102 :: توسط من هستم در 2009-01-20 22:23

حالا شما ديگه قيمه و وانت حامل شمرو ميگين . اگه يادتون باشه چند سال پيش تو نظر آباد ظهر عاشورا که امام حسين و می کشن مردم می بينن که تو دسته چند تا اسب و الاغ که وسط دسته به نشانه مرکبان امام حسين حرکت می کردن شروع کردن به گريه . نمی دونيد اين جماعت ساده دل و نادان چطوری سرو گردن و ... اين حيونا رو دست می کشيدن .و پالون اونهارو پر از پول کرده بودن . پيشو گرفتن فهميدن که چنتا شير پاک خورده ورداشتن شب قبل ان حيونای زبون بسترو بردن تو يه اتاق و جلوی چشم اون حيونا جوشکاری کردن و وقتی انا رو بردن زير نور خورشيد از چشم حيونا اشک ميومده . ولی من فکر می کنم ان حيونا به حال مردم اطرافشون گريه می کردن . که نمی دونن دارن چيکار می کنن .

101 :: توسط مانــی در 2009-01-14 10:20


دوستان آخرين متن حميد پوريان گرامی را به دقت بخوانيد (کامنت ۹۷)

فوق العاده است

100 :: توسط زیتون در 2009-01-14 03:39

مرسی عمه جان:*
خيلی سوال ديگه هم دارم. می‌ذارم بعدا. يکی يکی:)

99 :: توسط داريوش.ش در 2009-01-13 20:56

زيتون گرامي بنده اساعه ادب نكردم منظور من در اين بيت آمده است :
مرغ و فسنجون دادند / براي اون جون دادند!
منظور من اين نبود كه بايد كور شد و واقعيت را نديد . منظور كساني است كه به سمت اون كشيده مي‌شوند و به اين واقعيت دامن مي‌زنند.
...
خانم‌ها و آقايان آخرين پست من با عنوان "در كدام دسته‌ايد؟" درباره تجمع جنبشي است به نام "ما هستيم" در روز 5 شنبه ساعت 4 جلوي درب دانشگاه كه در 7 شهر ديگر ايران هم برقرار است!
....
اگر خواستيد ببينيد و بخوانيد تا بعدن نگوييد خبر نداشتيم!!!

98 :: توسط عمه خانم در 2009-01-13 20:18

چی ميخوای بدونی عمه?
جوون قبل از انقلابم ولی نه جوونی که انقلاب کرد, جوون عاشق داريوش و ستارم , اون جوون کازبا و چاتانوگا ...
30 سال پيش از ايران بيرونم ديگم برنگشتم
از ايران امروز هيچی نميدونم عزيز
مگه اونيکه تو نت ميخونم اونم تازه دوسه ساليه که تسليمش شدم و بخونه راش دادم
قبلن در امريکای لاتين زندگی کردم الانم تو اروپا زندگی ميکنم
از اروپا متنفرم
زياد ايرونی دوروبرم ندارم و خيلی چيزا م يادم رفته ...

97 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-13 17:34

خداوند آسمانی و توجیهات زمینی
علی‌محمد طباطبایی
www.iran-emrooz.net
iraneaziz@gmail.com

داستان کفش‌هایی که به رئیس جمهور آمریکا پرتاب شد را همگی می‌دانیم و فیلمی که از این رویداد برداشته شده بود را حتماً بارها دیده‌ایم. موضوعی که می‌خواهم در اینجا آن را مطرح کنم این است که چگونه بود که آن کفش‌ها هیچکدام به صورت بوش برخورد نکردند. البته پاسخ آن نیاز به تفکر زیاد ندارد. بوش بموقع متوجه شد و با مهارت سرخود را خم کرد و آن کفش‌هایی که چهره وی را به دقت نشانه گرفته بودند از کنار او عبور کردند. با این وجود برای کسانی که به شدت خداباور و پرهیزگارند و در عین حال از رئیس جمهور آمریکا به شدت متنفر و او را شیطان مجسم می‌دانند باید این پرسش قابل مطرح شدن باشد که چرا نمی‌بایست آن کفش‌ها به صورت این فرد جنایتکار برخورد کرده و او را در تمامی جهان به فجیع ترین وضع رسوا کند؟

از نظر خداباوران تمامی کارهای عالم به اختیار و خواست باریتعالی صورت می‌گیرد و چیزی را نمی‌توان یافت که بدون نظر و موافقت او در جهان حتی برای یک ذره‌ی کوچک به اندازه اتم جابجا شود. بنابراین پرتاب آن کفش‌ها همانقدر به خواست او بوده که جاخالی دادن بوش. اما چرا خداوند نباید بخواهد که چنین بنده‌ی خطاکار او که از شیطان پیروی می‌کند رسوا شود؟ آیا از این بهتر موقعیتی برای آبروریزی این فرد که مسئول ریخته شدن خون هزاران انسان بی‌گناه مسلمان و غیر مسلمان است دیگر وجود خواهد داشت؟ با این وجود هیچ اتفاقی نیفتاد و حتی می‌توان گفت که واکنش خونسردانه بوش حتی تبلیغ مثبتی نیز برای او بود.

خداباروان پرهیزگار تنها پاسخ نسبتاً قانع کننده‌ای که دارند تکرار همان داستان قدیمی تورات در باره حضرت ایوب است و آن این که ما از طرح و نقشه‌های خداوند چه خبری داریم و چه می‌دانیم که مصحلت امور چیست و از کجا بدانیم که در آینده نزدیک وضعیت به مراتب رسوا کننده‌تری برای این فرد خاطی پیش نیاید. این پاسخ البته بسیاری را قانع نمی‌کند زیرا به سهولت می‌توان عکس آن را نیز ادعا کرد. طرفداران پرهیزگار بوش اگر ادعا کنند که خداوند خودش خواست تا بوش بموقع متوجه شده و سرش را کنار بکشد ما چه جوابی می‌توانیم بدهیم؟ اگر آن کفش به صورت بوش برخورد کرده بود گروه اول یقیناً می‌گفتند که این کاری خدایی بود تا او رسوا و ادب بشود. اما حالا که چنین اتفاقی نیفتاده آنها به هیچ وجه کوچکترین اشاره‌ای هم به این واقعیت دینی نکردند که اگرچنین نشد این بازهم خواست خدا بوده است زیرا در این صورت این احتمال وجود می‌داشت که تصور شود خداوند خواستار رسوایی او نبوده است.

مسئله اینجاست که چون فعلاً خود خداوند سخنگویی ندارد این مانوور ماهرانه هم می‌تواند خواست خداوند در مفهومی دفاعی و طرفدارانه از بوش باشد که مخالفین خداباور او علاقه‌ای ندارند چنین فکر کنند و هم می‌تواند خواست خداوند باشد اما نه به این معنا که خدا از رسوا شدن او جلوگیری کرد بلکه خدا برای بوش نقشه‌هایی دارد که این اتفاق اول می‌بایست رخ دهد تا نوبت به آنها برسد.

منظور من از تمامی آنچه آمد این است که اگر قرار است ما شخصاً سخنگوی قدرتی به نام خدا باشیم که خودش فعلاً نمی‌خواهد به طور مستقیم با ما روبرو شود و سخن گوید می‌توانیم هر رویدادی را به هر نحوی که بخواهیم تفسیر کنیم و آن را موافق یا مخالف علاقه خداوندی تلقی کنیم. حالا که کفشی به صورت بوش اصابت نکرده اگر طرفدار بوش باشیم می‌توانیم این را نشانه‌ای از آن بدانیم که خداوند نیز پشتیبان اوست و اگر آن کفش به صورت او اصابت می‌کرد این بار مخالفین او درست با این ادعا که این خواست خداوند برای رسوایی اوست وارد میدان می‌شدند.

با این وجود این درسی برای کسانی نخواهد بود که وقتی خطری از بیخ گوششان می‌گذرد نجات خود را به خواست خداوند نسبت می‌دهند. ما انسان‌ها پیوسته دوست داریم تصور کنیم که همیشه یک قدت برتر مواظب ما است و اگر ما مطابق با خواست و دستورات او عمل کنیم بموقع در همین جهان پاداش خود را می‌گیریم و این مای فرضی اگر رهبران کشورها باشند که بدا به حال مردمانش.

در یک برنامه چند قسمته از بی بی سی در باره ادیان یکتاپرست مجری می‌گفت که باور به ادیان تکخدایی مانند شرکت در نوعی قرار داد است. شما تضمین می‌کنید که فقط او را پرستش کنید و او نیز قول می‌دهد که پیوسته از جان و مال شما و نزدیکانتان حراست کند. شاه سابق ایران نیز بارها اظهار کرده بود که در چندین نوبت که خطر جانی چیزی نمانده بود شعله‌های حیات را در وجود او خاموش کند خداوند و یا مقامات آسمانی نزدیک تر به خداوند به کمک او آمده و او را نجات داده‌اند. حالا روشن نیست که چرا در سال ۵۷ این مقامات تحمل کردند تا به آن وضع بسیار دلخراش خاک ایران را ترک کند بطوری که حتی دوستان سابق نیز سعی می‌کردند جلوی او ظاهر نشوند تا خود را بی جهت درگیر خشم مردم ایران نکرده باشند.

برای ما انسان‌های فانی و ضعیف پذیرش واقعیت‌های هولناک این جهان همیشه بسیار دشوار بوده است. باور به یک قدرت که در صورت اطاعت از او مواظب ما خواهد بود همیشه نوعی التیام بخش روحی است و اگر روزی که شدیداً به او نیز داریم و به کمک ما نیاید بازهم امیدواریم که روز بعد از لطف و عنایت او برخوردار گردیم. انسان همیشه همین انسان بوده و همیشه همین انسان باقی می‌ماند و تعداد انسان‌هایی که منطق قوی بر ذهن آنها مستولی شود و جلوی اعتقادات به ماورا طبیعت را بگیرد در حد استثنا است.


96 :: توسط زیتون در 2009-01-13 04:16

افسانه جان
به سایتش رفتم اما متاسفانه فایل صداش برام باز نشد و من محروم شدم.

محمد ققنوس جان-۵۴
ممنون از توضیحان مبسوط شما.
مسلمونا توی اقتصاد غذایی مغزشون خیلی خوب کار می‌کنه:) اما متاسفانه این معده‌ی لامصب ما اقتصاد مقتصاد حالیش نیست.
امسال حتی یه کاسه شله‌زرد برامون نیاوردن. اما حدود ۱۰ پرس قیمه آوردن. تا سه روز قیمه می‌خوردیم:) خوب آدم هوس غذاهای دیگه می‌کنه

آقای رفیعی عزیز-۷۶
بله بالاخره خوردیم:) زیاد هم خوردیم. اما باید توضیح بدم ما ظرف یک‌بار مصرف جایی نمی‌بریم. خود نذری‌دهندگان سالهاست که زحمت می‌کشن و یکی دو کفگیر برنج و یک ملاقه خورش می‌ریزن در ظرف یک‌بار مصرف و با احترام تقدیم ما می‌کنن.
بعضیا میارن دم در خونه. بعضیا زنگ می‌زنن که ماشین خرابه خودش بیا ببر( می‌ری می‌بینی ماشینشون سالم و سرحاله فقط می‌خوان به ما زحمت بدن) بعضیا هم تو خیابون جلوی آدمومی‌گیرن توروخدا بیا این لیوان چایی یا شرکاکائوی داغ رو از ما بگیر که رو دستمون باد کرده.
حالا شما نخوردید اشکال نداره. ما جای شما خوردیم:)


رزمین جان
زرشک پلوی مرد پز هم باید خوردن داشته باشه:)) و البته بعدش مردن!
یه بار مهمون داشتیم. یه مقدار زرشک دادم سی‌با یه تفت کوچیک بده. صد بار تاکید کردم یه تفت کوچیک! نشون به اون نشون که یعد از یه ساعت برگشتم دیدم هنوز داره تفت می‌ده و زرشکا به رنگ ذغال دراومدن:)

نیکی جان
امپراطور ابوالفضل:))) احترام بگذارید!

بهمن جان-۲۲
فقط ده دقیقه:(
.
:))


مرمر جون
ممنون از توضیحاتت. کلی خندیدم.. بیچاره سگه:))

آیدا جان
مجبورم کردی برم ببینم در هر شماره‌ای چی نوشتم:) آخه یادم می‌ره همیشه اصلا چیا نوشتم.
جدا تو لبنان هیشکی قیمه نمی‌ده؟ دیوونن به ‌خدا:)
. این رسانه‌ها هم یهویی شلوغش می‌کنن.

مانی خان
شله زرد در کانادا:) باید خوردن داشته باشه. البته بیشتر نوستالژیه فکر کنم
بهر حال خوشمزه‌ست. با خلال بادوم و دارچین و زعفرون فراوون. امسال لامصل هیچکی به ما شله زرد نداد


آزاده جان. مرسی دوسه روز پیش درستش کردم


داریوش جان
جون به جونمون کنن شله زرد خور و قیمه خوریم:) منم خیلی با این اخلاق مبارزه کردم اما دیدم تنها چیزی که کیسه‌م می‌ره یه غذای مفت و مجانی و چرب و چیلیه:) آقا اینقدر سخت نگیر. وقتی همسایه‌ت میاد ا لتماس می‌کنه نمی‌شه نگیری


ممکنه نتونم بقیه کامنت‌ها رو جواب بدم.
ممنونم از همه.
کامنتامو همیشه با لذت می‌خونم.

95 :: توسط mar mar در 2009-01-13 04:14

سلام زيتونی .
زيتونی اين سوگ سياوش که عمه خانم بهش اشاره کردن اگر کتاب سووشون سيمين دانشور رو هم خونده باشی هم بهش اشاره شده (مراسم عزاداری و.. رو هم تاحدی از زبان زری راوی داستان توضيح داده).در تایید حرف عمه خانم حتی زری هم اول فکر می کنه مراسم و ...مربوط به امام حسین هست که براش توضیح می دن که این سوگ سیاوش و برای سیاوش هست.

-خانم آذر فخرنازنين وعزيز به قول آقای شايان گرامی دل به دل راه داره. ممنون از لطفتان به من. من هم شما رو خيلی دوست دارم واميدوارم هميشه سلامت باشيد.از اين که دوباره با آمدنتون کامنت دونی گرم زيتون رو گرمتر کرديد خوشحالم.

94 :: توسط DDD در 2009-01-13 04:01

Marg bar Felestin!

http://www.youtube.com/watch?v=IilZqsp4Asw&eurl=http://www.iranian.com/main/2009/jan/marg-bar-felestin

93 :: توسط زیتون در 2009-01-13 03:56

چند روزه از طریق مانی خان( آقای منصور خرسندی عزیز) اطلاع پیدا کردم آقای عبدالقادر بلوچ عمل جراحی قلب کردن. هر کاری کردم نتونستم براشون کامنت بذارم. به وبلاگش هم امروز به زور رفتم. نمی‌دونم این کامپیوتر من چه مرگشه. صفحه‌ی اول آقا قادر بلوچ اومده اما حتی نمیشه اسکرول داون کرد ببینم چی شده..
خیلی خوشحالم که خوبن دوباره از طنزهای نابشون استفاده می‌کنیم .براشون آرزوی سلامتی و طول عمر پر از طنازی می‌کنم.
همه با هم:
بلوچ جان، بلوچ جان خدا تو را به ما داد:)

92 :: توسط زیتون در 2009-01-13 03:51

آذر عزیزم -۷۰
یک‌بار به آفلاین شیوا خالی‌بند اعتماد کردن همین می‌شود. خوشبختانه جمشید مشایخی سر و مر گنده هستند.
اگه بتونم با این سرعت کم و ویندوز خراب که به زور دارم تایپ می‌کنم برم به ادیتور این خبر دروغ شوم رو حتما پاک می‌کنم.

پدرام معلمیان عزیز-
به به صفا آوردین. اگه نوشته‌های امیر فرشاد ابراهیمی باعث کامنت‌نوشتن شما شده خیلی خوبه:) می‌دونین آقای معلمیان، اینقدر ما تو تلویزیون از یک طرف قضیه رو دیدیم اصلا روی دیگری فکر نمی‌کردم داشته باشه.
مسلمه من هم از کشتار مردم غزه غمگینم. کسی که ناراحت نباشه اصلا انسان نیست.


عمه خانم عزیز-۷۸
عمه جون، یه خواهشی داشتم نه نگویید لطفا. اینقدر دلم می‌خواد از شما بیشتر بدونم. هر چیزی که خودتون دوست دارین بگین البته. از سن و سال و اینکه چند ساله رفتین خارج کشور و چرا رفتین و چه کارا می‌کنید و...
خیلی صمیمانه حرف می‌زنید و آدم یهو احساس دختر خالگی می‌کنه باهاتون
سوگ سیاوش. یه چیزایی شنیده بودم. فکر کنم بیضایی هم یه کتاب داشته باشه در این مورد. اما من نخوندم متاسفانه... مردم از بی‌سوادی:(

شاهین جان
آخ کامنتت رفت تو قسمت جانک و من متاسفانه مدت زیادیه به اون قسمت اصلا دسترسی ندارم. بازم سعی می‌کنم برم تو ادیتور ببینم جز کامنت‌های جدید هست یا نه..

91 :: توسط زیتون در 2009-01-13 03:29

حميد جان-۹۰
دلم برات تنگ شده بود خانم دکتر فنگ‌شويی:).
ممنون از لطفت. اينقدر هم خسيس نيستم بالاخره می خرمش. اما بايدبذارم يه فرصتی که وقت داشته باشم بشينم ببينم

شايان عزيز- ۸۹
نه والاه نشنيده بودم:) اما کلی خنديدم از جمله‌ش. اين روزا حرف‌های بامزه‌ای از طرف بزرگ‌مردان(!) رد و بدل می‌شه:)

پويای عزيز-۸۷
نه متاسفانه از منصور اسانلو خبر ندارم. فردا شايد زنگ زدم از بستگانش سوال کردم. از همه بيشتر دلم برای همسرش می‌سوزه که سخت کار می کنه که بار زندگی رو بر دوش بکشه...


حميد پوريان عزيز-۸۵
اگه اين فيلمی که می‌گی جعلی باشه خيلی افتضاحه.
می‌دونی تلويزيون روزی چند بار اين صحنه رو نشون می‌داد اين چند وقت...
ما چند بار بدنمون لرزيد و چه اشک‌هايی براشون ريخته شد...
البته کشت و کشتار و جنگ هميشه محکومه. اما يک‌طرفه نگاه کردن خوب نيست...


اردشير عزيز-۷۳
بادبادک‌های دوست قديمی-۷۵
ممنون از تبريک تولد:*

90 :: توسط hamideh در 2009-01-12 22:36

salam z8un jan,man 3ta seasone losto daram.age mikhay begu chejuri behet beresunam.
vali khodayish kheili ghashange,az avale seriyal ham bayad bebini ta befahmi jaryan chiye.
soalayi ke tush matrah mishe ye jurayi mishe goft soalaye bonyadi dar morede zendegiye.
vali be nazaram hamasho nabayad poshte ham did,ye faseleyi beynesh bayad bashe va adam be soalayi ke matrah mishe fekr kone

89 :: توسط shayan در 2009-01-12 20:34

زيتون جان

نمی دانم اين خبر را شنيده ای يا نه؟ ولی در خبر ها خواندم که يکی از رهبران حماس در يک مصاحبه با تلويزيون الجزيره در خلال حرفهاش گفته که بر اسرائيل مثل یزید بر حسین پيروز خواهيم شد!!!!!! لابد منظورش اين بوده که مثل يزيد سر همه اسرائيلی ها را از تن جدا و زن و بچه هاشان را به اسارت می‌گيريم همانطور که یزید با این کار بهشت را برای خودش گارانتی کرد ما اعضای حماس هم یکراست به بهشت خواهیم رفت!!!!!

لينک خبرش اين است راست و دروغش با راوی ولی بد نيست برای همه دوستان زنجير زن و عزاداران حضرت حسين که رهبران نظامشان از جيب اين مردم بدبخت فقط يک قلم پارسال ۲۵۰ ميليون دلار به خالد مشعل کمک مالی بلاعوض کردند بفرستی تا بدانند به چه کسانی کمک می‌کنند و برای چه کسانی کاسه داغ‌تر از آش شده اند.

اينهم لينک خبر:

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/082140.php

شاد باشي

88 :: توسط shayan در 2009-01-12 20:08

سرکار خانم آذر فخر عزيز و گرامی

از لطف و محبت شما سپاسگزارم. از قديم گفته اند که دل به دل راه داره.

شاد باشید

87 :: توسط پویا در 2009-01-12 18:59

زیتون جان ! از آقای منصور اسانلو چه خبر ؟ یه جایی حوندم که در زندان گوهردشت بد جوری گیر بی قانونی شده وحتا نمی گذارند ، ازش دیدار بشه . این وانت راه انداحتن و مراسم عاشورا را بی سلیقه مثل کارناوال های اروپا و آمریکا کردن هم ،دوباره ، من درآوردی های این حضرات و آقا زاده هاشونه .در جامعه یی که از ربشه ها جدا شده باشه و بی قانونی و من درآوری عزیز و معمولی شده باشه ، از چنین چیزی تعجب نکن!
روز حوش !

86 :: توسط پویا در 2009-01-12 18:59

زیتون جان ! از آقای منصور اسانلو چه خبر ؟ یه جایی حوندم که در زندان گوهردشت بد جوری گیر بی قانونی شده وحتا نمی گذارند ، ازش دیدار بشه . این وانت راه انداحتن و مراسم عاشورا را بی سلیقه مثل کارناوال های اروپا و آمریکا کردن هم ،دوباره ، من درآوردی های این حضرات و آقا زاده هاشونه .در جامعه یی که از ربشه ها جدا شده باشه و بی قانونی و من درآوری عزیز و معمولی شده باشه ، از چنین چیزی تعجب نکن!
روز حوش !

85 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-12 17:27


چگونه مرگ «محمد الدوره» در کنار پدرش جعل شد؟
www.newsecularism.com
فتحيۀ نقيب زاده

در روز 30 سپتامبر 2000 تمامی خبرگزاری های جهان تصاویری را مخابره کردند که پسر دوازده ساله ای را نشان می دادند به نام «محمد الدورة» که در کنار پدر خود، جمال الدورة، در میان درگیری شبه نظامیان فلسطینی و ارتش اسرائیل قرارگرفته بود و در این حادثه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد... در سال 2002، استر شپیرا، بانوی ژورنالیست آلمانی، فیلم مستندی به نام "سه شلیک و مرگ کودک" ساخت و ما را در جریان واقعه روز 30 سپتامبر2000 قرار داده و توضيح داد که این صحنه جعلی است... در پی انتشار اين فيلم های مستند، کانال 2 فرانسه از سازندگان يکی از فيلم ها، تحت عنوان «مفتری»، به دادگاه شکايت کرد و هشت سال بعد، یعنی در همين سال گذشتۀ 2008، دادگاه فرانسوی فرد مزبور را تبرئه کرده و کانال دوی تلویزیون را به دلیل مخدوش کردن افکار عمومی جهان متهم ساخت...
======================
علل و پيامدهای جنگ غزه

علی سالاری

عمليات تروريستي ۱۱ سپتامبر توسط افراطيون سني القاعده، و نيز برنامهً سلاح هسته اي دولت افراطي شيعي حاکم در تهران، نقطهً چرخشي استراتژيک، مبني بر پايان دوران بهره گيري از برگ بنيادگرايي مذهبي درخاورميانه، توسط غرب و آمريکا محسوب مي گردد. بنيادگرايان مذهبي، پس از تشکيل دولت هاي مذهبي، داعيه دار رقابت و مبارزه با غرب و آمريکا در منطقه شدند. آنها در پي تشکيل امپراطوري خليفه گري اسلامي در تمام منطقه، (توسط سني ها)، و يا تشکيل هلال شيعي خاورميانه توسط افراطيون حاکم بر ايران، دولت - ملت هاي کنوني و روابط نزديک آنها را با غرب و آمريکا برنمي تابند. آنها در ضديت با مظاهر زندگي مدرن بويژه دموکراسي، تمامي مدنيت مدرن و دستاوردهاي انساني آنرا دشمن داشته و در پي نابودي آنها براي رسيدن به قدرت و تسلط بر منطقه و جهانند. جنبش بنياد گراي حماس، با شقه کردن و تضعيف مقاومت يک پارچهً فلسطين، بزرگترين خدمت و مأموريت نانوشته اش را براي اسرائيل به انجام رساند.
===============
========
به نام آنکه پاپوشی به پا داشت...

طنزنوشته های هفتگی حميد رضا رحيمی

فدوی، اخيراً، عقيده پيدا کرده است اینکه می گویند دنیا ب «غایت» کوچک و به دهکده ای تبدیل شده و، علیرغم بعد جغرافیائی، اهالی آن به هم (قربت الی الله البته) نزدیک تر گشته و حوادث در يک آن واحد در نقاط مختلف جهان اثرات خود را نشان می دهند، پر بیراه هم نیست. مثلاً، اگر در حالت گياهی به سر نمی بريد، قطعاً ملاحظه کرده اید که در واپسين روزهای همين سال گذشتۀ ترسابچگان چگونه، در طول فقط چند لحظه، سه کشور عراق، آمریکا و ترکیه بهم نزدیک شدند؛ و وجه المصالحه یا پاانداز معامله نيز همان کفش مقدسی بود که برادر ارجمند و غيورمان، منتظرالزیدی، خبرنگار شجاع و جان بر کف پای عراقی، در 14 دسامبر المقعر سنۀ 2008 ترسائی، در یک جلسه ی نامطبوع مطبوعاتی، حوالۀ بوش خائن، رئیس جمهور ممالک محروسه ی امریک، کرد…
...

84 :: توسط مانی خان در 2009-01-12 11:19

زبلتون !

کامنت قبلی من رفت برای تائید نفهمیدم برای چی

در ضمن با اوباما به روزم

83 :: توسط مانی در 2009-01-12 11:17

این برای امتحان است کامنت ها رفت برای باز بینی درسته؟

82 :: توسط niki در 2009-01-12 11:05

یک عکس دیدم یکی پشت ماشینش نوشته بود امپراطور ابوالفضل؟؟؟؟؟؟

81 :: توسط niki در 2009-01-12 11:05

یک عکس دیدم یکی پشت ماشینش نوشته بود امپراطور ابوالفضل؟؟؟؟؟؟

80 :: توسط باهید در 2009-01-12 09:37

12110189487k8fy16

فرمودیم بساط را جمع کنند. اوضاع منطقه خطری است. گفتیم، برای اینکه ضایع نشوید، جعفری را می گوییم یک نامه به شما بنویسد ،محترمانه از شما بخواهد کاسه کوزه را از فرودگاه جمع کنید. چیزی نگفتند، کله هایشان را پایین انداختند. یاد جدمان امام حسن افتادیم.

موقع رفتن نماینده اشان به سوی ما آمد، خواهشی شخصی داشت. فکر کردیم چفیه مان را می خواهد. به رییس دفترمان اشاره کردیم، یک عدد از آن چفیه های چینی که برادران سپاهی با کانتینر وارد کرده بودند را از توی گونی در بیاورد. معمولا چفیه های کثیف خودمان را می دهیم. چفیه مان را تازه شسته بودیم، دلمان نیامد بدهیم. چفیه را که هدیه دادیم، بسیار خوشحال شدند. بسیار تشکر کردند. گفتند که خواهششان چیز دیگری است، می خواهند خصوصی فقط به خود ما بگویند. دهانشان را دم گوش ما آورند ، حالمان بد شد. باید بسپاریم مسواک زدن را اجباری کنند.

گفتند به دلیل فعالیتهای شبانه روزیشان در بسیج اگر امکان دارد کاری کنیم که سربازی را معاف شوند. با تعجب نگاهشان کردیم. مقداری کف کرده بودیم. فرمودیم شما که برای جنگیدن داشتید خودتان را جر می دادید، کون یک سربازی رفتن ندارید؟

79 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-11 18:01

صحنه های آشنا: مهرورزی حماس با هموطنان فلسطينی اش در نوار غزه>>>
www.newsecularism.com
==============
يکشنبه ها: احزاب و گروه های سياسی
================

نگاه مختصري به موضعگيري جريانات سياسي چپ در قبال جنگ غزه

محمد آسنگران

سکوت احزاب چپ عملاً آنها را در قبال جمهوري اسلامي خلع سلاح ميکند؛ دولتي که باني صنعت تروريسم است و در تبلغات خود حول اين جنگ رسما از تلويزيونش فراخوان به عمليات انتحاري ميدهد، معلوم نيست اين جريانات بر اساس کدام منفعت در مقابل آن سکوت کرده اند. اين احزاب در مقابل جمهوري اسلامي و نقش تعيين کننده اي که در جنگ دو قطب تروريستي، که خود يک قطب آنرا تشکيل ميدهد، ایفا میکند، چشم خود را می بندند. ظاهرا غلظت "ضد امپرياليست" بودن و "ضد صهيونيست" بودن اين جريانات به حدي رسيده است که نمی توانند نقش مخرب جمهوري اسلامي و حزب الله و حماس را ببینند. بجز سازمان چريک هاي اقليت که دو طرف جنگ را ديده و محکوم کرده است، ديگر جريانات خرد و ريز منسوب به "چپ" اپوزيسيون جمهوري اسلامي مواضعي شبيه به جريانات فوق و يا افراطي تر در دفاع از حماس اتخاذ کرده اند. با تصويري که راه کارگر و حزب کمونيست ايران و "حزب حکمتيست" از نيروهاي درگير در جنگ داده اند، حسن نصرالله و خالد مشعل و رهبران جمهوري اسلامي بايد به خود ببالند که اين چنين بي گناه قلمداد شده اند!؟
================
www.iranglobal.info
بر اسراييل پيروز خواهيم شد هم چون پيروزی يزيد بر حسين
در حالی که کشورهای شيعه نشين، مثل ايران و عراق، در اين ايام در حال سینه زنی و قمه زنی بودند، تلويزيون الجزيره قطر مصاحبه با يکی از رهبران حماس را پخش کرد که در جريان اين مصاحبه اين عضو حماس گفت: بر اسراييل پيروز خواهيم شد هم چون پيروزی يزيد بر حسين.
...

78 :: توسط عمه خانم در 2009-01-11 14:41

عزيز توی وبلاگ ويولت گشت ميزدم يک کامنت ديدم که نوشته بود تو گذشتهای دور این مراسم عزاداری مال ایران و بنام سوگ سیاوش بوده
ظاهرا نذريم ميدادن و بجای راه انداختن کارناوال تاتر درست ميکردن و خلاصه برای خودش مراسمی بوده
جالبه نه?
سوگ سياوش شنيده بودم ودر قبل از انقلاب برنامه هاييم وجود داشتن ولی عمه اينقدر سال گذشته و منم تازه مدت کميه به کنتکت با ايرونی برگشتم که اين چيزارو خوب يادم نمياد بد نميشد يکی يک تعريفی ازش ميکرد
اذر خانم عزيز از محبتت ممنونم

77 :: توسط فريماه در 2009-01-11 14:05

آقا/خانم رفيعي چه چيزهاي جالبي شنيديد.
مرسي

76 :: توسط رفیعی در 2009-01-11 13:27

سلام
آخرش نفهميدم که قيمه يا سبزی پلو ياهرچيزی ديگری عاشورایی آخرش خوردی يانه ؟ من که نشد يعنی به چندين محل درهرات رفتم ديدم من حالا حالا ها نا دارم راه برم آنقدرگرسنه ووامانده تو صف خوابيده بودند که من تازه فهمیدم بابا تو خیلی سیری وازخیرنان عاشورایی منصرف شدم . درضمن طرف های شما با ظرف يک بارمصرف ميرن اين طرفی ها با سطل های فلزي وديگ های حلبی وپیپ روغن ميرن تو صف خیرات ....
ديگه اينکه حالا اين گلشيفته اگه برنگرده چه ميشه ؟ واگه برگرده چه ميشه ؟ چرا اینقدرگیرمیدین به این دخترخانم ؟
ديگه اينکه شنيدم که مجروحين غزه ازدريافت خون ايرانی به اين خاطرکه شيعه هستند خودداری کرده اند تو هم شنيدی ؟ حالا اينکه چطورتشخيص دادن اين خون ايرانی است نميدانم .
ديگه اينکه دی شب ازتلويزون ايران ديدم که همه اعضای مجلس ايران برای رفتن به جبهه ُ ببخشيد به غزه برای حمايت ازفلسطينی ها نام نويسی کرده اند . تو هم شنيدی ؟

75 :: توسط بادبادکها در 2009-01-11 10:55

تولدت مبارک زيتون جان

74 :: توسط پدرام معلمیان در 2009-01-11 10:47

زیتون خانم -

وای به روزی که آقای امیر فرشاد ابراهیمی نماینده طرح مسائل از این طرف قضایا باشد. شما چرا؟

{ بقیه اش طبق معمول معرکه! }

73 :: توسط ardeshir در 2009-01-11 08:40

Happy birthday
have a fantastic one and be safe

درنگ نمی‌‌کنند. همین‌‌که مترو راه می‌‌افتد، می‌‌روند جلو رو به مسافرین می‌‌ایستند، متاعشان را بالا می‌‌گیرند و مشخصاتش را با آب و تاب تعریف می‌‌کنند. خانوم‌‌ها، شال دارم پشمی. گرم و نرم. تو این هوای سرد می‌‌چسبه. همه رنگ و همه مدل. و در حالی که یکی از شال‌‌هایش را سرش می‌‌کند ادامه می‌دهد: نگاه کن، همه جاتو می‌‌پوشونه. نمیذاره سرما بخوری. فقط سه هزار تومن. هر بار با کنجکاوی سوار واگن زنانه می‌‌شوم. خریدی هم می‌‌کنم و موفق می‌‌شوم با دو نفرشان گفت و گو کنم.

71 :: توسط لینک دیگری در بالاترین در 2009-01-11 03:26

کنجکاویهای عاشورایی

70 :: توسط azarfakhr در 2009-01-11 02:55

زيتون عزيزم
کاش خبر فوت مشايخی درست نباشه . نميدانم چرا همه دارند دق ميکنند ؟
از خواندن مطالب ماه محرم غمگين شدم . چه اسان فقها توانستند دين را تبديل به بی بها ترين مضحکه کنند .حتماولی فقیه بدلیل استفاده از تریاک به اين نتيجه رسيده که دين ترياک توده هاست ودر نتيجه با رفتنش به سرای باقی حکومت و دين را هم با خود خواهد برد .
ضمنا مرمر نازنين و عمه خانم شيرين و شايان و مانی خان خيلی دوستتون دارم

69 :: توسط Leila در 2009-01-11 02:14

زيتون جان
آقای شمرعينک آفتابی زده ؟؟؟؟؟؟؟؟

68 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-10 17:53

شنبه ها: «از نگاه يک زن»
==================
يادداشت های هفتگی شکوه ميرزادگی
www.newsecularism.com
زنان در ميانه ی جنگ های «مقدس» مردان

برای کسی که به کرامت انسان باور دارد هيچ جنگی زيبا نيست، هيچ جنگی به پيروزی نمی انجامد، و هيچ جنگی قهرمان ندارد ـ حتی اگر جنگی دفاعی باشد. از سربازی که کشته می شود تا سربازی که به خانه برمی گردد. هر دو قربانی و شکست خورده هستند. هيچ جنگی مقدس نيست. حتی اگر جنگی برای دفاع باشد. جنگ دفاعی هم اگرچه لازم است اما مقدس نيست.

تبريک به کمپین یک میلیون امضا، به خاطر دريافت جایزۀ سیمون دو بووار

======================
مری فيلدز
لات جوانزن

فصلی از کتاب در دست انتشار

« چهره های بزرگ جنبش زنان آمريکا »

==================

زنان، همه جا زیر ذره بین؛

بازرسی از وضعیت حجاب

در سازمان های دولتی اصفهان

"تعیین ضوابط و هنجارهای روشن در مورد نوع لباس"، "حضور ساده و بی آرایش در محیط کار"، "تدوین شاخص هایی در زمینه حجاب ‏برای گزینش مدیران"، "ارزیابی دقیق اجرای طرح های آیین نامه توسط دستگاه های فرهنگی، انتظامی و قضایی برای مقابله با بدحجابی" و ‏نیز "احیای سنت حسنه امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب و عفاف" از جمله بندهای بخش عمومی آیین نامه گسترش فرهنگ ‏عفاف و حجاب است. طبق دستورالعمل جدید این شورا، کلیه ادارات موظفند زمینه اختلاط مردان و زنان را به حداقل برسانند. این ابلاغیه، ‏ادارات دولتى را موظف کرده تا چیدمان مبلمان ادارى را طورى طراحى کنند که حدود شرعى بین زن و مرد رعایت شود و همچنین از به ‏کارگیرى معمارى ‏Open‏ پرهیز کنند چرا که این نوع معمارى باعث اختلاط بیشتر زنان و مردان مى‌شود...

=====================

گزارشی درباره مردان فمینیست در ایران

مريم انصاری

مرد فمینیست چه مقوله‌ای است؟ مردهای فمینیست در ایران زیاد نیستند، ولی ایده هایشان در جامعه رو به رشد است، به ‌ویژه در میان جوانترها. آنان هم مثل زنان فمینیست لزوما نظر واحدی در مورد "مسئله‌ی زن"، منشأ آن و وضعیت کنونی و آینده آن ندارند، اما همه آنان یک مشکل واحد دارند: اینکه نرینگی سنتی آنها را متهم می‌کند که ضعیف، نادان، ترسو و "نامرد" هستند. مردان فمینیست می‌گویند: برعکس! در واقع مردی که سالاریش به نظام سرکوبگر مردسالاری برمی‌گردد، ضعیف، نادان و از همه مهمتر ترسو است، چون شجاعت پذیرش یک حق انسانی را برای جنس مخالف ندارد، چون از آزادی و استقلال فکری و مالی زن می‌ترسد، چون نمی‌داند اگر زن امکان رشد پیدا کند، آیا قادر به رقابت با او خواهد بود یا نه.

==================

حق آموزش زنان در ایران؛ از مطالبه تا تثبیت

عسل اخوان

تجربه مبارزات جنبش زنان برای کسب و بسط حق تحصیل و آموزش و نقش تحصیل و آموزش در ارتقای موقعیت زنان در کشورهایی نظیر فرانسه و آمریکا خود به بهترین وجه می تواند بیان‌گر اهمیت مسأله آموزش باشد. بیهوده نیست که در ایران نیز مبارزه برای حق تحصیل و آموزش و تأسیس مدارس دخترانه از اولین اقدامات نخستین پرچم‌داران جنبش زنان در ایران بوده‌ است. نوشتار حاضر به بررسی تاریخی گوشه‌ای از این تلاش‌ها می‌پردازد، در این نوشتار تلاش‌های اولیه زنان تا مرحله تثبیت حق آموزش و تحصیل برای زنان پی گرفته می شود، بررسی تحولات بعد از مرحله تثبیت را به زمانی دیگر وامی‌گذاریم.

==============
سخنرانی شکوه ميرزادگی و اسماعيل نوری علا

در هوستون ـ تکزاس ـ همين يکشنبه>>>
===================== کوتاه و گويا ====================

تاکنون مزاحمتي براي خانم عبادی پيش نيامده است

قشقاوی، سخنگوي وزارت خارجه
...

67 :: توسط عمه خانم در 2009-01-10 16:01

8- توضيحش رو که61 marmar داده ولی شماها کارناوال ريو يا ونيز رو ديديد ? اون عکس اولی منو ياد کارناوال انداخت که ماشين دکور ميکنن با صحنه و پرسونازهای مختلف توی خيابونها دزفيله ميرن
البته اين يکی بااين رنگهای قوی بيشتر ياد ونيز ميفتم
حالا فقط مونده مسابقه بزارن و جايزه هم به بهترين يا خونينترين فانتزی بدن
11-اون بی ام وکه مال عهد اون خداست عمه اگه مارکهای ديگه که نوشتی از همون رديف باشن که ...
فکر کردم حالا واقعا ماشينهای بی ام و ماکیسما و بنز و پرادو... بودن
بهرحال با اين روند بيشترهم ميشن و تبديل به يه کارناوال واقعی

66 :: توسط داريوش.ش در 2009-01-10 15:35

ببخشيد اين‌هم آدرس :
http://www.petitiononline.com/Norouz/

65 :: توسط داريوش.ش در 2009-01-10 15:31

نمي‌دونم اين پتيشن درج نوروز در تقويم بين‌المللي قديميه يا جديد ! من كه تازه فهميدم و امضا كردم الان روي 161 هزار هست و نميدونم بايد غصه خورد يا نه!
راستي چه جوري ميشه فهميد پتيشن كي امضا شده است و اصلن ميشه نموداري از زمان‌ و تعداد امضا داشت؟ ... كي بلده؟!!!
...
نه مثل اين‌كه نرخ بد نيسيت توي اين چند دقيقه شد 169 هزار !!!

64 :: توسط شادنامه در 2009-01-10 15:19

من تو دهه اول محمرم توبه کردم :دی شرحشو تو وبلاگم بخون !! راستی محلتون چه باحاله

63 :: توسط ارمان در 2009-01-10 13:22

زيتون جان هيچ دقت کرده ای که همه سعی می کنند در اين دهه به نحوی نشون بدهند مومن هستند و پيرو و ... براستی که در اين اشفته بازار براحتی ميتونی تشخيص بدی تزوير و دروغ و ريا را که ببخشيد اما بيشتر ادمهای متظاهر در چشم هستند و حاضرن به درو ديوار بکوبند برای يکی دو روز و بعد روز از نو روزی از نو .... بخدا اگر اين دين هست کافر بودن به صد تا اينچنين دينی بودن می ارزد
راستی با معضل دستشويی امسال چکار کردی؟

62 :: توسط فريما در 2009-01-10 12:33

سلام زيتون خانم
من خيلي خيلي خوشحالم كه دوباره وبلاگت را آپ شده مي بينم .
جات خيلي خالي بود. (البته براي ما كه آدرس جديدت را نداشتيم)

61 :: توسط mar mar در 2009-01-10 12:02

زيتونی
فکر کنم اين وانت قرمز بارگاه يزيد(شام) هست اين شازده قرمز پوش هم يزيد اين حيوان عجيب الخلقه هم مثلا سگ (اين آخوندا برای تحقير ونشان دادن اوج نامسلمانی يزيد هميشه می گن يزيد سگ داشته) لابد صندوق هم مثلا سر امام توش بوده بچه های پشت سر وانت هم جماعت اسير هستن که به شام برده شدن (توسط شمر و بقیه).

60 :: توسط داريوش.ش در 2009-01-10 11:13

جون به جونتون كنند به قول شمر گرامي امت شله‌زرد خوريد ! ...
از آدم‌هايي مثل احمقي‌نژاد و دارو دسته‌اش اونقدر بدم نمي‌آد كه از آدم‌هايي كه ميگن ما به موقعش عزاداري مي‌كنيم و نذر و نياز ميديم و به موقعش هم آرايش و عروسي و رقص و ودكا و ابسولت و ... !!!
... البت اونهايي كه به جهت طنز و لوث كردن قضيه نوشتند حساب جداست ولي براي رژيم نخ‌نما همون هم براي تبليغ كافي و غنيمته!
... بكنيد اين دندون لق و برگرديد به فرهنگ ايراني ...
به قول شاملوي بزرگ :
...
قصه ی بی سر و ته!
من نباید در فکرش باشم.
علت اش معلوم است.
بس که لاینقطع از مرده و از قاری
بس که لاینقطع ازگور و کفن، مرگ و عزاداری
شاید
صبح تا شام سخن می گویند...
نه،
با کمی کوشش
از خاطره پاکش خواهم کرد!
...
يادم مي‌آد 5 سال پيش‌ بود كه وبلاگ مي‌نوشتم (به اسم شاهد تنها، كه البته بعد از روي شبكه برداشتم) مثنوي محرم را اون‌جا گذاشتم :
...
"ماه ِ حرام شروع شد / خنده‌ي ما تموم شد
داد مي‌زنن تو كوچه / يه لوطي و سه نوچه
اهل محل بُلن شين / يالله يه جايي جَم شين
تِكْيه‌ رو زود عَلَم كنين / رخت عزا به تن كنين
ماه ِ محرم شده / لوده‌گي ممنوع شده
هر كي مسلمون شده / واردِ ميدون شده
كوچه رو آذين كنين / يزيدو بي‌دين كنين
خنده به لب حروم شد / شادي ما تموم شد
خاك به سر بادمان / گر كه شويم شادمان
يادِ حسين يادِمان / شب نشود روز ِمان "
...
بقيه در وبلاگ "بابك خرم دين"

http://www.aliveiranian.blogspot.com/

59 :: توسط آزاده در 2009-01-10 11:11

"پل صراط" نه "پل سراط"
حیفه که نوشته هات به این قشنگی غلط املایی داشته باشه موفق باشی
خواننده جدید:)

58 :: توسط آزاده در 2009-01-10 11:11

"پل صراط" نه "پل سراط"
حیفه که نوشته هات به این قشنگی غلط املایی داشته باشه موفق باشی
خواننده جدید:)

57 :: توسط آزاده در 2009-01-10 11:11

"پل صراط" نه "پل سراط"
حیفه که نوشته هات به این قشنگی غلط املایی داشته باشه موفق باشی
خواننده جدید:)

56 :: توسط کُلُفت+18 در 2009-01-10 11:05

کریم(فضولباشی)از کن کون،برگشت. بهش گُفتن،با کن کون یک جمله بساز.

جملهء کریم این بود:رضا فاضلی توی جادهء کن کونِ آبجیم گذاشت.

55 :: توسط afssaneh در 2009-01-10 09:22

رود زيتون! الان داشتم صدای شعر تهران علی عبدالرضايی را در سايتش می شنيدم و مدام ياد تو بودم.حتمن اين کارش را بشنو.آدرس سايت اين است:www.haftaad.com
آدرس سایتش را جای آدرس وبلاگ خودم نوشته ام که راحت تری بری اونجا
قربانت
افسانه

54 :: توسط محمد (ققنوس) در 2009-01-10 06:28

زیتون خانم عزیز و محترم سلام

در مورد قیمه باید عرض کنم که چون مواد اصلی پخت قیمه سیب‌زمینی، لپه، برنج و کمی گوشت است، این باعث پائین بودن قیمت تمام شده یک پرس قیمه می‌شود. یعنی اگر مثلا با پانصد هزار تومان بخواهید شام بدهید در صورت انتخاب قیمه می‌توانید فرضا به هزار نفر شام بدهید ولی اگر بخواهید یک غذای گوشت‌دار درست و حسابی (برای مثال جوجه‌کباب) بدهید می‌توانید برای دویست نفر غذا درست کنید.

قیمه پر حجم است و زود شکم را پر و سیر می‌کند (خاصیت غذائی دارد یا ندارد بماند برای بحث دیگری).

پخت قیمه هم راحت است. سه سوت آماده است. لپه را تفت بده و در همان حال سیب‌زمینی را سرخ کن و گوشت را بپز. همه را با هم قاطی کن و بگذار بجوشد تا لعاب بیاندازد. حالا در نظر بگیرید اگر بخواهیم قرمه سبزی بدهیم عزاداران بخورند چه پیری از آدم در می‌آید تا فقط سبزی آن را پاک کند و بشوید و خورد نماید.

با تقدیم احترام
محمد (ققنوس)

53 :: توسط لینک در بالاترین در 2009-01-10 05:25

کنجکاوی های عاشورایی

52 :: توسط لینک در بلاگ نیوز در 2009-01-10 04:55

[طنز] سریال دو طفلان و سلافه ، دختر جوانی که با در کوچه های کوفه بدون مزاحمت گشت ارشاد و منکرات ، دل می دهند و قلوه میگیرند ، صد رحمت به کوفه !

51 :: توسط فرهاد در 2009-01-10 02:17

در بلاگ نیوز لینک داده شد .

50 :: توسط عمه خانم در 2009-01-09 23:47

زيتونی بنظرم دير رسيدم و تولدتو از دست دادم بهرحال انشاالله ساليان دراز در سلامتی باشی و بتونی غذاهايی که رديف کردی برای عروسی بچکت درست کنی اين شايان خان خوب گفت عمه , اين غذاها برای شام عروسين , حالا بگو چرا ?
تو عروسی مهمونا دعوت شده و محدودن اما برای عزا که در بروی همه بازکه بايد باشه هيچی تازه نذری هم ميبرن قيمه و اش رشته و يکميم اعيونی تر تازه ميشه عدس پلو و کشمش خرما (البته شله زرد فرامش نشود)
ا اصولن غذاهای سنگين و نسبتا ارزونی هستن , پر برکتن و برای عده زياد عاليه و شکم پر کنم هستن

49 :: توسط آرمين گيله​مرد در 2009-01-09 21:17

سلام ...
۱. از شروع مراسم سحر و جادو و بطور کل اديان، هميشه شيوه​ها ساده و همه فهم و مورد قبول بودند تا طرز فکر جامعه تغيير کرد و مورد مراسم تحت تاثير افکار عمومی تقيير کرد. يعنی خيلی بايد با قيمه مخالفت کنند تا غذای نظری ديگری درست کنيد ...
۲. خب اين هم شايد شروع مراسم جديدی بشود. مردم بخاظر تنگنای اقتصادی ازين به بعد بجای غذای نظری ، گم ميشوند ...
۴. ببخش اما اين رسم از بدو به بازار امدن دين از همان بت پرستی و حيوان و ستاره و ارواح پرستی و اديان جادو و جنبل و .... تا به امروز هيچ فرقی نکردي ..اسامی و مقدار شايد کم و بيش شد و بجای جنس الان پول ميگيرند اما در اصلش همان مانده و اگر «روحانيون» سر مسائل و مراسم ديگر کنار بيايند و تابحال آمدند، سر اين يکی بحث نخواهند کرد ...

48 :: توسط پویا در 2009-01-09 19:25

زیتون عزیز ! لطف کردی ، سر زدی .دیدی که هنوز وبلاگ اون چنان راه نیفتاده .
شرکت کن !
روز بر تو و خانوادت خوش وخرم !

47 :: توسط فورکلارنده در 2009-01-09 18:55

سلام زیتون جونم من چند روز پیش یعنی توی دهه ی محرم کلی اینور و اونور رفتم اما یه کاری کردم لب به غذای مسلمین نزنم شام میخوردم بعد میرفتم بیرون ;)چون میدونم هم غیر بهداشتیه هم اینکه اصلا درست نیست نذری دادن و نظری گرفتن اینا برای اینکه ببخشید کونشون گشاده و شکم باز هستن میگن خوردن غذای امام حسین ثواب داره خوب حالا اگر یکی زهر مار هم نذری بده میخورن؟بازم به ثوابش نگاه میکنن؟ یا اصلا اگر نون خشک نذری بده میخورن؟ باور کن نمیخورن اما اگر به قول خودت جوجه کباب بدن با کله میرن میخورن ده تا هم میخورن که ثوابشون بیشتر بشه آخه الله از شکم پرستا خوشش میاد و هر کسی که غذای امام حسین رو بخوره یک در دنیال صد در آخرنگ بهشون ثو آب میده حوری میده بهشت براشون میوه و شیر و عسل از این چرندیات میده بخورن. من که نمیدونم این چه صیغه ایه خوب به بلاگ ما هم سر بزن (از دستت نپره)

46 :: توسط شاهین دلنشین در 2009-01-09 18:38

«بعبارت ديگر، حکومت دينکاران در ايران، و جناح های مختلف آن، همواره از اينکه مخالفانشان خواست سکولاريسم را به کناری نهاده و خواهان دموکراسی شوند استقبال می کنند» نوری علا

کار آقای اسماعیل نوری علا مثل اینکه به جک گفتن رسیده. حالا بیا هی رعایتشو کن. برای خواندن
«معمای آقای اسماعیل نوری علا»
که توش به معمای آقای رضا پهلوی و مشروطه خاهان هم پرداخته شده، روی اسمم کلیک کنید. مثل اینکه مجبورم شماره ی دو روُ هم بنویسم.

45 :: توسط شاهین دلنشین در 2009-01-09 17:52

حالا مگه چی میخاستم بگم؟ برم ببینم چی پیدا میکنم. حرف از معبد آمون زدی و یاد! سینوهه پزشک فرعون افتادم که یه جا دوستش بهش میگه:
«این مردم که امروز در خیابانهای طبس [با طبس خودمون اشتباه نشه] حرکت میکنند، گر چه هنوز به (آمون) و سایر خدایان مصر عقیده دارند، ولی از آنها نمیترسند و در لباس پوشیدن بسیار لاابالی شده اند، و این لاابالی گری به درجه ی بیشرمی رسیده زیرا مردم با وقاحت هرچه تمامتر سینه و شکم خود را زیر پارچه های رنگارنگ میپوشانند در صورتیکه خدایان انسان را عریان آفریده اند تا اینکه انسان پیوسته عریان باشد و هرگز بدن خود را نپوشاند. حتی زنها هم مانند مردها وقیح شده، لباسهائی دربرمینمایند که سینه و شکم آنها را پنهان میکند.
من هر وقت راجع باین اوضاع فکر میکنم حدس میزنم که ما در دوره آخرالزمان زندگی میکنیم و عنقریب دنیا به نهایت خواهد رسید»

44 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-09 17:23

درس معلم ار بود زمزمۀ محبتی....
www.newsecularism.com
=============
جمعه گردی ها
============

مبانی ضد سکولاريستی اصلاح طلبی

اسماعيل نوری علا

تا زمانی که روشنفکران ايران در نيابند که در برابر حکومت اسلامی دينکاران در کشورمان، بدون توسل و ابرام بر سکولاريسم (که آلترناتيو هر حکومت ايدئولوژيک است) هرگز نمی توان به پلوراليسم و دموکراسی رسيد، مطرح ساختن شعار «دموکراسی خواهی»، بعنوان نخستين اولويت مبارزه، راه را بر جا افتادن انواع سوء تفاهم های اختراعی اصلاح طلبان حکومتی می گشايد. بعبارت ديگر، حکومت دينکاران در ايران، و جناح های مختلف آن، همواره از اينکه مخالفانشان خواست سکولاريسم را به کناری نهاده و خواهان دموکراسی شوند استقبال می کنند و همواره آماده اند تا با ايجاد بحث های انحرافی مختلفی همچون «مردمسالاری اسلامی» وقت مردم و رقبا را تلف کرده و بر سر قدرت باقی بمانند.

=====================

حاکمیت فقها بر مردم به جانشینی خداوند

خلاصۀ کتاب «حکومت اسلامی»،

نوشتۀ روح الله الموسوی الخمينی

تلخيص از دکتر مهدی بهار

چاپ نخست: مجلۀ فردوسی، اواخر دهۀ 1340

کتابی در دست است به ‌نام «نامه‌ای از امام موسوی، کاشف‌الغطاء» که ناشر آن در پایان مقدمه تصریح می‌کند که محتویات کتاب «بیانات رسا و شیوای» «حضرت آیت‌الله خمینی» است «...که در فرصت ها و مناسبت هایی در نجف اشرف ایراد فرموده‌اند». بنابراین، با اطمینان به این که محتویات کتاب، اعتقادات آقای آیت الله خمینی را بیان می‌کند و از زبان ایشان شالودۀ نخستین جریان فکری را می‌ریزد.
...

43 :: توسط شاهین دلنشین در 2009-01-09 17:22

آزمایش میکنم که اگه قراره مثل کامنت پست قبلی سانسور بشه، زیاد ضرر توش نباشه.

42 :: توسط مرسده در 2009-01-09 16:16


=)))))))))))


بسی خوشمان آمد

روحم شاد شد

41 :: توسط حمیدرضا در 2009-01-09 16:03

سلام

درست سرکوچه ما یه هیات هست که هرسال یکی دوتا ظرف قیمه یا کباب کوبیده میاورد معمولا هم شب شام غریبان ولی امسال نمیدونم چرا سهمیه مارو قطع کرد بی معرفت ها فقط تا ساعت 2 شب نذاشتن بخوابیم

ولی جات خالی امسال حساب نذری خوردیم

راستی اگه همسایه اتون پیداشد به ماهم بگو نگرانش شدیم

40 :: توسط M-R در 2009-01-09 15:19

میگم آرش؛ مگه چی توی کامنت من دیدی که یک دفعه مثل اینکه مویت را آتش زده باشند , آمدی 11 تا کامنت یک جور بالای کامنت من ثبت کردی , ظاهرن مثل اینکه تو هم مخالف جمهوری اسلامی هستی!!؟؟ اینطور نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

39 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

38 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

37 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

36 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

35 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

34 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

33 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

32 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

31 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

30 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

29 :: توسط arash در 2009-01-09 15:06

aeiyon jan salam arash hastam jahanidegar
mesle hamishe fogholadeyi

28 :: توسط M-R در 2009-01-09 15:05

از من به شما نصیحت ؛ گدا بازی رو بزارید کنار از این غذاهای نذری نخورید....................................یادم میاد همسایمون بجای زعفران رنگ میریخت توی شله زرد نذری, به احتمال زیاد قیمه پلو و چی چی پلوشونهم , گوشت سگ و گربه های توی خیابون باید باشه!!؟؟

در مورد حوادث غزه هم , اگر دقت کنید ؛ میبینید که در قیلمهای خبری بعد ار بمبارانهای اسرائیل ؛ سیستماتیک همیشه یک نفر را نشان میده در حال دویدن که یک بچه کوچلو هم توی بغلشه!!؟؟ من نمیگم که شاید عمدی در کار باشه برای اثر گذاری روی مردم , خصوصن مردم اروپا و آمریکا که نسبت به بجه ها خیلی حساس هستند ، اما آیا بعد از هر عملیا ت تروریستی و یا انتحاری و یا بقول اسلامیون اشتهادی که گاهی تعداد کشته ها به 200 و یا 300 نفر میرسه؛ در بین قربانیان زن و بچه وجود نداره!!؟؟ چطور خبر گذاریها در این مورد جزئیات را منتشر نمیکنند و به کلی گوئی بسنده میکنند که مثلن در فلان بمب گذاری سی نفر کشته شدند !!؟؟


اصلا رهبران مسلمانها از پیغمبر و امام و تا امام زاده , همشون به مردم عادی به چشم ؛ گاو و گوسفند نگاه میکردند و میکنند!!؟؟ هزارتان زن و بچه فدای خلد مشعل و مقتدی صدر و یک مشت دیوس و مقت خور دیگه.........................مگه همینها نبودند که برای داغتر کردن تنور انقلاب سیاه اسلامی ؛ 700 نفرو زنده زنده در سینما رکس آبادان سوزاندند!!؟؟ ...................................رهبران مسلمانها نه تنها ارزشی برای جان مسلمانها قائل نیستند بلکه از زن و بچه ها بجای سپر و گوشت دم توپ استفاده میکنند.


در ضمن روسیه گاز رو در این سرمای استخوان سوز اروپا که گاهی به منحی سی درجه میرسد به سمت اروپا بسته؛ حالا اگر بچه شیرخواره فلان قامیل فقیر در رومانی از سرما یخ زد به تخم چپ ولادیمیر پوتین.......................

27 :: توسط niki در 2009-01-09 13:06

اينو می تونی ببينی دل ادم درد می گیره اینا دیگه کی هستند تلویزیون اگه راست میگه اینا رو نشون بده
http://blog.hasanagha.org/2009/01/post_2457.php

26 :: توسط Dariushagha در 2009-01-09 13:04

سوال داشتم.. این همه شکم پر کردن و مثله گاو خوردن برای تلافی کرد ن رمضونه؟؟؟
حالا خدا کنه یک تیکه استخوان مرغ توی گلوی رهبرتو گیر کنه و خفه بشه تا حساب دسستون بیاد پر خوری چقدر بده.

25 :: توسط مانی خان در 2009-01-09 12:42

راستش دروغ چرا اینجا در ونکوور کانادا برای ما شله زرد اوردند

ویک همسایه هم ما را به چلو کبابی دعوت کرد برای روز عاشورا رفتیم خوردیم و پولش را هم خودمان دادیم میگفت نذر کرده بودم شما را با خودم ببرم ولی نذر نکرده بودم پول غذای شما را بدم

در هر حال نذرش قبول شد

24 :: توسط آیدا در 2009-01-09 12:41

موارد سه و چهار رو نمیتونم ابراز نظر کنم چون اصلا تلویزیون ایران رو نمیبینم... مورد ۶ که دیگه خوراک ماست.. وقتی جنگ بود اینجا مامانم فکر میکرد لبنان با خاک یکسان شده.. در حالیکه اصلا این خبرها نبود و همسرجان بعدها عکسهایش را دم سینما و تو جنگل و کباب نشون میداد و ما میفهمیدیم که چه الکی این همه نذر و نیاز کردیم.. هاهاها اصولا به هیچ خبر و غیر خبر تلویزیون ایران نباید توجه نشون داد.. آدم دچار خود حماقت بینی میشی.. هاهاها...
اما در مورد یک باید بگم ما اینجا حسرت به دل یک قیمه میمونیم.. قدر بدون دختر...
دو رو هم که دمش گرم.. فهمیده بود اصل نذریش رفته زیر سوال حال همه تون رو جا آورد... هاهاهاها
در آخر هم
ما مخلصیم بانو...

23 :: توسط رزمین در 2009-01-09 12:06

من و مادرم روز عاشورا رفته بودیم یه محل دیگه. مردها تو خونه مونده بودن و زرشک پلو برای خودشون درست کرده بودن.غافل از اینکه همسایه مون هم نذر داره امسال.
خلاصه اینکه ار اون موقع تا همین ظهر امروز ما زرشک پلو داشتیم. عقققققققق

22 :: توسط bahman در 2009-01-09 11:23

(البته این آنِخ‌ماهو کاهن اعظمشونو من خیلی دوست دارم. یه جور بدجنسی‌های بامزه‌ای داره. عین مارمولکه).
فقط ۱۰ دقيقه ای واسه اين خنديديم!

21 :: توسط نلی در 2009-01-09 08:21

زیتون اگه اینجا بودی حسابی می چلوندمت اینقدر که با نوشته هات حال می کنم.
دوستت دارم زیتون جان.
امیدوارم سال دیگه یا شاید هم چهلم امام نذری براتون قورمه سبزی و بیف استروگانف بیارن.

جیگرتو بخورم حسین جون - از وبلاگ زیتون

با صدای رضا فاضلی


پ.ن: ميدونم اين تکراريه ولی چون بحث حسين پارتی گرم بود دلم نيومد باز اينو اينجا قرار ندهم

پ.ن: چقدر خوشحالم که جمع دوستانم شايان خردمند و مرمر نازنين و ليلای گرامي را بهمراه زيتون عزيز ميبينم. اميدوارم همگی همواره برقرار باشيد دوستای خوبم

19 :: توسط shayan در 2009-01-09 04:23

ليلا خانم گرامی

درست است بعد از انقلاب خيلی از اون اعتقادات صاف و از روی نيت پاک مردم از بين رفت و الان چيزی جز ريا و تذويرش در خیلی ها بیشتر نمانده.

مرمر خانم گرامی اين کمکهای دولتی و بیت المال برای ادای نذر از ما بهتران و آقا زاده ها هم از نوبرهای دولت جمهوری اسلامی است!:))

اينقدر حرف از غذا زديم خدائيش گرسنه ام شد. با اجازه از خدمت دوستان مرخص بشم و از سر کار جیم بشم برم تا برسم منزل کلی راه است و ببينم برای شام غذای نذری چیزی داریم یا نه؟!:))

تا بعد

شاد باشيد و برقرار

18 :: توسط mar mar در 2009-01-09 04:12

معمولا کسانی که نذری می دن دودسته هستن يک عده اونهايی که حاجت دارن يا حاجت گرفتن که اينها واقعا اعتقاددارن و از جيب خودشون خرج می کننديک عده هم به قول آقای شايان عزيزتازه بدوران رسيده هايی هستن که می خوان نمايش بدن که خوب خیلی هاشون از کمک دولتی هم بهره مند می شن (سازمان تبليغات اسلامی و ارگانهای دولتی ديگه امکانات و پول و مواد اوليه غذايی بهشون مي ده)

17 :: توسط Leila در 2009-01-09 03:59

شایان خان،

من فکر می‌کنم قبل از انقلاب مردم اعتقادات مذهبی‌ شون واقعی‌ بود که بعد از انقلاب خیلیها اون اعتقادات رو از دست دادند. پدر خودم به طور مثال یک سری قوانین لازم اجرا داشتند، سه روز مشکی‌ میپوشیدن به سینه زنها کمک میکردند که همه ش بعد از انقلاب لغو شد.

16 :: توسط shayan در 2009-01-09 03:56

زيتون جان

اون روزها مردم برای غذاهای نذری سنگ تمام می‌گذاشتند و از غذاهای معمول خودشان پر ملات تر می‌پختند برای همين هم غذاهای نذری خيلی پر ملات و خوش مزه بود.

به هر حال اسب پيش کشی را نميشه دندان شمرد!‌

بگذريم.

سلامی هم دارم خدمت مرمر خانم گرامی. ممنون از لطف و محبت هميشگی شما

شاد باشيد

15 :: توسط mar mar در 2009-01-09 03:54

زيتونی حالا که بحث اعتراف هست بگذار من هم بگم که اين پسر ترکيه ايه خيلی خوش تیپ بود همه دختر های خوابگاه منتظر نذری آوردنش بودن که خوب فقط من می دونستم دقیقاکی هست و به بقيه هم نمی گفتم.

14 :: توسط Leila در 2009-01-09 03:49

سلام ازمن مرمرخانم گرامی .

13 :: توسط shayan در 2009-01-09 03:47

ليلا خانم گرامی سلام از بنده است. ممنون

حق با شماست اون قدیمها وضع اکثر مردم مثل اینکه بهتر بود و می‌توانستند غذاهای متنوع‌تری به مردم بدهند. ما خودمان هیچوقت یاد ندارم نذری داده باشیم! ولی خوب همین دائی من مثل اینکه (البته یادم نیست چون بچه بودم و در ضمن چون میرفت و در محلات خیلی فقیر نشین چادر می‌زد و خرج می‌داد من هیچوقت نرفته بودم ببینم چه خبر است) چند جور غذا به مردم می‌داد ولی چون من از قیمه لاپلوش خوشم می‌آمد فقط همان را برای ما می‌فرستادند. بعد از انقلاب هم کلا قطع کرد اولین عاشورای بعد انقلاب که خبری از غذا نشد و مثل زیتون و همسایه هاش تو خماری ماندیم مادرم بهش زنگ زد که پس کی غذا را می‌فرستی شایان منتظره! گفته بود خدا پدرت را بیامرزه کدوم نذری ؟ کدوم غذا! دیگه پول ندارم نذری بدم یکی باید برای خودم نذری بده! همه این سالهائی هم که نذری دادم سرم کلاه رفته بوده! گور پدر همشون! اینها همه اش دروغه بابا جان! بی‌خیال! خودت براش بپز! خلاصه اون سال ما تو خماری ماندیم!! :)))

البته الان شنیده ام که خیلی از این تازه بدوران رسیده ها در محلات بالای شهر غوغائی می‌کنند که نگو و نپرس!‌

به هر حال بگذریم

شاد باشيد

12 :: توسط mar mar در 2009-01-09 03:45

زيتونی درسته فضولباشی بعضی اوقات روی اعصاب آدم راه می ره ولی من هم دلم براش تنگ شده -بهش عادت کردم که بياد يک کامنتی که اصلا ربط نداره بنويسه عصبانيم کنه.
سلام خدمت ليلا خانم نازنين.

11 :: توسط زيتون در 2009-01-09 03:45

مرمر جونم سلام:*
راستش اولا رومون نمی‌شد بريم نذری بگيريم یا میارن دم خونه‌مون بگیریم و بخوریم. شایدم عارمون میومد. و هميشه آشپزی می‌کرديم ولی يکی دوساله گفتيم اين چه غرور بی‌جاييه. وقتی اين همه غذا ميارن چرا کفران نعمت کنيم. جالبه بگم يه همسايه داشتيم با اون‌يکی دشمن خونی بودن و چند بار با هم دعوای سختی حتی کتکاری کرده بودن. اما نذری همديگر رو می‌خوردن. وقتی دليلشو از يکيشون پرسيدم گفت وا!!!! غذای امام حسينه نه اون زنيکه اکبيری. وقتی به نيت امام حسين پخت ديگه غذا مال اون نيست!

10 :: توسط زيتون در 2009-01-09 03:33

شايان جان
ای روزگار... نه بابا... نه شایان جان... حالا يه ملاقه خورش آبکی که سيب‌زمينی‌هاش يکی قد لنگه کفشه و يکيش قدر يه جوالدوز و لپه‌هاش يه وره و يه چيزی شبيه گوشت که بیشتر به دنبه می‌خوره يه ور ديگه..روش می‌ریزن... گذشت اون زمون که گوشت کيلويی سی تومن بود و مردم دلشون ميومد گوشت بريزن تو نذری. حالا گوشتای گوسفند به اونايی می‌رسه که بعدا قراره کاری از صاحب نذر براشون انجام بشه:)

بی‌طرف جان
شما هم اگه دلت برای فضول‌باشی تنگ نشه خيلی آدم خوبی هستی:)

9 :: توسط mar mar در 2009-01-09 03:32

سلام زيتونی .خوبی؟ راست بگو ببينم اين يکی دو روزه آشپزی می کنی يا آشپز خونت به خاطر نذری تعطيل هست؟ من که مدتها دورم ولی یادم هست واسه ما نذری علاوه بر خورشت قیمه -خورشت سبزی وعدس پلوو آش هم نذری می آوردن. اينجا هم ۲-۳ سال يک پسر ترک مسلمان شيعه تو ساختمونمون بود که هر سال عاشورا نذری يکجور آش جو می پخت و برا همه ما دانشجو های همسايه می آورد.
-سلام و عرض ادب خدمت آقای شايان عزيز.

8 :: توسط shayan در 2009-01-09 03:22

بابا زيتون جان

آخه عزائی گفتن! عروسی گفتن! اين غذاهائی که تو جور به جور و رنگ به رنگ رديف کردی بدرد عروسی می‌خوره والله! در عزاداری نباید زیاد از خوردن غذا لذت ببری تا بلکه به فکر گرسنگان و فقرا که از خوردن نان خشکشان لذتی نمیبرند بیفتی !!

امام راحل فرموده بود اینطور نباشد که یکی قیمه بخورد و یکی قرمه سبزی! لاکن همه با هم قیمه بخورید! اینطوری بهتره!!!

ببینم آن دوره ها که ما بودیم خیلی ها (از جمله دائی خودم) قیمه لا پلو می‌دادند! کمی هم بفهمی نفهمی بوی هیزم میگرفت که من از همون بوی هیزمش خیلی خوشم می‌آمد!‌ الان چطور؟ خورشت میدن؟ یا قیمه لا پلو؟

به هر حال بگذریم هر چه گیرت آمد و خوردی نوش جان!

شاد باشی


7 :: توسط بیطرف در 2009-01-09 03:20

زیتون عزیز میدونستم که مطالب خوبی مینویسی ولی با خوندن جوابت به سبحان در پست قبلی فهمیدم که طرز فکر جالب توجه و منصفانه ای داری! جز این هم البته انتظاری نداشتم، موق باشی!

6 :: توسط Leila در 2009-01-09 03:15

زیتون جان شایان خان سلام،

یادش به خیر چند سال پیش ما برای نهار عاشورا قورمه سبزی، قیمه، زرشک پلو با مرغ و ته دیگ نونی، عدس پلو با خرما و کله گنجشکی و چلو کباب کوبیده با کیفیت عالی‌ داشتیم.

دسر هم نان خامه‌ای که نظر عمه خودم بود و شربت زعفران.

جای همگی‌ خالی‌. البته فکر می‌‌کنم آنوقت‌ها وضع مالی مردم بهتر بود و بیشتر بذل و بخشش میکردند.

5 :: توسط زیتون در 2009-01-09 03:05

شايان جان
اما امام گفته بايد در غذاهايتان تنوع داشته باشيد. شما اگه يهو ده ظرف قيمه براتون نذری مياوردن درد منو می‌فهميد. حالا فکر کن يکی از اين ده تا فسنجون بود يکی قرمه سبزي٬ يکی استيک٬ يکی بيف‌استروگانوف٬ يکی خورش کرفس٬ يکی زرشک پلو بامرغ٬ يکی جوجه‌کباب٬ يکی باقالی‌پلو با ماهيچه٬ يکی شيشليک.. حالا دهمی هم قيمه بود به درک:)) بعد هم سوم داريم و چهلم و ۲۸ صفر و...
تنوع به خدا چيز خوبيه.
امام فرموده: بَسَه دیَه!

4 :: توسط shayan در 2009-01-09 03:01

ای داد! بی‌طرف از من زرنگ تر بود و اول شد!

اشکالی نداره دوم هم خودش خوبه! اصلا بهتره! رهبر انقلاب فرموده دوم از اول بهتره اگر قرار باشه بین اول و دوم یکی را انتخاب .....:))

شاد باشی

3 :: توسط زيتون در 2009-01-09 02:59

بی‌طرف جان
اصلا! جو اينجا رو به هم می‌زنه و اصلا معلوم نيست حرفش چيه. هدفش چيه و چرا فقط اينجا مياد.

2 :: توسط shayan در 2009-01-09 02:58

زيتون جان سلام

مثل اينکه اول!

بابا قيمه بهتر از قرمه سبزی بهتر است! هر کسی از پس پخت خوب و خوش مزه قرمه سبزی بر نمیاد. ولی خوب قیمه هرجورش کم و بیش قابل تحما است. در ضمن مگر نشنیده ای که اسمش را نبر گقته!

قيمه از قرمه سبزی بهتر است!‌ اگر قرار باشد بين قيمه و قرمه سبزی يکی را انتخاب کنيد حتما قيمه را بايد انتخاب کنيد!!! رهبر معظم انقلاب اسلامی!!

درضمن ما کدام کارمان کاری به کار اعراب داشته که اين يکی داشته باشه؟


بگذريم

شاد باشی

1 :: توسط بیطرف در 2009-01-09 02:55

زیتون خانم نمیدونم که آیا دل شما هم مثل من برای فضولباشی و جفنگیاتش لک زده یا نه!؟. نبودش خیلی حس می شه!

زبان: