135 :: توسط عمه خانم در 2008-01-14 01:42

اوا خاک عالم khodam جون یعنی چی عمه ? این حرفا چیه به من پیر زن میزنی چه آتیشی چه معرکه ای ?
من فقط نگران این بچه میشم که با اینهمه ذوق و شوق اینجا مینویسه بعد بعضی افراد ناباب میان کامنتدونیشون که با اینهمه عشق و علاقه آب و جارو میکنه به گند میکشن .

134 :: توسط khodam در 2008-01-13 23:14

( زیتون کامنت دونی رو بست)
عمه جان
تو هم اين وسط شدى آتيش بيار معركه.
زیتون

اميدوارم كه منظورت من نبوده باشم، كه اگه اينطورباشه همينجا ازت عذر خواهى ميكنم. و دیگه به هیچ عنوانی کامنت نا مربوط به مطالبت نمیذارم.

133 :: توسط عمه خانم در 2008-01-13 22:59

زیتونی کامنتدونی همه پستارو ببند عمه وگرنه میدونی که اونوقت از اینجا شروع میکنن

132 :: توسط مری مون در 2008-01-11 10:48

سلام منم دی ماهی هستم و دقیقا مثل تو چند روز مونده به تولم بوق و کرنا می گیرم دستم و به همه میگم تولدمه و کادو بدین ...اما امسال متاسفانه در دیار غربت هستم و همه فقط زنگ زدند و از کادو خبری نبود!!
ر استی فکر کنم این از خصایص دی ماهی هاست که تولدشون خیلی براشون مهمه و همه رو خبر دار می کنن
تولدت مبارک خانمی

131 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-10 14:07

کامنت 126 (فردی به نام 123)

زیر زیرکی! میخای به من وصله بچسبونی؟

1- من دوست دارم این حکومت هر چه زودتر با یک انقلاب مخملی، یعنی در درجه ی اول با حظور میلیونی مردم در خیابانها، حتا بدون دادن شعار (حکومت خر نیست و قدرتنمائی را درک میکند) بره کنار. یعنی خودم هم براندازم. و از این نظر مثل بقیه ی براندازان هستم!
2- هر کی بخاد حق داره هر دینی داشته باشه یا هیچ دینی نداشته باشه. من هم بیدین هستم و هم به وجود خدا اعتقادی ندارم و با همه ی ادیان هم از این نظر مخالفم، و یک واو کلیتی به نام اسلام یا مسیحیت را قبول ندارم. اما در جزئیات، یعنی مثلا اگر در هر دو کتاب اسمانی آنها آمده باشد که "با هم مهربان باشید یا حسادت خوب نیست" و از اینجور حرفا، موافقم. به یک معنا، من بدم نمیاد که تناقضگوئیهای قران را کسانی کنار بگذارند و قران خود را که با تعریفی که از خدای عادل و مهربان خودشان دارند، جور درمیاید، اراعه دهند و بگویند که این قرآن ماست و قرآنی که در زمان عثمان نوشته شد، دستکاری شده است.
3- شما به هرکه خاستید برچسب بزنید، بزنید ولی لطفا از طرف خودتون حرف بزنید.

130 :: توسط ستاد مرکزی در 2008-01-10 09:50

وبلاگ سیاسی عبادی ستاد مرکزی انتخابات وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران آپدیت شد.

http://jamkaran.blogspot.com

ناگفته های احزاب و انتخابات

129 :: توسط shayan در 2008-01-10 02:03

کامنت ۱۲۳ مانی خان عزيز

اگر دجالی در کار بوده باشد همان خمينی بود. اينها يا دجالچه هستند يا دجالک!

سالها پيش در ایران نواری داشتم از سخنرانی معروف خمينی قبل از تبعیدش به عراق که پس از اينکه پادشاه فقيد حق رای به زنان داده بود و آقايان به رهبری خمینی سخت عصبانی بودند که ای وای بيضه اسلام در حال از دست رفتن است و خلاصه کلی آشوب و بلوا براه انداخته بودند ایراد کرده بود.

پادشاه فقید در یک سخنرانی غیر مستقیم آقایان را به کرمهای کثیفی تشبیه کرده بود که در نجاست خود می‌لولند! و ارتجاع سیاهشان نامیده بود.

خمینی در آن سخنرانی عصبانی فریاد میزد که .....ما ارتجاع سیاهیم؟ ما کرمهای نجسیم؟ ما که مردم نیم خورده مان را برای شفای بیمارانشان می‌برند کرم نجسیم؟ ای شاه خدا کند که منظورت علما نباشد؟ و .....

در اینترنت بگردی شاید آن نوار و یا متن آن سخنرانی را پیدا کنی.

منظور اینکه این نیم خورده و نیم نوشیده را برای شفا و تبرک بردن سابقه طولانی داره و خود خمینی هم در آن سخنرانیش به آن اعتراف میکنه! یعنی اعتراف که میکنه که هیچ پزش را هم به شاه میده که آره بابا ما اینیم کجای کاری؟ مواظب باش که با بد کسانی در افتاده ای!

خلاصه در مورد مرحوم آقای بروجردی و شریعتمداری خبر ندارم ولی در مورد خمینی و طرفدارانش به اعتراف خودش اینکار را سالها قبل از بازگشت نحس‌اش به ایران می‌کرده اند و این قضیه در مورد این شیعیان فرقه ولایت فقیهی به اعتراف خود خمینی سابقه طولانی داره.

به هر حال بگذریم

شاد باشی

128 :: توسط ik در 2008-01-10 00:58

تو دیگه لازم نکرده ادای میهن پرستی دربیاری!
دختره ی جهود کثیف

-----------------
IP: 121.246.0.116

127 :: توسط NOBODY در 2008-01-10 00:30

۱۲۲ خودم کامنت.

عالی بود يار گرامی. عالی بود

126 :: توسط 123 در 2008-01-09 22:06

شاهين دلنشين ناراحت نشو اين براندازها
همه شان مثل همند. كامنتهای ببرتنها كه
او هم از مخالفين اسلام و برانداز است
درست شبيه همان پسرك سلطنت طلب ضددينی است كه
چهارسال پيش به من گفت مسلمان بوگندو!!؟
انهم فقط برای اينكه او و وبلاگ كثيفش رابه
چالش كشيدم و بعداز ان تا به امروز
هيچ جوابی به سوالات من نداده و خودش
و زيتون هردويشان مرا بخيال خودشان
بايكوت كرده اند كه باعث خنده منست
ميبينيد كه تاريخ تكرار شده است و
اين مخالفين اسلام به همه مخالفينشان
لقب بوگندو ميدهند

125 :: توسط علی رضا نوری در 2008-01-09 21:27

بگیر
سراغ مرا از کافه های قبل از انقلاب بگیر
از خیابان بو علی
از بیمارستان سینا که روانی شده است
به پرستار گفتم :
به جای این حرف ها
بگذار رگ خوابت را بگیرم

با سلام
سنگ های جهنم به روز است و منتظر نقد و نظر شما

124 :: توسط 123 در 2008-01-09 20:32

كامنت 123 كه خود را مانی خان!؟ معرفی
كرده ای اگر همان مانی سلطنت طلب نيستی
زين پس يا بااسم ديگری بيا يااينكه بسوندی برای
خود بگزار چراكه من و احمد.ف درراستای
مبارزه با سلطنت طلبها قبل از همه به
سراغ افشاگری درمورد مانی وزيتون خواهيم رفت
و ممكن است جنابعالی هم كه ادعا ميكنی
همان پسرك سلطنت طلب نيستی
در اين ميان متضررشويد خود دانيد!!؟

123 :: توسط مانی خان در 2008-01-09 20:08


خر دجال

در خبر ها آمده بود که بعد ازبرگشتن احمقی نژاد از زیارت خونه خدا و رفتن او به مجلس اسلامی عده ای به کت و شلوار او دست میکشیدند و به سر و صورت خود برای تبرک میزدند از آن هم جالب تر اینکه عده ای لیوان آب نیم خورده او را سر میکشیدند و گویا به سرو صورت هم می پاشیدند از این دست کارهای خرافی را سالیان پیش مردم ساده لوحی میکردند وقتی که آدم بسیار متدین و معروفی که شایع بود پیش پایشان نعلین جفت میشد گیرشان میامد ولی نشنیده بودیم که در این سالها حتی آدمهای خیلی خیلی چاپلوس و ساده لوح این کار را حتی مثلا با آب نیم خورده آیت الله بروجردی یا شریعت مداری و یا حتی با آب آیت الله خمینی کرده باشند!لاللعجب

حالا که نمایندگان درس خوانده و مکتب رفته منتخب مردم در مجلس شورای جمهوری اسلامی آب نیم خورده احمقی نژاد را سر میکشند فکر نمیکنید این بابا همان خر دجال است که قولش را در صدها کتاب آسمانی و زمینی داده اند

نه!
فکر نمیکنید نه؟

فردا که پشگل ا ش را مثل خرما همین حضرات خوردند انوقت فکر که میکنید هیچ....... حال کیه که بره ته صف

122 :: توسط khodam در 2008-01-09 19:41

ببر تنها عزيز

از فحاشى لطفا پرهيز كن كه با فحاشى كل بحث ضايع ميشه، اينطور درست نيست دوست عزیز. ممنونم ازت.


و اما شاهين دلنشين عزيز

دوستِ عزيز با توجه به اينكه تمام اين بحث و جدل با اون کامنت من به وجود اومد ( به قول زيتون همون تف تف ! ) بذار يك كمى با هم صادقانه بحث كنيم. اول اينكه نه من شخصا تو رو ميشناسم و نه تو من رو، بنابرين هيچگونه پیش قضاوتى در مورد شخصيت تو نه دارم و نه ميتونم داشته باشم، همینطور تو هم هیچ پيش قضاوتی در مورد من نمى تونى داشته باشى، هر ۲ ما اول انسان هستيم و بعد ايرانى كه خوشبختانه زبون هر دوى ما فارسى هست پس زبون هم ديگه رو ميتونیم بفهميم.
و اما مطلب من، ببين عزيزم، من قبول دارم كه اون لحنِ کامنت من ( همون تف به غيرت اين و اون ) بعد از ديدن اون فیلم کذائی بيشتر احساساتی بود تا منطقى، من با ديدن اون فيلم در واقع پيش خودم شرمنده شدم، شرمنده شايد به خاطراحساس ناتوانى خودم. اما در کامنت بعدى، يعنى همون کامنتی كه در وبلاگ خودت نقد كردى، كه اگه نظر من رو بخواى اون نقد نبود بلكه بيشتر تيكه انداختن و به مسخره گرفتن شخصيت من بود كه با اين حال به همه هم توصيه كردم كه سرى به وبلاگت بزنن و حتما مطلبت روبخونن، بايد بگم كه ديگه زياد تحت تاثیر احساسات خودم قرار نگرفته بودم و سعى كردم خصوصیات فرهنگی ما ايرانى ها رو بيان كنم، اگر لحنم تند بود اون يك حرف ديگه است اما اگر دروغ يا غير منطقى بود بايد بپرسم كجاش غير منطقى و دروغ بود؟
اينكه گفتم ما ايرانى ها يعنى اكثريت قريب به اتفاقمون بدونِ دروغ اصلا زندگیمون نمی چرخه غير از حقيقت هست؟
اينكه ما ايرانى ها متاسفانه ملتى حسود و بخیل هستيم و با ديدن موفقيت ديگران باطنا خوشحال نمى شيم و يا اينكه وقتى كسى رو ميبينم كه ناموفق هست على رغم اينكه خودمون رو دلسوز نشون ميديم اما در باطن احساس خوشنودى ميكنيم، دروغ هست؟
اينكه ما ايرانى ها با توجه به اينكه نسبت به خيلى از ملل ديگر دنيا يك زندگى شبه قبیله ای داريم اما از ويژه گيهاى خوب و مفيد يك زندگى قبيله ای تهى شديم و فقط ویژگیهای بدش رو ۲ دستى چسبیدیم، اين واقعييت نداره؟
اما اصلا منظور من از شمردن اين واقعيات فرهنگی چه هست؟
منظور من هيچ چيزى نيست جز اينكه كم كم ياد بگيريم و شروع كنيم به نقد كردن خودمون، فرهنگمون، سنتهای زشتمون، مذهبمون، تاریخمون، طرز تربیتهامون توسط پدر و مادرهامون، و...
ميپرسى چرا؟ به علت اينكه دوست عزيز هيچوقت شده از خودت سوال كنى كه بعد از نهضت مشروطیت با اون اهداف پيشرفته اونم در یکصد سال پيش، بعد از انقلاب ۵۷ اونم با اون آرزوهاى زيبا، بعد از اينكه ايران از اولين کشورهایی بود كه در آسیا صاحبِ يك مجلس شد، و با وجود انسانهاى فرهیخته در طى تاريخ معاصر ايران كه هر كدومشون براى تکان دادن يك كشورى كافى بودند، پس چرا هنوز اندر خم يك کوچه ایم؟ چرا بايد لیاقتمون يكى از فاشیستی ترين و ارتجاعی ترین نظامهای دنيا باشه؟ چرا بايد بعد از حداقل صد سال مبارزه براى آزادى به احمدى نژاد برسيم؟
هيچوقت از خودت سوال كردى كه چگونه ميشه يك حکومت ملى با رهبرى دكتر مصدق به وسيله يك کودتای ضعيف نظامى همراه با يك مشت اوباش و چاقو كش سرنگون بشه؟ مایی كه اين کودتا رو به آمريكا و انگليس مرتبط ميدونيم ( به حق) هيچوقت از خودمون سوال كرديم نقش مردم این وسط چی بود؟ پس اون مردمى كه تنها چند ماه پيش از کودتا پشت اون حکومت ملى ايستاده بودند، روز ۲۸ مرداد كجا بودند؟ مگر ارتشِ شوروى بر عليه گرباچف دست به کودتا نزد؟ و مگه نديدى كه مردم چگونه از خونه هاشون بيرون ريختن و جلوى تانکها ايستادن و ارتشِ رو دوباره به پادگانها برگردوندند.
پس قبول کن يك جاى كار ما ايراد داره، و اونهم تنها خود ما هستيم. يك نظر به گوگلِ بنداز و ببين در نقد فرهنگ ايرانى چقدر كتاب وجود داره، من جستجو كردم، باور كن به تعداد انگشتان ۲ دست هم نمى رسه. ولى يك نگاه بنداز به تعداد كتابهایی كه به عنوان مثال فرهنگ مردم آلمان رو به نقد كشيدند.
ما ايرانى ها در طول تاريخ عادت كرديم كه هميشه ازمون تعريف و تمجيد بشه، و اين تعريف و تمجيد تا اونجایی ادامه پيدا كرده كه كم كم امر بهمون مشتبه شده كه جداً علی آباد ده ای هست. ما همیشه این تصور اشتباه رو داریم که با هوشترین، زيباترين، با فرهنگترین، متمدنترین، ملت دنيا هستيم و واقعا نسبت به ديگر ملل دنيا تافته جدا بافته ای هستيم. یک نگاه به اخباری که در ایران به خورد ملت میدن نگاه کن،
جوری وانمود می کنن که انگار ایران نقطه ثقل جهان هست.
تقصيرى هم نداريم، براى اينكه از روزى كه دنياى اطراف خودمون رو شناختيم، حکومتهای ايران، احزاب سیاسی، راديو تلویزیون، نشریات و ... هميشه ازمون به عنوانِ ملتی با صفتهای، شريف، غیور، قهرمان، شهيد پرور، وطن دوست، هنرمند، تيز هوش، و... نام بردند.
واقعا وقت اون نرسيده كه كم كم به جاى اينكه عالم و آدم رو مورد نقد قرار بديم يك نگاه صادقانه به خودمون بندازیم و به نقد خودمون بپردازيم؟
پدران و مادران، پدر بزرگها و مادر بزرگهای ما اين كار رو نكردند، ولى فكر نميكنى كه كم كم زمانش رسيده باشه؟ يا اينكه ما هم ميخوايم مثل اجدادمون عمرى در جهل مرکب به سر ببریم؟ که اگه همینطور پیش بره حتی فرزندانمون هم آرزوی یک روز خوش رو به گور میبرند.اينكه نظام ايران از هر نظرى به ايران ضرر زد جاى هيچگونه بحثى نيست و واقعیتی اظهر من الشمس هست، اما به نظر من بزرگترين جنايتى كه رژيم ايران مرتكب شد دامن زدن به همين خصوصیات بد فرهنگیمون بود، علتش هم اين هست كه اين دار و دسته از بد روزگار از بدترين ، بى فرهنگترین ،
لمپن ترین، ارتجاعی ترین قشر ايران زمام امور رو ۳۰ ساله كه در دست گرفتن و متاسفانه ميبينم كه فرهنگ اين قشر کثیف در بين مردم هم بازتولید ميشه.
يعنى نه تنها ما فرهنگ بد گذشته خودمون رو از دست نداديم بلكه با اومدن آقايون بر سر كار، يك سرى ویژگیهای بد ديگر هم به فرهنگ ايران اضافه شد. مثل انتقام جویی، خون خواهى، از بين رفتن قبح مرگ و مير در ايران.
ضمنا فراموش نکن که اصلا کسی نمی خواد راهی برای براندازی رژیم مطرح کنه، بلکه با از بین رفتن
این خصوصیات فرهنگی اطمینان دارم که این رژیم هم خودبخود نابود میشه.


امیدوارم كه اين بار تا اونجایی كه در توانم بود منظورم رو رسونده باشم.
به اميدِ بهروزى براى همه ايرانيان در هر جاى اين دنيا كه هستن.

موفق باشى دوستِ عزيز

121 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-09 19:24

ای ببر تنها
شما که به نمایندگی از کسانی که از بیغیرتی ایرانیها مینویسند، خواستی به من جوابی داده باشی، این حرف خودت است:
"وقتي اينجا كسي از بيغيرتي ايرانيها مينويسه..."
این یعنی قبول نمایندگی آنها و حرفهائی که آنها میزنند. نوشته ی من در مورد افراد وافکاری بود که نمونه شان شخصی به نام khodam است. خود ایشون دیگه نخاستند کشش بدهند، ولی شما به نمایندگی از افراد مثل او به من پرخاش کردید. خوب پس پای حرفای او هم بایستید. شما که اینقدر با ایشان فرق دارید، چرا انتقادی به او نکردید؟
حرفهای ایشان مساوی بود با خالی کردن کل ایرانیان از خصوصیات با ارزش انسانی. حالا اگر شما کل ایرانیان را مردمانی دارای خصوصیات با ارزش انسانی میدونید، اگر برای کل ایرانیان شرف قاعلید، باید غیرت هم قاعل باشید. آدم بیغیرت حتما خیلی باشرفه؟!
باز هم بیشتر فکر کن
30 سال پیش مردم غیرت نشان دادند و یک حکومت را سرنگون کردند. ولی آگاهی از دمکراسی نداشتند و به یک زندگی سگی دچار شدند (پولدارها که نسبتا راحتند)
الان هم اگر غیرت نشان دهند، این حکومت سرنگون میشود، اما دولت در تبعیدی در کار نیست، یعنی اختلاف هست، یعنی هر کس میگوید من برحقم، هر کس میخاهد قدرت خود را به کرسی بنشاند، یعنی احتمال درگیریهای شدید مسلحانه و تکه تکه شدن مملکت است.

شما که تحمل انتقاد را ندارید و مرا بوگدنو خطاب میکنید و اندازه ی گلیم برای من تعیین میکنید، دمت گرم! خیلی دمکراتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و هیچ بعید نیست که بعد از سرنگونی این حکومت، شما یکی از افرادی باشید که به روی من اسلحه بکشد.

120 :: توسط 123 در 2008-01-09 17:03

در همينجا دست دوستی بسوی احمد.ف
دراز ميكنم و ايدوارم اينبار!! دستم را
مانند دفعات پيش؟! پس نزند و همراه
با هم در راه مبارزه با سلطنت طلبان
همگام شويم اطمينان دارم كه بكمك
هم مانی و ساير سلطنت طلبان را
از حيض انتفاع خواهيم انداخت

119 :: توسط ببر تنها در 2008-01-09 16:54

ببين شاهين بوگندو،
قرار نشد پاتو از گليمت زيادتر دراز كني .بي شرف تويي و ايل و تبارت كه معلوم نيست از پشت كدوم كوه سواره بر الاغ به اينطرفها آمديد مرتيكه مالخوليايي.من كجا روح جمعي ايرانيها رو بيشرف ناميدم؟شرف با غيرت فرق داره مرتيكه بيسواد،بي غيرتي نوعي بيتفاوتي و Passive بودن است و آن فرق دارد با بيشرفي كه در وجود توست،چرا ميخواهي از آب گل آلود به قيمت كتمان حقيقت ماهي بگيري؟هان؟
من كجا ايرانيها رو خالي از همه صفات انساني ناميدم مرتيكه دبنگ؟
آره اون روح جمعي پويا و مسئول و مبارز و با غيرت در ايرانيها مرده آخوندها اين روح رو در ما كشتند ولي بايد اون رو دوباره زنده كرد و اين شدنيه.تو حركت مردم در 30 سال پيشو از غيرت ميدوني؟؟گفتم كه خيلي پرتي.
30 سال پيش امريكاييها يك جنبشي رو در ايران به دست آخوندها و با تحريك احساسات عوام به راه انداختند،جوونها خوشي زده بود زير دلشون و فكر ميكردند اگر شاه بره برق و نفت واجاره خونه مجاني ميشه.تو به اين ميگي غيرت؟من ميگم حماقت،غلبه احساسات بر عقل.
پس كاسه كوزت و جمع كن برو جايي ديگر گدايي،تو نميخواد به من درس مبارزه بدي،تو هنوز تو خيالات سير ميكني.

118 :: توسط 123 در 2008-01-09 16:54

ازسخنان احمد . فضله !! چنين برميايد كه مانی
پسرك سلطنت طلب و زيتون هردو از
يك كافی نت استفاده ميكنند من هميشه ميدانستم
كه بين ايندو رابطه خاصی هست ای پی
هردويشان هم مربوط به شهر سن هوزه
كاليفرنياست يعنی دقيقا محل زندگی
پسرك لوده سلطنت طلب يعنی مانی
بايد از احمد.ف ممنون باشم كه
چنين افشاگری كرد پس معلوم شد كه
زيتون هم در امريكا زندگی ميكند نه در كرج
و همه اينها حرفهاي پوچی بيش نبوده
كه من در ايرانم و .. ! باتشكر از
احمد فضله عزيز كه اينطور بته مانی و زيتون
را روی اب ريخت و محل اقامت زيتون
را فاش كرد خود من هم بزودی
كارنامه اعمال مانی سلطنت طلب خوشگزران را در اين
چهار سال برايتان خواهم نوشت

117 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-09 16:44

خوب زيتون وقتی آش نذری!! برای برابری حقوق زن ها می خوری فحش هم بايد بخوری ديگه!!!
من شاشيدم به هرکه اصلاح طلب است!! مخصوصا جنبش زنانی که آش نذری می پزند!!

می دانی چيه عزيزم از قديم گفته اند بر ايرانی می خواهی حکومت کنی گرسنه نگهشدار و بر عرب می خواهی حکومت کنی سير نگهشدار.

برای همين است که مردم ايران از سر سيری انقلاب کردند و الان با شکم گرسنه تو سری می خورند و برای همين است که عربها که استبدادی ترين حکومت های دنيا را دارند دموکراسی را به تخمشان هم حساب نمی کنند.

و برای همين است که خارج نشين که گرسنه نيستند با چشمان باز می بينند که لياقت ايران از خاتمی و معين بيشتر است.

116 :: توسط ببر تنها در 2008-01-09 16:17

جناب احمد.ف
پس با اين حساب اينجا هم سياه بازي راه انداختن!!!!
اونوقت ميگن چرا از ايرونيها بد مينويسيد؟
بهتر نيست بپرسيم:چرا بايد از ايرونيها خوب بنويسيم؟؟

115 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-09 15:55


از شما که روح جمعی ایرانیان را بیشرف! و از جمیع خصوصیات خوب انسانی خالی میدانید و همچنین به غیرت خودتان تف میکنید، چه انتظاری میشه داشت؟ که من به دلتان بنشینم؟! که برای من حداقلی از غیرت و شرف قائل شوید؟ شما که از ایرانیان متنفرید و شرمتان میاید که خود را ایرانی بنامید، اصلا معلومه هدفتان از این بیغیرت بیغیرت کردنها چیست؟ عقده دارید خالی میکنید؟ ضربه میخاهید بزنید؟ یا میخاهید گوشه ای از کار را بگیرید و قدم مثبتی بردارید؟! یک آدم ِ طبق حرف خودش بیغیرت، که روح جمعیِ غیرتمند و با اراده و پویا را در ایرانیان کشته و نابود شده میدونه، چرا انتظار دیدن غیرت از آنها داره؟ باباجان کشته شد، نابود شد، از بین رفت. چی دیگه از جونش میخاین؟

اگر میخاهی غیرت مردم بالا رود
و یا بهتر بگویم: غیرت خود را بتوانند بهتر نشان دهند
غیرت خودت را بالا ببر
یا نشون بد
تو سر چون منی نزن
در آینه، خود را به تماشا ببر
و زیبائی بهتری به جمعشون بده
اما غیرت بدون آگاهی (یعنی مجموعه ی مردم)
در حسرت دوران قبل میکشیم آهی
تو که خودت آگاهی (یعنی مجموعه ی روشنفکران)
غیرت نشون بده، حداقل هر چند ماهی!
یک قدم در راه اتحاد بردار
و برنامه ی اتحادت را بر سر در خانه ات بکوب

شما که به نظر میاد برای آگاهی جمعی و سازماندهی، نهادهای مدنی، ستاد رهبری انقلاب و ... جائی باز نکرده اید، و فقط یاد گرفته اید که شعار بدید بیغیرت بیغیرت بیغیرت! مردم در 30 سال پیش به تمام معنا غیرت نشان دادند، منتها فقط غیرت نشان دادند! میفهمید؟ حالا هم اگه فکر میکنید که همه ی مسائل جنبش حل شده و فقط مونده که مردم غیرت نشون بدن، یه مقدار وقت بیشتری برای فکر کردن بگذارید. و توصیه میکنم حتما اولین نامه ی مرا به خانم نیلوفر بیضائی بخوانید.


ایران! سرزمین من! سرزمین دار !
دست نگهدار، دست نگهدار
چون من سالها نشسته ام منتظر معجزه
تا یکی بیاد! دست منو بذاره تو دست یار
تا یکی بیاد! من و اونو انقدر نذاره خمار
تا شاید بچه ای به دنیا بیاوریم
و اون بچه، بچه ای به دنیا بیاورد
تا او بتونه یه روز بشه دست بکار!
تو رو خدا دستهای ما رو تو دست هم بذار!
ایران! سرزمین من! سرزمین دار!
دست نگهدار، دست نگهدار
بدون یک گروه رهبریِ قدرتمند
بدون برنامه های عملی هدفمند
حرکاتت بیشتر میشه دیوونه وار
دست نگهدار، دست نگهدار
بذار در بیام از این خمار

و کسی به فکرش نرسید که حداقل در مورد این پیشنهاد من، نظری دهد:
وعده ی ما ، جمعه ی اولِ هرماه ، از ساعت 5 تا 7 یا شبِ بعد از ظهر ! توی خیابانها و میادین
و فراموش نکن نازنین ، حق گردش را! ا
و در این روز غریبه ها و آشناها ، اگر بدهند به هم سلام و دست ، خیلی خوب است! حتا اگر بکار بَرند دستکش را!

تو که مثل آب خوردن، به غیرت و شرف خودت و مردم ایرن تف میکنی!
تو که خودت را با غیرت میدانی، مخصوصا تو که خارج نشسته ای، فقط حرف نزن. یک پیشنهاد عملی هم بده.
اینکه کِی کاسه صبر مردم لبریز بشه و آنها غیرت خود را نشان داده و از زندگی سگی تحمیلی خود را نجات دهند، و با پشتوانه ی آگاهی و شناخت، به یک زندگی سگی تحمیلی دیگه دچار نشوند، به خیلی چیزا ربط داره. از جمله متحد شدن نیروهای سیاسی. حالا شما میتونی بگی که چه برنامه ای برای اتحاد داری؟ چه رهنمودی داری که مردم به تدریج و مداوم عادت به قدرت نمائی و غیرت نداشته! نمائی کنند و قدرت و غیرتشان هر ماه و سال بیشتر بشه ؟

114 :: توسط احمد.ف در 2008-01-09 12:23

سلام آقای ولگرد
کامنت های من چند سالی است در پست های مختلف زیتون نوشته شده و می توان مراجعه کرد ،در کدام یکی از کامنت ها فحش پیدا می توان کرد؟
چه کسی کامنت من را بدلیل مخالفت با لوده نویسی و فحاشی پاک کرد و زیرش هم نوشت بدلیل فحاشی و اهانت پاک شد؟
چه کسی کامنت اعتراضی بعدی مرا جذف کرد و برای قدرت نمایی امضاء و نوشت مرد هزار آی.پی.؟
آقای ولگرد شما ادیتور زیتون بودید که به احتمال بسیار زیاد دیگر نیستید.

آقای ولگرد مفهوم پیام شمارا درک کردم.

آی.پی کامنت های همین پست زیتون را در زیر می نویسم خودتان ببینید. نیازی به توضیح ندارد.

شباهت های ناگزیر شماره آی.پی و کامنت ها ی زیتون، مانی و...

110 :: توسط زیتون در 1386-10-19 02:39 آی.پی شماره 64.62.138.105

93 :: توسط آقای بنز در 1386-10-18 09:03 آی.پی شماره 64.62.138.104

91 :: توسط شادی برف در 1386-10-18 02:47 آی.پی شماره 64.62.138.100

81 :: توسط بیدقرمز در 1386-10-17 22:40 آی.پی شماره 64.62.138.106

84 :: توسط زیتون در 1386-10-17 23:11 آی.پی شماره 64.62.138.103

70 :: توسط ارمان در 1386-10-17 12:58 آی.پی شماره 64.62.138.32

69 :: توسط رامین در 1386-10-17 11:43 آی.پی شماره 64.62.138.106

53 :: توسط زیتون در 1386-10-16 19:58 آی.پی شماره 64.62.138.100

17 :: توسط مانی در 1386-10-16 01:23 آی.پی شماره 64.62.138.34

18 :: توسط زیتون در 1386-10-16 01:43 آی.پی شماره 64.62.138.11

8 :: توسط مانی در 1386-10-15 18:37 آی.پی شماره 64.62.138.34

3 :: توسط مانی در 1386-10-15 15:40 آی.پی شماره 64.62.138.24

2 :: توسط زیتون در 1386-10-15 15:16 آی.پی شماره 64.62.138.25

113 :: توسط ولگرد در 2008-01-09 09:18

اقای احمد ف:
من کپی کامنت سر کار را از وبلاگ افای دلنشین اینجا گداشتم . چون در این کامنت بکرات به اسم /ولگرد /اشاره فرموده اید
ناگزیر شدم از این بنده خدا ولگرد دفاع کنم ! و مطلبی بسیار مودبانه به عرض مبارک برسانم و درضمن شاید برای کسانیکه احتمال درستی فرمایشات سرکار را در باره آفای ولگرد !! میدهند توضیحی داده باشم.

من معمو لا برای ملموس کردن هرمسئله ای داستانی میسازم و یا از داستانی کمک میگیرم
بگذار برای شما هم داستانی بگویم . شاید بدین وسیله منطورم را روشن تر بیان کنم ....
.........
میگویند در زمان انقلاب مشروطیت عدهای/ چماف دار /جلو ادم ها را درکوچه وخیابان میگرفتند.
از انها می پرسیند : تو مشروطه خواه هستی یا سلطنت طلب ؟
.. بیچاره هر جوابی میداد از او یا اخاذی میکردند یا به باد کتک اش میگرفتند.!!
تصادفا گذر این جماقداران به /خرابه ی متروکه ای/ افتاد . مرد ی را انجا دیدند روی زمین نشسته . جلو رفتند . همان سوال همیشگی را پرسیدند .
که تو مشروطه خواه هستی یا سلطنت طلب؟ !
ان مرد ارمنی بود :
در جواب انها بالهجه ارمنی گفت :
/ افا چان مان آرمانی هاستیم و دارام اینجا میرینم... /باپوزش/
.............
خالاآقای ف عزیز
من هم بر رواق ان آقای ارمنی نه سلطنت طلب هستم. نه بقول سرکار ا مداد پاکن يا /کامنت پاک کن/ زیتون عزیز
.......
من فقط ولگردی هستم که دوست خانوادگی زیتون عزیز هستم .گاهی برای شخص /خود زیتون/چیزیکی مینویسم .
وایشان هم کم لطفی میفرمایند انرا اینجا پست میکنند...
ارادتمند سرکار ولگرد



112 :: توسط قلي در 2008-01-09 09:01

سلام و خیلی خوشحالم که دوست جدیدی پیدا کردم

111 :: توسط احمد.ف در 2008-01-09 07:58


شاهین دلنشین
کسی که بنام مانی کامنت می نویسه رضا فاضلی است من بار ها بدلییل اینکه او برای
خراب کردن دیگران
بنام ش
امنت فحش و لوده می نویسه و من در کامنت هایم بارها به او اعتراض کرده ام که همه هم میدونند
و کامنت های من هم هست
کامنت های من بنام احمد.ف در پست های قبلی زیتون وجود داره خودت مراجعه کن البته حوصله و وقت لازم داره
من نه اهل فحش هستم و نه جواب فحش را با فحش میدهم
فقط برای اینکه مخالف سلطنت طلب ها هستم کینه من را سلطنت طلب ها در دل دارند از جمه وللگرد که ادیتور زیتون شده است.

چکونه می توان آی.پی هر کامنت را خواند...

هر کامنت یک شماره داره و بعدش نوشته توسط که نویسنده کامنت است و بعد هم تاریخ درج کامنت که
اگر علامت ماوس را بر روی تاریخ کامنت هرکس در وبلاگ اصلی زیتون کمی بالا پاییین کنی شماره آ.پی نشان داده میشه ، با مقایسه آ.پی ها میشه فهمید مثلن آقای ولگرد که کامنت نوشته و بعد هم با نام ادیتور کامنت نوشته هردو یکی هستند.
ایشون از زمانی که ادیتور زیتون شد و کامنت های من را پاک کرد و به دروغ هن نوشت بدلیل فحاشی پاک شد من مدتی کامنت ننوشتم و در همین اواخر بدون نام وفقط باشماره همون کامنتی که می نوشتم اگر مثلن بیست و دو بو د بحای اسم می نوشتم کامنت 22
و در یکی دو پست قبلی چون نوشته زیتون برام حالب بود بخاطر انتقاد بنام جیم کامنت نوشتم .

به هر حال اعتراض من به بی پرنسیبی ولگرد است که کامنت اعتراضی من به فحاشی و لوده نویسی مانی و فحاشی های سرهنگ را پاک کرد وزیرش هم نوشت بدلیل فحاشی و اهانت بدیگران پاک شد و در زیر کامنت اعتراضی دوم من برای قدرت نمایی امضاء کرد مرد هزار آی.پی.


وبلاگ نوشتن ادیتور و مبصر جداگانه ای مثل ولگرد لازم نداره اما زیتون از تملق خیلی خوشش میاد در تمام مدتی که من کامنت نوشتم تملق برای زیتون ننوشتم و همه کامنت های من هست.
احمد.ف
...............

شاهین دلنشین
کسی که بنام مانی کامنت می نویسه رضا فاضلی است من بار ها بخاطر لوده نویسی اش و ا ینکه بنام دیگران و برای خراب کردن منت فحش و لوده می نویسه اعتراض کرده ام که همه هم میدونن دیگران مدت ها ست که کا

و کامنت های من هم هست
کامنت های من بنام احمد.ف در پست های قبلی زیتون وجود داره خودت مراجعه کن البته حوصله و وقت لازم داره
من نه اهل فحش هستم و نه جواب فحش را با فحش میدهم
فقط برای اینکه مخالف سلطنت طلب ها هستم کینه من را سلطنت طلب ها در دل دارند از جمه وللگرد که ادیتور زیتون شده است.

چکونه می توان آی.پی هر کامنت را خواند ..

هر کامنت یک شماره داره و بعدش نوشته توسط که نویسنده کامنت است و بعد هم تاریخ درج کامنت که
اگر علامت ماوس را بر روی تاریخ کامنت هرکس در وبلاگ اصلی زیتون کمی بالا پاییین کنی شماره آ.پی نشان داده میشه ، با مقایسه آ.پی ها میشه فهمید مثلن آقای ولگرد که کامنت نوشته و بعد هم با نام ادیتور کامنت نوشته هردو یکی هستند.
ایشون از زمانی که ادیتور زیتون شد و کامنت های من را پاک کرد و به دروغ نوشت بدلیل فحاشی پاک شد من مدتی کامنت ننوشتم و در همین اواخر بدون نام وفقط باشماره همون کامنتی که می نوشتم اگر مثلن بیست و دو بو د بحای اسم می نوشتم کامنت 22
و در یکی دو پست قبلی چون نوشته زیتون برام حالب بود بخاطر انتقاد بنام جیم کامنت نوشتم .

به هر حال اعتراض من به بی پرنسیبی ولگرد است که کامنت اعتراضی من به فحاشی و لوده نویسی مانی و فحاشی های سرهنگ را پاک کرد وزیرش هم نوشت بدلیل فحاشی و اهانت بدیگران پاک شد و در زیر کامنت اعتراضی دوم من برای قدرت نمایی امضاء کرد مرد هزار آی.پی.


وبلاگ نوشتن ادیتور و مبصر جداگانه ای مثل ولگرد لازم نداره اما زیتون از تملق خیلی خوشش میاد در تمام مدتی که من کامنت نوشتم تملق برای زیتون ننوشتم و همه کامنت های من هست.
احمد.ف

110 :: توسط زیتون در 2008-01-09 02:39

دوستان عزيز اينترنتی‌ام
ممنون از تبريکات صميمانه‌تون:)
اما منطورم از اونايی که روز تولدمو فراموش کردن شماها نبوديد به‌خدا...
آخه دوست اينترنتی تا بهش نگی از کجا بدونه کی دنيا اومدی؟ اصلا چه فرقی داره زيتون کی دنيا اومده باشه...
خودمم تو اينترنت خيلی کم‌حافظه‌م و تا طرف تو وبلاگش ننويسه تولدشه من عمرا يادم بمونه:)

دلم می‌خواد به تک‌تک کامنتا جواب بدم اما چه‌کنم که خوابمه...
خورشيد لالا٬ مهتاب لالا٬ آمد دوباره... بقیه‌شو یادم نیست... خر...پف... خر(با ضم روی خ)... پف...

109 :: توسط ali در 2008-01-09 02:15

سلام .... تولدت با کمی تاخیر مبارک
راستش منم فهعمیدم ولی چون زیاد سراقت نمیام خجالت کشیدم فقط برای تبریک تولد گفتن به یک وبلاگ نویس بزرگ و معروف وقت پر ارزشش رو بگیرم ... :)

108 :: توسط ... در 2008-01-09 02:07

از سوي قضات شعبه دوم دادگاه كيفري استان فارس؛
2 جوان شيطان صفت به پرتاب از بلندي محكوم شدند

107 :: توسط Ocean در 2008-01-09 02:05

Hi Z8un,

dastane Motadeh dele man ro ham soozoond. vaghti dirooz to televesione mahvareh dashtam akhbar sarma va barfe Tehran ra mididam yade adamhayee ke toyye kheyaboona mikhaband oftadam va delam kheili sookht. kholase manzoorat ro khoob dark mikonam man ham mesele khodet zood vojdan dard migiram!
Az commenthaye sad ta yek ghaz ham aslan delkhor nasho. to baraye khodet benevis va bedoon ke kheiliha neveshtehat ro doost daran.

106 :: توسط khodam در 2008-01-09 01:47

در اين سخنرانی که روز نوزده دی در محل درس آيت الله خمينی ايراد شد آمده بود "... ايشان بايد بفهماند که من ديگر، آن آدمی که قبلا بود، نرفته ملاقات نکرده بود نیستم. من ملاقات کردم. من کارم را درست کردم.

..."[صحيفه نور. جلد اول


" معذرت ميخوام از حضور همگى، ولى من اين سخنرانى امام را بر حسبِ اتفاق پيدا كردم، اگه ميشه لطفا يكى اين متن رو به خصوص اون جمله اول رو با يك زبون ساده واسه من بى سواد توضيح بده، ممنون ميشم"

105 :: توسط الف. مینو سپهر در 2008-01-09 01:25

زيتون جان وديگر دوستان بادرود

برای افشای جنايات ضدانسانی رهبرفرقه ازهم پاشيده ودرماند رجوی اين تروريست خطرناک مذهبی باتمامی توان بکوشيم ويادمان باشد که اکنون پس ازصدام جرج دبليو بوش ارباب اوشده است

دوستان آزاديخواه وطرفدار حقوق بشر
توجه کنيد هم اکنون خانواده هايی ازاسيران دربند اسارتگاه اشرف تلاش ی کنند تا فرزندان فريب خورده ودرمانده شان را از آن زندان فرقه نجات دهند وليکن اين جنايتکاران اجازه تماس اين افراد باخانواده هايشان رانمی دهند.........
فراموش نکنيم رژيم جنايتکارمذهبی حاکم برايران آن روی سکه اين فرقه روبه زوال است......
پس برای ايرانی آباد وآزاد وسربلند وبدوراز آفت مذهب بکوشيم

دلم تنگ شده بود با هزار جور تقلا اومدم اینجا که بگم همیشه به یادت هستم ...عباس عبدی یا اکبر عبدی یا هرچی ....

103 :: توسط khodam در 2008-01-09 00:59

آنچه اما شاید مورد اختلاف ما باشد از جمله نقد جامعه است. ما در این خصوص چه کرده ایم. آیا پس از مشاهده عکسهائی که دهها و صدها تن ولوله زنان به تماشای اجرای احکام اعدام آمده بودند، به نقد آن پرداختیم. از موضوع دور نشوم. اگر حکومتیان به راحتی می توانند فعالین کارگری را زندان کنند، زنان را تحت فشار قرار دهند. دانشجویان را زندانی کنند و خانواده هاشان در درد بی خبری بسوزند. یکی از دلایلش بی توجهی من و تو به اعتراض گسترده ما به نقض حقوقی است که پرداختن به آن برای ما در بین جامعه بی خسارت هم نیست.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=13042

102 :: توسط خنگ خدا در 2008-01-08 22:58

راستی زادروزت رو هم شادباش می‌گم. اميدوارم که در کنار سبيل باروتی زندگی خوبی داشته باشی همراه با خوشی و تندرستی.
شاد باشی

101 :: توسط خنگ خدا در 2008-01-08 22:55

می‌فهمم منظورت از نوشته‌ی پيشين چيه. ايراد کار اينه که نبايد در اين ديدگاه زياده‌روی کرد (که البته در نوشته‌ات زياده‌روی نيست).
يادم می‌آيد يکبار درباره‌ی موضوعی که به کشورمان ایران مربوط می‌شد من چيزی نوشته بودم يکی از خوانندگان نظر داده بود: "شما نمی‌توانيد در خارج از کشور راحت زندگی کنيد و در مورد مسايل داخلی ایران نظر دهيد"! (چیزی مانند این).
با این وجود دیدگاهت درست است که بايد شرايط محيطی را نيز در نظر گرفت.
شاد باشی

100 :: توسط khodam در 2008-01-08 22:23

http://news.gooya.com/politics/archives/2008/01/066744.php


تهران شهر ممنوعه، مارکوس ولف، اشپيگل،

99 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-08 21:14

همان گريه دارد يا خنده!!!!
ما غربتی ها غمی جز ايران و ايرانی نداريم و عشقی جز ايران و ايرانی نداريم. خاک بر سرتان اگر اين را درک نمی کنيد.

98 :: توسط قوقولی در 2008-01-08 20:30

ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
زیتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون
جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان
لطفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاً
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزار
کســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتو
بلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــسم

97 :: توسط 123 در 2008-01-08 17:24

جناب دلنشين ماكه نفهميديم اين روانی
چه گفت ولي اينرا ميدانم كه
اين شخص را من مدتها پيش احمد فضله
نام نهادم كه خودش باختصار انرا
تبديل به احمد.ف كرد و با همين تخلص
مينوشت و بتازگی بنام جيم مينوشت

96 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-08 15:58


زیتون جان
احساس معموریت و معزوریت! به من دست داده. من که بدی ای از تو ندیده ام بجز کمی بی مهری. پس تولدت مبارک!

دیگه اینکه نمیدونم شما با این آقای جیمی که برای من در مورد شما پیغام داده و در پایین مشاهده! میکنید، میخای جر و بحث و گفتگوئی بکنی یا نه! یا اینکه گفته ای نیست که در این مورد گفته نشده.
با مهر و دوستی
شاهین

Anonymous sagde...

شاهین دلنشین تو دنیا فقط یه جیم
هست که اون هم انگار من هستم چون مخالف شاه و شاپرستی و خمینی پرستی و خامنه پرستی و هر بتی که میخواد باشه هستم و حتی اگه بت کوجولوو اندازه یه زیتون هم باشه.
ادیتور زیتون ولگرد کامنت پاک کنش کامنت من رو شروع کرد به پاک کردن و جالب اینه که بعد از پاک کردن کامنت می نوشت بدلیل فحاشی پاک شد و زیرش برای قدرت نمایی امضاء کرد مرد هزارآی.پی، فقط برای اینکه ولگرد ادیتورش سلطنت طلبه و تحمل مخالفت با سلطنت رو نداره. اون سرهنگ سلطنت طلب که به همه فحش میده حتی هفتاد ملیون ایرانی رو هم فحش میده از نظرش اشکالی نداره.
اصراری هم در کامنت نویسی برای نوشته های زیتون نیست.

چون کامنت من تو وبلاگ زیتون پاک میشه اینو برای تو نوشتم فکر کنم مربوط به نوشته ات هم باشه.
خواستی میتونی با خیال راحت بعد از خوندن پاکش کنی.
جیم

January 8, 2008 1:27 AM
Anonym شاهین دلنشین sagde...

شما همون کامنتی را که برای زیتون نوشتید و پاک شد:

10 :: توسط جیم در 2008-01-05 19:01

.......................

به علت توهین به کامنت‌نویسان دیگر پاک شد

در همینجا بنویسید
تا ببینم چیکارش میتونم بکنم. همین نوشته ی بالای شما را در کامنتهای زیتون میاورم

در ضمن، شما که قبلنا جیمی در کار نبود، اسمتان چه بود؟

January 8, 2008 4:09 AM

95 :: توسط ببر تنها در 2008-01-08 11:30

اين" شاهين دلنشين"كامنت 74 كه چه دلنشين هم هست!!ظاهرن كمي تا قسمتي پرت است بابا جون وقتي اينجا كسي از بيغيرتي ايرانيها مينويسه،كه به نظر من يكي از اهداف اصلي جمهوري اسلامي هم همين بود،منظور اون روح جمعي ايرانيان است و نه شخصيت مستقل اونها.روح جمعي يعني اراده و خواسته يك جامعه،يعني احساسات يك جامعه،يعني ايده آلها و غمهاي يك جامعه.
جناب دلنشين باغيرت تا حالا شده به اين موضوع فكر كني كه چرا غروب روزهاي يكشنبه در خارج و جمعه در ايران اينقدر غمگينه؟؟علتش تاثير غمناك اون روح جامعه است كه در اثر بسته بودن شهر بوجود مياد.وقتي براي اولين بار به خارج رفتي آيا تو همون فردگاه متوجه نشدي كه به يك دنياي ديگه اومدي؟حس نكردي كه بايد مراقب رفتارت باشي و خيلي از كارهايي كه تو كشورت ميكردي اينجا نبايد بكني؟همون در بدو ورود و بدون آشنايي با مردم؟دليلش تاثير اون روح جامعه است كه در فضاي اون كشور پخش شده و اين روح جمعي غيرت مند و با اراده و پويا همون چيزيه كه در ما ايرانيها كشته شده نابود شده و تبديل شديم به انسانهايي كه فقط و فقط مواظب اين هستيم كه به هر نوعي كه شده به اين زندگي سگيمون ادامه بديم و تا جاييكه ممكنه بيخطر گذر كنيم.مصداق بارز اين ضرب المثل:ديگي كه براي من نميجوشه بذار سر سگ توش بجوشه

94 :: توسط در 2008-01-08 10:52

آغاز شعبده بازی انتخابات
در هفته اول دی ماه رژیم با اعلام زمان ثبت نام و تاریخ روز انتخابات (24 اسفند) شو انتخاباتی را استارت زد. پس از آن خبرهای گوناگونی منتشر شد مبنی بر اینکه آمار واجدین شرکت در انتخابات در ارگان های مختلف خود رژیم با هم اختلافی فاحش دارد (6 میلیون را خود رژیم اعلام می‌کند)، این به این معنی است که مجددا آخوندها با تولید شناسنامه‌های تقلبی، تصمیم دارند آمار شرکت گنندگان را بالا ببرند تا مشروعیت نداشته خود را از این طریق جبران کنند.
کجای کاریم!؟ آیا باز هم هستند کسانی که این بار نیز مثل گذشته فریب این رژیم را می‌خورند و پای صندوق‌های رای می‌روند!؟ اینکه عده‌ای بخاطر منافع شان به دنبال این رژیم راه می‌افتند قابل درک است! ولی اینکه آنهایی که مدعی هستند از دست این رژیم به تنگ آمده‌اند پای صندوقه‌ای رای برند واقعا قابل درک نیست.
یک مثال می‌زنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:
دو وبلاگ نویس شناخته شده در بین وبلاگ نویسها یکی سید حسین درخشان و دیگری زیتون خانم هستند. اولی را من می‌توانم درک کنم که به رژیم رای بدهد، ولی دومی را با شناختی که از نوشته‌ها و عقاید او دارم واقعا نمی‌توانم درک کنم که چرا باید پای صندوق رای برود!
اگر خاطرتان باشد زیتون خانم در دو انتخابات قبلی درست در آخرین ساعات تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند و این تصمیم را هم بطور علنی در وبلاگ خود اعلام داشتند. این اعلام علنی مساله خود یک مساله بسیار شک برانگیز است. چرا زیتون خانم باید بیایند در وبلاگ خود در آخرین ساعات اعلام کنند که در انتخابات شرکت می کنند!؟ آیا غیر از این است که از این طریق می‌خواسته‌اند دیگران را هم تشویق به شرکت بکنند!؟ اگر ایشان چند روز قبل از انتخابات نظر خود را بیان کرده بودند، شاید می‌توانستیم با استدلال و بحث این مساله را به چالش بکشیم، ولی وقتی ایشان در آخرین ساعات تصمیم شرکت می‌گیرند و اعلام علنی هم می‌کنند، این دیگر قابل تحمل نیست. این بار همه دوستانی که تصمیم دارند از انتخابات حمایت کنند از همین حالا اعلام موضع کنند تا به مخالفین هم فرست بدهند بحث های خود را مطرح کنند.

از سايت خسن آقا

93 :: توسط آقای بنز در 2008-01-08 09:03

زیتون دیشب اخبار ساعت ۱۰ کانال ۳ رو دیدی؟؟ تو بخش گزارشای خارجیش یه فستیوالی رو نشون داد تو مکزیک که عروسکهای بزرگ اژدها داشتن توی عروسکو باز کردن یه دختره لخت نشسته بود توش! دیگه آدم کجا بره که فیلم پورنو نبینه!؟؟؟

92 :: توسط بی نظر در 2008-01-08 03:32

زیتون حتما دیدی که آرمان اشاره ای در مورد نوشته ای ااز سایت حسن آقا کرده بود که تصمیم تو برای شرکت در انتخابات در آخرین لحظات را *شک برانگیز و غیر قابل تحمل خوانده*!! شاید قصد جواب دادن نداری ولی چون موضوعه مهمیه و قبلا هم در رابطه با دیگران مطرح شده فکر کنم احتیاج به جواب داره. شرکت در انتخابات حتی از نوع غیر دموکراتیک آن در هر زمانی که افراد میخواهند و اعلام آ ن برای دیگران در هیچ جای دنیا ایراد قانونی نداره.
ًٍَُِنمی توان مدعی مبارزه با دیکتاتوری بود و مردم را بخاطر شرکت در انتخابات ولو از نوع غیر دموکراتیک آن محکوم کنید. شما در نهایت میتوانید از مضرات شرکت در آن برایشان صحبت کنید و سپس آنان را برای شرکت یا عدم شرکت آزاد بگذارید. بگزارید انسانها خود با توجه به محدودیت های تحمیلی، تصمیم بگیرند و خود نیز مسئولیت آن را بعهده داشته باشند

91 :: توسط شادی برف در 2008-01-08 02:47

https://balatarin.com/permlink/2008/1/7/1206726

90 :: توسط وبلاگ آفتاب در 2008-01-08 01:50

...............
برخی از نمایندگان که اولین بار رئیس جمهور را بعد از بازگشت از سفر حج می دیدند با دست زدن به کت و شلوار و لباسهای احمدی نژاد دست خود را به سر و صورت خود میمالیدند تا جایی که در یک مورد یکی از نمایندگان برای تبرک باقی مانده آبی را که رئیس جمهور نوشیده بود را خورد و به لباس های خود پاشید.
************
فکر می کنید گــــــــــريه دارد یا خنـــــده؟

89 :: توسط khodam در 2008-01-08 01:15

راستى می دونستید كه اين وبلاگ نوه غلامرضا تختى هست؟

http://cheragh75.blogfa.com/

88 :: توسط asal در 2008-01-08 01:10

ای خاک عالم من انقدر ديروز غرق پست قبلی ات شدم که يادم رفت تولدت رو تبريک بگم شرمنده(شکلک لپ قرمزون)
منم هميشه تولدمو هوار می زنم واسه اينکه هيچی نگی به اميد سورپرايز همون چهار نفری هم که با هوار هوار تبريک می گن يادشون ميره اونوقت خر بيار غمباد بار کن:)
تولدت مبارک(گل)

87 :: توسط ستاره نقره ای در 2008-01-08 00:53

خاک عالم بر سرم
---------------------------------------
انقلابی کردم و شد غرق ماتم کشورم --------- خاک عالم بر سرم
تازه فهمیدم بلانسبت که خیلی هم خرم -------- خاک عالم بر سرم
همچو مرغی پر کشیدم از قفس، جان خودم! ---- حال آسوده شدم!!
هم قفس شد تنگتر، هم کنده شد بال و پرم! ------ خاک عالم بر سرم
حکم کردندم بگویم «مرگ بر شاه» آن زمان ..... گفتم و کردم فغان
شاه مرد و من به مرگ خویشتن هم حاضرم! ..... خاک عالم بر سرم
حکم کردندم بگو «الله اکبر» روی بام ...... رفتم و گفتم مدام
حال بی «الله» مانده، زیر بار اکبرم! ...... خاک عالم بر سرم
گفت آقا: "ضد آمریکا" بده دائم شعار ........... هی زدم آنرا هوار
خود به آمريکا يواشي گفت: "لاکن نوکرم!" ... خاک عالم بر سرم
عده‌ای قاتل، رئیس‌جمهور یا رهبر شدند ..... صاحب کشور شدند
این میان من ملتم یا امتم یا منترم! ......... خاک عالم بر سرم
چون رئیس‌جمهور را بینم، بیفتم در عذاب ..... میکنم خود را خراب
همچنین زهره‌ترک از دیدن آن رهبرم ....... خاک عالم بر سرم
مالک ِ‌ پائین اندامم، فقیه حاضر است ............. چارچشمی ناظر است
هم به شورتم کار دارد، هم به وضع بسترم .......... خاک عالم بر سرم
گفته آقا عشقبازی نیست بعد از این مجاز ............ من که دارم اعتراض
پس تحصن کرده‌ام زیر پتو با دلبرم! .............. خاک عالم بر سرم
ای که پرسی روزگارم غرق وحشت یا غم است؟ .. وحشت و غم باهم است
خشتک خیسم ببین، بنگر به چشمان ترم ............ خاک عالم بر سرم
هادی خرسندی

86 :: توسط برف شادی در 2008-01-08 00:09

http://radiozamaaneh.com/photography/2008/01/post_445.html
عکس‌های شادی آور از یک روز برفی

85 :: توسط khodam در 2008-01-07 23:33

انحطاط اخلاقی و شخصیتی مردم ایران!

در تابستان گذشته وقتی که بار دیگر سرکوب «کم حجابان» بطور جدی در دستور کار قرار گرفت، عکس العمل عمومی همان بود که انتظار می رفت. ماموران و پاسداران در روز روشن و در ملا عام زنان و دختران بی پناه را به باد کتک می گرفتند و همین دختران از مردمی که در اطراف آنها در رفت و آمد بودند طلب کمک می کردند، ولی احدی را جرئت مداخله نبود. مردم فقط بعنوان تماشاچی از کنار آنها رد می شدند.

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=13026

" به آدرس بالا رجوع كنيد و مطلب رو كامل بخونيد، باور كنيد نوشته من نيست كه كسانى بخوان دوباره عليه من جبهه بگيرن (حالا چه به حق يا نا حق)."


84 :: توسط زیتون در 2008-01-07 23:11

عسل عزيزم.۶۴-۶۶
اين نظرخواهی من از اول که دنيا اومد الزايمر داشت و هر کار کردم معالجه نشد که نشد:)
بعدشم تو نظرتو گفتی. خود جیم‌بینی نداشتی که...

صدف جان
اول تشکر از تبریکت . مرسی:)
آره. نظرخواهی اینجا گاهی خیلی جالب می‌شه...

خیابان شماره ۱۱ عزیز
به‌خدا از دستت عصبانی نشدم. غمم گرفت چرا هر چی می‌گم به یکی برمی‌خوره. وگرنه حق با توست. ایرانی‌های اونجوری که می‌گی خودمم زیاد دیدم. دید اشتباهی از زندگی در خارج‌از‌کشور دارن.(تو فکر کرده بودی که من همه رو مثل آقای جیم می‌بینم. درصورتیکه اینطور نیست)
حالا آشتی٬ آشتی٬ فردا بریم تو کشتی:)

ولگرد جان- ۷۶
چقدر شهر برای این‌ها اسم‌گذاری کردی:) اگر ایران بودی الان شهرداری‌ها استخدامت می‌کردن برای اسم‌گذاری شهرها:))) باب دندون ملایان بود. اون شهرهای خارجی رو که خوندم. کلی خندیدم .گفتم آره والله به اینها رو بدی می‌خوان اسامی خارجی رو عوض کنن.


83 :: توسط مامان دنی در 2008-01-07 22:50

زیتون عزیز راستش من تو اورکات متوجه تولدت شدم ولی خوب نمیدونم چه مشکلیه که نمیتونم به صفحه دوستان برم در نتیجه نشد که امسال برات پیغام تبریک بزارم .ولی از همین تریبون من اعلام میکنم که تولد تولد تولدت مبارک .امیدوارم که صد سالگیت رو خودم بهت تبریک بگم .میبوسمت نازنین

82 :: توسط دانشجو در 2008-01-07 22:44

طرح افزایش امنیت اجتماعی زمان خاتمی تصویب شده است! آیا باید به این شیادها رای داد؟
http://web.peykeiran.com/vs2005/iran_news_body.aspx?ID=46432

81 :: توسط بیدقرمز در 2008-01-07 22:40

مطمئنم پاي منبر به اين بزرگی رو نمی تونن جا به جاش کنن! و جای ديگه فرودش بيارن! پس از اين بابت خيلی خوشحالم که زادگاه من در امان می مونه از خيلی چيزها!

80 :: توسط محمد در 2008-01-07 21:33

ولگردجان بغداد و تریپولي را فراموش کردی؟

79 :: توسط shayan در 2008-01-07 21:29

زيتون جان

نبودم! آمدم ديدم ای داد و بی‌داد تولدت بوده و ما بی‌خبر! شرمنده!

با چند روز تاخير شادباشهای مرا نيز بپذير. اميدوارم سالهای سال خوب و خوش و تندرست در کنار عزيزانت شاد و شادکام زندگی کنی و به هر چه می‌‌خواهی برسی.

شاد باشی و پايدار

78 :: توسط khodam در 2008-01-07 20:59

قابل توجه همه دوستان

دوستِ عزيز آقاى شاهين دلنشين کامنت من رو در پست قبلى زيتون ( همون شماره ۳۲) در وبلاگ خودش البته با حذف بعضى از قسمت ها مورد بازبينى مجدد قرار داده و قسمت به قسمت مطلبِ من رو مورد ارزيابى قرار دادن. ازشون خيلى ممنونم كه زحمت كشيدن.
به هر حال خواندن مطلب ايشان رو به همه توصيه ميكنم.
شخصا نظری در مورد مطلبشون ندارم چونکه قبلا با همون کامنت نظرم رو واضح گفتم و به
هر حال برداشتها از مطلب من متفاوت بوده، برداشت ایشون هم اینطور بوده.
اينم آدرسش:
rendeaalamsuz.blogspot.com

77 :: توسط khodam در 2008-01-07 20:56

قابل توجه همه دوستان

دوستِ عزيز آقاى شاهين دلنشين کامنت من رو در پست قبلى زيتون ( همون شماره ۳۲) در وبلاگ خودش البته با حذف بعضى از قسمت ها مورد بازبينى مجدد قرار داده و قسمت به قسمت مطلبِ من مورد ارزيابى قرار دادن. ازشون خيلى ممنونم كه زحمت كشيدن.
به هر حال خواندن مطلب ايشان رو به همه توصيه ميكنم.
شخصا نظری در مورد مطلبشون ندارم چونکه قبلا با همون کامنت نظرم رو واضح گفتم و به
هر حال برداشتها از مطلب من متفاوت بوده، برداشت ایشون هم اینطور بوده.
اينم آدرسش:
rendeaalamsuz.blogspot.com

76 :: توسط ولگرد در 2008-01-07 20:34

عزیر:
اگر اسم /پای منبر / نام بیشنهادی تو برای پایتخت احتمالی ایران مورد قبول واقع نشد من این اسامی را بيشنهاد ميکنم:

ملا آباد .... مثل خرم اباد
مالاجان ..... زنجان..رفسنجان
ملابيل .... اردبيل
ملا کان........ اردکان
ملا دان .... همدان زهدان
ملاستان.... اردستان
ملاهان... اصفهان
ملا شاه..... کرمانشاه
ملاریز...... تبریز
ملاگرد..... هشتگرد دستگرد

ملاخانه..... آشخانه
ملاوين .... فزوين

********

واین اسامی خارجی:

ملاتن.... واشنگتن

ملارید ... مادرید
ولگرد

75 :: توسط خیابان شماره ۱۱ در 2008-01-07 17:09

زیتون جان٬ من هم راستش منظورم از «شما داخل ایرانی ها» مستقیما شخص شما نبود. باور کن زیتون جان همان دوستی که مثالش را آوردم که تازگی به کانادا آمده و از سختی اینجا می نالد٬ خواهر و برادرش حدود ۲۰ سال است مقیم آمریکا هستند ولی هنوز تصوری که از دنیای خارج داشت همان کلیشه مبتذل بود تا اینکه خودش آمد و با چشمهای خودش دید.
یک مطلب خنده دار: وقتی در محله Post Road که یکی از محلات خیلی گرانقیمت تورنتو است می گرداندم شان٬ شوهر همین خانم دوستم گفت: این خانه ها چند است؟ گفتم مثلا حدود یک و نیم میلیون دلار به بالا. آقا چهره متفکرانه ای به خود گرفتند و فرمودند: ... جان٬ خیلی هم دور از دسترس نیست! (چشمان گرد شده من را تصور کنید!) محض اطلاع شما هم اینک آقا دارد دنبال کار به عنوان پیتزا دلیوری می گردد.
به هر صورت اگر شما را عصبانی کردنم عذر ميخواهم.

74 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-07 16:37

با سلام به زیتون و بقیه

من هم دیدم مجبورم در مورد امثال آقای جیم، یه مطلب بنویسم:

"تنها آدمهای نسبتا بی غیرت، ایرانیان را بی غیرت مینامند"

عجب گیری افتادیم! یه عده یاد گرفته اند و تازه جزو افتخاراتشان میدانند که ملت ایران را بی غیرت و ترسو و بی شرف و خاک بر سر و خیلی چیزای دیگه بدونن و اعلام کنند و جار بزنند.
/ نمونه هائی از این بی غیرتی های جدید! ملت ایران را میتوانید در چند خط دیگر مشاهده کنید. /
...
اما اگر تو ایرانی ای هستی که یک جو غیرت و شرف داری،
من هم ادعا میکنم که یک جو غیرت و شرف دارم.
تو اگر یک جو انصاف داری، من هم ادعا میکنم که دارم.
و انصافِ من به من میگوید که من آدمی منحصر به فرد نیستم
حالا به من بگو! چند هزار ایرانی ِ شبیه من و تو وجود دارند؟
...
برای خواندن ادامه اش، تقه بزنید، و اگر گمراهم؟! مرا از گمراهی درآورید

73 :: توسط ارمان در 2008-01-07 13:53

زیتون جان مطلبی را درسایت حسن اقا دیدم عین مطلب را بیان میکنم نظرت چیه؟((زیتون رابا شناختی که از نوشته‌ها و عقاید او دارم واقعا نمی‌توانم درک کنم که چرا باید پای صندوق رای برود!
اگر خاطرتان باشد زیتون خانم در دو انتخابات قبلی درست در آخرین ساعات تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند و این تصمیم را هم بطور علنی در وبلاگ خود اعلام داشتند. این اعلام علنی مساله خود یک مساله بسیار شک برانگیز است. چرا زیتون خانم باید بیایند در وبلاگ خود در آخرین ساعات اعلام کنند که در انتخابات شرکت می کنند!؟ آیا غیر از این است که از این طریق می‌خواسته‌اند دیگران را هم تشویق به شرکت بکنند!؟ اگر ایشان چند روز قبل از انتخابات نظر خود را بیان کرده بودند، شاید می‌توانستیم با استدلال و بحث این مساله را به چالش بکشیم، ولی وقتی ایشان در آخرین ساعات تصمیم شرکت می‌گیرند و اعلام علنی هم می‌کنند، این دیگر قابل تحمل نیست؟))

72 :: توسط خانومچه در 2008-01-07 13:41

زیتون جان در آلمان هم بی خانمانهای زیادی هستند که الکلی و معتادند. راه خوبی که من برای کمک بهشون پیدا کردم دادن غذا یا میوه است. اینطوری آدم می دونه که کمکش تبدیل به مواد نمیشه. کافیه آدم هر روز یک سیب یا یک بسته بیسکویت بگذاره تو کیفش.
تولدت مبارک.

71 :: توسط داریوش کبیر در 2008-01-07 13:00

نمیدونستم تو هم فروغی هستی ! تولدت مبارک باشه زیتونه جان!
اسم پایتخت رو بذارن همون پایگان خوبه اینجوری دوقرون تو جیب ما میره و این سایت رو میفروشیم به اونا.پایگان هم در وقاقع از پایه بودن چند تا وبلاگی آب میخورد که همه رو به سیخ کشیدن و فقط من موندم.
من برای تاکسی از شب قبلش پول خردهارو هم کنار میذارم تا 25 تومن رو یکدفعه با صدتومنی گرد نکنه1

70 :: توسط ارمان در 2008-01-07 12:58

زیتون جان تولدت مبارک ممنون از لطف همیشگیت پایدار باشی و باز تشکر راستی چند ساله شدی؟ ها؟

69 :: توسط رامین در 2008-01-07 11:43

درود - تعطيلات خوش بگذره تولدتون هم خيلی مبارک باشه ...

68 :: توسط Fereshteh در 2008-01-07 11:12

Dear Ms Zeitoon You are a great writer I enjoyed reading your blog specially the December issue.. .please keep writing

67 :: توسط کامی کوچولو در 2008-01-07 03:59

زيتون خانم خوشگل

تولدت را اول از همه به بابا و مامانت تبریک میگم که زندگیشونو شیرین تر کردی - بعد به سیبا تبریک میگم که نعمتی چون تو رو دارد- بعد هم به همه مردم دنیا که با تو و وبلاگت شاد میشند- آخرش هم به خودت که نازنین هستی.

66 :: توسط asal در 2008-01-07 03:12

بعدشم زيتون جان اين کامنت دونی ات آلزايمر گرفته:) مشخصات رو فراموش می کنه

65 :: توسط asal در 2008-01-07 03:09

آهان بعدشم اونهايی که خارج از کشور هستن (البته سوای کسانی که واقعا مشکل سياسی داشتن) خيلی ها هم به ميل خوشون تصميم به مهاجرت گرفتن خب اگه انقدر دلشون واسه اونجا بال بال و پر پر و چه چه وبه به می زنه خب کسی مجبورشون نکرده که اينور بمونن و هی واسه اونور گريه و تعیین تکلیف کنن خب پاشن برن همونجا بشينن زار بزنن و عرضه دارن کاری کنن! والله

64 :: توسط asal در 2008-01-07 02:55

سلام زيتون
فکر کنم دومين يا سومين بار هست که کامنت می گذارم هر چند هميشه ميام نوشته هاتو می خونم
الان دو تا پست اخير رو خوندم والله من خارج از کشورم خوشحالم که ديگه اونجا نيستم خوشحالتر ميشدم اگه ايرانی نبودم اخبار هم دنبال نمی کنم اظهار فضل هم نمی کنم چون درد اون مملکت نه فقط سياستش بلکه فرهنگ افتضاح ملتش هم هست! البته نظر شخصی ام بود خود جيم بينی نکردم والله :)

63 :: توسط سپهرمینو در 2008-01-07 02:08

زيتون جان درود برتو

اميدوارم خوب باشی

راستی می دانستی مسعودرجوی دراسارتگاه اشرف درعراق به نيابت خاص امام زمان برگزيده شده؟؟

مراسم راازقول يکی ازحاظران بازنويسی کرده ام بيا واين داستان کميک رابخوان.....

موفق باشی نازنين
ماااااااااااااچ

62 :: توسط sadaf در 2008-01-07 01:02

ای وای راستی تولدت مبارک عزيزم

61 :: توسط sadaf در 2008-01-07 01:02

ای وای راستی تولدت مبارک عزيزم

60 :: توسط sadaf در 2008-01-07 01:01

سلام و صد سلام وای نميدونی چقدر از کامنتا ی قبلی خنديدم خيلی جالب بودن همشون چون نظرات مختلف بود و آدم حسابی سرکرم ميشد .مخصوصا برای ماها که مدتهاس از محيط غيبت و اين حرفا دوريم خيلی جالب بود ناراحت نشو خوب بالاخره بحث بايد باشه اکه نباشه که ميشه مث وبلاکای ديکه که همه ميان ميکن به به چه خوب مينويسی يا ميکن مث هميشه زيبا بود يا نويسنده وقتی کم مياره ميره تو باغ ارم يه چرخی ميزنه و يه کدا بيدا ميکنه ازش عکس ميکره بقيه هم ميان ميکن به به عجب عکسی. ريتون جان بخاطر همين نقاط قوت هست که وبلاکت جزئ بهترينهاس

59 :: توسط sadaf در 2008-01-07 01:01

سلام و صد سلام وای نميدونی چقدر از کامنتا ی قبلی خنديدم خيلی جالب بودن همشون چون نظرات مختلف بود و آدم حسابی سرکرم ميشد .مخصوصا برای ماها که مدتهاس از محيط غيبت و اين حرفا دوريم خيلی جالب بود ناراحت نشو خوب بالاخره بحث بايد باشه اکه نباشه که ميشه مث وبلاکای ديکه که همه ميان ميکن به به چه خوب مينويسی يا ميکن مث هميشه زيبا بود يا نويسنده وقتی کم مياره ميره تو باغ ارم يه چرخی ميزنه و يه کدا بيدا ميکنه ازش عکس ميکره بقيه هم ميان ميکن به به عجب عکسی. ريتون جان بخاطر همين نقاط قوت هست که وبلاکت جزئ بهترينهاس

58 :: توسط dariushagha در 2008-01-06 23:44

تولدت....مبارک...عزیز..عصبانی نشو...الاغ زیاده...فعلا کاریش نمیشه کرد...زیتون کاش میشدی ریس جمهور ایران...با کله برمیگشتم ایران.

57 :: توسط دانشجو در 2008-01-06 23:11

1)زیتون جان تولدت مبارک
2)حالا دعوا میشه که خلیج دوستی به فارسی باشه یا عربی. خلیج دوستی یا الخلیج المحبان!
3)اینم برنامه های اصلاح طلبان برای انتخابات. قراره معضلات اجتماعی را ریشه ای حل کنند.احتمالا برای حل بدحجابی میان از تو خونه ها شروع به برخورد میکنند. واقعا اینها اینجوری میخوان اصلاح کنند! این برنامه بیشتر به مزاج شورای نگهبان خوش میاد تا مردم!!!
http://www.advarnews.us/politic/6479.aspx

56 :: توسط پنگوئن در 2008-01-06 22:25

اميدوارم در روز تولدت -که مبارکت باشد- استعداد تازه ظهور کرده ات کور نشود و نقش بقيه حروف الفبا را هم در اين وبلاگت ببينيم.

55 :: توسط كشف حجاب !!!!!!! در 2008-01-06 20:21


http://irdc.ir/news.asp?id=2834
توطئه كشف حجاب در ایران به روایت تصویر!!!!!!!!!

فکر می کنم اصلا اين کلمه /كشف حجاب / خيلی احمفانه است.
بايد بگويند /كشف بی حجابی /
که کاشف ان رصا شاه کبير بزرگوار بود . ای مرد بزرگ روحت شاد .

که این يک ذره ازادی هم که زنان امروز ايران دارند مديون توهسنتذ.وگرنه امروز زنان ایران از زنان عربستان و اقعانسان ذليل تر بودند.

54 :: توسط ميم در 2008-01-06 20:15

اين همه برف مي ريزه روي سرت واسه تولدت ،كافي نيست؟!
تولدت مبارك...

53 :: توسط زیتون در 2008-01-06 19:58

ره گذر عزيز-۴۴
خیلی عالی بود :)))))
از خنده مردم وقتی کامنتتو خوندم.

توتيا جان-۴۳
اولا که سلام و مرسی:)
دوما من با این تجربه فهميدم با همه شکسته‌نفسی‌هام بازم خودمم که به خودم اهميت می‌دم و به درد خودم می‌خورم. کس نخارد پشت آدم جز ناخن انگشت خود آدم:)

مانی خان-۳۲
مرسی:) چه کادوی خوبی. نمرديم و يکی برای تولدم شعر گفت:) هيچوقت از يادم نمی‌ره!

ناديا عزيز- کامنت ۴۸
خيلی ممنون که کامنت‌های تان‌یر رو به فونت فارسی برمی‌گردونی :)

52 :: توسط حقیقت تلخ در 2008-01-06 19:44

دستمالی و ماله كشی هم جزو صفات این باغ شد ..
من نه شامپاین تولد خوردیم و نه كیك ، نمكمان هم نه حلال است و نه حرام .. بلكه نمك است
تولد زیتون و خوشی خرمیش هم ارزوست
اختراعاتش هم به نام خودش ثبت است
ساختن اپوزسیون سلطنت توده ای واكثریتی و بقال و مال فروش و دلال و حفظ همانی كه هست ، با كمی تغییر در بالا ، در فردای ایران ، اگر فردایی به این زودی ها باشد !!!( سیاست بارها بحث شده و دفاع شده زیتونی )
هر دم از این باغ بری می رسد ( اختراع زیتونی )
پای منبری ( اكتشاف یاشار و اختراع زیتون )
اما ایرانی جماعت اهل لاف و گزاف و خرافه و مذهب ، از چاله ای به چوله ای می افتد ، اگر خودمان را اصلاح كنیم ( منظور اصلاح موهای زائد بدن با واجبی ماجبی نیست ها ) ، اصلاح معنوی و اخلاقی ، در نتیجه جمهوری اسلامی را اصلاح كرده ایم ....
این اگر خودمان ، ۲۵۰۰ سال مسئله دارد ، خودمان چه هستیم ، چگونه هستیم ، چه می خواهیم ، چگونه می خواهیم ، ایا امكان اصلاح همه این خودمان ممكن است ؟؟؟
این ما خودمان ۳۰ سال ازگار سركوب شده نظام نكبت اسلامی روی زمین اقتصاد صاحب خر و چرتكه بازاری است و هنوز فكر می كند ، كه این نظام از بالای سر و عالم هپروت ظاهر شد ...
شاه با سركوب ودیكتاتوری و بی خبر و نااگاه نگهداشتن ، مردم بطور كلی و روشنفكر بطور مشخص ، ضمینه امدن هر قلدر بی سوادی را كه توی دهن دولت شاهی بزند ، فراهم كرد و در بحبوحه ، ایستادگی و مقاومت و كشداركردن روند انتقال قدرت ، با مشاورت اربابهای گردن كلفت ، فرار را بر قرار ترجیح داد كه شاید بزودی ابها از اسیاب افتاده و پسرش بجایش بنشیند ...
سی سال است كه هنوز ان ابها از اسیابها نیافتاده و بجایش زیتونستان محل طلاقی سلطنت توده ای شده است ، چشم ما هم كور كه شاید منظور این سی سال سیصد سال بوده باشد ...!!!

51 :: توسط هديه در 2008-01-06 19:28

سلام
۱- تولدت خيلی مبارک:)
۲- آدم از دست بعضيا جرات نمکنه حتی با کوچولو موچولو هام عقب بشينه! با همون هيکل ريزشون همچين آدمو پرس ميکنن که آدم قلبش از حلقش ميزنه بيرون...

50 :: توسط http://web.syr.edu/~rcranger/blackburn.htm در 2008-01-06 19:15

سریع ترین TYPIST دنیا

Barbara Blackburn, the World's Fastest Typist

Typing, Fastest. Mrs. Barbara Blackburn of Salem, Oregon can maintain 150 wpm for 50 min (37,500 key strokes) and attains a speed of 170 wpm using the Dvorak Simplified Keyboard (DSK) system. Her top speed was recorded at 212 wpm. Source: Norris McWhirter, ed. (1985), THE GUINNESS BOOK OF WORLD RECORDS, 23rd US edition, New York: Sterling Publishing Co., Inc.

49 :: توسط آسمان دیلی نیوز در 2008-01-06 19:06

addresse jadideh aseman daily news :

asemandailynews.blogfa.com

48 :: توسط ۳۸ :: توسط Tanyer در ۱۳۸۶-۱۰-۱۶ در 2008-01-06 18:11

متن تبدیل شده:


۳۸ :: توسط Tanyer در ۱۳۸۶-۱۰-۱۶ ۱۳:50
Zeittoon جان خواستم بهت تبريك بگم كه دربین این همه آدم که بهرحال مى خواهند از تو نوعی ايراد ببگیر ن و تورا بکوبند این چنين عزمی راسخ داری . و وبلاگ نويسى ميكنى.
ولى اى كاش مرزبندی انسانهاو تفکراشان مثل داستان دختر كبريت فروش اين چنين سياه و سفيد نبود .دلم مى خواهد باور كنم كه نه ایرانیهای داخل ايران این چنان عادت کردن كه بخوان احساس شون رو این چنین بيان كنن.،. و نباید هم كسى که خارج اى ايران است بخواد اون قادر سطحی باشه،
پست اولت براى من نوعی جواب داشته . اعتراضى من به حرفهای اون شخص خارج از ايران به عنوان يك فرد معمولی و سطحى، است..
بهر حال اينجا امدم كه بتونم با اقکار هم سن و سالهای خودم در ايران آشنا بشم، بتونم به يك شكلى باهاشون كنار بيام، هيچ باكى نيست كه بعضی ها با يك باتوم بزرگ كه من دست بچه بسیجی ها زمان های ۱۳۸۰ میدیدم ، آماده کوبیدن دیگران هستند. بمن هم بزنندو
صلابت در نوشتن در همچين محيطى j شجاعت بالایی مى خواهد .بهت تبريك ميگم. هر چى باشه متولدِ ماه دی هستى وانگارفقط ۳ روى فبل از من به دنيا امده ای ، تولدت مبارك.
********************
تانیر عزیزم
من از طرز ساده نوشتن و صمیمتی که درحرف ها ی تو هست خوشم می اید.
برای اینکه همه خوانندگان زیتون کامنت تورا رابخوانند
ان را نوشتار فارسی برگرداندم .
با معذرت چون بعضی از جاها ی ان نامفهو م بود . سعی کردم کمی ان را دستکاری کنم .
از شحاعت تو خوشم میاد که با اینکه فارسی ات خیلی کامل نیست اینجا میایی و مینویسی
دلم میخواست درنوشتن فارسی کمکت میکردم .
نادیا

47 :: توسط یاشار در 2008-01-06 16:38

زيتون نازنين درود برشما

سالگشت تولدت راتهنيت می گويم

کلمه پای منبر هم يک خلاقيت زيباست آفرين

اميدوارم سالهای سال هم چنان متعهد وتلاشگر بمانی
برايت بهترين آرزوهارادارم نازنين دوست

مااااااااااااااااااااااچ
مااااااااااااااااااااااااااااااچ
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

46 :: توسط massoud در 2008-01-06 16:13

Z8un jan , don't let this men to draw your portrait , if you can give me a link too .
thanks , Massoud

http://www.rootcanal.blogfa.com/post-960.aspx

45 :: توسط massoud در 2008-01-06 15:50

The corrupt & dirty government of Saudi has done it again , this time arresting a young blogger seeking democracy

His blog (http://www.alfarhan.org/) deals with corruption and the plight of political prisoners

44 :: توسط ره گذر در 2008-01-06 15:42


سلام
نه نه اول بسم الله الرحمان الرحیم
اینجانب برای اولین بار از این وبلاگ دیدن فرمودم, پس آمدم, خوش آمدم.
بنده قبل از این هیچ آشنایی با نویسنده این وبلاگ نداشتم اما ظاهرا نویسنده این وبلاگ کاملا بنده را می شناخته و متاسفانه داستان زندگی بنده را تحریف کرده و تحت عنوان آقای جیم از شخصیت بنده سو استفاده کرده اند.پس لازم می دانم برای روشن شدن افکار عمومی و طبق قانون مطبوعات جوابیه خود را در همین جا بیان کنم.
اول اینکه, چرا گفتی من تو اروپا زندگی می کنم بابا من که تو همین ایران زندگی می کنم. حواست نبود!
دوم اینکه,اون جا که گفته بودی(چرا دوست دخترش با اون نیامده, بر من معلوم نیست) خب بابا معلوم دیگه آخه طبق شرع آدم نمی تونه دوست دخترش رو به خونش بیاره مگه انیکه سه مجتهد واجد الشرایط دوست دخترش رو تایید کنند
سوم اینکه,بقیه مطالب مطرح شده در مورد اینکه آقای جیم می ره قوطی آبجو برمی داره یا اینکه می ره پشت کامپیوتر می شینه,کذب محض است چون در یخچال خانه من اصلا قوطی آبجو وجود نداره پس چه طور می تونم برم سر یخچال و قوطی آبجو بردارم پس کاملا مشخص هست که این مطلب واقعیت نداره.و در مورد کامپیوتر من چه طور می تونم پشت کامپیوتر بنشینم وقتی کامپیوتر به دیوار چسبیده و اصلا چه لزومی داره من برم پشت کامپیوتر پس اینجا هم معلوم که هدف نویسنده فقط تخریب شخصیت بنده بوده است.
چهارم اینکه,بنده بقیه مطالب مطرح شده را تکذیب می کنم و اعلام می دارم که آن مطالب هیچ ربطی به زندگی من ندارد.
پنجم اینکه, به نویسنده این وبلاگ تبریک صمیمانه عرض می کنم بخاطر ورود خودم به وبلاگش و همچنین تولدش.

43 :: توسط توتیا در 2008-01-06 15:12

اول تولدت مبارک به نظرم روش خوبی بود چون فهمیدی چه کسی بهت اهمیت میده و از دل دوست دارد

42 :: توسط mar mar در 2008-01-06 14:53

زيتون جان تولدت مبارک.اميدوارم هميشه شادوسالم و موفق باشی.
شماره ۶ واقعا بامزه بود.واقعا نابغه ای.

عمه خانم جان بازکه الکی به من گيردادی .سر کامنتت مربوط به من وسطش مربوط به گوگوش وعکس گوگوش تهش هم تبریک تولدزیتون بود.حالا اگرتبریک توش گم شدبه من چه ربطی داره؟ضمنا من اصلا جوش که نياوردم هيچ کلی هم خنديدم.بعداز چندسال ياد عمه خدابيامرزم افتادم. کلی هم فکر کردم که چه حکمتی هست که براساس تجربه شخصی من معمولا عمه ها يکجورايی همه شبيه هم هستند (حالااگر واقعا شمابه جای یک خانم مسن بامزه يک آقای سبيل بناگوش دررفته باشيد ديگه تقصير من نيست تقصير خودتونه که خودتون رو عمه کامنتدونی معرفی کرديد.)

41 :: توسط در 2008-01-06 14:39

آغاز شعبده بازی انتخابات
در هفته اول دی ماه رژیم با اعلام زمان ثبت نام و تاریخ روز انتخابات (24 اسفند) شو انتخاباتی را استارت زد. پس از آن خبرهای گوناگونی منتشر شد مبنی بر اینکه آمار واجدین شرکت در انتخابات در ارگان های مختلف خود رژیم با هم اختلافی فاحش دارد (6 میلیون را خود رژیم اعلام می‌کند)، این به این معنی است که مجددا آخوندها با تولید شناسنامه‌های تقلبی، تصمیم دارند آمار شرکت گنندگان را بالا ببرند تا مشروعیت نداشته خود را از این طریق جبران کنند.
کجای کاریم!؟ آیا باز هم هستند کسانی که این بار نیز مثل گذشته فریب این رژیم را می‌خورند و پای صندوق‌های رای می‌روند!؟ اینکه عده‌ای بخاطر منافع شان به دنبال این رژیم راه می‌افتند قابل درک است! ولی اینکه آنهایی که مدعی هستند از دست این رژیم به تنگ آمده‌اند پای صندوقه‌ای رای برند واقعا قابل درک نیست.
یک مثال می‌زنم تا منظورم را بهتر بیان کنم:
دو وبلاگ نویس شناخته شده در بین وبلاگ نویسها یکی سید حسین درخشان و دیگری زیتون خانم هستند. اولی را من می‌توانم درک کنم که به رژیم رای بدهد، ولی دومی را با شناختی که از نوشته‌ها و عقاید او دارم واقعا نمی‌توانم درک کنم که چرا باید پای صندوق رای برود!
اگر خاطرتان باشد زیتون خانم در دو انتخابات قبلی درست در آخرین ساعات تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند و این تصمیم را هم بطور علنی در وبلاگ خود اعلام داشتند. این اعلام علنی مساله خود یک مساله بسیار شک برانگیز است. چرا زیتون خانم باید بیایند در وبلاگ خود در آخرین ساعات اعلام کنند که در انتخابات شرکت می کنند!؟ آیا غیر از این است که از این طریق می‌خواسته‌اند دیگران را هم تشویق به شرکت بکنند!؟ اگر ایشان چند روز قبل از انتخابات نظر خود را بیان کرده بودند، شاید می‌توانستیم با استدلال و بحث این مساله را به چالش بکشیم، ولی وقتی ایشان در آخرین ساعات تصمیم شرکت می‌گیرند و اعلام علنی هم می‌کنند، این دیگر قابل تحمل نیست. این بار همه دوستانی که تصمیم دارند از انتخابات حمایت کنند از همین حالا اعلام موضع کنند تا به مخالفین هم فرست بدهند بحث های خود را مطرح کنند.

از سايت خسن آقا

40 :: توسط مازیار در 2008-01-06 14:22

:))

39 :: توسط M-R در 2008-01-06 13:51

تولدتون مبارک.

میخواستم مطلبی در باره این خلیج دوستی بنویسم که با این اوضاع و احوالی که من میبینم بی خیال.
ممکنه دو باره بحث راه بیافته.

38 :: توسط Tanyer در 2008-01-06 13:50

Zeittoon Jan khastem behet tabrik beghem to makhmaseyı ke in hame adam be her halı mikhad az to noyi irad beghire va bekobanet ın chenin rasekh darı weblag nevisi mikoni.
vali ey kash marzbandi insanha ve tafakorateshoon mesle dastanhay dokhter kebrit forosh in chenin siyah ve sefid bood .delem mikhad baver konem ke na iranihay dakhel iran(A B) chenan be derd adat karden ke bekhan ehsaseshoon ro inchennin bayan konan.,.Ne kasi kharej ay irane bekhad on ghader sat hi bashe, eger post avalet jay javabi baray man noyi dashte bashe eteraz man be tarif on shakhs kharej az iran be onvan yek fard kamelen sathi, ast..
Beher hal inja omedem ke betoonem ba tafakorat ham sele salhay khodem der iran ashena besham, betonem be yek shekli bahashoon kenar biyam, hich baki nist ke baziha ba yek battoom bozorgh ke man dast bache basijihay taye be doran reside salhay 1380mididem, amade kobiden digheran hastand. salabat der neveshten der hamchenin mohiti jesaret balayi mikhad behet tabrik mighem.her chi bashe motevalede DAY Hasti ve in ghar faghat 3 rooy ghabel az man be dunya omedi, Tavalodet mobarak..

37 :: توسط عمه خانم در 2008-01-06 13:38

منظورم شماره ۳ بود: آره دیگه، سعید جلیلی جان، فدات شم...

36 :: توسط عمه خانم در 2008-01-06 13:34

ای عزیز عمه تو یه پست دیگه بود که من تولدتو تبریک گفتم ولی این مرمر خانم اینقده جوش آوردو بهش برخورد که تبریک بنده ماسمالی شد بهرحال عزیز تولدت دوباره و سه باره و برای همیشه مبارک باشه
(-:
اما درباره پستت عمه رسم زمانه همینه دیگه پس تو خیال میکنی صمدبهرنگی و دولت‌آبادی و چخوف و تولستوی و شکسپیر هیچکدوم زمان خودشون مورد سرزنش قرار نگرفتن !!!
یا سانسور بودن یا بکل ممنوع ,برای اینکه همیشه یکی بوده که پرسوناژارو بخودش گرفته و خوشش نیومده نه ? غیر اینه عمه ?
آره عمه از فواید یا بدیهای دموکراسی همینه دیگه که هرکی هرچی بخودش میگیره غرشوبزنه ولی سانسور نکنه و سانسور نشه ...
شماره ۲ این پستتم که کلی متاسفانه باعث خنده و گریه شد عمه
خیلی خوب و بجانوشتی
همیشه شادو تندرست و انشاءالله بزودی آزاد باشی
جیم لااقل آزادی داره عمه آزادی

35 :: توسط ببر تنها در 2008-01-06 13:32

ژيتون عزيز(اين به اون در)،
راجع به بند 1 پستت ميخوام بگم كه تو هم زياد زود رنج نباش
حدود 80 درصد كامنتهاي پست قبليت در تعريف و تمجيد از تو و سبك نوشتنت و مطلبت بود،از اون 20 درصد بقيه هم 10 درصدشون به همديگه فحش ميدادن وحالا ميگريم 10 درصد هم خودشون رو مخاطب تو دونستند و انتقادكردند و يا اينكه نظر شخصي خودشونو نوشتند،ميشه 26 نفر از 260 نفر،
كه طبيعيه و نبايد دليلي براي غمباد گرفتن پرتغالي و جريحه دار شدن احساسات باشه.اينجوري كه تو واكنش نشون دادي من يكي عذاب وجدان گرفتم ولي بايد بگم كه خيلي خوشحال ميشم اگر قسمتهاي بعدي رو هم كه در نظر داشتي بنويسي.
اما نكته جالب اينجاست كه نوشتي مطلبت يك مخاطب خاص داشت كه اونم اصلن تو باغ نيومد!!

34 :: توسط كابوي در 2008-01-06 13:25

اين حق توحش ما چي شد!؟
http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M285102.jpg

33 :: توسط کُلُفت در 2008-01-06 13:01

روزنامه چاد تایمز امروز در صفحه اولش خبری درج کرده بود مبنی بر اینکه میمونهای چاد به هیچ وجه حاضر به کون دادن به یک ایرانی که از کانادا آمده است نمیباشند،این ایرانی که حتی میمون هم بهش کون نمیدهد همان فضولباشی که مُعرف همه خوانندگان زیتون است میباشد.

32 :: توسط مانی خان در 2008-01-06 12:36

گفتند و منم بگویمت باز--زیتون،

-------------------------تولدت مبارک

باشد که الم رود از آن تن،بیرون،

------------------------- تولدت مبارک

هرگز نخوری زنامرادان--باتون،

------------------------- تولدت مبارک

باشند همیشه دشمنانت-دلخون،

------------------------- تولدت مبارک

هرگز نشوی مقابل فیل--فنجون،

------------------------- تولدت مبارک

در زمره سبزه ها نباشی--ترخون،

------------------------- تولدت مبارک

هرگز نشوی منتر مشتی--میمون،

------------------------تولدت مبارک

صد سال بمان و من بگویم--آخ جون

------------------------ تولدت مبارک

------تولدت مبارک--------

31 :: توسط يه کرجي در 2008-01-06 12:30

سلام حالم بهم ميخوره از اين کامنتها ميشه مخفي يا پاکشون کني

30 :: توسط 123 در 2008-01-06 11:18

البرز خوشحال نباش به زودی
وبلاگ مانی عزيز كثافتت را
جوری خواهم بست كه هرروز
يك ديلدو بخودش فرو كند از
شدت غصه ناراحتی بعد ميخواهم
ببينم كدام الاغی جرات خواهدداشت به
اسلام و پيامبر بعدازاين توهين كند
بعدازاو هم نوبت بقيه تانست
گرصبركنی زقوره حلواسازم

29 :: توسط البرز در 2008-01-06 10:18

مانی جون دمت گرم خیلی باحال می نویسی ادامه بده.ضمنا من فکرکنم این میمونه تو چاد همون میمونه زن پانزدهم محمد بوده که به خودش دیلدو بسته برای سرویس دهی به مشنگ باشی. قربانت

28 :: توسط sabok vazn در 2008-01-06 09:54

پس کامنت من تو پست پائينی چی شد؟؟؟؟؟؟؟

27 :: توسط حمیدرضا در 2008-01-06 09:39

سلام زیتون جان مثل همیشه خوب مینویسی تولدت هم مبارک من از چندماهگی وبلاگت مطالبتو میخونم همیشه خوبن وهمیشه تازه بیخیال اونهای بشو که فحش میدن وچرت میگن چون نمیشه همه آدمهاروراضی نگه داشت وهمه آدمو دوست داشته باشن خلاصه ساده بگیر ولی مطلب جیم جمالتو خیلی باحال بود

26 :: توسط 123 در 2008-01-06 06:11

آن ديوانه روانی که رفته بچاد قبل از
رفتن نوشته بود که اين مانی بدبخت
مثل خر در ميماند چه بنويسد
واقعا کسی فهميد اين کس مشنگ
چی ميگه ؟

صد دفعه زيتون بهمه چيزکی نوشت
جز تو ....
کونت ديگه صد جر خورده بود
تا بالاخره وفتی سن و سال ميشه
زنها و زيتون هم حالش بهم ميخوره

و تو بل گرفتی ليس ليس ليس تا
خون انداختی

زيتون اگر عقده ايی نبود مینوشت
۳۸ ساله شده
چون فبلا بادش رفته که نوشته بود
در اول انقلاب ده سامه بوده

25 :: توسط 123 در 2008-01-06 05:56

مانی !! وافعا بکس ليسی ريتون
افتاده ايی انقدر جوابتو نداد تا ديد
بخاطر سن و سالش !!؟ و کس ليسی
تو و خانم خانما !! گفتنت .... ديگه دلش سوخت يک دو کلمه نه بيش

ای مانی هزار آی دی خفه شو
ای خروس بی محل چته شو
اين زيتون سالخورده و بدگل
ار کس ليسی تو الدنگ و ذبل
در رنج و عذابست که چه خاکی
بسر خود کند ؟ یا شرمنده و خجل
که نوشت با صد زحمت و اکراه !!
مانی جان !!؟ ای بکونت دسته هندل
قرق کرده ايی اين وبلاگو با حقه
با صد آاسم و لقب ساده و مشکل

24 :: توسط مخمل بانو در 2008-01-06 05:30

زيتون جان خواهر برو آب خنک بخور تا فشارت بالاتر نرفته بس که حرص خوردی. بابا اصلا من خانم ميم ...اگه غر زدم

تولدت هم مبارک . هزارتا هم مبارک . ميگفتی کی هست تو وبلاگم برات تولد راه مينداختم . اصلا تاريخ دقيق بگو . یه تولد وبلاگی توپ برای سال ديگه طلبت.

بقيه هم که قند و نمک سواری های تهرانه . چی بگم آخه . عوضش اينجا تاکسی فقط و فقط يه نفر سوار ميکنه . اونم گرون ...اينقدر که من يکی ترجيح ميدم با ماشين خودم يا دوچرخه اينور اونور برم :دی
بوس تولدانه و بغل مجازی هم برات فرستادم . بگيرش

23 :: توسط جیم در 2008-01-06 02:46

درود بر زيتون

22 :: توسط جیم در 2008-01-06 02:26

.........................

مرد هزار آی پی

لینک قبلی مربوط به بالاترین بودو این لینک رادیو زمانه است که عکسهای زنان تنیس باز را نشان میدهد

ببینید و لذت ببرید!

19 :: توسط طاها بذري در 2008-01-06 01:45

اي زيتون ! اي از جيمها عصباني گشته ! اي تاکسي سوارشو در روز برفي ! اي وجدان

تولدت مبارک

باز هم برو شکرگذار پدر و مادرت باش که تو رو در يک روز عادي به دنيا آوردن و مثل بنده نيست که هرکيو براي تولد دعوت مي کنم مي گه شب عيده نمي تونم بيام !

18 :: توسط زیتون در 2008-01-06 01:43

خواننده‌ی عزيز زيتون
دمت گرم:)

مانی جان
سن که مهم نيست. هر چه به نظر پخته‌تر بيام خوشحال‌تر می‌شم. اصلا شما بگو عين صدساله‌ها می‌نويسم:) من کيف می‌کنم! صد سال تجربه کم چيزی نيست!

سامی جان
ممنون از لطفت. پس تو نيمکره‌ی جنوبی زندگی می‌کنی؟ نيوزلند و استراليا. از گرما لذت ببر. همين الان که دارم می‌نويسم داره برف شديدی می‌باره و هوا سرد سرده...

می‌می جون
مرسی عزيزم:*

عزيزانم٬ ليلا٬ ارنستو٬ نوشين٬ مانی٬ پيرتنها٬ khodam
خيلی ممنون از تبريک تولد:)
اما چون راجع بهش درددل کردم٬ احساس اينو دارم که زوری ازتون تبريک گرفتم:) تا پارسال نمی‌فهميدم. اما حالا چشم و گوشم باز شده :)))
اما بازم ممنون. از شماها که انتظار نداشتم بدونيد....

17 :: توسط مانی در 2008-01-06 01:23

ارنستو چگوارا جان شماره ۱۳

بابا چه خبره؟ هنوز توی دهه بيسته اين خانم خانما! بيخودی چرا سنشو بالا ميبری ؟ بی انصاف :)))

بااینکه نباید سن خانمها رو گفت ولی فکرکنم بیست و شش امین سال زندگی در این دنیای فانی رو آغاز کرد خانم خانمهای ما اگه اشتباه نکنم :)

16 :: توسط خواننده زیتون در 2008-01-06 01:07

بنظر من یک نویسنده مثل یک نقاش یا یک عکاس از دنیای اطرافش متاثر میشود . و با کلمات انرا به تصویر می کشد. خواننده هر نوشته یا بیننده هر تصویر و نقاشی فقط آزاد است که انها را بپذیر د یا رد کند .
ولی حق ندارد که به نویسنده یا به نقاش و یا به عکاس بگوید چرا به دینای اطرافت چنین نگاه کرده ای؟
باید از زاویه من نگاه میکردی !!
اگر چنین بود هرگز شاهکار های ادبی واثار هنری جهان خلق نمی شد. چون خالقان انها ادمهایی بودند که به دنیای اطراف شان از سویی نگریستند . که ادمهای معمولی به تصورشان نمی رسيد.ویا قادر نبودند .

15 :: توسط Aaraz در 2008-01-05 20:41

تقليد از جشن های 2500 ساله شاهنشاهی, برای ثبت در تاريخ جمهوری اسلامی


--------------------------------------------------------------------------------


پيك نت:

گزارش خبرگزاری مهر از تدارک سفر شاهنشاهی رهبر به يزد:
1- تامين و هماهنگی در خصوص استقرار تيم های پزشکی و درمانی در طول مسير استقبال
و سطح جاده های مواصلاتی،
2- آمادگی کامل بيمارستان های يزد،
3- تامين بيش از 200 دستگاه خودرو سبک،
4- تامين بيش از 500 دستگاه اتوبوس،
5- تامين پنج قطار جهت اعزام زائرين از شهرستانهای بافق، ميبد، اردکان و طبس،
6- تامين بيش از 80 کانتينر جهت برگزاری مراسم
7- تامين مهمانسرای مناسب برای اسکان چهار هزار نفر از مهمانان شرکت کننده در مراسم استقبال
8- هماهنگی و تامين غذای مورد نياز،
9- تامين بيش از 10 هزار پلاک مورد نياز جهت دريافت اشياء و وسايل مردم،
10- تامين 10 هزار تخته پتو،
11- ايجاد چندين چادر و ايستگاه جهت امداد گمشدگان،
12- بيمه کليه افراد شرکت کننده و کادر اجرائی،
13- تهيه بيش از 100 هزار بسته کيک و شير استريل جهت توزيع در ايستگاههای صلواتی،
14- تهيه بيش از يک هزار متر مربع برزنت جهت نصب در جايگاه های بازرسي
15- تامين سوخت مورد نياز خودروهای مرتبط با برنامه های اين سفر
16- تامين برق اضطراری محل های برگزاری مراسم،
17- نصب داربست های فلزی موردنياز،
18- ايجاد جايگاههای مربوط به سخنرانی و رفع موانع فيزيکی موجود در طول مسير استقبال.
نظرات كاربران:
▪ آيا مقام معظم رهبری به شخصه از چنين تدارکی راضی هستند؟
▪ ضمن احترام به مقام معظم رهبری دوست داشتم بدانم اين همه هزينه از كجا تامين
و پرداخت می شود و چه لزومی دارد اين همه نيرو و هزينه؟
▪ آيا اين کار ها برای يک سفر خادم يک ملت به يک استان درست و اسلامی است؟
آيا اينها عمل کردن به فرمايشات مولاست؟ ولی وای بر کسانی که در اين امور دخيلند و
وای بر ما که ساکت نشسته می نگريم.
▪ اين خرج ها از جيب کيست؟ نتيجه اش چيست؟ خداوکيلی اگر دين نداريد حداقل آزاده باشيد...
▪ از رهبر انقلاب تقاضا دارم تا شخصا با اين تملق گويان برخورد کنند تا درسی برای باقی مديران باشد.
▪ رهبر انقلاب بهتر است سرزده و بدون اطلاع قبلی به استانها سفر کند تا خادم يا خائنين ملت را بشناسد.


14 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-05 20:30

حمید یوسف
www.iranglobal.info
پان ترکیست درمنطقه
...
پان ترکیست برای تحقق پروژه 600 ملیون ترک و اتحاد به‌ اصطلاح تمامی سرزمینهای ترک ( بخوان تمامی) سرزمینهای ملتهای بالا را سرزمینهای ترک زبان میدانند. برای تحقق این پروژه‌ در ترکیه‌ ارتش ترکیه‌ ،حزب فاشیستی گرگهای خاکستری به‌ رهبری دولت باغچلی و حتی حزب سۆسیال دمکرات ترکیه‌ و حزب حاکم به‌ رهبری اوردغان کمک میکنند

در ایران تقریبأ تمامی گروهای آذربایجانی در خارج از قبیل چهرگانی،نظمی افشار ، گناز تلویزیون ، و در داخل بسیاری از نمایندگان آذربایجان در مجلس شورای

اسلامی ایران بسیاری از امام جمعه‌های آذری در شهرهای آذربایجان بسیاری از روشنفکران و قلم بدستان دانشجویان و ، و، برای تحقق پروژه‌ 600 ملیون ترک در

تمامی این سرزمین ها فعالند،برای نمونه‌ هفته‌ پیش تعدادی از دانشجویان کرد از نماینده‌ سلماس در مجلس شورای اسلامی سؤال میکنند که‌ دولت به‌ وضع مناطقه کرد نشین شپیران از توابع سلماس نمیرسد نماینده‌ محترم ترک میفرمایند که‌ کردها در این مناطق مهاجر هستند و دیر یا زود باید بروند ، و این جا را باید به‌ ترکها واگذار کنید
...

13 :: توسط ارنستو در 2008-01-05 20:02

زیتون جان چهل سالگی ات را تبربک میگم(چهل بود یا چهل وسه)

12 :: توسط nooshin در 2008-01-05 19:23

تولدت مبارک... منم بروشه اعلان جندروز قبل موافقم... اخی وجدانه ادم چقد تاول بايد بزنه؟ بابا به خاطره هارتو پورته يه نفر همه رو چرا محروم ميکنی؟! بنويس باقی الفبا رو . من که خانومه ب بودم و هستم. خوبه سهمه من از بين نرفت؟.....

11 :: توسط Leila در 2008-01-05 19:06

ای زيتون بانمک تولدت مبارک.

10 :: توسط جیم در 2008-01-05 19:01

.......................

به علت توهین به کامنت‌نویسان دیگر پاک شد

9 :: توسط khodam در 2008-01-05 18:54

زيتون

تولدت رو هم تبريك ميگم، خدايش ايندفعه انقدر همه درگير الف و ب و جيم بودن ( از جمله خودم) كه تولدت رو فراموش كردن، به هر حال بحثى بود که گذشت و هيچكس هم با كسى پدرکشتگی نداره.
موفق و پيروز باشى.

8 :: توسط مانی در 2008-01-05 18:37

ببر تنهاي عزيزم

آخه اين زيتون خانم ما ساكن كرجه ديگه :) البته من هم اگه جاي اون بودم توي كرج زندگي ميكردم بااون تابلوهاي تبليغاتيش كه واقعا هيچ كجاي دنيا نميتوني مشابهش رو داشته باشي و حظ بصر ببري ! :))

هنوزم يا صداي اون پسر توي فيلم كه ميفتم خنده ام ميگيره :) شهوت داشت خفه اش ميكرد :)))

7 :: توسط می می در 2008-01-05 17:56

زیتون جان سلام...من سالهاست که انجا رو مرتب میخونم ولی اهل کامنت بازی نیستم.ولی الان اومدم هم تولدتو تبریک بگم هم بگم که بهترینیییی. من عاشق سبک نگارشو موصوعاتت هستم.موفق باشی.

6 :: توسط sami در 2008-01-05 17:46

rasti to tavaloodet to zemetoone,& toye keshvari ke man zendegi mikonam alan nimeye tabestoone!! farghi nadare hanoozam miga zemestoon ya tabestoon to khode sabze bahari.

5 :: توسط sami در 2008-01-05 17:43

salam.jalebe ke har sal rooze tavaloode man ham hamin halat mishe.hamishe to zogham mikhore.shayad in ye rooziye ke az nazare khode shakhs rooze mohemiye& tavaghoye ye choze fogholadaro dare,mese ghesehao filma.jalebe ke hamishe saai mikonam rooze tavloode atrafiyanam o barashoon khatere angiz konam.z8un aziz to bahri hasti ke ba zemestoon be donya omadi.shokofe baran bashi hamishe bahar e aziiz

4 :: توسط ببر تنها در 2008-01-05 16:55

سلام زيتون خانم،
والله دروغ چرا تاقبر آآآ،ما كه نميدونستيم امروز روز تولد شما است،حالا هم كه به حق پنج تن از كامنتهاي من دلگير نشدي،ببين نشو ديگه!
پس سالروزسي و چندمين؟سال زندگيت رو به تو تبريك ميگويم.آرزو ميكنم سلامت بماني در كنار خانواده.
راستي تو چرا اينقدر ميري كرج؟!
شب به خير

3 :: توسط مانی در 2008-01-05 15:40

زيتون خانم نازنينم

آدم که در سالروز تولدش انقدر عصبانی نمشه :*

اينجوری اون افرادی که دوست دارند ماها رو ناراحت کنند خوشحال ميشوند ...

تازه يکيشون هم الان توی چاد داره با شامپانزه ها... !! :)) وگرنه ديگه نور علی نور ميشد :)))

راستی سوم!

تازه اگه زيادی غر بزنی امام خمينی رو ميندازم به جونت دوباره ها :)))

بابهترين آرزوها برای تو ودوستدارانت

2 :: توسط زیتون در 2008-01-05 15:16

امین عزیز
سلام و خیلی خوشحالم که دوست جدیدی پیدا کردم.

1 :: توسط امين حامي كيان در 2008-01-05 15:09

سلام. اولاً بالاخره من هم در اينجا اول شدم. دوماً متون انتخابي شما واقعاً دلنشين و دوست داشتني هستند.

زبان: