مهشید جان :
عمرا !!
هيچکس نمی تونه ميونه ی عمو رهگذر ثانی رو با من خراب کنه..عمو گوشت تن برادر زاده شو چیکار کنه ..استخوناشو دور نمی ندازه :)) :)
آخیش ...نظرام هم روند شد :)
به هاله و عمو گيله مرد عزيزم :
ببخشيد ای ميل- دونيم مدتيه خرابه ! ببخشيد
ارتفاع صفر :
ممنون از اطلاعاتی که درمورد شعر اون آهنگ دادی!
و همينطور ممنون از همه که نظر خودشونو گفتن !
مهشيد جان :
بابا پاکش کردم ! نزن !
کاش نمی کردم و به عنوان سند سوءاستفاده از نظر خواهی من تو تاريخ ازش استفاده می کردم :)) اونم برای کی ؟ خائن ..نکنه ... :))))))
من با اجازتون به مطلب جالبتون لينک دادم.
سلام دوست جون قديمي :)
سلام :) در مورد صحبتهايی که در مورد گوگوش هست ..... بعد از چند ماه که از ايران رفتن گذشته بود توی جمعی از دوستان بحث رفتنش پيش اومد يکی از دوستام که از بعضی چيزا بيشتر خبر داره گفت قرار بود بره چندتا کنسرت بده و برگرده ..... ولی اونجا حرفايی زده که اگه برگرده کمی گوشش رو ميگيرن .... در مورد بعضی مسائل محدوديت به خود شخص برميگرده ...... همیشه هم دولتها مقصر نیستند .....
اين رهگذر بی خود نگفته بود ها..جدی جدی پاک نکردی..خودت به زبون خوش پاک می کنی يا بايد به زور متوسل بشم؟ها ؟ پاک کن ديگه.. جون عمه ات ؟ يه قاقا لي لی برات می خرم اگه باک کنی..خوب ؟ باريکلا دختر خوب من می دونستم می شه رو تو حساب کرد. اصلا هم اون طوری که رهگذر گفته نيستی که سوتی های منو بزرگ کنی بزنی به ديوار...بعلــــــــــه
سلام بچه ها
با عرض معذرت از زيتون عزيز که رو ديوار پاتوق زيبايش آگهي تبليغاتي ميگذارم...
به آدرس زير سر بزنيد . يکي از دوستان مطلبي در مورد دکتر ابوالحسن بني صدر نوشته ... من براش نظر گذاتم ... شما هم دوست داشتيد نظرتون را بگيد ... نظر من را هم بخوانيد
http://migamhala.persianblog.com
جالب اينه که گوگوش در کشور تاجيکستان چقدر هوادار داره. مردم اونجا به شدت هوادار او هستند و حتی شنيدهام که رييسجمهور تاجيکستان يک عکس بزرگ از گوگوش رو در دفتر کارش نصب کرده. زمانی چند سال پیش در آنجا شايع شده بود که پای گوگوش را به دليل خواننده بودن در ايران بريدهاند! يکی از نويسندگان تاجيک به ايران آمده بود تا در اين مورد سر و گوشی آب بدهد که توانسته بود با خودش ملاقات کند و از سلامتيش آگاه شده بود. در بازگشت به تاجيکستان مردم گروه گروه به ديدنش میرفتند و حال گوگوش را از او میپرسيدند.
شاد باشی
سلام زیتون حان
چند روز سر نزده بودم به سایتت ولی حسابی حالم رو جا آوردی از شدت خنده اشک ریختم البته خوب شد دایی مال تورو از ته برید ها ....
و با اشعار به جا و عرفانی حظ کردم
شاد باشی و پر بار ...
سلام زيتون ديدی يه کرج اومدن چه طوری از دماغمون در اومد ؟؟؟ راستی اين مطالب تازه ات خيلی باحال بود
ای چراغ هر بهانه از تو روشن، از تو روشن
ای که حرفای قشنگت، منو آشتی داده با من
من و گنجشکهای خونه، ديدنت عادتمونه
به هوای ديدن تو، پر می گيريم از تو خونه
باز ميای ومثل هر روز، برامون دونه می پاشی
من و گنجشکها می ميريم، تو اگه خونه نباشی
***
هميشه اسم تو بوده، اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو بردم، بوی تو داره نفسهام
عطر حرفای قشنگت، عطر يک صحرا شقايق
تو همون شرمی که از اون، سرخه گونه های عاشق
***
شعر من رنگ چشاته
رنگ پاک بی ريايی
بهترين رنگی که ديدم
رنگ زرد کهربايی
***
من و گنجشکهای خونه، ديدنت عادتمونه
به هوای ديدن تو، پر می گيريم از تو خونه
refigh Azar! kehyli khoob neveshtid dar vasfe googoosh ,man ham az toosife zeitoon narahat boodam!
rastesh ba shoor o ehsasat khoondane khanande chizie ka man mamoolan kheyli seteyeshesh mikonam,oje in kar ra benazaram fereydoone farokhzad anjam midad! Yade iran bekheir,Yade iran bekheir,Yade iran bekhier,Khake porsalabatam!
Refigh zeitoon ,matalebet mesle hamishe khob va zibast! esteghlal ham dar zemn sale dige ghahremane! shahram nazei ham vaghean bara man kesek konandast! faghat noori! Doost daram ye dast az asemoon biayd ma do ta ro! bebare az inaj vo oon vare abra bezare!
سلام... زندگی خيلی از هنرمندان اين طوريه... شايد بتونم بگم اگه اين چيزها نبود که هنرمند هنرمند نميشد... گوگوش می شد يکی مثل خيلی های ديگه که به دنيا ميان، مدرسه ميرن، عاشق ميشن، ازدواج می کنن، چهار تا بچه قد و نيم قد دورشون رو می گيرن، بچه هاشون رو بزرگ می کنن و بعد از ازدواج اونا چشم انتظار مرگ می شينن! دقت کردی گوگوش چقدر از ته دل می خونه؟ چرا خواننده های امروزی يک درصد محبوبيت خيلی از قديمی ها رو نمی تونن پيدا کنن؟ چه حسی باعث ميشه گوگوش توی ۵۲ سالگی خوانندگی رو از نو شروع کنه؟ از يه ديد ديگه.... پشت هر آهنگ ماندگاری که می شنويم کلی داستان ناگفته هست که حسش با آهنگ به ما منتقل ميشه...
سلام من نيومدم برای لينک زار بزنم ولی دوست دارم در مورد آخرين مطلبم نظر بدی اگه از انتقاد بحق من ناراحت نشدی اگر هم شدی که هيچ.........
کمی تعجب داشت .. راستی روشنفکری ؟ مسخرگی ؟ اشتباه می کنند اونها که اينکار رو می کنند ... منکه کلی فحش خوردم سر اون مطلب ... خلاصه خوب بود .. تجربه جديدی بود ... شادزی ...
بنظر من گوگوش صداى جاودان ترانه هاى فارسيه! هنرمنده، چرا که بعضى ترانه هاش رو فارسى زبونها هر وقت، هر کجا از دنيا، در شرايط روحى خاصى باشن مخونن زمزمه ميکنن و … و ترانه هاش با زمان کهنه نميشن. هر چند ميدونم و ميدونيم اين فقط حاصل کار خواننده نيست ولى خب مثل همه جاى دنيا بيشترين معروفيت رو اونى ميبره که ديده ميشه. زندگى شخصى ايشون (مثلا اينکه در لس آنجلس به بقيه خواننده ها چى گفت و فلان جا چيکار کرد و سگش بهمان کرد و … ) هيچ ربطى به هنرمنديش که در بالا گفتم نداره. هنرمند بودن که صفت «با اخلاق» بودن رو لزوما يدک نميکشه! نوشته متن وبلاگ گوگوش رو فقط «مظلوم» نشون ميده که توصيف کاملى نيست ولى کل ماجرا تلاش براى گفتن اين حقيقت داره که مردان اون موقع (و اين موقع) بواسطه مرد بودنشون و بواسطه جامعه مرد سالار ميتونستن حتى از يکى از محبوبترين خواننده ها به حکم زن بودنش براى پول در آوردن استفاده کنن. مطمين باشين اگر گوگوش «مرد» بود، حساب و کتاب پولا فقط فقط بخاطر مرد بودنش جور ديگه اى بود. عزت زياد!
اين درسته که گوگوش در بچگی براش اين سرنوشتو رقم زدن . اما وقتی بزرگ شده خودش هم در اين انتخاب نقش داشته . همه چيزو نميشه به گردن ديگران انداخت .
اين درسته که گوگوش در بچگی براش اين سرنوشتو رقم زدن . اما وقتی بزرگ شده خودش هم در اين انتخاب نقش داشته . همه چيزو نميشه به گردن ديگران انداخت .
چقد دلم واسه گوگوش سوخت!!
سلام ...شما چرا بمیرید؟؟؟؟ آدم قهت اومده مگه؟؟؟؟ اگر قرار کسی بمیره کسانی هستند که مردنشون بهتر از زنده بودنشون هست، البته امیدوارم بجای مردن به فکر بیاند و بشر بهتری بشوند و تا با کمک هم کاری بکنیم که دنیا بهتری شود ... اینترنت همه سریع بشه و روزها و هفته ها منتظر عینکشون نمونند و بجای پرسداری در بیمارستانها ، در شفاخانه ها درمان شوند و ... ........... ......... ............................
اینجا سران همه دردهای دنیا هستند ... اینجا مدافعان دیکتاتورها نشسته اند ...
گوگوش عمله ي فرعي جمهوري اسلامي بعد از عقد قراردادهاي متوالي با آقاي والي ( كه از برادران موتبر ساواما است ) موظف شد از هرگونه فعاليت سياسي در خارج از كشور خودداري كند ...و حتي فستيوالهاي خود را در روزهاي حساس ملي پايه ريزي نمايد تا بدين وسيله از بار تبليغاتي اپوزيسيون بكاهد ....برگذاري فستيوال پر جمعيت در دهه فجر 2002 از جانب برخي از مزدوران كنسرت گذار لوس آنجلس ...و تمهيد كنسرتي بزرگ با شركت اين خائن در روز عذاي ملي ايرانيان ( 18 تير ) خود حكايت از اوج وقاحت اين هنرمند جيره خوار دارد .......به اميد نابودي اين مافياي كثيف و خيانت پيشه....., و تاسيس ايراني آزاد و آباد ودموكراتيك........
سلام زيتون ، من خواستم از محبو بيت وبلاگت استفاده کنم.
آخرين کتاب هری پاتر رو در
http://members.lycos.co.uk/sadra/
بخونيد.اگه دلت خواست لينک بده به اين سايت.
اپوزيسيون حمايتی ضمن حمايت از اسکيزوفرنی و تقبيح عمل بادمجان در کودتا و تصرف وبلاگ رييس جمهور بيچاره از وبلاگ نويسان عزيز خواهشمنديم که بجای بادمجان و اسکيزوفرنی به اپوزيسيون حمايتی رای بدهند.
سلام...
تمام حرفهاي آذر فخر دربست، قبول.همه اوناهايي هم كه به فيلم هندي و ...ربطش داده بودن،فكر ميكنم اشتباه ميكردن، چون من هم اين سرگذشت روخونده بودم
حالا با يك كمي تغييرات جزئي و..
از تو و همه كساني هم كه كامنت گذاشته بودن و اطلاعات خوبي داده بودن (مخصوصا مهشيد و يك عقيده مخالف)ممنون،چون به هر حال آدم چيزهاي خوبي رو ميفهمه...
فكر ميكنم اين خيلي خوبه كه ما (حالا بدون در نظر گرفتن تمام زندگي و مشكلات) الان كه گوگوش زنده است داريم در موردش صحبت ميكنيم و به يادش هستيم،(چون كه نميتونيم راحت از استعدادش بگذريم، عنوان بهترين خواننده جوان جهان در سال 1971 خودش خيلي حرفه!...)
..........................
راستي، در مورد شاعر اون شعره:
شعر "من آمدهام" كه آهنگسازي آن توسط فريد زالاند انجام شده،متن اين ترانه براساس سرودههاي محلي تاجيكان افغانستان ساخته شده است. جليل زالاند اين ترانه را سالها پيش از گوگوش اجرا كرده. ولي فريد، پسر او اين ترانه محلي رو بازسازي كرد و گوگوش اون رو دوباره اجرا كرد...
..............
ببخشيد كه طولاني شد..:))))))
دوست من، درود بر شما
گفتم که فردا دست به افشاگری خواهم زد در وبلاگم و خودم را لو ميدهم -
اين عکس نی نی ها قشنگ بود - راستی من دارم باز هم پدر ميشم،
با دوستی: شهسوار تنها
کمی نوشته ها را خواندم الان..ببخشيد که وقت بيش از حدی به خود اختصاص می دهم.
با نظر خانم فخر باز هم موافقم..
شما که گوگوش را فاسد می خوانيد. فساد يعنی حه ؟ برای من فساد را معنی کنيد. حرا اين مارک را بر هر زنی که حهارحوبهای معمولی زندگی زنان را به دوش نمی کشد می زنيد ؟
گوشت فاسد می شود. شير فاسد می شود. مواد غذايی اگر بمانند فاسد می شوند. اين مارک های ارزشی را از زنان برداريد. برخورد خود را با زنان آنحنان تنظيم کنيد که شايسته آن هستند. به عنوان انسان. و نه کالايی که مورد بسند شما قرار گيرد و يا نگيرد.
اگر گوگوش روابطی ديگرگونه با آنحه شما می بسنديد داشت بستگی به شرايط زيستی و تربيتی و احتماعی بود که در آن زندگی می کرد. محکوم کردن او و مارک فاسد زدن به او را هر آخوند بی صفتی می تواند انحام دهد. به اين گرداب در نيافتيم.
در ضمن اين را هم بگويم که من شخصا هيح زنی را به دليل ارتباط حنسی بدون ازدواح يا خارح از ازدواح ارزش گذاری نمی کنم. اما حتی برای کسانی که با اين تفکر زندگی می کنند هم بررسی موقعيت زنان می بايد شرط اصلی باشد.
اين که گوگوش ارزش آن را داشته يا نداشته که به آن ببردازيم. فکر می کنم هر آنحه زنده است ارزش آن دارد که گوشه ای از وقت ما را به خود اختصاص دهد. و گوگوش قسمتی از خاطرات ماست. قسمتی از کودکی ماست. و قسمتی که با وحود رنحهای خودش زيبا مانده بود..تا وقتی که رژيم سعی در مثله کردنش کرد.
و از نظر من .هر حند که کنسرتش را نرفتم. و تا زمانی که به اين شکل باشد نخواهم رفت..باز زيباست.
ممنونم از خانم فخر و زيتون عزيز در رابطه با اطلاعاتی که در مورد گوگوش داديد.
در مورد کيميايی من متاسفانه کوحکترین نظر مثبتی در مورد او ندارم . اما در هنرمند بودن گوگوش و قربانی بودن او شکی نيست. قبلا هم نوشته بودم و آن موقع این همه اطلاع هم در مورد گوگوش نداشتم.درد اينحاست که اين زن عزیز هميشه بازی ميخورد.
زمانی که گوگوش در استکهلم برنامه داشت نرفتم. تنها به اين دليل که نمی خواستم در بازی خاتمی و حمهوری اسلامی در به وحود آوردن حوی در خارح از کشور و ادعای وحود آزادی در ايران شرکت کنم. بازی پليدی بود. اينها حتی خاطرات ما را هم برای خودمان نمی گذارند. دردناک بود ديدن گوگوش که با وحود اينکه بارها گفت که من از سياست سر در نمی آورم . اما باز با تلنگری از طرف مردان پيرامونش به نقش خاتمی در آزادی های احتماعی اشاره کرد. أری خاتمی به او آزادی داد. آزادی خواندن خواننده زنی که در همه حای دنيا می توانست بخواند حز در کشور خودش. آزادی به سبک حمهوری اسلامی.
اميدوارم که در حايی که هست بتواند آرامش را پيدا کند.
آه ...که اين رژيم خاطرات ما را هم مثله کرد.
راستی گيله مرد جان نامه منم مثل مال بد بيخ ريشم چسبيد و به زيتون نرسيد بلاخره. به نظرم فيلتر گذاشته که نامه های بعضيا برگشت بخوره. :)
گفتم اين باغ از گل سرخ بهاران بايدش ؟
گفت صبری تا کران روزگاران بايدش !
قبول نيست...شعر ننوشتی !
اووم......از 3 سالگي اواز كوچه باغي خانم دلكش را با كلاه شاپوي مخملي برسم جاهلها احرا كند و برايش كف بزنند و تشويقش كنند ........
اين رو گوش کنيد مال همون زموناست!!
http://oldsong.bravepages.com/googoosh-ghazal.mp3
حجم ۷۴۰kb
اين بيچاره يکی از رموز مهم عالم هنر رو فراموش کرد...
{وقتی تو اوج رفتی کنار ديگه رو صحنه بر نگرد.جماعت ايرانی مرده ها و دست نيافتنی ها رو دوست دارن}
مادر من در زمان نوجوانی با گوگوش دوست بوده . (يکی از هم گروهی های صابر پدر گوگوش دايی دوست مادرم بوده ومادر من و دوستش با گوگوش دوست بودند ) در مورد گوگوش تا زمان ازدواجش با قربانی دقيقا حرفهای خانم آذر فخر و مادر من مثل هم است ولی بعد از اون رو مادر من ديگه با گوگوش ارتباطی نداشته . گفتم تا مطمئن باشيد سناريوی فيلم هندی نخوندين .
زيتون خانم عزيز .
چند روز پيش ، ما نشتيم و يك نامه ى بالا بلند براى حضرتعالى نوشتيم و كلى بد و بيراه نثار جنابعالى كرديم و از اينكه به گيله مردى مثل ما لقب بى مسماى " سرمايه دار كمپرادور ! " داده بودى كلى داد و قال راه انداختيم و خلاصه اينكه پدرى از حضرتعالى در آورديم كه بيا و تماشا كن ! بعدش هم دو سه روزى كامپيوترمان جنى شد و حالا كه به همت آيت الله مشكينى ، جن هاى دم دار و سم دار! دست از سر ما بر داشته اند ، مى بينيم كه نامه ما به سركار عالى برگشت خورده كه يعنى : مال بد بيخ ريش صاحبش .
مى خواستيم بپرسيم كه حضرتعالى از كجا ميدانستيد كه ما يك عالمه ناسزا و بد و بيراه گيله مردانه براى شما ارسال فرموده ايم كه ما را از اين فيض عظمى محروم فرموديد و نامه ى نازنين مان به دست مبارك شما نرسيد ؟؟
گذشته از شوخى و اينحرفها ، جدى دلم سوخت كه نامه ام را نخواندى و به دستت نرسيد . بار دوم دوباره پست كردم اما فورا برگشت و همان مال بد بيخ ريش صاحبش تكرار شد . آيا آدرس ايميل حضرتعالى را عوض كرده اى كه ما دهاتى هاى كاليفرنيايى بى خبر مانده ايم ؟؟
تى بلا مى سر : گيله مرد كاليفرنيايى !
من گوگوش رو دوست دارم و به نظرم از خواننده های بسیار مطرح ایران است که همه ایرانی ها ترانه هاش رو دوست دارند. در نوع خودش بی نظیر است. با این صحبت ها هم تا حدودی موافق هستم. به خصوص که آذر فخر رو از بعضی نوشته های قبلی اش هم می شناسم. اما به نظرم گوگوش در این صورت کمی خر و بی عرضه باید باشه.
این همه خواننده و هنرپیشه با استعداد و مخاطبینی به مراتب کمتر از گوگوش اینجا آمدند و مشکلی هم ندارند. نمی فهمم مشکل گوگوش چیه. به شخصه اگر کنسرتی بگذاره می رم و کیف هم می کنم. اما نمی دونم حقیقت ماجرا چیه که گوگوش این رفتار های عجیب رو نشون می ده.
خوش بگذره.
سلام خانوم فخر، خيلي خوشحالم که در اينجا از شما با خبر ميشم.. امروز صبح اتفاقا در پارک لاله با خانوم سعيدي از بازيگران قديمي سينما و تأتر و همسر مرحوم مجيد افشاريان صحبت مي کردم.. از شما هم صحبت شد.. خيلي خوشحالم که در وبلاگ ها نوشته هاي شما رو مي بينم... موفق باشيد... اميدوارم بتونيم از تجربه هاي گرانقيمتِ شما استفاده کنيم.
عزيزان مخالف و موافق . با احترام .
هر كودكي كه از 2 سالگي جدا از مادر و در محيطي كه مناسب زندگي و تربيت درست نباشد مسلما در بزرگي مثل يك كسي كه در شرايط خوب بزرگ شده نميتواند باشد . در يك مهماني عادي خانوادگي هم ساعت 8 شب كودكشان را ميبرند و ميخوابانند . حتي جلوي يك كودك از خوردن مشروب و يا گفتن جوك خودداري ميكنند . بچه اي كه از 2 سالگي شاهد مشروبخواري و عربده هاي مستانه و جوك گفتن شنيع كمدين هاي كاباره باشد . از 3 سالگي اواز كوچه باغي خانم دلكش را با كلاه شاپوي مخملي برسم جاهلها احرا كند و برايش كف بزنند و تشويقش كنند . تا ماه هشتم حاملگي مجبورش كنند روي صحنه زور بزند و بخواند .و پدر و شوهر هر كدام بفكر در امدش باشند نه خودش ، به چه كسي پناه ببرد ؟ از كي بياموزد ؟ چه كسي حامي اش باشد ؟ اصل غلط بود نازنين . من زماني حق دارم كسي را زير ذره بين بگذارم كه در شرايط درستي بزرگ شده باشد . ان خانه ها را كه ميگوييد گوگوش مالكش بود پس چرا براي گذران زندگي در ايران پول قرض كرد ؟ متاشفانه هميشه بازار شايعه در ان كشور زياد بوده و هست . هيچكس ان غم هميشگي را نميخواهد در چشمان گوگوش ببيند . گو گوش بايد از مهوش و افت بيشتر سقوط ميكرد ولي حد اكثر سعي داشت به كثافت كشيده نشود . و در اخر متاسفم فقط اين را بگويم كه از تمام در امد شرلي تمپل كه بازيگري سينما را از 5 سالگي شروع كرد دولت حمايت كرد و حتي نظارت داشت در نوع معلمان و موقعيت زندگي در خانواده اش و مردم هنوز هم فيلمهايش را ميخرند و يا اجاره ميكنند و در امدش بخودش بر ميگردد . به او بچه خودشان ميگفتند . و انچنان به او علاقه داشتند كه سفير امريكا شد . ولي گوگوش كه پيش چشم مردم ما بزرگ شد و فداي سرگرمي مردم شد . نوارش را ميفروشند فيلمهايش را اجاره ميدهند و يا كپي ميكنند چون ما حتي قانون كپي رايت نداريم و نه تنها چيزي به او پرداخت نميشود . بلكه محكومش هم ميكنيم .ميدانيد گوگوش چوب چه چيزي را ميخورد ؟ بدنيا امدن در ايران را .
سلام زيتونک. زودی بگم و برم. powwow ایندفعه آدرس وبلاگشو گذاشته پس ميتونی بری ازش تشکر کنی. :)
زيتون خانم عزيز
من بشخصه خانم گوگوش رو اونقدر ارزشمند نمی دونم که بخوام وقتمو اينجور تلف کنم.اما چه بخواهيم چه نخواهيم ايشان بعلت استعداد موسيقی در موسيقی ما مطرح هستند و مورد توجه خيلی از مردم پس اگر بی عصبانيت حرفی زده بشه فکر می کنم لازم باشه.اينکه ايشان در گذشته زندگی سختی داشته اند عجالتا قبول.اما يقينا از مقطعی که بشهرت فراوان رسيده اند می توانسته اند انتخاب کننده باشند.در قبال روايتی که شما از زبان خانم فخر روايت کرديد روايت ديگری هم هست که خبر از قمار ها و باخت های کلان ايشان در ايتاليا هست.من همه اين روايت ها رو کنار می گذارم.نوشتيد که فيلم های آقای کيميایی فروش نداشته و بدهکار بوده اند.خانم گوگوش در ۵۰ سالگی نی نی کوچولو هستند که برای فيلم ساختن شوهر محترمشون زير بار قرار داد با آدم مشکوک برن و بعد بيان خارج کشور به همکاراشون هم توهين کنن،کسانی که اگه کار ماندگاری هم داشته باشند مديون همکاری با آنها هستند؟اصلا چه لزومی داره آقای کيميائی فيلم بسازن وقتی شرايط فراهم نيست؟وضع مالی ايشون يعنی از آقای تقوائی و بيضائی بدتره؟مگه اونا بلد نيستن با هر کس و نا کسی وارد معامله بشن که فيلم بسازن؟مگه عرصه هنر بنگاه معاملاتی زير گذر نايبه؟مثل اينکه عصبانی شدم.من با خود ايشون هم مستقيم حرف زدم در قديم های وبلاگم هم هست.اينکه وارد چنين معاملات مشکوکی بشی و بعد هم غر بزنی که اين شرائط به من تحميل شد که فيلم اين شده،خريدار نداره.لااقل تا وقتی تقوائی و بيضائی هستند خريدار نداره.خانم گوگوش هم در ۵۰ سالگی ميتونستن حرمت کسب کرده رو نگه دارن و احترام همکاراشونم نگه دارن.طولانی شد.فقط يه جمله ديگه.در مصاحبه جديدشون فرمودن دليل کمکاريشون يا چيزی به همين مضمون اينه که حالا رو شعر خيلی وسواس دارن.بعد مصاحبه گر ازشون ميخوان که يکی از شعرای آلبوم جديد رو بخونن که ايشون باز با تاکيد تمام يه ترانه از نصرت فرزانه؟ ميخونن به اسم آبی که اسم آلبوم هم هست.وقتی اون ترانه بچه گونه رو خوند راستش خيلی دلم برا بخصوص ايرج جنتی عطائی سوخت.آدم ترانه جاودان پل رو گفته باشه،ايشون شهرت به هم زده باشه بعد ۳۰ سال بياد بگه حالا رو شعر وسواس دارم اينم ترانه ای که مي پسندم.هيچ عيب نداره تاريخ هنر جای شامورتی بازی نيست.
بهpowwow عزيز :
منظورت از خداحافظی چيه ؟
ممنونم که هميشه ميومدی نظر می دادی و هيچوقت هم آدرس ای ميل و وبلاگ نداشتی که تشکر کنم :)
عطا جان :
افتخار دادی ..می گم کامنتتو آب طلا بگيرن :)
آدم جان :)
اين نامه ی يه خانم محترم و هنرمنده ..کاش عين اسمت بودی و به عقايد و نظرات ديگران احترام می ذاشتی !
سلام
ghadre in commentamo bedoon chon baraie gozahtanesh kheili kheili zahmat keshidam:P
سلام زيتون جان . قابل تو را نداشت خانومی . برات يه ايميل زدم راجع به وبلاگهايی که می خواستی . اگه دوست داشتی جوابشو بده تا بدونم بايد چه کنم .
موفق باشی :)
چي ...ز يتون ؟ ... اينجا ... يكي بياد چشماي منو بماله ... نه بابا باور نمي كنم ... راستي گوگوش گفتي ياد انموقع كه ايران بود افتادم ... نياورون و شبهاي پنجشنبه ... يادش خوش
سلام ....
عوضی چطور اين همه اراجيف رو نوشتی
من فکر ميکنم که توی ايران هميشه بيشتر ادمهای معروف ....اقليتهای کروهی و مذهبی و سیاسی قربانی همین افکار عمومی شدن...که هیح وقت عادلانه نبوده
بهاییها...کمونیستا و کلیمیها و محاهدا هیحوقت عادلانه با هشون رفتار نشده و در موردشون قضاوت نشده.... حرف بین همه ردوبدل شده و بدون دلیل درست همه فقط حرف دیکری رو تکرار کردن
ايرانيا قدر هيحکس رو درست و اونطور که بايد ندونستن....کوکوش هم استتنا نيست.... اين هم نظر منه که استعدادش که بايد محک باشه و نه زندکيه شخصيش....
زيتون عزيز مرسی که سر ميزنی ...خوشحالم ميکنی...
خوش باشی
من هم در مورد ثروت گوگوش چيزهايی شنيده و ديده ا م .حتی به خونه ش در زعفرانيه و در خيابان ثارلله که ميلياردها تومن می ارزد با استخر و بند بساط رفتم و می دونم چند ماهه که وکيل گوگوش زن مستاجرش رو که شوهرش به علت چک در زندان بوده مجبور به تخليه کرده است
مورد ديگه ای که از آشنايان اقليت مذهبی شنيدم اينه که با اقليت های مذهبی برخورد خوبی نداشته و روزی با سگش به عروسی يه اقليت مذهبی ميره .اون موقع شبی ۴۰۰۰ تومن که گرانترين دستمزد يک خواننده بوده می گرفته و وقتی ازش خواستند که سگش رو ببره چون به ميوه ها و شيرينی ها ليس می زده گفته من اين سگ رو پاک تر از مسيحی ها و کليمی ها (البته او گفته جهود ها ، من نخواستم توهين کنم) می دونم .
البته شايد این رفتارش از ناآگاهيش و زندگی نابسامانش بوده. استثمار زنان به وسيله مردان داستان جديدی نيست و هميشه وجود داشته .ممنون از خانم فخر
سلام خانم فخر
در مورد گوگوش افسانه تلخ و مردم پسندی رو تعریف کردید ولی اگر واقعا از زندگی گوگوش چیزی میدونید در مورد پوری بنایی نامزد بهروز وثوقی و مرحوم خانم گیتی همسر کیمیایی هم بنویسید شما فساد و خودخواهی و سبک مغزی این زن نه چندان هنرمند رو( مثل همیشه جامعه ایرانی) با نوشتتون سرپوش گذاشتید ولی فراموش کردید از نمایشگاه اتوموبیل ناصر شفق و اسکی رفتن گوگوش فقیر! و ترانه زیبای آقاجون! حرف بزنید...شما به سبک فیلم دوزن مردان زندگی گوگوش رو بی شرافت و نامرد و بیغیرت معرفی میکنید و گوگوش رو زحمتکش و نازنین و هنرمند و حتما این اواخر روشنفکر!!...ولی متود نخنما و فرسوده ما ملت ایران برای نوشتن متون زن سالار تا حد زیادی ژنده و پاره شده. جای این بساط یه کم در جستجوی حقیقت باشیم.
ماجرای جالب و عجيبی بود. داستان زندگی يک زن ...اما نمی دونم چرا من هر وقت برنامه های گوگوش را نگاه می کردم خيال ميکردم اون در زمان خودش بهترين و خوشبخترين زن بوده که همه جور امکاناتی براش فراهم بوده و ... ولی جدا ماجرای جالب وعجيبی بود
سلامت را نميخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است.
ولی من تو را سلام چون سر به بالا دارم و بس.
و درباره گوگوش هم حق با آذره .
به خدا
سوم شدم! حالا برم راحت بخونم! D:
daastaane jaalebi bood vali sehat daashtanesh dar hadde filmhaaye hendye!
daastaane jaalebi bood vali sehat daashtanesh dar hadde filmhaaye hendye!