:(
!
چشم نداری یک زن موفق ببینی!
شاه ولی راست می گوید..
ولگرد عزيزم
آدمهايی که تقلب میکنن خيلی باهوشن. کلا آدمهای شيطون دوستداشتنیتر از بچهمثبتها هستن:)
احسان جان مرسی
بيتا چان
فکر کردم همينطوری تو گوشی نظرخواهی یکی فوت میکنه و میره. حواسم نبود اين نظرخواهی گاهی مشکل داره. آره بابا معلومه تو رو يادمه.
در ضمن آره فیلم خودش بود. شنیدم با پسر کارگردان فیلم نرگس دوست بوده(یا به خاطر فیلم نرگس باهاش دوست شده.) که او رفته بوده خارج و فیلمشون روی کامپیوتر پسره بوده و دوستشون بدون اجازه برش میداره. حالا کی تکثیر کرده نمیدونم...
دانشجو جان
مطمئنی از تيمارستان فرار کرده و خود تيمارستان کانادا به اينترنت مجهز نيست!
http://www.iranews.info/DefaultGallery.asp?page=1&order=id&id=&Search=1&chid=1400&chiid=&name=%20%20%20مرحله%20جديد%20طرح%20ارتقاي%20امنيت%20اجتماعي%20-%20برخورد%20با%20توزيع%20كنندگان%20موادمخدر%20(عكس:%20حميد%20هراثي
حسين شريعتمداری مدير مسئول روزنامه کيهان از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت مديريت آقای حسين صفار هرندی به عنوان "روزنامه نگار منتقد منصف" معرفی می شود.
( اين درست عين اين ميمونه كه انگار سال ۱۹۳۹ به آدولف هيتلر جايزۀ صلح نوبل رو داده بودن!)
عزيز :
ميگويند ناپلئون بناپارت عاشق قمار بود . ولی درقمار هميشه تقلب ميکرد و بعداز بازي پول هاي هم بازی هايش راپس انها ميداد.!! و میگفت تقلب کرده . ازاو می پرسیدند چرا این کار را میکند؟ درجواب میگفت هرگز به شانس واقبال اعتفاد ندارم خودم شانس خودم را باید تعین مکنم .
...........
حال اگر ازاین طرف قضیه به تقلب این خانم نگاه کنیم تقلب او درمسابقه اتومبلرانی اصلا بد نبوده .چون ایشان میخواسته مثل ناپلئون و نیکسون شانس پیروزی اش را خودش رابسازد.
من واقعا برای بدشانسی ایشان متاسف ام .که مثل اقای نیکسون که تقلبش درانتخابات ریئس جمهوری امریکا اشکار شد تقلب ایشان هم برملا گردید.
ایکاش که نمی شد . واین افتخاری برای زنان ایران بود..ولگرد
زيتون نازنين درود برشما
من خيلی تورو دوست دارم و بابسياری ازنوشته هايت موافقم
ولی اجازه بده ازشما بخاطراين نوشته انتقادکنم
خانم صديق دارای هوش واستعداد وتوانايی است وقابل تحسين که دراين شرايط زن ستيزانه بارديگر توانايی يک خانم را به نمايش گذاشت
ايشان هم مانند من وشما يک انسان است وممکن است دچار اشتباه گردد
ولی اين اشتباه قابل اغماض است
و شما بعنوان يک خانم نبايد اينگونه آنرا درشت نمايی کرده وديگران را به واکنش عليه ايشان فرا بخوانی
امیدوارم روی این نوشته ات ازدید شرایط آخوندیسم حاکم برایران بیشتر فکر کنی...
برایت بهترین آرزوهارادارم نازنین دوست
من فکر نمی کنم زهرا ابراهيمی مقصر بود. کسی که فیلم رو پخش کرد مقصر بود. از کلیپی هم که ساخته شد بدم نيومد. لاله صديق هم اشتباه کرده. اشتباهی که خيلی از ورزشکار ها می کنند. به خاطرش داره يک سال محروميت رو هم جريمه می شه. لاله خوشگله و باهوش و کاری رو کرده که بسياری از دخترهای ديگه از جمله خود من نکردند. من تحسين اش می کنم اما انکار هم نمی کنم که تقلبش در مسابقه و اشتباهش رو دوست نداشتم و بسیار ناراحت شدم. نيازی نداشت اين کار رو بکنه.
همه حيرانند
که اين روانی چطور از تیمارستان فرار کرده که با اسامی
خودم! لاله ! آزاده !....... میاد اینجا
ضمنا عمه خانم شما هم زياد مزه نريزيد
من خود بارها گفته ام كه با اسامی
و ای پی های مختلف ميايم تا
زيتون سريع شناسايی و باكم نكند
كامنت 55 را اگر بهمان اسم
فضولباشی يا ای پی اصليم مينوشتم سريعا
توسط زيتون باك ميشد راهی
جز اين ندارم
عمه خانم نانا داريوش مانی خانی
بيطرف لاييک و ....
همه حيرانند که اين کيه با اسامی
خودم! لاله ! آزاده ! کامنت بشت
کامنت ميزاره و از وبلاگی !!؟ تبليغ
ميکنه که هيچکس اسمی از ان
بگوشش نخورده و در آخر هم با
اسم فضولباشی تمام ميکنه؟؟
زيتون ايشان را بخوبی ميشناسد
و تنها تذکری که بهش داد اينکه
اگر خودش را مبصر وبلاگ!!؛؛؟
ميداند بهتر است مبصری کند
وبلاگ تارعنکبوت گرفته اش را
ول کرده و در اينجا با چماغ قحاشی
ميکويد کسی خق ندارد اين و ان
بنويسد و ......
اينکه هی تست ميرند خودم !!!و
هی مکث ميکند بخاطر باک شدن
چند کامنت خودمش !!بود ولی با
اسم لاله بهمه بريد و دريد ...
اگر کسی اسم اين اعجوبه روانی
را نوشت بنده يک صد دلاری بهر
ادرس و صندوق بستی که بدهيد
ميفرستم قول شرف میدهم
تا زیتون باک نکرده !! بجنبيد و
آی بی را هم چک گنيد
والله منکه اول وقتی این کامنت مانی خان " یک عده ای برای معروف شدن یا معروفه شدن چسبیدن به وبلاگ زیتون وبرای اینکه برای وبلاگ خودشون خواننده پیدا کنند فحش و دری وری بار دیگران میکنند اگر سری به وبلاگ اینها بزنید از نداشتن حتی یک نظر خواهید فهمید که از بی تنبانی در خانه زیتون نشستن مثل همیت کامنت گذار بعدی که منو فحش بارون خواهد کرد" ۵۳
را خوندم بنظرم اومد منظورش کس دیگری بود ... ولی بعد دیدم که کسی بنام هاله ,در کامنت ۵۵ ,از هیچی پرید وسط " که مانی خان ديدی که درست ميگفتم و تو
همان مانی سلطنت طلب هستی؟؟"
ببینم حالا از مانی گذشته آیا این هاله همون هاله است که تو زندان سرشو زیادی بدیوار کوبوندن یکمی قاطی پاتیه ?
شماره 86 اگر تو همان مانی سلطنت طلب
نيستی پس چرا فوری تا من به نانا حرفی زدم پريدی وسط؟
اين از خصوصيات آن مانی لوده بود كه
مجيز امثال نانا و اذرفخر و عيره را بگويد
و مثل اين بچه ها هی برايشان كامنتهای
فدايت شوم گزارد بعد هم بارها گفته ام
وارد وبلاگت نخواهم شد چون سراسر
ضديت با دينست اگر بااين ترفند ميخواهی
مرا به وبلاگت بكشانی كورخوانده ای
تا زمانيكه عكس ميمون را كه بعنوان زن حضرت محمدگزاشته ای
برنداری نخواهم آمد توبايد ياد بگيری
به اسلام احترام بگزاری
ضمنا داريوش اقا من كی گفتم از اين
جكومت بدم ميايد؟ من گفتم اتفاقا اين
جكومت بايد بماند ولي اصلاخ شود
انهم توسط دكتر خاتمی اما سلطنت طلبها
ميخواهند براندازی كنند و باامدن آنها
اسلام هم خواهدرفت و من هرگز
اين را برنميتابم بهمين دليل دشمن تك تك
سلطنت طلبان هستم تا رمقی دربدن دارم
فضولباشی
اولن سلطنت طلبها طلبهاشون رو گرفتند و دیگه از این ملت محروم طلبی ندارند
در ضمن هر مانی ای من نمیشه حتی مانی پیغمبر
هین اشتباه ها است که باعث گمراهی مردم شده که راهشون را هنوز هم نتوانسته اند پیدا کنند
سلطنت مرد و این رژیم منفور دینی هم خواهد مرد و دین دارها در خانه هایشان به انچه اعتقاد دارند خواهند پرداخت ولی ادب و کمال همیشه خواهد بود چه در سایت زیتون چه در جاهای دیگر پس زحمت دیگران نیرید که خصر الدنیا و اخرت خواهید شد ببخشید این یک تکه خیلی آخوندی شد چه کنیم جو من را هم گرفته است خیر ببینی زیتون اب این وبلاگت
راستی اگر شک داری من ان مانی منقور شما نیستم نیتوانی برای من ایمیل بزنی در سایتم تا با تو یک ردو بدل جانانه کنم که حال کنی
آی مرفهین بی درد...
از شهید قاسم بی. ام .و ، شهید حاج کاظم شورلت و شهید حاج داود هوندا بخشی و شهیدانی مثل مرتضی کاواساکیینی، خجالت بکشید.
من به تقلب خانم صديق کار ندارم ولی به نظرم زهرا ابراهيمی واقعا مظلوم بود که فيلم خصوصيش اونطوری پخش شد و اکثریت مردم هم مثل گرسنه ها از ديدن اون فيلم نگذشتند!
خوب حالا من فهمیدم تو واقعا از جمهوری اسهالی اسلامی خوشت نمیاد..ولی دلیل نمیشه بخاطره عقایدهای مختلف را فدای این رژیم محنوس کنی... اوکی قبول سلطنتی دیگه کار ساز نیست در این دوردو زمان ولی شما پیشنهاد بهتری هم معرفی نکردی...چرا ملت بدبختو سر کوفت میزنی؟؟؟ ملتی که در زنجیر فقر و فساد اسلامی هستند چطور انتظار داری تصمیم درستی بگیره؟؟ مثال میزنم. اگر شما سخت سرما خورده باشی و تب 110 درجه داشته باشی میری سر کار؟؟ ملت ایران هم یکجورهای به این شکل هستند...بقول خودت 55 سالته..کمی منطقی فکر کن.
۵۵ سال!! شرم اوری خاک عالم برسرت برو بجای اینکه ایجا بیایی اراچیف ببافی برو به زن بچه ات برس اگر نداری برو بمير بدبخت نفهم .
داريوش اقا اولا من 55 سال دارم و پدر و مادرم
هردويشان مرده اند پس بنابراين عصه انهارا
نخور زنده هم اگر بودند من كارخودراميكردم
وبرايم فرقی نداشت ثانيا صدبارگفته ام
و بار دگر ميگويم بانوع مردميكه در ايران
زندگی ميكنند بايد اين جكومت چنين كند
چون در غير اينصورت امكان براندازی و
بازگشت سلطنت طلبها ميرود و اين مردم
هم چون شغوركافی ندارند باز استقبال
خواهندكرد من حاضرم ايران زيرورو شود
ولي سلطنت طلبها برنگردند..
درضمن نانا هم انگار به زيتونی لبيك گفته
و قصد جواب دادن به مرا ندارد!!؟
هر کی با آل محسن درافته ور افته
برادر حسین درخشان عضو تیم خارج از کشور:
http://balatarin.com/permlink/2007/11/24/1180011
فضولباشی...نوکر ...هر سگی هستی...شما از اسلام دفاع نمیکنی شما از ارازل اوباشهای کشور که همان سران جمهوری منفور اسلامی هستند دفاع میکنی... اونها بد هستند...دورغگو و بیرحم و فاتل هستند...تو از کسانی که به دختران در زندان تجاورز میکنند دفاع میکنی تو از کسانی که بدورغ میگویند انرژی هستی برای تولید برق میباشد دفاع میکنی... تو خودت فرار کردی با ننه و بابات رفتی کانادا چرا الکی حرف بیخود میزنی؟؟؟ بیچاره ننه و بابات که لابد از دست تو دارند خون میخورند و لعنت میفرستند.
متن تبدیل شده: بیتا
۸ :: توسط بى تا در ۱۳۸۶-۰۹-۰۴ ۱۹:30
راستى سوال اولِ اين kamant رو هم من پرسيدم!!مگه نگفتن اون clip ساخته گى بوده؟؟و يارو هم ممكنه اعدام بشه؟؟
۶۷ :: توسط بى تا در ۱۳۸۶-۰۹-۰۴ ۱۹:28
زيتون جون اين بى تا كه فارسى مينويسه من نيستم!![حالا من كى ام؟؟لول ]من از كانادا مى نويسم و يه بر يه مطلب راجع به اينكه چرا و چطور tonestim مهاجرت كنيم نوشتم كه تو هم لطف كردى به فارسى bargardondish و گذشتى تو kamantat...خلاصه من فارسى نمى تونم تايپ كنم متاسفانه و اذيت كن هم نيستم...حالم هم khobelool ...مرسى
فارسی نگار
عجب بزدونی ای شده اینجا
حالا به این آهنگ گوش کنید تا یه مقدار حال و هواتون عوض بشه
زیتون عزیز:
اولا که اصلا نمیفهمم کجای مطلب شما طنز بود.بعد هم نمیفهمم چرا زهرا ابراهیمی را مقصر میدانی؟
خطاب به آقا یا خانوم خودم هم باید گفت :متاسفم که هنوز ارزش زن در این آشغالدانی به لب و لوچه و طرز خندیدن است.واقعا اگر یک مرد راننده دچار این خطا میشد باز هم نصف کامنت ها در مورد لب و لوچه آقا بود؟
چشمان زن به سقف خيره شده بود ......تمام صورتش خيس عرق بود...عرق سرد...عرق مرگ...پسرک در پنجمین روز از شروع سال نو در حالی که همان پيراهن قرمز تنش بود وارد اطاقی شد که ديوارهای چرک تابی داشت و رنگ استخوانی زيرش در بعضی قسمتهای دیوار بعلت شدت چرک مشخص نبود. لگن را زير تخت گذاشت آرام و با نوعی بی خیالی به زن نگاه کرد ...مامان لگن رو گذاشتم زیر تخت..بعد در حالی که یکی از نباتی هایی را که بدور از چشمان نیمه کور صغری خانم کش رفته بود ؛ در دهان میگذاشت از اطاق خارج شد تا مادر از روی پسرک نوجوان خجالت نکشد. بیرون درست روبروی باغ گل سرخ که هروز پسر قبل از رفتن به مدرسه عادت داشت به مادر سلام کند ؛ سرش را به طرف آسمان بلند کرد . کمی مکث کرد .گذاشت تا آب نبات نعنایی کاملا در دهانش خیس شود .سردی طعم نعنا را دوست داشت.در جستجوی چیزی بود که آن را پیدا نمیکرد . به او گفته بودند که در آن بالاهاست . هوای هنوز سرد بود بنابراین پسرک به کنار اطاق برگشت و با صدایی نجوا گونه پرسید تموم شد مامان؟......صدایی به گوش نمیرسید .پسرک به داخل اطاق برگشت با نوعی مسخ شدگی یا .......نمیدانم شاید بی خیالی آرام پتو را از روی مادر کنار زد.بوی عفونت ناشی از زخم بستر که بروی کمر مادر پسرک نقش بسته بود ؛فضا را پر کرد .نزدیک بود تمام نیمروی سر شب را بالا بیاورد ولی خودش را کنترل کرد ... لگن را که از مدفوع پر شده بود را از زیر تخت خارج کرد و با دقت و وسواس خاصی که بیشتر در یک جراح مغز و اعصاب در هنگام یک عمل سنگین دیده میشود با تمرکز شروع به شستن و تمیز کردن زنی کرد که سالها قبل زمانی که پسرک نمیدانست فقر چیست؛ این کار را برای پسرک انجام میداد. شستن مادر که تمام شد پسرک لگن را برداشت و در حالی که کنجکاوانه به مدفوع مادر نگاه میکرد با خودش زمزمه کرد : همه گه ها یه جورن مثل اسمون که همه جا یه رنگه........بعد به سمت توالت رفت بعد از تخلیه محموله ارزشمندش !!!!! دوباره به اطاق برگشت. آرام بروی زمین نشست و به فکر فرو رفت این پنجمین ماهی بود که او به مدرسه نرفته بود. کسی نبود تا از مادر نگه داری کند و این شده بود وظیفه پسرک مو فرفری . او دیوانه وار لحظات با مادر بودن را دوست داشت چون مادر تنها پناهگاه برای زمان فرار از ضربات شلنگ قرمز بود و شانه های نحیف زن نسبتا زیبا ؛تنها پناهگاه برای پسرکی بود که همیشه دیوانه وار تکرار میکرد: مرد که که گریه نمیکنه .....ولی سالها بعد فهميد که فقط نامردها نميتوانند گريه کنند. به اندام نحيف شده مادر نگريست. بلند شد و با دستمال کاغذی؛ عرق سرد رو پيشانی مادر را پاک کرد. مسخ شده بود .درک نميکرد که مادر در حال رفتن است .او به جای بهتری ميرفت .سالها بعد پسرک در جاهايی ديگر که آسمانش همان رنگ خاکستری و غمگين تهران را نداشت و آبی آبی بود ؛ اين عرقها را باز هم ديد .بازهم اين عرقها را پاک کرد ولی اينبار تفاوتش اين بود که پسرک ميدانست اين عرق مرگ است . ....مامان آبميوه ميخوای ؟ جسد نيمه زنده روی تخت جوابی نداشت .کسی نميداند همراه غده های روی گردنش ؛ همراه زخم بستر متعفن و پر از چرک روی کمرش که حاصل ۵ ماه فلج بودن رو تخت بود ؛ همراه پوکی استخوان شديدش که حاصل گرسنگی هميشگی و نان و چای شيرينهای زمان جوانی بود ؛ زن در روی تخت در آخرين ثانيه های زندگی به چه چيزی فکر ميکرد ولی هرچه بود به لباسهای نوی شب عيد و لوازم آرايشی فکر نميکرد. شايد زن به اين ميانديشيد که تکليف اين پسرک کوچولوی خيالتی که تنها تفريحش رفتن به گوشه حياط و تام ساير و هاکلبری فین و تن تن شدن و با خودش حرف زدن بود ؛ در نبود شانه های مادر برای لحظات فرار ؛ چه خواهد شد.زن همیشه نگران این موجود کوچولو بود که با خودش حرف میزد و باید برای این کار توبیخ میشد. شايد زن در آخرين لحظات فرار از زندگی هميشه جهنميش ؛ تنها نگران بازمانده عشق نافرجامش بود . بهرحال پسرک نفهميد آيا زن آبميوه مي خواهد يا نه ؟ دوباره به سرجايش برگشت و يک بار ديگر تن تن شد. وقتی که تن تن بود زندگی بسيار زيباتر از هميشه ميشد .ميتوانست به سرزمينهای دور سفر کند .آدمهای جديدی را ببيند . از اينکه ميتوانست کاپيتان هادوک را نجات بدهد لذت ميبردو احساس خوبی نسبت به اين پيرمرد الکلی عصبی داشت . ناله های بی صدای زن دوباره او را به روی صحنه کثيف زندگی واقعی بازگرداند . چشمان پسرک بسته شد. دقايقی در خلا مطلق گذشت که دستان پير صغری خانم پسرک را از خواب بيدار کرد. ...برو بخواب !!!! چشمان پير و مهربان صغری خانم مملو از اشک بود ...برو بخواب ....پسرک گفت نه خوابم نمياد ...شايد مامان چيزی بخواد ...زن اشکهايش را پاک کرد و گفت نه ديگه نيازی نيست ..چيزی نميخواد برو بخواب ..ديگه چيزی نميخواد...کلمات دلهره آور بود.در تمامی اين ماههای طولانی گاهی فکر مرگ زن پسرک را ميازرد. تنهايی و مرد شلنگ به دست !!!!!!! نه پسرک هراسان سراغ جسد رو تخت خيز برداشت ...صورت زن ارام بود و ديگر نفس نميکشيد ...ساعت ۵ صبح روز ۵ فروردين بود
من يه سئوالی دارم چرا فحش ميديد ؟ من فقط ميخوام بدونم با اين فحاشی کردن چی رو تخليه ميکنيد ؟ چی ميشه ... چه اتفاقی ميافته ... مادر... فلان .... بابا بخدا همه مادرهای دنيا .... شما نميدونيد چون نميدونيد مادر چيه .... مهم نيست مادر خامنه ايی باشه يا احمدی نژاد ... يا حتی هيتلر ..... با فحش دادن به مادر کسی مشکلتون حل نميشه ... با فحش دادن به زنی که نه ماه درد ميکشه تا فرزندی بدنيا بياره و نقشش در اينده بچه اش هم زياد نيست هيچ چيز عوض نميشه شما رو به خدا اينقدر به مادر کسي فحش نديد
احمدی نژاد: به ما اجازه نظارت بر انتخابات آمريکا داده شود.
( وقتی من میگم تو مخ این مرتیکه ریدن اونوقت هی شماها بگید چرا توهین میکنی.)
محسن نامجو
rasti soale awale in kamant roo ham man porsidam!!mage nagoftan oon clip sakhtegi boode??va yaroo ham momkene edam beshe??
zeiton jon in bita ke farsi minevise man nistam!![hala man kiyam??lool ]man az canada minevisam va ye bar ye matlab raje be inke chera va chetor tonestim mohajerat konim neveshtam ke too ham lotf kardi be farsi bargardondish va gozashti too kamantat...kholase man farsi nemitonam type konam motasefane va aziyat kon ham nistam...halam ham khobelool ...merci
قابل توجه دوستانی که با دیدن عکس سرکار خانم لاله صدیقی آب از لب و لوچشون آویزون شد.
اين لاله صديق شارلتان تا زمانى زيبا هست كه نخنده، چونكه در حينِ خنده تمام فک بالا همراه با دندانهای ردیف بالا به یکباره به بيرون یورش مي برند ( يك چيزى تو مایه شیهه کشیدن اسب). دماغ عملیش هم كه حکایت ديگرى هست.
در ضمن من هم اگر باسن مبارکم را هزار قلم سرخاب ماتیک کنم بمراتب از رخسار این زنک زیباتر هست.
baz ham test
این لاله صدیق قهرمان خوشگل و تو دلبروی اتول...نه اينکه بدگل باشه ولی عکسای گوگل لاله! رو دیدم، از اون خشک گل تر هم زیاده که اتول هم خوب میرونند. عکاس و آینه خوب هم خب خوشگل میکنه...
test
خودم عزیز؛ من دلیل عصبانیت شما را درک میکنم؛ رژیمی که روز روشن زنان را در خیابان از پهلوی شوهرهاشان و کودکان عزیزشان جدا کرده و به شکنجه گاههای مخوف میبرد فحش خواهر و مادر هم برایش کم است!!؟؟ اما آیا کارهای این رژیم در مذهب خلاصه میشود!!؟؟ آیا خامنه ای با مثلا آیت الله بروجردی که معتقد بود مذهب نباید در سیاست دخالت کند برابر است!!؟؟ این اینهمه خنایت بخاطر داخلت سیاست در مذهب نیست!!؟؟ آیا از خود پرسیده اید که چرا توده ایها و شرکای بین المیلیشان مثل هگو چاورز و کاسترو از این رژیم دفاع میکنند!!؟؟ اتحاد این رژیم با روسیه هم مربوط میشود به مذهب!!؟؟ اصلا آیا میشود 70 میلیون را لامذهب کرد!!؟؟ اگر کسی معتقد یه این عقیده است که برای سرنگون کردن این رژیم باید اول مردم را لامذهب کرد ،با عرض معذرت بعقیده من در خط وزارت اطلاعا ت قدم بر میدارد...............سنگ بزرگ علامت نزدنه!!؟؟
زيتون جان
ضمنا نازنين، فحاشیهای من چاروداری هست، ولى فحاشیهای نانا يا همان کیل بيل ( با توجه به اينكه با فحاشیهای نانا به امت حزب الله كاملا موافق هستم) شکوفه بهارى هست؟
دوستِ گل، فحاشى، فحاشى هست. به قول معروف:
گر حكم شود كه مست گيرند... بايد كه هر آن...!
من اگر به پيامبر اكرم( شايد هم اقدس !) فحاشى ميكنم دليل و برهان دارم، مگر چه بود اين مردك عرب؟ بى ناموسی بود كه تا زمانى كه خديجه زنده بود به خاطره پول و موقعيت او غلام خانزاد بود، اما هنوز زنيكه کفنش خشك نشده بود كه اين عرب زن باره دست ( شايد هم يك چيز ديگه) از آستين به در آورد، و هر چه زن عرب كه در اطراف و اکناف خود ديد به عقد خود در آورد و همه را از سر شومبول خود گذراند تا عُقده چندين و چند ساله را فرو نشاند.
من اگر به تازی نامه ( قرآن) توهين ميكنم به خاطره لجن پراکنیهای اين به اصطلاح كتاب آسمانى هست كه اولا پر از ضد و نقیض و جملات تكرارى هست ، دوم به خاطره فرامین قتل و تجاوز و برده داری و بچه بازی در اين کتاب شيطانى هست.
من اگر به خامنه اى اين ولى مسلمين جهان ( بگذريم كه حتى مسلمين ايران هم قبولش ندارن!) توهين ميكنم به خاطره اين هست كه کارنامه اين مردك تریاکی زيرِ بغل من هست، اين همان حروم زاده ای هست كه قبل از انقلاب در ماهه محرم از مشهد براى روزه خوانى به تهران مى آمد چونكه آرزوى اون خريدن يك فولکس بود و معتقد بود كه در تهران از روزه خوانى پول بيشترى ميتواند در بياورد.
به همين علت تمام فحاشیهای من با دليل و منطق هست و كسانى كه به خاطره حفظ بودن ۴ تا بيت شعر از شاملو شديدا احساسِ روشن فكرى بهشون دست داده ميتونند چشم بر فحاشیهای من ببندند و نخوانند.
زيتون عزيز
با سلام و درود
باور كن زيتون اگه من رو از نزديك ببينى اصلا باوَرِت نميشه كه من اصلا همچين فحشهایی بلد باشم، ولى نازنين من تمام اين فحاشیها را از برادران بازجو زمانى كه در زندان بودم فرا گرفتم، از صبح تا شب كار برادران پاسدار و بازجو در زندان فقط همين فحاشیها به ما بود، من اونجا توهینهایی شنيدم كه اصلا تا اون موقع نميدونستم كه همچين الفاظى هم وجود داره. دوستِ عزيز باور كن من سالها با زبان منطق سعى كردم با اين جماعت بحث كنم ولى اينها چنان دچار تیره سری و خود شیفتگی هستن كه قابليت پذيرش كوچكترين انتقاد رو هم ندارن، تنها زبانى كه اين جماعت قابليت فهمش رو دارن همان زبان خودشان هست، يعنى فحاشى، توهين به مقدسات .
من هم اين رسالت رو به عهده گرفتم كه با هتک حرمت به مقدساتشان و فحاشى به ناموسشان ( اگر ناموسی داشته باشن!) اين آدم خوران را سر جایشان بنشانم. ( می دونم که فحاشیهای من به این وطن فروشان دل تو رو هم خنک کرد.)
با آرزوى موفقيت و بهروزى
روزنامه کيهان هم بدجوری به مسيح علی نژاد بند کرده:
http://www.kayhannews.ir/860903/2.htm#other204
افراطيون در اعتماد ملي چه مي كنند؟ (خبر ويژه)
يادداشت نويس روزنامه «اعتماد ملي» كه درمحافل مطبوعاتي خود را «جوجه اردك زشت» معرفي مي كند، به انگليس رفت. «م. ع» كه پيش از اين خبرنگار پارلماني يكي از روزنامه هاي زنجيره اي درمجلس هفتم بود، به سبب زيرپا گذاشتن شان حرفه اي روزنامه نگاري، از مجلس اخراج شد. وي اكنون در«حلقه ملكوت»!! به عنوان يكي از منابع اينترنتي راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا) و راديو زمانه ( ارگان رسانه اي سرويس امنيت هلند) حضور دارد. اين حلقه، با بودجه مصوب پارلمان هلند براي جنگ نرم رسانه اي با ايرانيان و جمهوري اسلامي ايران، تاسيس شد و مهدي خلجي (مشاور ارشد در موسسه واشنگتن، لابي پژوهشي اسرائيل درآمريكا)، مهدي جامي (مدير راديو زمانه، ارگان سرويس اطلاعات و امنيت هلند) و عباس معروفي (روزنامه نگار فراري) آن را اداره مي كنند. «م. ع» همزمان با حضور در محافل مرتبط با سرويس هاي امنيتي اروپا و آمريكا، همچنان براي روزنامه اعتماد ملي نيز يادداشت هاي سياسي مي نويسد.
نامه محسن نامجو درباره کلیپ «زلف بر باد»
http://www.javanart.blogfa.com/post-61.aspx
مانی خان ديدی که درست ميگفتم و تو
همان مانی سلطنت طلب هستی؟؟
بیخود هم ادرس وبلاگ دیگران را ننویس
چرا وبلاگ خودرا لینک ندادی اینبار؟؟
بگذار همه ببینند عکس همسر پیامبر
را گذاشته ای به شکل میمون
میدانی از کجا فهمیدم همان مانی
لوده سلطنت طلب حگرگوشه زیتون!! هستی؟؟
دليلش هم اينستکه تا به نانا حرفی زدم
پريدی وسط.. جالبه که هيچ سنخيتی
از نطر سياسی نداريد ولی تا به يکيتان
حرفی ميزنم ديگری به دفاع برميخيزد
بعد هم من برای معروف شدن نچسبيدم
به اين وبلاگ جهت اطلاعتان. چون وبلاگی
ندارم کامنتی ميگزارم و ميروم و با
مخالفين اسلام مبارزه ميکنم از جمله
تو کثيف
یک عده ای برای معروف شدن یا معروفه شدن چسبیدن به وبلاگ زیتون وبرای اینکه برای وبلاگ خودشون خواننده پیدا کنند فحش و دری وری بار دیگران میکنند اگر سری به وبلاگ اینها بزنید از نداشتن حتی یک نظر خواهید فهمید که از بی تنبانی در خانه زیتون نشستن مثل همیت کامنت گذار بعدی که منو فحش بارون خواهد کرد
نگفتم
نانا اولا من زن نيستم و مرد هستم كه
با نام فضولباشی كامنت ميگزارم اماچون
طبق معمول زيتون مرا پاك ميكند مجبورم با
اسامی و ای پیهای مختلف بيايم
تا پاكم نكند و اين تازگی ندارد كه بين
من و بقيه كه دوستشان دارد استثنا
گزارد. من بسيار كمتراز اين فحشها
را دادم و مرا پاك كرد در همين پست
ميدانم كه از من بيزار است
چرا؟!! چون از اسلام دفاع ميكنم و به
مذاق ايشان خوش نميايد.چون اعتراض
ميكنم كه چرا ان پسرك لوده عكس يك
ميمون را بعنوان يكي از همسران پيامبر
كه ميمونه نام داشت توی سايتش
گزاشته اينرا هم نگويم؟!
خير ميگويم هرچه هم پاكم كند باز ميگويم
به به به به ..خانم هاله اوقور به خیر
شما دیشب کجا تشریف داشتید ؟
زنیکه مثل اینکه خیلی از ماجرا ها عقبی بهت میگم چرا ؟
مثل اینکه متوجه نشده ای که نانا فرمانده کیل بیل است
یعنی هم بیل داره برای زدن تو سر امثال تو هم کیل میکنه تشون
عینهون همین دو تائی که خرخره شون رو امروز بریدم رفت تموم آب هم بهشون تعارف نکردم
میدونی چرا ؟
برای اینکه مثل تو روی پیشونی ما کلمه الاغ را دیده بودند
زین پس هرکی روی پیشانی ما وبلاگ نویسان کلمه الاغ ببینه برای من هیچ چاره ای جز توی کون سگ کردنش
نمیمونه
فهمستی دیگه مثل قاشق گهی خودت را وسط دعوا ننداز که میشکنی
و اما از زیتون برات بگم
این زیتونی یکی از اون زیتون تیز های تند است که کله خره
مردم داره مردم داره مردم داره تا حوصله اش سر بره و بزنه زیر کاسه کوزه
زدنش هم اینه که بیاد فضول و موضول و شلوغ کن بیخودی را پاک کنه
ولی من در تمامی وبلاگستان کسی را
نمیشناسم که جرات کنه نانا زولا را از
جائی پاک کنه
فقط مهدی جامی توی سایت زمانه اجازه ثبت نداده...... اونم
پاک کردن شوخی نکن دختر برو یه ماچ از رخ فرناز گهی بکن به دستی هم به آلت کیوان بکش و حلال بودی
بطلب حالت خوب میشه .................کیل بیل فرمانده
زيتون خانم
چرا به نانا اجازه ميدهيد اين کلمات
مستهجن و زشت را بر عليه ديگران
براحتی بنويسد؟
خودم نصف نانا هم فحاشی نکرده
اما کامنتهايش دیلیت شد ولی با
نانا خوش و بش هم میکنی لااقل
یک تذکر کوچک بدهید
مادر جنده هايی مثل فرناز سيفی
و ..... واقعا حيف کلمه انسان که
باين روانی داده شده
زیتون عزیز چه کار خوبی کردی که کامنتهای مزخرف رو پاک کردی. قبلا کامنتهای فضولباشی و یکی دو نفر دیگه از موافقان وضعیت فعلی مملکت، احمقانه، بی منطق و گاهی چندش آور بود ولی در حال حاضر یکی دو نفر با ادعای مخالفت با اونها، محیط اینجا را آلوده تهوع آور ترین کامنت ها کرده اند. به این مسئله باید توجه کرد که نتیجه روش کار گروه دوم جز تخریب مخالفان منطقی و آگاه، نمی باشد و در نتیجه قضیه بسیار مشکوک می نماید.
اينو بخون جون
آخه ما چکار داريم به روابط آدمای ديگه... اون جملههايی که تکرار کردی يک رفتار توهمآميز در آغوش گرفتن کاملا اسلامی و از راه دور بود. من مرجع تقلید مسلمین جهان اشکالی دراون نمیبينم:))
تازه جوانان هميشه میتوانند آرزو بکنند(آرزو بر جوانان عيب نيست) تو هم بیخيال شو:)
اینو بخون جون
خدا بگم چیکارت کنه. لینک رو گذاشتم بیاد و رفتم لینکشو بذارم تو وبلاگ. حواسم نبود صداشو کم نکردم. سیبا از صدای نامجو از خواب پرید و فکر کرد دزد اومده:))
فقط منو بی جواب گزاشتی آبجی زيتون يادت باشه
اينهم کلیپ نامجو برای زهرا
http://www.youtube.com/watch?v=lkwo1QjL1S0
رها جان
یعنی اوندوستش بیاجازهش ترانهشو برای زهرا امیرابراهیمی گذاشته؟ عجیبه!
متاسفانه من این کلیپ رو ندیدم و تعریفشو در انترنت شنیدم(در واقع دیدم). و همه جا حرف از این بود که برای زهرا اینو خونده.
آرش جان
با توجه به دانستههایم از اینترنت خوب حتما فکر کردم بعد نوشتمش:)
حالا به تریج قبای نامجو دوستیتون برخورده...
ضمنا تاحالا هر پیشگویی من اینجا کردم معمولا درست دراومده. حالا ببین کی گفتم:) همین الان هم شایع شده که برای لاله پاپوش دوختن و چه لبهای باحال و چه خم ابروی شهلایی داره:) زلف بر باد مده لاله:)
ملا حسنی عزیز
خدا تورو نکشه:))) که چه شاهد خوبی هستی برای جوابم به آرش
خوبه آدم قبل از نوشتن فکر کنه
http://farnaaz.info/archives/003655.html
ذهن من در پله ها غوطه ور است...از پله های باریک راه پله ساختمانی که آتلیه عکاسی آرش آنجاست بالا می روم و درست در پله دوم آخرین ردیف پله تا در آتلیه دست هایم را در هوا تکان تکان می دهم، به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....به نشانه بغل کردن از راه دور آرش....
نانا جان
اتفاقا من همیشه عقایدم رو نسبت به افراد گفتم.
در مورد مسابقهی دویچه وله امسال هم حرفایی دارم که بعضیاشو نوشتم و بقیهشو گذاشتم برای بعد از مسابقه.
مثل اینکه همینهایی که امسال از خوشحالی برای کاندیدا شدن در پوست نمیگنجیدن چهطور پارسال به من میگفتن انصراف بده و جایزهتو پس بده و... و میگفتن این مسابقه رو قبول نداریم!
و چطور فرناز سیفی که ادعا میکرد بیشتز از سه وبلاگ در عمرش نمیخونه چطور شد داور:)
( البته بعد از انصراف داوری توسط من و بعد مسیح علینژاد)
نانا جان همه یه روزی وسوسه میشن. فرناز و کیوان هم مستثنی نیستن!
موضوع افراد نیستن. موضوع روحیهی مردمه که تابع زور و قدرتن!
بعدا در وبلاگم بیشتر مینویسم.
زیتون جونم
تو اگه با بخش اول حرفای من موافقی که از راس مملکت تا اون ته ته ته ته جامعه ارزش ها دروغ - تظاهر - دو روئی - منفعت طلبی و حقه بازی و شارلاتانیزم است
دیگه باقی شعر است مگه نه ؟
مردم داری تو به تو اجازه ریدن به مادرجنده هائی مثل فرناز سیفی یا کیوان سی و پنج درجه را نمیدهد
ولی من میرینم به هرچی مردم داریه
این افراد مردم نیستند اینان همگی مشتی پارازیت نکبت متعفن ایرانی هستند که بین ما به تحمیق ما مشغولند
من اگر اسم این افراد را میبرم برای این است که کلمه الاغ را روی پیشانی هیچ وبلاگ نویسی دوست ندارم ببینم
چرا همگی اینان تصور میکنند باقی ما الاغیم ؟
فرناز سیفی از وسط لنگ کپکی اش نام دو سه نفر از دوستانش را به دول چه و الله میدهد
و نام کیوان سی و پنج درجه که سر دسته جاکشان زنان امثال سیفی و لگوری های دیگر هستند از توی صندوق عینهون نام حمق الله بیرون میاد
هیچکی هیچی نمیگه
ولی من جای همه تون هرچی دلم بخواد گفته ام و میگویم والسلام ...کیل بیل فرمانده
بیتا جان
حالت خوبه عزیزم؟:)
دافپرست عزیز
کلی از کامنتت خندیدم:))
خودش یه پست کامل وبلاگی بود!
zodiac جان
همینه! منم اینو میگم...
کورش عزیز
حالت خوبه؟:)) فعلا که این khodam و فضولباشی که هر دو مرد هستند با هم گیسکشی میکنند و خانمهای محترم هم کنار نشستهاند و دخالت نمیکنند و عین خالهزنکها(!) هم ناخن به هم نمیمالن!
حميد رضا جان
خوشحالم طنز منو بالاخره يکی فهميد:) و یکی خندید...
آه هیچکس منو در یک مزرعه جدی نمیگیره!
تو بالاترين که بهم گفتن حسود:))
مثلا حسودی کيو خوردم نفهميدم.
يکی برام ایمیل زده تو ایران طنزنويس زن کم داريم يه دليلش اينه که مرتب بهشون تهمت میزنن و باعث کنار کشیدنشون میشن. بهم گفته تو پوستکلفت باش...
سعی میکنم باشم:)
اوه راستی. اولش که اینو نوشتم فکر میکردم اولین کسی که ممکنه از شوخیم ناراحت شه حمیدرضای گردبادی نامجودوست باشه. یکی از دلایل خوشحالیم از خندهت همین بود!
عمه عزیزم
والله چی بگم! فکر نکنم روزنامهی اعتماد خبر دروغی بنویسه. چون لاله صدیق میتونه رسما شکایت کنه و پدرشون رو درآره. میتونه با رادیو آمریکا و بیبیسی و زمانه و... مصاحبه کنه و حقیقت رو بگه.
بیتا
khodam جان- کامنت ۱۲
صد رحمت به حزباللهیها!!! اینجا مگه بیصاحبه؟ درسته زیاد وقت نمیکنم اینجا بیام اما یادم نمیاد تورو هم مبصر کرده باشم. تازه وظیفهی مبصر ساکت کردن جوه نه مغشوش کردنش. فحش دادن چه چیزی رو حل میکنه. همونقدر که از دست مامور حاکم بزرگ فضولباشیکمون ناراحتم(خدا کنه زودتر ماموریتش تموم شه) از فحشکاریهای تو هم!
رها جان
مگر شعرش رو برای زهرا نگفته بود؟ برای همین هم در کلیپ از تصویرش استفاده کردن؟ خوب من میدونم که نامجو کارگردان کلیپ نیست... منظورم شعر و ترانه و آواز و سرود و اینچیزا بود.
نانا جان
با قسمت اول حرفت موافقم. در کشوری که حکومتش غصبی و بر پایهی دروغ باشد انسانهای دروغین هم آسان بالا میروند. اما قسمت دوم حرفت و راجع به اشخاصی که نام بردی من واقعا شناخت بدی ندارم.
به بعضیهاشون(( انتقاد))هایی دارم باشم ولی اینکه بخوام کل شخصیتشون رو زیر سوال ببرم نمیتونم.
میدونی، خیلی چیزا رو تاریخ ثابت میکنه! مثل همین لاله خانم که همیشه تو بوق و کرنا میکرد که حقشو خوردن و کلی مظلوم نمایی میکرد. از اینور و اونور میشنیدم که به خاطر پولدار بودنش روزنامهنگار میخره یا ماشینشو دستکاری میکنه و با کلک اول میشه ولی تابهحال مدرکی نبود و در حد شایعات بود. هر شایعهای البته لزوما راست نیست...
الهی قربون اون لبهای خوشگل لاله خانوم برم من. الهی زیر چرخ ماشینش له بشم. الهی پاشنه کفشش بره تو چشمم. غلط کرده هر کی به ایشون توهین کرده. اصلا زنها و دخترای خوشگل حق دارن هر کاری دلشون خواست بکنن. باید قانون اینطوری بشه. باید قانون درست بشه. قربون هر چی دختر خوشگل و نازه برم من.
...............
...........................
khodam آقای
به نظرم میاد کامنتهای تو و فضولباشی یه جور بازی زرگریه که جو اینجا رو متشنج کنید. برای همین هر وقت که دستم برسه کامنتهاتونو پاک میکنم!
یه دلیل دیگه هم فحشهای چارواداریه که مینویسی.
زیتون
بیتا
...................
فضولباشی جان
لطفا برو بساطتو یه جای دیگه پهن کن. به جان تو وبلاگ من هیچی برای تو نداره!
این همه وبلاگ حزباللهی و مذهبی ، برو سراغ اونا.
مرسی از توجهت:)
ببینم این اعتراف بجرم ازون قبیل هاله اسفندیاری و غیره نبوده?
آخه مگه یه همچین چیزی به عقل جور در میاد ?
دوتا ماشین مثل هم با همون شماره هایی که روی قطعات هست !!!
یکی قوی شده یکی نرمال بعد خانم با قوی شده میره مسابقه و نرمال رو میزاره توی یه پارک سر باز برای اینکه همه ببینند خودشم صاف میره بغلش میزنه و منتظرمیشه که قهرمانان فیلم برن سراغش ...
اینیکی دیگه خیلی بامزه بود یعنی طرف کار خطا میکنه بعدم خودو لو میده !!!???
اینجا یه چیزایی بهم نمیخوره
یا من همه رو عوضی فهمیدم
ای بابا مدتهاست میخوان این طرفو از تو پیستا بکشن بیرون خوب حالا یکسالم یکساله تا بعد خدا بزرگه شاید خودش از خیرش بگذره
بعد از جنجالهای چند روز اخیر بر سر حضور مهناز افشار در جدیدترین فیلم ابراهیم حاتمیکیا. آگاهان در همین راستا اعلام کردند: مسعود کیمیایی قسمت دوم قیصر را با حضور محمدرضا گلزار میسازد. احتمالن بچهها با مینیبوس و کامیون از اقصی نقاط ایران در حال آمدن به تهران هستند تا یک تجمع با شکوه در خیابان فرشته در مقابل منزل استاد کیمیایی برگزار کنند تا رای ایشان را در این باره بزنند.
بابا این متن خدا بود.من دارم بر اساس یک حس کاملا مردانه و ضد فمینیستی به شدت ناخن به هم میمالم (مامان بزرگم میگفت اگر دو نفر با هم دعوا کنند ٬ ما ناخن به هم بمالیم ٬ دعوا بیشتر می شود) با همه احترام به خانم های عزیز و محترم همین جا اعلام می کنم که این متن شروعی برای یکسری بازی های بلاگی داغ و تو گفتی٬ من گفتم٬ موافق و مخالف و ... از این جور چیز هاست .ضمن یادآوری این نکته که خاک بر سر مردا کنند ( به جهت پاچه خواری و ادای دین به خانم های عزیز)این یک دعوای کاملا زنانه می باشد ٬لطف کنید مثل بچه آدم بشینید و ببینید و حالشو ببرید.هر جنس مذکری هم که دخالت کنه٬ خــــــر است.
.................
ما چه گمنام در میان صفحات تاریخ ورق خوردیم! من و تو از کجائیم که پرسیدنش جرم نباشد من و تو ا ز کدام آب و گلیم که بشود با مهر آن نماز خواند بگو چه هستیم و از کجاییم؟
حالا بیا بیا و وجود مرا بو کن من نیز به گذشتهها پیوستم و تو هنوز بی خبری!!!یادت میآید چه شتابی داشتیم برای نوشتن جمله "بابا نان داد" چقدر ورقها را خط خطی کردیم! چقدر مدادها را تراشیدیم تا تیز تیز شوند حالا بیا، بیا و ببین با همان مدادها قلبهایمان را سوراخ میکنند! بیا و ببین جمله" بابا آب داد" دیگر مفهومی ندارد! دیگر اگر زیر باران راه بروی و پنهان و آهسته اشک بریزی دیوانه خطابت میکنند
همان صفحه ای را که روی آن خانه کاه گلیمان را ترسیم کرده بودی همان صفحه را که سیاه مشق بیت سرنوشت من بود همان صفحهای را که من و تو بر سر کتاب فارسی دعوا کردیم و آنقدر کتاب را کشیدیم تا پاره شد و بعد هر دو از فرط شرم گریستیم! یا آن صفحهای را که در سطر هفتم آن مرتضی عاشق دختر همسایه شان شده بود! همه را پاره کردند دیگر هیچ چیز باقی نمانده آنها حتی تنهاییم را هم گرفته اند! بیا که من خیلی نگرانم! بیا تا باز با یکدیگر آواز سادگی کودکیمان را زمزمه کنیم و به دیواری که پشت آن گذشته خفته تکیه دهیم و به حال خود بگرییم!
بیا باهم به بیچارگیمان بگرییم
..........................
آزاده عزيز ( فضولباشی) .....................
آزاده عزيز ( فضولباشی)
آخ آخ،،،عزيزِ دل من در کامنت قبلى نميدونستم كه آزاده همون فضولباشی هست، وگرنه چنين جسارتى به شما و ساحت رسول اكرم و دين مبين اسلام نمى كردم، واقعا از شما و امت شهيد پرور و هميشه در صحنه ايران و همچين از تمام مسلمين جهان به خاطره جسارتم عذر ميخوام و بذار در آخر بگم كه:
......................
بقیه کامنت سانسور شد
خاله زيتون جون
هنگامی که در يک جامعه کل هيات حاکمه با غصب و دروغ و فريب بر تخت
تکيه زده اند
و سراسر آن جامعه را با گه اسلام و دروغ به هم تف مال کرده اند
توقعی از يک دختر راننده مسابقه اتوميبل رانی نبايد داشت
اکثريت دروغ ميگويند کلک ميزنند فقط به خود فکر ميکنند و همه خصلت های هيات حاکمه را در خود حمل ميکنند
در کشوراسلامی ايران درستکاری يک استثنا است و دروغ و حقه بازی و کلک قاعده
به همين دليل اين رژيم بايد نابود
گردد
زيرا انسان ها عمدتا همين خانم جوان
راننده و امثال فرناز سيفی و کيوان سی و پنج درجه و مهدی های جامی
هستند
ميوه های گهی و لاشه کپکی ٬درخت
اسلام در ايران .............کيل بيل فرمانده
کامنت گذار ۱۲ و ۱۳
دوست من شما حشری شده اید ؟
من همينجا صراحتاً اعلام ميكنم كه از اين به بعد هر كسى كه اينجا مسلمون بازى در بیاره و یا طرفدار رژيم باشه، ...................
فحشها سانسور شد
..............
از دست این زنیکه پاچه پاره حتی زنهای راننده هم عاصی بودن.
من نگاه جنسی به زن رو دوست ندارم.
حتی برای حمايت!
یاور عزیز
اینه اون نتیجهای که تو با خوندن این نوشته گرفتهای؟:)
وای بر من!
زندگی نامه و شرح حال شهید مجید سوزوکی به روایت واقعیت :
http://www.jour4peace.com/main1.asp?a_id=486
همون بهتر که زنها بشینند توی خونه و کهنه بچه بشورند . زن رو چه به رانندگی .
محسن نامجو ای یار و یاور دلبرکان بلا بیا و برای لاله صدیق هم کلیپ بساز
نورالله جان
شوخی سرت نمیشه:)
هر کی با آل محسن درافته ور افته:)
هرکی با محسن خان دربیفته با من طرفه!!!!!
بیتا جان تکنولوژی سینما هنوز به اونجایی نرسیده که کله یک آدم دیگه رو روی تن دیگری بگذاریم. در ایران که نداریم.
hala mage zahra mir-ebrahimi vaghean in karo karde bood??