vaghean morder parastin hamatoon,...!
مرمر خانم و بهروز خان درست می گويند. اصلا من بعدا از این کامنت نمی گذارم.
ولی
M-R لای پای مادر بزرگت!!!
نمیدونم یا من نمیتونم با اینترنته
دیال اپ فکستنی پستهای نوشته
شده ی بعد از خودم رو بخونم یا شاید
کسی دیگه پستی نزده!!!
دقیقن بعد از پستی که زده بودم
اینترنتم قطع شده بود تا فردا!!!
مگه من چی گفته بودم که به ضرر کسی تموم شده!!
اگه زیتون هم تو کامنت قبلی جواب منو نداده خب لابد حق داشته
به من چه !!
من اینجا چکاره ام ؟
هرکه هر جور راحت
چه خوبه که ادم سیاست رو لای قالی بزاره و با قلب پاکش پیش بره
88
ببخسید ها دروغ میگی
داداش من سال شصت به خاطر همین بچه بازیها و قدرت طلبی ها اعدام شد
94
مرسی
کامنت 97
مگه جنگ بشه برای مردم عامه داخل ایران
بهتر میشه؟
میدونی اگه جنگ بشه باز به نفع اون ادمهایی میشه که حقه بازی سر منشا کارهاشون قرار داره؟
همیشه اینه که مردم گیج میزنن
یه بار به دنبال شاه
یه بار به دنبال خمینی
البته دقیقن اونهایی که به دنبال این دو نفر بودن فقط فکر منافع اقتصادی خودشون بودن نه به دنبال منافع مردم عادی
کامنت 141
چرا همیشه دوست داری گیج بزنی داداش
شما که از ما بچه های داخل ایران بیشتر رنج نکشیدی...کشیدی؟
ظاهرن در جمع متفکران قرار دارم
کسی از بچه های مخالف یا موافق
میتونه اینو برام معنی کنه؟!!!
علی ولی الله
مطمعن باشین خودمو نه قاطی سیاست میکنم نه مذهب
ولی دوست دارم یک نفر منطقی جواب منو بده ...
داریوشم آی مموشم ٬ کاشکی اوسا
کریم یکخورده بهت عقل میداد تا
میفهمیدی چیز خر چند تا عاج
داره !؟ ده نمیفهمی ده
احمد . ف هر کجا که هست خدایا
سلامت دارش جیک و پوک این
زنا زاده یعنی مانی را رو کرد و
یاد داد چطوری آی پی ها چک کنیم
تا پلیدی مثل مانی از اسم کس دیگری
استفاده نکند ... اینکه میگم شما با تمام
بیسوادی و بیخردی لااقل شرافت داری
که همیشه با همین اسم کامنت مینویس
و دیگران هم رعایت میکنند اما ان کوتاه
قد خپله شکم گنده دماغ گنده و کچل یعنی
مانی قرمساق نه اهل شرمه نه حیا نه شرف
داره نه کیا تا دلت بخواد پرشه تزویر و ریا
درست مثل مادرش یک مهبل و چند صد
دمبل !!!؟ اگر انشاالله چند روزی سکته
مغزی و قلبی با هم کند و باینتر نت
دست چلاقش نرسد آنوقت نه کلفتی
نه میراژی نه جیم چارموشی نه خودمی
نه یک خواننده زیتونی نه ....کامنتی که
باسامی فامیلش شبیه است مثل
کامنت ۱۳۴ و ۱۴۰ و .... آره داریوشی
این چس پدر میدونه کسی دیگه حوصله
نداره آی پی چک کنه هی با اسامی مختلف
مینویسه و هرگز این دلقک فکر نکرده
بابا مگه مانی چه انی هست که ده نفر
وقتشان بزارند تا ازش دفاع کنند!؟
این کلمه بسم تعالی را از دهنتون بدازید دور...حالم بهم خورد که رژیم کثافت اسلامی سعی میکنه عربی غلط و بد صدا را لا به لای فارسی شیرینمان فرو کنه... کریم فضولباشی, لطفا بگو مرگ بر امام چون من احساس میکنم تو مانی هستی یا رضا فاضلی یا نکنه پسر سنده رفسنجانی هستی که در کانادا مشغول ساختن آپارتمان با پولهای دزدیده شده از ایرانی؟ بگذار آی پی چک کنم.... بله تو انگار همون حسین درخشانی که در خدمت جمهوری سکسلامی مشغول به جاسوسی آی پی جمع مردمی... چرا در در قبال سواله من جوابی ندادی؟؟؟ میترسی اقرار کنی جمهوری شکست خورده اسلامی باعث سرافکندگی مردم ایرانه؟؟؟
سنده تو کس ننه امام حسين
گفتگوی پدرانهء وزير علوم با يکی از دانشجويان
www.newsecularism.com
خطاب به ايرانيان آزاده
دو نامهء جديد از عباس امير انتظام
من، به لحاظ تجربه و علایق شخصی و با درک مسوولیت و وظایف ملی خود حتی به صورت افتخاری و عالیه در فهرست هیچ حزب، گروه، سازمان، دسته و یا جبهه ای قرار ندارم، چرا که بر این باور هستم که تعلق خاطر به یک حزب یا جریان سیاسی خاص بر پیوندهای عاطفی و معنوی من با تک تک مردم ایران تاثیر مثبت نمی گذارد. از ایران، متذکر می گردم که درج نام من در پای هر اعلامیه و بیانیه سیاسی که در مسیر این خواسته قرار نداشته باشد متاسفانه بی توجهی به علایق و عواطف من می باشد از اینرو اینجانب مسوولیت هیچ بیانیه و اعلامیه ای را که متن امضا شده آن در سایت شخصی من قرارنگیرد به عهده نمی گیرم.
...
مکاتبات حسين میرمبينی
با آيت الله منتظری دربارهء «ولايت فقيه»
اين هفته: مکاتبهء پنجم
بسمه تعالی، با سلام و تحیت، در ایمیل طولانی و مفصل جنابعالی یک موضوع مورد توجه اساسی شما می باشد و آن انکار عصمت پیامبر و امام (علیهم السلام) و اثبات مشرک بودن معتقدان به عصمت آن بزرگواران است. در این نوشته، شما کرارا گفته اید: پیامبر (ص) و حضرت علی(ع) هرگز خود را تافته جدا بافته و انسانی غیر از سایر انسانها معرفی نکرده اند، و در این رابطه به : (قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی ...)، چندین مرتبه استشهاد نموده اید. (اما) اگر پیامبر و امامان (علیهم السلام) از گناه و خطا در محدوده رسالت و امامتشان معصوم نباشند با چه دلیل عقلی و نقلی کلام و فعل آنان برای ما حجت و معتبر می باشد؟
...
این دیگر برای من زندگی نبود. سندگی بود. من به عنوان یک سنده حالا دارای هویت شده بودم. تازه من یک سنده عادی نبودم. من یک سنده غیر عادی بودم. من به هر کس نگاه میکردم آی بی او را در لحظه میفهمیدم. در ضمن من یک سنده چپ بودم. چون سرم به سمت چپ کج شده بود.
باید میرفتم و شمشیرم را برمیداشتم. باید به جنگ جیم جارموش و کلفت و میراژ میرفتم. البته هدف اصلی من مانی بود. از زیتون توقع داشتم با من بهتر باشد. چون در درون من یک هسته زیتون وجود داشت. البته پوست گوجه و نخود هضم نشده و هسته گیلاس هم داشتم. از مادرم ممنونم که من را ریده بود تا پر از نعمتهای خدا باشم.
کریم.اِی مادر قحبه،عوض ِتشکر از من، میراژ و جیم چارموش،که البته هر سه نفرمان یکی هستیم،گوهِ زیادی میخوری و بی احترامی میکنی.ننه هزار کیر،ما تو را در این داستان جاودانه کرده ایم.
ببینید که چگونه زیتون با شراره گرم میگیرد؟!
این شمارا بیاد طرفداریهای بیحدوحسر او از
مانی دربرابر من نمیاندازد؟! زیتون خودبهترمیداند
که شراره همان مانی است و بهمین دلیل قربان
او میرود تا بخیال خود مرا تضعیف کند زهی خیال باطل
دیگر خسته ام کردید دو روز است
به لودگیهایتان وقعی ننهادم ولی پرروشدید
کلفت میراژ و جیم جارموش فضله با
هرسه تان هستم که درواقع یک نفرید
بنده با شما جنگی نداشتم هدف من
مانی بوده و هست نمیدانم چرا همه
خودرا قاطی بساط این سلطنت طلب
ضددین میکنند؟! احمقها مرا مسخره میکنید
و داستانسراییی نفرت اور میکنید بکنید !؟
به مادرم چکاردارید؟! این نشان از
بیبشعوری شما دارد مخصوصا کلفت
که بخیال خود ادیب هم شده !؟
فضله اید تقصیری ندارید!؟
شراره همان مانی مادر قحيه است
همستر همان مانی جاکش است
کامنت ۱۰۱ و ۳۲ هر دو
۶۴۶۲۱۳۸۹۷ هستند مانی جاکش
ار اين آی دی قبلا بنام حمينی دامت
برکاته مثلا ظنر خير سر بدر قرمساقش
مينوشت .... مانی طرف روانيت کرده
ديکه شدی گاو و بدون طرف زندگی
نميتونی بکنی دايم تو فکری ....
همينکه با چهار آی دي داری زراحی
میکنی و داستان مینویسی و کسی
هم بتحمش نمیگیره !!! یعنی حفه
شو گت د فاکین لایف ايديت
شراره عزیزم- کامنت ۱۰۱
منم عين تراکتور داشتم کامنتها رو از بالا به پايين میخوندم وقتی به کامنت تو رسيدم نيشم تا بناگوش باز شد:) بخصوص با آيتالکرسی که اون بالا گذاشتی. اول آیه رو که دیدم فکر کردم يکی حکم قتلمو داده:)
حال اومدم از خوندن وبلاگت:)
تو چی بمالی به صورتت که نورانی بشی؟ شراره جان تو خودت شرارهای... آتشی! منوری!
(حسودان برن کنار تا یه کم من و شراره جان هندونه بذاریم بغل همدیگه!)
آقا» هر چی آدم بگه از انتقاد خوشم میاد٬ اما تو نمیری٬ تشویق یه چیز دیگهست:)
فاطی جان
من با کامنتهای قبلی متوجه شدم این اشتباهم رو.
اما همونطور که به خواهر عزیز افغانم گفتم٬ ما هم تقصیری نداریم. عادت کردهایم برای اهالی هر شهری یا کشوری یک ؛ی؛ اضافه کنیم.
آبادانی٬ شیرازی٬ ایرلندی٬ آمریکایی٬ افغانی٬ ایرانی٬ فرانسوی و برو تا آخرش... این ی نسبی مال ایرانیهاست. ممکن است هر کشوری به اهالی شهرها و کشورهای دیگر چیز دیگری اضافه کنندو مثل آمریکاییها که به ما میگویند ایرانیین!
مسلم بدون که عزیزان افغان این مسئله را میدونن و زیاد به دل نمیگیرن.
چشم! اگه تونستم تو ادیتور برم زیرش توضیح میدم.
(فعلا که ادیتور و جیمیلم برام باز نمیشن)
Salam,...
man gahi vaght ha miam inja va neveshte hat ro mikhoonam, vaghti ke doost daram bebinam tooye iran vagh'ean che khabar hast, jaleb minevisid.
faghat ye chiz, kash Afghani ro paak konid va bokonidesh Afghan, hamoontore ke shomareye oun mobile ro paak karde boodin.
manam tazeh 3 sale pish fahmidam ke Afghan doroste na Afghani, va kheyli narahat shodam az inke chera kasi behem nagofte bood zoodtar, yani kolli khejalat keshidam ke chera inghadr etela'atam az ye keshvar-e farsi zaban kam hast. movafagh bashid
زيتون جان بادرودی دگربار..
اين نوشته دوست افغانی راخواندم خيلی جالب وساده بود
با ابراز خرسندی از رسيدن احمد باطبی به مکانی امن اميدوارم دوستانی جون بهروز جاويد تهرانی و اسيرانی چون ارژنگ داوددی و فرزاد کمانگر را فراموش نکند......
ضمنا قراراست اسيران فرقه رجوی از عراق به اردن برده شوند و درگيری های سياسی اردن و ايران رامن در همين راستا ارزيابی می کنم
تندرست وموفق وبهروز باشی عزيزدل
ماااااااااااااااااااااااااااااااچ
یادش بخیر سریال دلیران تنگستان. قبل از انقلاب شبهای چهارشنبه از تلویزیون پخش میشد.
این سریال از آن دسته کارهای هنری بود که هیچگاه فراموشش نخواهم کرد. این سریال تاثیر زیادی در روح و روان من گذاشت و درسهای زیادی را از آن آموختم.
وقتی نیروهای انگلیسی بوشهر را تصرف کردند٬ رئیسعلی دلواری که مردی وطن پرست بود در صدد جمعآوری نفرات جنگی و تشکیل سپاه برآمد ولی این کار به سادگی میسر نشد. حکومت مرکزی نه تنها به آنها کمک نمیکرد بلکه به انها به چشم شورشی نگاه میکرد و برای سرکوب آنها با قشون انگلیس همکاری میکرد.
اعیان و خوانین منطقه هم فریب انگلیسیها را خورده بودند و با آنها همکاری میکردند.
افراد زبون و کم مایه که شرایط رشد خود را در آدمفروشی میدیدند٬ یا برای انگلیسها جاسوسی میکردند یا برای حکومت مرکزی.
مردم عادی هم غرق در فقر و خرافات مذهبی گرفتار بودند و هیچ حرفی را جز آنکه از دهان آخوند دهاتشان بیرون آید قبول نمیکردند.
یک صحنه از آن سریال خیلی جالب بود. رئیسعلی وارد یک حسینیه شد که مردم در حال عزاداری ایام عاشورا بودند و داشتند سینه میزدند. رئیسعلی بالای پلههای حسینیه قرار گرفت و با صدای بلند گفت: ای مردم! بجای انکه بر سر و سینه خود بزنید و برای ماجرای هزار و چهارصد سال پیش گریه کنید به پا خیزید و اسلحه برگیرید که دشمن بر خاک و ناموس شما مسلط شده برخیزید که کار شما بدتر از کار لشگر یزید است. مردم همچنان سینه میزدند و مثل این بود که اصلا آن حرفها را نمیشنوند.
نکته خیلی جالبتر این داستان٬ وجود یک آلمانی بود که به کمک مردم تنگستان آمده بود. او با داشتن اطلاعات مفیدی از قوای انگلیسیها٬ مشاور خوبی برای رئیسعلی و دوستانش بود. آنروزها هم بین دوستان و یاران رئیسعلی بر سر استفاده و یا عدم استفاده از کمک یک خارجی برای رسیدن به پیروزی ٬ بحث و کشمکشهای فراوانی درگرفت.
یک عده از همان آدمهای پست و زبون که در خفا با دولت مرکزی روابطی داشتند و برای آنها جاسوسی میکردند مخالف استفاده از کمکهای آن آلمانی بودند. میگفتند: ما خودمان جلوی انگلیسها می ایستیم و نیازی به کمکهای یک کافر و مجوس آلمانی نداریم. این در حالی بود که اصلا اعتقادی به مبارزه نداشتند.
دقیقا مثل این روزها. یک عده آدم پست و زبون که فقط دنبال منافع شخصی خود هستند و اصلا به آزادی و دمکراسی اعتقادی ندارند٬ منتظرند ببینند چه کسی مورد حمایتهای خارجی قرار میگیرد٬ آنوقت بوق و کرنا راه میاندازند که بعله. فلانی خودش را به استکبار جهانی امریکا و صهیونیسم بین الملل فروخت. یا از هلندیها پول گرفت و ...
روزنامه کیهان و همکارانش در خارج کشور را ببینید. آدم یاد آن صحنههای سریال دلیران تنگستان میافتد.
نکته آخری که از این سریال به یاد دارم به ماجرای ترور رئیسعلی دلواری مربوط میشود. رئیسعلی دلواری را سربازان انگلیسی نکشتند٬ سربازان حکومت مرکزی هم او را نکشتند بلکه رئیسعلی دلواری توسط یکی از همین آدمهای فرومایه و کم عقل کشته شد. اسمش حسینعلی بود. حسینعلی نمیدانم چی چی.
تاریخ ایران همیشه پر بوده از این آدمهای پست و فرومایه که بخاطر منافع کوتاه مدت خود حاضر به همه نوع پستی و خفت میشوند. این نوع آدمها دلشان نه برای وطن میسوزد نه به مرام و مسلکی اعتقاد درست و حسابی دارند٬ نه برایشان دشمن خارجی مطرح است نه فقر و بدبختی مردم و ظلم و ستم نظام حاکم برایشان مهم است و نه هیچ چیز دیگر. فقط و فقط منافع شخصی و کاسب کاری. اگر دشمن خارجی پول بیشتری بدهد برای او کار میکنند و اگر دشمن داخلی وعده و وعید بهتری بدهد سنگ آن را به سینه میزنند و گاهی به هردو سرویس میدهند!
اگر این سریال را پیدا کردید یک بار دیگر آنرا نگاه کنید. بدرد این روزها میخورد.
به کجا چنين شتابان؟
www.newsecularism.com
«از نگاه يک زن»
يادداشت های هفتگی شکوه ميرزادگی
حجاب بر سر استقلال
ما هم رييس جمهور داريم، آنها هم رييس جمهور
از تلويزيون قبل از انقلاب تا عصر حجر
نگذاريم هانا ها و روناک ها هر روز زيادتر شوند
ما سوگند بخور نيستيم
...
ادامهء داستانِ کریم.
مادر ِ کریم،بُهت زده به او خیره شده بود .اما ناگهان از کوره در رفت و بر سر کریم فریاد زد که،اگر فکر میکنی که با این ادا و اطوارها،میتوانی سر ِ کار نروی ،کور خوانده ای.کریم شغل ِ بسیار حساسی داشت.او در خیابان سن کاترین،دُکان کوچکی باز کرده بود و در آن برای اعراب،کاپوت پنچر گیری میکرد...........
ادامه دارد.
اقای حسین درخشان به نظر شما تمامی اتفاقهای سیاسی و تمام اینگونه مشکلات کار بیگانه است
و دست پنهانی در کارند ؟
ایا شما در متن جریان کوی دانشگاه بودید که اینقدر مطمعن درباره اش حرف می زنید؟
و ایا برای ورود وخروج شما به داخل ایران نیست که اینگونه طرز دیدگاهتان است؟
ادامه داستان شغال وعرب:
کريم به خودش گفت اين اسهال خوني نشان دهنده اين است که کون اسمان پاره شده و من افتادم پايين .ولی چرا در کانادا؟ خواست در این باره از مرد عرب سوال کند ولی پيش از انکه فرصت کند ان عرب مثل ديو تنوره ای کشيد و از نظرها غايب شد .کريم به مادرش گفت:
اينرا هم بگويم بروم تا فردا
من بايد با کامبيوتر ای بي!
جک کنم جرا که زيتون
همان رضا بهلویست که
با مانی ضد عصلام اند و
من شمشیربازم گردن میزنم
کاندولا رایس مستراب
چون توده ای و مخملی زنده
باد اخوندها هورا!! فراموش
نکردند افرادی همه یکیند
که جرا باید چهار سال پیش
به من بد بو گفت با خنجری
که احمد ف خنجر دارد.....
(این داستان ادامه دارد)
زيتون جان
ليلا۱۱۷من نيستم بابهاره هم مخالفم که هنوزفرق بين طنزوخاطره نويسی رانميدانند.
برای حسين درخشان:
خفه شو مادر جنده! تو يک خائن وطن فروش هستی يا يک منگل به تمام معنی که می خواهی با اظهار نظرهای کاملا بی شعورانه جلب نظر کنی در هر صورت برو بمير که غير از نفرت چيزی برای خودت نمی آفرينی! تو برای ايران و آزادی انديشه چه کرده ای که احمد را زير سئوال می بری؟ هميشه فکر کرده ام روابط خاندان بازاری منحوست با عسگر اولادی تو را چنين نفرت انگيز آفريده است يا شبی که تو را در فرودگاه تهران لختت کردند!!!
با بهاره موافقم.
خیلی خوشحالم که باطبی هم از ایران فرار کرد و با کله رفت توی بغل وزارت خارجهی آمریکا تا مردم ساده و خوشقلب و ضعیفپرست ایران با چشم خودشان ببینند که الکی نبود که جمهوری اسلامی ماجرای ۱۸ تیر و بخصوص از آنجایی که از داخل محوطهی دانشگاه بیرون آمد را یک پروژهی اسراییلی-آمریکایی برای براندازی میدانست. کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم که رهبران آن الان کجا هستند. علی افشاری و اکبر عطری و منوچهر محمدی و احمد باطبی و محسن سازگارا الان کجا و در استخدام چه کسی هستند و در رسانههای کدام کشور شب و روز دارند به نفع چه کسانی دروغ و تحلیل میبافند.
ولی جنبهی جالب دیگری هم از ماجرا آشکار شده است و آن رابطهی «روز آنلاین» و «وزارت خارجهی آمریکا» است. البته هیچ سند محکمه پسندی هنوز از این رابطه در دست من نیست، ولی خیلی آدم باید ساده باشد که یک سری واقعیتهای اخیر را تصادفی بداند. ببینید چند نفر در این یک سال اخیر از «روز» به عنوان نردبان رسیدن به آغوش گرم جورج بوش استفاده کردهاند. (از حسن زارع زاده و روزبه میرابراهیمی بگیرید تا آرش سیگارچی و سولماز شریف و همین احمد باطبی.) ببیند چند نفر از همین بیآبروها همزمان با یا پس از استخدام در ان.ای.دی یا صدای آمریکا یا دیگر سازمانهایی که مستقیما توسط دولت آمریکا تامین مالی میشوند یا همزمان برای «روز» هم مینویسند. (از علی افشاری و فریبا داوودی مهاجر بگیرید تا مهرانگیز کار و عباس میلانی.) حتما هم یادتان هست اولین جایی که عبدالمالک ریگی تروریست را به عنوان قهرمان ملی مطرح کرد و مستقیما با او مصاحبهی تلفنی کرد همین «روز» حسین باستانی بود. (البته بعدا آنقدر گندش درآمد که نوشابهی امیری که آن مصاحبه را با اسم مستعار مریم کاشانی انجام داده بود پس از افشاگری «انتخاب» به غلط و توبه افتاد.) مطالب امید معماریان را هم لابد با اسم مستعار تابلوی وحید ثابتان دیدهاید که از بس ضد ایران و جنگطلبانه و مطابق با بر سیاستهای آمریکا آمریکا است خودش هم جرات نکرده اسم واقعیاش را پای آنها بگذارد. (فقط نگاهی به آرشیو روی جلدهای «روز» بیندازید تا ببینید چه میگویم.)
اتفاقات عجیب و غریب این چند چند سال مرا به این تئوری رسانده است که آمریکا بخشی از پولها و حمایتهایی را که از گروههای برانداز و آشوبگر ظاهرا دانشجویی و حقوق زنانی و کارگری و اقلیتهای قومی میخواهد بکند به چندتا کشور اروپایی واگذار یا اصطلاحا «آوتسورس» (Outsource) کرده است. چون فهمیده که مردم و حکومت ایران آنقدر هم که فکر میکنند ببو نیست که دست آمریکا را پشت این بازی کثیف نبیند. ولی هنوز هم فکر میکنند میتواند سر ما را شیره بمالد و خودش را پشت وزارتهای خارجهی سوئد و نروژ و هلند و فرانسه و انگلیس مخفی کند. ولی به هر حال ماه پشت ابر نمیماند و کمکم این ماسک حقوق بشری اروپایی امثال «حسین باستانی» هم روزی که ایران اتحادیهی اروپا را از آمریکا دور کرد به زمین خواهد افتاد و سیاهی به چهرهی این حرامزادههای وطنفروش پست خواهد ماند.
فعلا که احمد باطبی، قهرمان قلابی و آمریکایی «جنبش دانشجویی»، پس از فرار کردن از ایران و سوء استفاده از اعتماد لطفالله میثمی که سند خانهاش را برای باطبی گرو گذاشته بود، بو با کلی اضافه وزن ناشی از شکنجههای طاقتفرسا در ایران، به آغوش گرم لیلی مظاهری و کاندی رایس رسیده است و داد حامیان خوشقلب و سادهدل و جاهطلب سابقش را هم در آورده است.
جدا کرسی شعر مینویسی! جدا این ملت خیلی شعر دوستن (من جمله من!) که برات کامنت میزارن
ادامه داستان کریم
کریم با خود فکر کرد که سنده ای شده که مثل خوره داره بلاگها رو به آشوب میکشه. ولی نمیتونست این رو به کسی بگه. چون بقیه درک نمیکردن. اون روز سایه کریم روی دیوار مثل سنده یک شتر کور به نظر میرسید.
کریم به قلمدونی که روش نقش آلت امام در دستان مادرش حک شده بود خیره شد....
به كامنتگذار شماره 110 :
لطف كنيد با آيدي ديگران كامنت نگذاريد! باشه؟!
...
به simon :
شما وكيل وصي خانم/آقاي زيتون هستيد؟!!! يا كلانتر وبلاگستان؟!!!
هر كسي دوست داره هر وبلاگي بخونه و نظرش رو بده!
مگر اينكه كامنتدوني را فقط براي تعريف و تمجيد باز گذاشته باشند!
...
اگر سجدهاي بود، آني بود كه شيطان نكرد!
وگرنه گفتن بله قربان، اطاعت بيچون و چرا، بيدليل مثل گوسفند سجده كردنِ بقيهي فرشتگان كه كاري نداره، جراتي هم نميخواهد، اصلن فكر كردن نميخواهد! ... فقط كافيِ بعبع كنند! همين!!!
زیتون جان ! اگر از درو ن و از جنبه ی روانی و احساسی ریلاکس و سر حال باشی و زیاد به یک چین و چروک گیر ندی ، پس از مدتی ،می بینی که نه تنها پوستت ،بلکه همه ی وجودت ،بهتر و زیبا تر شده !!!
روزت خوش و آرام و ریلاکس !
به بهاره اگه دروغ هستن این چیزها که زیتون میگه پس مگه تو مرض داری ميای ميخونی نوشتهاشو نه خانوم شما يه جائي تون ميسوزه و از حسودی دارین دقمرگ ميشين وگرنه ادم سالم عقل اگه به چيزی باور نداره نه مبينه و نه ميخونه.
ادامه داستان کریم.
کریم در گردابی از سنده بود.ولی اعتراض کنید،که هات برد،در کنل یک حتی اشاره ای به آن نکرد.
ما مستیم
ما باده خورانِ خرابات اَلستیمم
ما نیستیم
ما هستیم
نمی دونم چطوریه از طرف اداره ها به تو زنگ می زنن، مرتب با آدمهای ریشو برخورد می کنی مرتب فقط به تو گیر می دن، فقط توی ماه رمضون جلوی تو رو می گیرن که روزه نخور، همیشه به صحنه های جالب برخورد می کنی، همیشه یه پای سوژه هاییی
چقدر چاخان و دروغ و النگ دولنگ سرهم می کنی؟
ادامه داستان کریم.
آیا،همه این بخاطرعشق بود.
عشق مانندِ،استخری که لبزیز از سندهء عاشقان ،امام خمینی بود،سراپای کریم را پوشانده بود.
آری.کریم،در گوه فرو رفته بود.
آری او در خود فرو رفته بود.
ببخشيد آدرس پتيشن اينه، قبلي آدرس براي امضا بود! (چقدر اشتباه ميكنم و ببخشيد دارم) :
http://www.PetitionOnline.com/qp7c456r/
...
در ضمن خوشبختانه تلويزيون كنال يك بر روي تلاستار 12 قابل ديدن است :
TELESTAR 12
fREQUENCY : 12614
2/3
SR: 11939
V
...
بالاخره ما در روز 18 تير هستيم.
اگر چه الان به ما انگِ طرفداري از گروه و حزب فلان را نزنند! چرا كه در حال حاضر فقط تلويريون پارس در حال تبلغ اين روز است!
...
سهشنبه 18 تير
ساعت 5
تهران : ميدان وليعصر
اصفهان: روبروي هتلپل (يادش بهخير روزهاي بهياد ماندني دانشگاه اصفهان)
شهرهاي اروپا هم هست : از تلويزيون پارس آدرس را ببينيد!
...
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
18 تير
متن اعتراض در پتيشن :
"با درود
چند روز پیش پارازیت بسیار قوی و سنگینی بر روی فرکانس 11785 فرستاده شد و این
پارازیت برای وجود کانال یک فرستاده شده بود که باعث قطع شدن تمامی کانال های روی آن فرکانس شد. و روز بعد کمپانی آر آر ست که کانال یک با آن هم اکنون هم قرار داد دارد به دلیل اعتراضات دیگر کانال های روی آن فرکانس تلویزیون مبارز کانال یک را امتحانی یک روز قطع کرد تا از دلیل پارازیت مطمئن شود. وقتی کانال یک قطع شد پارازیت هم برداشته شد و کمپانی آر آر ست کانال یک را به دلیل پارازیت سنگینش از رفتن به فرکانس 11785 هاتبرد محروم کرد.
این پتیشن جهت اعتراض به کار آر آر ست است و اگر خواستار بازگشت تلویزیون مبارز کانال یک به تلویزیون هایتان هستید این پتیشن را امضا کنی"
آدرس پتيشن :
http://www.PetitionOnline.com/qp7c456r/petition-sign.html?
ببخشيد كه كامنت من چند تا شد! در آن لحظه پيغام ميداد كه قبول نشده است و من چند بار سعي كردم! اينه كه اينجوري شده! اميدوارم ببخشيد كه با آيدي بينشان كامنت گذاشتم! (مخصوصن خانم/آقاي زيتون)
...
مرسي از شما شايان عزيز!
...
"هموطنان گرامی درود بر شما.من به عنوان یک ایرانی از تک تک شما عزیزان خواهش می کنم هرجوری که می توانید به کمپانی RRSAT اعتراض کنید و از کمپانی RRSAT بخواهید تلویزیون مبارز کانال یک را به ماهواره هاتبرد برگرداند.*اگر به زبان انگلیسی مسلط هستید لطفا با شماره تلفن کمپانی RRSAT تماس بگیرید و به دلیل از روی ایر برداشتن تلویزیون کانال یک از فرکانس ۱۱۷۸۵ ماهواره هاتبرد ۸ اعتراض کنید و ازشان بخواهید هر جوری هست تلویزیون کانال یک را به ماهواره هاتبرد برگردانند.شما گرامیان از هر متنی که دوست دارید برای اعتراض به کمپانی RRSAT می توانید استفاده کنید و حتما نباید از متن انتخابی ما استفاده کنید و همه عین متن ما را به کمپانی RRSAT بفرستید.ما باید به کمپانی RRSAT بگوییم ما هستیم و کانال یک تنها نیست.با سپاس
از تمام صاحبان وبلاگ ها و وبسایت ها خواهش می کنم از طرح اعتراض به کمپانی RRSAT حمایت کنند "
اين متني بود كه در اعتراض به بسته شدن كانال يك بر روي آدرس ... بود گفتم اينجا هم كپي كنم شايد كسي بخواهد امضا كند و خبر نداشته باشد! انتخاب بر خودتان است!
چهارم ژوئيهء 1776 ـ آمريکا به استقلال می رسد
www.newsecularism.com
استقلال، ديروز يا فردا؟
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا
در مستعمرات کشورهای غربی، روند مبارزه با استعمار و خواستاری رسيدن به استقلال با پيدايش مفهوم «ملت»، حس ملی، و ضرورت تشکيل «دولت ملی» همزمان بوده است و، در نتيجه، استقلال طلبی در برابر استعمار را با دو مفهوم ملت و دولت ملی همراه کرده است. از نظر منطق طبيعی هم که به اين روند بنگريم می بينيم که بدون وجود يک حس عمومی و همگانی که بتواند آحاد يک جامعه را در راستای مبارزه با استعمار بهم نزديک کند، انجام چنين مبارزه ای ممکن نيست...
..
پس، بيائيد با اين عينک هم به امر استقلال بنگريم تا دريابيم اينکه ما، از عهد مشروطه تاکنون، در شعارهای هيچ يک از مقاطع مبارزاتی خود از استعمال لفظ استقلال و همراه ساختن آن با خواستاری آزادی جدا نيفتاده ايم روشن کنندهء اين واقعيت هم هست که روز استقلال ما ـ بر خلاف آمريکا و هندوستان ـ نه در پشت سر، که در پيش رويمان قرار دارد.
ادامهء داستان کریم.
مادر ِ کریم در حالِ بوییدن ولیسیدن کریم که تبدیل به سنده ای دوپاره شده بود، که ناگهان،مردی عرب از در وارد شد و گفت:
حَی ِ الله قلفتی
چه سندهء زمختی
و سپس رو به مادر کریم کرده و گفت،من و پدرانِ من و پدر ِ پدران من منتظر چنین روزی بودیم.ما شامه ای قوی داریم،و بوی سنده ،چون عطر ِ گلاب برای ما میباشد.
فرزندِ شما باید ما را از شر ِ شغالان راحت کند.او برگزیده است.
ناگهان آسمان ابری شد،اما بجای باران از آسمان اسهالِ خونی میبارید.
ادامه اش با میراژ!
یک جوان ایرانی آمریکای لاتین میتونه این شعر رو اینجوری بخونه:
Khosha annan keh her az ber nadanand
MR: خوشا آنان که هر از بر ندانند
- کوشا انان که ار از بر ندنند
Nah harfy va nevysand, nah bekhounand
MR: نه حرقی وا نویسند , نه بخونند
- نه ارفی و نویسند , نه بکونند
Cho majnoon roo nahand andar beyaban
MR: چو مجنون رو نهند اندر بیابان
- کو مجنون رو نیند اندار بیابن
Dar in kouha rovoon ahou chroonand
MR: در این کوهها روون آهو چرونند
در این کوا رو وون آوو کرونند
اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ مَا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الاَرْضِ مَن ذَا الَّذِى يَشفَعُ عِندَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطونَ بِشىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ لا يَئُودُهُ حِفْظهُمَا وَ هُوَ الْعَلىُّ الْعَظِيمُ لا إِكْرَاهَ فى الدِّينِ قَد تَّبَينَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمْسك بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمِيعٌ عَلِيم اللَّهُ وَلىُّ الَّذِينَ ءَامَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطغُوت يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلى الظلُمَتِ أُولَئك أَصحَب النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ الا بذکر الله تطمئن القلوب
زیتون جون ...
ماشالا ماشالا...یه آیت الکرسی زدم سر در کامنتم یه وقت چشم نخوری :)
من نمی دونم چرا اسم زیتون رو برای خودت انتخاب کردی؟
شما که این قدر قشنگ طنازی می کنی و اهل طنز هستی!!!
آرشیو وبلاگت رو از اول دارم با کلیه کامنت ها و مخلفاتش می خونم و لذت می برم و همینطور مثل تراکتور پیش می رم!!!
نمی دونم پس چرا توی این چندین سال وبگردی کور بودم و اینجا رو نمی دیدم!؟!؟
خب خانمی اسمتو می ذاشتی" طناز "دیگه ؟!؟!
حالا چرا اینقدر خودتو اذیت می کنی سر مالیدن کرم ؟!؟!
شب و روز نداره که!بمال بره دیگه!!!
خوش به حالت زیتونی!
من و تو که نور ایمانی توی قلب و روحمون نیستش که به سبب اون چهره هامون نورانی بشه!!!
باز لا اقل تو یه کرمی چیزی می مالی که چهره ات نورانی بشه و جای معنویات رو بگیره!!!
من چی بمالم زیتونی؟!؟!
البته روزی نیست که دو یا سه تایی
ایمیل به بی بی سی و سی ان ان نفرستم
خوشبختانه آقای جک کافرتی در سی ان ان
اکثر ایمیل هایم را از فیلترش !! رد میکنه
و چاپ میزنه اما بی بی سی نصف ایمیلهایم
را قابل چاپ نمیدانه !!؟ بخصوص در باب
رابرت موگابه و زیمباوه که بی بی سی کاملا
یکطرفه و ناجوانمردانه !! طرفداری از یک
لمپن چاقو کشی بنام مورگان شانگرای که
دربست نوکر دولت انگلیس است میکند
اما خسته نمیشوم و کماکان ایمیل میزنم
آقای جک کافرتی سوال کرده بود حالا
که ایران کوتاه نمیاید ایا اسراییل خودش
میتواند بسایتهای اتمی ایران حمله کند یا
امریکا باید حمله کند !؟؟
از میان سیصد ایمیل روانه شده به سی
ان ان ۸۰ در صد مخالف هر گونه اقدام
نظامی بودند و پانزده در صد مخالف
اقدام نظامی آمریکا بودند اما پنج در
صد موافق حمله بودند که دلائلشان
همه از عرق مذهبی سرچشمه میگرفت
که بظهور حضرت مسیح گره میخورد
حالا اگر کسی شک دارد بی سی ان ان
برنامه سیچوایشن رووم جمعه ۲۷
جون رجوع کند و ایمیل ها را یکی
یکی بخواند
Khosha annan keh her az ber nadanand
Nah harfy va nevysand, nah bekhounand
Cho majnoon roo nahand andar beyaban
Dar in kouha rovoon ahou chroonand
خوشا آنان که هر از بر ندانند
نه حرقی وا نویسند , نه بخونند
چو مجنون رو نهند اندر بیابان
در این کوهها روون آهو چرونند
داریوش آغا ازت خوشم میاد چون
بی شیله پیله هستی و حرف دلتو
همیشه با همین اسم بی مسمی می
نویسی اگر چه از سیاست دنیا هیچ
نمیفهمی ولی سی ساله یک بند همین
دو سه کلمه را سر هم میکنی .... راجع
بحمله اسراییل بایران برات بگم اگر
مورچه قادر بود فیلی را ضربه فنی
بکنه حتما اسراییل هم قادره بایران
زخمی بزنه ببین مموشی اینکه امریکا
و اروپا التماس میکنند بابا این غنی
سازی را چند مدتی شل کن تا همه
برایت کف و هورا بکشند یک شگرد
این آخوندهاست و صد تا دیگه هم
دارند اما ترا بگو که انگاری تو غار
زندگی میکنی و خبری از دنیای
بیرون نداری
طبل جنگ بنوازش در میایند... و از قرار معلوم جمهوری اسلامی احساس خفاق میکنه و فورا خواستار مذاکره و پیشنهاد متوقف کردن کارهای اتمی را بر میز مذاکره گذاشته...آمریکا هم فعلا تعطیلات 4 جولای داره ... میخواد ایران بیشتر عرق بکنه... حالا اینجا سوال پیش میاد که اگه واقع اسرائیل به مراکز اتمی حمله و نابود کنه آیا جمهوری اسلامی هم نابود میشه؟؟ مثلا 4 بمب هم خونه خامنه ای و رفسنجانی بزنند؟؟
کریم... ای پی من کجا نشون میده؟؟؟
با درود به کلفتکا نویسنده بزرگ
این هم ادامه اش...
مادر کریم در همان لحظه در اتاق را گشود و یک سنده بزرگ را در اتاق مشاهده کرد. بدون اینکه تعجب کند گفت کریم امروز چه قدر زیباتر شدی. مادر کریم راست میگفت. چون کریم به صورت یک سنده از کریم قبلی زیباتر بود. مادر کریم را بغل کرد و همه لباسهایش قهوه ای شد. مادر از شدت عشق چنان کریم را در آغوش فشرد که کریم به دو سنده مساوی تقسیم گشت.
ادامه با کلفت و دوستان....
ادامه ء داستانِ کریم.
کریم،ناگهان چشمانش به عکس های روی دیوار اتاقش افتاد.یکی از آنها عکسی از کیانوری،در حالِ گائیدن حسین درخشان بود.ولی او تنها به فکر این بود که مثل هر روز،خودش را به یک کامپیوتر رسانده و آی-پی های مردم را پیدا کند.اما او یک سندهء بدون دست و پا بود که بوی گندش همهء ادمونتون را برداشته بود.و عجیب این بود،که بوی گند ِ او به مشام هر کس میرسید،آن شخص تبدیل به اعرابِ بدوی میشد.........
جیم چارموش،ادامه اش با تو!
قاتل امام زمان پيدا شد ,عبدل خرنه بهشهري مازندراني
--------------------------------------------------------------------------------
داشتيم ديگه از خوشحالي نميدونستيم چي كار كنيم و همش با خودم ميگفتيم بخندم يا بگريم ليلي با من است و بي نهايت خوشحال گرديده بوديم از اين كه همين روزها حضرت مهدي صاحب الزمان كه مملكت ايران و همه ما با هر چي كه داريم و نداريم به نام مبارك ايشان ثبت شده ايم ميآيد و عالم را ميگويند با قدوم خود منور ميكند
و اگر منظورشان از منور , همان منور دختر همسايه بالائي است كه خيلي خوب است و ما يك عمر از روزي كه وي را بدون روسري در نزديك خانه د يده ايم در آرزوي ديدار منور صاحب الزمان هستيم.
به شكرانه ظهور حضرت مهدي يك پاتيل بزرگ از انگور مشت شاهاني تهيه كرديم و داشتيم عرق ميگرفتيم .
در زير زمين خانه بوي مست كننده سر گل پيچيده بود و ما نشئه آن روزي بوديم كه موكب حضرت صاحب الزمان پيدا ميشود و ما وقتي ميخواهيم قسم بخوريم به صاحب الزمان , به جائي دور مثل اشاره به خشتك نامحرمان انگشتمان را نميگيريم , بلكه مستقيما حضرت منور را كه منظور همان مهدي صاحب الزمان است و خود خودش را اشاره ميكنيم.
ولي عجب عرقي داشتم فكر ميكردم شده كه ما به مناسبت ورود مهدي عزيز انداختيم, كه يهو سر و كله عيالم ليلي پيدا شد و با ترس و لرز گفت , ديدي مرد چي كار كردي؟همه حرفات غلط بود.
گفتم چي شده مگه؟
گفت ديگه تو از دين خارج شدي و من به تو حرام شدم.(تو دلم فكر كردم خوب منور حلال ميشه)
گفتم مگه عرق خونگي ساختن خروج از دين هست؟
گفت نه بابا
گفتم خوب پس چي؟
ديدم يك روزنامه اي رو از وسط پستون بندش در آورد و داد به من و گفت ببين اين رو همسايه روبروئي به من داد كه تو برام بخوني و ميگه رسول منتجب نيا كه يك روحاني خيلي خيلي بزرگ و چشاش چپ و مستراح كه ميخواد بره اول پاي چپشوميذاره و قلم رو هم با دست چپ ميگيره و ميخواد هم بنويس از سمت چپ مينويس , حرفشو قطع كردم خوب يك دفعه بگو انگليسي ديگه , هم خيال تو راحت بشه هم من , با تشر نگاهم كرد و گفت حالا هر چي
گفتم خوب؟
گفت , خوب كه خوبتر ,ميگن آيت الله منتجب نيا گفته به شكمتون صابون نزنين , حضرت مهدي صاحب الزمان اصلا معلوم نيست كه كي بياد , اصلا بياد يا نياد ولي تو به من دروغ كفتي كه داره مياد
بيا اينجارو بخون ,و ما ديديم آنجا نوشته:
1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد يا دروغ ميگويند تعيينكنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ ميگويند...! دروغ ميگويند...!
ديگه بقيه رو نخونديم و به ليلا كه با من بود گفتم ببين , مگه همين آقاي منتجب نيا نميگه مهدي روزي ميآد؟ گفت چرا , ولي كسي نميدونه كي ميآد ,گفتم پس چرا اين اقاي منتجب نيا ميگفت حضرت زهرا يك كتابي داره مثل قرآن به اسم مصحف فاطمه و ميگه خدا همه دنيا , يعني من و تو و همه جد و ابادمون وهرچي انس و جنس براي زهرا آفريده و بقيه يعني پشم .
گفت خوب؟
گفتم ميدوني حجت الاسلام مهدي كروبي چرا رفته عربستان؟ گفت چه ميدونم شايد رفته هوا بخور و صنار سي شي كاسبي كنه , من چه ميدونم؟
گفتم هاه همه چي رو نميدوني , اون وقت فوري مارو به هم حرام ميكني و نميگي من وقتي به نور منور ليلا احتياج دارم بايد چي كار كنم.
گفتم ببين ماجراي رفتن كروبي به سعودي دليلش اين هست , و دست كردم از تو سجاف زير شلواريمون يك اعلاميه خطرناك رو كه قايم كرده بوديم تا لو نره و گير نيفتيم در اوردم.
ليلاي منور پرسيد اين چي هست؟
گفتم هيس يك صفحه مهم ازكتاب مصحف فاطمه زهرا
ليلاي منور در حالي كه وحشت كرده بود گفت يا امام زمان , حالا ميخواي باهاش چي كار كني؟
از كجا گير آوردي؟ميخواي باهاش چي كار كني؟
گفتم هيچي بذار برات بخونم ميفهمي از كجا اومده . گفت نه نه خطرناك , بذار برم در حياطو ببندم .
گفتم در حياط كه بسته هست , گفت نه از پشت قفل كنم تا پاسدارا نريزن.
گفتم بابا ول كن تو هم مارو گرفتيا , پاسدارا كه از در نميان تو , از بالا ديوار ميان .گفت به هر حال كار از محكم كاري عيب نميكنه .
بلند شد و رفت در رو ازپشت قفل كرد و كلونش رو هم انداخت و برگشت و گفت خوب حالا بخون
و من برگ و ورق ترجمه به مجوس مصحف زهرا را براي ليلا و منورم كه منظور همان ليلا است به شرح زيرخوانديم:
از يعقوب بن كليني رازي ابن جرجيس نقل شده كه نسخه اي از مصحف زهراي بتول مرضيه در نزد رابط حضرت مهدي صاحب الزمان بوده كه وي يك شب كه به خانه عبدل وهاب ابن تقي ابن نقي ابن حسن بن جرير نيم وجبي رفته بود , آن كتاب را همراه خود داشته و بي احتياطي نموده , آن كتاب را در مهمان خانه جا گذاشته و نيمه شب صاحبخانه از روي كنجكاوي و فضولي به سر وقت كتاب ميرود و علي رغم مهر كاملا سري و فورا معدوم گردد و دست درازي غير قانوني به كتاب مجازات الهي و جهنم دارد , وي كتاب را باز ميكند و سراسيمه مبحثي زا سرك ميكشد و بقدري از محتويات آن نشئه ميشود و كيف ميكند كه ريسك بزرگي را مرتكب ميشود و با سرعت و چابكي يك نسخه رونوشت هم از آن بر ميدارد . اين نسخه در نزد صاحب خانه و بعد از او نسل اندر نسل محافظت ميشود و در ماجراي كشتي تايتانيك , درحالي كه يكي از وهابيون كه صاحب اين نسخه بود و به آمريكا ميرفت , اين نسخه را با خود حمل ميكرد . وي پيشاپيش اين نسخه دزديده شده از منابع الهي را در بطري شيشه اي مخصوصي با خود حمل و نقل ميكرد.
در اثر عاقبت انديشي اين وهابي , نسخه استنتاخ شده از مصحف صحيح و سالم ماند و آخرين تيم اكتشافي تايتانيك آن را يافته و به مبلغ يكصد ميليون دلار به پادشاه سعودي فروختند .
يكي از همسران پادشاه كه بعدها به غرب گريخت , آن مصحف را ديد و وي نيز يواشكي از روي آن استنساخي نمود كه بعدها وقتي به غرب گريخت , آن را با خود داشت و اينك آنچه درآن صفحه مصحف آمده است.:
الحمدلله للذي خلقنا و هدانا و جعلناكم من الشعبون و لاكن انتما القومي في كل العالم و ادمي والبشري از همه كس و همه چيز سرتري و الله و جل و جلاله خلقنا وجعلنا براي طاق ابروي انا والباقي في عالم كله طفيلي كه مثل مثل تفاله پرتقال و بقيه تفاله ها . الله ما را برتري داد بر همه والخصوص علي قوم ال كچل و مچل و روده دراز في نام عجمك و رسول الله تاكيدا كه عجمان واجب في نابودكهو و انا خودم شنيدم از جبرئيل خوش سيماي خوش قد و بالاي سيمين بر مه پيكر دلرباي سبيل كلفت كه يك شب با هم از باغ فدك به گردش اسمونها و توي ابرها ميرفتيم ميگفت , زماني كه فرزند من مهدي موعود ظهور ميكند و تمام خزاين فدرال رزرو غنيمت ما ميگردد و تمام دختران جهود به خدمتگزاري و كنيزي ما ميآيند , گروهي از رهبران عجمي كه به خاطر يك رگ عربي داشتن به لشكر صاحب الزمان ميپيوندند با ذكر نام و درجه سازماني به شرح زير ميباشتد:
آيت الله سيد روح الله الموسوي الخميني , رئيس آبدار خانه مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد علي خامنه اي , روضه خوان دربخانه مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد علي اكبر هاشمي رفسنجاني امر بر مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد هاشمي شاهرودي , تايپيست ميرزا بنويس جلو درب دادگستري مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد موسوي اردبيلي , شاگرد سر خانه گوشت كوبيده ويژه كباب كوبيده بخر مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد مهدوي كني , رابط با تمام فخيمه ها ي مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد بهشتي , مجلس گرم كن دختر بچه هاي پانصد سال به بالاي مخصوص مهدي صاحب الزمان
ايت الله حاج سيد احمد خميني , توپ جمع كن زمين فوتبال بچه هاي زير ده سال مخصوص مهدي صاحب الزمان
ايت الله سيد محمد خاتمي آل صدوق , خود كار بخر مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد محمود احمدي نژاد گرمساري , كفش جمع كن مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد علي شريعتي مزيناني منار جنبان مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد جوادي املي , شورت دار هنگام شنا در بحر خزر مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد علي لاريجاني , عربده كش مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد غلامعلي حداد عادل , گچ تخته سياه دار و تخته پاك كن مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد احمد الايرج توكلي , مرغ سر بر بزم هاي مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد اسد الله لاجوردي , گوش بر بچه هاي شيطان عصر مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد خلخالي , معدوم كنندگان گربه هاي مزاحم مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد گيلاني , اعدام كننده ماهي دودي فاسد فروشان مخصوص مهدي صاحب الزمان
آيت الله سيد رباني املشي , تسبيح و انگشتر شور مخصوص مهدي صاحب الزمان
..............ناخوانا ......
.......
......ناخوانا...............مرضيه حديد چ......دباغ
گفتم ببين در اين ليست ازچپ ها اصلاخبري نيست و مقام شامخي به آنان داده نشده است و مهدي كروبي رفته عربستان سوال كنه كه چرا اون كه هم روحاني و هم اسمش مهدي چرا اسمش تو مصحف نيست.و حتما حسوديش شده كه به نوكرش منتجب نيا دستور داده كه اين حرفارو بنويسه .
يهو زنم گفت اين مصحف قلابي و همه حرفاشم دروغ هست.
گفتم چرا؟
گفت خيلي از اينها كه خوندي اصلا آخوند نيستن و سيد نيستن كه بهشون گفته آيت الله .
گفتم زن كور باطن نشو , اولا كه هر كي كه نوكر امام زمان ميشه و لياقت نوكري پيداد ميكنه , كمترين مقامش آيت الهي هست و حضرت مهدي اونو مفتخر ميكنه و دوما كساني كه سيد نيستن ولي بيشتر از سيدا براي اثبات برتري قريش تلاش كردن , حضرت مهدي اجرشون رو بي پاسخ نميذاره و پوست تن سيداي خاطي قريش رو ميكنه و ميكنه تو تن اون غير سيداي خدمتكار .
با اين كار حضرت مهدي , اون قريشي ها كه به واسطه نژادشون نميتونستن برن جهنم , بعد از تعويض پوست ميرن و اون عجمي هائي كه بخاطر عجم بودن نميتونسن برن بهشت , حالا با خدم و حشم مهدي ميرن بهشت .
ليلاي منور كمي ساكت شد و مثل انكه قانع شده باشد , پائين خطوط ناخوانا را نشان داد و گفت اينو چي ميگي؟
نگاهي كردم و گفتم مرضيه حديد ... چ دباغ ؟
گفت آره اين كيه چرا سيد و آيت الله نشده؟
گفتم غلط نكنم اين همون زن ايراني ريش دار كه حضرت صاحب رو ميكشه .
ليلاي منور گفت واه؟
گفتم والله ,اين بابا تو نوفل لوشاتو با امام خميني بود و روزاي جمعه ناخن هاشو ميگرفت و واجبي مخصوصش رو در ظرف مخصوصش عمل ميآورد و بعدها ميگن هم باعث مرگ امام و سيد احمد شد و زماني هم كه بنا به دلائل امنيتي اونو صيغه عماد مغنيه كردن , عماد از فرط عصبانيت رفت تو دمشق رو مين.
زنم پرسيد خوب حالا حضرت صاحب الزمان رو چه جوري ميكشه ؟
گفتم هيچي جور خاصي نميخواد , همين كه خودشو نشون بده و جادرشو بزن كنار , حضرتش جان به جان آفرين تسليم ميكنه و وصيت كرده تو باغ فدك دفنش كنن .
والسلام و علي من التبع ال هدي و هانيه و حوريه و هر چي خوشگليه دمشون گرم
اول جولاي سال دو هزار و هشت
تورونتو , كانادا
عبدل خرنه بهشهري مازندراني
به M-R عزيز
وصله ضد غربی به هر کس در این کامنت دانی بچسبد به من يکی نمی چسبد!
به هر حال بنده نظرم را دز اين زمينه با دوستان در میان گذاشتم. با شما و دوستان است که قضاوت کنيد از موضع ضد غربی و عرب دوستی با تغيير الفبا مخالفت کرده ام يا از روی حسن نييت و واقعييتها و دلسوزی برای این گنجینه ادبی و فرهنگی بی مانند!؟
به هر حال بگذریم که این جدلها بیمورد است چرا که این الفبا نه با خواست من میماند و نه با خواست شما خواهد رفت!
شاد باشي
Dar javabeh an doosti keh neveshteh bood , bayad beh khateh mikhi baz gardim, bayad goft nah doost aziz , khateh mikhi , khatist besiyar ebtedaei, dar natijeh javab gooyeh niyazmandihayeh emrooz nakhahad bood.
اما برعکس الفبای میخی, الفبای لاتین بسیار پیشرفته و کامل است , بطوریکه با یک آموزش ساده میتوان براحتی به آن خواند و نوشت.
فکر کنم مخالفت دوستان با استفاده از الفبای لاتینی بیش از آنکه دفاع از فرهنگ گذاشته باشد , سیاسیست, نیمه ضد غربی دوستان خیلی بیشتر از ضد عربی آن است!!؟؟ دوستان بین الفبای لاتین و عربی , عربی را انتخاب میکنند, آنهم به بهانه های مندرآوردی که اشعار حافظ و سعدی را نباید با حروف لاتین نوشت, که مزه شعر از بین میرود !!؟؟ باید به حظورتان برسانم که بسیاری از سازمانهای فرهنگی خارج از ایران, حافظ و سعدی وحتی فردوسی را به عنوان شعرای عرب زبان میشناسند!!؟؟
حالا ممکنست این سرهنگ باز بیاید دو تا فحش دیگه بدهد و بگوید گور پدر دنیا, نه جناب سرهنگ در گذشته بخاطر اینکه مثل کبک سرتان را کرده بودید زیر برف و از تمام عمل نظامیگری , فحش خواهر و مادرش را بلد بودید, تخت و تاج را به گائیدن دادید!!؟؟ حالا هم دارید , به طریق دیگری, با عربیزه کردن فرهنگ و ادبیات ما دارید , فرهنگ و ادبیات ایران را از بین میبرید, خیلی جالب است دو تا سلطنت طلب به الفبای عربی رای میدهند, آنهم با تعصب, یادمان باشد که قره باغی هم بین خمینی و بختیار خمینی را انتخاب کرد!!
نمیدانم قره باغی است و یا غره باقی, می بینید که اینجا هم , الفبای لاتینی , چقدر مشکل را حل میکند؟
به بینشان عزیز
دوست عزيز ما هم البته هستيم! يعنی میبوديم اگر در تهران بوديم!
به نظر من مردم حتی آنها که نمیخواهند به آن خیابانها و یا محل هائی که برای اعتراض در نظر گرفته شده بروند باید به خیابانهای دیگر بروند و با ایجاد راه بندان و عوض کردن چهره تمام محلات به هموطنان خود که جرات میکنند و به آن محلهای خاص میروند غیر مستقیم کمک کنند و با مجبور کردن رژیم در تقسیم نیروهای سرکوبگر خود در محله های گوناگون نتوانند تمام نیروهای خود را بر سر تظاهر کنندگان بریزند. در ضمن اگر همه در سطح شهر به شکل آرام به بیرون بیایند وحشتی که در نیروهای نظام بوجود میاید بسیار بیشتر است.
به هر حال امیدوارم همه ایرانیان ۱۸ تیر را با جلال و شکوه برگزار کنند و پیامی شفاف و روشن به رژیم بدهند که بر خلاف خواست این نظام جنایتکار مردم تا بدست آوردن ازادی خود از پای نخواهند نشست.
شاد باشی
به جيم جارموش عزيز
دوست عزيز شاید من منظورم را درست توضیح ندادم. ولی دقیقا منظور من همین بود که شما میفرمائید به این معنی که با لاتین نوشتن مشکلی را حل نمیکند. که هیچ مشکل را بزرگتر هم میکند.
گور را میشود به لاتین نوشت و لی چه با حروف لاتین بنویسی و چه با حروف فارسی این خواننده است که باید بداند تفاوت این گور با آن گور چیست. در همان مثالهائی که آوردم «گلزار» را با «گل زار» و یا «بیمار» را با «بیمار» به لاتین هم که بنویسی مشکل نه تنها حل نمیشود که بیشتر هم می شود. همینطو «خار» و «خوار» و یا حتی «خر» را مشکل بتوان در لاتین از هم تشخیص داد. در فارسی حداقل شکل ظاهری آنها با هم متفاوت است.
به هر حال دوست عزیز ببینید این بحث قدیمی است و مورد و موضوعی ندارد. در دوران رضا شاه کبیر وقتی ترکیه این کار را کرد بحثی در ایران هم در این باب درگرفت. در آن دوران چون میخواستند دست به امر سواد آموزی در سطح وسیع و در حداقل زمان بزنند و مردم و مخصوصا نسل بعدی را از بیسوادی و جهل بیرون آورند لاتین کردن الفبا از آن جهت برای بعضی از روشنفکران گیرائی داشت که فکر میکردند فرا گرفتن آن برای کودکان آسانتر است و زمان کمتری میگیرد. الان که این مشکل آنچنان وجود ندارد این موضوع گیرائی خود را از دست داده. مدارس نوین در ایران جا افتادهاند و کودکان هم خواندن و نوشتن را با همین الفبا فرا میگیرند. همانطور که بنده و شما فرا گرفته ایم و هنوز هم که هنوز است آنرا فراموش نکرده ایم. حال اگر گاه و بیگاه کلمه ای را اشتباه مینویسیم و به قول انگلیسیها «اسپلینگ» درست آنرا نمیدانیم چیز عجیبی نیست. در انگلیسی هم «اسپلینگ» سخت است و کمتر انگلیسی زیانی هست که گاه و بیگاه کلمه ای را «میس اسپل» نکند و حرفی را جا نیاندازد و یا پس و پیش ننویسد.
به هر حال
بگذریم
شاد باشی
هيات موتلفه ديوانگان مناقب خاندان عصمت و طهارت متشکل از هياتهای عزاداری زير اعلام موجوديت کرد:
۱) هيات ديوانگان کس عمه امام زين العابدين بيمار
۲) هيات ديوانگان کس ننه امام حسين
۳) هيات ديوانگان کس خواهر امام حسين
۴) هيات تشنگان کس عمه امام زين العابدين بيمار
۵)هيات تشنگان کس خواهر امام حسين
۶)هيات تشنگان کس ننه حضرت ابوالفضل العباس
هيات آماده عضو پذيری است.
zahra-zeynab.blogspot.com
از "مهم ... ست!" :
...
از بين اين همه كامنت ...
دانشجوي عزيز و ببر تنهاي عزيز شما را درمييابم!
آه كه چه حالي داد اين تكهِ شعرِ "آواز سگها و گرگها"ي اخوان ...
مرسي ببر تنها!
...
18 تير جلوي دانشگاه تهران!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شمايان چطور؟!!!
از "مهم نيست!" :
...
از بين اين همه كامنت ...
دانشجوي عزيز و ببر تنهاي عزيز شما را درمييابم!
آه كه چه حالي داد اين تكهِ شعرِ "آواز سگها و گرگها"ي اخوان ...
مرسي ببر تنها!
...
18 تير جلوي دانشگاه تهران!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شمايان چطور؟!!!
از بين اين همه كامنت ...
دانشجوي عزيز و ببر تنهاي عزيز شما را درمييابم!
آه كه چه حالي داد اين تكهِ شعرِ "آواز سگها و گرگها"ي اخوان ...
مرسي ببر تنها!
...
18 تير جلوي دانشگاه تهران!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شمايان چطور؟!!!
از بين اين همه كامنت ...
دانشجوي عزيز و ببر تنهاي عزيز شما را درمييابم!
آه كه چه حالي داد اين تكهِ شعرِ "آواز سگها و گرگها"ي اخوان ...
مرسي ببر تنها!
...
18 تير جلوي دانشگاه تهران!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شمايان چطور؟!!!
حکومت اسلامی زاينده رود را خشکاند / آن «شط پر شوکت هرچه زيبائی پاک!»
www.newsecularism.com
******
www.faryadpars.blogfa.com
فریاد و درد
فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من در وحشت انگیزترین شبها آفتاب را
به دعائی نومیدوار طلب کرده ام
تو از خورشیدها آمده ای از سپیده دم ها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای
در خلئی که نه خدا بود نه آتش
نگاه و اعتماد تو را به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم
شای تو بی رحم است و بزرگوار
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است
من بر می خیزم!
چراغی در دست , چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ای برابرآینه ات می گذارم
تا با تو ابدیتی بسازم.
(شاملو)
...
بیزاری
در این دنیا که گه تاریک و گه سرد استو ناگه می شود لبریز اندوه و همان گه غرق درحسرتو گه گاهی ، هر از گاهی میان باید و شایدکه باید رفت و شاید و مانددر این دنیا که باید بود؟ چه باید کرد؟در این دنیا که چون دل بر کسی بندیبه ترفندی همه دل بستگی هایت حبابی پوچ برآباستچه باید کرد؟من آواره خسته، در این دنیا، در این ویرانه،وانفسابه دنبال چه میگردم نمی دانم، و یا شاید کهمیدانم و می ترسممیترسم..........میترسم از این ظلمت، از این تاریکی بی حدو بیزارم از این دل بستن و کندناز این ماندن ولی رفتنوزین عشق پر از نفرتاز این سرگشتگی هایماز این دنیا، از این تکرار بیهوده ولیکن سختپا برجاچه بیزارم،چه بیزارم از این ماندنو این گه گاه و گاهی هاو شایدهاچه بیزارم از این......
زيتون گرامی!
تشکر از اينکه در ويبلاگ تان لنک داده ايد.
بعد مطلب شمارا خواندم همه ميدانند و قضاوت خواهم کرد. که بهترين بهترين هاست.
زيتون كجايي كه ببيني ساروج فضولباشي چه طرفداريي ازت ميكنه؟
ساروج عزيز كامنت 77، مخرج مادرت را با ساروج هم ببنديم تو يكجوري از آن بيرون ميزني مانند مدفوع سگ.
آخر تو را با كامنت نوشتن چه كار؟ برو تخمهاي پدر بزرگت را سوزن بزن و از صداي آن به وجد بيا و شادي كن كه دنيا فعلن به كام اربابانت است مادر قبحه! كل حسين خان گوه خورد با تو كه به سمبل مقاومت دانشجويي ايران توهين كرد،اي سگ برينه به روح پدر ساروج فروشت!! مردك توهين كردن با انتقاد كردن فرق داره! اگر مثلن بگوييم الاغ گري در خيابان بر فرج مادر ساروج فرو كرد آن ميشود توهين به خر اما اگر بگوييم :چرا بايد مادر ساروج در كوچه بدون دليل فرج خود را به دم الاغ گر بمالد؟ آن ميشود انتقاد.
فهميدي يا لازم است بار بعدالاغ گري به خانه مادرت رها كنم تا از نزديك شرح گفته ام را تجربه كني ساروج فروش؟؟!!
ام- آر عزیز عمه همچینم که شما میگی نیست شما انگلیسی بلدی به متد انگلیسی مینویسی مثلن همین جمله ای که نوشتی ببین کلمه (دوست ) Doost بغیر از مدل شما بعضی میتونن فقط با U بنویسن و بعضی با OU
اما (نظرتان ) nazaretan در لاتین اسپانیایی صدای (ز) وجود نداره آنوقت (نظرتان )یشه( نسرتان - نصرتان )
البته ممکنه حالا بگی ما چکار اسپانیاییها داریم البته عمه حق باتوست ولی پس تکلیف هزاران هزار ایرانی زاده که در کشورهای مختلف با زبانهای مختلف چی میشه ?
من فکرمیکنم عمه تغییر آ لفابت باید هدفی داشته باشه مثلا زنده نگه داشتن زبان فارسی که در این نسلهای دوم و سوم خارج از وطن داره از بین میره بهترین فارسی دونای بین این ها اکثرخیلی که زحمت بکشن فقط فارسی حرف میزنن
بهر حال با یکدنیا معذرت از این مداخله فقط منظورم اینست که این مساله ایست که متخصصین زبان باید آنرا مشخص کنند و این اصرار شما در نوشتن فارسی به انگلیسی زیاد چیزی را ثابت نمیکند
احمد باطبی به آمریکا رفت
احمد باطبی، سرشناس ترین چهره و نماد نا آرامی های دانشجویی تابستان 1378 که سال ها در ایران زندانی بود و پدرش او را "مهره ای در دست مقام های سیاسی ایران" توصیف کرده بود، به آمریکا پناه برده است.
آقای باطبی روز سه شنبه در مصاحبه ای با بخش فارسی رادیو صدای آمریکا گفت که اخیرا از طریق عراق و اتریش به آمریکا رفته است.
وی در این مصاحبه گفت که بر اثر شکنجه در زندان بخش راست مغزش متورم شده است.
آقای باطبی پس از آشوب های دانشجویی تیر ماه 1378 که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی روی داد بازداشت شد.
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در طرفداری از دموکراسی در پی بسته شدن روزنامه اصلاح طلب سلام آغاز شد. سلام روزنامه ای بود که اولین بار نقش وزارت اطلاعات در قتل تعدادی از روشنفکران و مخالفان سیاسی را فاش کرد.
درگیری های دانشجویان با نیروهای امنیتی و گروه های فشار به شش روز نا آرامی و بازداشت بیش از هزار دانشجو انجامید.
احمد باطبی به جرم بلند کردن يک پيراهن خونين که عکس آن بر روی جلد هفته نامه "اکونوميست" به چاپ رسيد، ابتدا به اعدام و سپس به 15 سال زندان محکوم شد.
در جریان محاکمه از آن عکس به عنوان مدرکی دایر بر اینکه به اعتبار جمهوری اسلامی لطمه وارد کرده، استفاده شد.
به گفته بستگان آقای باطبی، وی در نوامبر 2003 (پاییز 1382) پس از دیدار با فرستاده ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به حدی تحت آزار و شکنجه جسمی و روحی قرار گرفت که به اذعان پزشک زندان در اثر صدماتی که به پرده گوش، چشم چپ و پشت وارد شده بود شدیدا به درمان نیاز داشت که با مخالفت مقام های قوه قضاییه انجام نشد.
آقای باطبی از سال 1384 به مرخصی نامحدود رفت و بیش از یک سال آزاد بود اما مرداد ماه 1385 بار دیگر دستگیر و به زندان بازگردانده شد.
وی شش ماه بعد به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان منتقل شد. او در مجموع حدود 9 سال را در زندان گذرانده است.
پرونده باطبی برای بسیاری از هواداران جنبش دانشجویی یادآور شکست تلخ آن حرکت بود.
سازمان های حقوق بشر بارها از او به عنوان نمونه ای از سرکوب مخالفان در ایران نام بردند.
روزنامه گاردین یک بار در مطلبی درباره آقای باطبی نوشت: "پرونده احمد باطبی نشان می دهد که تا چه اندازه حکومت روحانیون ایران با اتکا به سرکوب و ایجاد وحشت به بقاء خود ادامه می دهد."
در مقابل محافظه کاران که حتی در دوران محمد خاتمی اهرم های اصلی قدرت را در دست داشتند، حادثه کوی دانشگاه را زاييده يک توطئه از سوی نيروهای تندرو جبهه دوم خرداد و فعاليت نيروهای برانداز وابسته به خارج تعبیر کردند.
آنها که هم عقده ایی هستند
هم مستبد و دیکتاتور حق هم
ندارند از حسین درخشان ایراد
بگیرند در دمکراسی غربی که
مخالفان نظام برحق و مردمی
جمهوری اسلامی انرا سربیت
علم مبارزه اشان کرده اند اولین
اصلش ازادی انتقاد است و این
افرادیکه حسین درخشان را میخواهند
زنده زنده بخورندش ( البته تخمش را ) و
یا خفه اش کنند نوشت باطبی رفت پیش
یارانش که بزرگش کرده بودند ! و خانم
کاندولا رایس را نمونه کرده بود
بابا نظرش را داده حالا طرفداران
تیمسار نصیری و پرویز ثابتی و
رضا پخملی !! هی جار بزنند که
کله حسین را باید برید ....؟
اول برو ازادی را معنی کن و
بفهم که دمکراسی چیست و بعد
بیا عز و جز کن که آره زیتونی
حسین را هنوز دوست خودش میدانه
و .... آخه شمسلی میرزا تو بزیتون
توصیه میکنی اسم مستعار !! دیگه
سانسور نداره و ...اما انکه اسم مستعار
را برای وبلاگش انتخاب کرده مثل
تو بی اخلاق و ادب و نزاکت نیست
که با ده اسم مستراب ! بهمه از
تاریکی تیر تهمت و ناسزار میاندازی
فرق زیادیست بین تو و صاحب وبلاگ
ایشان انتقاد میکند و تو زهر مار
از قلمت بیرون میریزد ایشان با ادب
و نزاکت انتقاد میکند و تو یک منجلاب
عفنی..؟
امروز رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران
آمریکا اقای جیمز جویس باسراییل
هشدار داد ! خل بازی نکند که ایران
نه عراق دوره صدام است نه سوریه
پیزوری که یک هواپیما بفرستی و
چند کیلیو بمب ....بانگلیسی گفت
اکستریم لی استرس فول یعنی
بفارسی میدان شوشی وامصیبتا
که دیگه خر و بیار باقالی بار کن
البته از اولش معلوم بود که همه
این ادرم بلدرم ها جز جنگ روانی
و تبلیغات جهت ترساندن سران
حکومت چیز دیگه ایی نیست اما
باز در همین تبلیغات هم حواس
غربی ها جمعست که غلط زیادی
نکنند ... و ژنرالهای پنتاگونی از
همه زودتر آب روی آتش میریزند
و این هم رئیس کل بود که دیگه
دید دارند شورش را در میاورند
در مورد بحث خط فارسی
اولا که اعراب اصلا خط از خودشون نداشتن. چون اصولا خط براشون مهم نبوده. مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه. این خطی که ما داریم باهاش مینویسیم خط کوفی تغییر یافته است. اعراب هم این خط رو از ملل همسایه یاد گرفته بودند.
اونی که گفت خط ایرانی ها خط میخیه خیلی از قافله عقبه. پدرجان رضاشاه رو تبعید کردند. ایرانی ها خط پهلوی داشتند که خطی است کاملا پیشرفته تر از خط امروزی ما و خیلی راحت تر برای استفاده در کامپیوتر. برای اطلاعات بیشتر راجع به این خط میتونید به ویکیپدیا یه سری بزنید.
در مورد کامنت شایان هم باید بگم که شایان جان آخه این که ما میگیم بهرام که گور میگرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت چه ربطی به نوع خط داره؟ مثلا اگه اینطوری بنویسیم
bahram ke goor migerefti hame omr
didi ke chegoone goor bahram gereft
چه تغییری در معنا ایجاد میشه آخه برادر؟
اصلا شما به این موضوع دقت میکنی که صورت و معنا یا سینتاکس و سمانتیک در شعر به هم بی ربط هستند؟ حالا چه گور رو فارسی بنویسیم و چه لاتین هیچچچچچ تفاوتی در معنای شعر ایجاد نمیشه.
به نظر من استفاده از حروف لاتین بهتره با اینکه این حروفی که الان استفاده میکنیم رو هم بیشتر فارسی میدونم تا عربی. ولی حروف لاتین رو ساده تر میشه یاد گرفت و کامل تره. حتی به نظر من استفاده از حروف زبان پهلوری هم کاملتر و دقیق تره و همون شعرهای فارسی بعد از اسلام رو هم میشه زیبا تر و دقیق تر باهاش نوشت ولی به نظر من امروز مشکل ما چیز دیگریست و فعلا جای این مباحث نیست.
............
زیتون امروز من بعد از چند روز اومدم به وبلاگت. متوجه اون داستان نماینده کرج اصلا نشدم. یه چیزی رو نوشتی که دوستان گفتن پاک کنی. بابا تروخدا این خود سانسوری رو بزارید کنار. اصلا همش رو پاک میکردی خوب که ما بی خود اون متن رو نخونیم که بعدش نفهمیم اصلا چی بود. تو وقتی با اسم مستعار داری مینویسی دیگه نباید خود سانسوری داشته باشی. اصولا اسم مستعار یعنی اینکه به معنای حرفهای من توجه کنید نه اینکه کی داره میگه. ما الان از این پست تو نه معنایی دریافت میکنیم نه صورتی. لطفا یک توضیح مختصر بده آخه این چی بود؟
این داستان کریم هم خیلی جذاب شده. کلفت جان حتما در ادامه این داستان شرکت میکنم. فعلا که فقط دارم میخندم
ارتشبد عزيز كامنت 56
اين چه حرفي است كه ميزني؟ مگر نميداني كل حسين درخشان در زمره دوستان گل و عزيز زيتون است؟ البته اين چيزي است كه خودش اعلام كرده حال پشت پرده چه ميگذرد ما بيخبريم!! زيتون به او اعتقاد فراون دارد و از ما ميخواهد كه با او همراه شويم.
به تو قول ميدهم كلمه اي راجع به احمد باطبي نخواهد نوشت.
آري ارتشبد عزيز كل حسين درخشان اين جيره خوار متجاوزان به ايران و دوست عزيز زيتون اينچنين نوشته است:
"احمد باطبی به آغوش کسانی برگشت که خلقش کرده بودند"
و اين جمله چقدر به دهان شكنجه گران او شيرين مي آيد.
حسين تف بر تو، شرم بر تو رذل وطن فروش، تو بي پدر و مادري هستي كه با دريوزگي گذران زندگي ميكني مانند سگان ولگرد:
( از سروده سگها و گرگها اثر اخوان ثالث )
...كنار مطبخ ارباب آنجا- بر آن خاك اره هاي نرم خفتن- چه لذت بخش و مطبوع است ، و آنگاه
عزيزم گفتن و جانم شنفتن
ازآن ته مانده هاي سفره خوردن- وگر آنهم نباشد استخواني
چه عمر راحتي دنياي خوبي- چه ارباب عزيز و مهرباني...
آري تو سگ جيره خواري بيش نيستي
اما در نظر ما ايرانيان متنفر از ملاها احمد گرگ خشمگيني است:
...شب و كولاك رعب انگيز و وحشي
شب و صحراي وحشتناك و سرما
بلاي نيستي، سرماي پر سوز-حكومت ميكند بر دشت و بر ما
نه ما را گوشه گرم كنامي- شكاف كوهساري سر پناهي- نه حتي جنگلي كوچك، كه بتوان
در آن آسود بي تشويش گاهي
دو دشمن در كمين ماست دايم
دو دشمن ميدهد ما را شكنجه...
زيتون آفرين بر تو و دوستان گلت!!!
اما تو هم اينجا بيكار ننشستي و در راستاي همراهي با دوست گلت جوري در پستت از پاليزبان و آجرلو نوشتي كه گويي آنان از مبارزين هستند!!!! زياد تند نرو هنوز بازي تمام نشده است، حقيقت آن چيزي نيست كه بيانش ميكنند بلكه چيزي است كه پنهانش ميدارند!! تو بايد اين را خوب بداني، اينطور نيست؟؟؟
یکی از مسخره ترین اتفاقات در سیستم تحت مدیریت امام زمان اینه که کسی از سیستم انتقاد میکنه . تا زمانی که این انتقاد در رسانه ها علنی نشده کسی چیزی نمیگه اما همین که این انتقاد علنی میشه و مردم میفهمن ..ناگهان ..طرف کلاه بردار میشه ...جاسوس میشه ..ناگهان سربازان گمنام امام زمان متوجه میشند که این ادم با کمک چند نفر دیگه داشته در کارخانه تولید لبنیات میکرو فیلم تهیه میکرده و برای غرب میفرستاده یا نکته خنده دار تر اینه که اسرائیل کسی رو بعنوان جاسوس دستگیر میکنه بلافاصله ایران هم علی اشتری نامی رو دستگیر میکنه و سریع به اعدام محکوم میکنه بعنوان جاسوس اسرائیل و این علی اشتری مادر مرده در مصاحبه ایی با روزی نامه ای ایران صدای ملی محافظه کاران اعلام میکنه که سازمانهای اطلاعاتی غربی باید بدونن که دستگاه اطلاعاتی ایران بسیار قوی هستند و اجازه نفوذ به عوامل غربی رو نمیدن ...جالب اینجاست اگر پالیزدار جاسوس بوده چرا تا قبل از سخنرانی خبری در این مورد نبود ..اگر پالیزدار کلاه بردار بود اختلاس کرده بود چرا تا قبل از افشاگری کسی سراغش نمیرفت مگه در اون زمان کسی اطلاع نداشت این جاسوس تشریف داره یا اخلال گر اقتصادی ؟؟
از وبلاگ بنياد يا زهرا ديدن کنيد.
ادامه داستان را به دوست عزیزم کلفت تقدیم می کنم.
کريم مستاصل شده بود . واقعا اين چه اتفاقی بود که ناگهان رخ داد؟ از پنجره به بیرون نگاه کرد. مردم را می دید که بینی خود را گرفته و دوان دوان می روند.پیش خود نتیجه گرفت که موضوع حقیقت دارد و خواب نمی بیند.کريم می خواست تمرکز کند اما از بوی بد خودش رشته افکارش گسسته می شد.ديگر عقلش به جايی نمی رسيد. ناگهان ندايی امد:
هان! اگاه باش انچه را که می خواستی به تو ارزانی داشتيم!
کریم از خوشحالی در کالبد زمختش نمی گنجید. می خواست فریاد بزند ولی صدایی از او خارج نمی شد...
اری! او تبدیل به یک مسلمان واقعی شده بود!
سلام
آمدم كه ببينم تازه چه داري ديدم چيزي نيست اين را نوشتم كه بداني منتظرم ....
M-R عزيز
به نظر من بزرگترين اشکال اين کار در اين است که نسلهای آينده را از دسترسی مستقيم و استفاده از متون کهن محروم میکند. از آنجا که دوباره نویسی این متون هرگز ممکن نیست و به فرض هم که همه متون فارسی در عرض این هزار و اندی سال که با این الفا نوشته شدهاند را بتوانیم به موقع به خط جدید دوباره نویسی و چاپ کنیم باز هزاران هزار کتب گوناگون و متون مختلف در کشورهای گوناگون از تاجیکستان و افغانستان بگیرید تا عراق و هند و ترکیه که در کتابخانه ها و غیره موجودند و از دسترس نسل آینده دور خواهند ماند همانطور که در ترکیه اینها نمیتوانند به این راحتی به متون تاریخی خود مراجعه کنند و آنها را شخصا بخوانند. به همین خاطر هم با بسیاری از ریزه کاری ها و نکات تاریخی و ادبی خود بیگانه اند.
دیگر اینکه برای دانشمندان هم مشکلی حل نخواهد شد که هیچ مشکلشان دو چندان میشود چرا که برای خواندن و تحقیق و بررسی این متون و استفاده از متن اصلی و نه دوباره نوشته شده آنان به حروف لاتین مجبور خواهند شد نوشتن و خواندن به همین حروف عربی را دوباره بیاموزند.
در ضمن شما اگر به شعر فارسی نگاه کنید اصولا صنعت شعر فارسی از همین مسئله که دو کلمه با دو معنی مختلف را کم و بیش یکسان مینویسند بنا شده و زیبائی شعر فارسی و اعجاز شعرای ما در طول اعصار و قرون در توانائی آنان از استفاده از همین شباحتها بوده.
مثلا شما ببینید در دیوان شمس در عزل
ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
مو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد
خار مسکینی که هر دم طعنه گل میکشد
خواجه گلزار باد و از حسد گل زار باد
گل پرستان چمن را دشمن مخفیست مار
این چمن بیمار باد و دشمنش بیمار باد
چونک غمخواری نباشد سخت دشوارست غم
همنشین غمخوار باد و بعد از این غم خوار باد
و یا در دفتر سوم در بیان آنکه جوینده یابنده است میفرماید:
بهر آن کردی سبب این کار را
تا ندارم خوار من یک خار را
و یا ناصر خسرو میفرماید :
گر حکمت نزدیک تو خوار است عجب نیست
خوار است گل تو سوی اشتر که خورد خار
یا نظامی می فرماید:
شیر با شیر درهم افکندند
گور بهرام گور میکندند
و یا همان مصرع معروف که:
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
به هر حال بدون این الفبا اینگونه صنایع شعری کم و بیش زیبائی و ظرافتش را از دست میدهد. شما همین ابیات را به حروف لاتین بنویسید و ببینید همین زیبائی را دارد و اصولا چه مشکلی را حل میکند؟
دیگر اینکه شما اگر به يکی از دانشگاه های خارجی که دانشکده زبان و ادبيات فارسی دارند مراجعه کنيد خواهيد ديد که کسانی در اين دانشکده ها مشغول به درس خواندن هستند که نه ايرانیاند و نه با حروف الفبای عربی انس و خوئی دارند ولی از روی علاقه توانسته اند هم خواندن و هم نوشتن را با همین حروف ياد بگيرند و هم بعضا از بنده و شما هم بهتر بنویسند و بهتر هم بخوانند.
اگر تنبلی در ميان باشد به گمانم از جانب آنانی است که نمیخواهند به خودشان آنقدر زحمت دهند که اين زيان را با همین الفبا و با همین مشکلات نه چندان صعباش ياد بگيرند.
به هر حال اين نظر و دلایل بنده بود
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
شاد باشيد
خاک بر سر هر احمق بی سوادی که حامی طرح احمقانه لاتين نوشتن زبان فارسی باشد. برای ملت ترکيه احترام دارم ولی طرح آتاتورک يک طرح کاملا خالی از اعتماد به نفس بود! زبان و خط فارسی زيبا و قويا پرريشه می باشد. نبايد و نشايد که از خود بيگانه شويم تا بيگانه پسند شويم! آقا و يا خانم M-R شما چرا؟ نترسيد و نلرزيد !از اين بالا و پايين ها ميهن زياد ديده است !سعی نکنيد تيشه به ريشه بزنيد که جمعی کرم درخت خواررا نابود کنيد!!
چرا هیچکس به طرح اعدام سریع وبلاگ نویسان اعتراضی نمیکنه. جوونی کجایی که یادت به خیر. یادمه یه زمانی تا حکومت میگفت ف ما دنیارو با خبر میکردیم. میخوان وبلاگ نویس اعدام کنند هااااا!!! آهای اهالی بلاگستون متحد شوید
M-R جان:
ماها یه بار توسط عربا همه چیزمون به یغما رفت .
کشورمون -فرهنگمون - عقاید و اعتقاداتمون و ...
حتی خطمون ...
الان همه ما داریم عربی می نویسیم فکر نکن این خط فارسی هستش...
الان خود من دارم عربی می نویسم...
خط اصیل ایرانی خط میخی هستش...
که متاسفانه خودت بهتر از من می دونی که چه بلایی سرش اومد...
خط میخی خط اصلی ایرانی هستش ولا غیر...
متاسفانه امروزه رو وقتی نگاه می کنم کسی که دست خطش بده و کلمات رو با ترتیب خاصی نمی نویسه به مسخره می گیرنش و می گن خط میخی می نویسه ...
حالا شما می خوای با حرف لاتین زبان فارسی رو بنگاری؟!!!
که چی ؟
که بشیم ترکیه دوم ؟!!!
عربا همه چیزمون رو چاپیدن بس نبود؟؟؟
حالا نوبت غربی هاست ؟؟؟
یه لینک بهت معرفی می کنم که مبدل اسامی انگلیسی به خط فارسی هستش.
http://www.iranview.ir/index.aspx?tm=1&cat=&subcat=&book=pars
نمی دونم !شایدم تا حالا دیده باشی.
موفق باشی..
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از دوستان سر در گم هم ایمیل زیتونی رو می خواد.
اینم از ایمیل زیتون...
zeitoon@gmail.com
ثوابش هم بره به روح پر فتوح امام راحلمون ...
جناب شایان , نوشتن فارسی یا الفبای لاتین اینقدرها هم سخت نیست , راه و روشی دارد که باید تمرین کرد , یاید مساله را جدی گرفت.
وقتی آتا تورک در ترکیه قدرت را بدست گرفت اولین کاری که کرد , الفبای عربی را منسوخ و آموزش روش نوشتن با الفبای لاتین را در موسسات آموزشی اجباری کرد, به احتمال زیاد در ابتدا برای ترکها باید سخت بوده باشد, اما امروزه ترکها به راحتی با حروف لاتین مینویسند و میخوانند.
بیاد دارم که در رژیم گذشته زمانی جایگزین کردن الفبای لاتین با الفبای عربی جدی شد, روزی این مساله را با عمویم که سرهنگ بازنشسته ارتش بود مطرح کردم , ایشان دقیقن جواب شما را به من داد , حتا کسانیرا که روی این مساله اصرار میکردند به خیانت متهم کرد!!؟؟ بعد در یک مجلس عرق خوری فهمیدم که آقا از این میترسد که مجبور بشود سر پیری برود کلاس و خواندن و نوشتن به لاتین را یاد بگیرد, تازه ایشون خیلی به زبان فرانسه ای که در دانشکده افسری رضا شاهی یاد گرفته بود می نازید.
Doost dashtam nazaretan ra dar mokhalefat ba stefadeh az aleph-baye latin bedanam.
Movafagh bashid
M-R عزيز
من قصد وارد شدن به اين بحث استفاده از الفبای لاتين برای نوشتن و خواندن زبان فارسی ندارم. شخصا اميدوارم هرگز اين اتفاق نيافتد. تمام زبانهای دنیا مشکلات و پیچیدگیهای خودشان را دارند و سختیهای نوشتن و خواندن در فارسی آنقدر نیست که با کمی سعی و کوشش بر طرف نشود.
ولی دو نکته ای را میخواستم يادآوری کنم و آن اينکه کتاب ۲۳ سال مرحوم علی دشتی کتابی است تحليلی و انتقادی که از ديدی منطقی به مسائل نگاه کرده و خواندن و درک مطالبيش برای همه چه موافتش باشند و چه مخالف سهل و آسان است. کتاب آيه های شيطانی يک رمان با ساختاری پیچیده است که در لابلای آن مسائلی مطرح و انقاداتی به اسلام وارد شده. اين دو با هم متفاوتند و نبايد مقايسه شوند.
ديگر اينکه تا آنجا که من میدانم نام فامیل سلمان نویسنده آیه های شیطانی «رشدی» است و در لاتین با « Rushdi » نوشته میشود و در روی تمام کتابهاش هم همینطور نوشته شده نه «رشتي» که در آن صورت می بايست با «T » نوشته میشد.
به هر حال
شاد باشي
کامنت 61 را من نوشتم اما یادم رفت اسمم را بنویسم.
Koloft aziz man na-goftam keh Hafez va Saadi ra beh alephbaye latin bargardanim, gohftam, az in beh bad bayad az yak jaei shorou kard
میدانم خیلی مشکل است, خصوصن تلفظ الفبای انگلیسی مثلن با فرانسه فرق دارد و در نتیجه نوشتن فارسی با الفبای لاتین برای انگلیی زبانها و فرانسوی زبانها یکسان نیست .
ولی قویین معتقدم که آیندگان فارسی را با الفبای لاتین باید بنویسند.
کتاب آیه های شیطانی را به زبان فرانسه شروع کرده بودم یخواندن ولی در نیمه راه گذاشتمش کنار, چرا که معتقدم کتاب 23 سال دشتی خیلی منطقی تر است و خواندن آن کتاب کافیست , زیاد نباید برای این چیزها وقت تلف کرد, متاسفانه جنبه تحریک آمیز کتاب رشتی بیشتر از جنبه منطقی ان کتاب است, به خاطر همین رشتی برای من همیشه زیر علامت سئوال بوده, خصوصن که ایشون در ابتدا از مخلصان انقلاب اسلامی بوده, همانطور که ملاحظه میکنید اسم کوچکش هم * سلمان * است.
میبینید که همین جا رشتی را با *رشتی اهل رشت * میتوان اشتباه گرفت!!
کسی نیست جواب منوبده.
موضوع فوریه
الآن اگه .....لااله الا الله
اه شما هم کرجی هستی؟
سلام همشهری!
سلام
من ميخواهم يك ايميل فوري براي زيتون بفرستم اما فيلتر شكن من قسمت ايميل سايت راباز نميكند.از امت دلاوروهمیشه در صحنه میخواهم فورا در همین قسمت نظرخواهی ایمیل زیتون رابنویسند.یک در دنیا صد در آخرت بدون احمدی نژاد
نگردد دريا به پوزه سگ نجس .
به حسين درخشان آن زنا زده قلم فروش در مورد مزخرف سرايی اش در مورد گاندی ايران احمد باطبی.
آيا يک ايران دوست واقعی پيدا می شود که اين حرامزاده خائن را خفه کند؟
کرم شب رو موقع خواب بزن..فلسفه اش اینه که صورتت در حالت استراحت باشه.به نور و این حرفها هم ربطی نداره. مشکل دیگه ای داشتی هم بپرس.(لبخند با مهربونی)
check ur mail z8un i replied to the question
امام جمعه مشهد: «زن بيحجاب پياده نظام آمريكا و اسراييل است!»
www.newsecularism.com
به جای ما، خودتان را دار بزنید
وبلاگ باور
اگر هستند در نیروی انتظامی کسانی که به راستی خواستار امنیت اجتماعی هستند (که هستند)، باید از یک سال و اندی گذشته درس بگیرند و باور کنند که این راهش نیست. جامعهی ما از پوشش و آرایش جوانان خود آسیبی نمیبیند چه، این جامعه برای همین جوانان است و با هنجارهای آنها نیز معنی مییابد نه با شاخصهای نسل گذشتهء خود، پس به اشتباه تمام انرژی و وقت و امکان و بودجهء نیروی انتظامی را صرف دگرگونی آن میکنید.
...
مختصر
ضرورت تشکيل شورای عالی تبلیغات دینی!
صندوقهاي صدقات از مهر ماه هوشمند ميشوند
یک امام زمان دیگر در قم دستگیر شد!
فاکس نیوز اهداف آمریکا از «ربودن احمدی نژاد» را فاش کرد
...
کلام خدا و کلام انسان؛ پیشفهمهای تفسیر آزاد قرآن
محمد مجتهد شبستری
اين مدعا که این متن مستقیماً و بلاواسطه با همه الفاظ و جملات و معانی آن کلام خداست که به پیامبر داده شده و او مانند یک بلندگو و یا ضبط صوت بدون هیچ دخل و تصرفی آن را عیناً به مخاطبان منتقل کرده، متن را برای غیرمؤمن غیر قابل فهم میسازد. برای غیرمؤمن نه خدا میتواند گوینده فرض شود و نه پیامبر. خدا نمیتواند گوینده فرض شود برای اینکه غیرمؤمن به خدا یا کلام خدا عقیده ندارد. پیامبر نمیتواند گوینده فرض شود برای اینکه بنابر مدعا، پیامبر میگوید این متن کلام من نیست و من فقط یک کانال صوتی هستم که این متن را به شما منتقل میکنم. بدین ترتیب غیرمؤمن نمیتواند مصحف را بفهمد...
...
U dont know there is very iranian in LALEH park!
regim is very angray of iran & iranian & any person & Things that her name begin with IRAN :)
another our meeting is at 18'th Tir in front of :
1- TEHRAN University ,
2- Ferdowsi University (in MASHAHAD) ,
3- ESFAHAN University ,
4- SHIRAZ University ,
5- TABRIZ University
and the all University in IRAN together All of Student (DANESHJOO) !
i want know VOA / BBC / FARDA Radio coulden't want broadcast this Event!
Ur & our vectory is very near! PLS Stand On Ur foot! pls ... pls!
best regards
...
طبق معمول اينجا صحبت از مامانماينا و اتينا و كرم شب و كرم روز است !
دريغ از يك همصحبتي! دريغ از يك غيرتي! دريغ از يك ملتي!
...
وعده ما 18 تير
...
دانشگاه تهران و دانشگاههاي كشور
...
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
ما هستيم!
...
شما چطور؟!!!
ادامهء داستان.
آیا کریم ، کابوس میدید.او پیش ِ خود فکر میکرد،من که گوزی بیش نبودم،حال چگونه از گوز دگردیسی کرده و به سنده تبدیل شده ام.آن هم در این چهار دیواری.او پیش ِ خود فکر میکرد، که چگونه از بادی بیرنگ،تبدیل به جسمی قهوه ای و ترسناک شده است.اما کابوس که بوی گوه نمیدهد.
پس این کابوس نیست...........
ادامهء این داستان تقدیم به میراژ.
این هم نوعی بازی است.
دوستان عزیز،لطفاً در این بازی شرکت کنید و داستان را ادامه دهید!!!!!!!!!!!
میگن یک رشتی وقتی دید پاسبانی
دو تا لات چاقو کش را بکلانتری میبرد
هی داد میزد ما سه نفر را کجا میبری ؟
حالا مانی اسمان جل و گدا گشنه که خیلی
دیر بامریکا امده و کوره نمیبینه میلیون
میلیون کور و کجل و گدا و آس و پاس از
صد کشور فقیر ریختن تو آمریکا و دیگه
پاسپورت امریکایی دیگه یک گوز نمیارزه
و نه دلارش که شده مثل روپیه بنگلادش
وقتی ماسک کلفت را میزنه در رویا میره
هاوایی !؟ ودر سواحلش قدم میزنه .... یکی
نیست باین خرفت بگه بابا دلقک مردم
مونترآل و شهر مدرنش اصلا هاوایی را
با خیابان سن کاترینش عوض نمیکنند
حالا برای کی این همه چسی میایی !؟
مثلا خواننده های مقیم ایران !؟ والله
دیگه ایرانی ها هم برای امریکا امدن
با این همه کور وکچل و گدا مشتاق
نیستند
زیتون نازنین بادرودی دگربار....
وبلاگ این دوست کامنت ۴۳ فاطمه زهرا بسیار خواندی است و نشان می دهد ایشان درزمره کسانی است که نگاهی پژوهشگرایانه نسبت به مسائل دینی دارند...درود برایشان
دوستان به باور من وبلاگ زیتون می تواند محیط مناسبی برای تبادل اندیشه وافکار در چهار چوب آزادی اندیشه وبیان باشد...
ودوستان تلاش نمایند با ادبیاتی متمدنانه افکار و اندیشه های دیگران را به نقد بکشند
من فکر می کنم تقریبا تمامی دوستان زیتون با دخالت مذهب درقوانین و فرهنگ و آموزش واجتماع مخالف باشند واین وجه مشترک بین دوستان می تواند باعث گشودن بحث های سازنده گردد....
رژیم اسلامی بهرروی ماندنی نیست ولی سئوال اینجاست که برای جایگزینی این رژیم سرکوبگر واپسگرای مذهبی باتوجه به شرایط موجود چه نوع رژیمی می تواند درتحولات ناشی از جنبش مدنی جایگزین چنین رژیمی گردد....
باتوجه به این حقیقت که جنیش های دانشجویی- کارگری و شخصیت های مسقل فکری تمامی بر جنیش مسالمت آمیز مدنی وبه دور از خشونت و تروریسم تاکید دارند بنابراین بنده تصورمی کنم ابتدا این رژیم درمانده باید مخالفان و منتقدان خود را که اکثریت قاطع مردم ایران هستند برسمیت بشناسد و پس از آن با این نمایندگان واقعی مردم برای چگونگی دوران گذار به پای میز مذاکره بنشیند...
و دراین راستا وظیفه همه ایرانیان است که در کنار آگاهی رسانی باتمامی توان از جنبش های زنان ودانشجویان و دیگر طبقات پشتیبانی نمایند....
به یاد هانا عبدی- روناک صفارزاده- ارژنگ داودی- فرزاد کمانگر- بهروز جاوید تهرانی- منصوراسانلو و دیگر مبارزان دربند باشیم
برای برقراری دموکراسی و وحکومتی فارغ دینی با تمامی توان بکوشیم
منتظر گشوده شدن بحث از جانب زیتون نازنین ودیگر دوستان متعهد و آگاه هستم......
مانی داره کلفت شدنش را از منجلاب
گند و کثافت در میاره خیلی عجیبه؟
از پیچیده بودن نثر گارسیا مارکز !! و
سلمان رشدی مینویسه !؟ البته جایی خوانده
وگرنه بریخت و قیافه اش نمیاید
مانی با ماسک کلفت فقط فحاشی میکرد
انهم در سطح خیابان جمشید ..یکهو کافکا
و مارکز و رشدی شده انهم شلم شوربا
حالا میراژ را کرده کاشی مستراح
اما ای مانی درمانده بدان و اگاه باش
که این همه کامنت گزار کوچکترین
اشاره ایی و اهمیتی بتو نمیدهند
با هم بحث میکنند و برای هم جواب
مینویسند و تو مثل مگس مزاحم
هی وز وز وز وز وز میکنی
پایگاه سکسی عقیدتی فاطمة الزهرا:
zahra-zeynab.blogspot.com
M-R.دوستِ گرامی.چندی پیش در کامنتی از تو ،نوشته بودی که کتابِ آیاتِ شیطانی را نخوانده ای.
سلمان رشدی نثر ِ بسیار پیچیده ای دارد.پیچیده تر از گارسیا مارکز،بنابراین حتی اگر خمینی ترجمهء فارسی این داستان را میخواند،به احتمالِ زیاد چیزی دستگیرش نمیشد.به احتمالِ زیاد،٪۹۸ از کسانی که بر علیه او این داستان برشوریدند،حتی این کتاب را نخوانده بودند.این داستان حتی از مثلاً کتابِ ۲۳ سال ،کمتر ضدِ دین اسلام است،و به هر حال جزو آثار ماندنی ِ قرنِ بیستم باقی خواهد ماند.خصوصاً که مثل داستان ۱۹۸۴ اثر جرج اورل،پیشگویی نیز در آن دیده میشود.
خصوصاً راجع به احمدی نژاد.
در این داستان جبرئیل،فرشتهء خداوند گاهی فرقی با شیطان ندارد.
این هم برای مثال:
A hallo in the late 20th century,pull the other one
هالهء نور،آن هم در اواخر قرن بیستم،
یقیناً شوخی میکنید.
کلفت جان مگه فضولباشی قبلا چطوری بود؟سنده که بود.مانی هم که قبلا بهش گفته بود بدبو درنتیجه بویناک هم بوده. پس احتمالا منظور شما اين است که قبلا زمخت نبوده ولی الان زمخت شده:)))
قبول دارم که زمخت شده چون با يه سيفون پايين نميره!
یک روز ،در مونترال،وقتی که کریم(فضولباشی) از خواب بیدار شد، تبدیل به یک سندهء زُمخت و بویناک شده بود..........
ادامه دارد!
M-R.آيا،چنین امکانی هست که مثلاً اشعار ِ حافظ را و یا شاهنامه را با اَلفبایِ لاتین خواند و لذّت برد.
سرگرم ِ مطالعهء کتابی بنام KAFKA ON THE SHORE هستم.شنیده ام که به فارسی نیز ترجمه شده،ولی مطمئنم که بخاطر ِ صحنه های اُروتیکی که در این رمان هست،حتماً در ترجمهء فارسیش دخل و تصرف(سانسور) شده است.به هر حال خواندن این کتاب را به همه ء کسانی که با داستانهای کافکا آشنایی دارند را توصیه میکنم.
من اگه اونجا بودم به اون کسی که دنبال دوا دکتر مجانی ميگشت ميگفتم ... تو که پول دوا دکتر (در بيمارستان دولتی که خيلی هم کمه)رو نداری ... در اسرع وقت بمير و بيخودی هوا رو آلوده نکن ... من نميفهمم بعضی ها جرا زنده اند ... اه اه از هر چی آدم بی عرضه گداصفت ..
ظاهرا دولت فعلی برای گداپروری خيلی سرمايه گذاری کرده ... روحيه گدايی روز به روز توسعه پيدا ميکنه
اوا زیتونی ...
اولا خدا نکنه عمه دور از جونتون , میبینی حالا
شبام یعنی صبحا زودتر بخواب عمه , زیر آفتابم بجای کرم ضد آفتاب میتونی شیر ضد آفتاب یا ژل مخصوص بزنی همشونم به شرطی که فاکتور بالا باشه کارمیکنن عمه لازم نیست ماسک بزاری بری تو خیابون ... واه واه همینم مونده بود با حجاب و مانتو یه ماسک سفیدم بزاری رو صورتت بری بیرون
منم برم بخوابم
صبح شما بخیر
همستر جان
چیچی ِ دو عالم؟!:)
ایران پرس نیوز گرامی
این خفاش شب قربانیهاشو در کرج انتخاب میکنه...
اگه من تا چند روز آپدیت نکردم بدونید... نه خدا نکنه! برم تو شستم نمک بریزم...
رها جونم
با اینکه پوستم خشکه اما وقتی ضد آفتاب میزنم انگار یه چیز لزج رو صورتمه.. زودم کثیف میشه باید هی صورت بشورم حوصله ندارم...
این دکتر طباطبایی رو دوباره بعد از سهچهار سال آوردن تلویزیون. دلم براش تنگ شده بود. چه لاغر شده طفلک. چند وقت پیش یه دکتر رفته بودم دیدم مطبش روبهروی همونجاست.
33 :: M-R جان
نه تورو جان مادرت. رحم کن! یعنی میخوای پینگلیش بنویسی؟
خیلی سخته خوندنش.
حرفت قبول. زبان فارسی خیلی از قواعدش اشتباهه. اما فعلا تو به همین فارسی بنویس... فکر چشم مارو هم بکن.
سودابه جان
هیشکی منو درک نمیکنه:(
رامین عزیز
اینم یه حرفیه. وای برم بخوابم که پوستم خراب شد.واییی..
زيتون نازنين بادرودی گرم
خوبی عزيز دل؟
وبلاگ من فيلتر نشده و من فکر می کنم اشکال کار جای ديگريست
دقيقا شما درست می گويی این فرقه رجوی بسیار تبهکار تر و ضد انسانی تر ازاین ملاهاست و لی مطمئن باش که حتی جنازه سرکردگان اين فرقه تروريستی ـ مذهبی هم به ميهن نخواهد رسيد......
بهرروی برايت بهترين آرزوهارادارم نازنين دوست قديمی..
به اميد ايرانی آزاد و آباد و سربلند وبه دور از آفات مذهب
یکی ار مشکلات زبان فارسی و شاید مشکل عمده استفاده از الفبای عربی میباشد , من طرفدار پر و پا قرص استفاده از الفبای لاتین برای زبان پارسی هستم برای اینکه :
1 – استفاده از الفبای عربی یکی از عوامل سو تفاهم در باره ماهیت زبا فارسیست , برای همین خیلی از مردم عرب زیان فکر میکنند که زبان فارسی لهجه ای اززبان عربیست, درصورتیکه در زبان ترکی خیلی بیشتر لغات عربی میتوان یافت , اما چون ترکها از الفبای لاتین و جمهوری آذربایجان از الفبای روسی استفاده میکنند , اینجور به نظر میاید که زبان ترکی یک زبان عاری از کلمات و لغات عربیست.
2 – شاید متوجه شده باشید که در همین سایت * کرم * را میتوان با * کرم خاکی * اشتباه کرد, یعنی اگر کسی پست را نخوانده باشد و یک دفغه از خواندن کامنتها شروع کند , تعجب خواهد کرد که منظور ار * کرم روز * و * کرم شب * یک نوع جانوری است که شب زی و روز زی مبباشد, همینطور میتوان لغت * کلفت * را با * کلفت به معنی مستخدم * اشتباه گرفت.
حالا ممکنست گفته شود که باید حمزه و زیر و زبر گذاشت , که اولن تیپ فارسی زیر و زبر و حمزه کار هر کسی نیست, ثانین , استفاده از حمزه و زیر وزبر یعنی استفاده از دستور زبان عربی .
به هر صورت در آینده سعی خواهم کرد که اگر کامنتی در اینجا بگذارم , از الفبای لاتین استفاده کنم.
زیتون جان ما حق نداریم سرخود هر کرمی بخواهیم مصرف کنیم .تا وقتی که الگوی زن ایرانی بی بی دوعالم حضرت زهرا ست باید در مصرف انواع کرمها از ایشان مثل میمون تقلید کنیم.بالاخره ایشون وصل به عالم غیب بودند و بهتر از من و شمای نادان میدونن چه کرمی رو چه موقع باید مصرف کرد.در حدیثی امام جعفر باقر (ع) فرمودند مادرم زهرا همیشه باذن خدا کرم ضد سرقت رو بجای کرم ضد آفتاب مصرف میکرد. علی نگهدارت باشه زیتون جان
قابل توجه پایگاه عقیدتی بنیاد فاطمه زهرا و خانم یا آقای سهیل حمید پوریان!
سخن ها و سوال هایی با جبهه ملی ایران ؛ دو مطلب از «مجنون» (ايران)
آقایان سن بالاهای جبهه ملی! محمد رضاه شاه مرد. سی سال پیش مرد
http://www.newsecularism.com/2008/0708-A/070108-Majnun-JMI.htm
وبلاگ یک دوست عزیز21 ساله افغانی که در دانشگاه بامیان درس کشاورزی میخونه و با مصیبت به اینترنت وصل میشه:
کاهو گیاهیست یک ساله ، این گیاه از حوالی اروپای ساحلی یا آسیای مرکزی به نقاط دیگر جهان منتقل شده است .گروهی از محققین معتقدند که مبداء اصلی آن هندوستان می باشد .
http://kishawarzi.blogspot.com/2008/06/blog-post_27.html
لوبيا در حدود 7000 سال قبل در گورهاي كشور پرو كشف شده است بعض از نوشته ها نشان ميدهد كه در حددو 5000 قبل سال قبل از ميلاد مسيح، لوبيا در غارهاي كشور مكزيك يافت گرديده است.
http://kishawarzi.blogspot.com/2008/06/beans.html
فرمانده انتظامی استان تهران از وقوع هفت فقره قتل با شیوههای مشابه خبر داد.
سردار اكبر شاهی ...
... گفت: حدود شش ماه است كه تعداد هفت فقره قتل در حوزه استحفاظی استان تهران به وقوع پیوسته كه نقاط مشابهی در نحوه وقوع آنها به چشم میخورد.
اكبر شاهی در ادامه گفت: همه مقتولان زن بوده و میانگین سنی آنها 30 سال است.
گفتمش سلسلۀ پشم بلند آخرِ چیست؟!
گفت مجنون گلهای از کُس لیلا میکرد!
زیتون جان
آقای دکتر طباطبایی یه بار گفت که «اگه یه نفر بگه پول و وقت و حوصله برای رسیدن به پوستش نداره و فقط بشه یه چیز رو بهش توصیه کرد، من فقط و فقط کرم ضدآفتاب رو توصیه میکنم»
البته این شرط رو هم گذاشت که کرم ضدآفتاب باید بهصورت یه لایهی نسبتا ضخیم روی پوست باشه و نه این مدلی که ماها الکی پلکی به پوست مون میمالیم (خودم رو می گم ها)
لیلا جان
میدونم خیلی بده که من اینقدر کم به خودم میرسم. به خاطر خشکی پوستم کرم معمولی زیاد میزنم(نیوآی مرطوب کننده) اما ضد آفتاب و شبو روز حوصلهمیخواد. چون وقتی میخوام برم جایی سر سه سوت حاضر میشم. دیگه وقت نمیشه ضدآفتاب زد. روژ لب و خط لب و خط چشم و روژ گونهزدنم روی هم دو دقیقه هم نمیشه. اینا رو میزنم اما اون اصل کاریها رو نه:)) از امروز( ای وای.داره شب میشه) سعی میکنم انجام بدم. ضدآفتاب خوب هم دارم.
آراز جان
خودتو کنترل کن جانم:))
آویژه جان
هر کاری کردم تو وبلاگت نشد کامنت بذارم. نظرخواهیت ارور میداد.
چقدر خوبه آدم عاشق باشه. نه؟:)
زيتون جان
اگربرات سخته کرم روزشب جداجدامصرف کنی ميتونی يک کرم عمومی ويک کرم دورچشم قبل ازخواب وآرايش مصرف کنی. ولی ازهمه مهمترضدآفتاب حتی درروزهای ابری.
سلام الان رفتم اولین پستی که داده بودی رو خوندم چقدر واسه ادم جالبه اون پستی که رفته بودی معلم زبان شدی رو خوندم همون یه یکی از پسرا دوتنا دختر میرسه
:)
ای کلک پسر بگو از زمانی که مامان بزرگت اومده ایران تو رم بی دین کرده ها ای کلک
:))
راستی وبلاگت بهم ریخته پایینش اومده بالا و بالاش رفته پایین :))
ممنون آقای پوريان ازلينک مربوط به احمد باطبی .خداروشکرکه جان به دربرد. به اميدآزادی بهروزجاويدتهرانی وبقيه دربندان بيگناه.
عمه خانم عزیزم
ما از این عکس میفهمیم که اسلام دو بُعد بلکه هم بیشتر دارد...
الف مینو سپهر عزیز
نمیدونم چرا وبلاگت برام نمیاد. حتی با آنتی فیلتر. اما این فرقه دیگه حال آدمو بههم میزنن. گاهی میگم حاضرم اینا بمونن اما اونا نیان:)
نیان ترورم کنن!
اریک جان
راست میگی ها. حالا که تا اونموقع صبح بیدارم چطوره یه نماز هم بزنم تو رگ بلکه سه دانگ بهشت رو خریدم:) اونوقت باید بیای خواهش کنی تا پارتی بازی کنم و راهت بدم.
بهارک جون
پالیزدار میگن پسرخالهی خانم آجرلوئه...
باور کن خیلی وقته این کرم هارو خریدم. اما وقتی دارم میرم بخوابم اینقدر خستهم و تلو تلو میخورم که حتی صورتمو پاک نمیکنم چه برسه با کرم شب و روز. حیف این همه پول که بابتش دادم. خیلی هم گرون نشد. فکر کنم روی هم هجدههزار تومن.
بیتا جان
ممنون از دستورالعملت:))) میخوای یه ستون زیبایی اینجا با هم راه بندازیم؟
کلوخ جان
نه تنها شب و روزم قاطی شده که کرمهای شب و روزم قاطی شده. صبح پا شدم دیدم درهاشو عوضی بستهام:)
طاها بذری عزیز
همون شب کامنتتو خوندم و کلی خندیدم... بابا دستورالعمل. بابا ماست. بابا شیشهدوجداره:))) اگه دکتر پوست میشدی میتونستی یکشبه پوست یه دختر چهارده ساله رو تبدیل به یه پیرزن ۱۱۴ ساله کنی:)
مهر عزیز
نمیدونم چرا میگی از این نوشتهی من میتونن علیه پالیزدار استفاده کنن.
مگه گفتم چیکار کرده؟ کار یه نفر رو راه انداخته. مگه راه انداختن کار مردم جرمه؟
گرچه کیهان مارمولک ممکنه از همه چیز حتی کامنت شما استفاده کنه:)
آقای رفیقی و دختر ورسی عزیز
خیلی ممنون از لطف شما دوستان افغانی.. ببخشید افغان عزیزم
دختر ورسی جان ما اینجا اینطوری میگیم و زبونم نمیچرخه بگم افغان. اما سعی میکنم اصلاحش کنم.
خودت ایران بودی دیدی بعضی کلمات رو مثل هم نمیگیم. گرچه حرفای همدیگرو به خوبی میفهمیم. اینم بگم گویش شما بسیار زیباست..فکر کنم شما به فارسی اصیلتری صحبت میکنید.
خانم زیتون
فعلا همه دنبال این هستند که بر علیه پالیزدار مدرک جور کنند . مواظب باش با این نوشته سراغت نیایند تا به عنوان شاهد از شما استفاده کنند . بعید نیست سراغت بیایند .
روزنامه کیهان در بخش افشاگریهایش دنبال همین نوشته هاست . اگر نوشته ات را آنجا دیدی تعجب نکن .
پالیزدار آدمی است از دارودسته خودشان . هر غلطی که کرده فعلا مهم نیست . مهم سخنانی است که گفته و این بیچاره ها به جای اینکه بیایند گفته های ایشانرا با دلیل رد یا اثبات کنند میخواهند صورت مسئله را پاک کنند . بهتراست شما هم در پاک کردن صورت مسئله ( و شاید پاک کردن طراح صورت مسئله ) با اینان همراه نشوید .
آغاز تابستان اسلامی
www.newsecularism.com
نخستين مصاحبهء احمد باطبی در آمريکا
برنامه «تفسير خبر»
با مديريت جمشيد چالنگی >>>
«سکولاريسم نو» اميدوار است که حضور او در جهان آزاد
قدم کوچکی در راستای آزادی وطنش، ايران،
و پايان کار حکومت ايدئولوژيک اسلامی در آن باشد
...
اشباح طبقه سوم انجمن
امروزنامه
سايت غير رسمی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران
در پاگرد طبقه سوم می ایستی. در می زنی. چراغ ها روشن است. صداهایی نامفهوم می آید. کسانی نجوا می کنند. در باز نمی شود. این پا و آن پا می کنی. بروی یا بمانی؟ دوباره در می زنی. نور ضعیفی که از زیر در بیرون می زند با این طرف و آن طرف رفتن سایه هایی، تاریک روشن می شود. کسی به طرف در می آید و از چشمی تو را می نگرد و احتمالاً کوچکتر از آن که هستی می بیندت! صداها ضعیف می شوند. سایه کنار نمی رود. انگار از روزنه، چشمی می خواهد تا اعماق وجودت را بکاود که خودی هستی یا نه و فکرت را بخواند که به چه کار آمده ای. از خودت می پرسی بررسی حقوق روزنامه نگاری مگر عملیات جاسوسی است که هیچ کس نباید از آن خبردار شود؟
...
از پایگاه عقیدتی بنیاد فاطمه زهرا دیدن فرمایید:
zahra-zeynab.blogspot.com
زيتون جان بادرودی گرم.........
اميدوام خب خوب باشی...
پس اين خانم آجرلو نماينده شهر شماست؟
در کشوری که روابط جای ضوابط وقانون نشسته است دفتر يک نماينده مجلس اين چنين است وگرنه اگر در کشور حساب وکتاب و قانونی وجود داشت کسی دست بدامن نماينده مجلس نمی شد
اين عباس پاليزدار جانباز جنگی است و می خواست فقط بخش گزينش شده ای از فساد گسترده را فاش کند که روانه زندان شد.......
نزديک شدن به حريم ممنوعه مافيا همين مشکلات را هم دارد
برايت بهترين آرزوهارادارم نازنين دوست
يک خبر هم دارم برای چماقداران فرقه رجوی.......... تا چشماشون قلنبه بشه...... دولت عراق شش ماه به فرقه رجوی و اسيران اشرف فرصت داده تا عراق را ترک نمايند واين بدبختها هم مشغول سوزاندن گذشته های نکبارتبارشان هستند و دارند مدارک سرسپردگی به صدام و اسناد حواله های نفتی و دلارهای صدام را ازبين می برند......
ولی با صدها شاهد زنده چه خواهند کرد؟؟ آينده نشان می دهد
موفق وتندرست وشادکام باشی
کامنت گزار ۱۲ کاشکی یک
صدم فهم و شعور این دانشجوی
افغانی را داشتی که برای مطلب
زیتون اهمیت غائل شده و سلام
و درودی نوشته اما تو ....؟
مانی ٬ درمانده و وامانده شدی
دیگه هیچکس محل سگ هم بهت
نمیزاره آنقدر کلفت شدی یا
نازک !! یا دراز یا میراژ یا
گایا یا خایا !! یا ....بس کن و
حیا کن نه فهم داری نه شعور
آمریکایی ها و اروپایی ها متوجه
شدند مخالفان تالبان مثل همین
دانشجو ارزش کمک کردن دارند
اما بخاطر الاغی مثل تو هر گز
یک اروپایی و امریکایی حاظر نیست
جانش را بخطر بیاندازد
سلام
هميشه زيتون را ميام يعنی ازيک سال ميشه که هميشه منتظرم آب بشه وميام وخيلی لذت ميبرم
به قول ما افغانها زنده باشی وخانه آباد
ولی کمترپيام ميگذارم اين مورد هم يکی ازاون موردهای کم بود خواستم عرض ارادت کنم وهمین ....بايد بدانی به محض که آب ميشوی من خبرميشوم ازکجا ؟ ازطريق کانون وبلاگ نويسان افغانستان
توسط کُلفتِ زاکانی در 1387-04-09 18:22
کریم نامی را پرسیدند،از چه رو تو را کریم نامیده اند.
کریم ،پاسخ داد که پدرم مَردِ کریمی بود،و ... ِ مادرم را ،بذل و بخشش کردی،از این رو مرا نیز کریم نام نهاده اند.او را گفتند که :گیرم پدر ِ تو بود فاضل از فضل ِ پدر تو را چه حاصل.
گفت که من هم ،مثل ِ پدرم دیوثم ،نه تنها ... مادرم،بلکه ،.. ِخواهرم و خودم را نیز در سبد اخلاص گذاشته،و هر کس که ...ی کُلُفت و ستبر دارد،بنده و همهء نوامیسم،در خدمتگذاری حاضریم
---------------
172 :: توسط متين(كريم) در 1387-04-10 14:59
کلفت ...خیلی دوست دارم گزارت به مونترال
بیفتد تا باهم یک تصفیه حساب جانانه کنیم
خداراچه دیدی!؟ شاید هم روزی من به
هاوایی آمدم و سنگ قبری به سنگ
قبرهای هاوایی افزودم!!
داریوشی آخه مموشی تو که اینقدر
دل و جرئت داری چرا مثل سگ پیر
تو گوشه تاریک محله مکزیکی ها داری
خوابیده پارس میکنی !؟
-----------------
175 :: توسط خواننده زيتون در 1387-04-10 17:15
كريم واقعا تو تركيبي هستي از همه كثافات دنيا يعني "اسلام ، قاجار و حزب توده "
پ.ن: راستی کلفت را باچی ميخوای بکشيش توی هاوايی؟ نکنه با همون شمشير و اسبت که توی خواب باهاش گردنها رو ميزدی ميخوای بری سروقتش؟ :)))))))))))))
------------
176 :: توسط داریوش آقا در 1387-04-11 00:22
محله مکزیکی چیه؟؟؟ کریم واقعا حالت خوب نیست... تو چرا همش آمار از آمریکایها داری ولی از جمهوری سکسلامی دم نمیزنی..هیچ وقت از اعدامهای بیدلیل و زیر 18 ساله و از بی قانونی جیکت در نمیاد چرا؟؟ چرا دلت برای مردم ایران در فقر بیساقبه در گیر هستند و از خفان اجتماعی بسر میبرن چیزی نمی گی؟؟ اصلا تو وجدانت کجاست؟؟ خودت مثله موش رفتی کانادا پس زیاد نمیخواد اظهار نظر بکنی...راستی چند کلاس درس خوندی چون خیلی بیسواد بنظر میایی.
--------
177 :: توسط مانــــی در 1387-04-11 01:28
كلفت جان
فكرشو بكن شما توی هاوايی كنار ساحل داری قدم ميزنی و ملت همه دارند حمام آفتاب ميگيرند يا باهم مشغولند ;) ناگهان وسط اون محيط يك اسب سوار درحاليكه شمشيرش را در هوا تكان ميدهد الله اكبر گويان به سمت تو مياد !!!
DDDDDDDDDDDDDDDDDD:
...
اولا که ما از این کرم بازی چیزی سرمون نمیشه ولی میدونیم این وقتی که شما اعلام میکنی که بیدار بودی زمان این قرتی بازیها نیست در این ساعت که شما میگی پرنده و خزنده درنده و چرنده به عبادت خالق مشغول هستند بعد توی به فکر کرم روز شبی ؟ جلالخالق ؟ مگه میشه ..در ضمن این تیکه انتهای پستت رو هم بردار چون سر به باد میده یعنی چی تو شماره تلفن این مرده رو داری ...عباس پالیزدار .. وای وای ...بلا بدور ...مسلمون نشنوه کافر نبینه
واي.... همون عباس پاليزدار خودمون؟ ميبيني اين آجرلو با چه وقاحت و پررويي همهاش ميگه من نميشناختمش و فقط معرفش بودم و نميدونم چكار ميكرد و به من مربوط نيست و از اين چرنديات؟
تو خيلي باحالي زيتون عزيزم، كلاً كرمها رو بيخيال شو. هفته پيش يه دكتر چشم بعد از اينكه ناراحتي چشم منو به كرم ضد آفتاب ربط داد گفت: اگه شما خانوما اينقدر نرين دكتر پوست و پول به اين كرمها ندين يه دكتر پوست واسه كل تهران بسه!!!!!!!!
زيتون من اگر جای تو بودم عقلم بيشر کار می کرد. ببين ... چون چند ساعت مونده بوده تا صبح يکم کرم شب می زدم بعد روش بيشتر از قبل کرم روز می زدم. بعد هم ...
اينطوری بهتره. تا وقته پوستت کرم شب رو جذب می کنه... بعدش کرم روز .... اگر هم می ترسيدی اين دو تا با هم ترکيب ناخوشايندی ايجاد کنن. می تونستی يک لايه ماست (!) بينشون کار بزاری....
ببين شيشه ماشين رو ديدی؟ دو تا شيشه هست که بينش طلق استفاده ميشه. برای همين بهش می گن شيشه ی ایمن!...
ساعت 3:40 صبح. من می رم بخوابم.
shayad ye kare khob in bod ke nesfe sorateto cerame shab mizadi nesfesho roz ...bad faeda jasho awaz mikardi ..lool
اگر من خدا بودم! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! .. خدا کیلو چند ؟ .. کدوم خدا ؟
--------------------------------------------------------------------------------
وبلاگ شاتوت
دوست عزیزم باربا پاپا لطف کرده و من رو به بازی وبلاگی اگر خدا بودید دعوت کرده ! من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم ! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه ! وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !
کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن ! هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن ! یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !
اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن ! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که ! همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم ! یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه ! هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم قربونت برم عزیز دلم فدات بشم نه اینکه محل سگ هم نذارم ! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !
قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این س شعر ها نباشه ! عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! .. خدا کیلو چند ؟ .. کدوم خدا ؟
اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش ( جوی هاش ) شیر و عسل بیاد ! شیر و عسلی که توی جوب ( جوی ) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره ! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درستن درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن ! از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم.
number 1,nafar e yek,vahed,bir numarasi,uno,
number 1,nafar e yek,vahed,bir numarasi,uno,
number 1