94 :: توسط زیتون در 2009-12-02 21:44

..................
به علت فحش کامنت شما پاک شد

آی پی : 67.227.197.71

93 :: توسط مهدي آقاسي در 2009-04-01 15:02

سلام زيتون جان
بزا بي مقدمه برم سر اصل مطلب! من هم مث تو با بعضي از مطالبي که تو جلسات مذهبي گفته مي شه مشکل ايدئولوژيکي دارم و مقداري شو خرافه و شايعه و غيره مي دونم اما فکر نکنم هيچ وقت بتونم به خودم بقبولونم که به اعتقادات ديني دوست و آشنا و همشهري و هم نوعم علنا توهين کنم!...
عزيز تو نوشتي‌: "ادا در آوردن به چيزی که قبول نداری خيلی سخته و صم‌البکم نشستن و به بعضی مزخرفات و داستان‌های خرافی خانم جلسه‌ای گوش دادن عذاب اليمه... " جداي از اين عبارت و علاوه بر خاطره گويي طنزآميز از يک روز تعطيل که فکر کنم نيت اصلي پستت همينه متاسفانه تقريبا در تمام این پست بصورت آشکارا و احتمالا ناخواسته به عقايد مذهبي ميلونها نفر از هموطنات توهين کردي و اونا رو به سخره گرفتي!
زيتون بخدا من قصد ندارم هندونه بدم زير بغلت اما واقعا نمي فهم وبلاگ نويس با سابقه و معروفي مث تو که سالهاست داري اين ور و اونور مطلب مي نويسي که اتفاقا و تحقيقا عمدش محبوب و پرطرفدار هم هست چطور مي تونه بخودش اجازه بده اينقدر راحت و علني مقدسات کثيري از مردمش رو به باد مسخره بگيره.
گيرم که شما درست مي گي و هرچي تو جلسات مذهبي گفته ميشه به زعم شما مزخرفات باشه! حتي در اين صورت آيا من و تو اجازه داريم به بخش مهمي از باورهاي ايدئولوژيک و مذهبي اطرافيانمون توهين کنيم و هر هر بهش بخنديم!؟ اصلا چرا نبايد براي افکاري که خودمون نداريم احترامي قائل باشيم و هر اون چيزي که بهش ايمان نداريم رو به مسخره بگيريم!؟
زيتون جان! از بعضي بي شرفايي که برا امثال کيهان مطلب مي نويسن انتظاري نيس که انصاف و مروت سرشون بشه و هر فکر يا رفتاري رو که نمي پسندن به لجن نکشن! اما آيا از من و توي وبلاگ نويس مخالف تحجر هم توقع نيست که باوري که بهش ايمان نداريم رو تنها به احترام کساني که بهش ايمان دارن محکوم به مزخرف بودن نکنيم!؟ يا دسته کم نميشه مزخرف دونستن باورهاي مردم رو اونم بدون ذکر دليل يا استدلال و منطق درستي ابراز نکنيم!؟ فکر نکردي اگه يکي از همون دوستات يا مهمونا که واسه باورشون ارزش قائلن بر حسب اتفاق اين پستو بخونن از تو چقدر ناراحت و دلخور ميشن!؟ من باور دارم که آدمي مث تو قصد ناراحت کردن هيچکي رو نداره اما اتفاق ديگه پيش مياد... فکر کنم يه عذرخواهي به مخاطباي وبلاگت بدهکار باشي...
از اينکه جسارت کردمو اينارو برات نوشتم عذر مي خوام. اميدورام حرفامو دوستانه فرض کني و ازم دلخور نشي... چون من خودم يکي از علاقه منداي نوشته هات هستم.

92 :: توسط مهسا در 2009-03-04 15:03

عجب سفره باحالی بود . بخصوص آخراش که بزن و برقص شده بود و تو باعثش بودی ... اي ووووول زيتون خانم.

91 :: توسط خواننده زیتون در 2009-03-02 18:34

فضولباشی باز داری شماره ميدی به مهاجر؟
بابا يه دفعه سر قرار نرفتی ديگه نازت خريدار نداره

90 :: توسط ضد ساواکی ها در 2009-03-02 15:25

آقای مهاجر بنده با هیچ کامنت گزاری بحث و فحث نمیکنم و متاسفم که انشاء بنده را
با آن دلقک معروف تفکیک نمیدهی لاقل آی پی مرا یاداشت کن ۲۴۸۲۱۶۷۵۹
که همیشه خدا همین بوده و هست و آن دلقک معروف چون کم سواد است قادر بکامنت
نویسی نیست فقط یکمشت اباطیل را مدام بلغور میکند و تکرار مکررات که فلانی و
فلانی و فلانی چون سلطنت طلبند و ...خب بدرک که هستند سی سال پیش رفتند
بزباله دان تاریخ و امروز داستان دیگریست فقط در جواب نکته سنجی ات عرض کنم
بنده هرگز در دعوای محافظه کاران سنتی و اصلاح طلبان جانب دست راستی های
افراطی را نگرفته ام اما در مقابله رژیم و دیگر گروه ها حتما جانب رژیم را گرفته ام
و کتمان هم نمیکنم ...درآینده دور یا نزدیک امیدوارم اصلاح طلبان یا کل ولایت فقیه
را کنار بزنند یا لااقل مثل مرحوم مصدق ولایت را مثل شاه مشروطه کم اختیارش کنند
همین شما هم برقرار باشید

89 :: توسط بابا کریم طغیان در 2009-03-02 00:29

به صحرا بنگرم خایه ی تو بینم
به دریا بنگرم بیضه ی تو بینم
به هر جای خوار و مادرم که بنگرم
نشان از کیر کلفت تو بینم

88 :: توسط هوس مبهم در 2009-03-02 00:20

bebinam , marg e Eric vagheyat dare????

87 :: توسط مهاجر در 2009-03-01 17:24

فضولباشی جون فکر میکنم به بیماری آلزیمر مبتلا شدی, خاتمی طرفدار گفتگوی تمدنهاست, تو توی این سایت 5 ساله که داری اخلال گری میکنی که گفتگوئی انجام نشه, هر وقت دیدی که دو نفر شروع کردند به گفتگو , به اسم یکی از این دو تا آمدی کامنت گذاشتی برای خراب کاری, در ضمن کامنتهائی که به دفاع از بسیج و حرب الله و گروهای فشار و احمدی نژاد این جا گذاشتی همه توی آرشیو موجود است, خواهش میکنم دهنتو ببند حزب باد!!

86 :: توسط حميد پوريان در 2009-03-01 17:17

سفره‌ی باحال
.
.
امشب و همه شب
در ج.ا
.
ظرف میوه فارس نیوز و حسین درخشان
www.iranglobal.info
نگران حال حسین درخشان نباشید. ایشان از سلامتی جسمی کامل برخوردار هستند و در خبرگزاری فارس نیوز از ایشان با میوه و نوشیدنی پذیرایی شده است. جای نگرانی برای دوستانیکه از ایشان حمایت میکنند و خواستار آزادی وی شده بودند و فکر میکردند که وی در سیاهچال زندان شکنجه میشود، دیگر وجود ندارد. به عکس ایشان توجه نمایید.
======
خبرنگار ایرانی-آمریکایی بازداشت شد
www.bbc.co.uk
رکسانا صابری از حدود شش سال پیش با مجوز دولت ایران برای فعالیت های خبری در ایران بوده است
بر اساس برخی منابع خبری، رکسانا صابری،خبرنگار 31 ساله ایرانی-آمریکایی در ایران بازداشت شده است.

شبکه رادیویی ان پی آر که خانم صابری از جمله برای آن فعالیت می کرد، این خبر را به نقل از رضا صابری، پدر این خبرنگار منتشر کرده است.

رضا صابری تاریخ بازداشت را حدود یک ماه قبل عنوان کرد و گفت از روز دهم فوریه خبری از فرزند خود نداشته است.

شبکه ان پی آر از آقای صابری نقل کرد که رکسانا صابری در روز دهم فوریه با خانواده خود که در شهر فارگو در ایالت داکوتای شمالی ساکن هستند "از نقطه ای نامعلوم" تماس گرفت و از زندانی شدن خود خبر داد.
....
مشاور احمدی نژاد خواستار عذرخواهی هیات هالیوودی

نماینده ایران در یونسکو دو سال پیش از فیلم 300 شکایت کرده بود
همزمان با بازدید هیاتی بلندپایه از اعضای آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک آمریکا از ایران، یکی از مشاوران محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران خواستار عذرخواهی آنها به خاطر آنچه توهین فیلم های هالیوودی به ایران می داند، شده است.

این هیات هالیوودی که از جمله شامل سید گانیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک (اعطا کننده اسکار) و انت بنینگ هنرپیشه سرشناس می شود ظاهرا روز جمعه وارد تهران شد و شنبه با اعضای هیات مدیره "خانه سینما" و شماری از هنرمندان سینمای ایران دیدار کرد.
...
بنابه این گزارش ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، مجید مجیدی، رخشان بنی اعتماد، فاطمه معتمد آرا و سید محمد بهشتی از جمله کسانی بودند که در این جلسه شرکت داشتند.

85 :: توسط کُلُفت در 2009-03-01 15:38

کریم.مادر قحبهء اُبنه ای‌؛تو که خبر مرگتْ آخرِ هفته کامنت نمیزاشتی.دیوثِ قرمساق؛مهاجر مثلِ آدم باهات قرار گزاشت ؛چرا بدیدنش نرفتی؟.کمی از آبجیت یاد بگیر؛همیشه سرِ وقت میاد.

84 :: توسط یک لاقبا در 2009-03-01 14:59

مهاجر پست لجن کامنت ۷۶ جنابعالی لازم نیست درمورد ارتباط خاتمی و بنده
دلی بسوزانی تو دشمن تر از هر دشمن با خاتمی هستی و شاید اگر بنده
چهره کریه تو را برملا نمیکردم از طریق همین سایت ضربه ها به او
میزدی اما دستت رو شد و همه فبلمهایی که در اینجا بازی کردی نقش
بر آب شد و از این میسوزی که چرا بدین راحتی !؟ ابرویت را بردم
آخر دلقک فضله!!تو اگر ذره ای حمیت داشتی خودت قبل از این حرفها به
خاتمی پیوسته بودی نه اینکه نشسته ای اینجا و دلقک بازی در اوری
جهت اطلاعت خود ایشان بارها از بنده تقدیر و تشکر کرده اند و دوست
و دشمنش را هم خوب میشناسد شاید هم بخاطر همین است که به جنابعالی
اجازه ورود به ستاد انتخاباتیش را نداده و داری جلزولز !؟ میسوزی و
میخواستی از طریق بنده نفودکنی و چه خوب که به موفع نیتتان را
دریافتم و به انجا نبردم که در اینصورت ماری را در آستین خاتمی
رها میکردم و یک عمر ندامت و عذاب وجدان!؟ از قدیم گفته اند
فلانی خوش چسه جلوی باد هم میشینه!! حالا قضیه شماست بهتراست اگر
از چیزی اطلاعی نداری زبانت را درحلقت نگاه داری و شات آپ نه!؟

سخنی هم با کلفت ۸۰ بگویم و بروم تا فردا .. فکرنکن کارهایت بیجواب
خواهد ماند بمحض انکه از این فضله فارغ شدم به سروقتت خواهم آمد
و بلایی برسرت خواهم آورد که ارزو کنی کاش هرگز از مادر زاده نشده بودی

83 :: توسط Saeed در 2009-03-01 09:58

As connectivity goes hyper this regime faint faster in front of our eyes. In fact Technology, especially the communication, absolves this backward system of ours like an acid dissolving its own metallic container. Nothing would left intact; even its idol/allAh

82 :: توسط مدیار در 2009-03-01 04:34

وقتی توقع داری اصلاح‌طلبان شرط‌های تو را بپذیرند و بگویند بفرما رای بده، شرط‌های شما را قبول داریم. خب باید هم بیایی و برای حسین درخشان در بالاترین چنین کامنتی بگذاری. مثل این‌که اصلاح‌طلبی و هواداری از حسین درخشان خوب به هم جور در می‌آیند.
احتمالا هم جواب می دهی نه آن در راستای ایجاد گفتمان بوده و این یکی در راستای دفاع از حقوق بشر. ولی ساده نگیر دوستان‌ات را، قلم‌شان خوب می‌چرخد.
بر می گردم

81 :: توسط منتقد در 2009-02-28 22:43

سلام
از حسین درخشان خبری داری؟
بلاگ من جدیده ...... یه سری بزن

80 :: توسط کُلُفت در 2009-02-28 22:10

مهاجر.چرا این کریمٍ مادر قحبه را بصخره میگیری.این خواهر کوسدهْ را باید بمسخره گرفت.

79 :: توسط فرخ در 2009-02-28 20:39

با سلام

گمانم تعمدی اشتباه شده باشد!
اما ترانه معروف لنگان لنگان سر چشمه ميآيد- را- خانم ملوک ضرابی خوانده و نه بانو دلکش.
يادشان گرامی..... ملوک خانم رو شما بايد شنيده باشيد- اما زنده ياد دلکش را بايد با ترانه هاش - خاطراتی داشته باشين.

78 :: توسط حميد پوريان در 2009-02-28 17:36

====================
www.newsecularism.com
یک آیت‌الله در تلویزیون بی بی سی فارسی

نوشتهء نگارك

در برنامهء پنجشنبه 8 اسفند 1387 «به عبارت دیگر»، که همه هفته از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش می‌شود، آیت‌الله ابوالقاسم دیباجی، دبیر کل شورای جهانی فقه اسلامی (؟) حضور یافته و با استفاده از امکانات استعمار پیر انگلیس، مشغول دعا و درس قرآن برای بینندگان فارسی زبان خود شد! حالا هی بگویید: آخوند و انگلیس دو معادله مانع‌الجمع هستم! بدتر از همه وقتی بود که این آیت‌الله نه یک بار، بلکه چند بار، به جای استفاده از نام خلیج فارس، از عبارت مجعول «کشورهای خلیج» نام برد! به نظر من، نه تنها دیباجی که بی بی سی هم برای پخش این برنامه باید رسماً از مردم ایران عذرخواهی کند.
...

کابينهء ليبرال ها!؟

انقلاب فکری لیبرال و ضرورت آن در ایران

رامین پرهام
=======
کوتاه و گويا
==============

يا مثل ما شويد، يا کشورمان را ترک کنيد!

بخشی از پيام «کوين رود»، نخست وزير استراليا، به مهاجران مسلمان اين کشور

که خواستار برقراری قوانين شرعی اسلامی در مورد خود شده اند
======
www.iranfocus.com
Hollywood team in Iran on cultural exchange
Saturday, 28 February 2009
AFP: A top-level team from the Hollywood movie industry traveled to Iran on a non-government mission, for a weekend of cultural and creative exchange meetings, the Academy of Motion Picture Arts and Sciences said Friday.
....

77 :: توسط داريوش.ش در 2009-02-28 17:15

داريوش آقاي عزيز:
جفت‌ آدرس‌ها كه فيلتر شده بابا!!

76 :: توسط مهاجر در 2009-02-28 16:02

فضولباشی جون , خاتمی با داشتن دوستانی مثل تو احتیاج به دشمن نداره!!؟؟

75 :: توسط داريوش.ش در 2009-02-28 14:12

زيتون عزيز مطلب شما را چاپ كردند! ...
فكر كنم حالا ديگه دموكرات هستند!!!
...
راستي اين چند روز تعطيلي رو رفته بودم متل‌قو جات خالي چقدر اون‌جا و جاده رشت شعار ؛ما هستيم؛ بود!
البته بعضي‌ها‌شو مصادره كرده بودند و چيز‌هاي به اون اضافه كرده بودند!
...
ما هستيم!

74 :: توسط bahar girl در 2009-02-28 14:08

سلام وبلاگ اريک مدتهاست برای من فيلتره
کپ کردم به خدا. نمی دونم چی بگم.

73 :: توسط bahar girl در 2009-02-28 14:08

سلام وبلاگ اريک مدتهاست برای من فيلتره
کپ کردم به خدا. نمی دونم چی بگم.

72 :: توسط یک لاقبا در 2009-02-28 13:48

آقا / خانم مهاجر نیامدن من جهت دیدار شما ربطی به آدرس دادنتان نداشت بنده از
ابتدا هم حدس میزدم که شما گرگی هستید در لباس میش چرا؟! عرض میکنم خدمتتان
قصد من از آشنایی و دیدار با شما افزودن یک رای به خاتمی بود چون تصور بنده
این بود که شما دلسوز ایران و سیستمش هستید و یک رای هم یک رای است نه؟!
اما قصد شما چه بود؟! جنابعالی با قصد قبلی چون دیده بودید که سلطنت طلبانی چون
شایان خوش خط و خال یا مانی یا مرمر یا آذرفخر یا حتی زیتون وقتی چیزی میگویند
با شمشیرزبانم تک تکشان را به دو نیم تقسیم میکنم لذا از در دیگری وارد شدید تا
بخیال خود بنده و خاتمی را بی ابرو کنید غافل از انکه هوشیارتر از این حرفها هستم
و تک تک کامنتهایی را که جنابعالی با صدف ردوبدل کرده اید خواندم و تمام آن کامنتها
درپست قبلی موجود است و آرشیو شده و مدرک است که شما چگونه مرا بصخره
گرفتید وفکرکردید بنده نمیبینم چون در پست قدیمی زیتون است اما من همه را میخوانم

اقای محترم پنج سال است که اینجا یک تنه با براندازها مبارزه میکنم انوقت فکر
کرده اید میتوانید در بنده نفود کنید؟! جهت اطلاع شما عرض کنم شخصا با تمام
نفرتی که از سلطنت و سلطنت طلبان اینجا دارم اما حتی دشمن ترینشان را که همه
بهتر میدانند که را میگویم به امثال جنابعالی که گرگ گوسفندنمایید رجحان میدهم

71 :: توسط داريوش.ش در 2009-02-28 12:41

به اونهايي كه ميگن مقدسات را مسخره نكنيد !
...
در يك جامعه دموكرات هر چيز را مي‌توان مسخره كرد و استقبال عمومي به آن بر‌مي‌گردد به مسخره بودن يا مسخره نبودن آن چيز !
و بدان و آگاه باشيد كه هيچ چيزي مقدس نيست !

70 :: توسط داريوش.ش در 2009-02-28 12:23

فوركلارنده عزيز:
چهارشنبه سوري براي گروه‌هاي اپوزيسيون حكم عاشورا براي جمهوري اسلامي را دارد هر دو مي‌خواهند واقعه را به نفع خود مصادره كنند!
...
گروهي اين وسط حق دارد بگويد من بودم و من كردم كه علامتي نشاني چيزي از خودش در كنه! وگرنه كه هيچ!
...
و اما تا اونجا كه من مي‌دانم جنبش ملي ؛ما هستيم؛ براي خودش برنامه دارد و هر گروه ديگري هم مي‌تواند داشته باشد و اين مهم نيست!
...
ما هستيم!

69 :: توسط dariushagha در 2009-02-28 10:34

آرمان؟؟؟ بیا بدو برات فیلتر شکن آوردم...


http://www.proxydom.com/


http://www.spysurfing.com/

68 :: توسط sheida mohamadi در 2009-02-28 08:29

زيتون جان صحبت هايت را درباره انتخابات و اصلاح طلب ها و شرط و شروط خواندم. به نظرم نکات خوبی را بيان کردی و اينکه دلم می خواهد اگر می توانی نظر محالفان را هم بنويسی تا بشود قياسی کرد.
حرف های راکعی را هم خواندم. هم به نعل و هم به ميخ.

67 :: توسط sheida mohamadi در 2009-02-28 08:29

زيتون جان صحبت هايت را درباره انتخابات و اصلاح طلب ها و شرط و شروط خواندم. به نظرم نکات خوبی را بيان کردی و اينکه دلم می خواهد اگر می توانی نظر محالفان را هم بنويسی تا بشود قياسی کرد.
حرف های راکعی را هم خواندم. هم به نعل و هم به ميخ.

66 :: توسط sheida mohamadi در 2009-02-28 08:29

زيتون جان صحبت هايت را درباره انتخابات و اصلاح طلب ها و شرط و شروط خواندم. به نظرم نکات خوبی را بيان کردی و اينکه دلم می خواهد اگر می توانی نظر محالفان را هم بنويسی تا بشود قياسی کرد.
حرف های راکعی را هم خواندم. هم به نعل و هم به ميخ.

65 :: توسط فورکلارنده در 2009-02-28 05:59

به جنبش عظیم ما هستیم.
مریم رجوی گفته چهارشنبه سوری رو به کابوسی برای جمهوری اسلامی تبدیل کنید.
اینم لینکش.http://talaieh-daran.blogspot.com/
به جنبش ما هستیم هشدار میدم که روز چهارشنبه سوری نا خواسته با مجاهدین خلق همکاری نکنن. اگر جنبش ما هستیم قرار است کاری بکند مواظب باشد و گول مجاهدین خلق را نخورد از مجاهدین خلق به دور باشید و از هرگوونه همکاری و فعالیت با مجاهدین خلق جدا پرهیز کنید.
ابلاغ شود به تمام لینک های جنبش ما هستیم.
زنده باد ایران آزاد و آباد به دور از تمامی اسلام گرایان چه جمهوری اسلامی چه مجاهدین خلق.
البته من خودم جزء این جنبش نیستم و فقط خواستم هشدار بدم .
این کامنت هم تقریبا در 30 تا وبلاگ گذاشتم یعنی کپی پیست کردم بخاطر همین انقدر خشک و رسمیه ببشخید :-)

64 :: توسط behzad در 2009-02-28 04:50

فکر نميکنم مرده باشه. شما ها منتظرید الکی ملت رو تو گور کنیدها.
من حوالی سنگر زندگی میکنم. به گورستان سر زدم توی ۱۰ روز اخير جوان تصادفی دفن نشده.
کسی به اسم اسماعيل فاضلی هم نياوردن اينجا. ایشالا که حالش خوبه.

63 :: توسط behzad در 2009-02-28 04:49

فکر نميکنم مرده باشه. شما ها منتظرید الکی ملت رو تو گور کنیدها.
من حوالی سنگر زندگی میکنم. به گورستان سر زدم توی ۱۰ روز اخير جوان تصادفی دفن نشده.
کسی به اسم اسماعيل فاضلی هم نياوردن اينجا. ایشالا که حالش خوبه.

62 :: توسط بیانیه وبلاگ نویسان در 2009-02-28 03:41

اطلاعیه وبلاگ نویسان در دفاع از جنبش دانشجوئی
دانشگاه قبرستان نیست
اعتراض وبلاگ نویسان ایران و افغانستان به سرکوب گسترده دانشجویان
ما وبلاگ نویسان از مقاومت دلیرانه جنبش دانشجویی که پلی تکنیک را به نماد آزادی خواهی تبدیل کرده و پایه های حکومت مرتجعین را به لرزه در آورده است حمایت می کنیم و همگام با دانشجویان دلیر، خواهان آزادی فوری دانشجویان بازداشتی هستیم و از همه سازمان‌های حقوق بشری برای آزادی دانشجویان در بند کمک می طلبیم

درصورت تمایل برای امضاء ، لطفاً اسم وبلاگ با لینک خود را بنویسید

61 :: توسط nosrat در 2009-02-27 23:55

vay khli hal kardm NAZI ziton jon

60 :: توسط nosrat در 2009-02-27 23:55

vay khli hal kardm NAZI ziton jon

59 :: توسط nosrat در 2009-02-27 23:55

vay khli hal kardm NAZI ziton jon

58 :: توسط sadaf در 2009-02-27 23:21

وای چقدر خنديدم دختر. ببينم واقعا جدی بود اينايی که گفتی؟ خدا بگم چيکارت کنه دلم درد گرفت

57 :: توسط babak در 2009-02-27 18:37

خدا بگم زیتون خانوم چکار‌تون کنه! مردم از خنده. فقط ایراد اینجا بود که چون تو محل کارم این پست رو میخوندم، برای اینکه نترکم از خنده، لبهٔ میز رو گرفته بودم و بدون صدا میخندیدم. به خاطر قضیه حرکت نسبی‌ و ناظر متحرک و اینا، اصلا تو بحر نبودم که میز و مانیتور همکارم همراه خنده‌های من دچار زلزله شده! اون بدبخت هاج و واج مونده بود که من چی‌ شده دچار رعشه شدم!

ولی‌ واقعا خنده دار بود. از سیبا به خاطر اینکه این فرصت رو برای شما و ما فراهم کرد، تشکر کنید.

موفق باشید.

56 :: توسط مهاجر در 2009-02-27 15:55

خوانند زیتون کامنت 48 , تو چقدر ساده ای !! , این بابا درسته دیونه است , اما خر که نیست ؟ با پای خودش بیاد سر قرار !! , آنهم توی کمیساریای پلیس محل ( محل قرار), اصلن من فکر نکنم توی منترآل زندگی میکنه!!!!

55 :: توسط یک لاقبا در 2009-02-27 14:45

گور بابای سیاست ...؟

وقتی گوگوش دوره خاتمی ! اجازه سفر و خواندن گرفت یک تک پا امد کانادا وتورنتو
که سر و صدایش بمطبوعات تورنتو هم کشیده شد پانزده هزار نفر مشتاق ایرانی
سالن هاکی سنتر تورنتو را پر کرده بودند اما عجیب این بود که خانم سلین دیون
خواننده مشهور فیلم تایتانیک و شهره تمام امریکا و کانادا و اروپا هم برای نیم ساعتی
در صف اول نشست تا گوگوش را از نزدیک ببیند خبرنگارها دوره اش کردند که شما
را کی دعوت کرده !؟ گفت هیچکس فقط در روزنامه ها خواندم که سلین دیون ایرانی
امروز مقابل پانزده هزار نفر میخواهد بعد از بیست سال سکوت بخواند آمدم تا از
نزدیک ببینمش همین ...گوگوش سنگ تمام گذاشت و رفت تا احمدی نژاد بیاید و
دوباره بسکوتش بکشد اما سلین دیون با صدای افسانه اییش هنوز میخواند

لاوز گووز تو دووز هو بیلیوز این ٬ اند دتز دی وی ایت ایز
آی کن رید یور مایند ٬ آی نو یور استوری ٬ یو گات تو بیلیو این

54 :: توسط یک لاقبا در 2009-02-27 14:18

این سفره انداختن ها و روضه خوانی ومجالس دیگر در فرهنگ ایرانی ها یک مقوله بسیار
عمیق روانیست که در غرب بنوعی دیگر جایگزین دارد همه اینها بخاطر جمع شدن و دیدار
و گفتگوست و چند ساعتی دردل و بازگویی مسایل و مشکلات زندگی و ...وگرنه نه آش و شله زردش
نه مداحی واعظانش گره گشای مشکلیست همینکه دور هم جمع میشوند و حرافی میکنند و وقت
میگذرانند یک موهبت است ٬ بسینما و یا تیاتر رفتن بباغ وحشی سر کشیدن یا بپارکی گذر کردن
برای هر فامیل و خانواده ایی اگر چه لازم است اما کامل نیست ٬ بخصوص برای زنها و مردهاییکه
تنها زندگی میکنند و زندگیشان کاملا خالیست و این تجمعات گاه بگاه انها را از ورطه تهی شدن و افسردگی
بدر میاورد ٬ این بیست و پنجسالی که در کانادا زندگی میکنم چه ایرانی ها و چه غیر ایرانی های
زیادی را میبینم که در تنهایی غریبی زندگی میکنند و زندگی خلاصه شده انها چیزی شبیه
روزمرگیست البته انها که جوانند حسابشان جداست اما پیرها و سالخورده ها چه مرد یا زن
چه ایرانی و چه غیر ایرانی دایم در کنج خانه نشستن و تلوزیون نگاه کردن و قرص بعد از قرص
ضد افسردگی خوردن و منتظر عزراییل بودن کار دیگری ندارند ٬ جای تعجب نیست اگر بگویم که در کانادا هم گاه گداری خانواده ایی سفره ایی میاندازد تا
جمعی از این پیر مردها و پیر زنها را برای چند ساعتی دور هم جمع کند تا دردلی کنند
از گذشتهایشان بگویند تا غم تنهایی را لحظاتی فراموش کنند ٬ سفره اشان قبول حق

53 :: توسط سنگ در 2009-02-27 11:56

سلامم را تو پاسخ گو!...
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد...

با هزار تومان چه كار ميشه كرد؟!
اين سوالو تو سايت موسسه حمايت از كودكان سرطاني محك ديدم...
...
به دختر كوچولوم نگاهي كردم...
تو خوابه نازه...
جلو رفتم مثل عادت هرشب بيني خودمو جلو بيني كوچولوش گرفتم...
چشمامو بستم...
نفس مي‌كشم... عميق... عميقِ عميق...
مي خوام همه بازدم پاكش بره تو ريه‌هام...
عطر نفسش روحمو تازه مي‌كنه...
.
.
ناگهان يه دختر كوچولويي رو ديدم كه جاي بوسه خدا به جاي موهاي فرفري نازش،
روي سرش مي‌درخشه!
به آينه مي‌گفت: ميشه يه بار ديگه ببينم با موي فرفري چه شكلي بودم!!!
...
لالا! لالا! گلم لالا!
لالا! لالا! گلم لالا!

52 :: توسط لینک در دنباله در 2009-02-27 04:33

سفره‌ی نذری از نوع با حالش

51 :: توسط جیم جارموش در 2009-02-27 02:17

تو که معلوم الحالی زیتون. رفته بودی یه مشت ابله رو دست بندازی بخندی حالا هم اینجا میگی اینها انسانیتشون (خریتشون) رو نشون دادن که ضایع نشه. من هم وقتی نوشتت رو می خوندم شده بودم مثل مونالیزا معلوم نبود دارم می خندم یا کار دیگه ای می کنم. ولی واقعا با یه حرف این خسن آقا اگه موافق باشم تو کل زندگیم همینه که اگه شما زنها نبودین اسلام هم مدتها بود که به قول مش قاسم دود شده بود رفته بود هوا.

50 :: توسط کنگر در 2009-02-26 23:51

جدا سر سفره چماعت نسوان از این خبرا ست؟؟؟

49 :: توسط M-R در 2009-02-26 21:12

دیروز بکی از دانشمندان اتمی ایران که در خارج از کشور زندگی میکند , نیروگاه اتمی ایران را بسیار خطرناک ارزیابی کرد, او گفت که اگر فاجعه ای مانند چرنوبیل رخ دهد, باید تمام مناطق اطراف خیلج فارس را تخلیه کرد, دلایل خطرناک بودن این نیروگاه را این دانشمند چنین توضیح داد که چون اساس این نیروگاه بر تکنولوژی غربی ( آلمانی) استوار است تکمیل این نیروگاه بوسیله روسها مثل این میماند که ما کاربوراتور یک اتومبیل ولگا ی روسی را روی موتور یک اتومبیل فولگس واگن آلمانی نصب کینم ویا رادیاتور یک اتومبیل مسکویچ روسی را روی موتور بنز نسب کینم ,و این کار از نظر امنیتی یک نیروگاه اتمی بسیار خطرناک است, خلاصه به نظر این دانشمند بهتر است ایران از خیر این نیروگاه بگذرد و خود ایران با امکاناتی که دارد یک نیروگاه جدید بسازد.

ضمنن در مورد انتقال منشور صلح کوروش به ایران کسی نظری ندارد , سلطنت طلبهای دو آتشه ما در این مورد نظری ندارند!!؟؟

48 :: توسط خواننده زیتون در 2009-02-26 20:13

بچه ها قرار مدار کریم فضولباشی ( یک لاقبا یا همان مخلص انقلاب) را با مهاجر در کامنت ۳۰دارید که !

مهاجر و کریم عزیز
پیوندتان مبارک


کریم که معلومه خیلی شارژه دوتا کامنت کوبنده اینجا گذاشته ورفته سر قرار

47 :: توسط فورکلارنده در 2009-02-26 17:52

زیتون جان سلام.
مثل اینکه خبر درسته
تا بعد
میگم تا بعد هنوز هستم.

46 :: توسط حميد پوريان در 2009-02-26 17:16

کوتاه و گويا ====================
www.newsecularism.com
استالين به كتاب‌های درسی روسيه باز مي‌گردد

خبرگزاری كتاب ايران (ايبنا)
====
کتاب «ترک های امروز» ================
هنر و ورزش در ترکيه

بخش پايانی فصل هفتم

آندرو مانگو

مطلب اختصاصی سکولاريسم نو
=====


زمانه قفل گذشته را باز می کند

سيروس بهرامی

جريان «تغيير» سد شدنی نيست و هر چقدر هم شوراهای نگهبان جوامع مختلف بخواهند تا، مثلاً، داستان مذهبی «آفرينش» را به جای «تئوری داروين» تدريس کنند نمی توانند. يعنی، دنيا به جائی رسيده که نمی تواند قسم اين آقايان را باور کند چرا که دم خروس از هر وقت ديگری بيشتر معلوم است. پس آيا بهتر نيست که بجای تخصيص فکر به اين بی خبران عمدی و غير عمدی، به نيمهء پر ليوان نگاه کرد که به ما می گويد هم تغيير وجود دارد و هم اکثر مردمان ما به آن دلبسته اند و در راه آن می کوشند؟
...
اسماعیل خویی:
ما آرمان‌هامان را معنای واقعیت پنداشتیم
ما / نفرین به ما / ما بوده را نبوده گرفتیم
و از نبوده / البته تنها در قلمرو پندار خویش / بودی کرده‌ایم»
[...]
ما زیباترین حقیقت را / عشق را / با زشتی همیشه‌ترین / با کینه / تنها گذاشته‌ایم
ما کینه کاشتیم و / خرمن خرمن / مرگ برداشتیم
وین گونه بود / زیرا ما / نفرین به ما / ما مرگ را سرودی کرده‌ایم
آیندگان / بر ما مبخشایید
هر یاد و یادبود از ما را / به گور بی‌نشان فراموشی بسپارید
و از ما اگر به یاد می‌آرید
هرگز / مگر به ننگ و بیزاری
از ما به یاد میارید»
...
رهایی نیست از دامی به دام دیگری رفتن
بدین معنا / دریغا / گوش ِ جان / دیر آشنا کردم
رها بودم به دست شکّ / ولی در حال گشته شکّ
دریغا که از ندانستن / رهایی را رها کردم
حقیقت از دل ِ امّای پر چون و چرا زاید
حقیقت را من امّا / خالی از چون و چرا کردم
حقیقت‌ها که در باید / هم از زندان شکّ زاید
یقینم شد که جز شکّ / هر چه کردم، ناروا کردم
خطاناکردنی / نه کس / نه آیینی است / نه حزبی
جز این گر گفتم و کردم / غلط گفتم / خطا کردم
خطا کارم / خطا کارم / ولی شاید اگر بر من ببخشایید
خطاها کردم / امّا / جمله در راه شما کردم .
...

45 :: توسط احسان در 2009-02-26 16:57

تو این سال قحطی چه دهنی آب انداختی ... آش رشته .. شله زرد ...عدس پلو ...آه قرمه سبزی کو برادرهای من

44 :: توسط بیطرف در 2009-02-26 15:53

زیتون جان، من توی این پست کامنتی نذاشتم و نمی دونم که جوابت در کامنت ۳۹ در چه رابطه ای میتونه باشه و چون اسم من کنار اسم ''نیکی عزیز'' اومده، باید بگم که نظر من و نظر ''نیکی عزیز'' در این مورد زمین تا آسمون با هم فرق داره! به نظر من اصلا کار بدی نکردی و خوب هم شد که برای بقیه تعریف کردی! موفق باشی

43 :: توسط یک لا قبا در 2009-02-26 14:38

تا سفره زیتون پهنه و خواننده هاش مشغول سورچرانی بدنیست این را هم بنده اضافه کنم
که خوشبختانه مردم ایران بالخره دیدند دکمه انرژی اتمی بوشهر هم بکمک روسها که همسایه
تاریخی ایران بوده و هستند فشرده شد و داغش بدل امریکا و اسراییل خورد سی سال طول
کشید اما راه افتاد تا ایران یک پله دیگر براه ترقی و استقلال از سلطه استثمار گران غربی
بردارد مبارکست انشاالله ٬ این استقلال ایران مثل خاری تو چشمان امریکا و اروپای غربی
فرو میرود که بی بی سی و سی ان ان لحظه ایی انرا رها نمیکنند اما واقعیتها انقدر واضح و
مبرهنست که نمیتوانند از ان براحتی بگذرند مثلا در باب سی سالگی انقلاب بی بی سی یک
ساعت فیلمهای دوران شاه و سقوطش را در امریکا نمایش داد که شب بانو !! فرح و داریوش
همایون و ابراهیم یزدی و عباس عبدی و محمد علی عمویی داد سخن دادند از همه بهتر و
جوندارتر داریوش همایون بود که شاه را مگامولانیا !!؟ یا دیوانه زنجیری لقب داد که اواخر
کار خودش را خدا میدانست و همه مردم دنیا !را مفلس و درمانده...فیلمهایی از شاه نشان داد
که تا حالادر آرشیو بی بی سی خاک میخورده بسیار تماشایی و بکر و دست اول ٬ ابراهیم یزدی هم بسیار پخته حرف زد اما از همه بدتر محمد علی عمویی بود که معلوم نشد بعنوان یک
کمونیست توده ایی و ۲۴ سال زندانی کشیده چه میگوید !؟ گفت وقتی یک فوتبالیست
توپ به بیضه اش !! میخورد ان درد را نمیتواند توضیح دهد !؟ یا اینکه ساواک بیضه ها
را در یک سفره چرمی ( حالا بسفره زیتون نچسبانید !؟) میگذاشت و میمالید و درد ان قابل
نوشتن نیست !؟ حیف از عمویی و این تفصیلاتش که شاید بی بی سی حرامزاده دست کاری
کرده تا عمویی و حزب توده را بی محتوا جلوه دهد ...اما شب بانو ! فرح گفت : ای بابا بعد
دو هزار سال خواستیم یک جشن بگیریم مگر امریکا هر سال جشن استقلال نمیگیرد یاانگلیس
یا جاهای دیگر این همه داد و هوار که پول مملکت را اتیش زدید تازه مگر ان دو هزار
مدرسه که باین مناسبت ساختیم وصدها کار دیگر ...شب بانو اضافه کرد هروقت اعلحضرت
میرفتند قم یا مشهد آخوندها برای عکس گرفتن همدیگر را له میکردند پس چطور شد؟
خانم شب بانو شاید فراموشش شده که آخوندها همه نفهم بودند تا اینکه خمینی راه و رسم
فهمیدن را نشانشان داد

42 :: توسط یک لاقبا در 2009-02-26 14:02

فرد هالیدی مورخ سرشناس انگلیسی راجع بانقلاب شکوهمند مردم ایران و سی سالگی آن یک
سخنرانی سه ساعته در آکادمی علوم لندن با حضور اساتید فن انجام داده که بی بی سی فارسی
انرا پوشش داده ٬ چهل سال وقتش را صرف ایران شناسی کرده و خوشبختانه بفارسی سلیس هم
سخنرانی میکند که ممد حیات است ... هالیدی انقلاب ایران را یک انقلاب مدرن و ناب قلمداد
کرده و حضور میلیونی مردم را یک واقعه بینظیر در تاریخ بشر میستاید برعکس انقلابهای
فرانسه و روسیه و کوبا که با کشتارهای کور رقم خورده و رهبرانشان با درو کردن حکام قبلی
و قتل و کشتارهای بعدی یک حکومت توتالیتر و خودکامه علم کردند اما ایران از همان اول با
رای گیری از مردم راه اعتدال و میانه را انتخاب کرد ...هالیدی شرح وقایع گروهای مسلح و
مسایل کردستان و ترکمنها و ...را بطور مفصل شرح داده و اینکه با تمام عداوت و دشمنی امریکا
ایران توانست همه را بسرعت حل و فصل کند را بتاریخ چند هزارساله ایران پیوند میزند
که مردم کثیرالمله ایران همواره توانسته با درایت و دوراندیشی از مراحل خطرناک تاریخ
بگذرد و...... یک خسته نباشی نثار فرد هالیدی و حرفهای گهربارش یاشاسین فردی

41 :: توسط حجت در 2009-02-26 11:30

سلام

واقعا سفره های زنونه اینجوریه ؟ !!!
چه جالب سر اینکه چه ساعتی عزاداری تمام میشه بحث میکنند . :-)

به من هم سر بزنید . :-)

40 :: توسط مین مین در 2009-02-26 09:32

زیتون جان خوش به حالت اونجایی که ما رفتیم یه نماز نمی دونم چی خوند که نیم ساعت طول کشید و نفس و عرق همه دراومد.بعدشم که همش دعا و این جیزه اون جیزه

البته ما که داشتیم در آشپزخانه می گفتیم و می خوردیم

39 :: توسط زیتون در 2009-02-26 05:12

مارال جان
سوسک که نشدیم هیچ، فکر کنم قربانشان بشوم، کلی هم عشق کردند...

شمر ایران-۵
:)))) نترس بابا هواشو خودم دارم:)
تو سفره کلی جاشو خالی کردم


نق نقو جان
خدا نکنه بابا...این حرفا کدومه:)
با نگرانی به وبلاگت اومدم انشاها رو خوندم و کلی خندیدم..


راستی نیکی عزیز و بی‌طرف جان
اگر کامنت‌های بعضی دوستان را مثل پدرام و شایان و... بخونید می‌بینید از این اتفاقات خوشایند زیاد می‌افته.. بیچاره‌ها کار بدی نکردن که.... عزاداریشونو کردن، بعدش هم دلی از عزا در آوردن. اشکالی داره از نظر شما؟

اوشن جان
خوش بگذره...

دختر همسایه عزیزم:بوس
کاملا درست می‌گی:)

فورکلارنده جان
ممنون که همیشه حرف حق می‌زنی:)

ببخشید اگه نمی‌تونم به تک تک کامنت‌ها جواب بدم. ساعت از پنج صبح هم گذشت...
فقط می‌مونه جواب حسن‌آقای عزیز که اگه بی‌هوش نشدم امشب می‌نویسم

38 :: توسط زیتون در 2009-02-26 05:02

نیکی عزیز- ۸
من عقاید هیچکس رو مسخره نمی‌کنم(عمه خانم راست می‌گه)
من چیزهایی رو که می‌بینم بیان می‌کنم. هیچ هم از کار این خانم‌ها بدم نیومد. یه سری آدم با تموم روحیات یه آدم واقعی. خیلی هم دوست‌داشتنی هستن. برعکس قبلا که فکر می‌کنم اهالی سفره یه سری آدم جدا‌از مردم و ضد شادی و خوشی‌اند فهمیدم اونا هم همه چیزو سر جاش می‌خوان. عزاداری یک‌طرف. اعتقاد به شادی یک‌طرف. عقاید به جای خود، شادی نیاز طبیعی انسان‌هاست اونم بعد از دو ماه محرم و صفر که حق هیچگونه مراسم تولد و عروسی نداشته اند.
من در مورد دین‌های دیگر هم تا به‌حال زیاد نوشتم. مجلس ختمی از کلیمیان رفتم که نگاه خاخام مربوطه همه ش به پاها و شکاف قسمت بالای مانتو خانم‌ها بود و حتی به شوخی نامزد من خطابشون می‌کرد . کشیش ها هم ممکنه اشکالاتی داشته باشن. اونا هم آدمن پیغمبر که نیستن.
خوب در جامعه‌ی ما که بیشتر از ۹۹ درصد مسلمونن من راجع به کیا می‌تونم بنویسم؟
من باید حقایقی که می‌بینم اینجا بنویسم نه یه سری دروغ. حقیقت اتفاقا مردم رو بیشتر مجاب می‌کنه تا ظاهر سازی.
ناشناس جان خطابم به تو هم بود.

37 :: توسط nashenas در 2009-02-26 04:48

تو حق نداري با نوشتن هجو مسلمونا رو مسخره کنی !

36 :: توسط nashenas در 2009-02-26 04:48

تو حق نداري با نوشتن هجو مسلمونا رو مسخره کنی !

35 :: توسط فورکلارنده در 2009-02-26 04:09

با سلام به همه.
خطاب به حسن آقا با یکمی ناراحتی و گلایه: سلام حسن آقا چی شد؟چرا یه دفعه زدی زیر همه چیز؟
ببین به نظر من شما با اینهمه هوش و ذکاوت نتونستی از پس این مخلص بی مخ بد بخت انقلاب بر بیای واقعا ناراحت شدم.این فضولباشی داره همه چیز رو بهم میریزه. به راحتی به اهدافش داره میرسه. یعنی چی به این زیتون میگی دیگه نمیای اینجا؟
به نظرم من بهتر منظور این زیتون رو فهمیدم از این پستها. ببین این زیتون داره دقیقا همون حرفهای تورو اجرا میکنه.با یه چاشنی طنز و کنایه. خودت میدونی منظورم چیه نکن اینکارو حسن آقا. نذار این فضولباشی به خواسته اش برسه. اینا چند نفرن خودتم میدونی. اصلا یکی از دلایلی که همه رو یکی میدونه همینه.
برعکس عمل میکنه.
من و تو باید حواسمون جمع باشه.
اسلام رو ولش کن. به قول مطهری بود کی بود میگفت یزید مرد یزید زمان رو خفت کنید دهنش رو سرویس کنید.

34 :: توسط M.E در 2009-02-26 04:06

درود بر شما
وبلاگ زیبایی دارید.
موفق باشی
ام - ای
www.takavaran-tondar.tk

33 :: توسط سروش در 2009-02-26 03:05

هوس کردم یه سفره بندازم مختلط. شما هم تشریف بیارید و تو سفره ی ما هم از این جرقه های بزنید مجلس گرم شه :-)

32 :: توسط Tara در 2009-02-25 22:56

ba maze bood!!!

31 :: توسط ارمان در 2009-02-25 22:03

زیتون جان برای یکبار هم شده خودت امتحان کن ضرری نداره تو ساختمون دو طبقه تون یه طبقه را زنونه کن و یه طبقه را مردونه و بعد یکی از برادرها را دعوت کن مثلن برادر محمو دکریمی باشه خب البته خیلی خیلی بهتره بعدش فکر کنم دیگه هیچ وقت دلت برای اینجور مراسم تنگ نمیشه ؟!

30 :: توسط مهاجر در 2009-02-25 21:08

مخلص انقلاب فردا ساعت 3 بعدازظهر بیا به آدرس زیز :

PDQ 35
920, rue Bélanger
[près de la rue Saint-André]
Montréal (QC) H2S 3P4

29 :: توسط هزار ساله در 2009-02-25 20:55

زیتون جان، کلی خندیدم مرسی.
مخلص انقلاب: خفه شو. شما گوه ها که اینقدر مورد تنفر مردم هستین چرا خودتان را هی نخود هر آش میکنید؟ اصلن تو توی مونترال چه غلطی میکنی؟ ایران را به اندازه کافی گند نزدین حالا رفتی کانادا را خراب کنی؟

28 :: توسط مارال در 2009-02-25 20:39

خیلی جالب بود . خوب شد سوسک نشدین روز عزایی !!! :))

27 :: توسط shayan در 2009-02-25 20:15

زيتون جان

سفره هم اينجوريش خوبه!

ياد يکی از اقوام مادرم افتادم. بچه که بوديم مادرم عاشورا و تاسوعا اکثرا ما را می‌برد منزل اونها که هم همه فامیلش اونجا جمع میشدند و هم در محله اونها دسته های گنده و جالبی راه می‌افتاد و میرفتیم تماشا.

بچه های صاحب خانه از اول تا به آخر به بهانه های مختلف آنقدر مزه می‌انداختند و جماعت را می‌خنداندند که بی اختیار اشک از چشم همه در می‌امد. مادرشان هم ضمن خنده و پاک کردن اشک چشمش پشت سر هم دستش را گاز میگرفت و با خنده می‌گفت این ذليل مرده ها بچه نیستند آلت دست شيطان اند؟ خدايا ببخش! در اين شب عزيز از سر گناهانمان بگذر! اينها نمی‌فهمند ..... بچه هاش هم می گفتند مامان مگه نمی‌خواستی واسه امام حسین گریه کنی؟ خوب ما هم داریم اشکت را در میاریم دیگه؟ حالا چه فرقی می کنه با خنده در بیاد یا با گریه؟ اشک اشکه دیگه؟ نييت مهمه!

حالا اين سفره شماها هم مثل عاشورا تاسوعای اقوام مادر ماست!!

به هر حال

اشکال نداره نييت مهمه!:))

شاد باشی

26 :: توسط shayan در 2009-02-25 19:42

مرمر خانم گرامی

ممنون از احوالپرسی و لطف شما خوبم اميدوارم حال شما هم خوب و در شادي و سلامتی ايام به کام باشد.

شاد باشيد

25 :: توسط خُسن آقا در 2009-02-25 18:37

پس من از این به بعد نیازی نیست اینجا پیام بگذارم تو گویا دیگر عقاید مرا می شناسی و همچنین خطاهای خودت را!؟
حالا خودمونیم اسلام بدون شما زنها هیچ نبود امروز. از همه بدتر اعتراض هم می کنید که چرا حقوق زن و مرد برابر نیست. آخه وقتی تا این حد از اسلام عزیز پیروی می کنید توقع نداشته باشید برخلاف قوانین اسلام به شما حقوق برابر با مردان را بدهند.
تا زمانی که خانم های عزیز از بیضه اسلام ناب محمدی آویزون بشن وضع همین هست که هست. به قول معروف خلایق هرچه لایق.
مخصوا از اونجایی که جماعت را مجبور کردی صلوات بفرستند من خیلی خوشم آمد دقیقا مثل دیگر اصلاح طلب ها

24 :: توسط شاهین دلنشین در 2009-02-25 18:26

ذلیل نمیری ای بلای ناقلا! یاد رقص باله ی پرویز صیاد با مری آپیک افتادم که آخرش به نیناش ناش تبدیل شد.

23 :: توسط شاهین دلنشین در 2009-02-25 18:18

ذلیل نمیری تو ای بلای ناقلا! یاد رقص پرویز صیاد با مری آپیک افتادم.

22 :: توسط دختر همسایه در 2009-02-25 17:59

زيتون جان انگاری مردم دارن عاقل ميشن خیلی خندیدم و خوشم اومد از این سفره ...جای ما هم خالی
:-)....والله من فکر میکنم خدا آدمو بیشتر این مدلی دوست داره که شاد باشه و بخنده تا اینکه همش غمبرک بزنه و گریه کنه ....دعا کردن هم آدم در خلوت خودش باید بکنه ...نه دست جمعی ....ببخشید ولی این طوری یادم به یه گله بره میافته که همه فقط سرشون زیره و یه وردی رو دنبال میکنن بدون اینکه بفهمن چی میگن و این چیزا چه معنی میده ... آدم افسردگی ميگيره از بس ادای غمزده هارو در مياره و ننه من غريبم میکنه در این جمعها ....حالا اگه تبدیل بشه به یه مراسم شاد باور کن ملت دیگه فقط برای غذا نمیرن سفره :-)...چرا آخه همه با ترس و لرز شادی میکنن ....شادی مگه در اسلام حرومه؟؟؟
دلشاد باشي

21 :: توسط حميد پوريان در 2009-02-25 17:35

قداست دانشگاه اسلامی شده از حوزه کمتر نيست (آيت الله آملی)
www.newsecularism.com
===================== کوتاه و گويا ====================

تاکيد بر اسلامي شدن دانشگاه ها

آيت الله جوادي آملي

روزنامه اعتماد: آيت الله جوادي آملي گفت؛ «کساني که در پي ارتباط با امريکا و اسرائيل هستند، براساس نص صريح قرآن، مرض سياسي دارند.» به گزارش ايلنا، آيت الله جوادي آملي از استادان حوزه علميه قم در ديدار اعضاي ستاد برگزاري کنگره بين المللي خواجه نصيرالدين طوسي در قم اظهار داشت؛ «اگر دانشگاه ها را اسلامي نکنيم، نه راه خواجه نصيرالدين ها و ديگر انديشمندان اسلامي را خواهيم رفت و نه وحدت حوزه و دانشگاه عملي خواهد شد». آيت الله جوادي آملي افزود؛ «در شرايط کنوني تا اسلامي شدن دانشگاه ها فاصله زيادي وجود دارد و بايد اين فاصله کوتاه شود.» آيت الله جوادي آملي گفت؛ «اسلامي کردن دانشگاه غير از مسلمان تربيت کردن است، آنچه از غرب آمده و ترجمه شده، کسي را مسلمان نخواهد کرد.» امام جمعه موقت قم اظهار داشت؛ «اگر دانش دانشگاه اسلامي شود قداستش کمتر از حوزه نخواهد بود.»

و اين هم يک ويدئوی ديدنی
=====
نوعی از سیاست که چاره‌ای جز تسلیم ندارد

الاهه بقراط

عوام‌گرایی، امروز نیز به همان گونه دامان فعالان سیاسی و رهبران احزاب و گروه‌ها را گرفته است که سی سال پیش گرفته بود. این طایفه به طور عموم متفکر و اندیشمند نیستند. روزنامه ‌نگاران و نویسندگانی را نیز که از عرصه سیاست به روزنامه‌نگاری پرتاب شده‌اند و خود را پایبند به دفاع و تبلیغ یک خط سیاسی معین آن هم در چهارچوب حکومت می‌شمارند، باید از همین دست شمرد. عوام‌گرایی آنان را می‌توان در آستانه «انتخابات در جمهوری اسلامی» یک بار دیگر در تکرار اینکه مردم چاره‌ای جز «انتخاب بین بد و بدتر» ندارند، دید. «واقع‌گرایی» و «سیاست عملی» پوششی بر فقر فکری و سطح اندیشه آنان است.

20 :: توسط کُلُفت اوغلی در 2009-02-25 17:17

کریم:سیکیمی سّنم گوتوم وره
به دُنبه ات آویزون وره

19 :: توسط کُلُفت در 2009-02-25 17:04

کریم:سیکیمی س

18 :: توسط مخلص انقلاب در 2009-02-25 16:24

خانم پس پیداست که کامنت مرا میخوانی و مثل یار عزیز و دلبندت!؟
تظاهر به نخواندن میکنی این دوروییها را هم از او فرا گرفته ای مهم نیست
لابد فکرکردی با نوشتن پست جدید همه چیز تمام شد خیرآرشیو پست قبل موجوداست
این نیکی ساده دل هم نمیداند که باین حرفهایش به زودی با تحریک بعضیها!؟
مغضوب زیتون قرارمیگیرد.آقا/خانم نیکی سالهاست اینجا همین بساط است و ریشه در
ارتباطات مافیاگونه خانم صاحب وبلاگ با تعدادی ضداسلام مغزباخته سلطنت طلب دارد

جناب مهاجر خوب دقت کنید این خانم در ابتدا وبلاگی را معرفی کرد تا
به بحث و فحث!؟ درمورد خاتمی بپردازند اما بمحض اینکه دو یار براندازش!!؟
پشت سرهم!؟ و با برنامه ای دقیق و از پیش تعیین شده که مشخص است هماهنگی
کرده اند دقت کنید با چه فاصله زمانی کوتاهی در کامنتهای ۷۰ و ۷۱پست قبل
اعتراض کردند بلادرنگ چهره عوض کرد که بله!؟ بنده نوشتم و آنها چاپ
نکردند!! پس بدند!! میدانید چرا چنین میگوید؟ کامنتهای آندو فناتیک را یکبار دیگر
بدقت بخوانید تا متوجه عرایض بنده شوید این چیزیست که پنج سالست اینجا
در جریان است و امیدوارم با حضور شما بتوان جلوی این رذالتها را در اینجاگرفت

ضمنا جناب مهاجر بنده از روی آی پی شمافهمیدم که شما هم در مونترال
هستید پس حتما خود بهتر میدانید ستاد تبلیغات خاتمی کجاست و اگر هنوز نمیدانید
میتوانیم دیداری داشته باشیم تا هم از نزدیک آشنا شویم هم شما را راهنمایی کنم

17 :: توسط فورکلارنده در 2009-02-25 16:05

به زیتون. تمام دنیا یک طرف تو یکطرف عزیزم عزیزززززمممممممم
به نیکی:دیوونه دیوونه دیوونه شو دیوونه. دیوونه غم نداره هیچ چیزی کم نداره. راستی کم کثری که نداری نیکی جان؟
به پدرام از هرات: خودتو عشقه مشدییییی. خیلی حال کردم باهات.

16 :: توسط پدرام در 2009-02-25 15:25

زیتون عزیز سلام.

جالب بود و خیلی خندیدم. البته برای ماهایی که توی ایران برای مدت زیادی زندگی کردیم و فرهنگ و رسوم ایران بگی نگی روی شهرمون هرات تاثیر گذاشته، طبیعی و ملموس بود.
میدونی نزدیک خانه ما یک حاج آقا زندگی میکنه، باورت میشه وقتی سفره ابوالفضل خانه خودش بود بعد از ختم دعا چنان بزن و بکوبی بود که نگو نپرس.

خوش باشی و سربلند.
پدرام
هرات- افغانستان

15 :: توسط پدرام در 2009-02-25 15:24

زیتون عزیز سلام.

جالب بود و خیلی خندیدم. البته برای ماهایی که توی ایران برای مدت زیادی زندگی کردیم و فرهنگ و رسوم ایران بگی نگی روی شهرمون هرات تاثیر گذاشته، طبیعی و ملموس بود.
میدونی نزدیک خانه ما یک حاج آقا زندگی میکنه، باورت میشه وقتی سفره ابوالفضل خانه خودش بود بعد از ختم دعا چنان بزن و بکوبی بود که نگو نپرس.

خوش باشی و سربلند.
پدرام
هرات- افغانستان

14 :: توسط پدرام در 2009-02-25 15:24

زیتون عزیز سلام.

جالب بود و خیلی خندیدم. البته برای ماهایی که توی ایران برای مدت زیادی زندگی کردیم و فرهنگ و رسوم ایران بگی نگی روی شهرمون هرات تاثیر گذاشته، طبیعی و ملموس بود.
میدونی نزدیک خانه ما یک حاج آقا زندگی میکنه، باورت میشه وقتی سفره ابوالفضل خانه خودش بود بعد از ختم دعا چنان بزن و بکوبی بود که نگو نپرس.

خوش باشی و سربلند.
پدرام
هرات- افغانستان

13 :: توسط نگین در 2009-02-25 14:30

زیتونی خیلی جالب بود. من یه بار یه مجلس مولودی تو لواسان دعوت شده بودم باورت نمیشه تا حالا اینهمه زن صورت و سینه عمل کرده یک جا ندیده بودم واقعا دیدنی بود. چه خونه ای و چه سفره ای. چند تا دختر هم دف میزدن و یکی میخوند. اولش دعا و روضه خونی و بعدش بزن و برقص. چون ولادت بود نه رحلت دلیلی برای رقص و شادمانی وجود داشت. ولی این تظاهر به اعتقاد داشتن با اون ریخت و قیافه ها واقعا سوال برانگیزه!

12 :: توسط عمه خانم در 2009-02-25 14:12

زيتونی عمه بگو ببينم مگه سفره های ديگه مختلطه که اينيکی فقط زنونه بود ?!
نيکی جون تو فکر ميکنی زيتونی داره مسخره ميکنه عزيز ? نه بابا يه داستان به اين باحالی که تعريف کرده کجاش مسخره کردنه? مسخره اوناي ميکنن که خيلی جدی سفره ميگيرن و نوحه خونی ميکنن بعد برای اينکه يه عذر مثلن شرعی بيارن برای بزن و بکوب کردن سر ساعت تموم شدن روز رحلت بحث ميکنن ...
البته اينا در حقيقت خودشونو مسخره ميکنن وگرنه پيغمبر اسلام هيچ احتياجی به اين مراسما نداره

11 :: توسط roya در 2009-02-25 13:38

khaab didi

10 :: توسط وحید در 2009-02-25 11:49

سلام

یه سری بزنید http://refreshnews.blogfa.com/

9 :: توسط مانی خان در 2009-02-25 11:23

تمام دنیا یک طرف تو یکطرف زیتون جان

اینجا که رسید خیلی خندیدم

شاد باشی

8 :: توسط نيکي در 2009-02-25 11:22

چرا زمانی دم از روشنفکری می زنيد و از آزادی اديان يهودی و مسيحی و ... دفاع می کنيد؟
اما اعتقادات مسلمانان را به تمسخر می گيريد؟
مگه شما معتقد نيستيد به عقايد يهودی هم بايد احترام گذاشت؟ پس چطور به خودت اجازه می دی با داستان سرايی عقايد مسلمونها رو مسخره کنی ؟
به درست يا غلط بودن اعتقادات کار ندارم بحث من سر ژست روشنفکری و سياست يک بوم و دو هوای شماست

7 :: توسط Ocean در 2009-02-25 08:06

Salam Z8un jaan,

mamne man vaghti Iran boodim har taghriban har sal baraye arbaeen sofreh miandakht va baradaram ham hamishe migoft dobareh Abolfazl Party darid?
Kholaseh salone modi bood. Va man az jame o joore badesh bizar boodam!
vali bayad eteraf konam ke az sofreh khosham miad va hamin hafteh ham daram miram ba mamanam sofreh. Akhe inja ham irooniha sofreh dadaneshoon sare jaashe!

Rasti bacha ro oon rooz chikar kardi??

6 :: توسط آزادو در 2009-02-25 07:36

خیلی خوب بود! خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم! دستت درد نکنه بیشتر برو سفره مشکل افسردگی مردم رو کم شه!

5 :: توسط شمرایران در 2009-02-25 06:41

من کم کم دارم نگران اين موجود همخونه تو ميشم
ببينم شما تا حالا تو روياهاتون يه مردو با دستبند چرمی بستين و بعدش با شلاق دم گاوی کتکش بزنيد؟
زن حق ندارد به مرد ظلم کند حتی اگر مرد دم بر نياورد . امام خمينی
برقصيد و شاد باشيد اما به مردهايتان لطف کنيد و جيغ و هوار نکنيد امام عج

4 :: توسط نق نقو در 2009-02-25 06:22

با توجه به این که شروع تبدیل مجلس رزم به بزم بوده ای، به مجلس ختم خودم دعوتت می کنم. ببینم چه میکنی ها!
شاد باشی جوون

3 :: توسط mar mar در 2009-02-25 05:17

سلام زيتونی قبول باشه!

سلام و عرض ادب خدمت آقای شايان عزيز. اميدوارم که خوب و سلامت باشيد.

2 :: توسط زیتون در 2009-02-25 05:17

سلام شایان جان
نه مثل قبلنا... اما گاهی کامپیوتر خراب می‌شه. خیلی شده آنلاین بنویسم و نوشته‌م بپره. چشمم ترسیده

1 :: توسط shayan در 2009-02-25 04:33

زيتون جان

خوبی؟

مثل اینکه اول:)

ببينم مگه هنوز برق ميره؟

زبان: