229 :: توسط عزیزی در 2008-02-27 20:34

سلام
من دنبال کس در لندن کمکی از کس برمی اید خبری بدهید
تا اطلاعت کامل تر بهش بدهم

228 :: توسط اردوخانی. شوخی و جدی در 2008-01-13 16:54

باغت آیادب شه انگوری ! سر فرصتیک چیزی برات می نویسم


باغت آباد شه انگوری . فعلا این یکی رو بگیر تا بعد!

http://www.ordoukhani.blogfa.com/post-214.aspx

شادوتندرست باشی. اردوخانی بروکسل

227 :: توسط Mahsa در 2008-01-09 05:23

خانم زيتون...خیلی جالب بود...فقط خواستم بگم همه خارج نشین ها هم این طوری نیستند...منتها اومدم کامنت بگذارم وحشت کردم... عجب آشفته بازاری شده اين کامنت دانی!همه چی توش هست از فحش و بحث و ...؟؟

226 :: توسط در 2008-01-05 15:36

والا خانم زیتون ما فکر میکردیم این جیم جارموش خود فضولباشی ؛ آخه ایشون هم خیلی سعی داشت ملت رو مقصرتر از جمهوری اسلامی نشون بده!!؟؟

225 :: توسط (-; در 2008-01-05 15:24

دوستان و غیر دوستان هنوز متوجه اسم جدید فضولباشی نشدند ???!!!

224 :: توسط زیتون در 2008-01-05 12:39

ام آر جان
حالا من هر چی می‌گم تو يه چيزی بگو ها. اون قسمت آخرش منظورم نبود. البته من جای کلمه جمهوری اسلامی برای خود ديکتاتور درون قرار می‌دادم.
يه کم وقت کردی کامنت‌های ديگران رو بخون :)))

223 :: توسط M-R در 2008-01-05 12:04

خانم زیتون در کامنت 215 گفتند که کامنت 204 به اسم جیم جارموش ؛ جرف دل ایشون را زده؛ .ج جارموش در کامتتشون فرمودند :

1- جمهوری اسلامی درون من و شماست

2- سرنگون کردن جمهوری اسلامی درون

3- ظاهر مهم نیست ؛باطن مهم است

4- جمهوری اسلامی یعنی سرهنگ صادق حمایت و نانا

.................................................
.............................................

با اجازه خانم زیتون من این لیست را کمی گسترش میدهم :

5- جمهوری اسلامی یعنی جزب توده و در نتیجه تمام افرادی که از بدو پیدایش این حزب با آن همراه بوده اند

6- جمهوری اسلامی یعنی چریکهای فدایی خلق

7- جمهوری اسلامی یعنی ولادیمیر پوتین
....................................................
...................................................

در نتیجه اگر قرار است یقه افرادی را در این رابطه گرفت ؛چرا نباید یقه مقصرین اصلی را گرفت!!؟؟

222 :: توسط مانی خان در 2008-01-05 11:43

سلاح الله اکبر

راستش اين که نوشتم تا سه‌شنبه سايت آپديت نميشود، براي خودم نوشتم که به کارهاي نشريه برسم. اما لامصّب اين کلمات که هجمه ميکنند، من مغلوبشان ميشوم. اين سروده الآن از تنور درآمده:
اگر یکنفر دشمن آید جلو - ز «الله اکبر» بگردد ولو

سلاح الله‌اکبر
--------------------------
شنیدم کمین کرده ملای قم
که گردد مسلح به بمب اتم

به او گفتم آن حرف منبر چه شد؟
سلاح تو «الله اکبر» چه شد؟

بگفتا که بر روی این بمب نیز
نوشتیم «الله اکبر» عزیز!

و ضمناً اتم هست بهر جهاد
به هنگام کشتار خیلی زیاد

ولی آید الله اکبر به کار
اگر تن به تن باشدی کارزار

اگر یکنفر دشمن آید جلو
ز «الله اکبر» بگردد ولو

بیفتند یک جفت الف روی او
رود خنجر (ر) به پهلوی او

خورد سرکج کاف بر گردنش
دوتا لام پیچد به دور تنش

گر افتاد بر روی تشدید تیز
ز هر لمبرش خون بریزد تمیز

چو در حلقه‌ی (ه) بیفتد سرش
رود (ب) به هرجای نابدترش !

از سایت هادیخان خورسندی

221 :: توسط ببر تنها در 2008-01-05 08:20

خانمها و آقايون،
ديديد بالاخره آش نذري كار خودش رو كرد و مريم و جلوه را به سه سوت از زندان آزاد كرد؟!حالا شما ها هي بريد الكي اعتراض كنيد نامه بنويسيد راه پيمايي كنيد هيچكدوم كار آش رشته رو نمي كنه.اين يك فرمول قديمي و صد در صد اسلاميست كه از زمان صفويه اعتبار پيدا كرده.ديديد چطوري مادر جلوه با يك آش پختن همه رو سوسك كرد؟بابا جون به جاي مبارزه بريد آش بپزيد تا كارها درست بشه.آش،آش دواي هر دردي است.
...بدبخت مردمي كه مبارزينش مريم و جلوه باشند.

220 :: توسط من که جیم هستم در 2008-01-05 03:00

یه نفر به اسم سامان که بعد ها به نام فضولباشی همیشه کامنت می نوشت و علنی و از دار و دسته حزب الهی ها و جمهوری اسلامی و رهبر و احمدی نژاد علنی طرفداری میکرد. چند روز پیش هم گفت بدلیل کار به کشور چاد مسافرت میکنه و فعلا کامنت نمی نویسه و نیست.
و...
حالا که فضولباشی نیست 203 توسط کُلُفت نوشته:
طبق اخبار روزنامه چاد انترپرایز در آفریقا، یک ایرانی بنام کریم در حال کون دادن به یک شامپانزه دستگیر شده است.بنظر میرسد فضولباشی ِخودمان باشد.
و...
رضا فاضلی یا مانی هزار آی.پی سلطنت طلب نویسنده وبلاگ خمینی دامت افتضاحه که در ضمن بدل نویس فضولباشی هم بود و مدت ها با نام فضولباشی کامنت های تقلبی شبیه به فضولباشی رو می نوشت از کامنت نویس 203 کلفت بخاطر توهینش به فضولباشی اصلی با خوشحالی تشکر و قدردانی هم کرده.

ای رضا فاضلی مانی سلطنت طلب هزار آی.پی تو دیگه چه موجودی هستی.

219 :: توسط دختر همسايه در 2008-01-05 01:58

زيتون جان خيلی وقت بود دلم برای اين مدل نوشتنت تنگ شده بود ....عالی بود.... .... ....سال نو ميلادی هم با تاخير برای همگی شما مبارکه

218 :: توسط باغبان جهنم در 2008-01-05 00:23

سلام / هم تیمی جمع می کنیم / به جهنم من هم بیا

217 :: توسط باغبان جهنم در 2008-01-05 00:22

سلام / هم تیمی جمع می کنیم / به جهنم من هم بیا

زیتون عزیز، سلام علیکم؛
از قلم شیوا و نثر ساده و روان تو سالهاست که لذت می بریم و امیدواریم در آینده ای نه چندان دور از نوع نگرش و نوشتارت در بیت معظم آیت الله جمالشاه (استمنای سابق) هم بهره ای ببریم. غرض از مزاحمت اعلام راه اندازی دوباره سایت آیت الله در آدرسی جدید و تحت نام جدید است. با ورود به آدرس قدیم، می توانید به خانه جدید ما بیایید.
ارادتمند / مدیر دفتر روابط عمومی و استفتائات آیت الله جمالشاه

215 :: توسط زیتون در 2008-01-04 23:06

خواننده جان ۲۱۰
جيم جارموش عزیز-۲۰۴
حرف دل منو زديد مرسی...

و ممنون از بقیه دوستان.

214 :: توسط M-R در 2008-01-04 22:51

عزیزانی در این سایت بارها نظر دادند که ما تا جمهوری اسلامی درون خودمان را نابود نکنیم ؛ سرنگون کردن جمهوری اسلامی بی حاصل است.

به این عزیران یاد آوری میکنم که بر طبق نظر شما افراد زیر هم در درونشان یک جمهوری اسلامی نهفته بوده :

رضاشاه ؛ محمدرضا شاه؛ رضا پهلوی؛ فرح پهلوی ؛دکتر مصدق ، دکتر فاطمی؛ دکتر صدیقی،...............نیما یوشیج؛ احمد شاملو، سهراب سپهری، فروغ فروخزاد؛................ابن سینا، حافظ ؛ سعدی ؛....................والا نمیدونم به کجا ختمش کنم ، فقط این نظر شما ..........

213 :: توسط مانی در 2008-01-04 22:37

کُلُفت جان کامنت ۲۰۳ :))))))

خود خودشه :)))))

حالا وقتی برگرده حتما ميگه مانی سلطنت طلب اين شامپانزه ها را تربیت کرده بوده و برای مبارزه با اسلام!! فرستاده بوده به چاد!! :) ما که شانس نداريم :))

امان از دست تو :) هنوز دارم ميخندم موقه تایپ اين کلمات :)))

212 :: توسط در 2008-01-04 22:34

آقای جیم بسه جون مادرت اینقدر افاضات نفرمایید؛ کافر همه را بکیش خودر پندارد؛ ایرانیهایی که اینکارا را میکونند ؛ اولا بزرگشده جمهوری اسلامی هستند؛ ثانیا تحت تاثیر جمهوری اسلامی که میگه تما م بدبختیای ما از امریکا و غرب است قرار دارند.

خودتم باید بزرگشده جمهوری اسلامی باشه، اینطور نیست؟

211 :: توسط جیم در 2008-01-04 21:38

خارج از کشور...

خارج از کشور راحت تر از داخل ازکشوره چون حساب دو دوتا پنجتاست اگه سخت تر بود کسی خارجی نمیشد و داخلی میموند، کامنت 142 :: توسط کیوان مربوط به خرید داروی بیماری ام اس رو بخونید.

داخل از کشور...

اصل مشکل آقای الف و خانم ب... مثل همه ایرانی های داخل کشوری نسخه های سیاسی خارج کشوری هاست چون داروی نسخه های سیاسی خارج کشوری تو ایران راحت گیر نمیاد.

210 :: توسط خواننده در 2008-01-04 21:10

بنظر من متن خوب و تاثیر گذاری بود (یعنی هست) و واقعا هم نمونه های این الف و ب و ج رو میشه در بین گروههای مختلف مردم دید (البته بقیه حروف الفبا هم هستند!)
اما واکنش خواننده ها بنظر من طبیعیه. من جای دیگه دنیا نبودم که بدونم مردم اونجاها چطور هستند ولی مردم خودمون (یا اون بخشی از مردم که من باهاشون آشنا هستم) همیشه عادت به جمع بستن دارن! اگر شما از الف و ب و ج بنویسید از نظر اونها شما راجع به همه مردا و زنهای داخل ایران و کل ایرانیهای خارج کشور نوشتید! دیدید اگر یک فیلمی در ایران پخش بشه که فرضا توش یک پرستار خودفروش باشه پرستارا تظاهرات میکنن که به ما توهین شده! آخه از طرفی هم راست میگن! چون تقریبا همه بیننده ها با دیدن همچین فیلمی به این نتیجه میرسن که همه پرستارها اینطورن!
داستان شما هم شامل همین خصلت شده

209 :: توسط Polad Homayoni در 2008-01-04 19:04

زیتون جان چه گرد و خاکی راه انداختی. از شوخی گذشته زیتون جان رنج رنج است. چه در ابرقو باشی یا در آلاسکا هر انسانی برای خودش فردیتی دارد و رنج هایش هم در همان اندازه خودش می گنجد و هیچ کدام را نباید دست کم گرفت. هم الف حق دارد هم ب هم ج و ... کسی نمی تواند درد دیگران را کمتر از درد خودش بداند. یکی از مردن پروانه ای غمبار می شود و دیگری از اعدام انسانی. درد هر دوی آنها هم انسانی و هم قابل احترام است و نباید دیگری را سرزنش کرد که چرا در عصر اعدام دلت برای پروانه می سوزد. رنج رنج است و رنج خود را برتر از دیگری دانستن خودخواهی مطلق و طلبکاری بی جا است . اتفاقا چیزکی هم در این مورد در وبلاگم گفته ام.
یار باقی دیدار باقی

208 :: توسط khodam در 2008-01-04 18:01

راحله زمانی، بازخوانی يک اعدام، گفتگوی مهيندخت مصباح با خديجه مقدم.

http://news.gooya.com/politics/archives/2008/01/066582.php

207 :: توسط khodam در 2008-01-04 17:44

شاهرخ خان

مرسى از راهنمایهای بى نظیرت ( خدا رحمت کنه خانم بی نظیربوتو رو).
ولى آقاى گل، ما اومدیم اين برِ دنيا كه يك لقمه نون حلال از گلومون پایین بره، بعضى از چیزایی كه گقتى تا حدودی درست هست ( به غير از جريان طلاق در خارج كه فكر كنم از یک وکیل اگه بپرسى راهنمایت ميكنه كه حتى زنها هم بدونِ اقامت در اينجا هنگام طلاق حق و حقوقی دارن و به این کشکیها هم نیست). من اگه ميخواستم اينجورى كه تو ميگى اينجا زندگى كنم، پس اصلا چه مرضی داشتم بيام خودم رو آواره غربت كنم؟ همونجا تو ايران عضو بسيجى ، سپاهی، انصارِ حزب اللهى، نهاد انقلابى، ميشدم و اين جور زحمت غربت نشينى و دورى از پدر و مادر و وطن رو به جون نمیخریدم.

جار موش

منم از اون مطلب بلندى كه نوشته بودم (کامنت ۳۲) منظورم هم دقيقا چيزى بود كه شما گقتى.

206 :: توسط mjafari در 2008-01-04 16:31

سلام
شرمنده ولی من اين وبلاگ رو خوندم ياد وبلاگ شما افتادم
گفتم بد نيست شما هم ببينيد

205 :: توسط mjafari در 2008-01-04 16:29

http://hadych.persianblog.ir/1386_3_hadych_archive.html#6958041
سلام
شرمنده ولی من اين وبلاگ رو خوندم ياد وبلاگ شما افتادم
گفتم بد نيست شما هم ببينيد

204 :: توسط جیم جارموش در 2008-01-04 15:08

ما باید اول جمهوری اسلامی درون خودمون رو سرنگون کنیم. جمهوری اسلامی یک دولت و یک نظام و یک رهبر و یه سری بسیجی نیستن. جمهوری اسلامی درون من و شماست. ظاهر مهم نیست. مهم باطن ماست. جمهوری اسلامی یعنی همین سرهنگ صادق حمایت. جمهوری اسلامی یعنی همین نانا. جمهوری اسلامی یعنی حماقت و تنگ نظری و داد و بیداد و قیل و قال بی خودی. جمهوری اسلامی یعنی راجع به شیر مرغ تا جون آدمیزاد نظر دادن. جمهوری اسلامی یعنی هر کسی رو متهم به خیانت کردن. جمهوری اسلامی یعنی این که حرف من درسته و حرف بقیه غلطه. جمهوری اسلامی یعنی خود ما. اگر روزی ما بتونیم جمهوری اسلامی درون خودمون رو سرنگون کنیم جمهوری اسلامی بیرون هم خود به خود از بین میره.

203 :: توسط کُلُفت در 2008-01-04 13:41

طبق اخبار روزنامه چاد انترپرایز در آفریقا، یک ایرانی بنام کریم در حال کون دادن به یک شامپانزه دستگیر شده است.بنظر میرسد فضولباشی ِخودمان باشد.

202 :: توسط داریوش کبیر در 2008-01-04 13:26

فوق العاده بود ولی چه پست کوتاهی .واقعی واقعی بود!

201 :: توسط مازیار در 2008-01-04 10:32

چند ساله اینجام. مرسی. جای دوستان خالی جای خوبیه.

200 :: توسط فرهاد در 2008-01-04 10:04


تقویم تبعید

با خردورزی و نفی دین گرائی بکوشیم دست زیاده خواهانی را که با بهره از دین و خرافات ،مملکت را غصب و ملت را برده نموده اند کوتاه کنیم ////////////اگر وضعیت امروز خواست خدا نیست و خواست شیاطین است ، من ترجیح میدهم طرفدار قویتر باشم
Freitag, Januar 04, 2008
دست من و گلوی تو

ابتدا این مطلب را به طنز نوشتم اما در اواسط آن و در زمانی که به بیان ماجرای پدر قاتل
رسیدم و نوشتم دخترک در هنگام خفه شدن نام پدر را صدا میکرد ، اشکهایم مانع شد تا ادامه دهم .
مطلب را پاک کردم و دوباره مینویسم ، شاید این واقعه به عناوین و صورتهای مختلف در جامعه
تکرارمیشود اما آنچه مرا بر نقل آن مصصم ساخت ، دلایل وقوع آن است .
حضرت آیت اله خامنه ای رهبر انقلاب در
تازه ترین سخنان خود در جمع خانواده شهدا اعلام نمود :
امت اسلامی در این سه دهه به اندازه صدها سال پیش رفته است.
روزنامه "هموطن سلام" پیرو این فرمایشات ، اسنادی جدید را جهت تائید سخنان گهربار رهبر
ارائه داد:
مردی دختر هشت ساله اش را کشت تا در آینده فاسد نشود !
این پدر نمونه توضیح داد : هنگام خفه کردن دخترم ، با او حرف نمیزدم و دخترم تنها نام مرا
صدا میکرد !
واقعه ای که یادآور بازگشت به فرهنگ اصیل اعراب در زنده بگور کردن دخترانشان میباشد!
جالب است که بهانه پدر این بوده که میترسیدم دخترم وقتی بزرگ شد فاسد شود !
یعنی فاسدتر از خودت و اعتقاداتت و رهبرانت و دینت و خدایت و ....
بدور از هرگونه گرایش دینی و سیاسی ، لحظاتی را با خود خلوت کرده و این صحنه را پیش چشم
خود مجسم کنید :
دختر 8 ساله ، در چشم پدر خیره شده و دستان قدرتمند پدر گلوی او را فشار میدهد
چشم پدر و دختر در هم تلاقی میکند ، دختر با وحشت ازوقوع آنچه باور ندارد بابا ، بابا میگوید
صدا هر بار از نوبت قبل آهسته تر و ترحم انگیز تر میشود.
ناله دختر که با بیان نام پدر در هم آمیخته هر لحظه آرامتر میشود اما فشار دستان پدر بر گلوی
دخترش ! بیشتر !!
چه نیرو و احساسی ست که پدر را همچنان بر قتل دختر 8 ساله اش راسخ نگهمیدارد ؟
عدم تعادل روحی ؟ اعتقادات خرافی ؟ ترس از آینده ای مبهم برای دختر ؟ وضعیت اسفناک اقتصادی؟
بیکاری ؟ بیعاری؟ فراموشی مهر پدری ؟ فراموشی انسانیت ؟

هر بهانه ای که تصور کنیم ، عاقبت ناچاریم به این مهم برسیم که حکومتی که برای ثباتش ناچار
است تا خرافات مذهبی را تنها راه رستگاری ملتش بیابد ، مردم را به سویی سوق میدهد که
عوارضی چنین دامنگیر کودکان وطنمان شود ، فرض کنیم فردا بگویند این پدر دیوانه بوده ،
مشکلات اقتصادی و بیکاری او را وادار به چنین خطایی نموده ، .......
آی ی ی ی ی ی ی مسئولین جمهوری اسلامی !
مسئول برطرف نمودن این معضلات کیست ؟!
تا به کی مردم بی نوا را برای حل مشکلاتشان به چاه جمکران هدایت میکنید ؟
پس از گذشت سه دهه از حکومت بی چون و چرا و سرکوب همه جانبه مخالفین ،
چگونه ادعا میکنید مسئولیت تمامی تنگناها بر عهده امریکا و غرب و دگراندیشان است؟
شمایی که پس از اینهمه سال و در اختیار داشتن تمامی ابزار ،نتوانسته اید فقر اقتصادی و فرهنگی
مردم را درمان کنید ، لااقل لحظه ای با خود بیندیشید که ایراد کجاست ؟
در بی ایمانی مردم؟ در عدم اعتقاد به خدا و ائمه ؟ یا در بی عرضگی و بی لیاقتی شما؟
حتی اگر بر دیاری خداستیز و دین گریز هم حاکم شده بودید ، میبایست با گذشت سه دهه ، تمامی
آحاد ملت را مومن و متقی بار میآوردید ، اگر دینتان حق بود و سیاست و مدیریتتان صحیح .
شما اینکاره نیستید ، شاید با شنیدن چنین اخباری نهایتا خدا بیامرزی به روح دخترک بی نوا
بفرستید اما باور کنید که این ملت از فشار فقر اقتصادی و جهل فرهنگی برگرفته از حکومت دینی
شما ، تا ابد بر گلوی دختر دست نمیبرد ، روزی نه چندان دور نوبت گلوی شماست و دست ملت !

199 :: توسط مانی خان در 2008-01-04 09:57

پنجشنبه 13 دي 1386
خاک عالم بر سرم

گرچه قول داده بودم که سايت را تا سه‌شنبه آپديت نکنم!، اما حيفم آمد اين سروده‌ي تازه را زودتر به شما نرسانم.
در صناعت شعري، اين سبک را «مستزاد» گويند، به خاطر اينکه هر مصراعي يک تکه‌‌ي همقافيه "زياد" ميآورد. بسياري از نوحه‌هاي سينه‌زني در همين سبک است و براي "دم گرفتن"
(حروف متن اگر درشت انتخاب نشود، فرم شعر بهم نميريزد)

خاک عالم بر سرم
---------------------------------------
انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم --------- خاک عالم بر سرم
تازه فهمیدم بلانسبت که خیلی هم خرم -------- خاک عالم بر سرم

همچو مرغی پر کشیدم از قفس، جان خودم! ---- حال آسوده شدم!!
هم قفس شد تنگتر، هم کنده شد بال و پرم! ------ خاک عالم بر سرم

حکم کردندم بگویم «مرگ بر شاه» آن زمان ..... گفتم و کردم فغان
شاه مرد و من به مرگ خویشتن هم حاضرم! ..... خاک عالم بر سرم

حکم کردندم بگو «الله اکبر» روی بام ...... رفتم و گفتم مدام
حال بی «الله» مانده، زیر بار اکبرم! ...... خاک عالم بر سرم

گفت آقا: "ضد آمریکا" بده دائم شعار ........... هی زدم آنرا هوار
گفت خود پنهان به آمریکا که: "لاکن نوکرم!" ! ... خاک عالم بر سرم

عده‌ای قاتل، رئیس‌جمهور یا رهبر شدند ..... صاحب کشور شدند
این میان من ملتم یا امتم یا منترم! ......... خاک عالم بر سرم

چون رئیس‌جمهور را بینم، بیفتم در عذاب ..... میکنم خود را خراب
همچنین زهره‌ترک از دیدن آن رهبرم ....... خاک عالم بر سرم

مالک ِ‌ پائین اندامم، فقیه حاضر است ............. چارچشمی ناظر است
هم به شورتم کار دارد، هم به وضع بسترم .......... خاک عالم بر سرم

گفته آقا عشقبازی نیست بعد از این مجاز ............ من که دارم اعتراض
پس تحصن کرده‌ام زیر پتو با دلبرم! .............. خاک عالم بر سرم

ای که پرسی روزگارم غرق وحشت یا غم است؟ .. وحشت و غم باهم است
خشتک خیسم ببین، بنگر به چشمان ترم ............ خاک عالم بر سرم

اين مطلب از سايت اصغرآقاداتکام متعلق به هادي خرسندي چاپ شده است.

198 :: توسط A man from far-away در 2008-01-04 08:46

ديگر هيچوقت به ايرانی بودن خودم افتخار نمی کنم. ای کاش ايرانی نبودم. حاضرم هر کاري بکنم تا زمان به عقب برگرده و من ايرانی به دنيا نيام. ما که ازش خيری نديدم شماها با ايرانی بودنتون حال کنيد.
ميگن آدم هر جا احساس راحتی بکنه اونجا وطنشه. برای من يک وجب خاک کانادا هزار تا ايران می ارزه. اينجا من ارزش دارم و انسان به حساب ميام. برعکس ايران (وطن) که حتی اجازه حرف زدن رو هم به من ندادن.
مت ايرانی نيستم و به ايرانی بودنم افتخار نمی کنم.

197 :: توسط amelie در 2008-01-04 08:41

عالی بود!

196 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-04 04:29

مردم اگر فرصت پیدا کنند، غیرت نشان میدهند و هر کس که فقط تماشا کرد، لزوما به دلیل بی غیرتی اش نیست

در جریان ادامه طرح موسوم به «امنیت اجتماعی» در خیابان عفیف‌آباد (از مناطق شمال شهر شیراز)، تجمع گسترده‌ای از مردم معترض شكل گرفت كه با ماموران و لباس شخصی‌ها درگیر شدند.

http://norooznews.ir/news/5010.php

195 :: توسط جیم در 2008-01-04 03:16

شاهرخ ۱۸۸ هم میگه:
... منظورم گدایی نیستا!!! کمک می کنن! تا جای ممکن قیافه مادر مرده هارو به خودم میگیرم و گردن رو کج می کنم و در جلسات اینها شرکت می کنم (تا اسم مسیح هم میاد به محمد و آل محمد صلوات میفرستم) و وقتی بر می گردم خونه میگم بابا اینا دیگه چه چیز مشنگایی هستن! آره عزیزم اینجوری هم چه نقدی و چه جنسی کلی کاسب میشی. اما می دونم ایرانی قهرمان و سرافراز اهل این کارا نیست چون غرور و اصالت باستانیش اجازه همچی کارایی بهش نمیده! مسلما!
اما خب اونهایی که امثال من این کارو میکنن انگشت شمارن و تازه ایرانی هم نیستن، احتمالا خودشون رو ایرانی جا می زنن فقط. آره!

194 :: توسط شاهرخ در 2008-01-04 03:05

جیم ۱۹۳
:)))))))))))))))) حرف منو کپی میکنی؟ اونم نصفه نیمه؟ هاهاها

193 :: توسط جیم در 2008-01-04 03:00

شاهرخ ۱۸۷میگه:
راه داره عزیز دل برادر! چند تاشو بگم یاد بگیری، آخه خلق قهرمان ایران ازین کارا نمی کنن و فقط من این کاره هستم و راه بلد.
۱ - هزار مدل وام و کردیت بگیر (البته اونم راه داره!) و پولو برسون ایران. درصدهای اینور خیلی بالا نیست. مطمئن باش سود میکنی.
۲ - مثه منی که تو اروپا ازین کارا کردم، به عنوان کار سیاه(کار بدون پرداخت مالیات) برو توی فرش فروشیهای اینور موقع حراج سالیانه شون کار کن. اونا که هنوز صابون من به تنشون نخورده حتما تا ببینن ایرانی هستی بهت کار سیاه تو موسم حراج رومیدن چون فکر میکنن جضور یه ایرانی در فرش فروشی از لحاظ روانشناسی مشتری جذب کنه! بعدش خیلی راحت ۳-۴ تا قالیچه رو هاپولی کن و الفرار!!

گاهی وقتا نوشته‌های آدم فقط يه جزء کوچيک زندگی‌شو تصوير می‌کنه، بی‌اون‌که هر بار يادآوری کنه يه تيکه‌ی گنده‌تر زندگی هم همين دور و برا هست که نوشته نمی‌شه!
دقيقن حکايت پست آقای جيم!

191 :: توسط M-R در 2008-01-04 01:16

چند وقت پیش در اخبار یکی از تلویزیونهای خارج از کشور ، افرادی را نشان میداد که به امید رسیدن به خاک انگلستان خودشون رو به بندر کاله در فراسه رسانیده بودند؛تا از آنجا با مخفی شدن در کامیونهای حمل کالا خودشون را به آنطرف کانال مانش یعنی بندر داور برسانند؛ در بین این افراد تعدادی هم ایرانی بودند؛ درست مثل انسانهای عهد هجر در خیابانهای بندر کاله روز گار میگذروندن؛شبها را از ترس پلیس فرانسه ؛ در خرابها و خانه های متروکه که تیدیل به انبار ذباله شده سپری میکنند؛ وقتی میگویم درست مثل انسانهای عهد حجر ممکنست باور نکنید، باید بیایید تا ببینید.............................گول این حرفها را نخورید به عشق مدینه فاضله نیایید اینجا ؛ آنهم در این شرایط؛.........................نمیدانم چکار باید کرد ؛فقط میدانم نیایید

190 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-01-04 01:04

یكی میمرد ز درد بی نوایی ، هر دم از این باغ دزدی پیامی می اید
كه خانم زردك می خواهی
زیتون هم همین الان می اید و می گوید ..
كدام باغ ؟
بله باغ اب نبات ، جیگركی ، چس خاله ، حیونكی ، مهــــــــــــــــــــــــــــــا ، جری ...
۱۱ میلیون زیر فقر مطلقی ، حاجی با پنج تا عقدی و ۱۲ تا صیغه ..
خانم ج با اقای ق ... بمن چه و ولش كنی ، دلار جمع كنی ، به مملكت فرستادنی و باغ خریداری .. جماعت باسواد كامپیوتری تر زنی ، دموكراتیزه ( تیزه دیگه ) كردن مذهب شیعه در باغ ممسنی و حواله اش به كارخانه ، ساب و ولوی سوئدی ، پول و دول سوسیال خوری ، تبریك سال نو سلطنتی ، حواله فرش یاسوجی از بركت باغ باسمانقلی ...
فت و فراوان در زیتونستان چیز قلی .......

189 :: توسط ميم در 2008-01-04 00:55

سلام
كامنتدوني بلاگفا خيلي خلوت تره ها!
زيتون جان ميشه يك آدرس لينك به من بدهيد فيلتر نباشه؟با هر لينكي مي خواستم وارد وبت بشوم فيلتر بود

188 :: توسط شاهرخ در 2008-01-04 00:07

برای Khodam در نظر شماره ۱۸۶
راستی عزیزم یه چیز دیگه یادم رفت. از همش راحت تره. لا اقل توی اروپا که من این کارو زیاد انجام دادم. البته خدای نکرده منظور ندارما. فقط من اینکاره هستم. بقیه همونجور که در شماره ۱۸۵ گفتم، گلن! گل!
جونم برات بگه که این انجمن و کلیساهای رنگ و وارنگ مسیحی که دقیقا مثه برادران اهل شیعه و سنی و هزار و یک فرقه دیگه چشم دیدن همو ندارن، اینجا هم تا خارجی که امثال من باشن می بینن بدو میان جلو که هر جور شده روح گمگشته ما کفار شرقی رو آزاد کنن! تا دلت بخواد در این زمینه دست و دلباز هستن گرچه اگر طبق معمول تا بحال صابون من به تنشون نخورده باشه! از شیر مرغ تا جون آدمیزاد به آدم کمک می کنن. منظورم گدایی نیستا!!! کمک می کنن! تا جای ممکن قیافه مادر مرده هارو به خودم میگیرم و گردن رو کج می کنم و در جلسات اینها شرکت می کنم (تا اسم مسیح هم میاد به محمد و آل محمد صلوات میفرستم) و وقتی بر می گردم خونه میگم بابا اینا دیگه چه چیز مشنگایی هستن! آره عزیزم اینجوری هم چه نقدی و چه جنسی کلی کاسب میشی. اما می دونم ایرانی قهرمان و سرافراز اهل این کارا نیست چون غرور و اصالت باستانیش اجازه همچی کارایی بهش نمیده! مسلما!
اما خب اونهایی که امثال من این کارو میکنن انگشت شمارن و تازه ایرانی هم نیستن، احتمالا خودشون رو ایرانی جا می زنن فقط. آره!

187 :: توسط شاهرخ در 2008-01-03 23:48

Khodam جونم، اون شامل قوانین اینور شدنی که شما فرمودین بعد از اینه که خانوم(یا درمواردی آقا) اقامت دائم گرفته باشه، که اونهم در کشورهای مختلف از 3 تا 5 سال طول می کشه. تا قبل از این موعد، طلاق یعنی شوت... اقامت پر... بلیط برگشت رزرو و بای بای فرنگ. اینهارو هم پس بدونی بد نیست. در مورد قیمت زمین و خونه هم نگران نباش عزیزم. اگر خودت کاری نداری که همچی درآمدهایی داشته باشه، بازهم راه داره عزیز دل برادر! چند تاشو بگم یاد بگیری، آخه خلق قهرمان ایران ازین کارا نمی کنن و فقط من این کاره هستم و راه بلد.
۱ - هزار مدل وام و کردیت بگیر (البته اونم راه داره!) و پولو برسون ایران. درصدهای اینور خیلی بالا نیست. مطمئن باش سود میکنی.
۲ - مثه منی که تو اروپا ازین کارا کردم، به عنوان کار سیاه(کار بدون پرداخت مالیات) برو توی فرش فروشیهای اینور موقع حراج سالیانه شون کار کن. اونا که هنوز صابون من به تنشون نخورده حتما تا ببینن ایرانی هستی بهت کار سیاه تو موسم حراج رومیدن چون فکر میکنن جضور یه ایرانی در فرش فروشی از لحاظ روانشناسی مشتری جذب کنه! بعدش خیلی راحت ۳-۴ تا قالیچه رو هاپولی کن و الفرار! یارو هم شکایت نخواهد کرد چون بهت کار موقت سیاه داده بوده و اگر شکایت کنه اول یقه خودش برای جریمه کار سیاهو می گیرن! ازین کارا زیاد کردم که بهت میگم عزیز!
۳ - خونه رو بیمه آتش سوزی کن و بعدا یواشکی بامبولی سوار کن و آتیش بزنش. کلی از بیمه کاسب میشی.
۴ - آمریکا که نه، ولی توی اروپا که سیستم کاملا سوسیاله، کار خود اشتغالی راه بنداز و ۱۰۰۱ سوراخ کمک بگیر به همین بهانه؛ از زیر مالیات هم به ۱۰۰۲ روش در رو! اونم راه زیاد داره خواستی ایمیل بده برات جزوه راهنمای خودآموزشو بفرستم!
...

186 :: توسط khodam در 2008-01-03 22:51

شاهرخ خان

عزيز من، شما اگه خانمی رو فقط به عقدِ اسلامى درآورده باشيد و فقط هم در پاسپورت ایرانیت يا شناسنامه ایرانیت هم ثبت شده باشه، همين كه قدم مبارکت رو بذاری اين طرف زبونم لال طلاقتون شامل قوانين اين طرف ميشه ( اينو من ديدم كه ميگم).
ضمنا حتما خبر از قیمتهای زمين و خونه در ايران ندارى. با اين یورو و دلارهایی هم كه من و تو در اينجا در مى اريم بايد خواب خريدن خونه يا زمين رو در ايران ببينيم. آن ممه را مدتهاست كه لولو برده.

185 :: توسط ... در 2008-01-03 22:38

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2007/12/071226_bd-mt-archive1.shtml

184 :: توسط شاهرخ در 2008-01-03 22:06

منی که خارج نشینم و بدشون هم فقط منم و اگه بدی از بقیه خلق قهرمان دیدم همش تقصیر منفی بافی خودمه نه بدی دیگران، منی که استاد دروغ و دغل و آسمون ریسمون بافتنم... اگر هم تا حالا راضی نشدم از تابعیت ایرانی کاملا صرفنظر کنم و پاسپورت ایرانی رو پس بدم (گرچه کنارش یه پاسپورت فرنگی هم دارم که همیشه اینور اونه که همه کارامو راه میندازه) نه اینکه فکر کنین سینه چاک وطنم و از این اشعار(!!!)، بلکه همواره در چرتکه حساب و کتابم حواسم هست که داشتن تابعیت ایران در کنار اقامت و یا پاسپورت یه نقطه در فرنگ یعنی داشتن شانسهایی چون
۱ - اینکه اولا راحت ومفت بتونم بیام ایران بدون تقاضای ویزا و ۱۰۰۰ تا کوفت و زهزمار
۲ - راحت بتونم زن (ودر مواردی شوهر) از ایران بیارم و ازدواجم رو ثبت ایران کنم نه فرنگ که اگه خدای نکرده، خدای نکرده، خدای نکرده زبونم لال کار به طلاق کشید(استغفرالله) یه پشیز خرج طلاق و عیال مزبوطه (زن یا مرد) نکنم و شامل قوانین ازدواج اینور آب نشم که پوستم رو قلفتی بکنه
۳ - عیال مربوطه از اونجا که تا چند سالی اقامتش به وجود ذات همایونی من بستگی داره، کنیز زر خرید اینجانب (حداقل تا ۳ یا ۵ سال) خواهد یود و بعدش هم الله گنده س و فوقش میرم یه کنیز دیگه میارم.
۴ - مادامیکه تابعیت ایرانی رو هم دارم، می تونم از شخصیت حقیقی و حقوقی خودم در ایران و اینکه اینور دلار یا یورو در میارم استفاده کنم. زمین و خونه تو ایران می خرم و ماشاالله چه سرمایه گذاری بهتر ازین در جهان. بانکهای اینور که سودی نمیدن!
۵ - به یمن نگه داشتن تابعیت ایرانیم بعضی وقتها هوس می کنم اینور آب یکی از همین سازمانهای قارچ مانندی که مد شده راه بندازم. چه می دونم مثلا حمایت از دانشجویان ایران یا یکی دیگه، حمایت از همون کنیزهایی که میریم میاریم! یا حالا هرچی... مهم اینه که یه جای اسمش ایران داشته باشه! بعدش بدو میریم از سازمانهای بشردوستانه اینور آب کمک جمع میکنیم و چه کمکهای نیکویی!
خلاصه این حفظ تابعیت مهمه عزیزان من. بقیه اینجور نیستن البته. تمام این اراجیف مربوط به عنصر معلوم الحال و کثیفیه به نام من. بقیه همه گلن، گل!

183 :: توسط دانشجو در 2008-01-03 21:43

دانشجوی کامنت شماره 88 (یعنی من) هیچ نسبتی با دانشجوی کامنت 169 نداره! در ضمن جون هرکی دوست دارید به 2 سال خدمت سربازی اعتراض کنید که بیچاره شدیم با این سربازی اجباری! من شخصا قول میدم جنبش ضد سربازی این رژیم را ریشه کن خواهد کرد !

182 :: توسط عمه خانم در 2008-01-03 21:34

کامنت 104 من یه سوالی دارم عمه تو با اینهمه حس وطن پرستیت که حتا پاسپورتت رو هم عوض نکردی ولی سال نو میلادی رو بهمه هموطنان از بالاو پایین مسلمان و غیر مسلمان تبریک و تهنیت میگی عمه ?
تقاضا دارم یه توضیحی راجع به این نوع جدید ایرونی بودن برای این عمه پیر بده

181 :: توسط راج کاپور در 2008-01-03 21:29

طرفداران هندوستان در سایت زیتون کودتا کردند، گفته میشود کودتا چیان برای ایجاد رعب و وجشت یک راس ببر هندی را برای مرعوب کردن مخالفین ول کردن درون سایت.

180 :: توسط Leila در 2008-01-03 21:12

زيتون جان
باخواندن کامنتهات به یاد این جمله ازعزیزی که نامشان خاطرم نیست افتادم «همه ماديکتاتورهای کوچک هستيم»
يکی به شمامی گويد چه بنويس وديگری که چه ننويس...............

179 :: توسط khodam در 2008-01-03 20:59

پیرامون ایرانیان خارج از کشور

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=12971


در جامعه ی میزبان زندگی واقعی در کوچه و خیابان و اداره و دانشگاه و کارخانه و مزرعه و ... جریان دارد و برای مهاجری که در زندگی واقعی جامعه ی میزبان حل نشده و در آن مشارکت و دخالت واقعی ندارد، فضاهای ذهنی و مجازی جای همه این عرصه های واقعی زندگی را می گیرد. دلیل پناه بردن افراطی بسیاری از مهاجرین به اینترنت نیز همین است و نتیجه ی آن هم پیش روی شما است.

178 :: توسط عمه خانم در 2008-01-03 20:43

شراره جون , ( 165-166-164(-: )عزیز بعضی ملتها وقتی شکمشون خالیه و غم نون شب دارن قیام میکنن و معترض میشن ولی بعضی ملتها وقتی شکمشون سیره فیلشون یاد هندستون میکنه و میخوان به همه چی اعتراض کنن واسه همینه که عمه بعضی ملتها رو باید تا جایی که میشه گرسنه نگه داشت

177 :: توسط hamed در 2008-01-03 20:39

خواندنی و جالب بود.حق می دهم که از دست کامنت نویس های ات عصبانی باشی.با این که نوشته ای اثرگذار بود اما انگار عده ای نخوانده به سراغ پاسخ به این و آن در کامنت دانی تو می روندو حالا نیز رفته اند .روزگار تو را صبر دهاد!

176 :: توسط عمه خانم در 2008-01-03 20:35

زیتونی این پستت خیلی معنی داشت عمه و "آن روی سکه" هم خیلی خوب نوشته شده بود
میدونی من فکر میکنم عمه زندگی همه ما یخورده از هر کدوم این داستانهاست اما نه هیچ آقای جیمی حق داره از دور بگه لنگش کن و نه هیچ الفی باید اینقدر بیحال باشه و نه خانم ب مجبور باشه با سیلی صورتشو سرخ نگه داره میدونی عمه چندی پیش با دوستی که ایرونی نیست صحبت میکردم قبول نمیکرد که اوضاع اینقدرا بد باشه میگفت حتمن مردم راضین اگه نمیبودن تکونی میخوردن اعتراض میکردن سروصدا راه مینداختن تظاهرات وووووو....میکردن ,هرچی سعی کردم و توضیح دادم نشد که نشد نظرش این بود که خود مردم اگه ناراضی هستن باید قیام کنن پس اگه نمیکنن برای اینه که اونام با دولتشون موافقن ...بهر حال بگذریم
مرمری ,عمه تو هم ناراحت نشو دنیا همینه دیگه و اینهم میگذرد

175 :: توسط khodam در 2008-01-03 19:30

چندهمسرى و عروسان خردسال در زاهدان

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/15099/

174 :: توسط مانی در 2008-01-03 19:24

زيتون خانم گلم تولدت مبارك. دوستت داريم زياد :*

از خانم مرمر عزيزم هم ممنونم و براي ايشان هم سال خوبی آرزو ميكنم

و اما درمورد نظر سنجی سرهنگ حمايت گرامي من شخصا فكرميكنم مسعود بهنود و كلا دم و دستگاه بي بي سي فارسي از همه آنهاييكه اسم برديد مخربتر باشد.

173 :: توسط fereshteh در 2008-01-03 19:15

عزيز جان چقدر همه چيز را سياه و سفيد ديده ای. اين داستانت خيلی آبکی بود. مشاهداتت را بيشتر دوست دارم. بخصوص وقتی راجع به چهار راه طالقانی و گوهر دشت می نويسی!

172 :: توسط Leila در 2008-01-03 18:57

مرمرجان.
سال نوميلادی شماهم فرخنده باد. باآرزوی تندرستی شادی وموفقيت درتحصيل وديگرفعاليتهايتان.

171 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-03 18:02

چندهمسرى و عروسان خردسال در زاهدان

«من از شهرى آمده‌ام كه زنانش با انداختن سه ريگ بر زمين طلاق داده مى‌شوند بى‌هيچ ثبتى و بى‌هيچ حق و حقوقى؛ از شهرى كه دخترانش در سن يازده سالگى به عقد مردانى درمى‌آيند بسيار بزرگتر از خود و حتى همسر چندم مردانى مى‌شوند كه هم سن پدربزگ شان است آن هم به اجبار پدر.»

www.iran-emrooz.net

تغییر برای برابری / محبوبه حسين‌زاده
سه‌شنبه۱۱ دى ۱۳۸۶

تقديم به مريم حسين خواه كه قرار بود دراين سفر با هم باشيم و در ارائه گزارش نيز.../

و بالاخره روزى مى آيد كه كودكان برهنه پاى كوچه پس كوچه هاى زاهدان هم سرودى براى خواندن بلد باشند؛ از همان سرودهايى كه همه مان در كلاس هاى مدرسه آموختيم؛ نه به جرم اين كه حاصل ازدواج مادران ايرانى با مردان افغان هستند، شناسنامه اى نداشته باشند براى مدرسه رفتن... مى آيد روزى كه ديگر دختركان ده ساله شهربه جاى خانه شوهر، دست در دست به سوى مدرسه ها بروند؛ شايد آن روز اين دختركان زمزمه كنند سرودى را كه از مادران شان به ياد دارند، سرودى را كه مى گفت: اى زن به پا خيز از نو...
...

170 :: توسط khodam در 2008-01-03 17:55

test

169 :: توسط دانشجو در 2008-01-03 17:48

مرمری
توچقدر خنگی!!
عزيزم اون شخص بيمار که به تو به نام عمه خانم / توهين کردتبليغات چی گوگوش بود عمه خانم اصلی نبود ای با با توهم که که با عجله به عمه خانم بيجاره پريدی عزيزم بسرعت درباره مسائل تصميم داوری نکن

168 :: توسط khodam در 2008-01-03 17:36

سر كار خانم زيتون
فحش دادن به حسين درخشان شده كلاس؟
خوبه قبل از اينكه آدم يك جمله بنویسه يك كمى روش فكر كُنه زيتون خانم.
در مورد حسين درخشان حرف و حديث زياده كه اغلب وبلاگ گردها در موردش اطلاع دارن، ولى من فقط نظرِ خودم رو ميگم، حسين درخشان يك آدم پست فطرتی ( به معنى واقعى كلمه و نه توهین) هست كه حتى از جنازه بی نظير بوتو هم نمیگذره، برو تو سايتش ببين در مورد زنی كه با اون وضعيت كشته شده و هنوز کفنش خشك نشده چه چيزا نوشته.
انصاف هم خوب چيزیه. مشكلِ من يا خيلى ها مثل من با حسين درخشان اين نيست كه يك دفعه حزب اللهى ۲ آتيشه شده و يا اينكه تبديل شده به شعبۀ روزنامۀ كيهان در آمريكايى شمالى، نخیر خانم محترم. مشكل اينه كه اين شخص از انسانيت كوچكترين بویی نبرده، هر چى كه از دهنش در مياد به همه ميگه، هر تهمتی که به اون ذهن علیلش برسه به همه میزنه، چه تهمتها كه به همين فعالين زن در ايران نزد ( اونم يك مشت آدمى كه در ايران دست شون از همه جا كوتاه هست).
اينجا وبلاگ تو هست و به هر كسى كه دوست دارى لينك بده، اصلا به روزنامۀ كيهان شریعتمداری و وبلاگ بيتِ امام هم لينك بده، ولى نگو كه مخالفت با حسين درخشان شده كلاس.
اصلا این شخص داخل آدم نیست.

167 :: توسط khodam در 2008-01-03 17:15

http://www.radiofarda.com/Article/2008/01/03/f2_Aftenposten_Raheleh_execution.html

166 :: توسط جیم در 2008-01-03 17:14

خبر خوش آزادی موقت جلوه و مریم به همه مبارک.

165 :: توسط Sharareh در 2008-01-03 16:57

داستانی که نوشته بودی خيلی رو من تأثير گذاشت.
می دونی تقصير هيچ کسی نيست.تا وقتی آدم غم نون داشته باشه و نياز های
اوليه اش تأمين نشه چطور می تونه به چيزايی فراتر مانند آزادی فکر کنه .
توصيه می کنم که اگه دوست داشتی توجيهی برای رفتارهای هرکدوم از شخصيت های
داستانت پيدا کنی تو گوگل مثلث نياز مسلو (Maslow need triangle)را جستجو کنی.
مردم ما هنوز پلّه اول این مثلث هستند.
کاش از دست من برای مردمم کاری بر می اومد. امّا چاره يی نيست.فقط تونستم خودم بيام بيرون.
این درد بزرگيه.

164 :: توسط Sharareh در 2008-01-03 16:57

داستانی که نوشته بودی خيلی رو من تأثير گذاشت.
می دونی تقصير هيچ کسی نيست.تا وقتی آدم غم نون داشته باشه و نياز های
اوليه اش تأمين نشه چطور می تونه به چيزايی فراتر مانند آزادی فکر کنه .
توصيه می کنم که اگه دوست داشتی توجيهی برای رفتارهای هرکدوم از شخصيت های
داستانت پيدا کنی تو گوگل مثلث نياز مسلو (Maslow need triangle)را جستجو کنی.
مردم ما هنوز پلّه اول این مثلث هستند.
کاش از دست من برای مردمم کاری بر می اومد. امّا چاره يی نيست.فقط تونستم خودم بيام بيرون.
این درد بزرگيه.

163 :: توسط Sharareh در 2008-01-03 16:57

داستانی که نوشته بودی خيلی رو من تأثير گذاشت.
می دونی تقصير هيچ کسی نيست.تا وقتی آدم غم نون داشته باشه و نياز های
اوليه اش تأمين نشه چطور می تونه به چيزايی فراتر مانند آزادی فکر کنه .
توصيه می کنم که اگه دوست داشتی توجيهی برای رفتارهای هرکدوم از شخصيت های
داستانت پيدا کنی تو گوگل مثلث نياز مسلو (Maslow need triangle)را جستجو کنی.
مردم ما هنوز پلّه اول این مثلث هستند.
کاش از دست من برای مردمم کاری بر می اومد. امّا چاره يی نيست.فقط تونستم خودم بيام بيرون.
این درد بزرگيه.

162 :: توسط s در 2008-01-03 14:40

هر روز به نيرنگي
بر ما زنند رنگي!!
...
مردمي كه اهل نيرنگند
و نيز اهل رنگ كردن ديگري
بايستي
هميشه منتظر نيرنگ و رنگ شدن باشند!
عمل و عكس العمل!
حقيقت جاودانه طبيعت
گريزي از آن نيست!؟
هر چند در اين ميان...
تر و خشك با هم ميسوزند
و متاسفانه اين هم حقيقتي ديگر است!
...
بازار نيرنگ و رنگ
هميشه
رونقي بيش از صداقت دارد!
...!
پيش نياز گرمي بازار رنگ و نيرنگ
يك چيز است
ريا!!!!!!
در سرزمين رنگ و نيرنگ
به چشمهايت نيز سوظن خواهي داشت!
نداشتن نيرنگ در سرزمين نيرنگ!بي عرضه بودن را نشان ميدهد!
بي نيرنگ بودن يعني زرنگ نبودن!!
و زرنگ بودن يعني آخر كمال!!
آسمان پر رنگ بالاي سر سرزمين نيرنگ،سالهاست كه از اينهمه نيرنگ ،رنگ باخته!!!
بي رنگ باش!
تا رنگ زنده بودن و صداقت را ببيني!

161 :: توسط ببر تنها در 2008-01-03 14:05

جناب ماني،
پاينده و سبز باشيد.

160 :: توسط mar mar در 2008-01-03 13:50

عمه خانم جان مرسی از اظهار لطفتان به کامنت من.
هرچه خاک عمه من هست عمر شماباشه .خدابيامرز به قول خودش آژان فاميل بود.به همه از بزرگ وکوچک کارداشت.البته منظورمن خدای نکرده اين نيست که شما آژان کامنت دونی هستيد!!!!

159 :: توسط كامبيز در 2008-01-03 13:46

سلام زيتون عزيز.وبلاگ و مطالبتون عاليه.
يه سرهم به ما بزنيد

158 :: توسط جیم در 2008-01-03 13:18

طالبان سلطنت...

تو این کامنتدونی
سلطنت طلبا سال نو میلادی رو فقط به طالبان سلطنت تبریک گفتن.

157 :: توسط عمه خانم در 2008-01-03 13:11

مرمر خانم عمه تو یزدی بودی و ما نفهمیدیم اونم با اون دستمال بزرگی که بدست گرفتی از شایان میری به ولگرد بعد یه چرخش میدی رو زیتون میبریش بالا دوتا تابش میدی طرف شایان و میگردونیش روی ولگرد و به این ترتیب ...
عکسای خانم گوگوشو تو بی بی سی دیدید ???
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/01/080102_bs_googoosh.shtml
زیتونی عمه تولدته ???
انشاءالله بسیار مبارکت باشه و در کنار کوچولو و شوورکت سالهای بسیاری به خوبی و خوشی گذرونی (-:

156 :: توسط ببر تنها در 2008-01-03 12:15

بسم الله رحيم و شيطان رجيم،
اين زيتون خانم ما رو دوباره فرستاد بالا منبر، آي امام سجاد بشين كه رفتيم....
زيتون عزيز درسته كسي نميتونه تعيين كنه كي چي تو وب لاگش بنويسه ولي درهرحال يك چهارچوبي براي اينكار هم در نظر گرفته شده مثل همه كارهاي ديگر در زندگي شهرنشيني براي همين به نظر من بايد فرق باشه بين محتويات وبلاگ با نوشته هاي دفترچه خاطرات،جاي نوشتن "دخترم امروز گفت مامان من اه اه ميخوام"در وبلاگ نيست مگر اينكه هدف مامان از اين نكته گرفتن نتيجه اي باشه،مثلن پيدا كردن يك دوست پسر.
دوم اينكه به نظرم تو بايد موضعت رو در مورد حكومت ايران مشخص كني،آيا اين حكومت رو يك حكومت ديكتاتور و توتاليتر ميدوني يا نه؟اگر ميدوني بايد باروش هاي چنين حكومتي هم براي سركوب و ارعاب آشنا باشي چون تقريبن در همه دنيا اين روشها يكسانه.برخوردي كه با مردم ايران ميشه شيوه هاي يك رژيم ديكتاتوري و ديني براي ايجاد يك محيط پليسي و ترساندن مردم براي ماندگاري خودش است پس براي من در درجه اول بايد نجات مملكت خودم قرار داشته باشه انچه در هند و آمريكا ميگذره براي من در پله هاي پايين تري از اهميت قرار داره ،آنها حداقل يك حق راي آزادانه و نقشي در تعيين حكومتشان دارند ،حالا مثلن ايرانيي كه در هند زندگي ميكنه چرا بايد بياد از گرسنه هاي اونجا بنويسه وقتي تو كشور خودش با وجود اينهمه ثروت دخترهاي نوجوان خيابان خواب به تعداد زياد وجود داره،يا اينكه هنوز بعد از گذشت چهار سال مردم شهر زلزله زده اش تو سرماي زمستون بايد زير چادر بخوابن،هان؟؟راستش من منظورتو از جمله جهاني باش محلي عمل كن نفهميدم،چطور اصلن چنين چيزي ممكنه؟؟؟؟
خب حالا بريم سر كل حسين خان!
فكر ميكنم بر عكس نوشتي،درستش اينه كه اينروزها لينك دادن به اون براي بعضي ها شده كلاس... طرد كردن يا به قول تو فحش دادن به كسي كه شعار ميده "مرگ بر ضد ولايت فقيه"كلاس داره؟؟؟؟!!!!!
بعد هم همچين محكم و كوبنده نوشتي كه تا دوست داشته باشم لينكش اينجا ميمونه كه من درجا كپ كردم!!خانم جان اصلن عكسشو بذار بغل عكس اون دختر كوچولوي نازنازي،خوشحال هم ميشيم اينجوري ديگه كسي منحرف نميشه.
اينكه نميخواهي خانم جيم باشي خيلي خوب است فقط تورو خدا خانم رجبي نباش!

155 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-03 11:53

من می خواهم رای گيری راه بياندازيم:

به ديدگاه شما خائن ترين و مزدورترين نويسنده ها ((بلاگی ها)) کدام يک از افراد زير می باشند.

۱- ابراهيم نبوی
۲-مسعود بهنود
۳-حسين درخشان
۴- راديو زمانه

رای خود به من طور مساوی بين بهنود و نبوی می باشد.

154 :: توسط ادیسون+فروید در 2008-01-03 11:47

جناب سرهنگ هدف این بود که سوژه بدست آدمهای معلوم الحال داده بشود که بیایند اینجا و کامنتهای انحرافی بگذارند؛ تو سر خودشون بزنند؛ ایرانی را عنصری پرازیت مانند و فرضت طلب معرفی کنند؛ تخم بدبینی و کینه بکارند؛..................و البته تا آنجایی که میشود رژیم را تتهیر کنند....................ها تا بادم نرفته ،وبلاگنویسها را مظلوم و قربانی نشان دهند؛ زیتون خودش می داند که اگر بخواهد پایش را از گلیمش درازتر کند ،رژیم وبلاگش را هک میکند؛ او هم مجبور است یک همچین چرندیاتی را پست کند.

153 :: توسط مازیار در 2008-01-03 11:21

راستی، میدونین وبلاگتون تو FireFox طراحی صفحه اش به هم میریزه؟

152 :: توسط سرهنگ ارتشبد حمايت در 2008-01-03 09:47

چه نوشته يخ و بی مزه و بی روحی!! خارج از مرزی ها جزيی از باهوشترين سخت کوش ترين و وطن دوست ترين ايرانی ها هستند. برای حفظ جان و مال و ناموس و آزادی بيان و انديشه آواره شدند.{{البته اين شامل همه غربتی ها نمی شود}} حالا اگر آبجوی خنکی می خورند و يا بی دردسر به کافی شاپ می روند بايد جواب پس بدهند؟ عجب بابا!!
ما نيز سال نو ارمنی ها را به همه ياران تبريک می گوييم. و برای دشمنان و مخصوصا اصلاح طلبان آرزوی مرگ می کنيم.

151 :: توسط ولگرد در 2008-01-03 09:46

HaPpY BiRtHdAy To ZIeToOn
وای بر ما که سال جدید را به یکدیگر تبریک گفتیم
و تولد اولیویا یمان را از یاد بردیم
زیتون عزیز :
, ولگرد تولدت را تبریک میگویذ آمیدوارم نوه هایش هم وبلگت را بخوانند واین را میدانم که :

“ ThE oLdEr OliVia , ThE SwEeTer ShE WiLl Be

150 :: توسط رفیعی در 2008-01-03 08:09

سلام زيتون جان
خيلی جالب بود زنده باشی
من اهل افغانستا ن هستم ولی هميشه ازوبلاگهای دوستان ايرانی ديدن ميکنم واگرخوشم بيايه يک سلامی به رسم يادگاری واحترام ميگذارم

149 :: توسط ولگرد در 2008-01-03 06:30

مرمر خانم:
مرسی عزیز برای ياد کردن از ولگرد . من هم دراین سال جدید برای تو شادی وموفقیت های مرمری آ رزو ميکنم .

148 :: توسط mar mar در 2008-01-03 05:55

زيتون جان ببخشید.
من فقط يکبارکامنت رو ارسال کردم نمی دونم چرادوبار ثبت شد.

147 :: توسط mar mar در 2008-01-03 05:47

زيتون عزيز-سال نوميلادی مبارک. برای تو و همسروخانواده ات بهترين ها را آرزومندم.

آقای شايان عزيز وگرامی ممنون از لطف و محبت هميشگی شما-سال نو شما هم مبارک امیدوارم سال جدید برای شما و خانواده تان سرشاراز سلامتی پيروزی وشادکامی باشد و همه به آرزوی ديرينمان که آزادی ايران عزيز است برسيم.

من هم بااجازه زیتون عزیز سال نوميلادی رابه همه خوانندگان وبلاگ زيتون به خصوص خانم آذرفخرنازنين وليلا ی عزيزوهمچنين آقایان سرهنگ صادق گرامی-ولگردعزيز- مانی-حمید پوریان و داريوش آقاتبريک می گم.

146 :: توسط mar mar در 2008-01-03 05:47

زيتون عزيز-سال نوميلادی مبارک. برای تو و همسروخانواده ات بهترين ها را آرزومندم.

آقای شايان عزيز وگرامی ممنون از لطف و محبت هميشگی شما-سال نو شما هم مبارک امیدوارم سال جدید برای شما و خانواده تان سرشاراز سلامتی پيروزی وشادکامی باشد و همه به آرزوی ديرينمان که آزادی ايران عزيز است برسيم.

من هم بااجازه زیتون عزیز سال نوميلادی رابه همه خوانندگان وبلاگ زيتون به خصوص خانم آذرفخرنازنين وليلا ی عزيزوهمچنين آقایان سرهنگ صادق گرامی-ولگردعزيز- مانی-حمید پوریان و داريوش آقاتبريک می گم.

145 :: توسط mar mar در 2008-01-03 05:47

زيتون عزيز-سال نوميلادی مبارک. برای تو و همسروخانواده ات بهترين ها را آرزومندم.

آقای شايان عزيز وگرامی ممنون از لطف و محبت هميشگی شما-سال نو شما هم مبارک امیدوارم سال جدید برای شما و خانواده تان سرشاراز سلامتی پيروزی وشادکامی باشد و همه به آرزوی ديرينمان که آزادی ايران عزيز است برسيم.

من هم بااجازه زیتون عزیز سال نوميلادی رابه همه خوانندگان وبلاگ زيتون به خصوص خانم آذرفخرنازنين وليلا ی عزيزوهمچنين آقایان سرهنگ صادق گرامی-ولگردعزيز- مانی-حمید پوریان و داريوش آقاتبريک می گم.

144 :: توسط کیوان در 2008-01-03 05:24

هما خانم

درود بر شما
من هم حرفتون رو میفهمم، اداره یک خانواده و بزرگ کردن بچه ها اون هم در یک کشور بیگانه و با فرهنگ و محیط نا آشنا قطعن سخته. همین هم یکی از دلایلی است که ما اینجا موندیم و جمع نمیکنیم بریم خارج.
جای خوشحالیه که همدیگر رو درک میکنیم.
سال نو خوب و پر از شادی و موفقیتی براتون آرزو میکنم

143 :: توسط هما در 2008-01-03 05:05

مرسی زیتون عزیز از اینکه نوشته من را اینجا قرار دادی.

به کيوان عزيز شماره ۱۴۲ هم سلام می کنم.
من کاملن با شما موافقم.اگر کامنت شماره ۶۴ را بخوانی می بينی که نظرم را هم گفته ام. اين نوشته من هيچ چيزی را نمی خواهد ثابت کند. همه ما جيمهای خارج نشين می دانيم که زندگی در ايران چقدر مشکلات اصولی دارد. همین که می دانیم خودش یک دلیل برای مهاجرت بوده شاید. اين نوشته من را به حساب اين نگذار که می خواهم بگويم زندگی در خارج سخت است يا در ايران آسان. فقط يک وجه پنهان را خواستم به شکل يک نوشته بيان کنم همين. اين نوشته من خيلی هم واقعی است و اصلن خیال پردازانه نبوده. مشکلات هر جای دنيا که باشند به نظر ما آدمها سخت و طاقت فرسا می آيند. هيچ جا هم مدينه فاضله نيست که نيست.

142 :: توسط کیوان در 2008-01-03 04:33

زیتون جان انگار این سوء تفاهم ها تمومی نداره
کامنت ۱۳۸ خانم جیم جان
شما گرفتاریتون اینه که برین مدیکر بگیرین
نمیدونین اینجا ما تا یه دارو بگیریم چی میکشیم. نمیدونین که بیمارهای ام اس عید امسال بی دارو موندن و وقتی پشت در داروخونه حلال احمر جمع شدن(اون هم بعد از ۲ هفته مراجعه و شنیدن اینکه دارو نیست) و اعتراض کردن، مامورا با باتوم ازشون پذیرایی کردن. اینو مثال زدم که توجه بدم مشکلات ما با شما قابل قیاس نیست.
ما گاهی در میمونیم که بعضی از این مشکلات رو چه بکنیم از کی کمک بگیریم؟ وگرنه این نیاز به گفتن نداره همه میدونن هر جای دنیا باشی باید کار کنی تا زندگیتو تامین کنی.
گفتنی زیاده ولی امیدوارم همین مثال کافی بوده باشه.

141 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-03 04:32

زیتون عزیز
نمیتونستی اون پایین نوشته ات به صورت حاشیه بنویسی که منظور فقط بعضی هاست، تا بعضی ها دچار سوع ِ! تفاهم نشوند؟ و تو انقدر دادت درنیاد که چرا مرا اشتباه میفهمید؟ حقا که خودت تقصیر کاری! پس عبرت بگیر !

140 :: توسط کیوان در 2008-01-03 04:18

خانم زی عزیز :)
مرسی حرف دلمو زدی
مدتی بود اینجوری از نوشته ات لذت نبرده بودم.مرسی

آخر نفهمیدم شما ارمنی هستی یا کلیمی؟یا هیچ کدام؟ اما به هر حال سال نو مبارک با بهترین ارزوها ;)

139 :: توسط جیم در 2008-01-03 03:23

جیم جمالتو عشقه

حرف های یک جیم از...
هفتاد ملیون ایرانی و چند ملیون ایرانی خارج کشوری.

نه دیسکو بده نه بیدردی بده و نه رقص و شادی، قوطی آبجو خنک از مالشعیر اگه درست شده باشه، البته بده. ویسکی هم اگه بده پای اونی که ویسکی خوره یا ویسکی بد خورده.

بد حالا کیه؟

سلطنت طلب که بد نمیشه حتی اگه ساواکی باشه.

مجاهدا که خب واسه خودشون رئیس جمهور انتخاب کردن و چشم دیدن هیچ غیر رجوی رو ندارن.

ملی مذهبی ها که خب چون مذهبی هستن پس باید بد باشن؟، ملی خشک و خالی هم اگه مصدقیه خب سلطنت طلب چشم دیدنشو نداره.

کمونیست خوبا که توده ای و اکثریتی نیستن ماشالا انقد انشعاب کردن که میشه ازشون صد تا حزب و سازمان کمونیستی درست کرد و از امروز تا هر روز و تا ابد انقلاب کرد.

داخل کشوری ها
خیلی ها اگه بتوننن فکر نکنم بدشون بیاد از چنگ حزب الله در برند و خارج کشوری بشن چون اصلاح طلب هاشون یاد نگرفتند یا بلد نبودند اصلاح کنند.

فقط میمونه حزب الله و رهبرش و ملا ها و پولای ملیارد ملیارد دلاری از نفت بشکه ای هشتاد دلار و چماقاشون که هی دارند باهاش اتم غنی میکنن، انقدر اتم غنی کردن که انرژی اتم هم دیگه داره تموم میشه.

جیم جمالتو عشقه

138 :: توسط آن روی سکه: خانم جیم در 2008-01-03 02:45

این نوشته‌ی زیبای هما رو می‌گذارم اینجا تا همه بخونن:
( با اینکه فکر می‌کنم هما کمی دچار سوءتفاهم شده و فکر کرده منظور من از آقای جیم همه خارج نشین‌ها هستن ولی این مسئله چیزی از جالبی نوشته‌ش کم نمی‌کنه
(زیتون)

خانم جیم از ساعت هفت و نیم صبح پشت کامپیوترش سر کار نشسته و تمام سعی اش را می کند که همه حواسش را بدهد به کار. اما هر دو ثانیه یک بار تمام خطرات عالم و همه صفات روزنامه حوادثی که خوانده و تمام مادرهای سهل انگاری را که در عمرش دیده که با بی رحمی تمام یا بچه شان را توی خانه تنها ول کرده اند و یا سپرده اند دست ننی های شانزده هفده ساله از خدا بی خبری که تا چشم صاحب خانه را دور می بیینند پارتی راه می اندازند و دوست پسرشان را دعوت می کنند و به بچه قرص خواب می دهند، جلوی چشمش رژه می روند. بر شیطان و خودش و تنهایی و غربت و کارتون خانواده مهاجران و اجبار و محل کار شوهرش که فرستاده اندش ماموریت، لعنت می فرستد. بالاخره با خودش کنار می آید و وجدان کاری را با بچه اش هموزن می کند و از رئیس اجازه می خواهد که زودتر از معمول به خانه برود. به بهانه اینکه تعطیلات مدرسه است و باید با بچه اش بیشتر وقت صرف کند. بدو بدو به خانه می رسد. چشمهای شاد بچه اش را که می بیند انگار همه غصه ها با هم دود می شوند به هوا. خوشحال برای هر دونفرشان غذا درست می کند. با هم پارک می روند که وجدان مادرانه اش پیش بچه اش آرام شود. اما این وقت روز پارک مثل قبرستان خالی است. حوصله بچه سر می رود. بر می گردند خانه غذا می خورند. بچه می خوابد و مادر جیم بعد از شستن ظرفها و حمام، می رود سراغ اینترنت. شوهرش در همین وقت زنگ می زند. رفتی مدیکر پول دکتر را بگیری؟ خانم جیم تازه یادش می افتد که هزار تا کار نکرده دیگر هم داشته. برچسب زدن شروع می شود و خانم و آقای جیم دعوایشان می شود و مکالمه نیمه تمام قطع می شود. خانم جیم مثل معتادها اول می رود سراغ مودم و بعد هم لپ تاپ را بغل می کند. ایمیلها را چک می کند. دو سه تا ایمیل فورواردی دارد که به درد لای جرز دیوار می خورند. بعد ایمیلهای سیک را چک می کند که شاید کار مناسبی بینشان باشد. بعد هم می رود سراغ وبلاگها. وبلاگ ژرفا هنوز همان پست دلتنگی اش است. پویا که هنوز برنگشته. حمید، حامد، نیکی، آزاد نویس، سی و چنج درجه، شیوا، مامان غزل، ققنوس، انار، بلوط و ... زیتون را می خواند و این پست را. هوم. با خودش سری تکان میدهد. به زیتون حق میدهد. اما خودش را از آقای جیمی که زیتون نوشته خیلی خیلی دور می بیند. یعنی همه فکر می کنند که آدمهای جیم توی خارج همه زندگی شان تفریح است؟ وبلاگ خودش را باز می کند که چیزی بنویسد. اما یادش می افتد که خیلی ها وبلاگش را می خوانند. دلش نمی خواهد که خانواده اش توی ایران از غصه ها و تنهایی ها و نداری هایش با خبر شوند. یک کمی فکر می کند. بعد می نویسد: امروز با پسرم حسابی توی پارک بازی کردیم.ر

137 :: توسط shayan در 2008-01-03 02:42

زيتون جان

ممنون از لطف و محبتت.

يکی از محاسن وبلاگ خوانی برای امثال بنده هم دوستی و آشنائی با عزیزان گلی چون تو و دیگر دوستان عزیز است.

با سپاس از تو و همه دوستانی که با لطف و محبت خود دلم را شاد کردند.


شاد باشید و برقرار

جلوه جواهری و مریم حسین‌خواه آزاد شدند.

135 :: توسط زیتون در 2008-01-03 02:31

مهشيد عزيزم
خيلی خوشحال شدم از اين نوشته خوشت اومده... بوس:* لبخند:)

رک‌گو جان
کيک تولدت يکی از قشنگ‌ترين کيک‌های تولدتيه که ديدم:) بازم تولدت مبارک.
همه رو دعوت می‌کنم به وبلاگ رک‌گو برای جشن تولد ۵۰ سالگی‌اش...

جناب رفيعی و مسعود عزيز و غبار جان٬ سبک وزن جونم٬ گیسوی عزیزم و پویا جان و ...
ممنون:)
خوشحال می‌شم کسی با خوندن اين نوشته دچار سوءتفاهم نمی‌شه...

134 :: توسط khodam در 2008-01-03 02:27

زيتون جان

منم به هيچ وجه منظورم اين نبود كه منظور تو از آقاى جيم ( اين الف و ب و جيم هم داستانى شده ها) من بودم، فقط از اينكه کامنت من رو به طور كامل نذاشته بودى كمى دلخور شدم، دلخور از اينكه به خودم گفتم الان همه فكر ميكنن كه من جزوه اون دسته از ايرانيان خارج نشین هستم كه به ملت در ايران فحش خوار مادر ميدم كه چرا زودتر ايران رو آزاد نميكنند كه ما خارج نشینان بى غم برگرديم.
به هر حال لب كلام من اين هست كه اين بحثِ خارج نشین و داخل نشبن اصولا از اول مسخره و مضحك هست، من از اين تفرقه ای كه بين ملت ايران هست دلم خون هست، ضمنا اون ايراداتى هم كه به فرهنگ ايرانى ها گرفتم به همه مردم ايران عمومیت نمى دم ولى اكثرِ قريب به اتفاق ما ايرانى ها ( گفتم " ما" یعنی خودم و جد آبادم هم جزوشون هستم )اون خصوصیات اخلاقى و فرهنگى رو داريم، لااقل با خودمون صادق باشيم.
ضمنا معلومه كه در كشورهاى ديگه هم پليس دست روى مردم بلند ميكنه، ولى خدا وكيلى من نه ديدم و نه شنيدم كه دست روى يك دختر ۱۷ يا ۱۸ ساله كه در حال التماس كردن هست بلند كُنه، و اگر هم همچين اتفاقى هم در يك كشور ديگه بی افته دليل بر اين هم نيست كه پس در ايران هم بی افته ايرادى نداره.
چيزى كه من در ايران ديدم و من رو خيلى ناراحت ميكرد اين روزمره شدن ظلم و حق کشی در ايران هست، اينكه ميگى مردم در برابرِ نيروىِ انتظامى صداشون در نمى آد چونكه از انگ سياسى خوردن وحشت دارن رو قبول نمى كنم، بيا واسه يك دفعه هم كه شده لااقل با خودمون صادق باشيم و بگيم می ترسیم.
در همون اوائل اجرای طرح كه در ميدان ۷ تير پليس اون خشونت رو نشون داد و سر و صورت يك زن رو خونين كرد ( كه همه وبلاگ نویسها هم گزارشش رو دادن ) اگه يادت باشه مردم دخالت كردن و پليس هم از بازداشت اون زن گذشت و دمشون رو گذاشتن رو کولشون و رفتن. هيچ كس هم انگ سياسى نخورد.
در آخر اگر در کامنت قبليم ( ۳۲) بهت بى احترامى كردم همينجا ازت عذر خواهى ميكنم. ماها همه مون چه خارج نشین چه داخل نشین درد مشترك داريم و اين درست نيست كه خودمون با خودمون در بيوفتيم.
پيروز باشی

طاها عزیز

والا من کامنت نمی نویسم که حتما جوابی بگیرم، برام هم مهم نیست که طرف حتما جواب بده.

مهم اینه که نظرم رو رک و صاف و پوست کنده میگم. اگر کسی جواب نمیده لابد دلائل خودش رو داره...موفق باشی.

133 :: توسط مهشید در 2008-01-03 02:02

خیلی باحال بود .
آقای جیم مرا یاد خانم نون انداخت و از بس خندیدم از صندلی افتادم پایین.
خدا رو خوش میاد مردم ما دارند دم به دقه تو دهن این رژیم میزنند و تو مرا میخندانی که از صندلی بیافتم پایین ؟
بعد که ميگن شما مردم حقتان همين حکومت است ميگيد نه ؟
:))

132 :: توسط رک‌گو در 2008-01-03 01:43

ممنون خانم،
اين هم کيک بفرما
http://www1.istockphoto.com/file_thumbview_approve/2877777/2/istockphoto_2877777_50th_anniversary_or_birthday.jpg

131 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-01-03 01:39

زیتون وقت ندارد و ایرانی جماعت هم از بیكاری به بی دری و پیكری معتاد شده است
۱ـ هركس دانسته و ندانسته تمام این نابسامانی ها ، فقر ، فحشا و تریاك ارزان و فراوان ، بیكاری ، بیسوادی و....را بگردن مردم می اندازد ، بدرستی ندانسته مثل بسیج و پاسدار و اخوند و بازاری و حواشی ، اب به اسیاب رژیم تمام خواه استبداد دینی ، می ریزد
با این تفاوت كه : بسیج و پاسدار و مال خر و دلال بازار و دانشجوی بسیجی و اخوند و خانواده و سید حكومتی و نوحه خوان و ... نفع مستقیم مادی از نوع دلار های باد اورده نفتی دارند و بسیاری از » روشنفكر« ها و با سواد های دانشگاهی گیر كرده در حلقوم مذهب ، اما بیشتر نفع فكری دارند
۲ ـ ماهی از سر گند گردد نی ز دم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خم
مسئولان دولتی و حكومتی كه بجای اباد و باسواد و ازاد كردن ایران اندیشه جوانان را به قید و بند كشیده اند ، و هر كسی كه اعتراض كرده ، یا در زندان خفه كرده اند و یا مجبور به ترك وطن خویش نموده اند و یا به دام افیون دین و افیون مواد انداخته اند و ایران را به صد سال عقب برده اند ، مقصر اصلی این تراژدی هستند ...
۳ ـ خاله خان باجی روزمره و اقا فقط حال كنیم ها ، همیشه بوده اند و تعین كنند هیچ چیز هم نستند ، مقلد و پیرو و دنباله روند ، جمهوری اسلامی هم برایشان نقشه خوبی چیده است ، البته توسط مشاورین خارجی و پوزسیون ، اپوزسیون نما ، این كارها را بسر انجام می رساند ...
داخلی را به نان روزمره و عشق و حال موقت می كشاند ، خارج امده هایش هم به من چه فعلن كه ما پول نفتمان را می گیریم ، احمدی نمی دهد ، پرسون و تونی و سرگوزی و راسموسن و انجلا و مانجلا كه می دهد ، ما هم نه كاری به سیاست داشتیم و نه داریم ،اینجا عرقمان را می خوریم ،دیسكومان را می رویم و سكس مان را هم لااقل كنار فیلم های پورنو روبراه است و دلمان هم تنگ شد به مملكتمان یك سری برای گوشت قربانی خوردن و عشق حال سری می زنیم ، این سیاست پناهندگی ، تبدیل به مهاجرت است كه كار خودش را كرده است و گرداننده اصلی هم جمهوری اسلامی است با سفرای ، بقال و چقال و شوفر تاكسی و ماشین فروش و ... تفكر توده ای اكثریتی است ...
۴ ـ فحش و ناسزا هم این جا ازاد است ، دلال و گند دهان و چاله میدانی و حلال زاده ... فحشهایشان سرازیر خواهد شد ...

130 :: توسط زیتون در 2008-01-03 01:28

ساکن عزیز خيابان شماره ۱۱
ديگه از تو توقع نداشتم از نوشته‌م چنين برداشتی بکني!
ای خدا.... من چيکار کنم که هر چی می‌نويسم بعدش بايد هزار بار توضيح بدم که منظورم چی بوده و چی نبوده و مخاطب خاص داشته يا نداشته!!
بابا مگه من ساکن‌خارج‌نديده‌م که ندونم ايرانی‌ها اونجا چه‌جوری زندگي می‌کنن!

پنگوئن جون
دست شما درد نکنه:)))
یعنی چی :
حالا از تو این گونه نوشته ها را ندیده بودم.
به نظرم عالی بود!!!؟؟
من هميشه نوشته‌هام پر از نکته‌های فراوانه٬ اما کيه که درکم کنه..

شبح جان کجايی که بيای از توی دل نوشته‌هام يه عالمه حرق ناپيدا پيدا کنی....

خورشيد خانوم جونم:*
بيا منو و شیوه‌های نوشتاری‌مو کشف کن که دارم از دست می‌رم و زير دست‌وپای بعضيا دارم له می‌شم:)
هیچکی منو درک نمی‌کنه:(


ولگرد عزیزم
هر جمله‌ت مثل قنده که کاممو شیرین می‌کنه . از بعضی جمله‌هات اونقدر با صدای بلند خندیدم که اهل خونه اومدن ببینن چه خبره:))

سجاد جون
تو وردپرس هم وبلاگ درست کردم اما پسوردش یادم رفت:))
خواهشا هوس کامنت‌های زیاد نکن که بعدا پشیمون می‌شی...

شاهین دلنشین عزیز
مرسی:) در مورد نصفه اومدن وبلاگم فکر کنم باید در سایز بزرگ بازش کنی تا نوشته‌ها بیان بالا. در سایز کوچیک نوشته‌ها میره زیر لینک‌ها...

شایان عزیز
سال نوی تو هم مبارک.
یکی از خوشحالی‌های داشتن وبلاگ برای من٬ پیدا کردن دوستان خوبی مثل توست. و البته دوستان دیگری که تعدادیشو تو اسم بردی و دوستان زیاد دیگه که اسم نبردی و من به داشتنتون افتخار می‌کنم!
(جمله‌م خیلی نارسا شد ولی می‌دونم تو می‌فهمی منظورمو:) )


129 :: توسط زیتون در 2008-01-03 01:23

ساکن عزیز خيابان شماره ۱۱
ديگه از تو توقع نداشتم از نوشته‌م چنين برداشتی بکني!
ای خدا.... من چيکار کنم که هر چی می‌نويسم بعدش بايد هزار بار توضيح بدم که منظورم چی بوده و چی نبوده و مخاطب خاص داشته يا نداشته!!
بابا مگه من ساکن‌خارج‌نديده‌م که ندونم ايرانی‌ها اونجا چه‌جوری زندگي می‌کنن!

پنگوئن جون
دست شما درد نکنه:)))
یعنی چی :
حالا از تو این گونه نوشته ها را ندیده بودم.
به نظرم عالی بود!!!؟؟
من هميشه نوشته‌هام پر از نکته‌های فراوانه٬ اما کيه که درکم کنه..

شبح جان کجايی که بيای از توی دل نوشته‌هام يه عالمه حرق ناپيدا پيدا کنی....

خورشيد خانوم جونم:*
بيا منو و شیوه‌های نوشتاری‌مو کشف کن که دارم از دست می‌رم و زير دست‌وپای بعضيا دارم له می‌شم:)
هیچکی منو درک نمی‌کنه:(


ولگرد عزیزم
هر جمله‌ت مثل قنده که کاممو شیرین می‌کنه . از بعضی جمله‌هات اونقدر با صدای بلند خندیدم که اهل خونه اومدن ببینن چه خبره:))

سجاد جون
تو وردپرس هم وبلاگ درست کردم اما پسوردش یادم رفت:))
خواهشا هوس کامنت‌های زیاد نکن که بعدا پشیمون می‌شی...

شاهین دلنشین عزیز
مرسی:) در مورد نصفه اومدن وبلاگم فکر کنم باید در سایز بزرگ بازش کنی تا نوشته‌ها بیان بالا. در سایز کوچیک نوشته‌ها میره زیر لینک‌ها...

شایان عزیز
سال نوی تو هم مبارک.
یکی از خوشحالی‌های داشتن وبلاگ برای من٬ پیدا کردن دوستان خوبی مثل توست. و البته دوستان دیگری که تعدادیشو تو اسم بردی و دوستان زیاد دیگه که به داشتنتون افتخار می‌کنم!
(جمله‌م خیلی نارسا شد ولی می‌دونم تو می‌فهمی منظورمو:) )


128 :: توسط Niala در 2008-01-03 01:13

زيتون جون هميشه خوندمت. کامنت شايد نداده باشم ولی بی برو برگرد خوندم. احساس کردم واسه اولين بار لذت نبردم از اينجا اومدن و خوندن زيتون. ولی تا کامنتينگ و باز کردم کامنت خودتو ديدم. خوبه که جمع نبستی

127 :: توسط زیتون در 2008-01-03 01:07

آقايون٬ خانوما٬ عزيزان٬ گل‌های باغ زندگی زيتون! نازگل جون

بابا منظور من از آقای جيم همه خارج نشين‌ها نيستن. همون‌طور که آقای الف و خانم ب نماينده‌ی همه‌ی داخل نشين‌ها نيستن.
الهام بخش شخصيت آقای جيم يکی(فقط يکی. شايدم دوتا... حالا خيلی بخوام بزرگش کنم سه‌تا) از کامنت‌نويس‌های نظرخواهيم بود. اسم اون اولی آقای؛ی: که از ايشون به خاطر اين جرقه‌ای که در ذهنم زدن تشکر می‌کنم.

مثالی هم که از کامت آقای ؛خودم: زدم همينجوری آوردم. خواستم برای بيتا مثال بزنم. نظرخواهی يک وبلاگ جلوم باز بود(به خدا يادم نمياد کدوم وبلاگ) ديدم همين کامنتی که برای من گذاشته و تف تف کرده برای يکی ديگه هم گذاشته) رسما اعلام می‌کنم که این فقط مثال بود. وگرنه به هيچ‌وجه منظورم آقای خودم نبود!!!!! همون‌طور که در بالا گفته‌م الهام بخشم يه آقای ديگه بود که از هلند وصل می‌شه.

126 :: توسط مانی در 2008-01-03 01:06

شايان نازينيم

ممنونم از تبريكتون و افتخار ميكنم به دوستي با انسان باشخصيتي مثل شما.

بابهترين آرزوها براي شما دوست عزيزم، زيتون گل، سرهنگ گرامي، خانم آذرفخر مهربانم ، خودم عزيز، داريوش آقا، ببرتنها و ساير دوستان عزيزم

125 :: توسط زیتون در 2008-01-03 01:00

ديشب داشتم کامنت‌ها رو يکی يکی جواب می‌دادم که يهو اينترنتم قطع شد و ديگه وصل نشد. اين يکی کامنت‌ هم نوشته بودم و جايی سيو کردم و حالا می‌گذارمش:


فرند جان- ۲۱
مرسی:)

آریکوی عزیز- ۲۲
بر منکرش لعنت!

پیرتنهای عزیز- ۲۳
می‌شه بهم بگی کی‌میتونه تعیین کنه هدف آقای الف و خانم ب از وبلاگ‌نویسی چی باید باشه؟ شما؟ متاسفانه باید بگم هیچ‌کس. هر کس هدفی از باز کردن وبلاگش داره. حتی ممکنه دختربازی یا پیدا کردن شوهر باشه
( من تا آخرش رفتم تا منظورمو بهتر بفهمی . حالا یه عده نیان بگن هدف من پسربازی و دختر بازی نبوده. من مثال زدم. خدایا چرا برای هر جمله باید هزار تا توضیح بدم؟)
این من یا آقای جیم نیستیم که تشخیص بدیم کی باید سیاسی بنویسه کی احتماعی و کی اقتصادی و کی اصولا توانایی داره ریشه مشکلات شخصی و اجتماعیشو پیدا کنه!
گفتی در ایران پلیس اشعالگر نمی‌دونم دختر ۱۵ ساله اذیت می‌کنه و چه و چه... خوب مگر در تموم کشورها همه چیز رعایت می‌شه؟ چرا اونی که در هند زندگی می‌کنه نمیاد از میلیون‌ها آدمی که تو کارتن‌ها سر گرسنه به بالین(!) می‌ذارن چیزی بگه. یا مثل خورشید خانوم از صدها کارتن خواب در شهر کوچکی در آمریکا حرف بزنه.
می‌گن: جهانی باش، محلی عمل کن!

در مورد حسین درخشان تا وقتی که احساس کنم حرفاش مال خودشه لینکش همینجا می‌مونه. چه ۲۲ بهمن رو یک انقلاب واقعی بدونه و چه ندونه. خیلی از لینک‌هایی که کنار وبلاگم هست عقایدشون با من یکی نیست... متاسفانه فحش و توهین به حسین درخشان مدتیه شده کلاس! من نمی‌خوام خانم جیم باشم!

124 :: توسط طاها بذري در 2008-01-03 00:58

خدمت khodam عزیز
از آن کامنت طویلتان بسی لذت بردم. با ۹۰ درصد حرفهاتان هم موافقم.

البته به مانی گفته بودی که تو نفرتت از اسلام باعث این می شود که همه چیز را از چشم اسلام ببینی..

با حرفت در مورد این مورد هم موافقم و هم مخالفم.

موافقتم دلیلش مشخص است، اما مخالفتم دلیلش این است که تو یک چیز را فراموش کردی

ایرانیان در قبل از اسلام چه پخی بودند و چه نبودند باز هم نسبت به ممالک پیرامون خود فرهنگ بالاتری داشتند. اما آنچه که فراموش کردی این بود که از آن زمان تا الان ۱۳۰۰ سالی حدودا می گذرد و اگر اسلامی وارد ایران نمی شد تا هم اکنون این فرهنگ غنی تر می شد، نه اینکه در بهترین حالت درجا بزند.. حال برگشت به عقبش را نمی گوییم ..

و این درجا زدن و غنی نشدن فرهنگ عاملش در دو چیز است. مهمترین چیز آن نفس اسلام و مورد دوم کاستی های موجود در فرهنگ ایرانی در زمان ورود اسلام به مملکت.

پس بازهم آخر به همین نتیجه می رسم که کاستی های امروز ما، بی غیرتی های ما، دروغگویی هایمان و ... مقادیر متنابهی اش از برکت وجود ....

بله دیگر ...

ضمنا واقعا برایم عجیب است که زیتون هیچ جوابی به کامنتت نداد.

موفق باشی.

123 :: توسط جیم در 2008-01-03 00:46

ادبیات و هنر

گفتم غم تو دارم
گفتا غمت ندارم
گفتم که ماه من شو
گفت برو گمشو

122 :: توسط لینک در بالاترین در 2008-01-03 00:41

جیم، جمالتو عشقه! -وبلاگ زیتون- ـ۱۹۵ کلیک -۴۳ رای مثبت

121 :: توسط khodam در 2008-01-03 00:34

آقاى M-R (زیگموند فروید ثانی)


ببينم شما روان شناس هستى يا تحقيقاتى در مورد کامنت گذران كرديد كه همين جور گتره ای نظر ميدى؟
مخصوصا اون قسمت " بيماران روانى و جنسیت" من رو كشته.
نميدونم چرا بعد از خوندن کامنتت به ياد اون ضرب المثل معروف افتاد كه ميگه: كافر همه را به کیش خود...

120 :: توسط khodam در 2008-01-03 00:22

http://www.radiofarda.com/Article/2008/01/02/o2_iran_hanged.html

119 :: توسط لینک در بلاگ‌نیوز در 2008-01-03 00:17

جیم، جمالتو عشقه! / زیتون
طنز

118 :: توسط نازگل بانو در 2008-01-03 00:16

دو تا بخش اول واقعن خوب بودن. ولی بخش سوم واقعن بد و کوته فکرانه بود. دلیل نمیشه هر کی بیرون از ایران زندگی می کنه اینطوری که شما تصویر کردین زندگی کنه. ما هم اینجا مثلن داریم توی بهترین شهر دنیا زندگی می کنیم ولی کیفیت زندگی ما هم مشابه خانوم ب هست. یه کم منصفتر باشید.

117 :: توسط khodam در 2008-01-03 00:13

http://www.radiofarda.com/Article/2008/01/02/o2_iran_hanged.html

116 :: توسط nooshin در 2008-01-03 00:13

راست گفتی ... همه چی .. خانوم ب خوده بنده هستم. باقی هم کناره گود نشسته اند ميگويند لنگش کن.

115 :: توسط nooshin در 2008-01-03 00:13

راست گفتی ... همه چی .. خانوم ب خوده بنده هستم. باقی هم کناره گود نشسته اند ميگويند لنگش کن.

114 :: توسط ولگرد در 2008-01-03 00:06

شايان عزيز:
مرسی که بياد ولگرد بودی سال جديد برايت ارزوی موفقيت ميکنم .

113 :: توسط پنگوئن در 2008-01-02 23:45

مطلب بسيار خوبی بود.
حقيقتی مسلم را با زاویه دید متفاوتی نشان دادی.
تا حالا از تو این گونه نوشته ها را ندیده بودم.
به نظرم عالی بود!!!

112 :: توسط غُبار در 2008-01-02 23:43

سال نو بر همه مبارک !
زیتون جان بقیه ی داستان ولگرد یادت نره .
این پستت هم مثل بیشتر پستات خواندنی بود .
راستی یادم رفت بگم که من تازه واردم و نه کسی منو اینجا می شناسه و نه من کسی رو اینجا خوب می شناسم ، اما با این وجود و در هر حال ، سال خوبی داشته باشید !
روز و شب خوش !

111 :: توسط تنها در 2008-01-02 23:38

سلام. واقعا از خوندن اين مطلب لذت بردم.

110 :: توسط جیم در 2008-01-02 23:25

مشکل شما داخل ايرانی ها اين است که تصورتان از خارج نشينان همين کليشه مبتذل و سخيف است:
دوست پسر٬ مشروب٬ کافه٬ ديسکو٬ رفاه٬ بی دردی٬ آبجو٬ ويسکی٬ رقص و . . .

مبتذل و سخيف است :
دوست پسر٬ ٬ کافه٬ ديسکو٬ رفاه٬ بی دردی٬ مشروب آبجو٬ ويسکی٬ رقص و . . .

109 :: توسط Leila در 2008-01-02 23:10

شايان جان

منهم سال نو مسيحی رابه شما تبريک عرض می کنم و آرزو ميکنم درسال جديد تندرست وشادباشيد.

به اميدبهترينها برای ايرانمان.

108 :: توسط در 2008-01-02 23:05

خانم ل عزیز؛ من نمیدونم شما چند سالته ؛ ولی اگه جونی و بر و رویی داری ؛ تقصییر خودته که سال نو ی مسیحی رو تنها میگذرونی ؛ بابا جان دوست پسری دست و پا کن شب عید که هیچی ؛ هیچ وقت تنها نخواهی بود، آخه اینم شد غصه..............بابا نفت رسید به بشکه ای 100 دلار ، انوقت شما غصه چه جیزایی را میخورید!!؟؟

107 :: توسط جیم در 2008-01-02 22:59

منظور ... از غيرت اصلا اون چيزى كه بين ما ايرانى ها معمول است نيست، اينكه مثلا تو يك جمع اگه دامنِ زنمون يا دوستِ دخترمون بره بالا از عصبانيت سرخ مى شيم، اين غيرت نيست...
.........
... اينكه مثلا تو يك جمع اگه شلوار شوهرمون يا دوستِ پسرمون بیاد پایین از عصبانيت سبز مى شيم، اين ...؟

106 :: توسط Leila در 2008-01-02 22:57

خانم ل:
شب سال نو بعد يکساعت گشت زدن بی حاصل توخيابونهای سردوساکت برگشت خونه وباحسرت ذل زد به مهمانی خانوادگی خونه روبه رویی وبه خودش گفت چندتاجشن سال نودیگه وقت دارم که باعزیزام که درایران هستن بگذرونم.

105 :: توسط shayan در 2008-01-02 22:41

زيتون جان

با اجازه اولین کامنت سال ۲۰۰۸ را قبل از هر چيز با تبریک سال نو مسيحی شروع کنم به همه دوستان عزیز خارج نشين از جناب سرهنگ و مانی و داریوش آقای عزیز و جناب ولگرد و سرکار خانم فخر و مرمر خانم گرامی و لیلا خانم عزیز و خودم جان و دیگر دوستان و بعضا دشمنان عزیزی که احیانا از قلم افتاده اند و خلاصه همه هموطنان مسيحی و غیر مسیحی و همه آنان که به دنبال بهانه ای هستند تا شاد باشند و سالی جديد را جشن بگيرند و بهانه ای کنند برای شروعی دوباره تبريک گفته اميدوارم که سالی توام با سلامتی و تندرستی و شادکامی در پيش رو داشته باشند.

باشد که سال ۲۰۰۸ سالی بهتر از همه سالهای پيشین برای همه ايرانيان (البته به جز آخوند جماعت)‌ و همه انسانهای شریف و مردم جهان باشد.

زیتون جان هم این پستت و هم پست قبلی و داستان ولگرد عزیز جالب بودند و خواندنی.

در مورد هر دو میشود زیاد نوشت ولی خوب فعلا باشد تا بعد.

امیدوارم این سال ۲۰۰۸ برای تو و سی‌با و همه عزیزانت سالی پر برکت و سلامتی و مالامال از شادی و نشاط باشد.

شاد باشی

104 :: توسط خواننده زیتون در 2008-01-02 22:13

تانیر جان
کامنت قشنگت را خواندم بسیار ساده و زیبا بود فکر کردم جون پنگلیش است بعضی ها شاید تنبلی کنند انرا نخوانند
با اجاره ات به نوشتار فارسی انرا تبدیل کردم / عیر از دوکلمه که نتوانستم بخوانم /ولی سعی کردم رعایت امانت را بکنم :
***************

شاهرخ جان،
من نه فارسى یادم رفته نه مشكل پُز دادن دارم، فقط خاطره خوشى از فارسى موشتن با حروف اينگليسى ندارم ، من تو سن خيلى كمى از ايران اومدم بيرون و هيچ وقت يك زبان رو به تور كامل ياد نگرفتم ، حال كجاى حرف هاى من شما رو ناراحت كرده متوجه نشدم .بايد باشى يو ببينى كه چقدر بعضى چیز مشكلِ، اينكه تو همه فرودگاه ها وسایل ات رو به شكل بدى باز رسى کنن، باهات بد تا کنن، پاسپورت رو پرت کنن، ولى باز حاضر نشى پاسپورت آمريكا يى و يا آلمانى به غیر..من دوستاهای زيادى دارم كه امریکا به دنيا امدن ، به هر نحوى نگاه كنى امریکا یی ان ولى نمى خوان ورقه رو امضا کنن كه ایرانی شون رو red بكنه. اين براى من خيلى ارزشمند كه دوستام شغل های مهم با پول خوب به خاطر حس ملى gherayishon red konen.
میتونی حدس بزنی با فشارى كه اين دولت در حال حاضره روى جامعه به خيلى از شما عزيزان خيلى سخت میگذره ، ولى حتى اعتراضى هم بايد چارچوبی داشته باشه، من خيلى كم نوشته هام رو تصحیح ميكنم، اينكه اين كار رو هم نکردم بيشتر به خاطره محيط صمیمی بلاگ زيتون جان بود.
اشتباهى نکردم كه بخوام عذر بخوام، ولى امیدوارم نگاه رو نسبت به خيلى از i ایرانیهای خارج از کشوركمى بهتر شده باشه.

*. زيتون جان هپى New year.، اى wish you the best

103 :: توسط M-R در 2008-01-02 22:01

به عقیده من کسی که خودشو پشت منیتور غایم میکنه تا بتونه شجاعت نداشتشو ترمیم کنه از ضریب بسیار پایین اخلاقی و انسانی برخورداره.

این افراد را میتوان جزو مزاحمین انترنتی قلمداد کرد؛ مزاحمین انترنتی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد :

1- دوستان و دشمنان صاحب بلاگ
2- بیماران روانی و جنسی
3- دولت و وزارت اصلاعاتش

در نتیجه بعقیده من بسیار بعید است که کسی بر حسب اتقاق سر از یک وبلاگ ایرانی در بیاورد و برود در قسمت کامنتها و مزخرف بنویسد.

اما من یک انتقادی هم اینجا دارم ؛ کافیست یک جستجوی ساده روی انترنت انجام دهید و متوجه شوید که تعداد زیادی از وبلاگها پوشال هستند و خیلی از آنها سالهاست که بروز نشدند،خیلهاهم پستهاشون تکراریست؛ واقعا من نمی فهمم این همه وبلاگ برای چبست؛ میگویند زیادی بیش از حد اطلاعات ؛ ضد اطلاعات است؛ در این مورد هم به عقیده من زیادی بیش از حد وبلاگها به زیز سئوال بردن وبلاگهای ایرانی به عنوان منبعی با ارزش برای افزودن به معلومات هنری و فرهنگی و سیاسی و یا فقط مبادله ساده عقاید است.

102 :: توسط khodam در 2008-01-02 21:49

http://radiozamaaneh.com/news/2008/01/post_3407.html

101 :: توسط pooya در 2008-01-02 21:46

خیلی تاثیر گذار بود. ):

100 :: توسط khodam در 2008-01-02 21:13

جالب نيست اينكه ما ملت فقط رگ غیرتمون زمانى ورم ميكنه وقتى كه بهمون بگن بى غيرت؟
اصلا واسه كسانى كه هميشه کامنت ميذارن( همون به به گویان هميشگى وبلاگها) بگم كه منظور من از غيرت به اون معنى نيست كه خامنه اى چپ و راست ازش استفاده ميكنه.
منظورِ من از غيرت همونى هست كه خارجى ها بهش میگن Sivil Courage’ يا همّت جمعى كه البته مستلزمش شجاعت فردی هم هست، همين. منظور من از غيرت اصلا اون چيزى كه بين ما ايرانى ها معمول هست، نيست، اينكه مثلا تو يك جمع اگه دامنِ زنمون يا دوستِ دخترمون بره بالا از عصبانيت سرخ مى شيم، اين غيرت نيست، اين واسه اينه كه جنس زن رو ارث پدرمون ميدونيم و فقط خودمون حق داريم به هر نحو كه دوست داريم ازش استفاده كنيم.
ضمنا واسه دوستانى كه اين شک و شبهه براشون ايجاد شده كه بنده يك خارج نشينى هستم كه ۲۰ يا ۳۰ سال در ايران نبودم بايد بگم كه من بارها به ايران رفتم و برگشتم، تنها همین ۷ ماهه پيش ایران بودم و مدت اقامتم هم در ایران ۹ ماه بود.
اين بحثهایی هم كه در اين وبلاگ يا اون وبلاگ ميشه اصلا در ايران بازتابی نداره، شايد ۷۰ درصد مردم در ايران ندون وبلاگ خوردنى هست يا پوشیدنی.
اين ما خارج نشینهای بى خيال هستيم كه اكثرا بازدیدکنندگان وبلاگ دوستان ایرانی الاصل در ايران هستيم، خودشون هم خوب ميدونن كه تعداد بازدیدکنندگانشان از ايران شايد ۱۰ درصد هم نباشه منتها همين ما خارج نشینهای بی غم حق اظهار نظردر مورد ایران وایرانی رو نداريم چونكه كافيه دهنمون رو باز كنيم تا تبديل بشيم به اونهایی كه هميشه ميگن از دور لنگش كن. حق ما در وبلاگها به به و چه چه کردن هست، نه کمتر نه بیشتر. چیزی که وبلاگ نویسان ایرانی الاصل در ایران بد جوربهش عادت کردند.

99 :: توسط Tanye در 2008-01-02 20:49

--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:

شاهرخ جان،
من نه فارسى یادم رفته نه مشكل پُز daden دارم، فقط khaterye خوشى از فارسى neveshten با حروف اينگليسى nadarem، من تو سن خيلى كمى از ايران omedem بيرون ve هيچ وقت يك زبان رو به تور كامل ياد naghereftem، حال كجاى حرف هاى من شما رو ناراحت كرده moteveje nashodem.بايد باشى يو ببينى كه CHEGHEDER بعضى CHIHA مشكلِ، اينكه تو همه FORODGHAHHA VASELET رو به شكل بدى باز رسى KONEN، باهات بد تا KONEN، پاسپورت رو پرت KONEN، ولى باز حاضر نشى PASPPORT آمريكا يى VE يا آلمانى BEGHIRI..من dostahay زيادى دارم كه ameriak به دنيا omeden، به her نحوى نقاب كنى amrikayiN ولى نمى خوان berghe رو imza konen كه hoviyet iranishoon رو red بكنه. اين براى من خيلى arzeshmende كه dostham shoghleyhay مهم با پول خوب به خاطر حس ملى gherayishon red konen.
Mitonem hades bezene با فشارى كه اين دولت در حال حاضره روى jameee kozashte به خيلى از شما عزيزان خيلى سخت mighzare، ولى حتى اعتراضى هم بايد charchoobi داشته باشه، من خيلى كم neveshtehham رو تصريح ميكنم، اينكه اين كار رو هم nakardem بيشتر به خاطره محيط samimiye بلاگ زيتون جان بود.
اشتباهى nakrdem كه بخوام ozer بخوام، ولى omidevarem نقاب رو nesbet به خيلى از iranihay خارج از keshver كمى بهتر شده باشه.

*. زيتون جان هپى New year.، اى wish you the best.

98 :: توسط Tanyer در 2008-01-02 20:06

Shahrookh Jan,
Man na farsi yadem rafte ne moshkel poz daden darem, fagaht khaterye khoshi az farsi neveshten ba horof inglisi nadarem, Man to sen kheyli kami az iran omedem biroon ve hich vaght yek zaban ro be toor kamel yad naghereftem, hale kojaye harfhay man shomaro narahat karde moteveje nashodem.BAYED BASHI YO BEBINI KE CHEGHEDER BAZI CHIHA MOSHKELE, INKE TO HAME FORODGHAHHA VASELET RO BE SHEKLE BADI BAZ RESI KONEN, BAHAT BAD TA KONEN, PASSPORT RO PART KONEN, VALI BAZ HAZER NASHI PASPPORT AMERICA YI VE YA ALMANI BEGHIRI..man dostahay ziyadi darem ke ameriak be dunya omeden, be her nahvi neghah koni amrikayiN vali nemikhan berghe ro imza konen ke hoviyet iranishoon ro red bekone. In baray man kheyli arzeshmende ke dostham shoghleyhay mohem ba pol khob be khater hes melli gherayishon red konen.
Mitonem hades bezene ba feshari ke in dolet der hal hazere roye jameee kozashte be kheyli az shoma azizan kheyli sakht mighzare, vali hatta eteraz ham bayed charchoobi dashte bashe, man kheyli kam neveshtehham ro tasrih mikonem, inke in kar ro ham nakardem bishter be khatere mohit samimiye blog ZEITOON Jan bood.
Eshtebahi nakrdem ke bekham ozer bekham, vali omidevarem neghah ro nesbet be kheyli az iranihay kharej az keshver kami behter shode bashe.

*. Zeitoon jan happy New year., I wish you the best.

97 :: توسط خيابان شماره ۱۱ در 2008-01-02 19:35

مشکل شما داخل ايرانی ها اين است که تصورتان از خارج نشينان همين کليشه مبتذل و سخيف است:
دوست دختر٬ دوست پسر٬ مشروب٬ کافه٬ ديسکو٬ رفاه٬ بی دردی٬ آبجو٬ ويسکی٬ رقص و . . .
زيتون جان! والله بالله اينجا هم زندگی سخت است.
دوستی داریم که به تازگی به کانادا آمده به همراه شوهر و بچه اش.
هفته اول در منزل ما ساکن بودند و بعد که برايشان يک آپارتمان اجاره کرديم به خانه خودشان رفتند. هر وقت که به آنها زنگ ميزنم که چطوريد و از اين حرفها! پاسخ ميشنوم که «خيلی سخت است» و وقتی بهشان یادآوری می کنم که وقتی نيامده بوديد٬ من که به شما می گفتم اقامت در کانادا سخت است و شما پاسخ می داديد در ايران هم سخت است٬ جواب میشنوم که «اينجا خيلی سخت است. بیشتر از ایران.»

96 :: توسط khodam در 2008-01-02 19:08

inja baz irad peyda karde

95 :: توسط negar در 2008-01-02 18:03

monsefaaneh nabood zeitoon jan

94 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-02 17:35

سيروس علی نژاد
/www.iranglobal.info/
نقد بی رحمانه یک زندگی بر باد رفته
این مصاحبه نیست. نقد بی رحمانه یک زندگی بر باد رفته است. آدم از بی رحمی مصاحبه کننده و بیچارگی مصاحبه شونده به جان می آید و در عین حال از درماندگی گفتگو شونده در شگفت می ماند که چرا با وجود حمله های مکرر و بی رحمانه، باز به گفت و گو ادامه می دهد. فکر می کنم هر کس به جای محسن رضوانی بود در اثنای مصاحبه آن را برهم می زد و به هیچ وجه اجازه انتشارش را نمی داد اما به نظر می رسد او عمداً این راه را تا به آخر طی می کند تا به نسل های بعدی هشدار دهد پا در میدان مبارزه ایدئولوژیک نگذارند.محسن رضوانی، از بنیان گذاران سازمان انقلابی حزب توده و حزب رنجبران ایران است که حمید شوکت او را به گفتگو کشانده است.
...
بدتر این که در مواردی مانند زندگی محسن رضوانی در قلمرو خصوصی نیز جز حسرت و تباهی چیزی بر جای نمانده است؛ همسرش او را طرد کرده و از او طلاق گرفته، دوستانش او را از مقام بی ارزشی مانند دبیرکلی حزب فلان و بهمان خلع کرده اند، مادرش وقتی مطلع شده محسن کمونیست است به خانه راهش نداده و گفته شیرش را بر او حرام می کند و اگر به خانه بیاید عاقش می کند و به کمیته تحویلش می دهد.
...

93 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-02 16:53

به نوشته ات در بلاگ نیوز لینک دادم

حالا ببینم دیگران چه نظرهائی داده اند تا شاید پاچه ای و نوازشی! / صمد: چشمی و سوزشی! / جواد: پاچه ای و گازی! / ندا: آخ اینا منو دیوونه کردند و تو چقدر نازی!

در ضمن، سال نو مبارک
و تو هم مثل ی و بیتا به من تبریک بگو

خوب حالا یه ذره پاچه ی خودتو نگیرم چرا؟ فکر میکنی بدون جا انداختن یک حرکت بی خطر و سراسری و دائمی، به منظور به خیابان آمدن هر چه بیشتر مردم، کاری از پیش میرود و یا اینکه باید منتظر باشیم اصلاح طلبان زور! نشان دهند؟ من که شعارم اینه و براش ترانه هم ساخته ام:

وعدۀ ما ، جمعۀ اولِ هرماه ، از ساعت 5 تا 7 یا شبِ بعد از ظهر! توی خیابانها و میادین، وَ فراموش نکن نازنین ، حق گردش را!
و در این روز غریبه ها و آشناها ، اگر بدهند به هم سلام و دست ، خیلی خوب است! حتا اگر بکار بَرند دستکش را!

92 :: توسط مازیار در 2008-01-02 16:46

موفق باشی

91 :: توسط سجاد در 2008-01-02 16:19

تعداد نظرات وبلاگت رو که دیدم مو به تنم سیخ شد خدا به ما هم بده زیتون جان!
چرا توی وردپرس نمی نویسی ؟!!
ضمنا همونطوری که دوستان اشاره کردن و قالب بولاگت بهم ریخته یه کاریش بکن عجرت با آقا
خیلی با وبلاگت حال کردم موفق باشی

اين وبلاگ محلي ست براي ابراز نظر مخالفين خدمت سربازي كه اجباري و طولاني بودن آن محل انتقاد شان مي باشد. آيا شما با وجود اين قانون موافقيد؟ اگر بله چرا و اگر مخالفيد چه راه حلي پيشنهاد مي كنيد؟

89 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-02 15:56

عالی بود
و چه راحت میتونست جاها عوض بشه.

راستی زیتون، چرا باید تا انتهای ستون لینکها پایین رفت تا به نوشته ات رسید؟

دیگه اینکه فکر کنم من هم در این ستون لینکها جائی داشته باشم که چرا ندارم؟

شاد باشی

88 :: توسط دانشجو در 2008-01-02 15:37

کارت عالی بود زیتون جان. این آقایون ج باید بدونند که نباید بخاطر نوشتن از چکمه داخل نشینان را سرزنش کنند چراکه ما اعضای خانوادمون بخاطر این مسئله دستگیر شدند و مسائلی مثل انرژی هسته ای دغدغه کسانیست که بعد از دیسکو آبجو میخورند و اخبار پشت پرده میخونند و بعد از عقل کل شدن بلاگرهای داخل ایران را سرزنش میکنند. یک نمونه دیگه همین مسئله غیرت و پلیس و این حرفهاست. مردم به همون دلیل جرات عکس العمل نشون دادن ندارند که یهودیان در برابر فاشیستها چنین جراتی نداشتند. این آقایون ج باید یکبار پلیس ایران را با کلت و حق تیر ببینند و طعم منکرات و اوین را بچشند بعد درباره فواید و لزوم شجاعت اظهار نظر کنند. ضمنا این لینک هم جالبه که بد نیست بخونید
http://www.advarnews.us/politic/6449.aspx

87 :: توسط ehsan در 2008-01-02 15:27

يک جدول درست کردم توش شخصيت الف و ب و چ رو تحليل کردم چند بار ديگه بايد بخونم ببينم اينها با هم چه ربطی دارن زيتون جون تو هم که زدی تو کار معناگرا ؟!!

86 :: توسط امين حامي كيان در 2008-01-02 14:57

در مورد كامنت 79 ، اشكال از خط ارتباطي بنده بود كه با تغيير آن مشكل حل شد و وبلاگ فريا بيصدا را بالاخره ديدم. اينو نوشتم تا كامنت من كسي رو نگران نكنه. با احترام به همه.

85 :: توسط ستاد کل انتخابات در 2008-01-02 14:39

وبلاگ ستاد کل انتخابات کشور آغاز به کار کرد.

jamkaran.blogspot.com

با دادن لینک به این وبلاگ مشت محکمی بردهان مخالفان اسلام ناب محمدی بزنید.

84 :: توسط رفیعی در 2008-01-02 14:30

سلام
خیلی وبلاگ پرباروجالبی داری ......

83 :: توسط در 2008-01-02 14:26

کامنت 81 ؛ لطفا اینرا بخون..........؛من خرم؛ ..........تموم شد خوندی........دیگه تکذیب کردن فایده ندره...........

82 :: توسط مسعود در 2008-01-02 14:13

عالی بود. دستت درد نکنه . بدجور..... کارت واقعا درسته .... نمیدونم دیگه چی بگم......... موفق باشی. ... ضمنا من از کسی کمتر تعریف می کنم.. ولی تو واقعا کارت درسته.. کیف کردم... صدها صفحه حرف و غصه توی همین مطلبت بود..

81 :: توسط ببر تنها در 2008-01-02 14:06

آقا ميگم اين كامنت گزار 73 عجب نابغه اي،فكر كنم از نواده هاي اديسون باشه.بنده خدا هرچي فكركرد يك ID براي خودش پيدا كنه نتيجه نگرفت.حالا من كمكش ميكنم اسمش ميذارم آلبالو.
اين آلبالو جان با IQ سهمگينش متوجه تفاوت انشاو قلم 70 تا كامنت نشده و همه را از يك يا دو نفر بيشتر ندونسته!!!آي ژاپنيها بريد جلو بوق بزنيد كه طرف اومد!
ما همه داريم از دست اين حكومت فغان ميكنيم آلبالو ميگه چرا به مردم گير داديد؟بابا جان اگر روزي آنجلا مركل به مردم آلمان بگه:وقتي من رفتم سازمان ملل دور سرم هاله نور بود ،همون فرداش آلمانيها شورتشو پرچم ميكنند،نمي كنند؟يا مثلن اگر ملكه اليزابت بگه من با مسيح ارتباط دارم و حرف فقط حرف منه،همون انگليسيهاي خرافه پرست فرداش ازش سوسيس سلطنتي درست ميكنند،نميكنند؟
خب مردم ما در مقابل چكار كردند؟غير از اينه كه دسته دسته به جمكران و سرقبر خميني ميرن تا حاجت بگيرند؟؟!!همين علي دايي الدنگ و ببين كه براي ابطال طلسم باخت تيمش رفته پيش يك ملا ضد طلسم بگيره!طرفدارهاي ميليونيش هم بهش افتخار ميكنند كه چقدر آدم معتقدي.حالا اون واسه سياه بازي و حفظ مقام اينكا رو كرده ولي مگه مردم حاليشون ميشه؟حالا اگر يك مربي اروپايي اينكا رو كرده بود چي ميشد؟
در اينكه حكومت داره از مردم سواري ميگيره تا پول نفت و هاپولي كنه شكي نيست اما مقصر اصلي ما مردم هستيم كه به اونها سواري ميديم.
كاپيتو آلبالو؟

80 :: توسط در 2008-01-02 14:01

کامنتی برای خانم ب :

ماشالله چه کوچولوی با نمکی دارید ؛منم وقتی بچه بودم به سیب زمینی میگفتم میمامینی؛ خلاصه مادر و پدر و بقیه فامیل کلی کیفور میشدند؛ برای همین هم دائم ازم میپرسیدن اسم این چیه ؛ منم میگفتم میمامینی؛ آنها هم غش غش میخندیدند؛ تا اینکه بواش یواش فهمیدم که من رو دست انداختند و منو با دلقکهای سیرک عوضی گرفتند؛ از اون ببعد لج کردم دیگه نمی گفتم ؛ در عوض میرفتم با ذغال روی دیوار مینوشتم من خرم؛ هر کس هم که اینو میخوند با عمل انجام شده روبرو میشد ؛ یعنی میگفت که من خرم ؛ یعنی اعتراف میکرد که خره............

79 :: توسط امين حامي كيان در 2008-01-02 13:44

سلام. كريسمس و سال نو مبارك.
نميدونم شما از دوست وبلاگي مشترك ما يعني شيوا (فرياد بيصدا)، خبري داريد يا خير. اگر خبر داريد لطفاً به بنده و ساير دوستان هم اطلاع بدهيد. ديگه داريم نگرانش ميشيم. پيشاپيش سپاسگزاري ميكنم.

78 :: توسط در 2008-01-02 13:43

کامنتی برای آقای جیم .

آقا جان ایندفعه که با دوست دخترت رفتی دیسکو و بعد از رقص و آبجو و غیره ،دست دختره رو بگیر بیارش خونه تا دیگه مجبور نشی دق و دلیت رو سر وبلگهای مردم خالی کنی.

77 :: توسط زيتون در 2008-01-02 13:39

سلام اين اولين مطلبي بود كه اينجا خوندم و واقعا روم تاثير گذاشت ...... ممنون از نوشته ي خوبت......
راستي من اسمم تو دنياي واقعي زيتونه نه دنياي مجازي!

76 :: توسط در 2008-01-02 13:38

کامنتی برای آقای الف :

آقا جان این را بدان که اون دختره ارزش اینه که خودت اینقدر ناراحت کنی نداره ؛دختر حاج بازاریی که خودش به تو تلفن میکنه و اون حرفها را بهت میزنه ؛همون بدرد پسر عموی بازاریش میخوره؛ پس بهتره بره با همون ازدواج کنه ؛ خودش بعد از دو ؛ سه ماه پشیمون مبشه و زندگی را برای خودش و شوهرش جهنم میکنه.

من به شما توصییه میکنم با خانم زیتون تماس بگیر ؛ ایشون حتما براتون یک دختر خوب و روشنفکر و خانواده دار پیدا میکنه ،دختری که قدر شما رو بدونه.

75 :: توسط پروانه در 2008-01-02 12:46

وهنوز هر شب آبجويی باز می شود و فحشی نثار ما

.....

عالی بود

74 :: توسط مازیار در 2008-01-02 12:44

آفرین!

73 :: توسط در 2008-01-02 12:20

چقدر اینجا مزخرف و چرت و پرت نوشته شده ,یکی میکنه مشکل فرهنگیه ؛یکه میگه مشکل ایرانیها هستند ؛اون یکی میگه هروقت ایرونی مییبنم راهمو عوض میکنم ؛..............از این همه کامنت که به عقیده من بوسیله یک و یا دو نفر نوشته شده اینجور نتیجه گیری میشه که رژیم جمهوری اسلامی جیونی تقصییری نداره ..............خاک بر سر همتون از دم

72 :: توسط آقاي بنز در 2008-01-02 09:11

سلام زيتون جان
بازام مثل هميشه خيلي زيبا نوشتي

71 :: توسط مانی در 2008-01-02 08:44

خودم عزيز

اينو درست ميگي شايد نفرت من از مذهب باعث شده اكثر چيزا رو به گردن مذهب بندازم. ولي خب من اينو ميدونم كه دروعگويي و جاسوسي كردن و ارزش قائل نبودن براي انسان همه در اسلام وجودداره و ميتونه عاملي باشه.

اماازاينطرف هم ميدونم كه توي همون قبل از اسلام هم ايران در رديف خيانت خيز ترين كشورهاي دنيا بوده و همونطور كه افراد برجسته زياد داشته ايم افراد خيانتكار هم بسيار بسيار زيادداشته ايم و يكي از نقاط ضعف ماازابتدا همين بوده.

اين مردم همونطور كه درزمان شاه با حماقت به او پشت كردند بخاطر يك سري مسائلي كه براحتي قابل حل بود مظمئنم كه مثلا در زمان حمله اعراب هم بخاطر يك سري ضعفهاي دولت ساساني ، بسياري از مردم از ورود اعراب ته دلشون خوشحال بودند كه ميايند و بساط مغ ها رو برميچينند.

ما ملت بسيار بسيار خيانتكاري داريم و اين هم نتيجه اش است

70 :: توسط هما در 2008-01-02 07:55

زیتون عزیز من با الهام از این نوشته ات پست اخرم رو نوشتم و به این پستت هم لینک دادم.خوشحال می شم ببینیش.
http://aplacetolivein.blogspot.com/2008/01/blog-post.html

69 :: توسط جیم در 2008-01-02 07:14

البته ما هر شب حساب و کتاب بانکی نداریم و الزاما آب جو نمی خوریم گاهی به سلامتی شما یه شات ویسکی و ودکا و شراب قرمز و آبی هم می زنیم. در ضمن بابا تصورتون اشتباه از خارج اینجا هم مثل ایرانه فقط دختراش کمتر آرایش می کنن و اینترنتش سریعتره و فیلتر نشده بدبختانه،که ما بتونیم این چیز شعرای الف و تو و غیره رو بخونیم تمام مستیمون بپره.
شب خوش، یعنی روز خوش

68 :: توسط جیم در 2008-01-02 07:14

البته ما هر شب حساب و کتاب بانکی نداریم و الزاما آب جو نمی خوریم گاهی به سلامتی شما یه شات ویسکی و ودکا و شراب قرمز و آبی هم می زنیم. در ضمن بابا تصورتون اشتباه از خارج اینجا هم مثل ایرانه فقط دختراش کمتر آرایش می کنن و اینترنتش سریعتره و فیلتر نشده بدبختانه،که ما بتونیم این چیز شعرای الف و تو و غیره رو بخونیم تمام مستیمون بپره.
شب خوش، یعنی روز خوش

67 :: توسط semi در 2008-01-02 06:46

من تا الآن فکر می می کردم تو هیچ جای سربسته تو آمریکا (به جز لاس وگاس) نمیشه سیگار کشید! داستان خوشحال کننده ای بود از این جهت!

66 :: توسط متن تبدیل شده #56 در 2008-01-02 05:39

--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:

توسط يكى از همون خارج rafteha! در ۱۳۸۶-۱۰-۱۲ ۰۵:33
سلام z8un عزيز
اگه من بخوام بنويسم همون چيزايى رو بايد بگم كه kament ۳۲ گفته پس تكرار mokararat ميشه.ولى يادت باشه كه
روى حرفهاى آدمهاى كه ميان ايران و با چه آبو تبى از اينجا تعريف ميكنن حساب نكن،
اينجا مثل ايران نميشه ۱ شب پولدار شد ولى ميشه ۱ شب HOMELESS شد ، اينجا مثل ايران نميشه از ماليات فرار كرد نميشه سر dolatoo گول زد و به بهانه اينكه دولت كارى براى رفاهِ مردم نميكنه قانون shekany كرد، (چون واقعا هم كاره خاصى نميكنه) ولى مثل ايران دولت خوب با چرب zaboonish saretoo گل ميزنه و خوب polatoo ميگيره به anavine مختلف، به ebaraty اينا با پنبه سر miboran
تو ايران وقتى درِ صندوق پست رو باز ميكنى خوش حال ميشى ولى اينجا ناراحت چون هر روز از ۱۰۰ تا جا برات صورت حساب آمده كه اگه دير بدى CREDITET خراب ميشه و ۱۰۰ تا مشكلِ ديگه،.خلاصه كه دوست عزيزم همه جا زندگى ساخته فقط مدلش فرق ميكنه، و هميشه هم مرغِ همسايه ghazeh
موفق باشى

65 :: توسط yeki az hamoon kharej rafteha! در 2008-01-02 05:33

salam z8un aziz
age man bekham benevisam hamoon chizayee ro bayad begam ke kament 32 gofte pas tekrare mokararat misheh.valy yadet basheh ke
roye harfaye adamayee ke mian Iran va ba che abo tabi az inja tarif mikonan hesab nakon,
inja mesle Iran nemishe 1 shabe poldar shood valy mishe 1 shabe HOMELESS shood , inja mesle Iran nemishe az maliat farar kard nemishe sare dolatoo gool zad va be bahaneye inke dolat kary baraye refahe mardoom nemikoneh ghanoon shekany kard, (choon vaghean ham kare khasy nemikoneh) valy mesle Iran dolat khob ba charb zaboonish saretoo gol mizaneh va khob polatoo migireh be anavine mokhtalef, be ebaraty ina ba panbeh sar miboran
to Iran vaghty dare sandoghe post ro baz mikony khosh hal mishy valy inja narahat choon har rooz az 100 ta ja barat sorat hesab omadeh ke age dir bedy CREDITET kharab mishe va 100 ta moshkele dige,.kholase ke doste azizam hame ja zendegy sakhteh faghat modelesh fargh mikoneh, va hamishe ham morghe hamsaye ghazeh
movafagh bashy

64 :: توسط هما در 2008-01-02 05:31

ايول زيتون. بالاخره يه نفر پيدا شد يه حرف حساب بزنه. اما خدائيش اين آقای جيم يه کم فانتزيه. خارجش ديگه خيلی خارجه :)
اما حرف حساب زدی. ماها هممون يه جورايی همون جيم هستيم. دمت گرم خانوم ز.

63 :: توسط شاهرخ در 2008-01-02 05:01

عزیز شماره ۶۱ / مشکل من ایراد گرامری نبود هموطن خوش فهم من. منظورم دقیقا همون نوع نگرش ایشون بود که فرمودین اما فقط فرمودین!!!

62 :: توسط Shahrokh در 2008-01-02 04:56

زیتون عزیزم، از سیستمی گفتی که عامل همه این نکبتها شده! کدوم سیستم؟ نکنه تو هم فکر می کنی همه عوامل اجرایی حکومت و جامعه از وزیر و وکیل گرفته تا کارمند دون و بقال محل، همه اجنبی هستن و احتمالا از هند یا پاکستان یا چه میدونم عراق اومدن که وضع ما این شده؟! نه عزیزم کسی از مریخ نیومده، همشون ایرانین! یکی مثه من و خودت. عرض کردم که جونورهای عجیب و غریبی هستیم ما، همیشه هم بودیم! اون خانوم و آقایونی هم که توی گفتار و نظرهاشون هنوز به کوروش کبیر و استخون پوسیده های دموکراسی می نازند... جون مادراتون بس کنین!!! کوروش خان هم 2500 سال پیشی که می گین، اونقدری کشت و سوزوند و غارت کرد و اشغال تا ایران شد اون غولی که همه با حسرت به نقشه گنده دوران کهنش نگاه می کنین. اگر هم این 10 یا 20 تا شاعر طفلک بدبخت هم نبودن(که ماشاالله همشون هم از نکبت ایران زمین و ملتش نوشتن) الان دیگه همینم که بهش بنازین نبود. زیتون جونم، در مورد زبان فارسی هم منظورم بچه های نسل دوم و سوم نبود عزیز... منظورم امثال نظر شماره 14 بود که از هر خط انگلسیش 5 تا غلط گرامری و املایی در میاد. این کار نسل دوم وسومی نیست. این همونه که گفتم... آدم از خودش که چیزی نداشته باشه و در عین حال همه رو خر(ببخشید) فرض کنه و ماشاالله سنگ پای قزوین رو هم روسفید کنه، تازه میشه انگشت کوچولوی این خلق قهرمانی که منظور منه! (بازم بگم: منم یکیش)

61 :: توسط دانشجو در 2008-01-02 04:54

عزيز جان شماره ۵۹
ميدانید چقدر دور از جنتلمی است که ادم برای اثبات عقيده اش ضمن مثال اوردن شخص بيطرفی را مورد انتفاد فرار دهد .!! من منطور سرکار را از اشاره به کامنت ۱۴ نفهميدم. اگر منطور شماايراد گرامری به نوشته ايشان است بنده هم باور بفرمایید ميتوانم در نوشته انگلیسی سرکار چندين غلط گرامری و نوشتاری پيداکنم ! ولی ادب اچازه ام نميدهد عزيز جا ن اينجا مگر کلاس انشا و دستور زبان است؟ شما جرا به متن توشته ایشان توجه نکرد ه ايد به نوع نوشتن ایشان ایراد گرفته اید با پوزش از جسارتم

60 :: توسط hengameh در 2008-01-02 04:54

عجب قلم توانايی!! خيلی لذت بردم.

59 :: توسط Shahrokh در 2008-01-02 04:22

Dear Z8un
Well, obviously you did not get what I really meant! I know many of second or third generations in abroad cannot speak,read or write in Persian. Look at Number 14 and tell me if this nice friend has forgotten Persian or belongs to second/third generation(s) ? just tell me how much grammatical and spelling errors you can find in his text and then you get what I really meant!!! have a nice time

58 :: توسط جیم در 2008-01-02 04:16

انگاری هیشکی اینجا جیم نیست اگه دنبال جیم میگردی جیم منم.
ازبچگی جیم بودم، از مدرسه جیم می شدم، هرجا که سیاسی بازی بود نصفه کاره ول کرده و جیم می شدم، از دانشگاه جیم می شدم، زورکی نفر آخر مبارزه با استکبار جهانی بودم پا که داد، جیم شدم و خارج کشوری شدم.
خلاصه جیم بودم، حالا جیم تر شدم.

57 :: توسط رک​گو در 2008-01-02 04:08

زيتون خانم، به نکته جالبی اشاره کرده​ای. اين سرخ​کردن گونه با سيلی نه​تنها آقای جيم را مجبور به عکس​العمل اشتباه می​​کند بلکه يکی از دلايل عقب​افتادگی اجتماعی کشورهائی همچون مملکت ماست. سال نو ميلادی بر شما مبارک باد.

56 :: توسط ویدا در 2008-01-02 03:55

بابا جان زیتون، شتر سواری که دولا دولا نمیشه! مسئله به سیاست چه ربطی داره، از این همه خواننده فقط دو سه نفر بدون چشم بندند؟ مسئله کاملا فرهنگی فرهنگیه! آقای الف که هنوز دلش واپس میره از راه رفتن دست به دست با زنی که خودش رو به حراج گذاشته و هر کس پول بیشتری ارایه کنه حاضره با اون بخوابه، چه ربطی به سیاست داره؟ برای همین هم اقای جیم میگه تف به غیرتت، نه برای خاطر بم زلزله زده و بچه های خیابانی یخزده گوشه خیابان. یا خانم تحصیل کرده ب که حالا از انتخابهای خودش پشیمونه (خوب بابا جان اول میرفتی دنبال کار، بعد میرفتی دنبال ازدیاد نسل) و از بچه داری و شوهر داری حوصله اش سر رفته، بجای اه و ناله بره تحصیلش را به روز کنه و یا دوره های تکمیلی ببینه تا کار هم بهش بدن، "جوینده یابنده بود" بدون تلاش و پشتکار انجام نمیشه! برای همین اقای جیم بهش میگه لابد تف به غیرتت، آدم غیرت داشته باشته که وضعش این نمیشه! این فرهنگ آه و ناله و ننه من غریبم این ملت رو بدبخت کرده، اگر کسی هم بهشون بگه بالا چشمت ابروست قیامت به پا میکنن، آخ ببخشید قیامت به پا کردن به استایل ملت ما نمیخوره، دوباره به آه و ناله و ننه من غریبم بازی میافتند که دیدی فلانی چه ها که بارم نکرد!!!

55 :: توسط ... در 2008-01-02 03:07

...

54 :: توسط ققنوس در 2008-01-02 03:01

زیتون خانم عزیز و محترم سلام

از وقتی که این پستت را خواندم هی شرمنده هستم که نکند درجائی من در نقش همان آقای "جیم" ظاهر شده باشم؟ دستت درد نکند که گاهی تلنگری به امثال ما می زنی تا یادمان نرود که بابا مردم ایران هم بالاخره شعور دارند و می فهمند. فقط آنقدر خسته هستند که می خواهند در دنیای وبلاگ برای یک ساعت هم که شده از آن مشکلات فرار کنند و بدون فکر کردن به آن مشکلات ساعتی را به سر آورند.

باز هم ممنون از پست قشنگ تان. جسارتا با ذکر ماخذ در تیتر و در متن اصلی، به این نوشته زیبای تان لینک دادم.

با تشکر و تقدیم احترام
ققنوس

53 :: توسط khodam در 2008-01-02 02:56

خانم ويدا
ممنون از اظهار لطف تون، ولى مقصود من غوغا به پا كردن نبود، تنها حرف دلم رو گفتم.

مانى
شما هم با توجه به نفرتی كه از دين و مذهب و اسلام دارى همه ناهنجاریهای فرهنگى ما رو يك جورى به اسلام ربط ميدى، مذهب در فرهنگ ما تاثير داشته و نميشه کتمان كرد، ولى خیلی از خصوصیات فرهنگى ما ربطى به اسلام نداره، اگه يك مقدار تاريخ قبل از اسلام ايران رو مطالعه كرده باشى ميبينى كه خيلى از دردهایی كه ما امروز گرفتارش هستیم حتى قبل از اسلام هم گرفتارش بودیم.

بهروز جان
مكتوبِ من كجا و لوحه گلى کورش كجا؟
من فقط درد دلى كردم به عنوانِ يك ايرانى خارج نشينى كه به زعم خيلى از هموطنانم در ايران ديگه ايرانى محسوب نميشم و لابد همه ما خارج نشینها رو يك چيزى تو مايه هاى على بى غم ميدونن.

52 :: توسط sibil در 2008-01-02 02:40

زيتون جان
خيلی عشق کردم! خيلی خوب می نويسی!
اگر يک بار هوس کرديم بر گرديم وطن مرماً بيا معاشرت کنيم!

51 :: توسط khodam در 2008-01-02 02:18

mazerat, vali test, chonke inja aslan refresh nemishe

50 :: توسط behruz در 2008-01-02 02:15

44 سال پیش برای تحصیل بخارج آمدم و از همان زمان بعشق ایران زندگی کردم و مثل بسیاری نه تنها حوادث وتحولات در وطن را تعقیب میکردم بلکه اگر ممکن بود خدمت و تلاشی هم انجام میدادم( ومنتی هم بر کسی ندارم).مدت بسیار کوتاهی هم مجددا در ایران زندگی کردم که از صدقه سر آقای بنی صدر وانقلاب فرهنگیشان تقریبا قبل از ورود خارج شدم. با وصف این نمیدانم بر حسب نوشته ًخودمً(32) میتوانستم جزو گروه الف(مقاوین) یا گروه ب(جیم)باشم. بهر حال ولی در اصل (بجز یکی دو امر جزئی که خارج از این بحثند) کاملا با نوشته ایشان موافقم؛ هر چند که قبول آن دردناک است. تصور میکنم ما بیش از اینکه به لوحه گلی کوروش بنازیم بیشتر باید به مکتوب ًخودمً توجه کنیم که بما خیلی نزدیکتر است.

49 :: توسط مخمل بانو در 2008-01-02 01:15

زيتون جان يه دور از جونی ...چيزی ...
سال نوت مبارک !

48 :: توسط khodam در 2008-01-02 01:13

http://news.gooya.com/politics/archives/2008/01/066515.php

47 :: توسط نيما در 2008-01-02 01:05

زيتون جان آدرس فيد تو اينجاست:
http://z8un.com/index.xml
بايد به يه ام‌تی کار بگی برات مرتبش کنه. اعلان بده تو بلاگت

46 :: توسط Avra در 2008-01-02 01:04

ادای خوشبخت بودن را در آوردن هم کار سختی است. مخصوصا وقتی بقيه باور کنند

45 :: توسط khodam در 2008-01-02 00:59

http://news.gooya.com/politics/archives/2008/01/066515.php

44 :: توسط sabok vazn در 2008-01-02 00:52

دلم برای اينجور نوشتنت تنگ شده بود.

43 :: توسط گیسو در 2008-01-02 00:47

جالب بود زیتون جان:) یه خورده یاد داستان های زویا پیرزاد افتادم.
ولی من از اون ایرانی ها نیستم ها به خدا:))

42 :: توسط زیتون در 2008-01-02 00:43

شاهرخ عزیز- ۱۵ و ۱۶
فراموش کردن زبان فارسی و املا و گرامر که گناهی نیست. بعضیا که از کوچیکی رفتن و حتی به کلاس زبان فارسی هم نرفتن و یه چیزایی از پدر و مادرشون یاد گرفتن.
اینکه الان کسی در خارج کشور جرإت نمی‌کنه با افتخار سرشو بالا بگیره و بگه من ایرانی هستم و خیلیا خودشونو یونانی و ایتالیایی جا می‌زنن هم گناه مردم نیست....
مسببش سیستمیه که همه‌مونو دربه‌در کرد این‌کشور و اون‌کشور و با کارهاش آبروی ایران رو برد و باعث شد که مردم کشورهای دیگه بین ملت ایران و دولتش فرقی نذارن...

مانی خان- ۱۷
ممنون از کامنت خوبت...بیائید در این سال جدید بدون بغض و کین بدون خودی و نخودی و بدون ایسم و گرا پیدا کنیم که چرا ؟

سال نوی همگی مبارک

Ocean عزیز
نه، هنوز ولگرد وبلاگ نداره( نمی‌دونستم بگم خوشبختانه یا متاسفانه... نمی‌دونم اگه از پیش من بره چی می‌شه. من شاید از غصه دق ‌کنم) ممنون که نوشته‌مو درک کردی و نوشتی:motasfaneh adamhaye sathi hame ja besyarand در همه جای دنیا...

41 :: توسط زیتون در 2008-01-02 00:33

یادش به خیر که شعر میگذاشتی :)
خودمم خيلی دلم تنگ شده برای شعر نوشتن. ممنون که تو اينکارو کردی. هر دو شعری که در کامنت ۸ و ۱۰ نوشته‌ای خيلی زيبا هستن.
باور کن من بی‌انصاف نيستم. اگر جواب من به کامنت فهيم رو بخونی شايد نظرت عوض شه.
گریه‌ت نگیره که منم گریه‌م می‌گیره ها....


عباس عزیز- ۱۱
ممنونم که نوشتی. فکر کنم اون قسمتشو شوخی کردی اما چرا ماها فکر می‌کنیم انرژی انباشته‌مون با فحش دادن خالی می‌شه؟ به قول آقای جیم باید کار دیگری کرد:)
سال نوی شما هم مبارک!


Tanyer جان-۱۴
باهات موافقم. اگه جوابم به بقیه رو بخونی متوجه می‌شی که منظور من از آقای جیم همه خارج کشوری‌ها نیستن و هیچوقت از آقای الف و خانم ب هم دفاع نکردم..

40 :: توسط زیتون در 2008-01-02 00:21

جيم عزيز
پرسيده‌ای:قوطی آبجو خنک منو چرا اون آخرای نوشته ات تبدیل به ماالشعیرش کردی؟ آخه آخراش الکلش پريده بود:)) گذشته از شوخیَ اين اشتباهم سهوی نبود. اولش خواستم بگم ماءاشعير بعد گفتم اول بگم آبحو بعد ماءالشعيرش کنم. شايد هم کارم ار نظر ادبی اشتباهه...

فهیم عزیز- کامنت ۹
اتفاقا تموم سعیم این بود که جمله‌ی ؛از راه دور لنگش کن؛ به ذهن خواننده نیاد. من به آقای الف و خانم ب و آقای جیم به یک چشم نگاه می‌کنم. هر کدام مشکلات خودشونو دارن.
دوتای اول در روزمرگی‌های خودشون غرقن و بی جهت صورتشونو با سیلی سرخ نگه می‌دارن. وگرنه چرا با تموم مشکلات از قشنگی برف و زبون بچه‌شون فقط حرف می‌زنن؟
رفتار آقای جیم هم شامل همه خارج نشین‌ها نمی‌شه حتی ده درصدشون اینجوری نیستن به نظرم(کور شم اگه دروغ بگم) یک نمونه بود.
آقای الف و خانم ب از اعتراض کردن می‌ترسند از اینکه بهشون انگ سیاسی بزنن می‌ترسند...
آقای جیم در غربت خیلی مشکلات داره و دوست داره برگرده. به خودش می‌گه ترک وطن من به عنوان اعتراض بوده چرا بقيه لال موندن.
هر سه اينها در توهم خودشون غرقند و هيچکدوم راه چاره رو هنوز نمی‌دونه. نه لاپوشانی حقيقت مشکلات و معضلات رو از بين می‌بره و نه فحش دادن باعث می‌شه کسی به خودش بياد... هر دو گروه...دارن اشتباه می‌کنن.
اميدوارم منظورمو رسونده باشم.(يه بار ديگه بخونم کامنتمو ببينم خودم می‌فهمم!:))

39 :: توسط Velgard در 2008-01-01 22:46

HapPy NeW YeAr :

Dear:

What is YOUR New Year/s''' Resolution" For 2008

These Are
ء Mine For Z8un's weblog :


I will not check Z8un's weblog hundred times a day!

I will not open her comments page at all!

I will not leave tens of comments with different Id!!

I will not Leave a comment or sent email to z8un with colored remarks !!


************
.And these Are Some Resolutions Of Mine And Others..


I will always " check for shampoo .soup and towel . before I take shower.

I will never smoke when I am taking shower

I will always check for toilet paper paper before using restroom!

I will always park my car next to expensive and late model cars

I will try LEARN FROM my MISTAKES and repeat them !!

I will try to figure out why I "really" need 11 e-mail addresses with diffident PASS WORD to forget them .

I will not check my emails box ten times in 24 hours

I will not talk to my friends about religion an politics

I will not say any lies but my wife and police!

I will not quit smoking more than five times a year .

And I will

Never make New Year'resolutions again

38 :: توسط رامین در 2008-01-01 22:04

عجب آقای جيم بی ادبی بوده ! اين خارجی های اینطوری هم به طور متنابهی از زبان فارسی فقط فحشهاش يادشونه .

37 :: توسط مانی در 2008-01-01 21:35

خودم عزيزم

من هم هميشه ميگم كه اگر ما ملت درستی بوديم اينجوري نميشد.

من واقعا دارم شك ميكنم كه آيا ما قبل از اسلام هم همين صفات رو داشته ايم يا نه؟

من شخصا همچنان معتقدم اسلام اين صفات كثيف را در ملت ما بوجود آورده. دروغ و جنايت و توسري خوري همه از اسلام بوجود آمده. حالا نميدونم نظر تو در اين مورد چيه. تحقيقات من كه تا بحال چنين نتيجه اي داده.

36 :: توسط ویدا در 2008-01-01 20:48

براوو آقا/خانم خودم، عجب غوغایی کردی! سخن حق را پاسخی نیست... حالا این آقاهای الف و خانمهای ب کی به این نکته خواهند رسید که نارسیسم و مالیخولیایی بودن هیچ کدام از دردهایشان را دوا نخواهد کرد، خدا داند!

35 :: توسط khodam در 2008-01-01 19:13

در حاشيه کنسرت گوگوش ـ آلمان، عکس و گزارش: اختر قاسمی

http://news.gooya.com/culture/archives/066503.php

" اينم واسه اينكه هى فكر نكنيد كه همه چيز رو تلخ می بینم و تلخ می نويسم."

34 :: توسط ارنستو در 2008-01-01 18:32

زیتون جان چه عجب از این دوگوله کمی کار کشیدی (:

33 :: توسط سعید شکارچی در 2008-01-01 17:48

سلام زیتون
سال نو میلادی بر شما مبارک

32 :: توسط khodam در 2008-01-01 17:22

زيتون جان


اولا سال نو مبارك ( سال مسيحى).
دوم با توجه به اينكه در جواب کامنت يكى از دوستان، کامنت من رو گذاشته بودی درست مى بينم كه يك كمى روشنت كنم.
ابتدا اينكه کامنت من رو به طوركامل نذاشته بودى، خوشبختانه يكی از دوستان تذكر داد كه من اول از همه به غیرت خودم تف كردم، بعد به غیرت نداشته اين ملت شريف ايران، كه متاسفانه به عمد اون قسمت رو حذف كردى، اينم اسمش ايرونى بازى و سیاستگری هست ( البته از نوع پدر سوختگیش).
بعدا همانطور كه ببر تنها اشاره كرد مگه دوروغ گفتم؟ وقتى دست کم ۳۰ نفر آدم گنده وایسادن ( اونم ملتى كه ناموس پرستیشون گوشه فلك رو كر كرده ) و بر و بر به معنى واقعی كلمه مثل گوسفند جيغ زدن يك دختر رو در حينِ بازداشت شدنش نگاه ميكنن ميخواى كه قلب آدم به درد نياد؟ حتما به خودت ميگى كه تو ( يعنى من ) اگه اينجا بودم مثل بقيه صدام در نمى اومد و وایمیسادم نگاه ميكردم، نه عزيز من، اینطورا هم نيست، من ميرفتم جلو و خيلى محترمانه به اون نيروىِ انتظامى وحشى ميگفتم كه اين طرز برخورد با مردم درست نيست، ميگفتم كه شماها با اين كارتون فقط اون وجۀ بد و خرابتون رو در جمعِ بدتر و خرابتر ميكنيد، و باور كن پای همه چيش هم وایساده بودم، من نميخوام بگم كه چه نوع آدمى هستم ولى همون زمانى هم كه ايران بودم اونقدر جربزه داشتم كه جلوى انصارِ حزب الله مثل مسعود ده نمكى وسط ميدان ولى عصر وایسم و طرز برخوردشون رو با مردم به باد اعتراض بگيرم، کتکش هم خوردم، شب هم تو زير زمينِ مسجد نارمك بازداشت بودم و اونجا هم كتك جانانه ای خوردم ولى باز هم روى حرف خودم ایستاده بودم . بعد هم مجبور به خروج از کشور شدم به خاطر همین درگيريهاى من با انصارِ حزب الله. آره فدات شم، مگه از سیاهی هم بالاتر رنگى هست؟ مگه فوقِش اين نيست كه آدم رو لت و پار ميكنن؟ بكنن، باز آدم با وجدان راحت شب میخوابه، نه اينكه از درد وجدان به خودش بپیچه كه چرا صداش در برابر اين جور ظلمهای آشكار و واضح در نمى آد، بذار يك چيزى هم بهت بگم، درسته كه اينها وحشى هستن، درسته كه پشتشون گرمه، ولى به خدا قسم مثل سگ هم ترسو هستن، کافیه كه يك نفر، تنها يك نفر به اينجور اعمالشون جلوى جمع اعتراضى كُنه، بلافاصله خودشون رو جمع و جور ميكنن.
در ضمن شما ايرانى ها كه در ايران زندگى ميكنيد يك تصور اشتباه از ما ايرانى هاى خارج نشین داريد، فكر ميكنيد كه صبح تا عصر كار ميكنيم و آخرِ شب دست يك دختر رو ميگيريم ميريم تو دیسکوها و بارها ولو مى شيم عشق دنيا رو ميكنيم، تقصيرى هم نداريد. اين تقصير اون ایرانیهای بی جنبه ای هست كه سالى يك بار از خارج ميان ايران و با یوروهاشون كه البته مثل خر هم واسش كار كردن واسه شما نديد بدیدها پز میان و ژست ميگيرن، از کنسرتها و دیسکوهای ايرانى تعريف ميكنن، از اينكه با چند تا دختر و پسر خوابيدن تعريف ميكنن، از ماشینهای بنز و بى ام و شون تعريف ميكنن. نه عزيزِ دل من، از این خبرا هم نيست، اينجا يك سرى معدودی از ایرانیها هستن كه زندگيه خيلى خوبى دارن، بقیشون يا تو يك شركت دارن يك پول بخور نمیر در ميارن و يا اينكه پیتزا فروش هستن يا راننده تاكسى يا مغازه فتوکپی دارن، واسه اون ماشين بى ام و ( كه عشق ايرانى ها هست) بايد حد اقل ۱۰ سال قسط بِدن تازه از خرج بنزين و بیمش هم بر نِميان، ولى خب چشم هم چشمى هم بين ايرانى هاى خارج از ايران مثل ايرانى هاى داخل وطن هم بيداد ميكنه. من از جماعت ايرانى ،كه واسه بار هزارم ميگم كه خودم هم يكى از اونها هستم و تافته جدا بافته هم نيستم ، ميتونم برات كتاب بنويسم فقط با اين تفاوت كه به خاطر هوشِ و فهم خودم اين كثافات فرهنگ خودمون رو هم مى بينم و به زبون ميارم و خودم شخصا هم تا اونجایی كه بتونم سعى ميكنم اين فرهنگ لجن رو از باطن خودم دور كنم.
يكى از موفقيت هاى رژيم ايران بعد از ۳۰ سال اين بوده كه يك تفرقه ای بين ما ايرانى ها انداختن كه باور كن در تاريخ معاصر ايران سابقه نداشته، اقلیتهای مذهبی با شیعه ها بدن، اقلیتهای قومی چشم ديدن فارسها رو ندارن ( با توجه به اينكه فارسها خودشون تنها ۴۰ درصد از مردم ايران رو تشكيل ميدن و خودشون هم در اقلیت هستن)، فقير با پولدار بده، مذهبى با غير مذهبى بده و...، و يكى از دلائلی كه اين رژيم آدم خور تا حالا تونسته دوام بياره همين تفرقٌه بين ما هست، ماها حتى در همون جمعِ كوچيك فاميل و قوم و خويش هم چشم ديدن هم ديگه رو نداريم ديگه تو جامعه كه جاى خود داره.
ضمنا گوشزد كردى كه سياسى نويس نيستى و وبلاگت صرفا اجتماعى هست، اما عزيزم اشتباه ميكنى، در ايران تنها كافيه كه يك نفر از گرون شدن پرتقال بگه يا بنویسه، ديگه چه بخواد چه نخواد سیاسی حرف زده يا نوشته، ولى هنوز هم پافشارى ميكنى كه اهلِ سياست نیستی اما بايد بگم كه خودت رو گول ميزنى، يك نگاه به نوشته های خودت در سالهاى اخير بنداز اون وقت ميبينى كه اشتباه كردى، ولى اگر از اين ناراحتى كه كسى مياد واسه وبلاگت ارزش قائل ميشه و نه تنها واسه تو بلكه واسه بقيه کامنت مى ذاره ميتونى خيلى راحت بگى آقاى" خودم" لطفا ديگه اينجا کامنت نذار، باور كن دستم بشكنه اگه ديگه اينجا کامنت بذارم.
آره عزيزم، من از بى غیرتی يك ملت گفتم، چونكه ملت ايران بى غيرت هستن، دروغگو هستن، اصلا بدونِ دروغ زندگى شون نمیچرخه، دزد هستن، چاپلوس هستن، متظاهر هستن، ظاهرشون با باطنشون يكى نيست، ضعيف كش هستن، بى جنبه هستن، پر مدعا هستن،همه چيز رو به خيال خودشون ميدونن و در مورد همه چى اظهارِ نظر ميكنن ولى تو تمام عمرشون چهار تا كتاب نخوندن ، " نميدونم" " معذرت ميخوام" " اشتباه كردم" تو فرهنگ لغتشون اصلا وجود نداره، اهلِ بخشش و گذشت نيستن، حسود هستن، ۲ تا چشم دارن ۲ تا چشم ديگه هم قرض كردن كه ببينن چى جورى یک نفر با كله ميخوره زمين، وقتى كه يك درخت مى افته همه شون تبر زن ميشن ؛ بى معرفت هستن، بارى به هر جهت هستن، تنبل هستن، و از همه بدتر ترسو و بزدل هستن. اين ليست رو ميتونم تا سال ديگه هم برات ادامه بدم، ميتونم ازتحقیری كه اين ۳۰ سال اخير شدند برات بگم كه به خاطره همين تحقیر روزى هزار بار اين کورش بدبخت رو از زير خاك ميكشن بيرون و به رخِ دنيا ميكشن كه ما ۲۵۰۰ سال پيش چه و چه و چه بوديم.
ما مردم ايران از رژيم ايران تنفر داريم اما نه تنها به خاطر اينكه اينها ظالم هستن، مستبد هستن، فاشیست هستن، بهترین جوونهای ایران رو اعدام کردن و ميكنن، شكنجه كردن و ميكنن، نه...فقط به خاطر اين چيزا نيست، بلكه به علت اينم هست كه تصوير باطن خودمون رو در رژيم ايران ميبينم، واسه اينكه تمام صفتهایی كه رژيم جمهورى اسلامى داره، خود ماها هم داريم، هر كدوم از ماها يك رژيم جمهورى اسلامى به صورتِ مینییاتوریش هستيم. و اگه ادعا ميكنيم كه مصدق رو دوست داريم، امير کبیر و قائم مقام رو دوست داريم واسه اينه كه اون ها کسانی بودن كه ما دلمون مى خواهد باشيم ولى نيستيم، چونكه واسه امير كبير بودن باید هزينش رو هم پرداخت كنیم، چونكه امير كبير بودن يعنى در آخر رگ دستمون رو زدن، چونكه مصدق بودن يعنى عمرى در تبعید و تنهايى زندگى كردن، چونكه قائم مقام بودم يعنى در آخر از غصه اين وطن دق مرگ شدن.
آره عزيزم. اين رژيم تنها هنرى كه كرد اين بود كه درِ ديگ فرهنگ ايران رو برداشت و حالا مى بينم كه چطور بوی گندش دنيا رو برداشته، و شاه تنها هنرش اين بود كه در اين ديگ رو محكم نگه داشته بود كه دنيا ندونه توى اين ديگه فرهنگى ما چه ميگذره.
در آخر، هم از زيتون و هم از بقیه به خاطر رك گوییم معذرت ميخوام، ولى كار ما ديگه از اين حرفها گذشته كه بخواهيم با كلاس و با اتیکت و ایما و اشاره همش صحبت كنيم.
با خودمون كه ديگه رو درواسی نداريم....داريم؟

31 :: توسط میثم در 2008-01-01 16:58

سال نو مبارک

30 :: توسط میثم در 2008-01-01 16:58

سال نو مبارک

29 :: توسط عمه خانم در 2008-01-01 15:43

عزیزان عمه این روز اول سالی مثل اینکه بیخوابی بسر همه زده یکی اینجا گفته بود که همه معترضین با کامنتهای عصبانیشون و سروصدای بیصداشون در کامنتدونی زیتون کمی خودشونو خالی میکنن و حق داره اول از همه باید از صبر و سخاوت زیتونی تشکر کرد که این اجازه رو بهمه میده اما ...
در مورد خوش گذرونی در ایران باید بگم وقتی مردمی کاری ندارن بکنن عمه کافی شاپی نیست که برن توش راحت قهوه بخورن و سیگار بکشن و گپ بزنن اوناییم که کم و بیش بود درش بسته شد و صد و چندیهم در معرض خطر بسته شدن خوب تو خونهاشون جمع میشن و اسمشو میزارن "مهمونی"... در خارج از ایرانم نسبت به اینکه کجا زندگی کنی با وجودیکه هیچکس وقت برای هیچی نداره کم و بیش این مهمونیها برقراره
بیخبری هم همیشه معنیش "خوش خبری" نیست عمه بعضی وقتا معنیش "سانسور"ه عمه
اگه خبرایی میشه که تو ایران خبر ندارن معنیش این نیست که اتفاقا نیفتادن یا اینکه ...ای بابا بیتا جون عمه فکر نمیکردم اینقد ساده باشی یعنی شماها واقعن باورتون میشه که مردم در ایران خوش خوشونشونه !!!???
عمه برای همه آرزو میکنم ۸..۲سال خوب و پر برکتی باشه

28 :: توسط سورمه در 2008-01-01 15:39

احساس میکنم تبدیل شدیم به ربات هایی که سنسورمون رو روی کلمات خاصی تنظیم کردن(کردیم؟) و انگار حتی از نگاه کلی و درک کلی ناتوان شدیم . وگرنه کمتر کسی انتظار درک عمیق داره!!

27 :: توسط hh در 2008-01-01 13:59

زیتون جان(6) اقلا یک مثال دیگر می آوردی و یا کل نظر طرف را نقل می کردی. اون شخص که اول به خودش تف کرده. و بعد هم اون نظر را در وبلاگ کسی نوشته که اون هم در خارج کشور زندگی می کنه. فکر کنم بیشتر از سر ناتوانی آن را نوشته تا توهین. بگذریم... خوب بلایی سرمون آوردن ماها داریم تو سر و کله هم میزنیم و اونها دارن جیاشونو پر می کنند و مملکت و مردم را به روز سیاه نشوندن. تفرقه بیانداز و حکومت کن.

26 :: توسط خورشید در 2008-01-01 13:21

ببین جدا از محتوای نوشته ات، این قالبی که برای این نوشته انتخاب کرده بودی خیلی جالب بود و یه جورایی تا آخرای پست نفس گیر بود. (البته فکر کنم آخرش رو بهتر می شه تموم کرد. از نظر محتوی نمی گم، از نظر شکل می گم.) خلاصه، عین یه داستان کوتاه می مونه. به نظرم اگه یه موقعی وقت داشتی، بشین چند تا داستان با این قالب بنویس! جالب می شه. هم کمدی می شه نوشت، هم تراژدی، هم فلسفی!

25 :: توسط ببر تنها در 2008-01-01 11:48

راستي سال نوي ميلادي مبارك،
اميدوارم سال 2008 سال مباركي براي همه به خصوص ايرانيهاي اينورو اونور آب باشد!

24 :: توسط ببر تنها در 2008-01-01 11:21

من نه از Mr.jim ها حمايت ميكنم و نه از آخرين پست زيتون،
اون خانمي كه چيز ديگري جز شيرين زبوني دخترش به ذهنش نميرسه كه تو وبلاگش بنويسه حتمن كه هدف وبلاگ نويسي رو نفهميده.
اون خارج نشين هم كه وقتي ميبيند پليس اشغالگر دختر 15 ساله اي رو جلو چشم مادرش به زور فحش وكتك سوار ماشين ميكندو مردم ميايستند و بربر نگاه ميكنند حق داره كه تف به غيرتشون بندازه و اونها رو گوسفند خطاب كنه.مگر غير از اينه؟اينكه آدم از كشورش دور باشه و راجع به اوضاع اونجا نظر بده يا داوري كنه لزومن عمل بدي نيست بلكه بر عكس خيلي هم مفيد ميتونه باشه،آدم وقتي بالاي يك تپه مي ايسته اشراف و پرسپكتيو گسترده تري نسبت به پايين تپه پيدا ميكنه.البته منظور من از بالا و پايين در اينجا به هيچوجه بعد اخلاقي اون نيست بلكه فقط منظورم دوري است.
زيتون جان يكي از همين Mr.jim ها حسين درخشان است كه در خارج و به دور از عذاب حكومت ولايت مطلقه فقيه با دوست دخترهايش زندگي ميكند آبجوي آلماني مينوشد و به مردم ايران تبريك 22 بهمن ميگويد!!و تو هم اورا پينگ ميكني تا مبادا ما چيزي را از دست بدهيم!

23 :: توسط جیم در 2008-01-01 06:40

جیم، جمالتو عشقه
قوطی آبجو خنک منو چرا اون آخرای نوشته ات تبدیل به ماالشعیرش کردی؟

22 :: توسط آريکو در 2008-01-01 06:27

باور کن همه خارج نشينها هم اينطوری نيستند...

21 :: توسط friend در 2008-01-01 06:23

It was cute! simply cute

20 :: توسط Ocean در 2008-01-01 06:11

Hi Z8un,

omidvaram khoob va khosh bashi. baz ham pa to kafshe invare ibeeha kardi!! shookhi mikonam manzooret ra khoob dark kardam motasfaneh adamhaye sathi hame ja besyarand.

omidvaram sale 2008 baraye to va hamey donya sale behtari basheh.

Aya velgard blog makhsose khodesh ra dareh?

19 :: توسط irani در 2008-01-01 06:04

سلام... از طریق روزآنلاین با وبلاگ شما آشنا شدم ..... این نشانی وبلاگ منست.
http://iraniamobass.blogspot.com/

18 :: توسط مانی خان در 2008-01-01 06:02

ببخشید زیتون جان

یادم رفت بگم تو حقداری در مورد ماها که در خارج هستیم من و شاهرخ و امثال ما این فکرها را بکنی

اینجا البته مثل اروپا نیست که شاهرخ دردش رو حس کرده نه از نظر هموطنان ایرانی از نظر مردم اینجا هموطنان ما بقول شاهرخ منم یکیش درد شما ها را ندارند و اگر حرفی میزنیم نه که توهینی کنیم مثل آقای جیم تو نه اگر حرفی میزنیم جز این کار دیگری از دستمان برنمیاید در مورد ایران تنها کاری که میکنیم سعی میکنیم لااقل با اهالی اینجا مهربان باشیم و با افتخار بگوئیم بله ما ایرانی هستیم و آنچه شما در مورد ما در رادیو ها و تلوییزیونها میخوانید و میشنوید و میبینید ایرانی ها نیستند انها اشغالگرانی هستند که ادعای مسلمانی میکنند

من هیچوقت به خودم اجازه ندادم که برای شماها که در ایران زندکی میکنید تکلیف معلوم کنم و این را به همه ی خارج نشینان توسعه میکنم متاسفانه در همه جا بد و خوب است اینها هم از ایرانیان بدی هستند که در اینجا میبینید با سواد و بیسواد هم ندارد از روزنامه نویس بگیر تا وزیر و و کیل سابق از رئیس حزب بگیر تا برق اندازان زیتونه های مبارک شاه و شیخ

17 :: توسط مانی خان در 2008-01-01 05:30

سال نو جهانی برهمه فرخنده باد

باز سال دیگری رفت و سال تازه ای آمد و ما هنوز منتظر آزادی میهن از زیر بار ظلم و جور حکام دیگری هستیم.
از زمان کودکی که در خانه صحبت از سال جدید و انشاالله سال خوشی و آزادی برای همه باشد بود تا حال که دوران میانسالی را تجربه میکنم ، این میهن خانه مادری روز خوشی به خودش ندیده است و حالا حسرت میخورم در این میهن دوم که بیشتر از صدو پنجاه سالی از عمرش نمیگذرد ما چقدر آزادی داریم و چرا انجا نداشتیم و حالا چرا مردم ندارند واقعا چرا؟ بیائید در این سال جدید بدون بغض و کین بدون خودی و نخودی و بدون ایسم و گرا پیدا کنیم که چرا ؟

16 :: توسط شاهرخ در 2008-01-01 05:18

ضمنا یه پیشنهاد به خودم و بقیه خانوما و آقایونی که اینور آب هستن و ماشاالله همه استاد و سخنور و دلخون از درد مردم و همیشه به یاد وطن با گردنهای افراشته و افتخارشون به ایرانی بودن!!! به خدا دارم می ترکم از دروغ و دغل همگی شمایان! بابا چه اجباری بشینین و غم ایران رو بخوریم. شماها همینجا سعی کنین با آبرو زندگی کنین، ایران پیشکش منم نوکر همتون! خیر زیتون جان! اینجورا هم نیست. من به اصطلاح بچه درس خونش بودم و اومدم اینور. موندنی هم شدم اما نمی تونم سرمو بالا بگیرم بگم ایرانی هستم. به خدا نمی تونم. دیگه حتی توی کوچکترین شهرهای اروپایی هم اینقدر کلاه گشاد خلق قهرمان و ملت شریف ایران به سر اینها رفته که تا اسم ایران بیاری چپ چپ نگاهت میکنن و کو تا بتونی اعتماد اینها رو جمع کنی! می دونم از فردا همه میان شکم منو اینجا جر بدن! به خدا ایرانی که می بینم راهم رو عوض می کنم. نمی دونم چرا زورکی می خواهیم بگیم نه این نیست! بابا خانم، آقا چرا دروغ؟!!!

15 :: توسط شاهرخ در 2008-01-01 05:04

زیتون عزیز، وقتی توی نظرها می بینم اون هم وطنی که فارسی یادش رفته و انگلیسی نوشته و عجب انگلیسی ای که هر خطش ۵ تا غلط دیکته ای و گرامری داره(!!!) اون وقت باید بگم حق داری و درست نوشتی. جونورهای عجیبی هستیم ما خلق ایران (خودم هم یکیش) من هم اینور خط هستم، زور نمی زنم مثه این آقای فارسی فراموش کرده(!) که بگم نه و این حرفا. کاملا صحیح نوشتی. اینکه میگم کاملا، حساب ۸۰ یا ۹۰ درصد نیست. ۱۰۰٪ درست نوشتی. باید باشی اینور و زندگی کنی تا ببینی خودت. بازم میگم جانماز آب نمیکشم. منم یکیش! آدم بشو هم نیستیم! بقيه آقايون و خانوما هم نيان بگن فلان و بهمان... آره قديميا بودن اما دقيقا اونا که از تاريخ ورود ما به فرنگ اومدن به خدا خيلی نازن! جمع کنين جون مادراتون اين بساطو. من که اينجام و همتون (و خودمو هم) که می بينم!

14 :: توسط Tanyer در 2008-01-01 04:38

May I case at you in polite way?

Well we are not much out of road, donot be extereme about Iranian in Aborad, it would much easiyer for us to hide our identity, but I know many of people that turn down the jobs cuse of the employers request them to ignore thier IRANIAN identity. You and We all paying price, each of us differently, donot mis judge many of us Zeitooon khanoom.

We share one country and one feeling about it.

13 :: توسط ........ در 2008-01-01 04:20

--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:

توسط بى تا ۷ :: توسط بى تا در ۱۳۸۶-۱۰-۱۱ ۰۳:53
اره عزيزم ميدونم كه تو و امثالِ تو بيش از هر كسى ميدونيد كه ما هر جا باشيم سرمون رو با افتخار بالا ميگيريم و ميگيم ما ايرانى هستيم ايرانى ميمونيم و به بچّه ها مون هم ياد ميديم كه گر چه اينجا زندگى ميكنيم اما متعلق به خاكى هستيم كه براى وجب به vajabesh دلمون mitape ...متشكرم كه اين توضيحِ زيبا رو نوشتى باور كن ما بارها دلم مى خواسته برات ايميل بزنم و بگم بيشتر مواظبِ خودت باش نكنه با نوشته ات و با وبلاگت شناخت باشى...برات آرزوى سلامتى دارم

12 :: توسط ,,,,,,,, در 2008-01-01 04:18

--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:

توسط بى تا در ۱۳۸۶-۱۰-۱۱ ۰۳:26
زيتون جون الان neveshtato خوندم با اينكه خيلى بهت حق ميدم از اينكه به خارج-neshinhaye ايرانى بگى -دستى از دور بر آتش داريد- اما باور كن براى افرادى كه در چند سال گذشته -منظورم ۱۰ سال به intaraf- از ايران خارج شدند هيچ لحظه بدونِ ياد ايران و ايرانى نميگذاره باوَرِت ميشه من هر روز همه اخبارِ ايران رو ميخونم و براى يك-يكه غمهاى مردم اشك ميريزم...بعضى وقتها از khanevedam در ايران جريان يه خبر رو ميپرسم كه اونا ميگن ما اصلا چنين چيزى nashnidim ..خيلى از دوستانِ من كه ايران رفتن و برگشتن ميگن مردمِ ايران على رغم مشكلاته فراوان khoshihashon بيش از ماست و ما از بيرون فكر ميكنم ايران خيلى زندگى سختِ ..نه اونقدر كه مردمِ ما به tajamolat به zargho برقِ زندگى مى رسن اونقدر كه مهمونى midano ميرن ما اين چيزها رو اينجا نمى بينيم نميگم اونجا مشكل نيست هست اما هنوز هم خدا رو شكر ميشه شادى رو تو قلب مردم ديد ...ما اينوره آبى ها هم تنها ميتونيم براى غمهاى مردم غم بخوريم و دعا كنيم كه هر روز صبح كه اخبارِ ايران و ميكنيم خبر بد نباشه...مى بخشى هم بد نوشتم هم زياد ..اما نوشته ات خيلى قشنگ و delneshine
۲ :: توسط بى تا در ۱۳۸۶-۱۰-۱۱ ۰۳:13
سلام زيتون جون
سال نو رو بهت تبريك ميگم اميد كه امسال سال خوبى براى همه مردمِ دنيا و براى مردمِ عزيزِ ايران باشه...سالى سرشار از صلح و موفقيت و پيروزى

11 :: توسط abbas در 2008-01-01 04:13

×زيتون خانم شما طبع و نظر بلندی داريد که با امکان دادن به همه در اين مکان اجازه ميديد آدمهايی مثل من با آمدن و خالی کردن انرژيهای انباشته شده خود هرچند گاهی با الفاظ ناشايست وتوعین به انسانهای دیگر قدری آرامش بگيريم کاری که بسياری از آدمها بطور طبيعی در شبانه روز در ايران انجام ميدهند و ما اينجا قادر به انجام آن نيستيم بنابر اين اينها را نبايد خيلی جدی گرفت . اما هنر ويژه ديگه شما اينکه بالاخره دست منم به نوشتن باز کرديدو با آرزوی سلامتی برای همه در سال جديد ميلادی

10 :: توسط توسط یادش به خیر که شعر میگذاشتی در 2008-01-01 04:09

سلام زيتون جونم
راستش اولش فکر کردم چه بهتر بود که شعری از شاملو برای تيتر ايت نوشته ات انتخاب ميکردی بعد که دوباره خوندم داشتم از خنده رود بر می شدم فقط يک نام توی ذهنم رژه ميرفت که خوب بود عنوان اين پست می بود.
حالا از شما چه پنهان که دو ساعتی هست که اتاق می لرزه صد رحمت به ترقه بازی های ايران .... من با دوست دخترم نرقصيدم آبجو هم نزدم تو وبلاگ کسی هم به جز اينجا پيغامی نذاشته ام حالا از حال خود ياد اين شعر شاملو می افتم ..... خيلی تند رفتی و بی انصافی کردی راستش گريه ام گرفته :((
در اينجا چهار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب در هر نقب چندين حجره

در هرحجره چندين مرد در زنجير ...

از اين زنجيريان يکتن زنش را در تب تاريک بهتاني به ضرب دشنه اي کشته است

از اين مردان يکي در ظهر تابستان سوزان نان و فرزندان خود را

بر سر برزن به خون نان فروش سخت دندان گرد آغشته است

از اينان چند کس در خلوت يکروز باران ريز بر راه رباخواري نشسته اند

کساني درسکوت کوچه از ديوار کوتاهي به روي بام جسته اند

کساني نيم شب در گورهاي تازه

دندان طلاي مردگان را مي شکستند

من اما هنچکس را در شبي تاريک و توفاني نکشته ام

من اما راه بر مرد ربا خواري نبسته ام

من اما ننمه هاي شب ز بامي بر سر بامي نجسته ام

در اينجا چهار زندان است به هر زندان دوچندان نقب

و در هر نقب چندين حجره در هر حجره چندين مرد در زنجير

در اين زنجيرنان هستند مرداني که

مردار زنان را دوست مي دارند

دراين زنجيريان هستند مرداني که در رويايشان هر شب

زني در وحشت مرگ از جگر بر مي کشد فرياد

من اما در زنان چيزي نمي يابم ...

گر آن همزاد را روزي نيابم ناگهان خاموش

من اما در دل کهسار روياهاي خود

جز انعکاس سرد آهنگ صبور اين علف هاي بياباني که مي دويند و

مي پوسند ومي خشکند ومي ريزند , با چيزي ندارم گوش

مرا گر خود نبوداين بند شايد بامدادي همچو يادي دورو لغزان

مي گذشتم از طراز خاک سرد پست

جرم اين است جرم اين است

9 :: توسط فهیم در 2008-01-01 04:08

زیتون من ! باور کن اینجوری ها هم نیست ! اما خب یک جورایی راست هم گفتی ... همون لنگش کن از راه دور ! ( کاشکی تیتر پستت رو این میذاشتی !)

8 :: توسط یادش به خیر که شعر میگذاشتی در 2008-01-01 03:56

اگر كه بيهده زيباست شب براي چه زيباست شب
براي كه زيباست شب
شب و رود بي انحناي ستارگان كه سرد مي گذرند
و سوگواران دراز گيسو بر دو جانب رود
يادآورد كدام خاطره را با قصيده ي نفس گير غوكان تعزيتي مي كنند
به هنگامي كه هر سپيده به صداي هم آواز دوازده گلوله سوراخ مي شود
اگر كه بيهده زيباست شب براي چه زيباست شب

7 :: توسط bita در 2008-01-01 03:53

are azizam midonam ke too va amsale too bish az har kasi midonid ke ma har ja bashim saremon roo ba eftekhar bala migirim va migim ma irani hastim irani mimonim va be bachehamon ham yad midim ke gar che inja zendegi mikonim ama motaalegh be khaki hastim ke baraye vajab be vajabesh delemon mitape ...motshakeram ke in tozihe ziba roo neveshti bavar kon ma barha delam mikhaste barat email bezanam va begam bishtar movazebe khodet bash nakone ba neveshtehat va ba webloget shenakhte bashi...barat arezoye salamati daram

6 :: توسط زیتون در 2008-01-01 03:46

بیتای عزیزم
چیزی که مسلمه و شاید باید زیر نوشته‌م اضافه می‌کردم اینه که منظورم از آقای جیم شخص یا اشخاص انگشت‌شمار و بخصوصی هستند که من چند بار باهاشون برخورد کردم و حسابی می‌زنن تو برجک وبلاگ‌نویس‌های وطنی.

بیتا جان، اگر من خودم هم به خارج کشور برم مطمئنم که سالها-شاید تا آخر عمرم- دنبال اخبار ایران باشم و همچنین مطمئنم تا آخر عمرم هوک‌سیک می‌مونم. و دوست دارم کمکی هر چند ناچیز و کوچیک برای وطن سابقم انجام بدم. این از من.

برای اینکه منظورمو بهتر بگم این کامنت رو بخون که تازه یکی از دوستان وبلاگی نوشته نه دشمن:
؛ تف به غیرت تو و تف به غیرت و شرف و ناموس این ملت گوسفند صفت که مثل بز وایسادن تماشا میکنن.؛
این کامنتو میان برای یک وبلاگ‌نویس ساده و غیر سیاسی می‌نویسن.
یا میان تبلیغات سیاسی اپوزیسیونی می‌کنن برای یک مادر.
در مورد اینکه ساکنین خارج از کشور گاهی خیلی بیشتر از ماها کار می‌کنن حرفی نیست. خودم هم بارها تو وبلاگم نوشتم. اینجا برای خیلی‌از آقایون و خانوما کویته! نمی‌دونم یادته از بعضی خانوم‌هایی که از صبح تا شب تو باشگاه‌های بدن‌سازی و استخر و سونا و جکوزی می‌گذرونن بدون اینکه دست به کاری بزنن و نوشتم که این رفتار موجب تعجب خانم‌هایی که از خارج برای دیدن اقوام میان می‌شه.
لباس های آنچنانی گران‌قیمت و آرایش و...
منظورم آقایان جیم بودن فقط...

5 :: توسط زیتون در 2008-01-01 03:34

این شیطونک کامنت شماره چهار من نیستم ها:)

منم سال نو رو به آقای ی و خانم بیتای عزیز تبریک می‌گم:)

4 :: توسط zeiton در 2008-01-01 03:29

سال نو مبارک:-)

3 :: توسط bita در 2008-01-01 03:26

zeiton jon alan neveshtato khondam ba inke kheli behet hagh midam az inke be kharej-neshinhaye irani begi -dasti az door bar atash darid- ama bavar kon baraye afradi ke dar chand sale gozashte -manzoram 10 sal be intaraf- az iran kharej shodand hich lahzeye bedoone yade iran va irani nemigzare bavaret mishe man har rooz hame akhbare iran roo mikhonam va baraye yek-yeke ghamhaye mardoom ashk mirizam...bazi vaghta az khanevedam dar iran jariyane ye khabar roo miporsam ke ona migan ma aslan chenin chizi nashnidim ..kheli az dostane man ke iran raftano bargashtan migan mardome iran alaraghme moshkelate faravan khoshihashon bish az mast va ma az biroon fekr mikonam iran kheli zendegi sakhte ..na onghadr ke mardome ma be tajamolat be zargho barghe zendegi miresan onghadr ke mehmoni midano miran ma inchiza roo inja nemibinim nemigam onja moshkel nist hast ama hanoz ham khoda ro shokr mishe shadi roo too ghalbe mardoom did ...ma invare abi ha ham tanha mitonim baraye ghamhaye mardoom gham bekhorim va doa konim ke har roz sobh ke akhbare irano mikonim khabare bad nabashe...mibakhshi ham bad neveshtam ham zeyad ..ama neveshtehat kheli ghashango delneshine

2 :: توسط bita در 2008-01-01 03:13

salam zeiton jon
sale noo roo behet tabrik migam omid ke emsal sale khobi baraye hame mardoome donya va baraye mardoome azize iran bashe...sali sarshar az solh va movafaghiyat va pirozi

1 :: توسط آقای ی در 2008-01-01 03:08

سال نو مبارک!!!!

زبان: