تورو خدا بس کنید و جواب کریم فضولباشی رو که هر لحظه به رنگی درمیاد ندید.
متوجه نشدید که او درانتخابات قبلی ضد خاتمی و طرفدار راست بود و حالا برای دو به هم زنی طرفدار دو آتشهی خاتمی خودش را جا میزند؟
متوجه نشدید که انشای او همیشه مثل هم نیست و چند نفر به صورت نوبتی مینویسند؟
به هوش باشيد که اين دلقکی که بنام مهدی
موعود فضله پراکنی ميکند همان مهاجر است
که سعی داشتم يک بار بااوقرار بگذارم و چه
خوشحالم که عملی نشد. اين شخص فقط برای
تخريب آمده ابتدا سعی داشت چهره خاتمی را
تخريب کند که وقتی دستش را رو کردم اينبار
به سراغ مهدی رفته و لابد بعد هم ميرود
سراغ بقيه ائمه تا خود رسول. هرچه درمورد
خاتمی يا امام زمان ميگويد همه دروغ است
جناب مش مهدی!؟ يا شما همه را احمق
فرض ميکنی يا مرا نشناخته ای بنده از همان
ايتدا که سروکله جنابعالی با اسم مهاجر پيدا
شد و متوجه شدم ساکن مونترال هستيد
تمام آی پی هايتان را يادداشت کردم چون
متوجه بودم که با آی پی های غير مونترال هم
مياييد و باعث تعجبم بود دست برقضا اينبار
اين ترفند کارگر شد و دست شما با اين اسم جعلی
هم روشد تو اگر يک بار توسط من بی آبرو شدی
بيفايده است اگر بااسم ديگری بيايی برای کسب آبرو!؟
سلطنت طلب ...مجاهد...منافق کوفت زهر مار هرررچی ... با من صحبت کنید ...بهم نظر بدید ...من احتیاج به علمتون دارم ...کمکم کنید ..برام دعا کنید ...به خودم قسم برگشتم ایران نمیذارم آب تو دل کسی تکون بخوره ...همه چی درست میشه ...بهم اعتماد کنید و با من جنگ نکنید همین! هر چیم خواستید بهتون میدم قدرت پول هر چی .... واسه بابام یه صلوات بفرست تا خوشحال شم...مرسی دوستای خوبم...درپناه خدا
مهاجر چه خریه؟ ابله من نه اونم نه اون یارو مهدی موعود. تو فکرکردی اگر همه رو یکی کنی اینجوری از تعداد کسایی که ازت بدشون میاد کم میشه؟
کریم راستی تو زن هم داری؟ بعید میدونم.چون انقدر نفرت انگیزی که فکرنکنم کسی بتونه تحملت کنه
خواننده دلقک زيتون خودت ميدانی درچه مورد
گفتم آی پی مهدی موعود که درست بعداز بنده
کامنت گذاشته سه شماره اش با آی پی قبلی تو
برابر است کی را خر فرض کرده ای جناب مهاجر؟!
خب کریم جمال میخواستی قبل از تو بگذارم؟ من فقط یه کامنت گذاشتم اونم تقاضای زمان مرگ تو بود
حالت خوبه کریم؟ دم مرگته فکرکنم به هذیون افتادی
این شماره ۳۱ و ۳۳ آنقدر وقیح و بی آبروست
که درست یکدقیقه بعد از من کامنت
میزاره با همان اسم ولی آی پی دیگر !؟
و همه را بیشعور فرض میکند
خاک کاهو بسرت
کريم تو کی ميميری بالاخره نگفتی؟
امروز متنهای زیادی برای فرستادن اماده
کرده بودم که فعلا صرفنظر میکنم چون مطلب
زیاد باعث خسته شدن میشود و ممکنست زیتون
نخواند
شعار اتحاد ٬ مبارزه ٬ پیروزی مختص فدائیان
و مجاهدین خلق بود و الحق هم با اینکه تعدادشان
اندک بود اما اتحادی قرص داشتند ...حالا هرکسی
داد میزند که همه ناراضی اند و مردم منتظر یک
جرقه اند و ...؟ جرقه !؟ کدام جرقه !؟ مثلا میگویند
مطلب روزنامه اطلاعات علیه خمینی یک جرقه بود
دیگه نمیگویند بابا جرقه باید بیک انبار کاهی یا
مخزن بنزینی یا گاز جمع شده در اطاق در و پنجره
بسته ایی ...بعله دوران شاه این ها ببرکت سرکوب و
سانسور آماده شده بود اما امروز هر که هر چه دل
تنگش میخواهد میزند مینویسد در گوگل بگوش
دنیا میرساند در وبلاگها بهمه مردم اهل مبارزه
در داخل و خارج میچپاند ٬ دیگه آندوران نیست
که گلسرخی و کرامت دانشیان بخواهند ولیعهد را
گروگان بگیرند تا مطلبشان را بمردم بگویند
و در جا هم اعدام شوند ٬ تازه این اتحاد و انسجام
مردمی کجاست !؟ همینطوری یکدفعه مردم
بریزند تو خیابانها !!!؟ تازه آن گارد شاهی با
آن همه خیابان امدنهای میلیونی و دولت فلج
و اعتصابات سراسری تا ۲۲ بهمن مقاومت کرد
یعنی این سپاه و بسیج و طرفداران رژیم عین
پشمک نشسته اند که بزارند یک خیابان ریزی
کلکشان را بکند !!گفتند یک اسکلیداشت یک کاسه ماست را میریخت
تو دریا و با قاشقی بهم میزد ٬ رهگذری
پرسید چکار میکنی !؟ گفت دارم دوغ درست
میکنم ٬ رهگذر گفت با یک کاسه ماست و یک
دریا آب مگه میشه !؟ گفت اگر شد میدونی
چه دووووغی میشه
این جناب حسن اقا که معرف حضورتان هستند؟! بله همان شخصی
که داعیه جمهوریخواهی دارد اما درست مثل زیتون همه اطرافیان
و مجیزگویانش سلطنت طلب هستند و خودش هم به اندازه دهها
سلطنت طلب تابحال بر ضد اسلام قلم زده است این فرد رسوا که
کوس رسوایی و لامذهبیش همه جا زده شده حالا دست به یک اقدام
بقول خودش افشاگرانه!؟ زده و یک متن زشت و دروغ درمورد
خاتمی برسردروبلاگش گذاشته که مثلا بخیال خودش با آن وبلاگ
معروف و پربیننده ای که درمورد خاتمی مینویسد مقابله کند
بنده ضمن قهقه خنده که سر میدهم اینرا به ایشان گوشزد میکنم
که آن وبلاگ محصول دست چندین وبلاگنویس است و تو فقط یک
نفر هستی و درواقع عرض خود میبری و زحمت ما میداری!!؟
نصیحتی که به جنابعالی دارم اینستکه آن نوشته را هرچه سریعتر
بردار تا بازدیدکننده هایت را ازدست ندادی چرا که ترس آن دارم
که بعداز انتخاب خاتمی روسیاهی و بی ابرویی بتو و مجیزگویانت
بماند و وبلاگت بعنوان یک سایت شکست خورده به یکی از
کم بازدیدترین سایتها بدل گردد به امار فعلیت غره نشو
هر گاه دیدی پیمانها سست شده زبان در دهان بگیر به خانه ات بچسب کار مردم را رها کن و به کار خود بپرداز .... زیتون جان از خونه تا میتونی بیرون نرو ... آدمای بوغلمون صفت اطرافت زیادن....کسی شورش نکنه اعتراضی هم نکنه تا جونش تو خطر نیفته وضع خیلی خرابه ...تو خونه با اینترنت با هم ارتباط برقرار کنید ..ممکنه اینترنت ها رو هم قطع کنن ولی مهم نیست درست میشه....قیامت تو راهه عزیزم....من نوشته های تو رو کامل خوندم و بهت اعتماد دارم اما متاسفانه ساده لوحی ...سنگ اون درخشانو به سینه نزن ...تکرار میکنم کسی اعتراضی نکنه و از خونش بیرون نره خطرناکه...اگه خواستی بدونی احمدینژاد کیه این لغت رو توی اینترنت سرچ کن.... عثمان بن عنبسه(سفیانی) ... احمدینژاد رو جز من کسی نمیشناسه! ... بر کافر صد شکر واجب است که باری منافق نیست!
بیژن برهمندی در وبلاگش مطلبی نوشته که
اگر صد هزار زن ایرانی حجابشان را بردارند
دولت قادر نیست کاری بکند و ...البته اینگونه
خیالبافی و رویایی فکر کردن و نسخه پیچیدن
کار آسانیست اما در عمل چطور !؟ انقلاب ۵۸
وقتی دیگش بقلیان افتاد که ده ها سال بگیر و
ببند کودتای ۲۸ مرداد و شورش پانزده خرداد
را در پشت سر داشت و تازه یک شبه میلیونها
نفر بخیابانها سرازیر نشدند بلکه اول دانشجویان
دانشگاهها علمدار اصلی بودند و بعد کم کمک مدارس
و بعد ادارات و در آخر هم راهپیمایی اسلامیون
از قیطریه شمیران بود که صدایش در داخل و خارج
طنین انداخت که داستانش را همه میدانند ....اما
در این سی سال گذشته غیر غیر شور و غوغای
اوایل انقلاب و گروهای مسلح دیگر تا مسئله
بستن روزنامه خوئینی ها و اجتماع بیست هزار
نفری دانشجویان و در گیریهایش هیچ اجتماع
بدرد بخوری رخ نداده ...حالا چه جوری یکهو
صد هزار !! خانم دور هم جمع شوند و حجاب
بردارند جز یک خیال موهوم و رویایی چیزی
بیش نیست ٬ حالا بنویس صد یا هزار خانمی
دور هم جمع شوند و دادخواهی کنند و فریادی
بزنند که شاید شدنی باشد وگرنه ...؟
زیتون جان خیلی وضع خرابتر از اونیه که فکرشو میکنی ...دوست و دشمن اووونقدددددر قاطی پاتی شده که مردم دیگه قدرت تشخیصشو ندارن .... من میدونم چه خبره ....سکوت کنید بهم اعتماد کنید .... من به نفوذ تو احتیاج دارم برام مهم نیست مسلمونی یا مسیحی یا یهودی یا صهیونیست عرب عجم دختر پسر ...به کمکتون احتیاج دارم داره دیر میشه..... کسایی که فکر میکنی دوستت هستن دوستت نیستن... خدا از دست منافق صداش درومد...جان من برو سوره منافقون رو بخون ببین چی میگه... چیز دیگه ای به عمرشون نمونده...باورم کنید ولی ولوله ها میشه تو دنیا و به یکباره..سکوت سکوت سکوت قوم پارس
یک انگلیسی در مراسم عزاداری پرسید این عزاداری برای کیست گفتند برای مسلمانان و مربوط به 1400 سال پیش است انگلیسی گفت خبرها به شما چقدر دیر به دیر میرسه
قیاس مع الفارق است اما حالا شده حکایت این میمون گفتن عمو پورنگ ..چرا که روزنامه تلگراف و روزنامه گاردین هم بعد ز گذشت یک ماه این خبر جعلی را پوشش داده اند نکته جلب توجه اینکه با وجود صدها عکس در سقط فروشی پرشین بلاگ که به اسم عموپورنگ زده هنوز هم سایت های خبری عکسهای مریوط به خبر عمو پورنگ را از وبلاگ خرمگس انتخاب می کنند حتی سایت های خارجی
باشگاه موج سواری خصوصی و مسابقات خرداد ماه
...........................
حمید پوریان جان چون تکراری بود اینو پاک کردم
نمیشه خواهش کنم کلا به جای کل نوشتهی یک نفر فقط به صفحهی مربوطه لینک بدی و فقط دوسه خط اولشو یا هر کجاشو که خودت دلت خواست بذاری؟
مأموران حکومت مهرورزی برای حفظ نظم از ديوار مردم بالا می روند
www.newsecularism.com
ضرورت خودباوری ملی
سيامک مهر
siamakmehr@yahoo.com
از اظهار نظرهای رهبران اروپا و آمریکا و نیز روزنامه نگاران و صاحب نظران سیاسی غرب در قبال مسائل ایران، چنین استنباط می شود که گویا در ایران فقط و فقط یک رژیم سیاسی آنهم در خلأ موجود است و چیزی به نام ملت و مردم ایران وجود خارجی ندارد. به همین دلیل به گونه ای از« تغییر رژیم» در ایران سخن می گویند که انگار توان و ارادهء چنین تغییری تنها در اختیار دولت ها و قدرت های غربی است.
دیوید میلیبند وزیر خارجه انگلیس می گوید: «به نظر تغيير نظام ايران به صلاح نيست، بلكه بايد سياستهای اين كشور تغيير كند. ما با ملت ایران مشكلی نداريم و برای تغيير نظام در تهران نيز نمی كوشيم.»(1)
این سخنان بی سر و ته و بی ارزش، نشان از تفرعن و یکجانبه نگری استعمارگران کهنه کار انگلیسی دارد. به عبارتی دیگر منظور گوینده این است که تغییر نظام ایران به صلاح انگلستان نیست وگرنه برای تغییر نظام در تهران می کوشیدند. یعنی بالقوه این ظرفیت و توانایی و نیرو را در اختیار دارند که اگر تغییر نظام در تهران به صلاح و همسو با منافع انگلستان باشد، بلافاصله چنین خواهند کرد و رژیم اسلامی را بر می اندازند و در این میان مردم ایران برگ چغندرند.
در خبر دیگری آمده است: «مرکز سیاست های خارمیانه ای سیبان (Saban) در موسسه مشاور شناخته شده بروکینگز در واشنگتن، در گزارش خود که عنوان آن "جاده همزیستی: یک سیاست جدید آمریکا در قبال ایران" است، خواستار آن شده که دولت آمریکا در میان گزینه های تغییر حکومت، حمله نظامی، منزوی سازی و ایجاد رابطه، گزینه چهارم را مدنظر قرار دهد.»(2)
در این مورد نیز «تغییرحکومت» در ایران به ارادهء دولت آمریکا فرض شده است و مردم ایران در این معادله محلی از اعراب ندارند.
و یا در جایی ریچارد هاس می گوید: «با این حال دولت بوش مایل نیست از خواست خود برای "تغییر رژیم" در تهران عقبنشینی کند».
و توماس پیکرینگ اجزا قابل تصور یک طرح عملی در این باره را چنین توصیف میکند: «عقب نشینی از فکر براندازی رژیم ایران، وصل تهران به ساختارهای امنیتی منطقه و پیشنهاد همکاریهای گستردهی اقتصادی از سوی واشنگتن.»(3)
همچنین رسانه های غربی هرازگاهی و بنا به ملاحظاتی با انتشار اسناد محرمانه و یا پخش گفتگوهایی از رهبران و سیاست ورزان و مسئولین سابق آمریکا و انگلیس در بارهء مسائل ایران، به این فکر دامن می زنند که در سقوط رژیم سابق آنها نقش اساسی داشته اند. از قبیل افشای نقش آمریکا و عربستان در کاهش قیمت نفت در سال های آخر رژیم شاهنشاهی.(4) ( بدیهی است که صحت و سقم این مطالب موضوع این مقاله نیست.)
شوربختانه ما نیز در حل مشکلات جامعهء و کشور خود به کلی استقلال اراده و اعتماد به نفس و عزت نفس خویش را از کف نهاده ایم و منفعلانه چشم به دهان بیگانگان دوخته ایم تا ببینیم که چگونه سرنوشت ما را رقم می زنند.
چندی پیش آقای عباس امیرانتظام فرمودند:« به نظر من در حال حاضر شرايط جهانی برای تغيير در ايران مساعد نيست... من از بازخوردی که از نامه ام به دبیر کل سازمان ملل گرفتم مطمئن شدم که امروز شرايط جهانی برای تغيير در ايران مساعد نيست، مگر اين که اين تغييرات خيلی سطحی باشد.»(5)
و متأسفانه ایشان هیچوقت هم توضیح ندادند که این شرایط مساعد جهانی آیا به غیر از اطمینان به حفظ منافع قدرت های امپریالیستی است؟ بنابر همین نوع از توجیه انفعال ملی، اگر زمانی شرایط جهانی برای تغییر رژیم مساعد شود، به این معنی است که باز هم ربطی به منافع کشور ما نخواهد داشت.
بدون تعارف باید گفت که ایرانیان معاصر غالباً بر این اعتقادند که تا آنجا که به یاد دارند، رهبران و رژیم های کشورشان را یا روس ها می آورده و می برده اند یا انگلیسی ها. از زمانی هم که آمریکا به این آمد و شد پیوسته است، مثلث کاملی ساخته شده که هیچ جایی و هیچ روزنه و ضلع و زاویه ای برای مشارکت ملت ایران در تعیین سرنوشت خود باقی نگذاشته است.
اگر حکومت سنگسار اسلامی، نظام شرور اهریمنی، نه با دخالت بیگانگان، نه با حملهء نظامی، بلکه به دست ملت و به ارادهء ملی و با زور فکری ِ خود ماِ سرنگون نشود، فرونپاشد، مضمحل نگردد، بی گمان خودباوری ملی و اعتماد به نفس ملی ما که تاکنون به شدت آسیب دیده است، چنان صدمه خواهد دید و چنان ضعیف و مخدوش خواهد گشت که نزدیک ترین پیامدش تجزیه ایران خواهد بود. ( توضیح خواهم داد.)
در طی سی سال گذشته، آخوندها و آیت الله ها و اسلامفروشان از یک سو با تبدیل کردن یک ملت به موش آزمایشگاهی اسلام و اجرای مو به موی شریعت و احکام و حدود و آموزه های ضدعلمی، جاهلانه و مغایر و متنافر با واقعیت های انسان و جامعهء انسانی در عصرکنونی؛ با ترویج خرافات مذهبی و با تلاش و تکیه و تأکید بر نقض عاملیت انسان و نقض و کمرنگ ساختن نقش هر فرد در تعیین و تغییر سرنوشت خود و جامعه اش، با اسلامی کردن و تهی کردن تمامی نهادهای اجتماعی از محتوای علمی خود و غرب ستیزی و دشمنی و کینه ورزی با دانش های نوین، نهادهای مدرن و مؤلفه های مدرنیته همچون انسانگرایی و عقلانیت و سکولاریسم و پلورالیسم و دموکراسی... و از طرفی با تخریب کیستی ملی و ایرانی ما، با ستیزه با فرهنگ و سنن اصیل ایرانی و غیراسلامی، با تخریب آثار و نشان ها و سمبل های مادی و معنوی ِ فرهنگ و تمدن ایرانی... به روان جمعی و تعادل ملی ما به سختی و به شدت آسیب زده اند.
در این زمینه مثال و مورد بسیار است، اما به عنوان نمونه می توان از تحریف تاریخ ایران در تمامی متون و نوشتارهای دست پخت حکومت در حوزهء آموزش و پرورش و دانشگاه نام برد. می توان از محروم ساختن یک ملت از تاریخ تصویری خود، اعم از نقاشی و عکس و فیلم و پوستر و مینیاتور و کاریکاتور و امثالهم به بهانهء حجاب سخن گفت. از سانسور و تحمیل خودسانسوری، از محجبه کردن واژه ها در نوشتار فارسی و هنرنویسش، واژه هایی مانند سکس و همآغوشی و برهنگی و رقص و از این قبیل، از حجاب اجباری و دخالت های آمرانه و رذیلانه در روابط شخصی و جنسی مردمان، از سرکوب و نهادینه کردن خشونت در جامعه و اشاعه و همگانی کردن فقر و اعتیاد و فحشای اسلامی که جملگی آسیب های جدی به ذهن و جان و روان ما وارد ساخته است.
ما از تجربهء حکومت اسلام راستین به خوبی دریافتیم که آن پدیده و واقعیتی که به درست و یا به غلط « فرهنگ اسلامی» می نامند، یکی از کارکردهای عمده اش، استحاله و مسخ و مصادرهء هر امر و ارزش و هنجار و عرف اخلاقی و بشری است. هر فکر و فروزهء نیک انسانی، پس از گواریده شدن به وسیلهء اسلام، تفالهء آن به صورت سم مهلکی با پسوند اسلامی دفع می شود. مانند هنراسلامی، ادبیات اسلامی، انجمن اسلامی، مجلس شورای اسلامی، فمینیسم اسلامی، حقوق بشراسلامی، مردمسالاری دینی و غیرو.
واقعیت مخاطره آمیز دیگر، همگامی جمهوری اسلامی با دسیسه های بیگانگان و عوامل و نیروهای ضد ایرانی در منطقه در جهت ایجاد تفرقه و نفاق در میان اقوام ایرانی است. جمهوری اسلامی با دامن زدن به فکر جدایی طلبی در میان اقوام ایرانی و مخدوش ساختن وحدت ملی، در پی کاستن از فشار فزاینده ایست که یکپارچگی و همبستگی ملی حیاتش را به شدت تهدید می کند.
اگر ملت ایران دیر بجنبد و خود را باز نیابد و اعتماد به نفس و نیروهای بالقوهء خود را بازسازی نکند و با همبستگی ملی، ارادهء خویش را در تغییر سرنوشت کشورش به کار نبندد و منفعلانه نظاره گر تحرکات و تصمیمات بیگانگان بنشیند، آنگاه دیر یا زود هر تحول و تغییری که در ساختار سیاسی ایران روی دهد به حساب دخالت و توطئهء بیگانگان نوشته خواهد شد و بزرگترین ضربه به روان جمعی جامعهء ایران وارد خواهد آمد که از آسیب های اشغال و استعمار مستقیم یک کشور کمتر نخواهد بود. آنزمان تئوری توطئه چنان نفوذ و تأثیری در زندگی ما پیدا خواهد کرد که شیرازه های یک ملت را از هم بپاشد و مارا برای همیشه به گونه ای از خود بیگانه، پارانویایی و روانپریش کند که دست انگلیس و آمریکا را حتا در بستر خواب خود نیز مشاهده کنیم. در این صورت بیم آن می رود که استحکام و تعادل روانی یک ملت که پس از بیش از یکصد سال مبارزه و پیکار برای آزادی و استقلال خسته شده است، از هم گسیخته گردد و کشور ایران نیز مانند عراق، مانند افغانستان و سودان و سومالی غرق در هرج و مرجی غیر قابل کنترل تا مرز فروپاشی ملی و تجزیه پیش برود.
حکومت اسلامی را فقط و فقط خود ما و با نیرو و ارادهء و اندیشهء مستقل و منحصر به فرد خود می باید سرنگون کنیم. در این راه و در این امر مهم، هرگونه تن سپردن به دخالت بیگانگان نه تنها ارادهء ملی ما را سست می کند، راهمان را در سمت و سوی منافع بیگانه منحرف می سازد و در نهایت به مجروح و زخمی شدن هرچه بیشتر روان جمعی و خودباوری ما می انجامد، بلکه آن نظام سیاسی که در پس از حکومت اسلامی پدید آید، بدون تردید آلت فعل قدرت های خارجی خواهد بود. به ویژه آنکه استعمارگران اروپایی در حفظ بیضهء اسلام بسیار حریص و کوشا هستند و هرگز اجازه نخواهند داد که جامعه و فرهنگ خود را از نکبت و زشتی های اسلامی پاک و پیراسته گردانیم.
--------------------------------------------------------------------
1. http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-48154&nid=haupt
2. http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2008/12/081203_ba-brookings-iran.shtml
2. http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=1859
4. http://sarbazan.org/index-Dateien/Page1059.htm
5. http://www.amirentezam.blogfa.com/post-51.aspx
http://khakeiran.blogspot.com/2008/12/blog-post.html
سامبادی جان-۱۸
مرسی:) خوشحالم کردی
مانی خان- ۱۶
نه متاسفانه کامنت های آخر اون پست رو نخونده بودم. يعنی سيستمی ندارم کامنتهايی که بعد از نوشتن پست جديد در پست قبلی اضافه میشه بهم اطلاع داده بشه(مثل بلاگفا). مگه از روی تعداد کامنتها بفهمم که گاهی يادم میره تعدادها. بس که کم حواسم.
اگر هم کامنتتو میديدم شايد اينطور نگران نمیشدم که آقای سامالدين ضيايی و اسد تو نوشتههاشون نگرانمون کردن. فکر میکردم خوب لابد دلش نخواسته کشکول بنويسه.
الان هم فکر میکنم حتما راهی هست دوستای ايشون پيداش کنن.
بالاخره اونجاهايی که کار میکنه لابد اسم و آدرس واقعيشو دارن. و اگر خطری بود خانوادهش حتما خبری میدادن.
اما به حکم وطيفه حتی اگه ۵ درصد هم امکان گرفتنش باشه اين پستو نوشتم.
آخرین خبر:
فرانسوا میتران، رئیس جمهورِ اسبق فرانسه؛ شایعهء اینکه او همان ف.م سُخنِ مفتودالاثر استْ را تکذیب کرد.
کریم.آخهْ مادر جندهء بی سواد.وزیرِ خارجهء کشورهای اروپا یعنی چه؟
خاویار سولانا وزیر خارجه کشورهای اروپایی به
دولت اوباما فشار میاورد که منتظر انتخابات در
ایران نشود ولی اسراییلی ها باوباما اصرار میکنند
که حتما تا انتخابات ایران صبر کند چرا این همه
انتخابات ایران مهم شده !؟ کاندید شدن موسوی و
بازگشت خاتمی برای احمدی نژاد و طیف تندروان
یک تراژدی بد هنگامست و در خارج از ایران همه
سیاستمداران خبره میدانند که مردم ایران قابل
پیش بینی !! نیستند یکهو دلشان سودای کسی را
میکند و ....البته آمدن اوباما باعث جنبش محسوسی
در اصلاح طلبها شده که کبوتر با کبوتر باز با باز
یعنی بوش لازمه اش احمدی نژاد بود و با رفتن
بوش دیگه ماندن احمدی نژاد ثمری ندارد ....واین
فکر غلطی نیست اما آنچه در دل احمدی نژاد و
طرفدارانش کور سویی باز کرده همین آمدن
نتیان یاهو در اسراییل است ٬ اما مردم ایران
خبره تر از آنند که بدانند در آمریکا چه کسی
در کاخ سفید نشسته نه در تل آویو
Hi Z8un,
I am one of ur daily readers. I love your style in writing and i realy enjoy it. keep on . and this song ohhh it is so beatiful... thanks..
This is the fisrt time i write a comment for u:)
Hi Z8un,
I am one of ur daily readers. I love your style in writing and i realy enjoy it. keep on . and this song ohhh it is so beatiful... thanks..
This is the fisrt time i write a comment for u:)
ف . م سخن هنگام انتخاب خاتمی ذوق زده شده
بود البته کی نبود !!؟ خودم با گوشهام از رادیو صدای ایران
لس آنجلسی شنیدم که رضا پهلوی بعلیرضا میبدی
گفت اگر من در ایران بودم بخاتمی رای میدادم؟
هر کس شک دارد میتواند نوار انرا از آرشیو ان رادیو
درخواست کند البته همه این ذوق و شوق ها در
خارج زود گذر بود بخصوص وقتی خاتمی اول از همه
رفت سر قبر خمینی و .....ف . م سخن هم خیلی زود
افسرده خاطر شد و نوشت در بهمان پاشنه سابق میچرخد
البته چند ماهی با ایمیل و نظر دادن باهاش بحث و فحث
داشتم که چاره ایی جز قدم بقدم بجلو رفتن نیست اما
ف . م سخن عجله داشت و دوست داشت آرزوهایش
در دوران زندگیش حاصل شود ....با اینکه میدانست
اروپاییها چند صد سال قدم بقدم رو بجلو گام برداشته اند
معهذا برای ایران همه آن دست آوردهای اروپا را چند
ساله آرزو میکرد ..چند مدتیست که پیدایش نیست
انگاری خسته شده بود از این همه یکنواختی و درجا زدن
میاید و مینویسد که چه بود قضایا
زيتون جان!توی ايران اين سايت فيلتر نيست؟ من هرچی برا ی دوستانم اونجا ميفرستم ميگند فيلتر هست!
زيتون جان!توی ايران اين سايت فيلتر نيست؟ من هرچی برا ی دوستانم اونجا ميفرستم ميگند فيلتر هست!
سه شنبه 23 اسفند 1384 توجه! توجه! تمام کساني که سرْنامشان "ف. م." است خود را پنهان کنند! ف. م. سخن
هنوز از شوک دستگيري و شکنجه ي خانم افروتن خارج نشده ايم که اين يادداشت را در وب لاگ آقاي فريد مدرسي مي خوانيم:
«شوکه شدم... يکي از اتهاماتم بر مبناي نوشته فردي به نام "ف.م.سخن" است که هنوز هم در گويانيوز مطالبش کار ميشود. ميگويند "چون مخفف اسم توست پس تو نوشته اي"...»
من این آهنگو سِیو میکنم وقتی رقص یاد گرفتم بر میگردم ایران باهاش با هم میرقصیم همگی! ... من ترتیب آخوندا رو براتون میدم شما تو حوزه های دیگه فعالیت کنید! مرسی... اندکی صبر سحر نزدیک است!
به به, خانم زیتون عجب آهنگ زیبا و خاطره انگیزیه, ممنون از یادآوریش, البته برای جوانان قدیم.................در مورد وبلگ نویسها هم, من معتقدم اکثر وبلگ نویسهاوئی که سیاسی - اجتماعی مینویسند , از نسل قبل از انقلاب و حداقل بالای 50 سال را باید داشته باشند, طبیعیست که یواش , یواش..............
عزيز يکی از مديرای شنگول تو رو اذيت ميکنه....اسم نميبرم..
بگم ؟ اخه خودت ناراحت ميشی
همه خوب مينويسن
اما نوشته های ولگرد دنيای منه
همسفر عزيز من از شما تنها ترم ولی هيچ وقت تو عمرم به کسی التماس نکردم
عزيز من نه وبلاگ دارم نه سايت
يه ادم ساده دوست داشتنی هستم
ولی هم تو عالم واقع و هم تو عالم مجاز فقط فکر کن که کی هستی و کجا و اينکه از زندگی خوبی که ميخوای بهش برسی
زيتونی خانمی
خيلی بهم ربطی نداشت ببخشيد
راستی لينکدونی نمی دونی چيه ؟ همين هايی که روش کليک نمی کنی و نمی يای ما رو زيارت کنی !! بلاگ رولينگ درست شده من که رفتم و لينکهام رو درست کردم ولی نمی دونم فعلن چرا آپ ديت ها رو نشون نمی ده !!
راستی لينکدونی نمی دونی چيه ؟ همين هايی که روش کليک نمی کنی و نمی يای ما رو زيارت کنی !! بلاگ رولينگ درست شده من که رفتم و لينکهام رو درست کردم ولی نمی دونم فعلن چرا آپ ديت ها رو نشون نمی ده !!
درود - يعنی کسی هست که اگر يه روزی ما نباشيم نگرانمون بشه ؟ من که فکر کنم بی سر و صدا ما رو تو وبلاگستان دفن کنن !
ميگه :
باز تو فراموشم کن
ترک اغوشم کن
يعني دوم ...ايول
یعنی اول