الاق
الاق
این نتیجه رو خیلی وقته گرفتیم. ما کی و کجا برنامه ریزی داشتیم که انقلاب کردمون داشته باشه؟ انقلاب کردن برای مملکتی مناسبه که به شعور انقلاب کردن رسیده باشه نه ما که فکر می کنیم هر وقت موضوعی آزارمون میده باید ریشه اشو بکنیم و بندازیم دور و بعدش یه فکر ی بکنیم. انگار نمیدونستیم مملکت محرومیت کشیده مستعد دزد پروری شده...
مهسای عزيز
خيلی بیانصافيه اگه بگيم همه مردم از شدت شکمسيری ريختن تو خيابون و بر عليه شاه و سلطنت تظاهرات کردن.
قبول دارم هميشه يک عده ندانسته دنبالهرو عدهي ديگری هستند ولی بايد قبول کنيم که در دوران شاه اشکالات زيادی وجود داشت و مهمترينش نبود آزادی بيان و ترس شديد مردم از ساواک بود. اجبار برای بلند شدن به محض ديدن عکس شاه در سينماها و نشون دادن عکساش در يک ربع اول اخبار تلويزيون ... از همه مهمتر فقر اقتصادی مردم شهرهای کوچک و حاشيهنشينها(هر چه از مرکز دورتر میشدی فقر شديدتر بود) موروثی بودن سلطنت در يک خانواده بخصوص و سوءاستفاده اون خانواده از اموال مملکت... و خيلی چيزهای ديگه که مجال گفتنش نيست...
پر واضحه که اصلا منظورم این نيست که حالا هيچ بیعدالتی نيست... هست! همه امکانات میره برای يک عده بخصوص. منتها اونوقت خاندان سلطنت بودو حالا يک مشت آخوند و آخوند زاده و...
ولی اگر مردم اونموقع میدونستن که وضع اينچنين میشه قول میدم ۹۰ درصدشون در تظاهرات شرکت نمیکردن. اون ده درصد هم به خاطر منافعشونه که اين رژيم براشون تامين کرده... کاش مردم به بختیار رضایت میدادن
ميدونی زيتون جان به نظرم هيچ توجيهی از طرف مادر و پدرانمان قابل قبول نيست يک عده آدم جو زده که از سيری شکم ريختن تو خيابون و کسی رو که حتی تا همون موقعها عکسش رو هم نديدند رو ميگن بياد بشه رهبر ما. کسی که بعد از ۱۵ سال تبعيد وقتی که داشت وارد کشورش ميشد هيچ احساسی به مردمش و کشورش نداشت.و شاه با کلی احساس و کلی اشک کشور رو ترک کرد مردی که میخواست بشه رهبرشون کسی بود همه تيمسارها رو يک روز فقط يک روز بعد از پيروزی انقلاب بر بام مدرسه علوی کشت و دیوانه ای را گذاشت که مردم را قصابی کند به نام خلخالی . به دستور شخص امام تمام اموال مردم مصادره شد. در بهشت زهرا ميگويد شما رو به مقام انسانيت ميرسونم. يعنی تا حالا اين مردم آدم نبودند؟ از نظرش بليط اتوبوس خيلی خفن و گرانه که میگه بلیط اتوبوس را مجانی میکنیم. وای نگو نگو زيتون ديوانه ميشوم از اينهمه بدبختی از اينکه ما چرا بايد اينچنين نسل سوخته باشيم. هيچ توجيهی قابل قبول نيست برای اينهمه بد بختی
آقای حميد پوريان عزيز
نمیدونم برای چندمين باره که ازتون خواهش میکنم يکی دوخط ازنوشته مورد علاقهتونو بيشتر اينجا ننويسيد و بقيه رو لينکشو بذاريد که هر کی دوست داره بره بخونه.
ازتون خيلی ممنونم
دانشجو شماره ۲ عزیز فقط میخواستم من هم برای خاتمه بحث یه اشاره ای کنم. باور کن که موقع انتخاب اسم مستعارم به هیچوجه منظورم توجیه موضعگیری هام نبود, نه از ترس جهنم بود و نه به اشتیاق بهشت چون اعتقادی بهش ندارم و همونطور که خودت گفتی اصلا امکانپذیر نیست که آدم بیطرف بمونه . ضمنا باید بگم که اتفاقا بخاطرحقیقت بینی هم نبودش چون من در این زمینه ها به وجود حقیقت اعتقادی ندارم بلکه در بهترین حالت برای من واقعیت هایی که لزوما مورد تایید همه نیست وجود داره. من احتمالا به علت فقر فانتزی در انتخاب نام مستعار و عدم احساس لزوم پاسخگویی در مورد این انتخاب در دنیای اینترنتی، اولین اسمی رو که به نظرم اومدانتخاب کردم و با همون هم ادامه دادم
من از صحبتها و کنایه شما در مورد زلفعلی و عین الله هم چون نه کورم و نه کچل دلگیر نشدم! و در رابطه با توصیه شما در مورد فشار نیاوردن به خودم در کامنت اول تون هم خیالی نیست چون فرض را بر این میگزارم که به سلامتی قلبم فکرکردید! امیدوارم که شما هم از طنز ناشیانه من دلگیر نشده باشید! موفق باشید
فقط میشه گفت نسل ما ویران شد
این شعر از فرهاد آرین
انقلاب ....... انقلاب
این بود فریادتان!
آزادی ؛ شهامت؟
این بود سر مشقتان...
خوابیده ها بودید ... وای
ای وای برحالتان
گذشته ای بی معنا؛ آیندای نا معلوم...
این شده پایانتان...
زور و مسلسل وسرب
زجر و شکنجه و کفر!
بر دارها کشیدند یارانمان را هر صبح ...
به تیرها که بستند آزاد و آزادان را
به جوخه ها سپردن این سرسپردگان را
فریادها که خشکید در پی باران تیر ...
ابر سیاه دژخیم
بر سرهامان چتر کشید
به دست آ ورده هامان به باد نیستی برفت
سیلاب آرزوها به مرداب خون رسید...
بيشتر اونايی که در انقلاب شرکت کردن يا اعدام شدن يا از کشور مهاجرت کردن
متاسفم که حتی دیدگاهت رو بلد نیستی با منطق عنوان کنی خوش باشی رفیق که احمق هایی مثل تو کم نیستن تو حتی به ما مخالف ها هم گند میزنی این وضع دفاعته؟؟؟
حزب اللهی ها حداقل چهار تا ادم دارن ادمای ما رو نگاه کن
داداشت بگو دو تا دیگه بزنه قشنگ سنگ کوپ تی وی میشه داره بزبز قندی نشون میده
خانوم اهل مطالعه نمیدونم چی میخوندی ولی کاشکی یه کتاب تاریخ دستت گرفته بودی
همون فرح خوشگله ی شما الان بودن که به ماهم گند میزدن ندیدی با درباریای خودشون چی کار کردن؟
حقا که نسل امروز عقلش به چشه
تف به روتون
متاسفم که حتی دیدگاهت رو بلد نیستی با منطق عنوان کنی خوش باشی رفیق که احمق هایی مثل تو کم نیستن تو حتی به ما مخالف ها هم گند میزنی این وضع دفاعته؟؟؟
حزب اللهی ها حداقل چهار تا ادم دارن ادمای ما رو نگاه کن
داداشت بگو دو تا دیگه بزنه قشنگ سنگ کوپ تی وی میشه داره بزبز قندی نشون میده
خانوم اهل مطالعه نمیدونم چی میخوندی ولی کاشکی یه کتاب تاریخ دستت گرفته بودی
همون فرح خوشگله ی شما الان بودن که به ماهم گند میزدن ندیدی با درباریای خودشون چی کار کردن؟
حقا که نسل امروز عقلش به چشه
تف به روتون
متاسفم که حتی دیدگاهت رو بلد نیستی با منطق عنوان کنی خوش باشی رفیق که احمق هایی مثل تو کم نیستن تو حتی به ما مخالف ها هم گند میزنی این وضع دفاعته؟؟؟
حزب اللهی ها حداقل چهار تا ادم دارن ادمای ما رو نگاه کن
داداشت بگو دو تا دیگه بزنه قشنگ سنگ کوپ تی وی میشه داره بزبز قندی نشون میده
خانوم اهل مطالعه نمیدونم چی میخوندی ولی کاشکی یه کتاب تاریخ دستت گرفته بودی
همون فرح خوشگله ی شما الان بودن که به ماهم گند میزدن ندیدی با درباریای خودشون چی کار کردن؟
حقا که نسل امروز عقلش به چشه
تف به روتون
از اين جا برين خواننده بالاترين
http://4balatarin.com/page1.php
زیاد هم نباید بی انصافی کرد و پدران و مادران و کسانیرا که سی سال پیش یا تطاهرات خیابانی و اعتصابات سبب سقوط رژیم پادشاهی و استقرار رژیم جمهوری اسلامی در ایران شدند را شماتت کرد:
1 – عملیاتی که منجر به سقوط رژیم سلطنتی در ایران شد از تابستان سال 57 شروع شد و به 22 بهمن همان سال ختم شد, البته قبل از آن, تطاهرات قم و تبریز هم انجام شد ولی چون هر یک ازاین تظاهرات یک روز بیشتر طول نکشید و روزهای بعد پی گیری نشد در جمع بندی من محسوب نمی شود, بنابراین میتوان گفت که پروسه سقوط رژیم هشت ماه بیشتر طول نکشید.
2 – در روز بیست بهمن سال 57 , من هیچ نیمتوانستم حدس بزنم که دو روز بعد یعنی 22 بهمن رژیم ساقط خواهد شد, زیرا پدر من بطور مرتب حقوق بازنشستگیش را که متناسب با وضع زندگی ما بود دریافت میکرد, تمام مایحتاج ضروری یافت میشد, آب در شیرها جریان داشت , برق در سیمهای برق غیر از ساعت 8 شب که مخصوصن قطع میشد برقراربود و از همه مهمتر محله ما که آنزمان جائی در شمال شهر تهران محسوب میشد و تا شعاع 20 کیلومتریش آرام بود و در آن اثری از انقلاب دیده نمی شد و خلاصه اینکه آن شرایط اقتصادی ای که کمر رژیم را باید میشکست مهیا نبود, یه اعتراف خود سران رژیم در 22 بهمن برای حداقل 2 سال دیگر در خزانه دولت پول با پشتوانه موجود بود.
3- روز 21 بهمن خبرها حاکی از آن بود که در شرق تهران یعنی در حوالی میدان فوزیه و نارمک و نیروی هوائی اوضاع نا آرام است, در حقیقت تمام متظاهرین حرفه ای در آن ناحیه بسیج شده بودند و همین باعث شده بود که در بقیه نقاط تهران اوضاع نسبتن آرام باشد, در همین روز فرمانداری نظامی ساعت منبع عبور و مرور را از چهار بعد از ظهر به بعد اعلام کرده بود, من ساعت پنج بعداز ظهر به میدان 24 اسفند رفتم باور کنید غیر ار یک گروه بیست نفره که معلوم بود حرفه ای هستند و شعار میدادند و بقیه را به ماندن در خیابانها تشویق میکردند کس دیگری در امیرآباد و میدان 24 اسفند دیده نمیشد, و این خلوتی خیابانها هر چه به طرف شمال شهر میرفتی بیشتر میشد, در حقیقت اکثریت مردم عادی اعلامیه فرمانداری نظامی را جدی گرفته و در منازلشان مانده بودند.
4 – درطول شب 21 بهمن و صبح 22 بر همگان مسجل گشت که اعلامیهای فرمانداری نظامی فقط در روی کاغذ معتبر است, به احتمال زیاد کسانی از مطرح شدن اعلامیه بی طرفی ارتش در بعدازظهر 22 بهمن , ساعتها قبل از آن , یعنی در همان شب 22 بهمن با خبر بودند و با آمدن این عده به خیابانها اکثریت مردم عادی که با کوچکترین خطری دنبال سوراخ موش میگشتند شیر شده و به خیابانها سرازیر شدند خلاصه با اعلامیه بی طرفی ارتش و تخلیه ادارات و کلانتریها از طرف نظامیها , ادارات و کلانتریها و سایر مراکز دولتی غارت و چپاول شد, به عنوان مثال عده ای جاهل از خدا بی خبر قصد آتش زدن آرشیو رادیو تهران را داشتند که با پا درمیانی یکی ار خبرنگاران روزنامه اطلاعات این عمل به طور کامل انجام نگرفت ولی قسمت کمی از آرشیو سوخت .
نتیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــجه :
1 - پروسه سرنگونی رژیم 8 ماه طول کشید که از این 8 ماه هم گاهی آرامش نسبی برقرار میشد , یعنی آشوبگران با تقلید از تز لنینی یک گام به عقب و دو گام به پیش به صورت کژدار و مریض عمل میکردند, مثلن بعد از اعلام حکومت نظامی در 17 شهریور, تهران و شهرهائی که در آن حکومت نظامی شده بود برای مدتی آرام شدند بطوریکه بیاد دارم در آن هوای دلنشین اواخر شهریور برای مدتی انقلاب فراموش شد و خود من با دوستان شبها برای هواخوری و صرف شام شبها به اطراف شمیران و دربند میرفتیم................................................................., اما با باز شدن دانشگاها , اول تظاهرات در محوطه دانشگاه شروع شد و وقتی معلوم گشت که قاطعیتی از طرف ماموران انتظامی در کار نیست تظاهرات یه بیرون از دانشگاه و به خیابانهای اطراف و یواش یواش به سایر خیابانها شهر کشیده شد.................................به همین ترتیب بعد از تشکیل دولت نظامی ازهاری ما شاهد آرامش نسبی بودیم که با آغاز محرم در زمستان سال 57 , دو باره تظاهرات خیابانی شروع شد , حال اگر شما از پروسه انقلابات بزرگ مطلع باشید متوجه میشوید که انقلاب ایران بیشتر شبیه یک کودتای خزنده بود تا یک انقلاب کلاسیک اگر نا آرامیهای ایران طولانی میشد بدون شک رهبری از دست روحانیت و آیت الله خمیتی خارج میشد ضمن آنکه طولانی شدن حکم غربالی داشت که خاک و خاشاک را از رهبری انقلاب ایران جدا میکرد.
2 – کسانیکه سعی میکنند که بار اشتباه و تقصیر را از دوش شاه و ارتش تحت فرمان او بردارند و به دوش مردمی بیاندازند که 37 سال در بی خبری به سر می بردند , یا از بازماندگان همان دستگاه شاهنشاهی هستند که در زمستان سال 57 پولهای بی زیان را برداشته و به آمریکا و اروپا مهاجرت کردند و یا از ارتشیانی هستند که با کبر سن زیر بار بی لیاقتی خود نمی روند و با پوشیدن لباسهای نظامی در اتاقهای در بسته و تاریک عقدهای خود را التیام میدهند.
همانطور که در بالا هعم توضیح دادم درست است که مردم در تظاهرات شرکت میکردند و حتی مرگ بر شاه هم میگفتند ولی هیچ کس انتظار نداشت که به این راحتی و به این مفتی مملکت دست یک مشت آخوند و شرکای بی وطنشان بیفتد.
در فرانسه سالهاست که تظاهرات فلج کننده به معنای واقعی آن اتفاق می افتد , حتمن چیزهای از تظاهرات بزرگ سال 1968 فرانسه شنیده اید و یا همین دو هفته پیش دو ملیون و پانصد هزار فرانسوی علیه سیاستهای دولت تظاهرات کردند , اما جمهوری فرانسه در کلیتش مثل شیر سر جایش است و تکان نمی خورد, حالا اگر سلطنت پهلوی با چهارتا تظاهرات خیابانی سرنگون شد این تقصیر مردم است که گفتن مرگ بر شاه و یا مقصر رژیم پوشالی بود که شاه تشکیل داده بود؟
مصر ـ آوريل 2007 ـ سی زن به مقام قضاوت رسيدند
www.newsecularism.com
دلايل عدم شايستگي زنان براي قضاوت و احراز مناصب رسمي
از ديدگاه فقه شيعه
محمدهادي معرفت
توضيح سکولاريسم نو: مقاله ای که خواهيد خواند يکی از منابع غنی در مورد ناشايسته شناختن زنان در امر قضاوت از ديدگاه تشيع امامی است که ما آن را، برای سهولت درک خوانندهء ناآشنا به مباحث فقهی، در ساختمان مرتب تری عرضه می کنيم. نويسنده، با مراجعه به قرآن و حديث و نظر مهمترين مراجع شيعه امامی در طول تاريخ، نشان می دهد که نه تنها زنان شايستگی احراز مقام قضاوت را ندارند بلکه قضاوت فقط يکی از انواع مناصبی است که منشعب از ولايت است و احراز همهء اينگونه مناصب از جانب زنان ممنوع شناخته می شود. نويسنده نشان می دهد که، بر اساس اين اصل، اساساً قرار گرفتن زنان در هر يک از «مناصب رسمی» در حکومت اسلامی خلاف شرع محسوب می شود. حوصله کردن و خواندن اين متن را به خوانندگان خود توصيه می کنيم.
=======
شغل بانوان و آيين همسردارى
همراه با توصيه هائی در مورد کار زنان در خارج منزل
آيت الله ابراهيم امينى
بعض بانوان ميل دارند، يا احساس ضرورت مىكنند، كه در خارج منزل بكارى مشغول باشند. بهترين و مناسب ترين شغل ها براى بانوان اشتغالات فرهنگى يا پرستارى است. مىتوانند در دبستان يا دبيرستان يا كودكستان به تعليم و تربيت دختران كه هم شغل بسيار ارزندهاى است و هم با آفرينش لطيف آنها سازگار است مشغول باشند. يا شغل پزشكى بيماري هاى زنان يا پرستارى را انتخاب نمايند. اين قبيل اشتغالات هم با طبع لطيف و مهربان بانوان تناسب دارد، هم در انجام آنها نيازى به خلطه و معاشرت با مردان بيگانه را ندارند يا كمتر پيدا مي كنند.
=====
============
زندگی خودم رو با این چادر از دست دادم
گفتگو با زينب
يک مأمور بسيجی در طرح امتيت اجتماعی
من فقط یه مورد رو دستگیر کردم. کلن خیلی سخت نمی گیرم و بیشتر تذکر می دم... البته اینم بگم من رو حجاب خیلی حساسم... باید رعایت بشه. اون مورد هم دختری بود که مانتوی خیلی کوتاه داشت و شال کوتاهی سرش بود که موهاش از جلو و پشت سر بیرون بود و خیلی هم جواب می داد و توجه به تذکر نمی کرد. منم بازداشتش کردم .. یک مورد هم بود که دختری مانتوی سفید به تن داشت، کاملاً لباس زیرش معلوم بود و به شدت ناهنجار بود و من خیلی بهش گیر دادم ولی اون سعی کرد با جواب دادن از ما دور بشه و بره. همکارم هم اسپری رنگ درآورد و پاشید رو لباسش و گفت حالا برو...
==========
آهای فاحشه های سیاسی....دلالان مذهبی
پیش همان کوزه گرانی که حافظ می گفت / در همان جام شراب خیام / ما گهواره های لالائی مان را جا گذاشتیم / و با چهر ه های بزک کرده روی بامها خدایشان را فریاد زدیم /
آهای فاحشه های سیاسی....دلالان مذهبی
30 سال درد ...30 سال دربدری
30 سال دردم را روی استخوانهای ناتوانم یدک کشیدم.مانندعاشقی با پاهای برهنه در غربت
پرسه زدم.30 سال درد و شلاق را روی پوست جوانم که حال بوی گند قلب های سیاهتان را
می دهد فریاد زدم. 30 سال با قامتی خمیده راه رفتیم و غروررا در پرونده های سیاه جانیان
جا گذاشتیم.و شاید پشت همان کوههای البرز .زیر همان علفهای هرزآرامگاه های آزادگانی
که هنوزسینه هایشان از گلوله های بیگانه داغ است .و بوی سوختن استخوانهایشان خواب
مرا آشفته کرده.30 سال بی هویت دویدیم و بزک کرده چشم هایمان به دهان بیگانه بود.....و
گوشهایمان از آهنگ مگس خوران اشباح .30 سال گرد و غبار را سرمه ی چشمانمان کردیم
و روبروی آینه ی مات و پیر به فریاد باکره های فروخته که فریاد شیونشان خواب خلیج فارس
را اشفته کرده بود خندیدیم .ما غرور مان را جا گذاشتیم در همان فضای داغی که از گلوله ها
هوا مسموم میشد . ما غرورمان را پیش همان شیهه های اسبان دلاوران جا گذاشتیم .
لابلای ورق های شاهنامه
پیش همان کوزه گرانی که حافظ می گفت
در همان جام شراب خیام
ما گهواره های لالائی مان را جا گذاشتیم
و با چهر ه های بزک کرده روی بامها خدایشان را فریاد زدیم.
و دیدید که روی همان بامها گلو له باران شدیم.
ما بدهکار همان مردم مسخ شده هستیم.
یادتان هست چقدر صبحگاهان جیر جیر طنابهای دار به ما سلام می گفتند؟
آهای فاحشه های سیاسی....مهره های سوخته...دلالان مذهبی
دیگر بر ایتان دست نخواهم زد..... هورا نخواهم کشید.
کاش این سنت گرایان منبر و محراب را نقد می کردید.کاش پشت سر این دجال سینه نمی زدید.
ومرا در این بازار آشفته ی اندیشه ها رها نمی کردید ؟و نسل من سوخته را در این درام دینی رها
نمی کردید؟
و هر روز شاهد انفجار بی شاهد خود نبودیم.
و میلیونها مسخ شده را در تصویرهای بی شکل قدیسان فریبکار رها نمی کردید؟
آری فاحشه های سیاسی ...دلالان مذهبی حال ما هر کدام هنرپیشه های بی اسکار این درام دینی
هستیم.
سرنوشت من دست شما اسطوره های سیاه بود
با شما ریا کاران نیایش کردیم
به مادر بزرگ گفتم
صدای رعد و برق نیست
صدای سیلی اسطوره های پیرو نفرین شده است
و کودکان پا برهنه که روی تخته های چوبی آخرین قطره ها را می نوشند
اینجا باران نمی بارد ...اینجا باران نمی بارد
صدای اشک دل من است
یادتان هست مادر پشت همان در چوبی به انتظار نشسته بود؟
با قامتی خمیده که هنوز فریاد ایستادگی دارم به بازی شطر نجی تان نگاه می کنم
وبه همان بقچه های هراس که روی خیابانهای خونی رنگ باختگان را نگاه می کردند
می اندیشم.
و مرده هایی که شکل هیچکس نبودند
لرزش دستهای مغرورم
ترکیب اندام مادرم از باران گلوله
و انعکاس جیغ های خواهرم
و لرزش دستهای محکومی را
و سربازان اجباری که جیغ را در جیبهای سوراخ شده پنهان کرده بودند
و پدر که در دهان سیاه خون آشامی فرو رفت
آهای فاحشه های سیاسی...دلالان مذهبی...مهره های سوخته
اسطوره های فرسوده که مرا در یک تراژدی تنها گذاشتید و عشق مرا دزدید
هر گز نخواهم بخشید
وباز با صدای بلند می گویم
آهای حرامزاده ها من هنوز زنده ام
مصر ـ آوريل 2007 ـ سی زن به مقام قضاوت رسيدند
www.newsecularism.com
دلايل عدم شايستگي زنان براي قضاوت و احراز مناصب رسمي
از ديدگاه فقه شيعه
محمدهادي معرفت
توضيح سکولاريسم نو: مقاله ای که خواهيد خواند يکی از منابع غنی در مورد ناشايسته شناختن زنان در امر قضاوت از ديدگاه تشيع امامی است که ما آن را، برای سهولت درک خوانندهء ناآشنا به مباحث فقهی، در ساختمان مرتب تری عرضه می کنيم. نويسنده، با مراجعه به قرآن و حديث و نظر مهمترين مراجع شيعه امامی در طول تاريخ، نشان می دهد که نه تنها زنان شايستگی احراز مقام قضاوت را ندارند بلکه قضاوت فقط يکی از انواع مناصبی است که منشعب از ولايت است و احراز همهء اينگونه مناصب از جانب زنان ممنوع شناخته می شود. نويسنده نشان می دهد که، بر اساس اين اصل، اساساً قرار گرفتن زنان در هر يک از «مناصب رسمی» در حکومت اسلامی خلاف شرع محسوب می شود. حوصله کردن و خواندن اين متن را به خوانندگان خود توصيه می کنيم.
=======
شغل بانوان و آيين همسردارى
همراه با توصيه هائی در مورد کار زنان در خارج منزل
آيت الله ابراهيم امينى
بعض بانوان ميل دارند، يا احساس ضرورت مىكنند، كه در خارج منزل بكارى مشغول باشند. بهترين و مناسب ترين شغل ها براى بانوان اشتغالات فرهنگى يا پرستارى است. مىتوانند در دبستان يا دبيرستان يا كودكستان به تعليم و تربيت دختران كه هم شغل بسيار ارزندهاى است و هم با آفرينش لطيف آنها سازگار است مشغول باشند. يا شغل پزشكى بيماري هاى زنان يا پرستارى را انتخاب نمايند. اين قبيل اشتغالات هم با طبع لطيف و مهربان بانوان تناسب دارد، هم در انجام آنها نيازى به خلطه و معاشرت با مردان بيگانه را ندارند يا كمتر پيدا مي كنند.
=====
============
زندگی خودم رو با این چادر از دست دادم
گفتگو با زينب
يک مأمور بسيجی در طرح امتيت اجتماعی
من فقط یه مورد رو دستگیر کردم. کلن خیلی سخت نمی گیرم و بیشتر تذکر می دم... البته اینم بگم من رو حجاب خیلی حساسم... باید رعایت بشه. اون مورد هم دختری بود که مانتوی خیلی کوتاه داشت و شال کوتاهی سرش بود که موهاش از جلو و پشت سر بیرون بود و خیلی هم جواب می داد و توجه به تذکر نمی کرد. منم بازداشتش کردم .. یک مورد هم بود که دختری مانتوی سفید به تن داشت، کاملاً لباس زیرش معلوم بود و به شدت ناهنجار بود و من خیلی بهش گیر دادم ولی اون سعی کرد با جواب دادن از ما دور بشه و بره. همکارم هم اسپری رنگ درآورد و پاشید رو لباسش و گفت حالا برو...
==========
آهای فاحشه های سیاسی....دلالان مذهبی
پیش همان کوزه گرانی که حافظ می گفت / در همان جام شراب خیام / ما گهواره های لالائی مان را جا گذاشتیم / و با چهر ه های بزک کرده روی بامها خدایشان را فریاد زدیم /
آهای فاحشه های سیاسی....دلالان مذهبی
30 سال درد ...30 سال دربدری
30 سال دردم را روی استخوانهای ناتوانم یدک کشیدم.مانندعاشقی با پاهای برهنه در غربت
پرسه زدم.30 سال درد و شلاق را روی پوست جوانم که حال بوی گند قلب های سیاهتان را
می دهد فریاد زدم. 30 سال با قامتی خمیده راه رفتیم و غروررا در پرونده های سیاه جانیان
جا گذاشتیم.و شاید پشت همان کوههای البرز .زیر همان علفهای هرزآرامگاه های آزادگانی
که هنوزسینه هایشان از گلوله های بیگانه داغ است .و بوی سوختن استخوانهایشان خواب
مرا آشفته کرده.30 سال بی هویت دویدیم و بزک کرده چشم هایمان به دهان بیگانه بود.....و
گوشهایمان از آهنگ مگس خوران اشباح .30 سال گرد و غبار را سرمه ی چشمانمان کردیم
و روبروی آینه ی مات و پیر به فریاد باکره های فروخته که فریاد شیونشان خواب خلیج فارس
را اشفته کرده بود خندیدیم .ما غرور مان را جا گذاشتیم در همان فضای داغی که از گلوله ها
هوا مسموم میشد . ما غرورمان را پیش همان شیهه های اسبان دلاوران جا گذاشتیم .
لابلای ورق های شاهنامه
پیش همان کوزه گرانی که حافظ می گفت
در همان جام شراب خیام
ما گهواره های لالائی مان را جا گذاشتیم
و با چهر ه های بزک کرده روی بامها خدایشان را فریاد زدیم.
و دیدید که روی همان بامها گلو له باران شدیم.
ما بدهکار همان مردم مسخ شده هستیم.
یادتان هست چقدر صبحگاهان جیر جیر طنابهای دار به ما سلام می گفتند؟
آهای فاحشه های سیاسی....مهره های سوخته...دلالان مذهبی
دیگر بر ایتان دست نخواهم زد..... هورا نخواهم کشید.
کاش این سنت گرایان منبر و محراب را نقد می کردید.کاش پشت سر این دجال سینه نمی زدید.
ومرا در این بازار آشفته ی اندیشه ها رها نمی کردید ؟و نسل من سوخته را در این درام دینی رها
نمی کردید؟
و هر روز شاهد انفجار بی شاهد خود نبودیم.
و میلیونها مسخ شده را در تصویرهای بی شکل قدیسان فریبکار رها نمی کردید؟
آری فاحشه های سیاسی ...دلالان مذهبی حال ما هر کدام هنرپیشه های بی اسکار این درام دینی
هستیم.
سرنوشت من دست شما اسطوره های سیاه بود
با شما ریا کاران نیایش کردیم
به مادر بزرگ گفتم
صدای رعد و برق نیست
صدای سیلی اسطوره های پیرو نفرین شده است
و کودکان پا برهنه که روی تخته های چوبی آخرین قطره ها را می نوشند
اینجا باران نمی بارد ...اینجا باران نمی بارد
صدای اشک دل من است
یادتان هست مادر پشت همان در چوبی به انتظار نشسته بود؟
با قامتی خمیده که هنوز فریاد ایستادگی دارم به بازی شطر نجی تان نگاه می کنم
وبه همان بقچه های هراس که روی خیابانهای خونی رنگ باختگان را نگاه می کردند
می اندیشم.
و مرده هایی که شکل هیچکس نبودند
لرزش دستهای مغرورم
ترکیب اندام مادرم از باران گلوله
و انعکاس جیغ های خواهرم
و لرزش دستهای محکومی را
و سربازان اجباری که جیغ را در جیبهای سوراخ شده پنهان کرده بودند
و پدر که در دهان سیاه خون آشامی فرو رفت
آهای فاحشه های سیاسی...دلالان مذهبی...مهره های سوخته
اسطوره های فرسوده که مرا در یک تراژدی تنها گذاشتید و عشق مرا دزدید
هر گز نخواهم بخشید
وباز با صدای بلند می گویم
آهای حرامزاده ها من هنوز زنده ام
ببخشيدا يادم رفت بنويسم منظورم از "خسته نشدم" جواب نوشته شايان خان عزبز بود
نه عمه از نوشته تو که خسته نشدم ,ببخشيدا از مزخرفای اونايی خسته شدم که هی ميگن ما نميدونستيم اينطور ميشه , ما که خبر نداشتيم اين ميشه
مثل اينکه هيچکدوم لااقل تاريخ نخونده بودن و خبر نداشتن دست اخوندا که قدرت بگيره چی ميشه
شاه دانشگاهها رو مجانی کرد, به دانشجوها کمک هزينه تحصيلی و کمک هزينه مسکن ميداد ,کليم بورس خارج مملکت داد اينام خوشی زيردلشون زد
حالارو ببين , مردم ايران رو بايد گشنه و بدبخت نگه داشت تا زير سرشون بلند نشه
بهرحال منکه هيچ پيشگويی نيستم ولی همونموقعشم معلوم بود چی ميشه (البته شايد به اين بدی ضربدر هزار نه) ولی بخدا معلوم بود
حالاشم اين گذشته رو محکم چسبيدن ولشم نميکنن اصولن ما دوست داريم بدبختيامونو هميشه تقصير يکی بندازيم هيچکاريم نميکنيم , بالاخره غر زدن راحتترين کاره که ميشه کرد اما خوبه همه خوب مواظب باشن بعدازينکه اين نسل خطاکار رفت تقصيرا قراره گردن کی انداخته بشن ?????????????????
آخ ببخشید سه بار اوومد!!!
میشه دوبارش رو پاک کنی؟لطفا؟
دقیقا درکت میکنم زیتون جان !
هر سال همین موقعها این بحثها تو خونه ما هم درمیگیره.
بیچاره نسل قبل ، چی میخواستن چی شد!!!
تازه ما الان که به پدر مادرهای خودمون که دوستشون داریم ایراد میگیرم نسلهای بعدی چی میگن؟
همش هر موقع تصاویر اوونموقع رو میبینم و صحبتهای الان همون مردم رو میشنوم که میگن بخدا ما خوابش رو هم نمیدیم که به اینجا برسیم،با خودم فکر میکنم حیف از این مردم ،صد حیف از اینهمه تلاش تو انقلاب و جنگ و ...
که چی؟؟؟!!!
الان ما باید چیکار کنیم؟ تو میدونی؟
دقیقا درکت میکنم زیتون جان !
هر سال همین موقعها این بحثها تو خونه ما هم درمیگیره.
بیچاره نسل قبل ، چی میخواستن چی شد!!!
تازه ما الان که به پدر مادرهای خودمون که دوستشون داریم ایراد میگیرم نسلهای بعدی چی میگن؟
همش هر موقع تصاویر اوونموقع رو میبینم و صحبتهای الان همون مردم رو میشنوم که میگن بخدا ما خوابش رو هم نمیدیم که به اینجا برسیم،با خودم فکر میکنم حیف از این مردم ،صد حیف از اینهمه تلاش تو انقلاب و جنگ و ...
که چی؟؟؟!!!
الان ما باید چیکار کنیم؟ تو میدونی؟
دقیقا درکت میکنم زیتون جان !
هر سال همین موقعها این بحثها تو خونه ما هم درمیگیره.
بیچاره نسل قبل ، چی میخواستن چی شد!!!
تازه ما الان که به پدر مادرهای خودمون که دوستشون داریم ایراد میگیرم نسلهای بعدی چی میگن؟
همش هر موقع تصاویر اوونموقع رو میبینم و صحبتهای الان همون مردم رو میشنوم که میگن بخدا ما خوابش رو هم نمیدیم که به اینجا برسیم،با خودم فکر میکنم حیف از این مردم ،صد حیف از اینهمه تلاش تو انقلاب و جنگ و ...
که چی؟؟؟!!!
الان ما باید چیکار کنیم؟ تو میدونی؟
بيطرف عزيز :
حرف اخرم را ميزنم و اعلام اتش بس ميکنم ..
باور کن منظور من تفتیش عفاید سرکار نبود این کلمه بار توهین داشت که به من نسبت دادی ان کاری است کمیته چی ها... و یا ساواکی میکردند.. !!! منطور من فقط تقسیرکلمه بیطرف بود که به ذهن من خطور کرذ که شما بخودتان گرفتید
بگذار فلسقی برایت حرف بزنم
در تمام کهکهشان ها هم یک سانتیمتر نقطه نوترال وجود ندارد !! تا جه رسد به فکر ما ادمها ....
.............
از نطر اخلافی هم اگر بچه های کوجه مان سگ ولگردی را سنگ باران میکنند و ما فقط نگاه می کنیم جون بیطرف هستیم باور کن اصلا ان سگ دمش را برایمان تکان نخواهد داد !!
از نطر مذهبی هم جایی برای بیطرفها در نطر گرفته نشده یا بهشت و یا جهنم باید رقت !!
و فکر نمیکنم در تماشای بازی های ورزشی تیمی هم لذت ببریم اگر بیطرف باشیم
!! این ها را که گقتم در باره خودتان جدی نگیر وگرنه خوب میقهمم که منطور سرکار از نام مستعارتان خقیفت بینی تان است که امیدوارم موفق باشید
مرسی که کامنت سر کار مرا به تفلسف واداشت.!!.
اما عزيز جان مگر از اسم مستعار من چيزی بفکر کسی ميايد که انرا عوض کنم ..
من که ادعا نکردم بيطرق ام باور کن گاهی سخت چپی یا راستی هم میشوم مثلا تازگی ها سخت مخالف اوباما شده ام !!
روزنامه کیهان را هم دیگر نمیخوانم .. جون دانشجو هستم هرروز قکرم را هم عوض میکنم .
ارادتمند دانشجو شماره ۲
جدید ترین نوآوری و شکوغائی مردم با فهم و شعور ایران در وبلاگ فورکلارنده.
این خبر تماما به گزارش خبر گذاری فورنا (فورکلارنده ) میباشد و حق کپی رایت یا دارد یا ندارد به کسی مربوط نیست.
زیتون جون کی میگه این انقلاب ایرادش فقط مسئولین بالای نظامه؟
ایراد فاحشی که داره همین مردم همیشه در صحنه هست. من اولش که این خبر رو شنیدم و خوندم و دیدم کلی خندیدم ولی زنگ زدم به فورناها که توی کشورهای مختلف برام کار میکنن ازشون پرسیدم گفتن راسته همه ی خبرگذاری هام هم از مقامات بالای مملکتی و شخصیت های معروف در این باره نقل قول هائی کردند که خوندنش خالی از لطف نیست.بیا ببین چه خبره توی دنیا اون پدر مادر تو گناهی نداشتند اونا قشر تحصیل کرده بودند ببین چه میکنه این نسل سوم و چهارم آقا چه میکنه.(به قول نه طنز خیلی بی ادبید شما ها)
دانشجو شماره ۲ عزیز سئوالات تو در کامنت ۳۳ ،سه باره داغ منو تازه کرد!!! یادمه خیلی سالهای پیش تو یه بازجویی مجبور بودم جواب پس بدم که چرا اینو خوردم. اونو پوشیدم و فلان حرفها رو گفتم؟ موارد خیلی خصوصی که به نظر من چون ضرری به دیگران نمی رسونه، بنابراین ربطی هم به دیگران نداره، یه چیزی تو همین مایه هایی که جنابعالی پرسیدی که چرا اسم مستعارم با مثلا جهت گیری سیاسیم نمی خونه!!، من بر این باور هستم که در میان ما ایرانی ها کم و بیش مثل سایر ملل، صرف نظر از تفاوت باور های سیاسی و اجتماعی حداقل دو نوع شخصیت بارز وجود داره. بی اختیار به بخث خودم با لیلا خانم افتادم و اینکه با چنین تفاوت فاحش عقیدتی تونستیم مبادله نظری با حفظ احترام متقابل با ایشون داشته باشیم
و از طرفی هم وقتی سطر آخر کامنت ۳۳ شما رو مبنی بر تهدید ضمنی ومشروط بودن بقول شما *تا دیگر دست به یخه تان نشوم* رو خوندم یاد گروه دوم افتادم!
در ضمن با توجه به موارد فوق و اینکه تفتیش عقاید و تهدید به دست به یقه شدن زیبنده نام یک دانشجو نیست، شاید بهتر باشه شما هم به فکر تغییر نام مستعارتون باشید!!
Dariushagha جان ممنون فيلترشکن نداشتم بيام ممنون از لطفتت و يه سوال ايا ممکنه ايميلت را بذاری تا در مواقع گرفتاری ازت ياری بگيريم...
زيتون جان يکساله شدم بهم سر بزن
عمه خانم گرامی
حق با شماست. میبخشيد از دستم در رفت و زياد نوشتم. ولی خوب ديدم حرفهای اين مار خوش خط و خال را بايد بدقت خواند و ديد واقعا حرف حسابش چیست.
آن خمينی ملعون هم همینطور بود! حرفهائی میزد که هر کسی از ظن خود یارش میشد ولی خوب منظور آن ملعون چیز دیگری بود که کمتر کسی جز خود آخوندا و نوچه هاشون میفهمیدند. يعنی اگر کمی دقت میکردند متوجه ميشدند که او چه میگفت ولی خوب هميشه ساده تره که آدم حرفهائی را که ميشنوه اونظور که مطبوع تره برداشت کنه.
هيچوقت يادم نميره در اولين سخنرانيش (حالا اون هیچ گفتن تاریخیش به کنار) بعد از تشریف آوردن منحوساش به ایران با صراحت گفت:
«اينها همه غنائم اسلام است و من دستور داده ام بين مسلمين تقسيم بشه و خواهد شد!»
اگر در همان موقع مردم بدقت گوش میکردند میفهميدند که اين جماعت به اين مملکت و آنچه در آن هست به چشم غنيمت جنگی که بايد بينشان تقسيم بشه نگاه میکنند. اگر باز دقت میکردند میفهميدند که منظور اون ملعون هم از مسلمين همه نيستند و فقط طرفداران خودش را مسلمان میداند. اونقدر تعريفش از مسلمين تنگ بود که آيت الله شريعتمداری و قمی هم در آن جا نمیگرفتند! مردم عادی که جای خود داشتند! ولی خوب کمتر کسی دقت کرد و فهمید او چه میگوید تا دیر شد.
این آخوندها از تند رو و کند روشون ادبیات خاص خودشان را دارند و باید با زبانشان آشنا بود تا فهمید واقعا چه میگویند.
به هر حال عمه خانم عزیز می بخشيد اگر زياد نوشتم و خسته شديد
شاد باشيد
جادوی زير درخت سيب، فرانسه، نوفل لو شاتو، پائيز 1357
www.newsecularism.com
===================== جمعه گردی ها =====================
ساکن خانه ی شيشه ای
اسماعيل نوری علا
هر سال، به بهمن ماه که می رسيم، می بينم که عده ای، برای يافتن مقصران و مسببان «بدبختی ملت ايران»، به سنگ اندازی و پرده برافکنی و گنجه گشودن و رسيدگی پروندهء مرده و زنده مشغول می شوند و، در دورانی که باخت مسلم سی سال پيش همهء ايرانيان در برابر رهبری اسلامی ـ آخوندی انقلاب 57 موجب تداوم بازی «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!» شده است، می کوشند تا مادر مرده ای را ـ درست و غلط ـ بيابند و درازش کنند؛ و اگر نمی شد خوب درازش کرد با شعبده بازی کاری کنند که اين توهم در مردم بوجود آيد که طرف دراز کردنی است.
====================
سرنمون استبداد دینی در داستان های شاهنامه
مهدی فتوحی
سرنمون استبداد دینی ما چیست و کجاست؟ این نکته را پیشتر جناب باقر پرهام در کتاب «با نگاه فردوسی» (مبانی نقد خرد سیاسی در ایران) اشاره کرده اند و من برای مکرر کردن بحث دوباره آن را مطرح می کنم تا با بازخوانی ابیات مربوط به شاهنامه در این نکته دقیق تر شویم و بدانیم که این اندیشه که امروز این قدر مورد بحث و گفتمان قرار می گیرد سابقه ای چندین هزار ساله در فرهنگ ما دارد و نکته ای بوده که زیر چشم همه پنهان مانده و نقد و بررسی نشده و تا این گونه اندیشه ها از لابه لای متون استخراج و بررسی و شکافته و سرند نشوند ما محکومیم به زندگی و تجربه کردنشان به دفعات متناوب.
گذشته از همه اينا همون موقها حول و حوش انقلاب بود که بنی صدر گفت خانوما بايد موشونو بپوشونن چونکه "علم"!!! ثابت کرده که از موهاشون يه اشعه هايی ميزنه که مردارو تحريک ميکنه مثل اينکه مردای قبل از انقلاب همش حشزی بودن, اقا لابد مارو با حيونای ديگه قاطی کرده بوده p-:
اقای خمينی هم که کتاب توضيح المسايلش معرف حضور همه هست که تمامی مسايل مهمه دنيا رو از کمر به پايين توجيح و توضيح دادن
شايان عزيز بابا تو که تمام نطق اقا رو نوشتی !!!
اوف !!! خسته شدم عمه تا تمومش کردم
خوب اينکه "ايشون" ذکر فرموده اند که "اول پیشرفت نظام! دوم پیشرفت انقلاب! و اگر جائی ماند پیشرفت مردم! توجه کردید پیشرفت مردم در درجه آخر است بعد از نظام و انقلاب! و نظام از مردم و حتی خود انقلاب هم مهمتر است." يک اما داره و اونم اينه که "ايشون" فراموش کرده اند که هر نظامی و هر انقلابی , هر حکوتی بايد مردمی هم داشته باشه اگه همينجوری پيش برن در چند سال اينده فقط کوير نمک باقی ميماند برای حکومت کردن !!! )-:
M-R عزيز اول اينکه من گفتم اسلام نگفتم اخوندا چنين بودن و چنان نشدن دوم اينکه اونموقعيم که ميگويی اينها اب کافی نداشتن وگرن هميشه شناگران قابلی بودن و اما سوم اينکه لاس زدن کجاش برای اخوندا حرامه? اصولن برای اخوندا همه چی حلاله عمه
گویند امام (ره) را در ماه دیده بوند.
گویا فضانوردان در ماه ریده بودند.
khak bar sare hame kesa ke ridan be mamlektat ba on enghelab kardaneshon. khoshi zade boode zire deleshon. az jomle nane babaye to, masalan chi chi be sharayete mojode on zaman eteraz dashtan!!!!! shah bayad hame on kesafata ke mesle gosfand rikhtan to khiyaboon khodeshon ham nemidonestan chera ro mikosht ta in vaz nemishod, goheshon begiran hamaro az jomle nane bayaye toro ke enghlab kardan, pas dige to zere moft nazan.
khak bar sare hame kesa ke ridan be mamlektat ba on enghelab kardaneshon. khoshi zade boode zire deleshon. az jomle nane babaye to, masalan chi chi be sharayete mojode on zaman eteraz dashtan!!!!! shah bayad hame on kesafata ke mesle gosfand rikhtan to khiyaboon khodeshon ham nemidonestan chera ro mikosht ta in vaz nemishod, goheshon begiran hamaro az jomle nane bayaye toro ke enghlab kardan, pas dige to zere moft nazan.
بيطرف عزيز:
من بفول سرکار در کامنتم خطاب به شما از ادبیات کیهانی !! استفاده کردم ..
اکنون میتوانم با همان زبان کیهانی ام که شما انرا خوب فهمیدید از جنابعالی سوال کنم منطور شما از نامیدن خودتان با اسم مسعار بیطرف جیست ؟
.......................
منظور از نام بیطرفی تان فقط حق و حققیت بینی تان است ؟ یا این لباس بیطرفی شما نشانگر نوترال بودن شما میباشد ؟
یعنی ادمی هستید که به هیج طرف مایل نیستید ؟
خوشخال میشوم شما بنده را کیهانی قهمم! کنیدتا ازاین به بعد
باهمان دید کامنت هایتان رابخوانم ..
تا دیگر دست به یخه تان نشوم
pas in dosto rafighat ke in baghal boodan chi shodan.man az inja onaro payda mikardam.
دوست گرامی بيطرف متشکرم که کامنتم رامرورکرديد.
لیلا خانم چون متوجه شدم که جنبه بحث و مبادله نظر رو داری برای سوتفاهم چند نکته رو براتون یادآور میشم.
کامنت من هیچ ربطی به شخص فرح پهلوی نداشت بلکه بیان این خصوصیت در بین توده های یست که اسیر نوعی از توهم هستند و این سابقه ای تاریخی در این سرزمین دارد. در مورد راوی این خبر ایرادی وارد نیست ولی اونی که این موضوع را اولین بار مطرح کرده اگر قصد شوخی نداشته، حتمن از نوع اونهایی بوده که دچار توهمند و این دیگه به عهده من و شما ست که منطق خود را برای قبول یا رد آن به کار بگیریم. فکر نمی کنم خود خانم فرح پهلوی هم از رواج چنین شایعاتی دل خوشی داشته باشه. در ضمن یکی از دوستان اصل ماجرا و تعلق این تصویر به سیلویا، ملکه سوئد را یادآور شد ولی کو گوش شنوا؟!
دانشجو شماره ۲ ،با این ادبیات کیهانی که تو استفاده میکنی جای تعجب نداره که امکان خوردن چای و قهوه با نامبردگان رو پیدا نکردی!!.
من با عمه خانم موافق نیستم , این آخوندهای امروزی با آخوندهای 40 سال پیش فرق دارند, واقعیت اینستکه اینها آن موقع مشغول جمع کردن هوادار بودند و زیاد به مسائل ظاهری مثل حجاب و معاشرت دخترو پسر و حتی مشروبخواری بند نمی کردند, مگر غیر از اینستکه طیب و رمضون یخی و ناصر جگرکی و بقیه اوباش و ارازل جنوب شهر تهران که بازوی نظامی آخوندها بودند همه جور فسق و فجوری میکردند و آخوندها فقط از اینها میخواستند که روزهای تاسوعا و عاشورا پیراهن مشکی بپوشند و مشروب نخورند!! مگر یادتان رفته که جوجه مذهبیهای مقدس مآب در مجالس عروسی چی قری میدادند, مگر یادتان رفته همین آخوندها وقتیکه برای خواندن خطبه عقد به مراسم عروسی که آن روزها اثری ازحجاب امروزی نبود می آمدند , چطور با خانمهای بی حجاب سر شوخی را باز میکردند , همین موسوی اردبیلی سر منبر جوک تعریف میکرد..............................................................نه جانم آخوندهای امروزی آخوندهای چهل سال پیش نیستند و خیلیها گول همین ظاهر را خوردند!!................................روش اینها اینستکه وقتی در قدرت نیستند برای جمع کردن بیشترین هوادار انعطاف پذیر میشوند و وقتی که قدرت را بدست گرفتند چهره حقیقی خودشان را نشان میدهند, چند وقت پیش در همین وبلاگ عکسی بود که خانم بی حجابی را در مراسم عاشورا در لبنان نشان میداد و این عکس میتواند ادعای مرا ثابت کند , اینها در اجتماع لبتان که خیلی شبیه ایران زمان شاه است میخواهند نقوذ کنند و هوادار بیشتری بدست بیاورند به همین جهت باشرکت آن خانم بی حجاب لبنانی کاری ندارند ولی وقتی بقدرت برسند حتی زنهای مسیحی لبنانی هم مجبور خواهند شد روسری سر کنند.
آما درمورد انتخابات , تحریم را میتوان به بی طرفی هم تعبیر کرد, وقتی بین دو موضوع , دو شخص , دو پدیده ما روش تحریم را انتخاب میکنیم در حقیقت میتوان گفت که بی طرفیم , یعنی برای ما فرق نمیکند که علی برنده شود یا ملی, و متاسفانه ما از این بی طرفی خیلی ضربه خوردیم که آخرینش در سی سال پیش بی طرفی سران ارتش و یا در حقیقت تحریم دولت زنده یاد بختیاربود, بنابراین یه عقیده من بهتر است که بین بد و بدتر , بد را انتخاب کنیم و مردم را بیشتر از این عذاب ندهیم..................................................
زیتون جان
رفته بودم روی سایت ابطحی و دیدم به سایت باران و سخنان خاتمی که در آن رسما ورودش را به صحنه انتخابات اعلام کرده لینک داده. رفتم و سخنان خاتمی را خواندم و گقتم بد نیست اگر مردم به دقت به سخنان خاتمی دقت کنند و نه به قول مولانا هر که از ظن خود یار او شود خواهند دید که او چه می گوید.
خاتمی تاکید می کند بر اینکه «از جمله مسائل مهم روزگار ،حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش است»، و می گوید:«اگر این را پذیرفتیم مردم سالاری هم پذیرفته خواهد شد.باید با توجه به فرهنگ،هویت، شرایط تاریخی وآموزش های دینی عوامل موثر در زندگیمان سراغ مردمسالاری سازگار با دین برویم .»
در اینجا کلمه کلیدی همان سازگاری با دین است! به عبارت دیگر اگر مردمسالاری با دین سازگار نباشد نباید به سراغ آن رفت!
وی میافزاید که «در صد سال گذشته، دین خواستار پیشرفت، آزادی و حرمت مردم بوده است و در انقلاب اسلامی و به صراحت در قانون اساسی ما، بر اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تاکید شده است که پایه و اصل جامعه مدنی نیزهست.»
در انجا ایشان وسط دعوا نرخ تائیین می کنند و از آب گل آلود ماهی می گیرند! باید از ایشان پرسید در صد سال گذشته دین خواستار کدام پیشرفت و کدام آزادی و کدام حرمت مردم بوده؟ قسم حضرت عباس ایشان را باید باور کرد و یا تاریخ گویای ایران را که در صد سال گذشته این روحانییون و حوزه ها بوده اند که در برابر هر پیشرفتی ایستاده اند.
وی تصریح می کند که :«معتقدم اصلاحات واقعی می خواست و می خواهد تا ضوابط و شرایط را برای تحقق اهداف انقلاب پیاده کند. »
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش، اظهار داشت «همه باید به ایران خدمت کنیم و خواستار بهبود اوضاع کشور و مردم باشیم.»
خوب اینجاش اشکالی ندارد!
خاتمی در مورد حضور خود در عرصه انتخابات به عنوان نامزد میگوید:«همه شرایط به دست و خواست انسان نیست، گاهی اوقات آدمی در موقعیتی قرار می گیرد که ناچاراست تصمیمی بگیرد که مورد خواست شخصی او نیست.»
در اینجا باز باید از ایشان که گویا اشاره ای دارند به عدم تمایلشان به حضور در انتخابات ولی شرایط گویا به ایشان حکم می کند پرسید که کسی که با بی تمایلی می خواهد وارد صحنه شود چه می تواند انجام دهد؟
او ادامه میدهد که:«اگر با تدبیر به جلو میرفتیم و احساسات و عجلهای در کار نبود،می شد به صورتی تصمیم گرفته شود که هزینه کمتر و فایده بیشتری داشته باشد و به هر حال باید تصمیمی گرفت که بیشترین فایده و رضایت در جامعه از آن حاصل شود.»
خوب بسیار خوب ولی برنامه اش برای به حداقل رساندن هزینه و حداکثر کردن فایده چیست؟
خاتمی این مسئله را با طرح این پرسش که «ما چه میخواهیم بکنیم»، روشن میکنند و میفرمایند که «ما میخواهیم جامعه طوری باشد که در مسیراهداف صد سال گذشته یعنی به سوی آزادی، استقلال و پیشرفت مورد خواست مردم ؛ آرامتر، کم هزینهتر و سریعتر حرکت کند و البته این حرکت باید سازگار با دین باشد.»
این حرف هم جالب است حالا از آرام تر و سریعترش که بگذریم! سازگاری با دین اش کلمه کلیدی است! باید از ایشان پرسید که اگر با دین به تعبیر رسمی نظام از دین جور نبود تکلیف چیست؟ کدام یک باید قربانی شود؟ خواسته صد ساله مردم و آزادی و استقلال و پیشرفت و خلاصه آنچه مردم می خواهند یا دین حکومتی؟ فکر نمی کنم پاسخ به این پرسش برای آنان که خطوط قرمز خاتمی را می دانند مشکل باشد.
خاتمی افزود:«باید دید می توانیم کاری بکنیم که جامعه درعین حالی که استقلال و آزادی داشته باشد با استفاده ازهمه امکانات مادی، معنوی و تاریخی ژئواستراتژیک و ژئوپلتیک که ایران دارد در مسیر پیشرفت پیش برود؟»
باید از ایشان پرسید که بسیار سوال خوب و مهمی است ولی سوال بهترو مهمتر آن است که اصولا چرا باید برای خاتمی چنین سوالی مطرح باشد؟ اینهمه کشور در دنیاست که هم آزادند و هم مستقل و هم از همه امکانات مادی و معنوی و تاریخی و ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیک خود در مسیر پیشرفتشان استفاده می کنند؟ این چه ذهنییتی است که تازه می پرسد اینکار شدنی است یا نه؟
وی با تاکید بر اینکه «در جامعه ای که انقلابش دینی است و نظامش افتخار وابستگی به دین را دارد؛در درجه اول باید اخلاق حاکم شود»، اظهار داشت:«اگر فرهنگ دوگانه رسمی و غیررسمی در جامعه شکل بگیرد، نشانه بیماری است و اولین چیزی که در این میان زیان می کند دین است.»
در اینجا هم باز مشخص است که دغدغه خاطر او بیماری جامعه نیست که زیان دین است!
او تصریح میکند که:« دین باید از درون فرد وجامعه بجوشد و دین باید به گونه ای مطرح شود که هر انسانی احساس کند اگر دیندار باشد از حیثیت و حرمت بیشتری برخوردار است و چرخ جامعه بهتر و مطمئن تر می چرخد و نیازهای اساسی او راحت تر برآورده می شود. »
در اینجا نیز او به صراحت می گوید که دینداری در حکومت ایده ال او نه تنها موجب حیثییت و حرمت بیشتری می شود که نیازهای اساسی مومن را نیز بهتر و راحت تـر بر اورده می شود. به عبارت دیگر در جامعه و حکومتی که او وعده آنرا می دهد حیثییت و حرمت شهروندان نه براصل انسانییت و شهرودی آنان که بر اصل دینداری آنان است. به قول معروف آنان که دیندار نیستند ول معطل اند!!
خاتمی تاکید میکند:« این همه هزینه از جمله خون شهدای گرانقدر برای انقلاب و کشور برای این بود که بر اساس دین ؛جامعه الگویی بسازیم که هم به لحاظ مادی پیشرفته باشد و هم آزادی های مشروع درآن باشد و هم اخلاق و معنویت مورد اهتمام باشد.»
در اینجا کلمه کلیدی همانا «آزادی های مشروع» است! یعنی آزادی هائی که در شرع اسلام تائید شده ولا غیر! حال باید دید که در شرع آزادی چه چیزهائی داده نشده. حق آزادی دین در اسلام و شرع نیست! حق آزادی بیان هم چنانچه به ضرر و یا بر علیه دین و شریعت باشد نیست! حق برابری زن و مرد هم نیست! حق تغییر نظام ولو به گونه آرام و صلح آمیز هم نیست. حق برابری و حقوق شهروندی هم نیست و مومن و کافر و مسلمان وغیر مسلمان حقوق برابر و امکان پیشرفت برابر ندارند! حق آزادی خوراک و پوشاک هم نیست! شما حق ندارید هر لباسی که می خواهید بپوشید و از هر غذا و هر نوشابه ای که مایل بودید استفاده کنید و بدون زیان رساندن به دیگران لذتش را ببرید!
او ادامه می دهد و ضمن تاکید براینکه «می توان اوضاع را تغییر داد»، اظهار می دارد که:«قبل ازهر چیز باید ایران را حفظ کرد و سپس به ترتیب اولویتهایی که برای کشور وجود دارد به سمت تحقق اهداف برای پیشرفت نظام و انقلاب و مردم حرکت کرد.»
متوجه شدید؟ او حفظ ایران را نه برای خود ایران که برای تحقق اهداف و اولوییتها می خواهد! این اولوییتها کدام اند؟ به ترتیب اهمییت نام می برد! اول پیشرفت نظام! دوم پیشرفت انقلاب! و اگر جائی ماند پیشرفت مردم! توجه کردید پیشرفت مردم در درجه آخر است بعد از نظام و انقلاب! و نظام از مردم و حتی خود انقلاب هم مهمتر است.
وی می افزاید که :«ما به هیچ یک از شعارهایمان پشت نکرده و نمی کنیم، بلکه به آنها عمیقا معتقدیم،خوشبختانه امروز نیز اصول اصلاحات را به صورت روشن تری تبیین کردهام .»
بسیار خوب پس از این روشنگری اگر کسی خیالی جز این چیزها و اولوییتهائی که او بیان کرده برای خود تصوری بکند تقصیر خود اوست نه خاتمی!
خاتمی باز هم برای اینکه مو لای درز بیاناتش نرود مسئله را روشن تر می کند و ادامه می دهد که «ما می خواهیم در چارچوب همین قانون اساسی با ظرفیتهایی که دارد حرکت کنیم.»
ملاحظه می فرمائید؟ در چار چوب همین قانون اساسی و همین ظرفییتهایش! همین و بس!
خاتمی که معتقد است باید وضعیت کشور را به وضعیت بهتری در آورد، گفت:«برای این کار چشم انداز بیست ساله و سیاستهای ابلاغی برنامه پنجم نقشه راه است و شاید یکی از اولویتدارترین کارها، تعریف منافع ملی و ایجاد اجماع نسبت به آن است که باید برای تحقق آن همت کرد و دولتی که روی کار میآید بر اساس آن عمل کند.»
خوب بسیار خوب این قسمتش در ابتدا ایرادی ندارد! تا اینکه انسان به یاد میاورد که «سیاستها» را رهبر «ابلاغ» می کند!
او در ادامه اظهار می دارد که«هر کسی که روی کار می آید، باید بداند که در جمهوری اسلامی روی کار میآید، با پذیرش نظامی که وجود دارد و آن را قبول دارد روی کار میآید، با پذیرش اینکه در این نظام رهبری جایگاه خاص و ویژه خود دارد و با پذیرش اینکه چارچوب، سیاستهای کلی است و جهت حرکت کشور مشخص است و حتی علاوه بر پاسداشت موفقیت و جایگاه رهبری حتما باید به دغدغه های ایشان نیز توجه داشته باشد.»
بسیار خوب! چشم همه روشن! ایشان گویا محال است از تدارکاتچی رهبر قدمی فراتر روند! آب پاکی را بهتر از این میشود روی دست مردم ریخت؟
ایشان ادامه می دهند که:«البته آن شخص اگر دیدگاهها و تحلیلهایی هم خودش دارد، در حد توان و با تدبیر و تشخیص اولویتها و در چاچوب نظام باید انجام وظیفه کند و مهمترین کار این است که زمینهای فراهم کند که جامعه از درون رشد کند.»
توجه کردید؟ «در حد توان» و «تشخیص اولوییتها» در «چارچوب نظام» «انجام وطیفه کند» و مهمترین کارش هم فراهم کردن زمینه برای رشد جامعه از درون باشد! باید به ایشان گفت که این شما هستید جناب خاتمی که باید از درون رشد کنید! نه مردم و نه جامعه!
به هر حال به همه دوستان توصیه می کنم که حرفهای این آخوندها را با دقت گوش کنند و بار دیگر فریب نخورند.
مشکل ایران و ایرانی این نظام است و تا اینرا نفهمیم و در فکر براندازی این نظام نباشیم با تغییر مهره های درون نظام و افراد هیچ مشکلی حل نمی شود.
به هر حال
زیتون جان می بخشی طولانی شد و لی خوب جلو خودم را نتوانستم بگیرم.
شاد باشی
لطفن دوستان کمی اروم
بقول معروف پياده شين باهم بريم
اول اينکه با عرض معذرت از برادر گرامی بابای زيتونی هرکی ميگه هيچکس دلش نميخواست و به عقلش هم نميرسيد اين جوری بشه. بسيار غلط کرده
هرکی يذره چشمشو باز ميکرد ميفهميد ,
همون موقعشم وقتی دختر خانمای شيک و پيک مرگ برشاه ميگفتن کاملن معلوم بود که خمينی که بياد اولين کاريکه ميکنه زنهارو چادر چاقچور ميکنه
اخه عمه زمان شاهشم يه وقت خدای نکرده مسيرمون از قم ميگذشت ميگفتن روسری سر کنيد اينجا قم هستش ديگه با يه دولت صد در صد اسلامی مردم منتظر بودن مادونا براشون بخونه???!!!
يعنی خيال کرده بودن که چی ? شاه بره خمينی بياد و حکومت اسلامی بياره بدون قوانين اسلامی ?
)))-:
انقلاب هم همه چی بود الا مردمی
شاه زيادی زير سرش بلند شده بود و احساس قدرت ميکرد و بعضی مسايل رو نديده گرفت و زير پا گذاشت ازون قدرتمندترا زير پاشو خالی کردن ,بهرحال منکه عمه بيشتر با شايان موافقم:
در مملکت چو غرش شيران گذشت و رفت
اين عوعو سگان نيز بگذرد!
به عقیده من بهتر است اسم رخدادی را که در ایران منجر به تعغیر رژیم شد انقلاب نگذاریم , چرا که در این صورت توهینیست به سایر انقلابات!!؟؟ اگر در فرانسه انقلاب شد, اگر در روسیه انقلاب شد , اگر در چین انقلاب شد , دیگر نمیتوان به قدرت رسیدن ارتجاع سیاه در ایران را انقلاب نامید!!؟؟ در نتیجه اگر خیلی علاقه مند به استفاده از جمله انقلاب اسلامی هستید , لااقل یک پسوند سیاه را به آن اضافه کنید و در این صورت بگویید * انقلاب سیاه اسلامی *.
اما من فکر میکنم که دست اندرکاران رژیم جمهوری اسلامی از شهبانو فرح و شاهنشاه آریامهر زیاد هم نباید ناراحت باشند, ناراحت که چه عرض کنم باید از ایشان تشکر هم کنند , خصوصن از شهبانو فرح , ایشان بعد از تظاهرات توسوعا و عاشورا فرموده بودند که حالا که مردم مارا نمیخواهند بهتر است که برویم , ضرب المثل :
نه چک زدیم , نه چونه, عروس ( خمینی) آمد به خونه.
در حقیقت شهبانو فرح با این فرمایشش, یک پایش را گذاشت این ور و آن یکی را آن ور و شاشید به 2500 سال پادشاهی ایران به همین سادگی, راستی کدام پادشاهی را سراغ دارید که دو دستی کشور را تسلیم دشمن کرده باشد؟
طیق معمول سنواتی , رژیم جمهوری اسلامی هم دوباره شروع کرده به توجیه انقلابش با نشان دادن فیلمهائی که در آنها یک مشت وحشی را نشان میدهد که در حال آتش زدن اتومبیلها و بانکها و سینماها هستند, بیخود نبود که آن زمانها به شوخی به همدیگر میگفتیم که کشورهای غربی از ایرانیها حق توحش میگیرند, خوب اگر آن زمان از ایرانیها حق توهش میگرفتند و راهشان میدادند, حالا دیگر اصلن راه نمیدهند, حتمن داستان آن خانمی را شنیده اید که با دادن حق و حساب از سفارت آمریکا در قبرس ویزای دانشجوئی گرفته بود و بعد از فرود در یکی از فرودگاهای آمریکا , ایشون را یکراست برده بودند به زندان و بعد هم با خفت و خاری به ایران بر گردانده بوده.
ممنون مانی جان لطف داری
دل به دل راه داره :))
شاد و پایدار باشی
شايان عزيزم
من همين الان کامنت شما رو ديدم. چقدر خوشحال ميشم هربار که کامنتی از شما ميبينم
:*
حالا ميدونم الان زيتون باز مياد بهم ميگه چرا انقدر تعارف تيکه پاره ميکنی. نه زيتون جان واقعا دارم راستشو ميگم به همون الله کباب کننده قسم :) من خيلی شايان را دوست دارم
در ضمن يادم رفت که به ولگرد نازنينمان هم خوشامد بگم. جاشون خيلی خالی بود
ليلای عزيز
همونطور که در متن اين لينک هم نوشته شده شهبانو همواره بعنوان يک زن زيبا و متشخص و مردمی باعث افتخار ايران بوده و هست.
اين مردم ایران (نسل گذشته) بودند که ظاهرا شايستگی همان قاجارها يا همين آخوندها را داشتند و قدر آن دوران را ندانستند و هنوز هم عده معدودی از همان نسل هستند که عقده ها و کينه ها را همچنان با خود حمل میکنند.
ولی تاريخ قضاوتش را کرده و کارنامه همه مشخص است. حتی افرادی که طرفدار پادشاهی هم نيستند شهبانو فرح را دوست دارند. چون مردمی است . باشخصيت است. انسان است . بافرهنگ است و باعث افتخار همه ما...
زيتون جان
خوبی؟ مدتی نبودم و آمدم ببینم دوستان در چه حال اند و دیدم مثل همیشه مطلب زیبا و تفکر برانگیزی گذاشته ای. از قول من به برادرت سلام برسان و بگو:
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
اين عوعو سگان نيز بگذرد!
و اما به جناب نق نقو هم عرض کنم که ممکن است درست بفرمائید که نه آن تصویر تی تیش مامانی و شسته و رفته و زیبا چهره واقعی آنروز مردم ایران بود و نه این تصوير شیپيش مامانی و چرکن و کثيف چهره واقعی امروز مردم ايران!
ولی خوب تفاوتشان در اين است که آن تصوير مردم را تشویق به رفتن به سوی ترقی و پیشرفت و مدرنیته میکرد و این تصویر آنان را تشویق به تحجر و انحطاط و پستی! تفاوت فلسفه ارائه دهندگان این دو تصویر از زمین تا آسمان است! به روشنی میتوان دید که این دو رژیم مردم و کشور را به کجا میخواستند و میخواهند ببرند.
سلام و عرض ادبی هم دارم خدمت لیلا خانم و مرمر خانم و مانی عزیز و داریوش آقا و ولگرد گرامی و خلاصه همه دوستان.
شاد باشید و پایدار
دوست گرامی بیطرف،
من اصلا قصد تو هین ندارم نظر شما در جائ خود برای من محترم است. ولی بحثی که مطرح کردید دو ایراد اساسی منطقی دارد. یکم شما دو موضوع بی ربط را مقایسه کردید، کره ماه ساخته دست بشر نیست و نقش صورت آقای خمینی و رصد آن با چشم غیر مسلح توسط تنها مسلمنان ایرانی از محالات است. ولی هتل ساخته دست بشر است و نما ی آن به سلیقه و ایده طراح میتوانتد هر تصویری باشد که طبق نمای ارائه شده در لینک آقای مانی میتواند تصویر شهبانو باشد.
دومین ایراد منطقی به نظر شما این است که در پایان شما به جائ نتیجه گیریی قضاوت کردید که این با اصول نوشتاری منطقی از فرد بیطرفی مثل شما دور از انتظار است.
عزيزبيطرف!!!
من نه با خمينی چای خوردم .. نه با قرح قهوه !!
اما اين کامنت سرکار که بوی بيطرفی نميدهد!! اسمت را بي مسما کرده ...
داستان ان يارو است که کچل بود اسمش زلفعلی بود و ان کور که اسمش را عين الله گذاشته بودند!!
بنظرم يک اسم غير از بيطرف پيدا کن به خودت فشار نياور هر چه دل تنگت ميخواهد بگو ..
Z8UNY mordam az khande...che vasiaty kardi...in rohe laenatie divone mageh aghal mizare baram,,,
بدون داشتن قصد اهانت، داغ دلم تازه شد! سی سال پیش عکس امام رو رو ماه دیدن و حالا عکس فرح پهلوی رو رو نمای هنوز ساخته نشده ی بزرگترین هتل استکهلم! توهمات ادامه دارد!،
ممنون آقامانی گرامی ازلينک اين خبرجالب.
من يکبارکتابی درموردشهبانودردست داشتم که طرح روی جلدهمين عکس بودنمی دانيددوستان غيرايرانی چه طورکتاب رادست به دست ميکردندومن راسوال پيچ که مگرشماملکه داشتید؟ ملکه الان کجاست؟ چرارفت وهزارتاسوال ديگرکه مجبوربودم بابغض وحسرت جواب بدم.
اتحادی که دير نپائيد
www.newsecularism.com
در فیلم هایی که از دوران انقلاب به جا مانده می توان عکس های آیت الله خمینی، علی شریعتی، محمد مصدق یا بنیانگذاران مجاهدین خلق را در فاصله نزدیکی از هم بالای دست تظاهر کنندگان مشاهده کرد؛ می توان شعارهای اسلامی یا مارکسیستی یا مخلوطی از این دو را در فریاد معترضان شنید، و آنها که خود آن روزها را به چشم دیده اند، به یاد می آورند که در بساط دستفروشان روبروی دانشگاه، نوارهای آیت الله خمینی و کتاب ها و جزوه های مارکسیستی با عکس هایی از مراجع تقلید و تصاویری از چه گوارا، انقلابی آرژانتینی، توأمان عرضه می شد. اما...
=========
دهانت را نمی بویند، چکمه ات را می پایند!
محمدحسن یوسف پور سیفی
ساعت 6 عصر از سر کار بر میگردم. زمستان است و هوا زود تاریک می شود. همسرم نیز همزمان با من می رسد. من 4 صبح سر کار می روم و همسرم 30/7 صبح. طبیعی ست که هر دو خسته ایم و بی رمق... از نگاهش می فهمم که می خواهد چیزی بگوید. صبر می کنم تا خودش سر حرف را باز کند. بعد از نوشیدن چای بالاخره به حرف می آید: «من باید برم بیرون... زود برمی گردم ...» و من می فهمم که اتفاق بدی رخ داده است.
======
دو روی يک سکه: خانه از پای بست ويران است...
سيروس بهرامی ـ اسماعيل نوری علا
آنچه دکتر نوری علا نوشته، در حالی که بازگوی تاريخ اخير و حاوی راهنمائی های مؤثری برای نجات مردم است، بنظر من، دچار کمبودهائی است که اهم آن توجه نکردن به ساختار فرهنگ اجتماعی، سياسی و اقتصادی ايران است و اولويت دادن به سکولاريسم در برابر نيازهای مبرم تر آن هم در ميان مردمی که عادت کرده اند پايبند هيچ قانون و مقرراتی نباشند؛ مردمی که از يکسو اغلب شگفتی می آفرينند و از پاکی و علم و دانش و اخلاق و احترام به قانون نمونه هستند، جوانانی که در سطح دنيا می توانند با هر گروه علمی رقابت کنند و، از سوی ديگر، در جامعهء خودشان دارای شخصيتی دوگانه اند که در بيرون ادعای تقوا دارند و چون به خلوت می روند آن کار ديگر می کنند.
=======
کوتاه و گويا
=======
آنچه برای ما تهديد و برای ديگران فرصت است
====
تولد دوبارۀ اسلام در نگاهی سریع بر فراز یک قرن
علی شریعتی
ما اینک آن دوره را که جامعهای دوقطبی داشتیم، گذراندهایم: جامعهای که تجزیه شده بود به اکثریتی از عوام که امل و مذهبی بودند و در نتیجه راکد، منحط، کهنهپرست و منجمد با جهانبینی بسته و هراسان از هرگونه نوآوری، و نسبت به آینده مأیوس و در برابر حال بیتفاوت و تنها در اندیشه زندگی روزمره، طهارت فردی و خانه آخرت، و در سوی دیگر اقلیتی متجدد که همه حیات و حرکت و تصمیمگیری و آیندهگرایی و تکوین و سرنوشت جامعه را در اختیار خود داشت و به دو بخش تقسیم میشد: یا مدرنیست فرنگی مآبی بود مصرفکننده ادا و کالای بورژوازی غرب، یا روشنفکر مارکسیستی که او نیز مصرفکننده ادا و کالای فکری سوسیالیسم صادراتی باز هم غرب، و اینک حرکتی آغاز شده که در هیچ یک از این قالبها نمیگنجد...
به نگر من،شاه انسان خوب و متمدنی بود اما اندکی ساده لوح.اگه ساده لوح نمی بود به آیت الله خمینی اجازه قدرت گیری نمی داد.ما امروز حق نداریم به گذشتگان خود خرده بگیریم که چرا در به ثمر نشستن انقلاب فعالیت داشتند.چون انقلاب نه اراده ی همه ملت بلکه نتیجه ی حماقت یه عده روشنفکر دینی بوده.به علاوه مردم ایران در آنزمان تشنه تغییر بودند و گمان می بردند که حکومت اسلامی آنها را نجات خواهد بود اما نتیجه اش عکس شد.ممکن است اگر روزی این حکومت برچیده شود و حکومتی دیگر به قدرت برسد ما حمایتش کنیم اما چند سال بعد بفهمیم که حکومت جدید هم بدتر از حکومت اسلامی است؟آیا به راستی مایی که امروز برای نابودی این حکومت تلاش میکنیم گناه کاریم؟پس پدران ما هم گناه کار نبودند.در ضمن اینقدر دلباخته ی خاندان پهلوی نباشیم.شاه چه در ایران می بود و چه از ایران رفت نهایتن تا سه سال دیگر می مرد و فرزندش جانشینش می شد.به نظر شما آیا ولیعهد بهتر از آخونداست؟
اینهم تقدیم به تمامی دوستداران شهبانو فرح پهلوی نازنین از جمله زیتون عزیز و لیلا خانم گل
بزرگترین هتل استکهلم با تصویری از شهبانو فرح
http://iranbbb.org/36785/women/3.htm
زیتون عزیزم از طرف من روی ماه برادرت را ببوس . چقدر باهاش همدرد هستم :)
واقعا نسل پدرومادرهای ما به ما خیانت کردند... اون نسل ناسپاس...
بچه ها فیلتر شکن ... با این میتونید همه جا رو ببینید...بکوری چشم رهبر چلاقدست و جمهوری کثافت اسلامی...
http://roadsaz.co.cc/indexx.htm
راستی...www نگذارید...لازم نیست...آرمان؟؟کجایی بشر؟
زیتون جان لطفا از این استفاده فرمایید...
دهه زجر و فقر را به همه وطنپرستان تسلیت گفته... کریم....بمیر.
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/083347.php
زیتون جان خوشحالم که پست جدیدگذاشتی نگرانت بودم .
شهبانو فرح بانوی قابل تحسین هست. مادرم تعریف میکردند شهبانو برای وضع حمل اولین فرزندشان یعنی شاهزاده رضا پهلوی به بیمارستان حمایت از مادران که مخصوص زنان بی بضاعت بود و در زمان رضا شاه تا سیس شده بود رفتند.
تصور کنید تواضع تا چه حد میتوانسته باشد. شما خودتان اگر ملکه بودید و همه امکانات را در اختیار داشتید حاضر بودید به جنوب تهران بروید و با زنان فقیر در یک جا زیمان کنید.
مادرم همچنین میگفت اند هر روز در مسیر مدرسه شاه را میدیدند که بدون اسکورت به تنها ای اتو مبیلشان را میراند و به دیدن شهبانو به بیمارستان میرفتند.
این بار در اعلام درودم ، یکی دو ماهی تاخیر شد.
توفیق و تعالی تان را آرزومندم.
این بار در اعلام درودم ، یکی دو ماهی تاخیر شد.
توفیق و تعالی تان را آرزومندم.
پنیر جان
:))
راستش دارم تکه تکه آنلاین و ادیت نشده میفرستم رو اِیر:))
وقتی تموم شد و عمری به خاطر خوابالودگی باقی بود ادیتش میکنم.
یه کم دندون رو جیگر بذار بابا:)
فورکلارنده عزیز
مثل اینکه قبلنا رأی دادم. بازم میرم رای میدم چشم:)
جمهوری اسلامی با خودشم مشکل داره حالا سایت ها که جای خودشون رو دارن حتما اونم مثل تو جزء براندازی نرم محسوب میشده زیتونی.:))))
خبرای جدید دارم البته تقریبا جدید. برید وبلاگم یه لینک توی آخرین مطلبم دادم در مورد اضافه کردن عید نوروز به تقویم بین المللی حتما برید رأی بدید الان حدود سه میلیون رأی داره اما باید بیشتر بشه حتما رأی بدید بهش من خودم تا به چشمم خورد رأی دادم.
زیتونی نپیچونی هزیزم شما هم برو رأی بده. مانی سلام منتظر حضور گرم شما پای صندوق رأی هستیم.
هو فوضولباشی تو که ادعای ایران ایرانت فلان خر رو شکافته هم برو رأی بده چرا وایستادی برو بر من رو نگاه میکنی برو رأای بده.اینجا برای 5 دقیقه جدال میره کنار اول رأی بده بعد بیا. آقا یا خانوم پنیر توی کامنت 1 که غلط املائی گرفتی کار دیگه ای نداری؟ تو هم برو رأی بده دیگه نتونستی از مطلب زیتونی ایراد بگیری ایراد بنی اسرائیلی گرفتی؟
کامنت های بعدی هم بیکار نشینن برن رأی بدن.
؛کانال چرخوندن برادرم تعجب نداشت اما روی یک کانال متمرکز شدن داشت؛.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما روی یک کانال متمرکز شدنش داشت