63 :: توسط Tous در 2008-05-19 16:52

Dear friends

Please try not to use some harsh words for explaining your feelings against any thing or any one

Thanks for understanding and to stop doing so

Your friend


Farsi

Doostan-e aziz, Khahesh mikonam keh az kalamat-e rakik estefadeh nakonid ta ehsas-e khode-tan ra bar zed-e har chizi ya shakhsi bayan konid

Tashakor mikonam keh mifahmid va digar nemikonid

Doost-e shoma

Tous

62 :: توسط Tous در 2008-05-19 16:49

Dear friends

Please try not to use some harsh words for explaining your feelings against any thing or any one

Thanks for understanding and to stop doing so

Your friend


Farsi

Doostan-e aziz, Khahesh mikonam keh az kalamat-e rakik estefadeh nakonid ta ehsas-e khode-tan ra bar zed-e har chizi ya shakhsi bayan konid

Tashakor mikonam keh mifahmid va digar nemikonid

Doost-e shoma

Tous

61 :: توسط زیتون در 2008-05-01 01:11

محسن جان:))
خيلی ممنون. به خودم اميدوارم کردی.
توضيح: تا حالا فکر می‌کردم خنگ‌ترين آدم روی زمينم:)

60 :: توسط محسن در 2008-04-30 12:25

با سلام - من متوجه نشدم شما نيت کسی که اينجا رو هک کرده چطور تشخيص داديد؟!!!!!!!!!!

59 :: توسط زیتون در 2008-04-30 02:53

بیدار دل جان
خوب شد فهمیدی. من خیلی وقته دارم تلاش می‌کنم با نوشته‌هام بگم اینجا هک شده ولی کسی اهمیتی‌ نمی‌ده:(

محسن عزیز
اونی که اینجا رو هک کرده نمی‌خواسته کسی یا مذهبی رو مسخره کنه. بلکه منظورش به اونایی بوده که به یک دختر مذهبی نصیحت کردن که او هم قبل از ازدواج باید بفهمه با طرف تفاهم جنسی داره یا نه.
خواستم... یعنی اونی که اینجا رو هک کرده خواسته، که اونابفهمن این پیشنهادشون اگر به واقعیت بپیونده چه‌جوری بامزه یا به زعم شما مسخره می‌شه.

والله ملا نصرالدین از من خیلی خوشبخت‌تر بوده. بهش غبطه می‌خورم!

58 :: توسط bidardel در 2008-04-29 18:55

aya newisandeh haman zeitune hamishegi ast ya kasi talash mikoneh kdhanandehha ra nesbat beh zeitun badbin konad

57 :: توسط bidardel در 2008-04-29 18:51

man az khandane matalebe akhire in site dochare yek shak shidam keh aya newisandeh haman zeitune hamishegi ast ya kasi takash mikoneh kdhanandehha ra nesbat beh zeitun badbin konad

56 :: توسط محسن در 2008-04-28 14:44

با سلام ، از اينکه چنين مسائل چندش آوری رو در غالب يک طنز،اونهم از زبان يک خانواده به قول خودت مذهبی بيان کردی چه منظوری داری؟ آيا ميخوای عمق کينه خودت رو با مذهب و يک خانواده يا تفکر مذهبی نشون بدی ؟ یا اینکه آدمهايی که تو وبلاگشون چنين داستانهايی رو از سرگذشت خودشون تعريف کردن مذهبی بودن؟ فکر نمی کنی اينجور حرف زدن درباره يک خانواده مذهبی حالا اعم از خانواده مذهبی مسلمون ، مسيحی ، يهودی يا حتی بهايی توهين بزرگی به اونها باشه ؟ شايد هم بگی منظور من از مذهبی فقط اسلاميه و بقيه اديان و مذاهب مبرا از چنين داستانهايی هستن!؟

55 :: توسط پویان در 2008-04-27 12:26

جنسی نویسی و هرزه نویسی در تمدن آب-نقدی به اتفاقات اخیر وبلاگستان
جنسی نوشتن و حتی هرزه گونگی در ایران و نه حتی در ایران که در شرق سابقه ای طولانی دارد و البته به شدت هم نکوهیده است. در مثنوی مولانا ی روم حتما به جریان شهوت رانی کنیزک و خر اربابش بر خورده اید. اگر هزلیات سعدی را نخوانده باشید حتما در باره اش شنیده اید، همچنین که زمزمه های بسیاری درباره ی ایرج میرزا و اشعار و داستانهای قبل و بعد مشروطه هم به گوش دارید و جریان به همین ها هم ختم نمی شود که حتی کتب فقه شیعه هم به اعمال جنسی پرداخته اند.

نکته جالب این ماجرا برای من در این نهفته است که همه ی این اتفاقات در تمدن آب روی داده است و اینکه یکی از نشانه (المان)های این تمدن حجاب است، پوشیدن خود، خانه، اعتقادات و اموال در برابر همه چیز و همگان.

از مواردی که باید به آن اشاره کنم حقی است که برای این عمل قایلم. کلمه ی آزادی در قاموس لیبرالیسم تعریفی جامع و مانع دارد: آزادی بی حد الا به یک شرط و آنکه آزادی و حق دیگری را مخدوش نکنی.

وقتی پدر اروتیسم،مارکوس دوساد، سرنوشتش در مغرب زمین به دیدن زبانش در کف دستش انجامید(منظورم فیلم قلم است که به سرنوشت او پرداخته است) و به تمام وسواسهایی که آیا افراد با اروتیسم آیا حق دیگران را زایل می کنند در ذهنم پاسخ دادم : نه

آنها آزادنند بنویسند منهم آزادم که نخوانم، نبینم و نخرم ولی نمی توانم مانع حقشان شوم در دیدن و ساختن و نوشتن اما و صد اما این حق و آزادی را به معنای سود مند دانستن آن نیست مخصوصا در ایران زمین و از همین جا نقدم به کسانی که به جنسی نوشتن دست یازیده اند شروع می شود

یک. در محیط غرب که هویت فردی، آزادی، حوزه خصوصی و ... مطالبی ریشه دارند و عجین با تمدن شان هنوز به جوابی برای سودمند بودن هرزه نگاری و هرزه نویسی به جوابی نرسیده اند حال شما چگونه می خواهید این متن را در محیطی که هیج کدام از این سنن که پیش زمینه ی این جریانند را جا بیندازید؟ بهتر نبود نخست به پیش زمینه های این متن می پرداختید و محیط را امن می ساختید آنگاه با توجه به جواب و تجربه غرب به تصمیم نهایی می رسیدید؟

دو. فکر نمی کنید این عملتان خودزنی سنگینی علیه جنبش زنان ایران است که کل مجموعه را زیر سوال می برید و ادامه جنبش را به سرنوشت نامعلومی که برای عاقبت این گونه نوشتن آغاز داشته اید گره می زنید؟ حداقل این کار شما برای مدافعانی مثل من که در فضای مذهبی- سنتی درگیر هستم دردسر دو چندانی برای دفاع از حقانیت جنبش زنان ایران دارم و حال باید وقتی هم برای اثبات نظریه مرگ مولف فوکو صرف کنم.

تکمله: اصولا دوست ندارم کسی را مستقیم و شخصا دعوت به خواندن مطالبم بکنم ولی اینبار احتمالا شخصا باید از تک تک این اشخاص خواهش کنم مطلب را بخوانند نظر بدهند(فکر نمی کنم هیچ کدام از کسانی که به نقدشان پرداختم خواننده ی وبلاگ من باشند).

54 :: توسط بامشاد در 2008-04-27 01:52

زیتونی عزیز درود برشما

من کاملا متوجه این نوشته شماشدم

ونتیجه اینکه تفاهم جنسی هم امروزه درمیهن مهم شده است یعنی تست جنسی قبل ازازدواج برای پی بردن به نوع علاقمندی جنسی
واینکه برخی سعی می کنند جنس های مخالف متفاوتی را درفرصت گفتگوبرای تفاهم محک بزنند
البته بحث آنال واورال را بهتراست باز نکنیم چون کمی سنگین بنظرمی رسد!
بهررور نوشته شما خود نوعی پرده برداری از آفات امروزی جامعه اشغال شده توسط مذهب می باشد وقابل بررسی وخواندن وتعمق

موفق باشی
ماااااااااااااااااااااااااااااااچ

53 :: توسط i was persian در 2008-04-26 15:28

سقوط اخلاق به بهانه تابوشکنی ؟
با تاثر

52 :: توسط زیتون در 2008-04-26 03:45

رامين جان
به عنوان اعتراض به اينکه هيچکی منو نمی‌فهمه تا فردا آپديت نمی‌کنم:(

51 :: توسط طاها بذري در 2008-04-26 03:08

فضولباشی تو مسکه کر خوش شنو هستی؟ آره؟

50 :: توسط ایمان در 2008-04-26 01:54

کاش انقلاب با به قدرت رسیدن بختیار ....
دكتر شاپور بختيار نخست وزير امروز هنگام معرفی دولت در جلسه علنی مجلس شورای ملی اظهار داشت: خداوندا مرا ياری ده كه در اين لحظات حساس كشورم و در اين مكان مقدس كه فضای آن طنين انداز صدای رادمردانی از جان گذشته بوده جز خير و صلاح مردم جز راستی و صداقت كلمه ای نگويم.

رياست محترم مجلس شورای ملی، خانمها و آقايان، در تاريخ پرنشيب و فراز كشور كهن سال ما ايام تاريكی وجود داشت كه اگر بديده تحقيقی بنگريم، اغلب دست آورد غلبه اجانب در ايام تسلط موقت آنها بوده است. خطر كنونی كه موجوديت و وحدت كشور را تهديد ميكند. اگر بظاهر از درون كشور و معلول فساد و عدم لياقت دولت های 25 ساله اخير بوده، روز به روز روشن تر ميشود كه يك توطئه بين المللی عظيمی برای تضعيف و خدای نخواسته تجاوز به موجوديت و حاكميت ايران است.

قبل از حضور در اين مكان مقدس ... http://imannameh.blogfa.com

49 :: توسط زیتون در 2008-04-26 01:20

علی عبدی عزيز
چرا تو هکی؟

48 :: توسط علی عبدی در 2008-04-26 00:53

آقای فضولباشی كه بانام رهگذر و شالوم و كريم كامنت ميگذاريد ( شماره 14 و34 و43 )
با چه زبانی بايد همه ما به شما بگوييم كه حالمان از شما و اسلام ات و مثلا افشاگريهايت به هم ميخورد؟ خودت اعتراف ميكني زيتون تو را بيرون كرد! پس اينجا چه غلطی ميفرماييد؟ هركی جای‌تو بود از اينهمه فحشی كه از همه خوردی آب شده بود.ولی تو انگارخوشت ميايد فحش بخوری . برای همين هم اينهايی كه هربار اسم ميبری محل سگ هم بهت نميگذارند چون لياقت فحشهايشان را هم نداری. من هم آخرين بار است كه به شما كامنت ميدهم. خيلی بدبختي .
چرا همه توده ايها آخرش نوكر آخوند ميشوند؟

47 :: توسط mirage در 2008-04-26 00:17

فضولباشی نمی دونستم که جديدا زدی توکار صخره! وگرنه بهت پيشنهاد ميدادم به جای چاد بری چين. سرراه که هواپيما از تبت می گذشت با چتر نجات می پريدی پايين و با کون می نشستی سر قله اورست.
ومن الله توفیق

46 :: توسط عاشق و شيفته فضولباشی! در 2008-04-25 23:45

فضولباشي شماره ۴۳

پير خرفت ۵۸ ساله خجالت بكش

ديگه طرز نوشتن تو كه تابلوه . چرا از رونميري تو؟ خداقل طرز نوشتنتو عوض كن. گيردادي به ماني و حسن آقا ايندفعه؟

راستي اين دفعه از مبارزاتت با زيتون و ماني درچهارسال پيش نگفتي :))

بابا مگه قرار نبود گورتو گم كني؟ پس چي شد؟

45 :: توسط رامین در 2008-04-25 21:11

درود - ۲زاری ما نيوفتاد که نتيجه گيری اخلاقی از اين پست چی بود ؟ گرچه ساعت چهار و نيم صبح هم پست کردن جالبه بهر حال ما اومده بوديم عرض سلامی بکنيم ...

44 :: توسط گيجعلي در 2008-04-25 19:00

اين خانم فرانسويه شوهر مشتي نمي خواد ؟
خودت چي ؟
رختخواب ما كه چيز خاصي توش نيست بنويسيم واسه خلق الله شايد .

43 :: توسط رهگذر در 2008-04-25 15:38

مرسی به طاها که فهمید کیه
این همه کامنت پشت کامنت
میزاره باسم دیگران تا تبلیغ
وبلاگ سوت و کورش را اینجا
بکنه ... واقعا حال بهم زده

مانی از رو نمیری !؟ حالا
خودتو بخسن اقا میچسبونی؟

42 :: توسط haj agha shikamooo در 2008-04-25 04:43

kiiiiiiiiiiiiiiiiir to in weblog oo interneti ke shoma ha miayid oghdeye jensitono khali konid kir to sar dare webloget ridi be internet sibatooo gaeedam

41 :: توسط طاها در 2008-04-25 04:42

زیتون خودمونیم ها! تو هم مسکه دیگه همچین .... بله ! هرچی سنت می ره بالا فاصله بین پستهات بیشتر می شه و ... آخه قربونت برم. این چه پستی بود. یکم آرشیو قدیمت رو بخون مقایسه کن با این پست های آخریت! خیلی بی حوصله شدی..

ضمنا این شالوم و نمی دونم اصغر و انتر و کفتر هم دیگه با این کامنتهای بریک لاین آخر هر جملش حال آدم رو بهم می زنه. تلاش های من و احمد برای فشار بر نانا! بابا گروهک فشار! بابا انصار! حالا دیگه حسن آقا و مانی این وسط ...

ولش کن خودم رو قاطی فحاشی های این ملیجک دربار نکنم بهتره.

40 :: توسط sahba alasti در 2008-04-25 02:53

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

39 :: توسط sahba alasti در 2008-04-25 02:53

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

38 :: توسط sahba alasti در 2008-04-25 02:53

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/

37 :: توسط الف.مینو سپهر در 2008-04-24 23:38

زيتون جان بادرودی گرم.......

بسيار جامع وکامل وآموزشناک بود

مانندهميشه.....

ولی نازنين يادت باشه اين راه گريزها درجامعه اشغال شده مذهبی امريست کاملا طبيعی چون هرچه فشاربيشترباشد اين گونه کاره هم سيرصعودی پيدا مي کند

برايت بهترين آرزوهارادارم

تندرست وموفق وبهروزباشی..
راستی زيتون جان يک شخص بی هنروادبی به استاد محمدنوری توهين کرده که منهم جوابش رادارم
قابل توجه چماقداران فرقه رجوی

36 :: توسط azar در 2008-04-24 22:39

نازنين . لطفا ياهو مسنجر ات را زود چک کن .

35 :: توسط Mehrdad در 2008-04-24 20:33

سلام جناب زيتون السطنه. خوبی. تا مطلب سبيل طلا را خواند ياد تو افتادم. که روزگاری حرف از دوست پسری می کردی که يک سبيل تو اسمش بود يادم نيست الان چی بود. نمی دونم سبيل کلفت بود چی بود. گفتم برم ببينم زيتون افاضه نکرده در اين بابا شيرين کاف و سين. خلاسه بانو مدتها بود به اينجا سری نزده بودم بايد سپاسگزار سبيل طلا باشم و باشی که ديداری تازه شد. راستی تو عروسی کردی يا نه؟ از اون سبيل کذايی چه خبر؟ خوش باشی. ای ميل خواستی بدی خوش حال می شم. ايران که آمده بودم دوست داشتم ببينمت. ولی يک بلاگر نامردی که بات آشنايی نزديک داشت حسوديش شد و شماره ات را بهم نداد.

34 :: توسط Shaloom در 2008-04-24 14:58

کامنت گزار ۲۰ و ۲۴ و۳۱ با
آی پی ۶۵۴۲۲۹۶
خیلی با مزه ایی نمکدون کجا
بودی !؟ بلد نیستی کامنت بنویسی؟
ببین زیتون چی نوشته راجع بان
بنویس اگر سوادی داری

33 :: توسط ettelaat در 2008-04-24 14:48

چه شایعه
تو همه سایتا هست
لینک منو باور نمیکنی لینک iranpressnews ببین
اینم اگه میتونی ببین :
ایران حادثه یازده سپتامبر را مشکوک می داند
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/04/080420_an-hosseini.shtml

32 :: توسط '''' در 2008-04-24 14:38

http://www.dukht.com/news.asp?id=548

31 :: توسط عاشق و شيفته فضولباشی! در 2008-04-24 13:58

ميراژ جان :))))

ارضای فضولباشي كار آسوني نيست.تازگيا از صخره استفاده ميكنه !!
ميگي نه كامنت ۱۴ رو بخون !
:)) از اون بالا پريده روي يه صخره نوك تيز ... ولي زيتون كه فكركرده اين داره به ته دره پرت ميشه وسط زمين و هوا گرفتتش و نگذاشته اين بنده خدا ارضا بشه با صخره هه!!!

تقصيري هم نداره ديگه ۵۸ سالشه و از بچگي هم كه به آخوندها و توده ايها سرويس ميداده هركي ديگه بجاي اون بود فقط همون صخره چاره سازش بود !:)))))

30 :: توسط سرسره ناصرالدين شاه در 2008-04-24 11:15

الهی ور بپری شيطون !

29 :: توسط مازیار در 2008-04-24 11:10

عملیات "آیا تفاهم داریم" :))
ولی غیر از شوخی این تفاهم خیلی مهمه. اصلا" هم شوخی بردار نیست.

28 :: توسط mirage در 2008-04-24 11:01

سکسی نوشتن به تنهايی فايده نداره بلکه عمل هم لازم است. به همين دليل اينجانب به عنوان استارت کار فضولباشی را خواهم کرد
ومن الله توفيق

27 :: توسط پرهام در 2008-04-24 10:04

!‌:)
پدر و مادرشون هم بايد بعدش براشون توضيح مي دادن كه اينها درسته كه مهمه اما ميشه به توافق رسيد. يك روز خواست پسره انجام بشه يه روز خواست دختره!

26 :: توسط bita در 2008-04-24 07:28

zeiton jan engar in fozolbashi hamshahri mane !!farmon bde berim halesho begirim asassi daaassshhhhlloooll ...karetim

در روزنامه‌ی اعتماد خوندم که یکی از دانشجوهای دانشگاه تربیت‌معلم همدان به خاطر رد شدن در گزینش آموزش و پرورش در کلاس، در جلوی چشم هم‌کلاسی‌هاش با اسلحه‌گرم خودکشی کرده. یادم افتاد که چند وقت پیش یکی از خانم‌های همسایه بهم سپرده بود برای گزینش...

24 :: توسط فضولباشی در 2008-04-24 02:02

اينجانب كريم ساعدي ملقب به فضولباشي اعلام مبدارم كه هرچقدر هم مرا بخاطر سن و سالم پير و خرفت بدانيد باز هم دست از افشاي زيتون و ماني برنميدارم و همچنان به كوري چشم دشمنان اسلام به صخره نوردي ادامه خواهم داد

جانم فداي رهبر
كريم از مونترال

23 :: توسط mahtab در 2008-04-24 01:42

خودمونيم زيتون ولی بيمزه بود

22 :: توسط sadaf در 2008-04-24 00:57

اينجور که نوشتی معلومه ما واقعا از قافله عقبيم

21 :: توسط زیتون در 2008-04-24 00:27

مانی خان
شما هم برای اولين بار کامنتتان تو‌ذوق‌زن و استعدادکش بود:) ا‌ز آذر جان یاد بگیر!

داريوش کبير عزيز-۱۳
قربون آدم چيزفهم. بگو همگی بيان:) هم زبان شيرين‌فارسی‌شون خوب شه هم چيزميز ياد بگيرن:)

آقای بنز- ۱۰
چه بازی‌هايی؟

اطلاعات-۱۱
شايعه پراکنی؟

مريم جون
مرســـــــــــــــــــــی

20 :: توسط عاشق و شيفته فضولباشی! در 2008-04-24 00:27

فضولك ! :) تووسط صخره ها چيكار ميكردي كه زيتون توروگرفت؟؟؟؟
نكنه داشتي از صخره به پايين پزت ميشدي كه زيتون گرفتت؟
:))))

زيتون جان! كاشكي ولش ميكردي ! :)

راستي كارآگاه جان اگر چشمهای شهلايت را بازكني ميفهمي كه خانم زيتون باتوجه به مطالب سبيل طلا تصمبم به نوشتن اين مطلب گرفت نه ماني :)

19 :: توسط زیتون در 2008-04-23 23:55

شکلات تلخ عزيز
رمز‌آلود نوشتن خوبيش اينه که بعضيا تا آخر نوشته متوجه نمی‌شن منظور نويسنده چيه:)

کورش جان
يه ذره خودتو کنترل کن.
من متعلق به همه‌م!:)

شالوم ۱۴ و ۱۲
حتاکی=هتاکی
صخره= سخره
بمن= به‌ من
مقلوب= مغلوب
نمیزاره= نمی‌گذاره
لیجار= لیچار
کفتنش= گفتنش
وبلاک= وبلاگ
ماندکار= ماندگار(ببخشید انگار کی‌بوردت گاف نداره. اما خودت خیلی گاف می‌دی)

18 :: توسط Velgard در 2008-04-23 23:50

Dear Azar
Shame on OLivia
Never I thought she can talk
about these kind of Nasty Stuffs
: She said .So I do. They say
Women need a reason to have sex. Men just need a place

17 :: توسط کورش در 2008-04-23 18:03

زیتون عزیز؛

میگم که اگه سناریو رو تکمیل کنی٬ میشه سرمایه گذار براش پیدا کرد و فیلمش کرد. حتی میتونه سریال بشه. به نظر من میشه پوزه هری پاتر و زد. البته زیتون جون یادت نره یخورده توش رنگ و لعاب روشنفکری و آپ تو دی بودن هم داشته باشه٬ همزمان با تصاویر نستالجیک.
زنده باد فیلمفارسی.
زنده باد وبلاگفارسی.
زنده باد عقدهفارسی.
زنده باد مردستیزیفارسی.
زنده باد فمینیستفارسی.
زنده باد سکسفارسی.
زنده باد .......


قربانت
کورش

16 :: توسط لینک در بالاترین در 2008-04-23 16:48

برای عقب نماندن از قافله‌ی سکسی‌نویسی (وبلاگ زیتون

15 :: توسط شکلات تلخ در 2008-04-23 16:10

حیف که من آخرشم نفهمیدم موافقی یا مخالف!

14 :: توسط Shaloom در 2008-04-23 15:25

بنده تصميم داشتم اينرا خطاب به شخص
خانم زيتون بنويسم اما چون ايشان بنده را
به صخره كرفت و طبق معمول مرا به
هيچ انگاشت لذا خطاب به بقيه مينويسم
بجای چت كردن جوابی بمن دهيد!!

دقت كرديد كه در ماجرای اخير نانا و حتاكی
اين زن به يك دختر مظلوم مسلمان كه سرانجام
به حتاكی به زيتون هم كشيد نه از حسن اقا
صدايی برامد نه از مانی؟! دليل چه بود؟؟
چون هردو در عين مجيزگويی برای زيتون
به ماندكاری نانا و ليجار كفتنش به مسلمانها
نيز علاقه دارند بنده خوب به ياددارم دو
سال بيش كه نانا در اثر تلاشهای من و
احمد.ف كه بعدها توسط امثال زيتون و
چسن اقا رانده شد در ان زمان
توانستيم نانا را مقلوب و وادار به ترك
وبلاكستان كنيم اما همين مانی بله همين جوانك
سلطنت طلب فريبكاراما بظاهر متشخص به
توصيه افرادی مانندهمين زيتون و حسن اقا
به وبلاك نانا رفت و از اين زنيكه دلجويی كرد و
باعث ماندكاريش شد بس بدانيد مسبب
اصلی بدبختيهای ما كيست..

فعلا چون زيتون از افشاكريهايم استقبال
نكرد بيش از اين نميگويم
کامنت گزار ۹ با آی پی
۶۶۱۹۷۲۴۱۵۴

13 :: توسط داریوش کبیر در 2008-04-23 15:01

به کلیه فک و فامیل توصیه میکنم بیان اینجا فارسی شون خوب بشه ;)

12 :: توسط Shaloom در 2008-04-23 14:46

ای مانی بدبخت ٬ زیتون دیگه
محل چست نمیزاره ٬ هی تبلیغ
کن برای وبلاگ سوت و کورت
فقط توی احمق فضولباشی را
تو این وبلاگ زنده نگهمیداری
کامنت گزار ۹ با آی پی
۶۶۱۹۷۲۴۱۵۴

11 :: توسط ettelaat در 2008-04-23 14:28

سردار زراعی در بازداشتگاه خودکشی شد

10 :: توسط آقای بنز در 2008-04-23 14:17

زیتون از شما بعید بود که وارد همچین بازی هایی بشین ...

9 :: توسط افشاگر در 2008-04-23 12:35

خانم زيتون متاسفم كه اينطور
تحت تاثير مانی هستيد اين سكسی
نوشتنهای بيمعنا رو اين شخص در
بی شخصيت نوشته های اخيرش
در مورد اسلام و بيامبر شروغ كرد
وحال شماها ادامه اش ميدهيد
كه از قافله نمانيد؟! خوشا به احوالتان

8 :: توسط admin در 2008-04-23 11:28

سلام
باز هم مثل همیشه عالی.
البته ما هم کمی جو گیر شدیم در ارتباط با این موضوع نقدی نوشتیم اگه وقت کردید تشریف بیارید خوشحال میشم نظرتون رو بدونم

7 :: توسط مانی خان در 2008-04-23 11:25

زیتون جان برای اولین بار مطلبت تکراری و بیمزه بود

6 :: توسط asghar در 2008-04-23 11:14

نورمن ويزدُم در قم !

normanW.jpg

قصه‌ای دارم که نورمن ویزدُم
پرسه میزد در خیابانهای قم

قاضی شرعش بدیدی توی راه
خنده زد از دیدن او قاه قاه

خوب چون خندید و با او حال کرد
پیش مردم زود قیل و قال کرد

گفت: این ملعون سفیر خنده است
داعی از دیدار او شرمنده است

او به جای گریه‌آموزی به خلق
میفرستد خنده تا اعماق حلق

کرد باید این جوانک را ادب
تا نیارد خنده، مردم را به لب

کرد باید این جوان را روبراه
تا که بعد از این نخندد قاه قاه

«کرد باید ......»، گفت نورمن ای عمو!
لطف کرده «کرد باید» هی نگو

چونکه من از «کرد باید» گفتنت
میشوم زهره ترک جان ننه‌ت

گفت قاضی های نورمن ویزدوما!
گریه باید داد یاد مردما

چونکه خنداندی خلایق قاه قاه
صبح تا شب کرده‌ای کلی گناه

باید اکنون خلق را گریان کنی
تا گناه خنده را جبران کنی

پس بیا تا ما مسلمانت کنیم
بی‌نیاز از انگلستانت کنیم

میشوی آخوند در اُم‌القُرا
روضه‌خوانی نیز آموزم ترا

گر تو باشی نوحه‌خوان و روضه‌خوان
کی دهی از گریه مردم را امان

در عوض ماشین و کاخ و صیغه‌جات
میدهیمت عینهو نقل و نبات

گفت نورمن «یس ولی آی ماست گو
چونکه ویسکی میخورم با آبجو!»

«واقعاً خیلی خری تو، یس پیلیز
من ندارم عشق اسلام عزیز»

گفت قاضی: ختنه کردن ساده است
لنگ و تیغ و پنبه‌اش آماده است!

گفت نورمن «اوووخ آی دونت لایک دیس
فوق فوقش یک کمی آن را بلیس!»

«قطع کردن، ختنه کردن، اووه نو
گفتم آی دونت لایک دیس، آی ماست گو»

گفت قاضی: چونکه مختون میشوی
از دیار کفر بیرون میشوی

میشوی وارد به اسلام مبین
بگذری با عزت از کنکور دین

ختنه دارد یک ثوابی خود به خود
حج اکبر کرد هرکس ختنه شد!

گفت نورمن «پینس‌ام اسمال بو
جان قاضی قد چسمثقال بو»

«ارزش خنته ندارد اي جناب
گنده هايش بيشتر دارد ثواب!»

«گنده مال آنتوني کوئين بدي
ختنه‌‌ي آن افتخار دين بدي!»

«مال چارلتون هستون ار ديدي شما
بر فلان بنده خنديدي شما»

«مال من مثل خودم مستضعف است
کوچک و بی‌مایه و بی مصرف است»

داد زد نورمن که «آی دونت وانت، نو!»
پاسداران آمدند اما جلو

آمبولانسی ناگهان گردید عیان
بازگشت آژیرکش، نورمن در آن

نیمساعت بعد نورمن روی تخت
دست و پا میزد فغان میکرد سخت

گفت قاضی: جیغ تو بیهوده است
رسم ختنه از پیمبر بوده است

سنت است این، بایدش اجرا نمود
پس نباید بر سرش دعوا نمود

های ای دلاک! حمله، تیغ تیز!
زود چیزش را ببر، خونش بریز!

سوی نورمن چون که آن جانی شتافت
ناگهان سقف اتاق از هم شکافت

گشت پیدا آن میان روح امام
گفت: «خاکم بر سر و بر این نظام»

سوی قاضی کرد رو، با توپ پر
گفت: «چیز انگلیسی را نبر!»

«هست یارو انگلیسی، لندنی
نیست دول انگلیسی کندنی!»

«جمع کن این کار و این اندیشه را
پس نزن بر ریشه‌ی خود تیشه را!

تیغ نحست را بکن فوری غلاف
نان خود آجر مکن، با این خلاف!»

گفت قاضی: چشم، بودم بی حواس
میکنم الساعه نورمن را خلاص

دستمالی باشدم ابریشمی
حال میمالم به اطرافش همی!

گفت: نورمن: «پس چرا استاپ شد؟
قلبتان اینجور در تاپ تاپ شد؟»

«پس چرا دلاکه یکهو زد به چاک؟
پس چرا افتاده تیغش روی خاک؟»

«قلب من هم داره تیک تیک میزنه
یکنفر داره منو میک میزنه ..... »!

اين مطلب از سايت اصغرآقاداتکام متعلق به هادي خرسندي چاپ شده است

5 :: توسط مریم در 2008-04-23 08:55

خیلی باحال بود ;)

4 :: توسط azar در 2008-04-23 05:39

زيتون نازنين .
خيال ميکردم ققط در وبلاگ نوشتن مهارت داری ولی ميبينم سناريست هم هستی .اين موفقيت بزرگ را تبريک و تسليت عرض ميکنم .
ضمنا اين مسايل نوشته شده در وبلاگ را ميتوان در جلسات گفت و بحث کرد ولی در وبلاگ که بفارسی هست و در ايران خواننده های زيادی دارد احتمال زيادی هست که بهانه دست عاليجنابان منتظر الوقت بدهد و زنان ايران را بشکل زنان افغانستان زير ان پارچه خيمه مانند ابی رنگ دفن کنند . اينها شوخی ندارند . وقتی خانم های فعال کمپين را به زندان و شلاق محکوم ميکنند که انها فقط جرمشان تقاضای برابری با مردان است بدون هيچ جدال و سو قصد و بهم زدن کوچه و خيابان ...و قتی کيف های خريد خانمها را بعد از بیرون امدن از فروشگاه مامورین بازرسی میکنند که نکند شورت سکسی خريده باشد . بهتر است به این منتظر البهانه های خوش خدمت مدرک ندهيم . بگذار يد اول پول خون مان را به اندازه مرد بکنيم . حق حضانت بچه را بگيريم ازدواح زن دوم را منحل بکنيم مرد را قانونا مکلف به پرداخت مخارج بچه ها بعد از طلاق و.... قانون مسوليت را بعهده بگير د وبعد برسيم يه حل و فصل چنين مسايلی .چه خوش گفت که :
خانه از پای بست ويران است
خواجه در بند نقش ايوان است

3 :: توسط زیتون در 2008-04-23 05:24

غضنفر جون
نگران اولين کامنت بودم( چون معمولا در وبلاگستان اولين‌ها تعيين‌کننده‌ن!)
خيلی فکر خوبی کردی... اينجوری مشکل هر دو قشر روشنفکر وسنتی حل می‌شه:) در ضمن سر شما هيچوقت بی‌کلاه نمی‌مونه:) کافيه عکستو برای طرف بفرستی قضيه حله!

2 :: توسط ghezi در 2008-04-23 05:16

به نظر من که عين کارت سوخت بيان بين ملت کارت تفاهم جنسی پخش کنن که هم مشخصات و علائق جنسی روش مشخص بشه و هم سهميه بندی باشه که به يکی زياد نرسه و باز سر ما بی کلاه بمونه!!!

1 :: توسط زیتون در 2008-04-23 05:00

حالا خيلی‌ها(خودشون می‌دونن کیارو می‌گم) منتظرن ببينن ديگری چه عکس‌العملی نشون می‌ده تا اونا هم همونو بگن:))
بابا من یکی به نعل زدم یکی به میخ:)