Here you have a very merry
This site is very cool throughout the Internet by a hot girl Clik
کامنت ۸۱
ايول همينه درستی
az inja maloom mishawad ke Khatami entekhab az tarafe Hokumat barayeh Riyasat Jomhoor bargozideh shodeh ast va sherkat kardan dar Raigiri gool zadane khod ast va komak be Regim.
Hokumat mikhahad begooyad ke ma mokhalefe Khatami hastim va chon hamin ham Mazeh Dahane mardom ast Khatami ra sare Kar biyawarad.
Dalil:http://www.noandish.com/com.php?id=24219
http://www.salaamnews.com/ShowNews.php?4795
زیتون عزیز پیشنهاد می کنم این مطلب را اگر بتوانید از فیلترها عبور کنید بخوانید
http://www.akhbar-rooz.com
/article.jsp?essayId=19606
chon tamame Afrade in Hokumat ba ham Kar mikonand va dast dar daste ham darand banabarin Hokumat Feshar bar Mardom ra ziyad kerdeh ta Mardom on ra be hesabe Ahmadinejad begozarand va be sorat automatic Khatami ra entekhab konand va hade aghal 4 Sale digar ra in tor begozaranand va ta 4 Sale digar khoda karim ast va az in Borj ta on Borj ya Faraj. banabarin entekhabe Khatami ra be hameye Tarafdaranash tabrik migooim va shoma ra ta 4 sale bad be khoda miseparim.
chap shode dar khatami nameh
مهاجر، مقصود من از یاداوری اون مطلب اصلا قضاوت در مورد مطالب شما نبود. شما هم ظاهرا و خوشبختانه متوجه شده اید، که نه عشق و علاقه و نه تنفر و انزجار شخص مربوطه بر اساس منطق نیست. من خودم هم مورد *الطاف* ایشون قرار داشتم! نوشته های ایشون گاهی مثل طنز تلخ میمونه! همونطور که زیتون خواسته من دیگه در نوشته هام به این شخص اشاره ای نخواهم کرد!
بدون طرف این آقا در کامنت 31 برای زیتون هم نوشته که راهمان یکیست, ظاهرن همه می شناسندش جز شما!!؟؟
سلام،
راستش من و دوتام هم یه حرکتی به این نحو شروع کردیم که هر کس قراره سه تا سئوال بپرسه (یا خطاب به خاتمی یا خطاب به بلاگرهای دیگه) و 5 نفر رو دعوت کنه به این بازی. خودش هم اول باید جواب سه سئوال نفر قبلی رو بده (یا اگه سئوال خطاب به خاتمی هستش، اگه می خواد نکته ای راجع بهش بگه).
می خواستم ببینیم می شه ما هم وارد فراخوان بشیم؟
بی طرف جان
برای این هیچکس از کار خودش مطمئن نیست چون سالها گول خوردی و میدونیم رای به اصلاحطلبها هم مارو به آرزوهامون نمیرسونه و فقط به قول مهشید یه ذره کمتر بدتره.
ما هم این انتخابات رو دموکراتیک نمیدونیم چون به جز خوداشون کسی جرأت نمیکنه کاندیدا بشه.
نوشتهی من هم تشویق به رای دادن حساب نمیشه(شاید تندترین نوشته در مورد اصلاحطلبها بود) خواستم حالا که قراره اصلاحطلبها بیان نوشتههامونو بخونن، بفهمن ما هم میفهمیم و کمی از خواب ناز بیدار شن و اقلا شعارهاشونو عوض کنن و قولهایی بدن که بتونن اجراش کنن...
بعدش دوست داشتم باب گفتگو بین رایدهندگان و رای ندهندگان باز بشه و شاید تونستیم به یک نتیجه واحد برسیم نه اینکه همدیگرو مسخره کنیم
چند تا نکته
زیتون جان نمی دونم چرا خیلی ها از جمله تو نظرشون رو در مورد انتخابات و تمایل برای رای دادن اینقدر با خجالت و احتیاط ابراز میکنن! من خودم رای نمیدم ولی ایرادی هم در تشویق به رای دادن نمی بینم. من فرض رو بر این میزارم که بقیه حرف شما رو میشنون ولی آخرش خودشون تصمیم میگیرن، لااقل خواننده های این پست. اگر شما کسی را مجبور به رای دادن نکنی در هیچ کشوری ترغیب مردم به رای دادن حتی در ایران جرم نیست.
مورد دیگه اشاره بعضی ها به کسانیست که در ایران زندگی نمی کنند و بنابراین حق اظهار نظر در مورد مسایل ایران و انتخاب آلترناتیو انتخاباتی ندارند! از نظر تمام دولتهای دموکراتیک و غیر دموکراتیک، مادام که شما دارای تابعیت کشور مربوطه باشید، حق تاثیرگزاری از طریق اظهار نظر و شرکت در انتخاباتی که بهر صورت برگزار میشه را دارا هستید.
در آخر به مهاجر یاد آور بشم که همانطور که متوجه شدی، فضول باشی داره زمین رو به زمان میبافه و با استدلالهای مختص خودش داره خاطرخوات میشه و سکوت رو هم علامت رضایت میدونه! حالا خود دانی!!
حسن آقا جان
مهاجر راست میگه این مخلص انقلاب یا فضولباشی خودت میدونی که فقط برای تفرقه افکنی بین ماها میاد لطفا به حرفاش اهمیت نده. او یه بار در نقش راست ظاهر میشه یه بار اصلاح طلب یه بار تودهای... منو تو و مانی و خیلی های دیگه رو یه نفر میدونه. تا حالا فکر کردی اگه ما از نظر او یکی هستیم چرا بینمون میخواد دعوا بندازه؟
بعدش هم پرواضحه که تو از هیچکس نمیترسی. من که از نظر تو عددی نیستم و بارها ازم انتقاد کردی. همه میدونن و لازم نیست ثابت کنی:)
در مورد انتخابات هم من نگفتم میرم رای میدم. میبینی که انتقادهای تندی هم کردم. اگر همه مردم یکپارچه تحریم میکردن و تقاضای رفراندوم میکردن من از خدام بود. برای شما آسونه بگید نرید رای بدید تا یکی مثل احمدینژاد بیاد و اونقدر گند بزنه تا آمریکا حمله کنه از دست آخوندها در بیاره. برای ما چهار سال دیگر با یکی مثل احمدینژاد یعنی بدبختی فلاکت خودسوزی خودکشی تعداد زیادی از مردم
داریوش ش جان
نوشتهی من رو هم در وبلاگشون نذاشتن:))
قرار بود فقط در باره انتخابات بنویسیم. نه تعریف و تملق. نوشتهی من چون انتقادی بود مورد توجه آقایان قرار نگرفت:) خیلی جالبه این دموکراسی آقایان خودی...
به اسب اصلاحطلبها گفتیم یابو ناراحت شدن
- سه شنبه 24 فوريه 2009 - 06 اسفند 1387
BBC
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران در جریان بازدید از سه کشور آفریقایی، عصر روز سه شنبه ششم اسفند، وارد نایروبی پایتخت کنیا شده است.
آقای احمدی نژاد در بدو ورود، در فرودگاه نایروبی مورد استقبال رسمی رئیس جمهوری کنیا و نخست وزیر این کشور قرار گرفت.
به گزارش رسانه های ایران، آقای احمدی نژاد، پس از مذاکره با همتای کنیایی اش، درمراسم ضیافت شام رسمی رئیس جمهوری کنیا شرکت خواهد کرد.
قرار است در جریان دیدار رئیس جمهوری ایران از کنیا، چند سند همکاری بین ۲ کشور نیز به امضا برسد.
...................
..........
رئیس جمهوری ایران، پس از دیداری کوتاه از کشور جیبوتی وارد کنیا شد و پس از آن نیز عازم کشور کومور خواهد شد........
......................
خانم مجید پور می گوید کنیا نیز مبلغ ۱میلیون ۵۰۰ هزار دلار برای توسعه برنامه های کشاورزی اش از ایران کمک گرفته است.
******************
لابد قکر ميکنيد سقر اقای احمدی نژاد با والده مکرمه بچه هایشان به کشور کنيا
و بذل و بخشش ايشان به
به اين کشور وطن پدری افای /حسين بارک اوباما / رییس چمهور امریکا هيچ ريطی به اویزان شدن رییس جمهو رمان به تخم افای اوباما ندارد!!!!!
دانشجو شماره ۲
قربان، قيافهء اين خانومه نشون می ده که اين ديگ واسهء اصلاح طلبا می جوشه...
www.newsecularism.com
رضا پهلوی، در جلسهء معرفی گزینهء دموکراتیک
احمد وحدت خواه
رضا پهلوی به نقش خود به عنوان هماهنگ کنندهء همهء مخالفان در خارج کشور در زیر شعار همبستگی ملی برای برقراری یک حکومت سکولار دموکراتیک پارلمانی و مدافع منافع ملی همه اقوام سرزمین ایران می نگرد. او با خودداری از معرفی خود به عنوان «شاهزاده وارث تاج و تخت» و «رضا شاه دوم» و غیره، که معدودی بی توجه به جنبهء جدایی افکنانه این تعاریف در صفوف مخالفین آنها را مطرح می کنند، شخصا و رسما اعلام کرده است که در جبهه مبارزان برای رهایی ایران تنها یک ایرانی میهن دوست به نام «رضا پهلوی» است که آرزویی جز پیروزی مردم کشورش در بازگشت به دامان کشورهای پیشرفته و دموکرتیک ندارد. باور کنیم که او یکی از ماست ولی با مسئولیت هایی بزرگ و تاریخی...
====
تشکيل سازمان «خيزش ايران نو» و بميدان آمدن آقای پهلوی
در پی تشکيل جلسهء معرفی «گزینهء دموکراتیک» که، گويا به همت آقايان دکتر عليرضا نوری زاده و آقای پرويز خوانساری و چند نفر ديگر، هفتهء گذشته از 10 صبح تا 6 بعد از ظهر در لندن برقرار بود و آقای رضا پهلوی در آن حضور داشته، سخنرانی کرده و آمادگی خود برای رهبری اپوزيسيون را اعلام داشتند (و هم امروز اشاره ای به اين ماجرا را در مقالهء آقای احمد وحدت خواه خوانديم)، با خبر شديم که تشکل برگزار کننده نام «خيزش ايران نو» را برای خود برگزيده، يک سايت اينترنتی با نام «آلترناتيو» به فارسی و «تغيير رژيم» به انگليسی را راه اندازی نموده و يک پتيشن به نام «هفتاد ميليون امضاء» را نيز در آن تعبيه کرده است. امضاء کنندگان اعلام می دارند که آقای رضا پهلوی را بعنوان رهبر مبارزات خود انتخاب می کنند. در اينجا، برای اطلاع بيشتر از اهداف «خيزش ايران نو»، متن دو بيانيه و پتيشن مزبور را در اينجا می آوريم.
...
اقای مهاجر عزیز
در میان کامنتهاو افکار شما، من به چندین و چند حزب و گروه و سازمان برخوردم، که شاید اشکال در نهوه نوشتاری شما باشد، شما از چپ و راست و انگلیس و امریکا و ( جای المان خالی) وبالا و پائین را یاد میکنید، ولی اخر داستان تئوری بد بهتر است از بدتر نمایان میشود، ولی زمانی که صحبت از هویدا ها و فرخ رو پارساها که میشود از بدتر هم بد ان بدتر میشوند، انها نیز برای این اب و خاک زحمت کشیدند و اشتباهاتی هم کردند، چرا این تئوری را در مورد اینها رعایت نمیکنید ؟ حداقل دستشان به خون مردمانمان الوده نبود.
ایا حقشان بود که پایانی این چنین داشته باشند. اگر خدائی وجود داشته باشد پس وای به حال این اقایان.
شاید با مروری دوباره از کامنتهای خودتان متوجه شویدکه گام به گام چه مسیری را طی میکنید
داریوش کامنتان را خواندم - متشکرم از لطفتان
خانومها، و اقایان،
به جای خواهران، وبرادران
خاطرتان هست، کسی ان زمان باور نمیکرد خاتمی انتخاب بشه وشد.
کسی باور نمیکرد احمدی نزاد انتخاب بشه که شد.
از کجا معلوم که اینبار آس (مار )دیگری از استین این اخوندها بیرون نیاید.
من به عقل انهائی که دلسوز نسلهای اینده هستند و این تنور را داغ میکنند شک دارم.
یکبار برای همیشه، بابا اینجوری نمیشه، یعنی نه می شه.
این اقای مهاجر هم که به نظر میاد از انگلیس به قم مهاجرت فرموده باشند، فقط جای چندتا از داستانهای ملانصرالدین توی کامنتاشون خالی است.
ارزوی من ایرانیست ازاد، اباد، و سربلند. با پرچم زیبای شیر و خورشیدش، هیچ ربطی هم به شاه و شاهزاده و گدا ندارد.
فعلا که مزحکه ای بیش نیستیم
خسن آغا من که نمی دانستم شما کی هستی , رفتم آرشیو زیتون را دید زدم , مثل اینکه شما براحتی به ایران تردد دارید, بیخود خودتان را خسته نکنید, فکر نکنم احمدی نژاد برای بار دوم انتخاب شود!!؟؟ اینکه من بقول شما اسهال طلب هستم و شما ان-قلابی ( میبخشید از ادبیات خودتان استفاده کردم ) , آینده معلوم خواهد کرد, اما خانم زیتون و بقیه دوستان شاهد باشید که ایشون مشحص کردند که تا شش ماه دیگر تکلیف رژیم روشن خواهد شد؟ اگر آنطور که شما می گوئید نشد چی؟ حاضر هستی بیائید اینجا و بگوئید اشتباه کردم ؟ و یا طبق معمول پای روباه پیر انگلیس و امپریالیزم کثیف آمریکا بعنوان نجاتدهندگان رژیم جمهوری اسلامی بمیان خواهید کشید!!؟؟
این اولین بار است که مستر سابتی را اینچنین لمپن می بینم , شما به زیتون هم توهین کردید و تنها کسی هستید که جواب پارازیتی را که به اسم مخلص انقلاب در اینجا جفنگ می نویسد را میدهید , اگر همانطور که گفتید ایشون صرفن برای ایجاد توهم و اختلاف انداختن به اینجا می آید , پس چرا جوابش را می دهید!!؟؟
بهر صورت در مورد تحریمها , با آقای شایان به اندازه کافی بحث و جدل کردیم , بروید کامنتها را بخوانید و اگر اشکالی دیدید مودبانه مطرح کنید, همانطور که گفتم , این طرز برخورد از مسئول سایتی که ادعای براندازی دارد بعید است.
حسن آقای عزيزم
حيف وقت و حتی حيف فحش که شما بخواهی به عده ای بدهی از جمله این روانی که به من و شما دائم بند میکند و از مغز آزاد است :))
و اما سخنی با زيتون عزيز
من وقتی حسن آقا اون وبلاگ را معرفی کردند آنجا رفتم و برايشان کامنتی بدون توهين گذاشتم که محتوايش اين بود که شما داريد خيانت ميکنيد. اما اين جماعت آنقدر ديکتاتور و بزدل هستند که کامنت مرا پابليش نکردند.!!
زيتون جان من هنوز نميتوانم قبول کنم شما بااين محيط آزادی که خودتان فراهم کرده ايد حاضر باشيد با مشتی افراد وامانده سانسورچی همکاری کنيد.
همگی دوران خاتمی را بياد بياوريد. آن وبلاگ يک آينه تمام نماست از دوران خاتمی. حرف حرف خودشان است و غير خوديها حق حرف زدن ندارند. حال آدم از این افراد به هم میخورد.
زيتون جان اين عين حقيقت بود که به شما گفتم. حال اگر دوست داريد به آنها بپيونديد ميل خودتان است
مهاجر که یقینا یک اسهال طلب از همه جا در مانده است مینویسد:
همانطور که سی سال پیش میگفتید تحریمهای اقتصادی و سیاسی بلاخره رژیم را سرنگون خواهد کرد, باشد ما که سی سال صبر کردیم , چهل سال دیگر هم صبر میکنیم ( البته اگر چهل سال دیگر من و شما در قید حیات باشیم ), نه دوست عزیز تحریمها رژیم را ساقط نخواهد کرد
برادر مکتبی مهاجر!
شما صبر کن ببین در 6 ماه آینده چه اتفاقی می افتد، کار به جایی خواهد کشید که آخوندها هرچه دزدیده اند را خرج کونشان کنند تا حکومت را سر پا نگه دارند. برادر از همه جا بیخبر مهاجر اسهال طلب! فقط افزایش آمار بیکاری، تورم افسار گسیخته، سقوط قیمت نفت، کسری بودجه 50 درصدی ووو اگر این رژیم توانست در برابر این همه فشار دوام بیاورد من اسمم را می گذارم سید علی چلاق!
بحران اقتصادی با این بزرگی را حتی کشورهای آلمان وژاپن هم نمی توانند از سر بگذرانند حکومت مافنگی شما که جای خود دارد.
دوست عزيز جناب مهاجر
صحبت شما در رابطه با چند قطبی شدن جهان درست است. ولی اينرا نيز در نظر بگيريد که اينبار آمريکا و اروپا از اهرم شورای امنييت استفاده میکنند و چين و روسيه را در نهايت همراه خود خواهند داشت. اجرای مصوبه های شورای امنييت و اعمال تحریمهای مورد تصویب آن هم برای اعضای سازمان ملل الزامی است. اين روند با روندی که در این سی سال گذشته آمریکا دوستانه کشورهای دیگر را تشویق به تحریم میکرد ولی آنها الزام قانونی برای همراه شدن با آمریکا نداشتند فرقی اساسی دارد. این دو را با هم اشتباه نگیرید.
و اما در مورد آفریقای جنوبی هم پیشنهاد میکنم چنانچه بیشتر تحقیق کنید خواهید دید که خود آقای نلسون مندلا هم در زندان طرفدار تحریمهای اقتصادی بود و از آن حمایت میکرد و همراه و همزبان با او تمام سیاه پوستان اروپا و آمریکا.
به هر حال نه من علم غیب دارم و نه شما. نه من میتوانم با اطمینان خاطر بگویم که چون تحریمها در آفریقای جنوبی بر علیه رژیم آپارتاید کار کرد در ایران هم بر علیه جمهوری اسلامی کار خواهد کرد و نه شما می توانید با اطمینان خاطر بگوئید که چنین نخواهد شد.
به هر حال دیر یا زود خواهیم دید که کدام سیاستها پیش خواهد رفت و چه اتفاقاتی خواهد افتاد ولی اگر تحریمها اثربخش نبودند الان امثال خاتمی و رفسنجانی و دیگران به دست و پا نمیافتادند تا بلکه بتوانند جلو آنرا بگیرند! میافتادند؟
در نهایت اینکه مشکل ایران جمهوری آخوندی اسلامی است. هر آنچه به تضعیف این نظام و تغییرش کمک کند در دراز مدت به نفع کشور و ملت ماست. هر چند ممکن است در کوتاه مدت فشارها و مشکلاتی را هم برا ی ما ایرانیان فراهم کند.
سی سال حکومت این دیوانگان و به هدر رفتن بیش از یک تریلیون دلار سرمایه و پول نفت و از همه اینها مهمتر باطل ماندن سرمایه های انسانی که با پول قابل سنجش نیست زیان کمی برای این مملکت نبوده و نیست. جلو این ضرر را هر چه زودتر بگیریم به نفع ما و نسلهای آینده است.
به هر حال
شاد باشيد
جناب مهاجر
ایرانیان مهاجر بسیارند و ایرانیان وطن فروخته معدود. من از حضور شما و ملت ایران برای اینکه شما را مهین دوست خطاب کردم پوزش میطلبم. شما جزو معدودین هستید. متاسفانه من گاهگاهی فراموش میکنم که همه مثل من میهن پرست نیستند و باور دارم که باجود اختلافات عقیدتی که ما در میان خود داریم، در نهایت همه ما ایرانی هستیم و پایداری وطن برای ما در درجه اول است. تا اینکه شخصی مثل شما پیدا میشود، خشمگین از اینکه او را نوکر انگلیس نخوانده ام.
جناب مهاجر، من سعی ندارم که شما را قانع کنم که تظاهرات جلوی سفارت انگلستان ظاهری بود. شما این را خوب میدانید ولی منافع اربابتان اجازه اذعان به آن را نمیدهد. برای هرکسی که مثل من دقایقی چند در آنجا توقف کرده بود و به این نمایش نگاه میکرد واضح بود چه اتفاقی در حال رخ دادن است. 20 یا 30 نفر بسیجی و یک پیرمرد ریش سفید در این سمت خیابان ایستاده بودند و سنگ به سمت قسمتی خالی از باغ سفارت انگلستان میپراندند و پلیس هم خونسرد ایستاده بود و نگاهشان میکرد. مغازه ها باز بودند و مردم در حال رفت و آمد. مردم دیگر حال تماشای این نمایش را هم نداشتند. البته بعدا چون این نمایش خیلی مورد تمسخر واقع شد، در نمایشات بعدی چندتا شیشه هم شکستند و یکی دوتا کوکتل مولوتوف هم به دیوار آجری سفارت اربابتان پرتاب کردند تا عریضه زیاد خالی نباشد.
جناب مخلص انقلاب: اگر انقلابتان اینقدر خوب بود پس چرا جنابعالی در مونتریال تشریف دارید؟ لطفن برگردید به ایران و مثل بقیه مردم ایران از مزایای انقلاب برخوردار شوید. مرگ حق است برای همسایه؟ شما مخلص انقلاب هستید چون به شما و امثال شما فرصتی داد تا ثروت این مملکت را چپاول کنید و در کانادا شهرسازی کنید. البته که باید مخلص انقلاب باشید. وگرنه که شما در خواب شب تان هم نمیدید که در چنین ثروت باد آورده ای بقلتید. اتفاقن که سازمان های حماس و حزب الئه هم مخلص انقلاب هستند. آنها یکبار 30 سال قبل تعدادی چریک به ایران فرستادند تا در میدان ژاله (انقلاب امروز) بر روی مردم آتش بگشایند و انقلاب را به ثمر برسانند. حالا هر سال و سالی چند بارچمدانهای اسکناس برایشان به عنوان حق السکوت فرستاده میشود.
انقلاب برای همه خوب بود بجز مردم ایران.
من حاضرم شرط ببندم که خاتمی رييس جمهور ميشه. اون بالاييها تصميم گرفتن که حالا نوبت اونه. اگه همه ايران هم به احمدی نژاد رای بدن که نميدن آخرش نوبت بخور بخور گروه خاتمیه. خوش به حال خامنه ای که هميشه نوبت بخور بخورشه. مردم ايران که شايد بالاخره بعد از فلسطين و حماس و لبنان و ونزويلا و کوبا و چين و روسيه در صد سال بعدی نوبتشون بشه.! :(
اصولگرايان: ما توی سر اين ملت ميزنيم و ملت هيچ غلطی نميتواند بکند.
اصلاح طلبان: اين طرز توسری زدن خوب نيست. بايد طرز تو سری زدن به اين ملت را اصلاح کرد. اگر ولی فقیه اجازه بدهند باید سنگهای سنگسار را کوچکتر کرد.
نتيجه: ملت تو سری ميخورد و هيچ غلطی هم نميتواند بکند.
قبرهای آویزان
مرده پرورها
مرده پرست ها
مرده خورها
همه...
جمعند،
قبرها را اين بار پنهانی کنده اند-
عمودی در فضا!
می خواهند چراغ علم را حباب قير بگيرند:
با مترسکی
از جنس «شهيد»-
در شوره زار
حقارت هاشان!
سلام ...انگار در قم حوری تقلب در انتخابات غیر ممکن هست ..انگار اگر بخواهند دوباره احمدی نژاد شود، نمیتوانند دوباره او را پیروز کنند، گر همه پای صندوق رای روند ...هدف عکسها هست ... راهپیمایی 22 بهمن را اینجا نشان دادند و منظور داشت .... و وقتی صفهای انتخابات هم نشان میدهند منظور دارند ..گر اتفاق افتاد دیگر مثل آلمانی ها نمیتوانیم بگوییم هیتلر فقط با 20 تا 30 درصد آرا قدرت را کش رفت و بیست درصد گول خوردند و بقیه بیگناهیم ....
آقا/خانم مهاجر که بسیار از شما خوشم آمده بدلیل فکر بازتان
خوب دقت کنید تمام این افراد که به شما و خاتمی خصومت میورزند مانند
پیلتن و شایان و بقیه که در اینده؟! خواهند آمد!؟ همگی یک وجه
اشتراک دارند و آن تعلق به سلطنت پهلوی و نفی مذهب است
اگر به این دومورد دقت کنید دوست و دشمن خود را بهتر میتوانید
تشخیص داده و بااو کارزارکنید اینرا گفتم چون میدانم شما تازه آمده اید
و از اوضاعی که زیتون در اینجا درست کرده بیخبرید
اینجا فقط من و مولایی بیچاره متفاوت بودیم که هردو با بایکوت
زیتون مواجه شدیم و عاقبت مولایی را خود بهتر میدانید که چه شد
و براو چه رفت ؟! خداحافظ تا فردا
جناب مهاجر بسیار مراقب باشید که با چه کسی بحث میکنید
شما در هدفتان خیر است و قصد اصلاح دارید اما سلطنت طلبانی که
درصد بالایی هم دارند و متاسفانه از سوی زیتون بشدت جمایت
میشوند از جمله آذرفخر شایان مرمر لیلا مانی سرهنگ و
شمار بسیاری دیگر هدف نهاییشان اولا از میان بردن دین در ایران
و ثانیا بازگشت سلطنت پهلوی است پس بسیار مراقب باشید تا
باعث لغزش فکری شما نیز نشوند که بنده مثال بسیار دارم از
چرخشهای فکری در همین کامنتدونی زیتون و صدالبته خود زیتون
که باآنچه بنده پنج سال پیش در اودیدم بسیار فاصله گرفته
از قدیم هم گفته اند یار بد انسانرا بد میکند نگفتند؟!
ما در این شرایط حساس برای حفظ آنچه در این سی سال بدست آورده ایم
باید هوشیارانه قدم برداریم که دامها برسرراه بسیار است
در ضمن جناب مهاجر برای رای دادن راههای زیادی هست
اگر دنبال بهانه !؟ نیستید در همین مونترال هم بناست
مکانهای خاصی برای رای دادن ما درنظر گرفته شود که
محدود به سفارت نیست مطمئنا در شهر شما هم هست نگویید که نیست
در این شرایط برای خاتمی یک رای شما هم سرنوشت ساز است احمال نکنید
دوستی تعریف میکرد که به یک بیمارستان روانی برای تهیه گزارش رفته بوده و در آنجا با یکی از دیوانه ها گفتگوئی داشته , این دوست ما میگفت این آقای دیوانه آنچنان مستدل و منطقی صحبت میکرد که من اطمینان پیدا کرده بودم که ایشان را اشتباهن به اینجا آورده اند که ناگهان ایشان درب قندان روی میز را باز کرد و با اشاره به قندهای درون قندان , بمن گفت اگر حرفای من را قبول ندارید از آقایان بپرسید!!؟؟
حالا حکایت این آقا و یا خانم پیلتن پاکزاد است , خیلی مستدل و منطقی شروع کرده و با استقاده از آمار و آرقام قرمایشاتشون را اثبات میکنند که یک دفعه درب قندان را باز میکنند و ماموران اجیر شده انگلستان شروع میکنند به سنگ پراکنی به سمت سفارت انگلیس, ها ها ها..............خیلی جالبه این بیماران روانی دائی جان ناپلئونی , یکی دیگه گفته بود که ممنوع کردن نمایندگی بی بی سی و تحت تعقیب قرار دادن کسانی که با این نمایندگی همکاری میکنند هم کار خود انگلیسهاست , آره عزیزم , اصلن کشتن سربازهای انگلیسی در عراق و افغانستان هم کار خود انگلیسهاست!!؟؟
در مورد اینکه من دارم خودم را گول میزنم و اگر اعتقادی به مقوله وطن نداشتم یه اینجا نمی آمدم , باید به عرضتون برسانم افغانهای فارسی زبان هم گاه گاهی به اینجا می آیند و کامنت هم میگذارند و در مورد مسائل ایران نظر هم میدهند, با استدلال شما افغانها نباید بیایند اینجا!!؟؟ من نگفتم نسبت به مسائل ایران بی علاقه هستم ,گفتم آن دید احمقانه ای را که عوام لناس از مقوله وطن پرستی دارند من ندارم , در مورد کاهش قیمت نفت هم , بعلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه کار کار خود انگلیسهاست!!؟؟
اما در مورد فرمایشات جناب شایان, شما که عرایض بنده را در مورد ناممکن بودن تحریمها علیه ایران را که تائید کردید!!؟؟ فقط اشکال کار شما اینستکه علت را گفتید اما از معلول صحبتی نکردید!! دوست عزیز اگر در سی سال گذشته تحریمها در مورد ایران اجرا نشد و یا فقط تا حدودی بوسیله آمریکا اجرا شد , بخاطر جهان چند قطبی است , یک قطب آمرکاست, دیگری روسیه است, سومی اروپاست , چهارمی چین است و هر یک از این قطبها هم در تضاد ودر رقابت با دیگریست و بدانید که در آینده بخاطر بحران اقتصادی تضادها و رقابتها تشدید تر هم خواهد شد, پس در نتیجه منطقی نخواهد بود که بگوئیم در گذشته که دنیا با بحران اقتصادی مثل امروز مواجه نبوده ( حتا در دوران کلنتون شکوقایی هم داشت) تحریمها انجام نشده و یا بدرستی انجام نشده ولی الان که کشورهای صنعتی که خودشان با بحران اقتصادی دست به گریبان هستند و بطور طبیعی بدنبال بازار برای نجات صنایعشان میگردند بیایند و تحریمها را سفت و سخت تر از گدشته انجام بدهند!!؟؟ ضمن اینکه همانطور که گفتم روسیه به هیچ وجه حاضر نیست لقمه چرب و نرم ایران را از دست بدهد و هر قدمی که دولتهای دیگر عقب بگذارند روسها دو قدم میایند جلو, چنان که تا حالا آمده اند, البته اگر روسها هم عامل انگلستان نباشند و بدستور انگلیسها این کارها را انجام ندهند!!؟؟ باور نمی کنید از آقای پیلتن پاکزاد بپرسید, ما که خیلی ساده لوح هستیم و مسائل را مثل ایشون عمیق برسی نمی کنیم!!؟؟
درمورد افریقای جنوبی هم باید بگویم تا آنجا که من میدانم مبارزات آزادی خواهانه مردم آفریقای جنوبی به رهبری نلسون ماندلا یکی از عوامل پایان دادن به حکومت آپارتاید بود و نه تحریمهای اقتصادی , همین سناریو در باره رودزیا و یا زیمباوه به رهبری رابرت موگابه هم انجام شد و حکومت از اقلیت سفید پوست زیمباوه به اکثریت سیاه پوست منتقل شد, در آفریقای جنوبی و زیمیاوه در حقیقت حکومت دست بدست شد,حکومت از سقید پوست ها به دست سیاه پوستها افتاد, در هر صورت فکر نکنم که در ایران آخوندها حاضر بشوند حکومت را به اقای رضا پهلوی منتقل کنند!!؟؟
اقای حسن فتحی بنده سخنان شماراتکميل ميکنم
ديگر زمان لفافه نويسی گزشته است اندو وبلاگنويس دریده بطور
مشخص حسن اقا و مانی نام دارند که يکی جمهوريخواه و
ديگری سلطنت طلب و هردو بشدت راديکال که در اين پنج سال
جز سمپاشی بر ضد دين و مذهب و انهم بخصوص اسلام گويا
کار دگری نداشته و ندارند و متاسفانه در اينجا نيز بطور متداوم
سموم خطرناک را میپراکنند لطفا صريح باشيد و در اين
شرايط حساس از هرگونه حفظ ابرو برای اين دو بی ابرو ؟! بپرهيزيد
زيتون ميبينم به تكاپو افتادي براي داغ كردن تنور انتخابات و كشاندن مردم به راي گيري اما مطمئن هستم اينبار تو و دوستان وبلاگ نويست كه اسمشان را آن پايين رديف كردي موفق نخواهيد شد.مردم خوب خاتمي و نقش اورا شناختند ديگر كسي برايش سينه چاك نمي كند و فريبشان را نمي خورند حالا تو هي بيا اينجا فرخوان راه بنداز و خاتمي نامه معرفي كن حنايتان ديگر نزد مردم رنگي ندارد.
خاتمي آدم پوفيوزي است كه نقش سوپاپ را براي اين رژيم بازي مي كند همانند تو و ياران وبلاگ نويست.
شرم بر تو
باز نزديك انتخابات شد بلاگر هاي حقوق بگير دست به قلم بردند براي تهييج مردم.
زيتون چرا داري مردم رو گمراه مي كني؟شرط وشروط يعني چه؟ اينها به كدوم اصلي غير از حفظ قدرت پايبند هستند كه بخوان به شرط و شروط ما پايبند باشند؟ اينها نشون دادند براي حفظ قدرت و ادامه غارت سر مادرشون رو هم ميبرند، چرا ميخواهي مردم را دوباره به خاتمي شياد مشغول كني؟
مگر هشت سال در قدرت نبود؟ مگر او نبود كه براي راي آوردن دوباره گريه كرد؟ مگر او نبود كه از سر ريا براي رفتن به سر كار در صف اتوبوس ايستاد؟؟!! مگر در زمان او چپاول و غارت مردم تعطيل شده بود؟ مگر در زمان او مردم آزادي انتخاب داشتند؟
تو هم به همان اندازه خائن هستي زيتون.
براي اينكه به عمق فاجعه در ايران پي ببريم اين كافي است كه بدانيم مردي بيكار و مستاصل در جلوي مجلس خود را به آتش ميكشد رييس مجلس اورا رواني معتاد مي نامد و نماينده مجلس اورا زنداني سابقه دار!
نه رهبر عادل و منجي مستضعفان در باره آن سخني ميگويد نه رييس جمهور امام زماني اش نه خاتمي اصلاح طلبش و نه زيتون بلاگرش !!!!
یک بابایی میگفت این اخوندا خر هستن و هیچی نمیفهمن و از این حرفها… بهش گفتم نه داداش اشتباه نکن …خر من و تو هستیم…! اخوند جماعت خیلی هم زرنگ و سیاستمداره…! تازه راستش رو بخوای ماها خر هم نیستیم بلکه از خر هم بدتریم …! میدونی چرا…؟ چون خر اگه از یه راهی بره و پاش توی چاله بیفته دفعه بعد هنوز به چاله نرسیده راهش رو کج میکنه و از بغل چاله رد میشه اما ماها یه بار که توی یه چاله میفتیم برای بار دوم و سوم و هزارم هم عین این ادمای مَنگل دوباره میفتیم توی همون چاله قبلی و هَتَکِمون پَتَک میشه…! تازه بعضی وقت ها سر راهمون چاله هست و ما برای اینکه توی چاله نیفتیم میریم تلپی خودمون رو توی چاه میندازیم…! اصن انگار یه جورایی دوست داریم توی چاله افتادن رو… دائم نشستیم فکر میکنیم از بین چاه مستراح و چاله اب و گودال کثافت و گنداب فلاکت کدوم رو انتخاب کنیم بریم بیفتیم توش…! عین ادم که نمیتونیم زندگیمونو بکنیم که …! هی دو دستی باید خاک برداریم بریزیم رو سرمون ….!والله بخدا …! بعد یاد داریم بگیم فلانی خره …! خر من و توییم اقاجان …من و تو….!
………………………………………………………………………………………………………….
باز جنگ زرگری اصلاح طلب و اصولگرا شروع شده …! کیهان چی گفته؟ خاتمی چی گفته؟ ابطحی چی گفته؟ باز یه عده جوگیر شدن…! باز زنده باد مرده بادها شروع شد… ای ول ای ول کردن ها شروع شد… احساساتی شدن ها و عقل رو گم کردن ها شروع شد…! شایعه ها شروع شد…فیلتر های الکی … فحش های دولکی … دعواهای زرگری… تهدید های کشکی… اجاق خاموش انتخابات باید داغ بشه … این دیگ انتخابات باید غل غل کنه برای خلق حماسه ای دیگه … برای افتادن در چاهی دیگه …! یا شاید چاله ای دیگه …!
دوست عزيز جناب مهاجر
گمانم شما اصولا مرحوم هويدا را پيش کشيديد که بحث را به بيراهه ببريد! ولی خوب چون من قصد افتادن در این تله را ندارم و فعلا بحث بر سر این دوران است و نه آن دوران به توفیق و رستاخیز و غیره نمیپردازم فقط همینقدر عرض میکنم که شما آن مرحوم را برای مثال و اثبات مطلبتان به میان آوردید و از ایشان استفاده کرديد و من هم با استفاده از همان مثال شما و مرحوم هویدا نشان دادم که همان مثال شما هم اتفاقا بيشتر تائيد حرف من است تا حرف شما. همین!
اين حرفی که سی سال است تحريم است و هیچ اتفاقی نيافتاده و سی سال دیگر هم تحریم باشد باز هیچ اتفاقی نمیافتد و فقط فشار به مردم بدبخت وارد می کند و ایرانی را باید گشنه نگه داشت و غیره هم از طرف طرفداران نظام زیاد شنیده و تکرار میشود ولی کمی که در آن مو شکافی شود خواهید دید که اصل و اساسی ندارد.
اولا که در این سی سال هیچ کشوری به جز آمریکا جمهوری اسلامی را تحریم نکرده بود. تازه خود آمریکا هم تحریمهایش محدود بود به مسائل نظامی و بعضی تجهیزات نفتی بود که تازه آنرا هم بفهمی نفهمی زیر سبیلی رد میکردند. و الا در این سی سال جمهوری اسلامی از طرف هیچ کشور اروپائی و یا خاور دور و نزدیک از چین و ژاپن بگیرید تا سنگاپور و کشورهای آفریقائی و آمریکای جنوبی تحریم نشده بود و همانطور که همه شاهد بوده و هستیم از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را نظام بی دردسر وارد میکرد. در نتیجه اینکه گفته شود ما سی سال است که تحریم شده ایم و اثری نداشته حرف بیموردی است و صحت ندارد. تحریم بوده ولی کم و بیش از طرف آمریکا در حوزه های خاص و آنهم به طور نیم بند بوده!
تحریمها به تازگی است که
کم و بیش جدی شده و با قطعنامه های شورای امنییت و تحریمهائی که در نظر گرفته شده و از آن مهمتر سختگیریهائی که سیستمهای بانکی و مالی به رهبری و تحط فشار آمریکا اعمال میکنند کم و بیش میشود نام تحریم بر آنها گذاشت. هر کسی که در ایران است و هر کس که در صنایع و واردات و صادرات در هر حدی دست داشته باشد میتواند به شما بگوید که این تحریمها تا چه حد موثر بوده یا نبوده!
این حرفی که باید با نظام معامله و تجارت کرد تا بتوان به این وسیله رفتار نظام را عوض کرد هم حرفی است که بسیار شنیده میشود ولی اساسی ندارد و حرفهای مشتی سود جو است که میخواهند از این آب گل آلود ماهی بگیرند والا هیچ مدرکی برای اینکه صرف تجارت رفتار نظام را عوض میکند وجود ندارد. اگر میداشت اروپائی ها میتوانستند در رفتار نظام تغییری بدهند. اتفاقا آنها بعد از تحریمهای موقتی که بعد از رای دادگاه میکونوس اعمال کردند بیشتر توانستند رفتار نظام را تغییر دهند تا تجارتهائی که با نظام میکردند چه قبل و چه بعد از آن تحریمهای موقتی!
آخرين حرف من در رابطه با تحريمها هم مثال آفريقای جنوبی است. در آقريقای جنوبی در زمان رژیم آپارتايد بيش از ۹۵ درصد از سياه پوستان فقر بودند و رژيم نژاد پرست با اکثر دنيا روابط تجاری حسنه ای داشت و هيچ کشوری نتوانست با تجارت در اعمال و رفتار آن تغييری بوجود بياورد. اتفاقا حامیان اصلی آن در انگلیس و آمریکا همین دلیل را میاوردند که با تجارت بهتر میشود بر آنان فشار وارد کرد. که حرف بیاساسی بود. کم کم سياه پوستان جهان مخصوصا در آمریکا و اروپا به عنوان عمده ترین طرف تجاری آفریقای جنوبی به این مسئله پی بردند و شدیدا از اعمال تحریمهای اقتصادی بر علیه آفریقای جنوبی حمایت کردند با اینکه میدانستند بیشتر این فشار ها بر قشر فقیر آفریقای جنوبی وارد خواهد آمد و نه بر سفید پوستان که قشر مرفه و پولدار بودند. ولی با این حال شما هیچ سیاه پوستی را در آمریکا و اروپا و حتی در خود آفریقای جنوبی مثل مندلا و دیگران پیدا نمیکردید که با تحریمهای اقتصادی مخالف باشد که هیج حمایت هم میکردند. آنها به درستی فهمیده بودند که برای آزادی بهائی باید پرداخت که بدون آن رسیدن به آزادی ممکن نیست.
به قول بنجامین فرنکلین آنها که برای امنییت خود حاظرند ذره ای آزادی خود را فدا کنند نه در خور امنییت اند و نه لایق آزادی!
به هر حال من همانطور که گفتم نه به کسی میگویم رای بدهد و نه به کسی میگویم که رای ندهد. برای هفتاد میلیون هم تائیین تکلیف نکرده و نمیکنم و به فرض هم که بکنم هفتاد میلیون به حرف بنده گوش نمیدهند که اگر میدادند وضع ایران بهتر از این بود که هست!:))
بگذریم
شاد باشید
آقا یا خانم مهاجر
شما خودت داری به خودت دروغ میگویی. اگر به وطن اعتقاد نداشتی اینجا نمیآمدی. در دنیا سایت های زیبای بسیاری وجود دارد که در آن سرگرم باشی. پس اگر اینجا هستی به خاطر علاقه ات به این آب و خاک و این مردم است.
تحلیل سیاسی اقتصادیت هم غلط است. خیال میکنی برای چه یکدفعه قیمت نفت بشکه ای 140 دلار به زیر بشکه ای 40 دلار افتاد و هنوز هم پایین میرود؟ آیا واقعن اینقدر ساده لوح هستی که فکر میکنی مصرف جهانی اینقدر کم شده؟ خیر. سیاست جهانی دارد دندانهای بد را بیرون میکشد. یکی از این دندانهای بد روسیه است که اروپا را با کمک نفت زیر فشار گذاشت و دیگری ایران است که باید برود و بعدی ونزولا است که چاوز در آن پررویی میکند.
خاطرت جمع باشد که چه شما رای بدهی و چه ندهی خاتمی سرکار میآید تا وضعیت را طوری فراهم کند تا سرکرده های آخوندها بدون تلفات از این مملکت خارج شوند. جوجه آخوند ها هم که مهره ای نیستند و مقداریشان کشته میشوند و بزندان میروند. بقیه هم کراواتی خواهند شد. دولت های اروپایی هم یارو غار دولت جدید خواهند بو تا ما را بچاپندد. دولت آمریکا هم که منابع 40 سال آتیه نفت اش را در این منطقه فراهم کرده است. فقط ما مردم ایران باید حواسمان جمع باشد که از چاله در نیاییم و به چاه بیافتیم. اگر کمونیست ها یا فداییان خلق سر کار بیایند ما دهنمان سرویس است. دولت انگلیس در حال حاضردارد فداییان خلق را آماده میکند که سرکار بیایند و مریم رجوی چند بار سفرهای پنهانی به انگلستان داشته و یک بار هم از طریق تلوزیون مدار بسته پارلمان انگلستان را مخاطب قرار داده. در حال حاظر فداییان خلق دیگردر اروپا و آمریکا سازمان تروریستی شناخته نمیشوند. ضمنن هزینه های پایگاه اشرف در عراق که تا کنون بوسیله آمریکایی ها پرداخت میشد از حالا به بعد توسط انگلستان پرداخت خواهد شد. ماموریت سازمان فداییان خلق تفکیک ایران به پنج کشور کوچکتر است. بنابراین زیاد به اطلاعات ژئوپلیتیکی خود مطمئن نباش.
پیلتن
هموطنان
برخلاف آنجه که فکر میکننید ما ایرانیان حق رای داریم و رای ما هم موثر است. البته این رای بصورت مرسوم بقیه کشورهای دنیا که مردم به پای صندوقهای رای میروند و نظرشان را میدهند نیست. بلکه در حکومت پلید آخوندی رای دادن بصورت عملی و با پای صندوق رفتن یا نرفتن داده میشود. برای آخوندها فرقی نمیکند که ما چه بداخل صندوق بریزیم. آنها هرچه که بخواهند و به هر مقدار که بخواهند از داخل صندوقها در میاورند. کما اینکه در انتخابات قبلی طبق آمار رسمی وزارت کشور تعداد افرادی که در شمیرانات رای داده بودند 5 برابر تعداد افرادی بود که قانونن میتوانستند رای بدهند. صدام حسین بدبخت با تمام وقاحتش فقط صد در صد رای از داخل صندوقها در آورد. ولی آخوند برای ما پانصد در صد رای در آورد. حال گیریم که همه مردم بیکار تهران محله های خود را ول کرده بودند و به شمیران رفته بودند تا در صف های طولانی بایستند و رای بدهند. در مورد چابهار چه میگویید. تعداد آرای در آمده از صندوقهای چابهار یکصدوپنجاه درصد آمار افراد واجب شرایط بود. آنهایی که با چابهار آشنایی دارند میدانند که جمعیت آن بقدری کم است که اگر همه مردم فاصله یکصد کیلومتری اطراف چابهار را هم جمع کنید نمیتوانید این تعداد آرا از داخل صندوقها در بیاورید. خوشبختانه هر چه در چابهار جمعیت کم است، غیرت زیاد است. و مردم غیور چابهار نماینده از صندوق در آمده را با کتک از نماینده شدن منصرف کردند. این روال در بقیه کشور هم بهتر نبود و تعداد شهرهایی که چند صد برابر رای آورده بودند کم نبود. خود میتوانید تصور کنید که میزان تقلب چقدر بوده است. تنها چیزی را که آخوند نمیتوانست در آن تقلب کند حوزه های خالی از مردم بود. کما اینکه آنها سعی خودشان را کردند. علاوه بر اینکه اتوبوس و کامیونهای ارتشی به دهات و شهرستانهای اطراف فرستادند تا رای دهنده به تهران بیاورند و این رای دهندگان را هم به چندین حوزه رای گیری فرستادند. آنها حوزه های مخصوص نمایش هم درست کردند که خبرنگاران داخلی و خارجی از آنها عکسبرداری کنند. ولی خبرنگار زرنگ خارجی بهتراز آخوند درسش را بلد بود. آنها این اتوبوسها یی که رای دهندگان را به شعبه های نمایشی می آوردند تعقیب کردند و عکس آنها را در شعبه های نمایشی بعدی در حال رای دادن گرفتند و با انتشار آنها آبروی نداشته جمهوری اسهالی را بیشتر بردند. اینجاست که به قسمت دوم حرفم یعنی رای ما موثر است میرسیم.
برای آخوند هیچ مهم نیست که من و شما چه فکر میکنیم و چه میخواهیم. او توی سر ما زده و ما را توی سوراخ کرده. تنها چیزی که حالا لازم دارد اینست که از ما استفاده نمایشی بکند تا بتواند با بقیه دنیا معامله کند. تا زمانی که آخوند بتواند به دنیا بقبولاند که هنوز سرپا خواهد ایستاد، دنیا با او معامله خواهد کرد. هیچیک از ممالک دنیا نگران حال من و شما نیستند. آنها فقط در پی منافع مردم خود هستند. تغییراتی که در رفتار مردم دنیا نسبت به این حکومت میبینید نتیجه چندین انتخابات اخیر است. تا موقعی که این حکومت کاملا از مردم جدا نشده بود، همه این کشورهایی که امروز ایران را مود تحریم قرار داده اند برای معامله کردن با ایران سرودست میشکستند. ولی از وقتی که حوزه های خالی را دیدند و دانستند که این حکومت در حال کشیدن نفسهای آخرش است. رفتارشان عوض شد و حالا دارند خود را آماده میکنند که دوستان حکومت جدید و دشمنان حکومت فعلی باشند. اولین کشوری که این مانور را شروع کرد روباه پیر انگلیس بود. به آخوندها که در حقیقت نوکرانش هستند دستور داد تا مقابل سفارت انگلستان تظاهرات راه بیاندازند و به آن سنگ بیاندازند. البته همانطور که ملاحظه فرمودید خون از دماغ کسی هم نیامد و جنگ جنگ زرگری بود. حالا بقیه هم به این صف پیوسته اند. آخرین کشوری که تغییر جبهه داد سوریه است که تا بحال سفره اش با پول مردم ایران رنگین بود ولی حالا در کنار مردم بحرین در مقابل ایران ایستاده است. من نمیگویم که فردای روز انتخابات آخوند از پای این سفره کرم بلند میشود و ما را بحال خود میگذارد. نه، هنوز چند سالی دیگر طول خواهد کشید و ما سختی های بسیاری در پیش داریم تا این زالوها را از تن بزداییم. ولی حوزه های خالی انتخابات به مردم دنیا از عزم ما اطلاع میدهد و این دوران سخت را کوتاه تر میکند. عوض کردن سیاست های دنیا مثل دور زدن کشتی های بزرگ است. طول میکشد تا دور بزند. ما با چند تحریم گذشته این کشتی را وادار کرده ایم که شروع به دور زدن کند. پایداری کنید و فریب مار خوش خط و خال خاتمی را نخورید تا از شر این حکومت راحت شویم. بدون پول نفت دیگر بسیجی و مزدور فلسطینی به خیابان نخواهند آمد که چماق توی سرتان بکوبند.
ارادتمند
پیلتن پاکزاد
یادش بخیر نشریه توفیق را , اسم حزب مردم را گذاشته بود پپسی کولا و حزب ایران نوین را کوکا کولا, اما شاه همین دو تا حزب قلابی و بله بله قربان گو را هم نتوانست تحمل کند و آنها را منحل کرد, خیلی جالب است شما میگوید در آن نظام امثال هویدا ها میتوانستند کارهای سازنده انجام دهند و هیچ احتیاجی به تعدد احزاب و آزادی مطبوعات و آزادی بیان و غیره نبود, این نشان دهنده علاقه شما به دمکراسی میتواند باشد!!؟؟ دوست عزیر 37 سال مردم را در بی خبری نگه داشتن نتیجه اش انقلاب اسلامی بود.
اما از اینکه میگوئید که خاتمی هدفش تثبیت رژیم و استحکام آن است و به احتمال زیاد همانطور که سی سال پیش میگفتید تحریمهای اقتصادی و سیاسی بلاخره رژیم را سرنگون خواهد کرد, باشد ما که سی سال صبر کردیم , چهل سال دیگر هم صبر میکنیم ( البته اگر چهل سال دیگر من و شما در قید حیات باشیم ), نه دوست عزیز تحریمها رژیم را ساقط نخواهد کرد که هیج , آنرا مستحکم تر هم میکند, مضافن بر اینکه در جامعه جهانی چند قطبی امروزی تحقق این امر از محالات است , یک نمونه اش , روسیه است, شما بهتر میدانید که روسها نه تنها تحریمات را رعایت نخواهند کرد , بلکه از موقعیت به نفع نفوذ خودشان استفاده کرده اند و خواهند کرد, همین نیروگاه اتمی را آلمانها به خاطر رعایت تحریم رها کردند , اما روسها آنرا بل گرفتند, و مثل اینکه دارند تمامش میکنند, خلاصش کنم با موقعیت ژئو پلتیکی و نفت و گازی که ایران دارد , تا صد دیگر هم تحریم نمی تواند باعث سقوط رژیم شود, مضافن بر اینکه این تحریمها سلاحی خواهد شد در دست رژیم برای سرکوب بیشتر مردم , و مردم بیشتر در تلاش معاش غرق خواهند شد بطوریکه نه وقت و نه حوصله ای برای فکر کردن نخواهند داشت, و نه نیروئی برای یاغی شدن , مثلی است که میگوید اگر میخواهید ایرانیان رام باشند , گرسنه نگرشاندار.
اینکه میگوئید که خاتمی هدفش استحکام رژیم است و میخواهد این رژیم را از سقوط نجات دهد این فکر را در بعضی ها ممکنست تداعی کند که بروند به احمدی نژاد رای بدهند, چرا که احمدی نژاد ممکنست با افراط گری هایش به پروسه سرنگونی رژیم شتاب بدهد و ممکنست این نظر شما تبلیغی باشد برای رای دادن به احمدی نژاد؟ خوب شما و دوستانتان اگر واقعن طرفدار تحریم هستیند یعنی نه خاتمی و نه احمدی نژاد باید تبلیغاتتان بک طرفه نباشد و به همان اندازه که خاتمی را نقد میکنید احمدی نژاد را هم نقد کنید , اینطور نیست ؟
درخاتمه باید به شما بگویم که من اصلن به مقوله ای بنام وطن اعتقاد ندارم , من طرفدار برداشتن مرزها هستم , در مورد مذهب هم , تا حدودی مسیح را قبول دارم , بخاطر آزادگی و آزاد اندیشیتش, اینرا اضافه کردم که بگویم برچسب مسلمان بودن و میهن پرستی احمقانه به من نمی چسبد.
و باز یادآوری میکنم که به عقیده من این خطی را که شماها ( ار چپ وابسته تا راست وابسته) مقلدش هستید جز استحکام بیشتر رژیم, وابستگی بیشتر به روسیه, و فقر و فلاک مردم چیز دیگری در بر نخواهد داشت.
با احترامات
عده ای آدم سرخورده(درعین احترام به تمام ایرانیان مهاجر، منظور یکی دو نفر آدم معلوم الحال است)حق و صلاحیت تعیین تکلیف برای هفتاد میلیون نفر ایرانی در بند را ندارند. چهارسال حاکمیت احمدی نژاد نشان داد که گرچه خاتمی تا مرحله ایده آل و چه بسی قابل قبول کیلومترها فاصله داشت، به مراتب درجات بهتر از همتایان دیگرش در جناحین دیگر حکومت بود. عده ای از اذعان به وجود دموکراسی، ولو ناچیز اندک در ایران آنقدر می ترسند که نمی توانند حقایق بدیهی و ابتدایی را بپذیرند. همینکه رأی مردم در انتخابات تأثیرگذارست، نشان می دهد دموکراسی را اگر به یک خطکش از صفر تا بیست تقسیم بکنیم ایران در خط پنجم یا ششم قرار می گیرد، و می توان برای ارتقای این کیفیات تلاش کرد. به نظر من برای اینکار باید قبل از هرچیز توهم انقلاب و سرنگونی را رها بکنیم برای مشروطه خواهان مقیم لس آنجلس، و بعد ظرفیتها را با دقت برسی کرده بر مبنای آنها تصمیم بگیریم..
دوست عزيز جناب مهاجر
نه من از مرحوم هويدا چنين انتظاری داشتم و نه آن مرحوم هرگز چنين ادعائی داشت.
او وضع موجود را کم و بیش مطلوب میدانست و معتقد بود که در همان چهار چوب و با همان روش و با همان پادشاه تا مدتها میتوان به کارهای سازندگی و زیر بنائی ادامه داد بدون اینکه احتیاجی به تغییر بنیادی در نظام باشد. در نتیجه اگر در آن دوران کسی می رفت و به فرض به حزب ایران نوین ایشان میپیوست و فعالییت میکرد و رای میداد و ادعا میکرد که هویدا میخواهد ساختار را عوض کند و اصلاحات عمده انجام دهد و چه و چه و چه همه اینها تنها در ذهن خودش می بود و ربطی به هویدا نداشت و واقعییتی نداشت. همه در ذهن و خیال او بود و نه در ذهن و خیال هویدا!
حرف من هم همین است که تمام این حرفهائی که امثال شما دوستان میزنید تنها در ذهن شماهاست. مثل همان رای دادن به او و گذاشتن شرطها و شروطها! همه در ذهن و خیال است و در واقعییت جائی ندارد چون مکانیزمی برای آن موجود نیست!
خاتمی هیچ ادعائی برای انجام هیچکدام از آن اصلاحات بنیادی که همه میدانیم برای اصلاح واقعی وضع کشور لازم است ندارد.
او به این نظام و به این ولی فقیه و به این احکام شرعی و به این ساختار و چهارچوب نظام آخوندی که در ذات خود بر پایه تبعیض استوار است معتقد است و تمام سعی و کوششاش در این خواهد بود که این نظام را حفظ و به عمر آن اضافه کند. نباید از او انتظار دیگری داشت.
حال اگر شما فکر میکنید که مشکل ایران و ایرانی و نسلهای آینده ایران با ادامه این وضع و این نظام و این احکام حل میشود. حوب بفرمائید و از ایشان حمایت کنید. اصلا مهم نیست و در نهایت فرقی نمیکند.
این بیمار مرضی لاعلاج دارد که جز با عمل جراحی هیچ شانسی برای بهبود ندارد. ممکن است با مسکنهائی گاه و بیگاه از شدت دردش کم شود ولی علاج نمیشود که هیچ با کهنه تر شدن بیماری شانس علاجش با جراحی را هم از دست میدهد!
خود شما هم میفرمائید «روند تحریمها را کند کند»! دقت فرمودید؟ «کند کند»! حالا چرا کند کند؟ این کند شدن روند تحریمها چه دردی را دوا میکند؟ چرا نمیفرمائید که تحریمها را از بین ببرد؟ چون خود شما هم ناخود آگاه بدون اینکه حاظر به اذعان باشید و بخواهید به زبان آورید میدانید که کارهائی که برای از بین بردن تحریمها لازم است در توان و اصلا در اختیار او نیست!
و چرا فقط بگیر و ببندهای خوسرانه را متوقف کند؟ و نه بگیر و ببندها را؟ حرف شما سر «خودسرانه» است و نه کلا «بگیر و ببند ها» ! ببینم اگر فرض کنیم که بگیر و ببندها خودسرانه نبود و با حکم قوه قضائیه جمهوری اسلامی که رئیساش را رهبر معظم تعیین میفرمایند و بر اساس احادیث و روایات شریعی که اساس و بنیاد قوانین کشور را تشکیل میدهند بود و از دید آخوند ّای قوه قضائیه توجیه شریعی داشت انجام شد اشکالی ندارد؟ مشکل ما حل شده است؟
تازه با چه وسیله و با چه مکانیزمی میخواهد اینکار را بکند؟ رئیس قوه قضائیه را میتواند تعیین کند و یا اینکه عزل و نسب قضات و دادستانها با اوست؟ یا اینکه میتواند احادیث و روایات جدیدی از خود صادر کند؟
بحران اتمی را چطور میخواهد حل کند؟ اینکه ما امیدوار باشیم که بحران اتمی را به «نحوی» حل کند که بیشتر امید و آرزوی بنده و شماست تا واقعییت. تا زمانی که مکانیزم و کنترلی بر این روند نداشته باشد که نخواهد توانست این بحران را حل کند. خواست جامعه جهانی از جمهوری اسلامی مشخص است. آنها با انرژی اتمی در ایران مخالفتی ندارند. با غنی سازی اورانیوم و داشتن هزاران سنترافیوژ که به آخوندها توانائی ساخت بمب اتمی بدهد مخالف اند. اگر فکر کرده اید که او میتواند با عشوه و کرشمه و وعده و وعید بار دیگر حل مسئله را از امروز به فردا و از فردا به پس فردا بیاندازد تا شاید دری به تخته بخورد سخت در اشتباه اید. در مجامع بین المللی هیچ کس نیست که ذره اعتقادی داشته باشد به اینکه اصلاح طلبان کنترلی بر روند اتمی دارند. به قول معروف اون ممه را لولو برد! همه فهمیدند! در همان سال آخر حکومتش هم فهمیدند که او هیچ کنترلی بر این روند ندارد برای همین هم مذاکرات با دولت و وزیر امور خارجه اش را کنار گذاشتند و یک راست رفتند به سراغ روحانی که فکر میکردند نماینده مستقیم رهبری است! همه اینها را فراموش کردید؟ یا اینکه امیدوارید شورای امنییت و اروپا و آمریکا فراموش کرده باشند؟
به هر حال اینها نظر بنده است اگر بنده به قول شما به جفنگ گوئی افتادهام شما به واقع بینی و منطق حرف حساب خود ببخشید و اجازه دهید قضاوت را به دوستان واگذار کنیم.
بگذریم
شاد باشيد
ویژه نامه ی فیلم برای یک لحظه آزادی،اثر آرش ریاحی
www.cinemaye-azad.com
دو نگاه به فیلم آرش
• نگاه اول. بصیر نصیبی -سینماگر -
«یک لحظه برای آزادی» یک اثر فوق العاده ویک سند تکان دهنده!
• نگاه دوم .ساسان دانش- فعال سیاسی-
نگاهی بر فیلم"برای یک لحظه آزادی
• ایرج ادیب زاده
«برای یک لحظه آزادی، داستانی برای همیشه»
گفت و گو با کارگردان و هنرپیشههای فیلم «برای یک لحظه آزادی»
•گزارش فیگارو به مناسبت آغاز نمايش عمومی فيلم «برای یک لحظه آزادی» در فرانسه
بخش هایی از فیلم را در یوتوپ ببینید.
http://www.youtube.com/watch?v=jlFfNw6ogSY&hl=de
جناب شایان آیا شما از هویدا توقع داشتید که بیاید بگوید که من برای تضعیف نظام پادشاهی و تضعیف انقلاب شاه و مردم نخست وزیر شدم که حالا از خاتمی توقع دارید که بیاید بگوید من برای تضعیف نظام و انقلاب اسلامی کاندید شدم , اصلن در کجای دنیا یک کاندید ریاست جمهوری می آید و می گوید که هدف من تضفیف نظام موجود است, آیا ما به افراد به فرمایشاتشان نگاه میکنم , یا به عملشان, خوب اعلحضرت همایونی هم گفت کوروش آ سوده بخواب ما بیداریم , آیا بهتر نبود آن حرفها را نمی زد تا وسیله ای برای جوک و خنده آیندگان نباشد؟
شما و دوستانتان اگر میخواهید انتخابات را تحریم کنید ,کارتان را بکنید , دیگر چرا برای توجیح آن به جفنگ گوئی می می افتبد, خاتمی رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران خواهد شد ( البته اگر بشود), در چهارچوب آن نظام کار خواهد کرد, به احتمال زیاد ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعی خواهد کرد جو متشنج کنونی را آرام کند , روند تحریمها را کند نماید, بگیرو ببندهای خودسرانه را متوقف کند, بحران هسته ای را بطریقی حل کند و دیگرکارهائی از این دست...................................................................آنهم در کشوری که حکم یک شهر را دارد با چهل کلانتر.
البته من هم مثل شما رای نخواهم داد ولی دلایلمان یکی نخواهد بود , من به این علت رای نمی دهم که نسبت به سفارت ایران آلرژی دارم و بعد اینکه شناسنامه و پاسپورت ایرانیم هم متعلق به سی سال پیش است.
مخلص انقلاب حیف حرف! حیف وقت! چسو تو که این همه میخوانی!! و این همه مدرک جمع میکنی! برو بخوان ببین من بیشتر از همه به همین زیتون پریدم و حمله کردهام. دوره گذشته و حتی بعد از انتصابات گذشته هر روز گریبان زیتون را میگرفتم. من از کسی نمیترسم وقتی کسی از ملاهای آدم خوار نترسد از تو و مثال تو و زیتون و بطول و کچل و کور هم نمیترسد. اگر خیال میکنی با این کار میتوانی نفاق بینداز بینداز ما که رسوای جهانیم غم عالم کشک است.
حالا برو کونت رو بزار تو آب تا کون سوزیت کمی آرام شود!
می دونی چیه! بزار یک استدلال بهتر بدم تحویلت. خلایق هرچه لایق! کسی که با تو همراه شود و به حکومتی که توی مزدور را چماق به دست در جامعه ول میکند رای بدهد، حقش همین است که با اراذل و اوباشی مثل شما شپشوها هم صحبت باشد.
دوستان شاهد از غیب رسید!
این مطلب را در سایت نیک آهنگ کوثر خواندم دیدم دقیقا به همان مطلبی اشاره کرده که من میگفتم یعنی به دو زبان مختلف صحبت کردن مردم با اصلاح طلبان حکومتی:
این سخن قاعدتا اصل است و جعلی نیست. من هم مثل بعضی از دوستانم چند بار این مطلب را خواندم. خواندن این متن و پیگیری برنامههای خاتمی را توصیه میکنم.
یک وزیر دولت "محمد خاتمی" در تازهترین گفتوگوی خود به شکلی آشکار و بیپرده اعلام کرد که «کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری برای حفظ نظام و تداوم آن بوده است.»
"مرتضی حاجی" که مدیرعامل بنیاد باران و از نزدیکان خاتمی است در این گفتوگو از «توبه از اهداف اصلاحطلبانهی سیاسی» سخن گفته و میگوید که «خاتمی همان خاتمی محافظهکار گذشته است و تغییری نکرده.» این وزیر در هر دو دولت خاتمی، در سخنانی شفاف اعلام کرده که برای رییسجمهوری سابق ایران و کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری آتی، آنچه بیش از هر چیزی و هر خواست اصلاحطلبانهای اهمیت دارد، «حفظ نظام و کمک به بقای آن» است.
وزیر تعاون دولت نخست خاتمی عقبنشینی خاتمی از اهداف اصلاحات را برای درگیر نشدن با برخی نهادهای جمهوری اسلامی و جلوگیری از تضعیف آنها و کمک به تداوم موجودیت دستگاه قدرت مورد تایید قرار داد و گفت: «حفظ موجودیت نظام و پرهیز از درگیر شدن جمهوری اسلامی ، دوام و بقای نظام و حفظ انسجام و اعتماد ملی درجه اول اهمیت را در برنامههای خاتمی دارند و وی با توجه به این ملاحظات، بر پا فشاری بر هر خواسته ای که به اولویت اول ایشان ضربه وارد کند ، صرف نظر کرده و می کند. »
بقیهاش را هم اینجا بخوانید
http://khordaad.com/sNews.aspx?Id=556
شاد باشيد
ممنون ميو جان لطف داری:))
این شایان خیلی درست میگه. بالاخره يک نفر توی اين هفتاد مليون پيدا شد که حرف درست بزنه!
زيتون جان
اين شرطها و شروطها که اشاره کردی جالب بود.
من نه میگويم برويد رای بدهيد و نه میگويم که رای ندهيد. برای ما که مخالف اين رژيم و خواستار تغيير کلی نظام هستيم هر دو گزينه اگر مردم درست عمل کنند خواص خودش را برای اهداف ما دارد. توضيح آن کمی طولانی است. اگر خواستی بعدا شرح میدهم. ولی خوب این شرط و شروط کمی مشکل آفرین است.
شرط و شروط را اولا کسانی میگذارند که متحد باشند. مردم عادی در ایران که بنده و شما باشیم چون در چهار چوب حزب خاصی عمل نمیکنیم و به فرض هم که بکنیم چون این حزب در چهار چوب قدرت نه به رسمییت شناخته میشود و نه به بازی گرفته میشود نمیتواند شرط و شروطی بگذارد. چون شرط و شروط را کسی میگذارد که توانائی و قدرت عکس العمل در برابر خلف وعده طرف مقابل را داشته باشد. این عکس العمل میتواند بطور رسمی و در چهار چوب مکانیزمهای حاکم و یا در چهار چوب اعتراضات اجتماعی باشد.
مثلا در سیستمهای پارلمانی احزاب اقلییت با رایزنی و هزار شرط و شروط با احزاب بزرگتر دست به یکی میکنند و دولت تشکیل میدهند و اگر حزب بزرگتر به وعده های خود عمل نکرد ابتدا با تهدید به استعفا فشار را بر دولت افزایش میدهند و در صورتی که این هم عمل نکرد با استعفا و کناره گیری از دولت باعث سقوط دولتی که به وعده های خود به آنان عمل نکرده میشوند.
و یا از لحاظ اجتماعی گروه ها و سندیکاها و اقلییتهای اجتماعی و یا بخشهای عمده اجتماعی در صورت خلف وعده دولت با اعمالی از قبیل دست به تظاهرات زدن و تحصن و اعتصاب و ریختن به خیابان و حتی درگیری با نیروهای دولت و غیره دولت را مجبور به عقب نشینی میکنند و باعث میشوند که دولت به خاطر تخطی از قولهای خود بهای سنگینی را بپردازد. و یا اینکه در انتخابات بعدی آنچنان انتقامی از آنان میگیرند که تا مدتها کمر راست نکنند.
در ایران هیچکدام از این شرایط وجود ندارد. و هر شرطی که برای رای دادن به این به اصطلاح اصلاح طلبان منظور شود چون راهی برای اعمال فشار از طریق قانونی وجود ندارد کم و بیش بیمعنی خواهد بود.
حال با ید از خود بپرسید از آنجا که مکانیزمی در درون حاکمییت (مانند استعفا و از اکثرییت انداختن دولت) در دست مردم نیست و رای ندادن در دوره بعدی هم مجازاتی برای نظام به حساب نمیآید چرا که یک جناح از حاکمییت را جایگزین جناح دیگر می کند آیا آمادگی آنرا دارید که دست به روش دوم یعنی مجبور کردن دولت به عقب نشینی و انجام وعده های شما با بالا بردن هزینه دولت از راه های اجتماعی از قبیل ریختن به خیابانها و تحصن و تظاهرات و اعتصابات گسترده و غیره بزنید؟ یا نه؟
آیا جامعه و مردم را آماده و از آن مهمتر قادر به چنین اقداماتی میبینید تا دولت خاتمی را مجبور به عمل به وعده های خود کند؟ اگر میبینید؟ که خوب بسیار خوب شرط و شروطی را قرار دهید و بروید به اصلاح طلبان رای دهید و اگر و به وعده خود عمل نکردند که نخواهند کرد چون اصولا شما مردم و آنها به دو زبان مختلف صحبت میکنید و منظورتان از اصلاحات دو چیز مختلف است آنوقت شما هم وارد عمل شوید و با تظاهرات و اعتصابات و غیره دولت را مجبور به وفای به عهد کنید!
ولی اگر چنین هزینه ای را نمیخواهید و یا قادر به پرداخت آن نیستید در آن صورت تعيين هرگونه شرط و شروطی و صحبت از آن بی معنی و خود گولزنی است.
غیر از این است؟
بقیه باشد تا بعد
شاد باشي
بازم سلام به دوستان عزیز اومدم اینجا ازتون دعوت کنم که توی نظر سنجی که گذاشتم توی وبلاگ شرکت کنید. میخوام یه آمار همینطور بگیرم ببینم چند چنده قضیه شاید به درد شما هم بخوره زیتون جان.در مورد این نامه ها و خاتمی نامه.
در ضمن آقا مهدی در مورد لحن صحبت من و بکار گیری واژگانی مثل (ریدن) باید بگم که شما میتونی بیای وبلاگ بنده و بخونی نوشته هام رو به جز این پست آخر که سعی کردم جدی تر برخورد کنم بقیه ی پستام تیکه های اینچنینی داره و این اصلا به شعور بر نمیگرده بلکه به شیوه ی نگارش بر میگرده این یه سبک هست که توش به گونه ای حرف زده میشه که همه فهم باشه نه قلمبه سلمبه که کسی حالیش نشه. و این تنها سبک نوشتار منه نه سبک گفتار بنده.
به کلمه ی (همه فهم) توجه بیشتری بکن.
با درود وسلام
زیتون عزیز، با وجود اینکه در ایران زندگی نمیکنم ولی یک ایرانی هستم و به مسائل و مشکلات کشورم اهمیت میدهم، با خواندن نظرات متفاوتی که اینجا خواندم پرسشهائی برایم مطرح شد که خلاصه میکنم ودرست نمیبینم که برای کسی تایین تکلیف کنم.
۱ − ایا فکر میکنید که همان ارائی که به صندوق رای ریخته میشوند واقعا خوانده میشوند؟
−۲ ایا شرکت نکردن در انتخابات یک عمل اعتراضی است، در حقیقت یک حرکت سیاسی است؟
−۳ ایا مشکلات اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی ایران با ادامه این اوضاع، ویا با امدن خاتمی بهبود میابد؟
−۴ ایا شما به این پرسش بد و بدتر پاسخ مثبتی میدهید؟
من فکر میکنم که خانه از پایبست ویران است، یادمان باشد، جناب اقای خاتمی در پایان دوره دومش به دانشجویان گفت که بلائي سرتان خواهد امد( خوهم اورد) که قدر مرا بدانید. مگر دانشجویان را اراذل واوباش نخواند.
بنا بر این به زبان عامیانه به مرگ گرفتند که به تب راضی شوید
وپرسش اخر
−۵ ایا حافظه تاریخی خود را تا این حد از دست داده ایم؟
با سلام مجدد.
در مورد کامنت 28 آقا مهدی عزیز.
اولا باید عرض کنم که شما کامنت بنده رو درست نخوندید و من بخاطر همین از شما خرده نمیگیرم پس سعی میکنم چیزهائی رو که توی کامنت 25 گفتم و شما توجه نکردید روشن کنم.
اولا این گفته گفته ی من نبود که شما من رو پسته ی سر بسته و بی ادب و نادان معرفی کردید این یک نقل قول بود از استاد جامعه شناسی و در اینجا برای این شهرستانی ها مثال زده شدند که دولت نهم بیشتر سعی کرد به شهرستانی ها حال بده تا به تهران و اصفهان پس مثال گونی برنج برای کسی به کار رفت که بهش حال داده شد. نکته ی بعدی اینکه دوست عزیز. توجه کن بنده نگفتم همه ی شهرستانی ها بنده گفتم بعضی از اونها یعنی بنده هم نگفتم این نقل قولی که شده گفته بعضی از شهرستانی ها. دوست عزیز بنده انقدری شعور دارم توی ذاتم که همه را به یک چوب نرانم. و همه را به یک دیده نبینم.در مورد گونی برنج هم باید بگم حق با توست بله.میشود گونی را بگیری و رأی ندی.
در مورد این عبارتت: اگه اونها به هر دلیل منافع شخصی (که به نظرم کاملا معقوله!) به کسی رای می دن تو نمی تونی به اونها خرده بگیری.!!!
باید بگم که شما این حق رو دادی؟
به نظر شما پیشرفت منافع شخصی مهمتره یا پیشرفت منافع ملی؟
پس بنده میتونم انتقاد کنم ببینید شما این اصل دموکراسی رو باید دوطرفه قبول کنید که اگر من باید به نظر اونا احترام بذارم (منظور همون بعضیای شهرستانی ها و حتی تهرانی ها) اونها یا شما هم باید نظر من رو بدونید بهش احترام بذارید حتی اگر قبولش نکنید.دوست عزیز شاید بین من و شما اختلاف نظرهائی وجود داشته باشه اما میتونی آروم تر و با ملایمت همین حرفها رو هم بزنی البته من به لحن تند شما که من رو بی شعور یا کم شعور حساب کردی ایرادی نمیگیرم اینم نظر شماست!!!
من سعی کردم قسمت های اضافه رو حذف کنم و حرفهای حساب شما رو بخونم. با امید موفقیت برای شما و مردم کشور.
من نظرم را در نوشته قبلم در وبلاگام دادهام! و لينك آن را هم ميگذارم!
حال ببينيم حضراتي كه طرفدار دموكراسي و مخالف دگمانديشي و تماميتخواهي هستند آيا لينك زير را در خاتمي نامه درج ميكنند يا فقط حرفش را ميزنند !!!
...
عنوان مطلب :
بيا لطفي کن و برگرد تو سيد!
...
درود آقا محمد بي ارادت ............... و عرض احترام بي عذر عادت
تو بشنو اين صدا، دارم حکايت ...... حکايت که نگو، دارم شکايت!
يه دردي دارم از مرز دليران ......... منام! آزادهاي از خــاك ايران
به ياد مي آوري هفتاد و شش را...... كه آوردي برامان زپلشک را!
همون سالي که کردي قصه آغاز......تو زخم کهنه را كردي ز نو باز!
همون سالي كه نوراني تو بودي!..... ماماني و ناناز! آدم تو بودي !
بخنديدي دل ما را ربودي .............. تو انگاري اصن آخوند نبودي!
دل ما غنج رفت با خنده هايت!........ با اون گفتمان و جنس عبايت!
تو در هفتاد و شش عالي نمودي ...... ديالوگداگ به خورد ما نمودي!
...
لينك مطلب
http://aliveiranian.blogspot.com/2009/02/blog-post.html
...
در ضمن، خسنآقا چه خبر؟!
كامنت گذاشتيم خبري نشد ... آقا خوشحاليم كه هنوز هستي!
AZMUDEH RA AZMUDAN KHATAST
agar dobareh goole Khatami ra bekhorim mesle in mimanad ke 4 saale digar Ahmadinejad ra sare kar biawarim. chera ma adat darim ke faghat dar moghe Entekhabat az kesi Naghd ya Tamjid konim va bad az Entekhabat ou ra be raha mikonim va ba khod migooim ke 4 saale bad ou ra entekhab nemikonam va dorost chand mah ghabl az Entekhabat dobareh Hokumat ba alam kardane yeki digar 4 ya 8 sale digar savar ma mishavad. tanha rah be nazare man in ast ke bgozarim toyeh sar o kale khodeshan bazanand va Raie ham nadahim va har kas ra ke sare Kar awardand Yagheash ra seft va sakht begirim ke forsate nafas keshidan nadashteh bashad. agar dobareh Khatami ra entekhab konim ke khodash ra zarfe 8 sal neshan dad va be khatere ou khyli az Harfha va Naghdha gofteh nashod va khode ou ham harfi nazad va nemikhast bezanad dobareh Aash haman va Kaase hamn va ma bodune gereftane Darsi az gozashteh eshtebahateman ra tekrar mikonim 4saal......4 saal......4saal ......4saal...... (khoda bedahat barekat)
منم با نظر زیتون موافقم بالاخره هر قدر خاتمی همه انتظارات رو برآورده نکرد اما از هر جهت از الان بهتر بود.
توروخدا نذارین دوباره احمدی نژاد بیاد .میخواین بدتر از این بشه.
کسایی که میگن رای نمیدیم، آخه چه فایده ای داره مگه دور قبلی که رای ندادیم نتیجه این نشد.
حالا مثلا با فتخار و قمپز بگیم رای نمیدیم که چی؟
اگه میگفتن خب چون این درصد رای ندادن پس ما هم رژیممونو جمع کنیم و بریم که منم برای تحریم تبلیغ میکردم.
کیو میخوایم گول بزنیم؟ خودمونو؟
بالاخره که یکی میشه رئیس جمهور!
پس بذارین شرایط رو حداقل از زمان این مردک بهتر کنه!
دروغ میگم؟
• خداوند خود داور جشنواره فجر بود! و رابطه خرس برلیناله،با ممنوع التصویر شدن گلشیفته، اعتراض ایرانیان برلین به مدیر جشنواره، با پاسداران خارج نشین، دولت احمدی نژاد با آقای کسلیک و باقی قضایا...
من از همان ابتدا که رژیم خود بازی ی ممنوع التصویر شدن گلشیفته را آغاز کرد به اپوزیسیون هوشدار دادم که باز در دام رژیم نیفتیم. اما بازهم اتهام سیاه بینی را به من زدند وبعد، وقتی مهرجویی هم با خانم در لوس آنجلس روی صحنه رفت بار دیگر بر نظرم تاکید گذاشتم ونوشتم:
«مراقب باشیم نکند این بار هم کاسه ای زیر نیم کاسه باشد. زیر ذره بین شماره 22 و 23 »...
•
•
avalan Entekhabati ke Kandidahayash mahdudiyat dashteh bashand Entekhabat nist.
behtarin rahe-hal in ast ke dar Entekhabat sherkat nakonim. hata barayeh Mohr khordane Shenasnameh. chon agar Shenasnameh 10 Million Mohr nakhorad digar inha kari az dasteshan barnemiayad.
in Hokumat ta vaghti tahte Feshar gharar nagirad hich Taghiri ra ghabol nakhahad kard va zire bare on nemiravad. Azadi va Hoghogh kami ham Mayeh mikhahad ke hadeaghale on nadshtane Mohr dar Shenasnameh ast. ta vaghti ka ma razi nabashim ke dar moghabele be dast awardane AZADI kamtarin ghorbani ra ke nakhoradane Mohr dar Shenasnameh bashad ra bedahimbe jaie nemiresim. Nokte digar in ast ke aslan mohem nist ke che kesi ghabl az Entekhabat che migooyad va che gholhaie midahad. ma bayad Yaghe taraf ra bad az Entekhab shodanash begirim hala az har Jenah va Dateie ke mikhahad bashad va be onvane Reise Jomhor be tore modawem az ou darkhast va bazkhat konim.
میدانم که بحث انتخابات در اینجا داغ است و قصد منحرف کردن این بحث را به هیچ وجه ندارم اما میخواهم توجه دوستان را به دو خبر مهم جلب کنم :
1 – قرار است 17 اردیبهشت سال آینده لوح کوروش کبیر که معروف به لوح صلح است را از انگلستان برای نمایش برای مدتی به ایران منتقل کنند, به عقیده من با توجه به سابقه بسیار بد رژیم جمهوری اسلامی در سرقت و تخریب آثار باستانی و نسبت دادن آن به عوامل خودسر , این عمل انتقال لوح به ایران حتا اگر موقت هم باشد بسیار حطرناک است , بیاد داشته باشیم که همین چند ماه پیش بود که سنگ نوشته ای واقع در جزیره کیش تخریب شد , آنهم بغل گوش ماموران حراست!!؟؟ درست استکه ایرانیانی که نمی توانند به انگلستان مسافرت کنند از دیدن این لوح محروم هستند ولی ایمان دارم که همین مردم اگر بدانند که چه خطری این لوح را در صورت انتقال به ایران تهدید میکند, یک صدا با انتقال آن به ایران مخالفت خواهند کرد , بنابراین اگردوستان موافق باشند پتیشنی تهییه کنیم و ار دولت انگلستان بخواهیم که از انتقال این لوح به ایران خوداری کند , مضافن به اینکه اگر بلائی سر این لوح بیاید با جو دائی جان ناپلئونی که در ابران است باز هم انگشت اتهام به سمت انگلستان نشانه خواهد رفت و خواهند گفت , کار کار انگلیسهاست!!!
2 – یک نفر دیگر مقابل دانشگاه تهران خودش را به آتش کشیده و این دومین خودسوزی در تهران است , نفر اولی که هفته پیش در مقابل مجلس شورای اسلامی خودسوزی کرده بود در بیمارستان در گذشت, بجاست که دوستان با گذاشتن شاخهای گل در محلی که این عزیزان خودسوزی کردند, یاد این عزیزان را زنده نگه دارند.
ننگ و نفرین بر رژیم ضد مردمی که به زور میخواهد اجساد کشته شدگان در جنگ را در دانشگاها دفن کند و از آن طرف روزگار مردم را به مرحله ای رسانده که این عزیزان خود را زنده زنده به آتش میکشند.
خانم زیتون بنده به این پست شما ارج مینهم و میدانم
لااقل در این مورد راهمان یکیست و برای انتخاب
این سید دلشکسته هردویمان ثابت قدم بوده و هستیم این انتقاداتی
هم که فرمودید بنده برای تک تک جواب دارم بارها
هم گفتم خاتمی بهترین گزینه برای این کشور است و
بخصوص باامدن اوباما چاره در امدن خاتمی است و البته
همه مردم اوراقبول دارند بجز عده ای سلطنت طلب معلوم الحال
که دست برقضا از دوستان شما هم هستند و گرگهایی
هستند در لباس میش و اماده دریدن بنده و شما !! صدالبته
در افشای ماهیت انها بنده هرگز در این پنج سال کوتاهی نکردم
هرچند به بذاق خودشما هم خوش نمیامد اما بنده کردم و خواهم کرد
به ارشیو حسن اقا مراجعه کنید تاببینید همان پهلوی پرست
مورد علاقه شما که بخاطر او بارها از بنده براز انزجار
کردید چگونه دست در دست و هماوای حسن اقا برطبل تحریم انتخابات
میکوبد و همه طرفداران اتخابات را خائن مینامد!؟ اما انچه
عجیب است و قابل تامل اینستکه ایشان در لجن پراکنیش
برعلیه وبلاگنویسان طرفدار انتخابات اسمی از شما نبرده
در حالیکه مطمئنا میدانسته شما هم در این کار شراکت
دارید اگر هم بگوید اسم شمارادرآن لیست ندیده این پست شما
گویای همه چیز بوده و ایشان با گزاردن کامنت شماره ۹
تایید کرده اند که این پست شمارا تمام و کمال خوانده اند
امابازهم از ترس شما و یا شاید از روی فریبکاری ذاتیش
اسمی از شما نمیبرد اما در لفافه طوری حرف زده که
همه طرفداران خاتمی از جمله شمارا هم دربرمیگیرد
و به وبلاگی که شما جهت اینکاراعلام کرده اید بشدت میتازد
خانم بنده قصد تشنج ندارم اما سوال من از این موذی
اینستکه اولا چرا اسم کمانگیربیچاره را آوردی و لجن پراکندی
ولی از زیتون سخنی نگفتی؟! آیا این جز فریبکاری چیز دیگریست؟!
درثانی اینکه چرا در کامنت ۹ که از نظر زمانی بعداز
کامنتت در سایت حسن اقاست کوچکترین اشاره ای و اعتراضی به
موضع زیتون نکرده ای؟ این دودوزه بازی تا به کی و کجا؟!
زیتونی ایشان بنظر بنده هنوز در شوک!؟ است که شما در تایید
خاتمی سخن رانده اید و امثال او و حسن اقا را مانند دستمال
حیض بدور افکندید دماع سوخته را به قیمت گذاف خریدارم!؟
در پاسخ به فورکلارنده:
سعی کن درست صحبت کنی. سطح شعور، اصولا از ادبیات آدمها مشخص می شه. "پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود"
شعور دموکراتیک از احترام آدمها به افکار همدیگه نشات می گیره. اگه اونها به هر دلیل منافع شخصی (که به نظرم کاملا معقوله!) به کسی رای می دن تو نمی تونی به اونها خرده بگیری.
ضمن اینکه حتی اگه حرف تو درست باشه (که به نظرم خزعبلات محضه!) بازهم شهرستانی ها!!! می تونن گونی برنج را بگیرن و به اون فرد رای ندن. چون به هر حال گونی برنج را گرفتن!
فراموش نکن که ما(یعنی من و امثال شما بچه ته رونی ها!) نیز مردمانیم. و اتفاقا دقیقا از همین مردمان هم هستیم.
در پاسخ به فورکلارنده:
سعی کن درست صحبت کنی. سطح شعور، اصولا از ادبیات آدمها مشخص می شه. "پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود"
شعور دموکراتیک از احترام آدمها به افکار همدیگه نشات می گیره. اگه اونها به هر دلیل منافع شخصی (که به نظرم کاملا معقوله!) به کسی رای می دن تو نمی تونی به اونها خرده بگیری.
ضمن اینکه حتی اگه حرف تو درست باشه (که به نظرم خزعبلات محضه!) بازهم شهرستانی ها!!! می تونن گونی برنج را بگیرن و به اون فرد رای ندن. چون به هر حال گونی برنج را گرفتن!
فراموش نکن که ما(یعنی من و امثال شما بچه ته رونی ها!) نیز مردمانیم. و اتفاقا دقیقا از همین مردمان هم هستیم.
زیتون جان ببین 4تا نکته خیلی مهمه:
اول: آیا بهتر است که ما حق انتخاب (هرچند با گزینه های محدود و تعریف شده) داشته باشیم یا بهتر است همین حق را هم نداشته باشیم؟
دوم: آیا با استفاده نکردن از همین حق محدود، شرایط بهتر می شود؟
سوم: آیا اصلا اگر ما فکر کنیم خاتمی رئیس جمور بدی است و احمدی نژاد رئیس جمهور بدتری است؛ ما باید در انتخابات شرکت کنیم؟
چهارم: آیا انتخاب احمدی نژاد تاثیر منفی بیشتری در زندگی شخصی من و اجتماع من دارد یا انتخاب خاتمی و یک نامزد اصلاح طلب؟
.............
به نظرم پاسخ به این سوالها می تونه تکلیف شرکت توی انتخابات را واسه هر کسی مشخص کنه.
ما رفتارهای متفاوتی میتوانیم در مقابل انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال آینده پیش بگیریم. میتوان
با درود فراوان خدمت زیتون عزیز.
دلم برات تنگ شده بود.
زیتون جان ببین اینطور که پیداست بحث سر چگونگی انتخاب و شروط انتخاب یک اصلاح طلب است و اصلا با راستی ها کاری نداریم.
خوب ببین منم این رو قبول دارم که از راستی ها هیچ توقعی نمیشه داشت.
به نظر من کسانی که حتی انگلیس مآب هستند هم بعضی وقتا میشه روشون حساب کرد. مثلا احمد قوام که اومد آذربایجان رو از زیر دست روسها آزاد کرد. اما یارو انگلیسی بود با این حال خدمت بزرگی به ایرانیان کرد.
خاتمی به قولی انتخابیست بین بد و بدتر اما گاهی این بد در یک طیف زمانی بعد از انتخاب شدنش تبدیل به همون بدتر میشه.خودتون بهتر از من میدونید. از طرفی اگر رأی ندیم میش چهار سال قبل و دوباره همین راستی ها میان سر کار.خاتمی اگر آزادی میده در عوض با پنبه سر میبره.
به نظر من حقیر اگر آقای خاتمی بتونه مثل آقای احمدی نژاد از انرژی هسته ای دفاع کنه و آزادی های فردی رو بیشتر کنه توی جامعه و چهار تا آدم درست و حسابی برای اقتصاد مملکت بیاره سر کار و بذاره کارشون رو بکنن. خوبه که بیاد سر کار.انرژی هسته ای چیز بدی نیست همه هم میدونند اما الان باعث بد بختی ما شده.یعنی این انگلی نژاد میخواد به هر قیمیت که شده به دست بیارتش.بخاطر همین ما سیل تحریم های اقتصادی رو داشتیم و کلی گرونی و تورم که هیچ کس نمیتونه منکرش بشه اما آقای خاتمی باید بتونه با سیاست این رو نگه داره برای ما طوری که تحریم آنچنانی نشیم و وضع برگرده به چند سال پیش از نظر وضع اقتصادی چرا دروغ بگم من خودم تا پنچ سال پیش سالی دو دست حداقل لباس میخریدم ولی الان با این اوضاع عید 87 هیچ کوفتی نخریدم واقعا هیچی و تابستون تونستم یه شلوار بگیرم زمستون هم یه سوئی شرت. این نشون میده که چقدر قدرت خرید اقشار ضعیف جامعه که خود من جزء اونها هستم اومده پائین. پس اینها هم باید درست بشه آقای خاتمی اگر میتونی درستش کنی آستینا رو بده بالا.اگر نمیتونی به سلامت خوش اومدی بذار به همین بد بختیمون بمیریم.
حالا با کل این تفاسیر آیا با سفر های استانی این خطا زاده میشه شهرستانی ها رو خر کرد و رأیشون رو برای خاتمی خرید؟
به قول استاد جامعه شناسی ما سطح شعور بعضی از شهرستانی ها خیلی پائینه و بهشون دو تا کیسه برنج بدی به یزید هم رأی میدن.حالا این که گاز و جاده و راه داده بهشون آیا میشه کاری کرد؟نمیگم کار بدی کرده که این چیزها رو داده دستشم درد نکنه اما این ها تماما در راستای سیاستش بوده و اگر میتونست اینها رو هم به شهرستانی ها نمیداد.الان ببخشید ریده توی مملکت ولی یه ذره سعی کرده آباد سازی کنه گرچه خیلی خیلی بدتر از اون رو داره انجام میده اما اگر دوره ی دومش برسه یک صدم این کارهای مثبتی رو که کرد رو هم نمیکنه و شروع میکنه به ریدن تخصصی در مملکت.
خلاصه خود دانید من شاید رأی ندم شایدم بدم اما اگر خاتمی قول بده که این کارا رو میکنه بازم با نا امیدی میرم بهش رای میدم چون چشمم از شهرستانی ها آب نمیخوره.ولی رای میدم.
ببخشید طولانی شد.
البته واضح و مبرهن است که اينجانب نه بلدم تحليل سياسی کنم و نه ماله اين حرفام اما در راستای اينکه انتخابات يا بقول برخی انتصابات نزديکه و طيفی به نام اصلاح طلب دارن تو سر و کلشون ميزنن که ملت پاشن بيان رای بدن و اگه ندن(فعل رای دادن) چنين ميشود و چنان ۲ نکته مهم رو متذکر ميشوم باشد که موجب خسران و قبول درگاه دوستان قرار گيرد:
۱ - به خاتمی رای ميدم چون اولن نبايد سيب زمينی باشم و بگم هر چه باداباد و همچنين انتخاب بين بد و بدتر و اين صوبتا و نيز خاتمی تنها کسيه که با وجود بزدل بودن مملکتو دستی دستی به باد فنا نميدهو لااقل اگه جلو نمیبره به عقب هم بر نمیگردونه
۲ - به خاتمی رای ميدم چون با وجود منفور بودنش از نظر ملت به نظر من هنوز دوست داشتنيه
اين بود انشای من
man be be onvane yek irani vatan parast vazifeh khodam midoonam ke be khatami rai bedam!
سلام زیتون جان
به خاتمی قدر مسلم رای نمیدم اون زمان که رای نصف + ... را داشت چه کرد که امروز انجام بده
او بیش از تصور محتاط و به فکر خودش و اطرافیانش هست تنها حسنی که داره قشنگ حرف میزنه
حرف زدن تنها دیگه به درد مردم بی نوا و بدبخت ایران نمیخوره
وقت گفتگوی تمدن ها نیست مسئله سیر کردن شکم این ملت غنی از نظر مواهب و فقیر از نظر اجتماعی و اقتصادی هست
شاد و سلامت باشی
بسيار بجا نوشته بودی کاملا موافقم.
مهاجر اون کارتون فکر کنم سفرهای گاليور بود. يه کارتون سريالی ژاپنی و اون کاراکتر هم هی ميگفت: من ميدونم. کارمون تمومه!!
شاید از بچه گی میخواستن به ما تلقین ناامیدی بکنن که بزرگ شدیم جرات اعتراضی نداشته باشیم؟! بیخود نیست اون بچه های یک ساله ای که حالا سی ساله شدن اصلا دیگه از مبارزه نوع فلسطینی و حتی یک سنگ پرانی کوچیک هم وحشت دارن؟! ولی مدام از عملیات انتحاری فلسطینها دفاع میکنن. مبارزه خوبه ولی برای همسایه؟
یه موقعی درک اینکه امیدی نیست بهترین راهه برای بلند شدن و کار درست رو کردن. یه موقعی هم هست که آدم سرطان میگیره و دیگه امیدی نیست مگه امید خیالی ولی همون فرد سرطانی هم تا آخرین لحظه تلاش میکنه که آینده بچه هاش رو نجات بده که وقتی رفت اونها سختی نکشن.
زیتون جان من به هیچ کسی رای نمیدم و شرکت هم نمی کنم، مگر اینکه فردی بیاد که ولایت فقیه را رد کنه. به نظر من چه طور میشه به کسی رای داد که خودش میگه من ناقص العقل هستم و باید یه نفر کارهای من باید زیر نظر داشته باشه تا اشتباه نکنم (اصل ولایت فقیه). البته من در دوره دوم خاتمی رای دادم اون موقع من 15 ساله بودم و برای اولین بار می توانستم شرکت کنم و... دلیل انتخابم هم الان که فکر می کنم میبینم انتخاب بین بد و بدتر بود.
کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات دهم قطعی شد خاتمی از همان اصطبلی میآید که سایر سران رژیم آمدهاند هدف سردمداران رژیم چه اصول گرا باشند و چه اصلاح طلب آخوندی ، تنها حفظ نظام است یکی با بمب اتمی میخواهد نظام را حفظ کند و یکی با شارلاتانیسم آخوندی و شعار های پوشالی نظیر جامعه مدنی حاکمیت مردمی، یا مردم سالاری و امثالهم هر دو جناح رژیم به قانون اساسی واحدی التزام دادند که در آن سرکوب آزادی و نقض حقوق بشر و تبعیض به رسمیت شناخته شده است
کارنامه رفوزگی دولت خاتمی و پوچ در آمدن و اجرا نشدن وعدهها و شعارهای تبلیغاتی آن بر کسی پوشیده نیست نه تنها مردم ایران و نیروهای مخالف حکومت بر آن واقف هستند بلکه مدافعان و مبلغان سینه چاک دوم خرداد هم این شکست را انکار نمیکنند!
آخر دیگر چه کسی شعار مردم سالاری و حاکمیت مردمی خاتمی را جدی میگیرد ! وقتی که خاتمی با جدیدت بر ولایت فقیه تآکید میکند و میگوید « ولایت فقیه و رهبری و امامت امت در قانون اساسی محور و رکن نظام ماست . به مفهوم یک اراده برتر با اختیارات فراوان و این یک قرار داد اجتماعی منتسب به وحی و مورد امضای خداست و اضافه میکند که این ولایت در عین حال که جنبه بشری و اجتماعی دارد و سیاسی است، یک جنبه شرعی و الهی هم پیدا میکند »
باید به این آخوند شارلاتان گفت آیا واقعاً هنوز به این شعارها اعتقادی داری؟ یعنی هنوز نفهمیدی ولایت فقیه در تناقض مطلق با حاکمیت مردمی قرار دارد ! یا این که این سخن سراییها از موضع حفظ نظام است همان نظامی که هشت سال رئیس جمهورش بودی. واقعیت این است که هشت سال رئیس جمهوربزرگترین حکومت دیکتاتوری تاریخ معاصربودی و اصلاً هم به روی مبارکت نمیاری .
خاتمی نه اهل اصلاحات است، نه اهل ایستادن بر سر شعارهایش و نه اهل هزینه دادن است و همان قدری که ولایت فقیه از خیزشهای دانشجویی و خیزشهای مردمی و از به صحنه آمدن مردم هراس دارد، خاتمی و جناح او نیز از این خیزشها وحشت دارند و بیش از هر چیز به حفظ نظام میاندیشند و نگران موجودیت نظام هستند. دیدیم چطور خاتمی و جناح او در سرکوب قیام 18 تیربا جناح رقیب سهیم شدند
کارنامه رفوزگی خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری گواه این است که او به هیچ یک از شعارها وفادار نبوده تازه خود خاتمی به قول خودش با 20 میلیون رأی ریاست جمهوری را داشت و جناح او اکثریت مجلس و شورای شهر را هم داشتند فقط توانست وعده و وعید و لبخند تحویل مردم بدهد.
امٌا اگر اختیارات محدودی داشته و عملاً تدارکچی نظام بوده باید بیاید و پاسخ دهد چرا هشت سال تمام بعنوان یک تدارکچی درراس قوه مجریه و در سمت ریاست جمهوری باقی ماند و شعارهای بی محتوا را مدام تکرار کرد و چرا هنوز برای احراز پست تدارکچی خیز برداشته !!
دراین 30 سال هیچ انتخاباتی به مفهوم واقعی کلمه صورت نگرفته در تمام نمایشات انتخاباتی شرط اولیه کاندیداتوری التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و قانون اساسی مورد تائید شورای نگهبان بوده است کسانی که از فیلتر شورای نگهبان رد میشوند در قلب حکومت و تابع ولایت فقیه و برای حفظ نظام کار میکنند
شرکت در انتخابات تائید ظلم و ظلم های مضاعفی است به زنان، که تنها حقی که نظام برایشان قائل است حق رای است و هیچ حقی در جامعه زن ستیز آخوندی ندارند و همین طور کارگران معلمین دانشجویان و شرکت در انتخابات تائید همه این بی عدالتیها و اختناق است
اگر کسی در انتخابات شرکت کند رأی او به عنوان رأی به مقبولیت نظام تلقی خواهد شد از رأی او برای اقدامات غیر قانونی و خلاف منافع ملی کشور استفاده خواهد شد مثل پروژه اتمی و جنگ با جامعه جهانی ، ایران به بمب اتمی احتیاج ندارد بمبهای مخرب تر از بمب اتمی در ایران موجود است مثل بیکاری فقر فحشاء اعتیاد ، این انتخابات مسئلهای از کشور را حل نمیکند کار از جای دیگر لنگ است
دیگر نمی خواهیم بین بد و بدتر بد را انتخاب کنیم انتخاب بد و بدتر راه حل مسئله نیست گزینه بهتر از بد و بدتر وجود دارد و آن تحریم است . تحریم یک اعتراض است و حداقل کاری است برای رساندن پیام به جامعه جهانی ، تحریم یک واکنش آگاهانه سیاسی است
از صندوقهای انتخابات دهم بجز تفکر مستبد آخوندی چیزی بیرون نخواهد آمد. اگر قرار بود تغییر و تحولی از صندوقهای آراء بیرون بیاید مطمئن باشید حکومت آخوندی انتخابات را خلاف شرع اسلام و خلاف قانون اعلام میکرد
کمدی با سياهی لشگر ناشی
www.newsecularism.com
روزنامه کیهان متهم می کند:ه
نشریات دانشجویی؛ مروج تفکر سکولار و اپوزيسیونل اند
محسن جده دوست
روزنامه کیهان در گزارشی در مورد نشریه های دانشجویی، آنها را به انتشار تفکر دگر اندیش و اپوزسیونل متهم کرد. در این گزارش که با هدف مشخص ادامهء محدویت آزادی بیان و توجیهی برای سرکوب های اخیر دانشجویان منتشر شده است در نهایت مجوزی برای ورود بیشتر بسیجیان به دانشگاه ها از طریق طرح افزایش سهمیه بندی می شود. با توجه به انتشار این گزارش توسط روزنامه کیهان باید در روزهای آتی منتظر فشار بیشتر بر دانشجویان و نشریات دانشجویی به عنوان کمترین راه ابراز عقیده دانشجویان بود. همانطور که هم اکنون در صدد حذف دفتر تحکیم وحدت هستند....
=====
جمهوری اسلامی جنّ اين مردم بود
الاهه بقراط
مردم ايران اما يک حکومت اسلامی به تاريخ بدهکار بودند تا هرگز در اين توهم و افسوس نباشند که میتوان با حکومت دينی به آزادی سياسی و رفاه اقتصادی و آرامش اجتماعی رسيد. برخی از کشورها مانند روسيه، آلمان و ايتاليا تاوان چنين توهمی را با ايدئولوژی فاشيسم و کمونيسم پرداختند. برخی چون مردم رنجکشيده افغانستان تاوان توهم هر دو حکومت کمونيستی و دينی را با هم پرداختند... ايرانيان [اما] اين فرصت را پيدا کردند تکليف تاريخی خود را با يک حکومت اسلامی تعيين کنند تا ديگر افسوس آن را نخورند. بيهوده نبود که صادق هدايت، که او نيز مردم را میشناخت، بيش از پنجاه سال پيش در «البعثه الاسلاميه الی البلاد الافرنجيه» نوشت: «اين مردم جنّ دارند». جمهوری اسلامی جنّ اين مردم بود و تنها از حکومت جنّگيران بر میآمد که اين جن را از جسم جامعه بيرون بکشد.
========
کوتاه و گويا
=============
در گواتمالا من را در حد رئيس جمهور تحويل گرفتند
مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس دولت نهم
==========
سالی که نکو بود
از بهارش پيدا بود
.
.
جوجه را آخر پائيز ميشمارند
ابلها اما:
با اتکا به قانون اساسيشان
ميتوانن برای بار سوم...
کمدی با سياهی لشگر ناشی
www.newsecularism.com
روزنامه کیهان متهم می کند:ه
نشریات دانشجویی؛ مروج تفکر سکولار و اپوزيسیونل اند
محسن جده دوست
روزنامه کیهان در گزارشی در مورد نشریه های دانشجویی، آنها را به انتشار تفکر دگر اندیش و اپوزسیونل متهم کرد. در این گزارش که با هدف مشخص ادامهء محدویت آزادی بیان و توجیهی برای سرکوب های اخیر دانشجویان منتشر شده است در نهایت مجوزی برای ورود بیشتر بسیجیان به دانشگاه ها از طریق طرح افزایش سهمیه بندی می شود. با توجه به انتشار این گزارش توسط روزنامه کیهان باید در روزهای آتی منتظر فشار بیشتر بر دانشجویان و نشریات دانشجویی به عنوان کمترین راه ابراز عقیده دانشجویان بود. همانطور که هم اکنون در صدد حذف دفتر تحکیم وحدت هستند....
=====
جمهوری اسلامی جنّ اين مردم بود
الاهه بقراط
مردم ايران اما يک حکومت اسلامی به تاريخ بدهکار بودند تا هرگز در اين توهم و افسوس نباشند که میتوان با حکومت دينی به آزادی سياسی و رفاه اقتصادی و آرامش اجتماعی رسيد. برخی از کشورها مانند روسيه، آلمان و ايتاليا تاوان چنين توهمی را با ايدئولوژی فاشيسم و کمونيسم پرداختند. برخی چون مردم رنجکشيده افغانستان تاوان توهم هر دو حکومت کمونيستی و دينی را با هم پرداختند... ايرانيان [اما] اين فرصت را پيدا کردند تکليف تاريخی خود را با يک حکومت اسلامی تعيين کنند تا ديگر افسوس آن را نخورند. بيهوده نبود که صادق هدايت، که او نيز مردم را میشناخت، بيش از پنجاه سال پيش در «البعثه الاسلاميه الی البلاد الافرنجيه» نوشت: «اين مردم جنّ دارند». جمهوری اسلامی جنّ اين مردم بود و تنها از حکومت جنّگيران بر میآمد که اين جن را از جسم جامعه بيرون بکشد.
========
کوتاه و گويا
=============
در گواتمالا من را در حد رئيس جمهور تحويل گرفتند
مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس دولت نهم
==========
سالی که نکو بود
از بهارش پيدا بود
.
.
جوجه را آخر پائيز ميشمارند
ابلها اما:
با اتکا به قانون اساسيشان
ميتوانن برای بار سوم...
من اگر جای خاتمی باشم خودم را کاندید نمی کنم !! چرا که مابین خواستن و توانستن یک اقیانوس فاصله است!!؟؟ هنوز هیچی نشده روزنامه کیهان در مقاله ای او را به مرگ تهدید کرده و فاطمه رجبی هرچه از دهانش در آمده نصار خاتمی و رفسنجانی کرده و از اینها به عنوان مزدوران سوخته آمریکا یاد کرده ,شریعتمداری و این خانم که تمام هویتش به یک چشم و یک دماغ ختم میشود از همین حالا تکلیف رئیس جمهور آینده ایران را روشن کرده اند که یک وقت حتا فکر اینکه از خط قرمزهای تعیین شده عبور کند را در سر نپروراند که برایش گران تمام خواهد شد!! به این میگویند دمکراسی ناب محمدی!! حالا خاتمی هیچی , این خانم چطور جرعت کرده که به رفسنجانی یعنی رئیس شورای تشخیص مصلحت رژیم اینطور و بدون مدرک حمله کند و آب از آب هم تکان نخورد!!؟؟
خط قرمز ها هم که مشخص است , در راسش رابطه با آمریکاست بعد صدور انقلاب اسلامی و دخالت در امور داخلی کشورهای مسلمان و غیر مسلمان, ادامه اعزام تروریست به عراق و افغانستان, ادامه بحران اتمی و تخصیص بودجهای نجومی برای استخدام مزدور در کشورهای خارجی و غیره .
بعضی از دوستان کامنت گذار در این سایت مرا به یاد کارتونی می اندازند که از تلویزیون رژیم شاه پخش میشد در این کارتون کاراکتر همیشه نا امید و منفی بافی بود که هر جا به مانع و یا مشکلی در کارها شون بر می خوردند تکیه کلام این آقا با یک دوبله خیلی با مزه ای این بود : * مـــــــــــــــــــن از اولشم می دونستـــــــــــــــــــــــــــــــــم نمی شـــــــــــــــــــــــــــــــــه *
در خاتمه با تمام این حرفا خاتمی احمدی نژاد نیست , اگر خاتمی کاندید شد برین به خاتمی رای بدهید به حرف اینهائیهم که در خارج کشور نشستند و می گویند لنگش کن و یا طرفداران احمدی نژادها که به اسم تحریم در اینجا کامنت می گذارند گوش ندهید.
زیتون جان
واقعیت اصلی اینست : کسی که می تواند رای بدهد و مسولین مملکتی را انتخاب کند یعنی یک انسان بالغ و صاحب نطر!
حالا چگونه این انسان بالغ در همه موارد زنده گیش احتیاج به ولی فقیه دارد که کم کم تا اطاق خوابش هم همراهیش می کند و بجای احساس و تمایلات او تصمیم می گیرد که چه زمانی مناسب ارضای خواسته های انسانی اوست، جواب واقعیت و صورت مساله انتخابات است!
جمهوری اسلامی برای تایید خودش احتیاج به سیاهی لشگر یا نیرویی دارد که روز انتخابات به دنیا نشان بدهد مشروعیت دارد و رای مردم ایران را هم دارد فردای روز رای گیری تنها چیزی که هرکز نه بحساب می آید و نه حق اظهار وجود دارد همین رای دهنده گان هستند حالا حساب تقلب به کنار!
یادمان باشد که جنبش دانشجویی و ۶ روزی که دانشجویان با اعتزاض خود پایه های حکومت را لرزاندند در زمان همین بقول خودش تدارکچی/ اصلاحات سرکوب شد!
شرط گذاشتن با سردمداران حفظ و حفاظت جمهوری اسلامی که با نیروی سرکوب مخالف هر گونه آزاد اندیشی شهر وندانش می باشد و به میدان آمدنشان بشرط اجازه و نظر ولی فقیه می باشد بزرگنرین خیانت است در حق نیرو های حنبش و مبارز در ایران!
یادمان باشد بسیاری از ما که در خارج از کشور هستیم اگر در ایران می ماندیم حتا جنازه مان اجازه دفن نداشت ساک سفر آماده داشتن پیش کشمان
Ba SalAm,
-- I wonder if, though obviously inclined to, this set of advices or better to say a map/model by `` Evolutionary Psychology `` can offer a sound/wise approach to politicians like Obama in USA & KhAtami in IRAN; facing strong Cultural Gravity, implementing their Reformative Agendas . . . ?!
***********************************
Issue 155, February 2009
Obama's Moral Majority
by Jonathan Haidt
President Obama has a unique opportunity to unite Americans behind him and redefine liberalism. But if he is to
succeed, he must find a new political language--and broaden the moral register of the political left
Jonathan Haidt is associate professor of psychology at the University of Virginia
At President Obama's inauguration, did we finally witness the beginning of the end of America's long and bitter culture wars?
The two conservative ideologies that joined forces in the 1980s--free-market fundamentalism and the religious right--are
severely weakened, while liberal ideas about the role of government, the limitations of markets and the value of international
cooperation are newly ascendant. Yet, as the new leader of the victorious left, Obama has been a gracious winner. From his
electrifying speech at the 2004 Democratic convention to his 2009 inaugural address, he has promised to transcend the old
partisan divisions and reach out to the other side.
As president, however, he'll have to be much more specific. With the Democrats firmly in control of Congress, he'll be faced
with enormous pressure to prosecute a strongly liberal agenda--not only on the economy, but also on many morally
controversial issues. The temptations to do so will be great; his base is expecting a lot from him, and he has a convincing
electoral mandate for change. Yet if he moves firmly to the left on moral issues, he will reinvigorate conservatives and find
himself as bogged down by domestic opposition as was President Clinton. This is why, although the economy may be the most
pressing issue, it may ultimately be his handling of social and cultural issues that defines his presidency. Here, I offer three
ideas from moral psychology that might be useful to him, and to those trying to understand him.
***
First idea: use all five moral senses. A scientific consensus is emerging that human moral psychology was shaped by multiple
evolutionary forces and that our minds therefore detect many--sometimes conflicting--properties of social situations. The two
best studied moral senses pertain to harm (including our capacities for sympathy and nurturing) and fairness (including anger
at injustice). You can travel the world but you won't find a human culture that doesn't notice and care about harm and fairness.
Political conservatives in the US, Britain and many other nations value three additional sets of moral concerns. Like liberals,
they care about harm and fairness, but they care more than liberals about loyalty to the in-group (which political party cares
most about flags and borders?), authority (which side demands respect for parents and teachers?) and spiritual purity (which
side most wants to restrict homosexuality and drug use?). It's as though conservatives can hear five octaves of music, but
liberals respond to just two, within which they have become particularly discerning. (My research colleagues and I have not
just plucked these "senses" from the air; they emerged from a review of both evolutionary and anthropological theory, and
were tested in internet surveys, face-to-face interviews and even in the decoding of religious sermons.)
This hypothesis doesn't mean that liberals are wrong or defective, but it does mean that they often have more trouble
understanding conservatives than vice versa. Liberals tend to relate most moral issues to potential harms and injustices. They
therefore can't understand why anyone--including the majority of Americans--would oppose gay marriage, for example,
because legalising gay marriage would hurt nobody and end an injustice. Arguments about the sanctity of marriage or the
authority of tradition sound like empty words sent out to cover irrational homophobia. But the culture war is not primarily a
disagreement about what's harmful or fair; it is better described as a battle between two visions of the ideal society, one that is
designed to appeal to two moral senses, the other designed to appeal to five.
***
In America, the culture wars began in the 1960s when both of the psychological senses used by liberals were deeply
offended. Nightly television reports showed the US inflicting horrific harm on Vietnamese civilians and great unfairness on its
own black citizens. But when many young people adopted rhetoric that was overtly anti-American, anti-authoritarian and
anti-puritanical, they triggered the three more conservative moral senses. Both sides saw their most sacred values desecrated;
both came to believe that the ends justified the means in the fight against evil. As the baby boomers aged and entered electoral
politics, norms of civility and co-operation (which had been unusually strong in the generation that lived through the second
world war) deteriorated, along with the government's ability to function effectively.
Obama, born at the end of the baby boom, wrote in The Audacity of Hope that the bitter politics of the Clinton years seemed
to be an ugly expression of the "psychodrama of the baby boom generation." As the first post-boomer president he has a
unique opportunity to close the curtain on that drama, but only if he can draft a satisfying epilogue. He must reassure the 40 per
cent of Americans who identify themselves as conservative, not just the 20 per cent who call themselves liberal. There are
plenty of signs that he is already reaching out beyond his base, although his soaring moral rhetoric has so far been crafted
primarily to appeal to the two more liberal senses of harm and fairness. The fundamental belief that makes America work, he
says, is the idea that "I am my brother's keeper." Conservatives of all types reject this claim, both as history and as policy,
particularly when it is the government that does the keeping.
As president, Obama should further expand his moral vocabulary and speak in ways that convey, explicitly and implicitly,
that he at least understands and respects the most sacred moral concerns of social conservatives. How can he do that without
alienating his liberal supporters? He can choose more words and symbolic political actions that span all five moral octaves.
***
The second idea: emphasise unum, not pluribus. The motto of the US has long been e pluribus unum ("from many, one").
Americans have struggled for 230 years to create a united nation without some of the "glue" available to most countries, such
as small size, long history, shared ethnicity and an obsession with the football World Cup. It is an enormous challenge, and
liberals are often seen to be part of the problem, not the solution. Liberals are perceived to favour high levels of immigration
while refusing to encourage assimilation or to say that English is the national language; they seem more devoted to celebrating
diversity than celebrating America; and they appear to lack awe for sacred symbols like the flag and the founding fathers.
Liberals, generally speaking, care more about pluribus than unum; the opposite is true of social conservatives. Both sides are
expressing valid moral concerns; both sides are necessary for the health of the nation. Yet the president must be the defender in
chief of unum. He embodies the nation, which is an emergent entity: a kind of social super-organism that is much more than
the sum of its people.
One cannot be a great political or religious leader without appealing to some degree to the additional three moral senses of
in-group, authority and purity, and this presents a special challenge to American liberals who are often unwilling or unable to
use them. Obama could, for example, make more use of the in-group sense by speaking more often about the nation and its
symbols, not just about the American people (liberals like people more than nations). He may be a transnationalist at heart,
happy to cede some sovereignty to international bodies, but he had better not let that show in his first year. He should stop the
"citizen of the world" language now that he is the leader of a very patriotic nation.
Being African-American has not, as many feared, weakened Obama's position, but has given him a peculiar advantage. As the
first African-American president, he is supremely well-positioned to transcend the liberal obsession with diversity. Obama said
in an interview in May that he thought his daughters should be treated by college admissions officers like any other advantaged
children, whereas poor white children who worked hard and overcame the odds deserve some extra points. Shifting affirmative
action policies from race to class would be a popular and unity-enhancing move. Formulaic enforcement of racial diversity has
long been a source of anger toward liberals and resentment toward the beneficiaries of affirmative action (particularly among
the working-class whites who strongly preferred Hillary Clinton to Obama).
Conversely, research in social psychology shows that one of the best ways to increase racial tolerance is to promote a
common in-group identity, and this can be done easily by presidential rhetoric. Thirty states and many cities have already
passed laws declaring English their official language. Obama could head off these often xenophobic initiatives
by talking about the importance of the English language, and the value of encouraging immigrants to learn English. If liberals
can acknowledge the obvious facts that multilingual nations often split along linguistic lines and that learning English would
benefit most immigrants, government can start using liberal carrots (such as free language classes) rather than conservative
sticks (such as bans on speaking other languages by government employees).
Obama should talk more often about the essential function of legitimate authority, so often praised by conservatives: the
maintenance of order, which requires the punishment of cheaters. The economic crisis, produced in part by a culture of
rule-evasion on Wall Street, offers a chance for Obama to develop his own persona as a tough-but-fair disciplinarian, not just a
nurturer-in-chief and keeper-of-brothers.
The increase in crime that is likely to accompany the economic downturn will present him with a harder challenge. Will his
administration show more compassion to the criminals, or support for the police and local authorities? Will Obama blame the
higher crime rates of young African American males on racism, or will he return to one of his few clear uses of authority as a
moral sense in his campaign--his exhortations for black parents, particularly fathers, to take more responsibility for their
children's welfare and behaviour? As he did in his masterful Philadelphia speech in March 2008 on race, Obama should (and is
likely to) acknowledge and integrate all sides of this complex and volatile issue.
Purity, the final moral sense, is the hardest one for secular liberals to understand, but the psychology of purity isn't necessarily
about God; it's the idea, deeply felt by most people, that human beings have a nobler, more spiritual self as well as a baser,
more carnal self. It's the idea that life--both private and communal--should have some higher purpose than the maximisation of
pleasure, profit, and efficiency. Obama could make greater use of this sense by decrying the degradation and materialism that
have characterised so much of American culture. Once again, the economic crisis offers him an opportunity. He has already
shown a facility with religious metaphors and narratives; because of his connection to African-American culture he might find
it easier than most white liberals to invoke quasi-religious narratives of fall and redemption that would resonate with Christian
conservatives. Obama also has a chance to break the association, forged in the 1960s and strengthened by Bill Clinton, that
liberal equals libertine. He can't impose moralistic and unconstitutional restrictions on art, movies, commerce, and speech, but
he can speak (as he already has done) as a concerned father and as a Christian about the ugliness and crassness of pop culture.
He can also enact measures to help parents who want to protect their children from exposure to obscenity, violence, and
advertising.
In these ways, Obama can convey to conservatives that, unlike many liberal politicians, he "gets it." He understands that the
presidency is a sacred trust which requires him to guard the identity, order and moral health of the nation. If he can reassure
conservatives that he accepts this duty, even as he pursues a generally progressive legislative agenda, he will reduce the odds
of a backlash and produce a lasting realignment of the electoral landscape.
***
Third idea: be magnanimous. Here, Obama can draw lessons from one of the most revered figures in American history:
Abraham Lincoln. The parallels between Obama and Lincoln are often noted: both were state senators from Illinois who
ascended to the presidency in part because of their oratorical ability, and who took charge of a deeply divided nation on the
brink of an epic crisis. The most important parallels, however, may concern not the beginning of Lincoln's presidency, but the
end. In the winter of 1864-65, as it became clear that the north would soon win the war, Lincoln began laying the groundwork
for the nation's reconstruction. In his second inaugural address, in words now etched in stone on his memorial, he said: "With
malice toward none; with charity for all; with firmness in the right, as God gives us to see the right, let us strive on to finish the
work we are in; to bind up the nation's wounds; to care for him who shall have borne the battle, and for his widow, and his
orphan--to do all which may achieve and cherish a just and lasting peace, among ourselves, and with all nations."
Lincoln invoked the metaphor of the nation as one human body (unum) that had suffered grievous wounds. He knew that the
north would soon be able to dictate terms to the south, but he chose terms that were generous, not punitive. In the electoral
campaign of 1864, he dropped his vice president, Hannibal Hamlin, in order to add a southern Democrat, Andrew Johnson.
Presumably he did this to acknowledge the place of southern Democrats and even former slave owners in a restored union.
Lincoln's generosity may have stemmed from many motives, but they had a good psychological warrant: magnanimous
gestures trigger feelings of moral elevation; those feelings help people overcome divisions and open their hearts to new, more
noble possibilities. Recent research that I conducted with Jennifer Silvers of Columbia University demonstrates that witnessing
acts of moral beauty has physiological as well as psychological effects: nursing mothers who watched a morally elevating
video clip were more likely to leak milk into a nursing pad and to nurse their babies than mothers who saw an amusing but
uninspiring video clip. This suggests the operation of the hormone oxytocin, which has recently been shown to increase
interpersonal trust, even toward strangers.
Obama's oratory has thrilled and elevated those who are favourably disposed to his message and his politics, but it has left
many conservatives cold and wary. He can elevate those who don't share his politics by following Lincoln's example. He can
be magnanimous in victory by appointing members of the other side to important positions (as he did in retaining Bush's
secretary of defence Robert Gates, and in asking conservative pastor Rick Warren to give the invocation at his inauguration).
He can also find ways to praise the virtues of the other side, even while developing a comprehensive moral argument against it.
Obama took a step in this direction last January when he offered ambiguous praise of Ronald Reagan as a "transformative
political figure," but he quickly denied that he had intended his comments as praise when he was criticised by his competitors
for the Democratic nomination. He should try again now, offering occasional praise of, or quotations from, revered
conservative figures from Edmund Burke to William F Buckley. As a master of nuance, Obama can surely model for the
public an appreciation of the long and constructive debate between liberalism and conservatism, even as he develops and
defends a new form of liberalism. Moral arguments rarely change minds by sheer force of logic; rather, persuasion depends
heavily on emotion, and Obama must be able to trigger positive emotions in those he hopes to win over.
One of Obama's greatest culture-war challenges will be the issue of investigating and prosecuting crimes committed by
members of the Bush administration, particularly those related to the authorisation of torture and warrantless wiretapping. The
fully magnanimous response--forgive and forget in the name of national unity--would provoke justifiable outrage on the left
and would undercut Obama's oft-stated respect for the rule of law. But rather than launching a criminal investigation or
appointing a special prosecutor, he could set up a bipartisan commission to undertake a preliminary investigation and make
proposals to Congress about whether and how to hold people responsible--as well as ways to offer restitution to those who
were illegally harmed. Such a commission could deliver justice while distancing the new president from its proceedings, and
buying him enough time to gain the trust of most of the country before any criminal proceedings began.
Lincoln's assassination brought an end to magnanimous reconstruction, leaving in its place a long-running and ultimately
tragic battle between highly partisan Republicans and Democrats. They were unable to find common ground, and a dozen
years later, the Republicans abandoned their hopes for protecting African Americans. While the formal system of slavery had
come to an end, the notorious Black Codes and Jim Crow system that followed bound Americans to racial inequity for another
century.
The divided country that Obama must reconstruct is not in such dire shape as the one that confronted Lincoln. But the threats
facing the larger world are more severe, and the new president will only succeed by reaching out to enemies as well as friends.
This is not a case for a return to tentative Clintonite centrism: Obama can and should make radical changes in controversial
areas like environmental policy and healthcare. But he will only be able to do so if he takes most of his country with him. By
broadening his moral vocabulary, emphasising unum rather than pluribus, and drawing on the magnanimity that already seems
to be part of his character, he can unite and lead America, even as he reinvents liberalism.
This research on moral foundations was done with colleagues Peter Ditto, Jesse Graham, Ravi Iyer, Sena Koleva and Brian
Nosek. It draws on ideas from the anthropologist Richard Shweder and the historian Mark Shulman. You can find your own
scores on the five "moral foundations" at www.yourmorals.org .
****************************************************
Ba Ehteram,
زیتون جان
اگر میخواهی ، یا میخواهید به خاتمی رای بدهید ، خوب بدهید. دیگه اینکه بیاییم و بنویسیم به شرط و شروط رای میدهیم چه صیغه ای است ؟ آلترناتیوی که در اختیار است چیست ؟ ما به خاتمی رای نمیدهیم و میرویم به آبراهام لینکلن رای میدهیم ؟
مگر این شرط و شروط ها را نمایندگان بعد از انتخابشان به فلانشان حساب میکنند ؟ اصلا چرا تو شرط بگذاری ؟ خودشان شرط میگذارند و میگویند همچی و همچو میکنیم . بعد هم که انتخاب شدند یک انگشت حواله ی تمام رای دهندگان محترم میکنند.
مگر اینطور نبود ؟ یک مسئله جزئی را در نظر بگیر. خاتمی اون بار گفت از اعظای کابینه حتما یک زن انتخاب میکند و بعد هم برای ملت همیشه در صحنه یک شیشکی آبدار بست.
واقعیت این است که انتخاب بین خاتمی است و احمدی نژاد.
و در چنین انتخابی شرط و شروط گذاشتن کمی توجیه کردن کار خود است. خودت هم میدانی که هیچ شرط و شروطی ضمانت اجرایی ندارد.
من هم به خودم نارو زدم و با اینکه قول داده بودم در وبلاگها نظر ندهم ، این کار را کردم . کردم که بگویم اگر جمهوری اسلامی به آزادی های فردی اعتقادی ندارد ، ما بی اعتقاد نباشیم. اگر فکر میکنیم باید بد را انتخاب کنیم تا به بدتر دچار نشویم ،دلیلی برای توجیه این کارمان نتراشیم که آره ما زرنگیم و کلی شرط واسه طرف گذاشتیم.
خبری نیست ، همین هست که هست. و ما هم هر قدر هم که آگاه باشیم یا نباشیم ، کاری از دستمان بر نمی اید مگر اینکه حسن آقا و شمر ذولجوشن و کمپانی این بار که بی سر و صدا میروند ایران برای دیدن فک و فامیل و خوردن کباب های متر مکعبی ، یک تک پا انقلاب کنند و برگردند.
ما شرط نمیتوانیم بگذاریم چون چنین حقی نداریم، در انتها در رای گیری شرکت نمیکنیم و آن طرف دیگر پیروز میشود. و شرکت هم کردیم چندان فرقی نمیکند.
اینها را که بپذیریم ، یک خورده کمتر حرص میخوریم.
راستی در وبلاگت خواندم که رامین مولایی مرد، متاسف شدم. وقتی نوشته هایش را میخواندم و کینه های بی دلیلش را به افراد می دیدم فکر میکردم با یک جوان ۲۰ ساله طرف هستم نه مرد هفتاد ساله ای که دنیا را دیده باشد. حقیقتا نمیدانستم که این همه سن دارد.
مشکل بزرگ اپوزیسیون ما هم شاید همین است، ۲۰ ساله مانده است.
والله دروغ چرا زیتون خانم ما حافظه تاریخی مان بلند مدت تر از 8 سال یا حتی 12 سال است. دروغ چرا تا قبرآ آ آ آ ما به خون برادران و خواهران مان قسم خوردهایم و تعهد کردهایم که به هیچ قیمتی با قاتل آنها دست برادری و اخوت ندهیم. ما به آنها تعهد کردهایم که تا خون در رگهایمان جریان دارد این رژیم جنایت پیشه را تا سرنگونی رها نکنیم.
دروغ چرا زیتون خانم ما آگاه تر از آن هستیم که به این راحتی برای هزارمین بار و پس از قرنها دروغ گفتن و حیله کردن آخوندها باز مجددا با طناب پوسیده آنها به ته چاه برویم.
اصلا دروغ چرا ما از ریخت و قیافه اینها هم متنفریم چه برسد به سیاست آنها. دلیل بیشتری هم میخواهید.
توقع نداشته باشید که انسانهای آگاه و با شرف بیایند و با جلاد دست دوستی و برادری بدهند.
زیتون جان منم اون موقع به خاتمی به امید تغییر و دوره بعدم به اون به امید بدتر نشدن وضع مملکت رای دادم.
امسال هم احتمالا رای می دم اما واقعا ناراحتم که 4ماه مونده به انتخابات نه می دونم کی می اد نه برنامش چیه نه شعارش چیه نه کی تایید صلاحیت میشه.
این آمریکایی ها دیوونن لابد یا بیکارن که نامزدشون باید 2سال شبو روز خودشو بکشه تا ثابت کنه می تونه رئیس جمهور باشه اونم با کلی برنامه دقیق و مشاوران عالی و کمپ و انتقاد های جورواجور که در مقابلش باید پاسخگو باشند.
اندفعه من نه احمدی نژاد و امثالشو می خواد نه خاتمی و امثالش.
یک فرد جدید با اندیشه و حداقل شعارهای جدید که حداقل مثل دوره اول خاتمی چند مدتی هوای تازه تو کشور تنفس بکنیم. وگرنه که هرکی تو این حکومت بیاد فرقی نمی کنه.خوب نیست بین بد وبدتره.خوب ها یا نمی یان یا بیان تایید نمی شن که ما بخوایم رای بدیم.
در مورد اصلاح طلب هام من از عملکرد بی بخارشون شاکیم.می تونستن اصلاح کنن اما نکردنوبه قول شما ترسیدن.
ما اینجا یا آدم نفهم داریم یا ترسو که هیچ کدوم دردی دوا نمی کنن
با درود فراوان به زیتون عزیز و خوانندگان جور واجورش
من چون در ابران زندگی نمیکنم شاید حق اظهار نظر نداشته باشم ولی بعضی مواقع در پای گود نشینان بهتر میبینند
آنچه در ایران در حال حاضر اتفاق میافتد اصلا مردم در آن دخالت ندارند و دارند
اول اینکه وقتی نظامی به زور اسلحه بر مردم حکومت میکند یعنی نظام زور و ظلم و اختناق و خفقان در این نوع حکومتها مردم باید بروند کشکشان را بسابند چه خاتمی باشد چه رفسنجانی و چه احمدی نژاد این نوع حکومت چه سلطنتی باشد و چه فقیهی و چه کمونیستی یک نوع تفکر یک بعدی و تمامیت خواه ان را اداره میکند و گردانندگان آن یک شبکه بهم بسته هستند که موجودیتشان در تائید یکدیگر است و اگر از هم جدا شوند بسرعت متلاشی خواهند شد مثل حکومت شاه و شوروی ((هزار فامیل)
دوم اینکه مردم در این حکومت ها دخالت دارند چون از ترس جانشان خود را چون برده در اختیارشان قرار میدهند و وجود آنها را تائید میکنند مانند رفتن در پای صندوقهای رای تجمع در راهپیمائی های فرمایشی چه برای تماشا و یا برای راهپیمائی واگر فشار زیاد باشد تقاضا میکنند تعداد شلاق زنها را زیاد کنند که زیاد در صف شلاق خوردن معطل نشوند !
یک بار در طول تاریخ مردم از خانه ها هم بیرون نیایند روز رای گیری فردا هزار فامیل متلاشی خواهد شد
عامل ترس دشمن آزادی است که متاسفانه خیلی از ما ان را داریم من حیلی ها را میشناسم که تا بحال در هیچ رای گیری هم شرکت نکرده اند و هیچ اتفاقی برایشان نیافتاده است
و در خاتمه دین افیون نه خرکننده ی توده هاست و تا وقتی ملتی گرفتار انتظار و نذر و نیاز و خرافات دیگر است این گرفتاری را دارد
هر گاه این امامزاده ها و جمکران ها از بازدید کنند خالی شد بدانید که مردم شعور پیدا کرده اند و عده ای باشعور بر آنها حکومت میکند
من رای می دم فقط به خاطر امید به بهتر شدن روابط ایران با بقیه کشورها ولی امیدی به بهبود وضعیت داخلی ندارم...
ضمانت اجرای شرط و شروط چيست؟
ٌآيا در ايران چنين امکانی هست که بعد از انتخابات عملکرذ رئيس جمهور نقد شود (بدون منتهی شدن به اوین البته)؟
ضمانت اجرای شرط و شروط چيست؟
ٌآيا در ايران چنين امکانی هست که بعد از انتخابات عملکرذ رئيس جمهور نقد شود (بدون منتهی شدن به اوین البته)؟
وقتی یک رژیم اسلامی دیکتاتوری خیلی راحت میگه که دموکراسی نوع اسراییلی را قبول نداره و این نوع دموکراسی یعنی خونخواری یعنی بهتر است امیدی به اینکه دموکراسی ایجاد کنه نداشت. سی سال هم هست که آزمایش خودش را پس داده و معلوم شده که دموکراسی را ضد هدف اسلام میدونه و به جز ظلم و خونخواری و استبداد چیزی نمیدونه. حتی به اصطلاح اصلاح طلبهاش هم میگن که اصل نظام باید حکومت تحت ولایت مطلقه فقیه باشه یعنی مهم نیست که کدام جناج کشور را اداره کنه. هر کس که انتخاب بشه چیزی به جز دستورات ولایت فقیه اجرا نمیکنه. دستورات ولایت فقیه هم که در عرض سی سال چه در زمان اصلاح طلبان و چه اصولگرایان همیشه یکی بوده. مثل این که نخست وزیر ها را عوض کنن ولی شاه همیشه یکی باشه. پس اگه به احمدی نژاد یا خاتمی رای بدن کوچکترین تفاوتی نمیکنه.
خانه از پای بست ویران است. زیاد به رای دادن یا رای ندادن هم فکر نکنید. فرقی نمیکنه. به هر کس که اومد سواری بدین. روسها هفتاد سال بدبختی کشیدن تا از شر کمونیستها راحت شدن و به دموکراسی نوع اسراییلی رسیدن. ایران فقط سی ساله بیچاره شده. بعضی مریضیها معالجه نداره. فقط باید تا لحظه مرگ تحملش کرد. بعدش آرامش واقعی است و بهترین زندگی در بهشت. خدا رو چه دیدی شاید این هفتاد تا زن خوشگل هم که میگن واقعا باشه اون طرفها. :(
حدس میزنم کی هستی شماره ۲ جان... شاید هم اون نباشی... مهم نیست
کی منو به میدون فرستاده؟اسم این حرفتو نمیشه گذاشت تهمت؟
من ممکنه اصلا رای ندم. اما بحث رو دوست دارم. هر انفعال و بیعلاقگی به بحث انتخابات رو اسمشو نمیشه گذاشت تحریم. تو بگو من رای نمیدم به این علت و اون علت... نظرت برای من محترمه...
هوشنگ عزیز-۱
مخلص آقای دودانی عزیزم هستم:) دلم تنگ شده برود براتون
زيتون در اب نمک خوابيده دوباره به ميدان فرستاده ميشود!!! موقع نمایش انتخاباتی ديگريست.
زيتون در اب نمک خوابيده دوباره به ميدان فرستاده ميشود!!! موقع نمایش انتخاباتی ديگريست.
زیتون جان! بسیار شاد شدم این نوشته روشنگرانه را نوشتهای. همچنانکه خود شما بهتر میدانی اعلیحضرت خودش خوب بود و اطرافیانش بد بودند.
خاتمی هشت سال رییس جمهور بود و هشت سال تمام زیر دوربین جمهوریدارانه من بود. من دیدم ایشان بد است و اطرافیانش خوبند. در جمهوری همین جوری میشود و شاید هم تقصیر خود خاتمی نباشد. کسی که هشت سال ریاست جمهوری کرد بد است و اطرافیانش خوبند. جمهوری یک کم با پادشاهی فرق دارد. پس خاتمی بد است و اطرافیانش خوبند. نه تنها اونهایی که نام بردهای بلکه خیلیهای دیگر هم چه خدمتها که میخواستند بکنند و خاتمی نمیگذاشت. من خودم همه را به یاد دارم. کسی که هشت سال ریاست جمهوری کرده و هوس ریاست جمهوری به سرش میزند بد است. درست به همین دلیل اون رفسنجانی هم بد بود، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. همون هم که بد بود اطرافیانش خوب بودند.