شما اينجا چي مينويسيد؟!!!
بابا به كي بگم من كون مخوام كوووووووون. نمي فهميد؟
منم یکی از پر تکرار ترین تم های خواب هام پروازه. خیلی اوقات تو خواب این قابلیت رو دارم که دستهامو مثل بال پرنده تکون بدم و از زمین بلند شم. خیلی اوقات مثلا" وقتی یه ماشین داره از روبرو میاد اینکار رو میکنم و ماشینه از زیرم رد میشه. یا گاهی حسابی میرم بالا و دستهام رو از هم باز میکنم و روی هوا سر میخورم. کیف داره.
از پایگاه عقیدتی سیاسی بنیاد فاطمة الزهرا دیدن فرمایید.
fatematalzahra.blogspot.com
یا فاطمه الزهرا بنت رسول الله
ببر عزيز ( کامنت گذار ۹۱
منظورم خود زيتون هست. و البته به قول شما کم نيستند کسانی که اينگونه هستند....
الاغ پدر گ...... ده !!! ۹۶
میگویی:
درضمن خانم زيتون بيخودشلوعش
نکن بنده فقط گفتم شما با مانی یا
رضافاضلی يکی هستيد
............
بینوا اگر چنين باور داری که زيتون ومانی فاضلی يکی هستند جرا روی حرفت با زيتون است
بگو مانی و رضا فاضلی!!!
انیقدر نفهم هستی که حرف خودت را هم باور نداری
............
سلام زیتون
ازهمه جانورشناسان جهان تقاضا داریم جهت نامگذاری برای این دوجانور تازه کشف شده خطرناک هرچه زودتر اقدام نموده و آنها را دریک باغ وحش بین المللی برای دیدن همگان درقفس قراردهند.....
این دوجانور عجیب الخلقه یکی درایران و یکی در مخفی گاهی دراردن قراردارند..
مسعود ومحمود یاران دبستانی
don't forget saying rude to them, is not a right action for putting them down , by these words you will put thier mind in rest beacuse they will understan how much thier opponents are weak they can think , they can't produce thought they just can stay behind the hill and shout and insult ...that is all
جشن مسلمانان در چين، بدون هشتاد ضربه شلاق
می پرسيد چرا پول ايران بی ارزش شد؟
www.newsecularism.com
***********
کتاب آفرينش
شکوفه تقی
Mon / 23 06 2008 / 22:15
www.iran-emrooz.net
هزارهها بود،
که خدا،
جامهی مردانه میپوشيد.
هزارهها بود،
که خدا،
با مردان سخن میگفت
و از زبان ايشان،
درد انسان را میشنيد...
تا سرانجام روزی رسيد
که مردان،
زمين را خوردند
تا سرانجام روزی رسيد
که از بيماری آز،
از درد غرور،
از بسياری خشونت مردند
چنين بود که خدا،
از خواب هزاران ساله برخاست
چنين بود
...
دکتر شکوفه تقی فارغ التحصيل رشته حقوق قضايی، روان شناسی شناخت، ايران شناسی از دانشگاه های تهران، گلاسگو واوپسالا می باشد. او همچنين دارای فوق دکترا در رشتۀ مذهب شناسی از دانشگاه ييل است.
شکوفه تقی فعاليت ادبی خود را در سن شانزده سالگی با نوشتن کتاب کودک و همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و برنامۀ کودک راديو آغاز کرده است. او درسالهايی که مشغول تحصيل در تهران و گلاسگو بوده نزديک به بيست کتاب برای کودکان و نوجوانان به چاپ رسانيده است.
...
من زیتون رو ندیدم شاید توی این مدت چهار سال در اینجا بارها از کنارم رد شده باشه ولی من ندیدمش ولی از دوستهای وبلاگی منه گاهی کامنتی برای من میزاره منهم میام اینجا چیزهایی مینویسم ...همیشه اعتقاد داشتم اگه میری توی یه وبلاگ میبینی طرف مزخرف مینویسه دلیلی نداره بهش توهین کنی میتونی کامنت نذاری و بیایی بیرون و دیگه پات رو توی اون وبلاگ نذاری چون وبلاگ حیاط خلوت ادمهاست ..ادمهایی که خسته از روند دیوانه کننده زندگی در قرن حاضر برای دقایقی به حیاط خلوتشون پناه میارن و چیزی هایی رو که میبینن یا بهش معتقدن اون تو مینویسن ..همین که وقت میزارن و مینویسن خیلی خوبه و در نوع خودش نشون میده این ادم به پیشرفت فکر میکنه و میتونست بره هزار تا کار چیپ دیگه بکنه ولی میاد مینویسه ..بگذریم کسایی رو هم دیدم که وبلاگ براشون وسیله است ..برای جلب نظر یا دیده شدن ولی یکی مثل زیتون فکر نمیکنم ... دلیلی برای این کار نداره ..زیتون مینویسه .. انتقاد میکنه .. حرف میزنه برای اینکه بازاری نباشه مطالعه میکنه عکاسی میکنه مثل خیلی های دیگه ... سعی میکنه ..من میگم اوکی حق باشماست همه این کامنت گذارها خود زیتون هستند ... چه ربطی به ما داره .. اینجا حیاط خلوت زیتونه ..حریم خصوصی اون و ما باید متشکریم باشیم که اندیشه های خصوصیش رو با ما تقسیم میکنه این خیلی خوبه .. اینکه راه افتادیم با فحاشی سعی میکنیم ثابت کنیم زیتون فلان یا بیسار عادلانه نیست ..
درضمن خانم زيتون بيخودشلوعش
نکن بنده فقط گفتم شما با مانی یا
رضافاضلی يکی هستيد اين اسامی
که رديف کرديد به دردخودتان
ميخورد این جناب رضا فاضلاب !؟
چهار سال است به فریب جوانها در
اینترنت پرداخته وچون خود بهتر
میداند که نسل جوان راباید با
همنسلانشان گول زد و چون
این شخص باندازه خربیره سن
دارد خودرا به شکل یک پسر
بنام مانی !؟ و یک دختر بنام زیتون
در میان وبلاگ نویسان جا میزند
جیم چار پا !؟ یا همان مانی
قرمساق فحاش گفتی فحش دادن
خوبه و جزئی از فرهنگ مبارزه
و بدهم نیست ....؟
مگر تو برادر مانی جاکش هستی
که ازش دفاع میکنی !؟ یا کلفت
و میراژ مادر قحبه ....من میگم
مانی مادر قحبه اما سه و چهار اسم
دیگه انگاری باتون تو کونشون میره
یعنی میشه اوون قرمساق اینقدر
مودب باشه که سکوت کنه !؟
نه بابا این دیوس ساواکی که تو
شهرنو بدنیا اوومده و از دهنش
جز گه چیزی بیرون نمیریزه
شغل شریفش اینطوری بوده
که مثل مادرش روزی ده مرد
غریبه با ده اسم را پذیرا باشه
حالا صاحب وبلاگ از داشتن
همچه کامنتگزاری لذت ببره
که یکنفره چهل تا کامنت میزاره
مهم نیست چی مینویسه فقط
تعدا کامنتها بالا بره .....؟
خب اینجور مبارزه سیاسی هم
نتیجه اش بعد از سی سال میشه
قضیه دانشگاه زنجان
بفرمائید تخم اقای متجاوز
را بخورید
زیتونی کاشکی خدا کمی بهت عقل
میداد تا خیار شورو از موز تشخیص
میدادی !؟ میگن منجمی داشت از ستاره
و کهکشانها صحبت میکرد ولی همسرش
در اطاق بغلی مشغول همخوابی با مرد
دیگری بود و عاقلی بمنجم گفت بهتره
از کهکشان و ستاره شناسی کوتاه بیایی
و حواست جمع همسرت باشه ....؟
حالا انقدر گرم مبارزه با رژیم ملاها
شدی و زارعی و مددی و مرتضوی ها
مشغولت کرده که دیگه نمیدونی کدام
کامنت گزار خود ترا دست میاندازه
همین کامنت ۸۱ که براش این همه
اسم راست و ریس کردی نوشته من
نیست متعلق بهمان قرمساقه که فکر
میکنه خیلی زرنگه اما باندازه یابو
هم نمیفهمه
کریم(متین).در پست قبلی،نوشته بودی که تُرک هستی.
سیکیمی سنه گوتوم وَره
به دنبه ات آویزون وره.
تولد ام الجاکشین، بانوی اول اسلام بر تمام مسلمین مبارک باد.
yek doost، كامنت گزار 89 ايكاش نام مخاطبت را هم مي نوشتي، متاسفانه تعداد افرادي كه ميتوانند مخاطب تو باشند در اينجا رو به افزايش است.
حمانتور که گفتم خاب دبدم
شمشیر بدست سوار اسب
بالاو بايين میپرم ولی صبح که
با میشم میبینم سوار یه
چیز دیگه !! هستم
چقدر طرز صحبت کردنتون کوچه
بازاري، پست و بی ادبانه ست!
فقط متاسفم که یک ایرانی انقدر از
اصالت خود دور شده! شما گویا خانم
بزرگی هستید و به نظر نمی رسه یک
نوجوان سرکش و یا یک کودک نا اگاه
باشید. باید شخصیتتون تا حالا شکل
گرفته باشه. سعی کنید روی خودتون
کار کنید دوست من. اینطوری دیگران
هم احترام بهتری بتون می زارن و
آبروتون هم جلوی جمع نمی ره. می
دونم که خودتون برایتون فرق نداره که
بی حرمت و کوچیک و کم عقل مثل
یک کودک سرکش جلوه کنید. ولی دور
از انسانیته وقتی مسخره دست این و اون میشید ! اجازه ندید که به زستی جلوه توجه کنید!
متین اومدی اینجا باز به تعداد کامنتات به توان صد مجبور شدم فحش بدم به اسلام و چهارده تن. الله ازت نمیگذره اون دنیا. میگه تو که میدونستی هر موقع زر بزنی اینا فحشو میکشن به دین ما چرا زر میزدی پس؟
در ضمن مرتیکه چرمنگ قرومساق یه بار گفتم بازم میگم آی پی چهار تا عدده نه یه عدد ابله. بین این چهار تا عدد هم باید نقطه بزاری. اینو به گوز هم میگفتم تا حالا فهمیده بود ولی تو نفهمیدی. میدونی چرا؟ چون گوز از تو فهمیده تره.
اون لشکر ۲۰۰ نفری هم که میگی تو خیابونا اومده بودن آخه مرتیکه لاشی پس جمهوری اسلامیت به خاطر ۲۰۰ نفر کل خیابون ولی عصر رو با دو تا گردان ضد شورش بسته بود ابله؟
تو اصلا گوه میخوری که تورنتو زندگی میکنی. خاک بر سر غرب . خاک بر سر غرب. خاک بر سر غرب که الاغهای مسلمون رو راه داده تا آبروی ما ایرانیا بره. مرتیکه وضویی بو گندوی نماز خون. (این فحش جدیده و مخصوصا به یکی بگی وضویی از فحش خواهر و مادر بدتره)
این جاکش مددی رساله پایان نامه اش راجع به معراج پیامبر بوده. معنی معراج محمد رو خوب بفهمید. باز هم نگید اینها اسلام رو خراب کردن. اتفاقا اینها اسلام رو درست نشون دادن. این همون اسلامه دیگه. حالا هی برای خودتون تو تخیلتون دین بسازید اسمش رو بزارید اسلام. بابا جون از خواب غفلت بیدار بشید. اسلام همین گوه خوریهاست.
زیتون از تاثیر ماجرای استاد مددی (معاون حشری دانشگاه زنجان ) بر ادارات و برخورد مسئولین با خانم های مراجعه کننده حکایت می کند .
----
سایت بالاترین برای چند ساعت خراب شد
وبلاگ چهل تکه
جدا حسودیم شد. عجب لوگوی قشنگی برات طراحی کرده. تو سایت خودت دیدم. عجیبه که امشب هر کاری میکنم سایت سیب سروش نمیاد برام.
باید بهش بگم یکی دیگه برای من طراحی کنه که رنگ نارنجی هم توش باشه...
بابا دستش خیلی درسته.
متین ۸۱
دست از سرم بردار:(
بابا جان این سیستم بازجوییهای مکرر و نور چراغ تو چشام انداختن و شببیخوابیهایی که بهم دادی بالاخره اثر کرد و دارم اعتراف میکنم.
دوربین و میکروفون رو بیارید جلو:(
من رسما اعتراف میکنم که با مانی یکی هستم. رضا فاضلی هم خودمم. شاهزاده رضا پهلوی هم منم!
فرح هم منم! راستی یادم اومد، بنیصدر هم هستم. شهرام همایون و علیرضا جاوید نیا..ببخشید علیرضا(اسمش یادم رفت به جان تو. میبدی بود فکر کنم) نوری زاده و ابراهیم نبوی و حسین درخشان و پیر خرابات و پلنگ صورتی و سهیل و حسام و سارا رها و آیدا در آینه و مرمر و شایان و آذر و ولگرد و اریک و امید حبیبینیا و رامین مولائی و هلندی سرگردان و ...
همه خودمم!
میدونی از بچگی هیچ کامنتی نداشتم، عقدهای شدم برای خودم هی کامنت مینویسم:((
فعلا با قید ضمانت آزاد هستم ، کمک کنید
اینجانب هادی نیکخواه با شکایت حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی شهرستان تکاب به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در وبلاگ شخصیم امروز به دادگاه شهرستان تکاب مراجعه و فعلا با قید ضمانت 40 میلیونی آزاد هستم .
اونجور که من دیدم اتهام فقط به خاطر یه لینک در انتهای یک مقاله است که نیروی انتظامی ادعا داره که این سایت لینک شده که حای بعضی تصاویر ... متعلق به منه در حالی که این لینک در اثر یه کپی پست بوده و از طرف بازدید کننده فرستاده شده و من هیچ اطلاعی از این سایت و گردانندگان اونهم ندارم و همچین این صفحه قبل از اینکه وبلاگ من بوجود بیاد وجود داشته و از وقتی هم که متوجه این لینک شدم اونو سریعا پاک کردم .
حالا خواهشم از شما دوستان عزیز و بازدیدکنندگان این وبلاگ اینه که منو راهنمای کنید چون من هیچی از قانون و حقوق سر درنمیارم . چطوری باید از خودم دفاع کنم . واقعا تو بد دردسری گیر کردم کمکم کنید.
دوستان اگه خواستن بگن تا شما تماس رو هم اعلام کنم
کريم فضولباشی دوران شمشير تموم شد بابا ! ازخواب پا شو !
ببینم این دشمنات که سرشونو میزدی سرشونو بانمره ۴ میزدی یا با نمره ۶ ؟
بعد هم انقدر زیتون و مانی را افشا نکن بابا گناه دارن! تو افشادونيت پرنشد انقدر افشاگری کردی؟
عدو شود سبب خیر اگر خدا حواهد. حسودیت نشه زیتون لامروت و چه و چه اشاره ها و نشانه های لوگو سرای سروش بال می گشایند آنجا
که کلام از ایجاد ارتباط عاجز می گردد.
گرفتی چی شد؟
چند روز پس از آنکه گوردون براون نخست وزير انگستان به محمود احمدی نژاد هشدار داد که برای بازداشتن ايران از توسعه تسليحات هسته ای به مسدود ساختن دارائی های بزرگترين بانک ايرانی اقدام خواهد کرد، مقامات نظامی نيز از ارسال مدارکی به مقامات ايرانی خبر دادند که نشان می دهد آن کشوربه حمايت از نيروهای دشمن در افغانستان مشغول است.
يک منبع هيأت حاکمه انگلستان اعلام کرد: «ما در مورد چيزهای نگران کننده مدارکی را به تهران ارائه داده ايم، البته آنها هم انکار کرده اند.»
منبع: گاردين- 22 ژوئن
www.iranglobal.info
*********
آی پی زيتون را ببينيد4662138105
وبا آی بی مانی مقايسه كنيد 646213895
خب چه نتيجه ای ميگيريد؟!
جالب اينجاست كه با مهارت تمام
سعی شده در اين مدت اين شخص با دو
هويت بنويسد قضاوت با شماست
خیلی فکر کردم که در مورد خواب چی بنویسم ولی زیتون جان واقعا به نظرم میاد تعریف کردن خواب کار بیخودیه. هر کی دو و برم خوابشو میخواد تعریف کنه عزا میگیرم. به غیر از برخی خوابها در برخی ساعتهای مشخص که معنی دارن و باید به دنبال تفسیرشون بود، به نظرم باقی خوابها بیمفهوم و بیمعنی هستن.
خواب افتادن از بلندی رو بیشتر از یک میلیون بار دیدم و هر بار با تکون شدیدی از خواب پریدم. این که این خوابت با خیلیها دیگه مشترکه حتما به دلیل پزشکی چنین خوابی برمیگرده که یه جایی خوندم وقتی شخص خوابش خیلی عمیق باشه معمولا در روند بیدار شدنش چنین خوابی میبینه.
ولی نکته جالب در خوابها همیشه برام این بود که شخصی که خواب را میبینه چون توش زندگی کرده علاقه زیادی برای تعریف کردنش به عنوان یک تجربه شخصی و ملموس شیرین یا تلخ داره.
خواب یه تجربه کاملا شخصیه که برای اطرافیان جذابیت زیادی نداره.
البته نظر شخصیه ... تو خواباتو تعریف کن ... ما هم میخونیم ... باور کن راست میگم!
یه خواب خیلی مهم یادم رفت بگم همیشه یکی تو خواب بهم میگه یکی از مسئولین نظام آرایش میکنه !! البته به دلیل مسائل امنیتی اسمشو بهم نمیگن !!
سلام زیتون جان... من الان مدت زیادیه دارم یه خوابو میبینم....اینکه لخت لختم دارن نگام میکنن پوزخند میزنن بعدم میخوام فرار کنم پرواز میکنم میپرم رو ابرا ازشون دور میشم! فقط نمیدونم اینو وقتی خوابم میبینم یا تو بیداریم میبینمش !! ....دومین خوابمم که از زمان ریاست جمهوری احمدینژاد دارم میبینمش اینه : من فرار میکنم احمدینژاد میپره تو بغلم میخواد ازم لب بگیره لبش خیلی داغه میسوزم قیافش عوض میشه ..میشه شبیه بن لادن بعد کارد از جیبش در میاره میزاره دنبالم بازم پرواز میکنم ازش دور میشم !!!!!!! تو خوابام همیشه بوی خون میاد اینه که اذیتم میکنه
کامنت گزار ۷۱ و ۷۳ تو متين نيستی
او مکينی !!! يغمی منتظر نشستی
تا متين سنده بياندازه و تو زود بليسی
و بمکی
ای مانی ای دلقک بست و لجن
نيستی در فکر کس حز خويشتن
با ده آی دی و اسم وکوفت و زهر مار
مینویسی با وفاحت ای گه بر دهن !
هم کلفتی هم میراژی هم گایا
هر چه اسمه لاشیه بر خود بزن
کس نميخواند کامنتت بی حيا
چونکه بی معناست و بی مغز مثل ان
ميخوام اينبار كامنتم رو مثل زيتون شماره اي بنويسم، شايد من هم بيام در زمره دوستهاي گل و عزيز زيتون از جمله:حسين درخشان!!
واي كه چه ميكنه اين حسين!
1-Hesam عزيز، نويسنده كامنهاي 51 تا 67 براي رفع خارشك روشهاي ديگري نيز هست. با تقديم يك شاخ كاكتوس مكزيكي به تو و به اميد بهبوديت!
2-در توضيح المسايل حضرت امام خميني در باب سكس با كودك شير خوار آمده است: اگر دخول انجام شود حتي اگر كودك محرم نباشد حرام است ولي بوسيدن و لمس كردن از روي شهوت و ميل اشكال ندارد!!!
اگر اين رساله فوق علمي به دست يكي ازين كاگردانهاي فيلمهاي پورنو بيفته چه فيلمهاي كه ازش نميسازه البته در كاتگوري pervers !
3-با هلندي سرگردان موافقم به نظر مياد ماجراي دانشگاه زنجان يك توطئه بوده اما اين مسئله چيزي از اين فاجعه كه يك مشت لجن در راس امور مملكتي ما رخنه كردند كم نميكنه خانم سرگردان!
4-با يك كامنت گزار ديگر هم موافقم، سهيل كامنت 50، زيتون خانم اينبار تو مايه هاي شيوا چاخان نوشته بود!
fuxi fuxi
خانم کامنت گزار ۴ پرسیده چرا
سه بار نوشتی اول .. اول .. اول اما
اسمی نداری !؟؟ و زیتون هم نوشته
چرا راجع بموضوع ننوشتی !؟
خب این شخص کیه !؟ لطف کنید
آی پی اش را یکبار هم شده چک
کنید ۶۴۶۳۱۳۸۹۵ را عرض میکنم
این مشخص ترین آی پی مانی
منحوسه که بجای خمینی دامت
افتتاحه مثلا طنز مینوشت حالا
زده بفحاشی با اسامی گایا و ضد
توحش !؟ و کلفت و میراژ ویک
خواننده زیتون و......البته که خر
خودشه و جد و ابادشه
اما جای خوشبختیست که حتی
یکنفر هم توجهی باین همه تلاش
بیهوده این چسپلاق تپه نمیکنه
مگر اینکه با اسم جعلی خودش با
خودش جدال !! میکند و ای خاک
کاهو بسرش که دیوانه شده
بااينكه زيتونی مرا دعوت نكرده اما
يكی ازخوابهايم را بازگو ميكنم
مدتهاست كاری به دعوتش ندارم
چون او برايم اهميت ندارد
خوابی كه زيادديده ام اينستكه
سواربر اسب درحاليكه در يك كويرشمشير
دردست دارم و وسط ميدان جنگ
هستم شروع به زدن سرهای دشمنان
ميكنم و هميشه دستم خسته ميشود
و از شدت دست درد!؟ ازخواب ميپرم
و ميبينم كه نه از شمشيرخبری
هست و نه اسب!؟ و بجای كوير گرم
دروسط مونترال يخزده هستم!!
مهم نیست که سی بار تو این
هفتاد کامنت با چند آی پی کامنت
گذاشتی ٬ مهم اینجاست وقتی توی
تهران ده میلیونی با بوق و کرنا
میخوای چند میلیون !؟ را بخیابان
بیاوری انوقت دویست نفر !!! برای
هخا و رضا یقولی بخیابانها میایند
و اینجوری میشه که تو هفتاد کامنت
نمیشه هفت نفر را مشخص کرد
این لشکرهای بدون سرباز نه این
سی سال اخیر که سی سال دیگر هم
اب در هاون فلاکت میکوبند
كلفت ميدانی از چه خنده ام ميگيرد؟!
از نادانی تو !؟ اگر كسی قرارباشد
به جهنم برود اين بنده نيستم بلكه
همان وبلاگ نويسانی هستند كه اسلام
را بصخره گرفته اند بنده تاانجا كه
توانسته ام تاكنون برای حفظ حرمت
مقدسات تلاشم را كرده و خواهم كرد
حال بگزار داستانت در كامنت 18 را
اصلاح كنم!؟ بنده در آنجا اگر دنبال
آن يار مكار دين ستيزت ميگشتم چون
از جهنم فراركرده بوده و دزدكی
وارد بهشت شده بوده !؟ وبنده احتمالا
بايدپيدايش ميكردم و باپس گردنی!؟
برميگرداندمش به جهنم
راز گسترش و ماندگاری دین اسلام و به دنبال آن توحش و عقب ماندگی ملت مسلمان دو چیز است لاف زنی عوام فریبان و شمشیر زنی:
شمشیر زنی از آن جهت که جز با زور شمشیر و کشتار مخالفان پایدار نمی ماند.
لاف زنی از این جهت که محمد رسول الله و 13 تاپاله دیگر هر گوهی خواسته اند خورده اند و هر جنایتی که خواسته اند کرده اند ولی باز عوام فریبان با دروغ از آنان قدیس ساخته اند.
خاک بر سر کسانی که به قداست محمد و 13 تاپاله ایمان دارند.
کلفت جان وقتی فضولباشی ابله رو تو خوابت ديدی هيچ صحبتی از ای بی! نکرد؟:))
حجاب زندان زنان و دختران است.
علت خانه نشینی و حجاب فاطمه زهرا منگول بودن آن حضرت است.
چون خدیجه بالای 40 سال داشته و حضرت منگول شده بود.
شرمنده ولی، ماجرای اداره دولتی کمی تا اندکی بسیار زیاد (!) تصنعی و ساختگی بود...
با اینحال میشه تصور کرد که خیلی از آقایون بعد از اون ماجرا - حداقل برای مدتی - خودشون رو جمع و جور میکنند تا یه وقت دسته گل مشابه به آب ندهند!
زیتون جان موافقم خیلی هم دوست دارم که دوتایی بریم بساط بزنیم! راستش همیشه دست فروشی رو دوست داشتم. ببین من تعبیر خواب می کنم تو هم کف دستا رو بخون و خلاصه تبلیغات و از این حرفا!
و اما تعبیر خوابهات (ببین رو حساب همکاری آینده باهات حساب نمیکنم:))
الف - اون خونه قدیمی آجری محیطیه که توش زندگی می کنی و این احساس تو نسبت به محیطه که می گی پنجره نداره و تو هی میخوای که ازش پر بزنی و یجوری یه راهی براش باز کنی. قدیمیه و همیشه پاییزه برای اینکه بنظرت محیط اطرافت (کشورت) بنظرت اینجوری میاد. درش نشاط نمی بینی و بیشتر از اتفاقاتی که درش می افته احساس خزان, احساس برباد رفته گی می کنی. در یک کلام نشانه اینه که از محیط زندگی ات لذت نمی بری.
ب - اونکه دیگه واضحه تنبل خانم! حوصله پذیرایی از مادر شوهر و خواهر شوهر رو نداری ولی خودت رو به اون کار موظف می دانی.
ج- امثال مددی تو محیط کارت زیاد می بینی؟! نگاهاشون اذیتت می کنه که اینجوری خواب می بینی.
خواب د و ه و خواب الف در یک راستا هستند و مکمل یکدیگر. جزئیاتش رو ترجیح میدم که اینجا ننویسم و شاید برات ایمیل زدم.
daste gole polise iran
http://www.toxicjunction.com/get.asp?i=V4354
با سلام، پیرامون سخنان اخیر رفسنجانی درباره «آزاد گذاشتن» مردم:
به گمان من شخصیت ها گروه ها و احزاب دموکرات باید تلاش کنند این حرف ها توسط خود رهبر به مردم اعلام شود.
به عبارت دیگر تا توسط رهبر مستقیما و صریح اعلام نشود، هل نشوند و هیزم به آتش مردم فریبی دشمنان آزادی نگذارند.
روند اجتناب ناپذیر فروپاشی البته آقایان را از خرناسه کشیدن به کابوس دیدن وادار کرده است. ولی هنوز منافع فردی و خانوادگی برخی از این چپاولگران با دموکراسی و در نتیجه شفاف بودن، بسیار در تضاد است!
این داور بازی ایتالیا-رومانی بود که دل ما رو خون کرد!الان هم که تو پنالتی باختیم رفت پی کارش دلمون ریش تره!!!
سلام زیتون عزیز
من همیشه وبلاگ خوبت رو میخونم و از نوشته هات لذت میبرم چون طنز می نویسی من سی سالمه و مجردم
واما از خوابهایم برات بگم
من همیشه خواب خونه مادربزرگم رو میبینم و هر اتفاقی هم که توی خوابم بیفته لوکیشن همون خونه مادربزرگه است که از کودکی هزارتا خاطره خوب ازاونجا دارم و چند تا خاطره بد مثل مرگ بابابزرگ و ....
من خواب همبازیهای دوران کودکی ام را زیاد می بینم مخصوصن دختر همسایه که همسن خودم است و الان ازدواج کرده و ۲ تا بچه داره و خارج از کشور زندگی می کنه. باورت میشه من خواب او را مثل زمان کودکی در حال لی لی بازی در کوچه می بینم؟
خواب ترسناک کم می بینم اما خوابهایی که خبر از آینده بهم میدن زیاد.شاید باور نکنی خواب امام رضا و حرمش رو دیدم یک ماه بعد اداره مامانم تصمیم گرفت اونو بفرستن حج بدون اینکه ثبت نام کرده باشه یعنی یک ماه ونیم بعد رفت حج عمره
خواب افراد مرده فامیل را که می بینم چند وقت بعد یکی از بستگان فوت می شود!
راستش من اعتقادی نداشته وندارم اما خیلی زیاد برام پیش اومده هرچی هم بخوام به فال نیک بگیرم بازم نمیشه.
یعنی برام دقیقن تعبیر میشه
من خواب برادر جوونم که ۵ سال پیش فوت کرده و خودم تنها شاهد مرگش هم بودم زیاد می بینم که همیشه بهم میگه: من که نمردم٬ زنده ام!
و چه و چه و چه
زیتون نازنین بادرودی گرم.....
این جناب مددی حتما دراینگونه کارها تجربه داشته چون فرشی رو روی زمین برای اینکار انداخته بوده واین نشان می دهد که تجربه اولش نبوده
باعث تاسف است
برای آن دختردانشجونگرانم چون ازاین مددی ها همه جاهست ..
خواب هایت هم می توانند سناریو فیلم باشند .. وقشنگ
موفق باشی.......
قابل توجه خانواده هایی که اسیر ویااسیرانی دراسارتگاه فرقه رجوی درعراق دارند این اسارتگاه در آستانه تعین تکلیف وجمع شدن است وشما درآینده نه چندان دور قادرخواهید شد فرزندان وبستگان اسیرخود راببینید
برای ایرانی آباد وآزاد و فارغ از زیانهای دینی وبدون آخوند (باعبا وبی عبا) بکوشیم
افشاگری سازمان بازرسی:
سازمان بازرسی کشور در نامه ای به کیهان رسما اعلام نمود" آقاي پاليزدار به طور رسمي و مكتوب از سوي مسئولين هيئت تحقيق و تفحص مجلس به عنوان دبير هيئت تحقيق و تفحص از سازمان بازرسي كل كشور به اين سازمان معرفي شده بود"
http://www.kayhannews.ir/870402/2.htm#other207
امام حسین میگوزه... سه متر میپره جلو! بهش میگن چی شد؟
میگه هیچی بابا! تو دنده بودم!
حضرت علی (زج) با ذوالفقار میره توالت . وقتی میاد بیرون میبینند کونش خونین و مالینه!
میپرسن چی شده یا امیرالمومنین؟ میگه بیشرف صداشو برام بلند میکونه!
*********
پانویس: این یکی واقعا با شخصیت علی بن ابیطالب جوره.
دست سازندش درد نکنه!
حضرت فاطمه (فک) میره مدرسهٔ امام حسین.
ناظم مدرسه بهش میگه به بچتون بگین اگه درس نخونه مادرش رو میگام!
فاطمه زهرا میگه آقای ناظم این بچهٔ من حرف گوش نمیده، شما زودتر کارتونو بکنین!
یک روز زرتشتیه رد میشده میبینه امام حسن و امام حسین دارن کیوناشونو به هم میمالن! میگه دارین چی کار میکنین؟ میگن «داریم دکون به هم میزنیم»
زرتشتیه به کارش میرسه و دوباره داشته رد میشده میبینه کیراشونو دارن به هم میمالن! میگه حالا چه میکنید؟؟؟ میگن «دکون نگرفت داریم معامله رو به هم میزنیم»
******
پانويس:
مگه خون محمد رسول الله دجال و خاندان جاکشش از خون رشتی ها و ترک ها رنگين تره؟
ژاسخ به معترضين احتمالی دی:
حضرت علی لواطکار هر شب موقع خواب با فاطمه زهرا دعوا میکرده بعد یه مدت همسایهها بهش میگن مرد حسابی خدا رو خوش نمیاد!
این چه کاریه میکنی؟ مولا علی میگه اینکار یه فلسفه و حکمتی داره! موقع خواب باهاش دعوا میکنم اونهم قهر میکنه کونش رو میکنه طرف من و میخوابه!
نهج البلاغه خطبه ۵۴
اوقيانوسی به عمق يک وجب
www.newsecularism.com
روحانیت، یک فرقهء تمام عیار
از ديد يک مسلمان شيعه
میزان
آقای خمينی با اعلام کردن " اصل حکومت اسلامی است"، اصول اسلام را فرع بر حکومت قرار داد و برای روحانیت ساختاری جدید پدید آورد. نظر خویش را اسلام ناب محمدی نامید و دیگر قرائت ها را از اسلام سانسور نمود. دادگاه های ویژه برای روحانیون برقرار نمود و امتیازات زیادی نسبت به دیگر اقشار برایشان قائل شد. مرجعیت را که در نظر و عمل مستقل از دولت و حکومت بود، تحت امر ولی فقیه در آورد. روحانیون مخالف را از میان برداشت و این چنین از روحانیت شیعه، یک فرقۀ تمام عیار بنیاد کرد.
****
مکاتبات حسين میرمبينی
با آيت الله منتظری دربارهء «ولايت فقيه»
اين هفته: مکاتبهء سوم
تز "ولایت فقیه" بیرون از نص صریح آیات قرآنی و سنت پیامبری و شیوه عملکرد امامان راستین بنا شده و حامی ای جز عقل "مجتهدین شیعه" ندارد ـ مجتهدینی که در صدور چنین آرایی دینفع اند و از راه دین روزی می خورند. "اتبعوا من لایسئلکم اجرا و هم مهتدون" (= از کسی که از شما مزد نمی طلبد پیروی کنید و ایشان هدایت
****
برهم زدن قواعد بازی
آرامش دوستدار
اينکه آب از آب تکان نمی خورد و ما به سبب نازائی مان جز آن نمی شويم و نمی مانيم که بوده ايم، علت ديگری ندارد جز اينکه ما نشخوار کرده ايم آنچه پيشنيان خورده اند و به ما خورانده اند، بی آنکه بدانيم و بپرسيم اين خوراک از چه و چگونه پخته و ساخته شده. به اين ترتيب، در پس نگری مان، به نقطه ای می رسيم که جرثومهء فرهنگی اش از نپرسيدن و نينديشيدن ريخته شده است. با زادن و زيستن در چنين اعتيادی، ما چنان غرق در حفظ اصالت فرهنگی مان هستيم که مجال نمی کنيم ببينيم چه بر ما می گذرد!
****
گذرگاه
در خدمت ادبیات پارسی
شماره 80 تیرماه 1387
غزلی زیبا وعارفانه از
مولانا
گروه استاد شجریان نیز اجرای گیرائی از آن داشته است.
حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو دیوانه شو
حیلت رها کن عاشقا ، دیوانه شو دیوانه شو
وندر دل آتش در آ، پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو
روسینه را چون سینه ها،هفت آب شوازکینه ها
وانگه شراب عشق را، پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شومستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده
آن گوش وعارض بایدت، دردانه شودردانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه ی شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
تو لیلت القبری برو تا لیلت القدری شوی
چون قدر مر ارواح را، کاشانه شوکاشانه شو
اندیشه ات جائی رود وانگه تو را آنجا کشد
زاندیشه بگذر چون قضا، پیشانه شو پیشانه شو
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل های ما
مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه
ورزلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو
شکرانه دادی عشق را از تحفه ها و مال ها
هل مال راخود را بده شکرانه شو شکرانه شو
یک مدتی ارکان بدی، یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو
یه خواب دبش:
http://shivaf.blogspot.com/2008/04/9.html
زیتون جان این ماجرای زنجان هم هیچ کمکی به آگاهیی اجتماع نمی کند!همان روزی که این ماجرا را خواندم و دیدم برای 2 -3 تا از دوستای هم دانشگاهیم تعریف کردم!هردو بعد از شنیدن ماجرا حق رو به مددی دادن نه دختره!!و به نظرشون کرم از خود درخت بود..
All Iranian young people say: " Islam is a satanic and an anti humanism religion. "
تمام جوانان ایران می گویند : " اسلام یک دین اهریمنی و یک دین ضد بشر است."
Alle iranske unge si: "Islam er en satanic og en anti humanisme religion."
Todos los jóvenes iraníes dicen: "El Islam es un satánico y un humanismo de lucha contra la religión."
جميع الشباب الايراني يقول : "الاسلام هو شيطانيه ومناهضه للدين الانسانيه".
Tous les jeunes iraniens dire: "L'islam est une satanique et un humanisme de lutte contre la religion".
Alle iranske unge sige: "Islam er en sataniske og en anti humanisme religion."
Alle Iraanse jongeren zeggen: "De islam is een satanische en een anti humanisme religie."
Все иранские молодые люди говорят: "Ислам является сатанинские и анти религия гуманизма".
所有伊朗的年轻人说: “伊斯兰是一个撒旦和反人文主义的宗教
دعوای دختر و پدر
*سال 1230*
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش... -- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
*سال 1280*
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد: ( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت... -- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
*سال1330*
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی... -- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
*سال1380*
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد : من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
*سال1400*
دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟
دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه: جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه... -- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه!
دو دانشجو دانشگاه های سیستان و بلوچستان و دانشگاه آزاد لاهیجان خودکشی کردند. دختر دانشجو دانشگاه آزاد لاهیجان خود را از محل اتاق حراست دانشگاه در طبقه چهارم به پایین انداخته و جان سپرد و یکی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بر اثر فشارهای حراست دانشگاه با خوردن قرص خودکشی کرده است.
اينجا يک تبليغ شرکت بيمه ماشين هست مشهور بهcavemenکه اگر بری گوگلش کنی خودت می بينی چقدر شباهت وجودداره.
سلام خدمت ليلا خانم عزيز و نازنين. زيتونی این عکس احمدی نژاد بیشتر از شباهت به گوریل انگوری -گوریل شیرین وخوشگل - به حلقه گمشده داروين يا انسانهای اوليه مثل قابيل شبيه هست.
سلام زیتون عزیزم
چطوری؟ این روزها داره اتفاقای جالبی میافته مثل ماجرای پالیزدار و بعدش هم دانشگاه زنجان. ولی از همه باحال تر برنامه دیشب مثلث شیشه ای بود. من اصلاً از این برنامه خوشم نمی اومد ولی از برنامه دیشب و حرفهای وزیر سابق مسکن کیف کردم نمیدونم تماشا کردی یا نه ولی دیدن قیافه رشیدپور وقتی نمیدونست در مقابل صراحت مهمان برنامه چه خاکی برسرش بریزه جالب بود:)))
من و تو یه خواب مشترک داریم همون که یکی که نمی شناسیمش پیشمون خوابیده!!!
دلم تنگ شده بود واست، چند وقت بود اینجا نیامده بودم؛)))
در پاسخ به امام جمعه مشهد:
سنده خوک تو حلق بنيانگزار حجاب اسلامی.
سنده خوک رو ورق های قرآن.
سنده خوک تو حلق بسيج و سپاه
گوه تو حلق بانوی اول دنیای اسلام
ببخشيد!!! شديدن ببخشيد!!!
اصلاح شد :
"...ضلع غربي پارك لاله! ..."
...
خوبه من برم مسئول اطلاعرساني بيمارستاني جايي بشم :) ... مريض اورژانسي رو سريع ميفرستم تو بخش :) :)
بسم الله الرحمان الرحیم . النظافته من الایمان یعنی هرگز زیپ خود را در مقابل نامحرمان باز نکنید و دگمه نگشایید که خداوند بازکنندگان و گشایندگان را به سختی کیفر میدهد. خواهر گرامی کلثوم بانو ( زیتون سابق ) بعنوان یک مسلمان از شما تقاضا دارم آتش جهنم را برای خود خریداری نکنید. زیرا شما هم به خیل تهمت زنندگان و افترا بندان ( شباهتی با حنا بندان ندارد) پیوستید و آب در آسیاب همون داستان معروف صهیونیست و هلند نامرد و خارج مادر به خطا ....میریزید . من معلم ساده هستم مانند گذشتگانم استاد شهید مطهری و دکتر بزرگوار بهشتی که بسیار به زینب خانم همسر عزیزتر از جانم وفادارم و هرگز فریب این دخترکان دانشجوی غرب زده فریب خورده شیطان صفت تهاجم فرهنگی و هیلی چیزهای دیگه را نخوردم . یادم می اید حدود سال 40 بود که در رکاب امام با رژیم ستم شاهی میجنگیدیم . باور بفرمایید جوانی بودم در قسمت کمر به پایین همیشه بارانی و در سایر نقاط افتابی با مه رقیق چرا چون علاقه ای وافری به نسوان داشتم گاهی انگولکی به باسن نسایی محترم در صف اتوبوس میزدیم تحفه درویش تا اینکه شبی بزرگوار در خواب به سراغم و تهدید کرد اگر بار دیگر انگشت به باسن نسوان اطراف برسانی من به زودی به خواب مادرت نخواهم بلکه به تخت خوابش خواهم رفت و من هراسان از خواب پریدم و دیدم با چشمان خود که مردی از اطاق خواب مادر بیرون پرید و در رفت انهم در شبی که پدر شب کار بود ... حال شما خود را جای من بگذارید ..ایا میایید به دختر مردم هتک حرمت کنید ... در ان روز کذایی و شوم و سیاه که ان خانم جهت امر ارشاد شدن به اطاقم امد ...ناگهان حیوانکی شبیه سوسکت در پیراهن افتاد نمیدانیم از سقف داشنگاه بود یا از کجا ...ما جهت فرار از درد گزیدگی (( یک بار در بچگی بستنی فروش محل با دادن یک بستنی ما را گزید هنوزدردش در خاطر مان مانده ..خودمانیم ما هم بچگی سختی داشتیم)) لباس از کف دراوردیم و برای چکاپ بیشتر داشتیم شلوار و لباس زیرمان را هم در میاوردیم دیدیم این عوامل غرب و استکبار جهانی که خیلی ها برای گرفتن دو نمره ناقابل به کارهای بدتری تن درمیدهند ریختند و بی ابروبگی راه انداختند ... نمیدانیم ...خواهر ...دلشکسته شدیم ...مانند مولایم دیشب به چاه پناه بردم و غم خود را با چاه گفتم ...شانس اوردیم این خانم را در سلول ما انداختند وگرنه از تنهایی دق میکردیم ...میمردیم ..انشاالله از خجالتشان بخوبی درمیاییم و ایشان را که دختر وجیهه و کامله و ضعیفه ایی هستند به راه راست هدایت میکنیم ...باشد تا همگی راست کار شویم ...
یا حق اون شعارهای معروف رو هم خودتو.ن بدید دیگه ... من برم الان خاموشی میزنن تو سلول
لحظهي ديدار نزديك است.
باز من ديوانهام، مستم .
باز مي لرزد دلام، دستام .
باز گويي در جهانِ ديگري هستم .
هاي! نخراشي به غفلت گونهام را، تيغ !
هاي! نپريشي صفاي زلفام را، دست!
آبرويام را نريزي، دل !
- اي نخورده مست -
لحظه ديدار نزديك است .
لحظه ديدار ِ ما جمعه 7 تير ساعت 5 ضلع غربي پارك ساعي!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شما چطور؟!
خواب دیدم،خواب رویایی.
دیدم که در بهشت هستم.دور تا دورم پُر بود از حوریان بهشتی.یک جویِ جاری از شراب پیدا کردم و شروع کردم به میگساری.
عطر گُل و لاله و ریاحین
بوی خوش ِ یاسمین و نسرین
پُر کرده ز مُشکِ تر جنان را
آنجا و فضای لامکان را
سرمست بودم از بادهء بهشتی،که ناگهان از دور دیدم یکنفر با هالهء نوری بالای سرش و غلام ِ سیاهِ قلچماقی در پشت سرش،بسوی من می آیند.خیلی پاتیل بودم.چشمانم درست نمیدید.نزدیکتر که آمدند،دیدم که یارو همین کریم(فضولباشی) خودمونه.مستی از سرم پرید،پیش ِ خودم فکر کردم که این مادر قحبه چه برو بیایی در بهشت داره.ازش پرسیدم که تو در بهشت چه گوهی میخوری؟ جواب داد که چه بهشتی؟.از جهنم یواشکی فرار کردم و بدنبالِ مانی میگردم.پرسیدم پس این هالهء نور و این غلام ِ سیاه داستانش چیه؟
جواب داد که،ای کُلُفتِ زشت نویس خیلی مستی.این غلام کُندهء نیمسوزی هست که در جهنم توی کونم کرده اند و هالهء نوری هم که میبینی از آن ساتع میشه.گفتم،الاغ هنوز هم که دیکته ات خرابه،ساطع با طِ دسته داره.گفت،دست رو دلم نذار که تا دسته توی کونم رفته.
زیتون جون سلام
باور میکنی من تا حالا چند بار خواب دیدم دارم با تو صحبت میکنم ؟
قیافه ات وقتی بیدار میشم یادم نمی مونه ولی صحبتها همه یادم می مونه
زيتون جان و مرمرجان سلام
بعدازمدتهادوجريان خودجوش مردمی يکی شعاربرازنده ماهستيم وديگری شجاعت دخترخانم دانشجوی زنجان ودوستانش خيلي به جوانهای مملکت اميدوارم کرد.
راستی زيتون جان بعدازمدتهابادل ودماغ نوشتی. آفرين
دخترک دانشگاه زنجان بازداشت شد و احتمالا با مددی هم سلول خواهد شد. امیدوارم بچه های دانشگاه زنجان و سایر دانشگاهها نامردی نکنند و پشتش وایسند. من دو تا خوابم همیشه تکراریه. اولیش یه کوچه سربالاییه که آخرش میخوره به اتوبان همت و من کل خواب یه جوری انگار که همشو میشناسم با لذت تا آخرش میرم ولی تو عمرم تو همچین کوچه ای نبودم.البته احتمالا تو زندگی قبلیم بودم! دومیش یه باغ خوش آب و هوا پر گل که تو خواب بهم میگن جزیرست با یه جوب باریک و زلال پر از ماهی. همه تعجب من ماهیهای تو جوبند. یه سری خواب بی ناموسی هم هست که نمیگم ...! ولی در کل امیدوارم این بازی منجر به فراموش شدن بدبختیهای مملکت نشه. بنزین سهمیه بندی - برق سهمیه بندی - گاز سهمیه بندی احتمالا چند وقت دیگه آب هم سهمیه بندی. تورم 30 درصد. پودر رختشویی و برنج و قند و شکر هم که نیست و اگر هم هست گرون. تحریم پشت تحریم. گشت ارشاد و کتک و سرکوب و تجاوز پشت تجاوز. قوه قضاییه هم که به ریش ملت میخنده و مقامات دزد شب با شاهرودی دختر دانشجو ...! دزدهای کلفتتر هم که به نوبت میرن نماز جمعه و خودشونو بهشتی معرفی میکنند آب هم از آب تکون نمیخوره تازه ماهواره هم فراخوان میده بین بلوار کشاورز و فاطمی یعنی ضلع غربی پارک لاله تظاهرات کنید که کسی نیست و پلیس میتونه عین آب خوردن سرکوبتون کنه
چقدر خوابای حیات وحشی میبینی:)
همه تو خواب منو گول میزنن
دانشگاه زنجان بهترین جریانی بود که این چند وقت شنیدم. احساس میکنم یکی انتقام اونهمه فحش و تهدید و ارعاب روزای دانشگاه رو گرفته
زيتونی مملکت اسلامی هست و صاحبش آقايون علمای اسلامی . حالا چون به گفته رهبر سال نوآوری هم هست ديگه خوش به حالترشون هم شده بلاهای نو سرشون می آرن که آقاراضی تر باشه اجر و ثوابش هم بيشتر هست.
مرمر جان
فکر کنم اونجا هم چند نفر عین سردار زارعی و مددی پیدا میشن(مثلا مثل سعید مرتضوی) که حالی به دختره بدن، یا بهتره بگم حالی ازش بگیرن و بعد یا ولش میکنن یا چند ماه زندانی.
دنیا برعکسه.
مثلا پالیزدار دزدها رو افشا میکنه خودشو میگیرن و میریزن خونهی دخترخالهش فاطمه آجرلو که چرا اینو ازش خواستی... و مدارک آقا دزدها رو بده به ما که از بین ببریم و...
زيتون داشتم برات می نوشتم که ديدم دوباره اومدی(اولین کامنت چاق سلامتی هست وجزو مستحبات). آخه من تايب فارسيم خيلی يواش هست. در مورد خواب من هر وقت امتحان ياپرزنتيشن سخت دارم و خلاصه عصبی هستم و حالم بد هست خواب می بينم ايران هستم خونمون همين کلی بهم آرامش مي ده و صبحش حالم خيلی بهتر هست.
زيتونی سلام .کامنت بدون نام قبول نيست مگه نه؟
من دلم واسه اون دختر های بيچاره می سوزه که به نوعی مورد تعرض و تجاوز قرار می گيرن و از ترس آبرو هيچ کاری نمی کنند.در صورتی که اثرش تا آخر عمرشون باهاشون هست.مثلا اين دانشجوی دختر دانشگاه زنجان چه ضرر و فشار روحی وارد شده بهش ولی حالا عوض معرفيش برای مشاوره و روان درمانيش دستگيرش کردن.
شش تا کامنت اینجاست یکیشون راجع به مطالبم هیچی نگفته:( حیف این همه فسفر که سوزوندم...
مرمر جان سلام گلم:×
از بذيرفتن افراد بدون نام معذوريم.
اول جان آدم باید تو قسمت نام اسمشو بنویسه نه رتبهشو:)
اول...!
اول...!
اول...!