31 :: توسط سروش در 2008-10-26 21:06

مورد چهارم را هستم , اساسی
وبلاگ شما توسط تعداد زیادی از ایرانی ها خونده میشه , کسانی که خیلی هاشون عقیده بر تحریم انتخابات دارند.
کاش بیشتر در این مورد و لزوم شرکت در انتخابات بنویسید
شاد باشی حاجیه زیتون خانم

30 :: توسط فاجعه؟ در 2008-10-26 14:48

خوشبختانه در ایران دسترسی
بفیلمهای پورنوگرافی ممکن نیست
و نمیدانند این صنعت پر رونق که
سر به بیش از شصت هزار میلیون
دلار میزند چه جنایت های وحشتناکی

به زنان و دختران متمدن غربی
میشود و چشم و گوش همه گروه
های حقوق بشری هم کور و کرست
شاید بنده علاف !! لا اقل چند صد
هزاری را ملاحظه کرده ام ....از قضا

این تنها زن ایرانی که با مانتو
و روسری در چند صد سایت معروف
و غیر معروف فیلمش را بنمایش
گذاشته اند از همه پر بیننده تر
باشد !؟ که کنجکاوی این مشتریان

همیشه مریض این فیلمها در غرب
متمدن را اثبات میکند اما از همه
وحشتناک تر و فاجعه امیز تر تهیه
یک فیلم سکسی از زن بینوایی است

که نه دست دارد نه پا !!!! و این
دیگر با هیچ شرف و وجدانی خوانایی
ندارد

29 :: توسط رامین در 2008-10-25 22:05

خسته نباشی تو ما رو با اين گل آقات کشتی !! طنز رو وقتی می شه جدی گرفت که شکمت سير باشه و فکر نون شب بچه هات نباشی ...

28 :: توسط کُلُفت در 2008-10-25 18:08

این نُکته را فراموش کردم!
مجلهء توفیق،هرگز بعد از انقلاب،منتشر نشد و چلنگر(آهنگر) هم از بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تعطیل شد،اما بعد از انقلاب،توسط مرحوم ِ محجوبی دوباره منتشر شدولی پس از مدتِ کوتاهی،توسط برادران به چاپخانه اش حمله شد.
دلیل ِ تعییر ِ نامش از چلنگر به آهنگر نیز اعتراض حزب توده بود که اعضایش مثل این کریم مادر کوسده ، خواهر کوسده و خایه مال بودند.

27 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-25 17:54

و آنکه تا نهايت عمامه رفت و دز چهارم آبان بر حسب تصادف تاريخی مرد:
طاهره صفارزاده، شاعر ایرانی درگذشت...طاهره صفارزاده که مترجم قرآن به زبان انگليسی بود و سال‌ها به عنوان استاد دانشگاه شهيد بهشتی (ملی سابق) به تدريس پرداخته و کتاب‌هايی درزمينه شعر و نقد ترجمه تاليف کرده بود، در سال ۱۳۷۱ از سوی وزارت علوم و آموزش عالی، استاد نمونه معرفی شد.
...طاهره صفار زاده در آبان ماه ۱۳۱۵ در سيرجان متولد شد و اولين شعر خود را در سيزده سالگی سرود.

وی پس از دريافت مدرک ليسانس در رشته زبان و ادبيات انگليسی در دانشگاه تهران، راهی آمريکا شد و در دانشگاه آيووا در رشته نقد تئوری وعملی ادبيات جهان به تحصيل پرداخت.

او چندين مجموعه شهر به چاپ رسانده است که از جمله می‌توان به رهگذر مهتاب، طنين در دلتا، سد و بازوان، سفرپنجم، مردان منحنی، ديدارصبح وجلوه جهانی اشاره کرد.

26 :: توسط کُلُفت+18 در 2008-10-25 16:17

کریم ِ کله کیری.توقیق را چند سالی پیش از انقلاب توقیف کردند.آخر تو چه توده ای هستی که از چلنگر(این اسم،انتخابِ،صادق هدایت بود) و بعد از انقلاب،پس از چند شماره،نامش را به آهنگر تغییر داد،انتقاد میکنی.آخه ننه کونی،تو خیلی خر و بیسوادی.
اگر هم که با دین و ایمان هستی،آخه ،ننه هفت هزار کیر،کیر ِ محمد علی افراشته(شاعری بزرگ و توده ای که در اصل رُکن اصلی ِ چلنگر بود)تویِ دین و ایمانت.
کیر ِ دخو هم توی کونِ ،خودت،پدر ِ کوس کشت و تمام ابنه ای هایِ احمق و بیسوادی که مثل ِ تو احمق و بی سواد هستند.

با عرض پوزش از دوستان با اَدب.

25 :: توسط ره گذر در 2008-10-25 15:03

اول اینکه, فکر می کردم با کامنت هایی که تو پست قبلی نصیبت شد تا مدت ها دچار سرخوردگی و افسردگی بشی! اما الان می بینم نه تنها نا امید نشدی بلکه خوانندگان وبلاگتو به راه راست, یعنی جدی گرفتن طنز دعوت کردی.
دوم اینکه, خدائیش آخه این پست قبلیت طنز بود؟! اگه طنز بود پس چرا توش جوک نگفتی؟ اگه طنز بود پس احمدی نژادش کجا بود؟ اگه طنز بود پس چرا توش هیچ صحنه ســکــسی نبود آخه؟ اگه طنز بود پس سیبا کجا بود؟
سوم اینکه, بابا ما آخر نفهمیدیم چی چیزی رو جدی بگیریم؟! یکی میگه مذهبو جدی بگیرید! یکی میگه مذهبو جدی نگرید اما امام حسینو جدی بگیرید! یکی میگه امام حسینو جدی نگیرید اما بحران های اقتصادی آمریکارو جدی بگیرید! یکی میگه نه مذهب نه امام حسین نه بحران های اقتصادی آمریکا رو جدی نگیرید اما خودتونو جدی بگیرید! یکی میگه خودتونو جدی نگیرید, اما حرف مردمو(تمام کسانی که تو پست قبل زیتون بهشون اشاره کرد) جدی بگیرید! یکی میگه......... یکی هم (زیتون) میگه برای اینکه از شر تمام این جدی گرفتن ها ها خلاص بشید همه چیزو طنز بگیرید یا به عبارتی طنزو جدی بگیرید.

24 :: توسط dariushagha در 2008-10-25 14:24

http://www.zshare.net/download/50379721b2526b27/

زود دنلود کنید و برای دیگران و سایر احمقهای چون کریم جاسوسه... خیال میکنند آخوندها چه گوهی هستند....

حجه السلام والمسلمین حسن گلستانی رئیس ستاد اقامه نماز شهرستان تویسرکان و از اعضای هیات امنای ستاد ائمه جمعه و جماعات استان همدان (نهادی که منصوب مستقیم مقام رهبری است )
یک بیشرف مثله کریم شیرهی.

23 :: توسط طناز ٬ گود بای در 2008-10-25 14:06

فکاهی نامه دخو هم ادعای رقابت
با گل آقا میکرد و در اصل در قزوین
دفتر و دستکش بود اما در تهران بیشترین
تیراژ را داشت

هنوز چند هفته از رفتن شاه از
ایران نگذشته بود که دخو در
صفحه اولش درشت نوشت

شاه بر گشت .......؟

و نوشته بود توضیح در صفحه
ششم وقتی صفحه شش را
ملاحظه میکردید یک تختخواب
بود و شاه بیچاره دمر !!! دراز
کشیده بود و شلوارش هم پائین
کشیده بود .....دخو دوام زیادی
نکرد

22 :: توسط طناز ؟ در 2008-10-25 13:52

وقتی انقلاب شد دیگه توفیق دوام
نیاورد و طنز نویسانش دو دست شدند
آنهائیکه معتدل و میانه رو بودند گل آقا
را راه انداختند و آنها که بشدت چپ بودند

چلنگر را تاسیس کردند که بحق از
بینظیر ترین فکاهی نامه های تاریخ
ایران بود که بدبختانه تمام قوامش
را صرف ریشه زنی آخوند و اسلام

میکرد ٬ وقتی طنز کثیفش را در
رابطه خالی کردن بطری های ویسکی
در چاه ها عمومی شهر توسط کمیته ها
نوشت و اینکه امام غائب شیعیان چرا

بچاه پناه برده !!!؟ باعث توقیفش توسط
دولت بازرگان شد ولی چند هفته بعد
با نام آهنگر آمد و ادامه داد.... همین
آهنگر بود که مثلث بیق یعنی بنی صدر

و یزدی و قطب زاده را بر سر زبانها
انداخت

21 :: توسط bahman در 2008-10-25 12:52

گل آقا خلاصه پدر طنز بعد از انقلاب هستش بايدم اينجوری تحويلش بگيرن.
در مورد اون دوتا عروس خانوم و يک آقای داماد هم بايد گفت که مشکل زنان به خود زنان بر می گرده. مقصر اصلی خود زن ها هستند
...
يه سری هم به ما بزن با وفا!

20 :: توسط کُلُفت+18 در 2008-10-25 12:41

کریم.(فضولباشی)،ننهء معلم دیکته ات را گائیدم.آخه ننه قحبهء ،آبجی کونی،قافله با غافله،زمین تا آسمان فرق میکند.
مثال:یک قافله ننهء کریم را گائیدند،اما کریم،غافل بود.

19 :: توسط هزار ساله در 2008-10-24 23:14

این لینکی که شماره ۱۳ گذاشته فیلم نماینده امام در توسیرکان است که رابطه محرمانه با زن یکی از کارمندانش دارد.

18 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-24 17:21

آنکه هر دم هوس سوختن ما می کرد / کاش می آمد و از دور تماشا می کرد...
www.newsecularism.com

حکومت اسلامی و بند ناف نوانديشی امامی

اخيراً، هربار که مطلبی در مورد «نوانديشان دينی» (يا به قول آقای دکتر سروش، «روشنفکران دينی»)، و مخالفت مستمر آنان با «سکولاريسم» می نويسم، با اين پرسش گروهی از خوانندگانم مواجه می شوم که چرا، در عين نشان دادن موارد اين مخالفت، توضيح نمی دهيد که چگونه است که اين آقايان، برای آسان تر شدن کار نوانديشی شان، هيچ کدام کمر همت به بيان دلايل ابطال حکومت اسلامی و ولايت فقيه نمی بندند، و هرگاه که به اين مطلب می رسند بلافاصله رو بر می گردانند و از ورود به دايرهء اينگونه بحث ها خودداری می کنند. چرا اين انديشمندان، مرتباٌ، با سر و هم کردن استدلال هائی سخت ضعيف، سکولاريسم را نفی می کنند؟ مگر سکولاريسم حرفی خلاف عقايد آنان می زند؟ مگر باور مذهبی را نفی می کند؟ مگر کاری به کار اهل مذهب دارد؟ و مگر نه اينکه می خواهد فضای آزادی را فراهم آورد که نوانديشان مذهبی و اصلاح طلبان سياسی که يک ريز در مورد ضرورت دموکراسی و کثرت گرائی سخن می گويند بتوانند در آن فضا با آزادی تمام کارشان را ادامه دهند و کسی هم مزاحم شان نشود؟
...
باری، اين را بگويم و تمام کنم که وقتی «خط قرمز» ـ که نام ديگر «علت وجودی» است ـ روشن باشد تکليف همهء ما با همهء اين مدعيان نيز روشن است، و در اين روشنائی می توانيم بدانيم که بايد از اين نوانديشان عليين شده و اصلاح طلبان آفتاب پرست چه انتظار و توقعی داشته يا نداشته باشيم، چرا که آنان روح خود را به «موقعيت های ممتاز» اما نا بحق خويش ـ که از وجود حکومت اسلامی ـ نشئات می گيرد فروخته اند.

و در اين آخر کار ياد دو سه بيتی از حافظ شيراز می افتم که، قرن ها پيش، با دل خويش به نصيحتی اين گونه نشسته بود:

پدر تجربه، آخر، توئی، ای دل! ز چه روی

طمع مهر و وفا زين پسران می داری؟

ای که در دلق ملمع، طلبی ذوق حضور

چشم سيری، عجب!، از بی بصران می داری؟

گوهر جام جم، از کان جهانی دگر است

تو تمنا ز گل کوزه گران می داری؟

17 :: توسط پویا در 2008-10-24 16:34

سلام زیتون جان ! خوبه که اصلن از نام ِگل آقا هنوز یادی برجای مانده و به طورکل از بین نرفته . طنز گل آقا یکی از مفیدترین و زیباترین طنزهای ایران بود و امیدوارم که همیشه باشه ! زندگی بدون ظنز ، پیچیده تر و مشکل تر از اینی که هست می شه .
روزت خوش !

16 :: توسط کلام آخر در 2008-10-24 15:48

هر کس بجای من کامنت میزاره
خره احمقه علافه

هر کس هم تشخیص نمیده وبد
و بیره مینویسه خرتره واحمق تره

اقای مانی خانی ٬ بنده با شما
بسیار اختلاف عقیده دارم اما
هر گز جز خواندن کامنت شما

نه جوابیه دادم نه کاری بکار
شما و زیتون دارم و اگر میبینی
یک شخص سومی !؟ داره خودشو
جر میده و کامنت پشت کامنت

میزاره و از اسم من استفاده
میکنه بخاطر همان چند کلامی
که علیه اسدالله علم نوشتید و
ویرا جاکش دربار معرفی کردید

مثل مار سر کنده بخودش میپیچه
خب حال و احوال ساواکی ها اینه
نمیشه کاری کرد...بهر حال شما
موفق باشید

آی پی من ۲۴۸۲۱۶۷۵۹

اما آی پی ان نابکار
۷۶۷۶۱۵۱۶۷

15 :: توسط کلام اول در 2008-10-24 15:27

ان سفر کرده که صد غافله دل
همره اوست
هر کجا هست خدایا بسلامت
دارش

امید که حسین پیکار جو و فعال
بیدار دل و طرفدار حقوق محرومان
در ایران گرفتار حسین شریعتمدار
نشود و بسلامت بخارج برگردد

آمین یا رب العالمین

14 :: توسط haloo در 2008-10-24 15:20

تست ميکنم

13 :: توسط Esyan در 2008-10-24 03:53

http://www.youtube.com/watch?v=ynaPhn7A6Zs

12 :: توسط هزارساله در 2008-10-24 00:56

دوستان؛ اگه سایت گفتگوی خسن آقا را نمیخونید حمتن برید بخونید.
http://dialog.hasanagha.net/?p=3#comments
توی قسمت کامنت هاش یک بابایی به اسم پیلتن داره یک آخونده رو حسابی میشوره.
راستی کسی این پیلتن رو میشناسه و میدونه بلاگش کجاست؟

11 :: توسط الف . مینو سپهر در 2008-10-24 00:40

زیتون نازنین بادرودی گرم

امیدوارم خوب خوب باشی..

بسیارجشنواره مهمی بوده است

وتقدیرازهنرمندان وپیشکسوتان کار بسیار شایسته ایست

وجود خانم های ارجمندی چون ثریا قاسمی + مرئیلا زارعی ـفاطمه معتمد آریا بر کیفیت این جشنواره افزوده بود

بهرروی کار بزرگی است

تندرست وشادکام باشی
درضمن یک ای میل برایت فرستادن یک متن اگر رسیده بخوان و نظرت را برایم بفرست....... ممنونم

10 :: توسط دانشجو در 2008-10-23 22:27

مملکت اینجوریش قشنگه. طنز - شوخی - خنده - جنبه - موسیقی - شادی. ای بابا حالم دیگه از دنیای جدی و پر از تعصب به هم میخوره ...

9 :: توسط shayan در 2008-10-23 22:01

زيتون جان

اینهم خبری است در مورد بانوئی که برای زنان ایران زحمات زیادی کشید و اکثرا مخصوصا نسل جدید او را نمی شناسند. با اجازه جهت اطلاع همه خبر را در اینجا کپی میکنم:

درگذشت مبتکر قانون حمایت از خانواده در ایران

میرعلی حسینی (پاریس)


مهرانگيز دولتشاهی٬ که به عنوان مبتکر و پيشگام قانون حمايت از خانواده٬ شناخته می شود٬ در سن ۹۱ سالگی٬ در پاريس با زندگی وداع گفت.

خبر درگذشت مهرانگيز دولتشاهی٬ برای بسياری از فعالان جنبش زنان٬ تأثر ويژه ای به بار آورد.

خانم دولتشاهی٬ در سال ۱۲۹۶ در خانواده ای از بلند پايگان قاجار٬ در اصفهان٬ زاده شد. وی تحصيلات خود را در آلمان گذراند و در رشتۀ علوم اجتماعی٬ موفق به اخذ درجۀ دکترا شد.

مهرانگيز دولتشاهی٬ قانون حمايت از خانواده را به مجلس شورای ملی ارائه کرد که در سال ۱۳۴۶ اين قانون به تصويب رسيد. اين قانون سپس در سال ۱۳۵۳ دچار تغييرات و اصلاحاتی شد.

قانون حمايت از خانواده٬ به ويژه حق طلاق برای زن را به رسميت شناخت و اختيار کردن همسر دوم توسط مرد را٬ منوط به اجازۀ همسر نخست کرد.

مهرانگيز دولتشاهی٬ که فعاليت های پيگيری برای برابری حقوق زن ومرد٬ سواد آموزی زنان و پيشرفت های اجتماعی٬ برای زنان داشت، همچنين در سه دوره٬ نمايندۀ کرمانشاه٬ در مجلس شورای ملی بود.

وی در سال ۱۳۵۴ به عنوان٬ نخستين سفير زن٬ در کشور دانمارک٬ منسوب شد و تا هنگام انقلاب در اين مقام خدمت کرد.

مهرانگيز دولتشاهی٬ پس از وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ ، پاريس را به عنوان محل اقامت خود برگزيد و در سال ۱۳۶۰ ، کتابی به نام « جامعه٬ دولت و جنبش زنان ايران» نوشت که گواهی بر فعاليت های زنان ايران در راه مبارزه برای برابری و پيشرفت آنها در جامعه است.

مهرانگيز دولتشاهی در چند سال اخير در جلسات ماهانۀ « انجمن توسعه و تجدد» در پاريس شرکت داشت.
عبدالحميد اشراق٬ رييس انجمن توسعه و تجدد٬ درگفت و گو با « راديوفردا» به جنبه های شخصيت مهرانگيز دولتشاهی در پيش و بعد از انقلاب اشاره کرد و گفت: خانم دولتشاهی بعد از اينکه به ايران آمد٬ فعاليت های بسياری در مورد زنان آغازکرد.»

به گفته آقای اشراق، حمايت از خانواده يا تساوی زن ومرد، تنها فعاليت خانم دولتشاهی نبود.

وی افزود: « يکی از بزرگ ترين فعاليت های خانم دولتشاهی٬ سواد آموزی زنان بود. در تمام مدتی که ما با هم بوديم و در ايران٬ اصلا ديد ديگری و افق ديگری٬ نسبت به جامعۀ ايرانی داشت و اين افق٬ سبب شد که اين وجود بايد به جای ديگری برای فهماندن ايران برود.»

رييس انجمن توسعه و تجدد در مورد حمايت خانم دولتشاهی از زنان ايرانی گفت: « چيزی که ايشان برای آن فعاليت می کرد٬ اين بود که اگر مردی بخواهد زن دومی بگيرد٬ (به قانون اسلام کار ندارم)٬ بدون اجازۀ زن اول٬ نبايد باشد. واقعا اين نکتۀ مثبتی برای يک زن بود.»

آقای اشراق در خصوص فعاليت های مهرانگيز دولتشاهی در ساليان پس از پيروزی انقلاب گفت: « خانم دولتشاهی در دانمارک انجمنی به نام « انجمن فرهنگی» تاسيس کرد که در حال حاضر موجود است و اين انجمن را اکنون دکتر فريدون بهمن اداره می کند و نزديک به ۳۰ سال است که فعاليت دارد.»

وی اشاره کرد که خانم دولتشاهی پس از نقل مکان به پاريس، انجمن ديگری به نام « انجمن فرهنگ ايران» تاسيس کرد که سال ها است به فعاليت خود ادامه می دهد.

آقای اشراق همچنين اشاره کرد که يکی از دلايل علاقه خانم دولتشاهی به مسائل فرهنگی، آن بود که صادق هدايت٬ خواهر زادۀ وی بود.

بر اساس گزارش ها، قرار است مراسم به خاک سپاری پيکر مهرانگيز دولتشاهی٬ بعد از ظهر روز جمعه، ۲۴ اکتبر٬ در گورستان « مون پارناس» پاريس برگزار شود.

============

واقعا که زمانی چه بانوانی در ایران در مجلس و سنا و وزیر و سفیر بودند و در مجلس و هر کجا که بودند برای چه اهدافی تلاش می‌کردند و حالا این فاطمه کماندو های مجلس اسلامی برای چه اهدافی؟ خودشان بدست خودشان می‌خواهند حق تعدد زوجات را به آقایان بدهند و .......

به فرموده سیف فرغانی:

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

به هر حال یاد مهرانگیز دواتشاهی ها و فرخ رو پارساها و همه زنانی که برای احقاق حق زنان ایران تلاش کردند و جز جفا ندیدند گرامی باد

روحشان شاد یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد

شاد باشي

8 :: توسط Iran در 2008-10-23 20:35

بريد بابا جمعش كنيد...گل آقا...گل آقا.
مملكت خوارش داره گاییده ميشه اون وقت واسه من جشن گل آقا و ان آقا ميگيرن.
دلتون خوشِ انگار.

7 :: توسط حميد پوريان در 2008-10-23 17:44

آخرین سنگری که به تسخیر روحانیون در می آید
www.iranglobal.info
طرح حضور یک روحانی در هر بیمارستان : وی گفت: روحانیون به عنوان كارشناسان معنویت، در روزهای سخت بیماری می توانند تسلی بخش خوبی برای بیماران بستری در بیمارستان‌ها باشند. رییس انجمن پرستاری ایران پیشنهاد کرد که برای تقویت روحیه بیماران بستری در بیمارستان‌های کشور، حضور یك روحانی در هر بیمارستان ضروری است
...
آیا کمالیسم می تواند اسلام و غرب گرایی را گرد یک محور بیاورد؟

دکتر جونيت اولـسور
www.newsecularism.com
به شهادت تاریخ، نمی توان انکار کرد که شدیدترین واکنش ها از طرف گروه های مذهبی، در زمان برقراری جمهوری و پس از جنگ استقلال طلبی رخ داد. در واقع، حوادث دردناکی عامل بوجود آمدن این واکنش ها و در برخی مواقع این تنفر بود. از نخستین روزهای پس از برقراری جمهوری، برخی گروه های مذهبی، ارزش های جمهوری را با ارزش های غربی یکسو دیدند و معتقد شدند این جمهوری بر مسلمین تحمیل شده و ترکیه را مورد استثمار قرار داده است. اما، واکنش اسلام علیه ارزش های جمهوری خواهان عمیق تر از آن است که بتوان آن را صرفاً یک عکس العمل مذهبی یا ایدئولوژیک دانست...

6 :: توسط سلام آخر در 2008-10-23 16:23

ضمنا بنده برای شخص زیتون دو کامنت
در پست قبلی گذاشته ام که برود بخواند
و امیدوارم اثری در قلب سنگش کند

خانم منتظر جوابیه شما هستم چه در
مورد ان کامنتها چه درمورد مسئله شما و مانی خانی
------------
در نظرخواهی قبلی‌ام برایت پیغام گذاشته‌ام فضولباشی
IP: 76.76.15.167

5 :: توسط سلام اول در 2008-10-23 16:18

پس از انکه من جمله ای را که
زیتون در تعریف از مانی نوشته
بود در کامنتها نوشتم و اورا بچالش گرفتم

زیتون درواقع بین دو شخصیت
خودش در کامنتهای پست قبل یک
جنگ زرگری راه انداخت که مثلا

بگوید بله من با مانی بد شده ام و
میخواست تعریفهایش از مانی را
که در همان پست کرده بود خنثی کند

اما نمیتواند طاقت بیاورد و بهمین
دلیل میبینید که در کامنت 3 دوباره
امده به به و چه چه از زیتون یعنی

درواقع تعریف از خودش میکند که
دوباره بین این دو شخصیت خیالیش
را باهم متحد کند که بهتر بتواند

نیاتش را پیش ببرد تناقض ها را
در همان پست هزارهاست اگر
چشم بصیرت داشته باشید

4 :: توسط khodam در 2008-10-23 15:37

وقتى آدم اين عكسها رو نگاه ميكنه فكر ميكنه اين جشن در دوقوزآباد ممسنی برگزار شده.
بابا اينها چه ريختى هست؟ آخه اين چه لباسهایی هست كه مردم تنشون كردن؟
به كفش مردها به خصوص توجه كنيد، درست اينكه يك بنا از سر زمين اومده در جشن شرکت کرده. بعضیهاشون جوری لباس پوشیدن انگار می خوان برن سر

کوچه آجیل بخرن.


خلاصه افتضاح.

3 :: توسط مانی خان در 2008-10-23 11:09

به به عالی بود شاهکار

2 :: توسط mar mar در 2008-10-23 06:17

زيتونی سلام اگه خودت هم تو مراسم بودی لطفا برامون بنويس. خوندن شرح مراسم از زبون توباچاشنی هایی که قاطیش می کنی يک مزه ديگه داره.

1 :: توسط سامان در 2008-10-23 03:52

اون نوه هادی اسلامی چند سالشه؟
چه تنبک کوچولویی دستشه ؟ مخصوص کوچولوایه لابد ! تو هم بودی اونجا زیتون؟ خوش به حال شما ... ما که ازین شانسا نداریم
اگه بودی تو هم یه گزارشی از حواشیش (!) بنویس :)

زبان: