92 :: توسط ارمان در 2008-02-07 01:50

زیتون جان ایا می توان انتظار دیگری غیر از ان داشت؟ و براستی اگر غیر از این بود نباید تعجب می کردیم؟؟
در حکومتی ایدولوژیکی ما هیچ چیزی مهمتر از سیاست و استراژی مهم نیست و زندگی و خواب و خوراک و تنفس هم باید حکومتی باشد( شبیه کتاب 1984- نام نویسنده اش یادم رفته) و در این میان سن و سال و جنسیت و نام و نشان اهمیتی ندارد و نشانه بارز ان اینکه بعد از مدتی حتی خود خودی ها هم نامحرم می شوند؟( رد صلاحیت مهدی خزعلی پسر ارشد خزعلی معروف!) چه برسد به مردم عادی و بی نام و نشان
البته این برخورد های مهربانانه قبلن از این هم میشد به مانند مثال برای زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب و شاید هزاران زهراهای دیگر به صورتی دیگر
و برای مهربانتر از جان از دست رفته من نیز بارها پیش امده بود و بارها خواهران و برادران مومن ما را پند داده بودند و اگر بدانی چقدر در کمال صفا و صمیمت اسلامی! و پدرانه مادرانه!!
و چرا؟
برای اندکی احساس همنوع بودن به مشابه زنان جهان برای برافراشتن طره زیبای گیسوانش برای برابری و یکسان بودن برای زن بودن و زیبا بودن برای انتخاب نوع لباس و نوع زندگی برای عشق داشتن برای اندیشه ای نو برای .......
و شاید پنهان کردن و کشتن زنان در چهار دیواری خانه و نشاندن گریه و غم بر صورتها بشود این مو ضوع را اسلامی حل کرد ؟

91 :: توسط azar در 2008-02-04 23:32

لوای عزيز در وبلاگ :بلوط : اش داستان زندگی نسلی را که درست بعد از انقلاب بدنيا امده نوشته ... بسيار جذاب و خواندنی و دردناک و معصومانه ... اتش ميزند به دل نسلی که با انقلابش انها را سوزاند . خواندنش را توصيه ميکنم به دوستان کامنت گزار ..

90 :: توسط علیرضا در 2008-02-04 15:41

داستان این دختر خانم ها خیلی ناراحتم کرد.خیلی زیاد. این حکومت هم در حال امتحان دادن به تاریخه.تا حالا که خیلی اوضاعش بی ریخته .فجیع!
موفق باشید

89 :: توسط jay در 2008-02-04 13:10

زیتون جان
داستان اون 2 تا دختر رو خوندم ولی من امثال تو رو که در انتخابات این ملا ها شرکت میکنید مقصر میدونم خودتون میکنید و با پای خودتون 28 ساله میروید و رای مید هید ! نکنید توقع دارید که وقتی به ملا ها و سرکوب با هر اسمی رای می دهید فرداش دمکراسی و ازادی فرانسه و سویس رو براتون بیارن ؟

شیندی میگن خلا یق هر چه لایق ؟
موفق باشی

88 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-02-03 15:05

ببخشید اشتباهی شد ، باسواد خودتان و یا با نوشته زیر اصلاح فرمایید
اصلن این لكاته وقتی راه می رود قر و عشوه و غمزه می پراكند ، بگیرید ..
بیچاره دختر بچه پیش خودش خجل می شود ...

87 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-02-03 14:59

دنیایی كه لات و لمپن و قمه كش و ششلول بدست و ....چه از نوع بلری بوشی بن لادنی و چه از نوع خامنه ای خاتمی رفسنجانی ، چه از نوع معتقد مسیحی اونگالیستی كاتولیكی و چه از نوع مسلمانی شیعه و سنی ... مزدور و سركوبگر رامبویی ، فاطی كموندویی ، زهرا خانم فلانژویی ، مارگریت طلایی پوروبلویی ، یا محمد رینگوی ، مایكل جك سگ دویی ، چمبران چریكویی ... همه و همه باید در میدان عمل حاضر و اماده مزدوری باشند ..
امروزه دختره جوان كمی باز پوشیده بود ، فاطی كموندو مزد می گیرد ، ان هم مكفی از دلار های باد اورده و بوش ساخته نفتی ، كه اماده باشد و بزند سر ازادی و رفاه و اسایش و ارامش و انسانیت ..
فردا كه بیچاره دختره حجاب كامل هم رعایت كرد ، فاطی می فرماید چرا اصلن دو تا دختر این وقت شب یا روز توی خیابانید ، چرا اصلن تنتان را به هم می مالید و راه می روید ..و.... اصلن این كلاته وقتی راه می رود قر و عشوه و غمزه می پراكند ، بگیرید ... می گیرد و می اندازد پشت واگن وارداتی و برادرها توی واگن فیلم غیبی جمكرانی را نمایش می دهند ...
بیچاره دختر بچه پیش خودش می شود ، كه اگر فلان چیز را رعایت می كردم این بلاها سرم نمیامد و عده ای روشن ذكور هم میپرند وسط معركه ، كه نگفتیم از ماست كه بر ماست ، تا ما خودمان را اصلاح ( حالا چه اصلاحی معلوم نیست ) نكنیم جامعه درست نمیشود ...!!!
و این قصه سر و ته دراز دارد .....!!!

86 :: توسط Mar Mar در 2008-02-03 09:26

خانم مرمر 85 !؟ بنده ابتدا بدون توهين
كامنت گزاشتم در مورد انتخابات
و نحوه برخورد سلطنت طلبان با
ان و توهينشان به اسلام به بهانه انتخابات
ولی هيچيك از سلطنت طلبان
پاسخی‌نداد بهمين دليل چون حرف حساب
سرتان نميشود بايد فحشتان دهم و ميدهم
زيتونی هم هرچه پاك كند باز فحش ميدهم

روش و منش مهوع سلطنت طلبان
در همه جا يكسان است از كوچنرين
مسئله ای برای‌ كوبيدن اسلام استفاده
ميكنند چوسن اقا!! از يكطرف ميايد
و يك داستان ساده زيتون را كه معلوم نيست
چقدر حقيقت دارد را ربطش به
اسلام و اصلاح طلبان ميدهد و
پشتبند ان طه!! ميايد و ابراز فضل
درمورد اسلام؟! اقا به اسلام
چكارداريد ؟؟ خريتی كرده ايد و
اصلاح طلبان را بايكوت كرديد
و حالا وقت جبران خريتهاست
نگران ان دو دختر هم نباشيد
انها نيازی به دلسوزی يك مشت
سلطنت طلب خوشگزران ندارند

شركت پرشور درانتخابات
و رای به اصلاح طلبان
تنها راه نجات شماست و بس

85 :: توسط mar mar در 2008-02-03 06:28

زیتون جان این شماره ۸۴ بااسم من فانتزيهای ذهن بيمارش رو که تمام مدت رو مسائل وعقده ها و سرخوردگي های جنسيش می چرخه نوشته -از کامنتهاش معلومه که ديگه اميدی به معالجش نيست -لطفا پاکش کن.

---------------
مرمر جان
شرمنده یه مدت اینترنت نداشتم که اینا رو ببینم و پاک کنم.
فضول‌باشی دیگه زده به سیم آخر. معلومه زمان رفتنشه:)

84 :: توسط Mar Mar در 2008-02-03 05:12

................

IP: 69.67.171.168

83 :: توسط اردوان در 2008-02-03 03:20

به نظر میاد یه شعر کمونیستیه؟!

82 :: توسط اردوان در 2008-02-03 03:17

کامل ترین چیزی که تو اینترنت بود اینه ظاهرا کامل نیست!

......
از يك دو قطره تا اقيانوس
خونم كه مي دوم
در ساقه هاي سر كش گندم
خون شريف هر چه كشاورز
در جسم سخت چكش و داس و تبر
كارم
كه گشته ام متراكم
خونم كه مي دوم
........
........
من ماهي سياه كوچكي بودم
در بركه كوچكي مي زيستم
اخلاق تند و ناجوري داشتم
با ماهيان پير نمي ساختم
روزي پاك از كسان خويش بريدم
تنها و تك در طول جويبار
براه اوفتادم
در طول راه
با آهوان دشت سخن گفتم
......
با مارمولكي دانا آشنا شدم
و دشنه اي از او به وام گرفتم
......
از يك دو قطره تا اقيانوس
خونم كه مي دوم
........
من در كنار ميرزا و باقر و ستار
جنگيده ام
و همراه با حيدر عمو اوغلو
جان داده ام
.............
خونم كه مي دوم
شمشير دادگستر نوشيروان
صدها خويش مرا قتل عام كرد
صدها هزارمرتبه مرا كشتند
صدها بار مردم
اما باز برخاستم
خونم كه مي دوم
تل ها
اگر كه ساخت
خودكامه اي سفيه
به كرمان ز چشمانم
برخاستم و در ماوراي رود ارس
دشنه اي در قلب آن سيه دل كردم
و شاه شهيد را
با يك گلوله ناقابل
در صحن شاه عبدالعظيم
به درك واصل كردم
خونم كه مي دوم
از يك دو قطره تا اقيانوس
خونم كه مي دوم
بر سنگ فرش
در همه سوي پترزبورگ
بر چوب شش هزار صليب
در راه كاپوآ
خونم كه مي دوم
با تخته پاره اي نيمه شب از خليج گذشتم
شب با رفيق فيدل در سيه را ماندم
و
بامداد
با هر چه كينه طبقاتي در خود سراغ داشتم
برخاستم
و آن دشنه را
در قلب "فرسيو" راندم
.............
مزدور هاي امپريالزم را
فردا در عيد تت
غربال مي كنم
............
ياران شهيد من
..........
......

81 :: توسط زیتون در 2008-02-03 01:00

با تشکر از همه دوستانی که زحمت کشيدن و نظرشونو نوشتن. خيلی ازتون ممنونم. ببخشيد که نمی‌تونم تک‌تک جواب بدم. اينترنتم قرضيه و بايد زود ببندمش.

80 :: توسط زیتون در 2008-02-03 00:56

داريوش آقای عزيز
ببخشيد با حذف يکی از کامنت‌های پر از فحش و توهين٬ شماره‌های کامنت‌ها بهم خورد. اگر حواسم بود به جای پاک کردن کامل کامنت فقط حرفاشو سانسور می‌کردم.
البته تو هم بد فحش نمی‌دی ها:)

آذر جان
منم رفتم وبلاگ یک پزشک رو گشتم و هیچ‌چی پیدا نکردم. پس حذفش کرده.

کامران عزیز
پس چرا بعضی‌ها خلافه رو اینجور با خ غلیظ تلفظ می‌کنن؟ برای املایش فقط خواستم بگم چه‌جوری تلفظ می‌شه وگرنه املاشو می‌دونستم با جی هست.

خودم جان
می‌بینم هنوز از اون حرف من دلگیری. باور کن دنبال مثال می‌گشتم و این جمله‌ی تورو در یک وبلاگ دیگه دیدم و بدون اینکه منظورم تو باشی کپیش کردم وگرنه منظور تورو فهمیده بودم و باهات تاحدودی موافقم.

مرده شور عزیز
ندارم این شعر رو. ببین تو گوگل می‌تونی پیداش کنی!

79 :: توسط فهرست ۷۰ زوج هنری ایران در 2008-02-02 23:59

--------------------------------------------------------------------------------

ـ پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر
(تدوینگر)
ـ رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان) ----
جهانگیر کوثری (تهیه‌کننده، مجری)
ـ کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا
عامری (عکاس)
ـ تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد
نیک‌بین (تهیه‌کننده)
ـ لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید
تهرانی‌ (بازیگر، تهیه‌کننده)

ـ مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی
(بازیگر)
ـ حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا
(بازیگر)
بقيه را در خود سايت بخوانيد

78 :: توسط اردوان در 2008-02-02 23:02

بازم فحش اشتباه دادین؟!
دیوث درسته نه دیوس!
فارسی را پاس بداریم!

وبلاگ شیوا رم بخونید مطلب جالبی در مورد اَن-قلاب نوشته.

77 :: توسط dariushagha در 2008-02-02 22:22

شماره 77- زور الکی نزن...تو اعدامی... رهبرت هم اعدامه...اسلامت هم میره چاه مستراح... راستی برو طناب بگیر تمرین کن تا نگرفتنت... راستی شنیدی مسلمونی به گوز رسیده؟؟ یکیش خودت... مرتیکه قاچاقچی ...تریاکی.

76 :: توسط Foozoolbashi در 2008-02-02 21:50

............................
IP: 69.67.162.132

75 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-02-02 20:35


خبر:
مردی ایرانی در کانادا، در آسانسور پیدا کرد خانم تنهائی، و بدون اجازه دست برد زد به سینه هائی، و پرداخت به انجام! بوسه هائی. و آن خانم از این وحشیگری، از درد و رنج، کشید زوزه هائی و به پلیس شکایت برد و حق آن مرد خطاکار را کف دستش نهاد.

نصیحت:
تو ای مرد بی جنبه
تو که هنوز نمیدونی چه جوری باید سر و گوشت بجنبه!
تو که کجاست حد و مرز؟ را نمیدانی
تو که از بچگی جدات کردن از دخترای مامانی
تو که بی تجربه و یا خیلی جوانی
/ ندا: این شاهین فکر کرده خیلی باتجربه! و یا پیره/
و سیگنالهای زنان را نمیفهمی
و با بعضی واکنشها میشی دچار حیرانی
یه موقع در جهل مرکب نمانی
به هنگام دیدن سینه های لخت،
نشو دچار هیجانی آنچنانی
اگر دست از پا خطا کنی، بی آبرو میمانی
و اگر هم خیلی خطا کنی، میشی زندانی
و در ضمن، میبری آبروی هرچی ایرانی

تو ای مامانی ِ تحصیل کرده!
تو که چشات زیبائی را تجلیل! کرده
هر آنکس چشم زیبا را خمار کرد
اگر منظور بود، دستی به کار کرد
تو سر رشته گذار در دست ایشان
نبینم گشته ای تو هم پشیمان هم پریشان
همه زنها خبر دارند که مردا
چه زن دار و چه بی زن
ز زیبائی زن نمیگریزن
تصور میکنند تختی فراخی!ا
با چندتا زن شروع کردن به آخی!ا
زنان اما همه پاکند و بیغش؟
نمیدم من ادامه به بقیه ش!

74 :: توسط azar در 2008-02-02 20:08

عمه خانم عزيزم ..
من بعد از اينکه نام وبلاگ يک پزشک را نوشتم دوباره مراجعه کردم که ان را برای يکی از دوستان بفرستم . فقط ۲۴ ساعت بعد بود که ديدم يک پزشک ان را حذف کرده .شايد هم به اين دليل بود که ايشان نام دکتر هاشمی جراح معروف ليزيک ايران را در ان نوشته اورده بود که دقيقه ای چنديدن ميليون از اوردن اين دستگاه پول ميسازد . دکتر هاشمی از همان فاميل هاشمی رفسنجانيست که خيلی از بيزنس ها در کنترل اين خانواده است .و دقيقا هم ميدانم چند نفر در اثر اشتباه ايشان يعنی زيادی سوزاندن پوسته روی قرنيه دچار اسيب جبران ناپذيری شده اند و هيچکدامشان حتا جرات سو کردن اين چشم پزشک با وجدان ....؟؟؟ را ندارند .

73 :: توسط حميد پوريان در 2008-02-02 19:55

Chad Rebels Fight Gov't Force in Capital
Published: 2/2/08, 11:05 AM EDT
By TOM MALITI
NAIROBI, Kenya (AP) - Hundreds of rebels penetrated the capital of Chad on Saturday, clashing with government troops and moving on the presidential palace after a three-day advance through the oil-producing central African nation, officials and witnesses said.

Chad's ambassador to Ethiopia said the capital had not fallen and that President Idriss Deby was "fine" in his palace.

"The situation is under control," ambassador Cherif Mahamat Zene told The Associated Press. "The head of state is fine in his palace ... It's true that there are some rebels who have entered the city, but to say the city has fallen is false."

He said his information came from a telephone call with the defense minister in N'Djamena, Chad's capital.

THIS IS A BREAKING NEWS UPDATE. Check back soon for further information. AP's earlier story is below.

72 :: توسط اطلسی پاییزی در 2008-02-02 18:52

سلام. لهجش لری نبود اراکی بود. البته خیلی شبیه هم‌اند.
فکر کنم اصلن اراکی باشه خانم حاجیان ! باید از مینو جون بپرسیم.

71 :: توسط حميد پوريان در 2008-02-02 17:40

شب بود، خیابان بود، زمستان بود...

۱-
www.iran-emrooz.net
زهره و آذر دو خواهر جوان ساکن محله خادم آباد، در حاشیه‌ی شهریار - نزدیک کرج- بودند. با ‏شکایت شوهر یکی از این دو زن، در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ بازداشت می‌شوند. یک ماه پس از آن، این دو زن ‏دادگاهی می‌شوند. بنا به حکم دادگاه، ۹۹ ضربه شلاق می‌خورند. ولی به دلیلی نامعلوم دوباره به زندان بازگردانده ‏می‌شوند. شش ماه بعد، دوباره به همان جرم دادگاهی می‌شوند. و این‌بار به سنگسار محکوم می‌گردند. دیوان عالی ‏کشور نیز حکم سنگسار را تایید می‌کند. ‏...

۲-
ما چه میکشیم، عده ای چه میکنند

www.iranfocus.com
World Bank using U.S. funds to boost Iranian industry, gas sectors
Fri. 01 Feb 2008
FOX News

By James Rosen

WASHINGTON — The World Bank is using millions of dollars in American taxpayer funds to help Iran build up its industrial and natural gas sectors, FOX News has learned.
...
Iran's National Petrochemical Co. chairman Kazem Vaziri Hamaneh serves on the board of Mehr Petrochemical, according to Middle East financial industry-watch site, www.Zawya.com. The National Petrochemical is a subsidiary of the Iranian Petroleum Ministry.

و اما در صحنه نمایش

خاتمي با دعوت اصلاح طلبان به صبر تا زمان مشخص شدن نتيجه بررسي شكايت ها، هر گونه اظهار نظر پيرامون تحريم انتخابات يا شركت نكردن در آن را در مرحله‌ي فعلي رد كرد كه در پايان همايش مسولان دفاتر استاني ستاد ائتلاف اصلاح طلبان حاضر شد ، در سخناني كوتاه ، با تاكيد براينكه با استفاده از ابزارهايي كه قانون اساسي در اختيار ما گذاشته سلايق خود را به جامعه عرضه مي كنيم ، گفت : كسي هم حق ندارد جلوي ما را بگيرد ما دلمان مي‌خواهد در عرصه باشيم و جريان‌هاي موجود هم با تمام توان به عرصه مي‌آيند، اما حضوري كه هيچ نامزدي نداشته باشيم معنا ندارد.

70 :: توسط مرده شور در 2008-02-02 15:47

سلام زيتوني

متن كامل شعر " از يك قطره با اقيانوس خونم كه مي دوم " رومي خوام
اگه داري يا پيدا كردي بگو

69 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-02-02 14:56

سلام زیتون
آخه تو چرا اسم منو زیر اون لیست اسم دوستات نمینویسی؟ بوسه میخای ای "رضای رئیسجمهورطلب!" ؟ بیا اینم بوسه. ماچ،فوووووووو

این مطلب را بخانید:

آقای گنجی! نگذارید تلقی ای فاشیستی از ولایت فقیه اراعه دهند! (1

... آقای گنجی! زنگها برای که به صدا درمیاید؟

/صمد: موُ زنگ مدرسه رو دوست دارُم و مشقُم بلدُم بنویسُم، ولی این تیکته ی لامصب زیادی ادا و اصول ورش داشته و وقت نقشه کشی برای رسیدن به لیلا رو از موُ گرفته. حالا شما نمیتونید یه نقشه کشی به موُ ببینید؟ در چشم هر هسودی، هنگشت باد! موُِ که مثل شما فنیادگرا نیستم که. موُ طلفدار تغیّرُ هستم و کوفتتون بشه! طلفدار تغییرُم هستُم. واسه همینُم زیر بار نمیرُم و همه ی هلوف الفبا رو به هم میریزُم تا بی تر نقشه بکشُم. حالا شما هی بگید وای بنیاد و فنیاد از بین رفت. تو بگو وای وای تا مونُم بگُم بای بای! / ....
من شما را به خاطر برخورد محافظه کارانه تان محکوم میکنم که حداقل در چارچوب عقایدتان بگویید:
"جمهوری اسلامی یک حکومت مافیائی و دیکتاتور و سرکوبگر و جنایتکار و بنیادگرای مذهبی و فاسد است که باید با تمام قوا به سرنگونی مسالمتآمیزش اقدام کرد و اگر صاحبان حکومت مقاومت کنند، هیچ تظمینی برای کشیده نشدن و جدا نشدن دست و پا از بدنشان نیست"

و از کسانی که این کلمات را میخانند، میخاهم که شما را به این کار محکوم نمایند! ...

68 :: توسط عمه خانم در 2008-02-02 14:48

کاملن با شایان موافقم عمه , بابا قبول کنیم دیگه راست میگه شما ها سنتون که قد نمیده , البته مال منم قد نمیده , ولی کسی میدونه , توی این تاریخ جدید نوشته شده آخوندی آیا این واقعیت نوشته شده که چطوری شد و کی بود و چه کسانی بودن که باعث از دست رفتن ۱۴ استان ایرانی در کنار دریای خزر شد ۱۴ استانی که رفت بدست روسیه و هنوز که هنوزه خیلیاشون فارسی حرف میزن , کسی از شما بروبچه هایآخوند پرست میدونه ?
شایانی عمه خودت که ماشاالله تاریخ دونی اگه شد یه وقتی اینو تعریف کن عمه .
در ضمن آذر جون گل اون سایتی که گفتی زیروروکردم ولی پستی که اشاره کردی پیدا نکردم عمه .

67 :: توسط ساسان آقايي در 2008-02-02 13:31

اصلاح طلبان:براي زدن مشت محكم بر دهان نكبت‌بار تحريمي‌ها(از جمله‌ دهان كثيف من)،ايادي داخلي استكبار،روشن شدن فاصله‌ي ما با خط نفاق جديد(آمريكا) و زيتون و ديگر دوستان در انتخابات با تمام قوا شركت كرده و قول داده كه به ليست حاميان احمدي‌نژاد راي نخواهيم داد.بديهي است كه ما اكنون هاشمي رفسنجاني،هاشمي عراقي،علي لاريجاني،حداد عادل،احمد توكلي و مابقي تاييد صلاحيت شدگان را حامي احمدي‌نژاد نمي‌دانيم و به آن‌ها راي مي‌دهيم.توجه فرماييد كه حق گرفتني است.

66 :: توسط dariushagha در 2008-02-02 11:44

جمهوری مزخرف اسلامی همچنان در مردم آزاری و جنایت پیشتازه... واقعا چقدر بد بخت هستیم... ولی...ولی ایرانی همیشه پیروزه.... آخرش همین آخوندهای کثیف و نوکر و کلفتاش امثال فضولباشی...به دار آویخته خوهند شد.... همه زینبها و فاطمه ها به شغل شریف خود فروشی مشغول خواهنذ شد.... اسلامی= تاپاله

65 :: توسط اردوان در 2008-02-02 10:09

خواهش ميشه.
خوش باشی.

64 :: توسط mirage در 2008-02-02 09:57

این بگیروببندهای خیابانی هم از برکات اسلامه.تا این مذهب در ایران ریشه کن نشودوضع همین است

63 :: توسط ببر تنها در 2008-02-02 09:14

ببر تنها:خانم ولم كن نميخوام بنويسم!
زيتون:نه جون من نميشه،به خدا ناراحت ميشم!
ببر تنها:خانم اگه آسانسور هم بشي(يعني بالا بري پايين بياي)من ديگه اينجانظر نميدم!
زيتون: تو رو به جد سيد مصطفي بيا بنويس،اگه ننويسي من در اين كامنتدوني را تخته ميكنم ها!!
ببر تنها:باشه بابا فقط به خاطر سيد مصطفي!
اول اينكه لازم است از كامنت گزاران عزيزي كه به نحوي از سخنان من رنجيده اند پوزش بخواهم،راستش من خودم ازين قيل و قالها خوشم نمي آيد ولي چه كنيم ديگر ببر است،هي مي آيند پا رو دمش ميگذارند .
دوم اينكه از آق اردوان خوشم اومد كه
همينطوري گتره اي نميخواند و ايراد گرفتند از تركيب "چشم هوشدار"بنده كه اين ديگر در كدام بقالي بوده است؟درست هم ميگويد تركيب نويي است!من اول بار در مقاله اي ازاستاد ارجمند جناب آقاي آشوري به آن برخوردم(معماي بوف كور)البته ايشان كلمه "باگوش هوش"شنيدن را نوشته بودند كه منظور پي بردن به روان نهان گوينده و كنه مطلب بوده است،ولي خب اينجا شنيدن معني نميداد بلكه خواندن صدق ميكرد ما هم نوشتيم چشم هوشدار ،نميدانم شايد هم اصلن اين تركيب غلط باشد در هر حال منظور عميق خواندن بوده است.
سخني هم با آقاي ماني اول اينكه بنده به شما توهيني نكردم همه چيز بر ميگردد به اين كه من اصلن فكر ميكردم شما به طور علني رضا فاضلي هستي چون يكبار روي اسمتان كه كليك كردم سايتي باز شد پر از تبليغات براي او و از طرفي هم يقين دارم كه 0123 همان رضا فاضلي بوده حالا هم بحث بر روي آن بيمورد است فراموشش كنيم!از شما و جناب اردوان معذرت ميخواهم اگر به ناحق نسبتي به شما داده و شما به آن خاطر آزرده شده ايد.

62 :: توسط Bi Esm در 2008-02-02 07:56

kar.mahdi@yahoo.com

61 :: توسط NO NAME در 2008-02-02 07:54

I NEED HACKER, YAHOO AND HOTMAIL EMAILS.WILL PAY GOOD.
EMAIL ME

60 :: توسط کامران در 2008-02-02 07:28

http://www.soccer-spain.com/

با سلام
تلفظش هتافه هستش. نوشتنش همGetafe.
شاد باشی.

59 :: توسط ميم در محاق... در 2008-02-02 01:27

سلام
خدمت رسيدم براي عرض تبريك اين ايام مبارك و ميمون.

58 :: توسط مانــــی در 2008-02-01 23:55

بديش اينه كه ماجرا نصفه كاره موند و معلوم نشد اين بي همه چيزها بااون دختر بيچاره چه كردند...:‌(
واقعا وحشتناكه من كامنتهاي ۳۰ و ۳۱ رو كه مينوشتم هنوز پستت را نخوانده بودم چقدر خجالت كشيدم كه من دارم چه چيزهايي را مطرح ميكنم در حاليكه داخل كشور چه جهنمي برپاست...

57 :: توسط کیوان در 2008-02-01 23:50

سلام ابجی زیتون
خوبی؟
من میخئاستم بگم جدی جدی تحت تاثیر این ماجرای پلیس و دختر و ... قرار گرفتم!
و پر واضحه اون دوستانی که معتقدند از انتخابات بپرهیزید و .... چه قدر به اطرافشو نگاه میکنن!
امید وترم اصلاح طلبان ولو اندک و در وضع بد بتونن تو انتخابات شرکت کنند و مجلس هشتم مجلسی اصلاح طلب باشه تا اون عزیز برادر(محمود نفتی)رو کنترل کنه!

56 :: توسط اردوان در 2008-02-01 23:38

اين حکومت فاشيستی با تکيه به ريشه های مذهبی که در وجود مردم بوده و هست و با اتصال خودش به اون تونست جايگاه مردمی پيدا کنه. قبل از اينها هم مردم مسلمون بودند. اينها با زرنگی به کمک دين برای خودشون مصونيت ايجاد کردند و قدرت انتقاد رو از مردم سلب کردند و هر کسی که صداش در بياد ضد دين معرفی ميکندش و خونش مباح ميشه و عوام هم راحت قضيه رو قبول ميکنند و از کنارش رد ميشن. چيزی که ميتونه راهگشا باشه اينه که مردم بفهمند اينها دارند از اعتقادات مذهبيشون سوء استفاده ميکنند. اگر اين موضوع جا بيوفته به براندازی اين حکومت خيلی ميتونه کمک کنه و تعصب مذهبی مردم کمک کننده میشه. بايد تا ميشه افشاگری کرد و جدايی اينها رو از دين واقعی به مردم نشون داد.

من مسلمونم اما به هيچ وجه طرف دار حکومت اسلامی نيستم و به نظر من حکومت دمکراتيک که هر کسی آزاده عقيده خودش رو داشته باشه مناسبترين گزينه است و دین هم یه موضوع درونیه و با شرایط حاضر به هیچوجه دین قابلیت هدایت جمعی رو نداره که در عمل هم این مسئله ثابت شده است.

برای من همین که اعتقاد به خدا آرامش ایجاد میکنه کافیه حالا افراد دیگه ممکنه این نیاز رو طور دیگه ارضا کنند. مهم اینه که آخوندها نتونند با سوء استفاده از این احساس و با ایجاد عذاب وجدان کاذب از مردم سواری بگیرند! کاری که تبحر عجيبی در اون دارند.

55 :: توسط Nazook در 2008-02-01 23:29

اقا/خانم جيم چارموش سبك مغز!!
چون زيتون سر مسئله افشای
او در كامنتهای پست قبل
مراتحقير كرد تصميم داشتم اينبار
نظر ندهم اما اينرا در كله بيمغزت
فروكن كه رهبر بزودی عده ای
از اصلاح طلبان را تاييد صلاحيت
خواهدكرد من اينرا خبر دارم
از الان خودرا برای انتخاباتی
پرشور اماده كنيد انوقت خواهيد
فهميد كه حرفهای زيتون و
سلطنت طلب محبوبش درمورد
من تا چه حد بيمحتوابوده

54 :: توسط khodam در 2008-02-01 23:10

سلام زيتون جان


يادت مياد من يك کامنت نسبتأ طولانى در مورد غيرت نوشته بودم ؟(خيلى ها هم به خاطر همون کامنت به من پريدن)
دقيقا منظورِ من از غيرت همين عمل تو بود كه به كمك يك هموطن خودت شتافتی.
منظورِ من از غيرت چيزى نبود به جز اينكه اين بى تفاوتى رو از خودمون دور كنيم و هر جا به اينجور مسائل برخورد كرديم از خودمون واکنش نشون بديم كه با همين واکنشهای ما هست كه اينها هم كم كم حساب كار دست شون مياد. ضمنا ديدى كه با دخالت کردنت انگ سیاسی هم نخوردی ؟

به هر صورت، آفرین به تو دختر با غیرت.

پيروز باشى عزيز

53 :: توسط جیم جارموش در 2008-02-01 22:41

خمینی گفت هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.

من میگم: هر چه فریاد دارید بر سر اسلام بکشید.

واقعا تا روزی که اکثریت مردم اعتقادشون این باشه که اسلام خوبه و آخوندها بدش کردن مشکلی حل نمیشه. یه تحول فرهنگی لازمه که به نظر من الان بذرش پاشیده شده و ریشه ها رشد کردن. ولی تا رسیدن به یه درخت تنومند راه زیادی در پیشه.

این الاغ اصیلی هم که گفت برید به اصلاح طلبها رای بدید اسم چند تا اصلاح طلب رو که تایید صلاحیت شدن! اعلام کنه


52 :: توسط shayan در 2008-02-01 22:36

به طاها بذری عزيز

اتفاقا مشکل ما حکومتمان است.

درست است که مشکلات فرهنگی ما در طول تاریخ زياد بوده و الان هم زیاد است ولی همه آن مشکلات فرهنگی ريشه در فرهنگ آخوندی دارد و در اين روايتی که آخوند جماعت از اسلام دارد.

با اين حکومت مشکل ما دو چندان شده. يعنی همان کسانی که مسئول مشکلات فرهنگ ما بوده اند آمده اند و حکومتمان را نیز در دست گرفته اند و از ابزار قدرت و امکانات حکومتی استفاده می‌کنند تا همان مشکلات فرهنگی را نهادینه تر و عمیق تر کنند.

تکيه بر کار فرهنگی هر چند مهم است و حياتی ولی اينرا نبايد از ياد برد که حکومت می‌تواند و قادر خواهد بود تا مدتها با اقلييتی ناچيز و با تکيه بر زور و قدرت به حيات خود ادامه دهد. اين ساده انگاری است که ما فکر کنيم خواهيم توانست در این حکومت آنچنان کار فرهنگی گسترده ای بکنیم که بتواند خود به خود به تغییر حکومت و یا تغییر فاحش رفتارش منجر شود.

به نظر من مشکل عمده ما این حکومت است. مشکلات فرهنگی و تعصبات ناشی از اعتقادات مذهبی در تمام کشورهای جهان از یپشرفته ترین تا عقب افتاده ترین آنها بوده و هست و تا ابد خواهد بود.

ولی تنها کشورها و ملتهائی موفق اند که حکومت را از دست این قشر می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند که ابزار قدرت و حکومت بدست آنها وسیله ای شود برای اشاعه و بسط فرهنگ منحط و عقب افتاده شان.

کار فرهنگی بايد کرد ولی نبايد از ياد برد که مشکل ما تا اين حکومت با ساختار مذهبی آن موجود است از بين نخواهد رفت. ممکن است ميليونها ايرانی دين زده شوند همانطور که تا به حال شده اند و تا روزی که اين حکومت هست بيشتر و بيشتر هم خواهند شد. ولی اگر اين دين زدگی خود را در عمل نشان ندهد و شکل مخالفت بی‌امان و تلاش برای نابودی حکومت مذهبی به خود نگيرد. دردی را دوا نخواهد کرد.

برای رهائی ایران و ایرانی از این نکبت هیچ راهی جز نابودی این حکومت متحجر مذهبی و تشکیل یک حکومت سکولار و غیر دینی نیست.

به هر حال

شاد باشي

51 :: توسط مجید در 2008-02-01 22:30

بابا يه کم کمتر فمنيست بازی در بيارين !!

50 :: توسط Nazook در 2008-02-01 22:08

حسن اقا باز هم رگ سلطنت طلبيش
گل كرد و اسمان را به ريسمان ربط داد

اقای‌ عزيز اين مسئله چه ربطی به
اصلاح طلبان و انتخابات داشت؟! اينرا بدان كه اگر
اصلاح طلبان بودند چنين حوادثی رخ
نخواهدداد با قدرت هرچه تمامتر در انتخابات
شركت كنيد و گول حسن اقا و هيچ
سلطنت طلب ديگری را نخوريد
درانتخابات شركت كنيد و به اصلاح طلبان
رای دهيد حتی اگر دركشورهای ديگر
هستيد من شعبه رای گيری در مونترال
سراغ دارم كه قراراست بگزارند

بنظر من خانم زيتون هم قسمتی
از ماجرا را حذف و بضرر حكومت
اسلامی اين ماجرا را بيان كرده است

49 :: توسط مازیار در 2008-02-01 21:50

کیف میکنم میبینم اینطوری موثری در جریانات دور و برت.

48 :: توسط iranglobal در 2008-02-01 21:22

حمله به بهائیان و تخریب منزل بهائیان
http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=44939&nid=haupt

47 :: توسط iranpressnews در 2008-02-01 21:19

آیا این قتل عام نیست ؟
http://www.iranpressnews.com/source/035543.htm

46 :: توسط اردوان در 2008-02-01 21:06

در مورد ۴۴
مخالفت با اعدام يه قضيه است و اين خبر تاسف برانگيز يه چيز ديگه. اگه اعدام هم در کار نبود اون پدره باز با پرونده سازی مثلا زندانيش ميکرد. مشکل اصلی خر تو خری بودن نظام قضايی فاسده. مشکل اينجاست که همين قانون پر از ايراد هم اجرا نميشه و هر کسی با روابط ميتونه هر غلطی ميخواد بکنه. عين آب خوردن آدم ميکشند بعدم دفنش ميکنند و روشم بتون ميريزند خانوادشم حق ندارند جيک بزنند.
در مورد حکم اعدام هم به نظر من بعضی جرايم لازمه که مجازات اعدام داشته باشه البته با يه پيشفرض هايی مثل شرايطی که مجرم توش رشد کرده و اينکه آيا رفتاری که ازش سر زده با توجه به سابقه اش قابل پيشگيری نبوده؟ يعنی نقش محيط رو هم بايد در نظر گرفت. از طرفی هم خود ترس از مجازات ميتونه يه عامل بازدارنده باشه.
بحرحال اگر احمقانه ترين قانون هم در مورد همه يکسان اجرا بشه بهتر از اينه که بهترين قانون با تبعيض و رانت اجرا بشه.

45 :: توسط ویولت در 2008-02-01 19:48

اين اخری چی بود خوردنی؟
نه رفتم ديدم همون عضو شدنيه :دی

44 :: توسط حميد پوريان در 2008-02-01 19:34

يا روسری، يا توسری...

...گفت: باید ببرم آدمشون کنم...

نيش عقرب نه، از ره کين است...

...تبریک و تسلیت! دهه زجر شروع شد! ...

و اما بشنویم از اروپائیان: نمایندگان پارلمان اروپا روز پنجشنبه ۳۱ ژانویه، با تصویب قطعنامه‌ای درباره ایران، از اینکه در سال‌های اخیر وضعیت حقوق بشر در ایران به وخامت گرائیده و موارد زیاد اعدام شده ابراز نگرانی کرده‌اند.

در شمال ایران:
این بار در ساری: مردی در آستانه سنگسار
خواهر آقای فريور درباره اتهامات برادرش می گويد: «برادرم آذرماه سال ۱۳۸۳ دستگير شد. او شش ماه قبل از دستگيری، زنی را عقد کرده بود اما پدر دختر با نفوذی که داشت برای برادرم پرونده سازی کرد و او را به اتهام زنای محصنه به زندان انداختند. در حالی که برادرم در خرداد ماه همان سال ازدواج کرده بود، اما در آذرماه از برادرم شکايت شد.»
...
بقیه ایران...


43 :: توسط خنگ خدا در 2008-02-01 18:40

بسيار آزاردهنده و ناخوشايند است خواندن آنچه که بر سر جوانان کشورمان می‌آيد. نمی‌دانم تا کی بايد اين مشکلات را تحمل کرد.
اين فشار و توهين‌ها بسيار آشنا هستند. فکر نمی‌کنم جوانی باشد که برايش در اين چند دهه‌ی گذشته پيش نيامده باشد در چنين شرايطی قرار بگيرد. نمی‌توان گفت که مقاومت کنيد و در برابر فشار و توهين سر خم نکنيد چرا که اين رفتار گستاخانه و توهين‌آميز حد و مرزی ندارد. اگر در برابر توهين واکنش نشان داده شود توهين بيشتر و بدتر به دنبال دارد. راستی راستی که نمی‌دانم چه بايد کرد.
ناشاد نباشی

42 :: توسط رامین در 2008-02-01 17:16

درود - فعلا کاری جز افسوس خوردن از دستم بر نمی آيد - خون می چکد ز ناله بلبل در اين خزان -

41 :: توسط طاها بذري در 2008-02-01 16:59

با خُسن آقا کاملا موافقم. مشکل ما حکومتمون نيست. مشکل فرهنگ ماست که اين وضع رو بوجود مياره. البته من موقعيت فعلی حکومتی را مفيد هم می بينم. چرا که ايرانيان با اين حکومتشون خيلی سريع تر تبديل به يک جامعه ی دين زده می شن.

تا زمانی هم که ابله هايی ميان و می گن که آخوند ها اسلام رو بد نشون دادن وضع همينه. هر زمان مردم باور کنن که مشکل اساسی تر از اين حرف هاست همه چی درست می شه.

40 :: توسط negin در 2008-02-01 16:52

فيلم پرسپوليس نوشته مرجانه ساتراپي نامزد جايزه اسكار شد. خیلی قشنگ چند سال بعد از انقلاب رو نشون میده. فاطی كوماندو ها و دردسر هایی كه برای جوونها ایجاد میكردن. فیلم دیدنییه. بخصوص برای كسایی كه از ایران تو همون سالها مهاجرت كردن و اون چیزهایی كه مرجان نشون داده رو تجربه كردن.

زيتون عزيز خيلی از خوندن پستت دلم گرفت. دلم برای جوونهای بی گناه ایران میسوزه

شاد باشی

39 :: توسط نوشته های پشت شیشه در 2008-02-01 15:19

سلام زيتون.ديشب فيلم « پرسپوليس-مرجانه ساتراپي» را ديدم و هنوز غصه دار اون فيلم بودم ک امروز اين متن را خوندم. اونقدر فشار عصبی روم هست که گاهی اوقات احساس می کنم نه طاقت خوندن دارم نه ديدن.بگذريم...
وبلاگم پنج ساله شد ها...

38 :: توسط نوشته های پشت شیشه در 2008-02-01 15:19

سلام زيتون.ديشب فيلم « پرسپوليس-مرجانه ساتراپي» را ديدم و هنوز غصه دار اون فيلم بودم ک امروز اين متن را خوندم. اونقدر فشار عصبی روم هست که گاهی اوقات احساس می کنم نه طاقت خوندن دارم نه ديدن.بگذريم...
وبلاگم پنج ساله شد ها...

37 :: توسط نوشته های پشت شیشه در 2008-02-01 15:17

سلام زيتون.ديشب فيلم « پرسپوليس-مرجانه ساتراپي» را ديدم و هنوز غصه دار اون فيلم بودم ک امروز اين متن را خوندم. اونقدر فشار عصبی روم هست که گاهی اوقات احساس می کنم نه طاقت خوندن دارم نه ديدن.بگذريم...
وبلاگم پنج ساله شد ها...

36 :: توسط Rosva در 2008-02-01 14:59

در وصف اين تبرج ۸۵۰ سال پيش سعدی فرمود:
جماعتی که نظر را حرام ميگويند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

35 :: توسط ُنازنین در 2008-02-01 14:26

منو دو سال پیش تو تابستون گرفتن.وقتی بردنمون اونجا که ازمون تعهد بگیرن ،فاطیه برگشت به همکار آقاش گفت:خب فکر کنم واسه امشب بس باشه دیگه!!! انگار مثلا ما نخود لوبیاییم که برای غذای امشبشون کفایت کردیم! متاسفم...

34 :: توسط دهكده اينترنتي من در 2008-02-01 13:19

سلام
زيتون جان چرا اينهمه دير به دير آپديت مي كني؟

33 :: توسط حامد در 2008-02-01 11:29

خودم يك شب تو بازداشتگاه امر به معروف تا صبخ خوابيدم واسه هي چي !!
فقط چون يارو از من خوشش نميومدميخواست ادم بشم
از من با دوربين عكس ميگرفتند لعنت بر هرچي اشغاله
حالم بد شد
دوباره ياد اون وقتها افتادم

32 :: توسط SA در 2008-02-01 11:06

سلام. من 5 ماه پیش ایران بودم و یکی از همین بی شرفا با من دست به یقه شد که یالا سوار شو. من شوکه شده بودم؛ فقط داد می زدم: نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه! با تمام توانم داد می زدم. مردم جمع شدن. زنیکه یخه ام رو جر داد، زنجیر گردنم رو پاره کرد، روسریم رو از سرم کشید...من همچنان فریاد می زدم. مردم جمع شدن، خیابون بند اومد،من یه لحظه فکر کردم و محکم زدم تو گوش زنیکه. شوکه شده بود. چند نفر گفتن: ولش کنین، اینکه ایرادی نداره، چرا روسریش رو از سرش ورداشتین؟...
شانس اوردم نبردنم... هنوزم می لرزم از یادآوریش. تف...

31 :: توسط مانــــی در 2008-02-01 10:39

زیتون جونم

البته تو كه خود من هستی!! دارم با خودم الان در اصل صحبت ميكنم!!! ديوونه ام ديگه :)))

ولی جدی‌زيتون جونم كروبی بيخود نبود شب خوابيد صبح پا شد ديد همه چی برعكس شده
حالا من هم اينجوری شدم دوروز غافل ميشم ميام ميبينم شدم رضا فاضلی و درعين حال زيتون!!! وميفهمم كه شاهزاده رضا پهلوی هم سايت منو تاسيس كرده و من خبر نداشتم!!!

مانی زيتون رضا فاضلی :)))

پ.ن : ببخشيد زيتون جونم كه مجبورشدم اينجا جواب بدم و بيربط به موضوع پستت بود ولی خب چه ميشه كرد هوش سرشار بعضي هموطنان مقيم كانادا آدمو وادار به توضيح واضحات ميكنه...
هنرنزدايرانيان است و بس!!!!!!!

پ.ن ۲: من چرا دارم با خودم حرف ميزنم!!! مگه من زيتون نبودم؟؟؟ کمککککککک :))))))

30 :: توسط مانــــی در 2008-02-01 10:21

دوستان عزيزم

در اصل بايستی درپست قبلی اين را مينوشتم اما ديررسيدم. پيشاپيش از دوستان قديمي بخاطر توضيح واضحاتي كه ميدهم پوزش ميخواهم.

دوستان عزيز!... من هم زيتون گلم را خيلي دوست دارم و هم آقاي فاضلی را. خيلي هم خوشحالم اگر باآنها اشتباه گرفته شوم :) ولي نام من ماني است واسم مستعار هم نيست. متاسفانه نه آقاي فاضلي هستم و نه زيتون! ما سه نفر هستيم!!!!!( هيچوقت فكرنميكردم بعدازاينهمه مدت چنين توضيحاتي اينجا بدهم!!!!!). من اگر فايلهاي صوتي آقاي فاضلي را بعنوان تكميل نوشته هايم در وبلاگم مياورم اين دليل بر اين نيست كه خود ايشان هستم :) ضمنا انتخاب نام سايتم نيز به دليل علاقه و احترام من به خاندان پهلوي است و اسم يك وبلاگ دليل نميشود كه شاهزاده رضا پهلوي آنرا تاسيس كرده باشند(!)
ممنونم از شايان نازنينم كه پيش از من توضيحاتي در اين مورد دادند.

من شخصا به توصيه يكي از دوستانم براي مخفي شدن آي پي اصليم از نرم افزار FreeGateاستفاده ميكنم. دليلش هم محتواي سايتم بود كه البته به زودي اين نرم افزار را از روي كامپيوترم برميدارم يعني در واقع بعداز اكسپاير شدنش امسال ديگه رجيستر نميكنم دوباره. چون بنظر من هركسي بايد مسئول كارش باشد و من اگر اين راه را انتخاب كردم بايد شفاف و بدون پنهان كاري و با هويت واقعي خودم اينكار را ادامه دهم.

زيتون قبلا گفته كه از اين نرم افزار يا مشابه آن براي شكستن فيلترهم استفاده ميشه و خيلي از بچه ها اينكار را ميكنند. اين را بارها اينجا گفته اند. چون قبلا هم عده اي ديگر من واو را يكي دانسته بودند :))

اما سخنی با ببرتنهای عزيز ... اگر كريم يا امثال او چنين چيزهايي را كه شما به من گفتيد ميگفت من مثل هميشه سكوت ميكردم و جواب هم نميدادم. امااينكه يك دوست مثل شما كه ميگويد با نوشته هاي من آشناست چنين چيزي را بگويد برايم خيلي عجيب و سوال برانگيز بود! نميدانم شما چه بدی از قلم من ديده بوديد كه اينطور ابراز عقيده كرديد! به هرحال عقيده تان محترم است. شايد هم من بيش از حد انتظار داشتم ار انجاييكه زيتون اكثر كامنتهايی را كه شما نام برده ايد پاك كرده من نميدانم چه چيزخاصی در آنها بوده كه نوشته هاي من را در ذهن تداعي كرده.

ارادتمند همگي
ماني زيتون نما ! :))))))

پ.ن : از كارآگاه كريم كانادايي نيز براي تمام تحقيقات ارزشمندش! :)) درراه اعتلاي اسلام! و افشاگريهاي اسلاميشان در مورد فريبكاريهاي من وخانم زيتون و آقای فاضلي!!!!! سپاسگزارم :))

29 :: توسط عرفان در 2008-02-01 10:19

دلمون به درد اومد...دلمون....

28 :: توسط loobia در 2008-02-01 09:45

تا کی؟ تا کی لعنتی ها.

27 :: توسط loobia در 2008-02-01 09:45

تا کی؟ تا کی لعنتی ها.

26 :: توسط Atoosa در 2008-02-01 07:49

فقط گريه کردم. دردناکه دردناک

25 :: توسط خُسن آقا در 2008-02-01 07:36

زیتون جان همین دخترها فردا میرن پای صندوق رای رای میدن، یا توی محرم میرن پای منبر یک آخوند الدنگ می‌شینن و به چرندیات آخوند گوش می‌دن، یا میرن سفره حضرت عباس.
این مسائل ریشه‌های فرهنگی داره و تا زمانی که ملت ایران به درک درست نرسند هیچ چیز درست نخواهد شد، حتی اگر این رژیم رو هم عوض کنیم باز همین بساط رو یک رژیم دیگه برپا می‌کنه.
مشکل فرهنگی هست و تا فرهنگ رو عوض نکنیم هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

24 :: توسط انارام در 2008-02-01 06:52

امروز توی دانشگاه penn state با یکی از استادهای آمریکایی یکی از کلاسهای مهندسی در مورد روابط ایرن و آمریکا صحبت می کردم. حرف به جایی رسید که من گفتم ما توی ایران آزادی نداریم و نمی تونیم هر حرفی رو بزنیم و حتی نمی تونیم هر لباسی که می خواهیم رو بپوشیم. یک کم به من نگاه کرد. بعد به حرف خودش ادامه داد. اصلا نفهمید من چی می گم. کاش دنیا میفهمید این موجودات از آدمها چی می خوان!!
با خودم عهد کردم وقتی درسم تموم شد برگردم و به فاطی های دم در دانشگاهمون یک چیزی بگم. (....)

23 :: توسط Leila در 2008-02-01 05:44

زيتون جان
اينکه گفتی دختربيچاره برورويی داشت دلم لرزيد.
خدانکنه فرداجنازش رو تحويل خانوادش بدن و بگن دخترتون ديشب باکاغذرنگيهای دهه فجرخودش رودارزد.

22 :: توسط nooshin در 2008-02-01 04:14

why zeytoon joon? cheghadr dardnake, vali vaghty bishtare mardom az type ham irad migiran hamineh. har naneh ghamari misheh ye zeinab. ey y az mast ke bar mast? rasty khettafeh chie?

21 :: توسط مازیار در 2008-02-01 03:53

زیتون جان!خیلی تلخ بود.

20 :: توسط مازیار در 2008-02-01 03:53

زیتون جان!خیلی تلخ بود.

19 :: توسط هیچکس در 2008-02-01 03:16

زیتون جان- شما نگران رد صلاحیت ها نباشید. فقط یادتان باشد که مثل دفعه قبل در اخرین لحظات انتخابات حتما بروید رای تان را بدهید. بالاخره دادن بهتر از ندادن است خاصه در بهار!!!ا

18 :: توسط shayan در 2008-02-01 03:15

زيتون جان

ماجرای غمناکی بود. دخترکان زیبای این مرز و بوم هیچ گناهی نکرده اند که حساب پس دهند. گناهی اگر بوده از پدران و مادران و پدربزرگان و مادربزرگانشان بوده است. گنهکار آنانند و در پيش خدا و تاريخ اين مرز و بوم بايد حساب پس دهند که چنین جهنمی را برای خود و فرزندان ونسلهای آینده شان ساختند.

نسل امروز و جوانان ايران بايد خودشان به فکر خود و نسلهای آینده و فرزندانشان باشند. نباید دمی از فکر رهائی غافل شوند. هیچ نظامی ابدی نبوده و نخواهد بود. تنها همتی می خواهد و اعتماد به نفسی و دید بازی که به آنان امید دهد که افقی بهتر و روشن تر و زندگی بهتر از آنچه این ضحاک صفتان دین فروش برایشان ساخته و پرداخته اند بدست آمدنی است.

ميشود مانند ميلياردها انسان دیگر در اقصی نقاط این کره خاکی از فقير و غنی رها زيست و رها از این جهان رفت. چرا راه دور برویم؟ میشود مانند پدران و مادرانمان در همین ایران خودمان رها و آزاد زیست! شرطش فرو ریزی این نظام است! شرطش دست رد زدن به سينه هر آنچه بوئی از خمينی و حکومت متحجر اسلامیش دارد است. شرطش دست رد زدن به سینه همه آنانی است که می خواهند از این نظام سراپا ظلم و ستم حفظ و حراست کنند است. شرطش دست رد به سینه همه آنانی زدن است که می‌خواهند این جهنم را برای نسلهای آینده به ارث گذارند است. و در نهایت شرطش بازگشت و حمایت از کسانی است که با دیدی مدرن و امروزی به جهان و ایران مینگرند است که جز این راهی نیست.

به امید آنروز که ایران و ایرانی رها از دست این حکومت غیر انسانی فردائی روشن و دلی باز در پیش رو داشته باشند.

به امید آنروز

شاد باشي

17 :: توسط ارتشبد سرهنگ صادق حمايت در 2008-02-01 03:07

به کوروش چه خواهيم گفت
اگر سر بر آرد ز خاک
اگر باز پرسد ز ما
چه شد دين زرتشت پاک
چه شد ملک ايرن زمين
کجايند مردان اين سرزمين
به کوروش چه خواهيم گفت؟
اگر ديد و پرسيد از حال ما
چه کرد يدبرَنده شمشير خوش دستتان
کجايند ميران سر مستتان
چه آمد سر خوي ايران پرستي
چه کرديد با کيش يزدان پرستي
به شمشير حق نيست دستي
که بر تخت شاهي نشسته است
چرا پشت شيران شکسته است
در ايران زمين شاه ظالم کجاست
هوا خواه آزادگي
پس چرا بي صداست
چرا خامش و غم پرستيد؟هاي
کمر را به همت نبستيد. هاي
چرا اينچنين زار و گريان شديد
سر سفره خويش مهمان شديد
چه شد عِرق ميهن پرستيتان؟
چه شد عِِرق ميهن پرستيتان
چه شد غيرت و شور و مستيتان
سواران بي باک ما را چه شد
ستوران چالاک ما را چه شد
چرا مُلک تاراج مي شود
جوانمرد محتاج ميشود
چرا جشنهامان شد عزا
در آتشکده نيست بانگ دعا
چرا حال ايران زمين نا خوش است
چرا دشمنش اينچنين سر کش است
چرا بوي آزادگي نيست؟ واي
بگو دشمن ميهنم کيست ؟هاي
بگو کيست اين ناپاک مرد
که بر تخت من اينچنين تکيه کرد
که تا غيرتم باز جوش آورد
ز گورم صداي خروش آورد
به کوروش چه خواهيم گفت؟

16 :: توسط نسرين در 2008-02-01 02:34

زیتون جان،از حرص بود از غصه بود از هرچی همینجا زدم زیر گریه! قلبم آتیش گرفت برای دخترک بیچاره.ای الهی آتیش بزنن به زندگی این فاطی کماندوها که اینجوری افتادن به جون مردم!

15 :: توسط لینک در بالاترین در 2008-02-01 02:27

فاطی‌کماندو دوست زینب اومد جلو و دهنشو عین .... باز کرد. آقا شلوغش نکن! تو کی هستی که بخوای ضمانت اینا رو بکنی؟! برو اونور بذار باد بیار! وگرنه خودت رو هم می‌بریم. مرد لا‌الله الا اللهی گفت... مرد مأمور کاری نمی‌کرد. فقط مواظب بود دخترا در نرن. اما بیچاره شوکه شده بودن و هیچ حرکتی نمی‌کردن. زینب به فاطی گفت بره عقب سوار شه، سقلمه‌ای به پهلوی دخترک زد و گفت: - سوار شو! اگه نشی همچین می‌زنم تو دهنت پر خون شه و دندونات بریزه تو دهنت.اگه یه نفر دیگه مث اینا(من و اون مرد رو نشون داد) جمع شن نعشت می‌رسه کلانتری ها... دختر از ترسش دولا شد که سوار ماشین شه بدون اینکه بتونه حتی یه کلمه حرف بزنه. اما هنوز داشت منو نگاه می‌کرد که آیا می‌تونم براش کاری کنم. دلم ریش شد.

14 :: توسط اردوان در 2008-02-01 02:24

سلام
در مورد موضوع ۱ واقعا نمی دونم چی باید گفت. تا کی باید این حروم زاده ها رو تحمل کنیم نمیدونم اما دیگه شورش رو در آوردن سوزشش اینجا بیشتر میشه که میگن خود مردم اینا رو از ما خواستن! و به اسم امنیت اجتمایی این کارهارو میکنند!- هر چند راست میگن چون از دید اینا مردم همون خوانندگان کیهانند و امثالهم-

هر چند با این کارها دارند تیشه به ریشه خودشون میزنند. این دخترها مادران آینده اند همینها تخم نفرت از این نظام فاشیستی رو تو دل بچه های نسل بعد میکارند. البته امید وارم کار به اون زمان نکشه.

۲- در اینکه این حکومت با مختصات فعلی اصلاح نمیشه شک نکن.

۳-منظورت رو نفهمیدم. این که داره پدرمون رو درمیاره؟! -اما متاسفانه ظاهرا تو شهرستانها ذهنیت مردم جور دیگست یه نمیدونم چی بهش باید گفت تو بوشهر پسرش رو آورده بود این مردک دست بکشه به سرش شفا پیدا کنه! من ان کف موندم!!!-

۴- ما میگیم خر نمیخوایم پالون خر عوض میشه!!!

۵- اصلا فوتبالی نیستم اما فنر باغچه با کلاس تره! :)

13 :: توسط مخمل بانو در 2008-02-01 02:16

زيتون ...تازه خاطره رو تموم کردم ...گريه کردم ... مرده شور.... از حرص دندونام داره خرد ميشه :((

فکذ کن همزمان داشتتم مصاحبه آرش سيگارچی رو هم گوش ميکردم ..گل بود و به سبزه آراسته شد ...تا کی ؟؟؟؟

12 :: توسط مخمل بانو در 2008-02-01 02:16

زيتون ...تازه خاطره رو تموم کردم ...گريه کردم ... مرده شور.... از حرص دندونام داره خرد ميشه :((

فکذ کن همزمان داشتتم مصاحبه آرش سيگارچی رو هم گوش ميکردم ..گل بود و به سبزه آراسته شد ...تا کی ؟؟؟؟

11 :: توسط مخمل بانو در 2008-02-01 02:16

زيتون ...تازه خاطره رو تموم کردم ...گريه کردم ... مرده شور.... از حرص دندونام داره خرد ميشه :((

فکذ کن همزمان داشتتم مصاحبه آرش سيگارچی رو هم گوش ميکردم ..گل بود و به سبزه آراسته شد ...تا کی ؟؟؟؟

10 :: توسط فرهاد در 2008-02-01 02:16

فرستادم بالاترین و البته در بخش سرگرمی
فاطی کماندو به نظرم بخش اجزائی "فاطی الهام" باید باشه ، موقعی که در ایران بودم می گفتند اگر ماموران راهنمائی زیاد جریمه نکنند از حقوقشان کم می شه چون درآمد اداره راهنمائی بواسطه آنها تامین می شه ، حالا فکر کنم اگر این فاطی کماندوهای بی چاک دهان و بی چاک... اگر روزی چند نفر را به مقر نبرند ، برایشان افت داره.
به قول گالیله : بیچاره ملتی که نیاز به قهرمان دارد!

9 :: توسط ختافه در 2008-02-01 02:14

آنچه درباره‌ی ختافه باید بدانید!

8 :: توسط آبنوس در 2008-02-01 02:08

سلام به زيتون سرما (بر وزن ننه سرما). جاي همه شما در كنسرت و هر جاي ديگر كه ما هستيم و از آخوند خبري نيست هميشه خاليست. اميدوارم يك روزي بياد كه خودم با گوگوش دو صدايي برات بخونيم ;)

7 :: توسط مخمل بانو در 2008-02-01 02:06

خاله زيتون ببخشيدااااا ....من بی سواتم م م م م م ختافه چيه ؟!؟!؟!؟
اين چند روزه بت هر کی حرف زدم ولايت اخ و تف دهه زجر رو کرده ...جالبه از رو هم نميرن هنوز خجسته و مبارک بهش ميگن ....

6 :: توسط زیتون در 2008-02-01 01:59

سلام به ولگرد عزیزم:*

کلفت عزيز٬
ممنونم ازت. اما می‌دونی من از کامنت و اظهار نظر تو و بقیه دوستان بدم نمياد. اما دعوا و کل‌کل با هم ديگه هيچ نفعی برای هيچکي٬ حتی طرفين دعوا نداره.

5 :: توسط ولگرد در 2008-02-01 01:52

سلام عزيز.....

4 :: توسط کُلُفت در 2008-02-01 01:50

من به درخواست زیتون کاملاً احترام گذاشته و تا اطلاع ثانوی کامنت نمیگذارم.

3 :: توسط زیتون در 2008-02-01 01:36

به به آبنوس جان:)
خوش اومدی. کنسرت گوگوش جای مارو خالی کردی؟ تو وبلاگت چیزی در این باره ننوشتی چرا!

2 :: توسط زیتون در 2008-02-01 01:33

از اون چند نفر که خودشون میدونن کی‌ین خواهش می کنم اینجا کامنت ننویسن. اگه می‌خوان با هم کل‌کل کنن برن چت‌روم یا با ای‌میل با هم مذاکرات مهم از نظر خودشون و صد من یه غاز از نظر من بکنن.
قبلا از همکاری شما ممنونم!

1 :: توسط آبنوس در 2008-02-01 01:31

اول