خلاف انتظار اصلا خوشحال نبودم و راستشو بگم شدیدا پشیمون شده بودم، موقع خداحافظی هم به همه میگفتم که این فقط یه سفر آزمایشیه و احتمالا تا یکی دو ماه دیگه دوباره برگردم ایران!!!
در این بین تنها کسی که نسبت به این حرفم واکنش نشون داد یکی از اقوام نزدیکمون بود که از بعد از فارغ اتحصیلیم توی دفترشون مشغول به کار شده بودم و تا من گفتم شاید بعد از یکی دو ماه برگردم، یه دفعه ای براق شد و گفت اگه داری با اين فکر ميری که بعد از یکی دو ماه برگردی بهتره اصلا نری! بعدشم با لحن تندی اضافه کرد: تقصیر تو نیست، چون بیش از حد تو راحتی زندگی کردی قدر موقعیتی رو که در اختیارت قرار گرفته نمیفهمی، من از الان بهت گفته باشم که اگه روزی برگشتی فکر نکنی دوباره پيش من برات جای کار هست! راستشو بخواين اولش از این طرز برخورد خيلی رنجيده خاطر شدم اما خوب اين حرف مثل تلنگری منو بيدار کرد و امروز خودم رو مديون اون شخص ميدونم
اما ولگرد سعی در موجه جلوه دادن
امريكا دارد خير اينطور نيست امريكا
جامعه ای است به زشت ترين شكل
درست نقطه مقابل كانادا . بسياری
از افراد زشت سيرت از ايران به آنجا
رفته اند و به نيات پليدشان را دنبال
ميكنند و اين دولت سرمايه داری كه
فقط سرمايه ميخواهد همه را راه
داده توی اين ۲۸ سال. اتفاقا بسياری
از آنها كه امريكاهستنددلشان ميخواهد
به كانادا بيايند يا به ايران برگردند
بله باز خانم نانا چاك دهان گشود و
خزئبلات بيرون ريخت تو پس چرا خود
در امريكا مانده ايی؟؟ برو ايران تا
ببينی چگونه از تو پذيرايی خواهندكزد
البته من مشكلی باآنهاندارم و اگر
در كانادا هستم دلايل ديگری دارد كه
نميتوانم در اينجا بيان كنم اما لااقل
به كسی نميگويم ازايران بيرون نرو اتفاقا
من ميگويم همه ناراضيها بايد گورخودشان راازآن مملكت چونان نانا
گم كنند تا مسئولين هم از شرشان
راحت شوند اين را هم بدان خانم
جمهوری اسلامي خواهدماند بكوری
چشم تو و همه آنهاكه مثل تواند
زندگی در ایران ساده نیست و در خارج از ایران هم مشکل اقامت و زبان و دانشگاه و پول با کار کردن حل میشه، اما ایرانی که تو کشور خودش اوضاع ناجور ایران رو پشت سر گذاشته، خارج هم که میاد بازم گیر تصوری است که مردم دنیا از ایران دارند، سفارتخونه های ایران از ایرانی اصلا حمایت نمی کنند، اما به هر حال تو ایران موندن سخت تر از زندگی در کشور های اروپای غربی است. زندگی تو کانادا و آمریکا رو دیدم اما زندگی در اروپا یه چیز دیگه است و خیلی بهتر از آمریکاست. دیسکو و تفریح و اون چیزایی که کامنت ۱۱ نوشته، نه در ایران بلکه همه جای دنیا بد نیست، لازم است و ثواب شرعی هم دارد.
وقتی حکومت ارتشی استبدادی در آرژانتین فروریخت بناگهان هزاران آرژانتینی از وطن گریخته بازگشتند.
نمیدانم در تمام سالهای گریزشان با چه حال و روزی زندگی کرده بودند ولی آنها هم انسانهای عادی بودن مثل من و شما که در وطنشان آزادی نداشتند و بقول دانشجو بخاطر واکنش نشون دادن دادگاه و زندان و شکنجه و مرگ. به همین راحتی! البته گاهی بدون دادگاه یکسره به جوخه مرگ میرسیدند , وضع قدیم آرژانتین واقعا بکی از مواردیست که مثل اوضاع این سی سال ایران است با این تفاوت که این حکومت دینیست و آن حکومت نظامی بود .
ولی آیا هیچ ایرانی وجود داره که این احساس وطن دوستی عجیبی که داره تبدیل به یک وسیله مفید برای مبارزه با استبداد کنه یا اینکه ترجیح میده مام وطن رو در قلب آمریکا احیا کنه ?
اروپا که هیچی , از اون کشورای دست سومش بگیر تا بهترین بسیار جداگرانه و متعصبانه فکر میکنند .
زیتون عزیز سلام. این نوشته خیلی دقیق و واضحه و جایی برا توضیح نداره. من دو ساله که مهاجرت کردم اما واقعن به این قضیه رسیدم که تا وقتی که خودمون رو به حسرت گذشته ببندیم و به قول نویسنده این مطلب اون بند ناف رو قطع نکنیم هیچ وقت به محیط جدید عادت نمی کنیم و ترسمون نمیریزه. اومدیم اینجا که هر روز قورمه سبزی بخوریم؟ چه مرضیه خوب همون ایران که بهتر بود که. خیلی حرفهاش شبیه اونیه که من توی ذهنم دارم اما با این فرق که من متاسفانه وسایل خونه رو نفروختم و بذل و بخشش کردم و الانم هم پشیمونم
مهدی گرامی
مرسی از لطفت
دوست گرامی هرچه بر سر ما آوردن ديگر گذشته و رفته
اکنون مهم است که به حول و قوه مردمی خودمان دستها را بالا زده
نخست حساب (( دخالت )) دين در امور دنيائي خود با زدن اردنگی به کون ملايان و در صورت مقاومت کشتن فيزيکی يکی بعد از ديگری
بالاخره بر سرنوشت خود حاکم شويم
کافيست... برايمان سی سال شکنحه روزانه و حق کشی و حق خوری همه به نام اسلام
مردم مسلمان زمان شاه ايران از اين اسلام رهبر ايران متنفرند
مردم مسلمان ايران هيات حاکمه مسلمان !!!! ايران را مشتی جنايتکار ميدانند
و اگر ساکت هستند به دليل
سازمان سياه و شوم وزارت اطلاعات و اوين و زندان ها
و نيروهای نظامی به شکل پاسدار و بسيجی واز همه وحشيانه تر چماق کشان قداره بندشان که ميکند به عبارتی از ميان همين نيروهای نظامی خودشان
در چنين شکلی برای ما مردم ايران جای ذره ای ترديد نيست که تفنگ های اين نظاميان سينه های ما مردم را قبل از هر دشمن خارجی نشانه گرفته است
مرد ناتوان معتاد يکدست عاشق خودی که با کشيدن ترياک در مخفی گاه خود ناگهان خود را راسپوتين احساس
کرده و خيال امپراطوری اسلامی به حساب بچه های بدبخت ويلان خيابانی و باقی گشنگان ايرانی دارد
نميگذاريم
اگر ايران را به جنگ کشند همگی را فيزيکی ظرف مدت کوتاهی از بين ميبريم
قبلا گفته ام اسلحه اين جنگ با من
از خود اين غاصبان با خلع و سلاح خواهم گرفت گارانتی ......کیل بیل فرمانده
نانا جان اين اولين بار است که تورا می بینم امدم وبلاگت همه ی نوشتهايت راخواندم واقعا بي همتايی از نوشته ات درباره شروش کلی کيف کردم . واقعا که این نا ادم و خرانی چون شریعتی -جلال آ ل احمد دکتر فردیت - حسین نصز - بازرگان - مطهری - و..به قول سعدی نه معلم بودند نه دانشمند .. چهار پايی بودند بر انها با کتابی چند...!!
اين مملکت را اخوند ها به اين روز نيانداختند این گوساله گان کردند مردم ایران فریب اين خائنان ماسک دار بی عمامه را خوردند..
آمریکا ٥٠ سال پیش عالی بود٠ الان فاجعه است.
اگر میتوانی کلا ایران را فراموش کنی و دلت یک زندگی شاد ، حتی سطحی، مي خواهد برو آمریکا.
آمریکا خوش میگذره تا وقتی که قلبا آمریکای باشی. بعنوان یک ایرانی به اندازه یک سوسکم احترام نداری. الان در جنگ سرد هستیم، و روز به روز افکار ضد ایرانی اینجا بیشتر می شود.
مهاجرت فکر خوبی هست ولی نه به آمریکا
تنهايی تنهايی تنهايي
test
ما که فعلا تو ایران هستیم با دست خالی و کشک و پشم هم حاضر نیستیم بریم جای دیگه. وقتی میریم (یعنی میرم) که برای تخصصم و کارم احترام قایل باشن و اونجا به چشم یه انگل بهم نگاه نکنن.
ولادیمیر پوتین داره میاد تهران. یادمون باشه سهم ایران از دریای مازندران طبق آخرین معاهده بین المللی 50 درصد از این دریاست. به نظر من خیلی خوبه که وبلاگها روی این مساله مانور بدن و مادر جمهوری اسلامی رو سر این موضوع عروس کنن. این رژیم هر جا به نفعشه صحبت از استقلال ایران می کنه و هر جا به نفعش نیست سر مرزهای ایران معامله میکنه. نباید بزاریم آب دریای مازندران راحت از گلوی پوتین پایین بره و این آشغالهای بوگندو بفهمن ما حواسمون هست تا اینقدر زر مفت انرژی هسته ای و این اراجیف رو تو به اسم استقلال و هویت ملی تو گوش ما نکنن. ما مرده شما زنده ببینیم چه معامله کثیفی میخوان سر مرزهای ایران با یه مشت روس و چس و فس بکنن
خاله زيتون
گفتم من اگه چيزی نگم حناق ميگيرم وتموم
پريدم وسط به استحضار تون برسونم
که الانه که ن
نوکرت برم وقت مهاجرت نيست که !!!!!
تازه تازه خونی رفته زير پوست تنبل وبی کاره مان اين سی سال گذشته و ميخوايم همگی هم بيائيم ايران و رين تن تن
اگه معنای رين تن تن را نميدانی بگذار
بهت رمزی بگويم
رژيم ايران وضعش خ خ است
خودت رمز را بخوان به سيف الله و شمس الله و بوی پا الله بگو در روند
که وضع خيلی براشون کيشمشي
ميشه به ولای دانالد رمسفيلد !!! کيل بيل فرمانده
زيتون عزيز
همه نظرشون رو در مورد مهاجرت گفتن، ديدم بد نيست منم با توجه به اینکه ۲۰ سال از عمرم رو در اروپا بودم برات بگم. اول اينکه همونطور که می بینی نظرها خيلى ضد و نقیض هست، علتش هم خيلى ساده هست، چونكه هر كسى مهاجرت رو تنها از دريچه ى ديد و بنا به تجربيات خودش می بینه، که به نظرِ من همه شون هم ميتونن درست باشن و هم تا حدودی اشتباه. منم تنها تجربياتِ خودم رو در مورد مهاجرت ميگم و به هيچ وجه فتوایی صادر نمى كنم. اول از همه اينکه هر چه با سنِ بالاتر آدم دست به مهاجرت بزنِه، مسائل خيلى مشکلتر و پیچیده تر ميشن، اكثرِ افرادى که با سنِ بالا ( شايد بالای ۲۰ سال) مهاجرت ميکنن بيشتر احساس غربت ميکنن و جالب اينجاست که هر چه سن شون بالاتر ميره این احساس غربت یا غم غربت بيشتر ميشه. بدبختى ولی اونجایی هست که وقتی بعد از مدتى به كشورت بر ميگردى ( مثل من بعد از ۲۰ سال) مي بينى که در وطن خودت هم احساس غريبى دارى، مردم برات غریبه هستن، حتی پدر و مادرت هم برات غریبه هستن، و جالب اينه که تو هم واسه اونها غريبى. و بذار رك بهت بگم، این يعنی فاجعه. هیچ جا آرامش ندارى، بی قراری، هميشه يک غم گنگ تو دلت هست. مسئله ديگه در مورد مهاجرت که واقعا خيلى ها رو زجر ميده تنهايى هست، اينکه با كسى زندگی ميکنی یا نه مهم نيست، اينکه بچه داری یا نه و سرت با بچه ات گرم هست باز هم مهم نيست، این احساس تنهايى وجود داره. من اينجا خونواده هاى پر جمعيتى رو ميشناسم که با هم ديگه هم زندگی ميکنن ولی همه شون از تنهايى زجر ميكشن ( ما مجردا که ديگه جای خود داريم).اگه من به اينجور مسائلِ احساسى پرداختم به خاطر اينه که بقيه مسائل مهاجرت رو که بخواى بدونى راحت تو همين اينترنت پيدا ميكنى. ولى این جنبه های احساسى در كمتر سايت رسمى نوشته شده. در آخر اينکه پیشرفت یا پسرفت در خارج فقط و فقط بستگى به خود آدم داره، موفقيت کاری یا درسى همه و همه تنها به خود شخص بستگى داره و از كشور به كشور ديگه( كشورهاى غربى) تفاوت چندانی ندارن. خيلى چيزاى ديگه هست که ميتونم بهت بگم ولی وقتت رو نميخوام بيش از این بگيرم.
موفق باشی
جالبه هرکی از دید خودش به این قضیه نگاه میکنه ولی تقریبا همه همدرد و هم عقیدن البته در باب مهاجرت! من شخصا از نظر امکانات کمبودی تو ایران ندارم چون خوشبختانه تمول مالی پدرم خوبه ولی تنها چیزی که دنبالشم احترامه یا لا اقل اینکه بی احترامی بهم نشه. درست مثل زیتونی که چند وقت پیش آدم گستاخی به خودش اجازه میده بخاطر روزه خواری بهش متعرض بشه! بحث تجربه دوستان برای من شخصا راهگشا نیست چون میشناسم کسانی که رفتند و در حسرت ایرانند و کسانی که نرفته برگشتند. من معتقدم آدم تا زندگی در خارج را شخصا امتحان نکنه نمیتونه از روی تجربه دیگران حکم بده و متاسفانه هزینه روحی این تجربه لااقل برای من خیلی زیاده. حسن آقای عزیز از دست من دلخور نشو اشاره من به سرکوفت شما به مادری که برای فرزندش از دین میگه بود. کاری با خوب و بد ندارم ولی نگاه شما به بود و نبود رژیمه تا تفریح و زندگی جوونهای بیچاره ایرانی.منم خودم را دانشجو نام ننهادم وزارت علوم یا مردم این لقب را بهم دادند! اینم بگم که اگه ایرانیان خارج از کشور با هم خوب بودن طوری که آدم احساس غربت نکنه مهاجرت خیلی راحتتر بود تا الان که ظاهرا ایرانیان خارج نشین اینجوری نیستند. کاشکی تو ایران فقط یه خورده احترام بود تا ما میتونستیم بمونیم و بسازیمش. راستی دوستانی که پیشنهاد به موندن و مبارزه کردن میکنند هم باید بدونند که مرگ و زندگی و آینده ما تو ایران به نظر یا سلیقه یکسری آدم هیچکاره بنده. بخاطر مدل مو یک سیلی میخوری و بخاطر واکنش نشون دادن دادگاه و زندان و شکنجه و مرگ. به همین راحتی!
جالبه هرکی از دید خودش به این قضیه نگاه میکنه ولی تقریبا همه همدرد و هم عقیدن البته در باب مهاجرت! من شخصا از نظر امکانات کمبودی تو ایران ندارم چون خوشبختانه تمول مالی پدرم خوبه ولی تنها چیزی که دنبالشم احترامه یا لا اقل اینکه بی احترامی بهم نشه. درست مثل زیتونی که چند وقت پیش آدم گستاخی به خودش اجازه میده بخاطر روزه خواری بهش متعرض بشه! بحث تجربه دوستان برای من شخصا راهگشا نیست چون میشناسم کسانی که رفتند و در حسرت ایرانند و کسانی که نرفته برگشتند. من معتقدم آدم تا زندگی در خارج را شخصا امتحان نکنه نمیتونه از روی تجربه دیگران حکم بده و متاسفانه هزینه روحی این تجربه لااقل برای من خیلی زیاده. حسن آقای عزیز از دست من دلخور نشو اشاره من به سرکوفت شما به مادری که برای فرزندش از دین میگه بود. کاری با خوب و بد ندارم ولی نگاه شما به بود و نبود رژیمه تا تفریح و زندگی جوونهای بیچاره ایرانی.منم خودم را دانشجو نام ننهادم وزارت علوم یا مردم این لقب را بهم دادند! اینم بگم که اگه ایرانیان خارج از کشور با هم خوب بودن طوری که آدم احساس غربت نکنه مهاجرت خیلی راحتتر بود تا الان که ظاهرا ایرانیان خارج نشین اینجوری نیستند. کاشکی تو ایران فقط یه خورده احترام بود تا ما میتونستیم بمونیم و بسازیمش. راستی دوستانی که پیشنهاد به موندن و مبارزه کردن میکنند هم باید بدونند که مرگ و زندگی و آینده ما تو ایران به نظر یا سلیقه یکسری آدم هیچکاره بنده. بخاطر مدل مو یک سیلی میخوری و بخاطر واکنش نشون دادن دادگاه و زندان و شکنجه و مرگ. به همین راحتی!
بوی نا اميدي
وحشتناکه
نسل بعد
يعنی اين رژيم حالا حالاها ميمونه
و حشتناکه
زیتون عزیز سلام
گفتی از تجربیاتمون بنویسم. خب من هم نوشتم. قبل از اون بگم که من نفهمیدم ولگرد عزیزم مردم رو تشویق به مهاجرت کرد یا تنبیه... ولی اون چیزی که من فهمیدم اینه که ولگرد عزیزم قبل از انقلاب اومده امریکا ولی من یک ساله که اومدم. پس نه اون زندگی بعد از انقلاب رو تو ایران تجربه کرده ونه من زندگی قبل از انقلاب ایران رو.
اون داستانش رو برات گفت .من هم برای تو داستانم رو میگم. من نه بچه پولدار بودم که به سرمایه پدر مهاجرت کنم... نه اینقدر نابالغ که واسه دیسکو و دوست دختر بیام (چیزی که یکی از کامنت گذار ها هم اشاره کرده به اون) این بود که من ( عین خیلی های دیگه که مهاجرت کردن و خیلی دیگه که میخوان ولی نمیتونن) پام به امریکا رسید:
از 17 سالگی شروع میکنم. کلاس سوم دبیرستان ... اوج انرژی ، شیطنت قدرت بدنی و ... استفاده نکردم ... گفتم باید درس بخونم کنکور قبول بشم ... اگه امسال قبول نشم ..سربازی بعدش هم درس بی درس و در دکون مکانیکی ! 2 سال مثل اسب درس خوندم. تفریحم رو کم کردن ...اهواز رندگی میکردم ... باید با تهرانی ها رقابت میکردم ... پس من بیشتر باید میدویدم.. کنکور دادم... اون سال رتبه من شد 704... اون وقتها میگفتن سه رقمی شد... رویاهام پر رنگ شد... رشته راه و ساختمان قبول شدم تهران سراسری... شدم مایه پز !!! تعریف نمیکنم ولی کار کمی هم نبود از 120 هزار نفر شدم هفتصدم!!! باهوش نبودم ولی خنگ هم نبودم... چهار سال دانشگاه رفتم ... سعی کردم فقط درس بخونم... دوست دختر نداشتم... تفریح سینما بود و تو خوابگاه تو سر کله هم بزنیم ... ( تا الانش که زندگیم چنگی به دل نمیزد) در س تموم شد ... سابقه کار که نداشتیم... استادامون هم گه گداتر از خودمون که بتونن دستمون رو جایی بند کنن... از پارتی هم بی نصیب بودیم... 5 ماه چرخیدیم ... جهاد نصر قراردادی استخدامم کرد حدود 100 هزار تومن حقوق واسه کاری نزدیک اندیمشک ... ساعت کاری 7 صبح تا نزدیک 8 شب ... دمای هوا 55 درجه زیر اقتاب..جایی که کار میکردیم جاده شوسه نداشت... فقط قطار رد میشد... پر بود مار و عقرب ... اگه میزد غزل رو میخوندیم... بیمه هم نبودیم .(قرارداد های 89 روزه) خلاصه اینکه تنها دلخوشیمون این بود که بهمون میگفتن "آقای مهندس !!!" دوام نیوردم و اومدم بیرون ... واسه حقوقمون بایستی می اومدیم تهران یعنی 1000 کیلومتر دورتر!!
بعد از اون شدم یه مهندس با 3 ماه سابقه کار بدون بیمه یعنی همون صفر کیلومتری که بودیم... کمی دنبال کار گشتم نشد ... با قرض و قوله کمی سرمایه جور کردم و ...اون روزها همه مد بود کار خرید و فروش کامپیوتر میکردن... ما هم رفتیم توی اون کار ... حدود یه سال کار کردم ... بد نبود... ولی چون بی عرضه بودم نتونستم خیلی کلاه برداری کنم، پیشرفتم خوب نبود... تااخرش هم یه گردن کلفتی تقریبا تمام سرمایه مارو قاپیدو رفت... من هم که پسر حاجی نبودم که پدرسوختگی رو از پدر به ارث ببرم... نتونستم حقم رو بگیرم... کلانتری هم حرفش این بود که بگیرش بیارش اینجا ما پدرش رو در میآریم...( خودت بهتر وضع چک برگشتی تو ایران رو میدونی)
پس حالا شدم یه جوون صفرکیلومتر تو رشته دانشگاهی...با منفی 4 میلیون سرمایه !
معرفی شدم یه شرکت ساختمانی استخدامم کرد... با 110 هزار تومن شروع کردم... ازدواج کردم ... خونه خریدیم و از بانک اسلامی !!!! با 27 درصد بهره وام گرفتیم... هر چی در میاومد میرفت تو شکم بانک... اما ... هیچ جا کم نیوردیم... همه مشکلات رو حل کردیم... ولی از جون خودمون بایستی مایه میذاشتیم...که گذاشتیم...
6 سال کار کردم... کار و کار و کار... بد نبود اوضاع ... ولی اینقدر نبود که بتونیم جمی بخوریم ... هم چیز بایستی حساب شده خرج میشد ...
یه نگاهی به کارنامه 7 ساله زندگیم کردم ....هیچ نقطه عطفی نداشت بجز همون رتبه کنکور ! و چندتایی نمره خوب تو دانشگاه ! 26 سال زندگی ... دست از پا خطانکردن...سالم بودن !!! ... پات به کلانتری باز نشدن... ولی که چی ؟
حرف زیاد زدم ...نتیجه بگیرم :
من هم کشورم رو دوست دارم .... نه ...اصلاح میکنم ... من فقط بعضی از آدمهای کشورم را دوست دارم (آدمهافقط) دلم برای دربند تنگ نمیشه چون الان به جای " یار دبستانی" آدمها بنیامین رو میخونن و به جای عصای کوه ، قلیون دستشونه!
دلم برای کوچمون هم تنگ نمیشه چون خاطره روشن من از اونجا معمولا دعوا هایی بود که جوونهای علاف میکردن و فحش های خواهر و مادری بود که همدیگه رو باش نوازش میکردن...
دلم برای دوستام تنگ میشه و پدر ومادرم... ولی دلم برای ماه رمضون و عاشورا و تاسوعا و حلیم بوقلمون با گوشت گوسفند و ادمهایی که اونارو به من ترجیح دادن ، تنگ نمیشه ... نباید هم بشه...
اون کامنت گذار عزیزی هم که گفت اگه همه برن کی بمونه اینجا رو درست کنه ... از قول من بهش بگو من اون آدم نیستم که درست کنم ... اون ادمهایی که تو اسمشون رو میذاری "نا اهل" ، خودمونیم... نه کس دیگه ... ... گفت باید به فکر نسل بعدی باشیم... من هم بودم... اومدم که نسل بعدی رو خارج اون خاک درست کنم ... من آدم غیر ناسیونالیتی نیستم ... هنوز ایران رو به هیچ چیز نمیدم ... ولی اگه دیدی به قول تو " نمیشه همرنگ جماعت شد " چی؟ من از جنس ادمهایی که میرن جمکران نیستم ... از جنس اونهایی که تلفنی زیارت امام رضا میرن نیستم ... من از جنس اون ادمهایی که اینترنتی خمس و زکات میدن نیستم...! این ادمها خیلی هستن ... خیلی. این کارا رو که اخمدی نژاد نکرده دیگه ...! ما ادمهایی ... خریم اونم داره سواری میکنه ... حقمونه!
آخرش هم اینکه اگه یکی دیگه بخواد بیاد سرکار ، من اهلش نیستم که بیام سینه سپر کنم واسه به قدرت رسوندن اون ... حالا اون چه ولیعهد باشه ... هخا باشه یا هر کی دیگه ... اونهایی که سال 57 سینه سپر کردن مگه انقلاب رو تونستن گارانتی کنن؟
من از قومی هستم که هنوز خودشون نمیدونن چی میخوان .... اسلام باشه یا نه؟ دین باشه یانه؟ جدا از سیاست؟ با سیاست ؟ هنوز تو هیچ تاکسی سوار نشدم که مسافراش با هم هم عقیده باشن...
اینه که من اومدم آمریکا! نه مرده ریخت امریکام و برعکس نظر ولگرد عزیز به فرهنگشون فحش میدم ولی به هوششون عبظه میخورم... زندگی اینجه به مراتب ریسکی تر از ایرانه ... ولی می ارزه ... حداقل برای نسل بعد شاید بهتر بشه !
به نظر من هم اگه کسی این دلیلش برای مهاجرت باشه ، باید بکنه و بیاد بیرون ... ولی اگه کسی دنبال چیز دیگس... بیخیال باید بشه ...
سبز و پایدار باشی
دوست تو ...
خسن افای عزيز
گفتيذ:
در باره نوشته آقای ولگرد هم باید بگویم که من با ایشان در آن بخشی که پیشنهاد میکنند که برای انتگره شدن در جوامع غربی باید دست از خورشت سبزی و الخ. برداشت مخالفم. مشکل مهاجرین ایرانی خورشت .....
نازنین کی بيچاره ولگرد چنين چيزی
گفت : ... بین دوباره انرا بخوانید
ولگرد گفت:
؛{{**هرروز**}} خورش قرمهسبزی و کشکِ بادمجان نپزیم...! بچههایمان را (("فقط"}} به غذاهای ایرانی عادت ندهیم! **تنها **با ایرانیان معاشرت نکنیم!! هرروز با تلفن و یا حضورا با انها زبان فارسی تمرین نکنیم.
{{** فقط** }}با فرش و قالیچه و قاب عکس ....
عزیز
ولگرد با هم با خسن اقا از این نطر توی یک فایق نشسته ..!!
زيتون جان
به نظر من مهاجرت مثل مردن و
زنده شدن دوباره هست مهاجرت مجموعه تقاوتهاست که از همه انها به تقاوت فرهنگي اشاره ميکنم . نسبت فرهنگ به انسان مثل نسبت آب به ماهي است ما تا وقته در کشور خود خصوصن ايران که خيلي بسته و ايزوله بوده هستيم متوجه اين آب حياتي پيرامون نيستيم. پس از مهاجرت از دست دادن فرهنگ آشناي کشورمادري شوك فرهنگي ناميده ميشود . درنظر داشته باش که موفقيت و آرامش آنسوي شوک فرهنگ قرار دارد و فرايند گذر ازآن در افراد مختلف متفاوت هست
متاسفانه اين گذار براي بعضيها ابديست يا به عبارتي گروهي تا ابد در اين شوک باقي مي مانند که اين يعني زندگي در جهنم اينها هميشه با ديد منفي كشور ميزبان و مردمش را ارزيابي کرده و هيچ لذتي از زندگي نميبرند. بنا به تجربه من مواردزير ميتواند شوك فرهنگي راکوتاهتر و خفيفتر کنند
1- داشتن هدف و انگيزه قوي از مهاجرت
2- دانستن زبان و فرهنگ كشور ميزبان
3- انعطافپذيري
4- داشتن فاميل دوست و آشنا از نوع دلسوز در کشور ميزبان
5- تلاش به برقراي ارتباط با اجتماع در بدو ورود به هر شکل مثل کار داوطلبانه
6- شرکت در کلاسهاي زبان
7- پيداکردن دوستان جديد ايراني و غير
8- حفظ احترام به فرهنگ مادري
9- احترام به فرهنگ ميزبان
به هر حال مهاجرت مثل هر عمل ديگري مزايا ما معايب خود را دارد و اين ما هستيم که بايد ببينيم به دنبال چه هستيم.
پيروز باشيد
بحث راجع به مهاجرت می تونه بسیار جالب و آموزنده باشه. من خودم قصد دارم (حد اقل برای ادامه تحصیل) از ایران برم و اصلا هم از حکومت آخوندا خوشم نمیاد، ولی میگم بد نیست به جز این آقای غربزده از کسای دیگه ای هم نظرخواهی بشه.
آقای عزیز که خود را دانشجو نام نهادهاید (پیام شماره 5) این گفته من نبود، ولی شما پر بیراه هم نگفتهاید.
دوست عزیز اگر بنا باشد هر کس که تفریحی ندارد به احیا یا سینه زنی برود، خوب این رژیم هم ماندگار خواهد شد.
در باره نوشته آقای ولگرد هم باید بگویم که من با ایشان در آن بخشی که پیشنهاد میکنند که برای انتگره شدن در جوامع غربی باید دست از خورشت سبزی و الخ. برداشت مخالفم. مشکل مهاجرین ایرانی خورشت سبزی و ... نیست مشکل آنها از آنجا شروع میشود که میخواهند دیگران را هم مثل خود کنند و توقع دارند که مثلا در جامعه آمریکا یا اروپا هم مسجد داشته باشند و سفره حضرت ابوالفضل بیندازند.
اتفاقا برعکس اکثر دیگر ملیتها، ایرانیها در امر همرنگ شدن (انتگره شدن) با جوامع میزبان، بسیار هم موفق هستند، حتی با خورشت سبزی و آش رشته و الخ.
من سی سال از عمرم را در ایران گذراندم و هفت سال است که در امریکا زندگی می کنم می تونم بگم که هر چقدر سن افراد بالاتر باشه مهاجرت سخت تر میشه . به نظر من مهاجرت تا قبل از سن بیست سالگی خیلی عالیه و بعد از ان هر سال که میگذره به تدریج مشکل تر میشه . من از مهاجرتم راضی هستم اما معنی اش این نیست که مهاجرت کار اسونی است دل قوی و روحیه ای ضربه ناپذیر و پشتکار فراوان لازم داره . من با پاراگرافهای اخر نوشته ولگرد اصلا موافق نیستم برای تطبیق دادن لازم نیست همه چیز رو تغییر داد و یا از ریشه در اورد . زیتون جان واژه ها اینجا معنایش قوی تر است برای مثال وقتی میگن پشتکار معنی اش در ایران یعنی اینکه اگه امسال کنکور قبول نشدی ناراحت نباش برو درس بخون سال دیگه قبول میشی .اینجا پشتکار یعنی اینکه برای قبولی در یک دانشگاه خوب باید هم خوب درس بخونی هم معلومات عمومی ات خوب باشه هم در یک کار هنری موفق باشی هم هر سال در یک مرکزی کار داوطلبانه کرده باشی همیشه درکارهای گروهی مدرسه و یا انجمن ها شرکت کرده باشی و و و و و در نهایت نمره اس ای تی که مثلا کنکور ماست هم خیلی بالا باشد . همه اینها در پرونده ای قطور می تونه معنی اش این باشه که شاید تو بتونی در یک دانشگاه خوب قبول بشی . بقیه قسمتهای دیگه زندگی هم همینطوره . اینم اضافه کنم که به همین نسبت قسمتهای لذت بخش زندگی هم خیلی از ایران قوی تره . مثلا تسهیلات زندگی یا امکانات بهداشتی و بیمارستانی دل راحتی ها در برقراری ارتباطات و سرعت و امنیت و قانون مندی و و و ... اینکه ما فکر میکنیم در ایران پل هایی ساخته ایم که با مهاجرت خراب میشه ناشی از اون فکر راحت طلبانه ماست اون پل ها همه تجربیاتی است که درهمه زندگی همراه ماست و به کمکون میاد اگه منظور از پل کار و خونه و ماشین و موقعیت اجتماعی است که سالها براش زحمت کشیدی و ساختیش می تونی به خودت افتخار کنی که قدرت ساختن در تو هست پس هر کجای دیگه دنیا هم میتونی این کار رو انجام بدی و اگه فکر می کنی سخته این ناشی از همون خصلت راحت خواهی و راحت طلبی ایرانی است که به سراغت امده . به نظر من ادم باید طوری زندگی کنه که اگه یه روز از خواب بیدار میشه و می بینه که هیچ چیزی نداره بتونه دوباره زندگی رو بسازه مثل زلزله رودبار یا بم . این یعنی دوباره از اول بوجود اوردن با کمک تجربه های قبل ... امیدوارم که عاقلانه در مورد مهاجرت قضاوت کنی .
اشکان دژآگاه و ماجراهای خودداری از سفر به اسرائیل!
www.iran-emrooz.net
حسن جعفری
مسابقه با تیمهای اسرائیلی همیشه مشکلی برای بازیکنان ایرانی شاغل در تیمهای اروپائی بوده و هست. رژیم ایران در این رابطه کاسه داغتر از آش است، در حالیکه خود فلسطینیها بارها با تیمهای اسرائیلی بازی کرده و میکنند و کشورهای عربی نیز مدتهاست که این مساله را برای خود حل کردهاند.
...
اگه می خوای تو اين جوامع راحت باشی بايد يه آدم کاملا بی رگی باشی. تو انگليس که اينجوريه!!
اينجا بر خلاف شعارشون نژادپرستی بيداد می کنه
زيتون جانم
روزی که من ايران را ترک کردم دانشجوی سال سوم دانشگاه تهران بودم.اينده ام از نظر مالی در ايران تامين بود و دغدغه گرسنگی و بيکاری نداشتم.اما فقط در جستجوی ازادی و گردن ننهادن به يوغ زورگويی عطای ان شهر و ديار را به لقايش بخشيدم و راهی ديار ديگر شدم.امروز وقتی به گذشته نگاه ميکنم ميبينم زحمتها و جان کندنهای اين سالها ارزش داشته چون فقط ازادی دارم.هر چه خودم و والده اق مصطفی و بنده زاده ها بحواهيم میپوشيم.عقايدمان را رک و پوست کنده به هر کس که لازم باشد ميگوييم و ترس از هيچ ْ لباس شخصی ْ پوش نداريم که ما را دستگير کند و بياندارد انجايی که عرب نی انداخت.
شما هم روزی که با سيبا ازاد در خيابانهی ينگه دنيا دست در دست يا دست در بغل راه رفتيد و پشت سرتان را نگاه نکرديد که مبادا گشت ثارالله شما را بگيرد يا ايا تار مويتان از زير روسری بيرون زده يا نه ميفهميد که هر روزی که در مام ميهن (که سالهاست فقط ميهن حزب اللهی ها شده) ميگدرانيد يک روز از عمرتان هدر شده.
فقط بياد داشته باش هر جای دنيا که رفتيد از روز اول ْ شهروند ْ باشيد نه ْ پناهنده ْ و نه ْ مهاجر ْ!
درس شماره يک: در امريکای شمالی بايد کون ُگشادی را کنار گذاشت!!! بسياری هستند که مهاجرت نکرده فرار می کنند چرا که در اينجا بايد کار کرد!!
درس شماره دو: حداقل روابط را با باقی ايرانی ها داشته تا کاملا جا افتاده و زبان را ياد بگيريد بعد از آن دوباره می توانيد قاطی جماعت خود بشويد.
درس شماره سه: هرچه جوان تر بهتر.
درس شماره چهار: شما به عنوان نسل اول مهاجر خواهيد سوخت برای نسل های بعدی که کاملا ايرانی-امريکايی می شويد.
درس شماره پنج: هرگز فکر نکنيد تبعيض می شويد حتی اگر شديد!! چرا که جهنمی برايتان خواهد شد زندگی!!
درس شماره شش: حداقل توقعات را از آشناها و دوربری ها داشته باشيد.
برای خود من چهار سال اول زهر بود!! بعد همه چيز اوکی شد!! دلم برای کوچه و خيابان و بقال و دهاتی و ريش و باقی هرگز تنگ نمی شود ولی دوری از خاک وطن و تک و توک اعضای خانواده همانند يک درد مزمن خفيف که به آن عادت می کنی را خواهی داشت. حتی اگر اسهاليان هم بروند من هرگز به طور مداوم برنمی گردم . بیگانه هستیم در اینجا و احساس بیگانگی بودن می کنیم در ایران!!! و بالا رفتن سن این احساس دوگانه بیشتر می شود. ولی این بیگانه بودن در اینجا و آنجا حداقل برای من آزار دهنده نیست ولی خوش آیند هم نیست.ولی بعد از مرگ می خواهم به خاک ايران سپرده شوم.
برای ما ایرانی ها پدیده مهاجرت جدید است تازه یک نسل ایرانی امریکایی به وجود آمده است که آنها هم بستگی به تربیت خانوادگی میزان ایرانی بودنشان متفاوت است.ولی برای ما پیر پاتال ها متفاوت است آن احساس بیگانگی دوگانه را که در بالا گفتم را داریم.
از قورمه سبزی هم متنفرم و اصولا برنج ديگر نمی توانم بخورم!!
ای بوی قرمه سبزی هم تبديل شده به يک معضل اجتماعی برای ايرانيان خارج از ايران!!!
فرزند دخترم را دوست ندارم با پسری ببينم مخصوصا پسر غير ايرانی!!!
اين داستان من.
امريکايی شبيه مردم تمام کشو.رهای دنياست . اينده در دستهای خودت است . مردم همديگر را دوست دارند . هيچکس به ديگری تنه نميزند . دست به زنها نميزنند . متلک نميگويند . کمک ميکنند . همه نوبت را رعايت ميکنند رشوه و استثنا نيست . اختيار و نوع پوشيدن و خوردن و خوابيدن و زندگی خصوصی مردم دست خودشان است . بيخودی دشمن هم نميشوند . با جرثقيل ادم را دار نميزنند . شلاق نميزنند . کسی را بدليل حجاب کتک نميزنند . وووو
ارتش آمریکا از کشته شدن نوزده مظنون به همکاری با شورشیان و پانزده غیرنظامی در عملیاتی در شمال بغداد خبر داده است.
نه تن از تلفات غیرنظامی این عملیات کودک بوده اند.
سرگرد برد لیتون، سخنگوی نیروهای چندملیتی در عراق گفت: "از این که در جستجوی نیروهای ائتلاف برای پاک کردن عراق از تروریسم، غیرنظامیان آسیب می بینند یا کشته می شوند، متاسف هستیم."
او همچنین از "تروریست ها" به خاطر در خطر انداختن عمدی جان زنان و کودکان انتقاد کرد.
ولگرد عزيز .. البته مهاجرت در امريکا کاملا فرق ميکند با کشورهای اروپايی . شما خيلی زيبا اين تفاوت را در ان داستان بيان کرديد . من ۳ سال در لندن بودم تا مساله مهاجرتم به امريکا درست شود . در انجا هميشه بچشم بيگانه نگاهم ميکردند . من حتا در يک دادگاه مالی که بنفع من بود بازنده شدم بدليل اينکه طرف دعوا انگليسی بود . ولی در امريکاا سهمم برابر بيود . هرگز بيگانه نبودم . امريکايی شبيه مردم تمام کشو.رهای دنياست . اينده در دستهای خودت است . مردم همديگر را دوست دارند . هيچکس به ديگری تنه نميزند . دست به زنها نميزنند . متلک نميگويند . کمک ميکنند . همه نوبت را رعايت ميکنند رشوه و استثنا نيست . اختيار و نوع پوشيدن و خو.رذدن و خوابيدن و زندگی خصوصی مردم دست خو.دشان است . بيخودی دشمن هم نميشوند . با جرثقيل ادم را دار نميزنند . شلاق نميزنند . کسی را بدئليل حجاب کتک نميزنند . وووو
نيکی نازنين دلم ميخو.است در ان خاک خوب بميرم ولی نه با توهين به هر چه انسانيت و نه انکه حق من باندازه يک کودک و سفيه باشد .
نيکی عزيز:
اگر یک بار دیگر نوشته را بخوانی می بینی که ولگرد هيچ کس را تشويق به مهاجرت و یا فرار از ايران نکرده ونمی کند. از گفته ات حس میکنم ایران را دوست داری و راست میگویی. ولی چه میشود گفت ؟ .
هر کس دلایلی برای مهاجرت دارد . بعصی برای زندگی بهتر مهاجرت می کنند .
عده ای هم هستند که مهاجرت نمی کنند بهتر است بگوییم /فرار / میکنند .برای این عده مهم نیست که به کجا میروند ! و چه بر سرشان میاید! چون احساس میکنند در وطن شان مورد ظلم قرار می گیرند یا تحقیر میشوند . وتوان دیدن بی عدالتی ها را ندارند . وکاری هم از دستشان بر نمیاید .. بنابراین همه چیز رها میکنند و میگریزند .
.............
اما مرسی از تشبیه قشنگت از ولگرد به نور شمع ! نمی خواهم غمگین ات کنم !! ولی عزیز احساس میکنم /نسیم عمر/ ولگرد شروغ بوزیدن کرده میترسم که هر لحطه این شمع را خاموش کند !!
من در این جا افراد زیادی را دیده ام که تنها به این دلیل به کانادا مهاجرت کرده اندکه حق شهروندی کشوری دیگر را هم داشته باشند تا که در زمان لازم فرار اصلی را انجام دهند. (همانند آنچه که در زمان جنگ سی روزه اسراییل و حزب الله کانادایی-لبنانی های ساکن بیروت انجام داد هاند.) مشکل این دسته از آدم ها این است که در هیچ کجا جا ندارند. حاضر به هیچ سختی کشیدن در زندگی غربی نیستند و از طرفی به انواع مختلف از پیامدهای ناشی از انقلاب و جنگ در ایران بار خود را بسته اند و در کوتاه مدت برای خود در اینجا هم مستقلاتی را بهم زده اند و صد البته برخی از اخلاقیات حسنه ما ایرانی ها را نیز با خود به همراه آورده آند.(عدم صداقت، لاف زدن های آن چنانی، در حسرت گذشته و یار و دیار سوختن و ..) و به تنها چیزی که حاضر نیستند که نگاهی داشته باشند زندگی خود رد جامعه و شرایط جدیدشان است. در جامعه مهاجر پذیر غرب. به همین خاطر هم کولونی های خود را تشکیل داده اند و بازار چه های خود را و صد البته گنگ و دسته های خود را (منظورم Gang به همان معنای غربی خودش می باشد.)
از طرف دیگر مهاجران زیادی را هم دیده ام که نمونه هایی از آنها امروز خود را در رده های نمایندگی در پارلمان های کانادا مطرح کرده و مورد قبول جامعه مهاجر پذیر هم واقع شده اند. که این افراد هم فکر ساختن را دارند و دوست دارند که در حداقل سازندگی جامعهای که در آن زندگی می کنند مشارکت داشته باشند و هیچ یک از آنها هم فریاد وا حسینا و یا اسلاما سر نداده اند. زیاد حرف زدم می بخشید.
زیتون و ولگرد عزیز بارها پستت رو خوندم راستش نتونستم بفهمم این واقعا یک تشویق به مهاجرت هست یا نه طعنه زده شده؟چون ولگرد و تو همیشه مسائل رو خیلی واقع گرایانه نگاه کردید.من با مهاجرت مخالف نیستم اما اگه قرار باشه همه بریم پس کی می مونه که اینجا رو درست کنه؟تا کی می خوایم همه هی در بریم .اگر چه نمیشه گفت همه کسانی که میرند زیر بناهای فرهنگی قوی ایرانی هستند که ما از دست میدیمشون اما کم نیستند کسانی که اگه همین جا بودند وضع کشور بهتر از این بود .من هم توصیه می کنم تا جایی که میشه بمونید و سعی کنید یک تاثیر مثبت روی فرهنگ اجتماعیمون بزارید .فرار هیچ چیزی رو درست نمی کنه .اگه آقای ولگرد و سایرین هر کدوم برگشته بودند و به اندازه نور یک شمع اطرافشون رو روشن کرده بودند و به مردم اگاهی داده بودند حالا اینجا نورباران بود .اما همه فرار کردند و اجازه دادندنااهلانی زمام امور رو دست بگیرند که جامعه ما صدها سال به لحاظه فرهنگی عقب بره ( توجه کنید گفتم فرهنگی نه تکنولوژی چون عامه مردم نمی تونند اینا رو از هم تفکیک کنند) . منم اینجا از همه خواهش می کنم به قول شاملو اگه نمی تونیم خورشید باشیم به اندازه یکی از تشعشعات باریک خورشید سعی کنیم جامعه رو نورانی کنیم شاید این اصلاح به خود ما وصال نده ولی لااقل بچه های آینده این مملکت بهتر رشد و نمو می کنند
اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم.
خواهر یا برادر کامنت گذار آقا امام زمان قلم شیوای شما را شمشیر حق دانسته جهاد شما با قوای کفر را تبریک گفته امیدوار است که در کنار خواهرانی که با قابلمه و ماهیتابه مشغول غنی سازی هستند اسلحه مسلمین را که همان حجاب زنان مسلمان است حفظ کنید. آگاه باشید که نگاه نا محرم همانند ماهواره های تجسس آمریکای جهان خوار است که به دنبال تاسیسات غنی سازی می گردد.
من از کامنت شماره دو بسیار لذت بردم چرا که از هویت زن که همان حجاب است دفاع نموده و مشت محکمی بردهان آمریکا کوبیده است.
به امید آن روز که مسلمین آمریکا را فتح کرده همچون ایران اسلامی عدالت و آزادی را به زنان آن سرزمین تقدیم کنند.
یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک
من از کامنت شماره دو بسیار لذت بردم چرا که از هویت زن که همان حجاب است دفاع نموده و مشت محکمی بردهان آمریکا کوبیده است.
به امید آن روز که مسلمسن آمریکا را فتح کرده همچون ایران اسلامی عدالت و آزادی را به زنان آن سرزمین تقدیم کنند.
یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک
تا زمانی که سطح فکر آدمهایی نظیر این شخصی که به اسم خودم کامنت گذاشته، معنی مهاجرت و ساختن زندگی ، دیسکو و شراب و دختر بازی باشد دایره خسته کننده زندگی مثل یک طنابی چنان دور گردنت را میگیرد که خودت خودت را یک دستی خفه میکنی.
مهاجرت..بذار بگم که اگر در هالیود کنار منزل اقای جکسون یک کاخ هم داشته باشید.زندگی اینجا دلگیر دل تنگ تنها خسته کننده و بی معناست. تا کی کار تا کی دیسکو تا کی شراب تا کی دختر بازی تا کی این دایره خسته کننده زندگی بی معنی اینجا
من هم مدتها مقاومت کردم ولی نهایت آن شد که نوشتهام.
ولی فرق من با تو بیگانهگیام بود با زبان سوئدی و سن بالا و دهها درد دیگر. ولی گرچه غذاها ایرانیاست و دکوراسیون خانه هم، ولی هرگز دنبال ستهلایت و دیش نرفتیم و از این شهر به آن شهر هم بچهها را چون گربهتولههای چشمبازنکرده، بدنبال خود نکشیدیم. غم دوری هست ولی بچهها خانمها و آقایانی شدهاند و بدنبال کار و زندگی خویشند و تنها معاشرین ما.
خب زيتون جون ، ما هم روي حساب اينكه جايي رو واسه مهاجرت پيدا نكرديم پاشديم و رفتيم لاتلند رو ساختيم و ساكن اونجا شديم ديگه ....
حالا سياست به يه ورش ، ولي روابط پيچيده اجتماعي آدم رو بدجوري داغون مي كنه
فكر كنم تازه قضيه رو گرفتي هاااااااا
چند شب پیش توی مسجدی که مراسم احیا توش برپا بود وقتیکه بخاطر دست تکون دادن برای خواهرم بجرم مزاحمت برای نوامیس با برخورد وحشیانه پلیس سوار مینی بوس سبز شدم به خودم لعنت فرستادم که چرا تا حالا از این خراب شده نرفتم. شاید بازم امثال حسن آقا بیان و بگن که کسانی که تو احیا شرکت میکنند و جاهلند لیاقتی بیش از این ندارند ولی اونها چه میفهمند که این گردهمایی ها تنها تفریح ما جووناست حتی برای من بی دین و غیر معتقد! ولی چیکار میشه کرد که این دل کنده نمیشه. خصوصا من که تنها باید مهاجرت کنم. به یه کشوری که دم در دانشگاش نگهبان دانشگاه بهت احترام بزاره و بخاطر مو و لباس با توهین از دانشگاه نندازت بیرون. چنین جاهایی خیلی دور نیست. دوبی اعراب یا مالزی و اندونزی و هند .....
http://www.donyayema.info/articles_detail.php?aid=806
مرسی زیتون که این نامه رو اینجا گذاشتی.
واقعا مهاجرت داستان عجیبیه... از دغدغه ی رها کردن مملکتت و دل نسوزوندن برای نسل های بعدی ای که محکومند در ایران زندگی کنند گرفته، تا
فهمیدن یه زندگی جدید. اینقدر جدید که باید از نو یاد بگیری دوستی یعنی چی، اعتماد کردن یعنی چی، عشق یعنی چی ... خیلی تنهاست مهاجرت ...
اینا یک گروه از جوانان ایرانی هستند که قصد دارند ارزش والای زن را در جهان نشان دهند و فرهنگ حجاب را در جامعه جهانی احیا کنند.شما خواننده محترم آمریکایی می توانید آزادی و حجاب و پوشش و آرایش و کلیه مسائل زنان را در این وبلاگ مشاهده کنید.شما هم از آمریکا بیا ایران و عضو گروه شو.
درود بر زیتون. اینوقت شب هنوز بیداری؟