68 :: توسط viagra در 2008-12-24 18:34

Hello, I agree with you! viagra

67 :: توسط bahar در 2008-10-18 03:58

در دل هر مرد ایرانی یک پاسدار ایستاده!
akh man mimiram vase in jomlat.
akh ke gol gofti
cheghad man delam mikhast in u bayan konam shoma be behtarin nahve momken nevshtish.man age khodam cand 100hezar az in tazakora khorde basham az daste pasdaraye khodi khobe be nazaret?

66 :: توسط Minoo در 2008-10-14 14:47

لاتد لذر

65 :: توسط حسين در 2008-10-14 14:06

گفتم ول کن بذار به حساب انفاق و خرج در این ماه عزیز!!!
شما كه علاقه منديد به عقايدتون احترام گذاشته بشه،‌جالب نيست اين قدر بي پرده به موضوعاتي كه جزو اعتقادات مقدس بعضي از مردمه اهانت بكنيد!!!

64 :: توسط فرهاد در 2008-10-13 19:26

فيلمش رو ديشب ديدم. فيلم خوبي بود. خالي بندي امريكايي زياد داشت. نه به نفع امريكا بود نه به نفع تروريست ها. بيشتر ظلم امريكا رو نشون ميداديد. بگذريم. گلشيفه ده دقيقه در فيلم نقش داشت و نقش خيلي خوبي رو هم داشت. عالي بازي كرد. آخرش هم دوست دختر لئوناردو در مياد و لئوناردو در خاور ميانه ميمونه كه با گلشيفته باشه. آفرين به اين دختر. باعث افتخار است.

63 :: توسط no در 2008-10-13 13:53

http://www.iranamerica.com
http://www.shahirblog.com

62 :: توسط aloalo در 2008-10-12 23:04

الو اين صدمين کامنته که می‌فرستمو. آی هوار... چرا اينجا خرابه؟

61 :: توسط aloalo در 2008-10-12 23:04

الو اين صدمين کامنته که می‌فرستمو. آی هوار... چرا اينجا خرابه؟

60 :: توسط aloalo در 2008-10-12 23:04

الو اين صدمين کامنته که می‌فرستمو. آی هوار... چرا اينجا خرابه؟

59 :: توسط golbarg در 2008-10-12 02:17

linket kardam

58 :: توسط shahrzad در 2008-10-11 19:00

بالاخره گلشيفته خانم ممنوع الخروج شد يا ممنوع الورود؟ فکر اينکه همبازی اون دو تا هنرپيشه گوگوری شده از خوشی مورمورم ميشه!!!

57 :: توسط mar mar در 2008-10-10 10:56

زيتونی سلام در مورد شماره ۱۱ می خواستم بگم ديدی ناموس ايران خانم به خاطر لباس و حجاب گل شيفته به باد رفت.
ولی خارج ازشوخی به نظر من که توی عکسهاش در عين سادگی و معصوميت خيلی نازوبلا و خوشگل هست.البته هر کسی سلیقه خودش رو داره ولی من بعد ازاین که یک سری مطالب برادران دینی رو خوندم عکسها رو به چند تا برادر غیر دینی نشون دادم تا ببینم نظر اونها چیه وخوب همه متفقابا من هم عقيده بودن که گلشیفته خیلی خوشگل هست.

56 :: توسط زیتون در 2008-10-10 02:20

تست

55 :: توسط sara در 2008-10-10 00:14

Review: Illuminated keyboard is comfortable, sexy

کيبوردی که حروف ان همیشه ميدرخشد به بازار امد براي انها که مثل زيتون نيمه های شب با کامپيوتر سر وسر دارند یک بنده خدایی این کیبورد را نذر زیتون بکند
بخدا گران نیست فقط ۸۰ دلار است

54 :: توسط sara در 2008-10-10 00:14

Review: Illuminated keyboard is comfortable, sexy

کيبوردی که حروف ان همیشه ميدرخشد به بازار امد براي انها که مثل زيتون نيمه های شب با کامپيوتر سر وسر دارند یک بنده خدایی این کیبورد را نذر زیتون بکند
بخدا گران نیست فقط ۸۰ دلار است

53 :: توسط .............. در 2008-10-10 00:14

Review: Illuminated keyboard is comfortable, sexy

کيبوردی که حروف ان همیشه ميدرخشد به بازار امد براي انها که مثل زيتون نيمه های شب با کامپيوتر سر وسر دارند یک بنده خدایی این کیبورد را نذر زیتون بکند
بخدا گران نیست فقط ۸۰ دلار است

52 :: توسط Reza در 2008-10-09 20:53

شماره ۷ عالی بودددددددددد.

51 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-09 17:06

جنبش دانشجویی در شرایط موجود

حشمت الله طبرزدی
www.newsecularism.com
جنبش دانشجویی کنونی یک جنبش اکیداً سکولار است.این جنبش به هیچ کس نمایندگی نداده است که با دیدار از روحانیون ولو محترم، در ابتدای سال آموزشی، اهداف آن مخدوش جلوه داده شود. ممکن است برخی تشکل های دانشجویی به دلیل عقاید مذهبی یا استفادهء ابزاری، نیاز داشته باشند با دیدار با برخی روحانیون اصلاح طلب، برای خود یک حاشیهء امن در مقابل سرکوب به وجود بیاورند، اما چه کسی است که نداند، این روحانیون اصلاح طلب با چنین شرایطی که با دست خود بر جامعه حاکم کرده اند، خود نیز امنیت ندارند تا چه رسد که بخواهند برای دیگران حاشیه ی امن بسازند!
...

50 :: توسط ساعت سه بعد از ظهر بوقت تهران در 2008-10-09 15:40

خوشحال شدم که بالاخره زیتون
کامنتها را بعد از بازبینی منتشر
میکنه چند سال پیش هم چند
مدتی اینکار را کرد

این دو کامنت ۴۱ و ۴۲ را من
ننوشته بودم حالا اگر از باز
بینی در رفته بود نمیدانم
بهرحال خانم مینو سپهر اگر

ازرده خاطر شدند از ایشان
در کامنت اولم عذر خواهی رسمی
کردم
در ضمن اگر زیتون تازه اجازه
عبور ازاد کامنت مرا بدهد اگر
هم نداد همینکه دیگه فحاشی های
ان لمپن هزار اسم را چاپ نمیزند

جای شکر دارد

49 :: توسط ساعت سه بعد از ظهر بوقت تهران در 2008-10-09 15:30

خانم مینو سپهر ضمن پوزش از
شما و افکار شما فقط خواستم
عرض کنم بعنوان یک مبارزو
فعال سیاسی راستین همیشه

سره را از ناسره تا حد ممکن
و مقدور رعایت کنید وگرنه
زحمت و کوشش شما اثر گزار
نخواهد بود ٬ فکر میکنم این

گزافه گوئی های ناممکن و غیر
واقعی که بعضی از بریدگان و
یا اخراجیون گروهها و حزبی
که بعنوان خاطرات درج میکنند

بیشتر جنبه انتقام کشی و یا
بخرج مخالفان انها برشته تحریر
در میاید که البته در میان مردم
و فرهنگ شرقی ها مرسوم است

و بخصوص ما ایرانی ها سرامد
همه هستیم ٬ همین مجاهدین خلق
در اروپا و امریکا بیشترین و پر
خرج ترین و دروغ ترین نوع

اسناد و اخبار از هر دو حکومت
شیخی و شاهی را در انظار عمومی
بنمایش میگزارند آیا کارشان از
نظر اخلاقی و انسانی درست است !؟

اگر انها بد میکنند شما نکنید

48 :: توسط اهری در 2008-10-09 08:05

بسیار پست با حال و خوندنی بود زیتونی ! سرصبحی هم عجیب این آهنگ هکر بلاگرولینگ ما را رقصانمان کرد . دم شما و ایشون گرم

47 :: توسط زیتون در 2008-10-09 01:28

Je t,em جان- ۴۲
بابا بيکاری! الان کريم مياد و دوباره يک متر کامنت می‌نويسه که من توام و تو منی و ما هر دو مانی هستيم و رضا فاضلی و وليعهد و ولگرد و ليلا و مرمر و شايان همه يکی هستيم.

ح. شريفی‌فر عزيز- ۳۳
منم پایه‌ام برای فیلم ساختن. اگه خودش بفهمه کله‌مو می‌کنه:)

46 :: توسط زیتون در 2008-10-09 00:25

رهگذر عزيز- کامنت ۳۹
آره بايد قدر سی‌با رو بدونم.
اتفاقا دانشمندا ثابت کردن استعدادهای کسايی بیشتر شکوفا می‌شه که يه عامل دق(يعنی مرد) کنارشونه و مرتب می‌چزونتش(زدی ضربتی ضربتی نوش کن)
بعدش هم خيلی ممنون که منو درک کردی که چقدر طرفدار حقوق حيوانات بخصوص از نوع بی‌مهرگان هستم!
در مورد شوخی با آدم عصبانی باهات موافقم. اما چکنم که گاهی واقعا دست خودم نيست. وقتی يکی بی‌جهت عصبانی می‌شه يهو خنده‌م می‌گيره. مثلا من ربط مگس با فمينيسم جهانی رو نفهميدم برای همين هر چی بيشتر حرف می‌زد بيشتر خنده‌م می‌گرفت و در نتيجه اون عصبانی تر و حرف‌هاي اينجوری‌تر بيشتر می‌زد و دوباره خنده‌ی بیشتر من ... خوب شد يکی دوساعت رفت وگرنه حتما دعوامون می‌شد.


فهيم جان- ۲۴
کافر همه را به کيش خود پندارد:))
آخه سی‌با وقتی منو داره می‌تونه به کسی یا چیز دیگه‌ای فکر کنه؟ کجا بره به از پیش من!!
از یه لحاظ هم خوب شد انقلاب شد ها... کافه‌مافه‌ها و مکان‌های بد همه جمع شدن ... اين ايميل همسرت چی بود فهيم جان؟

رزمين جان-
اين آه گفتنت منو کشت:) فهميدم نوشته‌هامو از ته دل می‌فهمی.
به سی‌با هم هر چی دلت خواست بگو. فقط حرفای بدبد نزنی ها... هر چی باشه ناموسمه!

45 :: توسط الف .مینو سپهر در 2008-10-08 23:22

جناب کريم ساعدی درود برشما

از آشنايی با شما خرسندم

شما هرعقيده ومرام ومسلکی که داشته باشيد برای ممن قابل احترام هستيد.

همانگون که نوشتم متن من برپايه خاطرات دوتن از خانم های رهاشده از دست فرقه رجوی تنظيم شده که خاطرات اين دو هم دروبسايت ها هست و من فقط آنها را بصورت متن تنظيم نموده ام..
ولی شما متاسفانه به من توهين نموديد واين رسم درستی نيست
شما می توانيد متن مرا مانند ديگران بخوانيد و آنرا درچهارچوب آزادی انديشه وبيان وبا احترام ومستند رد کنيد ولی بی وجدان و لکاته خواندن ديگران کاردرستی نيست..
واين نوع برخورد زشت را من تنها از جانب چماقداران فرقه رجوی به دفعات مکرر ديداه ام و گمانه زنی کردم که شما نيز بدانها حساسيت وتعصب داريد
دوست گرامی من هم مانند شما نگران آينده اين اسيران هستم واگر دگرنوشته های مرا خوانده باشيد از نگاه انسانی به اين مسئله نگريسته ام..... رجوی عددی نيست که من وقت خود را صرف کند وکاو درخيالبافی ها وياوه گويی هاي آن شياد مذهبی کنم و لی آيا ما می توانيم ازديدگاه انسانی برستمی که براين اسيران رفتهاست خاموش باشيم؟
جای تعجب دارد ولی آنجه من نوشته ام تنها انعکاس گفته های ديگران است وتنها آنرا به نظم در آورده ام ..همين..... ولی از شما که معلومست دارای تجربه وآگاهی هستيد بعيد است که با يک نويسنده اينگونه برخورد نمائيد
بهرروی اگر درپاسخ به شما واکنش نا مناسبی داشتم پوزش می خواهم

دوست عزيز ما با هر عقيده وانديشه وباور می توانيم همديگررانقد کنيم و نظرياتمان را منتشرکنيم ولی توهين و ناسرا گويی مشکی را حل نمی کند

اميدوار باشيم وبکوشيم درچهارچوب آزادی انديشه وبيان وبه دو رازکوچک شماری ديگران خود رامنتشرکرده و درمعرض خواندن ديگران قراردهيم

برايتان بهترين آرزوها رادارم
موفق باشيد

44 :: توسط رزمین در 2008-10-08 22:08

آه
در مورد کردان راست میگی. این مردک با این مدرک( لف و نشر رو حال میکنی؟!) فقط میتونه آبدارچی وزارتخونه بشه.

در مورد سیبا هم چی بگم...

43 :: توسط رزمین در 2008-10-08 22:08

آه
در مورد کردان راست میگی. این مردک با این مدرک( لف و نشر رو حال میکنی؟!) فقط میتونه آبدارچی وزارتخونه بشه.

در مورد سیبا هم چی بگم...

42 :: توسط Je t,em در 2008-10-08 21:35


راستی اينم يادم رفت

بسيار از امريکا متنفر هستم مثل همه توده ایهای مسلمان و کمونیست!مرگ بر آمريکا

از خاندان پهلوی هم که ديگه نگو باهاشون کاردو پنير هستم مثل همه توده ايهای مسلمان و کمونيست!

بالاخره فهميدی من چه خری هستم يا نه؟!

بفهم ده نه !

41 :: توسط Je t,em در 2008-10-08 21:31

جناب مينوسپهر

بنده کريم ساعدی از مونترآل هستم

يک توده ای و در عين حال مسلمان هستم

کمی هم البته کمونيست هستم

اينجا هم همه به من ميگويند که کمی احمق و مقداری نيز بيشعور هستم

ولی از همه اينها که بگذريم مخلص انقلاب ۵۷ هستم

حالا فهميديد من کی هستم؟

پ.ن: اگر نفهميديد هم مهم نيست چون هنوز خود زيتون بدبخت هم نفهميده من چه جور جانوری هستم!!

40 :: توسط حمید پوريان در 2008-10-08 20:11

...
رایت فصل‌هایی را به بحث در مورد مصر، لبنان، سوریه، مراکش، عراق، سرزمین‌های فلسطین و ایران اختصاص داده است. دو فصل از بین این فصول، تحلیلی از ایران و مبارزه برای اصلاحات پس از انقلاب ۱٣٥٧ می‌باشد. رایت از وقایع سال ۱٣٥٧ به‌عنوان "پرشورترین و ناب‌ترین انقلاب خاورمیانه" نام می‌برد، بدین وسیله ایران ملقب به ملتی غیر قابل ‌پیش ‌بینی، مملو از امکان اصلاح و تغییر می‌گردد. رایت استدلال می‌‌کند که در دوران انقلاب، ایران ایدئولوژی سیاسی‌ایی را مطرح کرد که طیف سیاسی جهان را دگرگون ساخت. همچنین بذر بعضی از جسورترین ایده‌های دموکراسی را در خاورمیانه پاشید. در آغاز، انقلابیون تند در دولت این دیدگاه‌ها را داشتند ولی همراه با جهت‌گیری جمهوری اسلامی، از شیفتگی آنان نیز کم شد. برای نمونه، از عبدالکریم سروش و اکبر گنجی نام می‌برد که هر دو در درون نظام اسلامی که پس از انقلاب تشکیل شد، مشغول به کار بودند اما بعدها از جزم گرایی که رژیم در قبال دموکراسی و اصلاحات در پیش گرفت، دوری جستند.

آیا سروش و گنجی می‌توانند چهره‌های بالقوه‌ اصلاح گرایی در ایران باشند؟ آیا زمان آنان سپری شده است؟ آیا آنان حمایت و نفوذ کافی را در جهت ایجاد جرقه‌ جنبش اصلاح گرایی دارند؟ بدون پاسخ گویی به این سوالات، ساده‌انگارانه خواهد بود که خوشبینانه به تغییرات کوتاه مدت در ایران بیاندیشیم، ما نمی بایست بپرسیم چه کسی چهره ی آینده‌ی جنبش اصلاح طلبی خواهد بود، ترجیحاً باید بپرسیم چگونه عملکرد این اصلاح‌طلبان، شهروندان طبقه‌ء متوسط را تحت تاثیر قرار می دهد.
...
رایت می‌گوید که اگر دولت اسلامی ایران می خواهد به بقایش ادامه بدهد، می‌بایست انعطاف نشان دهد. وضعیت واقعی حال در ایران کنونی، کشوری را نشان می دهد که غیرقابل انعطاف، سخت و ایستا می باشد. ایرانی ها به زودی سی‌امین سالگرد انقلاب اسلامی را شاهد خواهند بود. برخلاف فشارهای داخلی و خارجی، دولت ایران توانایی اداره و کنترل کشور و شهروندان را داشته است. به استثنای هشت سال دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و کنترل ایران توسط اصلاح طلبان، دولت اسلامی انعطاف کمی نسبت به شهروندان خود و ارزش‌هایی که به انقلاب ۱٣٥٧ منجر شد، نشان داده است. حتی می توان چنین استدلال کرد که با اینکه حکومت هشت ساله اصلاح طلبان اندک آزادی‌های اجتماعی برای مردم ایران فراهم آورد، ولی این اقدامات کمتر منجر به نتیجه بادوامی شد.
...
هدف بسیاری از فعالان ایجاد تغییرات در درون سیستم و چارچوب رژیم اسلامی می باشد، چیزی که با درک وضعیت کنونی، به نظر می رسد بهترین انتخاب قابل دوام باشد. در عین حال، به خاطر همین خط ‌مشی، بسیاری از طبقه‌ء متوسط ایران نیروهای مخالف را همچون گروه‌هایی با خط مشی و اهدافی به طور کامل متفاوت و یا جایگزینی خوب برای سیستم کنونی نمی‌بینند.

کتاب «رویاها و سایه ها» دیدی خوشبینانه را از خاورمیانه در خلال انتقال تاریخی به سوی دموکراسی نشان می‌دهد. همچنین، در این کتاب، چشم‌اندازی عالی از خاورمیانه، با تسهیل درکی از منطقه ای مملو از ظرایف و پیچیدگی، برای خواننده فراهم شده است.

درست مانند نوجوانی که در زمان رسیدن بلوغ برای دستیابی به شناخت از خود در ستیز است، ایران نیز در چمبره‌ء انتقال خویش به حکومت دموکراسی گرفتار است. با آگاهی از طبیعت غیرقابل پیش بینی منطقه‌ء خاورمیانه و شماری از وقایع غیرقابل پیش گویی، تنها می توان به آیندهء روشن ترسیم شده توسط رابین رایت امیدوار بود.


39 :: توسط ره گذر در 2008-10-08 19:59

اول اینکه تو واقعا باید سیبارو به خاطر این اخلاق های مگسیش تحسین کنی, چون باعث میشه حس طنز درون تو قُل قُل کنه.
دوم اینکه, واقعا باید از رفتارهای بشر دوستانت هم تشکر ویژه ای کرد, ای زیتون تو با خوداری از کشتن مگس آن حشره بی گناه که احتمالا با توطئه دشمنان و ایادی استکبار به موجود منفوری میان مردم به ویژه آقایان دوستار روزنامه تبدیل شده است, نشان دادی جامعه فمنیست علاوه بر اعتقاد بر برابری حقوق میان زنان و مردان به برابری حقوق میان مگس و مردان هم اعتقاد ویژه ای دارد و تو حاضر نشدی که از میان سیبا و مگس یکی را انتخاب کنی و مگس متجاوز از دید سیبا را از خانه بیرون کنی و حتی وقتی با فریاد یا من یا مگس از سوی سیبا مواجه شدی, مگس را انتخاب کردی و سیبا را از خانه بیرون کردی.
سوم اینکه, آدم های عصبانی و خسته همیشه در نقش های طنز عکس العمل یکسانی از خودشون نشون نمیدن مثلا ممکنه اگه یکبار دیگه این دیالوگ مگسی بین خودت و سیبارو بخونی ایندفعه به جای سیبا خودت مجبور بشی دو سه ساعت از خونه بزنی بیرون و هوا بخوری و بعد با خونسردی برگردی و اون مگسو از خونه بیرون کنی تازه کلی هم قربون صدقه سیبا بری.(یعنی شوخی با آدم عصبانی کار خیلی بدیه!)

38 :: توسط مینو در 2008-10-08 18:51

زیتون جان بادرود......

ببخشید لازم دانستم پاسخ این یاداشت ۳۵ و۳۶لطفا باادب باش

لکاته وبی وجدان خود سرکارهستید که از طزفداران وچماقداران فرقه رجوی تشریف دارید..
این متن تحقیقی است و چکیده خاطرات خانم بتول سلطانی (عضو گریخته شورای رهبری فرقه ) وخانم نسرین ابراهیمی می باشد که من آن را برشته تنظیم درآورده ام
درضمن انتظار واکنش عصبی شما چماقدار راداشتم ولی چاره ای نیست
این متن در پنج وبسایت منتشرشده و درچند وبسایت دیگر هم منتشر خواهد گردید شما..... هم سعی نکن خودت را پشت کلمات مخالف خوانی پنهان کنی......
زنان فرقه رجوی اسیر ستم مضاعف هستند وبنده بعنوان یک فعال حقوق زنان موظف به افشای این مناسبات عصربرده داری درهزاره سوم می باشم

سعی کن ادب را درنوشتارت رعایت کنی من مینو سپهرهستم ونام وآدرس و وبلاگ وای میلم مشخص است .......شما کیستید؟
چرا ازمعرفی خود وحشت دارید؟

با همه اینها موفق باشید

37 :: توسط ببر تنها در 2008-10-08 18:04

زيتون عزيز،
واقعن به قلمت رشك مي برم، شماره 1 خيلي جذاب و شيرين بود كاري ندارم كه واقعيت داشت يا پرداخته خودت اما هرچي بود دلنشين بود. اگر ميتونستم مثل تو بنويسم حتمن تا حالا يك كتاب بيرون داده بودم.

امروز در آخرين پست نانا هم شعري گيرا و دلنشين از حافظ خوندم كه مدتي منو ميخكوب كرد، حس عجيبي بهم دست داد، يك حس غريب كه نميدونم چگونه توصيفش كنم؟ حالتي مانند نشئه شراب و روياي ناب.
اروتيك خاصي در اين بيت هست كه فقط بايد مرد بود تا حسش كرد آنهم مردي كه با طبيعت بكر پيوندي مرموز و ناگسستني داره.
اين بيت برام مثل يك تابلوي نقاشي بود اما نميدونم تو كدوم مكتب هنري طبقه بنديش كنم؟؟ من هيچ سبك هنري رو نميشناسم كه چنين حسي رو در من بوجود بياره.
براستي كه اعجوبه اي بوده اين حافظ
از اون سري آدمها كه ديگر مانندشون به دنيا نخواهد آمد.

شراب خورده و خوي كرده ميروي به چمن
كه آب روي تو آتش در ارغوان انداخت


اين كدامين زنست كه مست و عرق كرده از شراب به تماشاي طبيعت من نشيند و شكوهش ارغوان سرخ و مستي آفرين را به آتش ميكشد؟؟!!!

36 :: توسط Je t,em در 2008-10-08 15:23

فرو پاشی دنیای سرمایه داری
اگر تا چند هفته قبل هنوز خواب
و خیال بود اما این دو و سه روزه داره
بسرعتی باور نکردنی شدنی میشه

البته هنوز چند پیر توده ایی زنده
هستند مثل عموئی و حجری و شلتوکی
وبقراطی و ...حیف که کیانوری رفت و
این مهم را ندید و اگر هم بود باورش

برایش مشکل بود ٬ اما گورباچف خبیث
و بی بته حی و حاظرست و از این سقوط
با تعجب یاد میکند !؟ و در گفتگ.یی
با اشپیگل گفته هنوز دنبال سقوط نابهنگام

شوروی داشتند براورد میکردند که نقش
واتیکان یا وال استریت و یهودیان امریکا
و اروپا در سقط شوروی چه بوده اما یکهو
متوجه شدند بانکهای غربی که قلب تپنده

کاپیتال هستند مثل دانه های تسبح پاره
شده مثل پشگل دارند میریزند ... تازه
هیچ دوا و درمانی هم اثر نکرده و نمیکند
هر روز بدتر از روز گذشته ......؟

ای کشته کرا ؟ کشتی تا باز
که ؟ او را بکشد انکه ترا کشت

35 :: توسط Je t,em در 2008-10-08 15:08

این کامنت مینو !؟ واقعا در
بعد دروغ و لاطایلات محشر کبراست
و این ضد رجوی نبوغ خاصی در
سرهم کردن اباطیل دارد که شاید

نمونه باشد ...ترزیق هورمون بزنها
تا ریش و پشم دراورند!؟ تازه مریم
قجر عضدانلوی بیچاره را که باید
زنها را برای همخوابه شدن مسعود

ردیف کند پس از کجا !؟ آخه بابا
گفتند مبارزه سیاسی این دیگه
مبارزه نیست این لکاته گریست
و عین بی انصافی و بی وجدانیست

نوشته رحم زنها را دراورده اند تا
زادو ولد نکنند !؟ یعنی ان همه
مسئولان امریکایی و گروه های حقوق
بشری در ان اسارتگاهها نه چشم

دارند نه گوش .... نه خانم یا اقای
مبارز نوشته شما نه خریدار دارد
نه اثر بلکه زیانش بیشتر متوجه
شما و امثال شماست ..... اکثریت

قاطع مردم ایران و حتی مخالفان
رژیم هیچ دل خوشی از رجوی و
گروهش ندارند اما همه انها که
در این گروهند انسانند مثل همه

و اگر انتخابی کرده اند چه بد
از نظر دیگران و چه خوب از
طرف گروه رجوی بخودشان
مربوطست و اگر کس یا کسانی

متضرضر شده اند دادخواهی
و دادگاه و قاضی حرف اخر را
میزند

34 :: توسط مینو در 2008-10-08 14:21

زيتون وساير دوستان درود..

زنان اسير دراسارتگاه فرقه رجوی درعراق ازمحروم ترين زنان دنيا هستند

اين اسيران حق ندارند موهای خود راشانه کرده و درآئينه نگاه کنند

به غذای آنها هورمونهايی اضافه مي شود تا باعث رشد موهای زائد بدن گردد وبهمين دليل تعداد قابل توجهی از اين زنان دربند دارای ريش وسبيل هستند.
اين زنان همه درحکم اموال سرکرده فرقه محسوب می گردند ! وبرهرمردی غيرازاين نامرد خائن حرام اند
مريم قجر سوگلی حرمسرا بودن ونقش عايشه رابازی می کند و نوبت خوای تعين می نمايد
البته شغل ايشان تاقبل ازفراربوده است..
رحم ده درصد زنان اسير راباعمل جراحی بيرون آورده اند
اين حقايق وده ها دستورتشکيلاتی ومحروميت های ديگراين اسيران درمقاله مهم مينو سپهر رابخوانيد
زنان دراسارتگاه اشرف که درحاال جمع شدن است به علت تجاوز به هستی شان روی بازگشت به جامعه آزاد راندارند......
به اميد آزادی برای همه زنان تحت ستم دينی بويژه اين اسيران فرقه رجوی.......

33 :: توسط ح.ش در 2008-10-08 03:02

من فکر مي‌كنم بر اساس روايت‌هاي كلاملا سينمايي «زيتون»،بتوانم فيلم‌نامه‌اي با موضوعيت ماجراهاي «سي‌يا» را با اندكي تعديل [بخوانيد كمي سانسور] قلمي كنم!
در چنين حالتي[يعني براي توليد يك فيلم كالا استثنايي]،فقط مي‌ماند انتخاب بازيگران نقش اول آن و البته باقي‌ماجرا...

32 :: توسط خواننده زيتون در 2008-10-08 01:08

بيجاره با انصاف اصلا فهميدی جرا ولگرد ان داستان هواپيما نوشته را بودبنطر م منطورش این بوده بگوید تو و رهبر ت ۲۴ ساعته در اسمان و زمین رير امريکا هستید خاک برسر نفهمت که خواندی نفهميدی.باز بگو مرگ برامريکا

31 :: توسط کُلُفت در 2008-10-07 18:44

کریم جان.با انصاف.از طرف من به خانم والده سلام برسان و همشیره را یک بوس ِ فرانسوی کُن.
بنده تا دو هفتهء دیگر،کُلی با شما ،صحبت دارم.

30 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-07 17:53

رگه‌های کنونی منش دینی
www.newsecularism.com
آرامش دوستدار

آنچه من از دینی‌بودن در دوره‌ی كنونی فرهنگی‌‌مان مراد ‌می‌كنم با آنچه متدین و مؤمن‌ بودن نامیده ‌می‌شود در نهاد یكی‌ست، اما برحسب ظاهر ‌می‌تواند ضد آن هم باشد و قاعدتاً هم هست‌. متدین آن كسی است كه دین ‌می‌ورزد، یعنی فرائض و وظایف دینی را به‌ویژه انجام ‌می‌دهد. در مؤمن جنبه‌ی باطنی بر جنبه‌ی آدابی و تكلیفی دین غلبه دارد‌. مؤمن عموماً متدینی ‌ست تلطیف ‌شده، با معنویتی بیشتر از متدین‌. اما هر دو از این لحاظ كه مایه‌ی حیاتی خود را بیواسطه از معتقدات پیدا و ناپیدای دینی ‌می‌گیرند، آشكارا از آنها و با آنها ‌می‌زییند و به این امر معترف‌اند، به‌هم نزدیك و حتا قابل تبدیل‌اند‌.

آدم دینی امروزی در ایران اسلا‌می ‌برخلاف متدین و مؤمن كه در سطح و ظاهر هم دینی‌اند فقط در ژرفا دینی‌ست‌. و چون این ژرفا برای او ناشناخته می‌‌ماند، خودش را دینی نمی‌پندارد‌. از اینرو جایی كه رفتار و گفتارش با ارزش‌ها و اعتقادات دینی مغایرت ظاهری پیدا كند، در نظر متدین و مؤمن نیز بیدین ‌می‌نماید‌. یعنی امر هم برخودش مشتبه ‌می‌شود و هم برآنها‌.
...

29 :: توسط با انصاف در 2008-10-07 14:56

ولگرد به زیتون گفته نجاتم دادی!؟
البته پر بیراه نگفته ولی زیتونی
شگردش همینست که تا درمیماند
سریعا پست جدید میگزارد!؟

برای اثبات حرفم کافیست به
کامنتهای دو پست قبل برگردید
همان که همه تبریک و مبارک باد!؟
را اغاز کرده بودند و زیتون

هم سریع در جواب هر تبریک
یک تشکر میکرد و در این حین
اتفاقی افتاد که کسی بدان وقعی
ننهاد اما از چشمان تیز بین بنده

در امان نماند و ان این بود که
کارکتر جوان و سلطنت طلب
معروف!؟ نیز که بانام خمینی
هرازچندگاهی بخیال خود طنزی!؟

از خود در میکند!! تا بخیال
خودش اسلام و خمینی را
تخریب کند او هم با طنز و
طبق معمول نیشی به خمینی و نیشی

به اسلام تبریک گفت اما انچه
هیچکس دقت نکرد این بود
که زیتون که همواره بشکل
عجیبی مدافع مانی بوده و

قربان هم میرفتند اینبار
هیچ جوابی نداد چرا؟! دلیل
واضح بود چون انسان خودش
به خودش جواب نمیدهد!!

این نکته ای بود که هیچیک
ندیدید و دقت نکردید اما تا
بنده با زیرکی خاص این مسئله
را موشکافی و سپس افشا کردم

ناگهان زیتون هول هولکی
یک پست بیربط مربوط به ولگرد
و خاطرات هواپیمایش گزاشت
و قضیه ماست مالی شد

زیتونی اگر میخواهی صورت
مسئله را باک کنی بهتر بود
کل ان کامنتها و پستت را باک
کنی اما غافل از این بودی

که بنده به راحتی میایم و همه
را به ارشیو ان پست رجوع میدهم
و رسواییش برای تو خواهد ماند
اینطور نیست؟!

28 :: توسط je te,m در 2008-10-07 14:50

در زبان فرانسه هم مثل
زبان فارسی کلمه بد قواره
تو !؟ وجود داره

اما انگلیسی های با وجاهت
برای خطاب بکسی چه گدا
چه اعیان از شما !؟ همیشه

استفاده میکنند

من ٬ تو ٬ او

ما ٬ شما ٬ ایشان

انگلیسی ها میگن

من ٬ شما !؟ او

ما ٬ شما !؟ ایشان

فرانسه هم مثل فارسی

ژو ٬ تو ٬ ایل و ال

نوو ٬ وو ٬ ایل و ال با
اس جمع

تون پو پا مگسی ژامه

تو دیگه آزارم نکن
یا فارسی بهترش

تو دیگه اینقدر جزم نده

27 :: توسط با انصاف در 2008-10-07 14:30

مگسی !؟

خیلی ها ریشه این کلمه را
نمیدانند و شاید که نه ولی
حتما انرا بمگس که حشره ای

مزاحم است ربط میدهند و
تعجب نکنید که عرض کنم
این هم سوغات فرنگه یعنی

از فرانسه آمده درست مثل
کمد ٬ شوفر ٬ شوفاژ ٬ کامیون
آباژور ٬کانال ٬ تلفون ٬تلوزیون
هندل ٬دفرنسیال ٬ اتوبوس ٬

مینی بوس ٬ پاپیون ٬ کراوات
پیژامه ٬ تنکه !؟
با اینکه جامعه ایرانی زیاد
امریکایی زده است یا بود
اما تک و توک کلمات انگلیسی

تو اذهان عمومیست اما طرفداران
فرانسه هرچه توان داشتند همین
فرنگی ! کردن مردم بود

بدفتر احمدی نژاد زنگ زدم
اول گفت الو ...و آخرش هم
گفت مرسی ! از تلفن شما

دیدم تا دسته تو نسوج ما
ایرانی ها فرو رفته

26 :: توسط دانشجو شماره ۲ در 2008-10-07 07:41

زيتون خانم اشکال مگس اين است چون پرواز ميکنند اعصاب آدم را خراب ميکننديکیش صدتابنطرميرسدچشم ادم دو دو ميزنه. همسرتان از شما عصبانی نيست ازمگس عصبانی است به ايشان حق بدهيد .
اما يک چيز ديگر اون پايين من کامنت اقای ولگرد را ديدم دلم برایش سوخت شما جرا با پست کردن نوشته ولگرد اينفدر برايشان دشمن میتراشیداين اولين باربودکه من نوشته ای از ايشان خواندم از محتوايش که بگذرم قلم ايشان به نطر من واقعا طلايی است.فکر ميکنم انهايی که از ايشان بدشان ميايد لابد فکر ميکنند از ايشان بهتر مينويسند . به انها هم قرصت بدهيد چيزی بنويسند شما پست کنيد که از عصبانیت بیرون ایند و ما را مستفيض فرمايند.

25 :: توسط از دخترا متنفرم در 2008-10-07 04:54

فقط مرد سالاری!

24 :: توسط فهیم در 2008-10-07 01:40

زیتون جان همه چیز درست ...فقط در باره بند اول... سیبا کجا رفت دو سه ساعتی که بعد وقتی برگشت دیگر مگسی نبود؟ حتما جای خوبی رفته بوده ...لابد

23 :: توسط الف .مینو سپهر در 2008-10-07 01:16

زيتون نازنين بادرودی گرم...

من فکرمی کنم درهنگام متن حالت کمی خوش نبوده چون اصلا کدطنزنداشت.....

حتما تحت تاثير گفته ابراهيم نبوی درباره خودت قرارگرفته بودی و بقول معروف جو گيرشدی...
ولی من فکر می کنم شما همين روش نوشتاری را ادامه بدهی بهتراست...
طنزنگاری خود يک تخصص است و به اين ساده گيها هم نيست.

بهرصورت نوشته هايت ساده وصميمی هستند .
درمورد شراب سيب بسيارجالب بود که شما منشا کارخيری گشتی

برايت آرزوی موفقيت روز افزون دارم
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

22 :: توسط دانشجو در 2008-10-06 23:58

اینقدر به این صداوسیما بد و بیراه نگید. بده داره راه نشون خانمها میده. از الان دیگه همه زنها میتونند به شوهرشون گیر بدند که دیشب تو جهنم دیدمت! یالا اعتراف کن ببینم چه غلطی کردی که من خبر ندارم؟ :)

21 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-06 23:47

اسمال تيغ کش آزاد شد!
www.newsecularism.com
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

بنا به گزارشات رسیده از بند ۲ زندان گوهردشت کرج، اسماعیل افتخاری، معروف به «اسمال تیغ کش»، یکی از جلادن و جنایتکارانی که در قتل، شکنجه، تجاوز، باجگیری و صدها جنایت دیگری که خود به آنها اعتراف کرده بود، روز دوشنبه ٨ مهر ماه با دادن مرخصی منجر به آزادی از زندان گوهردشت کرج آزاد گردید.

اسماعیل افتخاری، معروف به اسمال تیغ کش، قبل از انقلاب یکی از باج گیرهای منطقهء جمشید [شهر نو] تهران بود که پس از انقلاب مسئول گروه ضربت کمیتهء انقلاب اسلامی سپاه پاسداران منطقهء ۱۲ تهران شد. او در این گروه افراد همالگی خود را جمع نموده و به باج گیری، تجاوز، مصادرهء زمین های مردم و به نام خود کردن آنها،کلاهبرداری و موارد متعدد دیگر دست می زد.

اسمال تیغ کش همچنین در بدو انقلاب به هوادران گروه های مخالف حمله ور می شد و آنها را مورد ضرب و شتم ،دستگیری و تحت شکنجه قرار می داد. او در جريان سرکوب مردم ایران پس از ٣۰ خرداد ۱٣۶۰ در شناسائی، دستگیری، انتقال به خانه های امن، و شکنجهء وحشیانهء آنها ـ که گفته می شود در مواردی منجر به مرگ شده است ـ نقش داشت.

جنایت های این فرد آنقدر گسترده بود که، علیرغم اینکه او اعمال غیر انسانی مختلفی علیه هواداران گروه های مخالف سیاسی انجام داده بود و باعث خشنودی سردمداران حکومت اسلامی شده بود، رژیم ناچار به دستگیری وی شد و وقتی که در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت به بخشی از جنایت های هولناک خود اعتراف نمود.

در پی اين محاکمه، این جنایتکار به زندان اوین منتقل گردید و وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی او را روانهء بندی که زندانیان سیاسی در آن محبوس بودند کرد. اسمال تیغ کش علیه زندانیان اقدام به خبر چینی می کرد و حملات خونینی را که علیه زندانیان توسط وزارت اطلاعات برنامه ریزی می شد همراه با زندانبانان به اجرا در می آورد. ازجمله کسانی که در اثر حملات این فرد، که با میله آهنی صورت گرفته و باعث مصدوم شدن آنها شده بود، می توان به آقایان هاشم شاهی نیا و سعید شاه غله اشاره کرد.

او اخیرا به زندان گوهردشت منتقل گردید و در اذیت و آزار و فشار علیه زندانیان سیاسی نقش داشته و بارها با زندانیان سیاسی و از جمله بهروز جاوید طهرانی درگیر شده بود.

20 :: توسط صدف در 2008-10-06 22:18

سلام زيتونی . اتفاقا منم درمورد اين سريال نوشتم بنظر من که عين فيلمای هندی بود فقط تنها فرقش اين بود که يه دفعه فريده و مسعود خواهر برادر از اب در نيومدن چون هر دوتا شون بچه سرراهی بودن اينم باين خاطر که ما احکامی در اين باره نداريم وکرنه وامصيبتا

19 :: توسط رضا در 2008-10-06 20:33

بخونيم ببينيم در هدايتي يا در نا هدايتي

18 :: توسط rania در 2008-10-06 19:44

hehehe che mamlekati yeki

aftabe be dast koli post va magham

migire, harchand ke raper, jael

mal melat khore. yeki ham aftabe dar gardan bar dar mishe har chand ke na rapere na jaele na
male melat khor .

aftabe be dastan ziyadand-o-
aftabe be gardanan bi jan ham

ziyad

17 :: توسط حمیدرضا سلیمانی در 2008-10-06 16:56

سلام
کد قالب فعلی وبلاگت را از کجا گرفتی؟
اگر می‌توانی آدرسش را بهم بگو
اگر نه، از قسمت ویرایش وبلاگت، کد آن را به طور کامل کپی و برایم ایمیل کن

16 :: توسط حمیدرضا سلیمانی در 2008-10-06 16:54

سلام
کد قالب فعلی وبلاگت را از کجا گرفتی؟
اگر می‌توانی آدرسش را بهم بگو
اگر نه، از قسمت ویرایش وبلاگت، کد آن را به طور کامل کپی کن و برایم ایمیل کن

15 :: توسط با انصاف در 2008-10-06 15:42

یک خانم هنرپیشه که بسیار هم
جذاب و تو دل بروست در برنامه
لاری کینگ از اینکه چند سالی

دچار افسرگی بوده ساعتی درد
دل میکرد و میگفت خدا نکند
کسی دچار این بیماری روحی

شود که دیگر جز سیاهی در دنیا
هیچ نمیبیند ٬ این خانم نه تنها
خودش و برادش شوی پر بیننده ایی

در امریکا داشتند که همه خانواده اش
یعنی پدر و مادرش و هر شش برادرش
مشهور بودند چطور شد که با این همه
شهرت و پول دچار این مرض روحی

شد !؟ میگفت زیاد دست خود ادم
نیست فعل و انفعالات داخلی بدن و
کم توجهی خود شخص انرا تشدید
میکند تا انجاییکه بیک دیوانه

روحی و یا خودکشی منجر میشود
و اکثر اینها که خودکشی میکنند
دچار افسردگی شیدید روحی بوده
و هستند ... عامل مشخصه این بیماری

در گفتار و نوشتار و رفتار اشخاص
بخوبی قابل تشخیص است انزوا گزینی
ودوری از دیگران ....چرا یعقوب معصومی
این همه ضدیت با تریاک و تریاک کشان

داره !؟ چون تنها داروی معجزه گر
ضد افسردگی همین تریاکه ....و معصومی
دنبال بهبود و درمان نیست و اگر
چند قلاژ !! میگرفت و افکارش را

آزاد میکرد آنوقت طعم شیرین زندگی
را هم کمی درک میکرد.و خدا شاه را
بیامرزه که برای پیران بالای ۶۰ سال انرا مجانی
در اختیارشان میگذاشت تا با
چند فوری !! روحشان را از

پیری دور کنند و بسرای جوانی اشان
پروازی کنند و مدتی را در بیخیالی
طی کنند ...هوار نزنید و ایراد نگیرید

که همین غرب متمدن روز و شبی را
بدون مشروب و آبجو پشت سر نمیگزارند
و اگر انها منع کنید روزگارتان را
تباه میکنند ... اشتباه نکنید و زود

بجوانهائیکه در اثر اعتیاد افراطی
در خیابانها میمیرند بسنده نکنید
که افراط در خوردن آب و نمک هم
کشنده است بنده از اعتدالیون
میگویم

14 :: توسط بی انصاف ؟ در 2008-10-06 15:13

دکتر روانشناسم گفت ٬ که این
یعقوب معصومی دست خودش که
نیست دیپرسه و این بیماری روحی
بسیار خطرناکه اصلا جز منفی بافی

و منفی نگری چیزی در دنیا برایش
وجود نداره ٬ اگر این چند ساله به
کامنتهایش توجه کرده باشید دایم
و مکرر از فقز و فحشا و تریاک کشی

ملاها نوشته ٬ و بهر کامنت گزارو
یا وبلاگداری که سعی کرده با طنزی
و خاطره ایی لبخندی بلب کسی بنشانه

با شدت و منفی گری تمام در تخطئه
انها کامنت جان سوز گذاشته .... انهایی
که بیعقوب ایراد میگیرند نمیدانند
این افسردگی چه بیماری دردناکیست

13 :: توسط مهر در 2008-10-06 12:52

سلام زيتون خانم
من هم ديشب سر اين فيلم روز حسرت كلي فحش از خاننم شنيدم . خانمم از اول فيلم تا آخرش همينطور گريه ميكرد و موهاي دستش سيخ سيخ ميشد ( ياد صابر در فيلم بزنگاه افتادم ) من هم دستش مي انداختم كلي داستان از كساني كه براي گناهان خودشان كفاره داده اند برايم تعريف كرد آخرش هم گفت تو هم جات وسط جهنمه . تو اصلا دين و ايمون نداري .
بيشتر از اين حرف من حرصش گرفته بود كه گفتم بابا آخرش مثل فيلم كمكم كن بهشتي ها و آنهايي كه خوابهاي صادقه مي بينند در دنياي واقعي گند ميزنند و آبروي صدا و سيماي بي آبرو را مي برند!!!
دونفر در اين فيلم اصلا نقششان مناسب سابقه ذهني بيننده نبود . اولي افسانه بايگان كه بايد نقش زري را بازي ميكرد و دومي همين مهراوه شريفي نيا كه بايد نقش يك دختر شيطون را بازي ميكرد.
ولي اين پسره كه نقش حامد را بازي ميكرد تو جهنم جاي دنجي را گير آورده بود.

12 :: توسط گنجيشك در 2008-10-06 11:42

مي‌گم زيتون جان! از وضعيت سلامت روحي رواني سيروس مقدم خبر داري؟ خيلي نگرانشم!
در ضمن، خوشم نمياد به مدرك وزير گير بدين ها! مگه خبر نداري خودش هم گول خوردي طفلك!؟ :))))

11 :: توسط کَل موک در 2008-10-06 07:18

همشیره’ مکرمه زیتون خانم , سلام’ علیکم. انشاالله که احوال مبارک خوب باشد. عرضم به حضور انورتان,بنده’ حقیر در این پست ردی از آن شراب سیب کذائی می بینم...از شوخی گذشته محشر بود . موفق باشید .

10 :: توسط مانی خان در 2008-10-06 06:10

داستش زیتون خانم هنوز بعضی ها فرق بین طنز و کنایه را نمیفهمند خیلی از نوشته های عده ای مثلا طنز نویس کنایه است نه طنز

9 :: توسط bita در 2008-10-06 04:36

are azizam biya bebin toye in keshvarhaye be aghide ona kharab mardoom chejori az refahe nesbi barkhordaran ...yeki az dostamon zang zade bod iran va baradaresh azash az inja porside bod raje be bime refah vaze zendegi mardoom bad ke dostam tozih dade bod baradaresh gofte bod ..pas begoo hokomate adle ali ke in akhonda hey vadasho be ma midan too canada hast !!!lool

8 :: توسط زیتون در 2008-10-06 04:31

بيتا جان
سلام عزیزم. حتما فهميدی که تيترش اسم يک نمايشه.
در مورد اخبار راديو تلويزيون ايران هيچوقت نميان بگن فلان کشور اينقدر برای مردمش٬ کودکانش٬ سالمندش رفاه و آسايش در نظر می‌گيرن. نمی‌گن چند تا سينما و کتابخونه و سالن ورزش و تفريح‌گاه داره. نميان از جشن‌ها و کارناوال‌ها بگن. فقط تا يه جا قحطی بلايی چيزی مياد با خوشحالی ميان بگن که فقط ما نيستيم که بدبختيم. می‌خوان از بدبختی ديگران شاد بشيم که بگیم خوب شد ما وضعمون خوبه.
بحران مالی در آمريکا هست! قبول! اما نمی‌دونن که تبعاتش دامن مارو هم می‌گيره. خوشحالی نداره.

7 :: توسط من و ونکوور در 2008-10-06 04:28

هه هه . سی با ی مظلوم ! سیبای مظلوم...لطفا این همدردی رو بهش برسون....ممنون که تبریک گفتی.:) خوشخال کننده بود..اینجا همینه دیگه مردم ایرانی زیادن ولی نیستن...بگذریم..راستی این کتاب مسیح علی نژاد رو خوندی؟ نظرت درباره دومیش چیه ؟ خوب و خوش باشی....این پیغام نصفش خصوصی شد...ولی شاید باعث شد موضوعات بعدی که بهشون فکر میکنی یکیشون این باشه...ممم...فعلا.

6 :: توسط bita در 2008-10-06 04:22

salame mojadad ..dast khosh zeiton jon neveshtehat mese hamishe del-neshino jaleban man ke kheli lezzat mibiram ..azizam moghayese keshvarhaye pishrafteye mese emrica va englis ba keshvare ma dar kheli az mavared neshon mide ke ma az hodode 30 sal pish dar hame zamineha[joz mavarede madodi ke hasele pishrafte tecnologi hast na chize dige] aghab-gard dashtim ba omadane aghaye ahmadinejad ke dige bayad dar kheli az zamineha goft fatehe keshvar khonde shode ino khode dastandarkaran ham midonan chon be mahze didane ye moshkele kochik dar ye keshvare 300-400 millioni mesle emrica jaro janjal rah mindazan....too be nokte jalebi eshare kardi....mibosamet

5 :: توسط زیتون در 2008-10-06 04:10

ولگرد جان:)
از جمله‌ات خنده‌م گرفت.
شرمنده به خدا...می‌دونم نوشته‌هات چقدر دوستدار داره. و حتما توسط همون‌ها خونده می‌شه... می‌دونی چقدر ای‌میل داشتم که چرا ولگرد دیگه نمی‌نویسه.
چرا یه عده انتظار دارن حتما تو يه داستان هفت‌تيرکشی و قتل و جنایت و اتفاقات عجيب‌غريب بيفته؟

ليلای عزيز
سلام به روی ماهت.
فعلا که تا اونجایی که جا داره تحمل می‌کنيم:)
اما گذشته از شوخی سی‌با اخلاق خوب زیاد داره و منم همچين کم اخلاق بد ندارم. وقتی اوضاع يه کشور نابه‌سامان باشه اخلاق مردم هم تحت تاثير قرار می‌گيره.

4 :: توسط bita در 2008-10-06 04:04

salam zeiton jon titresh jalebe miram mikhonam alan ama awal goftam salam konam va booos

3 :: توسط Velgard در 2008-10-06 04:01

Thanks Zeitoon , You saved my life

2 :: توسط Leila در 2008-10-06 03:59

خوبه که بدخلقيهای همسرت روميتونی باشوخی وخنده برگذارکنی .
توهين نباشه ولی آقايون ازماکم تحملترندمعمولا.

1 :: توسط Leila در 2008-10-06 03:51

سلام زيتون جان

زبان: