(;
چقدر مطالب سطحی رو جدی میگیرید !! ای خاک بر فرق سر ملت و دولتی که تمام فکر و ذکرشون مسائل زیر شکمیه . آخه احمق ها این حرفها برای کی نون و آب شده غیر از قواد ها؟
فکر کردین حاج آقا ها تون و قلان والدوله هاتون کیا هستن ؟ قدیسین و معصومین ؟ نه خیر ، اونها هم یه مشت
افراد احمق هستن که یه مشت احمق تر از خودشون دور و اطرافشون می پلکن تا چیزی گیرشون بیاد و یک عده احمق تر از افراد قبلی پشت سرشون حرف میزنن تا چیزی واسه نشخوار داشته باشن . ایرانیها ۲۵۰۰ سال هست که تبدیل شده اند به الاغی افسار زده که افسارشون رو به دست اعراب سوسمار خور داده اند . ای خاک بر فرق سرتون با گذشت ۲۵۰۰ سال هنوز الاغ افسار به گردن هستید و هر کاری دلشون بخواد باهاتون میکنن .
به اسم دین و آیین و خدا و پیغمبر همه رقمه بهتون حکومت میکنند و جیکتون در نمیاد که مبادا به شال و قبای مقدسات بر بخوره . تمامی هم و غمتون شده که فلانی با کی بوده و چطوری ترتیبش رو داده . واقعا کسانی که از بدیهی ترین حقوقشون نه تنها دفاع نمیکنن بلکه خبر هم ندارند از الاغ هم الاغ ترند .
فضولباشی خان
نويسنده کامنت ۶۵-۶۴-۲۵-۳۴-۴۸-۴۹-۵۰-۵۱-
ببين آقای محترم. برادر کريم يا هر اسمی که داری. من وقتی کامنتتاتو میبينم(خيلی وقته ديگه نمیخونمشون فقط میبينمشون و سعی میکنم زود رد شم) دقيقا ياد وقتی میافتم که يه مرد هيز و دله و احمق و بیشعور تو خيابون دنبالم راه افتاده و متلک میگه!
بیاعتنايی میکنم ول نمیکنه٬ باهاش منطقی حرف میزنم که آقا جون برو پی کارت ول نمیکنه. فحش میدم ول نمیکنه. به پليس زنگ میزنم برای يکی دوساعت غيبش میزنه و همين که پليس رفت دوباره دنبالم راه میافته.
متاسفانه تو فقط حس تنفر تو آدم ايجاد میکنی (سعی میکنم ازت تنفر نشم و همينطور بهت بیاعتنا باشم) اما تورو خدا يه ذره شخصيت و عزت نفس داشته باش و سعی کن از اينجا گم شی و ديگه پيدات نشه!
اگر هم اينطور که میگی مسلمونی و اهل کتاب من حتی يک ذره راضی نيستم بيای تو وبلاگم و نظرخواهيم. پس بهت حرومه بيای. هر کلمهای که اينجا مینويسی در اون دنيا سيخ داغ میکنن تو بدنت. اگه خدا رو قبول داری دست از سر زن مردم بردار. شوهرم هم راضی نيست تو اينجا بيايی!
اگه اینقدر به نوشتن علاقهمندی یه وبلاگ بزن و هر چی دوست داری(که به نظر من فقط بلدی مزخرف بگی و از الان بگم من هرگز خواننده وبلاگت نخواهم بود) بنویس و دوستان تیپ خودت رو پیدا کن.
عصبانی نیستم اما سعی کردم طبق شخصیتت باهات حرف بزنم بعد از این چند سال مزاحمت ببینم یه ذره هنوز عزت نفس داری؟ اگر زن داری بیچاره زنت که با چه آدم بیشعور و احمقی داره زندگی میکنه!
چهار ساله که شبی دو کامنت
پی در پی در این وبلاگ مینویسم
و میروم دنبال کارم تا اگر زنده
بودم شبی دیگر .... بغیر از دو
روز اخر هفته و یا سفرهای
نا خواسته !؟ بقیه را در خدمت
زیتون و چند وبلاگ دیگر همیشه
بوده و هستم !؟ و عجیب هم نیست
که زیتون بیشترین نک و ناله را
از من میکند و ناله و نفرین که
خواهان این مشتری سمج و نق زن
نیست اما چرا این همه سمجی ؟
خیلی بصراحت نوشته که من مامور
و مزدور حکومتم و ماموریت دارم
تا وبلاگش را بهم بریزم !؟
یکی نیست باین خانم مبارز بگه
وبلاگش و نوشته هایش بعلاوه چند
وبلاگ دیگر که میخوانمش حکم
اکسیژن زندگی من پیر تنهاست
و شده مشغولیات زندگیم چرا
بخواهم این اکسیژن را نابود
یا مسدود کنم !؟
خیر خانم زیتون بنده دشمن
شما نیستم ٬ اتفاقا خیر خواه
شما هستم و علاقمند م که تا
حد ممکن و مقدور برای حقوق
ضایع شده زنهای ایران و دنیا
کوشش کنی چه بعنوان یک
فمینیست یا پیگیر حقوق
زنان ... اما پاری وقتها بمسایلی
حاشیه ایی میچسبی که نه تنها
بحق و حقوق زنها ربطی ندارد
بلکه بنوعی ...... شما در جواب
مانی خانی راست و پوست کنده
نوشتید اقا جان بکسی ربطی ندارد
که چه مینویسید و چرا مینویسید
و از فضولی در کارتان بشدت
متنفرید ... اما اجازه بدهید که
اگر کسی مخالف نوشته شما بود
لااقل مودبانه انتقادش را بکند
اصرار میکنم مودبانه و مودبانه
و باز هم مودبانه
سلام زيتون عزيز. خيلی خوب می نويسی و من خوش حالم که اين سر دنيا جايی را پيد کردم که اين همه خوب است و خواندنی :)
سلا زيتون عزيز. خيلی خوب می نويسی و من خوش حالم که اين سر دنيا جايی را پيد کردم که اين همه خوب است و خواندنی :)
سلا زيتون عزيز. خيلی خوب می نويسی و من خوش حالم که اين سر دنيا جايی را پيد کردم که اين همه خوب است و خواندنی :)
خواهر جان حسابی ما رو فرستادی سر کار ...البت کما بيش مثل هميشه و البت من همه شب تا ميخوابم يه دنيا مطلب به ذهنم مياد بنويسم ولی نميتونم هم بيارم و بلاند شم برم باز پای کامپيوتر...نتيجه اينکه سال به دوازده ما آپ نميکنم ...جدا اين چه درديه که حصرالقلم من فقط و فقط وقت خوابيدن باز ميشه و من اينقدر نگرش ميدارم که مطلب بند ميشم ؟!؟!؟! ارادت
دومین جشنواره فیلم کمدی گلآقا چنان با استقبال مردم روبهرو شد که نیم ساعت قبل از شروع مراسم تمام ۸۵۰ صندلی سالن و همینطور ۱۵۰ صندلی کمکی پر شد و تعداد زیادی از تماشاگران تا آخر مراسم در راهروهای داخل و بیرون سالن سر پا ایستادند.و...
مانی خان
اين چندمين باره که همچين فکرهايی در موردم ميکنی. خواستم بگم تهمت میزنی ديدم ممکنه ناراحت بشی.
آخه من اينو از کیمیتونم تقليد کرده باشمعزيزم؟ تو کدوم کتاب و مجله حسنآقا داره يا گوشزد و يا ديگر بلاگرها رو.
قضيه خيلی سادهست عمو جان.
من يک جملهی خوبی به نظرم آمد که فردايش آمدم بنويسمش يادم رفت. بقيه رو همينجا اضافه کردم.
البته حدود نيمدقيقهای به عکسالعمل خوانندگان هم فکر کردم که لابد خوشحال میشن زيتونی که تابهحال طولانی مینوشت چی شده اينقدر کوتاه و گويا مینويسه...
طبق عادت طولانینويسيم موقع تایپ کردن اين خزعبلات هم نوشتم.(در پی نوشت هم برای افرادی مثل تو بدبين و شکاک و البته حسود:) توضيح دادهام)
حالا تو چه نفعی میبری در ضايع کردن ديگران به ناحق من نمیدانم بايد از خودت جلوی آينه بپرسی:)
وظیفهی مبارزه با ديکتاتوری و آگاهی دادن به مردم را شش دنگ به شما واگذار میکنم.
هر چی مياييم بنويسيم يکی مياد اعتراض میکنه. اين چه مملکتيه بابا. مگه من تاحالا به نوشتههای شما اعتراض کردم؟
فضولباشی در شکل دشمن از اون طرف خيلیها هم در لباس دوست از اينطرف!
با سلام چنانچه مایل به تبادل لینک هستید لینک ما را با عنوان طراحی وب سایت
و آدرس http://www.takdesign.biz در سایتتان قرار دهید و به ما اطلاع دهید
تا لینک شما را قرار دهیم.
خوشحال میشیم وب لاگ شما را به بازدیدکنندگان وب سایتمون معرفی کنیم.
حسين درخشان صبح امروز در تهران بازداشت شد.
...در حالی فیلم رابطه این امام جمعه با یک زن شوهر دار در شهرهای اطراف و اینترنت پخش شده که در برخی فایل ها ، فیلم سخنرانی “حسین گلستانی” در مراسم عاشورای امسال به ابتدای این فیلم اضافه شده تا بیننده تصویر درست تری از آقا گلی داشته باشد. مردی که آنگونه حیات فعلی مان را مدیون خون امام حسین می داند و البته در خلوت ، آن کار دیگر می کند. در بخشی از این فیلم که بخش هایی از آن بر روی اینترنت قرار گرفته ، آقا گلی از همسایه ها با عنوان “همسایه های فضول” که مانع دعوت آن زن به خانه شان می شوند نام برده است و همچنین در صحنه ای دیگر از فیلم آقا گلی که برای برقراری رابطه با آن زن عجله دارد ، با لگد عمامه اش را به سمتی پرتاب می کند. همچنین در بخش پایانی فیلم هایی که از این رابطه پخش شده است ، امام جمعه تویسرکان پس از اتمام کار خطاب به شریک جنسی اش می گوید:”حالا بروم و دو رکعت نماز برای این مردم نادان بخوانم”. ماجرای فیلم حسین گلستانی تنها چند ماه پس از دو رسوایی اخلاقی مقامات جمهوری اسلامی منعکس می شود. هشت ماه پیش درحالی سردار رضا زارعی به ناگهان برکنار شد ، که برخی فاش ساختند فرمانده نیروی انتظامی استان تهران در حالیکه شش زن برهنه را به نماز برپا داشته ، بازداشت شده است. هرچند این متهم هم اکنون با وثیقه آزاد است اما بخشی از قوه قضاییه که دست اندرکار بازداشت وی بوده تهدید کرده چنانچه محاکمه او به سرانجامی نرسد ، آنها فیلم روابط جنسی سردار سابق را بر روی اینترنت پخش می کنند. اما دومین مورد تلاش حسن مددی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان بود برای برقراری رابطه با دختر دانشجوی این دانشگاه بود که با ورود دانشجویان دوربین به دست ناکام ماند. با گذشت سه ماه از آن ماجرا ، اینک عالوه بر معاون متخلف دانشگاه ، دختر دانشجو و دانشجویان افشاکننده نیز تحت پیگرد قضایی قرار گرفته اند. سومین پرده از رسوایی های اخلاقی در حالی رخ می دهد که متهم آن یعنی امام جمعه تویسرکان آزاد است و البته پیش بینی می شود با انعکاس این فیلم ، مسولان راه حلی برای این مشکل جدید در نظر بگیرند. آیا پس از زارعی و مددی ، نظام بار دیگر پشت سر یک متخلف دیگر می ایستد؟ ——————–
فیلم سکسی رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان !
http://rs38.rapidshare.com/files/136236858/Golestani.3gp
حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است ) در هفته گذشته به یکی از خبر سازترین روحانیت کشور تبدیل شده است ، البته ایشان نه هاله نور دارند و نه از کرامات رهبر و رئیس جمهور ولایی سخن گفته اند ، نه درباره امام زمان حرف زده اند و نه همچون سردار زارعی اقامه نماز جماعت آنچنانی کرده اند که اینبار ایشان با حرکات موزونشان و به صورت فرادا و تک نفره خالق یکی از منحصر به فرد ترین فیلمهای س ک س ی در بستر نظام جمهوری اسلامی شده اند بطوریکه سردار زارعی و آن مداح چاپلوس رهبری عبدالرضا هلالی باید حالا حالاها بیایند در محضر این استاد بزرگ شاگردی و تلمذ نمایند . ماجرا از این قرار است که ایشان یک دل نه صد دل شیفته همسر یکی از کارکنان ستاد اقامه نماز تویسرکان نهادی که زیر نظرش اداره می شده ، شده اند و همسر بخت برگشته را برای ماموریت کاری به همدان می فرستند (شما بخوانید نخود سیاه ) و همسر خودش را هم طبق فرمایش خودشان در فیلم می فرستند خانه والده برای صله ارحام و خانم مربوطه را به منزل خودشان که اینبار حکم مکان را داشته است دعوت می نمایند و می گویند : همسایه ها که ندیدنت ؟ خاطرت جمع خونه هم هیچ کس نیست منو که میشناسی قرار نیست با هم نصاصی بکنیم ! و مابقی را هم خودتان می توانید حدس بزنید دیگر ...
متاسفانه فیلم موجود آنقدر شرم آور بود که من فقط در همین صفحه دقایق اولش را آورده ام و دیدن ادامه اش را البته توصیه نمی کنم اما برای آن دسته از افراد که همیشه پیشاپیش اعلام می کنند نه این ساختگی است دروغ است و ... درست مثل همانهایی که همیشه چشمشان را دوست دارند برای واقعیات ببندند و جمهوری اسلامی و عمالش را معصوم و معصوم زاده بشمارند در اینجا می گذارم که بروند ببینند . بله پریروز عبدالرضا هلالی و دیروز سردار زارعی و بعد هم مددی معاون دانشگاه و امروز هم حاج آقا گلستانی ! شب جمهوری اسلامی آبستن است و باید حالا حالا ها ما شاهد و منتظرسحر و زائیدن دسته گلهای اینچنینی در بستر جمهوری اسلامی و دست پروردگان مقام معظم رهبری و ولایت فقیه باشیم ! حاج آقا گلستانی در لحظاتی با این خانم بقول خودهمین روحانیون عمل قبیحه زنای محصنه انجام می دادند که جوانان شهر را بخاطر کوتاه بودن آستینشان و مانتویشان به دادگاه و شلاق می کشانند ، وقتی این منصوب رهبری زن کارمندش را در آغوش می کشید ، زنان و دختران معصوم را که فقط تقاضای حقوق برابر دارند نه چیز دیگر در روزنامه ولایت فقیه به فساد اخلاقی و اباحه گری متهم می شدند ، درست در همان لحظاتی که ایشان آن حرکات موزون شرم آور را انجام می دادند در دادگاههای انقلاب جوانان این کشور مشغول تحمل ضربات پی در پی شلاق بودند چراکه مثلا در یک پارتی شبانه در کنار نامحرمان گفتند و خندیدند ! حالا کدام مقصرند و متهم ؟ آی حضرات ، آی حکومتی ها بازم بگید نواره ....
پی نوشت : یک سئوال از کیهانی ها دارم : شما که گلشیفته فراهانی را فقط بخاطر عکس بی حجابش فاسد خواندید این حاج آقا را چگونه می خوانید ؟ "فیلم در یوتیوب حذف شد و فعلا در بلاگر گذاشته ام این هم لینک دیگر در فلیکر .
پی نوشت دوم و توضیحات :
لازم دیدم که مواردی را هر چند بر خلاف خواست باطنی ام می باشد اما به جهت تنویر افکار عمومی درباره سه فیلم منتشر شده حجه السلام گلستانی بیان کنم : هر سه این فیلمها که فیلم اول مربوط به عمل جنسی ایشان در محل کارشان و فیلم دوم در خانه همکار ایشان و فیلم سوم که در اینجا گوشه هایی از آن آورده شده است را اداره کل اطلاعات استان همدان طی پنجاه روز تحت تعقیب و مراقبت قرار دادن ایشان ضبط و جمع آوری نموده است این فیلمها ده روز پیش از ایران برای من ارسال شده بود منتها به دلایلی فرد ارسال کننده از ارسال آنها توسط میل و یا آپلود کردن در جائی بیم داشت که البته دلیلش را من نیک می دانم به ناچار قرار شد ایشان بصورت آن لاین برای من بفرستند و من ضبط نمایم ( زوم ها و تکان خوردن بعضی صحنه ها توسط من صورت گرفته است) . فیلم حاضر پانزده دقیقه ای برشی از یک سی و پنج دقیقه است که بسیاری از صحنه ها را بخاطر واضح بودن چهره زن ، آوردن اسم کوچک و گاها فامیلی زن توسط گلستانی و همچنین ذکر نام شوهر زن توسط وی حذف شده است دوستانی که متذکر نقض حریم خصوصی شده اند باید به ناچار عرض نمایم خانم فوق همسر یکی از اعضای روحانی و ارشد آن ستاد و خود نیز از اعضای یک نهاد امنیتی در استان همدان می باشند که طبق اطلاعات بدست آماده مدت مدیدی می باشد که با آقای گلستانی ارتباط دارند حالا همسر ایشان می داند یا نه نمی دانم اما این مسئله از آنجائی فاش شده است که حفاظت محل کار ایشان به مرخصی های کوتاه مدت ناگهانی و ساعتی در اوقات کاری به ایشان مشکوک می شود و موضوع اینگونه فاش می شود به محض جمع آوری ادله ها دادستان ویژه دادگاه روحانیت در استان همدان و دادستان نظامی استان همدان و همچنین دفتر بازرسی بیت رهبری در جریان ماجرا قرار می گیرند و بعد از چهل و هشت ساعت بازداشت موقت آنهم نه در بازداشتگاه بلکه در هتل سینای همدان با گرفتن تعهد هر دو آزاد می شوند و دستور منع پیگرد صادر می شود در بعد از این ماجرا بود که افرادی از درون آن دستگاهها که به فیلمها دسترسی داشته اند جهت دست کم آگاهی مردم از این فساد حکومتی تصمیم به انتشار این فیلمها میگیرند تا شاید در اثر اطلاع عموم و خواست افکار عمومی برای پاسخگویی دستگاههای مربوطه دست کم رسیدگی ای صورت بگیرد اما واقعا چه کسی نقض حریم خصوصی کرده من یا حاج آقا گلستانی که شوهر ایشون رو مدام می فرستاده پی نخود سیاه و یا خانمش را دک کرده تا بساط عیش و نوش و فسق و فجور این دو خدمتگزار حکومت اسلامی فراهم شود ؟ من یک روزنامه نگارم و کار روزنامه نگار هم آئینه گرفتن و نشان دادن همه چیزه ، بیان واقعیات نقض حریم خصوصی رو آنهایی می کنند که شبانه با نقاب از دیوار خانه مردم بالا می روند و به جرم یک شیشه مشروب یا یک مثقال تریاک صاحب خونه رو کشون کشون با مشت و لگد از خونش به خیابون پرتاب می کنند! نقض حریم خصوصی رو آنهایی کرده اند که به جشن و شب نشینی مردم تو خونه هاشون حمله می کنند ! بازم بگویم ؟ نقض حریم خصوصی الان نزدیک سی ساله توسط همین حضرات به اسم امر به معروف و نهی از منکر رایج شده این که یه سایته و فردا هم همه فراموش می کنیم ماجرای دانشگاه زنجان و مددی مگر چه شد ؟ مگر قرار نبود دانشجویان ماجرا را تا به آخر دنبال کنند ؟ اصلا کسی یادش مانده است ؟ نقض حریم خصوصی را این آقای گلستانی در پشت میز کارش می کند که دستور برخورد با مردم و جوانان بیگناه را به عنوان بدحجاب و بی نماز و اراذل و اوباش صادر می کند و در بعد از پایان جلسه و وقت اداری این خانم را بروی میزبیت المال می خواباند ! و شرم آورترین حرفها و اعمال را انجام می دهد ، نقض حریم خصوصی را آن خانم انجام می دهد که خود از بانیان سرکوب و برخورد با جوانان و دختران و پسران هست که مبادا تارمویشان بیرون باشد و مبادا رنگ شلوارشان زننده باشد و یا آستینشان کوتاه باشد من با تساوی حقوق و رعایت حقوق بشر حتا برای مخالفینم هم موافقم اما نمي فهمم چرا تا یک پاسدار و روحانی و صاحب منصبی حکومتی خطا ميكند همان افرادی که حقوق بشر را ضاله می خوانند و سوغات غرب می دانند به یکباره مدافع حقوق بشر و ارزشهای انساني می شوند ؟ فرض کنید بجای آقای گلستانی یک جوان بينوا و بی کس و کار اینکار را انجام داده بود آیا الان نمی آوردندش پشت تلویزیون که بگو چه کردی ؟ آیا حکمش غیر اعدام بود ؟ دفاعیات بی چون و چرای سردار رادان و سعید مرتضوی را فراموش کردید که برای مزاحمین دقت کنید فقط مزاحمین خیابانی حکم اعدام صادر کردند و شجاعانه سینه سپر می کردند و از آنها دفاع می کردند ، وقتی یک جوان مثلا برای یک متلک گفتن و بوس فرستادن و ... اعدام بشود جرم حاج آقا گلستانی با دو زن و سه فرزند و این خانم با شوهر و دو بچه چیست ؟
at 4:37
بنده یک نتیجه گیری کلی در انتهای
کامنتهایم دارم چندی پیش موضوع
رضا فاضلی را مطرح کردم و نقشه وی
را بیان کردم که چگونه شش سال پیش
ایشان تصمیم گرفت بدلیل وجودجوانان
در اینترنت دوشخصیت دختر و پسر
در اینترنت بوجودبیاورد که در این راستا
وبلاگ زیتون و پس از ان وبلاگ کثیف دیگری
که اسمش را هم رغبت به بیان ندارم
تاسیس نمود و در انجا نیز با نام مانی!؟
سخنان بیمایه اش را در اینترنت
منتشر کرد و نکته جالب اینجاست
که وبلاگ زیتون یکی از مبلغین اولیه
این وبلاگ بوده و هست و کوچکترین انتقادی
از ان سایت کثیف توسط خانم زیتون پاک
میشود چرا؟! دلیلش ایا بجز اینست
که شخص زیتون با مانی یکیست؟!
اما زیتون با من دشمنست چون از
همه زودتر این نکته را کشف و افشا
کردم و تا رمق دارم اینکار را ادامه خواهم داد
حال خانم زیتون فرض کنیم که من بین
مانی و مانی خان فرق بگزارم با ان
جمله شما که در همین پست مجیز مانی را
گفته اید چه کنم؟ این هم یک مانی
دیگر است؟! خیر خانم شما مرا احمق
میدانید و هنوز خطر مرا برای خود حس نکرده اید
اینطورها هم نیست که شما بگویید و
بروید و هیچ اتفاقی نیفتد کاری به فرق
بین مانی و مانی خان ندارم ولی شما
بگویید که منظورتان از ان جمله که افشایش
کردم چه بود؟! ایا بغیر از طرفداری شما
از سلطنت معنی دیگری داشت؟!
این مطلب را برای خانمها مینویسم
که همیشه تاج سر مردها بوده و هستند
و خواهند بود اگر چه حقوق حقه اشان
توسط بسیاری از مردان گوریل جسه و
گردو عقل هزاران سالست که بیغما
برده شده و قرنها مانده تا با کوشش
و سعی وافر بان برسند
خانم ٬ خیلی سخته زندگی زیر
یک سقف با مردی که فهم و شعور
نداره ٬در خانواده درست و حسابی
بزرگ نشده ٬ حال چه با سواد یا
بی سواد مهم طرز پرورش این
مرد بوده ٬ وای اگر خانمی که
عالم بامور اجتماع باشد و درک
و شعورش فراتر از محیط بسته
یک خانه و خانواده باشد و حساس
بزندگی دیگر محرومان و مظلومان
و زنان و دختران دربند و زجر
کشیده درو همسایه و شهر و کشورش
آنوقت ماتم عظماست که در خانه
خودش باید با این مصیبت دست و
پنجه نرم کند و هم بفکر هزاران
معصوم در بند دیگر .....؟
هر چه سیاست دارد بکار میبرد
اما مرد قلچماغ و زورگو و ظالم
عوض شدنی نیست و این گونه
زنها چه کنند و بکه و کجا پناه؟
و این کلنجار تاریخی و یکطرفه
و ناموزون تا کی ادامه خواهد
داشت خدا میداند .... فقط دعا
کنید مردها در خانواده هایی
پرورش یافته باشند که پدر و
مادری با انصاف با وجدان با
اخلاق با کردار با ادب و پر مهر
و محبت بزرگ شده باشد که با
زن زندگیش مثل یک یار و
شریک کامل زندگی اش رفتاری
انسانگونه و ..........!؟
ملاحظه کردید بکامنت گزاران
این وبلاگ که واقعا بعضی ها چه
در نگارش چه در مطلب نویسی
و چه در بحث و فحث نمو نه
والای ادب و نزاکتند و معدودی
هم انگاری در خیابانها پر از
پلیدی و زشتی و نکبت بزرگ
شده اند و عقده دل خالی میکنند
تازه در ناف لس انجلس و لندن
و پاریس جا خوش کرده اند
خر عیسی اگر بمکه رود
باز هم خر باشد اگر فکر میکنید اشتباه
نوشته ام بجوابیه ان دو سه
نفر که برایم خواهند نوشت
توجه کنید ... میشه پدر و مادر
این کامنت گزار انسانی چون
آلبرت شوایتزر و مادر ترزا
باشند یا اصغر قاتل و پری بلنده؟
فرق بسیاریست بین کامنت گزار
با سواد و با شعوری و مودبی بنام
مانی خانی و ان دیگری !؟ که اول
اسمش همخوانی دارد ولی مایه
شرمساری انسان و انسانیت است
خانم زیتون دیگر اسمش را هم
نخواهم نوشت و کاری هم با وی
ندارم ... همینکه شما ویرا شناختید
کافیست ٬ اما جهت آگاهی شما بنده
هیچ ماموریتی از جانب هیچ حکومت
و حزبی ندارم که وبلاگ شما را
بهم بریزم !؟ حتی انتقاد های
تندی که از طرف دو یا سه نفری
بشما شده که چرا بدرخشان لینک
میدهی یا چرا رای میدهی و یا
چرا وبلاگ بدلخواه آنها نمینویسی؟
و یا چرا آش رشته دوست داری یا
چرا از زنها دفاع میکنی و یا چرا
خوشحالی یا غمگینی ....اینها از
صفات زشت ما ایرانی هاست که
اگر توجه کرده باشی اکثرا از خارج
نشینان نوشته میشود چون در
خارج مردم در این مسائل خصوصی
انسانها دخالت نمیکنند و اینها
درد میکشند و رنج میبرند و
میایند در وبلاگ شما و هی نکه
و ناله و فضولی .......؟
نه خانم بنده حقیر اگر چیزکی
بفکرم رسید مینویسم و تا حد
ممکن و مقدور بدرد جامعه بخورد
وگرنه .....خودت اگاهی و میدانی
کی چی مینویسه و چی در دل داره
وچرا مینویسه
بهر حال موفق باشی
خانُم زیتون.جملهء شما،احتمالاً این بوده.
زن ها،خواهر ِ مردها را میگایند.
زیتون !
برای اینکه مثل دیگران بیخودی تعریف نکرده باشم این نوشته تو تکراری بود و قدیمی دقیقا از یکی از فکاهی نویسان نه طنز نویسان معاصر که صفحه روزنامه را با این حیله های مثلا فکاهی پر میکرد حالا اسمش را نبرم بهتره
اینکه میگم دقیقا نوشته ی او است نه کلمه به کلمه بلکه جمله به جمله و همین منظور سر کار گذاشتن خواننده ها
و نداشتن مطلبی بدر بخور .در این زمان که مردم ما به اگاهی احنیاج دارند که چگونه با این دیکتاتوری مبارزه کنند و به آزادی که حق مسلم انهاست برسند حیف از این وقت گران بهای تو و خوانندگانت نیست که با ابن نوشته ها تلف شود و آخرش همانطور که از کامنت ها پیداست عده ای نفهمند که تو شو خی نوشتی با جدی اگر ندیده بودمت البته عکست را و یا مطالب بعضی پر بارت را نخوانده بودم از تو توقعی نداشتم و این حق تو نیست که صفحه وبلاگت را با این مطالب پر کنی
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم
تو خواه پند بگیرو خواه................
این هم برای کسانی که فرق مانی را با مانی خان که خود بنده باشم نمیدانستند
فیلم سکسی رئیس ستاد اقامه نماز تویسرکان هم در آمد!
http://rs38.rapidshare.com/files/136236858/Golestani.3gp
ما که وبلاگ خون نبودیم ولی این دو سه روزه که یه سری به این ورپرده (زیتون خانوم) می زنیم (امیدواریم ایم آخرین بارم باشه به حق ...) تازه جواب خیلی سوالها رو فهمیدم که با ده سال کتاب خوندن نفهمیده بودم:
- چرا یه عده آخوند روی ملت چند هزار ساله (ولی در حقیقت یک ملت گنده گوز) سوارن؟ یه نگاه به خودتون وو نوشته هاتون بندازین، می فهمین (خاک بر سرتون!)
توضیح: اولین کامتتهای من به زیتون در پست قبل رو بخونید (شاید اولین کانتهای کل عمرم که واسه یکی گذاشتم) چقدر مودبانه بود ... تو این چند روزه آدمو فاسد کردین ... من پاشم برم دیگه غلط بکنم بیام وبلاگ خوندن ... همین دو سه روز واسه همه عمرم کافی بود .
Bye Bye
ما از انفجارات نور خیری ندیدیم. همینجوری تدریجی داری خیلیا رو تکون میدی. یکیش خودم
اجازه من یهچی بگم!
من کلّی تفکّریدم که دلیل این فراموشی نابههنگام زیتون چه بوده و نتیجهای که عایدم شد این بود:
دزدیده شدن جمله توسط شخصیت پنهان زیتون که برعکس این یکی - که در اینجا مینویسد - بسیار مأخوذ به حیا و خجالتی میباشد و نمیخواسته زیتون بیش ازین دچار معروفیت شود.
با این همه فک کنم جمله هه یه چیزی تو این مایهها بوده باشد (البته فقط فک کنم !)
«تمام آهها به زن ختم میشوند!»
راستی یاد گرفتم اگر با نامحرم برخورد کردم بجای عمل زشت دست دادن مانند چینیها دستهام را بهم فشار بدم .
چند دقيقه پيش شبکه اول جمهوری اسلامی برنامه ای گزارش گونه از جريان مسافرت دکتر مهندس سقراط زمانه در نيويورک پخش می کرد و نميدونم چرا ما قدرشو نميدونيم و مدام هر وقت رياست جمهوريمان سفر ميکند اينقدر قدرشو ميدونند؟! زيتون جان نميدونم برنامه را ديدی يا نه اما کلام پايانی برنامه خيلی جالب بود پنجاه سال ديگه درباره اش چه قضاوتی می کنند؟! خوبه ديگه اين مواقع و اينجور جا ها هيچ چيزی عيب نداره شايد بهتر نبود گلشيفته هم با رييس جمهور نيو يورک ميرفت؟
بهنظر که «نصفشب نويسي» بدآموزي دارد!
بعدش هم «توپ» داريم تا «توپ»... با اينكه شاعر گفته : يه توپ دارم قلفليه،اما باز بهنظرم هر «توپ»ي ِگرد نيست!
سلام و با عرض معذرت... مادرم هميشه ميگويد: اگر يادت رفت پس دروغ بود يا اصلا مهم نبود
TBR News October 20, 2008
The Voice of the White House
The Iranian Mystery Ship: Death from the Sea `Part 2 , Bush Betrays Israel
www.tbrnews.org
....
هدف را فعلاً لو ندهيد!
عزيزم، تو ديگر بچه نيستی!
آینده نگری چيست؟: آينده را امروز ببینیم!
www.newsecularism.com
بهرام ساسانی
اما امروز «دانشی» ایجاد شده است به نام «فیوچریسم» (آينده نگری) که در آن بهترین دانشمندان و اندیشمندان جهان از هر رشته ای، شبانه روز به تحلیل روند موجود در همه زمینه ها پرداخته و پس از پی بردن به آینده احتمالی بشر، آنرا آسیب شناسی میکنند. اگر روندها را خطرناک یافتند، پیشنهاد به تغییر روند برای تغییر آینده را میدهند و اگر ایراداتی در آن دیدند، پیشنهاداتی برای بهبود آن میدهند. یا تلاش میکنند که آمادگی ذهن و روح بشر برای پذیرش آینده را بیشتر کنند.
...
هى زيتون ِجير ِه خور يه نگاه به اين لينك بندازى حتما اون جمله يادت مياد
واسه روح و اعصابت هم خوبه
http://www.holycrime.com/CrimeNews17.asp
چون زیتون جواب مرا نداد مجددا
مینویسم خانم زیتون شما نوشته اید
مثل اینکه نمیدانید مانی به نوشتهای بگوید "خوب" یعنی چه؟یعنی عالی! یعنی بینظیر!)
این عین نوشته شما بود که اینجا
کپی کردم خانم خجالت بکشید
هرچه هم وقیح میبودید بعداز
اینهمه که من ارتباط شما و مانی
را افشا کردم و پته این ماجرا را
براب ریختم بخود اجازه نمیدادید
اینگونه از او وسلیقه سلطنتیش
تمجید کنید شما که ادعا دارید
از سلطنت بری هستید پس
دلیل اینهمه مالش چیست؟!
فکرنکن بااین کارها به من
دهن کجی کرده ای خیر
اتفاقا بیشتر ماهیت سلطنت طلبانه
و ضد اسلام خودرانشان دادی
چون مانی هیچ نیست جز یک
مبلغ بیدینی و سلطنت ستمشاهی
مژده! ظهور یک مینیمالیست قدر
عزيز:
جه خوب شد که آن جمله از یادت رفت وگرنه اگر بیاد ت میامد و مینوشتی نه تنها در دنیا مثل توپ صدا نمی کرد بلکه دودمان وبلاگت را هم بر باد میداد ی !!
من شنیدم چه میگفتی پشت سرت ایستاده بودم. تو جلو آینه بودی به چشمان خودت خیره شده بودی و زیر لب میگفتی : زیتون ملکه وبلگ نويس های زبان فارسی است ..!!
چه قدر بايد خوشخال باشی که آن جمله را فراموش کردی و بیاد نیاوردی وگرنه وای به احوالت بود !!
زیتون جان :
عيبی ندارد این بار مي بخشمت تو تنها نیستی.
از این نوع خود بزرگتربینی ها از بسیاری سر زده ..
يک بار /کسايی / نوازنده معروف فلوت نواز ايران گفته بود :
من بزرگترين نوازنده فلوت ايران هستم!!
چه توهین ها که نثارش نکردند؟ عده ای اورا خود خواه و خود بزرگ بين خواندند...
اما / کسايی / به سادگی درجواب انها گفت : اگر فبول نداريد بفرماييد اين گوی واين ميدان .. ا
البته از فلوت کسی هم صدایی بگوش نرسید!!
...........
وبا سعدی در باره خودش میگوید :
گه گه به اين خيال فتم که اين منم!
مللک عجم گرفته به تيغ سخن وری!
...............
ويا مولوی با اطمینان میگوید :
اينکه ميگويم بقدر فهم تواست!!
مردم اندر حسرت فهم درست !!
و يا حافظ مثل زیتون خواب نما ميشود ميگويد : شنیده ام که شعر مرا قدسيان از بر ميکنند..
زیتون جان این بار ا بر حافظه ات افرین بگو که جانت را نجا ت داد!
اما اگر ادعا میکنی که آن جمله در باره زن بوده فکر میکنم این جمله بوده چون به ولگرد گفتی : هر زنی ۹۹ شگرد بلده که مرد سرکش را رام کند !! اگر هیچکدام موثر واقع نشد صدمین آن گریه است !!
عزیز ببخش که رازت را فاش کردم .
ولگرد
سوسکه نه....سوکسه !!!
سوسکه نه....سوکسه !!!
چه لوس و خنک!
درود - مگه اينطوری غيرتی بشی دو تا کامنت برای ما بزاری خدا وکيلی آدم هر چی سابقه وبلاگ نويسی داشته باشه وقتی براش چند تا دونه کامنت نذارن اميدش تا حدودی نااميد می شه !! البته ما تا حدودی پررو بودیم که تا حالا موندیم ! در ضمن برای چی بدید ؟ اون مجسمه ها مال فيلم شکوه تخت جمشيده که با انيميشن تخت جمشيد رو بازسازی کردند اگه خواستی آدرس بده برات بفرستم کرج :) يا از تو اينترنت بخر خيلی جالبه ...
dear Z8un
many thanks For your great sentence … I can swear that when I read, I pissed in my pants! it was crazy ,… maybe the meaning of world… you know, last night I got a call from Lord of Heaven. He told me..Hey man come on … you don’t want to leave massage for my olive , I replied get out of my eyes…she is not you olive she is mine even Siba’s not yours …don’t fk me please …he looked me deeply and then told … you know Ricky … as matter of fact … you are a hunk shit … you know I got surprised … and said why? He turned his head and whispered because you never ever respect me as G-D
دیـن و سیـــاست / گوشه ای از کتاب ِ«گفتمــان اُلــرجــال»
www.iranglobal.info
م.سحر: رذالت کیشی و دین باوری را
کجا بایست بُردن داوری را؟
گر این عدل است و تقوا و مروّت
بنازم ضربِ شستِ کافری را !
جهنّم ، حُکم ِ مذهب بر زمین بی
بهشت ، آزادی ازاحکام ِ دین بی
حسابِ جبر و آزادی در ادیان
حسابِ مغز و مُشتِ آهنین بی !
جهنّم، حُکم ِ دینی بر جهان بی
بهشت، آزادی از روحانیان بی !
مگر ما مِلکِ طِلق ِ آسمانیم ؛
که فرمان ِ زمین در آسمان بی !؟
سیاست از اموراتِ زمین بی
ولی دین و خدا ، امرِ بَرین بی
چو دین بر تختِ قدرت برنشیند
همانا تختِ دین ، تابوتِ دین بی
رذالت کیشی و دین باوری را
کجا بایست بُردن داوری را؟
گر این عدل است و تقوا و مروّت
بنازم ضربِ شستِ کافری را !
...
حسن داعی
رابطه حکومت ایران با جنبش ضد جنگ در آمریکا * (1)
جلسه چهارشنبه و آنچه در آن گذشت را تنها میتوان سندی برای شرمساری آندسته از ایرانیانی دانست که با سکوت در برابر جاه طلبی های خطرناک هسته ای حکومت ایران، راه را برای مصادره جنبش مترقی صلح در غرب، توسط یکی از ارتجاعی ترین و جنگ افروزترین رژیم های جهان، هموار نموده اند. از منظری کلی، میتوان گفت که حتی نفس دیدار با احمدی نژاد خود مایه شرمساری برای هر صلح دوست واقعی آمریکائی است. اما اگر آنچه در آن جلسه گذشت و آنچه در این سالها، بین رژیم ایران با بیشتر این گروهها گذشته است را مورد بازبینی قرار دهیم، باید بدون تردید این روابط آلوده را از ناموجه ترین و تاسفبارترین موارد در ارتباط با این حکومت واپسگرا دانست.
...
زیتون مرا احمق فرض میکند و میگوید
مانی اگر از کسی تعریف کند یعنی خیلی
حادثه مهمی رخ داده است!؟ خیر خانم
برای بار دیگر نشان دادید که سراپا
سینه چاک سلطنت طلبان هستید البته اینرا
از قربان صدقه هایتان برای اذرفخر
و مرمر و شایان هم میشد فهمید
شمااگر برای این سلطنت طلب ارزش
تا این حد قائل هستید مشکل خودتان
است ازنظر من مانی لجن اگر هرچه
بگوید باید برعکس ان رفتارکرد و اگر
از کسی تعریف کند معلوم است که ان
چیز به لعنت خدا نمیارزد پس بیخود
برای مانی تبلیغ نکنید که توی دهانتان
خواهم زد تعارف هم نداریم !!
پديده...جملهای که دنیا را مثل توپ تکان خواهد داد!
زیتون جان من قدرت خواندن فکر دیگران دارم...آن کلمه که میخواستی بگی اینه.... بمیر رهبر.... درسته؟
آن جمله این بود:
"من دیگه غلط بکنم به خوانندههای تازه وبلاگم خوشامد نگم"
زیتون جان من در بیشتر انتخابات کشور محل زندگی ام شرکت می کنم :-)
چون متولد امریکا هستم حق رای در اونحا هم دارم که گاهی در انتخابات اونحا هم شرکت میکنم :-) ولی خودت بهتر میدونی تقاوت های اساسی کشورهایی مثل انگلیس و امریکا و ایران ...کی دخالت گرد در کار های تو ...چرا کتک میفرستی :-)
ایران ثبا و بعد از مثلا انتخابات فرق زیادی نمیکنه ... ولایت فقیه همیشه همه کاره هست و رهبر و ....
شاد باشی
دوباره سلام
اون شعر را از اينجا کپی کردم :
http://www.poets.ir/?q=node&page=48
حيفم اومد اينو برات ننويسم ... بی خيال اون جمله و ممنون از کلماتی که همه اين سالها برامون می نويسی:
در اين شب پاييزى
سرشار از كلمات تواَم من:
كلماتى جاودانه زمانوار، مادّهوار
كلماتى سنگين همچون دست
كلماتى درخشان به سان ستارهگان.
از دلت از سرت از تنت
كلمات تو به سوى من آمده است:
كلمات تو پربار از تو
كلمات تو، مادر
كلمات تو، زن
كلمات تو، دوست
كلماتت اندوهگين بود و تلخ
كلماتت شادمانه بود و سرشار از اميد
كلماتت شجاع بود و قهرمانوار
سلام
خیلی زیبا نوشتی . یاد این شعر ناظم حکمت افتادم :
زيباترين دريا
دريايى است كه هنوز در آن نراندهايم
زيباترين كودك
هنوز شيرخواره است
زيباترين روز
هنوز فرا نرسيده است
و زيباتر سخنى كه مىخواهم با تو گفته باشم
هنوز بر زبانم نيامده است.
رامين جان
اتفاقا يکی از فکرهايی که کردم همين بود که رامين با خواندن آن جملهام ديگر به من نمیگويد تبعيض ميگذاری.
بابا چرا هيشششششششکی منو درک نمیکنه:))
همه تازه کنايههاشون يادشون افتاده...
جی جان٬ بذار جملهم يادم بياد همچين حاليت میکنم که دخالت از امر خصوصی رای دادن یا ندادن در انتخابات چه عواقبی دارد:))
ببینم راستی شما و حسن آقا در انتخابات محل زندگیتون شرکت میکنید؟( اصلا حق دارم اینو بپرسم؟:) )
زیتون جان
جالب بود به این میگن استعداد های کشف نشده زیتونی :-) قشنگ بود ولی راستش من هم تا آخرش رو زود فهمیدم راستی تا یاد م نرفته بگم برو یک مقوای بزرگ بر دار و روش بنویس بزن به دیوار
اشپزخونه که هر روز هم ببینی " زیتو ن دیگر در انتصابات و نمایش های ملا ها شرکت نمیکند "
:-)
تا دیگه من و حسن آفا مجبور نشویم بهت قُر بزنیم :-)
زیتون جان
جالب بود به این میگن استقاد های گق نشده زیتونی :-) قشنگ بود.لی راستش من هم تاخرش رو زود فهمیدم راستی تا یاد م نرفته بگم برو یک مقوای بزرگ بر دار و روش بنویس بزن بهخ دیوار
اشپزخونه که هر روز هم ببینی " زیتو ن دیگر در انتصابات و نمایش های ملا ها شرکت نمیکند "
:-)
تا دیگه من و حسن آفا مجبور نشویم بهت قُر بزنیم :-)
اول اینکه, واقعا نباید تو نگران اون جمله فراموش شده باشی, آخه جمله ای که یدفعه به ذهنت رسیده یعنی بدون هیچ فعالیت ذهنی وارد مغزت شده احتملا سیستم ان کدینگش هم با سیستم فکری تو همخونی نداشته(خصوصا همچین جمله تکان دهنده و اثر گذاری) و سیستم فکریت قادر نبوده تا اون جمله ناخواسته رو درست پردازش کنه و تو حافظه بلند مدتت ذخیره کنه!
دوم اینکه, به نظر من فقط بمب اتم می تونه در چنین مدت کوتاهی همچون تاثیر عظیمی رو جهان بذاره! شاید جملت این بوده {انرژی هسته ای کار خیلی بدیه!}که هم در مورد بمب اتم هست هم در مورد سیاست هم در مورد اجتماع هم در مورد تاریخ و ..........
سوم اینکه, شاید می خواستی برای اینکه تو وبلاگستان همه رو به سمت خودت جذب کنی و محبوب تمام موجودات وبلاگستان بشی یک حقیقت تکان دهنده در مورد خودت بگی! مثل{ زیتون, وبلاگری که شیش سال وبلاگ می نوشته در تمام این سال ها سیستمش از ویروس رنج می برده.}
اول اینکه, واقعا نباید تو نگران اون جمله فراموش شده باشی, آخه جمله ای که یدفعه به ذهنت رسیده یعنی بدون هیچ فعالیت ذهنی وارد مغزت شده احتملا سیستم ان کدینگش هم با سیستم فکری تو همخونی نداشته(خصوصا همچین جمله تکان دهنده و اثر گذاری) و سیستم فکریت قادر نبوده تا اون جمله ناخواسته رو درست پردازش کنه و تو حافظه بلند مدتت ذخیره کنه!
دوم اینکه, به نظر من فقط بمب اتم می تونه در چنین مدت کوتاهی همچون تاثیر عظیمی رو جهان بذاره! شاید جملت این بوده که هم در مورد بمب اتم هست هم در مورد سیاست هم در مورد اجتماع هم در مورد تاریخ و ..........
سوم اینکه, شاید می خواستی برای اینکه تو وبلاگستان همه رو به سمت خودت جذب کنی و محبوب تمام موجودات وبلاگستان بشی یک حقیقت تکان دهنده در مورد خودت بگی! مثل
خوب اینکه طبیعیه !
منم (!) اگه تا صب به این همه آدم جورواجور و عکس العملاشون فکر میکردم، «جملۀ قصار» که سهله اسم میوۀ مورد علاقمم یادم میرفت ! (حالا بذار اینم تو پرانتز بگم کسی نفهمه، فقط همین تجسم قیافۀ فضولباشی و عکس العملش کافی بود تا آلزایمر مصلحت نظامی بگیرم)
خوش باشی
رضا جان
خودم هم میدونم و نمیدونم برای لو نرفتن آخر چيکار بايد میکردم. حتی تيترم هم بود: جملهای که قرار ؛بود؛ دنيا را تکان دهد. که اين فعل بود لو میداد که اين جمله ديگه نيست.
تازه میخواستم از آخر شروع کنم که بگم آخ يادم رفت و بعد عکسالعملهای احتمالی بلاگرها و بچه معروفهای دنيای هنر و ادبيات و بعد توهمهای موقع خواب...
تو جای من بودی چهجوری مینوشتی و فکر میکنی میشد جوری نوشت که آخرش لو نره!
مرمر جان
آره باید رو بیارم به مفاتیح و اگه نشد برم پیش رمالباشی و فال بین و کفبین و آینه بین و اگه نشد برم ببینم آلزایمر نگرفتم؟
مثل روز روشن بود که چی میشه آخرش!
زيتونی توی مفاتيح يک سری دستور برای تقويت حافظه نوشته . بخون و انجام بده شايد جمله يادت اومد!!!
zeiton jon ...mitonam bedone eghragh begam hame neveshtehat ghashangan khanoomi ..bishtare jomalati ke minevisi dar zemne inke neshon midan too fel-bedahe neveshti va vaghte zeyadi vasash nazashti ama jomalati hastan ba bare tanz va negahi enteghadi be vaziyate ejtemayee -siasi iran ....az tedade zeyad commenthat ham mishe fahimd ke kheli tarafdar dari[garche bazishon soohane roohet hastan va shayad dost dari in tarafdarha nabodan!!]....khastam begam ke khosh be halet ba in tavane bala va ghalame zibat...mohem nist oon jomle chi bode ama in moheme ke hamishe benevisi ba hame sakhtihaye ke midonam mikeshi[az jomle khondane commente man ke motaasefane nemitonam farsi benevisam....mazerat azizam ]shad bashi
سوم شدم يا چهارم. تف
ضمنا اول، يعنى حالا ديگه دوم.
سلام خوشگل
اين عين اتفاقی که واسه منم می افتاد.
اما الان يه دفترچه با يه مداد هميشه کناره تختم افتاده.
پی نوشت : رو مداد تاکيد می کنم
آخه تو هر وضعيتی می تونی بنويسی!
جمله ات ميدونى چى بود؟
اين بود:
" من ديگه به حسين درخشان لينك نمى دم". :)