29 :: توسط Goli در 2009-02-22 01:21

Ghalbe adamo be dard miare in axet zeitoon ..

28 :: توسط Goli در 2009-02-22 01:21

Ghalbe adamo be dard miare in axet zeitoon ..

27 :: توسط Goli در 2009-02-22 01:21

Ghalbe adamo be dard miare in axet zeitoon ..

26 :: توسط Goli در 2009-02-22 01:21

Ghalbe adamo be dard miare in axet zeitoon ..

25 :: توسط فورکلارنده در 2009-01-28 12:54

با درود فراوان...
.
.
.
هیچی... خبری نیست زیتون جان امن و امانه اومدم ببینم چه خبره.
بیچاره سگه. اون گوشت زهر آلود رو باید به این حیوان عجیب الخلقه احمدی نژاد میدادن.
هو جواهر کلام الکی خودتو اصلاح طلب معرفی نکن همتون یکی هستید انتخابات باید تحریم بشه نه انگلی نژاد باید بره نه خاتمی.
اگر شد من خودم یه لطفی به این نظام میکنم خودم میرم با حسین خان اوباما صحبت میکنم که بسی آبرومندانه تر است از این سگهای اسلامی.آخ ببخشییییییید به سگ توهین شد.

24 :: توسط مخلص حضرت علی اصغر در 2009-01-28 04:00

اين زيتون فکر می کنه بااين کارها من از ميدون درمي رم
نمی دونه من گرگ بارون ديده هستم به فضل خدامن
آمريکاروبه خاک سياه نشوندم زيتون و مانی که جای خود
داره حالا هی زيتون که گاهی مانی می شه گاهی
یادش می ره می شه مانی خان به من کم محلی بکنن

23 :: توسط زیتون در 2009-01-28 03:00

آرام عزيز-۹
کتاب بادبادک‌های خالد حسينی برای شناختن بهتر افغانستان و افغان‌ها و یا حداقل ایجاد کنجکاوی نسبت به اونا در مردم جهان تاثير خودش رو گذاشت

کلفت جان-۱۱
باور کن يکی از کسايی که فضول باشی رو جدی می ‌گيرن تو هستی.
نمی‌شی بی‌خيال شی و جوابشو ندی اصلا؟


مازی جان-۱۶
تو وقعا اين سگو شبيه خر می‌بينی؟:)


فورکلارنده جان-۱۴
ممنون از توضیحاتت. ولی مگه تو گوش این فضول‌باشی فرو می‌ره این حرفا:) یه زمانی می‌گفت من شبح و رضا پهلوی و فاضلی و اینا هم هستم:) الان مانی و مانی‌خان و لابد فردا می‌گه تو هم منم:)


امیر جان-۲۰
بله متاسفانه زمین هر سال گرم‌تر می‌شه و مردم سر تقسیم زمین و پول و دین و عقیده دعواشونه. غافل از اینکه وقتی کره زمین از بین بره دیگه فاتحه دین و سیاست و کشور و ... خونده‌ست


22 :: توسط زيتون در 2009-01-28 02:22

ترخون عزيز- ۴
بله٬ اين عکس رو خودم گرفتم.
در کامنت پايينی برای ليلا توضيح دادم . خيلی گرسنه بود و از آزار بعضی بچه‌ها ناراحت. تا وقتی ما اونجا بوديم نذاشتيم کسی آزارش بده . خودشم از پيش ما جم نخورد. وقتی می‌رفتيم نمی‌دونی چه‌جوری وايساد مارو نگاه کرد. هنوز نگاهش با منه:(


مانی خان- ۶
اين مزاحم ما انسانه٬ اما ماموره و معذور... شما خودتو ناراحت نکن و به شعرها و طنزهای نابت برس که ما محتاجشیم:) مزاحمین هدفشون همینه که نوشتن وبلاگ‌نویس‌ها رو مختل کنن. پس بهترین راه مبارزه فقط نوشتنه...

مانی جان-۷
وقت کردید یه ذره تعارف تیکه پاره بفرمایید:) یه کم از خورده ریزهاش هم به من مرحمت کنید.

آقای رفیعی عزیز-۸
آخ که این سگ‌کشی با زهر چه بر سر روح و روان بچه‌ها میاره.
یادمه کوچیک بودیم و با یه سگ ولگرد تو محله‌مون دوست بودیم و باهاش بازی می‌کردیم و نوبتی براش غذا می‌آوردیم. اونقدر بهش می‌رسیدیم که نمی دونم سگ‌های دیگه از کجا باخبر شدن و تعدادشون زیاد شد. یه روز مامورین ریختن و ما بچه‌ها فکر کردیم واقعا می‌خوان بهشون غذا بدن. گوشت‌های سمی بهشون دادن و در حالیکه با دهن کف کرده روی زمین له‌له می‌زدن یه تیر خلاص زدن بهشون. من شوکه شده بودم و جیغ زدم . یادمه همسایه‌ها یکی شربت برام آورد یکی دهنمو پر از نمک کرد. هنوز از اون نمک دهنم احساس شوری می‌کنه.

21 :: توسط زيتون در 2009-01-28 02:13

ليلا جان-۱
اين سگو پارسال من تو جنگل سی‌سنگان ديدم. اونقدر گرسنه بود که وقتی دور ميز نشستيم اومد اينجوری روی ميز از حال رفت.
خيلی دلم به‌حالش سوخت. ناهار مهمانش کرديم. نمی‌دونم با وجود اين همه گردشگر در جنگل چطور هيچ غذايی به او نداده بودن. سرنوشت سگ‌ها و گربه‌های ولگرد و بی‌صاحب در اينجا خيلی غم‌انگيزه.
من و سی‌با هم همينکارو که شما می‌کرديد داريم می‌کنيم و جالبه بعضی‌ها مسخره‌مون می‌کنن...

مانی جان- ۲
اين عکس رودخونه‌ی دربند تفريگاه معروف تهرونه که اینم عین عکس سگه پارسال گرفتم.
خيلی حال آدم گرفته می‌شه وقتی تو طبيعت آشغال می‌بينه بخصوص اين بطری‌های رنگ رنگی...

20 :: توسط amir در 2009-01-27 20:39


salam be zeiton khanom
motasefane vaze korae zamein bisyar asafnak shode khososan gazhai golkhanai ke baeise garmai zamein meshe masalan man chand roz pish barai kari be shahre whitehorse dar Elayate yukone Canada barai kari rafte bodam dar anja megoftan sarmai salhai gozashte ra nadare va har sal garm tar meshe dar hali ke Canada az sar tarein kishvar hai donya hast
movafagh va peroz bashi bye

19 :: توسط حميد پوريان در 2009-01-27 17:56

گهی پشت به زين و گهی زين به پشت...
www.newsecularism.com
====================

چرا ولی فقیه عامدانه سد راه پيشرفت کشور شده است؟

ناشناس دو دل

==================

سخنان هشت سال پيش خاتمی در مورد مطبوعات

برگرفته از روزنامۀ «صبح امروز»، 6 اردیبهشت 79

=====================

دو خبر دربارۀ مجاهدين

اروپا مجاهدین را از لیست تروریستی خارج کرد

راديو فردا


توافقنامه هاي امنيتي تهران – بغداد

سايت ايران ـ ايران
===================
کشاکش صد ساله با خودکامگی در ایران

نگاهی به يک کتاب

علی امینی نجفی

================
دوشنبه ها: مکتوبات فدوی

دو مکتوب: صاحب عله، و دراکولای مقدس

طنزنوشته های هفتگی حميد رضا رحيمی

فدوی تا بحال می پنداشت که عاشورا مال امام حسین (ع) است و ما فقط زنجیر و قمه اش را می زنیم؛ لکن در گزارشی تحلیلی ...
==============
“رويداد سياهکل”: نابالغی خود خواسته
www.iranglobal.info
جمشيد طاهری‌پور : کسانی که چريکهای فدائی خلق را در مفهوم خشونت بازساخته و تبيين می‌کنند -‌ از آن کسان که ما را در استعداد سکولار‌ دموکراتيک بی اعتبار و عقيم می‌خواهند، بگذريم -‌ در بهترين حالت می‌توانند منتقد شکلی باشند که رويداد در آن شکل به ظهور رسيد و عينيت پيدا کرد در حالی که موضوع اصلی باز انديشی محتوای رويداد است که چريکهای فدائی



18 :: توسط کافه در 2009-01-27 17:04

زیتون جان به جان این موجود بی گناه!
کافه رو لینک کن!
که لینک کردن کافه از نون شب واجب تره!
قبول داری؟

17 :: توسط جواهر کلام در 2009-01-27 14:27

آیا اوباما معجزه خواهد کرد !؟ امروز تو نطقش گفت آنقدر اوضاع اقتصادی
آمریکا خرابه که اگر نجنبیم دیوارهای این کاخ سرمایه داری بزودی فرو خواهد
ریخت ٬ سوال اینجاست که جنبیدن با چه رمقی ؟ آمریکا شده مریضی که هرچه
دوا و درمان میکنند حالش بدتر از دیروز میشه هر چه خبره همه از بدتر شدنه
نه بهبود آنهم چه اخبار وحشتناکی از بیکار کردن ده ها هزار کارمند و کارگر
انهم هر روزه ٬ یاس و افسردگی بد جوری گریبان امریکا را گرفته البته ترکش هایش
باروپا و اسیا هم رسیده ...از طرف دیگه اوضاع متشنج خاورمیانه و اوضاع عراق
و افغانستان و پاکستان هم روی سیاه دیگر سکه است . امروز اوباما بایران اشاره
کرد که مشت گره کرده اش را بگزارد کنار و دست صلح و دوستی دراز کند...؟
که آماده شنیدن حرفهای دل ایرانست ٬ اما کاشکی صبر میکرد تا شاید در انتخابات
آتی مردم یک اصلاح طلب را روانه گفتگو با اوباما میکردند که از احمدی نژاد خبر
خوش بیرون نمیریزد!!! احمدی نژاد بدرد رویا رویی با بوش و چنی میخورد
که ماموریتش بپایان رسیده ٬ از قدیم گفتند کبوتر با کبوتر باز با باز
کند اوباما با خاتمی پرواز

16 :: توسط مازیار در 2009-01-27 06:52

این خره مریض بود یا چرت میزد؟

15 :: توسط فورکلارنده در 2009-01-27 06:01

توی 14 یادم رفت اسم بنویسم انقدر اعصابم خورد بود.
اما پائینش نوشتم اینم برای این دارم میفرستم که کاملا هدف مشخص بشه و اون الاغ بفهمه از کجا خورده.

14 :: توسط در 2009-01-27 05:58

راستی در مورد مانی.
اون کسی که گفته(جواهر در کلام) مانی زیر دست زیتون بزرگ شده و زیتون نظراتش رو از طریق مانی میگه
باید بگم من مانی رو چند وقته میشناسم زیتون رو هم همینطور یعنی خیلی وقته
زیتون انقدری بزرگ هست که هر نظری در مورد اسلام داشته باشه چه موافق چه مخالف بیاد خودش بگه
اصلا هم لازم نیست از کسی یا چیزی بترسه همیشه مخاطبش رو داره همین که تو میای نظرت رو توی وبلاگش میگی خودش نشون میده که اونقدری قدرت نداری از وبلاگ خودت بگی و حرفت رو درست بزنی چون اونقدری برد نداره از جای خودت. چون انقدری که باید بیان وبلاگت رو ببینن وجود نداره و مجبوری بیای اینجا چرا از واقعیت فرار میکنی؟
قصد من تعریف از زیتون نیست فقط میخوام بفهمی که شعور خوب چیزیه و بفهم که زیتون اگر حرفی رو بخواد بزنه از وبلاگ خودش میزنه حتی شده از طریق کامنت که البته بیشتر جوابها از همین کامنتهاست. ولی تو چی؟ میخوای فضای کامنت ها رو آلوده کنی؟
مانی هم من قبولش دارم نه بخاطر این که از اسلام بد میگه و من خوشم میاد بخاطر اینکه اونم نترس کار میکنه. چیه بعضیا (خاص) توی پوست میش قایم میشن و سعی میکنن کاراشون رو توجیح کنن؟ کاراتون مثل گرگ میمونه.اما نمیدونم چرا با اینکه خودتون هم میدونید یه مشت آشغال هستید نمیخواید باور کنید یا قبول کنید شناخته شده هستید. عزیزم بس کن بکش بیرون بکوب به دیوار.
مانی و مانی خان هم یکی نیستن. تشابه اسمی تا حالا ندیدی؟ اصلا چه لزومی داره یه آدمی به شجاعت مانی بیاد یه چیز ته اسمش اضافه کنه که یه نفر دیگه شناخته بشه اصلا چرا اسم مستعارش رو یه چیز دیگه انتخاب نکنه که شک بر انگیز نباشه؟ که یه الاغی مثل توی جواهر کلام فکر کنه مچ گرفته؟ خواب دیدی خیر باشه عمو
امضاء: فورکلارنده

13 :: توسط فورکلارنده در 2009-01-27 05:17

درود به زیتون عزیز.
و کلیه ی خوانندگان محترمه و محترم
زیتون جان ممنون از لطفت
میدونم اصلا با نظراتم موافق نیستی و شاید حالتم ازشون بهم بخوره البته منظورم نظراتم و نوع دیدگاهم توی فورکلارنده هست.
نظر نظره
زیتون جان معنی اسمم فورکلارنده
روشنگر هست و یه کلمه ی دانمارکیه توی توضیحات وبلاگ نوشتم و
دقیقا فُرکلارِندِ خونده میشه
به قول خودت خارجکیه D:
خوب امیدوارم که به هدفت برسی
و اینکه این آدما منظور تو رو درست بگیرن از حرفات هی سؤتفاهم نشه.
بدرقه و اون پستت در مورد افغان ها و غیره.
Har en god tid min ven
it was danish too my friend
means: have a good time my friend


12 :: توسط Ramin در 2009-01-27 00:09

ای به چشم - راستی من آپ کردم البته اگر مهمه برات درباره گوسفند بودن بيشتر مردم .

11 :: توسط کُلُفت+18 در 2009-01-26 18:36

کریم(فضولباشی).مادر قحبه ،یکبار ِ دیگر اسم ِ زیبای مرا در کامنتهایِ احمقانه ات بکار ببری،چنان مادری اَزت بگایم که آبجیت حسودیش بشه.
آخه،کوس مغز،تو که اُستاد پیدا کردن آی.پی هستی،اون کلهء کیری ات را بکار بنداز و ببین که بسادگی میشه فهمید،مانی و مانی خان،از دو کشور مختلف کامنت میگذارند.

10 :: توسط ساروج در 2009-01-26 16:24

کامنت نویس ۷ بابا دیگه شرمی ٬ حیایی ٬ شرفی ٬ آبرویی ٬ چیزی
داری !؟ طرف منظورش تو بودی ده نه ...تازه احمق اگر تو اندو کامنت
قبلی ۷۸ و ۸۳ را ننوشته بودی چطوری اینجا فهمیدی منظور
مانی خان کی بوده !؟ جز اینکه خودت انرا نوشته باشی

حالا چی نصیبت میشه که بری پشت اسم کامنت گزاری و بر علیه
کامنت گزار دیگری دروغ و چرند بنویسی؟


آخه ابله این تو بودی که اینجا جار زدی مانی خان برادر هادی خرسندیه
و در ونکووره نه من و حالا داری شناسنامه یک خرسندی دیگر را
در لندن رو میکنی ...بنده فکر میکنم مانی خان اگر میخواست خودش
مینوشت احتیاجی بفضولی تو نداشت . این اطلاعات ساواک گونه افراد
را از کجا پیدا میکنی !؟ کمال خرسندی در لندن !؟فلانی در ونکوور؟
یا کریم در مونترال !؟ بکی داری آدرس میدی بساواما !؟

آقای مهنجس مانی ٬ دست بردار از این خباثت و دو رویی و دغل
اگر این پنجسال حاصلی بردی بنویس چی بوده !؟
بنده با هیچ کامنت گزاری کل کلی نمیکنم و اگر هم تو با اسم من این
کار را کردی نصیبی نبردی و نمیبری
حالا برو با اسم کلفت فحاشی کن

9 :: توسط ارام در 2009-01-26 15:59

من از وقتي كتابهاي خالد حسيني رو خوندم خيلي به طرز زندگي افغانيها علاقمند شدم.
من هم مثل شما فكر ميكنم اين مهاجران بيشتر از اينكه برامون ضرر داشته باشند نفع داشتند.
خيلي از كارها كه جوونهاي خودمون عارشون مياد انجام بدن اونها با حقوق كم انجام دادند.
ولي در مورد پست قبليتون من باور نميكنم كسي توي ايران بخواد و يا بتونه انقلاب كنه.....
موفق باشي و شادمان

8 :: توسط رفیعی در 2009-01-26 12:14

سلام
درکابل هرچند وقت يک بار مبارزه وسيعی شروع ميشود برعليه سگ ها واين دم درازهای زبان بسته را با زهرقتل عام ميکنند صحنه مشمئز کننده يا به عبارتی درناکی است

7 :: توسط مانــی در 2009-01-26 11:53


ارادتمند شما هستم ليلا خانم نازنين.

بله این تشابه اسمی هم دردسری شده لیلا خانم گل :) الان هم داد مانی خان سر این مسئله به آسمان است :))

آقای خرسندی عزیز سکوت بهترین جوابه

6 :: توسط مانی خان در 2009-01-26 11:09

مینو صابری گفته بود درباره حیوان آزاری بنویسید من اشتباها در مورد جانوران نوشتم یکی از این جانوران در اینجا کامنت هم میگذرد و به همه توهین میکند

انقدر هم بیسوات تشریف داره که حاضر نیست مطالعه هم بکنه سری بزنه به وبلاگها و ببینه کی کیه

البته بقول اخوی همیشه میگوید جواب این ها را نده مشهور میشوند

البته چون با تربیت است نمیگوید جواب ابلهان خاموشی است

5 :: توسط tarkhoon در 2009-01-26 07:13

janam, in chera inghadr ghamgineh... khodet in akso gerefti? khaily khialy amighe?

4 :: توسط tarkhoon در 2009-01-26 07:13

janam, in chera inghadr ghamgineh... khodet in akso gerefti? khaily khialy amighe?

3 :: توسط Leila در 2009-01-26 06:48

سلام ازمن آقامانی گرامی.

من شخصاترجيح ميدم شمارامانی خان خطاب کنم ولی چون زيتون کامنت گذارديگری بنام مانی خان داره به این شيوه ازمدافتاده مينويسم .ببخشيد.

2 :: توسط مانــی در 2009-01-26 06:11


بادرود به زيتون عزيزم
و همینطور لیلا خانم نازنین

توی اون عکس پايينی آشغالها چقدر رنگ رنگی و خوش رنگ افتادن :)))

بخصوص که در برابر اسلاميون و سردمداران جکومت اسلامی اینا اصلا آشغال به حساب نمیان :)

پ.ن: ولی گذشته از شوخی فکرمیکنم فقط هند تونسته باشه باایران در زمینه وجود آشغال در همه مکانها رقابت کنه...

1 :: توسط Leila در 2009-01-26 05:28

سلام زيتون جان
چقدرغصه داره نگاه اين موجودبی گناه همينطورعکس پايين.
قديمهاکه توايران پيکنيک ميرفتيم گاهی مجبوربوديم اول چندکيسه زباله هايی که قبليهاجاگذاشته بودن جمع کنيم.

زبان: