صبح امروز سه شنبه 20 فروردین 1387 ماموران پلیس امنیت با ورود به منزل خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا و از اعضای کمیته مادران کمپین، او را بازداشت و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کردند. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.
مرسی!!
فعلا اینجا رو میبندم
تا بعد...
امیدوارم متهم به نقض آزادی بیان بعضیها نشم.
فعلا آزادیدونیم پر شده:)
یه چیزایی هم در مورد پهنای باند متوجه شدم که بعدا میگم
حیف که باید برم وگرنه کلی حرف دارم باهاتون...
من با بستن يا فيلتر كردن نظرخواهی زيتون مخالفم چون اصلا كامنتدونیزيتون معروفيتش به همين آزاديشه.
مشكل از زيتون و بستن يا نبستن نيست. مشكل اينه كه ما بايد از آزادی سو استفاده نكنيم. اگر باز سانسور و فيلتر اعمال بشه كه فايده نداره.
بايد ياد بگيريم كه بدون زور و سانسور خودمون رعايت كنيم و از بكاربردن كلمات خيلی زننده خودداری كنيم. ضمنا بسته شدن كامنتدونی زيتون خواسته قلبی افرادی است مثل فضولباشی كه هربار با شلوغ كردن و فحاشی زيتون را به بستن اينجا تشويق ميكند
جناب ام آر ۱۵۱ با قسمت اول نوشته شما کاملا موافقم ولی درمورد قسمت دوم باید بگویم که سالهاست دیگرحزب توده . وجود خا رجی ندارد
وآقای عمویی آخرین بازمانده این نسل منقرض است
والبته فرقه رجوی هم بافرار سرکرده اش ازهم پاشیده ودرحال انقراض است
وچریکهای فدایی هم که صدتکه شده اند
وسلطنت طلبها هم که پس ازتبدیل به مشروطه خواهان نیز هنوز جایگاهی ندارند و
خلاصه شهر خلوت خلوت است برای اسب تازی رژیم جهل وجنگ وجنون وجنایت
دراین اوضاع واحوال قاراشمیش
سروکله آقای میرزایی پیداشده که
خودرا ناجی مردم ایران می داند!!
وای که مامردم چقدر بیچاره شده ایم
که منتظرحمله امریکا هستیم تا ازدست این اوباشان اسلامی رها شویم
به حال مل واقعا باید گریست
بعقیده من بسیاری از ناهنجاریهای کامنت گذاران از بیکاریست!!؟؟ مخصوصا اگر سن و سال کمی بالا باشد ؛اکثر کسانیکه در کامنتهاشون از قحشهای رکیک استفاده میکنند ؛ شیرین بالای ۶۰ سال را دارند؛بازنشسته شده اند و در نتیجه از زور بیکاری آن لاین جلوی منیتور ؛شب و روز نشسته اند؛ یک کار نیم وقت کوچک میتواند ؛افکارتان را زیر و رو کند ؛امتحان کنید.
در ضمن کسانیکه از کامنتها حالت تهوع بهشون دست داده ؛ شاید بخاطر توهینهاییست که به توده ایها میشود؛ خوب طرفدار حزب توده و یا عضو این حزب هستند؛ متاسفانه امروره تنها سازمانی که دست و بالش در رژیم ملاها تقریبن باز است حزب توده است؛ اینرا میشود حس کرد.........
نانا
ميبينم مانند گندم برشته درون ماهي تابه داغ شده اي!
باور كن در تمام مدتي كه پاسخت را ميخواندم لبخند از لبانم دور نميشد،فكر نميكردي اينگونه و به اين سرعت از هم بدرمت اما دريدم!
اما جمله "بازي تمام شد"را از تو نگرفتم،تو كي هستي كه لايق دادن باشي؟؟؟!!!!
بازي تمام شد عنوان كتابي است از سارتر.
هزار میلیارد سنده سگ به همراه ضدهزار میلیارد گوه خوک تو کس خواهر و مادر و زن سربازان گمنام امام زمان، پاسداران و بسیجیان و آخوندها و حزب اللهیان و حافظان و مبلغان شریعت اسلام ناب محمدی.
صلوات:
الله لعن علی محمد و ال محمد
از خوندن نوشته هات لذت میبرم ولی خاضعانه و مجدانه و ملتمسانه ازت انتظار دارم یا یه فیلترینگی روی این کامنت ها اعمال کنی یا در نظرسنجیت رو ببندی. هر از چندی که وسوسه میشم نظرات رو ببینم احساس تهوع توام با اسهال بهم دست میده. چه اشکالی داره مثل همه وبلاگها کامنتها بعد از تایید خودت نمایش داده بشن تا اینجا شبیه جنده خونه شاه عباس نشه؟
زیتون نازنینم درود باسلامی خوش
امیدوارم خوب باشی.......
متاسفانه یاداشت متن شما تبدیل به یک میدان کارزار وجنگ ودعوا شدهاست و برخی چنان کلمات زشت و رکیکی می نویسند که نشان ازشان دون و بیفرهنگی آنهاست
بنابراین برای سم زدایی ومبارزه بااین میکرب بهتراست هم فیلترکلمات بگذاری وهم تائید پس از خواندن یاداشت ها تا پای این بی ادبان بی فرهنگ ازاینجا قطع گردد.....
تداوم این وضع نه بسود شماست ونه بسود خوانندگانی که برای فراگیری نوشته هایتان را می خوانند وطبعا به وبلاگ خوب شما لطمه وارد می آورد
البته بهتراست این کامنت ها راهم پاک کنی تا پرونده یاداشت هایت مسموم وآلوده به ویروس نباشد
باتشکرازشما
دوست ودوستدارهمیشگی
خوب حرضت ببر کیری شبحی مادرجنده
مگه میشه که هر الاغی مثل تو یه مشت گه از دهانش بیرون بریزه و بعد آخر سر بگه از اینجا برو منم دیگه بهت جواب نمیدم
نمیشه که مگه کودکستان توده ای ها است اینجا ؟
یه مشت فوران اسهالی کرده ای که
باز هم چوب تو کونت میکنم
هرچی بیشتر هم بزنی شبح بودن خودت را بیشتر روشن میکنی
و کون سوختنت را برای ریدن به برنامه مطرح کردن (( کس نازلی دختر آیدین )) در میانه ما ایرانیان خوش گذران و بی کاره و بی عاره
((نانا،
بازي تمام شد.همان چيزي را كه ميخواستم اقرار كردي:
"آري به دليل اظهار علاقه ام به پاگنده
وارد ماجراي کس نازلي دختر متعفن آيدين شدم که تا همين الانه ادامه دارد
و تا دربش را گل نگيرم کار ديگري نميکنم والسلام "
من فقط ميخواستم ثابت كنم اين قيل و قالي كه راه انداختي نه از سر دلسوزي براي بلاگرهاي فارسي زبان و نه براي مقدس شمردن مبارزه و نجات دادن مخلوق بلكه فقط و فقط از حسادت زنانه و كينه عميق تو نسبت به نازلي و مهشيد بود وبس،))
بارک الله ماشاالله آفرین به تو که عینهون حمق الله اومدی میگی که بازی تمام شد
او هم دستها را به هم میماله و کمی تخمش را میخارانه و میگه هسته ما تمام شد
مگه نه مادرجنده ؟
ولی اما راجع به این جمله که از من گرفته ای باید بگویم که بازی از اون زمان شروع شد و تا همین الانه ادامه داره و من برای گل روی خودم و رضایت شخصی خودم شخصا تصمیم به گائیدن نازلی و مهشید گرفتم
تا جون از کون تو توده ای مادرجنده متعفن نفرت انگیز الاغ بوی پائي که میخواهی از شیوه های کثیف توده ایهای همپالکیت با زدن اتهام به من
و بعد مرا بی اعتبار کردن
مثلنی این وسط رسوائی بزرگ و کثافت بزرگ
کازیمودوئی یت !!!!! را لاپوشانی کنی
دوست داری این شکلی فکر کنی بکن
کون لقت آره من برای خاطر گل روی پاگنده که هم عاشق مهشید بود و هم عاشق نازلی بود و از من هم بدش میامد تصمیم گرفتم برای یه کمی عقده شخصی و حرصم کس نازلی را برای تو پرچم کنم و کردم
اینو میخواستی همین رو فکر کن
مادرجنده ری اتک های من با منتالیته
تو نیست
تو مادرجنده بوی پائی تصور میکنی اگر مانند توده ای ها به من اتهامی بزنی و یا بگوئي که من طرفدار خلق نیستم من ناراحت میشوم
کون لق خلق ریدم و شاشیدم به خلق خوشت اومد
مادرجنده گاو دهاتی کت دن نه خبر
الاغ اساسا از این لحظه عشقم کشیده که به کس نازلی و کله کیری
مخلوق و دهان ریده مان تو برینم
دلیل هم ندارم
خوشت اومد کافیه برات ؟؟؟؟؟؟؟؟
((آنها تو را در عشق شكست دادند و با خود عهد كردي انتقام بگيري به هر قيمتي كه شده!!!به قيمت فريب خوانندگان،به قيمت دروغ گفتن و بيحرمت كردن ،هيچ چيز براي تو مهم نبود جز انتقامت از مهشيد ونازلي.تو در اين مدت به شعور خوانندگان توهين كردي ولي فرياد ميزدي به اينتليجنت من توهين نكنيد!دروغ ميگفتي ولي از صداقت فرياد ميزدي ،تو فرقي با رهبران جمهوري اسلامي در دروغ و نيرنگ و فريب نداري تو از سياست ذره اي نميداني ولي سعي ميكردي با جارو جنجال خودت را مطرح كني تا رقيبانت را در سايه قرار دهي،تو ريا كار هستي ))
خوب بیگیرم که تو راست میگی
این وسط نمیدونم چرا تو این همه کونت سوخته ؟؟؟؟ مگه تنها آدم بد
من هستم ؟؟؟؟؟
هان تنها بده منم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
((نانا و همه چيز را فداي كينه عشقي ات كردي چون فقط اين پاگنده نبود كه كه از تو به سوي آنان گريخت بلكه كنجكاو و ربل نيز بودند!!!
تو خودت بهتر از هركس ميداني كه من شبح نيستم زيرا بسيار خوب او و افكارش را ميشناسي و اين شبح ناميدن من نيرنگي ديگر ازتوست براي گريختن از واقعيت اين جمله را دوباره بخوان:
"
Saturday, September 04, 2004 به شبح عزيز مارکسيستم
خوب ميدوني که به تمامي پديده هاي جدي و خشگ زندگي
همواره سعي ميکنم يه کوچولو چاشني طنز بزنم .
ولي اين ماجرا که برات مينويسم اون چاشني رو تو خودش داره "
تو همان تهمتي را كه اكنون به نازلي ميزني يعني جندگي در وبلاگ خودت آغازگرش بودي ،باز هم نشاني ديگر از تو:
" ربل عزيزم
اولا ايميلي که ميخواستي برام بفرستي چي شد منتظرم
دوما مواظب خودت باش
چون همچين که من به شخصي اظهار علاقه ميکنم اين دار و
دسته شلخته هاي وبلاگستان ناگهاني به ان فرد اينترست پيدا
ميکنند و مثل مور و ملخ ميريزن سرش
چون همانطور که ميداني اين احمق ها قدرت تشخيص و پيدا
کردن ادمهاي جالب که سرشون به تنشون بيارزه را ندارند .
بنابراين عزيز من بشدت مواظب خودت باش . شاد باشي نانا"))
ولی شبح خان باید خدمتت عرض کنم که باز هم گاف دادی
رفته ای با زحمت و کون پاره کردن اظهار علاقه مرا به پاگنده و کنجکاو و
ربل برایم یافته ای و رو کرده ای
مرسی دستت درد نکنه هیچ کس اینجا این را نمیدانست الا تو و نخوانده
بود تا تو کپی اش کردی !!!!!!!
بابا تو چرا این همه کت دن نه خبری
هستی آخه
عینهون یک شرلوک هولمز دهاتی هستی ولمون کن الاغ خان با این کس و شعرها اون آبروی بر باد رفته ات را نمیتوانی بازگردانی
ازت بدم میاد بوی گهی پا میدی
زور که نیست نوکرت برم درسته من اسمرالدا هستم
ولی ریدم به تو اگه تو کازیمودو هستی
اقل کن یکی از این مردانی که مرا در
خماری عشق خودشون گذاشتن را مثال میزدی یه چیزی ؟
پیف پیف تو ؟ مادرجنده بو گهی حالم
بهم خورد به جان ناشریف و نامحترمت
ببین مرتیکه گهی الاغ سرتو بنداز پائین برو تو طویله ات
این که دیدی من هی توی نوشته ها
چوب میکنم دلیل این نمیشه که هر کسی قادر به این کار باشه
تو مرا تحلیل نکرده ای سخنانم را
بلکه رفته ای اظهار علاقه مرا به سه مرد میان خودمان یعنی پاگنده و
کنجکاو و حتی ربل !!!!!! را یافته ای که نشان بدهی که من عاشق این مردان شده ام و هیچ یک به من محلی نگذاشته اند و من چون از این ماجرا
غصه دار شده ام رفته ام سراغ انتقام
از مهشید و نازلی که اینان خیلی دوستشان داشته اند
بخصوص کنجکاو مهشید را !!!!!!!!!!
و
پاگنده نازلی را !!!!!!!!!!!!!
ربل را نمیدانم اساسا خیلی بهش اهمیتی نمیدادم بچه ای بود مانند برادر کوچکم
ولی اگر دوست داری عاشق شیفته
ربل هم شده ام ولی او کونش را به من کرد ورفت عاشق مهشید و نازلی با هم شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
((حالا شايد بخواهي بداني اين كنجكاوي من در مورد تو از چه روست؟
خيلي ساده است من در تو كمي دقيق شدم براي اينكه سعي ميكردي گونه اي ديگر باشي اما ادعاهاي تو فراتر از تواناييهايت بودند آرشيوت را كه خواندم آنرا دريافتم اما هنگامي كه سعي كردي با قائله مخلوق ما را هم در اينجا بفريبي ،ديگر نشد !!!))
میگما تو وکیل این سه مردی که من عاشقشان شدم ولی به من بد محلی کردند درست است که هستی
ولی وکیل همه مردم و خواننده های اینجا که نیستی که از طرف همه بگی
دستت رو شد برو گورت را گم کن!!!!
البته بگی هم من بهت میرینم در پاسخ
زیرا گفته ام وبلاگ ها مستراح های
پابلیک است و همه میتوانند واردش
شده و خارج شوند دربان دارد ولی
دربانش گهی نمیتواند بخورد
البته بعضی دربان ها هستند که خود را جدی میگیرند و به وبلاگهایشان قفل میخواهند بزنند یعنی که ارث بابای جاکشمونه که چون خوشگلیم امریکا مفتی به ما داده !!!!!!!!!!
با اونا کاری ندارم با خودمون کار دارم
تو فقط میتوانی دست مرا رو کنی
نمیتوانی به باقی بگوئی که من این شکلی دست نانا را رو کردم و برای شما هم (( تعیین )) کردم که دست او رو شده است !!!!!!
((نانا به طور اخطار كرده بودم از اينجا بيرون برو مگرنه لهت ميكنم!
حالا ديگر مهم نيست هرچه ميخواهي در مورد شبح و نازلي و مخلوق بنويس نيمه پنهانت را آشكار كردم!!!!))
بعله ....اخطار کار خوبیست من هم
مرتب اخطار میکنم فقط فرق اخطار
من با تو این است که
من به هرکی اخطار میکنم خواهرش
را میگام
ولی این اخطار تو مثل گه و وجود
تو برایم بی تفاوت است .
فعلنی بونا نوته تا بعد ....نانا زولا
نانا،
بازي تمام شد.همان چيزي را كه ميخواستم اقرار كردي:
"آري به دليل اظهار علاقه ام به پاگنده
وارد ماجراي کس نازلي دختر متعفن آيدين شدم که تا همين الانه ادامه دارد
و تا دربش را گل نگيرم کار ديگري نميکنم والسلام "
من فقط ميخواستم ثابت كنم اين قيل و قالي كه راه انداختي نه از سر دلسوزي براي بلاگرهاي فارسي زبان و نه براي مقدس شمردن مبارزه و نجات دادن مخلوق بلكه فقط و فقط از حسادت زنانه و كينه عميق تو نسبت به نازلي و مهشيد بود وبس،آنها تو را در عشق شكست دادند و با خود عهد كردي انتقام بگيري به هر قيمتي كه شده!!!به قيمت فريب خوانندگان،به قيمت دروغ گفتن و بيحرمت كردن ،هيچ چيز براي تو مهم نبود جز انتقامت از مهشيد ونازلي.تو در اين مدت به شعور خوانندگان توهين كردي ولي فرياد ميزدي به اينتليجنت من توهين نكنيد!دروغ ميگفتي ولي از صداقت فرياد ميزدي ،تو فرقي با رهبران جمهوري اسلامي در دروغ و نيرنگ و فريب نداري تو از سياست ذره اي نميداني ولي سعي ميكردي با جارو جنجال خودت را مطرح كني تا رقيبانت را در سايه قرار دهي،تو ريا كار هستي نانا و همه چيز را فداي كينه عشقي ات كردي چون فقط اين پاگنده نبود كه كه از تو به سوي آنان گريخت بلكه كنجكاو و ربل نيز بودند!!!
تو خودت بهتر از هركس ميداني كه من شبح نيستم زيرا بسيار خوب او و افكارش را ميشناسي و اين شبح ناميدن من نيرنگي ديگر ازتوست براي گريختن از واقعيت اين جمله را دوباره بخوان:
"
Saturday, September 04, 2004 به شبح عزيز مارکسيستم
خوب ميدوني که به تمامي پديده هاي جدي و خشگ زندگي
همواره سعي ميکنم يه کوچولو چاشني طنز بزنم .
ولي اين ماجرا که برات مينويسم اون چاشني رو تو خودش داره "
تو همان تهمتي را كه اكنون به نازلي ميزني يعني جندگي در وبلاگ خودت آغازگرش بودي ،باز هم نشاني ديگر از تو:
" ربل عزيزم
اولا ايميلي که ميخواستي برام بفرستي چي شد منتظرم
دوما مواظب خودت باش
چون همچين که من به شخصي اظهار علاقه ميکنم اين دار و
دسته شلخته هاي وبلاگستان ناگهاني به ان فرد اينترست پيدا
ميکنند و مثل مور و ملخ ميريزن سرش
چون همانطور که ميداني اين احمق ها قدرت تشخيص و پيدا
کردن ادمهاي جالب که سرشون به تنشون بيارزه را ندارند .
بنابراين عزيز من بشدت مواظب خودت باش . شاد باشي نانا"
حالا شايد بخواهي بداني اين كنجكاوي من در مورد تو از چه روست؟
خيلي ساده است من در تو كمي دقيق شدم براي اينكه سعي ميكردي گونه اي ديگر باشي اما ادعاهاي تو فراتر از تواناييهايت بودند آرشيوت را كه خواندم آنرا دريافتم اما هنگامي كه سعي كردي با قائله مخلوق ما را هم در اينجا بفريبي ،ديگر نشد !!!
نانا به طور اخطار كرده بودم از اينجا بيرون برو مگرنه لهت ميكنم!
حالا ديگر مهم نيست هرچه ميخواهي در مورد شبح و نازلي و مخلوق بنويس نيمه پنهانت را آشكار كردم!!!!
نانا... بس کن ...
اين يك فرمان است
نانا... بس کن ...
اين يك فرمان است
ننه فضولباشی: هوی تنه لش! پاشو ظهرشد!
فضولباشی: صبح بخير ننه . خواب ديدم زيتون توطئه كرده كه من بدبو بشم!
ننه فضولباشی: پسرم حالت خوبه؟ چرا هذيون ميگی؟ والله از وقتی زاييدمت بو ميدادی. جونم بالا ميومد هروقت بهت شير ميدادم. سينه هام بوی گنددهنتو ميگرفت هرچي هم ميشستم فايده نداشت.پاشونهارتو بخور
فضولباشی: ا! چرا زيتون سر ميز گذاشتی؟ حتما فردا پس فردا مانی هم ميگذاری سر سفره مون ! ننه جان من دارم با زيتون مبارزه ميكنم اونوقت انتظارداری با غذام زيتون بخورم؟
ننه فضولباشی: فضولكم! حالت انگار خيلی خرابه. زيتون به اين خوشمزگی برات گذاشتم غر هم ميزنی؟
فضولباشی : من به اين دست نميزنم! اينا توطئه مانيه كه وقتی اين زيتونو خوردم باهاش دست به يكی كنه دل و روده منو يكی كنه!
ننه فضولباشی: يا جد بزرگوار به داد پسرم برس! يا علي مرتضی! يا فاطمه زهرا!
فضولباشی: راستی آقام كو؟!
ننه فضولباشی: پسرم چرا جفنگ ميگی؟ تب داری؟ يادت رفته كه تو بابا نداشتی از اول؟
فضولباشی: چی ؟ يعنی زيتون و مانی بابامو كشتند؟
ننه فضولباشی: نه بابا من كي گفتم با زيتون مسموم شد؟ ميگم از اول بابا نداشتی!
فضولباشی: ننه من الان مغزم از دست زيتون و مانی كار نميكنه . اينا دست به يكی كردن منو بی پدر كردن!
ننه فضولباشی: نه عزيزم. تو از اولش بی پدر بودی.هزار بار برات تعريف كردم. اون حاج آقاييكه منو 2 ساعت صيعه كرد و تو محصولش هستی حاضر نشد با من ازدواج كنه خداازش نگذره. بهم گفت ميخواستی قرص ضد حاملگی بخوری زنيكه! خودت برو توله ات رو نگه دار به من چه!
فضولباشی: ننه! ننه! الان فهميدم جريان چی بوده. اون حاج آقا رو زيتون فرستاده بوده سروقتت . بعدشم مانی توطئه چيده كه حاج آقا تو رو مثل سگ از خودش برونه!
ننه فضولباشی: پسرم بيا قرصاتو بخور... بيا پسرم... ديرشده قرص هات... 57 سالت شده هنوز من بايد قرصاتو بهت بدم ؟
فضولباشی: چقدر زر ميزنی ننه! مطمئنم زيتون باهات ارتباط برقراركرده و تو رو نسبت به من بدبين كرده و گفته همونجور كه اون منو از سايتش بيرون كرد تو هم منو از خونه بيرون كنی. بده من اون قرصها رو...
خيلی خوب مرده شور برده ها
همتون ميدونيد که من شوخی و جدی ام قاطی است و همه اش حوصله
گفتن جدی راندارم
به همين دليل اومدم بهتون بگم خاک بر سرها اگرچه هی به من فحش ميدهيد ولی حتی سرهنگ صادق حمايت !!!!!هم منتظر است صبح شود و از خواب برخيزد و ببيند نانا زولا راجع
به ((کس نازلی دختر آيدين چی نوشته است )) مگه نه ورپريده ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خود زيتون از همه فضول تره فکر نکنم اين روزها اساسا بخوابه
چهار سال پيش دوی نيمه شب اومد وبلاگ من روکی گفت - مش نانا چه
خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يادته زيتون خره ..............نانا زولا
فضولباشی جون 122 و 124 تو چی ميگی اين وسط پيرمرد ؟
اين انگار ماموريت داره كه تا دونفر دعوا ميكنند بپره وسط شلوغ كاری كنه و عين گربه مرتضی علی همه چيزو ربط ميده به نبرد شجاعانه اش با زيتون و مانی. براش هم فرق نداره موضوع چيه. حرف خودشو ميزنه.
تو عمدا اينكار را ميكنی فضولباشی. ميخواهی اينجا بسته شود كه بعدش باز باافتخار بگويی من نظرخواهی زيتون را بستم.
راستی فضولباشی يكبار ديگر قضيه جنگ خودت را با زيتون و مانی تعريف كن ممكنست بعضيا خدای نكرده فراموش كرده باشند!
برو بجای اين حرفا كامنت 12 منو بخون و بهش سريعتر عمل كن!
ببر کير تنهای شبحی
خدمت ناشريف نامحترمت عرض کنم هرچه تو بيشتر بروی و در پست های پابليک!!!!! من در وبلاگم مال چارسال پارسال ها بگردی و مدرک از فحش من به پاگنده بيابی که همه قبلا خوانده اند !!!!!!!
از نظر روانی بيشتر ثابت ميکنی که چه همه به ماجرای من و پاگنده !!!!!
آبسس شده ای و اين آبسشن را يک کامنت گذار معمولی در وبلاگ زيتون
معمولا به کسی پیدا نمیکند
مگر که خودش از ما باشد و حال با نام مستعار مینویسد
تو خود را به هر وسیله ای میخواستی
به چشم و چال من فرو کنی ولی ازت بدم میامد
شبح جان ....برای من از روز نخست تو یه بوی پائی میدادی که همون مال حاشیه نشینان است که گفتی بوده ای قبلا
تو یک حاشیه نشین به ضرب انقلاب توده ای شده هستی
تو افکارت بین شهر و ده در نوسان است به همین دلیل بوی پا میدادی
و هرگز از تو خوشم نیامد
حتی روزی که همون اوائل شمر از تو تعریف کرد
نه برادر با دسته کوران طرف بوده ای ولی نانا زولای بینا میان شما آمد
نه کسی از او دعوت کرده بود که بیاید
نه کسی منتظرش بود
از کون آسمان میان شما افتادم و همون اول درک کردم که همگی ارزش های شما ایرانی - اسلامی است
و خیلی ها میان شما حرامزاده
آری به دلیل اظهار علاقه ام به پاگنده
وارد ماجرای کس نازلی دختر متعفن آیدین شدم که تا همین الانه ادامه دارد
و تا دربش را گل نگیرم کار دیگری نمیکنم والسلام
مدتها با خودم فکر میکردم این جنده لگوری میان ما باید مثلنی کسی مثل فائزه رفسنجانی باشد که همه از او میترسند
ولی اشتباه میکردم الانه کشف کردم که عقده و حسد و کاراکتر بوی پائی تو مادرجنده خودش یکی از برپا کنندگان
بلوا سر کس حقیر نازلی دختر آیدین میان ما بوده
در واقع انگشت های کلفت دهاتی
حاشیه شهر نشینی بوی پائی تو
در میان کون و کس امثال نازلی ها است برای انتقام از تحقیرت
خوب هی برو نوشته های مرا زیر ذره بین بذار
جز ثبوت این که خود مادرجنده آبسست با منی هیچ افاقه ای برایت ندارد
مگر نمیگویم :
نانا شکست ناپذیر است
بابا من ناف همه شما را با هم با دندان بریده ام
آخه کی این میخواهد تو کله هاتون فرو بره ؟؟؟؟؟؟؟ کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا زولا
اين نادر 122 ديگه از كون كي در اومد؟
خب معلومه كه من تخم تو نيستم،
تو دوتا تخم فندقي داري كه يكيش باباته يكيش هم ننت
و شبها با اونها تيله بازي ميكني جوجو!
نادر فندقي تو هنوز بزرگ نشدي اگر شده بودي ميفهميدي كامنت مري ساختگيه
پس اندازه دهنت گوه بخور!
اينرا هم بگويم و بروم تا فردا
ببر تنها ميدانم كه منظورت من بودم
از اينكه گفتی ترا مانی بنداشتم خير
اينطور نيست بنده ترا مانی نبنداشتم
چون تو همان كسی بودی كه با
من همصدا شدی برای افشای ارتباط
مانی با زيتون اما تا ديدی بضررت
شده ناگهان دست كشيدی و مجيزگوی
ايندو شدی حالا ميخواهی مسخره ام كنی؟!
زهی خيال باطل بنده هنوز هم برسر
حرفم درمورد يكی بودن مانی
و زيتون هستم اين توهستی كه وسط
كار رها كردی و خيانت به من كردی
و مجيزگوی زيتون شدی
فضولباشی
زيتون جان من دوست دارم سال ۱۳۸۸ خورشیدی سال آشتی ملی باشه .سالی که ما ایرانیان ازهرقوم وباهرباوری به آرامش ودوستی برسیم.
ببر تنها از جوابت به مری معلوم شد
چقدر لاشی و احمق هستی
انگاری نانا و تو ار يک خانواده هستيد
اگر لاشی نبودی که طرف نانا را نمی
گرفتی !؟
چرا اين همه خودتو مطرح ميکنی
بکی بگه من کيم ؟؟؟
تو تخم منم نيستی
بازهم خبری درباره اعضاء جدا شده از مجاهدین
در سال 1373 به همراه 1000 تن از همرزمان خود در تصفیه خونین درون فرقه ای اشرف قرار گرفته و به مدت 6 ماه زندانی و شکنجه می شود.تلخ ترین خاطره اش شبی از زندان مجاهدین در قرارگاه اشرف است وقتی که زندانبانان مجاهدین ،پرویز احمدی را زیر شکنجه مثله کرده و نیمه جان به درون سلول اش می اندازند".پرویز احمدی عضو با سابقه مجاهدین در زیر شکنجه رهبران مجاهدین به جرم واهی نفوذی کشته شد" و او (جمشید چارلنگ)کسی که پس از 20 سال هنوز همسر و فرزند اش را ندیده .....
باز اين زنيکه لکاته که زير پسر عموی بنی سگ جر داده شده آمده اينجا!!
آخه نانا پيرزن مفلوک تنها! اگر وبلاگ احمقانه ات خواننده ندارد چرا می خواهی بازار گرمی در کامنتدونی زيتون می کنی؟
پدرسگ خر!! تو اينقدر ابلهی که فکر می کنی من هم که ۷۰ سال دارم را می توانی خر کنی؟ مادر قحبه؟ من که يادم بنی سگدر مورد فلسفه ی کتک زدن زنها می گفت:
«به روانپزشکی مراجعه کنید فلسفه اش را به شما خواهند گفت. بعضی زنان در رابطه با هم خوابگی خشونت پذیرند.من در رابطه با این مسائل نیستم از قول آنها می گویم.
چون در طی قرون زن در موقعیت مادونی بوده و همیشه در حالت تحقیر و توسری خور بوده ، یک حالت بیم و ترس در او هست و این حالت در بعضی زنها شدید است و اینها متمایل به یک حمایتی می شوند و این حمایت به صورت خشونت طلبی در می آید و خشونت می طلبد.این آیه در مورد نشوز است و نشوز به معنی نافرمانی است.اما نه بطور مطلق ، منظور از نشوز، همانطور که امام خمینی تفسیر کرده ، نافرمانی جنسی است. نافرمانی در رختخواب، آن هم ممکن است در تمام مدت زندگی یک دفعه اتفاق بیفتد که یک خشونت جزیی لازم دارد، اگر کفایت نکرد یک خشونتی می خواهد و موردش را روانپزشک یا حاکم شرع خواهد کرد یا دکتر!!
"ديگر به قطع و یقین به من و خیلی ها از میان شما ثابت شده
که فردی به نام پاگنده - بابای عرفان - کیوان سی و پنج درجه
رختکن خاطرات - و بگیر و برو
که فقره ای بین ما میباشد که درست مانند شهریاری توده ای
ساواکی هزار چهره دارد...اکنون با ماسک هائی که من یکی بعد از دیگری از چهره کثیف
چون آلت رجولیتش پائین کشیدم هنوز با وقاحت و رسوائی که
کاریست خاص لجاره ها با پر روئی یک بچه کونی رژیم ایران ..."
اين پاراگراف قسمتي از پست 27.11.07 ناناي سرخورده ميباشد.طولاني است اما توصيه ميكنم ادامه اش را هم بخوانيد تا بيشتر او را بشناسيد،
حالا كامنت 109 را نگاه كنيد كه جوابي براي زيتون نوشته:
"نمونه میخواهی
رفیق گرامی نجیب و انسان و آدم
حسابی من پاگنده محترم عزیزم "
خب حالا خودتان قضاوت كنيد كسي كه به اين اندازه تزلزل فكري و روحي دارد لايق خواندن و توجه كردن است؟
او شخصي بيچاره و درمانده است كه در گه خود غوطه ميزند و اينگونه ميخواهد همه جا را به گه بكشد تا سرخورده گيش را تسكين دهد.
نانا بهت گفتم گورتو گم كن ازينجا،
از هم ميدرمت!
بابا يكي به من بگه من كي هستم؟؟!!
ما كه گيج شديم،يه مدت فضولباشي بوديم،بعد ماني شديم حالا شديم شبح!!
من يكي دوبار چند سال پيش به بلاگ شبح سرزدم فكر كنم چپ باشد و اصلن عقيده اش به گروه خوني من نميخورد بيشتر ازين هم درباره او نميدانم.
بعد هم اينكه از khodam عزيز بايد تشكر كنم كه تايپ صحيح اسم منو به زيتون متذكر شد،من هرچي به كيبورد نگاه ميكنم ميبينم فاصله بين "ب" و "پ" بيشتر از اين حرفهاست!
سخني هم با زيتون عزيز،اول اينكه من پير بودن را به هيچوجه نشانه ضعف شخصيتي نميدانم اما هستند انسانهايي كه با پير شدن و كهولت سن صفات واقعيشان آشكارتر ميگردد كه نمونه مجسم اش هم اين ناناي هارشده است، به همين خاطر هم پيشوند و پسوند پير براي وصفش تا همچين يكم آبدارترش كرده باشم!!!!!!ديگر اينكه خانم جان انسان هرچقدر هم صلح دوست و پاسيفيست باشد ديگر هنگام جنگ كه دست دوستي به سوي دشمن دراز نميكند كه اين جز ضعف معناي ديگري براي دشمن افسار گسيخته نخواهد داشت .
در هر حال خودت بهتر ميداني اما مطمئن باش اين زنك را چنان در همينجا له خواهم كرد كه همان 15 تا خواننده اش را هم از دست بدهد،به خاطر اينكه به معناي واقعي كلمه يك مدعي است و من از مدعي متنفرم.
البته من تو راصاحب اختيار اين وبلاگ و كامنت دوني ميدونم .
فعلن
بابا يكي به من بگه من كي هستم؟؟!!
ما كه گيج شديم،يه مدت فضولباشي بوديم،بعد ماني شديم حالا شديم شبح!!
من يكي دوبار چند سال پيش به بلاگ شبح سرزدم فكر كنم چپ باشد و اصلن عقيده اش به گروه خوني من نميخورد بيشتر ازين هم درباره او نميدانم.
بعد هم اينكه از khodam عزيز بايد تشكر كنم كه تايپ صحيح اسم منو به زيتون متذكر شد،من هرچي به كيبورد نگاه ميكنم ميبينم فاصله بين "ب" و "پ" بيشتر از اين حرفهاست!
سخني هم با زيتون عزيز،اول اينكه من پير بودن را به هيچوجه نشانه ضعف شخصيتي نميدانم اما هستند انسانهايي كه با پير شدن و كهولت سن صفات واقعيشان آشكارتر ميگردد كه نمونه مجسم اش هم اين ناناي هارشده است، به همين خاطر هم پيشوند و پسوند پير براي وصفش تا همچين يكم آبدارترش كرده باشم!!!!!!ديگر اينكه خانم جان انسان هرچقدر هم صلح دوست و پاسيفيست باشد ديگر هنگام جنگ كه دست دوستي به سوي دشمن دراز نميكند كه اين جز ضعف معناي ديگري براي دشمن افسار گسيخته نخواهد داشت .
در هر حال خودت بهتر ميداني اما مطمئن باش اين زنك را چنان در همينجا له خواهم كرد كه همان 15 تا خواننده اش را هم از دست بدهد،به خاطر اينكه به معناي واقعي كلمه يك مدعي است و من از مدعي متنفرم.
البته من تو راصاحب اختيار اين وبلاگ و كامنت دوني ميدونم .
فعلن
اوه مري جون!
تو چقدر ناز داري،من فهميد كه تو با ادب خيلي بود و اينجا كس وكون زياد نوشته است لفن angry نشو.ماماني شما خيلي گوه خورد به شما گفت زيتون برو فارسي ياد بگير اينجا كه كودكستان نيست نازبالي كس!!
شما كه خارج بزرگ شد ميشه لفن بگين كجا بزرگ شد كه از اين حرفهاي بد بد اونجا نگفت ،من ميدونست كه تو مدرسه هاي اونجا خيلي حرف كسو كون و كير زد بچه ها!!!
برو بابا جاكش تو هم حال داري ها!!
خانم مری
من ريدم به تو و کسی که به تو گفته است زيتون را بخوانی
مادرجنده تو گه خوردی که از کس و کير ناراحت شدی اگر تو کلمه کس و کير را تا کنون نشنيده ای پس گه بخور
اساسا به وبلاگستان فارسی نيا
زيرا زين پس در اينجا تا مدتها جز از کس نازلی دختر آيدين که دوست مظلوم!!!! زيتون است چيز بدرد بخورتری
نخواهی خواند
مری فهمت کردم يا نه ؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا
زیتون ....چوب بیس بال کلفتی در دستم گرفته ام و داخل کس متعفن
گهی نازلی دختر آیدین کرده ام و میچرخانم تا جائی که کاملا این کس
را پاره پوره کرده و جلوی سگ بیندازم
یا تو با سخنانی که بهت زده ام سرت را میندازی پائین و به این دعوای من با این لکاته مادرجنده کاری نخواهی داشت
و یا به قدری این چوب بیس بال را در کون هر چند نفر باشید میچرخانم
که کس و کون همه شماها را که به کس جذامی نازلی دختر آیدین گوشه لطفی دارید پاره و پوره کنم
فعلنی مخلوق جزو صد در صد کون پاره شدگان است
ولی تو و شبح هنوز نیستید
این انتخاب را هم به تو میدهم که عقلت را بکار گیری
قبل از(( ا....گ...لی)) شدنم با خودت
از این مری کوسو های دور و بر فمینیست توده ایت اگر بخواهی علم
کنی ممکن است لقبی هم به خودت
بدهم
این اخطار هنوز دوم است اگر سه اخطار بهت بدهم کارت تمام است
فقط از تو میخواهم از گرفتن بوی کس نازلی دختر آیدین حالا که دارم این کس را میچرخانم جلوی چشم همه
تا میتوانی دوری کنی
دهانتان را باز کنید خدمت تک تک رسیده ام سرم درد میکند برای لایروبی
خسته و مریض ام از دروغ و کس کلک
بازی و عقده و بیماری جدام کسی و
کیری و عقب ماندگی
شمشیری از رو بسته ام برای هر مادرجنده کس کلک بازی بین خودمان که فقط جرات کند دهانش را باز کند
والسلام ....................نانا زولا
خانم زيتون من خارح متولد شدم مامان و بابام به من فارسی ياد داده
بمن ميکن بايد باايران اشنا بشی وبلاک شمارا معرفی کردن بخوانم تا باايران اشنا بشم و فارسيم هم خوب بشه همه نوشته هاتون را ميخوانم اگرنيفهمم مامانم کمک ميکنه ولی مامان بام ميگن کتمنت نخانم چند روز است ميکن اصلا نرو زيتون جون خرف های بد توکامنت هاش مينويسند من خحالت ميکشم بعصی از خرفهای اين جا نوشه شده را بخووانم يا از مامانم وبابام بچرسم
نيدانم جرا اين حرف را مينويند
توی ايران ادم ها باهم ايجوری خرف ميزنند این خیلی بد ه چند کلمه از مامی ام چرسيدم گفت کجا ياد گرفتی کفت تو زيتون اونا ديدن بمن کفتن ديکه زينون نرو برای بزرگها ست ولی من درنوشتههاتون اصلا بد نيميبنم نیقهمم چرا این ادم های شما چرا بیتربیت هستند ولی من خو د شما را دوستان دارم. لفن بگین اینحا جای فقط مال ادم های گنده ست
آخرين خبر از کس نازلی دختر آيدين
در محلی (( پابليک ))
با کمال خرسندی به اطلاع ميرسانم که مخلوق به کس نازلی پيوست و به من ثابت کرد که خيال بازی بازی با وبلاگستان جدی را دارد
من هم منتظر همين بودم
زين پس مخلوق را کير کير شده مينامم
و به تمامی مباحث جدی او ريدنی ميکنم که با شخص سيد علی چلاق
هم تاکنون نکرده ام
مخلوق کير شده و نازلی کس بده را از بخش خودمان بيرون خواهم کرد
جلوی چشمان از حدقه در آمده همه شما
زيرا ميخواهم نشان دهم که انسان های با شعور و خرد راه های غلبه بر کثافت و تعفن را دارند
اگر بخواهند
که من ميخواهم ..................نانا زولا
زیتون جان
نوش جان کردی حالا؟
من نگفتم با این سلیته دهن به دهن نشو؟
فکر کرده بودی این آدمه؟
فرقه مجاهدین همینه عزیز
به همه از دم
تمامی کارهايم را کنار نهاده ام و رفته ام روی کس نازلی دختر آيدين
نمايش (( تولد دوباره کس نازلی )) در وبلاگستان را به خاک و خون کشيدم
و از آن جلوگيری صل الا نانا زولائی کردم
اين کس چسبنده برای لج کردن با من به پيامگير مخلوق رفته و با عشوه ای
کس عرضه گانه !!!!!! (يعنی عرضه کسی )
خواسته مخلوق را بيازمايد
مخلوق تا کنون پاسخی به او نداده
من منتظر نشسته ام ولی ته دلم
باور دارم که پاسخی به اين کس متعفن نخواهد داد
مخلوق کانسی کوئنس پاسخ به اين سوراخ کس حشری را خوب ميداند
نمونه ای کامل و رفيق جلوی رويش دارد
خوب تا اينجا به شما نازلی کسو گفتم که دستک دفتر کست را جمع
کن و به همان سياوش و ابوالقضل و
پيام و پيمان هائی که برايت کامنت ميگذارند بسنده کن
ما به اضافه مخلوق در وبلاگستان فارسی بخش سياسی اجتماعی
که برايمان يک دانشکده است برای ياد گيری نيازی به فاحشه ای با عکس های کون و کسش نداريم
اين دانشگاه جای درس خواندن و ياد گيری است و خانه عفاف اسلامی ايران نيست
ميدانم که خيلی از شماها قبلا فکر ميکرديد که وبلاگستان يعنی مهناز ويران از کسش بگويد و شما هی به به به به چه چه چه چه کنيد
که يعنی فمينست هستيد !!!!!!!!!
ولی سه فینی
درب کس نازلی دختر آيدين را به کمک و همکاری مخلوق فعلا تا اينجا گل گرفتم
منتظر باقی حوادث هستم
شما هم باشيد ..............نانا زولا
حرضت خانم زیتون
ابدا موافق هیچ کاری زیر جلکی با تو نیستم البته اصولا با هر کار زیر جلکی مخالفم زیرا مردم را خر فرض کردن است والسلام
ترا هم نبخشیده ام زیرا تصور کرده ای که با زبان چرب و نرم زیتونی همه را پلیز کنی وروی مسائل ماله بکشی
میدانی که ترا کفن کن محال و ممکن است که بگذارم پریود
کی تا حالا گذاشته ام؟؟؟؟
به همین دلیل
پاسخی تمام و کمال به پیام بچه خرکنی ات میدهم تا
دیگه به فکر سرو کله زدن با نانا نیفتی تا روزی که مینویسی
((ببرتنهای عزيز
من درک میکنم عصبانيتت رو. اما ایکاش بتونيم ما هم از کلمات بد پرهيز کنيم. مثلا کاش کامنتت از خط دوم شروع میشد.
زنك مازوخيست ـ پير خرفت ـ زنيكه ـ عجوزه سرخورده کلماتی هستن که يعنی ما هم متقابلا تورا قضاوت میکنيم.))
تو گه میخوری که ببر تنها را درک میکنی ببر تنها شبح کیری است که در زیتون کاملا فعال است پس خفه خر باباته
این ببر تنها هنگامی که خشمگین شد دیتیلی از اظهار علاقه من به پاگنده و کنجکاو داد که نشان داد خود شبح مادرجنده است و از حسادت در شرف دق مرگ شدن !!!!!
من مدتی زیستن را با آقای پاگنده محترم بین خودمان اشتباهی گرفتم و او را تشویق شعری کردم
او شبح بود و با تصور این که من عاشقش شده ام خودش را جلو انداخت و متاسفانه دچار تحقیر عشقی شد
دلیل او برای پیوستن به کس نازلی دختر آیدین همین سرخوردگیش از من است و انتقام
این ببر تنها هرکسی غیر از شبح بود هرگز با این خشم از کسانی که من دوست داشته ام و فکر میکند برایشان عشوه آمده ام و محلم نگذاشته اند سخن نمیگفت در سخنان او حسادتی سیاه نهان بود که دلیل رانده شدنش به وسط کس نازلی دختر آیدین بود والسلام
پس گه مفت نخور و به اینتلجنت نانا توهین نکن فهمستی
((نمیخوام معلمبازی دربيارم چون خودم خيلی بيشتر از اينها مردم رو به ناحق قضاوت کردهام. تو وبلاگم که بيشتر از همه جا. خیلی وقتا کلمهی مرتیکه رو بهکار بردم و خیلی بدتر از اینا...
من سن نانا رو ۵۰ سال فرض میکنم. اگر ۷۰ يا ۸۰ يا ۹۰ سالش هم بود نبايد سنش بشود نقطه ضعف او!
نانا خودش رو هم بکشه من ازش متنفر نخواهم شد.))
ولی من نیازی نیست که از تو خوشم بیاید
بارها در همین پیامگیر کیریت به کمکت شتافته ام زیرا آندر داگ تشخیصت دادم
از این کس و شعرهای تعارفی با من میدانی که نمیتوانی تکه پاره کنی
بهت گفته ام من ماورای بحث های شما هستم
((اينکه چرا وقتی از نوشتههای بلاگری خوشش مياد مثل پاگنده يا مخلوق يا هر کس دیگری... به چه علت اگر اونا برای دختري کامنت محبتآميز نوشتن یهو اون دختر میشه هیولا و بدترین و فاسدترین دختر دنیا من توش موندم. واقعا اون دخترا چه گناهی دارن که باید شنیعترین فحشها رو بخورن؟))
هیچ گونه ای بهتر از این نمیتوانستی مادرجندگی خودت را که ریشه های توده ای کیری متعفن دارد نشان دهی
میگی چطوری بگیر که اومد
تو مادرجنده از همه بهتر خبر داری که چه بین من و پاگنده و مهنازنازلی کسو گذشت مگر نه ؟
دلیلم بسیار ساده است
تو به خاله زنک وبلاگستان معروفی مگه نه ؟
مگه میشه به خاله زنک وبلاگستان حتی اگر خودش نداند کسی خبر ندهد
که برو نانا را بخوان داره میرینه به هیکل شکل کس مهناز نازلی !!!!!!!
مادرجنده خودت را به الاغی بزنی ازت الاغی که هستی میسازم
اخطار دوم بهت بود
نانا جان
((اگر نازلی دختر آیدین و مهناز و سوفیا و مهشید یا من یا هر کس دیگری همسایهی تو بودن آیا هرگز به خودت این اجازه رو میدادی که بری در خونهشون رو بزنی و رکیکترین فحشها رو بهشون بدی؟))
زین پس بعد از تجربه این نمایش کس بدهی نازلی دختر آیدین
هیچ نازلی مهناز سوفیای مهشیدی را نمیگذارم که
میانمان بماند
همسایه مگر من الاغم که بروم در جنده خانه خانه بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟
من در یک خیابان خیلی زیبای درختی
سر سبز تمیز محترمانه شهر در امریکا
زندگی میکنم
خوب اگر دوست داشتم همسایگانم امثال این دختران نازنین کس بده رفیق
تو باشند میرفتم دور و بر جنده خانه های اینجا خانه میگرفتم
پس اولا جنده ها را مانند مردم عادی
نشمار و همسایه کسی نگوی
جنده ها جنده هستند مساله شان مطرح شدن کسشان است و از این طریق پولدار شدن
خرفهمت کردم
((ندیده میدونم تو هرگز چنین کاری نمیکنی! خیلی دلم میخواست تورو از نزدیک می دیدم. از خاطرههایی که تعریف میکنی متوجه میشم که دوست خوب و صادق و رکی هستی برای دوستات. و همینطور همسایهی خوبی برای همسایههات...))
تو گه میخوری که ندیده چیزی را میدانی
زیرا اگر من از نه هزار مایل دورتر ندیده و نشناخته شمایان را تک تک مانند
استریپرهای فاحشه هوستون لخت
مادرزاد کردم دلیل این نیست که همه
بتوانند چیزی را ندیده بدانند
کجای کاری ؟
تو میدانی بین ذهن من و ذهن تو فاصله چه همه است
به مرگ سی با اگه میدانستی ها
دمت را لای پایت کرده و به شبح هم توصیه میکردی که فعلنی با نانا کیشمیشی هیچ سر و کله ای نزنیم
زیرا آبرویمان میرود
بخصوص
سر کس نازلی دختر آیدین ما هم بوی کس میگیریم
قضیه مث اینکه جدیه و نانا دیگه هیچ سدی برای ریدن کامل به کس نازلی دختر کسوی آیدین ندارد
((حالا چرا تو وبلاگستان گاهی پشتسرهم يه آدم رو مورد حمله قرار میدی خيلی متعجبم!
اگر من خواهرت بودم میگفتم نانای عزیزم به کار خودت برس. حرفهای خودت رو بگو ٬ عکسهای زیبای الیزابتتایلور و بریژیت باردو بگذار٬ موزیکهای قشنگ به بلاگرهای دیگر تقدیم کن( واقعا سلیقهات تو این موارد عالیه) عقایدت رو در مورد سیاست و همه مسائل بنویس.))
اگر تو خواهر من بودی زیتون نبودی
یک ببر ماده دیگر بودی که با من جفت
میشدی
و راستش را بخواهی من دست خواهریت امثال ترا رد میکنم
من به کسانی احترام میگذارم که به
خودشان احترام میگذارند
و از دروغ و کس کلک بازی و گنگ و باند بازی میان ما حذر میکنند
تو از آن دسته نیستی متاسفم
(( اما مرگ من انرژیات رو صرف توهین و تهمت و دعوا با دیگران نکن. هیچکس با تو دشمنی نداره.))
میدانم کسی جرات دشمنی با من را ندارد
ولی اما من به کسانی که کس خود را بین ما به مزایده و مناقصه میگذارند
دشمنی دارم تا نهایتش
میدونی راحتت کنم اگر من نتوانم کس نازلی دختر آیدین را میان خودمان گل
بگیرم درش را
پس باقی سخنان و ادعاهایم کس و شعر است زیرا عرضه
نداشته ام
به همین دلیل میزان جدیتم را برای
نابودی کس بوگهی نازلی از همین
بخوان و برو
نه با تو شوخی دارم نه با شبح نه با مخلوق
گفتن این که نازلی دختری مظلوم است هم فرقی نه در من میکند
نه کسانی که او را میشناسند و نه کسانی که مرا باور دارند
بنابراین تنها به خودت گه میریزی به حساب نازلی
نازلی عادت دارد که مردم سر کسش
به گه کشیده شوند
نمونه میخواهی
رفیق گرامی نجیب و انسان و آدم
حسابی من پاگنده محترم عزیزم
(( وبلاگت رفتم و آهنگی که به من و شبح تقديم کردی تونستم باز کنم. خيلی زيبا بود. دستت درد نکنه!
در ضمن عکس دوتايی من و شبح رو از کجا کش رفتی ناقلا:)))
راستی مدتیست از شبح خبری ندارم. خوب شد یادم انداختی یه ایمیل احوالپرسی براش بنویسم.
یادته که شبح چه سال سختی رو پشت سر گذاشت؟
اگر موافق باشی با ایمیل با هم بیشتر در ارتباط باشیم نانا جان.
اوکی؟))
چرا خودت را به خری میزنی عکس دو عدد میمون دلقک را برای تو و شبح گذاردم تشکرت برای چیست ؟
زیتون برای بار آخر میگویم فعلنی فوکوسم روی کس نازلی است و پیامیگر شخص خودت
برای ثبوت پدیده پابلیک بودن وبلاگستان تصمیم گرفته ام که در پیامگیر تو این نکته را به کسانی که
درک نمیکنند تا هر زمان که طول بکشد
ثابت صل الانانائی کنم
بنابراین تو فقط دو راه داری
اگر سخنانم جذب مخت شد برو پی کارت
مطابق سابق ادامه بده انگاری نه انگار که کس نازلی دختر
ایدین را ((کس دارتی )) کرده ام
یا پیامگیرت را بببند
و یا مرا
آی پی ام را ببند که بعد خواننده های نانا زولا کسانی میشوند که راجع به تو و شبح
و کس نازلی با هم خواهند خواند
باز هم تکرار میکنم نه از تو خوشم میاد نه از شبح ولی تو و شبح و مخلوق را هنوز جدا از کس نازلی
قضاوت میکنم
و دشمن شما نیستم
هرکی به این کس جذامی از نظر من بچسبد خودش را هم کس یا کیر
میکنم امیدوارم کاملا درک کرده باشی
که از چه سخن میگویم
با من هم دیگر از در نصیحت و خواهری
هرگز در نیا که بهم توهین میکنی
نانا زولای فوکوس روی یک کس دارتی
تا اطلاع ثانوی
زيتون عزيز سريال مرد هزار چهره رو ديدم خيلی شخصيت جالبی رو نشون ميده ادمی ساده وصادق كه نمیتونه حقش رو از دیگران بگیره ولی همین صداقتش در اخر كمكش میكنه.
عيد ديدنی های گله ای هم صفايی داره. خونه پر از مهمون و بچه هایی كه تو هم لول میخورن و شلوغ و پر از سر و صدا.
سیزده بدر خوش به حالت كنار دریا بودی حسودیم شد.
سال ۸۸ هم اگه همینطور ادامه پیدا كنه باید گفت سال ننگ و نفرت. ولی اگه رهبرش عوض بشه واقعا نمیدونم چه اسمی باید براش گداشت.
نادر عزیز از انگلیس
سال نوتون مبارک
اگه میشه با ایمیل زمان اومدنتون رو با ایمیل بهم خبر بدید. امیدوارم بهتون خوش بگذره...
پير تنهای عزيز
من درک میکنم عصبانيتت رو. اما ایکاش بتونيم ما هم از کلمات بد پرهيز کنيم. مثلا کاش کامنتت از خط دوم شروع میشد.
زنك مازوخيست ـ پير خرفت ـ زنيكه ـ عجوزه سرخورده کلماتی هستن که يعنی ما هم متقابلا تورا قضاوت میکنيم.
نمیخوام معلمبازی دربيارم چون خودم خيلی بيشتر از اينها مردم رو به ناحق قضاوت کردهام. تو وبلاگم که بيشتر از همه جا. خیلی وقتا کلمهی مرتیکه رو بهکار بردم و خیلی بدتر از اینا...
من سن نانا رو ۵۰ سال فرض میکنم. اگر ۷۰ يا ۸۰ يا ۹۰ سالش هم بود نبايد سنش بشود نقطه ضعف او!
نانا خودش رو هم بکشه من ازش متنفر نخواهم شد.
اينکه چرا وقتی از نوشتههای بلاگری خوشش مياد مثل پاگنده يا مخلوق يا هر کس دیگری... به چه علت اگر اونا برای دختري کامنت محبتآميز نوشتن یهو اون دختر میشه هیولا و بدترین و فاسدترین دختر دنیا من توش موندم. واقعا اون دخترا چه گناهی دارن که باید شنیعترین فحشها رو بخورن؟
نانا جان
اگر نازلی دختر آیدین و مهناز و سوفیا و مهشید یا من یا هر کس دیگری همسایهی تو بودن آیا هرگز به خودت این اجازه رو میدادی که بری در خونهشون رو بزنی و رکیکترین فحشها رو بهشون بدی؟
ندیده میدونم تو هرگز چنین کاری نمیکنی! خیلی دلم میخواست تورو از نزدیک می دیدم. از خاطرههایی که تعریف میکنی متوجه میشم که دوست خوب و صادق و رکی هستی برای دوستات. و همینطور همسایهی خوبی برای همسایههات...
حالا چرا تو وبلاگستان گاهی پشتسرهم يه آدم رو مورد حمله قرار میدی خيلی متعجبم!
اگر من خواهرت بودم میگفتم نانای عزیزم به کار خودت برس. حرفهای خودت رو بگو ٬ عکسهای زیبای الیزابتتایلور و بریژیت باردو بگذار٬ موزیکهای قشنگ به بلاگرهای دیگر تقدیم کن( واقعا سلیقهات تو این موارد عالیه) عقایدت رو در مورد سیاست و همه مسائل بنویس. اما مرگ من انرژیات رو صرف توهین و تهمت و دعوا با دیگران نکن. هیچکس با تو دشمنی نداره.
به وبلاگت رفتم و آهنگی که به من و شبح تقديم کردی تونستم باز کنم. خيلی زيبا بود. دستت درد نکنه!
در ضمن عکس دوتايی من و شبح رو از کجا کش رفتی ناقلا:)))
راستی مدتیست از شبح خبری ندارم. خوب شد یادم انداختی یه ایمیل احوالپرسی براش بنویسم.
یادته که شبح چه سال سختی رو پشت سر گذاشت؟
اگر موافق باشی با ایمیل با هم بیشتر در ارتباط باشیم نانا جان.
اوکی؟
زیتون خانم لطفا از طریق آی پی فیلترش کنه بعد یکی دو بار اپی عوض کردن خسته میشه زنیکخ جنده رو
این پیام را برای مخلوق نوشتم ولی گویا باید
او تائید کند بنابراین در همه وبلاگ ها که محلی
پابلیک است میگذارم والسلام ....نانا زولا
خانم نازلی کسو دختر آیدین
بگذار پاسخت را من به جای مخلوق بدهم
ما در بخش جدی وبلاگستان به زنان فاحشه ای که
میانمان کس خود را به مزایده و مناقصه نهاده اند نیازی
نداریم
مخلوق اگر پاسخ ترا دهد با من روبروست به او گفته ام
ترا و کست را در میان ما نیاورد
او با تو کاری ندارد ولی مثل اینکه کس تو چسبناک است و
به کیر مردان میچسبد من خمیه خرگاه خودم را در این پیامگیر
بر پا کردم تا بهت نشون بدم شوخی با کس بوگندوی تو یکی
دیگر ندارم
مادرجنده وقیح خود را خیلی پر رو میدانی اگر پری بلنده هم
باشی به همت مردانی که دنبال کس و کون بین ما نیستند
کارت را تمام میکنم
در شکل پاسخ کیری مخلوق به تو خود مخلوق را هم با تو تمام
میکنم
دوست داری بفرما بازم پیام برای مخلوق بذار ...........نانا زولا
پيامی به مخلوق
به تو ياد آوری ميکنم که قبل از دادن پاسخ نازلی دختر کسوی آيدين در پست تازه جديت به سخنانم که برايت نوشته ام کمی فکر کنی همين
علت نوشتن پيام در اينجا برای اين است که ميدانم تو هم در گير باند شبح زيتون نازلي کسو شده ای
برای نمايش تولد دوباره کس نازلی
ميان ما
اگر از نيمه راه بازگشته ای پاسخ سئوال اين سوراخ کس متعفن را در وبلاگت نده
به صلاحت و خيرت است ...نانا زولا
Salam Ziton khanoom
Man emsaal omdam iran Kash midonestam beh didanet miyomadam. Tazeh on pedar madreh azizet ra ham mididam.
Fadat
Nader
Salam Ziton khanoom
Man emsaal omdam iran Kash midonestam beh didanet miyomadam. Tazeh on pedar madreh azizet ra ham mididam.
Fadat
Nader
أفرين به خودم وببر تنها خوب جلوی نانا وایسادند.ثابت کردند که با حرف درست هم میشود این زنیکه را لجن مال کرد...
أفرين به خودم وببر تنها خوب جلوی نانا وایسادند.ثابت کردند که با حرف درست هم میشود این زنیکه را لجن مال کرد.
بنا به توصيه khodam نميخواستم ديگر جوابي براي آن زنك مازوخيست بنويسم چون من هم عقيده دارم اين پير خرفت تنها تشنه مطرح شدن است و بس اما چند چيز است كه نميتوانم بدون جواب بگذارم شما اگر كامنت 70 اين زنيكه را بخوانيد متوجه ميشويد وي هنوز مفهوم آزادي را درك نكرده است،آزادي را با آنارشي يكي ميداند!!!نوشته هر انساني در جوامع مترقي آزادي بيان دارد ولي آزادي عمل ندارد!!من نميدونم اين قاطر كدام جامعه مترقي را ميگويد؟تا آنجا كه من ميدانم آزادي در جوامع پيشرفته تعريف معيني دارد و آن اينكه هركس در عمل رفتار و گفتار خود آزاد است تا زمانيكه مزاحمت و نا امني براي شخص ديگر ايجاد نكند و رفتارش مغاير با قوانين اصولي آن كشور نباشد.
اين حد و مرز تنها يك نوع از آزادي را شامل نميشود بلكه كليت آن را در بر ميگيرد!!
بعد براي زيتون پيغام ميگذارد :به اينتليجنت من توهين نكن!!
كدام اينتليجنت لطفن؟تو هنوز نميداني آزادي يعني چه آنوقت نام وبلاگت را گذاشتي آزادي براي همه؟؟!!كامنت 72 را هم تا آخر بخوانيد و خود قضاوت كنيد.
اما در كامنت 73 نوشته:"بی تعارف با شما بچه مچه ها باید بگویم که تمامی کسانی که
فهم و شعور و درکی دارند با خواندن من ناگهان دنیای دیگری
برویشان گشوده میشود "
بايد بگويم اين يكي را درست ميگويد با خواندن نانا دنياي ديگري برويمان گشوده ميشود،دنيايي پر از گه و كثافت و فحش و تخريب و خود شيفتگي و روان پريشي!
نانا گورتو گم كن از اينجا تو چيزي غير از تهوع در اينجا ايجاد نميكني عجوزه سرخورده.
بنا به توصيه khodam نميخواستم ديگر جوابي براي آن زنك مازوخيست بنويسم چون من هم عقيده دارم اين پير خرفت تنها تشنه مطرح شدن است و بس اما چند چيز است كه نميتوانم بدون جواب بگذارم شما اگر كامنت 70 اين زنيكه را بخوانيد متوجه ميشويد وي هنوز مفهوم آزادي را درك نكرده است،آزادي را با آنارشي يكي ميداند!!!نوشته هر انساني در جوامع مترقي آزادي بيان دارد ولي آزادي عمل ندارد!!من نميدونم اين قاطر كدام جامعه مترقي را ميگويد؟تا آنجا كه من ميدانم آزادي در جوامع پيشرفته تعريف معيني دارد و آن اينكه هركس در عمل رفتار و گفتار خود آزاد است تا زمانيكه مزاحمت و نا امني براي شخص ديگر ايجاد نكند و رفتارش مغاير با قوانين اصولي آن كشور نباشد.
اين حد و مرز تنها يك نوع از آزادي را شامل نميشود بلكه كليت آن را در بر ميگيرد!!
بعد براي زيتون پيغام ميگذارد :به اينتليجنت من توهين نكن!!
كدام اينتليجنت لطفن؟تو هنوز نميداني آزادي يعني چه آنوقت نام وبلاگت را گذاشتي آزادي براي همه؟؟!!كامنت 72 را هم تا آخر بخوانيد و خود قضاوت كنيد.
اما در كامنت 73 نوشته:"بی تعارف با شما بچه مچه ها باید بگویم که تمامی کسانی که
فهم و شعور و درکی دارند با خواندن من ناگهان دنیای دیگری
برویشان گشوده میشود "
بايد بگويم اين يكي را درست ميگويد با خواندن نانا دنياي ديگري برويمان گشوده ميشود،دنيايي پر از گه و كثافت و فحش و تخريب و خود شيفتگي و روان پريشي!
نانا گورتو گم كن از اينجا تو چيزي غير از تهوع در اينجا ايجاد نميكني عجوزه سرخورده.
از همه دوستان و وبالاگ نویسان می خواهم با روشنگری و انتشار این خبر در وبلاگشان جلوی تحریف و دروغ بزرگ رسانه های دولتی را بگیرند:
بنابر گزارش و خبر وزارت کشور و رسانه های حکومتی در قبل از انتخابات که در سایت ها و خبرگزاری های مختلف از جمله وابسته به جناح راست منتشر شده است میزان واجدین شرایط حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر برابر 6 ميليون و 573 هزار نفر بوده است (لینکهای مختلف این خبر در انتها امده است) و از طرف دیگر طبق خبر خودشان(سایت وزارت کشور و سایر خبرگزاری ها) میزان اراء ریخته شده در این حوزه انتخابیه 1909562 و تعداد اراء صحیح آن 1740941 نفر بوده است. حال با یک تقسیم ساده 1740941 را بر 6573000 تقسیم کنید و درصد بگیرید که می شود 26 درصد. سئوال مهم اینجاست که چطور تو اخبار صدا و سیما و روزنامه های حکومتی مدام می گویند میزان شرکت در تهران 40 درصد بوده ؟!؟ و مردم حضور بسیار بسیار پرشور داشته اند؟!؟! و صدتا دروغ دیگه ؟؟؟
نکته مهم اینه که امار واقعی شرکت کنندگان از 26 درصد هم کمتره. اما ما به استناد امار خود حکومت هم که نگاه کنیم می بینیم که خودشون امار خودشون را هم تحریف می کنند. بابا دروغ و تحریف هم حدی داره ...!!
لینک خبر واجدین شرایط از خبرگزاری ها (فارس, مهر, کیهان, ...:)
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=654017
http://www.majlese8.com/News.asp?nid=1873
http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=653915
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8612230148
http://kayhannews.ir/861213/14.HTM
و ...
لینک خبر میزان شرکت کنندگان:
http://www.alef.ir/content/view/23594
http://www.tehran.gov.ir/g.htm
http://www.irannewsagency.com/index.php?news=8076
http://www.tiknews.org/display/?ID=57934&page=43
و ...
الف مینو سپهر عزیز-۷۷
ممنون از کامنت خوبت
خیلی درست گفتی.
و چه آمادگی خوبی داری برای رهبری:)
رهايی وخرسندی ...
مرسی
از تموم کسایی که در نظرخواهیم توسط افراد دیگه ( حالا خودم بودم اشکالی نداشت:) ) بهشون توهین شده شدیدا و قویا و صمیمانه و دلانه معذرت می خوام!
الان از وقتاییه که به ادیتور دسترسی ندارم و نمیشه پاکشون کرد.
اما خوب... باعث شد خیلی چیزا برای من روشن بشه.
بعضیا میگن دموکراسی خوبه اما من ملزم نیستم رعایتش کنم. دیکتاتوری بده اما نه برای من... نظرخواهی باز خوبه اما نه برای وبلاگ من... وبلاگ خوبه اما فقط برای من... من فقط حق حرف زدن دارم. هر کی هم خواست حرف بزنه صد تا تهمت بهش میزنم... یکی از جدیدترین فحشها تودهای میباشد!تو برو تا آخر...
یک خاطره هم تعریف کنم و برم:
یه روز یه برنامهی مزخرف تو تلویزیون نشون میدادن. برای اولین بار تصمیم گرفتم عین یه آدم متمدن زنگ بزنم به خود صدا و سیما و نظرمو بگم.
تا مسئول روابط عمومی گوشی رو برداشت و من انتقادمو در مورد برنامه گفتم،یارو خیلی غلیظ و شداد بهم گفت:
برو تودهای بدبخت! و تق گوشی رو گذاشت.
حالا منی که اطلاعات زیادی در مورد حزب توده ندارم ، و هیچ تودهای در خانواده و فامیل ندارم، چطور و از کی عضوش شدم خدا میدونه و البته مسئول روابط عمومی صدا و سیما و یک نفر بلاگر که اتفاقا به طور اتفاقی(!) همصدا با تلویزیون جمهوری اسلامی شده
ملاحسنی جان
تو اختراعت با تموم دنگ و فنگات ارزونی خودت:) اختراع مامانبزرگ سیبا در نوع خودش بینظیره که البته اونم باید با شرکت باریج کاشان شریک بشه:)
عمه خانم -۳۲
بابا شما خیلی بیشتر از من صلاحیت رهبر شدن رو دارید:
"آزادی و استقلال خیلی کلمات خوبیین...
کسی دیگه نبود!!!!
برو!!!!
اینقدر هم که میگم رهبری سخت نیست یه کم تلاش کنید و شما هم سال آینده رو اسم گذاری کنید.
شاید قرعه به نام شما افتاد!
عادت میکنیم جان ۷۴
ای بابا. باز حسودیم شد:))
سارا مردانی عزیز -۶۸
منم رفتم وبلاگ نازلی رو پیداکردم. البته قبلا چند بار دیده بودم وبلاگشو.
یه وبلاگیه مثل همهی وبلاگا و اصلا چیز بدی( بد با معیارهای من) توش نبود... حالا اظهار لطف به یکی از بلاگرهای دیگه اگه جرم حساب میشه پس من و تو و همهمون به نوعی مجرمیم:)
میو جان- ۵۷
اسم شرکتش رو که نوشته بودم باریج... کارخونه ای در کاشان... اسم داروش هم ضد شقاق مقعد...
توی غذا هم نمیریزن. چند قطره میریزن روی دستمالی و میزنن به مقعد:)
برای اون کامنتنویسی که نوشته بود صدای باد مامان بزرگ سیبا پرسر و صداست باید بگم من تابهحال نه صدایی شنیدم و نه بویی حس کردم( جز این بار که بوی عطر گلها به مشام میرسید) فقط چون مشکلشو قبلا بهم گفته بود میدونستم.
آرش سیگارچی عزیز-۸
نوشتی:
((سلام زيتون جان. آي گفتي در باره سيزده به در. خيلي دلم مي خواد برگردم ايران و سبزه اي به دريا بياندازم. اين اواخر انزلي زندگي مي كردم .... واي چه حالي مي داد !))
ایشالله به زودی برمیگردی و سیزده بهدر سبزه رو با رافونه میندازی تو آب. امسال من اینکارو برات کردم:)
ولگرد عزیزم
در یک کشور کم بارون و کم رعد و برق چهطوری آدم میتونه بغضشو نگهداره تا اونموقع... پس اصلا بگو گریه نکن دیگه:)
سال انسانیت مسئولین و مردم! بیاید برای امسال یه رنگ بجای اسم انتخاب کنیم. رنگی که نماد احترام به عقاید و سلایق دیگران باشه و نشانه انسانیت .
سال انسانیت مسئولین و مردم! بیاید برای امسال یه رنگ بجای اسم انتخاب کنیم. رنگی که نماد احترام به عقاید و سلایق دیگران باشه و نشانه انسانیت .
سال 1388 رو نامگذاری کنید / زیتون
:)) :)) :))
معذرت می خام که فامیلم مردانی است . تا به حال کسی از این زاویه آن را مورد بررسی قرار نداده بود . مشخصات من در وبلاگ خانوم زیتون هست . برای ابراز عقیده نیز از اسم خودم استفاده می کنم و پشت اسم های جعلی قایم نمی شوم . این هم ایمیل من است که سال هاست ایمیلم است و متاسفانه وبلاگ ندارم تا آدرسش را برایتان بگذارم .
sara.mardani@gmail.com
زيتون گرامی درود برشما......
سال آينده را من سال رهايی وخرسندی می نامم
وقتی رهاشديم يک جشن درست حسابی می گيريم...
درمورد گريه من فکرميکنم درتنهايی بيشترآدم را آرام می کنه
دوستان عزيز آزدی انديشه وبيان محترم است و همه ما می توانیم عقيده مان رامحترمانه بنويسیم ولی آنچه زيبانيست بکارگيری کلمات زشت وتوهين آميزاست ...
متاسفانه برخی ازدوستان اين مهم رارعايت نمی کنيد وباعث تاسف است..
خوب اين زيتون نازنين هم حق دارد گاهی نظرخواهی اش رامسدود کند
چون هدف ازياداشت گذاری اين است که از انديشه های هم آگاه شويم و دانسته های خودرا باديگران قسمت نمائيم...
ولی نوشتن کلمات توهين آميز هنری محسوب نمی شود و همه ما اين کلمات رابلد هستيم.......
اميدوارم دوستان لطف نموده ورعايت نمايند تا زيتون مجبوربه بستن نظرخواهی خود نشود که بعد گلايه کنيد که مخالف آزاديست؟؟؟
زيتون جان موفق باشی عزيزدل
و ... چه
و چه
و چه
ببر تنها، زيتون، و بقيه عزيزان.
بابا ول كنيد ديگه اين زنيكه نانا رو.
اين لذت مى بره از اينكه بهش توجه ميشه، حالا حتى اگه فحش هم بخوره براش مهم نيست، مهم اينه كه يكى بهش توجه ميكنه. مگه نميبينيد تا يكى براش چيزى مينويسِه ۱۰ دقيقه نميشه زود يك جواب بلند بالا ميده؟ بابا اين بی کاره، تنهاست ، غريبه، تا دلتون بخواد عقده داره. اصلا معلوم نيست حرف حساب اين زنيكه چيه. پس ولش كنيد، بهش توجه نكنيد. من خودم به عنوانِ اتمام حجت براش کامنت گذاشتم ولى ديدم كه اين بابا اصلا پرته از موضوع.
باور كنيد با بى توجهى بهش يك مدت باز کامنت مى ذاره ولى يواش يواش گورش رو گم ميكنه. شخصيت خود تون رو پایین نياريد و با اين پاچه ور مالیده دهن به دهن نشيد.
ممنون
در مورد شماره ی 2 می خواستم بگم امسال ما کلی مهمون داشتیم که گله ای اومدن خونمون از موقعی هم که رهبر پیام نوروزیش رو داد تا ساعات پایانی 16 فروردین مهمون داشتیم اونهم به صورت گله ای. اصلا خوب نبود و فقط مایه ی دردسره. گرچه کلی بهمین هی مهمون اومدن ها خندیدیم. برادرم یه لیست درست کرده بود و جلوی اسم اونهایی که می اومدن تیک می زد. هنوزم چندتایی موندن که جلوی اسمشون تیک نخورده.
پیامی به زیتون و یارانش !!!!!!!
با دقت به سخنانم توجه کنید :
چه دوست داشته باشید چه نداشته باشید فعلنی نانا زولا
قدرت مند ترین وبلاگ نویس بین شماهاست پریود
این قدرت از صداقت - رک و راستی و از همه مهمتر ذهن یونیک
نانا سرچشمه میگیرد
بی تعارف با شما بچه مچه ها باید بگویم که تمامی کسانی که
فهم و شعور و درکی دارند با خواندن من ناگهان دنیای دیگری
برویشان گشوده میشود که شخصی مانند نانا زولا هنوز هم
نفس نفسی میکشد علیرغم همه بدبختی ها و سیه روزی های
ما ایرانیان
مثالی قدیمی است که میگوید - دود از کنده بلند میشود
من یک کنده پوست کلفت سختی و فشار دیده ٬ آب دیده هستم
بین شماها
از هیچ یک توقع خوشتان آمدن از خودم را ندارم برایم چون گه بی تفاوت
است که کدام شمایان مرا دوست دارید کدام ندارید
نوشته ها و وبلاگم بهترین معرف من برای آیندگان و نسل های بعدی
ما ایرانی ها است که باقی میماند
من و همه شما فانی هستیم و خواهیم مرد ولی این نوشته هایمان
و این بحث و جدل و دعواهایمان باقی خواهند ماند و هریک معرف هریک
از ما
مخلوق مردی جدی بود بین ما که نوشته ایش هم اغلب عالی و خوب
برای من حیف شدن مخلوق به زیر کس نازلی دختر آیدین مساله کم
و کوچکی نیست
من مخلوق را نمیشناسم ولی قربانیان نازلی کسو را میشناسم و
خودم یکی از آنان هستم
فهم و درک و شعور مرا .........همین نازلی دختر کسوی آیدین از روز
نخست به بازی و مسخره گرفت
با او هر راهی را تجربه کردم نتیجه صفر
تا روزی که بین شمایان هستم و مینویسم محال و ممکن است بگذارم
مرا کسی در وبلاگستان فارسی نادیده بگیرد
چرا ؟
زیرا هم اکنون توسط همه باندهای مادرجنده از رادیو زمانه تا خود وبلاگ
نویسان میان ما تلاش میکنند که روی من و افکارم پرده ای نامرئی بکشند
و صدایم را خفه کنند
ولی این صدا محال است که خفه شود والسلام
همه شما که در سکوت این پیامگیر زیتون را خوانده اید و اظهار نظری
نکرده اید بهترین راه برایتان قضاوت خودتان است
من به عقل و شعور و خرد ایمان دارم و معتقدم همه مردم صرف نظر
از باهوشی و بی هوشی قادر به درک همه چیز هستند و خودشان خوب
بلدند که سره را از ناسره تشخیص دهند
من قضاوت را راجع به کارهای خودم و سخنان خودم به تک تک شما
کسانی که گنگ و باند نیستید میسپارم .........همگی موفق باشید نانا زولا
پاسخ ببر تنها
نوشته ای :
((اين پتياره با همه ادعاي متمدن بودنش فكر ميكنه ما هنوز تو دوران قاجار هستيم كه مردم شبنامه روي ديوارها ميچسبوندن،وبلاگ را هم با همون شبنامه و تخته سياه مقايسه كرده!!!!چقدر هم احساس درايت ميكنه!خيلي خوش كس و كونه بالي خزينم ميشينه!
آخه كجاي وبلاگ شباهت به يك مكان عمومي داره؟يعني هركسي وارد اينترنت شد همه وبلاگ ها روي صفحه مانيتورش ظاهر ميشند ؟يا اينكه بايد اسم مشخصي رو تايپ كنه و بعد وارد اون بلاگ مورد نظرش بشه كسي بي اختيار به خوندن اون بلاگ نمي پردازه آنطور كه اين زنيكه ميخواد وانمود كنه چه بسا بايد از سيستم فيلترينگ هم عبور كنه تا برسه به بلاگي كه ميخواد!پس وبلاگ يك مكان عمومي نيست مثل يك كوچه نيست كه هركس از آن رد بشه مطالب شبنامه را بي اختيار بخونه بلكه با تصميم قبلي وارد اون ميشيم،))
اگرچه این همه بی سوادی باعث حیرتم شد ولی چون معلم هستم
مجبور توضیح برایت بدهم
ببین وقتی تو میگی جامعه شناسی
منظورت این نیست که باید بروی و با تک تک افراد جامعه سخن بگوئی تا بهت بگویند جامعه شناس
جامعه شناسی یک ترم است
خوب حالا من چطوری به تو حالی کنم که تخته سیاه فقط یک مثال بود
و متافوری بود هان چطوری بهت حالی کنم؟
باز هم برای تفهمیت مثالی میزنم
ببین یک بقالی جائي (( پابلیک )) است
یک بقال نمیتواند به مردم بگوید که باید کفش های خود را قبل از ورود به بقالی من بکنید بعد وارد شوید !!!!!!
چرا ؟
زیرا دکان بقالی جائی پابلیک است
و تو به مردم در جاهای پابلیک نمیتوانی بگوئي چه کار کنند
وبلاگستان و وبلاگ ها جاهاي پابلیک هستند و کسی نمیتواند ادعای مالکیت بر آنها را بکند
تو به شیوه ایرانی- توده ای میخواهی بگوئی هر وبلاگی قفل و کلید باید داشته باشد و صاحبان وبلاگ حق مفتکی صاحب یک صفحه شدن برای نوشتن را دارند واین خانه آنهاست
ابله نادان دهاتی عقب مانده
وبلاگ خانه کسی نیست مستراحی
پابلیک است که دربانی هم دارد
احدی را نمیتوان از ورود به مستراح عمومی شهرها ممنوع کرد یا به خلا قفل زد و گفت :
نازلی کسو بیاد داخل ولی نانا پیرزن نیاد داخل
خر فهمت کردم یا باز هم نه ؟؟؟؟؟
بابا یه کمی زور بزن شاید درک کردی کره خر ..........................نانا زولا
وبلاگ يك فضاي شبكه اي كه هركسي اگر تمايل داشت مطابق ذوقش در اون چيزهايي را با نام و نشان مشخص منتشر ميكنه و اينگونه به اون مالكيت ميده.اگر در خانه اي باز بود دليل نميشود كه مثل اين زنيكه دهاتي سرمان را بندازيم پايين و وارد خانه بشويم و بگوييم چون در خانه باز بود پس يك مكان عمومي است منهم وارد شدم و ميخواهم وسط اتاق لنگمو هوا كنم به تو هم (صاحب وبلاگ)هيچ مربوط نيست.عربهاي باديه نشين اينطور بودند و اين زنيكه هم از همان نژاد است.
گيرم تخته سياهي نوشته شده در كنار خانه اي با گچ و تخته پاك كن وجود داشته باشد و صاحبش هم خوابيده باشد اما در اين فضاي اينترنتي ميليونها ازين تخته ها وجود دارند تو مجازي همه آنها را اگر بخواهي بخواني، ميتواني در حد شعورت در زير آن نوشته هاي تخته سياه هم چيز بنويسي ولي اين حق با گرداننده وبلاگ است كه نوشته تو را پاك كند يا نه.
بگذريم اينها همه بهانه است آن چيز ديگري است كه اين زنك را آتش زده در كامنت 59 به آن اشاره كردم.
اما اين زنك اين حداقل شعور دموكراسي را هم ندارد.
"باز هم میگویم مجسم کن هرکسی جلوی درب خانه اش یک تخته
سیاه به دیوار زده و روی آن کس و شعر نوشته و بعد با گچ و تخته پاک کن
ول کرده و رفته توی اطاقش خوابیده
او نمیتواند به مردم رهگذر بگوید که این نوشته را نخوانید یا زیرش گهی
ننویسید یا از این طرف کوچه رد نشوید و یا با لباسهای فاخر نوشته مرا
بخوانید والسلام
این تخته سیاه یک جای پابلیک است که صاحبش پابلیکش کرده است
با نوشتن روی آن
پس گه میخورد که ادعای اختصاصی بودن میکند "
اين قسمتي از پست اون زنيكه ست كه تو وبلاگش براي زيتون نوشته:
اين پتياره با همه ادعاي متمدن بودنش فكر ميكنه ما هنوز تو دوران قاجار هستيم كه مردم شبنامه روي ديوارها ميچسبوندن،وبلاگ را هم با همون شبنامه و تخته سياه مقايسه كرده!!!!چقدر هم احساس درايت ميكنه!خيلي خوش كس و كونه بالي خزينم ميشينه!
آخه كجاي وبلاگ شباهت به يك مكان عمومي داره؟يعني هركسي وارد اينترنت شد همه وبلاگ ها روي صفحه مانيتورش ظاهر ميشند ؟يا اينكه بايد اسم مشخصي رو تايپ كنه و بعد وارد اون بلاگ مورد نظرش بشه كسي بي اختيار به خوندن اون بلاگ نمي پردازه آنطور كه اين زنيكه ميخواد وانمود كنه چه بسا بايد از سيستم فيلترينگ هم عبور كنه تا برسه به بلاگي كه ميخواد!پس وبلاگ يك مكان عمومي نيست مثل يك كوچه نيست كه هركس از آن رد بشه مطالب شبنامه را بي اختيار بخونه بلكه با تصميم قبلي وارد اون ميشيم، وبلاگ يك فضاي شبكه اي كه هركسي اگر تمايل داشت مطابق ذوقش در اون چيزهايي را با نام و نشان مشخص منتشر ميكنه و اينگونه به اون مالكيت ميده.اگر در خانه اي باز بود دليل نميشود كه مثل اين زنيكه دهاتي سرمان را بندازيم پايين و وارد خانه بشويم و بگوييم چون در خانه باز بود پس يك مكان عمومي است منهم وارد شدم و ميخواهم وسط اتاق لنگمو هوا كنم به تو هم (صاحب وبلاگ)هيچ مربوط نيست.عربهاي باديه نشين اينطور بودند و اين زنيكه هم از همان نژاد است.
گيرم تخته سياهي نوشته شده در كنار خانه اي با گچ و تخته پاك كن وجود داشته باشد و صاحبش هم خوابيده باشد اما در اين فضاي اينترنتي ميليونها ازين تخته ها وجود دارند تو مجازي همه آنها را اگر بخواهي بخواني، ميتواني در حد شعورت در زير آن نوشته هاي تخته سياه هم چيز بنويسي ولي اين حق با گرداننده وبلاگ است كه نوشته تو را پاك كند يا نه.
بگذريم اينها همه بهانه است آن چيز ديگري است كه اين زنك را آتش زده در كامنت 59 به آن اشاره كردم.
اما اين زنك اين حداقل شعور دموكراسي را هم ندارد.
ببر تنها !
اولا مرسی برای فحش های به من
ابدا ناراحت که نشدم هیچی بلکه از این سخنانت بیشتر از دروغ های تعارفی
قبلی تو خوشم اومد
زیرا این خشم حقیقی بود
نوشته ای :
((زنيكه بيسواد آزادي آزادي است ديگر ،نميتوان آنرا قسمت كرد و گفت آزادي بيان آري آزادي نوشتن نه !تو اصلن ميفهمي چه مينويسي يا هنگام نوشتن ديلدوي سياه در كست ميكني و در حالت بيخود از خود بودن ))
ببين ببر شبحی تنها .....درست است که مرا بيسواد خوانده ای
ولی باز هم به تو (( با سواد )) ميگويم
که آزادی با آزادی بيان متفاوت است
هر انسانی در جوامع مترقی (( آزادی بيان )) دارد ولی آزادی (( عمل )) ندارد
اين يعنی اين که ......من آزادی بيان برای (( گفتن )) هرچه که بخواهم دارم
ولی آزادی عمل ندارم
يعنی من ميتوانم به تو بگويم تو مادرجنده ای
ولی نميتوانم چوب بيس بالی واقعی در کون تو که مادرجنده ای فرو کنم
درک ميکنی با پيچيده تر از مغز کپکی
توده ای تو است ؟
ولی اما در مورد آزادی بيان و نوشتن
اگر نازلی دختر کس بده آيدين حق
شهرنو کردن وبلاگستان را دارد
خوب من هم حق رسما جنده کسو
بودن او را جاز زدن دارم
کی میگه ندارم ؟
ولی اما سارا مردانی ( نازلی )
میگما یه اسم انتخاب میکردی خودتو لو نمیدادی
این فامیلی الکی ((مردانی)) خیلی دستت رو بد جوری رو کرد
ناخودآگاه تو که نمایشی است این نمایش را برای مردان میدهد مگه نه ؟
خوب بیخود نیست که نام فامیلی مردانی را برای خودت انتخاب کردی
زیرا برای تو
مرد = کیر
و تو این مرد و این کیر را خیلی بد جوری لازم داری
عیبی نداره با هرکی خواستی کس بده کیر بگیر
مگه من بخیلم
ولی اما با مخلوق قر و قاطی و نمایش کس بازی در بیاری با من طرفی
نازلی کسو فهم شد یا نه هنوز ؟
عینهون میر غضب نشسته ام و با همین وبلاگ کم خواننده و معتبرم
دارم به تو جنده شاشو خانم و باقی
شماها نگاه میکنم
به هر لومپن پوریا و ساسان و از این فرقه که میخواهی بده خوش بحالت
ولی اما
طرف مردان سیاسی کار جدی یا اجتماعی کار جدی اگه بیائی
قلم پاهات را خورد میکنم
خر فهم شدی؟ نانا زولا
چارلتون هوستون درگذشت
بازیگز
۱۰ قزمان و بن هور
فیلم های قراموش نشدنی جهان سینما
روخش شاد
Charlton Heston, who won the
1959 best actor Oscar as the chariot-racing "Ben-Hur" and portrayed Moses, Michelangelo, El Cid and other figures in movie epics of the '50s and '60s, has died. He was 84
این نانا یک ذره دقت داشت میفهمید که نازلی و صوفیا و مهناز ویران زمین تا آْسمان فرق دارند با هم . من هم نازلی و هم صوفیا را از نزدیک دیده ام و صوفیا هم یک سال است در شهر ما دانشجوی فوق لیسانس است . مهمترین قسمت این است که نازلی در تمام مدت یک ساله گیر دادن نانا اهمیت نداده . اگر او صوفیا یا مهناز بود باید خیلی می ترسید و یک واکنش نشان می داد .
من احتمال می دهم کسانی که با این دختر مشکل شخصی دارند نانا را دچار توهم کرده اند . یک نگاه ساده به وبلاگ نازلی نشان می دهد که نانا مثل همیشه در اشتباه است . به هر حال خانوم نانا ، من نه از این دختر خوشم میاید ، نه مدافعش هستم اما نمی دانم آدم صادقی مثل تو روزی که بفهمد اشتباه کرده است چطور جبران می کند .
متاسفم که می بینم , هر وقت که این کامنت دونی می آید روی آرامش ببیند , کسی پیدا میشود و اوضاع را بهم میریزد, ............یک سری به وبلاگ نانا زولا زدم, همانطور که دیگران هم تاکید کردند, وبلاگ ایشون بسیار سنگین بود و دیر باز شد, علتش هم به احتمال زیاد , تعداد زیاد عکسهای رنگی است که ایشون در سایتشون بکار برده اند...............نکته دیگر اینکه ایشون به انگلیسی ( و نه بفارسی ) , بالای سایتشون نوشته اند که آزادی برای همه , در صورتیکه در عمل ( و به فارسی ) دارند , بر خلاف این شعار عمل میکنند.
گذاشتن شعار به انگلیسی در بالای سایت , آنهم در سایتی که تغیربن تمامش بفارسی می باشد , چه معنی میتواند داشته باشد!!؟؟
در آخر هم بگویم , ممکنست که زیتون توده ای باشد ( یکبار در سایتش از یک آموزگار توده ای تعریف ( تمجید) کرده بود ) , اما بطور قطع با این فضولباشی توده ای , زمین تا آسمان فرق دارد, بهر صورت , خانم نانا , ایران است با سلطنت طلبانش و توده ایهاش و مجاهدینش و فدایهاش و مائویستهاش و .....................همینی که هست , با فحش خواهر و مادر , دردی دوا نخواهد شد که ممکنست حزب اللها را خوشحال کنید!!؟؟
این بدبخت محکوم به "اعدام" کیست ? نازلی دختر آیدین
اینهم آدرسش ...
برای تمام کسانیکه که میخوان بدونن این بدبخت محکوم به "اعدام" کیست
تو ديگه برو در كونتو بذار كامنت 62 ،متاسف براي ننت باش كه اجازه داده به تو بچه محصل بياي اينجا مطالب فلسفي بالاي 18 سال بخوني!!!
كس ليسي زيتون رو هم نكن خواركسده كه معلوم نيست اصلن كي هستي!!
bah bah, ajab dar-ol-majanin e zibayee, vaghe'an lezzat mibaram az in hajme balaye alfaze ziba v delneshin!!
baraye hamatoon mote'asefam, v baratoon shafaye ajel arezoo mikonam, hamchenin baraye z8un ham sabre jamil
rooz khosh
ميگم بيايم نانا رو شوهرش بديم به فضولباشی بلکه اتيش کسش بخوابه راحت شيم.
ومن الله توفيق
من کاملا با ببر تنها کامنت ۵۹ همسو می باشم. نانا زولا يک ابله به تمام معنی می باشد!!
واي بچه ها من افسردگي گرفتم،آخه نانا از من خوشش نمياد!!
آخه زنيكه سليته چارواداري تو چه پشگلي هستي كه خوش اومدن يا نيومدنت از كسي مهم باشه!تو جنده مازوخيستي هستي كه با ان و گه به ارگاسم ميرسي به شهادت عكسهاي توي وبلاگت حالا دور ورداشتي؟من چهل تا مثل تو كس گاله اي را ميكنم تو كون خر در ميارم پير خرفت رواني.
تو مثل گه ميموني كه وجودت در هر جا باشه بوي گندت فضا را آلوده ميكنه همانطور كه بوي گه دهانت فضاي اينجا را هم آلوده كرده.
از كوزه همان برون طراود كه در اوست!
خب زنيكه پيزي گشاد رواني اولن ريدم تو اون حافظه ات كه اينهمه چسي اونو ميومدي ولي يادت نيست يكماه پيش تو همين كامنتدوني با من در مورد كيري بودن فراخوانت بحث ميكردي!بعد هم اينكه تو دريك كشور متمدن زندگي ميكني و داري گه آمريكاييها رو ميخوري ولي هنوز نفهميدي وبلاگ يك كانون عمومي نيست،شبكه اينترنت عمومي و هر جنده پاپتي مثل تو هم ميتونه ازون استفاده كنه هرچند استفاده از اون هم مقررات خودشو داره،اما وبلاگ اينطور نيست مثل يك مجله ميمونه كه سردبير مشخصي داره با سليقه مشخص و طراحي مشخص،اينكه نوشتم براي طراحي وبلاگ هر كس زحمتي ميكشه منظور همين بود ولي مخ پر از گهت درك نكرد حالا يكي مثل تو آنقدر خرفته كه از پس همين طراحي وبلاگ هم بر نمياد و دست به خايه خسن آقا ميشه!!!
حالا اگر اين وبلاگ يك بخش نظر خواهي هم گذاشت يك انسان متمدن دور از جون تو نبايد خودش را درآن سهيم بدونه وبگه اينجا عموميه و مال من هم هست!خاك بر سر خودتو اون طرز تفكرت كنند كه معلومه ننت تو تپه سيخي پست انداخته!
اصلن كي به تو گفته تو داري حرف جدي ميزني؟تو يك پيرزن عقدهاي افسرده هستي با تمايلات جنسي سركوب شده كه با ماليدن گه به خودت ارضا ميشي،سري به آرشيو خودت بزن اون زماني كه كس كپك زدتو براي پاگنده وا كرده بودي و سرخورده شدي يادت مياد از معاشقه هاي آن موقعت؟آن زمان كس بازي در وبلاگ آزاد بود ؟بعد هم مدتي براي كنجكاو عشوه شتري اومدي اما بي اثر!!مدتي بعد هم كه يك زن ومرد امريكايي در خيابان ريدند به هيكلت و كتكت زدندكه تا يك هفته نطقت كور شده بود .پس زياد عجيب نيست كه پيرزني با گروه خوني گه منفي و تجربه اين ناملايمات در غربت چنين روان پريش بشود كه ميبينيم.
زنيكه بيسواد آزادي آزادي است ديگر ،نميتوان آنرا قسمت كرد و گفت آزادي بيان آري آزادي نوشتن نه !تو اصلن ميفهمي چه مينويسي يا هنگام نوشتن ديلدوي سياه در كست ميكني و در حالت بيخود از خود بودن مينويسي؟ضديت تو با نازلي كه من نميدانم كيست در اثر سركوفت اميال جنسيت در هنگام بلوغ است و اينكه او از جوانيش استفاده ميكند و چپ و راست كس ميدهد ترا به درجه جنون ميرساندباقي همه بهانه است،مگرنه كدام الاغي ميخواهد باور كند تو پيرزن عقده اي با اون وبلاگت كه 50 تا هم خواننده ندارد داري براي آزادي ايران و سخن جدي گفتن در وبلاگها زر ميزني.
برو همين امشب يك شيشه از همان شرابهايت را سر بكش و شيشه را نيمه پر در كس كپك زدهات فرو كن و كمي به اين مطالبي كه برايت نوشم فكر كن، البته اگر ياد گرفته باشي!!
اگر كمي جوانتر بودي سوپوري كه صبحهاي زود قبل از روشن شدن هوا كوچه هاي اطراف خانه ام را تميز ميكند براي عيدي دادن نزدت ميفرستادم اما گمان نكنم قبولت كند.
لیلا خانوم جون
نوشته ای :
((ناناخانم
اگرمتعهدبه استفاده ازادبيات شهروندی نه خانه های بدنام حاشیه شهری می شويد درصورت دراختيارداشتن فرصت به نکاتی درخصوص شناسایی و نقش وبلاگهای پرمخاطب درمارکتينگ نوين وبهرهای مالی صاحبان آنها ازاين ويژگی وتبعات سواستفاده ازآن اشاره خواهم کرد.))
میگما خدایت پدرت را بیامرزد که خیلی ساده تکلیف مرا با خودت روشن کردی
بابا جان من تو از مارکتینگ و تبلیغ نوین میگوئی
من از راستی و صداقت و بی پرده سخن گفتن
این گوز مارکتینگ شما چه ربطی به شقیقه من داره آخه نوکرت برم ؟؟؟
ولی از همه این حرفها بگذریم تو چرا یه مشت سو استفاده از بیت رهبر بیرون نمیکشی برامون اینجا بگی
چرا یه مشت اطلاعات از وضع ایرانی های دیگه نمیگی
چرا بند کرده ای برای من دلیل و مدرک بیاوری که من بی تربیتم
آره نوکرت برم من بی تربیت ترین و بی ادب ترین بی وقار ترین وبلاگ نویس هستم
و چون اینترنت و وبلاگ نویسی یک پدیده بسیار مدرن است که به شما ایرانیان و روابط گهی شمایان ربطی
نداشته است فرصتی شده که من
بی ادب وسط شماها باشم و کاری هم از دست کسی بر نیاید در باره ام !!!!
من با این اسلحه مدرن امریکائی که وبلاگ است میان شمایان به تمامی
ارزش های اسلامی - ایرانی شما خواهم رید و به گهش خواهم کشید
اسلحه مدرن است مبارز مدرن است
باید با کهنگی بجنگد
بنابراین چوب کردن مرا توی کون های
تنبل گشادتان یک امر محتوم بدانید
اگر از این (( دستگاه مدرن امریکائی ))
یعنی کامپیوتر استفاده میکنید
وبلاگستان جنده خانه و پارک ملت و کودکستان بچه ها نیست و به این شکل فانکشن نمیکند
برایتان نوشتم که خبر داشته باشید در غرب از کامپیوتر و اینترنت اطلاعات فهم بالا بری میکنند
نه کس خود را به مزایده گذاردن
بسه دیگه از این بجث ها حالم بهم خورد همین کافیست بگیرید بگید نانا بده برکت و گورتان را گم کنید ...نانا زولا
زيتون جان ميشه يه زنگ به مامان بزرگ سيبا بزنی و بپرسی اين قطره خوش بو اسمش چيه و مال چه شرکتيه؟ مادر شوهر گرامی بنده همين درد را داره و من بدبخت بايد تحملش کنم. روم هم نميشه که چيزی بگم. ولی اگه قطره رو گیر بیارم شايد يواشکی بريزم توی غذاش!
سلام
زیتون خانم
عیدت مبارک.
اعتراف میکنم که اختراع دستگاه خوشبو کننده را مرهون بوی خوش مادربزرگ همسر عزیز شما هستم.
اگر گوزهای گوشخراش ایشان نبود من هیچوقت نمی توانستم به ندای رهبر معظم انقلاب لبیک بگویم و در سال شکوفایی و نوآوری چنین دستگاه مفیدی را اختراع کنم.
حالا شما به بزرگی خودتان را ببخشید. حاضرم این اختراع تاریخی را مشترکا به خودم و ننه بزرگ همسر شما ثبت کنیم.
ناناخانم
اگرمتعهدبه استفاده ازادبيات شهروندی نه خانه های بدنام حاشیه شهری می شويد درصورت دراختيارداشتن فرصت به نکاتی درخصوص شناسایی و نقش وبلاگهای پرمخاطب درمارکتينگ نوين وبهرهای مالی صاحبان آنها ازاين ويژگی وتبعات سواستفاده ازآن اشاره خواهم کرد.
به به به به که مادر عروس هم گوزید که نگویند لال است !
((نم نانا
شمازيتون رافرصت طلب خوانديدبه عقيده من شما خودازهمه فرصت طلبترهستيدچون ازهمه مساعی اين وبلاگ نويس درگردآوری خوانندگان بسيار.و استفاده می کنيدکه هيچ به اووخوانندگانش توهين ميکنيد.))
لیلای ابله الاغ نفهم ...کسی که کس و شعرهایش را در یک جای پابلیک مینویسد گه میخورد با تو :
که از مصائب
گیر آوردن خواننده برای من گه مفت میخورد
کون لقش هنوز هم میخواست جای
(( پابلیک )) چیزی ننویسد لیلا فهم شد ؟ فکر نکنم
بنابراین باز هم برات توضیح میدهم
تصور کن تو الاغ خانه ای داری دو طبقه میخواهی بفروشی روی یک تیکه کاغذ مینویسی خانه ای دو طبقه به مبلغ فلان برای فروش امضا خانم لیلا
و این تکه کاغذ را به روی شیشه دکان
قصابی میگذاری و میروی
حال یک بیکاری میاید زیرش مینویسد
ریدم به تو و خانه ات
یک خریداری مینویسد کمتر بده
یک مخالف رژیمی مینویسد مرگ بر رهبر
تو گه میخوری که بگوئی کسی مرگ بر
رهبر و ریدم به تو و خانه ات ننویسد اینجا
میدانی چرا ؟
زیرا تو با نوشتن و پابلیک کردن این آگهی فروش خانه راه راه را برای بیکار ریدم به خانه ات و
و مخالف رهبر و بگیر و رو باز کرده ای
اگر میخواستی جوری که (( تو ))دلت میخواهد مردم بنویسند گه خوردی
تبلیغ این شکلی کردی
به یک آژانس خرید و فروش خانه میرفتی و میگفتی خانه ام را برایم بفروش
بازم شک دارم فهمیده باشی ؟؟؟؟؟؟؟
((ازيتون رابه خاطرمخاطب بالا برگزيديدبرای وبلاگ خودتبليغ کردیدوقتی موفق نشدیدحالاپستهایتان اینجاکپی می کنید. به اینهم بسنده نکرده توهین وفحاشی می کنید.
شماکه دردنیای تکنولوژی زندگی می کنید بایدبدانید هیچ چیزمجانی نیست واگرزیتون درامریکازبودشمارابه خاطراین سواستفاده ها سومی کرد.))
شما متاسفانه مرا نمیشناسید واسه همین این گهات بالا را خورده اید
من هرگز از کسی سو استفاده نمیکنم بلکه کاملا شجاعانه و رک و راست از هر کجا و هرکی که بخواهم
استفاده میکنم
و دقیقا به همین دلیل است که شماها متوجه فرق من با خودتان نیستید
من نیازی به سو استفاده از کامنت گیر کیری زیتون و یا هر جای پر خواننده ندارم
زیرا به قدرت قلمم هم اکنون همه جا متعلق به من است
لیلا فهمت کرده ام یا هنوز گیج گیجی میخوری
ولی واویلا از این بیسوادی تو راجع به مبحث آزادی بیان که برات یه چشمه میام بری روشن شی برای بعد تر ها
پس از آزادی امریکا بر سر نوشتن قانون اساسی و آزادی بیان و قانون بحث های بسیاری پیش اومد که این بحث ها بخشی بر سر آزادی توهین
و فحش در کل جامعه بود
و به اندازه ای معنای فحش گنگ و بی معنی است که قرار شد فحش و توهین
آزاد باشد
به هرکی که میخواهی از خود ریاست جمهور تا بی خانمان خیابان گرد
کسی را به جرم توهین و تمسخر و فحش نمیتوانی از کونش هم بخوری
این هم برای بخش سوکردنی که منشن کردی
میگما :
اول برو یاد بگیر سو یعنی چی بعد بکنش لیلا خانوووووووووووم ...نانا زولا
((ه نوشتم بنا احساس وظیفه درقبال وبلاگ موردعلاقه وزیتون عزیزم بود.))
این بخش هم که خایه مالی از زیتون است که عیب شما ایرانی ها نیست
بلکه افتخار کیریتان است
اینم فکر نکنم فهمیده باشی مگه نه ؟
یه کمک فکری کوچولو بهت میکنم
قبیله !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا زولا
خانم نانا
شمازيتون رافرصت طلب خوانديدبه عقيده من شما خودازهمه فرصت طلبترهستيدچون ازهمه مساعی اين وبلاگ نويس درگردآوری خوانندگان بسيار. سو استفاده می کنيدکه هيچ به اووخوانندگانش توهين ميکنيد.
شمازيتون رابه خاطرمخاطب بالا برگزيديدبرای وبلاگ خودتبليغ کردیدوقتی موفق نشدیدحالاپستهایتان اینجاکپی می کنید. به اینهم بسنده نکرده توهین وفحاشی می کنید.
شماکه دردنیای تکنولوژی زندگی می کنید بایدبدانید هیچ چیزمجانی نیست واگرزیتون درامریکازبودشمارابه خاطراین سواستفاده ها سومی کرد.
آنچه نوشتم بنا احساس وظیفه درقبال وبلاگ موردعلاقه وزیتون عزیزم بود.
هر دم از باغ صدا و سیما بری میرسد.
ولی اما آرمان
پاسخ دومت راجع به نازلی دختر آيدين را ميدهم
ايشان يک دختر ايرانی است که در وبلاگش کسش را به مزايده و مناقصه
ميگذارد
اين زن ميتواند هرچقدر ميخواهد کسش را تاخت بزند به ما مربوط
نيست
ولی اگر اين تاخت زدن و به مزايده و مناقصه گذاردن را بخواهد وسط ما
انسان های جدی کف به دهان آورده
نمايش دهد
من نميگذارم
انگاری که جلوی دانشگاه تهران يک جنده هم بياد برای خودش يه ميز بذاره و هی کس و کون خودشو رنگی به تابلوی جلوی ميز بزنه
من فکر کنم همه دانشجوها دختر و پسر بهش خواهند گفت بابا تو تهران
تا دلت بخواد جا برای کس دادن هست
واسه چی اومدی وسط ماها
ما دانشجو هستيم جاکش و جنده که نيستم نوکرت برم هرررررررری
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا زولا
آرمان ابله
بی خود خودت را تو کون دعوای من و زيتون و باقی نکن از حرمتت کم ميشه
اينقده خری اينقده خری که بعد از همه ياسين هائی که راجع به تخته سياه
و مستراح پابليک برات خوندم
بازم اومدی ميگی زيتون علو طبع !!!! نشون داده پیام منو پاک نکرده !!!!!!
خوب من ديگه چی بگم ؟
خاک بر سر الاغ وبلاگ مال بابای کسی
نيست افراد فقط رويش چيز مينويسند
اگه ميخواهند کسی باهاشون کاری نداشته باشه گه ميخورند که روی جاي
پابليک چيز مينويسند يه دفترچه صد برگ بخرند توش برای کس عمه تو بنويسند خر فهم که نميشويد چه کنم
من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا
نانا خانوم فکر نمی کنید دارید تر و خشک را با هم میسوزونید؟ ایا بسته شدن دوباره این کامنت خیال شما را راحت می کند؟ ایا با تندخویی و فحاشی می توان به جایی رسید؟
فقط میتوان گفت تاسف چرا که سطح درک و شعور زیتون انقدر بالاست که حتی کامنت بسیار توهین امیز شما را حذف نکرد؟ احتمالن من هم فحش خواهم خورد اما نانا خانوم اگر میتوانید پاسخ زیتون را با سبک نوشته های او بدهید نه با سخیف ترین جملات و ...... و بدانید این کلمات شما ارزش زیتون و وبلاگش را بیش از بیش بالا خواهد برد مطمعن باش
با اجازه زیتون جان :
ببخشید خانوم نانا مشکل شما با این نازلی؟؟ چیه
زیتون درست میگه:( صفحهی وبلاگت اينقدر سنگينه که برای پرسرعتها يک ربع طول میکشه باز شه. برای من هم که کم سرعت اغلب اصلا باز نمیشه)
زیتون جان ایمیلهایت را چک نمیکنی؟ و خیلی وقته از داستانهای ولگرد خبری نیست؟ داستان و خاطراتش جالب هستند؟
با اجازه زیتون جان :
ببخشید خانوم نانا مشکل شما با این نازلی؟؟ چیه
زیتون درست میگه:( صفحهی وبلاگت اينقدر سنگينه که برای پرسرعتها يک ربع طول میکشه باز شه. برای من هم که کم سرعت اغلب اصلا باز نمیشه)
زیتون جان ایمیلهایت را چک نمیکنی؟ و خیلی وقته از داستانهای ولگرد خبری نیست؟ داستان و خاطراتش جالب هستند؟
خوب زیتون مث این که غیر از خودت کسی نبود مطابق معمول فرستاندندت !!!!جلو که مشتی شلوغ بازی توده ای بازی در بیاری و قال قضیه را بکنی
مگر نمیگویم خودتان الاغید ؟
چرا تصور میکنید هر کسی را میشود خر کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
((نانا جان
دستت درد نکنه! همينو میخواستی؟
فحش بدی و فحش بخوری و خوردهريزاشم سر من بيچاره بريزه.
تو چطور فکر کردی اگر روزی به کسی فحش دادی و من نتونستم پاکش کنم( چه به خاطر کمی سرعت چه مثل حالا به علت کمی وقت )باهات موافقم. مثلا اگر به خورشيد خانم يا مهشيد فحش میدی من باهات موافق بودم؟!!! آفرین به این هوش و استدلالت! يا حتی به فرناز و نوشی؟
من اگر از دست فرناز ناراحت بودم به خاطر اين بود که باهاش دوست بودم. اون همیشه برام کامنت محبت آمیز مینوشت. این اواخر به هم ایمیل میدادیم .. بعد از انتقادی کوچیک در نظرخواهی اسدَ اومد هز چی از دهنش دراومد تو نظرخواهی گفت و رفت... هیچوقت علتشو نفهمیدم... البته کسایی هم موش دووندن و با اسم اون برای من و من برای اون کامنت نوشتن و او نتونست خودشو کنترل کنه.
نوشی هم همينطور. ممکنه یه لحظه عصبانی شده باشم اما به هر چی اعتقاد دارم قسم که من هيچ دشمنی با اينها ندارم. نفرت که اصلا!! کارهای خوبشون هم مد نظرم هست.))
هر ماجرائی بین تو و این جنده فمینیست های رفیقت بینتون پیش اومده برای من چون گه بی تفاوت است و به هیچ یک از این جنده خانمها
به خاطر گل روی تو نپریدم والسلام
همگی را باید نوکشان را میبریدم تا اشخاصی راحت تر نفس بکشند و بریدم
بنابراین رابطه خاله خانباجی شما در ایران به خودتون مربوطه مرا قاطی نکن
پیامم را پاک کردی درسی بهت دادم یادت نرود من همه چیز یادم است بدبختانه برای همه شما
برای من هیچ وقت شلوغ بازی و شهرک ما در نیاز بیاض میگیرم بدجوری
((از فحاشی اما بيزارم. تو ببين با کدوم از بچهها میتونی يه ديالوگ دوستانه داشته باشی؟ همه میدونن چرا نظرخواهی خودتو بستی و در نظرخواهی ديگران فحش و فحشکاری میکنی!
ببين چی بر سر نظرخواهی من آوردی!))
خوب الاغ خانم ....علت پافشاری نوشتنم در پیام گیر کیری تو برای همین است که من نیازی به کس و شعر پیامگزاران ندارم ولی تو داری
بهمین دلیل پیامگیرم را بستم تو هم ببند خلاص
ولی وای از این همه ادب قبل از بی ادبی من در پیامگیرت عقم گرفت
مث اینکه اینائی که هی به خواهر مادر شاه کیر حواله میدن یادت رفته
چرا این همه تو کم حافظه ای زیتون
ها ها ها ها ها
((تو به چه جراتی اينجا رو میکنی پايگاه عليه نازلی دختر آيدين(که حتی آدرس وبلاگشو ندارم) يا مخلوق يا مهشيد يا خورشيد خانم؟!!!
متاسفم که وقتتو نيروتو گذاشتی برای نفرت از ديگران.
اگر من برای تو احترامی قائلم برای اينکه حدس میزنم در زندگی واقعی آدم بدی نباشی. فکرای خوبی گاهی تو سرت هست. اما وقتی فحاشی و تهمت و تهديد و مثلا افشاگریهاتو میخونم واقعا ناراحت می شم. فکر میکنم به غیر از قضاوت غلط تو گاهی دچار توهم هم میشی. فکر میکنی سوفيا همون نازليه و شبح همون خودمه ویران یکی دیگهست و لابد به من هم فردا میگی مانی یا شیوا!))
میدونی زیتون خر اون سی باست نه من
تو با شبح فامیل هستی یا خود او هستی
همه جنده لگوری ها را هم میشناسی از همه هم بهتر سوفیای
مهناز نازلی کسوی بین ما را
پس برو تو آینه یه نگاهی بکن تا بهت بگم خر اون باباته خر فهم شد
ترا نترس شیوا و مانی نمی نامم
هر دو پرنسیپ دارند
ولی تو توده ای زاده هستی و بس
مزور دروغگو بی پرنسیپ و اصل و نصب
مگه بهت نمیگم نافت را بریدم آخه
گه سگ !!!!!!!!!!!!!!!!!
((اصلا دوست ندارم وبلاگ من بشه جایگاه قضاوت کردن ديگران. مگر من و تو وکيليم يا قاضی؟!
چیزکی مینویسم و دوست دارم نظر دیگران رو راجع به نوشتهم بدونم.
((نه اینکه اینجا بشه محل سربریدن و اعدام دیگران نانا خانم!))
ریدم به نوشته ات و کل تفکرت و این ادعای مثلنی محترم دانستن همه
دروغ میگوئی عین سگ زیتون
((تو دو روز نظرخواهيتو باز بگذار تا بفهمی چی میگم. يا اصلا به خاطر همين بستيش؟ نگو اونيکی وبلاگم نظرخواهيش بازه. چون کمتر کسی از اونيکی وبلاگت خبر داره! درضمن تو نظرات اصليتو در همين وبلاگت مینويسی.
در ضمن صفحهی وبلاگت اينقدر سنگينه که برای پرسرعتها يک ربع طول میکشه باز شه. برای من کم سرعت اغلب اصلا باز نمیشه. اينو نوشتم که بدونی چرا نمیتونم نوشتههاتو بخونم!
اگر کمی عصبانی بودم ببخشيد. چون دوسه نفر در خراب کردن جو نظرخواهيم مقصر هستن!))
ابدا نخواهم بخشیدت من که مثل تو نیستم یه گهی بخورم و با یک ببخشید قال قضیه را بکنم
مطلقا بخششی در کار نیست
هر گهی میخوای بنویسی برایم بی تفاوت است
ولی هر زمان لازم دیدم اگر پیامگیرت
باز بود به اینجا خواهم آمد و از کس
نازلی دختر آیدین برای همه خواهم
نوشت
اینجا مستراح شخصی تو نیست
مستراح عمومی برای استفاده همه
است
به همین دلیل من گاهی هوس میکنم
در مستراح عمومی زیتون که تو فکر
میکنی مال بابات است روی تخته
سیاه کس و شعر بنویسم
خر فهم که نمیشی تو باسه اینکه
توده ای هستی جون به جونت کنند
توده ای هستی .............نانا زولا
dخوبه چند روزه کامنت دانی باز شده این همه فحاشی میکنید.این به خاطر پراهمیت بودن سایت زیتون است.لطفا اگر میخواهید فحش بدهید بروید تو سایت خودتان و اینجا را آلوده نکنید.
راستی نانا من یه مدت وبلاگت را خوندم و توش اعتراف کردی جز مجاهدا بودی و این رفتارت من را یاد سرکرده تان می اندازد.
درورد بر khodam
لعنت ... 2- امسال ... 3- فکر کنم ... ۱۰- تمرین رهبری
فکر میکردم رهبر یک ملت بودن خیلی آسونه. امروز پیش خودم گفتم زیتون جان(چیه؟ به خودم می گم جان! حسودیت میشه؟) بیا ببین تو اصلا قابلیت رهبر شدن رو داری؟ فکر کن سال بعد تو رهبری و می خوای سال ۸۸ رو نام گذاری کنی. ببینم چند مرده حلاجی!... حالا این گوی و این میدان فکر کنید شما رهبرید. ...
نانا جان
دستت درد نکنه! همينو میخواستی؟
فحش بدی و فحش بخوری و خوردهريزاشم سر من بيچاره بريزه.
تو چطور فکر کردی اگر روزی به کسی فحش دادی و من نتونستم پاکش کنم( چه به خاطر کمی سرعت چه مثل حالا به علت کمی وقت )باهات موافقم. مثلا اگر به خورشيد خانم يا مهشيد فحش میدی من باهات موافق بودم؟!!! آفرین به این هوش و استدلالت! يا حتی به فرناز و نوشی؟
من اگر از دست فرناز ناراحت بودم به خاطر اين بود که باهاش دوست بودم. اون همیشه برام کامنت محبت آمیز مینوشت. این اواخر به هم ایمیل میدادیم .. بعد از انتقادی کوچیک در نظرخواهی اسدَ اومد هز چی از دهنش دراومد تو نظرخواهی گفت و رفت... هیچوقت علتشو نفهمیدم... البته کسایی هم موش دووندن و با اسم اون برای من و من برای اون کامنت نوشتن و او نتونست خودشو کنترل کنه.
نوشی هم همينطور. ممکنه یه لحظه عصبانی شده باشم اما به هر چی اعتقاد دارم قسم که من هيچ دشمنی با اينها ندارم. نفرت که اصلا!! کارهای خوبشون هم مد نظرم هست.
از فحاشی اما بيزارم. تو ببين با کدوم از بچهها میتونی يه ديالوگ دوستانه داشته باشی؟ همه میدونن چرا نظرخواهی خودتو بستی و در نظرخواهی ديگران فحش و فحشکاری میکنی!
ببين چی بر سر نظرخواهی من آوردی!
تو به چه جراتی اينجا رو میکنی پايگاه عليه نازلی دختر آيدين(که حتی آدرس وبلاگشو ندارم) يا مخلوق يا مهشيد يا خورشيد خانم؟!!!
خيلی متاسفم که وقتتو نيروتو گذاشتی برای نفرت از ديگران.
اگر من برای تو احترامی قائلم برای اينکه حدس میزنم در زندگی واقعی آدم بدی نباشی. فکرای خوبی گاهی تو سرت هست. اما وقتی فحاشی و تهمت و تهديد و مثلا افشاگریهاتو میخونم واقعا ناراحت می شم. فکر میکنم به غیر از قضاوت غلط تو گاهی دچار توهم هم میشی. فکر میکنی سوفيا همون نازليه و شبح همون خودمه ویران یکی دیگهست و لابد به من هم فردا میگی مانی یا شیوا!
اصلا دوست ندارم وبلاگ من بشه جایگاه قضاوت کردن ديگران. مگر من و تو وکيليم يا قاضی؟!
چیزکی مینویسم و دوست دارم نظر دیگران رو راجع به نوشتهم بدونم.
((نه اینکه اینجا بشه محل سربریدن و اعدام دیگران نانا خانم!))
تو دو روز نظرخواهيتو باز بگذار تا بفهمی چی میگم. يا اصلا به خاطر همين بستيش؟ نگو اونيکی وبلاگم نظرخواهيش بازه. چون کمتر کسی از اونيکی وبلاگت خبر داره! درضمن تو نظرات اصليتو در همين وبلاگت مینويسی.
در ضمن صفحهی وبلاگت اينقدر سنگينه که برای پرسرعتها يک ربع طول میکشه باز شه. برای من کم سرعت اغلب اصلا باز نمیشه. اينو نوشتم که بدونی چرا نمیتونم نوشتههاتو بخونم!
اگر کمی عصبانی بودم ببخشيد. چون دوسه نفر در خراب کردن جو نظرخواهيم مقصر هستن!
چه کس بازاری شده اینجا!
همش کس کس کس
به لطف نانا
:D
ديگه کسی نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تعارف نکنيد ها بچه ها ؟
بابا من همه شماها را مثل يک کتاب
جيبی دانيل استيلی فوت آبم
ديگه موقعشه که به حرفام گوش کنيد
بايد نازلی دختر کس بده آيدين که ميان ماست و کسش را پنج سال تمام است که مهمترين و اصولی ترين مساله جوانان ايرانی ميان ما و وبلاگ نویسان کرده است !!!!!
درب اين شهرنوی کس بدهيش را جمع کند و بخش کس و کیر و کون برود این یک بايد است !
مخلوق را از حيض انتفاع کامل می اندازم زيرا با او همدستی کرد که باری
ديگر به سراغ من بيايد و به قوه کير خر مخلوق شايد انگشتی به کون ببر ماده ميان شمايان بکند
انگشتش را به گه فرو برد و پستی نوشت و خواهر خود را گائيد
نه تنها خواهر خود را بلکه خواهر مخلوق را هم گائيد
برای خر فهم کردن بعضی ها بين شما ميگويم که کل صحنه نمايش کس دهی و کير گيری او و مخلوق را چنان اول کار با گوجه فرنگی گنديده و بادمجان گنديده و کپکی بستم و تمام
که باور ندارند هنوز !!!!!!!!!!!!!!
زبان کسی تاکتيوش را بريدم
و همچنين رومانتيک بازی کس بازی مخلوق را بين خودمان
شماها همگی کودکان من هستيد از نظر فکری
من ماما بيکر هستم ابدا متين و موقر رفتار نميکنم
متانت و وقار را برای همين نازلی کس بده های فمنيست ايرانی در ايران گذاردم و به امريکا آمدم
بنابراين ريدم به وقار و متانتان همگی از دم اگر داريد
و من هستم و خواهر و مادر و دهن
ميگايم يک تنه
اين بخش آخر را برای سبيل طلا نوشتم که رعشه ای ارگاسمی بگيره
بگير بگو نانا بده برکت ..............نانا زولا
نانا
بابا شبح كجا بود؟ ببر تنها كجا بود؟
دچار مالیخولیا شدى تو نمیری.
چيه مثل سگِ هار يك دفعه پاچه ميگيرى؟ واقعا كه رفتارت عين اين بچه مجاهدها هست، اونها هم عين سگ فقط بلدن پاچه بگيرن.
به هر حال من كه باهات اتمام حجت كردم، بيچاره تو واقعا مخت عيب داره، يك دکتری چيزى برو يا اگه قرصات رو نميخورى شروع كن دوباره به خوردن.
خدا ارحم الراحمین هست، به اونم توسل كن شايد آدم بشى.
oon ghatre esmesh MG hast
بابا ولمون کن شبح خان الاغ !!!!!
یه دفه ببر تنهائی یه دفه خودمی ولی میشناسمت
یکی عین شبح - زیستن هستی که
چون ازت خوشم نمیاد خیلی خیلی خیلی شخصی رفته ای در جبهه کس نازلی و داری به من مثلنی میپری!!!!!
جمش کن مادرجنده مگه نگفتم ناف همه شما را من تنهائی بریده ام و مانند توله سگی در بغل نه نه هاتون انداخته ام
پس کس و شعر مفت تفت نده
مرد و مردانه بیا جلو بگوی که مساله تو کس نازلی و به کی میده و به کی نمیده نیست ابدا
مساله تو سوختن کونت است از این که ازت خوشم نمیاد والسلام
انکارش نمیتوانی بکنی
با هر اسمی که میخوای بیا و بنویس
چیزی که برای من مسلم است سوزش کونت است که از بی تفاوتی من به خودت سرچشمه میگیرد
خر فهمت کردم یا باز هم دوست داری ادامه دهی ؟
میدونی که از نه نه اش زاده نشده که بتواند ازپس من بربیاید
میدونی یا نه ؟
ولی اما راجع به این حرمت مردم و متین بودن
ترا کفن کنم زیتون را کفن کنم یکی از اهداف من ریدن و مالیدن به همین حرمت های دروغین و تظاهری است ریدم به ملتی که تا دسته کیر خر را در کونش کرده اند و بعد به نانا میگوید:
چرا حرمت مای کیر خر تو کون را تو نگه نمیداری !!!!!!!
شبح جون ............این کلمه حرمت و متین ...وقتی کیر رهبر در کونت است فقط باعث خنده نانا زولای امریکائی - ایرانی میشود وبس
برای بار آخر هم بهت میگویم از تو خوشم نمیاد از اولش هم بدم میامد
زیرا یک عدد توده ای - دهاتی فرد اعلا هستی که مانند کیر خری در شرایط
کنونی آونگی شده ای که خودت هم دردت را خوب میدانی
نانا را کسی نمیتواند دیفیت کند همیشه برنده است
و هرچه را بخواهد به دست میاورد
کی میخوای بفهمی هان کی ؟ نانا زولا
سر كار خانم نانا زولا
من اصلا نمى فهمم كه حرف حساب تو چى هست؟
به قدرى فحاشى و توهين ميكنى كه اصلِ موضوع در مطالبت فراموش ميشه.
ميخواى بگى كه رژيم خمينى جنايت كار و وحشى هست؟ و مثلا دارى با اين فحاشیهات افشاء گرى ميكنى؟ بابا همه اينها رو خودمون ميدونيم، در ضمن تو كه خودت يك وبلاگ دارى خوب اينها رو تو وبلاگ خودت بنويس.
همه اينها رو گفتم چونكه عامل شروع فحاشى در اين کامنت دونى تو هستى و بقيه هم جوگیر ميشن شروع ميكنن به فحاشى.
بابا يك كمى حرمت مردم رو نگهدار، يك كمى متين باش.
ادبيات تو هميشه من رو ياد اين طرفداران مجاهدين خلق میندازه كه به خاطره بى سوادى براى اثبات حرفاشون به توهين متوسل ميشن.
اگر از من ميشنوى خودت رو به يك روانشناس نشون بده.
تو حالت خوب نيست قربون شکلت.
کلمه های انتخابی من شدن "آزادی و استقلال "
البته زیتونی این آزادی و استقلال میتونه آزادی و استقلال از هرگونه استبداد باشه , از همه دیکتاتورهایی که در هر روز باهاشون برخورد میکنیم عمه , چه تو زندگی کاری یا فامیلی و چه کسانیکه در وبلاگستان با زور فحش و بد دهنی میخوان خواسته و نظر خودشونو تو حلق دیگران کنند...
خدای را شکر که اینها در دنیای مجازین فکرش رو بکنید اگه در دنیای واقعی دستشون بهم میرسید چی میشد!!!
بسیار خوب ببر تنها پاسخت را بخش
به بخش میدهم :
((سلام شد،
هي ميخواستم چيزي ننويسم ولي نميشه آخه اين نانا خيلي زور ميگه!
"وبلاگستان فارسي ملك طلق باباي هيچكس نيست"!!! اين ديگه از اون حرفهاست،يعني چي اين حرف؟يك خانمي آقايي اومده زحمت كشيده وبلاگي به سليقه خودش طراحي كرده و مطالبي رو كه دوست داره و جالب ميدونه توش مينويسه حالا من بيام بگم چون تو فارسي مينويسي و با من هم ميهني پس من هم اجازه دارم هرجور دلم خواست تو بلاگت بنويسم،چه خوشت بياد چه خوشت نياد بايد تحملش كني!مثل اينكه اين خانم اومده اينجا زيتون رو تلكه كنه؟!))
هیچ خانم یا آقائی هیچ زحمتی نکشیده از آن جائی که تو هم بالاخره جزو دهاتی های تازه شهری شده ایرانی باید بهت بگویم که وبلاگ و وبلاگ نویسی را کسانی مثل بیل گیت و امثالهم در واقع اختراع و در اختیار مردم جهان به شکل مجانی
گذارده اند
این سخن تو مثل این است که بگوئی مستراح های پابلیک خانه ماست !!!!
نه خیر شما دهاتی هستید که وبلاگ را خانه خود میدانید برای تفهیمت باید
خدمتت بگویم که وبلاگ نویسی مثل
این است که تو جلوی در خانه ات یک تخته سیاه بگذاری و رویش هم چیزهائی بنویسی و بعد بروی توی خانه
تو نمیتوانی به رهگذران بگوئي این تابلو را نخوان یا بخوان یا تو کونت کن !!!!!!!فهمستی
لحظه ای که روی تابلوی پابلیک کس و شعری نوشتی دیگر در اختیار تو نیست که خانه ات باشد یا صندوق خانه ات باشد یا کس خاله ات باشد پریود
پس راجع به مالکیت و نوشتن باقی خفه گه مفت نخور
((من نميدونم اين با كدوم منطق جور در مياد.
بابا نازلي دوست داره رو شتر كون بده وعكسشو بذاره تو وبلاگش تو مگر پليس وبلاگستان هستي و يا خودت را ولي فقيهه و شوراي نگهبان ميداني كه وبلاگ نازلي را براي ديگران مفيد نميداني؟خب جمهوري اسلامي هم همين نظر را در مورد سعيدي سيرجاني داشت!))
من پلیس وبلاگستان نیستم ولی از شهرنو شدن وبلاگستان با تمام توانم جلوگیری میکنم
زیرا ایران در معرض بمباران و جنگ است و نازلی دوست دارد کسش را هی این وسط به چشم و چال ما فرو کند تا به جای فلاکت و بدبختی خود به کس او فکر کنیم و این که مخلوق قرار است او را بکند !!!!!!!
کس دادن نازلی به خودش مربوط است ولی ((کس دادنش بین ما به مخلوق)) به من و امثال تو الاغ مربوط است زیرا حداقل من و عده ای انسان جدی اینجا را برای سخنان جدی لازم داریم نه کس و کون نازلی خر فهم شد ؟
((يعني واقعن تو داري مبارزه ميكني براي آزادي بيان؟پس چرا اين آزادي را براي نازلي و ديگران بر نميتابي ؟يا اينكه منظور تو از آزادي بيان هماني است كه جمهوري اسلامي دارد و تو از اين ناراحتي كه چرا گروه تو به جاي آنها نيستند؟ ))
تو به اندازه ای الاغ هستی که بحث
آزادی بیان را با بحث فاحشگی کنار هم میگذاری
خوب مادرجنده الاغ .....من از آزادی بیان حرف میزنم تو از آزادی کس دادن و جار کشیدنش سخن میگویی
این دو مبحث جدا از هم است الاغ خان
آری آزادی به نازلی حق میدهد که فاحشه باشد
ولی مگر فاحشه های کنار پارک وی تهران را من کاری دارم ؟
خیرا من به فاحشگی به نام وبلاگ نویسی کار دارم و کارم را هم خیالت تخت از پیش خواهم برد
((يكماه و نيم تمام تو وبلاگت از وقوع انقلاب در روز راي گيري نوشتي و آتش زدن حوضه هاي راي گيري و سامان دادن مبارزين و خبرهاي موثق رسيده و اينكه طبق پيشگوييهاي نوستر آداموس !!خامنه اي توسط يك زن به قتل ميرسه و او هم تو هستي!!!!
روز راي گيري آمد و رفت اما دريغ از در شدن يك ترقه!بعد هم شروع كردي فحش دادن به مردم ايران كه به برپاي تو اهميتي ندادند و لايق همان حكومت ملاها هستند،بگذريم از اينكه حتي يك درصدشان هم ازين برپاخيز خبر نداشتند!))
به به به به خوش بحال تو مادرجنده که من خودم را قربانی و سخره مردم و بلند شدنشان کردم
بارک الله به این فهم و شعور تو توده ای مادرجنده
خوب جاکش تلاش کردن که بهتر است مانند تو فوکوس کردن روی کس نازلی
خاک بر سرت کنند که ثابت کردی تو
هم یک نفهم الاغ بیشتر نیستی
مثل این است که شاگردمدرسه ایی را که درس
میخواند مسخره کنی که چرا مهندس نیست!!!!!!!
می بینی چه همه الاغی و قطعا توده ای !!!!!!!!
((قبل تر ها من از اينكه مردم ايران هنوز به آن شعور جمعي و تكامل اجتماعي نرسيده اند كه خود به تنهايي قيام كنند مينوشتم و تو با هزارو يك دليلت آنرا رد ميكردي،يادت هست؟))
ابدا یادم نیست و سخنانت مانند گه
برایم بی تفاوت است
((پس قبول كن كه وبلاگهاي فارسي زبان احتياجي به داروغه و پليس و افشا كننده ندارند اگر هم وبلاگي به چنين شخصي احتياجي داشته باشد آن همان وبلاگ تو است اما به طور حتم آن شخص تو نيستي.))
میدونی ...به کوری چشم تو و رابطه و سلیقه زیتون !!!!!!!!!!!! که هم چشم تو چپ است و هم زیتون اپورچونیست
بنده هستم و خواهم ماند اگر دوست داری مرا پلیس بخوان فرقی برایم ندارد
ولی حیفم اومد که این را برایت رمزی نگویم بگیر که اومد
به دلیل نامت که ببر تنهاست میتوانم حدس بزنم که تو یک توده ای مادرجنده بین ما هستی که هرکاری کردی محل سگ بهت نگذاشتم
قربونت برم من از توده ای ها خوشم
نمیاد این را در کله ات خارج از بحث ما فرو کن فهمستی حضرت گوست ؟؟؟؟؟؟
برو در کونت را بگیر ................نانا زولا
تو و مانی از یه جنس هستید.
ولی اگر شما ها از کون کيف باشيد من از هر وسيله ای برای پيروزی خودم
استفاده ميکنم
تون کون کون را شروع کردی.
من هم تو و نازلی را میکنم .....
من تور را میکنم ای نانا چه مفت چه پولی...
لاشی بدبوی سگ
تو اندازه سگ فهم نداری ریدم تو رئیس جمهور لاشی ات کونی سگ
تو اگه یه کونی نبودی و تو خارجه تشریف داشتی 10$ میدادی یه دامین ثبت میکردی عین جنده ها این ور آنور نمیدویدی
خیلی دوست داری که مثلا اسمت روی زبانها باشه.تو داری از معروفیت زیتون و دیگران استفاده میکنی عین کرم
راستی زیتون خانم
شما باید کامنت سراسر فحش این خانم بدبوی یائسه را پاک نکنی تا بفهمند چه گهی است.
این پیغام بعد از رویت پاک خواهد شد.
سابقه اش را برايتان حسابی شکافته ام زيرا او وبلاگستان سياسی اجتماعی فارسی را با جنده خانه ای در شيراز عوضی گرفته است
میخاستم بگم تو و ننت تون کدم جنده خانه کون میدی.؟؟؟
مت تور را میکنم ای نانا چه مفت چه پولی...
لاشی بدبوی سگ
تو اندازه سگ فهم نداری ریدم تو رئیس جمهور لاش ات کونس سگ
تو اگه یه کونی نبودی و تو خارجه تشریف داشتی 10$ میدادی یه دامین ثبت میکردی عین جنده ها این ور آنور نمیدویدی
خیلی دوست داری که مثلا اسمت روی زبانها باشه.تو داری از معروفیت زیتون و دیگران استفاده میکنی عین کرم
راستی زیتون خانم
شما باید کامنت سراسر فحش این خانم بدبوی یائسه را پلک نکنی تا بفهمند چخ گهی است.
این پیغام بعد از رویت پاک خواهد شد.
لینک در بلاگ نیوز:
http://1.blognews.name/
سلام شد،
هي ميخواستم چيزي ننويسم ولي نميشه آخه اين نانا خيلي زور ميگه!
"وبلاگستان فارسي ملك طلق باباي هيچكس نيست"!!! اين ديگه از اون حرفهاست،يعني چي اين حرف؟يك خانمي آقايي اومده زحمت كشيده وبلاگي به سليقه خودش طراحي كرده و مطالبي رو كه دوست داره و جالب ميدونه توش مينويسه حالا من بيام بگم چون تو فارسي مينويسي و با من هم ميهني پس من هم اجازه دارم هرجور دلم خواست تو بلاگت بنويسم،چه خوشت بياد چه خوشت نياد بايد تحملش كني!مثل اينكه اين خانم اومده اينجا زيتون رو تلكه كنه؟!
من نميدونم اين با كدوم منطق جور در مياد.
بابا نازلي دوست داره رو شتر كون بده وعكسشو بذاره تو وبلاگش تو مگر پليس وبلاگستان هستي و يا خودت را ولي فقيهه و شوراي نگهبان ميداني كه وبلاگ نازلي را براي ديگران مفيد نميداني؟خب جمهوري اسلامي هم همين نظر را در مورد سعيدي سيرجاني داشت!
يعني واقعن تو داري مبارزه ميكني براي آزادي بيان؟پس چرا اين آزادي را براي نازلي و ديگران بر نميتابي ؟يا اينكه منظور تو از آزادي بيان هماني است كه جمهوري اسلامي دارد و تو از اين ناراحتي كه چرا گروه تو به جاي آنها نيستند؟
يكماه و نيم تمام تو وبلاگت از وقوع انقلاب در روز راي گيري نوشتي و آتش زدن حوضه هاي راي گيري و سامان دادن مبارزين و خبرهاي موثق رسيده و اينكه طبق پيشگوييهاي نوستر آداموس !!خامنه اي توسط يك زن به قتل ميرسه و او هم تو هستي!!!!
روز راي گيري آمد و رفت اما دريغ از در شدن يك ترقه!بعد هم شروع كردي فحش دادن به مردم ايران كه به برپاي تو اهميتي ندادند و لايق همان حكومت ملاها هستند،بگذريم از اينكه حتي يك درصدشان هم ازين برپاخيز خبر نداشتند!
قبل تر ها من از اينكه مردم ايران هنوز به آن شعور جمعي و تكامل اجتماعي نرسيده اند كه خود به تنهايي قيام كنند مينوشتم و تو با هزارو يك دليلت آنرا رد ميكردي،يادت هست؟
پس قبول كن كه وبلاگهاي فارسي زبان احتياجي به داروغه و پليس و افشا كننده ندارند اگر هم وبلاگي به چنين شخصي احتياجي داشته باشد آن همان وبلاگ تو است اما به طور حتم آن شخص تو نيستي.
ترانه ی
خاست خدات بود یا نبود؟
خوشگل و خوب، عاشقتم،
تو بگو خدات خاسته یا که خدات نخاسته؟
حادثهی تماس عشقی رو بگو آزادیشو
توی چه کشورا نخاسته یا که خاسته؟
تو بگو خدات خاسته یا که نخاسته بود
عدالت برقرار باشه
برتریی جنسی نژادی نباشه
زرد و سیاه، سرخ و سفید
بچه، جوون یا زن و مرد
هم رو زمین، هم در مقابل خودش!
حقوقشون، ارزششون یکی باشه ؟
فکر میکنم اینطور بگی که خاسته بود، این که سُعال نداره
هر جا خلاف اون دیدی، تحریفشدهاست،
خدای من تبعیض نمیگزاره
حتا خدات قبول داره، خوب و بدی، فهم و شعور
ربطی به دین نداره ؟
بازم میگی که آره، این که سُعال نداره ؟
خدای من تبعیض نمیگزاره ؟
خوشگل و خوب، عاشقتم،
تو بگو خدات خاسته یا که خدات نخاسته؟
حادثهی تماس عشقی رو بگو آزادیشو
توی چه کشورا نخاسته یا که خاسته؟
تو بگو خدات خاسته یا که نخاسته بود
یه عدهای مسیحیی چندجوره و
یه عدهای مسلمون چندجوره و
یه عدهای یهودی یا بودایی شن
یه عدهای منکر دین یا اینکه بیخدا بشن؟
خاسته یا که نخاسته بود؟ خاسته یا که نخاسته بود؟
چرا یه بار میگفت که بیحجاب باشید عیب نداره
شرابو نوشجان کنید عیب نداره
تابع دستور کشیشا بشوید، ره به سوی بهشت داره؟!
بار دیگه، این و بخوری گناه داره
اونو نپوشی گناه داره
تابع دستور یه ملا بشوید، رو به بهشت یه راه داره!
یک بوم و چند هوا نبود؟ پس چیچی بود ؟
124 هزارتا پیغمبر چی بود؟ جواب تو به من چی بود؟
شاید بگی بیچاره! این که سُعال نداره
از بازی ِ خدا کسی سر در نمیآآره
آآره! بیچاره! از بازی ِ خدا کسی سر در نمیآره
خوشگل و خوب، عاشقتم،
تو بگو خدات خاسته یا که خدات نخاسته؟
حادثهی تماس عشقی رو بگو آزادیشو
توی چه کشورا نخاسته یا که خاسته؟
خدات مگه نمیدونست دین میاد و ارثی میشه ؟!
جواب بچهها به دین مادرا یا پدرا،
چه الکی قبول میشه، مرسی میشه ؟!
خدات مگه این همه دین نیافرید؟
کار خدات سنجیده بود یا که نبود؟
یعنی میگی از کار خود رنجیده بود؟! همچی نبود؟
نکنه میگی بی قدرت و توی شناخت آدما، هیچچی نبود؟!
تعصب دینی چی بود ؟ شمشیر دین بالا آوردن چیچی بود ؟
خدات اگه نخاسته بود
عقل خدات، زور خدات، قبول داری بایسته بود
نابود میکرد هر دینی که نخاسته بود
از آدم افراطی ِ یهودی یا مسیحی یا مسلمون،
از غیرت و ایمون اون، دین ِ با ریختنخونِ اون، دین ِ بهزور چَپونِ اون،
اصلن کمک نخاسته بود!
خوشگل و خوب، عاشقتم،
تو بگو خدات خاسته یا که خدات نخاسته؟
حادثهی تماس عشقی رو بگو آزادیشو
توی چه کشورا نخاسته یا که خاسته؟
تو بگو خدات خاسته یا که نخاسته بود
که من بیام فکر بکنم، که اصل خلقت و اگه قبول کنم
همونطوری که آدما باید یه خالقی،خدا داشته باشن
خدا باید یه خالقی داشته باشه
خالق ِ خالق ِ خدا هم واسه خود ؟!!!! خدایی باز داشته باشه
خدای صدهزارمی ؟!!!! باز خدایی داشته باشه
همینطوری بگیر برو
حد نداره، مرز نداره
فکرای من فکر میکنی مرض داره ؟ / رند: مرض داره
کلهم یه پیچ هرز داره ؟ / رند: دو تا داره!
خاست خدات بود یا نبود؟ ساخت خدات بود یا نبود؟
خوب میدونست که من یه بیخدا میشم، اینطور نبود؟
کمر به قتل من چییه؟ نفرین به من واسهی چییه؟
خودش که ما رو آفرید، یه قلب که داد، به قلب ما نور میتابید
توی توان او نبود؟ خاسته یا که نخاسته بود؟
از آدم افراطی ِ یهودی یا مسیحی یا مسلمون،
از غیرت و ایمون اون، دین ِ با ریختنخونِ اون، دین ِ بهزور چَپونِ اون،
اصلن کمک نخاسته بود!
خوشگل و خوب، عاشقتم،
تو بگو خدات خاسته یا که خدات نخاسته؟
حادثهی تماس عشقی رو بگو آزادیشو
توی چه کشورا نخاسته یا که خاسته؟
اگه نمیخاست وجود امثال منو، سنجیده کار ِ او نبود
عقل خدات، فهم خدات کافی نبود
پشیمونی سراغشو گرفته بود
یه رعد و برق، میزد به فرق
یه حادثه، برام بسه
امثالَمو میکشتشو توی توان او که بود؟! میگی نبود؟!!
عزراعیلو خبر میکرد، آدما رو دسته به خیر و شر میکرد
میگفت که جون هرکی ناسازو بگیر!
بگیر! بگیر! تو عزراعیل
میگفت که جون عاشقآی بیجوازو تو بگیر!
بگیر! بگیر! تو عزراعیل
میگفت که جون کافرای بینمازو تو بگیر!
بگیر! بگیر! تو عزراعیل
توی توان او نبود؟!
بیکمک اون افراطی جون داده بود
اگه نمیخاست، به راحتی گرفته بود
محتاج اون اصلن نبود
"تو راه دین جهاد کنید!
چه بکُشید چه کشتهشید!
حتمن میرید توی بهشت!!"
این جملات، مال فقیهِمطلقهولییدین
دروغنمایندهخدا بر رو زمین
به نام دین، به نام دین
برای پادشاهی بود
برای پادشاهی بود
سلام زیتون عزیز
فقط یه دونه سوال داشتم
اینکه شیوا نوشته بود که سیزده بدر با هم بودید
حالا کدوم حرف رو باور کنیم حرف تو رو یا شیوا رو؟
-----------------
سلام ادمین جان
رفتم نوشتهی طنز شیوا رو خوندم.
اگه به دقت خونده باشی آخرش نوشته دروغ 13 بود:)
اما اگه دست سیبا به شیوا برسه تیکهتیکهش میکنه:)) آخه همسر جان خیلی مبادی آداب و جنتلمنگ بید:) این وصلهها بهش نمیچسبه. حتی توی تخت لباس رسمی ا اسموکینگ میخوابه:)
دستگاه خوشبو کننده باد معده قبلا توسط مامان بزرگ همسر اینجانب کشف شده
زيتون گرامی
ارزشش را داری که کمی برايت توضيح بيشتر بدهم
من از ايجاد گنگ در ميان خودمان به هر شکلی جلوگيری خواهم کرد
زيرا خودت از همه بهتر ميدانی که گنگ يعنی ـ سايت راديو زمانه - و
کسانی که لينکشان را گذارده اند و اين ميان تک و توک تو و بلوچ و ملاحسنی را هم مثنلی گذارده اند که اگر ميگويند راديوی وبلاگ نويسان
حداقل همه دهاتی های مشهدی و
سمرقندی نباشند !!!!!
با ساطور بلال چينی ام هرچی گنگ
باشه نابود ميکنم
يکی از کثيف ترين و مبتذل ترين اين گنگ ها گنگ نازلی دختر کاسبکار کس معامله کن آيدين است
سابقه اش را برايتان حسابی شکافته ام زيرا او وبلاگستان سياسی اجتماعی فارسی را با جنده خانه ای در شيراز عوضی گرفته است
و خيال بسط اين کون کونک بازی ها را ميان ما افراد جدی دارد و برای اين هدف
مخلوق را فعلنی انتخاب کرده
اگر نازلی دختر آيدين به خودش حق
ميدهد که مباحث کس و کون و کير را به ميان ما بياورد
من هم به خودم حق ميدهم تا ميشود
گه به او پاشيده و دستش را رو کنم
حالا نميدونم تو چرا از اين زن نمیپرسی بابا آخه کس دادن تو به اين و اون نره خر چه ربطی به وبلاگ و وبلاگ نويسی داره ؟
اگر تو اين سئوال را از او کردی من هم ديگر از پيامگير تو استفاده تبليغی برای جنگ خودم نميکنم
ولی اگر شما ها از کون کيف باشيد من از هر وسيله ای برای پيروزی خودم
استفاده ميکنم
پيروزی من دادن فانکشن اصلی به يک پديده مدرن است يعنی وبلاگ نويسی
پيروزی نازلی دختر کسوی آيدين يک بار ديگر معرکه گرفتن حول محور سياه چاله متعفنش است و حواس جوانان را به کسش جلب کردن والسلام ...نانا زولا
زيتون گرامی
چه فرقی برات داره برو در وبلاگ روابط
عمومی نانا برام توضيح بيشتر بده
ولی اين مساله افرادی که من نام برده ام مساله کل وبلاگستان است و مساله دعوای شخصی من نيست
تو ميتوانی خودت را به کوجه علی چپ بزنی ولی مگر من در همين پيامگير تو به فرناز سيفی و نوشی و جوجه هايش فحاشی نکرده ام؟
تو رابطه ات با آنان خوب نبود و گذاشتی بماند
اگر اکنون رابطه ای داری و سلايقی
بنده ميدانی که ميرینم به سلايق و رابطه ها
نميتونی بگی وقتی حرفهای بد به دشمنای من ميزنی عيبی نداره بزن
ولی وقتی به سلايق مثل من !!!! بد
بگی عيب داره خوب نیست
اينو بهش ميگم اپورچونيزم خلص
بنابراين باز هم پيام مورد نظرم را ميگذارم و باز هم بهت ميگويم وبلاگستان و اعمال هيچ يک از ما مجزا از ديگران نيست
اگر تا کنون تفهميت نشده باز هم من در تفهيم کردن حاضرم ...نانا زولا
ويژه نامه نانا را در مورد
مخلوق و يک فقره کس عفونی بنام
نازلی دختر آیدین !!!!!!!!!!!که عبارت است فاحشه ای در شیراز که برای خر کدن ما وبلاگ نویسان !!!!همزمان
دانشجوی پزشکی در دانشگاه شارلوت نورت کارولینا بود و هم سوفیای افسانه ما در هلند بود
و هم در کافه شوکای تهران ولوو
و علیرغم این همه جاها همزمان بودن نمیدانم چرا لنگش جر نمیخورد
به هر حال نور افکن به کسش تابانیده ام برای کسانی که نوشته های شیرین مرا دوست میدارند کسانی که
نوشته های مرا دوست نمیدارند نخوانند ..تا فهمشان نرود بالا ....نانازولا
Posted by: nana | April 4, 2008 07:09 PM
وبلاگستان فارسی ملک طلق بابای
هيچ کس نيست
فهمستی ؟
يا خيال ميکنی مسجد اسلامی در کرج است که تو مفتی صاحب شده ای ولی مال اسلام است !!!!!!!
نوکرت برم يه فنومن مجانی بين المللی را که خانه من خانه تو نميگويند
بارک الله به تو
تو فکر ميکنی اين کار مداوم من برای بسط و گسترش آزادی بيان برای نفع شخصی ام است ؟؟؟؟؟؟؟؟//
هان اين فکر را ميکنی ؟
برای من از ادب و حرمت مشتی مادرجنده که خودت از همه بهتر ميدانی کی است و کی نيست
سخن نگوی
من که نه هزار مايل دورتر از ايرانم نوکرت برم
بنده نظر خواهی دارم در وبلاگ روابط عمومی نانا زولا هرکسی نظری فحشی دارد میتواند آنجا بنویسد ولی چه خوشت بیاید چه بدت بیاید تا وقتی پیامگیر داری من هم پیام تبلیغی خودم را میگذارم
چرا خودت را به خری ميزنی ميدانی که من نميگذارم
مگر رژیم مادرجندگان اسلامی ایران به من کاری کرده اند یا ضرری رسانیده اند
اگر من فریادی میزنم برای تو که در کرج
و زیر نعمات اسلامشان هستی است
ورنه کون لق اسلام و رژیم من که در آزادترین سرزمین جهان زندگی میکنم
نشد زیتون جون هرگز دولا دولا شتر سواری نکن میگن کمتر تا میمونه دیگه بلند نمیشه ............نانا زولا
--------------
نانای عزیز
اگر تا به حال دیدی که در نظرخواهیام کسی به کسی فحش داده و من پاک نکردهام فقط دلیلش اینه که آنلاین نبودم و بعدش هم وقت نداشتهام. اصلا دوست ندارم اینجا محل دعوا بین بچههای بلاگر بشه. شاید تو از یکی بدت بیاد که من خوشم میاد. و یا برعکس. حق نداریم به سلایق هم توهین کنیم...
اگر نظرخواهی وبلاگ اصلیتو باز کردی اونجا توضیح بیشتری میدم.
بعد از تجربهای نه چندان خوشایند به این نتیجه رسیدم که ...
زيتون گرامی
حق پاک کردن اين پيام تبليغی مرا نداری زيرا ما مستقلان از دستگاههای
تبليغی بی بهره هستيم
بنابراين من با اخطار به تو فرمان ميدهم که پيام زير را که دوباره مينويسم پاک نکن
زيرا مساله اين پيام مساله وبلاگستانی است که....
--------------
نانا جان
تو در کامنتت به بلاگرهای دیگه توهین کردی و من به ناچار پاکش کردم.
یک سوال از خودت دارم. چرا نظرخواهی وبلاگ خودت رو بستی؟ هیچکس حق حرف زدن نداره؟
آیا من حق دارم برم در نظرخواهی وبلاگ دیگران به دیگران فحش بدم؟
جرا من هیچوقت این حقو به خودم نمیدم؟
بابا جمش کنيد گريه چيه ؟
شماها همگی بايد هی بخنديد بالاخص به ريش نظام جانيان اسلامی که از سر تا پايشان را گهی اسهالی
در بر گرفته است
گريه چيه ؟ سی سال است من منتظر
ول کردن فوران خنده هستم
خيلی از اين زر زرهای الکی همه شما بدم اومد
ولی عيبی نداره دفه آخرتون باشه که راجع به گريه چس ناله کرديد
گريه بی گريه .....................نانا زولا
بهترين جا براي گريه كردن زير دوش حمومه نميدوني چه قدر حال ميده اگه يه بار امتحان كردي و ديدي بهت حال داد لطفا قوانين كپي رايت رو حفظ كنيد حقوق رو خودتون بگيريد ما نخواستيم.
حامد زيگورات
زيتون جان يه کمی از اون قطره خوشبو کننده که مادربزرگ سيبا داشت بدهید به اين فضولباشی بخوره که ديگه هی بهش نگيد مسلمان بدبو
از اين به بعد ديگه ميشه مسلمان خوشبو !!!!! شاید اونجوری دیگه عقده اش کمی خالی بشه و گورشو گم کنه دیگه نیاد اینجا برای شصتمین بار داستان بدبو بودن و نبردش با تو و مانی را تعریف کنه!
برای پیری زودرس اش و خرفت بودنش هم ببين مادربزرگ سيبا چيزی داره توی چنته اش؟
salam
bebakhshid inja kojast ..?
اذرک عزيزم
مگر ندیدی که آسمان هم وقتی برای زمين اشک ميريزد گاهی گریه اش با هق هق رعذ همراه است!!.
عزيزم اگر زمانی تصمیم گرفتی با گريه هق هق کنی !!
صبر کن هنگامی که گریه آسمان با صدای رعد همراه است همزمان با او هق هق کن قول می ذهم هيج کس صدای هق هق ات را نخواهد شنيد الا ولگرد و اذرک!!
ولگرد جان و اشک را ميشود به گردن باران گذاشت ولی با صدای هق هق چه بايد کرد ؟
منتظر راهنمايی هستم .
سلام زيتون جان. آي گفتي در باره سيزده به در. خيلي دلم مي خواد برگردم ايران و سبزه اي به دريا بياندازم. اين اواخر انزلي زندگي مي كردم .... واي چه حالي مي داد !
--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:
۵ :: توسط بى تا در ۱۳۸۷-۰۱-۱۶ ۰۶:26
بهترين زمان براى گريه vaghtiye كه شوهر آدم yehooyee بگه بلاى چشم ات abroost!!ميتونى همين و بهونه كنى و هى زر بزنى...غصه اينم نخور كه اون با دهن باز و چشمهاى ور-gholombide نگاهت ميكنه ...اينجورى هم تو دلت خنك ميشه هم اون عذابه وجدان درِ كه تو رو ناراحت كرده!!اما از شوخى گذشته ما كه توى ghorbatim خيلى زودتر و بيشتر نياز به گريه كردن داريم تا شما...ماهه من غصه نخور مثل ماها faravoone....
تنها مكان مطلوب جهت گريستن آغوش پر مهر بتول است كه الان ۲۰ سال است بجای من يكي ديگه دارد ازآن بهره ميبرد!!!
والسلام من التبع الهدي
روحی
behtarin zaman baraye gerye vaghtiye ke shohare adam yehooyee bege balaye cheshmet abroost!!mitoni hamino bahone koni va hey zar bezani...ghose inam nakhor ke oon ba dahane baz va cheshmhaye var-gholombide negat mikone ...injori ham too delet khonak mishe ham oon azabe vojdan dare ke toro narahat karde!!ama az shokhi gozashte ma ke toye ghorbatim kheli zoodtar va bishtar niyaz be gerye kardan darim ta shoma...mahe man ghose nakhor mese maha faravoone....
سلام زيتونی .آخی نبينم دلت گرفته باشه.
من يادگرفتم توخودم وبی صداگريه کنم. ولی بديش اينه که اينجورگريه آدم روسبک نمی کنه.
زيتون جان هروقت احساس بی کسی کردی ياداينهمه دوستدارت درگوشه کناردنيابيافت که بعضيهاشون ازتوتنهاترند.
لبت پرخنده دلت شاد.
عزيز سلام
گفتی جایی برای گریستن!!
بهترين وقت بری گریستن زمانی که باران ميبارد
..............
برو زير باران گريه کن تا اشک هايت را کسی نبيند..