159 :: توسط زیتون در 2008-01-13 22:15

اینجا نظرخواهیه یا محل چت یه عده؟
اون هم از ظرف کسایی که خودشون به فضول‌باشی ایراد می‌گرفتن.
برای چی ای‌میل آدرس و آی دی همدیگر رو نمی‌پرسید و خصوصی با هم حرف نمی‌زنید؟
با تشکر از دوستانی که فقط برای نظردادن میان اینجا.... و با عرض معذرت از شما نظرخواهی رو می‌بندم.

158 :: توسط sabok vazn در 2008-01-13 21:57

مرسی برای تبريک تولدت...تولد تو هم مبارک...ما انسانهای باهوش و منحصر به فردی هستيم به خدا!!!!!

157 :: توسط رامین در 2008-01-13 21:14

درود - شماره ۱۳۶ رو من نوشتم ولی نمی دونم چرا اين ريختی شده !!

156 :: توسط khodam در 2008-01-13 20:38

ببر تنها عزيز
يار گرامى، از اين شخص بگذر و وقت خودت رو بيخود با اراجیفش تلف نكن، تو رو بگو كه اصلا می شینی خزعبلات ايشون رو مى خونى.
انصارِ حزبالله رو يادت مياد كه چه دگم بودن؟ يك نفر به اصطلاح دمكرات هم ميتونه مثل همون برادران انصار دگم و خشك مغز باشه.
فراموش كن دوستِ عزيز. بحث با ايشون مثلِ آب در هاون كوبيدن مى باشد يعنى نتيجه اش برابر صفر مى باشد.
پيروز باشى دوستِ عزيز

155 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-13 19:18

ببخشید
شاهین دلنشین

154 :: توسط شاهین نداجواتی در 2008-01-13 19:16

ای ببر تنها
سعی کن بیشتر در انتخاب کلمات وقت بذاری. این نوشته ای را که در مورد عدم تعهد به املاء فارسی؟! در کامنت 147 خاندی، مال یکی دو سال پیشه و من در آن موقع این جناب "خودم" رو اصلن نمیشناختم. این نوشته یه مدت خاک خورده بود و هنوز هم تکمیل نشده و احتمالا موضوع پست بعدیم خاهد بود. من به دنبال جمعآوری یه سری نظرات در این مورد بودم و احتمالن نظر شما هم در آنجا خاهد آمد.

دیگه اینکه یه مقدار عزیز ِ من! انقدر زود موضع نگیر. تو وقتی میگی:
"تو كه اينقدر دم از دمكرات بودن ميزني چطور تحمل يك انتقاد ساده را نداري و براي جبران ضعفت دلايل واهي مياري."
من هم میگم: آره من فکر میکنم دمکراتم. تحمل شنیدن بدترین حرفها رو هم دارم و جواب هم میدهم. من حق جواب دادن دارم. این حقِ دمراتیک منه. من هم حق تیکه پروندن خودم را قبول دارم و هم حق دیگران را در تیکه پروندن. تو این وسط هم شخصیت آدما بهتر معلوم میشه. مثلن خودت وقتی اینطوری برخورد میکنی: "ببخشيد،بابا تو كه ريدي ...آخه چرا هذيون نوشتي؟ريدي به زبان شيرين فارسي... دم از دمكرات بودن ميزني ... براي جبران ضعفت دلايل واهي مياري....گفتي زمين كجه!"، ازتون میپرسم شما آیا با یک عقیده طرفید یا با یک آدم؟ من اسم اینطور برخورد کردن شما را میگذارم سرکوب! لطفا یه مقدار بیشتر فکر کنید.

اما اینکه نظر میدهی دلایل من واهی است، خوب میشه روش بَهس (برای باسوادان: بحث) کرد. ببینم چرا میگی دلایل من واهیه؟
"هرگونه دوست داريم بنويسيم چون آزاديم؟؟اين آزادي نيست هرج ومرج،بي قانوني ،آنارشيسم.بابا براي هركدام از اين كلمات كه تو ريدي بهشون كلي آدم زبان شناس و محقق سالها كار كردن و زحمت كشيدن،اگر قراره خط فارسي اصلاح بشه حرفي نيست ولي اين وظيفه من و تو نيست چون سوادشو نداريم"
به نظر من تغییرات از پائین و از ذهن پویای کل جامعه شروع میشه و به بالا میرسه. و همیشه تغییر و تحول با مقداری آنارشیسم همراهه. حالا بعضیها میترسن و محافظه کار میشن، و بعضیها سعی میکنند رهبری ِ تغییرات را بدست گیرند و از آنارشیسم جلوگیری کنند. اعضای ستاد رهبری! هم هر چه بیشتر، بهتر!
در ضمن، یک سُعال: مگه فکر میکنی که اونائی که مثلن دکترای اقتصاد دارن دارن، همه یک نظر دارند؟ اگه از اون کلی آدم زبانشناس و محققی که شما از وجودشان مطلعید، که معلوم نیست چقدر با هم اختلاف دارن، بخاری برخاسته بود، ما زودتر تعیین تکلیف! شده! بودیم.

باز هم درضمن: من هم اعتماد به نفس دارم و هم گردنم برافراشته است
/رند: تا اطلاع ثانوی!/

153 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-13 19:07

ماجرای "معامله بزرگ" و گزارش اخیر اطلاعاتی آمریکا
حسن داعی
www.iranglobal.info
در اولین روزهای ماه مه 2003، چند روز پس از سقوط حکومت صدام حسین در بغداد، "تام گولدیمن"Tom Guldiman سفیر وقت سوئیس در تهران به واشنگتن آمد. ظاهرآ وی حامل پیشنهادی از طرف رژیم ایران برای حل تمامی مسائل موجود بین ایران و آمریکا و یک "معامله بزرگ" بین دو کشور بود. این ابتکار و پاسخ آمریکا به آن، بمدت سه سال مخفی ماند تا آنکه در اوائل سال 2006 و پس از آنکه پرونده اتمی رژیم ایران به شورای امنیت ارسال شد، تریتا پارسی، رئیس "شورای ملی آمریکائیان ایرانی تبار" یا "NIAC"، نسخه ای از این پیشنهاد را در اختیار خبرنگاران قرار داد. وی اظهار داشت که یکی از مقامات بلند پایه ایران این سند را در اختیار وی گذاشته است

در اولین روزهای ماه مه 2003، چند روز پس از سقوط حکومت صدام حسین در بغداد، "تام گولدیمن"Tom Guldiman سفیر وقت سوئیس در تهران به واشنگتن آمد. ظاهرآ وی حامل پیشنهادی از طرف رژیم ایران برای حل تمامی مسائل موجود بین ایران و آمریکا و یک "معامله بزرگ" بین دو کشور بود. این ابتکار و پاسخ آمریکا به آن، بمدت سه سال مخفی ماند تا آنکه در اوائل سال 2006 و پس از آنکه پرونده اتمی رژیم ایران به شورای امنیت ارسال شد، تریتا پارسی، رئیس "شورای ملی آمریکائیان ایرانی تبار" یا "NIAC"، نسخه ای از این پیشنهاد را در اختیار خبرنگاران قرار داد. وی اظهار داشت که یکی از مقامات بلند پایه ایران این سند را در اختیار وی گذاشته است. 2

در دو سال گذشته، داستان این "معامله بزرگ" و باصطلاح نرمش رژیم ایران در مقابل آمریکا، به پایه و اساس تبلیغاتی لابی ملایان در آمریکا تبدیل گردیده و در بسیاری از ...

152 :: توسط در 2008-01-13 19:06

خانم رها؛ نویسنده تمام این اراجیف ؛ یک و یا حداکثر دو نفر بیشتر نیستند ؛ و هدفشان هم بستن کامنتدونی این وبلاگ است ؛ آیا درست است که بخاطر دو نفر این کامنتدونی را بست!!؟؟

151 :: توسط رها در 2008-01-13 18:34

زيتون عزيز اين کامنت دونی در کنار خانه ی زيبای وبلاگ تو تبدیل به یک .توالت عمومی .بدون در و پیکر شده است .اخر دختر تو چه نیازی به شنیدن وخواندن مزخرفات این کامنت گذاران داری ؟ تعجب میکنم از این جند نفر هم که حرف حسابی میزنند چطور رغبت میکنند اینجا کامنت بنویسند !!ترو خدا زیتون جان این کامنت دونی را یا ببند یا براش لا اقل یک ففل کنترل بذار. مطمئن باش کسی که وبلاگ تو را دوست دارد بخواند نيازی به بخواندن و ديدن اراجيف
اين روانی ها
ندارد..

150 :: توسط كلفت در 2008-01-13 16:55

خفه شو كثافت كامنت 139

اگر ادم بودی ميفهميدی كه
من حتی اسمم را نازك گذاشتم
كه با اسم تو جور شود احمق
اين يعنی ميخواهم باتومتحدشوم
تاديگر به من فحش ندهی

هرچند حدث ميزدم كه ادم نيستی
ميدانستم كه باز ميايی و به مادر
من مثل گذشته فحش خواهی داد

اگر من قبلا باتو مشكل داشتم بخاطر
بی احتراميهايت به اسلام و
سنگ اندختنت درراه جدال من
با سلطنت طلبها بود كه اگر انرا
متوقف كنی ديگر فحشت نخواهم داد

من به اون پسره سلطنت طلب و
ساير سلطنت طلبها فعلا كا ردارم
پس گاله رو ببند وگرنه همانها
كه به رضافاضلاب گفتم شامل تو نيزخواهدشد

فضولباشی

149 :: توسط ببر تنها در 2008-01-13 16:38

شاهين جان،
من نميخواستم امروزچيزي بنويسم اما اين كامنت آخريت ديگه محشر بود،اصلن يه چيزي تو مايه هاي پست دموكرات!!بود.فكر كنم موضوع دروس دانشگاهي نواده هاي ما همين مطلب تو باشه.
ببخشيد،بابا تو كه ريدي به الك و دولك با هم!!آخه چرا هذيون نوشتي؟ريدي به زبان شيرين فارسي فقط به خاطر اينكه khodam ازت چند تا غلط املايي گرفته بود؟خب غلط نوشتن براي هركسي ممكنه پيش بياد براي بعضي
ها بيشتر و بعضي ها كمتر.تو كه اينقدر دم از دمكرات بودن ميزني چطور تحمل يك انتقاد ساده را نداري و براي جبران ضعفت دلايل واهي مياري.از موقعيكه khodam غلطهاي تو را نوشت به جاي قبول آنها گفتي زمين كجه!
هرگونه دوست داريم بنويسيم چون آزاديم؟؟اين آزادي نيست هرج ومرج،بي قانوني ،آنارشيسم.بابا براي هركدام از اين كلمات كه تو ريدي بهشون كلي آدم زبان شناس و محقق سالها كار كردن و زحمت كشيدن،اگر قراره خط فارسي اصلاح بشه حرفي نيست ولي اين وظيفه من و تو نيست چون سوادشو نداريم،تو اگر ياد بگيري جمله هاتو بدون غلط بنويسي خيلي كار بزرگي كردي.
نه عزيز اون غلطهايي كه در كامنتهاي قبليت به چشم ميخورد به علت ديكته ضعيفت بود و اين غلطهايي كه در دو سه كامنت آخرت نوشتي براي ماست مالي كردن اون ديكته ضعيفت بود.
به خاطر خدا،ميهن،فرعون،مسيح هرچه كه ميخواهيد اسمش را بگذاريد بياييد پر جنبه تر از اين حرفها باشيم انتقاد را بشنويم و بپذيريم اگر درست بود،فوري نخواهيم به هر طريق كه شده خودمان را موجه جلوه بدهيم.بابا ما همه انسان هستيم و در كنار كارهاي ديگر اشتباه هم ميكنيم.بياييد آنقدر اعتماد به نفس داشته باشيم تا بتوانيم با گردني افراشته و لبخند اشتباهمان را بپذيريم.

148 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-13 16:00

به مهشید:
ندا: مادر این چی بود که گفتی: "خلاصه که انسان محیط زیست را فاک کرد "

مگه تو خانواده نداری!! بگم فیلتر سانسور کلمات، کلمه خودت رو هم فیلتر کنه عزیزم؟ البته فاک کردن هم مثل فهش دادن میتونه به حق یا ناحق باشه.

زنده باد فاکِ برحق!

من که میگم هیچ چیزی رو سانسور نکیم. اونی که به اعضاء بدن حواله میده، خودش آبروی خودش رو میبره.

البته هواسمون باشه که بعضی از مخالفان رژیم، برای اینکه به هر قیمتی به دین مسلمانها لطمه بزنن، خود را مسلمان جا زده و به اعضاء بدنشان هواله میدهند. اینها از نظر اخلاقی فرقی با آن آشغالهای دیکتاتور ندارند.

147 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-13 15:21


قابل توجه پورفوسوران دیکته!
(در ضمن این سه تا "واو" صدای اُ دارند)

چرا تعهدی به املاء فارسی؟! ندارم؟

چونکه ما باید سعی کنیم هیچ چی رو قطعی ندونیم و غرق تفکرات بشیم، و در ضمن یه مقدار! بیشتر دمکرات باشیم؟!. حتی برای بچه هامــون! و فرق نذاریم بین بچه ی این و اون. مثلأ اگه بچه مون بلدِ حرف بزنه و به سنی رسیده که بتونه یاد بگیره حرفاشو بنویسه، مجبـــورش نکنیم حرفاشــو فقط با حروف الفبای " فارسی؟ " ( یا به قولی "فنیقی" و یا "سامی" و یا "عربی" و یا "هند و اروپائی؟!!") بنویسه. چون شاید ترجیح بده مثلأ با حروف "لاتین" بنویسه، مثل همونطور که آدم ِ یه مقدار! دمکرات، بچه شو به زور مسلمون یا مسیحی نمیکنه، چون شاید اون بچه بخواد مثلن بودیست بشه! و یا بیخدا. تا باور ِ درونش چه میدهد ندا؟ پس به هر زبان که صحبت میکنیم، بکنیم، ولی خوندن و نوشتنش را هم به خط "هند و اروپائی؟!" ("سامی_فنیقی_عربی_فارسی") و هم به خط "لاتین" درس میدهیم و این کار را یه مدت ادامه میدهیم تا اون بچۀ معصوم و بی گناه! خودش ببینه کدوم راحت تره براش و با کدوم خط ترجیح میده تا آخر عمرش بخونه و بنویسه و از آزادی ِ انتخاب، بخنده تا حد ریسه! و به این ترتیب یک بار برای همیشه دیگه سعی نکنیم به زور همدیگه رو قانع کنیم، چون هیچ کدوم قانع نمیشویم، پس هر دو امکان را میگذاریم و خیال همه را جمع میکنیم. و آجیل مشکل گشا به این میگویند. و اونائی که یه مقدار دمکراتن با این پیشنهاد مخالفت نمی کنن! و چون قراره آزادی و دمکراسی یه زمانی به ایران بیاد و باید! مردم ایران تو خیلی چیزا حق انتخاب داشته باشند ( و آدم مثلأ نباید حق انتخاب داشته باشه که بچه شو کتک بزنه) ، پس حق کشی نکنید، تا حقتان را نکشند! و منظور من از این مقدمه چینی برای این بود! که اگه از یه مدت قبل و از اون به بعد! حرفامو با یه مقدار، وشاید یه زمانی، تا آنجا که جا دارد، با املای من درآوردی مینویسم، به خاتر اینه که چون از اول به من زور گفتن و خط " فارسی؟ " رو به من زورچپون کردن و من هم به آن آدت کرده ام / ندا: مثل بعضی از خانمهایی که به شوهرشون عادت کرده اند و شاید هم برعکس / پس برای اینکه حداقل انتقام بگیرم، به خودم حق و آزادی میدم / رند: و تو هم تا تونستی و جرعت داشتی به خودت آزادی بده منتها به این شــرط که جلوی آزادی ِ دیگران رو نگیره / آره، به خودم حق میدم که هر جوری خاستم بنویسم و تو هم مجبوری! یه مقدار دمکرات باشی و به حقوق من احترام بزاری. البته انتقامی در کار نیست و اینطوری مینویسم چون دوست دارم و چون یه مقدار میتواند افق دید تحجرآمیز و تحجرانگیز! بعضیها را باز کنه، تا نخاهند با دیکتاتوری ایرانیان را مجبور کنند که 4 جور حرف یا علامت را فقط برای نشان دادن یک صدا بکار برند.

ترانه ای از من:

اَلِفبا
ز" رو بخون : ز، ز"
ظین رو بخون : ز، ز
ذال رو بخون : ز، ز
ظات رو بخون : ز، ز
این آخه چه مرضه ، این آخه چه مرضه
یه دونش فقط می ارزه
یه صات بذار، "ث" ی سه نقطه تو بذار، یه سین بذار
همشو بخون : س س ، همشو بخون : س س
یه دونش برامون بسه

به جای ت یه طین بذار، به جای قاف یه غین بذار
واسه حروف صدا دار اصلن تو نیا ارزش نذار
آ " بی کلا چه با کلا رو " آ " بخون"

بِ " بنویس و " بُ " بخون ، مثل " بِ " یِ بزرگی"
به پول، به سن، به هیکل دراز نیست
" گِ " بنویس و " گُ " بخون ، مثل توی " تُو گرگی "
که بخت و عمر تو دیگه دراز نیست

بالاخره مینویسیم ، بلعَخَره میخونیمش
هر کی که اشتباه نوشت بیسواده، از خودمون میرونیمش
بالاخره تو بگو به من اونی که نشست بالا خره؟!ا!
یا اینکه جزو آدما میدونیمش؟!ا!

قِصه رو میشه قُصه خوند اگه یه " اُ " بذاری
غُصه رو میشه غِصه خوند اگه یه " ا ِ " بذاری
اما هزار سالِ پیش ، واسمون تصمیم گرفتن

غصه رو با غین ، قصه رو با قاف
ح ِ " ی ِ جیمی ، وسط لاحاف"
غلغل و با غین ، قلدر و با قاف
هِ " ی ِ دو چشم ، اولِ هاف هاف"

ز" رو بخون ز، ز"
ظین رو بخون ز، ز
ذال رو بخون ز، ز
ظات رو بخون ز، ز
این آخه چه مرضه،این آخه چه مرضه
یه دونش فقط می ارزه
یه صات بذار، "ث" یه سه نقطه تو بذار، یه سین بذار
همشو بخون س س ، همشو بخون س س
یه دونش برامون بسه

اما حرف صدا دار ، اسمش و اصلن نیار
نه اَ بذار، نه اُ بذار، نه اِ بذار اِ اِ اِ
اَ اِ اُ مون فسقلی ِ ، تو حاشیه ست
مثل حرف بی صدا ، جا تو وسط نداره
طبیعیه کسی براش اصلن ارزش نذاره

واوُ " یه بار " اُ " میخونیم ، مثل ِ واو ِ خوشگلاش"
بوسه بذار به لبهاش
واوُ " یه بار " او " میخونیم ، مثل ِ واو ِ روباه آش"
بگیر بگیر تو دزداش
!واوُ " یه بار " و ِ " میخونیم ، ور نزن"
واوُ " یه بار " وَ " میخونیم ، و اما"

غصه رو با غین ، قصه رو با قاف
ح ِ " ی ِ جیمی ، وسط لاحاف"
غلغل و با غین ، قلدر و با قاف
هِ " ی ِ دو چشم ، اولِ هاف هاف"

خط فارسی ، اصلاح نمیشه
حروف لاتین ، چاره اش میشه
یه نسل کارش ، مشکل میشه
یه ذره اول ، قاطی میشه
تا تنبونی وا ، سه فاطی بشه
تا تنبونی وا ، سه فاطی بشه

146 :: توسط khodam در 2008-01-13 15:08

اينجا باز شده كلاس آناتومى بدن آدمی !!! بعضيها یا اعضاى بدن انسان رو شرح ميدن يا به اين و اون حواله می کنن.
بس كنيد بابا، زشته.

145 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-13 15:05

به کامنتِ
136 :: توسط vhldk در 1386-10-23 10:03
بابا اينجا خانواده می يان يه ذره حرمت نگه دارید


بچه که نیستند؟ اگه مجرد بودی اشکالی نداشت؟ یا نکنه نگران گمراهی خانم یا آقا هستید؟ بذارید اونی که لازم میدونه و یا احتیاج داره، آزادباشه که فهش بده. حالا اگه زیاده روی میکنه، خوب شما دیگه نوشته هاشونو نخونید! هیچ وقت نشده که تو دلت به خیلی چیزا و کسا فهش بدی؟ و با صدای بلند بدی؟ یعنی فهش!
/ندا: مادر! چرا سربه سر میذاری؟

144 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-13 14:35

برای کامنت 131
"مهر زاد آورداد

• یا خون مغول دمیده از خاک
یا چهره دین در آمد از لاک

در بختک ظلم؛ مامِ میهن
گلهای وطن به دامِ ضحاک

کو عدل علی؟کجاست داور ؟
این لکه ننگ کی شود پاک ؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ۲۰ دی ۱٣٨۶ - ۱۰ ژانويه ۲۰۰٨


این "مهر زاد آورداد" مثل اینکه هنوز نفهمیده که در قرآن و دین اسلام، نباید دنبال اِدالت گشت. نباید دنبال حقوق بشر گشت. کدیور فهمیده و طرف حقوق بشر رو گرفته، ولی ایشون نفهمیدند و به عدل علی هنوز اعتقاد دارند. همون علی ای که 5000 خوارج را از دم تیغ گذراند. یاد اعدامهای 67 افتادم
جالبه؟!

143 :: توسط مهشید در 2008-01-13 13:54

در ضمن اين ناهنجاری جديد نيست ، ولی در دهه اخير دارای هويت و نام شده است.
يک موضوع ديگه اينه که در يک برنامه ی مستند ديده بودم که بعضی از موادی که برای نگهداری بیشتر - یا کنسرو کردن - به غذا ها ميزنند ميتواند يک سری ناهنجاری های روانی در دوران رشد و تکامل مغزی به وجود بياره .
ميدان های مغناطيسی ای که در دو دهه ی اخير در دنيای مدرن زياد شده است هم ميتواند به وجود آورنده ی بسياری بيماری های جسمی و روحی باشند.
خلاصه که انسان محیط زیست را فاک کرد ، حالا محیط زیست دارد حساب او را ميرسد.
نميدانم در دنيای امروز کی جرات ميکند بچه دار شود و چرا ؟

142 :: توسط مهشید در 2008-01-13 13:48

اومدم برايت کامنتی در مورد شماره ۵ بدهم ديدم بقيه نوشته اند
ولی زيتون تو با اين کامنت دونی ات چی ميکنی ؟
تو مگه يه مدت فيلتر نذاشته بودی که استفاده از بعضی کلمات کامنت را فيلتر ميکرد ؟
بابا اينجا که شده هارلم...

141 :: توسط امید در 2008-01-13 13:03

ایول! من پست آقای جیم رو خوندم! محشره! کی بهش برخورده؟ دقیقا همینه! البته منم میگم لیاقت ما ملت همینه ها! اما من خودم اینجام! از دور دستی بر آتش ندارم!
۲- تولدت مبارک!
۳- چرا فیلتر شده ای؟
۴- ما که هم پدر و هم مادرمون بازنشسته شدن! من هم که هنوز بلند نشدم تا بخوام دوباره بشینم! ۳ نفری با هم کل کل می کنیم اساسی...
۵- همین!

140 :: توسط امید در 2008-01-13 13:03

ایول! من پست آقای جیم رو خوندم! محشره! کی بهش برخورده؟ دقیقا همینه! البته منم میگم لیاقت ما ملت همینه ها! اما من خودم اینجام! از دور دستی بر آتش ندارم!
۲- تولدت مبارک!
۳- چرا فیلتر شده ای؟
۴- ما که هم پدر و هم مادرمون بازنشسته شدن! من هم که هنوز بلند نشدم تا بخوام دوباره بشینم! ۳ نفری با هم کل کل می کنیم اساسی...
۵- همین!

139 :: توسط کُلُفت در 2008-01-13 13:00

اخیراً گروهی که کیر تمام خرهای دماوند نثارشان باد ،از اسم من سوء استفاده کرده و به تُخمم.من فقط با فضولباشی و امثال او مشکل دارم.بنابراین کیر همه خرهای دماوند توی کونِ ننهء فضولباشی و امثالش.

138 :: توسط امید در 2008-01-13 13:00

ایول! من پست آقای جیم رو خوندم! محشره! کی بهش برخورده؟ دقیقا همینه! البته منم میگم لیاقت ما ملت همینه ها! اما من خودم اینجام! از دور دستی بر آتش ندارم!
۲- تولدت مبارک!
۳- چرا فیلتر شده ای؟
۴- ما که هم پدر و هم مادرمون بازنشسته شدن! من هم که هنوز بلند نشدم تا بخوام دوباره بشینم! ۳ نفری با هم کل کل می کنیم اساسی...
۵- همین!

137 :: توسط کلفت تر در 2008-01-13 11:24

من نمیدونم اینها ئیکه از دین طرفداری میکنند چرا درنوشته هایشان اینقدر بد دهنی مکنند اینها را کجای قران نوشتند که ما نخوانده ایم

اگر مسلمانید که آبروی مسلمانها را میبرید شاید هم از کشانی هستید که میخواهید آبروی مسلمانها را ببرید که این رسم جوانمردانه ای نیست شما ها نیاید هر کار که سران جمهوری اسلامی میکنند یکنید اگر ادعای مسلمانی دارید حرمت کلمه را نگهدارید خدای نکرده ممکن است روزی خناق بگیرید

136 :: توسط vhldk در 2008-01-13 10:03

بابا اينجا خانواده می يان يه ذره حرمت نگه دارید ضمنا آدرس سايت فيلترشکن اينه که می تونيد ازش دانلود کنيد ...
UltraReach.com

135 :: توسط طناز در 2008-01-13 08:40

زیتون جان بی شوخی میگم لطفا کامنتهای فضولباشی رو به دوست روانشناست نشون بده بگو از استادشون بپرسه اختلال این بابا چیه مطمینم هرچی باشه از ADHD جالبتره

134 :: توسط آرش در 2008-01-13 07:42

دست راست،
پای چپ،
قطع می کنند.

سینه ها را
با کارد
سوراخ سوراخ می کنند!

مغزها را
با گلوله
باز می کنند!

وقتی هم
بی حوصله می شوند،
تمامی اندام ها را
بک جا
از بلندی
پرتاب می کنند!

این جانوران را
به سمت
طویله ی
حوزه ها،
هی هی باید کرد...

خب
حالا
بوی گند
جهالت را هم،
کیلومترها
قرنطینه باید کرد!

133 :: توسط کلفت در 2008-01-13 05:46

رضا فاضلاب ( همان مانی کس کش)

داشت کير سرهنگ را ساک ميزد
که سرهنگ گفت مهندس جان گاهی
هم فوت کن ....

زضا ساکی !! گفت چرا فوت کنم ؟
سرهنگ گفت بابا آنقدر محکم ساک
میرنی که ملافه رفته تو کونم

132 :: توسط کلفت در 2008-01-13 05:35

رضا فاضلی ای مانی زن قحبه و جانی
از بهر جه با نام دگران کنی نامه برانی؟

از کون رضا ميخوری اين جا و در انجا
اما بخدا بهترآنست که کنی غازچرانی

آخه ای جلف و خرک هرزه و الدنگ
تو فرق گه را ز گوشت کوبیده ندانی

چطور ريشه اسلام و همه امتیان را
با هندل زیتون و نا نا کردی ويرانی !!

اخه چس بدهن گوز بريش ابله کس کش
کمی شرم و حيا کمی عقل چه دانی؟

آی بی رضا فاضلاب ۶۷۱۵۴۲۲۳

131 :: توسط braye hameh در 2008-01-13 04:48

بردار قدم؛ زخواب برخیز

مهر زاد آورداد

• یا خون مغول دمیده از خاک
یا چهره دین در آمد از لاک

در بختک ظلم؛ مامِ میهن
گلهای وطن به دامِ ضحاک ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ۲۰ دی ۱٣٨۶ - ۱۰ ژانويه ۲۰۰٨

یا خون مغول دمیده از خاک
یا چهره دین در آمد از لاک

در بختک ظلم ؛ مامِ میهن
گلهای وطن به دامِ ضحاک

کو عدل علی؟کجاست داور ؟
این لکه ننگ کی شود پاک ؟

دین را به بهانه سر بریدند
این دَد منشانِ دونِ سفاک

مامورِ ستم ؛ اسیرِ شهوت
مرد و زنشان وقیح و هَتاک

در خانه غیر مست و شیدا
در مسجد شهر ؛ سینه ها چاک

در اوج سقوط فهم و فرهنگ
حتی ز پزشک رفته ادراک

بردار قدم ؛ ز خواب برخیز
یک گام ؛ تو را کشد به افلاک

تو رمزِ درفشِ کاویانی
خود شو که نشان نماند از تاک

مهر زاد آورداد
پنجشنبه ۲۰ دی ۱٣٨۶

130 :: توسط Nazly در 2008-01-13 04:16

Salaam,
tarjomeye attention deficit hypersctivity disorder: " ekhtelaale kam tavajjohi e bish faali" ( midoonam kheily maskharast!)
Movaffagh baashi.
Nazly

129 :: توسط جیم جارموش در 2008-01-13 03:36

رضا پهلوی آدم بدی نیست. حرفای بدی هم نمیزنه. مثلا میگه ماست سفیده. یا دموکراسی خوبه. البته همه اینها رو عمه یکی از رفقای من هم میگه. فرقشون فقط اینه که عمه رفیق من خوشگل هم هست ولی رضا پهلوی خوشگل نیست

128 :: توسط هیز در 2008-01-13 03:20

زیتون پسر مردم حق نداره یعنی دختر مردم رو دید بزنه؟؟؟؟
باید متلک ناموسی بشنوه؟

دید زدن در ایران در ملا عام هم آزاده و کسی کاری با هیز ها نداره. حالا زیتون اینجا حرامش کرد.

من عاشق دید زدن دخترای خوشگل و خوشتیپم. واااای که چه قدر خوبه.

127 :: توسط در 2008-01-13 02:29

123 ، نازک ؛ هر کسی هستی ؛ به جان مادرت خیلی بی مزه ای ؛یک مطلب تکراری را مثل دیسکهای 45 دور قدیم ؛ هی تکرار میکنی؛ شاید هم داری برای اون سایتهایی که ازشان نام بردی تبلیغ میکنی.................بهر صورت احمقتر از تو کسانی هستند که بتو جواب میدهند..........

126 :: توسط maryam در 2008-01-13 02:01

اختلال بيش فعالی و عدم توجه و تمرکز حواس

125 :: توسط maryam در 2008-01-13 01:59

کامنت ۱۲۰ ناقص اومده !!

124 :: توسط مقدم در 2008-01-13 01:39

سلام
زیتون
مطالب زیبا ، واقعی ، متنوعی دارید
من از مطالب وب لاگ زیتون لذت بردم
مخصوصا بیان سرما و جمعه آقایون الحق درست گفتید ، ولی میدانید چرا آقایون بیماری جمعه و تعطیلی زدگی دارند؟
برای اینکه روسها تحقیق کردند که فضانوردان ایستگاه میر پس از چند روز شروع به بهانه گیری از هم میکنند و نباید مدت ماموریت آنها را زیاد کرد تازه اونا فضا نوردند و آقایون ایرونی بیراهه نورد!!!

از اینکه آدرس سایتت را معرفی کردی ممنونم ، هر وقت فرصت شد سر میزنم
با احترام

123 :: توسط khodam در 2008-01-13 01:37

ضمنا نازک جان

الان این مطلبت رو خوندم (کامت ۸۳) و واقعا از خنده مردم.

"...هيچيك مانند شيوا يا مانی يا نانا
يا حسن اقا تيشه به ريشه اسلام نميزنند..."

آخه من می خوام بدونم که این چه اسلام پیزُری و لاجونی هست که با نوشته های ۴ تا آدم مثل نانا و شیوا به خطر می افته؟

122 :: توسط khodam در 2008-01-13 01:24

نازك جان
باشه استاد! به افشاگریهات ادامه بده، فقط من نميدونم اين نثر تو چرا من رو همش ياد عین الله ميندازه. به هر حال موفق باشيد.

و من الله توفيق

121 :: توسط Nazook در 2008-01-13 01:09

اقا/خانم خودم هنوز به ياددارم
كه شما چگونه مرا به استهزا
ميگرفتيد درست مانند زيتون
و تقريبا تمام سلطنت طلبها
كه در هرفرصتی به تحقير
من ميپردازد

بيدی نيستم كه
از اين بادها بلرزم و هرچه هم
من و احمد.ف را تحقيركنيد
ما به كارمان ادامه خواهيم
داد من نميخواهم مثل گذشته
با شما دربيفتم فعلا كار من
با سلطنت طلبانيست كه بر
ضد اسلام فعاليت ميكنند

درمورد غلطهايم هم دليلش
اينستكه من وقت زيادی
ندارم كه در اين كامنتدونی
بگزرانم و سريع تايب
ميكنم و ميروم و بهمين دليل
گاهی غلطهای ناخاسته
بوجودميايد وگرنه من خود
بهترازشما طرز ديكته
صحيح ان كلمات را ميدانم

120 :: توسط maryam در 2008-01-13 00:48

سلام .من به زبان انگليسی اين واحدهای روانشناسی رو پاس کردم.کوتاهترین و ساده ترين ترجمه به فارسی ميشه :>

119 :: توسط khodam در 2008-01-12 23:57

سرهنگ جان

آخه قربونِ شکلت برم، برف اومدن و برودت منهاى ۲۰ درجه چه ربطى به رفتن اينها داره؟


تو هم به نوستراداموس گفتى برو جلو كه من جات وايسادم.

118 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-12 23:42

امسال سال آخر اين ها می باشد. اين برف سنگين آمد که نکبت و کثافت را از اين سرزمين بلازده به شورد!!!!!!!!!


117 :: توسط رها در 2008-01-12 23:31

ADHD نام یک بیماری است که با علایم نقص توجه و پر تحرکی در کودکان اتفاق می افتد. در ایران به علت سخت بودن یافتن یک کلمه معادل آن را به همین صورت ADHD می خوانند که برای متخصصان روانپزشکی، روانشناسی و روانپرستاری واژه ای آشناست.

116 :: توسط در 2008-01-12 23:30

منظور کامنت 115 جواب به سرهنگ حمایت است.

115 :: توسط در 2008-01-12 23:26

ایرانیهای داخل ایران مجبورند از دست افعی به مار پناه ببرند!!؟؟

شما و اون تیمتون از پای گود حی میگید ، لنگش کن...............خوب رضا پهلوی هم مثل بی نظیر بوتو که برگشت پاکستان ، پاشه بره ایران...................چه مردی بود کز زنی کم بود!!؟؟

114 :: توسط khodam در 2008-01-12 23:23

استاد نازك

افشاگر عزيز، چقدر خوب بود كه قبل از افشاگری های انقلابی ابتدا كمى به فرا گرفتن زبان فارسى آنهم در سطحِ مدارس راهنمایی می پرداختید استاد.
استاد " فهش" اشتباه هست ، "فحش" درست هست.

استاد " برینسیب" اشتباه هست. " پرینسیپ" درست هست.

استاد " اروا" اشتباه هست، " ارواح" درست هست.

استاد "بته" اشتباه هست، " پته" درست هست.

ضمنا در جمله " پسرك سلطنت طلب كه ادعای برنسيب!؟
و ادبش فلك را كركرده بود " پس استاد واژه " گوش" در کدام غاری پنهان شده؟

باور کن قبل از افشاگری "فارسی را پاس نگاه داشتن" هم بد چیزی نیست.

113 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمایت در 2008-01-12 22:59

خنده دار يا گريه آور؟
ایرانی هایی که شیخ کروبی برایشان سمبل دموکراسی و آزادی است.
حمید پوریان چیزی نداری بگویی در این مورد؟

حالا هی فحش بدهید! من پوستم از این حرفها کلفتر است!!

112 :: توسط Nazook در 2008-01-12 22:45


اگر اين دو شخص به من جواب
قانع كننده دهند از تمام فهشهاييكه
در كامنتهای اين پست بهشان
داده ام عذر خواهم خاست

درمورد حسن اقا و شيوا و
درمورد كلفت زشت نويس
كه همان نيوشاد است نيز
به زودی افشاگری خواهم كرد

111 :: توسط Nazook در 2008-01-12 22:36

درزمان اقامتم در چاد خيلی فكركردم
وعاقبت تصميم گرفتم پس از بازگشت
به كانادا با صراحت برده از دوچهره امريكازده
ايرانی تبار در وبلاگستان برده بردارم
ديگر در لفافه سخن گفتن كافيست

چهار سال بيش وقتی وارد وبلاگستان
شدم متوجه دو چهره نجس شدم بنامهای نانا و مانی
كه يكی زنی مسن تقريبا همسن و سال
خودبنده بود با داعيه جمهوريخواهی
و براندازی با وبلاگ nanazola2
و دومی پسركی تازه بالغ وخوشگزران
و سلطنت طلب با وبلاگی بيمشتری بنام
mpahlavi كه او هم برانداز بود
البته با بك شيشكی گنده به هردويشان!!؟

ايندو بااينكه هم اختلاف مسلكی داشتند و هم
اختلاف سن اما يك وجه كاملا مشترك
داشتند هردو بشدت و با هر ترفندی در
حتاكی به اسلام وحكومت ميكوشيدند اما با دوشيوه
متفاوت نانا با زبان فهش و زشت نويسی
و پسرك سلطنت طلب كه ادعای برنسيب!؟
و ادبش فلك را كركرده بود با زبان
اروا عمه اش متشخصانه !!؟؟

حال بعداز جهارسال در اثر تلاشهای؟!
ايندو و امثال انهادر جايجای وبلاگستان
هر احمقی بخود اجازه توهين به مقدسات
اسلام ميدهد و هنوز هم اين دو
دست بردار نيستند و روزبروز لحن كثيفشان
مهوعتر ميشود تا به كی ؟!

به زودی از بقيه مقاصد و اقدامات اين دو مزدور
بيشتر خواهم نوشت چون خودشان حاضر
به جواب دادن نيستند و بخيال خود مرا
بايكوت كرده اند و ديگر تصميم دارم بته
انها را روی اب بريزم تا از فريب خوردن
بيشتر خواننده های جديدشان جلوگيری شود

110 :: توسط khodam در 2008-01-12 22:02

بی بی سی:

دومین دارنده ذخایر گاز دنیا در تامین گاز مصرفی اش با مشکل مواجه شده است.


"منظورش ایران هست؟ من که فکر نمی کنم."

109 :: توسط ارمان در 2008-01-12 21:37

ببخشيد با عرض مهذرت از اقاي در !!كامنت 108 متعلق به من است يادم رفت ابتدا نامم را بنويسم

108 :: توسط در 2008-01-12 21:30

چشمها را بايد شست طور ديگر بايد ديد
اقاي كامنت 83( 123) ديدي مطلبت نوشته شد؟!!!!
گناه زيتون شيوا يا مانی يا نانا
يا حسن اقا نيست؟ گناه زيتون شجاعت در بيان افكار و. عقايدش است حال سلطنت طلب خواه يا....

107 :: توسط Nazook در 2008-01-12 20:47

سرهنگ..ترا بجقه تاج بادشاه
که سنده سفت مرا بيادگار

نشانه سفتی تخت و تاج و بارگاه
ميشمرد ولی ريد بخاج وقت خطر

چو الفرار کرد

بقيه اش فردا الان اسهال داره
سرهنگ کلاهت کجاست تا برينم
توش

106 :: توسط khodam در 2008-01-12 20:44


ضمنا شاهین خان

از خنده پشت این کامپیوتر روده بر شدم. یک جا میای میگی "عذر میخوام" (کامنت۹۹)، چند لحظه بعد میگی " نه نه غلط کردم، عذر نمی خوام"(کامنت ۱۰۱ ،اونم با تفاضل یک کامنت، ۱۰۱ ـ ۹۹ = ۱ ) .

بابا بالاخره تکلیف ما رو معلوم کن. عذر می خوای یا نمی خوای برادر من؟

آخه آدمم انقدر دمدمی مزاج؟

105 :: توسط Nazook در 2008-01-12 20:36

وقتی که خر خرو ميکنه .....

کلفت مادر جنده بمانی خواهر جنده
مينويسد ای ۱۲۳ کير هر چه خره
بکس ننه بزرگت !؟
کلقت الاغ نميداند که مانی يا

بقول احمد ف رضا فاضلاب!!!!
همه کامنت های ۱۲۳ را نوشته
خب اين کس کش عادت داره

104 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-12 20:34

در سرزمین ما
شیطان دوباره بوسه نشانده ست
بر شانه های ضحاک.

***

اینک دو مار جبّار
بر شانه های سید اولاد اژدها
آن یک نماد دین
این یک نماد قدرت
در خدمت حکومت وحشت
از سوی اهرمن!

***

در این زمانه ی بیداد
بادا، درفش ِ کاویانی،
آن پرچم مقدس ِ عدالت و آزادی
باردگر، به اهتزاز در آید!
بادا که دولت دیوان به سر آید!
بادا که دیر نپاید!

103 :: توسط khodam در 2008-01-12 20:23

شاهين دلنشين


آقا جان، در يك كلام بگم تا خیالت رو راحت كنم. شما دوستِ گرامى قدرى با زبان فارسى و نوشتنِ آن مشكل داريد ، آخه مگه ميشه مردِ حسابى كه كسى وبلاگ نویس باشه و " سئوال" رو "سعال" بنویسه؟
اين ديگه چه ربطى به اختلالات من داره؟ تاره مگه جنابعالی روانشناس خانوادگی بنده هستید؟ خودت، احترام خودت رو نگهدار.

ضمنا چه كسى توقع عذر خواهى از شما رو داشت که حالا می خوای پسش بگیری یا نگیری؟


اين تویى كه زود مياى ميگى "آآآی ایهاالناس به من اهانت شده."
برو دوستِ من، برو جانم، اصلا خر ما از کره گی دم نداشت.

در ضمن مطالعه اون کتابها رو هم فراموش نکن.

102 :: توسط مژگان در 2008-01-12 20:16

منم از همون برنامه برای خوندن اينجا استفاده می کنم

101 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-12 19:52

زیتون جان
مرا ببخش. من دیگه نمیخاستم به این بحث ادامه بدم، ولی این "خودم" نتونست کشش نده!

1-برای پرهیز از هرگونه اشتباه بگویم که کامنت قبلی من (99) وقتی نوشته شد که آخرین کامنت شخصی به نام "خودم" را (98) هنوز نخانده بودم. من آن
معذرتخاهی را پس میگیرم.
برای من مشخص شد که ایشان زیادی دچار یه اختلالاتی هستند، و شک من بجا بوده.
ایشون حتا با گفتن:
"غلطهای املائیتان كه داستان ديگرى هست آنهم برای یک وبلاگ نویس فارسی"
مثلا خاستند به من ضربه بزنند. آهای تو که طهران سابق را تهران مینویسی، تو که حتی ی سابق را حتا مینویسی، تو که خواستن را خاستن مینویسی! آخه تو چقدر بیسوادی و چقدر مسخره ای. این هم شد وبلاگ فارسی؟!

2- جناب "خودم"
مجبور نیستید پاسخگوی حرفها و سعالات من باشید! مثل اینکه فکر کرده اید من از شما پاسخ گدائی کرده ام!!

100 :: توسط violet در 2008-01-12 17:42

بازم تولدت مبارک عزيز ترينم بووووس

99 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-12 17:00

باز هم به "خودم"

مرا ببخش از اینکه شک کردم که نکنه به منظور تمسخر، به نوشته ام ارجاع داده ای.

من فکر میکنم باید یه چیزی در مورد فهش دادن، مسخره کردن، تیکه پروندن، طعنه زدن و از این قبیل بنویسم. به نظر من هیچ کدوم از اینها به خودی خود بد نیست و اگر جلوی آنرا بگیریم، موجب اختلالات روانی میشه. البته ...

خوب بقیه شو سعی میکنم ادامه بدم، اما اگر شمای خاننده هم بخواهید نظری بدهید، خوب است!

98 :: توسط khodam در 2008-01-12 16:50

شاهين دلنشين

آقاى جوان محترم، مشكلِ شما اين هست كه يك مقدار ملا لغتى تشريف داريد.

اگر واژه های " حضرت عالى" "جوان محترم" " صابون" " شما و امثال شما" براى شما در حد توهين و يا به مسخره گرفتن هست كه بسيار براتون متاسفم، چونکه يك مقدار به وجود شریفتمون مشکوک تشریف داريد و گویای ضعف شخصيتى حضرت عالی هست.
دوستِ گرامى، يك مقدار به خودت اعتماد به نفس داشته باش و هر لقب و عبارتی را در حکم توهین و کوچک شدن نپندار. اگر من ديگر به بحث كردن با شما و امثال شما(ای وای توهین؟؟؟) هيچگونه تمايلى ندارم تنها به اين خاطر هست كه با مطالعۀ مطالب حضرت عالى (باز هم توهين؟؟؟) چه در غالب کامنت هایتان و چه در وبلاگ رنگارنگتان دستگيرم شد كه از مطالعات و آگاهیهای لازم براى بحث با من و امثال من ( اينم توهين به خودم بود؟؟؟) بهره ای نبرده اید. و تنها مطالبتان در حد اظهار وجود و جلب توجه مى باشد.
دوستِ گرامی، خودت به کامنتت (شماره ۸۴ ) يك نظرى بینداز، دريغ از يك كلام حرف حساب، اصلا سر و ته کامنت شما براى من يكى كه مشخص نيست، کامنتهای ديگرتان هم خالى از آشفتگی و ابهام نيست ( غلطهای املائیتان كه داستان ديگرى هست آنهم برای یک وبلاگ نویس فارسی).
به هر حال براى اينكه سطحِ معلومات خود را كمى بالا ببريد و از اين بعد تنها به گتره ای نظر دادن اکتفا نفرمایید ( كه اگر هم نظرى بدهيد براى من دیگر ارزشِ خواندن ندارد.) اجازه دهید چند كتاب را خدمتتون معرفى كنم، بعد از مطالعه اين كتابها حاضر به هر گونه بحث و تبادل نظرى با حضرت عالى مى باشم.
لازم به تذكر هست كه قبل از بحث با شما، ابتدا تست يا امتحانى كتبى از شما براى اطمينان حاصل كردن از اينکه كُتب زير را مطالعه فرموده اید به عمل خواهد آمد.

خلقیات ما ایرانیان نویسنده محمد علی جمالزاده

جامعه شناسي خودماني نویسنده آقاي حسن نراقي

جامعه شناسي نخبه كشي نويسنده علي رضاقلي.

مقاله ها و کتابهای دیگری هم میشناسم ولی برای مطالعه آنها
آشنایی با زبانهای آلمانی، انگلیسی و فرانسه الزامی هست که بنده از آشنایی شما با زبانهای
بیگانه مطلع نیستم.

و من الله توفیق

97 :: توسط كوروش دماوند در 2008-01-12 16:43

سلام من دباره وبلاگم را راه انداختم. كوروش

96 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-12 15:19

به "خودم"
با نوشتن ِ :
" آقای جوان محترم، حضرت عالى ،
صابون شما و امثال شما "
به نظر میاد کینه از من به دل گرفته اید. من که سعی میکنم هر دو نیمه ی لیوان را ببینم. و این صحبتها ضروری شد چون شما بدجوری نیمه ی پر را میخاستید خالی کنید و اصلا تا حد لیوان شکستن رسیده بودید. البته دست خودتون نبود و احساسات بر عقل غلبه پیدا کرده بود. وگرنه کیه که انکار کنه هزاران سال سرکوب یه "ملت یه مقدار زیادی دچار ناراحتی های روحی روانی اخلاقی فرهنگی سیاسی" شده درست کرده. و هر کدوم از آنهائی که دست به قلم سنتی و مدرن (کیبورد) دارند، سعی میکنند به تناسب شخصیت روحی روانی اخلاقی فرهنگی سیاسی شان، در ارتقاع یا تنزل شخصیتی ایرانیان، نقشی داشته باشند.
من هم دیگر کشش نمیدهم
پرتحملتر و آزاده تر باشیم

95 :: توسط ساسان آقايی در 2008-01-12 14:21

زيتون جان،آن قفل معظم سانسور دور زن،اسم دارد و اسم عزيزش اولترا سرف است(ستاد دفاع از حقوق نرم افزار)

94 :: توسط ببر تنها در 2008-01-12 14:19

سلام بر همگي،
عرض كنم انگاري زيتون از اين وضعي كه براي كامنت دونيش پيش آمده اصلن راضي نيست،البته اين يك حدس است كه چند تا كامنت هم تقويتش كرد.خب شايد منهم اگر جاي زيتون بودم همينطور فكر ميكردم،در كامنتها ديگه به ندرت به مطالبي كه زيتون مينويسه اشاره ميشه و هركسي ساز خودشو ميزنه در صورتيكه هدف بلاگ نويس از آزاد كردن نظرخواهي چيز ديگري بوده.البته ناگفته نماند كه يكي از دلايل پر مشتري بودن اين وبلاگ هم همين آزادي در نوشتن نظر است كه زيتون به اين موضوع هم زياد اهميت ميده يعني تعداد بالاي كامنت گزارها و پر خواننده بودن وب لاگش اما خب ما بايد يك جوري تعادل رو نگه داريم و فقط به فكر ابراز عقيده درباره مسايلي كه از نگاه ما جالبه نباشيم اين ايراد به خود منهم وارده(دو تا فالوده براي ببر تنها).
خب اينهم يك نظر بود.
اما ميخواستم يك نكته هم راجع به شركت يا عدم شركت در انتخابات پيش رو در ايران بگم چون چند نفري در اينباره نظر دادند،به نظر من شركت در انتخابات مشروعيت دادن به يك رژيم اشغالگره،مثل اين ميمونه كه شمار زيادي از مردم رو بيگناه به زندان انداخته باشند بعد بگويند ما خودمان چند نماينده برايتان انتخاب كرده ايم حال شما ميتوانيد از بين اين نمايندگان مورد تاييد ما چند تايي را به دلخواه و با راي خودتان انتخاب كنيد!!!!
حالا شما بگوييد در اين حالت راي دادن و انتخاب كردن چه پيامي دارد؟(آقا نميخواد براش فالوده بياري)

93 :: توسط ارنستو در 2008-01-12 13:08

ما که دکتر نیستیم ولی به دوستت که در مورد بیش فعالی سئوال کرده بود بگو که یک نگاهی به کامنت ها و وبلاگ "شاهین دلنشین" بیاندازد تا بفهمد که "Attention Deficit Hyperactivity Disorder" یعنی چی (:

البته این شاهین عزیز از این RITALIN آقای نیمچه دکتر زیادی مصرف کرده - یعنی اور دوز شده و حالا همه اش نیمه پر میبیند (:

ولی آدم کم نظیری است این آقای دلنشین که خیلی هم دلنشین است.

92 :: توسط loobia در 2008-01-12 12:08

لوبيا دلش برف می خواد.

91 :: توسط سرهنگ صادق گوزمشنگیان در 2008-01-12 04:18

من حالم از اسهال طلبها به هم می خوره. من عاشق یبوست هستم. اسهال خیلی چیز مزخرفیه. استفراغ هم همین طور. ولی یبوست حرف نداره. شاهزاده هم همینطور می فرمایند. من حتی یه بار یبوست ایشون رو استنشاق کردم. وای که چه بویی داشت. وای که چه عطری داشت. قربون یبوست شاهزاده برم من الهی.

90 :: توسط سرهنگ صادق در 2008-01-12 04:13

صادق بلا یا همون سرهنگ صادق گوز مشنگیان من از تو یه سوالی دارم. اگه به تو بگن آ

89 :: توسط غزل در 2008-01-12 03:29

صادقانه جان(۷۵)
دست بر قضا، من آن را با جي ميل فرستادم...

88 :: توسط یک موافق در 2008-01-12 02:47

منم موافقم با اینکه یا کامنتودونی تعطیل بشه یا اینکه دوستان بحث های سیاسی مذهبی شون رو جای دیگه ای دنبال کنند.البته به نظرم اینا بحث نیست بلکه جدل هست و هر نمی دونم چند گروهی که اینجا وجود داره فقط قصد تخریب همدیگه رو دارند.

87 :: توسط khodam در 2008-01-12 02:29

واضح هست که منظور بنده " زبان بُرّنده" بود. لطفا برنده به معنای پیروز نخوانید.

86 :: توسط khodam در 2008-01-12 02:24

شاهين دلنشين

آقای جوان محترم، اگر من به ديگران توصيه خواندن مطلب شما را نكنم يك مصیبت هست؟ اگر هم توصيه كنم يك مصیبت ديگر؟
من تنها به ديگران به اين دليل توصيه كردم كه مطلب حضرت عالى رو بخوانند چونکه بدونن نظر من مطلق نيست و يك شخص مخالف هم هست كه اينطور نظر داره، وگرنه قصد مسخره كردن شما را نداشتم و ندارم كه اگر داشتم باور بفرمایید كه زبان نسبتأ برنده ای دارم و احتياج نبود كه برای به سُخره گرفتن شما توصيه خواندن مطلب شما رو به كسى بكنم.
دوم اينكه مشكل من و شما اين هست كه من نيمه خالى ليوان را مى بينم و شما نيمه پر ليوان را، اما فراموش نكن كه در مورد نيمه پر ليوان سالها كه هيچ، بلكه قرنها هست كه تعريف و تمجيد شده و به نظرِ من زمان آن رسيده كه نگاهی هم به نيمه خالى ليوان بیندازیم.
بحث را بيش از اين کشدار نمى كنم، اما بذار اينم بگم كه از همان ابتدا كه کامنتهای خودم رو در مورد ناهنجاریهای فرهنگ ايرانى ها نوشتم صابون چنين برخوردهایی مثل برخورد شما و امثال شما رو هم به تن مالیده بودم.


85 :: توسط شهره در 2008-01-12 02:22

تولدت مبارک زیتون جان . منهم دیماهی هستم . ننه سرما هم دیوونه شده . اینجا که ما معمولا این موقع سال کلی برف داشتیم و سرما و یخبندون امروز هوا بشدت بهاری بود . امیدوارم که اخر و عاقبتمون با این به هم ریختن هوا در کره خاکیمون بخیر باشه . میبوسمت . سبز باشی .

84 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-11 23:39


1- ای ببر تنها! از اینکه از رفتار تند و از نظر من وحشتناکت معذرت خاستی، ممنونم. و امیدوارم که همه مون بتونیم بر اعصاب خود مسلط باشیم. من که میبخشمت. هر چند که فکر میکنم اگر در آن لحظه که دچار جنون آنی شده بودی، من در روبرویت بودم، چندتا مشت و لگدی نوش جان کرده بودم. قدری تندروی کردی یعنی چی؟ بگو خیلی! اما همینکه شهامت معذرتخاهی نشان دادی، یعنی یکی از همان کالاهای کمیاب و گرانقیمتی که ما در پی ارزان کردن آنیم، باز هم میگویم، خیلی ممون هستم!

2- اگر باز هم شما ای ببر تنها! غیرت را مساوی با آگاهی میدانید ، دچار اشتباه بزرگی هستید. من وقتی برای شما نوشتم: " شما که به نظر میاد برای آگاهی جمعی و سازماندهی، نهادهای مدنی، ستاد رهبری انقلاب و ... جائی باز نکرده اید، و فقط یاد گرفته اید که شعار بدید بیغیرت بیغیرت بیغیرت! مردم در 30 سال پیش به تمام معنا غیرت نشان دادند، منتها فقط غیرت نشان دادند! میفهمید؟ " منظورم این بود که غیرت از خیلی نظرها ربطی به آگاهی نداره. اما شما گفتید:
" تو به اين ميگي غيرت؟ من ميگم حماقت،غلبه احساسات بر عقل."
من براتون دوباره نوشتم: "باز هم بیشتر فکر کن. 30 سال پیش مردم غیرت نشان دادند و یک حکومت را سرنگون کردند. ولی آگاهی از دمکراسی نداشتند و به یک زندگی سگی دچار شدند (پولدارها که نسبتا راحتند). الان هم اگر غیرت نشان دهند، این حکومت سرنگون میشود، اما..." و شما نوشتید :

" بازهم ميگويم اين شعور و آگاهي مردم در زمستان 57 نبود كه آنها را به خيابانها كشاند بلكه بر عكس عدم آگاهي آنها و غلبه احساساتشان بود."
من هم باز میگویم که اگر باز هم شما غیرت را مساوی با آگاهی میدانید ، دچار اشتباه بزرگی هستید.

3- و شما ای "خودم"! من هم قبول دارم که ما ایرانی ها خیلی ناهنجاریها در خود داریم، ولی اینطور که شما احساساتی شده بودید و از روی عصبانیت و احساس شرم و عدم توانائی، دیگه هیچ چیز مثبتی تو مردم باقی نگذاشته بودید، مرا مجبور به واکنش کرد. به نظر من، در اون موقع به این واقعیت دست یافتید که از نظری، فرق چندانی با آن تماشاچی ندارید.

4- دولتها تاثر عظیمی در فرهنگ ملتها دارند. ببر تنها یه مقداری درست میگه، وقتی میگه:
"آره اون روح جمعي پويا و مسئول و مبارز و با غيرت در ايرانيها مرده. آخوندها اين روح رو در ما كشتند ولي بايد اون رو دوباره زنده كرد و اين شدنيه".
من قبول ندارم که روح جمعی پویا و مسئول و مبارز و باغیرت ایرانیان نابود شده باشه. اما در اینکه حکومت آخوندها، با سانسور و زندان و شکنجه و ایجاد وحشت عمومی خیلی سعی میکنه که جلوی رشد و پویائی ِ این " روح جمعی پویا و مسئول و مبارز و باغیرت" را بگیره، شکی نیست. اگر ایرانیان مثل اروپائیان "نرمال" بودند، اون موقع باید خیلی تعجب میکردیم! باز هم تاکید میکنم: دولتها تاثر عظیمی در فرهنگ ملتها دارند!

و به این خاطر من خیلی تعجب کردم که شما گفتید:
" ضمنا فراموش نکن که اصلا کسی نمی خواد راهی برای براندازی رژیم مطرح کنه، بلکه با از بین رفتن این خصوصیات فرهنگی اطمینان دارم که این رژیم هم خودبخود نابود میشه."
وقتی قبل از آن میگویید:
"بزرگترين جنايتى كه رژيم ايران مرتكب شد دامن زدن به همين خصوصیات بد فرهنگیمون بود، علتش هم اين هست كه اين دار و دسته از بد روزگار از بدترين ، بى فرهنگترین ، لمپن ترین، ارتجاعی ترین قشر ايران زمام امور رو ۳۰ ساله كه در دست گرفتن و متاسفانه ميبينم كه فرهنگ اين قشر کثیف در بين مردم هم بازتولید ميشه."
من باز هم میگم. این رژیمهای دیکتاتوری در ایران، مخصوصا ارتجاعی ترینشان، یعنی جمهوری اسلامی، بزرگترین و وحشتناکترین بلاهائی اند که به جون مردم افتاده اند و جلوی رشد فرهنگی ایرانیان را با چنگ و دندان گرفته اند. مثل اینکه ببر تنها بیشتر به این موضوع پی برده وقتی میگه :
"وقتي اينجا كسي از بيغيرتي ايرانيها مينويسه،كه به نظر من يكي از اهداف اصلي جمهوري اسلامي هم همين بود،... آخوندها اين روح رو در ما كشتند ولي بايد اون رو دوباره زنده كرد"
این رژیم با قدرت تمام در مقابل رشد آگاهی جمعی و سازماندهی و نهادهای مدنی ایستاده است. الان هم مثل 30 سال پیش نیست که اکثریت روشنفکران هر کدام طرفدار یک جور دیکتاتوری بودند. به قول خیلی ها و به قول خودم، ایرانیان، بر خلاف بسیاری از کشورهای "مسلمان"، در صورت رای گیری آزاد، نیروهای دمکرات را به قدرت میرسانند و دین را هم از دولت جدا میکنند. اما این حکومت هنوز پابرجاست و من و توئی که احساس میکنیم هم یک مقداری غیرت داریم و هم یک مقدار فهم، باید هم به رشد آگاهی و هم رشد سازماندهی ایرانیان کمک کنیم. وقتی من مینویسم " شما که به نظر میاد برای آگاهی جمعی و سازماندهی، نهادهای مدنی، ستاد رهبری انقلاب و ... جائی باز نکرده اید، و فقط یاد گرفته اید که شعار بدید بیغیرت بیغیرت بیغیرت! " و شما ممکن است اعتراض کنید که "من فقط این را نمیگم" ، جواب و نظر دهید! وقتی میگویم "

و کسی به فکرش نرسید که حداقل در مورد این پیشنهاد من، نظری دهد:

وعده ی ما ، جمعه ی اولِ هرماه ، از ساعت 5 تا 7 یا شبِ بعد از ظهر ! توی خیابانها و میادین
و فراموش نکن نازنین ، حق گردش را!
و در این روز غریبه ها و آشناها ، اگر بدهند به هم سلام و دست ، خیلی خوب است! حتا اگر بکار بَرند دستکش را!

تو که مثل آب خوردن، به غیرت و شرف خودت و مردم ایرن تف میکنی!
تو که خودت را با غیرت میدانی، مخصوصا تو که خارج نشسته ای، فقط حرف نزن. یک پیشنهاد عملی هم بده.
اینکه کِی کاسه صبر مردم لبریز بشه و آنها غیرت خود را نشان داده و از زندگی سگی تحمیلی خود را نجات دهند، و با پشتوانه ی آگاهی و شناخت، به یک زندگی سگی تحمیلی دیگه دچار نشوند، به خیلی چیزا ربط داره. از جمله متحد شدن نیروهای سیاسی. حالا شما میتونی بگی که چه برنامه ای برای اتحاد داری؟ چه رهنمودی داری که مردم به تدریج و مداوم عادت به قدرت نمائی و غیرت نداشته! نمائی کنند و قدرت و غیرتشان هر ماه و سال بیشتر بشه ؟"


5- از حرفهای دیگه ی شما اینکه:
" اينكه گفتم ما ايرانى ها يعنى اكثريت قريب به اتفاقمون بدونِ دروغ اصلا زندگیمون نمی چرخه غير از حقيقت هست؟ اينكه ما ايرانى ها متاسفانه ملتى حسود و بخیل هستيم و با ديدن موفقيت ديگران باطنا خوشحال نمى شيم و يا اينكه وقتى كسى رو ميبينم كه ناموفق هست على رغم اينكه خودمون رو دلسوز نشون ميديم اما در باطن احساس خوشنودى ميكنيم، دروغ هست؟ ... پس قبول کن يك جاى كار ما ايراد داره، و اونهم تنها خود ما هستيم. "

من هم قبول دارم که مجموعه ی ایرانیان، چه از نظر آگاهی، چه از نظر اخلاقی، چه از نظر فعالیت سیاسی و ... خیلی ایراد داره. و ما باید تا میتونیم در پی رفع کردن این ایرادها بشیم. ببینید، ببر تنها هر چند که گفت "روح جمعی ایرانیان بیغیرت است"، اما از طرف دیگه بعدا اضافه کرد که: "روح جمعی ایرانیان باشرف است" و گفت: "ایرانیها از همه ی صفات انسانی خالی نیستند"، حالا من نمیخام دوباره سر غیرت صحبت کنم، ولی همون که ببر تنها حداقلی شرف و انسانیت برای ایرانیان و روح جمعی آنها قائله، همین بهش امید میده که بتونه ایرادهای ایرانیان و از جمله ایرادهای خودش رو برطرف کنه، و به خودش بقبولونه که میشه " روح جمعی پویا و مسئول و مبارز و باغیرت" را دوباره زنده کرد. هر چند که من به او گفته بودم چیزی که مرده، یعنی مرده. یعنی زنده نمیشه.

6- وای خسته شدم! در آخر سر یک ایراد اخلاقی از شما "خودم" بگیرم. من فکر میکنم شما برای این دیگران را تشویق به خاندن نوشته ام کردید، که فکر میکردید حرف درستی توش نیست و فقط به شما تیکه پرانده ام و شما را مسخره کرده ام. در واقع خاستید دیگران هم بخانند و به "فهم و شخصیت من" بخندند. وگرنه بگویید با کجای آن نوشته موافق بودید که به دیگران پیشنهاد خاندنش را دادید؟"

7- در ضمن زیتون جان. هوس خاستگاری از شما را کرده ام. بین ترس و لرز و خوشحالی، با کدامشان میکنی حالی؟

7- دیگه نمیکشم. پس شاد باشید

83 :: توسط 123 در 2008-01-11 21:33

اقای ارمان گناه زيتون اينسنكه سه سال
است من و احمد.ف را سانسور ميكند
چرا؟! چون به دوستان سلطنت طلبش
تاخته و ميتازيم بنده بارها گفته ام به
دعوت ايشان نيامده ام كه به خواست
ايشان هم بروم بله وبلاگ زياد است
ولی هيچيك مانند شيوا يا مانی يا نانا
يا حسن اقا تيشه به ريشه اسلام نميزنند
گناه زيتون اينستكه از هرچهارنفر
اين افراد كه همگی سلطنت طلب هم
هستند دفاع ميكند ولي من و احمد.ف
را بدليل مخالفت با اينها حذف ميكند
همين پست قبلی احمد.ف تا دهان
بازكرد كه مانی را بچالش بكشد سريعا
توسط ولگرد كه اديتورزيتونست
حذف شد چون خودولگرد هم سلطنت طلب
است و من و احمد.ف متنفر

82 :: توسط Marco در 2008-01-11 21:03

Developmental disorders are disorders that occur at some stage in a child's development, often retarding the development. These may include psychological or physical disorders.

81 :: توسط ارمان در 2008-01-11 17:49

اقاي 123 كامنت( 57) به فرض يك درصد هم كه حرف شما درست زيتون چه كرده كه بايد از طرف شما و اقاي ف( كه من فكر ميكنم) يك نفريد! بايد مورد حمله و تاخت و تاز شما قرار بگيريد ايا با بستن و مسدود شدن شما خيال امثال شما راحت ميشود؟ چيزي كه زياده وبلاگ ازاد! در كشور شما به سراغ انها رفته بخوانيد و ما را با اين وبلاگ راحت بگذاريد؟ در كشور ما كه همه چيز ان راحت و ازاد است پس دست از سر اين وبلاگ برداريد در ضمن شما كه مسلمانيد و حتمن نوع ناب ان !!!!؟ ميدانيد كه تهمت گناه كبيره است؟ خيلي خيلي سپاس از اين روشنگريها!!!!!!!!!

80 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-11 16:23

گفتم شاید کسانی این را نخانده باشند

131:: توسط شاهین دلنشین در 2008-01-10 14:07

کامنت 126 (فردی به نام 123)

زیر زیرکی! میخای به من وصله بچسبونی؟

1- من دوست دارم این حکومت هر چه زودتر با یک انقلاب مخملی، یعنی در درجه ی اول با حظور میلیونی مردم در خیابانها، حتا بدون دادن شعار (حکومت خر نیست و قدرتنمائی را درک میکند) بره کنار. یعنی خودم هم براندازم. و از این نظر مثل بقیه ی براندازان هستم!
2- هر کی بخاد حق داره هر دینی داشته باشه یا هیچ دینی نداشته باشه. من هم بیدین هستم و هم به وجود خدا اعتقادی ندارم و با همه ی ادیان هم از این نظر مخالفم، و یک واو کلیتی به نام اسلام یا مسیحیت را قبول ندارم. اما در جزئیات، یعنی مثلا اگر در هر دو کتاب اسمانی آنها آمده باشد که "با هم مهربان باشید یا حسادت خوب نیست" و از اینجور حرفا، موافقم. به یک معنا، من بدم نمیاد که تناقضگوئیهای قران را کسانی کنار بگذارند و قران خود را که با تعریفی که از خدای عادل و مهربان خودشان دارند، جور درمیاید، اراعه دهند و بگویند که این قرآن ماست و قرآنی که در زمان عثمان نوشته شد، دستکاری شده است.
3- شما به هرکه خاستید برچسب بزنید، بزنید ولی لطفا از طرف خودتون حرف بزنید.

79 :: توسط بیسواد در 2008-01-11 14:34

Attention Deficit Hyperactivity Disorder
" کمبود توجه در اختلالات بیش فعالی "

78 :: توسط hamed در 2008-01-11 14:27

پیشنهاد می کنم کامنت دونی ات رو تعطیل کنی!

77 :: توسط کُلُفت در 2008-01-11 13:06

شماره ۱۲۳کیر تمام خرهای دماوند تو کون ننه بزرگت.

76 :: توسط آویژه در 2008-01-11 12:21

کجاست آن اسب زين کرده ...

75 :: توسط صادقانه در 2008-01-11 10:54

اين نرم افزار فيلتر شكن رو كه اسمش اولتراسرف هست من هم مي‌خواستم برات بفرستم نمي‌شد. مشكل جي‌ميل بوده. فايل‌هاي اگزه رو ياهو آپلود مي‌كنه مي‌فرسته ولي جي‌ميل يوخ!

74 :: توسط ستاد انتخابات در 2008-01-11 09:42

توجه توجه

لطفا از وبلاگ جمکران دیدن نفرمایید.
jamkaran.blogspot.com

73 :: توسط خواننده زیتون در 2008-01-11 08:45

همون جان چرا عصبانی شدی گفتی!!
پزسک نه روانشناس بالینی، ببخشید در باره چی لکچر داره که معنی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را نمی دونه؟ عجب زمانه غریبی ست ها!
............

بابا حتما این بنده خدا معنی انرا میداند دنبال اصطلاخ و یااسم فارسی برای میگردد .
و این هم نشدنی است میدانی چرا ؟ چون اين ADHD یک بيماری جدید مدرن است !! مثل AIDS یا HIV که اسمی به اين دور دراری داره !!

عزیزجان نگاه کن بیماریهای فدیمی خودمان مانند سرخک- وبا - سرطان - زکام - صرع- کفت -اکله- زهر مار - سفلیس سوزاک - خنازیر اينها بيماری هستند !!
ببین چه اسم های کوتاه قشنگی !!دارند اینها را می شود گفت مرض درست حسابی .
اين بیشرف ها روان شناسان و دکتر های عربی هر روز تا در رفتار ادمها یا بدن ادم ها یک تغييری مي بينند
اسمی عجیب وغریب هزار حرفی براش میسازند و کارخانه های دارو سازی هم دست بکار ميشوند براش دوا ميسازند

با کشف این بیماری ها و اسمها ی عجیب وغریب شان ما ایرانیان بدبخت را انگشت به دهن حیران میکنند . سعی میکنیم انرا به زبان خودمان تر جمه کنیم . ومعادلی برای انها پیدا کنیم می بینی که درست در نمیاید
جالب اینکه تازه خودشان هم هرگز از این اسامی دور ودراز استفاده نمیکنند مثلا میگویند AIDS یا HIV این بانو یا این اقا که کچر داره باید به این بیماری بگه ADHD * به فارسی *اد هد*!!! خود ش را خلاص کند .
مثل بیماری /ایدز/
کی به میگه
Acquired immune deficiency syndrome
یا HIV
کی بان میگه
human immunodeficiency virus
وکی سعی کرده درایران یک اسم فارسی برای انها بسازه
ایشان نباید بترسه بگه /ادهد!! باور کن بعدا این کلمه جا می افته مثل ایدز


72 :: توسط طاها بذري در 2008-01-11 07:43

زودتر از اون چیزی که گفته بودم تحقیق کردم ... زیتون خانوم این مطلب رو به همه توصیه کن

این نرم افزار ultraSurf محصول شرکتی هست به نام ultrareach که در امریکا هست. صاحب اون که یک چینی هست و از اوایل دهه ی ۹۰ به امریکا اومده این نرم افزار رو برای مقابله با سانسور و فیلترینگ چین عرضه کرده. در حال حاضر روزانه ۸۰ هزار نفر از این نرم افزار استفاده می کنن. نکته های جالب در مورد این نرمف افزار که من فهمید اینهاست :

۱- نمیشه جلوش رو گرفت، چون هر دفعه به یک آی پی random وصل می شه و اطلاعات سه پروکسی سرور دم دست رو که از لحاظ مسیریابی به صرف هم باشن به دست میاره، بعد هرکدوم که بهینه تر باشه رو به عنوان پروکسی سرور انتخاب می کنه.

۲- اطلاعات شما رو برخلاف باقی مدل های مشابه Encode یا اصطلاحا رمزنگاری می کنه !

ضمنا اگر خاطراتون باشه گفتم که باید دید منافع مالی چه طور تامین می شه، به گزارش واشنگتن پست‌ ! این شرکت ultrareach بابت این ضدفیلترش سالانه مبلغ ۴۰۰۰۰ دلار توسط آژانس متولي رادیوصدای امریکا و رادیو آسیای آزاد از دولت امریکا پول دریافت می کنه.

کسانی که با سرویس های هاست آشنایی داشته باشن می دونن که این مبلغ برای در حدود ۱۰ تا ۳۰ سرور اینترنتی - بسته به نوع - در سال کفایت می کنه. از اونجایی که این حرکت تجاری نیست با این مبلغ تعداد چند برابر سرور رو میشه در اختیار گرفت

ضمنا این شرکت در کالیفورنیا قرار داره، اما دلیل نمیشه که سرورها هم در این ایالت باشن.

در نتیجه‌:

دوستان با خیال راحت از فیلترشکنی که تحت هیچ عنوان از کار نمی افته استفاده کنین :

UltraSurf

لینک مقاله ی واشینگتن پست :
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2006/02/20/AR2006022001305.html

71 :: توسط طاها بذري در 2008-01-11 06:59

آقا چرا شلوغش می کنین !

در مورد فیلتر شکنها یک مطلبی خدمتتون عرض کنم. از هر فیلترشکنی استفاده نکنین، همیشه به این فکر کنین که جایی که فیترشکن رو ارائه داده با چه هدفی این کار رو کرده؟ چون ارائه ی یک فیلتر شکن برای سرویس دهنده اش هزینه ی فوق العاده بالایی داره، اونم بخاطر اینکه سروری ( یا سرور هایی ) که نرم افزار از اون استفاده می کنه پهنای باند فوق العاده بالایی باید داشته باشه و همچنین بدون محدودیت ترافیک ماهیانه و ...

لذا تهیه ی سرورهای اون ها هزینه ی بالایی داره که همیشه یک هدفی پشت ارائه ی اون ها وجود داره... در زمینه ی همین فیلتر شکن که قبل هم گفتم ( همین قفل زرد رنگ ) من هنوز مطمئن نیستم، اما هیچ بعید نیست که مثلنی وزرات اطلاعات بیاد و یک فیلترشکن ارائه بده برای ردیابی کسانی که وبلاگ می نویسن و ...

لذا مواظب باشین .. از هرچیزی استفاده نکنین.

من در زمینه ی این یکی تحقیق می کنم نتیجش رو بهتون اطلاع می دم.

70 :: توسط همون در 2008-01-11 06:32

پزسک نه روانشناس بالینی، ببخشید در باره چی لکچر داره که معنی اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را نمی دونه؟

عجب زمانه غریبی ست ها!

69 :: توسط غزل در 2008-01-11 03:47

راستش من آي پي و تغيير آي پي و اين چيزها زياد حاليم نيست!!! اما ديدم اين في/ل/تر شک/نه بايد چيز جالبي باشه و براي هر کي هم فرستادم،‌راضي بوده و هنوز هم بعد از چندين ماه داره استفاده مي کنه... خلاصه دعاش به حساب معرفي کننده اصليش.

68 :: توسط بینظر در 2008-01-11 03:14

غیر از توضیحی که khodam داد باید اضافه کنم که در رابطه با انتخابات، توهین واقعی به ملت ایران وجود شورای نگهبان است، وجود این شورا به علت عدم اطمینان حکومت به ملت است و دقیقا دخالت غیر قانونی در امر انتخابات.

67 :: توسط رک‌گو در 2008-01-11 02:10

خوب زيتون خانم بسلامتی تولد چند سالگی‌ات را بايد تبريک بگيم؟
فکر می‌کنم درک تساوی بحدی رسیده که کسی از اعلام سنش ابائی نداشته باشد :-)

66 :: توسط مخمل بانو در 2008-01-11 01:24

جدی جدی معنی اینرو میخواستی یا گوشه کنایه بود ؟؟:دی
من پزشک نيس¤تم ولی اينو ؛ا ختلال بيش فعالی و کمبود توجه؛ معنی ميکنم ! اتفاقا چند روز پیش تو محل کارم با این لغت روبرو شدم و این معنایی بود که ازش برداشت کردم.
از بابت سرما هم تازه يه کم از درد من قابل لمس شد براتونها ... فکر کن منهای تعطيلی و قطعی گاز اون سرمای سبيل يخ زن ۵ ماه سال تو اين قطب ما برقراره !!!!!!!!!!!!!

65 :: توسط روانشناس در 2008-01-11 00:47

این عبارت انگلیسی اسم یه اختلال روانی کودکان هست و تا اونجا که من یادم هست به فارسی اینطور ترجمه شده (اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه ). چرا این دوستتان به کتابهای فارسی روانپزشکی و روانشناسی مراجعه نکرده اند...

64 :: توسط ارتشبد سرهنگ حمايت در 2008-01-11 00:08

کامنت ۵۳ نازنين يار فکر می کنم کامنت ۶۰ پاسختان را کامل داد.

درد من سلطنت نمی باشد. درد من آزادی ايران و ايرانی مي باشد.

63 :: توسط دانشجو در 2008-01-11 00:01

من با مبارزه برای حق انتخاب شدن بیشتر موافقم تا تحریم. درباره تحریم کردن و یا تحریم نکردن انتخاباتم معتقدم که الان نمیشه تصمیم گرفت چرا که اگر افرادی باشند که در صورت انتخاب شدن بتونند با اعتراض کردن در مجلس جلوی این توحش و کشتار را بگیرند مگه مریضم که بهشون رای ندم؟ و برعکس اگر تمام کاندیده ها انسانهای لال و بی تفاوتی باشند که در این مجلس بودند اعم از محافظه کار و اصلاح طلب بازهم معتقدم رای دادن به چنین افرادی که بود و نبودشون بی تاثیره امریست ابلهانه. صرفا نام اصلاح طلب داشتن کافی نیست چراکه امروز رفسنجانی هم اصلاح طلب شده بلکه افراد باید در عمل اصلاح طلب باشند. باور کنید که نقش مجلس فقط قانونگذاری نیست بلکه نمایندگان در صورت شجاع و مردمی بودن میتونند با استیضاح و برکناری وزرا و رییس جمهور مملکت را بخاطر پایمال شدن حقوق مردم بهم بریزند. همین نمایندگان اصلاح طلب مجلس فعلی اگر زبون داشتند میتونستند جلوی توحش پلیس را با انتقادات و تذکرات و نطق های پیش از دستور بگیرند ولی همه ساکت بودند چرا که اصلا اصلاح طلب به معنای واقعی نیستند. من شخصا امیدی به مجلس آینده ندارم چراکه از همین الان از اسامی ثبت نام کننده ها میشه فهمید که در صورت پیروزی یکدست جناح موسوم به اصلاح طلب بازهم صدایی از مجلس بر نخواهد خواست که مدافع حق ملت باشه ولی معتقدم که انتخابات نقطه ضعف این سیستم بوده و هست و باید از این موقعیت برای بیان خواسته ها و پیشبرد آزادیهای اجتماعی بهره برد. اصلاح طلبان واقعی گروههای برخواسته از مردم مثل زنان و دانشجویان و کارگران و ... هستند که جرات به آتش کشیدن عکس احمدی نژاد جلوی چشمهاش را داشتند و این ماییم که باید احساس مسئولیت برای کاندید و دفاع از حق انتخاب شدن را در اونها بوجود بیاریم. بارها از خودم پرسیدم که چرا مثلا شیرین عبادی حفظ وجهه جهانیش را به کمک به پیشبرد خواسته های ایرانیان بوسیله کاندید شدن ترجیح میده. عبادی رد صلاحیتش برای رژیم هزینه داره رای آوردنش هزینه داره ورودش به مجلس بعنوان زن نا معتقد به حجاب و مدافع حقوق زنان و بشر هزینه داره و همه و همه به پیشبرد حقوق بشر در ایران میتونه کمک کنه ولی متاسفانه از زیر بار این مسئولیت شانه خالی میکنه تا کرسی مجلس بدست نمایندگان انسان پرست و چاپلوس بیفته چرا که ما ساکتیم و از اون و امثال اون نمیخوایم ...

62 :: توسط Lila در 2008-01-10 23:38

Attention Deficit Hyperactivity Disorder: is mostly common in kids with special needs or hyper active disorders. It is really hard to get them to concentrate on any certain subject or even a conversation. They are usually jumping off from one thing to another , physically too and not just communication wise.

61 :: توسط Lila در 2008-01-10 23:38

Attention Deficit Hyperactivity Disorder: is mostly common in kids with special needs or hyper active disorders. It is really hard to get them to concentrate on any certain subject or even a conversation. They are usually jumping off from one thing to another , physically too and not just communication wise.

60 :: توسط khodam در 2008-01-10 23:10


هادى خرسندى بارها از اون شعرى كه براى خمينى و بر ضد شاه سرود بود عذر خواهى كرد، ولى من به ياد ندارم حاج سيد جوادى يك بار هم از كسى عذر خواهى كرده باشه.
ضمنا در باره اصلاح طلبان کنونی كه سنگ مردم سالاری دينى ( اينم از اون واژه های سیاسی مضحك هست) را به سينه می زنند حرف و حديث بسيار هست، به عنوانِ مثال خود آقاى خاتمى كه زمانى سردبیر روزنامۀ كيهان بود بارها سخترین حملات رو به آقاى بازرگان كرد، خود من مقاله های ايشون رو به خوبى به ياد دارم. آقاى حجاريان خود يكى از موسسان سازمان اطلاعات كشور كه بعدها تبديل به وزارت اطلاعات شد، بود. اگر به كارنامه آقايون اصلاح طلب به خصوص در دهه ۶۰ نظرى بندازید هیچکدامشان كارنامه پاكى ندارند. اينكه حالا چطور آقايون يك شبه وطن دوست و دمكرات شدند اين خود از عجايب روزگار هست، متاسفانه هيچكدوم از اين آقايون اصلاح طلب و به اصطلاح چپ نه در مورد پیشینه خود در دهه ۶۰ صحبتى ميكنند و نه ميل دارند كه كسى از نقش آنها در دهه سياه ۶۰ هم پرسشى كُند.
البته من به استحاله انسانها اعتقاد دارم، ولى حتى يك نفر از اين آقايون از گذشته خودش اظهار ندامت هم نمى كند.
موضوع ديگر اينكه اختلاف اين آقايون با قدرتمداران ايران به هيچ وجه اختلاف ما ملت ايران با آنها نيست، اصلاح طلبان هم از اين سفره گشاده و پر نعمت قدرت سهم خود را ميخواهند. درهر صورت من حتى يك لحظه هم شك ندارم كه درد اين آقايون اصلاح طلب، درد ما ملت ايران نيست.

59 :: توسط در 2008-01-10 22:57

کامنت 123 حالا تو نمی خواد مزه بریزی ؛خبر سرت مثلا داری با این پرت و پلاها با رژیم مبارزه میکنی!!؟؟ بزار خبالتو راحت کنم ؛ سلطنت طلب عبارت است از بک مشت پیر و پتال دائی جان ناپلئون بعلاوه یک مشت ساواکی سابق که هم از رژیم حقوق بازنشستگی میگیرند و هم با خر کردن رضا پهلوی پول توجیبی.

58 :: توسط 123 در 2008-01-10 22:50

جناب ام ار پس خبرنداری كه حسن اقا
در وبلاگ بيمشتريش چه بساطی براه
انداخته و بكمك سلطنت طلبها دارد تبليغ
تحريم انتخابات ميكند. من بعدها كه
كارم با برخی افراد معلوم الحال تمام شد به
سراغ اين فرد مزدور و كامنتدانيش كه
مملو از فحش و ناسزا به ائمه معصومين و
حضرت محمد شده است انهم توسط
مشتی برانداز بی سروپا و ضداسلام

57 :: توسط 123 در 2008-01-10 22:41

ارمان 46 چرا متوجه نميشوی؟!چراحرفهای
مارا وارونه جلوه ميدهی؟ ما كی گفتيم شما
همه يكی هستيد؟ من طبق تحقيقات و رديابی
فقط محل زندگی زيتون و مانی را افشا كردم
كاری به شما داشتم؟!؟ درضمن من اسمی
از سن خوزه نياوردم من گفتم ايندو در
سن دياگو زندگی ميكنند كه در كاليفرنيا واقعست
عمه خانم شما هم با متلك گويی اب به اسياب
سلطنت طلبها نريزيد

56 :: توسط M-R در 2008-01-10 22:37

من هم با اینکه خودم با رژیم جمهوری اسلامی تضاد آشتی ناپذیر دارم ؛با تحریم انتخابات مخالفم.

مثل بچه ها نمی شود با این رژیم مبارزه کرد ؛ اینکه ما رژیم را تحریم میکنیم تا مشروعیتش را از دست بدهد حرف مفتی بیش نیست، مگر این رژیم مشروع است که حالا باید آنرا از دست بدهد!!؟؟

یکی کردن احمدی نژاد با خاتمی هم درست نیست؛ درست است که همه دربست در اختیار رژیم هستند؛ اما یکی میتواند به انزوای ایران ( منظور مردم ایران) دامن بزند ( احمدی نژاد) و دیگری از آن بکاهد ( خاتمی).

و در خاتمه بیاد داشته باشیم که یکی از عوامل روی کار آمدن باند احمدی نژاد همین تحریم انتخابات بود.

میگویند آزموده را آزمودن خطاست.

55 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-10 22:18

از آنجائی که مدتی است مادر من فوت کرده،پدر من هم قبل از او فوت کرده.
حميد مانده و حوضش...
در آستانه! انتحابات؟
با هم نگاه کنيم:
مبارزه برای حق انتخاب شدن
محمد برزنجه (جورآباد)
www.iran-emrooz.net
jaworabad@hotmail.com

یکی از مهترین تحولات سیاسی و اجتماعی سالهای اخیر، رشد و شکل گیری هزاران تشکل مدنی بوده که به نوعی دنبال خواسته‌ها وحقوق خویش بوده‌اند. در این میان می‌توان از صدها تشکل صنفی، کارگری، زنان، اقلیت‌های ملی، مذهبی ،دانشجویی، فرهنگی و... نام برد. این نهادهای مدنی بیشتر خود جوش بوده و کمتر تحت تاثیر جریان‌های سیاسی حکومت و یا اپوزیسیون قرارگرفته‌اند. راز موفقیت وجذب افراد به این گروه‌ها بیشتر به خاطرپرهیز از کلی گرایی و تمرکزروی خواسته‌های مشخصی بوده است؛ خواسته‌هایی که هم برای انها اولویت داشته وهم دست یافتنی تربوده است. در این میان شاید تنها نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور باشند که هنوز نتوانسته‌اند بدین نحو مبارزه خود به پیش برند.
...در این میان ضایع شدن حق بقیه شهروندان ممکن است اهمیت آنچنانی نداشته باشد. تا وقتیکه کارزار انتخابات وجود دارد، اپوزیسیون به جای تحریم انتخابات و یا حمایت از بخشی از جناح‌های حکومتی، می‌تواند برای حق انتخاب شدن خود مبارزه کند. صدور یک اطلاعیه و محکوم کردن انتخابات غیر آزاد شاید آسانترین راهی باشد که اپوزیسیون می‌تواند انتخاب کند و به نظر می‌رسد مظلوم نمایی اپوزیسیون نیز در انظار مردم دیگر جذابیت انچنانی ندارد.
****
برای ايشان آرزوی بهترينها را آرزو دارم،
باشد که ايشان به حق؟! خود برسند.
حميد پوريان(ناکجا آباد)

54 :: توسط Ocean در 2008-01-10 22:05

Attention Deficit Hyperactivity Disorder

Means: adame tavagoh va tamarkoz toam ba faaliate ziad. Mamoolan kasani ke in bimary ra darand nemitavanand baraye modate moshakhasi berooye kar ya masalei tamarcoz konnand va bish az digaran dar hale harekat va faaliat hastand.

53 :: توسط M-R در 2008-01-10 22:02

جناب سرهنگ اگر شما بخواهی از این جور آدمها که در ابتدا از زژیم اسلامی دفاع میکردند و بعد از آن رژیم روی برگردانند ؛بنویسید زیادند؛ فقط آقای سید جوادی نبود ؛ خیلها بودند که الان در خارج از کشور به حالت تبعید بسر میبرند؛ دوست عزبز مگر همین هادی خرسندی آن شعر معروف -شبی خمینی به خواب شاه آمد- را نسروده بود ؛ میبینیم که هوادارن سلطنت گذشته آقای خرسندی را فراموش میکنند و اشعار او یا چاپ میکنند و یا بصورت کامنت مینویسند ؛ در همین سایت من چندین شعر از ایشون که بوسیله سلطنت طلبهای شناخته شده کامنت شده بود دیدم.

خوب ممکنه بپرسم چرا بین هوادران سابق رژیم تبعیض قائل میشوید!!؟؟

52 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمایت در 2008-01-10 21:39

آقای دکتر علی اصغر حاج سيد جوادی که بقول خودشان در قبل از انقلاب « تاريخ را ورق زده بود و تقريرات خمينی را در مورد ولايت فقيه خوانده بود»، در آستانة انقلاب اسلامی در کتابی بنام « طلوع انفجار» ضمن پيش بينی وقوع انقلاب (يا انفجار) و ستايش از شخصيّت امام خمينی، در اعلاميه ای فتوا گونه در نشرية «جنبش»، (شمارة فوق العاده، 8 فروردين 58) تاکيد کرد: « من به جمهوری اسلامی رأی می دهم و اين، به عموم ملّت ايران، واجب است»!

او بعنوان يکی از معروفترين روشنفکران آن دوره و از مناديان دفاع از آزادی و حقوق بشر در ايران، دربارة محاکمات سريع و فرمايشی دادگاه های اسلامی و کشتار « ضد انقلابيون» (مانند خانم دکتر فرّخ رو پارسا) می گفت:
« محيط انقلاب بايد با سرعت و شدّت، پاکيزه شود، يعنی همة دشمنان انقلاب، همة ميکرب ها و سمومات مولّد عناد و ظلم بايد بلافاصله و بدون کمترين درنگ، نابود شوند. انقلاب، عدالت خاص خود را دارد و عدالت انقلابی يعنی، شدت عمل هر چه بيشتر ...»
آقای دکتر حاج سيدجوادی سپس به دوست و همکار خود در « جمعيت ايرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» و نخست وزير انقلاب (يعنی مهندس مهدی بازرگان) توصيه می کند:
« دولت آقای مهندس بازرگان بايد بداند که يکی از عوامل اصلی پيروزی انقلاب، نابودی کامل و سريع اين عناصر (ضد انقلاب) است، آنچه قابل اغماض نيست، اِهمال و مسامحه در سرکوبی مجريان رژيم سابق است ... مسئله اينست که دولت در سرکوبی اين کانون ها و عناصر، سرعت هر چه بيشتری بخرج دهد»
ظاهراً به پيروی از اين « توصية» آقای دکتر علی اصغر حاج سيد جوادی بود که مهندس مهدی بازرگان (رئيس جمعيّت ايرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر) نيز در پاسخ به انتقادات نشريات اروپائی دربارة محاکمات غيرعادلانه و سريع دادگاه های اسلامی گفت:
« ملتی که کشته داده، زخمی داده، غارت شده، حاضر نيست به محض رفتن شاه و سرنگون شدنش، آرام بگيرد. ا ين روحية ملی توقّع دارد، هر چه زودتر به پاکسازی محيط اجتماعی بپردازد، حالا می خواهد اين کار (محاکمات غيرعادلانة دادگاه های انقلاب) سريع انجام گيرد ...».
مورد ديگر، مسئله زنده ياد دکتر پرويز اوصياء بود. او يکی از فرهيخته ترين انسان هائی بود که من در دوران مهاجرت و تبعيد شناخته ام: او شاعر، نويسنده و حقوقدان برجسته ای بود که فضل و فضيلت را با هم داشت. پرويز اوصياء بعنوان يکی از برجسته ترين حقوقدانان ايرانی در عرصة بين المللی، در آغاز انقلاب، دستگير و زندانی شد، امّا نه « جمعيت ايرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» و نه حتّی کانون وکلای ايران، حاضر نشدند از اين « حقوقدان برجستة طاغوتی»، حمايت و دفاع نمايند (اين نکته اخير را از دوست عزيزم آقای دکتر عبدالکريم لاهيجی شنيده ام). بگذريم ...

51 :: توسط yek daneshjooye ravanshenassi در 2008-01-10 21:33

salam zeytoone aziz,
tarjomash be farssi fekr konam in mishe:"ekhtelale kamboode tamarkoz va bishfaáli"
ya sadetar:"ekhtelale tamarkoz va bishfaáli
barfbazi khosh begzare, jaye maaha ham khali;)

50 :: توسط وزیر کشور در 2008-01-10 21:23

دوستداران آش شله قلمکار به پایگاه ستاد مرکزی انتخابات مراجعه کنند.

jamkaran.blogspot.com

49 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-10 21:21

حميد پوريان تو را جان مادرت! از حاج سيد جوادی متن نگذار! ا

آقای دکتر علی اصغر حاج سيدجوادی که بقول خودشان در قبل از انقلاب « تاريخ را ورق زده بود و تقريرات خمينی را در مورد ولايت فقيه خوانده بود» در جريان انقلاب 57، ضمن ستايش از شخصيت خمينی، در اعلاميه ای « فتوا گونه» نوشت: « من به جمهوری اسلامی رأی می دهم و اين، به عموم ملّت ايران، واجب است»!

برگرفته از علی ميرفطروس.


عجيب است !!!!!!!!! عجيب است! چه قدر ملت ايران خر است! تا کی من بايد درس تاريخ به اين ملت بدهم؟؟

48 :: توسط در 2008-01-10 21:09

گفتم که یک نفر میتونه با استفاده از پروکسیهای مختلف کامنتهایی با آی پی های مختلف بنویسه ؛ و اگر هم از ردیاب برای پیدا کردن محل آی پی استفاده بشه، رد یاب ادرس محل سروز پروکسی را نشان میدهد در نتیجه مثلا استفاده کنندگان از یک پروکسی ؛ به نظر میرسد که همه از شهر سن خوزه کامنت نوشتن در صورتیکه اینطور نیست و این افراد میتوانند در کشورهای مختلف باشند از جمله ایران و یا دبی و غیره.

47 :: توسط عمه خانم در 2008-01-10 20:13

عجب مغزهای خلاقی عمه اینجا میچرخنا ...جلل خالق
من میگم در این شرایط بحرانی که صنعت فیلمسازی هالیوود سپری میکنه که همه فیلم نویسا ش دست به اعتصاب زد ن عمه چند نفری از کامنت نویسا در کامنتدونیت زیتو نی , میتونند خوب نونی از روغن درآرن ولو برای مدت کوتاهیم که شده از این بیکاری جانگداز در میان و اینهمه تخیلاتشان بیهوده هدر نمیره

46 :: توسط ارمان در 2008-01-10 20:11


سلام مطلبي ديدم از احمد.ف راستش نفهميدم منظور واقعيش چي بود؟( كامنت 114) سري قبلي
اقاي ف ايا ابراز نظر كردن جرمه؟
فكر كنم با نظر شما احتمال زياد(( من وآقای بنز و شادی برف و بیدقرمز و رامین ومانی و شايد ......)) يك نفريم؟
اره منهم از پراكسي استفاده ميكنم و اين وبلاگ را ميخونم؟ به نظرت راه بهتري سراغ داري تا راحتتر در كشور اين وبلاگ و سایر وبلاگهای مشابه ان را را خواند؟
اقاي ف. احتمالن طبق گفته اقاي 123( کامنت 124 ) سری قبلی !! من هم مانند زيتون و ماني سن خوزه زندگي ميكنم؟؟؟ جل الخالق!!! اصلن نميدونم كجاست؟ ايا كسي من را اونجا ميبره!
حداقل خوبه من با نام واقعي خودم مينويسم نه با نام مستعار
زيتون جا ن كسي تو را جهود .... خوانده بود ik( کامنت 128) سری قبلی اگر دلشان با اين جملات راضي ميشود پس بگذار همه ما را جهود كثافت بخوانند؟ چرا که تحمل دیدگاه مخالف خودشان را ندارند و......
ايا بهتر نيست به جاي اينگونه مطالب بياييم فضاي كشورمان را طوري كنيم كه راحتتر حرفمان را بزنيم؟ بدون تهمت و افرا وبدون تملق گویی که همه وجودمان را فرا گرفته است؟

45 :: توسط 123 در 2008-01-10 18:14

كامنتگزار 35 همانطور كه گفتم من مدتهاست
زيتون و مانی را رديابی ميكنم هردوی
اين افراد ساكن شهر سن دياگوكاليفرنيا
بوده و اگر يك نفر هم نباشند قطعا دريك
منطقه زندگی ميكنند اگر يك نفرنباشند
درمورد شيوا هم مدتهاست كه ميگويند
همان زيتون است و قطعا او هم مثل مانی
به احتمال زياد در منطقه ای نزديك به زيتون
زندگی ميكند بارها خودزيتون از ارتباط
نزديكش با شيوا سخن گفته كه در
اين كانادا كه من هستم فاصله ها بسياراست
چه رسد به امريكا كه اگر نزديك ازلحاظ
مكانی نباشيد به راحتی نميتوانيد
يكدگر را ببينيد

44 :: توسط حميد پوريان در 2008-01-10 17:58

خانه از پای بست ویران است
www.iranglobal.info
انتخابات
در مزرعه حیوانات ولایت مطلقه
علی اصغر حاج سید جوادی
...
خانه از پای بست ویران است


هشتمین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی درپیش است، شاید این سابقه ازحافظهً طرفداران شرکت در انتخابات محونشده باشد آنجا که آقای خاتمی مبشراستقرار جامعه مدنی و حاکمیت قانون با تکیه بر متجاوز از بیست میلیون رأی مردم در مسند ریاست جمهوری نشست و کرسی های نمایندگی مجلس را با اکثریت، طرفداران اصلا حات اشغال کردند؛ اولین گام خفیف دولت اصلا حات با تقدیم لایحه اصلاح قانون مطبوعات برای شوروتصویب نمایندگان اصلاح طلب با فرمان مقام معظم رهبری خطاب به مجلس شورای اسلامی درجای خود میخکوب شد و همین جناب کروبی در مقام ریاست مجلس شورای اسلامی با قرائت فرمان و درمقابله با عکس العمل احتمالی نمایندگان اصلاح طلب درمقام ریاست گفت: « این حکم حکومتی است نه اولین آنست و نه آخرین آن ».
...
نمونه اعلای آن روسیه تزاری پس از انقلاب اکتبر1917 است که به اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی تبدیل شد اما پس ازهفتاد و اندی سال وقتی پرده از پیکر این عنوان عوامفریبانه برداشته شد؛ برجهانیان آشکار شد که آنچه که دراین قالب پر زرق و برق وجود نداشت ؛ همان محتوای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود چونکه نه اتحاد آن داوطلبانه بود و نه جمهوری آن دموکراتیک بود و نه شورائی آن از محدوده دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست تجاوز میکرد وسوسیالیستی نبود زیرا که اقتصاد دولتی بود. از این جمله اند عناوین جمهوری ائی که پس از جنگ دوم جهانی به وسیله روسیه شوروی به پشبت پرده آهنین کشیده شدند و تعداد کشورهائی در آفریقا و آسیا و آمریکای لاتین نظیر کوبا و ویتنام و کره شمالی و چین. که همه به زینت جمهوری خلق دموکراتیک مزین شده بودند. ...

43 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-10 16:56

زيتون اعدام بايد گردد!! صبر کن تا دست من و امثال من به شما اسهال طلب ها برسد آنوقت می بينی. حالا هی آش نذری بپز!!

42 :: توسط mina در 2008-01-10 16:11

http://www.nimh.nih.gov/health/publications/adhd/complete-publication.shtml

41 :: توسط mina در 2008-01-10 16:11

http://www.nimh.nih.gov/health/publications/adhd/complete-publication.shtml

40 :: توسط mina در 2008-01-10 16:11

http://www.nimh.nih.gov/health/publications/adhd/complete-publication.shtml

39 :: توسط ره گذر در 2008-01-10 15:44

فکر نکنی من بیکار هی میام اینجا کامنت می ذارم! نه باباجان به من تکلیف شده بیام اینجا کامنت بذارم خب ممکنه یروزی هم تکلیف بشه کامنت نذارم که نمی ذارم.این رسالت من هست و باید تا آخر بهش عمل کنم.
اما این زمستون پربرف‌ترینش نیست. پارسال پیرارسال تا این‌موقع بیشتر برف اومده بود تو محل ما.
التبه باید در نظر داشته باشی که پارسال پیارسال حضرت باریتعالی عنایت ویژه ای به محل شما داشتند و در حالیکه تو بقیه محله ها حتی بارون هم نمی یومد تو محل شما شیش متر برف نشسته بود.یادش بخیر قربان کرمش برم.
سُرسُری زمین و امکان شکستن استخوان‌ها به کنار، می‌گن نفس یخ می‌زنه.
حتما سیبا بهت گفته, ببین سیبا بهت نگفته اگه تو هوای سرد بری بیرون ممکنه یه دیو چهار سر بهت حمله کنه؟
یه عده هم قربونش برم این‌جور وقتا شروع می‌کنن به آذوقه جمع کردن.
نکنه منظورت از یه عده من بودم.اولا که من فقط یه نفرم نه یه عده.دوما که بابا به خدا سوءتفاهم شده من فقط رفتم یدونه پفک نمکی بخرم من اصلا قصد ذخیره و انبار و انرژی هسته ای و بمب گذاری این جور چیزا رو نداشتم که. ای بابا تو هم عجب گیری دادی به من!
من تازه فهمیدم چه حکمتی داره خدا حضرت آدم رو به کار و کار و کار در تموم عمر محکوم کرد!
انگار از تاریخ چیزی نمی دونیا؟آخه آدم محکوم نشد به اینکه بره تو زمین کار کنه بلکه محکوم شد به اینکه بره زمین با هوا زندگی کنه.ببین روایت کامل رو اینجا گذاشتم.
روزی آدم داشته با یه مورچه صحبت می کرده یدفعه از آسمان بانگ می یاد(البته با لهجه چهارشنبه) که آدم!تو داری با موریانه صحبت می کنی.و آدم در جواب میگه که خب بله.و همان بانگ با هما لهجه می گوید:مگر تو نمی دانی تو حق نداری با موریانه صحبت کنی و تو فقط حق داری با پرندگان صحبت کنی. ها؟و آدم می گوید خب من می دانم اما این که یک مورچه معمولی نیست که این یک مورچه بالدار هست و به همین خاطر جز دسته پرندگان حساب میشود.و آن بانگ ابتدا به خاطر سرپیچی آدم از دستورات الهی و صحبت با مورچه آدم را به زندگی در زمین به همراه هوا و همچنین کار کردن محکوم می کند اما بعد از شنیدن دفاعیات آدم فقط آدم را به زندگی کردن با هوا محکوم می کند و از قسمت کار کردن آدم صرفنظر می شود.
لطفا کسی ازم نخواد با ای‌میل بفرستم چون هر کاری کردم این نوع فایل رو نتونستم بفرستم. فایل اکزه است. نمی‌دونم غزل چه‌طوری برام فرستاد که مشکلی ایجاد نکرد
باباجان منکه غزل رو نمی شناسم اما خداییش این غزل قربان کرامتش برم اما عجب کارایی می کنه.امیدوارم این غزل یه نظری هم بما بکنه بلکه هرچی فیلتر تو کامپیوتر ما هست نابود بشه.الهی آمین.



38 :: توسط اميد در 2008-01-10 15:43

برا ارسال اين نوع فايلها ميتوني پسون انو كه exe هست عوض كني و مثلا بزاري bak و بعد ايميلش كني - كسي كه باز ميكنه دوباره بايد پسوند رو تغيير بده به exe
دليل اينكه ايميل نميشه هم اينه كه سرورهاي ايميل سرور چون پسوندش exe هست اونو ويروس ميشناسند و اجازه ارسال نميدن

37 :: توسط khodam در 2008-01-10 15:42

حداد عادل: به فرموده رهبری دعوت از خارجی‌ها برای نظارت بر انتخابات توهين به ملت و پناه بردن به بيگانه است،


" اين فرموده رهبرى ديگه از اون فرموده ها هست كه توى دكان هيچ عطاری پيدا نميشه، يعنى هر كشورى كه ۴ تا نماينده بى طرف از ۴ تا كشور بى طرف براى نظارت به انتخاباتشون دعوت كردن نوكر خارجى هستن؟ خوشم مياد كه اين ملاها واسه هر كار اشتباهشون يك توجیه به ظاهر منطقى كه هميشه به ناموس و غيرت و آبروى مردم هم ربط داده ميشه دارن "

36 :: توسط khodam در 2008-01-10 15:27

ببر تنها عزيز، ممنون كه شجاعت عذر خواهى رو داشتى، اين خودش نشون دهندهِ کاراکتر هست.

دوم اينكه اين بحث IP واقعا بیهوده هست، صرف نظر از اينكه خود فيلتر شكن باعث تغيير IP اصلى ميشه، ولى اگر يك كمى به كامپيوتر وارد باشيد مى دونيد كه برنامه هاى كمكى هم وجود داره كه ميتونيد به وسيله اون IP خود تون رو به طور دلخواه تغيير بديد ( البته IP اصلى هميشه در پشت اين IP ظاهرى وجود داره ولى ديده نميشه، به عنوانِ مثال فقط اداره مخابرات ميتونه IP اصلى شما را ببينه)، اين برنامه ها بيشتر مورد استفاده كسانى كه e.mail هاى تبليغاتى ميفرستن مورد استفاده قرار ميگيره كه مشخص نشه e.mail از كجا امده.

35 :: توسط ببر تنها در 2008-01-10 14:21

با آسمان سبز موافقم
نه شيوا چاخان تو ايرانه و نه زيتون،
سركار گذاشتنمون اساسي.كي باور ميكنه كه شيوا تو ايران باشه و با اين مطالبي كه مينويسه و مشخصاتي كه از خودش ميده وزارت اطلاعات نتونه پيداش كنه؟
شايد هم خودشون اطلاعاتي هستند!

34 :: توسط دانشجو در 2008-01-10 14:07

مامورین تذکرات لسانی معروف به ناصحان هم اضافه شدند
http://www.roozonline.com/archives/2008/01/post_5635.php
اگه همینجور بی تفاوت باشیم بیشتر پیشروی خواهند کرد. ضمنا در زمینه رضا پهلوی یا جمهوریت شدیدا از زیتون حمایت میکنم. شازده همون شاه لوس آنجلس باشه کافیه. کسی که هنوز نیومده یه ذره از سلطان بودن کوتاه نمیاد! اگه یه بار تو دانشگاهی چیزی اسمشو برده بودن میگفتم حق داره اینقدر اعتماد به نفس داشته باشه ... جدای این مسئله من فکر میکنم انتخابات فرصت خوبیه برای بیان خواسته ها و اعتراض به شیوه های سرکوب. باید دید سیستم از چی بیشتر میترسه. تحریم یا شرکت یا آشوب؟ امیدوارم مردم هم به اندازه صداوسیما فعال شوند

33 :: توسط آسمان سبز در 2008-01-10 13:49

بابا هممون سركاريم به خدا،
مثلن شيوا اومد از زيتون شكايت كنه كه چرا اسم آنتي فيلترو لو دادي ولي عملن تاييدش كرده كه آره منم دارم از همون فيلتر شكن استفاده ميكنم،ببينيد IP هامون شبيه همه!!!!
من از اول هم به شيوا با اون داستانهاي تن تنيش شك داشتم. تا حالا از صد تا آدم مختلف عكس گذاشته و با پوشاندن چشمو ابروشون ادعا كرده خودشه مثل همين آخرين پستش با چكمه.
آخوندها عوام رو فريب ميدن اينها به نظر خودشون جماعت اينترنتي را!!

32 :: توسط 123 در 2008-01-10 13:40

اناتكه من و احمد.ف را به حماقت محكوم
كرده اند و فكركرده اند مارا بخيال خودشان
بی ابروكرده اند بهتراست به اصل مطلب توجه
كنند كه من گفتم ايندو در يك محل هستند
نه اينكه هردويكی هستند ولی ايندو اصولا
چون مدتهاست در دل به تمسخر من و احمد.ف
پرداخته اند و اكنون علنيش كرده اند
چرا؟! چون ما مخالف سلطنت طلبان
هستيم چون ما دوستدار اسلاميم
چون حرف حق ميزنيم ولی اين خانم
و اقای دموكرات مخالفيتشان را درحد
گا و خر ميبينند و لاغير. مشكل من با
انهااينست نه اينكه يك نفر باشند يا
دونفرباشند

31 :: توسط ارمان در 2008-01-10 13:25

سلام دوستان و زیتون جان من مدتی است از یک پراکسی استفاده میکنم که امریکا برای کشور چین ان را ساخته و مدت مدیدی است کار میکند( اگر چشم و گوش استکبار جهانی کور شود!) اگر صلاح دانستی بگو تا انرا به دوستان معرفی کنم

30 :: توسط در 2008-01-10 13:05

به عقیده من صورت مساله غلط مطرح شده و بقیه هم دارند همینطور ادامه میدند...........مساله اینکه همه ما از پروکسی استفاده میکنیم ؛ هر پروکسی هم به هر کامپیتوتر یک شماره آی پی میدهد ؛بنابراین یک نفر میتواند بوسیله جندین پروکسی ، چندین کامنت با چندین آی پی مختلف و با چندین اسم مختلف بگذارد؛ اینطور نیست!!؟؟ بعقیده من یک سری از کامنتها در اینجا بوسیله یک و یا دو نفر بیشتر نوشته نمی شود بعد میایند مثلا خودشان از خودشان تعریف و یا ایراد میگیرند!!؟؟

29 :: توسط shiva در 2008-01-10 12:30

زیتون : می‌ترسم احمد ف ناخواسته آب به آسیاب دشمن بریزه و این آنتی‌فیلترو از ما بگیرن


تا آدم هایی مثل تو نابغه تشریف دارن باید هم بیان و این آنتی فیلترها رو از دستتون بگیرن . خلایق هر چه لایق . نمیدونم کی چاقو زیر گلوی تو گذاشته تا بیایی و به مردم جواب پس بدی ؟ کسی که حسابش پاکه چه ترسی از محاکمه داره ؟ یعنی خیلی بهت فشار اومد وقتی بهت تهمت زدن که تو بوق و کرناش کنی ؟ که خودتو لو بدی سر 3 سوت ترتیبتو بدن ؟ و اینکه نمیدونی هر آنتی فیلتری که پخش میشه , فورن شروع میکنن جلوش رو گرفتن و زمانیکه خیلی علنی میشه ریشه ش رو خشک میکنن ؟ و نمیدونی کسانی مثل تو هستن که آب به آسیاب همین دشمن و ستاد فیلترینگ میریزن ؟ حالا امیدوارم کمی فهمیده باشی و جلوی هیجان های خودتو با برف جویدن بگیری !!!!!!! الهی به حق 60 تن قندیل بزنی ...

28 :: توسط زبتون در 2008-01-10 12:01

زیتون عزیز!

این هم برای اثبات حرفات! ببین آی پی من و تو یکی شد.
می خوای از این به بعد من بیام کامنت هارو جواب بدم؟ :)))

27 :: توسط niki در 2008-01-10 11:32

زیتون جان منم از همون برنامه استفاده می کنم اما دستگاهم پر ویروس شده؟تو هم این مشکل رو داری یا نه؟مرسی ضمنا تولدت و سال نو کریسمس و هر مناسبت خوب دیگه من جمله تعطیلات رو تبریک می گم
امضا :یک ادم تنبل که با یک کامنت چندتایی نشونه رو میزنه

26 :: توسط مانی خان در 2008-01-10 11:14

نچائی زیتون

من دوران بچگی که در کمال آباد کرج زندگی میکردم روزهای برفی که با پدر به حمام چهاردونگه میرفتیم یادم میاد که همیشه پشت سرش راه میرفتیم، چون برف تا بالای زانوهای او بود و تا سر ما . سرما همراه با سوز در آن بیابان بین کمال آباد و چاردونگه همان طور که نوشتی، قندیلی بالای لب ما درست میکرد

پ.ن:کسانیکه دنبال این هستند که بداند من کدام مانی هستم لطفا اگر انگشتشان درد نمیگیرد روی اسم من یک تقه ای بزنند من با اسم و مشخصات کامل در حضورشان خواهم بود و چون از هیچکس و هیچ حکومت جاک...ی ترس و واهمه ای ندارم خودم را زیر اسم مستعار قایم نکردم و مانی خان اسم خارجکی من است

25 :: توسط ببر تنها در 2008-01-10 10:29

زيتون و ماني عزيز،
لطفن آدرس عوضي ندهيد،احمد.ف و 123 هيچگاه ادعا نكردند كه شما دو تا يكي هستيد بلكه نوشتند IP كامنتهاي شما هر دو از يك محل است،اگر تو نيازي به فيلتر شكن داري من نميدانم كه ماني چه نيازي به آن دارد؟؟؟؟!!!!!

24 :: توسط ببر تنها در 2008-01-10 10:23

شاهين دلنشين عزيز،
مرا ببخش اگر در كامنت قبلي قدري تند روي كردم،اما khodam خودش خوب توضيح داد آيا تو منكر اين خصوصيات در ايرانيها هستي البته بعضي از خصوصياتي كه khodam نوشته بود جنبه عمومي دارند و مربوط به ملتي خاص نميشوند مثل شادي پنهان از شكست دوست و حسادت،كه البته شدت آنها در كشورهاي توسعه يافته كمتر است اما تو خودت نگاهي به رفتار ايرانيها بينداز براي سنگسار دسته دسته ميشتابند،براي ديدن صحنه اعدام دعوا راه ميافتد آخر به چه منطقي ميخواهي اين عمل آنها را براي مردم ساير كشورها توجيه كني،در ماشينشان آيه قران ميگذارند تا ماشينشان در امان باشد يعني با خداي خود هم بده بستان دارند واي با سايرين،ببين در همين عاشورا تاسوعا چكار ميكنند،كثيف ترينشان آن است كه بيشتر از همه بر سر و روي ميزند،عاشق حسين اند براي اينكه دچار مريضي و گرفتاري نشوند و ....
تو فكر نكن كه من از نوشتن اين مطالب خرسند ميشوم باور كن اينطور نيست اينها دردهايي هستند به سنگيني كوه بر پشت من اما ميدانم كه كتمان آنهاراه چاره نيست بلكه بايد هرچه بيشتر فريادشان بزنيم تا به خود آييم.بازهم ميگويم اين شعور و آگاهي مردم در زمستان 57 نبود كه آنها را به خيابانها كشاند بلكه بر عكس عدم آگاهي آنها و غلبه احساساتشان بود.با استفاده از اين شيوه آمريكا و انگليس كارهاي بزرگي به نفع خودشان در جهان سوم كردند.
پيروز باشي

23 :: توسط ستاد مرکزی انتخابات در 2008-01-10 09:47

از وبلاگ ستاد انتخابات وزارت کش.ر دیدن کنید:
Jamkaran.blogspot.com

تبیین سیاست های 5گانه نظام شکوهمند اسلامی

22 :: توسط آشنا در 2008-01-10 08:36

سلام عزیز جان کتاب دایی جان ناپلیون رو میخواستم دانلود بکنم . شما اون رو دارید؟
ممنون میشم اگه کمکم کنید مرسی خدانگهدار.

21 :: توسط sh.kh در 2008-01-10 07:34

Delam barf mikhad v tatili!!!Cheghadr man tanbalam!

20 :: توسط Sanaz در 2008-01-10 07:22

ADHD beh farsi misheh" kambood-e tavajoh va tamarkoz hamrah ba beesh fa-alliyati(hyperactivity
Sorry, did not have farsi font

19 :: توسط نيمچه دکتر در 2008-01-10 04:09

شماره ۵

Attention Deficit Hyperactivity Disorder)
نام یک نوع بيماری رفتاری است .که اصطلاحا از ان به عنوان بیماری ADHD یاد میشود . به شخصی گفته میشود که عدم کنترل انرژی زيادش سبب کمبود توجه اش ميشود.
معمولا بیشتر کودکان دچار این عارضه میشوند.درایران به چنین بچه هایی بازیگوش سربه هوا !! می گفتند. . و این حالت را بیماری نمی دانستند که در پی درمانش باشند معمولا چنین بچه هایی وفتی به سن رشدمی رسیدند خود بخود نرمال می شدند
ولی درغرب هر نوغ رفتارعیر عادی را نوعی بیماری میداند
و برایش دارو و یک اصلاح پزشگی میسازند !! به همین دلیل معادل فارسی برای ان کار ساده ای نيست ترچمه تحت الفظی ان میشود

/اختلال فعالیت و کمبود توجه !!
چیزی بهتر از این به نطر من نمی رسد يکی از داروهايی که برای اين نوع بيماران تجويز ميشود RITALIN است

بسمه تعالی

بنده هم در همينجا فتوی ميدهم که مانی و زيتون هردو درواقع يک شخص بوده و تکذيبيه زيتون کافر در اين رابطه کذب محض است و هرکس خلاف فتوای من فکرکند خونش مباح بوده و در اسرع وقت توسط برادر احمد و کريم فضولباشی ريخته خواهدشد.

والسلام عليکم و عليکم السلام
روحی خوشگله
دوزخ

17 :: توسط زیتون در 2008-01-10 03:07

ارتشبد سرهنگ صادق حمايت
يا از نظر من صادق خالی جان
ممنون از نوشته‌ی سراسر از ادب و متانتت! واقعا تحت تاثير قرار گرفتم.
و سخت مشتاقانه منتظرم افرادی مثل تو بيايند و جای محمود‌اينا را بگيرند.:)
احمد ف. بدو بيا ببين آی‌پی صادق با من يکی نباشه:( شايد دچار بیماری چند‌شخصيتی شدم:)

16 :: توسط shayan در 2008-01-10 02:58

زيتون جان

حالا چه فرقی ميکنه؟! چه علی خواجه چه خواجه علی؟!‌منظور اينه که آرامش هر دو طرف بهم ميخوره!:))

راستی خوب شد این مطلب را نوشتی خيلی وقته از اون ایالت رفته‌ام و اون رئيس سابقم را نديده ام و خبر ندارم بالاخره خودش را بازنشسته کرد يا نه؟ يک زنگی بزنم احوالش را بپرسم ببينم بالاخره از دست زنش جان سالم بدر برد و نفسی راحت میکشه يا نه هنوز داره کار میکنه بنده خدا؟!:))))


تا ميتواني با سی‌با برف بازی کن و در برف با هم راه بروید که زندگی کوتاه است و باید از هر لحظه آن با عزیزان لذت برد.

البته کار هم بد نیست!:))

شاد باشي

15 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-01-10 02:58

درست حرف بزن خانم زيتون!! رضا که مي گی شاهزاده زضا پهلوی مي باشد! رئيس جمهور هم نخواهد شد پادشاه قرار است بشود.
می دانی زيتون هرچه بيشتر می خوانم حالم از عوضی بودن و اسهال طلب بودنت بيشتر به هم می خورد. می خواهم استفراغ کنم به هيکل وب سايتت !!!

14 :: توسط طاها بذري در 2008-01-10 02:57

اون UltraSurf هست... فیلتر شکن رو می گم، دوستان خودشون گوگل کنن پیدا میشه ... چیز عالی ای هست. ولی یادتون نره دفعه ی اول که اجرا کردین زود برین تو Properties گزينه های Delete History و Delete Cookies را غیر فعال کنین.

زیتون جان، منم اتفاقا چند شب پیش که تو سرما ماشینم جوش آورده بود ساعت ۴ نصف شب، دو تا زوج عاشق رو دیدم که دست در دست در حال پیاده روی بودن. نکنه تو و سی با بودین؟

البته کرج نبودم ها !

13 :: توسط bita در 2008-01-10 02:51

kheli bahali..az gazhaye gol-khaneye va bade mede gawha!! onghadr khandidam ke nagoo loool

12 :: توسط مانی در 2008-01-10 02:49

زيتون جونم اینایی که گفتی قبول ولی من و تو یه نفریم! بالا بری پایین بیای یه نفریم! کوتاه هم نمیام! مگه الکیه؟ کلی زحمت کشیدم تا اینجارسیدم حالا زحمتم نتیجه داده و با معروفترین وبلاگ نویس یکی شدم مگه به این راحتی این موقعیتو از دست میدم؟ :)))

آهای ایهالناس من زیتونم! بقول مرحوم نحس سیزدهم نه یک کلمه کم نه یه کلمه زیاد!! :)

پ.ن : خنگ بازي یارو اين دفعه نتيجه خوبی داده انصافا :)

11 :: توسط زیتون در 2008-01-10 02:47

بيتا جان
-۳۴؟ ددم ياندور:)))
پس تقصير شماست سرماتونو فوت کرديد طرف ما. وگرنه دانشمندا گفتن به علت گازهای گل‌خانه‌ای و باد معده‌ی گاوها هوا رو به گرم شدنه:)

شايان عزيز
آقايون دست پيشو می‌گيرن که پس نيفتن:) از دست زنش بازنشسته نمی‌شه!؟ واه واه٬ رو رو برم! اين رئيس شما کم از احمدی‌نژاد نداره از نظر رو!:)) ببين زنه رو چقدر زجرش داده که روزا بيرونش می‌کنه اونم برای اينکه کم نياره می‌گه اينجوری راحتم:)
مخلص شايان عزيز هستيم!

10 :: توسط homayon در 2008-01-10 02:46

Foad Shams interview Radio democracy shoraiee- www.radioshora. org
http://video. google.com/ videoplay? docid=-381465444 2249406279&hl=en

9 :: توسط homayon در 2008-01-10 02:46

Foad Shams interview Radio democracy shoraiee- www.radioshora. org
http://video. google.com/ videoplay? docid=-381465444 2249406279&hl=en

8 :: توسط Ali در 2008-01-10 02:45

ADHD
سندرم بيش فعالی (و/يا کم توجه ای)

7 :: توسط زیتون در 2008-01-10 02:34

مانی جان
تو چرا بهت برخورده؟:)
خوب معلومه٬ طرز تفکر هر کسی کجا و طرز تفکر کسی ديگر کجا!
اين دليل نمی‌شه يکی بر ديگری برتری داشته باشه.
تو دوست داری شاهزاده رضا پهلوی به عنوان پادشاه بياد سر کار . من می‌گم يکی که به فکر ملت باشه و به درد مملکت بخوره و به دموکراسی اعتقاد داشته باشه + خیلی چیزای دیگه. حالا اگه مردم رضا رو به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب کنن٬ کردن...
به غیر از این نوع نگرشمون به زندگی٬ به اجتماع و به خیلی چیزای دیگه حتما فرق داره. نوع نوشتن و نوع تعریف کردن و...
این اختلاف دلیل برتری کسی بر کسی نیست مانی جان.
این احمد ف به نظر اینقدر خنگ نمیومد.
(البته ناگفته نمونه که حتما با هم نقاط مشترکی هم داریم که مهمترینشو خودمون می‌دونیم:) )

خودم جان
در محل ما از ۲۰ درجه زیر صفر هم گذشته... ما که تهران نیستیم. در خود کرج هم نیستیم...
مامانت کار بسیار نیکی می‌کنه.
اگه تعطیلی ادامه داشته باشه نصف خانم‌ها دیوونه می‌شن:))

6 :: توسط shayan در 2008-01-10 02:27

زيتون جان

در آمريکا خيلی از مردان به همين علتی که گفته بودی از بازنشستگی سر باز می زنند. من خودم يک رئيس داشتم که چندين و چند ميليون ثروتش بود. يکبار از او پرسيدم که چرا بازنشسته نميشوی؟ گفت آرامشم بهم میخوره؟ گفتم چطور؟ گفت از بس که بايد از بام تا شام با زنم کل‌کل کنم! :)) اینطوری صبح میام سر کار و شب بر میگردم هم من خوشحالم هم اون!:))

راستی بیخیال این دوستان آی‌پی شناس باش. دوست دارند بگویند آره بابا ما هم بلدیم و یک پا جیمزباندییم واسه خودمون!! :))

بگذریم مثل همیشه خواندنی بود و جالب

شاد باشی


5 :: توسط bita در 2008-01-10 02:26

akh zeiton jon sarmaye intaraf omade onja hala mitoni hes koni sarmaye -34 yani chi?? !!ama nemidonam chi shode inja hawa aliye ...9 shode bod emroz keyfi kardan melat hata man chand nafaro didam ba sharvarak biron omade bodan !! jaye niroye entezami khali loool..ama inja emkanat zeyade va motasefane onja hata ye barf mitone zendegi hame ro mokhtal kone
rasti bazam ziba va delneshin bod neveshtehat mese hamishe..merci

4 :: توسط مانی در 2008-01-10 02:23

اي داد بيداد!
زيتون! يعني ميخواي بگي من و تو يه نفر نيستيم؟؟؟ :))))

ولي من خودم تا حالا فكر ميكردم هردومون يه نفريم!! :) الان كه گفتي ديگه من و تو يكي نيستيم دارم احساس استقلال ميكنم!! :))) احساس ميكنم تازه متولد شده ام!!! :)))))

خيلي بدجنسي ! طرز تفكر من كجا ماني كجا يعني چي؟؟ شخصيت منو خورد كردي بااينكارت :)) بيمعرفت :) این بود نتیجه این چندسال که جوونیمو به پات ریختم؟ :)

پ.ن : ولي از شوخي گذشته من و تو يه نفريم! يعني يه روح در دوبدن!!:) من در همينجا اعلام ميكنم كه من هم زيتون هستم! چقدر خوبه آدم يه شبه ره صدساله بره ها :*

3 :: توسط khodam در 2008-01-10 02:14

زيتون جان
ما هم اين برِ دنيا از سرماى شديد در تهران و نواحی ديگه مطلع شديم، البته با توجه به برودت منهاى ۱۰ درجه بايد بگم همچين سرد هم نيست ( اينجا بعضى وقتها تا منهاى ۲۳ درجه هم داريم)، اما ميدونم كه كلا ما ايرانى ها به سرماى اينچنينی عادت نداريم.
و اما امان از اينكه آقايون بیكار باشن و تو خونه بشینن، خدا نصيب انصار حزب الله هم نكنه، مادرِ من كه پدرِ من رو بعد از بازنشستگی هر روز می فرسته دنبالِ نخود سياه، حتى اسم بابام رو هم در يك کلوپ شطرنج نوشته كه اونجا سرش گرم باشه، عصرها هم كه شكر خدا از ساعتِ ۷ بعد از ظهر تا ۱۱ شب ميشينه پاى صداى آمريكا و صحبت هاى آقاى بهارلو و نورى زاده. منظورم اين بود كه می فهممت.
پيروز باشى

2 :: توسط من اول در 2008-01-10 01:58

ما هم اولیم :)) !

1 :: توسط آرمین در 2008-01-10 01:54

مخلصیم