158 :: توسط شاهین دلنشین در 2008-10-02 23:23

زیتون: چون من واقعا همه رو دوست دارم

همه روُ؟ همه روُ؟ فکر نکنم منو دوست داشته باشی. پس! اعتراف کن.
اما من تو را میبخشم و سالگردت را تبریک میگویم و البته حق پاچه گیری محفوظ.

157 :: توسط ? در 2008-09-30 13:03

Minoo , jan madret to etelaate nesti??

156 :: توسط الف .مینو سپهر در 2008-09-30 01:11

زيتون وديگردوستان درود

من درست نمی دانم نام آن پسرآقای فرهنگ فرهی که به دستورتشکيلاتی فرقه رجوی خودش را آتش زد فريدون است ويا نام ديگری دارد ولی می دانم ايشان بدين کار دست زد ولی گوئيا جان سالم به دربرد البته خوب حتما طفلکی ناقص شد وپدرايشان استاد فرهنگ فرهی هم به همين مسئله اشاره کرده است......

گريه نکنيد......... ريلکس باشيد
اين گفته يک افسرامريکايی است که به چند نفرازسرکردگان فرقه رجوی که درهنگامه تحويل دادن اسلحه شان گريه می کردند بيان شده است
وحالا من هم به اين متحصنان حرفه ای درامريکا و ژنو می گويم...... گريه نکنيد ...... ريلکس باشد پادگان الخالص بايد تحويل ارتش ودولت عراق گردد..... فقط چندروز ديگراين کار تکميل خواهد شد......
پس لطفا.........گريه وزاری والتماس نکنيد ........کمی رلکس باشيد وبرويد درچاه جمکران فسقلی نژاد برای آغا نامه بياندازيد شايد جواب داد!
زيتون جان ..

آرزو می کنم شصت وششمين سالگرد وبلاگ نويسی ات را هم ببينيم
اين نظرخواهی های دوستان دموکرات منش نشان می دهد که مامردم ايران لياقت دموکراسی وآزادی انديشه وبيان را داريم اگرواپسگرايان امان بدهند

موفق باشی عزيردل

155 :: توسط فاسق ِ کریم ساعدی در 2008-09-29 21:34

کریم ساعدی فضولباشی پیرخرفت!

تو باز مانی مانی رو شروع کردی؟


اگه پیرچشمی بهت اجازه میده میتونی یه نگاهی به کامنت 84 بندازی ببینی که مانی تبریک گفته ولی چشمهای کور تو اون یه تیکه رو سانسور کرده !!!
پس معلوم شد که بقیه حرفهات هم همینقدر چرند است...

راستی خره! پدر نیوشا اسمش فریدون فرهی نبود! اسمش فرهنگ فرهی بود. چرا وقتی قدر گاو چیزی نمیفهمی نظر میدی؟

154 :: توسط لی لی در 2008-09-26 18:34

ممنون از نظرت :)

بهترين وبلاگها نزد الله وبلاگهايی است که با دين اسلام ضديت ندارند.

------------
شرح و عکس کليه مناقب و فضائل حضرت فاطمه زهرا بنت رسول الله و حضرن زينب بنت فاطمه الزهرا در وبلاگ بنياد الزهرا

zahra-zeynab.blogspot.com

152 :: توسط آگاه تر در 2008-09-26 15:31

فریدون فرهی از ارازل و اوباشی
که از مگر پسرش دنبال تبلیغات
گروهی بودند دل پری داشت

سلطنت پرستهای دو آتشه هم
خیلی دوغاب و دوشاب از این
خود سوزی دست وپا کردند

اما یک چلغوزی که در این وبلاگ
داعیه یار دبستانی !! با نیوشا
دارد و بنا گذاشته یکماهی دهن

گشادش را ببندد که فعلا ان
گاله را بسته دارد مرده خوری
میکند و اگر نوشته یعقوب معصومی
درست باشد که نیو شا یک چریک

فدایی اقلیت بوده و احتمالا هم
چنین بوده پس درود بروح پاکش
و حیف از خودکشی اش که مرام
کمونیستی اش با شرافتش خوانایی
داشته ....این دلقک هزار اسم یعنی

مانی اصلا چه رابطه فکری میتونه
با نیوشا داشته باشه !؟ پس پدر
نیو شا درست گفته عده ایی ارازل
و اوباش از خود سوزی نیو شا

سو استفاده میکنند ........؟
اینکه مجبور شدم اسم کثیف
مانی را یا آوری کنم متاسفم
اما چاره ایی نبود ولی توجه

کردید در این صد و پنجاه
کامنت این عنصر کثیف
نه با اسم مانی تبریکی بزیتون
نوشت نه اسامی دیگرش

مثل میراژ یا جیم چار موش
یا گایا یا ....اگر فقط با کلفت
یک گه زیادی خورد که یکماه
بخاطر نیو شا لجن پرتاب
نمیکند لااقل با اسم مانی یک
تبریک خشک

151 :: توسط فرزام در 2008-09-26 15:18

اون چشمها هنوزم هستن، ولی 27 سال پیرتر. مرسی که اومدی

150 :: توسط آگاه در 2008-09-26 15:05

فریدون فرهی را نمیدونم مرده
یا زنده است اما در مصاحبه با
حسین مهری میگفت که پسرش
راگول زدند و سوزاندند تا خوراک

تبلیغاتی برای عده ایی ارازل و
اوباش درست کرده باشند ٬ آنهاییکه
سن و سالی دارند میدانند خود
فریدون فرهی در جوانی از اعضای

سازمان جوانان حزب توده بود از
همان جوانی سخنرانی قهار بود و
در دوران مصدق بملی گراها پیوست
و تا سقوط شاه ملی گرا ماند ... اینکه

در امریکا طرفدار مشروطه خواهان
شده بود و بسیار هم ضد حکومت
ملاها خودش داستانی دارد که بماند
اما

149 :: توسط خودم در 2008-09-26 12:03

145 لااقل میگفتی شعر را از اصغرآقای هادی خرسندی نقل میکنی

148 :: توسط متن تبدیل شده:۱۴۳ در 2008-09-26 06:44


متن تبدیل شده:

۱۴۳ :: توسط سامى در ۱۳۸۷-۰۷-۰۵ ۰۱:55
سلام از اين وار كورى خاكى به اونوره كورى خاكى!! سلام به z8un بانو... باور نمى كنم كه يك سال گذشت از 5sale tavaloode bloget كه من در سفر بودم وبه دور از دنياى اينترنت...t نوشته بودم برات !با افتخار ميگم تك تا كه نوشته ها تو خوندم و خيلى از pothat رو barhao بارها.( مثل mosabeghehaye تى وى ميتونى ازم darmoredeshoon ۱۰۰ سوال بپرسى!!)ميدونم تو جمعِ زيادِ دوستت اين شايد يه تبريك تكرارى ديگه باشه،با اين حال بذار به خودم تبريك بگم براى داشتن z8uni مثل تو ،كنار سفره گاهى پر و گاهى خالى لحظه هاى زندگيم.ماهه ديگه دارم ميام ايران ميدونم كه نميتونم ببينمت،يعنى نميخواهى،delkhosham كه به boeidan هوايى كه توش يه z8un سبز هم درِ نفس ميكشه.ببخش اگه ۱پرگویی كردم.سهم nagoftehaye يه saleei بود كه آور كردم.براى غربتِ تنهايى خودم هم كه شده دعا ميكنم هميشه سبز باشى، دوستت دارم.،

147 :: توسط farrokh در 2008-09-26 06:39

خانم ما شما را در سلسله جبال دوستی ها، قله ی رفيعی می بينيم که ( بلندا) و استواری اش -حق و سزايش هست.... همچنان رفيع مانی.

146 :: توسط farrokh در 2008-09-26 06:39

خانم ما شما را در سلسله جبال دوستی ها، قله ی رفيعی می بينيم که ( بلندا) و استواری اش -حق و سزايش هست.... همچنان رفيع مانی.

145 :: توسط iran در 2008-09-26 02:04

کلا قرمزي کجا ميري
ميگن به آمريکا ميري
همش به سير و سفري
دور از جونت در به دري
اون هفته اي کوبا بودي
بعدش ونزوئلا بودي
فردا نيويورکي ميشي
پشمي بودي، کرکي ميشي
سوار طياره ميشي
بازم آتيش پاره ميشي
تو طياره آب ميخوري
رو صندليت تاب ميخوري
ميشيني کنار پنجره
هي ميخوري نون و کره
رنگ کلاهت قرمزه
دورت پر از محافظه
***
کلاقرمزي کجا ميري
پهلوي آدما ميري
هرجا ميري بالأخره
هاله ي نور يادت نره
نورو فراموش نکني
هاله رو خاموش نکني
به آمپرش اضافه کن
اديسونو کلافه کن
علمی بکن قضیه رو
حیرون بکن بقیه رو
یه چیزی بگو شیکش کنی
الکترونیکش کنی
بگو چراغ داره سرم
نور میپاشه دور و ورم
بگو سرم فیوز داره
فیوزای نسوز داره
نور بگو از بالا میاد
از عالم اعلی میاد
بگو خداوند کریم
توی سرم کشیده سیم
برده سر سیمو به عرش
کرده ردش از زیر فرش
دو شاخه شو رَبّ جلیل
کرده تو کون جبرئیل
***


و امّا اخبار جدید
کلاقرمزی رفت و رسید
رفت نیویورک با هیئتش
صد آفرین به همتش
هواپیما تو باند نشست
آقا کمربندشو بست
گفتن نبندینش حالا
باید می بستین اون بالا
این واسه ی ایمنیه
حالا دیگه بی معنیه
این مال وقت پروازه
ببین مال همه وازه
طرف نگاه کرد به همه
دیگه نگفت یک کلمه
با هوش سرشار خودش
شکر خدا حالیش شدش
باز کردش و گفت یاعلی
پاشد ز روی صندلی
تا پلکون آماده شد
کلاقرمزی پیاده شد
شیش تا بادیگارد از جلو
شیش تا عقب، بدو بدو
چهارتا وزیر چسبیده بش
با هم به حال کشمکش
تو این هیر و ویر یه آخوند
خودش رو اون وسط چپوند
سکیوریتی خیلی زیاد
ردیف ردیف پلیس میاد
چونکه مبادا دشمناش
حسابو صاف کنن باهاش
تفنگی آتیش بکنن
جان. اف. کندیش بکنن
آخه اونم اینجوری بود
یعنی رئیس جمهوری بود
اونم قُرُم قُرُم ميکرد
همش اتم اتم ميکرد
پس نباید غافل باشن
شریک اون قاتل باشن
سکيوريتي خيلي شديد
طرف ميونش ناپديد
پلیسای گردن کلفت
سلام دادن دوجفت دوجفت
عکاسا و فیلمبردارا
گیر کرده پشت دیوارا
رپرترا پشت شیشه
کلاقرمزی وارد میشه ....

***

کلاقرمزي منتظره
صاف سوي سازمان بره
نطقي که آماده داره
از تو جيبش درمياره
بهش نگاهي ميندازه
خيلي به نطقش مينازه
يه نطق انقلابيه
جوهر نطقش آبيه
معاونش نوشتتش
مشاورش زده خطش
خواستن يه نطق خوب باشه
نطق يو.اس.آ کوب باشه
کلاقرمزي گفت که بريم
براي صحبت حاضريم
گفتن اول هتل برين
يک کمي جا به جا بشين
چاي بخورين، دوش بگيرين
فردا به سازمان برين
کلاقرمزي گفت که زکي
چي ميگن اينا «متّکي»
(اين متّکي وزيرشه
مثلاً اردشيرشه!)
چرا ميگن دوش بگيريم؟
گربه بشيم موش بگيريم
دوش که گرفتيم اون دفه
پس تعارفش مزخرفه
دوماه يه دفه کافيه
زيادترش علافيه
ما اومديم اينطرفا
حمله کنيم به آمريکا
انتقام از بوش بگيريم
نيومديم دوش بگيريم ...

گفتن اگه دوش بگيري
بي خطره، نميميري!
گفت هُتِلاي خارج
با اونهمه مخارج
حمام خوب ندارن
خزينه و جوب ندارن
من اهل دوش نبودم
اينقده مموش نبودم
من اهل وان نبودم
اينهمه مامان نبودم
گفتن بهش نظافته
دوش مايه سلامته
بعد از دوماه نظافت
عوض ميشه قيافت
ترگل و ورگل ميشي
قابل تحمل ميشي
باز ميشه رنگت يک کمي
شبيه ميشي به خاتمي!

کلاقرمزي گفتش آها
دومتر و نيم پريد هوا
گفت مثِ خاتمي بشم؟
نه که نميشم، نه که نميشم!
- من مث سيّد نميشم.
- چرا نميشي؟
- کاري که سيّد ميکنه،
آدمو فاسد ميکنه.
ادا مياد، عور مياد،
با وضع ناجور مياد
عباي توري ميپوشه
سفيد و بلوري ميپوشه
خوشگل ميشه، ملوس ميشه
درست مثِ عروس ميشه
را ميره با لوندي
در عين دلپسندي
کبک خرامونه طرف
قدّش چه ميزونه طرف
را ميره و ميجنبونه
شب بود بيابون ميخونه!
اونجور که با عشوه ميره
خرداديان ياد ميگيره
آخ که چه ماهه سيّد
چه روبراهه سيّد
آخ چه قشنگه سيّد
نقره اي رنگه سيّد
ميخک نقره اي چيه؟
شومن واقعي کيه؟
سيّد ما شو ميذاره
کهنه شده نو ميذاره
هشت سالِ اون سر اومده
از در ديگر اومده
دکون تازه شو ببين
شيش تا مغازه شو ببين
نقشه اون جهانيه
مشغول نقشه خوانيه
کارتر خاطرخواهش شده
عاشق اصلاحش شده
هروقت به آمريکا بره
مهمون شخص کارتره
من مث سيد نميشم.
- چرا نميشي؟
- کاري که سيّد ميکنه
بهر فوائد ميکنه
فايده آينده داره
نقشه پس از بنده داره.
مصدر کار ميخواد بشه
بازم سوار ميخواد بشه
سي.آي.اِ با دوز و کلک
خوابوندتش تو آب نمک
آخ که چه نازه سيّد
نيشش چه بازه سيّد
نيشش هميشه بازه
روده ش عجب درازه
نطقاي خوب خوب ميکنه
عوامو مرعوب ميکنه
فلاسفه ريز و درشت
تو جيبشن يا توي مشت
فيلسوفا کشته مرده شن
يکي يکي حلوا خورده شن
دکترا توي حوزه شن
عاشق نطق و روضه شن
خلاصه با سواده
سوادشم زياده

گفتن درسته احمدي
چه حرفاي خوبي زدي
ولي بيا حموم کن
لجبازي رو تموم کن
صابون بزن به دست و پات
شامپو بمال روي موهات
نزديک و دورت رو بشور
هاله نورت رو بشور
بذار که برّاق بشي
تو خوشکلا طاق بشي
گفت نميشم گفت نميرم
چرا بايد دوش بگيرم
شامپو و صابون نميخوام
هتل متل هم نميام
ميخوام برم به اون محل
محل سازمانملل
اونجائي که سالن داره
بلندگو ميکروفن داره
ميخوام کاغذ درآرم
روي تريبون بذارم
از روش بخونم خط به خط
نسق بگيرم اون وسط
بگم که دنيا مال ماس
ولي تو دست آمريکاس
بگم خانومها، آقايون
جا نخورين از تريبون!
من احمدي ن‍‍‍ژادم
از سرتون زيادم
رئيس ايرانم من
ميمون تارزانم من
تارزان من رهبر من
نايب پيغمبر من
فقيه من ولي من
صاحب صندلي من
اون صاحبِ زورم کرد
رئيس ِ جمهورم کرد
نوکر درگاهش منم
کلّي خاطرخواهش منم
بگه بمير من ميميرم
حموم بگير من ميگيرم
بگه بخواب من ميخوابم
بگه بساب کشک ميسابم
تارزان من بزرگه
حريف هرچي گرگه
به من ميگه چيتاجون
اين ملّتو بجنبون
هُل بده سوي قهقرا
بذار برن عقبسرا
هرچي عقب بمونن
قدر مارو ميدونن
پس تو ببر پس پسکي
ملّتو با هر کلکي
خرافاتو رواج بده
به روضه خونا باج بده
بگو امامزمون مياد
از چاه جمکرون مياد
بگو دخيل ببندن
به دمب فيل ببندن
رهبر ميگه تلاش کن
مغزا رو آش و لاش کن
نذار کسي فکر بکنه
جز اسم ما ذکر بکنه
ميگه که من زمينگيرم
بيرون کشور نميرم
من نميرم به خارجه
حتا براي مالجه
چونکه برام خطر داره
يک کمي دردسر داره
ميگه که پرونده دارم
چهره شرمنده دارم
رهبر چرا اينو ميگه؟
دادگاه برلينو ميگه
دادگاه ميکونوس که بود
مطابق حرف شهود
رهبر ما هم مجرمه
ميگن که حبسش لازمه
پليس بين المللي
ميخواد بدون معطلي
رهبرو دستگيرش کنه
به حبس سرازيرش کنه
اونم نميره خارجه
حتا واسه معالجه
به من ميگه شما برو
از سوي شخص ما برو
برو به سازمانملل
مانور بده در اون محل
هرچي بري زر بزني
مورد تأئيد مني
ميگه بايد هرجا ميري
از خاتمي ياد بگيري
ميگه اونم مأمور ماست
مأمور راه دور ماست
بهش ميگم رهبر من
صاحب من سرور من
من خاتمي نميشم
به اون کمي نميشم ...


کلاه قرمزي چي گفتي؟
حرف زدي مفتي مفتي
خاتمي کم آدمي نيست
آدم چندان کمي نيست
وقتي به آمريکا ميره
مقام اون بالا ميره
حرف ميزنه از فلسفه
حرفاشو بشنو ايندفه
شايد به دردت بخوره
اين خاتمي خيلي پره

- پر باشه خاليش ميکنم
فلسفه حاليش ميکنم
ميرم تو سازمانملل
عينهو جاهل محل
ميگم کي بود نفس کشيد
اومد جلو بعد پس کشيد
ميگم که اين بوش و بلر
بيخودي کردن زر و زر
اين شوراي امنيته
دست يکي دو دولته
در حاليکه مال همه س
وظايفش يه عالمه س
فقط که مال بوش نيس
آمريکا تنها توش نيس
يا در کدوم حديثه
که مال اينگيليسه؟
ميگم تو سازمانملل
نميذارن به ما محل
بايد تو هر سالن اون
بدن به ما اذن و امون؛
که يک شهيد چال بکنيم
نگاه کنيم حال بکنيم
ما شهدا زياد داريم
بهشون اعتقاد داريم
چند تا به سازمان ميديم
بهشونم زمان ميديم
بايد تو هال و سرسرا
ميون سنگ مرمرا
دفن بشن اين شهدا
بچه هاي عزيز ما
شوراي امنيت اگه
بخواست ما بعله نگه
بي سازمانش ميکنيم
چوب تو فلانش ميکنيم
شورا بي شورا ميکنيم
محشر کبرا ميکنيم
خاتمي بيعرضه
کلاش بي پشم و پرزه
اومده انشا ميخونه
توي کليسا ميخونه
آخوند ملاقوزي
مسجد برو يه روزي
تو ظاهراً مسلموني
جمعه ها قران ميخوني
چي شد کليسائي شدي
نکنه مسيحائي شدي
آخوند ورشيکسته
با کشيشا نشسته
کشيشا بچه بازن
با همديگه ميسازن
کاردينالا اراذلن
همکار اصغر قاتلن
مبادا خام شي سيد
بي احترام شي سيد
مبادا ضمن فلسفه
يخه تو بگيرن يک دفه

ديدم که از حضرت پاپ
عجب خبرها شده چاپ!
پاپو تو پُررو ميکني
دري وري گو ميکني
پاپو چه به اين غلطا
حرف زده از اسلام ما
عليه اسلام عزيز
بيخودي کرده عرّ و تيز
چون تو ميري کليسا
آوانس ميدي به عيسا
پاپو هوا ورميداره
پا رو دم ما ميذاره

ما پاپو بدبخت ميکنيم
زندگيشو سخت ميکنيم
ما پاپو مفلوک ميکنيم
زندگيشو پوک ميکنيم
ما پاپو دولا ميکنيم
با قل هوالا ميکنيم
ما پاپو عريون ميکنيم
قلوه شو بريون ميکنيم
بايد لب بالکون بياد
از همه معذرت بخواد
خصوصاً از رهبر ما
نايب پيغمبر ما
بگه که اي مرد خدا
اي از خدا يک سر جدا
اي حامي مستضعفين
اي دسته پرچم دين
اي عمامه ات ابريشمي
آفتابه دارت خاتمي
رفسنجاني مشاورت
عسگر اولادي شاعرت!
عباي بيروتي تن ات
دستمال ياسر گردن ات
سردار طلائي ارتش ات
نوريزاده خبرکش ات
اين بنده پاپم تو امام
من از تو معذرت ميخوام
اي رهبر خيلي کبير
پوزش ما رو بپذير

رهبر ما در پاسخش
ميکوبه حرفو تو مخش
ميگه شوما پاپي؟ عجب!
بيا جلو يک دو وجب
بايد بکوبم تو سرت
دردش بياد پيغمبرت
خاتمي لوس کرده تورو
اومده بوس کرده تورو
چرا اهانت ميکني
به ما خيانت ميکني؟
خفه بشي چلاق بشي
که کاريکاتور ميکشي
پيغمبر صل علا
مگه اين شکلي بود بلا؟
اون رسول اسلام ماست
مايه احترام ماست
اين رهبر دينه خره
نه چارلي چاپلينه خره
نباس کاريکاتور بشه
از کارتونيست دلخور بشه....

کلاقرمزي عقلت کجاست
موضوع کاريکاتور جداست
به پاپ نداره ربطي
اون نکشيده خطي
انگاري قاطي کردي
بي احتياطي کردي
حالا بيا و بپذير
يک دو دقيقه دوش بگير
افکارتو تازه بکن
فکرتو اندازه بکن

- نه من حموم نميخوام
جون عموم نميخوام
حموم منو خيس ميکنه
انگشتامو کيس ميکنه
حموم منو ليز ميکنه
بيخودي ته-ميز ميکنه
کاري که دلاک ميکنه
چرک منو پاک ميکنه
من از خودم بيزار ميشم
به حال احتضار ميشم
من از خودم مأيوس ميشم
دلخور ميشم عبوس ميشم
من نميخوام دوش بگيرم
آبو در آغوش بگيرم
اوني که باآب لاس ميزنه
لاسي که دلش خواست ميزنه
خودشو تو آب لخت ميکنه
نوني که ميخواد پخت ميکنه
فروغ فرخزاده
نه احمدي نژاده!

بهتره دوش نگيرم
حرفي رو گوش نگيرم
عوضي که آب تني کنم
اورانيوم غني کنم
اين اورانيوم چي چيه؟
غني شدش دست کيه؟
ميخوام ازش خريد کنم
اسرائيلو ناپديد کنم
من از نژاد هيتلرم
دشمن گلدامايرم
ميخوام که بمب بسازم
يک جاي گم بسازم
ميخوام که مين بسازم
تو زيرزمين بسازم
ميخوام موشک بسازم
زير تشک بسازم
بمب ببين چه بمبي
صدا داره گرومبي
پرواز ميدم يه موشک
عينهو حاجي لک لک
زمينارو مين ميذارم
از اينجا تا چين ميذارم
به اسرائيل ميگم الو
يواش يواش بيا جلو
ميخوام که نابودت کنم
توي هوا دودت کنم
ميخوام که بي حالت کنم
توي زمين چالت کنم
لطفاً با من همکاري کن
خودت بيا خودياري کن
تنهائي زور ندارم
اوضاع جور ندارم
از آمريکا ميترسم
از اينگليس ميلرزم
اما توي ژست و پُزم
يهو ميبره ترمزم
هوا منو برميداره
پشت تريبون ميذاره
حرف ميزنم با خودسري
کلپتره اي، دري وري
ميگم که من نفت ميارم
بر سر سفره ميذارم
وقتي آوردم اسم نفت
همينجوري تا دسته رفت!
رأي زياد آوردم
با دل شاد آوردم
تقلبم البته!
خشخاش نذار به مته!
کروبي هم خوابيده بود
خواب هاي خوبي ديده بود
از خواب پريد تنگ غروب
ديد شمالش رفته جنوب
ديد همه چيز عوض شده
سگ زده کله پز شده
آخ چي بگه واخ چي بگه
حکايتو به کي بگه
يکي بهش گفت که رئيس
نامه به رهبر بنويس
چي بنويسه حالا؟
يه بسمه تعالا
اي رهبر معظم
بيا برس بدادم
رفته بودم چرت بزنم
دراز که نه شورت بزنم
بيدار شدم تنگ غروب
ديدم چه خوشمزه، چه خوب
کلاقرمزي بيداره
رأي زيادي داره

کلاقرمزي تموم کن
بيا برو حموم کن
هي داري بازي ميکني
روده درازي ميکني
چونکه ميخواي حموم نري
اين شاخ و اون شاخ ميپري
حرف زيادي ميزني
تو شعر هادي ميزني
اونم که مثل برق و باد
بيت هاي نو برات مياد
ميخواد که پونصدتا بشه
بيشترشم حتا بشه
سوژه زياد داره طرف
استاد اين کاره طرف
ميخواد بگه از کاپشنت
از دزدي معاونت
از وبلاگ خالي تو
از طبع جنجالي تو
از خالي بندي کردنت
پشتش لوندي کردنت
....... .....
...........
اما زياديت ميکنه
دستخوش شاديت ميکنه
کلاقرمزي فقط بدون
واسه رئيست هم بخون
اين کلاهي که قرمزه
از خون هر مبارزه
خون جوانان وطن
که اونهمه کشته شدن

حالا جهان ِ کاسه ليس
آمريکا، روس و انگليس ...
هواتونو خيلي دارن
تا نفتارو دربيارن
ملت ما بالأخره
جون ميگيره يادت نره
کلاه تو ميره کجا؟
هرجا بره عمامه ها!

عجالتاً نرو حموم
صابونارو نکن حروم
حموم بري تميز ميشي
تو آينه سورپريز ميشي!

144 :: توسط sami در 2008-09-26 02:00

salam az in vare koreye khaki be onvare koreye khaki!! salam be z8un banoo... bavar nemikonam ke yek sal gozasht az 5salegiye tavaloode bloget ke man dar safar bo0dam&be door az donyaye internet...bart neveshtebodam!!
ba eftekhar migam tak take neshtehat ro khondam & kheili az post hat ro bar ha o barha....( mese mosabeghehaye TV mitooni azam darmoredeshoon 100 soal beporsi!!)midoonam to j'ame ziyade doostat in shayad ye tabrike tekrariye dige bashe,ba in hal bezar be khodam tabrik begam baraye dashtane z8uni mese to ,kenare sofreye gahi por & gahi khali lahzehaye zendegim.mahe dige daram miyam IRAN midoonam ke nemitoonam bebinamet,yani nemikhai,delkhosham ke be boeidan havaei ke toush ye z8un sabz ham dare nafas mikeshe.bebakhsh age porgoei kardam.sahme nagoftehaye ye saleei bood ke avar kardam.baraye ghorbate tanhaei khodam ham ke shode doa mikonam hamishe sabz bashi, doostet daram.,

143 :: توسط sami در 2008-09-26 01:55

salam az in vare koreye khaki be onvare koreye khaki!! salam be z8un banoo... bavar nemikonam ke yek sal gozasht az 5sale tavaloode bloget ke man dar safar bodam&be door az donyaye internet...bart neveshtebodam!ba eftekhar migam tak take neshtehato khondam & kheili az pothat ro barhao barha.( mese mosabeghehaye TV mitooni azam darmoredeshoon 100 soal beporsi!!)midoonam to jame ziyade doostat in shayad ye tabrike tekrariye dige bashe,ba in hal bezar be khodam tabrik begam baraye dashtane z8uni mese to ,kenare sofreye gahi por & gahi khali lahzehaye zendegim.mahe dige daram miyam IRAN midoonam ke nemitoonam bebinamet,yani nemikhai,delkhosham ke be boeidan havaei ke toush ye z8un sabz ham dare nafas mikeshe.bebakhsh age porgoei kardam.sahme nagoftehaye ye saleei bood ke avar kardam.baraye ghorbate tanhaei khodam ham ke shode doa mikonam hamishe sabz bashi, doostet daram.,

142 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-09-26 01:30

ببخشید حافظه یاری نمی كند ..
شرح اتش سوزی نیوشا فرهی در « مجله جهان » منتشر شد

141 :: توسط khodam در 2008-09-26 01:24

نگاه فراساختاری حسین درخشان به ایران و ورای آن:

یکی از کلیدهای فهم اینکه چرا احمدی‌نژاد در جهان سوم (و البته قشرهای کم‌درآمدتر در همین اروپا و آمریکا) این‌قدر محبوب است همین است. زبان احمدی‌نژاد، درست مثل خمینی، زبانی قدرت‌دهنده و عزت‌آور است. انگار که روح خمینی در بدن احمدی‌نژاد زنده شده باشد.

مردم دنیا وقتی جرات او را در زدن حرفهای درستی که هیچ سیاستمداری این روزها جرات گفتن‌شان را ندارد می‌بینند، یا وقتی دفاع محکم و بی‌لرزش او را از حق مردمش می‌شنوند، ناخودآگاه جذب این آدم می‌شوند.

140 :: توسط یعقوب معصومی در 2008-09-26 00:03

ما كه مدت زیادی است عطایی این نظردانی را به لقایش بخشیده بودیم .. اما بابا انصاف اسلامیتان كجا رفته .. از : احمد ف و سرهنگ صادق خان حمایت و از جمله خود من هم نام ببرید و تازه ان مادر مهربان ما كه تاتر هم بازی می كرد ، و همه را به مهرورزی دعوت می نمود ... و ... خیلی های توده ای اكثریتی شش خط كه فحش و بد و بیراه بمن می بستند و بو تریاك سفارت نئشه می شدند ..
راستش نمی خواستم چیزی در این شش سالگی بنویسم ، چرا كه به هدف نزدیك نشده ایم ، كی و چگونه این بختك نفرت جمهوری عدل اسلامی از سر ایران و سر منطقه ، خواهد رفت ؟ و تازه چه خواهد شد ؟
امای دیگر ، كسی از نیوشا فرهی و اتش سوزیش در مقابل سازمان ملل چیزی گفته ..
تا انجایی كه حافظه من اجازه می دهد ، نیوشا فرهی از هواداران « منظور سمپات است » سازمان چریكهای فدایی خلق اقلیت ان زمان بود و شرح مفصل ان در مجله « پشگام » فكر كنم ، نوشته شد ..
از خود اتش زدن نیوشا ، ما را دل سوخت و ویران پرستان را دامن ..
چه كنیم در تولدی كه نه موزیك می زنند و نه مشروب سرو می كنند ، البته گوشه موشه پای منقلی و .. به راه است .. بعد از ماه ها سری زدیم ..
نیوشا مهربان بود ..
نازنین بود
فحشش را نشنیده ام
گوش هایم سنگین بود
نیوشا عاشق بود
احساس عشق عمیقش به ازادی .. برابری
طمع اتش و سوزش جان گداز را
نوش جان میكرد..

139 :: توسط خواننده زیتون در 2008-09-25 23:43

۱. اول اینکه زیتون جان عزیزم تولد ۶سالگی ات مبارک الهی صدساله بشی ..

۲ و دوم اینکه بیچاره اکبر گنجی زده بسرش دلم براش میسوزد . معلوم نیست این مزخرفات رابرای چه کسی مینویسد واقعاخجالت دارد که رادیو زمانه مزخرفات این جناب را توی سایتش میگذاره خوب به یک بهانه باید یک پولی به این اقا بدهند که درغربت زندگی اش بچرخد چه خوب بود یک ۱ولی بع ایشان بدهند که ننویسد ...
خودتان بروید در رادیو زمانه نوشتهاش رابخوانید : اگر چیزی به درد خوری فهمیدید لطفا بیایید به هم من بگویید متشکر میشوم ..
++++++++
ناسازگاری‌های درون متنی
اکبر گنجی

۴- کلام الهی فاقد ناسازگاری است: یکی از معیارهای ارزیابی نظام‌های فکری، آیین‌ها و متون آن است که میان گزاره‌های آن‌ها باید سازگاری (consistency) وجود داشته باشد. مجموعه باورهای درون یک آیین، باید به نوعی با یک‌دیگر در ارتباط باشند.
ناسازگاری درونی، نظام را با معضل صدق و مسأله‌ی توجیه روبه‌رو می‌سازد. به تعبیر دیگر، وجود یک باور ناسازگار در یک آیین، نه تنها به ناموجه بودن آن باور خاص منتهی می‌شود؛ بلکه انسجام کل نظام فکری را منتفی خواهد کرد و به این ترتیب تمام باورهای این نظام، از حوزه‌ی باورهای موجه بیرون رانده خواهند شد1.
در مباحث معرفت شناختی، نظریه‌ی..............................
....................
..................
الخ

138 :: توسط hamed در 2008-09-25 19:31

شش ساله گی مبارک.حالا وقت مدرسه رفتن است.

137 :: توسط حميد پوريان در 2008-09-25 18:48

با دوستان خود کمی، کمی... آشنا شويم:
نيما تمدن

احمدی نژاد و شرکت در بحث «اتحاد يهوديان عليه صهيونيسم»
...

محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری اسلامی ايران، چهارشنبه شب در هتل منهتن نيويورک، ميزبان گروهی از يهوديان تندرويی بود که مخالف تشکيل کشور مستقل اسراييل هستند.

اين ديدار در چهارچوب ديدارها با افراد و گروه هايی انجام می گيرد که او پس از سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، انجام داده است: ايرانی الاصل يا غير ايرانی، مسلمان، مسيحی يا يهودی.

محمود احمدی نژاد همچنين قرار است پنجشنبه شب با گروهی از رهبران مذهبی مسيحی ديدار کند و اين خبر، نگرانی برخی گروه های محافظه کار آمريکايی را برانگيخته است.
...
البته رييس جمهوری اسلامی ايران، پس از سخنرانی اش در سازمان ملل متحد، در هتل هايات ميزبان جمع محدودی از استادان عالی رتبه دانشگاه های آمريکا بود. استادان دانشگاه هاروارد مانند گراهام آليسون و حسن عباس، گری سيک، از دانشگاه کلمبيا و جيمز والش از دانشگاه ام آی تی.

جيمز والش که در سه سال اخير، هر زمان که محمود احمدی نژاد به نيويورک رفته، در چنين جلساتی بوده است، پس از شام ميهمانی سه شنبه شب گفت: آقای احمدی نژاد «نسبت به سال های قبل، بيشتر به يک دولتمرد شبيه بود. او آماده تر از سال های قبل بود و با اعتماد به نفس بيشتر. و حتی جوک می گفت.»
****

136 :: توسط رئوفتر در 2008-09-25 14:50

چطور شد که یکهو آمریکا اقتصادش
کله پا شد !؟ خب یکروند هی از
سقوط کردیت اینشورنس های وام
دهنده منازل میگویند که بساز و
بفروش ها ساختند و بهر ننه قمری

خانه فروختند و انها هم وام ها
پس ندادند !!!؟ یک چند میلیونی
صاحب خانه مفتی شدند ولی بانکها
انها را یکی یکی بیرون میاندازند

و خانه را نمیتوانند بفروشند و
هزاران خانه رو دست بانکها مانده
و این بانکها یکی یکی ورشکستگی
اعلام میکنند .....اقا جان این یک
گوشه کاره ده ها درد بیدرمان

دیگر هم هست ٬ صدو چهل هزار
سرباز در عراق روز یک بیلیون
خرج رو دست مالیات دهنده ها
گزارده سالی ۳۰۰ بیلیون دلار

حالا این دولت بوش هی پول
چاپ بزند خب ارزش دلار را
کرده مستراب و قیمتها روز
بروز رفته بالا و .....وقتی احمدی
نژاد میگه آمریکا بزودی میشه

آبریزگاه !!! دروغ نگفته
تماشا کنید سقوط سزار بوش
و آمریکا را که هنوز از سقوط
شوروی سرمست نشده یقه
پدر کاپیتالیسم را گرفت

135 :: توسط رئوف در 2008-09-25 14:36

سخنرانی بوش را امروز دیدید؟
قیافه درهمش را چطور !؟ التماس
و دریوزگی اش را ملاحظه کردید؟

گفت اقتصاد آمریکا بسراشیب و
سقوط افتاده و اگر این ۷۰۰ هزار
میلیون دلار را قرض نکنیم دیگر

امریکایی نخواهد بود و .......؟
درست شش سال پیش که این
دن کیشوت گوزو داشت دستور

حمله بعراق را میداد یک آخوند
بسیار آگاه و چرچیل زمانه گفت
این کار احمقانه بوش هم ایران

را در منطقه سربلند میکند هم
خود آمریکا را نابود !!؟ آری
رفسنجانی بخوبی میدانست که

عاقبت کار بکجا خواهد رسید
امروز دن کیشوت گوزو داشت
گریه میکرد اما مگر این قرض

هنگفت کمکی بحال نزار امریکا
خواهد کرد ؟؟؟

134 :: توسط سامی در 2008-09-25 03:00

این طنز اسد مزنبی در پیک ایران را حتما بخوانید سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل

133 :: توسط سامی در 2008-09-25 03:00

این طنز اسد مزنبی در پیک ایران را حتما بخوانید سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل

132 :: توسط الف .مینو سپهر در 2008-09-25 00:14

زيتون نازنين درود
بسيارخرسندم که دوستان بهانه خرسندی شمارا بااظهارلطف خود فراهم آوردند و اين قدردانی ها به شايسته شماست..
دوستان محمود احمدی نژاد بازهم خودش رابنام نماينده مردم ايران جاز وکلی دروغ بافت وشاخ شانه کشيد و برای دنيا راه ورسم ترسيم نمود!
احمدی جان با آن مغزکوچکت بهتراست فقط به همان جاه جمکرانی فکرکنی که بعد از چندماه بايد متولی آن باشی.....
درضمن دوستان توجه داشته باشند که سايت ايران پرس نيوز يک سايت خبری مستقل وبی طرف نيست وتوسط طرفداران فرقه جنايتکاررجوی اداره می گردد.....
اگراخباررآن رادنبال کنيد سرنخ طرفداران حمله نظامی به ايران را درآن پيدا خواهيد نمود که ازعقائد نئو محافظه کاران و طرفداران اسرائيل درامريکا وفرقه رجوی سرچشمه می گيرد......
حسن داعی السلام که خودش را درصدای امريکا پژوهشگرجازده يکی ازمزدبگيران فرقه رجويست وهم چنين عليرضا جعفرزاده کلاش ودروغ گو

موفق باشيد

131 :: توسط sovashon در 2008-09-24 21:30

Salam zeyton jan.
khasatam ham behet tabrik begam. va ham begam ke taghriban az hamon sale aval khanandeye matalebe ghashanget bodam.
hich vaght az in ke mondi pashimon nashoooo.

130 :: توسط منم حسين در 2008-09-24 21:29

بابا زيتون عزيز لطفا يه پست خالي درست كن دعواهاي سياسي و فحش و فحش كاريا اونجا باشه. دوستان كامنتدوني اين پست فقط براي عرض تبريك واسه تولد زيتونه اطفا اينجا فحش ندين، حرف سياسي هم نزنين.

129 :: توسط sovashon در 2008-09-24 21:28

Salam zeyton jan.
khasatam ham behet tabrik begam. va ham begam ke taghriban az hamon sale aval khanandeye matalebe ghashanget bodam.
hich vaght az in ke mondi pashimon nashoooo. kheyly arzesh dare bodanet.

128 :: توسط سروش در 2008-09-24 19:18

و البته هنوز هم از خوندن نوشته هاتون لذت میبریم

127 :: توسط اردوان در 2008-09-24 18:27

سلام
مبارک باشه. خوش باشی و سلامت.

126 :: توسط iranpressnews در 2008-09-24 15:35

جمع آوری امضا برای محاکمه احمدی نژاد در دادگاه بین المللی

ديويد پارسونز، مدير مطبوعاتي سازمان بين المللي مسيحيان خواستار محاكمه احمدي نژاد در یک دادگاه بين المللي به اتهام زمينه سازي براي نسل كشي شد.

وي در یک گفتگوی تلویزیونی اعلام کرد ما براي محاكمه احمدي نژاد يک بسيج بين المللي را از دو سال پيش آغاز كرده ايم و جان بولتن، سفير سابق آمريكا در سازمان ملل و كاتلر، دادستان و وزير دادگستري سابق كانادا كه مجرمين رواندا را محاكمه كرده از اين ايده حمايت مي كنند.

مدير مطبوعاتي سازمان بين المللي مسيحيان افزود طي يک سال گذشته ما توانستيم امضاي 35 هزار مسيحي از 128 كشور جهان را جمع آوري كنيم كه آن را به دبيركل سازمان ملل ارائه خواهيم کرد.

ديويد پارسونز گفت دولتهاي كانادا و استراليا درصدد محاكمه احمدي نژاد در دادگاه بين المللي لاهه هستند. ما از امكانات بين المللي برخورداریم. احمدي نژاد باید بداند كه بخاطر اظهاراتش در باره زمینه سازی نسل کشی محاكمه خواهد شد.

احمدى نژاد یک جنايتكار است

همچنین سناتور لئونارد لنس، عضو مجلس سنای آمریكا، احمدی نژاد را یک جنایتكار نامید و هرگونه مذاكره با او را بیهوده دانست.

وی گفت احمدی نژاد رئیس جمهور رژیم تهران فردی خطرناک است. این عنصر جنایتكار خواهان محو اسرائیل شده است. مذاكره با چنین فردی راه به جایی نمی برد.

125 :: توسط خوشحال حوشحالان در 2008-09-24 15:14

بنده بطور کامل همه کامنتها
رانخوانده بودم الان چشمم افتاد
به کامنت ببر تنها که از من

نام برده بود و بخیال خود
کمی مرا مسخره و منتر
کرده بود!؟ جناب ببر تنها
بارها گفته ام و بار دگر میگویم

سال قبل یا شاید هم دوسال قبل
تو بدلیل چیزهایکه از بنده آموختی
ایده یکی بودن مانی و زیتون
را مطرح کردی و بنده هم

با کمال شهامت و بدون ترس از
هوچی گری سلطنت طلبان
شروع به افشاگری درمورد مانی
و دلایل زیتون بودنش کردم

که ناگهان در این بین تو با
نهایت رزالت خنجری از پشت
بر من فروکردی و همه چیز
را رها کرده و رفتی و قضیه
کی بودکی بود من نبودم!؟ را

اجراکردی حال کارت بجایی
رسیده که همدست زیتون شده ای و
مرا به استحزا میگیری که البته
در این بین عرض خودمیبری و
زحممت ما میداری

124 :: توسط anti todehie در 2008-09-24 14:38

khafe sho mozdor!!?? nokar roseyeh, ahmadi nejad mekhad ba amrica rabeteh 30ya30 bar gharar keneh , ama az tars mozdoran roseyeh msleh to jorat nmikhoneh

123 :: توسط خوشحال خوشحالان در 2008-09-24 13:59

امروز سی ان ان بود احمدی نژاد و
انگار نه انگار صدو هشتاد کشور دیگر
سرانشان در سازمان ملل گرد امده اند

اولا چهل دقیقه تمام سخنرانی اش را
کامل و زنده پخش کرد و تازه عجیب
تر اینکه مک کین بنده خدا بعد از ماه ها

جلسه پاسخ و پرسش مطبوعاتی داشت
اما سی ان ان دایم میز و صندلی خالی
که احمدی نژاد بنا بود با مطبوعات

پاسخ و پرسش داشته باشد را نشان
میداد !!!؟ یعنی کاندید ریاست
جمهوری امریکا کشک ....تازه دمبدم

سی ان ان تبلیغ میکرد امشب
لاری کینگ مشهور یکساعت با
احمدی نژاد مصاحبه خواهد
داشت و عجب روزی بود برای

مردم دنیا که بفهمند استقلال
واقعی ایران چه لکه ننگی است
برای رهبران نوکر صفتشان که
اصلا گم و گور میشوند وقتی

ارباب بزرگشان گرفتار میشود
سرکوزی و براون و حتی روس
و چین را کسی سخنرانی اشان
را ندید فقط بوش و احمدی نژاد

را دیدند و تمام

122 :: توسط Atoosa در 2008-09-24 05:02

يکسالگيهات ميخوندمت. بعدتر فيلتر شدی و گم شدی توی هزارتوها و حالا که مدتيه پيدات کردم خوشحالم که هستی و خوشحالم که مينويسی. تولدت مبارک......

121 :: توسط Atoosa در 2008-09-24 05:02

يکسالگيهات ميخوندمت. بعدتر فيلتر شدی و گم شدی توی هزارتوها و حالا که مدتيه پيدات کردم خوشحالم که هستی و خوشحالم که مينويسی. تولدت مبارک......

سلام و درود و خسته نباشی و خیلی باحالی و دمت گرم و دلت شاد و حالت خوب و ارادتمندیم و مخلصیم و ... و همه آرزوهای خوب تقدیم تو باد./ راستش زیتون جان هر چی فکر کردم که در ششمین سال نوشتنت چی بنویسم، دیدم که هر چی بگم فقط خودم رو خراب کردم، چراکه وقتی به دو سه سال اخیر نگاه می‌کنم، می‌بینم که اینجا از معدود جاهایی است که متن‌هایش را با دقت می‌خوانم و همیشه هم حال می‌کنم و برای خیلی‌ها هم تعریف می‌کنم (کمی هم قبطه می‌خورم) ، مخلص کلام هر جا هستی در کنار خانواده و کامپیوترت شاد و سلامت و پیروز باشی ./ ارادتمند ؛ ح.س

119 :: توسط neda در 2008-09-24 00:29

ye 5 sali hast ke moratab weblogetuno mikhoonam.tavalodet mobarak.shirin minevisin.omidvaram hamchenan por energy edameh bedin

118 :: توسط رضا در 2008-09-23 23:52

تبریک
توی این چهار سالی که وبلاگ‌خون بودم و هستم زیتون همیشه به‌ترین بوده و هست. بعضی از مطلباتون جزئی از خاطراتم شدن به خصوص عکسایی که اینجا گذاشتین ( مث mullaburger ). سبک نوشتنتون خاصه و یکی از پیامبرای اولولعظم عرصه‌ی وبلاگ‌نویسی هستین ( با شماره گذاشتن برای مطلبا و به خصوص شعرایی که قبلنا اول هر پست می‌ذاشتین). دو سه مورد از نوشته‌هاتون ( اون مطلبتون درباره‌ی مردن حاج‌خانوم و رفتنش به بهشت یکی هم سخنرانی جرج بوش برای مردم همیشه در صحنه‌ی آمریکا) جزء به‌ترین مطالب طنزی بوده که خوندم. (باور کنین اینا هیچ کدوم هندونه نیستن). خلاصه‌ش این‌که امیدوارم همیشه‌ی همیشه (حداقل تا 60-70 سال دیگه ) بنویسن و ماها هم بیایم اینجا و مطالبتومو بخونیم. ببخشید که طولانی شد و یه کم رسمی.
بازم تبریک.

117 :: توسط مامان و بابا و دخترشون در 2008-09-23 23:51

سلام زیتون جان خوش به حالت که تونستی همچنان با اسم زیتون مرتب بنویسی این باباآقای ما تا اسم این مسابقه پرشین بلاگ رو شنید من و مامانم رو هم به درد خودش گرفتار کرد سه سل پیش که وبلاگ ما رو به عنوان بهترین انتخاب کردند و یهو سر از مراسم در اوردیم و کلی عکس و ...اره ای کاش کسی ما رو نمی شناخت ادم اون جوری راحت تر می تونست بنویسه الان که چند ساله وبلاگ ما داره خاک می خوره امسال که دوم دبیرستانم و می خوام فعال باشم مجبورم تو یه وبلاگ دیگه با یه اسم دیگه بنویسم سرت رو درد آوردم تولد وبلاگت مبارک

116 :: توسط رامین در 2008-09-23 22:24

درود - سال ديگه همين موقع بايد بری مدرسه يعنی وقتی هفت سالت شد !! معلومه با کامنت های اينها خيلی حال کردی که گذاشتی اينجا و اونهايی که لينک بهشون ندادی نخواستی براشون تبليغ کنی شايد چون يه کمی مستهجن بودند !! ما رو هم که اصلا آدم حساب نمی کنی :) ولی بدون که من شخصا از اکثر نوشته هات لذت می برم شايد به خاطر اون شم طنزی که داره و بی دليل نيست که اسمت بعضا سر زبونها افتاده ولی اخيرا فکر کنم اون دل و دماغ سابق رو نداری تو هم مثل بقيه وبلاگيست ها بعضی موقع افسردگی می گيری و بعضی موقع دوباره سر وجد می يای بهر حال اميدوارم که هميشه سر حال و شاد باشی بهمراه همسرت سيبا و اگر اشتباه نکنم پسر کوچولوت !! بای

115 :: توسط فرزانه در 2008-09-23 19:24

سلام رفیق قديمی :*

شش سالگيت مبارک. فکر کنم قدمت دوستيمون هم همين اندازه باشه. يادمه وبلاگتو ماههای اول مهاجرت پيدا کرده بودم، توی اون روزهای سخت واسم شده بودی يه همدم مهربون. هر روز بهت سر ميزدم و دلم کلی شاد ميشد با نوشته هات. هنوزم ميتونم بگم تقريبا روزی نيست که بهت سر نزنم. اميدوارم هميشه باشی باهامون.
قلمت سبز، لبت پرخنده، دلت شاد، تنت سالم و جيبت پر پول :)

114 :: توسط خوفناک تر در 2008-09-23 15:01

این الی ویزل که در شش
سالگی در زندانهای مخوف نازیها
بوده و پدر و مادرش را از
دست داده در جمع مخالفان
احمدی نژاد فریاد میزد که

احمدی نژاد را دستگیر کنید
و بزندانش بیاندازید چرا که
ویرا در زمان نازیها دیده و
چهره اش را فراموش نمیکند

البته شوخی نمیکند اما جایزه
نوبل را الکی نگرفته !؟ و عجیب
هم نیست که با بوش و سرقوزی
و بلیر و براون و ...دایم نهار
و شام میخورد .... بابا یک همبرگر
هم با احمدی نژاد بخور و باهاش

گفتگو کن تا ببینی این همه
شعار دروغین علیه وی نوشته
و گفته اند همه اش کشکه

113 :: توسط خوفناک در 2008-09-23 14:52

احمدی نژاد فردا در سازمان ملل
سخنرانی خواهد کرد و خدا پشت و
پناه این گوهر تابناک تاریخ ایران
باشد که استقلال ایران را در این

چند ساله برخ همه دنیا کشید
و چه پر تلئلو و درخشان ... اما
در باره هوار هوار جمعی از
یهودیان امریکا و چند چهره

خود فروخته اپوزیسون که اینبار
نه مطبوعات نه رادیو تلوزیونها
بانها عنایتی داشتند چرا که امریکا
علاوه بر قشقرق انتخابات با

سرسامی از ورشکستگی اقتصادی
روبروست که دلهره عاقبت نکبت
بارش بدتر از فروپاشی شورویست
و این چند ماه اینده معلوم خواهد

شد که ایا معجزه ایی !! اتفاق خواهد
افتاد و امریکا اوضاعش بده سال قبل
یعنی دوران کلینتون بر میگردد یا
خیر انچنان رو بسقوط خواهد رفت

که بنگلادش و افغانستان شرایطشان
بهتر از امریکا خواهد بود٬ بنده که
کوچکترین شکی ندارم و موجزه ایی
هم نمیبینم

اگر اریل شارون برگشت از اغما
بنخس وزیری !؟ حتما اقتصاد
امریکا هم نجات پیدا میکند

112 :: توسط مهر در 2008-09-23 14:00

منظورم بي قانون ترين شهر ايران

111 :: توسط مهر در 2008-09-23 13:58

من هم به عنوان يك بچه محل شش سالگي ات را تبريك ميگويم . البته از اين كه ساكن كرج هستي تسليت مي گويم اين كرج هم يك زماني خوب بود اين ۲۰ - ۳۰ ساله به گند كشيده شده . جرم خيز ترين و بي قانئنتريت شهر ايران .

110 :: توسط نگین در 2008-09-23 12:34

زیتون عزیز خیلی دوستت داریم تولدت مبارک


_________♥♥♥♥♥♥♥♥__WE LOVE YOUٌ_♥♥♥♥♥♥
_______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_____♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥____♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_____♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥_♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_____♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_______♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
____________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
______________♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
_________________♥♥♥♥♥♥♥♥♥
__________________♥♥♥♥♥♥
___________________♥♥♥♥
___________________♥♥

109 :: توسط هلندی سرگردان در 2008-09-23 03:25

اه من یه بار ارسال کردم!چرا دوبار اومد؟:-/

108 :: توسط هلندی سرگردان در 2008-09-23 03:19

اه من یه بار ارسال کردم!چرا دوبار اومد؟:-/

107 :: توسط هلندی سرگردان در 2008-09-23 03:14

وای چقدر نوستالژیک شد این پست!زیتون عزیزم!توی این مدتی که من اینجا رو می خوونم(باید یه 5-4 سالی شده باشه)بارها شده غر بزنم بگم اه..این زیتون چقد خاله زنک شده مثلا!ولی بازم فرداش میومدم چک کنم ببینم چی نوشتی!(والله من یک کم گند , اخلاقم!!!)یعنی به قول الیزابت بلندی های بادگیر عشق من به تو مثل صخره ایی هست که روش ابستادم هس!با باد بارون و تغییر فصل ها عوض نمی شه!نه مثل عشقم به ادگار! که مثل برگ درخت هاس!:D

106 :: توسط هلندی سرگردان در 2008-09-23 03:10

وای چقدر نوستالژیک شد این پست!زیتون عزیزم!توی این مدتی که من اینجا رو می خوونم(باید یه 5-4 سالی شده باشه)بارها شده غر بزنم بگم اه..این زیتون چقد خاله زنک شده مثلا!ولی بازم فرداش میومدم چک کنم ببینم چی نوشتی!(والله من یک کم گند , اخلاقم!!!)یعنی به قول الیزابت بلندی های بادگیر عشق من به تو مثل صخره ایی هست که روش ابستادم هس!با باد بارون و تغییر فصل ها عوض نمی شه!نه مثل عشقم به ادگار! که مثل برگ درخت هاس!:D

105 :: توسط Nazi در 2008-09-23 02:22

ja må zeyton leva...ja må zeyton leva...ja må zeyton leva uti 100 år, javisst ska hon leva, javisst ska hon leva, jag visst ska hon leva uti 100 årrrrrrrrrr

104 :: توسط شهربانو در 2008-09-23 01:08

زیتون رو خیلی دوست داشتم و باز زیتون رو خیلی دوست دارم چه راحت کلیک می کنم و گاهی هم با صدای بلند می خوانم و کیف می کنم . تو زیتون برای من خاطره ای خوش هستی. لذت وبلاک خوانی هستی
خیلی دوستت دارم . همیشه باشی و بنویسی
سالگرد شش سالگی زیتون مبارک

103 :: توسط دانشجوی شماره ۲ در 2008-09-22 22:58

بیادم میاید یک بار یکی از خوانندگان گفت زيتون اوليويا فالاچی دنيای وبلاگ فارسی است ..
„¸¨°º¤ø„¸¸„ø¤º°¨¸„ø¤º°¨
¨°º¤ø„¸ اولیویا ¸„ø¤º°¨
¸„ø¤º°¨ فالاچیº¤ø„
¸„ø¤º°¨¸„ø¤º°¨¨°º¤ø„¸¨°º¤ø
جه درست گفت زیتون ۶سالگیت مبارک باد


102 :: توسط متن تبدیل شده در 2008-09-22 22:23

--------------------------------------------------------------------------------
متن تبدیل شده:

توسط متولد ۱۳۵۷ در ۱۳۸۷-۰۷-۰۱ ۱۷:46
سلام
ميخواستم نفر sadom باشم كه نظر ميدم ولى احتمالا ميشه صد و يك يا دو يا سه
منم بهت تبريك ميگم ،

خيلى وقتها پيش خودم tahsinet كردم و قبطه خوردم به اين همه پشت كار و اينكه بد از چند سال از اين دنياى وبلاگ خسته و delzade نشدى ، يا شايدم شدى ولى خوب هنوز enghdar انكيزه دارى كه مينويسى

دمت گرم ، ادامه بده ، منم اينجا زياد كليك ميكنم هم واسه نوشته هاى خودت هم واسه linkaye كنار صفحه كه
ببينم كى up كرده كى up نكرده
ادامه بده باز هم بنويس و

دلسرد نشو از يك سرى آدمِ بى فرهنگ كه گاهى hoselato سر مى برن ولى خوب يادت باشه كه دنياى وبلاگ دنياى faramooshie ، kaafie كه چند ماه ننويسى ، كم كم فراموش ميشى ، اينه كه وقتِ تو بيشتر بذار براى khanevaade كه اين دنياى مجازى دنيا ajibie !

يك برِ ديگه هم تبريك و
موفق باشى، يكى از khobiaye ديگ كه تو دارى اينه كه به وبلاگ نويس هاى جديد حال ميدى و weblogeshono معرفى ميكنى به بقيه كه اين كاره خيلى خوبى گرچه خيلى وقت و حوصله مى خواهد ، ممنون و خسته نباشى واسه همه لينك ها همه مطالب همه عكس ها و همه bikhabia .....

101 :: توسط متولد ۱۳۵۷ در 2008-09-22 17:46

salam
mikhastam nafare sadom basham ke nazar midam vali ehtemalan mishe sad o yek ya do ya se
manam behet tabrik migam ,

kheili vaghta pishe khodam tahsinet kardam va ghebte khordam be in hame poshte kaar va inke ba'd az chand saal az in donyaaye weblog khaste va delzade nashodi , ya shayadam shodi vali khob hanooz enghdar angizeh dari ke minevisi

damet garm , edame bede , manam inja ziad klick mikonam ham vase neveshtehaye khodet ham vase linkaye kenare safhe ke
bebinam ki up karde ki up nakarde
edaame bede baaz ham benevis va

delsard nasho az yek seri adame bi farhang ke gaahi hoselato sar mibaran vali khob yaadet bashe ke donyaaye weblog donyaaye faramooshie , kaafie ke chand maah nanevisi , kam kam faramoosh mishi , ine ke vaghteto bishtar bezar baraye khanevaade ke in donyaye majazi donyae ajibie !

yek bare dige ham tabrik va
movafagh bashi, yeki az khobiaye dig ke to dari ineke be weblog nevis haaye jaded haal midi va weblogeshono moarefi mikoni be baghie ke in kare kheili khoobie garche kheili vaght va hosele mikhad , mamnoon va khaste nabashi vase hame link ha hameye mataleb hameye aks ha va hameye bikhabia .....

100 :: توسط مانی خان در 2008-09-22 12:23

من به احمدی نژاد رای میدهم

هموطن

در این برهه از زمان که ایران احتیاج به همدلی و همفکری ما دارد ، بر همه ی ما واجب است که دست به دست هم بدهیم تا دوباره احمدی نژاد برای ریاست جمهوری ایران انتخاب شود.احمدی نژاد از اول انقلاب تا به اکنون صادق ترین رئیس جمهور ایران بوده است.بازرگان با آنکه تقریبا 99 درصد مردم با ریاست جمهوری او موافق بودند بجای اینکه از قدرت خود استفاده کند از حکایات ملا نصرالدین برای رفع ورجوع مشکلات مملکت استفاده مینمود .آقای بنی صدر که با ارای مردم به ریاست جمهوری یا اولین رئیس جمهور منتخب مردم بود هیچوقت نگفت که چگونه و از طریق چه کسی یا کسانی در مسیر امام خمینی قرار گرفت و وارد معرکه انقلاب شد، دوست حجاب شد و دانشگاه بدستش کباب شد. مرحوم رجائی که مرحوم بود و شد، فرقی نمی کرد.رفسنجانی که از پدرش یکدانه پسته به او رسیده بود و با سد سازی در مقابل مردم و در مسیر رودخانه ها باعث شد یک یکدانه پسته اش با کمک پسرانش به چندین برج سربه فلک کشیده و چندین هزار درخت پسته ثروتمند ترین رئیس جمهور نفت فروش جهان شود هم ،وقت رسیدگی به امور دولتش را نداشت. میماند سید خندان آقای خاتمی جون که هشت سال آزگار مردم را سر کار گذاشت باعث شد که بچه های روشتفکری که در دستگاه های حکومتی تقیه میکردند و خود را رو نمیکردند بخاطر گل روی ایشان تقیه را کنار بگذارند و انگولکی و نوری هرچند ضعیف به تاریک خانه اشباع بتابانند و خود را با گلوله و کتک و زندان و تبعید گرفتار کنند . و ایضا دانشجویان و استادان و نویسندگان فضای باز ایشان را با فضای باز شاه اشتباهی بگیرند و طناب آلوده شوند و دانشجوئی که یک پیراهن خونین دانشجوی دیگری را پیدا کرده بود و سر دست میگرداند تا صاحبش پیدا شود را به بدبختی و شکنجه و فرار وادار کند
هموطن. شما با انتخاب دوباره احمدی نژاد مشت محکمی به دهان کسانی میزنید که حقیقت این حکومت را زیر عبای مرمرینشان پنهان کرده بودند و به تحمیق شما دست میزدند
احمدی نژاد با صداقت تمام تا به حال ثابت کرده که از قماش آنان نیست و راست و حسینی ماهیت این حکومت را نشان داده است
احمدی نژاد ثابت کرده است که شما ملت غیور ایران احمق نیستید و ثابت کرده است که عده ای احمق بر شما حکومت میکنند

با رای دادن به احمدی نژاد از پیروز شدن شارلاتان ها ئی چون خاتمی جون جلوگیری میکنید

هموطن .من به احمدی نژاد رای میدهم .شما هم

99 :: توسط مانی خان در 2008-09-22 12:21

درود بر تو زن ایرانی که با نوشته هایت نشان دادی که خودت به خودت آزادی داده ای و منتظر نشده ای که به تو عطا کنند

همینطور که تا به حال ندیده ام یک کلمه هم درمورد همسرت بنویسی که موافق تو هست یا نیست نسل شما شاید نتواند خودش را از زیر بار این دجالان رهائی بخشد ولی مطمئن هستم فرزندانی که شما تربیت خواهید کرد کاوه های آهنگر خواهند بود

98 :: توسط ببر تنها در 2008-09-22 11:59

خب ايام مباركي است اين روزها،شبهاي قدر و ضربت و شربت و اين حرفها نانا هم كه پينك شد و فهميديم تونسته يه جاخالي به جناب آيك بده! تولد زيتون هم هست و ما هم كه تبريكمون رو گفتيم و حالا با خيال راحت مطلبمون رو مينويسيم!
اول اينكه زيتون جان تو اگر ناراحتي بينايي داري چرا هنگام خواندن و نوشتن از عينك استفاده نمي كني؟ نكنه خودت همان فضولباشي هستي؟ او هم ظاهرن كيبوردش حرف "ب" را ندارد و بجاي آن "پ" تايپ ميكند!! در اينجا هيچ چيز غير ممكن نيست.
و يا اينكه اصولن با حرف "ب" مشكل ديرينه داري كه آنرا "پ" و "ي" ميبيني؟ شايد هم با پير ها بيشتر مانوس هستي تا با ببرها؟
بگذريم هرجور مي پسندي مرا بنام. برويم سراغ مطلب اصلي كه درباره كل حسين خان درخشان ديوث است!
با پوزش از يار عزيزش زيتون!
" كلنگ" در پست آخرش نوشته:" حسین درخشان عزیز، پدرخوانده وبلاگ فارسی‌، آقای شرف و وجدان‌، تا همین دو سال و نیم پیش در وبلاگ‌اش می‌نوشت احمدی‌نژاد مریض روانی است و موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش به خاطر این است که در بچگی به او تجاوز جنسی شده:" بعد براي اثبات اين گفتش گوشه اي از پست مورخ 13 دسامبر 2005 درخشان رو آورده كه چگونه كل حسين خان احمدي نژاد را فردي عقده اي و رواني معرفي ميكند.

بعد همين ادم يعني درخشان در لينكدوني 18 سپتامبر 2008 مي آورد :
" احمدی نژاد: حرف مشايي حرف دولت است.
آقا از این مردتر و شجاع‌تر توی تاریخ معاصر این مملکت بجز خمینی نداشته‌ایم"
اينكه احمدي نژاد گماشته اي در سيستم برنامه ريزي و سياست گذاري جمهوري اسلامي است از هيچ چشم تيزبيني پوشيده نيست همانگونه كه نمايش سخنراني مشايي و ايستادگي احمدي نژاد در كنارش چيزي جز يك برنامه از قبل هماهنگ شده براي فريب مردم و حيله انتخاباتي و القاي اينكه احمدي نژاد فردي مستقل و جوانمرد است كه در صورت مخالفت روحانيون هم باز در كنار يارانش مي ايستد، نيست. در واقع اينجا حسين درخشان در كنار حاكميت و در راه سركوب و غارت ملي با غارتگران يكصدا شده و سعي در فريب خوانندگانش دارد. خب هويت و شخصيت درخشان چيز پنهاني نيست و از او توقع ديگري هم نبايد داشت اما مشكل اينجاست كه چگونه ميشود يك چنين فردي با چنين راه مشخصي در زمره دوستان عزيز زيتون ( زيتون اينرا بارها اعلام كرده) قرار بگيرد؟؟ و از طرف زيتون اعلام شود كه :درخشان فردي مستقل و دور از هرگونه وابستگي است!!!!؟؟؟
آيا شما ميتوانيد جوابي به اين سوال من بدهيد؟

97 :: توسط بایرامعلی در 2008-09-22 01:41

زیتون عزیز
ششمین سال نوشتن وبلاگ مبارک. امیدوارم روزی باشه که شصتمین سالش رو جشن بگیری ما هم بیاییم و کیک بخوریم و بادکنک بترکونیم و حرکات موزون انجام بدیم
شاد و پیروز باشی :))

96 :: توسط بایرامعلی در 2008-09-22 01:41

زیتون عزیز
ششمین سال نوشتن وبلاگ مبارک. امیدوارم روزی باشه که شصتمین سالش رو جشن بگیری ما هم بیاییم و کیک بخوریم و بادکنک بترکونیم و حرکات موزون انجام بدیم
شاد و پیروز باشی :))

95 :: توسط همستر در 2008-09-22 00:05

زیتون جان عزیزم شش سال مطلب نوشتی ولی بدون شصت سال خوانندگانت رو اعم از با ادب و بی ادب جلو بردی. حتما ادامه بده عزیز

94 :: توسط ali1515ir@yahoo.com در 2008-09-21 20:48

سلام
تبريک
خدا نگهدار

93 :: توسط در 2008-09-21 17:49

دختر عزيزم!

خسته نباشي! من چند سالي است كه نوشته هايت را با علاقه ميخوانم( و از طريق لينكهاي تو نوشته هاي ديگر جوانان اين مرز و بوم را).خوشحالم كه نسل امروز ميهن ما با زباني ساده و صريح از آمال و آرزوهاي خود حرف مي زند.باشد كه چون تو بينديشند و ما شوند. "ما" نه نسل ما كه "ماي" نسل خود شوند. سرافراز باشي

92 :: توسط حميد پوريان در 2008-09-21 17:17

پيوند به «نشريهء سه پنج» ـ دربارهء سانسور و فيلترينگ (پی.دی.اف)>>>>
www.newsecularism.com
در اين تبعيد فرهنگي...‏‎‎

گفتگو با اسماعيل خوئی

دربارهء انتشار کتابی از او در ايران

حدود بيست سال پيش، دکتر اسماعيل نوري علا بر اين عقيده بود که چنين کاري [انتشار کارهای تبعيديان، در ايران] روا نيست و ‏چنين کاري را به خوردن همزمان از توبره و آخور مانند مي کرد: مگر مي شود که از آسايش و آرامش و امنيت ‏پناهندگي برخوردار باشي و کارهايت در ايران چاپ شود؟‏ چنين تضادي در ذات خودش بسيار شگفت انگيز است و سوال ديگري که مطرح مي شود اين که اگر انساني به ‏راستي يک پناهنده سياسي باشد چه طور آثارش در ايران چاپ مي شود؟.. حقيقت اين است که من نيز در سال هاي آغازين چنين مي انديشيدم. اندک اندک اما پرسشي براي من پيش ‏آمد که آيا ما با مردم و فرهنگ خودمان سر جنگ داريم يا جنگ ما با فرمانروايي است؟ پيداست که ما با مردم و ‏فرهنگ خود سرجنگ نداريم.‏..
...
چند مقاله دربارهء «رضا شاه شناسی»

اندر مقوله‌ء «تلاش» دربارهء سردارسپه «رضاشاه کبیر»

(منوچهر تقوی بيات)

نقد یا نفی؟ (پیام جهانگیری)

اندر فواید خاموشی! (مینا ایرانی)

چندی است که سايت «روزنامک»، به سردبيری مسعود لقمان، دست به انتشار مقالات گوناگونی دربارهء تاريخ معاصر ايران زده و از جمله مطالبی را در مورد رضاشاه پهلوی منتشر کرده است. اخيراً آقای منوچهر تقوی بيات نامه ای را خطاب به آقای مسعود لقمان در سايت «ايران شناخت» منتشر کرده است که تاکنون دو پاسخ را از جانب آقای پيام جهانگيری و خانم مينا ايرانی (که احتمالاً نام مستعار است) برانگيخته است. از آنجا که، جز آقای تقوی، سه تن ديگر اين گفتگو جزو جوانانی هستند که در ايران زندگی می کنند و لحن و نوع خطابشان ويژگی جالبی دارد، خوانندگان سکولاريسم نو را به خواندن اين سه مقاله و نيز به آشنائی با روزنامک دعوت می کنيم.
...

91 :: توسط khodam در 2008-09-21 16:57

اين عکسها رو لطفا نگاه كنيد، اون وقت ديگه بعدا نپرسید كه چرا آخوندها مملكت رو به باده گا دادن.
تا اين گاو و گوساله ها رو رژيم ايران داره معلومه كه هيچ غمى هم نداره.
من نميدونم اون زنيكه با اون ابروى جنده مابش ديگه قران به سر گرفتنش چيه.

http://news.gooya.com/didaniha/archives/2008/09/076778.php

90 :: توسط admin در 2008-09-21 14:10

سلام
من از این 6 سال که نوشتی نزدیک به 1 سال مشتری بودم
خوشحالم که پیدات کردم.
بنویس که خیلی قشنگ مینوسی.
موفق باشه

89 :: توسط hossein در 2008-09-21 13:45

متاسفانه دیر به زیتون رسیدم اما از آن زمان میهمان دایمیش بوده وهستم و شادمان امسال منهم تولد شش سالگی زیتون را میتوانم تبریک بگویم
تولدت مبارک

88 :: توسط نوازنده دوره گرد در 2008-09-21 13:14

تبريک ميگم....من خيلی وقته که مشتری نوشته هات هستم....ادامه بده !.

87 :: توسط کوردو در 2008-09-21 11:22

واقعا که زیتونی اونم از نوع پرور د ه ش - شش سالگی بلاگت میمون!

86 :: توسط Dariushagha در 2008-09-21 11:02

دوست و مبارز عزیزم زیتون

من شاید یکی از قدیمیترین مشتری شما هستم و میخواهم بگم که واقعا چه آدم پر مغز و باهوشی هستی...اگه یادت باشه چند دفعه هم ازت خواستگاری هم کردم ولی خوب چون زن دارم میسر نشد.

شیوه نوشتهای شما... آنقدر روان و شیرینه که بعضی وقتا حسودیم میشه از کسانی که در زندیگیت هستند...و بطور خیلی لذت میبردندحتم آنها از مصاحبت با شما لذت میبردند.... حالا یک بامزه بگم... چند روز پیش با دوستی حرف میزدم و بی اختیار گفتم که آره دوستم زیتون میگه فولان سریال مسخرست یا فولان جا کنسرت گذاشتند...دوستم پرسید ناقلا زیتون کیه!!! میرم به زن میگما...خلاصه بدان وقتی از کامپیوتر دور میشم...حرفات توی کله من مثله کتاب پر میشه.من میدونم یکروزی وقتی کشورمان از عنکبوتهای اسلامی خلاص بشه...کتابت بیرون میاد...بنام....من زیتونم. دوستت دارم.

85 :: توسط dordooneh در 2008-09-21 09:19

چقدر کامنت (محمد)ققنوس، لب کلام بود ! به دلم سخت نشست...

بسمه تعالی

خدا لعنتت کند زن!
اين شش سال بر من شصت سال گذشت

نوشته هايت از نيش مار غاشيه هم برايم گزنده تر است

يه چيزی را بيا در گوش ات بگم... من هيچوقت فکرنميکردم زنی پيدا بشود که بتواند بيشتر از بتول مرا بچزاند ولی خداييش تو روی بتول را سفيد کردی در حرص دادن به من پيرمرد

باورکن تحمل نوشته هایت برایم حتی از لواط با رسول خدا هم سختتر است ولی چه کنم که معتادت شده ام زن

تف!

والسلام عليکم و عليک سلام
روح الله الموسوی الخمينی
وسط آغوش مبارک و بدبوی رسول الله (ص)

83 :: توسط رامین در 2008-09-21 00:43

درود - فعلا آخرين کسی که تبريک می گه :) من عادت دارم هر جا می رم وبلاگ می خونم يه نظرم می دم اينو به در می گم ديوار بشنوه :)

82 :: توسط وب - آ - ورد در 2008-09-21 00:15

تبریک
با بهترین وب - آ - ورد در اینترنت!

81 :: توسط مازیار در 2008-09-20 23:39

خوشحالم که مینویسی. تو آدمی هستی که روی اطرافت اثر میذاری. از نزدیک نمیشناسمت ولی از وبلاگت اینطور معلومه. مثل اوندفعه که طرف راه پیاده رو رو بسته بود و رفتی باهاشون صحبت کردی و بعدش طرف اومد معذرت خواست. یا اون بار که توی فروشگاه از صدای بلند ناخوشایندی که پخش میشد ناراحت بودی و رفتی با مدیر فروشگاه صحبت کردی و بعدش با کادوی یکی از خانم های فروشنده سورپریز شدی.

اینجا نوشتنت این ویژگی قشنگ و لذت بخش و سازنده رو به بقیه هم سرایت میده، و خوندنش به رشدش در من کمک میکنه.

مرسی.

80 :: توسط توحید در 2008-09-20 18:46

زیتون عزیز
ممنون برای همه چرت و پرت های قشنگ و خواندنیت.
پایدار باشی و سبز

79 :: توسط niki در 2008-09-20 18:12

سلام منم تبریک می گم و امیدوارم که صد ساله بشی فقط زیتون جان سوالهایی که خیلی وقتها برام مطرح شده و می خوام صادقانه ازت بپرسم ماهیت وب لاگ تو واقعیت نگاری هست همون شش سال پیش که اینقد وب سایت نبود تو جزو کسانی بودی که هوشمندانه نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی رو بیان می کردی فکر می کنم خیلیها هم بشناسنت به خصوص که یکبار هم جایزه بردی پس نباید زیاد گمنام هم باشی چطور جرات کردی؟؟و سوال بعدی چطور مزاحمت نشدند تو این دوره کمند ادمهایی به معروفیت تو که در راستای خط مشی دیکته شده عمل نکنند و در داخل ایران باشند و گرد و خاک اونا پریجِ قباشون رو نگرفته باشه .راز ماندگاری و آسیب ناپذیر بودنت چیه ــامیدوارم اپه صلاح میدونی جواب بدی موفق باشی

78 :: توسط niki در 2008-09-20 18:12

سلام منم تبریک می گم و امیدوارم که صد ساله بشی فقط زیتون جان سوالهایی که خیلی وقتها برام مطرح شده و می خوام صادقانه ازت بپرسم ماهیت وب لاگ تو واقعیت نگاری هست همون شش سال پیش که اینقد وب سایت نبود تو جزو کسانی بودی که هوشمندانه نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی رو بیان می کردی فکر می کنم خیلیها هم بشناسنت به خصوص که یکبار هم جایزه بردی پس نباید زیاد گمنام هم باشی چطور جرات کردی؟؟و سوال بعدی چطور مزاحمت نشدند تو این دوره کمند ادمهایی به معروفیت تو که در راستای خط مشی دیکته شده عمل نکنند و در داخل ایران باشند و گرد و خاک اونا پریجِ قباشون رو نگرفته باشه .راز ماندگاری و آسیب ناپذیر بودنت چیه ــامیدوارم اپه صلاح میدونی جواب بدی موفق باشی

77 :: توسط niki در 2008-09-20 18:12

سلام منم تبریک می گم و امیدوارم که صد ساله بشی فقط زیتون جان سوالهایی که خیلی وقتها برام مطرح شده و می خوام صادقانه ازت بپرسم ماهیت وب لاگ تو واقعیت نگاری هست همون شش سال پیش که اینقد وب سایت نبود تو جزو کسانی بودی که هوشمندانه نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی رو بیان می کردی فکر می کنم خیلیها هم بشناسنت به خصوص که یکبار هم جایزه بردی پس نباید زیاد گمنام هم باشی چطور جرات کردی؟؟و سوال بعدی چطور مزاحمت نشدند تو این دوره کمند ادمهایی به معروفیت تو که در راستای خط مشی دیکته شده عمل نکنند و در داخل ایران باشند و گرد و خاک اونا پریجِ قباشون رو نگرفته باشه .راز ماندگاری و آسیب ناپذیر بودنت چیه ــامیدوارم اپه صلاح میدونی جواب بدی موفق باشی

76 :: توسط مهدی در 2008-09-20 17:23

زیتون جان منم 6 سالگی وبلاگت را تبریک می گم. ولی زود شوهرش دادی ها!
لااغل می زاشتی 9 سالش می شد بعد.....
تو هم واسه همه خواننده هات مهمی و هم واسه دوستات مهم.

سالگرد زیتونستان مبارک.


--------
شرح کلیه فضائل و مناقب حضرت زهرا و زینب در وبلاگ بنیاد یا زهرا
zahra-zeynab.blogspot.com

74 :: توسط حميد پوريان در 2008-09-20 17:09

داستان محمود و منوچهر و برادران و خواهران عقيدتی شان >>>>

www.newsecularism.com
يادداشت های هفتگی شکوه ميرزادگی

نسرين ستوده و جايزه ی حقوق بشر ايتاليا

حمله به ايران به وسيله ی طراحان اسپانيايي

زنان در جايگاه های مهم اداره جهان

مراقبت حکومت اسلامی از زن های ارتش کره

زن ها احمدی نژاد بيچاره را کباب کردند

...
و فصلی از کتاب در دست انتشار

« چهره های بزرگ جنبش زنان آمريکا »

اين هفته: ويکتوريا وودهال

اولين زنی که نامزد رفتن به کاخ سفيد و رسيدن به پست رياست جمهوری ش
...
زن ايرانی در ميانهء سنت و مدرنيسم
بيژن عبدالكريمی

زن روشنفکر ايراني بايد دريابد که در جوامعي چون ايران، با توجه به شرايط کنوني، چنانچه نهاد خانواده متزلزل يا تخريب شود، علاوه بر آنکه حقوق همهء اعضاي ديگر خانواده، يعني مرد و از آن مهم تر فرزندان قرباني خواهد شد، حقوق زنان نيز به‌طور مضاعف و غيرانساني تري پايمال خواهد شد و زن به ابزاري در خدمت پول و شهوت تبديل خواهد شد. در جوامعي همچون ايران، با توجه به تماميت و ساختار اجتماعي کلي جامعه، زن تنها در پناه نهاد خانواده از شأن نسبي انساني خويش برخوردار خواهد بود. با ويران شدن نهاد خانواده، شرايط نه ‌تنها بهتر نمي‌شود، بلکه نقض غرض نيز خواهد شد و زنان و دختران ما در خارج از نهاد خانواده به شأن انساني تري دست نخواهند يافت، چنانكه امروز متأسفانه شاهد نشانه هايي از تنزل شأن انساني زنان در جامعهء خويش هستيم.
...
آيا عبور ضرورت نيست؟

(در تأييد نظر بيژن عبدالکريمی)
زهرا زواريان

واژهء «سالار» اين روزها ديگر کاربردي ندارد. در عمل هم مي‌بينيد انگار کسي ديگر سالار کسي نيست! به قول بانوان محترم، قله‌هاي رفيعي را زنان فتح كرده‌اند. مديريت‌هاي کلان علمي، اجتماعي، سياسي و... به دست زنان اداره مي‌شود. بخش مهمي از دانشجويان و فارغ‌التحصيلان دانشگاهي از زنان‌اند. دختران سالاري پدران را در صندوق ‌خانه‌هاي مادر بزرگ‌ هايشان دفن کرده‌اند و با تمام قدرت و شتابان در صدد فتح قله‌ هاي رفيعي از مدارک تحصيلي و موقعيت‌هاي شغلي هستند. کمتر رشته و تخصصي است که زنان راه به آن باز نکرده باشند و کمتر خانواده‌اي است که دختر يا دخترانش آستانهء بلند و رفيع دانشگاه را نگشوده باشد.
...

73 :: توسط ببر تنها در 2008-09-20 16:02

حدود يك هفته است كه از طوفان آيك ميگذره ولي از نانا خبري نيست؟؟‍‍!!

72 :: توسط پویا در 2008-09-20 15:41

زیتون جان ! تولد زیتون مبارک !
امیدوارم این زیتون ـ که مثل خود زیتون واقعیه وبه درد همه چی می خوره ـ همیشه زیتون بمونه .

روزت زیتونی !

71 :: توسط eric در 2008-09-20 15:27

خوب خوب ...رفیق قدیمی شش سال شد ... من 5 سال اینجا رو میخونم .. میدونی اوایل ایران اومدنم بود ...مریض بودم و شبها بیدار میشستم یا میرفتم توی کمد رختخواب تا صبح بیدا به در خیره میشستم ...تو شدی یکی از رفقای ما بعد دوباره رفتم ...بعد از شش ماه در رفتم برگشتم ایران که برای من یکی امن ترین جا بود و زیتون شد رفیق غار ما ...میدونی امروز شبات و منهم همینطوری پرسه میزنم اومدم بهت بگم ما بن عبری ها اعتقاد داریم خون خون رو میکشه ..دلیل اینهمه انس الفت ما فقط خونه شاید چیزه دیگه بهرحال زیتون و سیبا و فینگل خان و این حیاط خلوت که ما میایم توش تو نیستی ...یه چیزی رویدیوار مینویسم میریم و گاهی هم فحشی میخوریم از به اصطلاح مخالفان این سیستم که به نظر من احمدی نژاد داردسته اش با خوندن این کامنتها بیشتر خوشحال میشن ...زیتون جان باش و بنویس و به تاب تا ماهم انرژی بگیریم

70 :: توسط khaton در 2008-09-20 14:28

فقط میتونم بگم از 82
home page منی حتی با فیل تر شدنت
تولدت مبارک

69 :: توسط کیانوری در 2008-09-20 14:02

حال که زیتون خود بحث را به اینجا
کشاند میگویم. بله شش سال پیش
سلطنت طلبی بنام رضا فاضلی که

از پیری روی بنده را کم کرده!؟ چون
دید برنامه هایش در تلویزیون دارد
میگیرد تصمیم گرفت فعالیتش را در

اینترنت گسترش دهد و در ضمن
میدانست که با ان شکل و قیافه
طرفداری نخواهد داشت این بود که

به شکل یک دختر و یک پسر در
عرصه اینترنت قدوم کثیفش را گذاشت
چهره دختر را زیتون نام نهاد و چهره

پسر را که دگر همه بهتر از من میدانید
شش سالگیت مبارک!!؟

68 :: توسط Marco در 2008-09-20 13:02

تولدشش سالگيت مبارک

67 :: توسط رفیق قدیمی در 2008-09-20 12:16

زیتون جان سلام
تو بگو ببینم این قطره های اشک کنار چشمانم دیگه چه می گویند ؟
گمان کنم اشک شوق هستند با غمی غریب !
با آرزوی تمام خوبیها و نهایت سلامتی و شادی.

و ممنون برای :
این شش سال ِ آزگار...

66 :: توسط ببر تنها در 2008-09-20 12:01

زيتون عزيز
من هم به نوبه خودم تولد وبلاگت رو تبريك ميگويم.
من تقريبن مرتب نوشته هاي شيرينت رو ميخونم در كامنت نويسي هم كم و بيش شركت ميكنم و از بلاگ دوستانت هم كه به آنها لينك داده اي ديدن ميكنم "البته بعضي از اونها رو اصلن نميپسندم"، خب شرط انصاف نباشد كه ما تبريك نگيم.

تولد زيتون مبارك

65 :: توسط کُلُفت در 2008-09-20 11:50

دوستِ بسیار شفیقی داشتم،بنام ِ نیوشا فرهی.اوّلین کتاب فروشی ِ ایرانی را در لوس آنجلس باز کرده بود.نیکوکارترین انسانی بود که دیده بودم و درست مثل ِ من بد دهان بود.هر روز میدیدمش،یکروز خیلی موءدبانه حرف میزد و گفت که بخاطر سالگردِ انقلابِ ۱۷ اکتبر ِ روسیه بمّدتِ یکماه،فحش نمیدهد.
نیوشا،در سال ۱۳۶۵ شمسی،در اعتراض به آمدن حجت السلام خامنه ای که آن موقع رئیس جمهور بود(هنوز امام نشده بود) به سازمان ملل،در تظاهراتی که درلوس آنجلس صورت گرفت،در مقابل دیگران و من
خودسوزی کرد و رفت.

بنده.بخاطر ِ آمدن احمدی نژاد به سازمان ملل،خودسوزی نمیکنم.اما بخاطر ِ توّلد زیتون بمّدت یکماه در این کامنتدانی به کسی فُحش نمیدهم.

توّلدت مبارک.


64 :: توسط حميدرضا در 2008-09-20 11:22

سلام از 82 دارم باهات ميام ومطالبتو ميخونم خيلي حس خوبي بهم ميده

تولدت مبارك

63 :: توسط پنگوئن در 2008-09-20 11:15

فکر کنم سه يا چهار سال از اين شش سال را همراه وبلاگت بودم ... هميشه هم از نوشته هايت خوشم می آمده ... البته يه خورده در اين يک سال اخير از اين احساسم کاسته شده ... شاید در روز تولد وبلاگت مناسب نباشه اما حتمن یک روز دلیلش رو برات می گم ... به هر حال سالروز تولد وبلاگت مبارک باشه ... اميدوارم سال های آينده را بهتر و موفقتر پشت سر بگذاري

62 :: توسط Pish در 2008-09-20 10:12

salam garm az Texas be shoma Zyton aziz, Omid warm salala khob sashta bashi

61 :: توسط ترانه در 2008-09-20 09:49

راستی ميدونی چی دلم ميخواد؟اينکه يک روز توی يک ايران آزاد توی يک روزنامه آزاد ستون مخصوص خودت رو داشته باشی ..وقتی شمعها رو فوت ميکنی بهش فکر کن

60 :: توسط ترانه در 2008-09-20 09:48

راستی ميدونی چی دلم ميخواد؟اينکه يک روز توی يک ايران آزاد توی يک روزنامه آزاد ستون مخصوص خودت رو داشته باشی ..وقتی شمعها رو فوت ميکنی بهش فکر کن

59 :: توسط ترانه در 2008-09-20 09:43

ما هم خوشحالیم که زیتون رو داریم و مرسی که وقت میگذاری و مینویسی. تولدت ۶ سالگیت خیلی خیلی مبارک به اضافه ۶ تا بوس محکم.

58 :: توسط ترانه در 2008-09-20 09:43

ما هم خوشحالیم که زیتون رو داریم و مرسی که وقت میگذاری و مینویسی. تولدت ۶ سالگیت خیلی خیلی مبارک به اضافه ۶ تا بوس محکم.

57 :: توسط گذرگاه در 2008-09-20 09:38

وقتی سالها پیش در نوشته ای زیر عنوان نگاهی به وبلاگ ها از تو به عنوان سیندرلا یاد کردیم نمی دانستیم که این سیندرلا دارد در دامن خود یکی از شاخص ترین طنز نویسان کشورمان را پرورش می دهد. طنازی که شهد است به کام دوستان و شوکران است در جام دشمنان.
تولد وبلاگت مبارک باشد که بودنش یک نیاز است

56 :: توسط گذرگاه در 2008-09-20 09:35

وقتی سالها پیش در نوشته ای زیر عنوان نگاهی به وبلاگ ها از تو به عنوان سیندرلا یاد کردیم نمی دانستیم که این سیندرلا دارد در دامن خود یکی از شاخص ترین طنز نویسان کشورمان را پرورش می دهد. طنازی که شهد است به کام دوستان و شوکران است در جام دشمنان.
تولد وبلاگت مبارک باشد که بودنش یک نیاز است.

55 :: توسط گذرگاه در 2008-09-20 09:35

وقتی سالها پیش در نوشته ای زیر عنوان نگاهی به وبلاگ ها از تو به عنوان سیندرلا یاد کردیم نمی دانستیم که این سیندرلا دارد در دامن خود یکی از شاخص ترین طنز نویسان کشورمان را پرورش می دهد. طنازی که شهد است به کام دوستان و شوکران است در جام دشمنان.
تولد وبلاگت مبارک باشد که بودنش یک نیاز است.

54 :: توسط mar mar در 2008-09-20 07:34

زيتون جان تولدشش سالگيت مبارک.

ممنون ازتمام لحظه های شادوخوبی که برامون خلق کردی.ممنون ازقسمت کردن شادی ها و خاطرات خوبت باما.
ممنون ازدادن فرصت برای نوشتن در کامنت دونيت که باعث آشنا شدن با کلی دوست خوب شد.ممنون از اين که برامون از ايران وزندگيت نوشتی که باعث تسلی دل ماها که دور هستيم بشه.
زيتونی با توو وبلاگت من دوباره عيد شمال رفتم وماه رمضون افطاری. شاید باور نکنی برای منی که تمام دوستام غیرایرانی هستند بودنت چقدر مهم هست.ممنون ازاين که می نويسی.اميدوارم يک روز فرصتی بشه و بتونم تو دوست ناديده ولی خيلی خيلی عزيز و آشنا روازنزديک ببينم.

53 :: توسط naaaanaaa zoooooooola در 2008-09-20 07:17

پتيییاره کشاااافت باز دور ورداشتی؟

52 :: توسط nana در 2008-09-20 07:14

پتياره کسافت باز دور ورداشتی؟

51 :: توسط ملا حسنی در 2008-09-20 06:06

اگر زیتون نبود اسلام هم نبود. روغن زیتون هم نبود. سالاد فصل هم نبود. (امام خمینی)
من زیتون را می شناسم و خودم او را بزرگ کردم. زیتون سرمایه ای است برای وبلاگستان(بازهم امام خمینی)

اگر قرار باشد بین زیتون و جیگر یکی را انتخاب کنید باید زیتون را انتخاب کنید چون هم زیتون است و هم جیگر (مقام معظم رهبری)

همین امروز به من خبر دادند که یک دختر خانمی توی وبلاگش روغن زیتون هسته ای اختراع کرده. حالا این خانم شده وبلاگ نویس هسته ای. هی با اسکورت می برنت و می اورند. (رئیس جمهور محبوب)

زیتون جان تبریک!

50 :: توسط bita در 2008-09-20 06:00

zeiton jon
be andaze hame in neveshteha va ehsasate paki ke baraye too nesar mishe manam migam TAVALODE 6 SALEGI WEBLOGET MOBARAK..eshala hamishe shado salamat bashi va haminjor ba roohiye khob benevisi va ye rozi hame in sakhtiha begzare va ma jashne shadihamono ba ham va dar kenare ham begirim

49 :: توسط man در 2008-09-20 05:08

شش سالگی وبلاگت مبارک، و تعظيمی با تمام وجود

48 :: توسط sorme در 2008-09-20 03:56

خوشحاليم که هستی :×

47 :: توسط ره گذر در 2008-09-20 03:24

اول اینکه, من واقعا ازت تشکر می کنم که تو این چند وقته اینقدر هوای زیتون رو داشتی و همیشه مواظبش بودی و در همه وقت و همه جا تنهاش نذاشتی.
دوم اینکه, انگیزه ای که باعث شده تا من همیشه وبلاگ تورو بخونم اول وجود صداقت, دوم صمیمیت و سوم سادگی در نوشته هات بوده. به عبارتی من هیچوقت از خوندن نوشته هات احساس تحقیر شدن نکردم!
سوم اینکه, تو چرا میشینی و در خلوت کلی به خودت فحش می دی؟ خب تو هم مثل بقیه در ملا عام و به دیگران کلی فحش بده!!!!!! اینجوری دیگه هیچوقت هم دچار کمبود اعتماد به نفس نمیشی.
چهارم اینکه,امیدوارم اینقدر که تو بر خلاف نظر پزشک پای کامپیوتر نشستی,کامپیوتر هم پای تو بشینه.

46 :: توسط محمد (ققنوس) در 2008-09-20 03:19

زیتون خانم عزیز و محترم

«زیتون» -با عرض معذرت- وبلاگ شخصی شما نیست! «زیتون» به همه جامعه وبلاگ نویسی فارسی تعلق دارد. «زیتون» یک سبک نویسندگی است. «زیتون» بسیاری از ما تازه‌کاران (امثال من را) بر سر کلاس نشانده و درس‌شان داده. «زیتون» آن عکس زیبای ایران است که همه یک گوشه‌ای گذاشته‌ایمش تا نشان آنانی بدهیم که ایران را نمی‌شناسند. «زیتون» ممکن است زمانی از زیر دست شما خارج می‌شده اما الان و پس از شش سال باید بگویم که حتی من ناقابل -بعنوان یک عضو کوچک این جامعه بزرگ وبلاگ‌نویسان و وبلاگ‌خوانان- نسبت به «زیتون» همان حساسیتی را دارم که نسبت به عقیده و دارائی‌ام دارم. «زیتون» مهر هویت بخش بزرگی از وبلاگ‌نویسی ما است. از «زیتون» خواندنم به خود می‌بالم.

خسته نباشید زیتون خانم. تولد وبلاگ‌تان (باور کنید دستم نمی‌رود بنویسم «وبلاگ‌تان»، مگر «زیتون» مال همه ما فارسی‌زبان‌ها نیست؟؟؟) مبارک باشد. امیدوارم آنقدر بنویسید که روزی روزگاری نوه و نتیجه‌تان که درباره اولین پست‌های زیتون از شما سوال می‌کنند در جواب‌شان بگوئید «اوووووووووه. کی یادش است؟ بروید خودتان آرشیو وبلاگ را بگردید ببینید کی بوده». و آنها بروند و سرچ کنند اما بخاطر حجم بالای نوشته‌های «زیتونی» کامپیوترشان نتواند صفحات اول «زیتون» را باز کند!

دست شما درد نکند که در این شش سال و ۹۰۰ پست یادمان دادید که چگونه می‌توانیم «ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در پای درخت». نشان‌مان دادید که چگونه «به شیوه باران» می‌توان پر از طراوت تکرار بود. عمرتان دراز باد و تن‌تان سالم و دل‌تان خوش و عزیزان‌تان در کنارتان.

با تقدیم احترام
محمد (ققنوس)

45 :: توسط ستاره نقره ایی در 2008-09-20 00:17

زیتونی تولدت مبارک

44 :: توسط گوشزد در 2008-09-20 00:09

زیتون جان
بابا خوبه متن احساساتی بلد نیستی بنویسی و اشک مان را در می آوری این نصفه شبی!
شاید هم تقصیر اشک دم مشک ما باشد که با بوی پیازی هم در می آید چه رسد با دیدن زیتونی!
تولدت مبارک دخترک شیطان وبلاگستان فارسی!

43 :: توسط شیوای دیگر در 2008-09-19 23:34

زیتون عزیز و دوست‌داشتنی! (اگر پسر طلا را نداشتی می‌نوشتم زیتونک)‏
چه خوب که بودی و چه خوب که هستی. شاید باور نکنی، ولی بارها و بارها تو تنها ستاره‌ی تابناک من در این تاریکی و سرما و تنهایی ‏شب‌های قطبی بوده‌ای. هرگز و هیچ چیزی مانند نوشته‌های سرشار از زندگی تو مرا به روشنایی‌ها پیوند نداده. باور کن! و خوب می‌فهمم که ‏حرف‌هایی از این نوع فقط بارهایی سنگین‌تر بر دوش تو می‌گذارد. اما تو خوب می‌دانی که طایفه‌ای هست که گویی برای به‌دوش‌کشیدن بار ‏بشریت به‌دنیا آمده‌است. و تو از این طایفه‌ای، از جمله مانند جرج اورول که تازه نزدیک شصت سال بعد از مرگش به فکر وبلاگ‌نویسی ‏افتاده:‏
http://shivaf.blogspot.com/2008/09/blog-post_17.html‏ ‏
و تو که زندگی‌بخش بسیاری از زندگان (و مردگان؟) وبلاگ‌نویس هستی، ادامه بده، بنویس، زندگی ببخش، زنده‌باد، و به‌قول سوئدی‌ها برای ‏جشن تولدت چهار بار هورا، هورا، هورا، هورا!‏

42 :: توسط ارمان در 2008-09-19 22:58

زيتون جان منهم تولد ششمين سالگرد وبلاگ نويسيت را تبريک ميگم و اميدوارم نوشته هايت روز به روز زيباتر و قشنگتر شوند

41 :: توسط امیرحسین در 2008-09-19 22:17

من دقیقا پارسال همین موقع ها (یه کم قبل از 20 شهریور بود ولی ...) با تو آشنا شدم. واقعا تو این یه سال خیلی خیلی زیاد از خیلی از چیزهایی که نوشتی لذت بردم (البته آرشیتو هم خالی کردم در طی چند روز همون اولها p:) به هر حال چه می نویسی چه نمی نویسی شاد باش و سبز زی.

امضا

40 :: توسط آبنوس در 2008-09-19 22:07

مبارک مبارک مبارک مبارک .......

39 :: توسط Ocean در 2008-09-19 21:58

salam Z8un jaan,

Man ghablan ingoftam vali baz ham migam ke bloget behtarin Blog ast ke man mikhoonam.
hichvaght az bach chizi nanevashti!

beharhal, salam va shad bashi va blog nevisi ra hargez raha nakon!

38 :: توسط الف. مینو سپهر در 2008-09-19 21:46

زیتون نازنین بادرودی گرم

تهنیت فراوان به بهانه شش سالگی این دفتر و استواری شما درنوشتن وهمچنان ماندگاری..

بنده چهارسالی است درزمره خوانندگان شماهستم و ارزیابی من اینست که روان و ساده وصمیمی می نویسی....
واین نشان می دهد که خودت نیز اینگونه هستی....
نکته مهم دراین چندسال اینست که نوشته های شما همگام بازمان رشدکرده است و رویهم رفته تلاشهایت همراه با موفقیت بوده است

به باورمن نویسندگی یک تعهد وهنراست وجذب مخاطب نیز خود یک تخصص.. که شما دراین زمینه هم درمیانه های راه هستی البته با گام های استوار......
بهرروی امیدوارم سال ها ی سال همچنان پابرجا واستوار- سالم وعاشق بمانی ..

با آرزوی تندرستی وموفقیت وشکوفایی روز افزون برای شما

37 :: توسط shayan در 2008-09-19 21:29

زيتون جان

شادباشهای مرا هم بپذير که من هم به نوبه خودم از وقتی با وبلاگت آشنا شدم هم کلی چيز ياد گرفتم و هم با کلی دوست خوب و مهربان چون خودت آشنا شدم.

کاری که می‌کنی را هرگز دست کم نگیر و هرگز از آن نا امید نشو که خیلی بیشتر از آنچه که فکر می‌کنی برای جامعه ما مفید است.

به اميد روزی که همه ما بتوانيم در یک ایران آزاد بی ترس از اين نظام يک گرد هم‌ائی در جائی بگذاريم و بتوانيم زیتون و همه دوستان خوبش را از نزديک ببينيم.

به اميد آنروز

شاد باشی و برقرار

36 :: توسط ولگرد در 2008-09-19 20:42

زيتون عزيز کوچلو :
می بینم که امروز ۶ ساله شدی ولگرد!!! میگفت تو را از سه سالگی میشناسد !
میگوید : بخاطر استعداد و پشتکارت فراوانت کودکستان و دبستان را در همان سال اول پشت سرگذاشتی .! درچها ر سالگی دیپلم دبيرستانت را گرفته ای . !
شنیده ام : حالا در ۶ سالگی به دانشگاه ميروی ! روزنامه نگاری و عکاسی ميخوانی .!
من مطمن هستم با کمی سخت کوشی بیشتر .. دکترای روزنامه نگاری و عکاسی ات بزودی خواهی گرفت !!
زيتون عزيز تولد شش سالگيت را تبريک ميگويم . بگو برای تولدت جه بفرستم آرزوهای بزرگ ! خوب است؟

35 :: توسط dordooneh در 2008-09-19 20:22

تولد شش سالگی وبلاگت مبارک زيتون عزيزم...از تمام لحظات ناب و لذت بخشی که با خوندنش به من هديه کردی،ممنونم:)

34 :: توسط منیرو روانی پور در 2008-09-19 19:53

مبارک . خیلی وقتها از نوشته هایت لذت برده ام . منیرو

33 :: توسط پونه در 2008-09-19 19:42

وبلاگهامون هم سن هستن. فقط تو شهريوری هستی من بهمنی. مبارکه دوست ناديده.
شاد باشی

32 :: توسط سروش در 2008-09-19 18:49

ما هم واقعا از خوندن مطالب شما لذت بردیم

31 :: توسط parvaneh khanoom در 2008-09-19 18:38

خيلی خيلی سلام

30 :: توسط parvaneh khanoom در 2008-09-19 18:38

خيلی خيلی سلام

29 :: توسط parvaneh khanoom در 2008-09-19 18:38

خيلی خيلی سلام

28 :: توسط Ye Aalame Harf در 2008-09-19 18:34

tabrik migam,vaghan ke ba inhame kar khoob davoom ovordi too weblogestan , omidvaram ke hamchenan paydar o moafagh bashi

27 :: توسط داریوش کبیر در 2008-09-19 18:06

ایشالا عروسیش

26 :: توسط خنگ خدا در 2008-09-19 18:00

در شش سال گذشته وبلاگ زيتون يکی از وبلاگ‌هايی بوده که همواره خواندنش برايم خوشايند بوده.
اميدوارم که کامروا و پاينده باشی.
شاد باشی

25 :: توسط چرتینکوف- مامان کوچیل در 2008-09-19 17:56

مبارکه و امیدوارم که این پنجره همیشه باز بمونه. حالا زیتون کی زائید که ننوشتی ازش؟

24 :: توسط دختر همسايه در 2008-09-19 17:53

زيتون جان بسیار مبارکه تولد ۶ سالگیت....یکی از باهوشترین در نکته بینی و خوش نویسترین های وبلاگستان هستی ....ما که مشتری دائم بوده ايم ...و همیشه نکته و نکته های بسيار دلنشين در تک تک پست هات بوده که هم باعث تامل و هم باعث لذت بوده ....در ضمن خيلی جالب تاريخ کنونی ايران رو ثبت ميکنی ...همين چيزايی که در پستهات هست بعد ها سند تاريخی ميشه!!حواست رو خوب جمع کن!!! ....برات زندگی پر از شادی و آرزو دارم :-) ....راستی ما درپستهات از بارداری و بچه داريت نخونديم ها!!! :-)کی ؟ کجا ؟
همگی شاد و سلامت باشيد

23 :: توسط آونگ خاطره‌های ما در 2008-09-19 17:39

این « این شش سال ِ آزگار » بر تو و ما مبارک باد :)

22 :: توسط حمیدرضا در 2008-09-19 17:20

زيتون جان تبريک می‌گويم. شش سالگی ِ وبلاگ زیتون را. در آستانه‌ی سال نوی زیتونی امیدوارم که این وبلاگ از فیل+تر دربیاد. رزوهایت پر زیتون باد.

21 :: توسط نگار در 2008-09-19 17:17

زیتون جان بی اغراق میخوام بگم که از نظر من وبلاگ تو بهترین در وبلاگستان هست.من تا بحال نشده اینجا چیزی خونده باشم که خوشم نیومده باشه.تقریبا با اکثر وبلاگ های دیگه ای که میخونم و خوشم میاد از طریق وبلاگ تو و نکته ای که راجع به هر کدوم نوشتی آشنا شدم.
با تمامی پست هات همذات پنداری کردم با خندت خندیدم و از غصه هات غصه دار شدم از هیجانت به شعف اومدم و با نبودنت های گاه گاهت دلتنگت شدم.
زیباترین ها رو برات آرزو میکنم دوست باهوش و نکته بین.

20 :: توسط دانشجو در 2008-09-19 17:16

منم تبریک میگم و پشتکارت را می ستایم (ادبی شد!) همیشه کامنتدونی وبلاگت محل خوبی برای بحث و جدل و تبادل نظر بوده و خواهد بود. امیدوارم حالا حالاها اینجا بپا باشه

19 :: توسط NeghNeghoo در 2008-09-19 17:10

سیر تکاملی از زیتون تازه تا زیتون پرورده در شش سال.
به به مبارک باشه

18 :: توسط Leila در 2008-09-19 17:00

زيتون جان
سالگردوبلاگ نويسی بکامت شيرين.
شايدخودت ندونی که نوشته های صميمانه ات چه خوش به دل ماغربت نشينهاميچسبه.
ازپاسخهای پرمهرت ازايجادفضای گفتگووخبررسانی وهمچنين شانس آشنايی باخوانندگان فرهيخته ات به سهم خودم سپاسگذازم.
شادوتندرست باشی.

17 :: توسط اهری در 2008-09-19 16:53

ايضن از ؛ رها؛
تولدت مبارک عزیزم :)
با این که فیل.طری و کامنت گذاشتن برات جزو اعمال شاقه حساب می‌شه اما در برابر پست‌های جذاب‌ات نمی‌شه ساکت موند.
هر جای این دنیای قشنگ که هستی شاد باشی. می‌بوسمت.
.
ببخشين تو رو خدا ٬ بوسيدنش مال حقير نيس!

16 :: توسط حميد پوريان در 2008-09-19 16:48

بدون شرح
www.newsecularism.com
پرسشی دربارهء بازگشت خدا
تری ایگلتن

چرا ناگهان تمام دنیا از خدا صحبت می کند؟ هیچ فرق نمی کند که صحبت کننده استاد انگلیسی متخصص بیولوژی، ریچارد هاوکین، باشد و یا فیلسوف آمریکائی، دانیل اس. دینیت، یا متفکر فرانسوی آلن بدیو، و یا فیلسوف اسلونی سلاوف زییکس. برای تمام ابن افراد ناگهان خدای قادر حضور پيدا کرده است. آنها درست در زمانی که خدای قديمی، پس از سال ها زحمت و کار بسیار و با سختی تمام، می خواهد بازنشسته شود و کمی لذٌت ببرد او را طلب کرده و از او می خواهند که دوباره در صحنه ظاهر شود. چرا؟..
...
اسلام گریزی و اسلام ستیزی در جامعهء ما

نیما طاهری

نباید خوش ‌بینانه و ساده لوحانه موج اسلام ستیزی و اسلام گریزی را به تمامی با آزادی‌خواهی و روشن اندیشی هم‌راه و هم‌قدم شمرد. زیرا در این سال‌ها در ایران ما شاهد رشد انواع گرایش‌های عرفانی و شبه عرفانی، دینی و شبه دینی بوده ایم؛ که این خود به معنای تولید و باز تولید دین‌خویی در اشکالی دیگر است. با این همه به باور من جامعه‌ی ما در راه نقد دین گام‌های بزرگی برداشته است، که این امر خود می‌تواند پیش‌درآمدی باشد برای رهایی از سلطه‌ی اجتماعی دین.
...
سکولاريسم: ضرورت يا پيروی از مد؟

اسماعيل نوری علا

پذيرش سکولاريسم موجب می شود که ـ چه يک شخص و چه يک گروه يا حزب سياسی ـ بر چهارچوبی تکيه زند که از ايجابات سکولاريسم ساخته شده باشد. مثلاً، چگونه يک انسان سکولار می تواند، در راستای مبارزه با يک حاکميت ضد سکولار، با يک فرد موافق حکومت مذهبی، و نيز يک فرد مخالف سکولاريسم، ائتلاف و همکاری کند؟ عقل عملی به ما می گويد که چنين ائتلافی يا نتيجهء سستی مبانی سکولاريسم در نزد شخص مدعی سکولار بودن است و يا حاصل بی خبری او از تضاد مبارزه با دشمن، در کنار دوستان آن دشمن؛ و يا آن را بايد صرفاً نوعی پيروی بی محتوا از مد روز تلقی کرد.
...

15 :: توسط رها در 2008-09-19 16:40

تولدت مبارک عزیزم :)
با این که فیل.طری و کامنت گذاشتن برات جزو اعمال شاقه حساب می‌شه اما در برابر پست‌های جذاب‌ات نمی‌شه ساکت موند.
هر جای این دنیای قشنگ که هستی شاد باشی. می‌بوسمت.

14 :: توسط نسرین در 2008-09-19 16:24

زیتونی،من همین الان از سرکار رسیدم و طبق معمول اومدم سرکی بکشم اینجا.فقط خیلی سریع اومدم تولد شش سالگی وبلاگت رو تبریک و بعدش هم یک خسته نباشید بهت بگم .
یک چیزی هم بهت بگم،تو هرجور بنویسی ما می خوانیم و و صد البته خاطرخواتیم(درست نوشتم؟:) اما من یکی که خیلی دلم برای اون شعرهایی که همیشه اول پست هات می نویسی تنگ شده.نمی شه یه تجدید نظر بکنی و دوباره اول پستهات شعر بگذاری؟
دوستت دارم و هوارتا بوس و بازم تبریک.

13 :: توسط رضا در 2008-09-19 16:23

سلام :
پشت کار و همت يک بانوی ايرانی که تا سرحد جنون به تفکراتش بها ميدهد
مايه مباهات همه ی وبلاگ نويسان است .

12 :: توسط رضا در 2008-09-19 16:20

سلام :
پشت کار و همت يک بانوی ايرانی که تا سرحد جنون به تفکراتش بها ميدهد
مايه مباهات همه ی وبلاگ نويسان است .

11 :: توسط زیتون در 2008-09-19 15:59

عمو اروند عزیزم
فی‌الواقع منم تا وقتی شماها رو دارم نباید غمی به دلم راه بدم.
می‌دونی هر جمله‌ت چه قدرتی به آدم می‌ده! ممنون

نیمای عزیز
مرسی. آره دیگه یواش یواش(شایدم تندتند) پسر زیتون رو می‌فرستم مدرسه و دانشگاه و زنش می‌دم و یه بچه‌م می‌ذارم تو شکم اون و می‌شم مامان بزرگ:)

10 :: توسط محمدا فراسیابی در 2008-09-19 15:51

من گاهی به این همه پشت‌کار تو غبطه می‌خورم که چطور از عهده‌‌ی این کار قشنگت برمی‌آیی.
فقط می‌گویم که دستت بواقع درد نکند! هر پستی که نوشته نکته‌ی جالبی در آن بوده‌است گرچه من شاید یک سوم نوشته‌هایت را هم نخوانده باشم ولی هر چه خوانده‌ام، پسندیده‌ام، کلی خندیده‌ام و کلی آفرین بر استعداد و پشت‌کارت گفته‌ام.
زنده باشی!

9 :: توسط نيمـــــــا در 2008-09-19 15:45

شد شش سال؟ انگار همين چند وقت پيش بود كه اوائل نوشتنت بود و منم تازه وبلاگ خون شده بودم... يعنی الان 6 سال از اعتياد من به زيتون ميگذره؟! به اميد تبريك تولد 60 سالگی زيتون...

8 :: توسط زیتون در 2008-09-19 15:40

حسين جان
ممنون و خوش اومدی :)

طاها جان
فکر نکنی پارتی بازی کردم برات.. نظرخواهیم خرابه و بار اول ارور داد منم یادم اومد همیشه دوست خوبی برام بودی و اون آخرش رو اضافه کردم و بعد دیدم دوتاش ثبت شده.
از بدبختی دیگه به ادیتور کامنت‌ها مدتیه دسترسی ندارم که برم اضافه‌ها رو پاک کنم.

شهاب و امیر عزیز
مرسی!!!!!

7 :: توسط amir در 2008-09-19 15:32

mobark bad bar ma hamchenin weblagestan

6 :: توسط SHAHAB در 2008-09-19 15:30

زیتون جان
منم 6 سالگی وبلاگت رو تبریک می گم.
واقعا" وبلاگستان فارسی به دختر گلی مثل تو که به قولی طناز وبلاگستان فارسی هستی احتیاج داره.
امیدوارم که همیشه موفق و موید باشی.

شهاب

5 :: توسط منم حسين در 2008-09-19 15:23

تولدت مبارك ادامه بده با شور ونشاطي بيشتر. به هر حال تولد مباركي بوده.
از طرف كامنت نويس جديدت D:

4 :: توسط منم حسين در 2008-09-19 15:20

تولدت مبارك ادامه بده با شور ونشاطي بيشتر. به هر حال تولد مباركي بوده.
از طرف كامنت نويس جديدت D:

3 :: توسط زیتون در 2008-09-19 15:14

طاها جان
ممنون دوست خوبم:)

2 :: توسط زیتون در 2008-09-19 15:14

طاها جان
ممنون:)

1 :: توسط طاها بذری در 2008-09-19 15:09

اولین کسی که سالگرد 6 سالگیت را تبریک می گوید!

زبان: