شماها که اینقدر باهوشید چرا فکرتون رو جای بهتری متمرکز نمیکنید
اولا که تولدت مبارک!!! :) (دیره یه کم، ولی هنوز که دی تموم نشده :-")
من همیشه اینجارو میخونم، ولی کامنتم نمیاد... ولی واقعا عجب ملت پایه ای داریم، یه کم از این حرفا بیشتر تو بلاگت بنویس دوستامون تخلیه شن!
un filter shekani ke estefade mikoni yani U88 trojane, kheili moragheb bash.
شبی فردوسی خواب زشتی بدید // سراسیمه از خواب خوش پرید
بدیدا که شرتش شده بس غنی // ز آب سفید و غلیظ منی
کتاب بزرگ خودش باز کرد // ز رستم سخن گفتن آغاز کرد
برایت کنم نقل این داستان // که آن پهلوان رستم سیستان
حشر شد شبی کیر خود کرد راست // دو لنگش هوا کرد و دختر بخواست
پر مرغ خود را به آتش کشید // پس از مدتی مرغش آمد پدید
بدو گفت کای مرغ زیبای من // تمام سرت لای پاهای من
بسی رخش خود کردم این سالها // بمالیدم او را کس و یالها
بقدری کردم توی کس رخش // شده کسش از وسط بخش بخش
هم اکنون زهاماوران و ز شهر و ز دشت // ز توران و ایران و گرگان و رشت
بگرد و برایم زنی برگزین // که کونش نمایان شود پشت زین
بدو گفت سیمرغ که ای پهلوان // اگر داشته باشی تو جا و مکان
برایت نظر دارم اینک زنی // که گر بینی اورا بپاشی منی
من اینک روم پس تو بر کن لباس // زمرغت مبادا شوی نا سپاس
ولی قبل از آن چیزی از من بگیر // که در شهر زابل کشندش به کیر
به آن چیز کاندوم لقب داده اند // برای زنانی به است کز عقب داده اند
برفت مرغ و رستم هراسان بشد // پس از مرتی لخت و عریان بشد
در افکار خوش روح او پر بزد // به ناگه کسی حلقه بر در بزد
در را باز کرد و دیدا که او // همان دختر شاه پرورده گو
زن سال و زیبای توران زمین // با آن پیکر ترکه و نازنین
همان دختر شاه هاماوران // که آوازه اش رفته تا آسمان
همان که سودابه نامش بود // همان که کاووس رامش بود
کنون آمده کس به رستم دهد // به کیر تهمتن همی لم دهد
بدو گفت رستم که ای جان من // فدایت همه عشق و ایمان من
بیا تا کست را بلیسم همی // همی آب رویت بریزم همی
ببست اسب خود نزد رخش قوی // میان درخت سپیدار و سرو سهی
خودش را بیانداخت بر روی تخت // برایش تهمتن درآورد رخت
نخست کرست ساخت زابلستان // سپس شرت پشمی ساخت کابلستان
درآورد و پستان سودابه دید // بترسید و از جای خود بپرید
که ای دختر شاه هاماوران // ندیدم چنین سینه ای تا الان
به پستان سودابه دستی کشید // در کون سودابه شستی کشید
نگاهی بزد کس سودابه دید // به کیرش سپس کاندوم اندر کشید
به سودابه فرمود تا پیش او // کند از کسش پرده و پشو و مو
سپس کیر خود کس سودابه کرد // بشد رنگ سودابه از درد زرد
بدو گفت سودابه ای پهلوان // برایت بلیسم کنون دنبلان
به کیر تهمتن بشد حمله ور // بگفتا که کیرت بود مثل خر
دهان بزرگ خویش باز کرد // به یک باره لیسیدن آغاز کرد
بپاشید آب رستم بسی با شتاب // دهانش بشد پر چو دریای آب
به فریاد سودابه میگفت آه // شنیدند همه اهل بازارگاه
گروهی از خایه مالان شهر // که از خایه مالی ببردند بهر
رساندند خبر سوی کاووس شاه // هراسان بشد زهره و تیر و ماه
همه بردند سر در گریبان فرو // که شاه و تهمتن شوند روبرو؟
دل شه همی از زنش تیره گشت // به اطرافیانش دمی خیره گشت
به روی سمندش نشست و برفت // همی ماند از کار گیتی شگفت
پس از مدتی شه به مقصد رسید // ولی زین و اسب تهمتن ندید
در خانه بگشود و سودابه دید // ز ناراحتی جامه از تن درید
تهمتن به گه خوردن افتاده بود // شده کس سودابه خیس و کبود
تهمتن به کاووس گفتا ببخش // زین پس مجدد کنم کس رخش
ببخشود شاه و با خشم گفت // مبادا شوی با زنم باز جفت
تهمتن سپس توبه کرد و بگفت // که دارد بسی درد سر کس مفت
عزيز:
اول اين قصه را بشنو
چندين سال قبل درفرانسه راه اهن جديدی احداث شد. تصادفا اين را ه اهن از کنار دهکده دور افتاده عبور ميکرد.
سال بعد امار نشان داد که تعداد تولد بچه ها نسبت به سالهای قبل در این دهکده دو برابر شده !!
در اثر تحقيقات با اين نتیجه رسيدند که قطار عبوری اين خط اهن بعد از نيمه های شب از کنار اين دهکده می گذرد
.......
اما درباره تئوری * سن سشوال* تو درباره خاله سرما و ازياد جمعيت
.
تئوری تو فقط درايران صادق است
زيرا در کشورهای اسکانديناوی که زمستانهای طولانی تری دارند اصلا صدق نمي کند چون درجه گرما و سرمای انها هميشه ثابت است.
اما اشکال بزرگ تئوری تو در باره انفجار جمعيت اصلا درست نیست اين خلاف قانون / بالانس طبيعيت ا/ست می دانی چرا؟
اگر سرما سبب ازدیاد توليد مثل درایران شود از طرفی بسياری از بچه ها را خواهد کشت!!
چون کسی بغل انها نمی خوابد .!۱
در نتیجه انفجاری رخ نخواهد داد!
...
چيزی که سبب از زدياد جمعيت ميشود شعار ازدياد گوينده لاالله اله است . هماطور که رییس جمهور کبیر مان گفته اند پیش بسوی ایرانی با ۱۲۰ میلیون نفر!!
تو این هوا منم ماموریت فرستادن بغداد که فکرای بد به سرم نزنه اینم بخت سیاه ما!
اینها همش چرت و پرته ؛ زنها و مردهای ایرونی هر جفتشون حشری تشریف دارند و منتظر یهانه ای هستند تا بروند یک سفر سانفرانسیسکو؛ در نتیجه اینکه یک طرف اه و اوه کند ؛ از اون حرفهاست، مگر اینکه از هم متنفر باشند و یا اینکه یکی از طرفین و یا هر دو معشوقه داشته باشد!!؟؟
يك شب سرد زمستاني در يكي از اتاق خوابهاي شهر:
عشرت:ابواقاسم بيا نزديكتر خيلي سرده!
ابواقاسم:باشه خانم... اينم نزديكتر
بعد از چند دقيقه
ابواقاسم:ا خانم چرا ميچسبوني؟
عشرت:وووي خيلي سرده
ابولقاسم:خانم بلند شو سوتينتو ببند زود گرم ميشي
عشرت:وا يعني چي؟!مگه نشنيدي زنهاي سوئدي تظاهرات كردن برا اينكه بتونند بدون سوتين برن استخرهاي عمومي،اونوقت تو به من ميگي با سوتين بيام تو رختخواب!مگه اومديم توچال؟پس برابري زن ومرد چي ميشه؟اصلن هرموقع تو تونستي جوراب تو تخمات كني و بخوابي منم با سوتين ميخوابم.
ابولقاسم:خانم من نصفه شبي چه جوري جوراب بكشم رو تخمام؟تو هم چه چيزايي ميگي ها!اگر بچه ها ببينند چي ميگن؟
عشرت:پس منو بغل كن
ابولقاسم:باشه چشم ،تو رو خدا بخواب فردا صبح زود بايد برم سر كار
بعد از جند دقيقه...
ابولقاسم:عشرت چرا اينقدر وول ميخوري، مگه شام ماكاروني خوردي؟
عشرت:نه به خدا،سرما رفته تو جونم وول وول ميخوره
ابولقاسم:عجب گيري كرديم ها!خانم بخواب
بعد از يكربع...
ابولقاسم:خانم دستتو وردار
عشرت:هااان،چي ميگي؟خواب بودم ها
ابولقاسم:بابا خواب بودي كه خواب بودي اين صاحب مرده مارو ول كن خفه شديم!!!
عشرت:خب تو هم انگار نوبرشو آورده!
داشتم خواب ميديدم دستمو گرفتم دم لوله اگزوز ماشين دارم گرم ميشم!
ابولقاسم: اين كجاش به لوله اگزوز رفته زن؟بذار كپمونو بذاريم!
عشرت:اه خواب از سرم پريد،ميخواي ورزش كنيم؟
و اين داستان ادامه دارد...
زیتون جان بیخودی غصه زیاد شدن جمعیت را نخور با اماری که خود دولت از معتادین به تریاک و بقیه مواد مخدر داده و همچنین از اخبار رسیده از تازه واردین (در مورد هرجا که مهمونت میکنند اول بساط منقل را جور میکنند) به اینجا فکر نمیکنم مردهای ایرانی حالی برای بچه درست کردن داشته باشند مگر اینکه از همسایگان کمک بگیرند در ضمن دلم به حال مردهائی میسوزه که باید هم خانم را گرم کنند و هم معشوقه را این که بجای خود حاج آقاهائی که دو زن و سه زن با هفت هشت تا صیغه و ده بیست تا نم کرده دارند نمیدونم چه خاکی به سرشون میریزند
در ضمن مواظب باشید دولت اگر کاندوم مجانی داد از ان کاندمهای دست دومی که بجای دختران ایرانی از دبی میگیره نباشه که تخم ترکه عربها در ایران زیاد تر نشه
عاشور پور توده ایی بود، به همین جهت من ازش خوشم نمی آمد ولی آهنگهاشو دوست داشتم ؛خصوصا اونی که می خونه :
بزن چشمک ستاره
ببینم ترا دوباره
.......................
.......................
هه چه جالب،ازدياد جمعيت در اثر سرما!!
خب اينهم يك موضوعي ولي نميدونم چرا در آلاسكا جمعيت اينقدر كمه؟
شوپنهاور در مورد جوجه تيغي ها و رعايت فاصله مناسب به طور كلي ،مينوسيه كه اونها در سرما دور هم جمع ميشند تا از حرارت بدن همديگر گرم شوند مثل خانمهايي كه زيتون ميگه زير تختخواب ميچسبند(به هر دو معني)،اما بعد از مدتي سوزش تيغهاشون بر بدن يكديگر باعث ميشه كه از هم فاصله بگيرند؛اما باز بعد از يك مدت كوتاه سرما باعث به هم چسبيدنشون ميشه و باز سوزش تيغ و خلاصه اينقدر اين عمل ادامه پيدا ميكنه تا يك فاصله مناسب رو پيدا ميكنند كه هم گرم ميشوند و هم از تيغ يكديگر رنج نميبرند،البته شوپنهاور اين مطلب رو در مورد رعايت فاصله در زندگي اجتماعي انسانها نوشته و به هيچ وجه نميخواسته كه در نظر خواهي اين پست آخر زيتون شركت كنه اما من ميگم اگر آقايون به موشكشون يك دور سيم خاردار نازك ببندن و با اون برن تو رختخواب همه مشكلها حل ميشه،هم مادر بچه ها گرم ميشه و هم اينكه ديگه زير لحاف نميچسبونه و آقا هم عمرن زورش برسه اون موشك حفاظت شدشو از جا تكون بده تا خواهري برادري و يا احيانن دوقلويي بره تو شكم خانم،احتياجي هم به اين نيست كه يك وانت پشت كاميون شن پاشي راه بيوفته و فرياد بزنه:كاندوميه كاندوم...
و خانمها هم با صورت سرخ شده بيان بيرون و بگن:آقا اگه طعم وانيليشو داري دو تا بده ،آقاااا طعم ليمويي هم داريد؟
ين فقط يك نظر بود.
هشدار! انفجار قریبالوقوع جمعیت ايران
هشدار! انفجار قریبالوقوع جمعیت ايران
باز زیتون شروع كرد ، ما اصلن باغ نداریم ...
بابا جان بیخود نیست كه این جمهوری با خداوند تباركه و تعالا ، ارتباط هایی دارد ..
محمود احمدی نژاد كه اریایی نژاد و بی عمامه و عبا هم هست ، خودش اعتراف كرده كه باعالم نورانی غیب ارتباط دارد ، و از ان نور خواسته كه جمعیت مسلمان ایرانی را ( حالا نژادش مهم نیست ) به ۱۲۰ میلیون برساند ...این نوشته شما هم تایید ، ارتباط سران و تهان جمهوری اسلامی با عالم غیب است و این كشف هم ، به اندازه كشف انرژی هسته ای توسط دختر و پسر ۱۶ ساله ای در اشپزخانه شان ، اهمیت تاكتیكی و استراژیكی ، جمهوری موجود اسلامی اریایی ایرانی است
باز بگویید این اخوندا ، بی خدا و ناقص العقل و عقب مانده اند ...
اوا زیتونی حیا کن دختر
چشم منو دور دیدی عمه پست ناموسی گذاشتی...
خب مملکت ما که جاداره ۱۲۰ ميليون نفر بشه...لابد اين برنامه ريزيو کردن که زودتر جمعيت به اون طرزدلخواهی که احمدی جون می خواد برسه.
مدیار جان
تو هم که هی بیا طعنه بزن:)
اگر دلم را خجسته نگهندارم که دو روزه میپکم! فرق شوخینکردن تو با شوخی کردن من چیست؟ تو چهکار بیشتری برای مردم انجام دادهای که هر دفعه میآیی و طعنه میزنی و گاهی هم تهدید به افشاگری میکنی؟
ارژنگ عزیز
امروز ... ببخشید امشب تو درس بزرگی به من دادی. وقتی چوب لای چرخ دولت میگذاشتم به جای چرخ حکومت، چوب خودم شکست و بسیار غمگین گشتم و گفتم این حتما حکمتی داشته.. صیحهای زدم و به خودم آمدم. شومینهمان را زدم داغان کردم و به جایش چراغ والور روشن کردم. دیدم از بینفتی بگویم آب به آسیاب جرج بوش خائن میریزم. پس تویش انرژی هستهای که دختر همسایهمان در آشپزخانهشان تهیه کرده بود ریخنم و حالا از گرما دارم میپزم:)
تو که هی می گی کاندوم کاندوم,آخه اون مرد بدبخت از کجا بدونه الان زنش مثل آوار رو سرش خراب میشه به بهونه گرمای 37. تازه زنه به مردش میگه نه بی جنبه نشو و.....البته فکر می کنم فقط این کار از خانومایی بر می یاد که خدا به جای مغز بهشون غرور کاذب داده.تازه اون خانوم باید بدونه هرکی خربزه می خوره پای لرزش هم میشینه, هرکی تو تمام طول رزو شوهرش کتک می زنه خب باید هم برای تقاضای سکس به همچین روش های منسوخ شده ای استفاده کنه.
خیلی جالبه ؛ رژیمی که نعره اش در دل کفار و امپریالیسم هراس ایجاد میکند؛ حالا ترکمنستان چلغور میاید گاز را در دل سیاه زمستان بروی امید مسلمانان جهان میبندد ، ابر قدرت خاورمیانه ( بقول خودشان) ؛هیچ شکری نمیتوانند بخورند!!؟؟ قدر قدرت ؛ قوی شوکت.............آی زکی
چرا اینقدر از سیاستهای پر مایه انقلاب انتقاد می کنید . نان انقلاب را می خورید و باز می روید بدگویی می کنید. مگر همین دیروز نبود که به مدد برکات انقلاب در بین برادران شمالی نان رایگان توزیع شد و ملت همیشه در صحنه هجوم برده و نان انقلاب را خوردند. هی میگویند گاز نداریم . پس این نان را با چه درست کردند؟
چرا الکی گیر میدهید و چوب لای چرخ نظام می گذارید . به خیالتان اگر چوب فرو کنید در انقلاب چرخ نظام را از حرکت باز می ایستانید؟ زهی خیال باطل . بر فرض گاز تمام شود خوب برق هسته ای که نمرده . به مدد دانش کاملا بومی چنان برقی ول بدهیم که از اون سر جهنم بزنید بیرون . دیدید که ارباتان بوش هم رو سیاه شد و مثل اینکه می خواهند کس دیگری را انتخاب کنند . خوب اگر خوب بود که برش نمی داشتند . از بس به پر و پای انقلاب پیچید تا اینگونه رسوا شد . این برف هم شک ندارم که کار دشمنان است . ولی دیدید که برفشان هم تمام شد فقط سوزش مانده که آنهم به من و همکارانم اثر نمی کند ملت هم می خواست از اول فکرش را بکند یک کرسی چیزی می گذاشت گوشه اتاق خوب وقتی قرتی بازی در می آورید شومینه می سازید همین می شود دیگر . دشمن از همین جا ها نفوذ می کند .
تکبیر
میبینم که هنوز دل خجستهیی داری
زيتون جان تو هم كه كلي دلسوزي واسه نظام و مدغدغ(پر از دغدغه)...بايد واسه انتخابات مجلس نام نويسي مي كردي ...شروع دلسوزي واسه نظام از اونجا شروع ميشه!
بسمه تعالي
ما در بي جنبگي امتمان تجربه داريم دخترم! يادت هست؟
ما يه غلطي كرديم سال 61 گفتيم ارتش امام زمان تشكيل بدهيد. اين امت انگار منتظر بهانه بودند! حالا جماع نكن كي جماع بكن!! يه دفعه جمغيت از 30 ميليون رفت روي پنجاه ميليون در عرض چندسال!
كلا امت مسلمان در پس انداختن خيلي مهارت دارند دختر كافرم!
بنده يك پيشنهاددارم براي حل اين مشكل. اين كاريست كه خودم هم از بيست سال پيش كه به دَرَك واصل شدم تابحال دارم اينجا اجرا ميكنم.
لـــــــــواط !
نه يَــــه كلـــَـــمـــَــه كَــــم نه يـــَــه كلمه زياد!
و تتق تقون الله بتتق تقون
روح الله
4 محرم الحرام 1428 ه.ق
دوزخ
دانشجو جان- کامنت ۳
بیسواد! :) کی گفت شهرداری با بیل کاندوم بریزه؟ خیلی باادب بره درخونهها رو بزنه و تحویل بزرگترها بده.
از کاندوم باد کردن گفتی و یاد کوچیکیهام افتادم که من هم یکروز-فکر کنم چهار پنج سالم بود- در اثر گشت و گذار در دراور مامان بابام یک بسته بادکنک فرداعلا پیدا کردم و تازه ناراحت شدم چرا زودتر بهم نشونش ندادن. با افتخار بادش کردم و بردم تو کوچه با دخترای همسایهها با ذوق شروع کردیم به بازی. میدیدم هر بزرگی که رد میشه یه پوزخندی میزنه. بهم برمیخورد.... لابد حسودیشون میشه به بادکنکی به این بزرگی که از همه بادکنکها بالاتر میره... فکر میکردم لابد من بلد نبودم اون زایدهای که بهش آویزونه باد کنم و اشکال از اونه.... تا اینکه مامانم از خرید اومد و وقتی ما رو دید یکی زد تو صورت خودش. صورتش سرخ شده بود. زود از هوا فاپیدش برد خونه و ترکوندش... من گریه میکردم و تا سالها نفهمیدم چرا مامانم از بادکنک به این خوشگلی و شفافی خجالت کشید:(
لیلا جان
ممنون که پیشنهادهای منو خوب درک میکنی:)
دانشچو جان یاد بگیر!
زيتون جان
بانظرت موافقم چون يکی از خيزهای جمعيتی ما درزمستان ۵۷ که سوخت کم وديوانگی بسيار نطفه بندی شد.
شماهم تئوری های جالبی داری ها....
راستی محمد رضا شاه هم اگه موقع سرما از کاندوم استفاده کرده بود خیلی خوب میشد! خون شاهی به رگ هیچکس نمیرفت و سلطنت بر ایران به ارث نمیرسید و همه به دنبال جمهوری بودیم...
شهرداری با بیل کاندوم بریزه دم در خونه ها؟ اونوقت با بچه هایی که تو مدرسه با کاندوم باد شده بازی میکنند را چیکار کنند؟ به نظرم شهرداری قرص اچ دی بریزه موفق تره!
ببخشید ها...
اما خواهش میکنم اینجا با هم چت نکنید! حرف بد نزنید! به همدیگر بیاحترامی نکنید و...
اگر نه، مجبورم نظرخواهی رو ببندم.