73 :: توسط Iƒû(|ÐH‹ در 2008-03-04 12:45

IÿÃHƒÁ
Iƒû(|Ð

72 :: توسط khodam در 2007-12-15 19:12

زيتون عزيز


اولا ممنون كه اشتباه من رو در مورد اين خانمِ برومند با اون خانمِ برومند برنامه کودک تذكر دادى.
اما من آخرين آدمى هستم كه بخوام يك نفر رو به خاطره يك جمله دار بزنم ( بگذريم از اينكه همين رژيم بارها و بارها انسانهای بی گناه رو تنها به خاطر يك جمله بالاى دار فرستاد.)، اما من نميدونم كه سن و سال تو چقدر هست، ولى من سالهاى انقلاب رو خيلى خوب يادمه كه چطور همه جوگیر شده بودن و هر كسى كه شاه رو جلادتر و ظالم تر می نامید، روشنفكر تر بود. اما همين جماعت به اصطلاح روشن فكر و هنرمند ( اينكه آيا يك نفر که هر روز پشت يك ميز جلوى دوربين تلويزيون ۱ ساعت برنامه نسبتأ خسته كننده اجرا می کرد و نقاشیهای بچه ها رو نشون می داد، باید هنرمند محسوب بشه يك صحبت ديگه هست) بعد از افتضاح انقلاب انقدر شرافت و وجدان نداشتن كه براى يك بار هم که شده لا اقل از نسل بعد از خودشون يك عذر خواهى بكنن.
نه زيتون عزيز، با تمام احترامی كه برات قائلم و با اونکه ميدونم چه قدر به سينما و تاتر و همين طور دست اندرکاران اين حرفه، احترامى حتى تا حدودی آميخته با تعصب قائلی، ولى براى من اين دار و دسته نه هنرمند هستن نه شريف و نه با وجدان.

71 :: توسط زیتون در 2007-12-14 14:58

khodam عزيز--۶۹
اونی که شما می‌فرمايی خانم احترام برومند بود همسر داوود رشيدی و خواهر مرضيه و راضيه برومند.
من کاری ندارم عقيده‌اش راجع به شاه چی بود و چرا اون حرفا رو زد. اما ا يشون يکی از بهترين مجری‌های کودک تلويزيون بود و همه دوستش داشتن. همينطور خواهراش و همينطور شوهر راضيه. به خاطر عقيده‌ش اخراج شد و هميشه در دل مردم جای داره. حالا که ضد سلطنت باشه و چه نباشه.
نبايد که به خاطر يک جمله مردم رو دار زد. مهم عمل‌کردش بود که زير باز حرف زور نرفت هيچوقت. می‌دونی از کار بيکار شدن و خونه موندن چه زجری برای يک هنرمند مردمی داره؟

حمید رضای عزیز
البته تونظرخواهیت جواب دادم ولی برای ثبت در تاریخ اینجا هم می‌نویسم که...
حالا شهادت امام جواد یک روز در تقویم جابه جاشده و به قول معروف یک‌روز چشم گاوه.
اما در برنامه‌ی نود تلویزیون. آقای فنایی شهادت یک امام دیگه رو تبریک(!) گفت:))

70 :: توسط khodam در 2007-12-14 01:09

ادوارنيوز: ماموران حراست دانشگاه علامه رشيد اسماعيلی دانشجوی محروم از تحصيل اين دانشگاه را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

69 :: توسط khodam در 2007-12-13 16:45

دوستى در کامنتی لينكى داده بود به مصاحبه خانم برومند.
يادمه كه در بهار ۱۳۵۸ همين خانمِ برومند كه مجرى برنامه كودك بود در اولین برنامه اش بعد از انقلاب نکبت بار ایران، طبق معمولِ هميشه آرايش كرده و بى حجاب روى صفحه تلویزیون ظاهر شد و گفت:
"بچه ها، اين بهار اسمش هست بهار آزادى، ما يك شاهِ جلاد داشتیم كه ديگه رفته و الان همه جا رو بوی خوش آزادى فرا گرفته...".
اما به يك سال نكشيد كه با مقنعه و مانتو با قیافه ای مغموم جلوى دوربين تلويزيون می نشست و چرت و پرتاش رو واسه بچه ها تعريف ميكرد و بعد از مدتى هم عذرش رو خواستن و رفت نشست كنج خونه به آشپزى و رختشویی كه البته اينم از محصنات همون بهار آزادى بود.

68 :: توسط I P Mashoor در 2007-12-13 14:59

چه حکايتيست ....

کامنتی که کوچکترين توهينی
توش نبود ديليت شد !؟

67 :: توسط man در 2007-12-13 14:52

سلام

66 :: توسط منافق عضو گروه جاسوسی در 2007-12-13 10:33

یک پیام رمزی بکوری چشم ماموران کشف رمز حکومت اسلامی

محمود کاپشن، یه دستمال آبی وردار باچند تا گلابی برو به جماران یه سری سیدعلی خ بزن، مسعود سلام میرسونه ، مریم هم چاییده حالش خوش نیست.

65 :: توسط داریوش کبیر در 2007-12-13 09:08

راستی اینم وبلاگ چکاوک :
http://www.rotitr.blogfa.com
روزنامه نگار و منتقد اجتماعی ای که خودش گرفتار چیزی شده که باهاش مبارزه میکرد!

64 :: توسط داریوش کبیر در 2007-12-13 08:54

زیتون جان خیلی شوکه شدم نظرت رو دیدم آخه همین که وقت کردی و نوشته رو خوندی و بعد نظرت رو گفتی هم آرومم کرد هم خوشحالم کرد...
مشکل من و چکاوک نیستیم فکر کن خانواده رو از دوره دنیا جمع کنی و بری خواستگاری و بله بگیری بعد که فک و فامیل رفتن یکدفعه بگن نه !
به نظرت درسته که من به خاطر 50میلیون نقد و ماهی یک میلیون درآمد جدا از حق ماموریت و پروزه مورد تمسخر والده محترمشون قرار بگیرم؟
خونه بخر چشم به نام دخترم بکن چشم راستی عروسی 40 میلیونی هم در پیش داره فکرشو کردی ؟ منو غذای 50 هزار تومنی کمتر که جلوی مهمون نمیذارن !
خاله زنکی شد نه ؟ ولی من این دختر معصوم فقط اینا رو میشنیدیم و می لرزیدیم .من کوتاهی نمیکردم ولی حقمون این نبود .
اینارو اینجا نوشتم چون میدونم همیشه معضلات عجیب غریب خصوصا خاله زنکی رو خوب تو وبلاگت میاره و انتقاد میکنی تا بقیه بخونن بفهمن .مثلا من 26 27 ساله با اینکه از کسی هم کمکی تا حالا نگرفتم چی کم دارم؟اینقدر کار کردم به پول و آینده فکر کردم از اون سر افتادم پائین!
دارم دیوونه میشم فردا هم برای فرار از فکر و خیال میرم دفتر عراق و سه ماه بر نمیگردم

63 :: توسط کامی کوچولو در 2007-12-13 07:27

این خبر را بخوانید ولی شما رو بخدا نخندید.


http://web.peykeiran.com/vs2005/occurrences_body.aspx?ID=1375
عصر ايران : علی دائی به همراه تعدادی از مسئولان باشگاه سایپای تهران روز شنبه در دفتر آیت الله العظمی بهجت حضور یافتند و از نزدیک با آیت الله بهجت دیدار کردند.
به گزارش قمنا در این دیدار علی دائی به پاره ای از مشکلات خود و باشگاه سایپا اشاره کردند و آیت الله العظمی بهجت نیز دستورات و توصیه هایی را به ایشان فرمودند و برای ایشان و رفع مشکلاتشان دعای خیر کردند.
لازم به ذکر است که آقای دائی قبل از دیدار با آیت الله العظمی بهجت ، به یکی از مسئولین دفتر معظم له گفت که مدتی قبل شخصی با دادن نشانه هایی گفته که باشگاه فوتبال سایپا طلسم شده و طی این مدت کلیه نشانه هایی که شخص مورد نظر گفته بود درست بوده و همگی به وقوع پیوسته است و جهت بطلان این طلسم و رفع مشکلات به خدمت آیت الله بهجت رسیده است.
تیم سایپا نماینده کشورمان در لیگ قهرمانان آسیا خواهد بود که امسال با مشکلات بسیاری مواجه است و تا کنون نتایج خوبی در لیگ برتر کسب نکرده است.

62 :: توسط یکی از دوستان عزیز در 2007-12-13 04:02

زیتون و دوستان عزیز
اون کامنت کوچولوی ۵۸ مصاحبه با تحلیل‌گر سیاسی که نه سلطنت طلب است و نه ضد انقلاب و عمری را برای بقای نظام صرف کرده! رو خوندید اول خستگی در کنید و بعدش برید چند خط دیگه بقیه مصاحبه رو از خودش بپرسید.

61 :: توسط پسرخاله هوشنگ و فریبرز در 2007-12-13 03:36

کامنت آبی این ملتی که همش میخنده ...
خب چرا خانم مرضیه برومند، اسم موش و گربه هتل ایران رو سیدعلی خامنه ای و احمدی نژاد نذاشت دیواری موشدار تر از هوشنگ و فریبرز پیدا نکرد؟

60 :: توسط man در 2007-12-13 02:39

test

متأسفانه در تلویزیون ما کار طنز یعنی ولش کن بابا ... یعنی سمبل کردن. بازیگرها در لوکیشن آپارتمانی دو تا داد می‌زنند، دو تا ادا در می‌آورند و توی سر و کله هم می‌زنند، سر هم‌دیگر کلاه می‌گذارند و این می‌شود فیلم طنز....در قسمتی از سریال هتل مروارید موشی در هتل پیدا می‌شود. دربان هتل (محمود بصیری) به مسئول پذیرش هتل (امیرحسین صدیق) می‌گوید برای این‌که مسافران هتل نفهمند در هتل موش پیدا شده، اسم مستعاری برایش پیدا کنیم. اسم موش را «هوشنگ» و اسم گربه‌ای را که برای گرفتن موش به هتل آوردیم «فریبرز» گذاشتیم. هفته بعد آقای مفید مدیر شبکه پنج به من زنگ زد که خانم برومند، هر چی هوشنگ و فریبرز است، زنگ زده‌اند و اعتراض کرده‌اند. بیا و برای قسمت بعد تمام این اسم‌ها را در بیاور. من زیر بار نرفتم. کارتون تام و جری که سال‌هاست در تمام جهان پخش می‌شود، مگر تمام کسانی که اسمشان «تام» یا «جری» است، باید بروند شکایت کنند! ملتی که این قدر راحت به دیگری می‌خندد، آن وقت تحمل ندارد با اسمش، با شغلش، با لهجه‌اش کسی شوخی کند!» بقیه‌اش هم خواندنی‌ست

58 :: توسط shayan در 2007-12-12 22:49

زیتون و دوستان عزیز

مصاحبه جالبی است با آقای عباس عبدی دانشجوی پیرو خط امام سابق و تحلیل‌گر سیاسی که نه سلطنت طلب است و نه ضد انقلاب و عمری را برای بقای نظام صرف کرده!

قابل توجه آنان که تصور می کنند حکومت محکم و استوار ایستاده و ما خیال‌بافی می‌کنیم.

بخشهائی از این مصاحبه را بخوانید و ببینید حکومت از چه چیزهائی وحشت دارد:


۲۰ آذر ۱۳۸۶
نگرانی حکومت دومینویی شدن شرائط است

سوال:

مبناي برخورد حكومت براي برخورد با مسايل دانشجويان چيست؟

(دو ستاره پاسخ آقای عبدی است)**مبناي برخورد حكومت با مسايل دانشجويان برپايه حل شكلي مسايل است. درواقع مي خواهم بگويم كه مسئولان با ابزارهاي عيني ومكانيكي از جمله با دستگيري و دادگاهي كردن و ستاره داركردن و ...مي خواهند مسايل را حل كنند.

سوال:

فضاي رواني و عملي كه با اين گونه اقدامات فراروي مسئولان قرار مي گيرد چيست؟

**اشكالش اين است كه هرچه جلو تر مي رويم ، امكان آزمايش راه‌هاي ديگر توسط مسئولان كمتر مي شود. زيرا
هزينه آزمايش ها بالا مي رود.

سوال:
چه نوع هزينه هايي؟

**نوع رفتار كنوني مسئولان نشان داده كه هرچه جلوتر مي رويم حس می کنند که بي ثباتي بيشتر مي شود ، و احتمال اين كه كوچكترين حادثه اي ، مانند دومينو عمل كند وبه سرعت شعاع تاثيراتش افزايش يابد ، بشتر مي شود، از اين رو دولت مايل نيست ريسك چنين اتفاقاتي را بپذيرد ، در نتيجه برخورد شديد تري مي كند. غافل ازاين كه هرچه برخورد دولت شديد تر مي شود ، واكنش طرف مقابل نيزخصمانه تر مي شود ولو این که در کوتاه مدت در حالت نهفته بماند . از اين رو باز شدن راهی برای خروج از این بحران نيز کمتر محتمل و احيانا پرهزينه تر مي شود. لذا مشكل اصلي چشم اندازي اين چنيني است كه به آن اشاره كردم.

سوال:هنگامي كه آقاي اسانلو بازداشت شد ، گفته شد كه جنبش دانشجويي دركنار كارگران قرار گرفته است ، آيا شدت برخورد ها با دانشجويان و جامعه كارگري مي تواند منجر به شكل گيري وحدت هاي جديد ميان كارگران با دانشجويان و... شود؟

**اولين نكته اي كه بايد به آن توجه كنيم ، استفاده ازكلمات است. من نمي فهمم كه جنبش دانشجويي به چه معنايي است؟ اگر برای هراتفاقي ولو محدود ،‌ از اين اسم استفاده كنيم ، آن را از خاصيت اصلي خود انداخته ايم. واقعيت اين است كه به معنای دقیق فاقد جنبش دانشجويي هستيم. جنبش سياسي هم نداريم ، ولو آن كه بطور بالقوه شرايط ظهور بروز آن ها قوي تر شده باشد، اما مهم فعليت يافتن اين موارد است. اين كه نام برخي رفتارها را جنبش بگذاريم ولي بانيان رفتار قادر نبوده اند حتي يك نشست محدود در داخل دانشگاه برگزار كنند،‌ دراين صورت اطلاق جنبش به آن ها مي تواند محل اشكال باشد. من در حركت هاي دانشجويي بوده ام و مي دانم كه حركت دانشجويي تحت عنوان جنبش از چه توانايي و شرايطي بايد برخوردار باشد.مشابه اعتراضات دانشجويي را درسطح معلمان هم شاهديم. ازهمه مهمتر درسطح مردم نيز مشاهده مي شود. اما فعليت يافتن و گسترش آنان به مثابه يك جريان مانند رودخانه ،‌ مستلزم وجود يك بار معنايي است كه اين بار معنايي درحال حاضر وجود ندارد.

سوال:پس نگراني مسئولان چه زمينه عيني مي تواند داشته باشد؟

**نگراني حكومت ، از دومينو شدن اوضاع است. مسئولان فعلي اين تجربه را درزمان اصلاحات نيز داشته اند. زمان اصلاحات مي گويم زيرا در آن زمان حتی يك لنگر جدي جلوگيري از بحران ها در ساختار حكومت بود چیزی که الان وجود ندارد ، مثلاوقايع 18 تير در ادامه خود تنها به مسايل دانشگاه منتهي نمي شد. از اين دست ازاتفاقات مي توانست هرجاي ديگري روي بدهد. نگراني كه كل ساختار با آن مواجه بود ، ادامه و بسط حوادث پس از 18 تير بود. از اين رو بسط حوادث براي آنان مشكل ساز بود. اما الان اگر اتفاقي بيفتد ، بسط آن اولا، سريعتر وثانیا، غير قابل كنترل خواهد بود. چرا مسئولان تا اين اندازه برروي تورم حساس هستند درعين حال كه نمي توانندآن را حل كنند. البته تا اندازه اي جلوي تورم را گرفته اندكه اگر نگرفته بودند ،‌ اوضاع از اين كه هست بسيار خراب تر مي شد. هرآدم عاقلي مي داند كه تعرفه شكر را صفر كردن به چه معنايي است؟ اما اين كار را برای جلوگیری از افزایش بیشتر تورم انجام می دهند . دليل اش اين است كه به درستی فکر می کنند که تورم بالا مي تواند منجر به هر اتفاق غيرقابل كنترلي بشود.

سوال:آيا مشابه اين حوادث در پاريس ، روي نداده است؟

** اينجا فرانسه نيست كه در يك اعتراض جمعي يك هفته اي ، هزار ماشين به آتش كشيده شود ، ولي بحران در محدوه همان موضوعي كه اعتراضات براي آن روي داده باقي بماند. در ايران با كوچكترين مسئله اي امكان اين كه منازعه به حوزههای ديگر كشيده شود وجود دارد. كوچكترين مسئله اي مي تواند شرايط را بغريج كند.به گونه اي كه اعتراضات كارگري به اعتراض هاي دانشجويي وآن ها به اعتراضات معلمان و... منجر شد. معلمان در نخستين گردهمايي خود بيش از چند ده نفر نبودند ،‌ اما به مرور و در چندمين تظاهرات معلمان در مقابل مجلس ، چيزي حدود 30 تا 40 هزار نفر تجمع كرده بودند، مطمئنا بخشي از جمعيت مذكورهم معلم نبودند. به عبارت ديگر بسيار از افراد ديگري كه لزوما سنخيتي با مطالبات قشر معلم نداشتند ، به ميدان آمدند زیرا آنها راهی برای انعکاس مطالبات خود ندارند. به دليل این ترس بود كه برخورد كردند. زيرا معتقد بودند كه در مرحله بعد تظاهرات اگر به 200 يا 300 هزار نفر برسد ، نمي توانند آن را جمع وجور كنند. از اين منظرظرفیت جنبش سیاسی در ایران بزرگتر هم شده است ، اما مسئله اساسي فعليت يافتن آن است .

سوال:فعليت يافتن آن مستلزم چيست؟

**فعليت يافتن آن مستلزم آن است كه هرجنبشي اهداف ایجابی و دقيق وروشني داشته باشد و از ابعاد هدايت وسازماندهي شناخته شده اي برخوردار باشد ، اما در حال حاضر سيستم اجازه نمي دهد كه چنين پديده اي ظهور و بروز بيابد. بنابراين درفقدان چنين جنبش هايي حركت هاي كور ايجاد خواهد شد كه دود آن نيز به چشم همه مردم خواهد رفت.

سوال:ارزيابي حكومت از اين وضعيت چيست؟

**آن ها علي رغم اين كه در تحليل هاي رسمي و حتي درعقيده خود مطرح مي كنند مردم با آنها هستند ، ولي به صورت غريزي باوردارند كه خيلي اين گونه نيست. البته اين موضوع را رد نمي كنم كه بخش قابل توجهي از آنان براي دفاع از سيستم بر اساس منافع ، يا عقيده و يا عادت تا پاي جان ايستادگي مي كنند ، اما طرف مقابل مايل نيست که صرفا با اتكاء به اين دست از افراد خود را حفظ كند زیرا در نهایت هم آن را شدنی نمی داند.به همين دليل مي دانند كه اوضاع چگونه است و می ترسند. چون اگر شجاعت داشتند مي توانستند حداقل سطحی از آزادي را تجربه كنند. و از آن جا كه مسايل را نيز به طور غريزي مي فهمند ، بنابراين به راحتي برايشان قابل درك است كه هر حركتي مي تواند حالت دومينويي به خود گرفته و شرايط سختي را براي آنان به وجود بياورد.

سوال:از نظر شما در يك تحليل جامعه شناختي ، چرا حركت دومينويي در درون خود حالت تخريب فزاينده را نهفته دارد؟ تحليل اين موضوع در شرايط مكانيكي ساده است اما درشرايط انساني به نظر نمي رسد خيلي تحليل آن آسان باشد؟

** فرآيندهايي در جامعه شناسي داريم كه فرآيندهاي تشديد كننده نام دارند. يعني اتفاقي كه مي افتد ،نتیجه آن اتفاق اصل آن فرآيند را تشديد مي كند.در برخی اختلافات شیوه های حل اختلاف به گونه ای انتخاب می گردد که خود موجد اختلافات جدیدتری می شود و حتی اگر اصل اختلاف اولیه هم منتفی شود اختلافات حادث شده کماکان منشاء بحران در روابط خواهند بوديكي ديگر از ويژگي هاي فرآيند تشديد كننده اين است كه به محض با لا گرفتن خصومت ها ،این احتمال وجود دارد که‌ از قدرت يك طرف كاسته و به طرف ديگر افزوده مي شود. مثلا اگر شما به طور مساوي كالايي را دردوكفه ترازو بگذاريد ، كه مثلا وزن هريك 500 گرم باشد،‌ اگر يك گرم از يك كفه كم كنيد وبه كفه ديگر اضافه كنيد ، اين درست است كه فقط يك گرم به يك كفه اضافه شده ووزن آن را به 501 يك رسانده است ،ا ما اختلاف ميان دوكفه ديگر يك گرم نيست ، بلكه دوگرم است . دراختلافات تشديد كننده از نوع دومينويي چنين امري قابل مشاهده است به نحوي كه اگر اتفاقي روي بدهد ، و اين اتفاقات به صورت رويدادهاي زنجيره اي ادامه يابد ، ترديدي درآن نيست عده اي به سوي مخالفان شرايط كنوني خواهند آمد واز كفه حاميان حکومت كاسته خواهد شد و عدم توازن و در نتیجه تقابل را تشدید خواهد کرد . چنين فكري مي تواند ترس آور تلقي شود.از اين رو است كه هر نوع اتفاقي را هزينه جبران ناپذير مي دانند.ولو این که در ابتدا هزینه زیادی مشاهده نشود.

سوال:اگر فرض براين باشد كه اپوزيسيون داخلي مايل نيست دومينويي اتفاق بيفتد كه حاصل آن به بيرون از مرزها برسد. از سوي ديگر مايل هم هستند كه اگر دومينويي اتفاق مي افتد منجر به اصلاحات دردرون نظام شود. حال با توجه به تحليلي كه فرموديد مسايل درون نظام بسيار جدي تر از مسايلي مانند جنبش دانشجويي است ، آيا پديده دومينو ، به ويژه پس از روي كارآمدن آقاي احمدي نژاد وحاكم شدن حركت هاي افراطي منجر به ايجاد ميانه روي در كشور مي شود يا به طور كلي اوضاع را ازآن چه كه هست افراطي تر مي كند؟

**اين را بايد بدانيم كه اتفاقاتي كه درآينده روي می دهند لزوما محصول اراده افراد نيست.محدوديت اراده به ويژه در امور اجتماعي بيشتر از آن است که عده ای تصور می کنند. زيرا ساختارها متصلب تر از آن هستند که چندان جائی برای اراده گرائی باقی بگذارند. لذا فقط در آن حوزه اي كه واقعا اراده داريم مي توانيم كاري را به انجام برسانيم. ازاين نظر چه بسا آدم هايي كه براي به وجود نيامدن يك روند كاري را انجام مي دهند كه برعكس به تشديد آن روند منتهي مي شود.از جمله همين موضوع. هنگامي كه از طرف حکومتها با فرآيند دومينو و فروپاشي برخورد چكشي وتند صورت مي گيرد تا از وقوع آن جلوگيري شود ، هر چند این فرایند به تاخير مي افتد اما بعدها مجددا به نحو خطرناکتری ظهور وبروز مي يابد كه ديگر هيچ كسي نمي تواند جلوي آن را بگيرد.البته اگرچه بخش مهمی از نيروهاي منتقد حكومت از فرآيند دومينو مي ترسند ، اما خواهيد ديد كه هنگام بروز درعمل يا كاري نخواهند كرد يا اگربخواهند كاري بكنند ديگر ازكسي كاري ساخته نيست زيرا هر کاری در این شرائط چنین تلقی می شود که در برابر مطالبات به حق مردم ایستاده اند ، در اين شرايط هر کسی مي گويد كه چرا من دراين مرحله دربرابر حركت مردم ايستادگي كنم؟ اصلا چرا اين قدر پيچيده حرف بزنيم ، اگر يادتان باشد در قضيه 18 تيرمگر بسياري از نيروهاي منتقد از خود مايه نگذاشتند و به دانشجويان نگفتند كه به اين گونه از اقدامات دست نزنيد.اما كسي به اين توصيه ها گوش نكرد وماجرا آن شد كه ديديم. حال اگر چنين موضوعي در ابعاد وسيعتري روي بدهد و در شرائطی باشد که آن حداقل اعتماد هم به نیروی درون حکومت نباشد، چه كسي توانايي جلوگيري از ايجاد اتفاقات سهمگين سياسي را خواهد داشت؟ ، بنا براين ممكن است اتفاقاتي بيفتد كه كسي ازآن راضي نيست اما ناچار دربرابر آن بايد تمكين كرد.

برای خواندن تمام آن به این آدرس بروید:


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/737

زیتون جان میبخشی طولانی شد.

شاد باشی

57 :: توسط M-R در 2007-12-12 21:13

کامنت ۵۵ لیاقت جواب دادن نداری ،فقط میخواستم بگم حتما این انگلیس و آمریکا یک کاری بدبدبد..................بدی با خودت و یا فک و فامیلت کردند که اینقدر ازشون نفرت داری ؛ حتما موقع اشغال سفارت آمریکا اولین نفری بودی که از دیوار سفارت بالا رفتی و حتما هر وفتهم که جریان سنگ پراکنی به سفارت انگلیس میشه ؛ در اول صف هستی...............برو خحالت بکش نوکر روسیه.

56 :: توسط آی پی مشهور؟ در 2007-12-12 17:53

.

55 :: توسط آی پی مشهور؟ در 2007-12-12 15:31

........

54 :: توسط حمیدرضا در 2007-12-12 14:46

http://www.sharifnews.ir/?23644

لينک خبر اشتباه ثبت شدن شهادت امام جواد که توسط رئیس مرکز تقویم دانشگاه تهران اعلام شده است.

53 :: توسط حمیدرضا در 2007-12-12 14:44

زیتون جان بفرموده‌ی شما شش به پنج ادیت شد. البته از این جور اشتباه کردن‌ها فقط مختص وبلاگنویس‌ها نیست. دونقطه دی.

::شهادت امام جواد(ع) اشتباه ثبت شده است.

رئیس مرکز تقویم دانشگاه تهران با اشاره به اینکه آخرین روز ذیقعده روز شهادت امام جواد (ع) است، گفت: در تقویم به جای 30 ذیقعده روز 29 ذیقعده ثبت شده است و این اشتباه از سوی شورای فرهنگ عمومی سر زده و خود این شورا مسئول این اشتباه می‏باشد.

حجت الاسلام علیرضا موحدنژاد رئیس مرکز تقویم دانشگاه تهران با اشاره به اینکه ثبت شهادت امام محمد تقی (ع) بستگی به 30 روزه یا 29 روزه بودن ذیقعده دارد، اظهار داشت: در تقویم باید آخرین روز ذیقعده شهادت امام محمد تقی (ع) باشد، در تقویم به جای اینکه روز 30 ذیقعده را روز شهادت ثبت کنند، روز 29 ذیقعده را روز شهادت ثبت کرده اند، در حالی که آخرین روز باید به عنوان روز شهادت ثبت شود.

52 :: توسط M-R در 2007-12-12 12:26

توریستهایی که به گروگان گرفته شده بودند هم به وسیله بسیجیها بوده؛ خفاش شب و بقیه قتل و جنایتها هم بوسیله اینهاست!!؟؟ من نمی گویم که بین بسیجیها قاتل و جنایتکار نیست ولی واقعیت اینستکه در ایران امنیت اجتماعی وجود ندارد و دولت با آن دستگاه امنیتی عریض و طویلش و اعدامهای هر روزش نتوانسته امنیت را برقرار کند و خدا پدر مردم را بیامرزد که حال شورش و بلوا را ندارند وگرنه نیروی انتظامی قدرت سربکوب نخواهد داشت؛ بقول معروف این نیروی انتظامی رستم دم حمامن.

51 :: توسط مانی خان در 2007-12-12 11:07

حیفم امد شما این شعر تازه هادیخان را نخونید مخصوصا حال که صحبت از زن و مرتبه اش در ایران امد

50 :: توسط مانی خان در 2007-12-12 10:58

اصغرآقا، نوشته هاي هادي خرسندي
سه شنبه 20 آذر 1386
مقام شتر در سرزمین مادری

بيضه‌ی مستضعفان، مستکبرا، در دست توست
تيغ تيز از بهر قطع هر دو تا دارد شتر
بيضه را چون مي‌بُري، اي ميوه‌چين انقلاب
باغت آبادي بگو! چشم دعا دارد شتر ....

« ماده 300 – قانون مجازات اسلاي – ديات:
خون‌بهاي يک زن مسلمان خواه اين قتل عمدا صورت گرفته باشد، خواه غير عمد، 50 شتر است.

ماده 435- خون‌بهاي قطع بيضه چپ يک مرد مسلمان 66 شتر است و خون‌بهاي قطع بيضه راست او 34 شتر و خون‌بهاي قطع هر دو بيضه چپ و راست يک مرد مسلمان 100 شتر است. »

کتاب تازه‌ی آقای شجاع‌الدین شفا در باره‌ی قانون بیضه و بمب اتمی، بار دیگر اهمیت شتر را در قوانین اسلامی در ذهنم زنده کرد.
این سروده‌ی تازه را با احترام، به آقای شفا تقدیم میکنم.

مقام شتر در سرزمین مادری

ارج و قربي را که در ايران ما دارد شتر
در زمين و آسمان ديگر کجا دارد شتر؟

گر شتر داري برو هر کار مي‌خواهي بکن
اي مسلمان، معجزي مشکل‌گشا دارد شتر!

محض خنده، بيضه‌هاي يک مسلمان را ببر!
صد شتر تاوان بده، کامت روا دارد شتر

بيضه‌ی مستضعفان، مستکبرا، در دست توست
تيغ تيز از بهر قطع هر دو تا دارد شتر

بيضه را چون مي‌بُري، اي ميوه‌چين انقلاب
باغت آبادي بگو! چشم دعا دارد شتر

جزو دستاوردهاي انقلاب است اين يکي!
شکر حق کرده، تشکر از خدا دارد شتر

گر شتر کافي نداري، پس قناعت پيشه کن
قطع کن يک بيضه را، نرخ جدا دارد شتر

بيضه‌ی چپ را به شصت و شش شتر بتوان بريد
تاجرش بيچاره شد، بهرش عزا دارد شتر!

کمتر از اين گر شتر داري، زني مسلم بکُش
چونکه پنجاهش جواب خون‌بها دارد شتر

نرخ يک زن، نصف نرخ بيضه‌هاي مرد شد!
سنجه‌اي در امر قانون و قضا دارد شتر

دشنه‌ها را تيز کن اي ناجي مستکبران
چون هوايت را به هنگام جزا دارد شتر

کاروان قتل و غارت را بگو سستي مکن
ساربان، يک عالمه بهر شما دارد: شتر

غير از اينها هم شتر را دست کم نتوان گرفت
بابت ارجي که در اُم‌القرا دارد شتر

اشترالاسلام قبراق است و مثل جمبوجت
رفت و برگشتي ز قم تا کربلا دارد شتر

گوشتش را دزدکي در رستوران‌ها مي‌پزند
دست، هم در آن قضا، هم اين غذا دارد شتر

باب منسوجات مرغوب است پشم حضرتش
بهتر از جير و بّرّک، شال و قبا دارد شتر

ديدم آقايي که از پشم شتر دارد عبا
اولش پنداشتم بر تن عبا دارد شتر!

خانمي با مانتوي پشم شتر مي‌داد قر
از عقب گفتم عجب عور و ادا دارد شتر!

از نمدمالي ببين کارش چه خوش بالا گرفت
در فلان مجمع گمانم آشنا دارد شتر

نقش بازي کرده در تعزيه‌ي ابن عقيل
عکس با فرمانده کل قوا دارد شتر!

موقع نشخوار، تفسير سياسي مي‌کند
تجربه در گفتن پرت‌ و پلا دارد شتر

از خود کلثوم‌ننه مدرک گرفته ظاهرا
زين جهت در قصه‌گويي دکترا دارد شتر

جاي تفسير خبر، با شيوه‌ی خاله‌زنک
شايعات تازه از هر ماجرا دارد شتر

مخبري را کرده با جاسوس‌بازي همتراز
ظاهرا يک ارتباطي با سيا دارد شتر

بسکه خواب پنبه‌دانه ديده در دوران شاه
در رژيم شيخ اينسان اشتها دارد شتر

شاه قدر اين شترها را نمي‌دانست و رفت
از جيمي کارتر، سپاسي بي‌ريا دارد شتر

بعد از اين وقتي سوارش مي‌شوي دولا نشو
سرفرازي بين که در قانون ما دارد شتر

گرچه طبع سرکش هادي چنين شعري سرود
اين قصيده را، از آقاي شفا دارد شتر

49 :: توسط ببر تنها در 2007-12-12 10:41

من كه باو رنميكنم قتل اين توريست فرانسوي همانگونه اي باشد كه حكومت اعلام كرده.ميخواهند بگويند همان كسي كه مامور پليس را ميكشد جنايتكاري است كه توريست را هم ميكشد!!من فكر ميكنم يكي از همين بسيجيها بوده كه زير فشار عقده روحي خواسته امر به معروف كند و توريست نگون بخت را جلوي چشم همسرش كشته تا شايد شب كمي آسوده تر بخوابد.
اينجا ايران است سرزميني كه با روح قرون وسطايي حكومت ميشود و مردمش روز به روز زير فشار اين حكومت بيشتر خم ميشوند.

48 :: توسط khodam در 2007-12-12 03:48

زيتون جان

من اصلا قصد ندارم که در اداره سایتت دخالت كنم كه هر چه باشه اينجا خانه تو هست و ما مهمان، ولى تازه گیها يك سرى به سايت آقاى حسين درخشان كه بهش لينك دادى زده ای؟ و اگر معتقدی كه حتى به مخالف هم بايد لينك داد پس يك لينك هم به روزنامۀ كيهان بده كه مطالب اين ۲ حسین يعنى درخشان و شریعتمداری ديگر تفاوت چندانى با هم ندارند.
پيروز باشى

47 :: توسط M-R در 2007-12-12 03:05

خبر کشته شدن یک توریست مرد فرانسوی را بدست یک جنابت کار حرفه ای حتما شنیده اید ، آقای قاتل اعلام کرده که اگر رققایش را از زندان آزاد نکنند اینبار یک دانشجو را بقتل خواهد رسانید...................باعث تاسف است رژیم ج.ا.ا که میلیاردها تومان خرج نیروی انتظامیش میکند از تامین امنیت شهروندان و معدود توریستهای خارجی بر نمیآید و در عوض میافتد به جان دانشجویان و زنان ایرانی.....................انوقت بعضی ها میگویند در آمریکا امنیت نیست ؛ وافعا که!!؟؟

46 :: توسط khodam در 2007-12-12 02:43

http://www.hadeseh.com/b/archives/008665.php

45 :: توسط khodam در 2007-12-12 01:15

besyar jaleb boodan aksaa

44 :: توسط همسفر در 2007-12-11 21:37

اين لينک چکمه الاغ http://necas.blogsky.com/?PostID=1053

43 :: توسط فهیم در 2007-12-11 21:19

زیتون ... ما که مردیم از خنده ...
اون کلاه مارک دار آخر تیکه بود... دم شما گرم... فقط نتونستین ناهارمون رو بخوریم از بس خندیدیم...

42 :: توسط آی پی مشهود !؟ در 2007-12-11 16:16

و اما يك مطلب ديگر و ان اينكه درپست قبلی
چرا عكس ده نمكی حذف شد؟! البته كه
كه جوابش در كامنتهای پست قبلی است
اما همچنان از سوی زيتونی بيجواب ماند

تا كسی نفهمد كه به محض اعتراض پسركی
سلطنت طلب به وجود ده نمكی و رويگری
انهم به گناه طرفداريش از امام
اين عكس توسط زيتونی حذف شد

زيتونی بيمحلی هميشگيت بجای خود اما
حال اينكه مطالب يك وبلاگ معروف!؟
اينجور بازيچه يك جوجه سلطنت طلب
قرارگيرد داستان ديگريست

خانم زيتونی ايا نتوانستی دلشكستگی
كوچولوی سلطنت طلبت را ببينی؟؟!
بهتر نيست كمی استقلال وبلاگ
را حفظ كنی ؟! جوابم را بده بايد پاسخگو باشی

41 :: توسط آی پی مشهود !؟ در 2007-12-11 15:29

دوستداران رضا بهلوی اگر بايشان دسترسی !!! دارند لطف کنند و ادرس
سام السلطنه !! که ساکن وست ونکوور و حدودا ۷۵ ساله است را بدهند
ايشان هنوز ادعا میکند که زضا شاه
بخلاف قانون اساسی !! بدرش را که
دچار طوفان همدان شده بود و دیر به
تهران رسیده بود از تاج و تخت قانونی
محروم و بعدا که شاه شد ایشانرا
توسط بزشک احمدی معروف !! مسموم و باندنیا فرستاده !!!؟

و عجيب نيست گاه گداری مطبوعات
ونکووری جهت مزاه !! حرفهای اين
بير مرد را چاب ميزنند

حالا رضا خان دوم !؟ زياد فسيل نشده
بخصوص بيرو باتالهای رژيم گذشته
با اينکه عزراييل دم در خانه هايشان
قراوول ميره اما منتطرند شايد طاقاری
بشکنه ماستی بريزه ...

اما آيرونی !! اينجاست که چند تايی
جوانبيرهايی !! که دنبال زضا هستند
و اينجا و انچا بيام های ازاد انديش های ويرا چار ميزنند در خواب غفلتند
يا کيکوار سر در شن کرده اند که آی
مزدم ايران چه نشسته ايد که فرشته
نجات در راهست !!؟؟ دنبال تاج و تخت
هم نيست فقط ميخواهد شما را ازاد
کند همين !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر عزراييل بمن چند سالی فرصت
داد چواب انها را در همين وبلاک خواهم داد که بيست و نه ساله
که ميدهم بابا ما ( اکثر مردم ايران)
را نخندانيد ...

آنجا که عقاب بر بريزد
از بشه لاغری چه خيزد

فعلا برو بغداد تا ببينی که ان بزرگ
اربابی که همه اميدت بان خلاصه
شده برای گفتگو با اخوندها در چه
هول و هراس و اشتياقی هست

40 :: توسط شبمان را ساختید در 2007-12-11 13:18

http://golfilm.com/Others.aspx?id=98

39 :: توسط شبمان را ساختید در 2007-12-11 13:18

http://golfilm.com/Others.aspx?id=98

38 :: توسط شبمان را سختید در 2007-12-11 13:18

http://golfilm.com/Others.aspx?id=98

http://golfilm.com/Others.aspx
لینک به هر کسی که از جشن گل‌آقا نوشته...

36 :: توسط yashar در 2007-12-11 12:30

زيتون جان درود برتو

عکس ها را خيلی استادانه با آدرس خودت ساخته اي..... آفرين براين همه استعاد و ذوق.

من جريان پدر رانفهميدم کی پدر کی بود بالاخره؟؟؟

درمورد عکس فرهاد آئيش من هم موافقم کا ايشان درواقع سمبليک بوده ونشان خوار وذليل شدن خانم ها تحت حکومت روضه خوانها درايران است
بهرصورت عکس های جالبی بود ممنونم زيتو ن جان
سالم وخندان باشی هميشه
مهم نيست که تو دهترکسی هستی يا که نه..........
مهم اينه که خودت يک خانم آگاه ومبارز وتلاشگری بکوری چشم روضه خوانها......
ازاين رضا پهلوی جان هم متشکر که کم کم داره دست ازسر پادشاه شدن برميداره !!

درود برهمه هنرمندان ايرانی که دراين شرايط خفقان بار و دشوار همچنان به تعهدات خود پای بندند
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

35 :: توسط sarah در 2007-12-11 12:11

کسی از شیوا خبر داره؟؟؟نکنه خودشم مثل وبلاگش به لقاالله رفته؟؟؟

34 :: توسط لینک در بالاترین در 2007-12-11 11:28

http://balatarin.com/permlink/2007/12/11/1189992
زیتون عکس هایی از مراسم جشنواره سینما گل آقا گذاشته و با هر کدوم از هنرپیشه ها و هنرمندا شوخیهای با مزه ای کرده عکس های عزت ا..انتظامی رضا کیانیان ژاله علو مرتضی احمدی خمسه.........

33 :: توسط همسفر در 2007-12-11 09:27

درود - حاج خانم بودن با جماعت هنرمندان خیلی لذت بخشه البته خودتون هم ظاهرا دستی در هنر داری ، تابلوی نقاشی تو قصابی رو می گم !!‌ خوش باشي و سلامت ...

32 :: توسط بايرامعلی در 2007-12-11 07:21

خانم همیشه به جشن و شادی
عکسهای جالبی بود البته عکس آقای خمسه باز نشد ببینیم. راستی چرا این مراسم ژانگولر و شعبده بازی نداشت؟مگه بدون اینها هم مراسم میشه؟ :)

31 :: توسط shayan در 2007-12-11 04:47

پیام رضا پهلوی بمناسبت سالروز جهانی حقوق بشر
دوشنبه 19 آذر 1386

هم میهنان عزیزم،

امروز در سالروز جهانی حقوق بشر و در آستانـۀ شصتمین سالگــرد صدور اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و بهنگامی که سازمـان ملل متحد آمادۀ برپــایی برنامۀ یک سالـه برای بزرگداشت این منشور تاریخی است، تمام مواد این اعلامیه در سرزمین ما زیرپا نهاده میشود.

مضحک است، در حالـی که میـراث اخلاقی و فرهنگی ملت ما، یکــی از مهمتریــن عوامل الهام بخش حقوق بشر بشمار میرود، شهروندان ایرانی، از بیشتر آزادی های اولیه محروم هستند.

امروز سازمان عفــو بین الملل و دیگر سازمان های ناظــر، ایــران را تقریبا در ردۀ بالای لیست کشورهای ناقض حقوق بشر قرار میدهند.

طی ۲۸ سال گذشته، هیچ بخشی از جامعــۀ ایران، از ستم ها مصون نبــوده است. زنان، جوانان، کارگــران، روزنامه نــگاران، روحانیــان مستقل، کشاورزان، دانشگاهیان، اقلیــت های مذهبی و قومی، همه به نوعی، هدف خشونت های آشکار قرار گرفته اند.

رهبران جمهوری اسلامی، نهایت تلاش خود را برای خدشه دار کردن تصویر شکوهمند کشور ما انجام داده اند و مردمان ما را به عنوان مُبلغان تروریسم، افــراد متعصب و ناسازگار و سرشار از تنفرمعرفی کرده اند. آنان برای حفظ و بقای قدرت سیاسی نامشروع خود، حقوق فردی شهروندان ایرانی را، در مسلخ ایدئولوژی واپسگرا قربانی کرده اند.

برای من کاملا روشن است که ملت ما به زودی خود را از کابــوس کنونی رها ساختــه و میراث راستین خویش را بعنوان دژ محکم حقوق بشر و نگاهبانان آزادی و کرامت بازپس خواهد گرفت.

من با پشتیبــانی کامل از فعالیت های سازمان ملل در پیشبــرد حقوق بشــر از هم میهنانم و نیز از جامعۀ جهانی می خواهم که یک صدا و باتفاق، با تمامی شیوه های نقض حقوق انسانی شهروندان ایرانی که توسط دیکتاتوری ملایان اِعمال میشود، مخالفت ورزند.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

يا ايتها الرها !

از لگدمال شدن من توسط آن مادرفولادزره شاد شده اي؟
عوضش اينجا عقده ام را سر هيتلر و رسول خدا خالي كردم. ديروز وقتي اين دوتا طبق معمول به من پيشنهادهاي آنچناني دادند آنچنان لگدي به نواحي مختلفشان زدم كه تا مدتها فكرنكنم هوس هيچ لهو لعبي كنند!

البته رهاي مومنه من! اينها تقصيري ندارند آخر همه حوري موريها توي بهشتند و ما جنايتكاران اينور همش مجبوريم خودمان با خودمان ور برويم!

و اما تو زيتون سيه دل!
بله ! فتواي پاكسازي تو را هم صادر ميكنم اگر زيادي پايت رو روي دمم بگذاري ( همچنين روي كمرم!)

والسلام عليكم و عليكم السلام
روح الله الموسوي الخميني
30 ذي القعده 1428 ه.ق
درجوار مارغاشيه - دوزخ

29 :: توسط shayan در 2007-12-11 03:26

زيتون حان

ممنون از لطف و توضيح‌ات. نمایش جالبی بوده.

حالا برو بخواب تا بعد. واسه خواندن کامنتها فردا هم وقت هست:))

شاد باشی و خوابهای خوش ببینی:))

28 :: توسط shayan در 2007-12-11 03:23

به M-R عزيز

دوست عزيز ممنون از توضيح شما. من هم همين فکر را کردم. ولی خوب چون هنرمند نيستم و زياد از کارهای هنری سر در نمی‌آورم و در ضمن آنجا هم نبوده ام گفتم از زیتون که آنجا بوده بپرسم مبادا قضیه چیز دیگری بوده باشه و خدای ناکرده این یکذره آبروی ما هم پیش آنهائی که آنجا بوده اند مثل زیتون عزیز و مینو خانم گرامی برود و پیش خودشان بگویند که ای بابا این شایان هم چقدر از مرحله پرته‌ها؟:)) همین. کار از محکم کاری عیب پیدا نمیکنه؟

به هر حال

ممنون از توضیح شما دوست عزیز

شاد باشید

27 :: توسط شاهین دلنشین در 2007-12-11 03:22

همانطور که شاید بدانید، مسعود بهنود گفته است که این حکومت را دیکتاتوری نمی داند. پس! بیاین با هم برقصیم:


آهای مسعود بهنود
آهای مسعود بهنود، آهای مسعود بهنود
یه روزی ببینم روح تو داره رو به بهبود
به بهبود، به بهبود

چه دوست داشتنی یه اون مغز ماهت
چه شاگردائی هستند چشم به راهت
باید عینک خوبی داشته باشی
که انقدر ریشه ای شده نگاهت

بعدِ فرار از دست دیکتاتور
نمره ی عقلت شده بیست
حالا میگی ولایت فقیه
دیکتاتور نبوده و نیست

آهای مسعود بهنود، آهای مسعود بهنود
با بهترین جوکا رهبری رو کردی چه خوشنود
چه خوشنود، چه خوشنود
......
تقه بزنید

26 :: توسط زیتون در 2007-12-11 03:11

تا ميام برم بخوابم يه کامنت دوست‌داشتنی می‌بينم:)
شايان عزيزم
تقريبا درست متوجه شدی.
اين تکه نمايش يه قسمت از نمايش بلنديه که آييش قبلا بازی کرده بود.
مرد پايش روی کمر زنه. هر وقت زن خودشو در نقش يه آدم مطيع و خونه‌دار و تحت امر مرد می‌بينه مرد جاش محکمه و اما وقتی که زن دم از استقلال و بالابردن سطح دانش می‌زنه مثل کلاس‌رفتن و ادامه تحصیل و کار و ... زن تکون می‌خوره و پاهای مرد انگار روی گسل زلزله باشه می‌لرزه و پایه‌های زندگی از نظر مرد سست می‌شه.
و فوری سعی می‌کنه با یه رشوه مثلا قول خرید ماشین لباسشویی زن رو دوباره مطیع کنه و جو زندگی رو آروم...

چه پررو بود اين آييش:) آخر نمايش گفت گرچه کمر خانم درد گرفته اما منم پام درد گرفته!
M-R عزيز هم به نحوی درست می‌گه!

رهای طناز
:))) سعی می‌کنم فردا تموم نوشته‌ها در مورد کاردان رو بذارم صفحه‌ی اول. تو چراغ اولو روشن کردی:)

25 :: توسط زیتون در 2007-12-11 03:02

گلنسای عزيزم:*
مرسی گلم. چقدر زحمت کشيده بودی. چقدر تو صبور و متینی دختر! و چقدر شبيه پدرتی. همين رفتار و نام پدر و مجله‌ی گل‌آقاست که تونست اين‌همه آدم معروف رو با هر عقیده‌ای دور هم جمع کنه. و البته زحمات بقيه‌ی گل‌آقاييان. خانم صفرزاده و بقيه(خواستم اسم ببرم ديدم زيادن و ممکنه اسمی رو از قلم بندازم)
خسته نباشی!

مينو جان
الهی بميرم. می‌دونم تشويش و اضطراب چی به سر آدم مياره. حالا من فکر کردم اين حالتت فقط برای يک لحظه تو عکس ثبت شده که خواستم باهاش شوخی کنم. خوشحالم که تو اون سرما و بارون بی‌ماشين نموندی. راننده‌هه چه کيفی هم کرده. لابد کلی هم از خودش پذيرايی کرده. با اين وجود ديگه نبايد ازت کرايه می‌گرفت:)) ما موقع اومدن چند نفرو که راه رو گم کرده بودن سوار کرديم و موقع برگشتن تا سر خيابون اصلی دو نفرو... اگه راننده نبود حتما سر رسوندن تو بين ملت دعوا می‌افتاد:) ممکن بود خون‌و خون‌ريزون بشه:)

24 :: توسط M-R در 2007-12-11 02:57

دوست عزیز شایان معنی این کار اون آقا با گذاشتن پایش روی کمر خانم که همسرش هم هست میخواسته پیامی بدهد در استعاره از وضعیت زنها در جمهوری اسلامی که بسیار روشن است،شماچطور متوجه نمی شوی!!؟؟

23 :: توسط رها در 2007-12-11 02:40

چقدر این «دامت افتضاحه» فوق‌العاده‌ست!
:)))))

22 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-12-11 02:37

راستش رو بخوای همش دلشوره داشتم
آخه صدف ماشين رو برده بود منم بی ماشين بودم خودت هم که ديدی بارون چه ميکرد
هر چه زنگ زدم اين آژانس اون آژانس ماشين گيرم نيومد
ديدم بايد راس ۶ اونجا باشم
به همسايه مون که تو آژانس کار می کنه گفتم منو برسون آژانسی حساب می کنم :))
گفت باشه
حساب کن من قرار بود ۶ اونجا باشم تا ۸ بهش گفتم راس ۸ اينجا باش
و ديدی جشن تا کی طول کشيد
همش می ترسيدم اون بره و هم از اينور پول معطلی اونو بدم :))
هم موقع رفتن بيچاره می شدم اونجا ماشين و آژانس گير نمی اومد
جشن که تموم شد ديدم من بدبخت چقدر باختم که هی حرص خوردم
آقا تشريف آورده بود داخل سالن و جشن رو نگاه می کرده و مثل تو تند تند عکس انداخته بود
آره خواهر جريان از اين قرار بود
:))))

21 :: توسط shayan در 2007-12-11 02:36

زيتون جان

احساسات فمنيستی هموطنان به کنار! حالا خدا وکيلی چرا اون آقا پاش را گذاشته بود روی کمر خانم؟

در خارج مثلی هست که می‌گويد پشت سر هر مرد موفقی زنی هست! که يعنی مردان موفق موفقيتشون را مديون تکيه بر حمایتهای پیدا و پنهان زنانشان هستند. که حرف درستی هم هست.

حالا با توجه به کار هنری این زوج هنرمند باید مثل بالا را عوض کرد و گفت:

در ایران زیر پای هر مرد موفقی زنی له شده و کمرش شکسته؟!!!!


آره؟ تا امثال من بيش از اين خيالبافی نکرده ايم راستشو بگو ببينيم معنی کار اين زوج هنرمند چه بوده؟ من خیلی کنجکاو شدم!

ممنون

شاد باشي

20 :: توسط سورمه در 2007-12-11 02:36

خوشحالم که زود رسیدم به نظر خواهی و نظرات خوبی اینجاست
منم به جشن دعوت بودم ولی چون بارون بود و برای برگشتن به کرج دیر میشد نرفتم. عکسها رو میبینم هم خوشحال میشم هم داغ دلم تازه میشه.
زیتون جان گزارش تصویریت عالیه!! مرسی

19 :: توسط گلنسا در 2007-12-11 02:36

سلام
:)
بیخود نیست که راوی بهت میگه آتیش پاره!
ضمنا در جواب به جواب راوی: آن چیزی که خمسه گفت عین واقعیت بود!

18 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-12-11 02:31

خدا نکشه تو رو زيتون
:))
خوشمان آمد زیتون بانو :))
الآن برات دليل نخنديدنم رو ميگم

17 :: توسط رها در 2007-12-11 02:31

چقدر این «دامت افتضاحه» فوق‌العاده‌ست!
:)))))

16 :: توسط رها در 2007-12-11 02:27

شرح عکس داریوش کاردان:
والله به پیر به پیغمبر، ما از دار دنیا همین یه انگشت رو داریم که اون رو هم می کنیم تو...چشم این و اون!

15 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-12-11 02:19

زيتون ، آتيشپاره بدو بيا تو وبلاگم جوابت رو نوشتم
ببين خدايیش درست نمی گم؟

14 :: توسط ولگرد در 2007-12-11 02:18

عزيز سلام
فکر ميکنم سالن ۳۰۰ تا صندلی بيشتر داشت ولی برای ولگرد يک جاي خالی هم پيدا نشد..!! چرا اینقدر دروغ میگی نگو جايت خالی گردم!!

13 :: توسط زیتون در 2007-12-11 02:15

علی عزيز
آفرين:))) درست حدس زدی!

حضرت امام جان
از آن دنيا هم دستور پاک‌سازی افراد را می‌دهی؟:)

12 :: توسط negin در 2007-12-11 02:12

مينوی عزيز ممنون از لطفت به اميد اون روزی كه همه ما ایران باشیم و ارزوی این برنامه ها تو دلمون نمونه

11 :: توسط احمد در 2007-12-11 02:07

اين گل آقا از محبوب هاي ماست
برنامه كي بود؟
كجا بود؟
عكس اولي خدا بود!

10 :: توسط negin در 2007-12-11 02:06

مرسي عزيز از توضیحت من هم چه سوالی كردم ها! جشنواره يا فستيوال به همين معنيه ديگه.

خاک برسرم !!
چرا ششم شدم بجای سوم؟

شماره ۵ ! به جان احمدم قسم اگه بخوای بااين حرفا خودرا جلوتر از من جابزنی خونت را با يک فتوا مباح ميکنم

زيتون! دستور ميدهم همه اينها را پاک کنی تا من اول بشوم

روح الله الموسوی الخمينی
۳۰ ذی القعده ۱۴۲۸ ه.ق
يه جای ديگه رسول- دوزخ

8 :: توسط علی در 2007-12-11 01:57

سلام زیتون. خودت میدونی که من به عکس خیلی حساسم و تو بر همه چیز میرم. تو عکس اولی که این آقا پسره گرفته خوابیده اگر خوب توجه کنی به موهای باباش میبینی که باباش هم همین چند دقیقه پیش از خواب بلند شده. جای فر رفتگی پشت صندلی هنوز تو موهاش اثرش مونده. فکر کنم پدر پسری با هم قرار گذاشتند. نیم ساعت من میخوابم تو تماشا کن. نیم ساعت تو بخواب من تماشا میکنم. بعد برای هم تعریف میکنیم.

7 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-12-11 01:55

همينجا به نگين عزيز که در پست قبلی کامنت گذاشته بود بگم عزيزم اميدوارم در جشنواره بعدی ايران باشی تا با هم بريم :)

اينم نوشتم به کوری چشم همه کفار که هم دوم بشوم و هم سوم

5 :: توسط تا دیر نشده در 2007-12-11 01:54

اينا اعلام اول نکردن بی سليقه ها لذا
من اول :))

4 :: توسط زیتون در 2007-12-11 01:53

سلام بر نگين جانم
علی‌رضا خمسه مجری بود و سياهی به شکل حاجی فيروز هم نمک مجلس... هر هنرمندی که روی صحنه دعوت می‌شد چند دقيقه‌ای فرصت صحبت داشت. اول پيش‌کسوت هر رشته می‌اومد و کسی که قرار بود جايزه بگيره رو دعوت می‌کرد. مثلا انتظامی اومد مرتضی‌احمدی رو صدا کردن که بهش چايزه بده. پوپک صابری هم به عنوان میزبان اومد رو صحنه..
گاهی چند نفری روی صحنه بودن. مثلا رضا کيانيان با ژاله علو و گلاب آدينه با يادم نيست کی!
آقای بامزه‌ای اومد با لهجه‌ی شيرين مشهدی خاطرات جبهه تعريف کرد و خوب اون آقای ناصحی هم با آهنگی رقص جالبی اجرا کرد. بالطبع بايد تنها می‌بود ديگه...

3 :: توسط آونگ خاطره های ما در 2007-12-11 01:52

واسه همین چیزاست که بهت میگم آتیشپاره :))
سلام و ممنون
عکس رو فرستادم برا افسانه و جریان رو براش گفتم خیلی خندید
شاد باشی نازنین

2 :: توسط حضرت امام خميني دامت افتضاحته در 2007-12-11 01:52

ببينم زيتون ناشزه!

آن موقع که بتول به همه جای ما لگد ميزد و جايی از بدن نازنين امام راحلت نمانده بود که پامال بتول نشده باشد چرا نيامدی از ما دفاعی کنی؟

حالا که اين مرد مسلمان راستين پا روی کمر ضعيفه اش گذاشته ناراحت ميشوی؟ خوبش کرد اصلا!
اصلا زنش غلط کرده به جای شستن ظرفها و جورابهای مردش پاشده اومده اونجا عياشی...

اوف برتو و همه زنهای نامسلمان

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاتفففف
روح الله الموسو الخمينی
۳۰ ذی القعده ۱۴۲۸ ه.ق
وسط آغوش رسول اکرم - دوزخ

1 :: توسط negin در 2007-12-11 01:39

زيتون جان سلام

یه سوال

ایا برنامه به اين شكل بود كه هنرمندان تك تك ميامدند و برنامه شون رو اجرا ميكردند ؟ به نظر اینطور میاد ! یا اینكه همه با هم برنامه مشخص و از قبل روش كار شده رو اجرا كردند؟

شاد باشی