60 :: توسط بسیجی در 2009-07-01 22:10

آخه آی کیو، نابغه، تابلوتر از این نمیتونیستن فوتوشاپ کنن عکسو یعنی؟؟؟؟
دو نفر جلویی طبیعین، عکسشونم همینطور ، نفر عقبی همین عکس رو داره، با همین سایز، ولی احمدی نژاد از گردن به پایین پیدا نیست، یعنی عکس رو الکی بزرگ کردن!
چرا به شوعور نداشته ی مخاطبتون توهین می کنید؟

59 :: توسط Anita در 2009-06-21 14:15

سناريو هاي نخ نما شده .
انفجار درحرم خميني براي تشديد امنيتي کردن فضا.
انفجار در عراق براي انحراف توجه افکار عمومي جهان ار مسائل ايران و نيز قدرت نمايي

58 :: توسط در 2009-06-20 23:33

http://www.youtube.com/watch?v=LJ9D1C1hlZI

57 :: توسط سارا در 2009-06-20 21:18

زیتون این اخبار کوتاه رو من الان ساعت ۸:۴۵ شب روز شنبه در سایت پیک ایران خوندم. همینطوری اینجا کات و پی ست میکنم. خبر مربوط به مقابله با گاز اشک آور بسیار مفید است.
*******************
زهرا رهنورد در فيس بوک: بنا به اخبار رسیده میرحسین موسوی در میان مردم و در ابتدای خیابان جیحون در حال سخنرانی است.

با استفاده از هلی کوپتر در حال پاشیدن مواد شیمیایی بر روی ملت هستند

در شیراز میدان دانشجو درگیری سنگین وجود دارد.

موتورسواران مردم را در کوچه پس کوچه ها دنبال می کنند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

اعتراضات مردمی به تقاط دیگر شهر کشیده شده است.

یک نفر در بیمارستان لقمان و یک نفر در بیمارستان خمینی شهید شد.

بر اساس اخبار تایید نشده وضعیت جسمی خامنه ای بسیار وخیم گزارش شده و پزشکان مخصوص وی در اطراف وی هستند.

مردم در میدان تجریش جمع شده اند و فریاد می زنند مرگ بر خامنه ای می کشم می کشم آنکه خواهر و برادرم کشت.

صدای تیر از نزدیک بیمارستان خمینی و میدان آزادی به گوش می رسد.

هم ميهنان عزيز براى مقابله با گاز اشك اور صورت خود را با تخم مرغ خام آغشته كنند تركيبات فسفر در تخم مرغ با گاز اشك آور تركيب شده و ان را بي اثر مي كند با تشكر يك دانشجوى شيمى.

56 :: توسط مانی خان در 2009-06-20 11:27

این ونزویلائی ها احمدی نژاد رو کیرشون حساب میکنند

55 :: توسط شیرمرد در 2009-06-20 03:10

خبر فوری بخش کنید.

ینجانب از جمله احمق هائی هستم که قول وعده‌های جمهوری اسلامی را خوردم و به جرگهء جنایتکاران پیوستم.

نمیدونم چقدر دیگه زنده بمونم تا قصاص کارهای کثیفم رو بدم، ولی‌ فکر کردم شاید بتونم کمکی‌ بکنم به این مردم که اینطور دست و پا برای آزادی میزنند.

قرار هست که حمله قریب الوقوئی به جمعیت‌های معترض بشه که مصادف هست با آمار بالای کشته شدگان.

منظورم ایجاد ترس و وحشت نیست. من هم معتقدم مردم باید بیان بیرون و با جنایتکارهای این رژیم مبارزه کنن، فقط نمیدونم چطوری با این قضیه کنار بیام.

اگر شما کسانی رو میشناسید که می‌تونن فکری کنن که جلوی کشتار مردم گرفته بشه خدمت بزرگی به مردم ایران خواهد بود، شاید تقاضای بیجائی می‌کنم، ولی‌ خواستم لاقل قدمی‌ بردارم.

ظاهراً مواردی از آمادگی نیروی قدس و نیروهای مخصوص جنگ‌های چریکی کم و بیش دیده شده.

محل استقرار عین نیررها در نزدیکی‌ تهران منطقه پرچین می‌باشد.

ارادتمند

54 :: توسط ... در 2009-06-20 02:59

محمود تقلب می کند
رهبر حمایت می کند

53 :: توسط Leila در 2009-06-20 02:43

رفراندم زيرنظرناظرين بين المللی هم فراموش نکنين.

52 :: توسط Dariush در 2009-06-20 02:34


شیرمرد گرامی
‫جدائی دین از سیاست را هم اگر اضافه کنیم یک گام دیگر برداشته ایم

51 :: توسط شیرمرد در 2009-06-20 02:13


خلع ید از خامنه‌ای بخاطر دارا نبودن شرط رهبر عادل
خلع ید ازاحمدی نژاد بخاطر غصب غیر قانونی مقام ریاست جمهوری

برسمیت شناختن موسوی بعنوان رییس جمهور منتخب مردم

تشکیل دولت توسط موسوی و فراهم کردن مقدمات اصلاح قانون اساسی-

آزادی فوری وبدون قید وشرط همه زندانیان سیاسی با هرگونه مرام وعقیده

انحلال فوری کلیه ارگانهای علنی و مخفی سرکوب نظیر گشت ارشاد

50 :: توسط Leila در 2009-06-20 01:47

تاریخ خبر: شنبه 30 خرداد 1388 - کدخبر: 44806

پیام شاهزاده رضا پهلوی خطاب به آیت الله خامنه ای
۲۹ خرداد ۱۳۸۸
آقای خامنه ای، سخنرانی تاسف بار امروز شما در نماز جمعه، نشان داد که شما از تاریخ نیاموخته و ظاهرا، آمادۀ پذیرایی رای آزاد مردم ایران نیستید. شما به جای گوش فرا دادن به درخواست های مردم ستم دیدۀ ایران، آن ها را تهدید کردید، و به جای پذیرفتن تخلف برنامه ریزی شده، بر آن مُهر تایید نهادید.

آقای خامنه ای، جنبش آزادی خواهانۀ مردم ایران، جنبشی ست کاملا مسالمت آمیز و قانون مدار، جنبشی دمکراتیک و مبتنی بر انسان دوستی ژرف، جنبشی که امروز تحسین و پشتیبانی معنوی بیشترین شمار از مردم جهان را برانگیخته است. امروز، همۀ آزادگان جهان به ایرانیان افتخار می کنند.

در این میان، هر چه پُلیسی تر کردن فضای جامعه و راه را برای نیروهای سرکوبگر باز گذاشتن، عملی ست که فقط به بیشتر ریخته شدن خون مردم بی گنـاه و ستم دیدۀ ایـــران می انجامد. آقای خامنه ای، شما، شخصا، مسئول هر قطره خونی هستید که از پیکر مردم دلیر ایران بر «بوم میهن ایرانزمین» ریخته می شود. از تاریخ درس بگیرید، و جلوی وخیم تر شدن امور را، تا دیر نشده است، بگیرید؛ چرا که تاریخ نشان داده است که هیچ نیرویی، هر چقدر نیز مهیب، توان ایستادگی در برابر ملتی را، که «تصمیمی قطعی» به آزاد کردن خود گرفته باشد، ندارد.

من، در همان حال که از مردم ایرانزمین می خواهم که همچنان به شیوه ای مسالمت آمیز بر درخواست های به حق خود پای فشارند و تا به دست آوردن آزادی کامل از پای ننشینند، از تمامی نیروهای انتظامی، بسیج، پاسداران و ارتشیان نیز مصرانه انتظار دارم که از هر گونه برخورد خشونت آمیز با مادران و پدران، با خواهران و برادران، با فرزندان و جگرگوشگان خود پرهیز کنند. سربازان ایرانزمین، ایرانی، تحت هیچ شرایطی، و به هیچ بهانه ای، نباید خون ایرانی را بریزد.

خداوند نگهدار ایران و مردم دلیر ایرانزمین باشد
رضا پهلوی


http://iranbbb.org/44806.htm

49 :: توسط حميد پوريان در 2009-06-20 01:43

=====عکس هائی
که امروز بدستمان رسيد
=====
www.newsecularism.com

مردم به پليسی که بدست شان افتاده آب می دهند (بقيه عکس های جديد
===
من یکی از یک میلیون مجری انتخابات هستم

نامه از تهران

ساعت ده و نیم صبح یکشنبه 24 خرداد بناگاه چند سرباز آمدند و در آموزش پرورش را بستند
===
پيام به استادان دانشگاه و دانشجويان

محمد ملکی، نخستين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب

بسم الحق. پيام به استادان و دانشجويان عزيز. عزيزانم؛
====
مواضع «همبستگی» در مورد انتخابات تقلبی و حوادث اخیر

حشمت اله طبرزدی/ سخنگوی همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران

«هبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران»
=====
آيا يکبار ديگر حکم حکومتی بکار افتاده يا مردم بازيچه شده اند؟

متن اطلاعيه ستاد انتخابات مهدی کروبی

به دنبال در خواست مجوز تجمع در ميدان انقلاب به
====
بچه اي كه در شكم مادرش تير خورده!
www.iranglobal.info
زن آبستنی امروز در تهران کشته شد ؛بچه اي كه در شكم مادرش تير خورده است و مشاور خامنه ای جنایتکار پرسنل بیمارستانی را تهدید کرد که این خبر منتشر نشود . این عکس را در سطح وسیح پخش کنید تا خامنه ای جنایتکار فاشیست بداند این مزدوران او هستند که آشوبگرند .
====
www.asgharagha.com
در پاسخ آنکه ملت ما را خس و خاشاک خواند
کرمی که فقط بر کف این خاک خزیده‌ست
البته که غیر از خس و خاشاک ندیده‌ست

ای نخل سرافراز جوان، کرمک مفلوک
بالاتر از این، فکر بلندش نرسیده‌ست

این ملت رزم است که برخاسته هشیار
وان دولت ظلم است که اینگونه خمیده‌ست

این نسل جوان وطنم هست و بنازم
درسی که گرفته‌ست و رهی را که گزیده‌ست

صندوق به دوشی که گذشت از سر بازار
دزدی است کزین حوزه به آن حوزه دویده‌ست

پیغمبر دزدان که نشسته پس پرده
این سرقت بی‌سابقه را نقشه کشیده‌ست

با سارق صندوق بگوئید که افسوس
این بار برای تو کسی رأی نریده‌ست!

هادي خرسندي

48 :: توسط Dariush در 2009-06-20 01:36


‫ این فریاد دادخواهی ´´خس و خاشاک´´ است که امشب میشنوید، ‫در همایش فردا سکوت نخواهیم کرد، درمقابل این بی احترامی از جانب یک دیوانه که قدرت تشخیص را از دست داده ، و تنفر از تمامی ارزشهای انسانی همه وجودش را گرفته، به او نگاه کنید این ابرمرد اسلام را، این رهبر جهل وجنون، این دیوانه را، سالهاست که چون اختاپوسی به جان و مال و ناموس این ملت صبور چنگ انداخته ای، و ارث پدرت را از انها میخواهی، و معلولیتت را به رخ این ملت میکشی ، جناب عالی از نظر ذهنی معلولیت دارید، این چه اسلامیست که شما به خوردمان میدهید ، فقر و فحشا، دزدی واعتیاد و رشوه ، دغلبازی ودروغ، روحانیان این مملکت باید تا کنون جلوی شمارا میگرفتند، و همه در عجبیم که چرا این اتفاق نیفتاده است.
‫ ان خدائی را که به شما ماموریت داده زنان و مردان را با بیشرمی کتک بزنند، شلاق بزنند، و به جرثقیل هائی که برای اباد سازی ساخته شده اند بیاویزی، ما نمیخواهیم.
‫خدا ما خدای عشق است
‫ما فردا نیز سکوت نمیکنیم
‫داریوش

47 :: توسط shayan در 2009-06-20 01:31

زيتون جان

اگر اين نظام بتواند از اين مهلکه نجات پيدا کند انتخابات بعدی چه تحريم بکنيد چه تحريم نکنيد تفاوتی نخواهد کرد. اينها می خواهند ايران را تبديل به کره شمالی کنند و اگر جان سالم بدر برند به اهدافشان خواهند رسيد.

اگر مردم کوتاه بيايند همانطور که دانشجويان در جنبش دانشجوئی کوتاه آمدند همانطور که دانشجويان را قلع و قمع کردند اينکبار هر کسی را که دستشان برسد از بين خواهند برد و تا مدتی که برای دست پافتن به سلاح اتمی نیاز دارند خيال خودشان را راحت خواهند کرد و بعد از آنهم که ديگر برايشان مهم نيست. در خیالشان خواهند توانست مانند استالين ميليونها تن را بکشند و هيچکس هم نتواند بگويد بالای چشمتان ابروست. به کره شمالی نمی توانند بگويند ايران که نفت و گاز و هزار چيز ديگر هم دارد و آقايان می‌دانند که دير يا زود اگر از اين مهلکه نجات پيدا کنند جامعه جهانی برای استفاده از منابع ایران ایرانیان را قربانی خواهند کرد.

خدا کند که مردم فریب نخورند و تا عقب نشینی این جماعت کوتاه نیایند که اگر چنین شود وای بر احوالشان خواهد شد! وای بر احوالشان!

حال که خامنه ای سفت و سخت گرفته بايد تا نابودی او و نظامش پيش رفت والا همه را نابود خواهد کرد. نباید گذاشت چنین شود. هر طور هست باید این نظام را با اعتصابات گسترده و تظاهرات آرام ولی مستمر فلج کرد و شکست داد.

خوب به اين مسائل فکر کنيد و عاقلانه تصميم بگيريد.

خداوند پشت و پناه همه شما باد

شاد باشي

46 :: توسط nana در 2009-06-20 01:14


انگاری نه انگار !

(((در مقیاس وسیع باید این پست تبلیغ شود !)))


به تمامی ارتشیان و پاسداران و نیروهای نظامی نظام
جمهوری اسلامی ایران که هم اکنون تصمیم خود را بر
میان مردم بودن و حمایت از حقوق مردم بودن را
گرفته اند
در مقام فرمانده عملیات دفاع از خود مردم ایران فرمان
میدهم که در راه پیمائی فردا شرکت کرده و اسلحه های
خود را هم با خود ببرید

با لباس های غیر فرم میان مردم باشید و منتظر گه خوری
زیادی سید علی پوتین خامنه ای جاسوس روسیه در ایران
و دست از پا خطا کردنش


اگر به روی مردم آتش گشود اعلان جنگ است و شما موظف
به شروع پاک سازی و استفاده از اسلحه های خود

اگر جرات نکرد همان شکل به خانه ها باز گردید و اسلحه ها
را کنار لباس فرم خود بگذارید انگاری نه انگار !!!!!!!!!

میگما سید علی عکس بالا را فعلنی داشته باش تا بهت بگم ......نانا زولا

45 :: توسط فرمان در 2009-06-20 00:52

آ..رهبر آ..رهبر/ عنترو بردار ببر

44 :: توسط در 2009-06-20 00:45

اعتصابات باید شروع شود, منظور اعتصابات صنفی و دست از کار کشیدن است, مثلن اعتصاب راننده های اتوبوسهای شهری, کارمندان پست و تلگراف, معلمان, ادارات دولتی,..............طوریکه که حکومت فلج بشه وگرنه راهپیمائی به تنهائی بی فایده است و گاهی نتیجه عکس هم دارد, ضمن اینکه رژیم دست به سرکوب خواهد زد.......

43 :: توسط x در 2009-06-20 00:33

تلویزیون جمهوری اسلامی شروع به پخش مصاحبه با کسبه و مردم کرده که از راهپیمایی در خیابان های مرکز شهر و ولی عصر ابراز نارضایتی می کنند و می گویند هم کار کسبه کساد شده و هم رفت و آمد مختل شده.

این نشان می دهد که دولت دنبال بهانه ای است تا سرکوب را خواست مردم معرفی کند.

به نظر شما بهتر نیست بجای خیابان ولی عصر و مرکز شهر مردم در کنار زندان اوین تجمع کنند تا علاوه بر اعتراض به انتخابات نمادی از درخواست آزادی زندانیان سیاسی باشد؟

مزیت دیگر این است که محله اوین و درکه و سعادت آباد در گوشه و حومه تهران قرار دارد و تجمع میلیونی در اطراف زندان نه باعث نارضایتی کسبه می شود و نه حمل و نقل شهری را با اخلال ایجاد می کند علاوه بر این چون هتل آزادی و اوین در این نقطه قرار دارد خارجی ه و خبرنگاران مقیم هتل می توانند از داخل هتل گزارش برای مردم کشورشان تهیه کنند.

42 :: توسط کیا در 2009-06-20 00:26

دقیقا دوربین میارن تو خیابون ورق قرآن نشون میدن . این چه ایده ایه آخه. خیلی هم از موضع ضعفه. وقتی یکی مورد حمله قرار میگیره دیگران باید تنهاش نذارن همین.

41 :: توسط خاطره در 2009-06-20 00:22

اصلن چیزی بنام انجمن فراخوان ... داریم؟ به همه کس اعتماد نکنید.

40 :: توسط خاطره در 2009-06-20 00:20

به کامنت 38 اهمیت ندهید. ایده ی بد و خطرناکیست. بعدش میگن اینا قرآن پاره کردن و احساسات مذهبی بعضی افراد را بر علیه شما بر می انگیزانند. گرفتن قرآن جلوی چماقدار هیچ اثری ندارد. میگویند مثل عثمان قرآن بر نیزه کرده اید. این ایده خطرناک است

39 :: توسط آرش در 2009-06-20 00:14

با سلام

هنوز هم راه حل زیر می تواند بین مردم و حاکمان مصالحه ایجاد کند:

برای برون رفت از این بحران ملی ، آقای احمدی نژاد خود داوطلبانه خواستار تجدید انتخابات شود. در این صورت همه برنده خواهند بود:

خود آقای احمدی نژاد برنده اول خواهد بود- بخاطر این که حساب مردم را از رقبای انتخاباتی اش جدا کرده و چون یک قهرمان ملی، در این لحظات سخت تاریخی، مصالح عالیه ملت برایش در الویت است نه شخص خودش.

دراین صورت تنگنای تایید زودرس نتایج انتخابات از روی رهبر هم برداشته خواهد شد.

نامزدهای دیگر هم که غیر از برگزاری دوباره انتخابات خواسته دیگری ندارند.

----------------
دولت باید بداند که با وضعیت ایجاد شده، به این سادگی ها نمی توان بر مردم حکومت کرد. آقای احمدی نژاد کلید رهایی از بحران اکنون در دست شماست و مادر دلخسته وطن به فداکاری جنابعالی نیازمند است!

38 :: توسط انجمن فراخوان اعتراضات در 2009-06-19 23:50

پیام
اگر قردا در اعتراضات شرکت میکنید
جه اعتقاد داريد يا نداريد باخودتان فران های ورق ورق شده بیاورید این بهترین اسلحه است
اگرمورد حمله فرار گرفتيد انرا بالا بگيريد اگر به شما یورش بردند فران زير دست پا ميافتد
و بعضی از ان جلادان به فران اعتقاد دارند از بیاحترامی به ان به وحشت خوا هد افتاد!!
................
اين پيام را گسترش دهيد ... به اميد پيروزی

از انجمن فراخوان اعتراضات

37 :: توسط امیرعلی در 2009-06-19 23:39

سلام
میخواستم بگم بی بی سی فارسی رو از روی اینترنت با سرعت دیال آپ 5 کیلوبایتی به راحتی میشه دید
این لینکش
http://bbcp.c.la
البته باید فیلترشکنی مثل فری گیت هم باز باشه

36 :: توسط Roshanak در 2009-06-19 23:37

میدونین چقدر دلم گرفته. ببین ما چقدر بدبختیم که چشم امیدمون به علی چلاقه. یه بار دیگه سر همون گول مالید و همه رو کشید نماز جمعه که بگه بله حرف حرف منه و شماها گه زیادی خوردین که رای دادین. بمیرم برات وطنم که به دست کیا افتادی؟ جوانهای اینور دنیا رو ببین که در چه فکر و خیالین اونوقت جوانهای ایرانی رو ببین که چقدر راحت کشته می شن و چقدر راحت خونشون پایمال می شه. خدایا مگه خودت نگفتی که ظلم پایدار نیست؟ نگو که خدای نکرده باید به خدائی تو هم شک کرد. دارم خفه میشم. حتی دیگه گریه هم سبکم نمی کنه. بمیرم برای وطنم و جوانهاش.

35 :: توسط امیرعلی در 2009-06-19 23:31

سلام
میخواستم بگم بی بی سی فارسی رو از روی اینترنت با سرعت دیال آپ 5 کیلوبایتی به راحتی میشه دید
این لینکش
http://www.bbc.co.uk/mediaselector/ondemand/persian/meta/tx/ptv_live?bgc=DD0000&lang=fa&nbram=1&nbwm=1&ms3=18&ms_javascript=true&bbcws=4&size=16x9&ls=662287
البته باید فیلترشکنی مثل فری گیت هم باز باشه

34 :: توسط امیرعلی در 2009-06-19 23:27

سلام
میخواستم بگم بی بی سی فارسی رو از روی اینترنت با سرعت دیال آپ 5 کیلوبایتی به راحتی میشه دید
این لینکش
http://www.bbc.co.uk/mediaselector/ondemand/persian/meta/tx/ptv_live?bgc=DD0000&lang=fa&nbram=1&nbwm=1&ms3=18&ms_javascript=true&bbcws=4&size=16x9&ls=662287
البته باید فیلترشکنی مثل فری گیت هم باز باشه

33 :: توسط azarfakhr در 2009-06-19 21:56

دوستان :داشتم به گزارش سی ان ان نگاه ميکردم . شعاری در ميان شعارهای مردم ايران ديدم که قلبم را لرزاند و هنوز چشمانم اشکريزان است . ميدانيد چه بود ؟
يک رای دارم که به موسوی ميدهم .
يک جان دارم که فدای ازادی ميکنم .
اه ... خدايا . .. چه ميتوان گفت و چگونه ميتوان ذوب نشد در شما ..

32 :: توسط Dariush در 2009-06-19 21:46

دیده ها و شنیده های خیابانی

دو روز نبرد بی امان خیابانی ترس معترضین را از بین برده بود. مردم هر کجا در دسته¬های چندتایی جمع می شدند و شعار می دادند و با حمله پلیش ضد شورش از حمایت و همراهی یکدیگر ناامید نبودند. جمعیت حتی در حالی که می¬گریخت شعار "مرگ بر دیکتاتور" را فراموش نمی¬کرد. مردم در حال فرار اتوموبیل ها را تشویق می کردند فریاد خود را با بوق زدن نشان دهند. سرکوب عریان جایی را برای سکوت هیچ کس بافی نگذاشته بود حتی اتوموبیل¬ها. شهر بغضش را فریاد می¬کشید.
اما از روز دوشنبه سیاست سکوت سبز موسوی در خلا رسانه ای دهان به دهان چرخید تا خیل ستیزگران خیابانی را به سکوت وادارد. نخستین بار روز 2 شنبه بود که در میان تظاهرات میلیونی از نیمه راه لیدرها فریاد می زدند "ساکت" جمعیت که با فریادهای خود مردم بسیاری را از خانه و محل کار و خیابان به سمت خود فراخوانده بود وادار به سکوت شد اما مدت زیادی نتوانستند جمعیت را ساکت نگه دارند. مردم که از دیدن قدرت خود به وجد آمده بودند و باور کردند که با قدرت خود پلیس را خلع سلاح کرده¬اند سکوت را تاب نیاورد و شادمانه شعار می¬داد. پس از تیر اندازی وحشیانه پایگاه بسیج به مردم جمعیت خشمگینانه تا پاسی از شب در خیابان شعار داد. آن شب تهران تا صبح سکوت نکرد.
روز بعد تلاش لیدرها برای سکوت سازمان یافته تر بود و با پخش پلاکاردهایی چون
"سکوت بر گلوله پیروز است"
"سکوت سرشار از ناگفته هاست"
"سکوتم از رضایت نیست"
جمعیت را به سکوت واداشت و با پخش این ادعا که دیشب اگر سکوت می کردیم کسی کشته نمی شد جمعیت را بیش از پیش در کنترل خود گرفتند و مخالفین سکوت را احمدی نژادی خواندند. تظاهرات چندصد هزار نفری به گردهمایی بدل شد. اما جمعیت در راه بازگشت در میدان ونک به نیروهای بسیج که جشن شان در میدان ولیعصر پایان یافته بود رسید دیگر سکوت خواهان نتوانستند جلوی خشم مردم از وقایع چند روز گذشته را بگیرند و با چنان جسارت و خشمی شعار می داد که نیروی انتظامی حاضر در میدان جرات دخالت نداشت. جزئیات درز کرده فاجعه کوی دانشگاه و مفقودین آن نیز این حقیقت را مسجل کرده بود که نیروی انتظامی جاده صاف کن بسیجی های لباس شخصی است. فرمانده میدان مرتب به مردمی که ددمنشی پلیس را در روزهای اخیر دیده بودند بحث می کرد و تلاش داشت آن ها را قانع کند آن ها هیچ کاره اند. به صراحت به مردم اطراف که تنها از پلیس انتظار حمایت داشتند گفت که هوا رو به تاریکی است و او و مامورانش دیگر مسئولیتی ندارند. حاجی و مامورانش میدان ونک را ترک گفتند. بسیج ماند و خیل جمعیت.
به ناگاه حمله ای در گرفت که بی شباهت به جنگ نبود. تیرانداری، باتوم، چاقو این جماعت به هر سلاحی مسلح بود. آن ها که خط مقدم بودند زخمی ها را عقب خط می فرستادند دختر خردسالی همانجا جان داد. جنازه ها دریده شده بود. مردم تمام تلاش خود را کردند که حتی جنازه ها به دست آنان نیفتد. بر طبق اخبار غیر رسمی 33 نفر آن شب با شلیک گلوله و ضربات باتوم جان باختند و بسیاری نقص عضو شدند.
و باز چهارشنبه سکوت طلبان منسجم تر شدند. هرچه ضربات سهمگین تر سکوت طلبان با وقاحت بیشتری برای کنترل اضاع سیاست خود را ترویج کردند. و پنج شنبه نیز به همین منوال در میدان توپخانه گذشت جمعیت بسیاری معترض این پیک نیک آمدن های هر روزه بود اما لیدر ها می گفتند امروز آخر ما این جا متحصنیم اما در برابر این سوال که چطور این همه جمعیت به جای این که مقابل وزارت کشور، مجلس، شورای نگه بان یا رهبری متحصن شوند به میدان توپخانه آورده شدند حرفی نداشتند. اعتراضات میان جمعیت گسترده تر شد مردم که چند روز بود فریادهای شعار ندهید را می شنیدند دیگر فریاد حرکت نکنید را تاب نیاورد و به حرکت در آمدند و تا انقلاب پیش رفتند.
اما سیاست سکوت در خیابان و فریاد روی پشت بام را همین جمعیت سکوت پیشه در محله¬های خود و گروه های محلی حنثی می¬کند. مردم خارج از گردهمایی ها سکوت آن هم از نوع سبز را در پیش نگرفتند. صدای کوکتولمولوتف ها و نارنجک های دستی گواه این ادعاست. محله¬ها و شهرک ها همچنان در حال مقاومت اند. شهرکی راه¬های ورودی¬اش را با کامیون های شن و ماسه می¬بندد و تا صبح شعار می¬دهند. در میدانی مردم به یک باره بر لباس شخصی ها هجوم می¬برند. شب که شهر به دست نیروهای لباس شخصی می¬افتد و میدان های اصلی را قرق می¬کنند تمام اتومبیل¬ها بوق می زنند مردم بسیاری جمع می شوند حتی اگر کاری نمی کنند می ایستند تا اگر شده جواب یک بسیجی را بدهند و بعد به خانه برگردند. فط کافیست یکی شعار دهد تا محله ای طنین فریادش خواب سکوت طلبان خفته¬ را مشوش کند. وقت سکوت ایران گذشته است.

گزارش ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر

31 :: توسط Dariush در 2009-06-19 21:25

وحدت عمل به جای وحدت کلمه، الاهه بقراط

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089522.php

30 :: توسط Payam در 2009-06-19 19:00

in ham Linke comment khabl
http://www.doomdam.com/archives/000652.php#more

29 :: توسط Payam در 2009-06-19 18:49

Harf e Akhar
جناب آقای سید علی خامنه ای

اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ یافته روزهای اخیر را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی دیگر دیروز اعلام شد که سرکار خانم رجایی، همسر شهید رجایی، نخست وزیر و رئیس جمهور محبوب آیت الله خمینی را در حرم حضرت معصومه دستگیر کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نیز مانند میلیونها ایرانی دیگر به ظلم و بی عدالتی که بر این ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزیر محبوب آیت الله خمینی و نخست وزیر سابق خودتان بر اساس شواهد بسیار و قرائن بیشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظیر غصب شده و شما پیش از آنکه حتی پیرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائید کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائید زدید و با همین کار، هم از وظیفه قانونی تان تخلف کردید و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقیه است، زیر پا نهادید. اینها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانید چه می کنید؟ می دانید به کجا می روید؟

آقای خامنه ای!
مرا به عنوان یکی از نویسندگان سرشناس ایرانی می شناسند، برخی بر این کلمه " خوب" را هم می افزایند، یکی از اینها روحانی شریفی است که هفت سالی قبل که از زندان بیرون آمده بودم گفته بود " آقا گفته اند تو و فلانی نویسنده های خوبی هستید، چرا نمی نویسید؟" و این زمانی بود که تازه از زندان بیرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ویران بود و هنوزم بر این باور بودم که قلمم می تواند جز هدیه کردن لبخندی به ملت شاید کاری دیگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روایت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابیطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسین.

این وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسیاری از هم قبیلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگیر تا شاعران و نویسندگان بزرگ ایران و عرب و حتی نویسنده بزرگ ایرانی مرحوم غلامحسین ساعدی که می خواست " مقتل" را بنویسد و ما همگی بیش از آنکه اهل شریعت باشیم، سرگشتگانی بودیم که با خدای خویش عاشقانه به مهر و قهر بودیم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پیر، بینوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مینوی من بزروی طوع و خاکساری دیگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشید عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روایت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستیم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگین تان را هم تاب نیاوردیم و حالا گرفتاری ماست و این غول های بیابان. که می بینید هر چه باشند از آن راهزنان خیابانی چکمه پوش و چماق به دست شریف تر اند.

باری، شرح خویش را دادن مقصد من نیست، اما بهانه ای است که فراموش نکنید که کدام کس با شما سخن می گوید. چند سالی قبل نیز کاری کرده بودید و من نیز به خشم چیزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کینه برای شما. که می گویند کینه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد باید که باز حکایت این روزها را می شنیدم و تصویرش را که در هر رسانه بازتابیده می دیدم و لب سکوت به دندان می گزیدم و راه خاموشی برمی گزیدم...... اما و اما، که این بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه میلیون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سینه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پیروزی دزدیده شده شان را می گویند.

خون را بنا نبود بریزید که ریختید و حد را بنا بود نگه دارید که نگه نداشتید و حرمت را بنا بود حفظ کنید که بی حرمتی کردید و با بی انصافی و بی هیچ عدالتی حق ملتی را پایمال کردید. پایمال کردید حق میلیونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه یک ملت بزرگ و شریف را " خس و خاشاک" نامید، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خریدیدش، به قیمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبیله بودند. نمی گویم که عقل، نمی گویم که عدل، نمی گویم که شرافت، نمی گویم که درایت، نمی گویم که هشیاری، نمی گویم که مصلحت داری، نه، اینها را بگذاریم و بگذریم، می پرسم که قیمت را چرا درست حساب نکردید؟

می گویند هر چیزی قیمتی دارد، و می گویند هر چه بگیری چیزی می دهی. حساب نکردید این که می گیرید قیمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهید؟ این غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فریب مفت هم گران است، به چه قیمت خریدید؟ به قیمت سرشکستن و زبان بریدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قیمت کشته شدن خلقی شریف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قیمت طعن و لعن و نفرین میلیونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ریشوهای بی ریشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هیچ نمی گویند تا حداقل در این ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنید؟

این غلام بچه را خریدید به قیمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر میلیونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنید؟ یک بی لیاقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان این ملت انداختید و سگان را رها کردید و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستید و رئیس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتید؟ حداقل حق همسایگی ده بیست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتید، یعنی واقعا به هیچ رفیقی نیاز ندارید؟ آن شنیدم که گفته اید آنان که به خیابان می آیند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آیا خیابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آیا مردم حق ندارند در خیابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟

آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد دارید! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنید، به روز محشر آن جهان که باور دارید؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار یک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنید، حداقل به " یوم تبلی السرائر" که اعتقاد دارید؟ چطور می توانید در آن قیامتی که لابد باورش دارید با استاد و معلم تان آیت الله خمینی مواجه شوید و بگوئید که تمام اهل بیت اش را از بیت تان راندید؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غیرخودی ها بشمار آوردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که در حکومت عدل شما همسر رئیس جمهور محبوب او رجایی را زندانی کردید؟ چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید حق نخست وزیر او را که محبوب ترین رجل اجرایی کشور نزد آیت الله خمینی بود، انکار کردید و حق مرد صدیقی مانند موسوی را پایمال کردید و دروغگویی چاپلوس را بناحق به جایش گماردید؟

چطور می توانید با او مواجه شوید و بگوئید که هاشمی رفسنجانی را که امین ترین اصحاب خمینی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هیچ نگفتید و خوشحال هم شدید؟ چطور می توانید با سردارانی که برای دفاع از ایران در جنگ بشهادت رسیدند مواجه شوید و به آنها بگوئید که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود راندید و مشتی دروغگوی ریاکار را به آنها ترجیح دادید؟ چطور می توانید به آیت الله خمینی بگوئید که بهترین شاگردانش را در تنگنا گذاشتید و یک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به این دلیل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجیح دادید؟ لابد زمانی هست که تا پیش از آن روز به همه این سووالات پاسخ بدهید. شاید به من بگویند که همچون منی که به هیچ چیز اعتقاد ندارم چرا نگران شمایم، نه، من نگران شما نیستم، فقط می خواهم بگویم که همه چیز به این آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ایوان مدائن شان هیچ نماند، شما می خواهید با این خیابان پاستور چه کنید؟

جناب خامنه ای!
در این روزها صداهایی در شهر بلند است. بشنوید. سی سال قبل مردی دیگر بر صندلی اقتدار این کشور نشسته بود که صدای ملت را دیر شنید، دیر شنید و وقتی شنید قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جایی رسید که برای یافتن گوری هم در این دنیای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ایم و کرده اید که مردمانی برایش دایم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت همیشه نیست. گاهی پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغییر حکومت نیستم، نگران خونهایی هستم که ریخته خواهد شد، اگرچه اکنون نیز خون بر سنگفرش های خیابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسید.

ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنید زبانه می کشند، می زنیدشان فریاد می زنند، بر سرشان می ریزید رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که دیگر از هیچ کاره ای هیچ کاری نیاید. با ظلم حکومت کردن نمی شاید. شاید گفتنش بد نباشد و این سخن را هرگز فراموش نکنید که آن بیت، حصن حصینی نیست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته اید که وقتی شمشیردارتان همه را بزند، مردمان مقیم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسیری دشوار گذشته است، باور نکنید که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسلیم و رام می مانند. در این انتخابات از صد نفر از بزرگان همین حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر میرحسین موسوی بودند و به زحمت بیست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائید تقلب بزرگ انتخابات چنان کردید که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسید که اگر هر فرمانی بدهید، حتی اعضای نزدیک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.

آقای خامنه ای!
آنچه در این انتخابات رخ داد، تنها یک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسیار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خیابان کشید، وقاحت و بیشرمی بی حد رئیس جمهور در انکار همه واقعیت ها جلوی دوربین تلویزیون بود، او بدون اینکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه ریاضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که رئیس جمهور اینقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در این انتخابات مردم را عصبانی کرد این بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چیزی را که می بینند اتفاق نیفتاده است. آنچه در این انتخابات اتفاق افتاد این نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، این بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است این است که رئیس جمهور میلیونها ایرانی مخالف خودش را خس و خاشاک نامیده است. آقای خامنه ای! ما آدمیم، خس و خاشاک نیستیم.

از سوی دیگر آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که بعد از 28 سال به روی جمعیت خیابانی شلیک شد، فقط بخاطر اینکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پلیس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خیابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در این چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبدیل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند.

در این انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در این انتخابات حرمت روحانیت و مرجعیت هم شکسته شد. ما به این حرمت نیاز داشتیم و داریم، همیشه باید خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در این انتخابات رخ داد این بود که به 26 سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاریخ به یاد ندارد که حکومتی چنین با خود بیرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اینکه انتخاب شخصی دیگر را تاب نمی آورد. آقای عزیز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چیز مهم تر این است که شما، با حرمت شکنی روحانیت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کردید، آیا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش این همه بی حرمتی را داشت؟ آیا بخاطر این دولت بی لیاقت که هر روز میلیونها نفر نفرینش می کنند، تا کجا حاضرید بمانید؟

آقای خامنه ای!
بسیاری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نیستند دروغی به این بزرگی را بپذیرند، آنها اوباش گردن کلفت نیروی ضد شورش نیستند که مثل سگ هار به جان ملت بیفتند، مطمئن باشید در روزی که دور نیست، آنان در کنار مردم خواهند ایستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فدیه کرده اند، روبروی ملت نمی ایستند. کارکنان دولت نیز غلامان حلقه به گوش رئیس جمهور نیستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنید، آنها هم حاضر نیستند از دروغی به این بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خیابان ها را یاد گرفته اند. این ملت دیگر از هیچ کس نمی ترسند.

متاسفانه یا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته اید که دیگر هیچ صدایی جز صدای ملت در شهر شنیده نمی شود. نه صدای آمریکا، نه صدای انگلیس، نه صدای اسرائیل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازیت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان باید بگویند؟ در شعارها می گویند، نمی شنوید؟ سه میلیون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنوید؟ بر کاغذهایی که در دست شان است، می نویسند، نمی خوانید؟ بر دیوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بینید؟ آیا شبها صدای مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را نمی شنوید؟ چگونه باید بگویند تا بشنوید؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که یک سال وزیر خارجه و هشت سال نخست وزیر دوران جنگ و بیست سال عضو مهم ترین ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهید داده اند. نمی بینید؟

کاری که باید بکنید کاری ساده است، باید حق مردم را به آنان برگردانید، همان چیزی که هر انسان شریفی از آن دفاع می کند. انتخابات را باید باطل کنید تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. این همه چیزی است که مردم می خواهند، اگر این را ندهید، آن وقت ممکن است مجبور بشوید چیزهای بزرگتری را بدهید. مردم ایران با شنیدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگین شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپیمایی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گیرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ایران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنید، آنها به خیابان آمده اند، در خیابان می مانند، حق شان را می گیرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند.

در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبیله سیاست، که چیزی شبیه به همین حرف های شما را زده اند، آنان یک چیز را فراموش کرده بودند، و آن اینکه شترهای مرگ در کاخ و بیت رهبران هم می خوابند. هیتلر و استالین و پل پت و لنین و شاه و آیت الله خمینی مردند، شما هم بالاخره می میرید. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ایجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گریند و گروهی دیگر نفرینی ابدی را نثارش می کنند.

آقای عزیز! تا مرگ نرسیده است و دچار نفرین ابدی مردم نشدید، حرف تان را پس بگیرید و بگذارید همان خامنه ای معمولی باشید، آدمی که مردم او را یک آدم بی قدرت، پر کینه و بدون موضع مشخص می دانند، یک رهبر ضعیف که شاید بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنید که ادای بزگتر از خودتان را در بیاورید و دستور کشتن بدهید، ما باورتان نمی کنیم، شما این کاره نیستید برادر. مردم هم اینقدر ترسو نیستند، مردم ایستاده اند و اگر باد بکارید توفان مردم را درو خواهید کرد.

ابراهیم نبوی
29 خرداد 1388

28 :: توسط آرش در 2009-06-19 17:08

یاران سلام بر شما

خب از کسی که بیست سال است از جنایتکاران حرفه ای حمایت می کند، نباید هم بیشتر از این توقع داشت. سال هاست عده ای با قمه و ساطور و پنجه بکش و کارد و کابل و ... روز روشن و در مقابل چشم مسئولین نطام در خیابان ها و دانشگاه ها زن و بچه و پیر و جوان را لته و پار می کنند، اما از به اصطلاح رهبر کشور هیچ واکنشی نشان داده نمی شود.

انگار نه انگار این کشور دادستانی دارد و سیستم قضایی. یک سیستم "قصابی" به تمام معنا برای رژیمی که تئوریسن های آن شرمی ندارند که براحتی و علنی و صریح بگویند ادامه حیات شان بر "نصرت باالرعب" است. نصرت بالرعبی که نوزاد به دنیا نیامده را در شکم مادرش می درد و از روی جنازه هر دو با موتور سیکلت رد می شود.

این ها اینند که هستند. ارمغانی جز ظلمت و نکبت و کینه ندارند. اما ما در مقابل چه داریم: نور و برکت و عشق...

ما چیزی جز "صلح" و آرامش نمی خواهیم و این جز با "آزادی" میسر نیست و لازمه رسیدن به آزادی، "عشق" است!

با عشق، آزاد می شویم و به صلح می رسیم. حال هم از نظر فردی و هم از منظر اجتماعی. هم خود را می سازیم و هم جامعه خود را. این جا عجله و بیقراری راهی ندارد. سفری است که خود مقصد هم می باشد. در طول مسیر رشد می کنیم، با یاران هم راه در می آزیم... عشق می ورزیم... به دیگران کمک می کنیم... شانه مان تکیه گاه یاران خواهد بود به وقت نیاز آن ها... در محله ها به همسایه های خود دست یاری می دهیم... به ضعف های خود پی می بریم ... بر دانش خود می افزاییم... و این گونه است که ما از آن ها متمایز می شویم... نبرد با ظلمت و پلیدی یک رویارویی همه جانیه می شود... و آن گاه دیگر جایی برای حضور دیو و دیو صفتان نمی ماند. خیلی از آن ها هم به ما خواهند پیوست و سران پلیدشان هم چون خامنه ای و مصباح به زباله دانی تاریخ خواهند پیوست، چون ضحاک و نرون و هیتلر و موسولینی و دیگر جنایتکارن تاریخ!

خب می بینیم که با این دیدگاه و رویکرد بی شک پیروزی از آن ماست. هم به لحاظ فردی و هم اجتماعی و سیاسی.

همه ابزارهای مسالمت آمیز را بکار می گیریم. از تظاهرات گرفته تا اعتصاب... تا رساندن صدای خود به صلح دوستان جهان... سازماندهی و کنترل... ارتقا دانش مبارزه ... و استفاده از همه ابزارهای مدرن!

سفر طولانی است ... اما جایی که سفر را خود مقصد بدانیم همه چیز عوض خواهد شد... هر روز به هدفی می رسیم که این خود چون موتور محرکه ای ما را به پیش می راند برای رسیدن به مقصد نهایی. اینجا دیگر یاس و ناامیدی به سراغ ما نخواهد آمد. با عشق آزاد می شویم و به صلح می رسیم...

27 :: توسط در 2009-06-19 16:33

از تمام ایران و روستاها بسیج کردند, خود معترضین هم یک روز را انتخاب کنند و با بسیج از تمام ایران در تهران قدرت نمائی کنند, اینها دلیل نمشه, شاید حزب الله لبنان و عراقی و سیاهی لشکر افغانی هم قاطی اینها باشه...........اما من معتقدم باید وارد مرحله اعتصابات گسترده شد, مثله اینکه در قانون هم اعتصاب پیشبینی شده, حالا اگر چیزی در مورد قانون اعتصابات در ایران می دونه بنویسه, من چیز زیادی نمی دانم, ولی میدانم که در قانون پیش بینی شده...

26 :: توسط یکی از مردم در 2009-06-19 16:29

یه بار دیگه انتخابات برگزار کنین که مجریش هم این جنایتکارای وزارت کشور کنونی نباشند. اونوقت بشینین نگاه کنین . تا انتخابات مجدد و صحیح کوتاه نمیایم.

25 :: توسط مردم در 2009-06-19 16:26

یه عده میگن فلانی وبهمانی مردمو کشیدن تو خیابون! عجب! این عده مردم رو به هیچ حساب میکنن . وقتی مردم میرن دم صندوقا تا شما فیلم بگیرین تعیین کننده هستن و وقتی اعتراض میکنن فریب خورده؟!؟ حتی تو ارشادات و نصایحتون هم بوی دروغ و دورنگی میاد.

24 :: توسط مانی در 2009-06-19 16:11

۱۷ یک هفته بانتخابات نوشتم موسوی ۱۴ میلیون رای بیشتر نمیاره و احمدی نژاد بیشتر از
میلیون رای چهار سال پیشش میاره که نظرم بودشاید حدود ۱۸ یا ۱۹ میلیونی اما ۲۴ میلیون
دیگه بمغزم نمیرسید اگر کسی باور نداره بره بآرشیو پیدا کنه ...چرا باین نزدیکی حدث زدم
چونکه هم جامعه ایران را خوب میشناسم هم سر از ضرب و تقسیم سیاست ...اینها را شخص
رفسنجانی و خاتمی هم بخوبی میدانند اما چرا بلوا راه انداختن !؟ چون مسئله زور ازمایی
و قدرتنمایی و چسبیدن بصندلی های حکومت برای اینها مهمتر بود ...امروز این سخنرانی
خامنه ایی نه از روی بصیرت بود نه حال و هوای آشتی یکسره و یکطرفه و بیشتر اولتیماتوم وار
بود که روزهای التهاب آوری در پی دارد ... شنبه و یکشنبه و ..روزهاییست که جماعت دو طرف
بهم نزدیک میشوند که برخوردهایی در کارست اگر موسوی و رفسنجانی کوتاه بیایند و راه پیمایی
را لغو کنند آنوقت جوانهای دانشگاهی با مامورین زدو خوردشان خونین خواهد بود البته
دیگه پیروز شدن خامنه ایی کارش آسانترست اما دیگر وجهه بسیار بدی در جهان خارج رقم
میزند که سالها طول میکشد تا از یادها برود و احمدی نژاد دولتش مثل خر لنگ میشود که معلوم نیست چه تحفه ایی در این چهار سال بسازد ... مثل حال و هوای
دوران پس از مصدق که انگاری خاک مرده روی ایران پاشیده باشند

آخر هفته خوبی داشته باشید

عزت زیاد

23 :: توسط مانی در 2009-06-19 15:58

تمام این بازیها امروز به پایان رسید و آقای خامنه ایی با درایت همه چیز را فیصله
داد بعدش میخواهم ببینم زیتون و سلطنت طلبها با چه رویی !؟ میخواهنددرچشم اینهمه
خواننده ایکه دروع پردازیهشایشان را خواندند و تحریک شدند و امید به انقلاب!؟ بستند بنگرند

در همین مونترال چندبار عده ای تظاهرات خنده داری گزاشتند که نگذاشتیم کسی شرکت
کند و دست از پادرازتر به سوراخها خزیدند مطمئنم در جاهای دیگر هم همین است و هیچ
خبر جنجالیی نیست بیخوددلتان را خوش نکنید این حکومت مثل کوه دماوند پابرجاخواهد بود
همانطور که براندازهای مونترال را ناامید کردیم بقیه براندازها هم امروز ناامید خواهندشد

22 :: توسط Darieh در 2009-06-19 15:57

واقعاً از شما بعید بود. انتخابات رو هرگز نباید تحریم کرد. مشارکت گسترده(بالای 70 درصد) امکان هرگونه تقلبی رو می‌گیره. از الآن باید به فکر 4 سال بعد باشیم.

21 :: توسط مانی در 2009-06-19 15:50

آخر هفته است و کلامی بنویسم و بروم دنبال عیش و نوشم ٬ آخرین شنیده ام از تلوزیون
بی بی سی در آمریکا و کانادا این بوده که خبرنگار بی بی سی با گلوی غمباد !! گرفته اش
از تهران گزارش میداد که جمعیت زیادی برای شنیدن سخنان خامنه ایی بخیابانهای اطراف
دانشگاه سرازیر شده اند هرچه مسئول تلوزیونی میپرسید چند هزار نفرند !! جان لایز
کچل عینکی میگفت مسیو مسیو !!؟؟ انگاریدلالمونی گرفته بود بگه پانصد هزار یا
یک میلیون و ...اما وقتی از راه پیمایی مخالفان احمدی نجات میگه مثل آب خوردن
صدها هزارتن و یا بیشتر را بکار میبره !!!؟ البته اگر میگفت جناح چپ و راست رژیم
خب فرقی نمیکرد اما این حقوق بگیر موساد همه طرفداران موسوی را مخالف کل
رژیم جا میزنه و ... اصلا تلوزیونهای بی بی سی و سی ان ان تا الانه یک عکس از جمعیت
روز جمعه نشان نداد اند چرا !؟ چون بمردم بدبخت و نفهم آمریکا و انگلیس میخواهند
زور چپون کنند که احمدی نژاد یا محافظه کاران اصلا طرفداری ندارند و ...میخواهند
اشتباه دوره شاه را جبران کنند !؟ اما چه غافلند و چه احمق مگه میشه آفتاب و با یک
لکه ابر پنهان کنند

20 :: توسط شیرمرد در 2009-06-19 15:26

یاد مناظره موسوی و کروبی افتادم. کروبی با یه لحن خاصی از موسوی پرسید: تا آخر راه هستی؟ موسوی گفت: حتما. حالا بعد از حرفهای خامنه ای همون آخر راهه

19 :: توسط المیرا در 2009-06-19 15:14

امشب محکم تر الله اکبر ، فردا همه در صحنه. ما بیشتر از اینا هستیم که از همه ایران جمع کردن امروز. این تهشون بود دیگه.

18 :: توسط شیرمرد در 2009-06-19 14:45

خامنه ای و دسته مجرمین علنا گفت مردم ایران دشمن هستند. هر چی آدم عوضی بود پیدا کرده بودند آورده بود دانشگاه. بزرگترین توهینش به میلیونها انسان آزاده خواه را دشمن نامید.ببینیم موسوی و کروبی یا به عنوان اخلالگر دستگیر میشوند یا مبارزه میکنند.

17 :: توسط المیرا در 2009-06-19 14:28

اگه این کودتا برنده بشه دیگه انتخاباتی در کار نخواهد بود. توصیه میکنم مقداری مواضع و هدف های گروه احمدی نژاد اینا رو مطالعه و تحقیق بفرمایند دوستان تا بدانند چه خطری در پیش روست.

16 :: توسط در 2009-06-19 14:18

رژیم ترور میکرده, یا میگفته کار ما نیست اگر مدرک دارید رو کیند و اگر مدرک رو میشد, میگفته کار نیروهای کج اندیش و خودسر است,..........حالا هم آمده میگه احمدی نژاد انتخابات را برد اگر مدرک دارید رو کنید, در صورتیکه این انتخابات در دولت احمدی نژاد انجام شده و ریش و قیچی هم دست خودشونه, مدرک به نفع احمدی نژاد درست میکنند, کاری نداره............یکی از اعضای پارلمان اروپا گفته در انتخابات قبل هم احمدی نژاد با تقلب پیروز شد............از طرفی موسوی هیچ وقت اپوزیسیون رژیم نبوده و معلوم نیست تا کجا میتونه جلو بره........... , بهر صورت راه پیمائی به تنهائی کار ساز نیست, باید از کارمندان و کارگران طرفدارش بخواد که دست از کار بکشند و اعتصاب کنند.......اعتصاب کارمندان و کارگران صنعت نفت میتواند نقش بزرگی در عقب نشینی دولت داشته باشد و گرنه من زیاد خوشبین نیستم!!

15 :: توسط آرمین گیله‌مرد در 2009-06-19 13:56

سلام ...
1. ببینیم و تعریف کنیم:
198 شیوه های کنش خشونت پرهیز از دید جین شارپ
http://cssnd.com/198Methods_Farsi.pdf
2.به خیر باشد
4. روانشان شاد
5. انتظاری غیر از نیست
7. زود گول ظاهر را نخور ..فراموش نشود چه کاره بودند و چه کارها کردند
8. اول توضیح بده منظور از رییس جمحور خوب در این نظام چیه؟؟
9.بستگی به استقامت مردم دارد ...
10. باشد
11. یادش زنده
12. :-)

14 :: توسط ladan در 2009-06-19 13:53

بين کروبی و موسوی اختلاف نندازيم هر دو تا ادم خوبی هستند

13 :: توسط arash در 2009-06-19 11:29

z8un jan
dige in roozha kasi barat ne minevise man aval shodam
midoni chera?
inrooza hamamon aval shodim
shad bashi
rasti az shayan enghlabi 2 atashe commment i nist
anhara che shode?

12 :: توسط arash در 2009-06-19 11:29

z8un jan
dige in roozha kasi barat ne minevise man aval shodam
midoni chera?
inrooza hamamon aval shodim
shad bashi
rasti az shayan enghlabi 2 atashe commment i nist
anhara che shode?

11 :: توسط ali در 2009-06-19 10:21

این کلیپ ادای دین ایرانیان خارج از کشور به شرایط اخیر است...
در صورت تمایل لطفا اطلاع رسانی کنید..

سپاسگذارم


http://www.youtube.com/watch?v=t1tn4NlGOxM

10 :: توسط مهیار در 2009-06-19 06:51

مدیر عامل جان
این عکس ها توسط یه سایت برای سرگرمی ساخته میشه٬ هر عکسی که دلت بخواد رو میتونی اونجا بزاری. برای این مردم بومی آمریکای لاتین کلا اینجور لاو ترکوندن ها معنی نداره.
با احترام
شریک شما در کورپورشن زیتون سبز

9 :: توسط آرش در 2009-06-19 06:25

میرحسین در اجتماع امروز (پنجشنبه) مردم

" ما خواهان اعلام نتایج صحیح انتخابات هستیم".

موسوی گفت: "ما نه قصد آشوب و اغتشاش داریم و نه آشوبگر هستیم. ما فقط حق خودمان را می خواهیم. ما آرایی را که داده ایم می خواهیم. ما خواهان اعلام نتایج صحیح انتخابات هستیم".

او افزود: "مردم به هیچ وجه به دنبال آشوب نیستند. آن کسانی که فرزندان ما را به خاک و خون کشیدند از مردم نیستند. من به تمام کسانی که در راه وطن خود کشته شده اند درود می فرستم".

میر حسین موسوی ادامه داد: "من از شما خواهش می کنم به اعتراض و تجمع خود ادامه دهید. به هیچ وجه کوتاه نیائید. اما از شعارهای تحریک کننده و حرکت هایی که مخل آسایش عمومی می شود پرهیز کنید".

موسوی پس از اتمام صحبت های کوتاهش از همه تشکر و تاکید کرد که: "من به هیچ وجه از راهی که در آن پای گذاشته ام عقب نخواهم کشید"

منبع روزآنلاین

دوستان به عبارت " نتایج صحیح انتخابات دقت" کنید. کم کم میرحسین دارد ماجرای کودتا را و آن چه توسط مخلباف در خارج از ایران گفته شد، بیان می کند!!

در سایت بالاترین

7 :: توسط nana در 2009-06-19 05:22


ایمیل ! کپی برای همه و واتیکان

**********


جناب آقای بان کی مون ریاست محترم سازمان ملل متحد


اگرچه من پیرزنی نحیف هستم و هنری هم ندارم ولی با اجازه
شما میخواهم برای همه دنیا یک پیشگوئی خنده دار کنم


به زودی ما شاهد شوهای تلویزیونی محاکمات بوخارین و تروتسکی
و مابقی تصفیه شدگان استالین در ایران خواهیم بود

این افراد که در شوهای جمهوری خون و جنون شرکت خواهند کرد
همگی با قیافه های تقریبا سفید بی خوابی های مدام کشیده
و کتک های فراوان خورده به باقی جهان خواهند گفت

که ما جاسوسان اسرائیل و امریکا بودیم و مشغول انقلاب مخملی
بر علیه دکتر محمود و سید علی خامنه ای و سر دسته ما هم
آقای آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده !


امیدوارم این پیشگوئي من درست از کار در نیاید

ولی احساسی به من میگوید که تمامی این عده ای را که در تهران
و شهرستان ها گرفته اند و عمدتا رفرمیست هستند در این شو
شرکت خواهند کرد


البته ناگفته نگذارم که این عمل کودتاچی بزرگ سید علی میراثی
از کیانوری و شیخ فضل الله نوری است

کیانوری رهبر حزب توده وابسته به ک گ ب ایران هم مرتبا مردم
را جاسوس امریکا و اسرائیل می نامید


ولی هرگز به فکر ما ایرانیان نرسید که بگوئیم

خوب مگر جاسوس روسیه بودن کاری متعارف است ؟


با احترام نانا زولا سخنگوی مردم اسیر و برده ایران که آرایشان را میخواهند

6 :: توسط Leila در 2009-06-19 05:12

زيتون جان
شماتنهانيستی من هم ازبس توغربت واسه اين دسته گلهاگريه کردم وچيزی نخوردم ۵ پوندکم کردم.
اميدوارم ديگه کسی کشته نشه.خداحفظتون کنه.

5 :: توسط آرش در 2009-06-19 05:10

آقای دانشجو شماره 2 گرامی

به گمان من بر مبنای یک تحلیل درست، تصمیمی درست گرفته شده است.

باید ریسک درگیری را نخرید. حریف غدار است و بیرحم، ما صلح جو و مهربان!

نور و برکت و عشق از ما
ظلمت و نکبت و کینه از آن ها

4 :: توسط دانشجو شماره ۲ در 2009-06-19 05:00

هر کودک سياسی ميفهمد که لغو تجمع روز جمعه توسط اقای کروبی بدستور جمهوری اسلامی فرمایشی بوده است.
واین تصمیم بخاطر ترس از برخورد بین نماز گذران طرفدار احمدی نژاد با معترضان به تقلب در انتخابات صورت گرفته است
در اين جا است که رهبری ازجنبش جدا میشود و عقب مي ماند !!
ولی اعتفاد من براين است تظاهرات روز جمعه بي اعتنا را به لغو توسط خودمردم بطور خودجوش بدون حضور کروبی يا يا موسوی انجام خواهد شد
دانشجو شماره ۲

3 :: توسط آرش در 2009-06-19 04:51

نامه صدر حاج سید جوادی، سحابی و یزدی به ملت ایران

به نام خدا
ملت شریف ایران

آنچه اکنون در میهن ما می‌گذرد یک حماسه بزرگ و بی‌سابقه تاریخی است. مشارکت بسیار گسترده مردم در انتخابات ۲۲ خرداد و راه‌پیمائی ملیونی مردم در روز ۲۵ خرداد اراده ملت را برای تغییر وضع موجود به نمایش گذاشت.

در انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته، یک گروه کوچک و بعضاً تازه وارد در اسلام و انقلاب و با سوابقی نه چندان روشن، با ترفندهای گوناگون، با شعارهای جذاب مردم‌فریب توانستند مراکز قدرت را به انحصار خود درآورند، اما عملکرد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این گروه در ۴ سال گذشته منافع، مصالح و امنیت کشورمان را در معرض شدیدترین آسیب‌های جدی قرار داده است. ابعاد فاجعه در سطح ملی و بین‌المللی و عمق نگرانی دل‌سوزان به ملک و ملت آن چنان است که جنبش مردمی عظیمی برای تغییر وضع موجود به‌وجود آمده است.
در شرایط فشار و سرکوب سیاسی، جلوگیری از فعالیت احزاب، سانسور شدید مطبوعات، دهمین انتخابات ریاست جمهوری فرصتی در اختیار ملت ایران قرار داد تا با شرکت در انتخابات راه را برای مختصر تغییری هموار سازد. احزاب و شخصیت‌های فعال سیاسی، با تنوعی از گرایشات، سازمان‌های دانشجویی، فعالان جنبش‌های اجتماعی شامل زنان، کارگران و معلمین، تمامی اقوام ایرانی، برای شرکت در انتخابات، به عنوان یک وظیفه ملی، با تمام نیرو به صحنه آمدند. ناگهان روحیه جدیدی سرشار از امید به آینده جای یأس و ناامیدی و انفعال را پر کرد. به‌طوری‌که میزان مشارکت مردم در این انتخابات بالغ بر بیش از ۸۰ درصد بوده است. استقبال پر شور مردم از این انتخابات توجه جهانی را به‌سوی ایران و ایرانیان جلب کرد. حاصل این انتخابات و دولت برخاسته از آن می‌توانست با پشتوانه عظیم مردمی مشکلات پیش‌ رو را در سطح ملی و بین‌المللی از میان بر دارد.

اما متأسفانه به‌این امید خیانت شد. مسئولین وزارت‌کشور، که برطبق قانون امین مردم محسوب می‌شوند و شورای نگهبان که موظف به صیانت از آرای مردم می‌باشد، خود در نقش عوامل ربودن آرای مردم ظاهر شدند. آماری ارائه دادند که با هیچ معیاری قابل‌قبول و اعتنا نمی‌باشد. نتیجه این خیانت در امانت آن شده است که نه تنها دولت اعتبار خود را از دست داده است بلکه امنیت و ثبات ملی دست‌خوش مخاطره و شکاف میان ملت و حاکمیت از هر زمان عمیق‌تر گردیده است. حمایت‌های مکرر مقام رهبری از این دولت و تأیید شتاب زده آمارهای نادرست اعلام شده انتخابات وزارت کشور، قبل از آن‌که کاندیداها فرصت اعتراض داشته باشند و شورای نگهبان به آن‌ها رسیدگی کند بُعد تازه‌ای را به‌بحران کنونی افزوده است. برطبق قانون اساسی عدالت یکی از شرط‌های لازم برای مقام رهبری است. موضع‌گیری‌های مقام رهبری، به‌خصوص در جریان این انتخابات این ویژگی را مخدوش ساخته است.

ما امضاکنندگان زیر که بخش عمده‌ای از عمر خود را در راه مبارزه با استبداد سلطنتی و سلطه بیگانگان و برای آزادی و آبادانی ایران عزیز صرف کرده‌ایم، و از اعضای شورای انقلاب و اولین دولت بعد از پیروزی انقلاب در دولت شادروان مهندس بازرگان بوده‌ایم، ضمن اعتراض به عملکرد دولت و شورای نگهبان و مقام رهبری، به منظور عبور از این بحران و پیشگیری‌ بحران‌های پیش‌ رو که کیان میهنمان را تهدید می‌کند خواهان آن هستیم که:

۱- ابطال انتخابات و تجدید آن با معیارها و ضوابط مورد قبول افکار عمومی و نامزدهای معترض.
۲- تمامی کسانی که در این خیانت دسته داشته‌اند از کار برکنار و محاکمه شوند.
۳- کلیه بازداشت‌شدگان حوادث اخیر در تهران و شهرستان‌ها بلافاصله آزاد شوند.
۴- مأمورینی که به‌سوی مردم تیراندازی کرده‌اند و موجب زخمی یا مرگ افراد شده‌اند شناسایی و محاکمه شوند.

از مردم خوب خودمان می‌خواهیم با متانت و آرامش در اعتراضات خود از هر نوع شعارهای انحرافی و غیر از انتخاباتی پرهیز نمایند. کسانی که خشونت و تخریب را تشویق و تبلیغ می‌کنند به صفوف خود راه ندهند. جریان تمامیت‌خواه و یا برخی از گروه‌هایی که اهداف دیگری دارند می‌کوشند تا با رخنه در صفوف مردم و تحریک حمله به ساختمان‌ها و آتش زدن آنها جنبش اعتراض را ملکوک سازند و بهانه‌ای برای سرکوب جنبش اعتراض به‌وجود آید.

از کاندیداهای اصلاح‌طلب و شخصیت‌های حامی حقوق مردم می‌خواهیم همچنان در کنار مردم و همراه مردم تا تحقق اهداف باقی بمانند.

ما ضمن حمایت از مواضع بر حقی که برخی از مراجع محترم در رابطه با مطالبات اخیر مردم و این انتخابات اتخاذ کرده‌اند، از سایر مراجع و آیات عظام می‌خواهیم در برابر این بی‌عدالتی‌ها قاطعانه بایستند و اجازه ندهند چهره دین حق لکه‌دار گردد.

با آرزوی توفیق ملت در تحقق همه‌جانبه آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ .
«إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ» (هود ۸۸)

2 :: توسط Dariush در 2009-06-19 04:25

می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن
جعفر پویه

حضور قدرتمند مردم در خیابانهای شهرهای کشور و اعتراض یکپارچه آنان، بر علیه کودتای سفیدی است که علی خامنه‌ای و دار و دسته او با یک انتخابات مهندسی شده در کشور انجام داده اند. مردم به جان آمده از ظلم و ستم جمهوری اسلامی و دد منشی گماشتگان آن عزم خود را جزم کرده اند تا بساط دجالان و سرکوبگران را برای همیشه برچینند. به همین دلیل روزها به خیابان می آیند و شبها بر پشت بام خانه با فریاد اعتراض آمیز، خواب را در چشمان گزمگان استبداد می شکنند.

هرچند حضور قدرتمند آنها در خیابان خود گویای هزاران فریاد فرو خورده است، اما نباید فراموش کرد که کسانی در پس پرده مشغول زد و بند هستند تا اعتراض یکپارچه آنها را وج المصالحه تقسیم قدرت در بالا قرار دهند و از آب گل آلود ماهی بگیرند. به همین دلیل اعتراض ساکت تا جایی قابل قبول است و از آن به بعد برداشت دیگری از آن خواهد شد. این سکوت دست زد و بندچی ها را باز می گذارد تا در پس پرده خود را رهبر مردمی بنامند که گوش بفرمان آنها دارند. یعنی دستور از بالا برای ساکت شدن تعبیر به این می شود که آنها همچون کودک مودبی تحت تاثیر و ولایت کسانی دیگر که خود را قیم آنان می نامند قرار دارند. به همین دلیل و برای جلوگیری از هرگونه معامله بر سر خواست مردم حاضر در خیابانها درست تر آنست که سکوت را غالب بر کل جمعیت نکنند و با تکرار خواسته های خود به هر شیوه ممکن صدای اعتراض خود را به آنانیکه در پس پرده آهنین نشسته اند برسانند. نیاز به تکرار ندارد که اگر کسی می خواهد تا به خواسته او گوش کنند باید صدای خود را بلند کند. این ضرب المثل میهنی تا "نگرید طفل، کی نوشد لبن" گویای هم این وضعیت است. هرچند اروپایی ها نیز ضرب المثلی مشابه دارند که می گوید: "می خواهی خواسته ات را بشنوند، آنرا فریاد کن".

تکرار خواست همگانی مردم که ابطال انتخابات است باید دایم تکرار شود. باید بر علیه متقلبان و رای سازان شعار داد و با حفظ همبستگی و نظم با صدای بلند کودتای علی خامنه ای و دار و دسته او را ناکار کرد. نباید اجازه داد خواسته جمعیت در یک نقطه منجمد شود. باید آزادی زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان را به خواسته ها افزود. باید خواست معرفی آمران و عاملان کشتار مردم و اوباش حمله کننده به دانشگاهها و ضرب و شتم و قتل دانشجویان و محاکمه آنان را فریاد کرد.

اینکار به معنی ناکارآمد کردن قیم ها از یک طرف و سیقل دادن اراده جمعی برای دستیابی به شعارهایی زیباتر و خواسته هایی فرموله شده ضروری است.

1 :: توسط jiji در 2009-06-19 04:15

Roozeshan nazdik ast.