:)
salam zeytoon
man iran nistam vali vase rooze ghods mikham bar gardam iran
in daafe vaghean selah ba khodam mibaram to tazahorat
...
midooni chera???????????
chon hosele in das oon das kardane shoma ha ro nadaram
rooze 29 tir in hame ma khodemoon ro jer dadim ke ina sokoot halishooon nist
hamoon rooz age seda o sima ro gerefte boodim kare ina tamoom bood va be inja keshide nemishod
....
hala in shala vaght ziade
kooneshoon pare mishe in bar
be oon baradare kooonie basiji ham ke nooone zane jende o bachasho ba khoondane in chiza dar miare begam ke
man hamoonam ke havalie do ta az istgah haye metro rooze shanbe avale tazahorat ...mardom ro tahrik kardam ke shalvare do ta a z basiji haa ro az pashoon dar avordan
kooone lokhte basihji ro endakhtan biroon
neshoon be oon neshoon ke shorte basijie abi e goldar boood
basijie hodoode 168 ghad va 60 kilo vazn va 40-44 sal sen dasht
mikhastin batoomeshh ro too koonesh konim ye aghaii nazasht
hamoon aghahe ke nazasht oon bmw oraghi ro atish bezanim
baad sahebe bmw oomad goft atish bezanin
neshooni ha kamel bood baradare koonde basiji?????????????
kire sagaye inja to kose aroose rahbaret
kire kasife shoon to kose zane mojtaba khameneniii
sage berine be eslametoon koskesha ye basiji
با پوزش تصحیح می شود:
9) نقطه برخورد رویارویی سرنوشت ساز را ما باید "تعیین کنیم". آن ها رو به نزولند، ما رو به صعودیم. بنابراین گذشت زمان به نفع ماست.
بعد از نماز جمعه امروز:
1) دیکتاتور شدیدا ترسیده است.
2) اما با توجه به شخصیتش (عقده های دوران نوجوانی و عقده های زمان رئیس جمهوری و عقده آیت الله شدن یک شبه...) می تواند خطرناک باشد.
3) رژیمش با شتاب زیاد رو به زوال است و افراد دور و برش عده ای عقب مانده منگل و لات و اومپن بیش نیستند.
4) دستش آلوده به خون و فرمانده و عامل پست ترین اقدامات ضد بشری در تاریخ بشریت است.
5) دولت منصوبش فاقد هر گونه مشروعیت است و ویژگی هایش دروغ، تقلب، خالی بندی، عفب ماندگی فکری، کودنی، بی کفایتی در داخل و خارج و... است. دست هایشان از بالا تا پایین آلوده به خون و تجاوز به ملت است.
6) در مقابل جنبش سبز رو به صعود است. صلح جوست و مشروعیت دارد. برای علتی عالی و بدیهی ترین حقوق پایمال شده یک ملت مبارزه می کند.
7) زبده ترین، نخبه ترین، فرزانه ترین، دلاورترین فرزندان ایران در این جنبش فعالند.
8 ) مردم جهان و تمامی صلح دوستان و فرزانگان جهان با این جنبش هستد.
9) نقطه برخورد رویارویی سرنوشت ساز را ما باید تعیین نکنیم. آن ها رو به نزولند، ما رو به صعودیم. بنابراین گذشت زمان به نفع ماست.
10) ما در هماهنگی و لجستیک برای استفاده بهینه از تمامی توان ملی ضعف داریم.
پیش بسوی تشکیل کنگره ملی و گسترش و تقویت هسته ها و شبکه های خودگردان مدرن!
کریم
شما چون هم طبق گفته های قبلیت چهره زشتی داری و سنت هم بالاست خب نباید توقع داشته باشی سفیدپوستهای خوشگل به تو محل بگذارند
ولی در مورد جوانهای ایرانی که به مهاجرت میروند اینجور که با تو رفتار شده همیشه رفتار نمیشه و از سفیدپوست و سیاهپوست و زرد پوست توی دوستان نزدیکشون پیدا میشه
حالا اینا رو ولش کن بعدا که سناتور شدی دق دلی ات رو میتونی سر این سفید پوستهای کانادایی که بهت سگ محلی کرده اند در بیاوری
یکی از این تازه بغرب آمده حتی تهران را بعمرش ندیده اما یکراست امده لس آنجلس اهل بانه کردستانه
توسط فک و فامیل بترکیه و کمپ پناهنده ها !! و دو سال بعد راهی امریکا ...شاید صد ها هزار مثل این
هموطن بانه ایی بغرب امده اند اصلا نه سیاست میداند نه اهل مبارزه فقط امده که در غرب مثل دیگران
از خوشبخت شدن !! عقب نیافتد و امریکا شده ایستگاه میلیونها پناهنده و مهاجری که جز یک تنبان پاره
و یک کوله پشتی چیز دیگری ندارند و اینرا در تلوزیونهایش دایم نشان میدهند ...یکموقعی این امریکا
و اروپا فقط بثروتمندان اصیل کشورهای کوچک اجازه ورود میداد اما وقتی دیگر زاد و ولدشان کم شد
و اقتصادشان بنیروی کار لازم شد بجوانهای کشورهای فقیر اجازه ورود دادند و اینطوری سیل هندی ها
و اسپانیش ها و چینی ها وارد امریکا شدند و ایرانی ها دیگه ته مانده ها هستند که دیر امده اند و خیلی
زود هم فهمیدند چه اشتباهی کرده اند اما خب این خالی بندی و دروغگویی تو ذاتشونه که هی بفک و فامیل
مینویسند که چقدر خوشبخت و مسرورند و دوست دارند بقیه را بامریکا بکشند تا ....... آخر هفته
خوبی داشته باشید
این هم سخن آخر هفته که انشاالله زیتون شنبه شب مطلب جدیدی خواهد نوشت و خیال دوستدارانش را
راحت خواهد کرد و آن مارملکی که انا لله راجعون !! برای زیتون خوانده روسیاه تر خواهد سد آمین یا
رب العالمین ....دوستان باب و ناباب اینجا رنگ و وارنگ کامنت سیاهه میکنند که پایه های نظام سست شده
و عنقریبه که فرو بپاشه !!!؟ سی ساله این چسناله ها شبانه روز از مخالفان نوشته و شنیده شده و این شده
سرگرمی روزگارشان تو غرب افتاده اند و تنهای تنهایند فکر میکردند بیایند غرب مردم غرب زنگوله
نقره نشان ببیضه ها و یا بگردنشان میاندازند امدند و دیدند نخیر مثل خر باید کار کنند و مالیات بدهند
و تازه این سفید پوستان نژاد پرست اصلا قاطی نمیشوند انها در کلوپها و بارها شبانه هم با همکیشان
خودشان حال میکنند و اینها تنهای تنها پس دق دلی اشان را باید سر کسی خالی کنند و میایند تو وبلاگها
ورادیوها هی چسناله برژیم که باعث بدبختی اشان همه اوست و این سیل شایعه و قصه و دروغ را در اینجا
و انجا ریسه میکنند
baradare samuraie (commente 173) khub doroghe sanaz ra darawardi va harfesho bavar nakardi. chon az chizhaie ke neweshte man motmaen hastam ke DOROGH migooyad. chon man z8un ra mishenasam. alnateh in etelaatiha himishe khabar ra baraks be khalayegh miresanand va mikhahand bebinand ke che aksolamali neshan midahand. faghat tanha sudi ke darad mishawad afrade vabasteh ra shenasaie kard. rooz khosh
==============
حق به حقدار رسيد!
خبردار شديم که آقاي صادق صباي معروف به رياست بخش "ايران" در تلويزيون بي.بي.سي فارسي منصوب شد. صادق صبا خبرنگار موفقي است که تا شنبه گذشته تعداد کشته شده هاي حوادث اخير ايران را مطابق آمار رژيم همچنان بيست نفر گزارش ميکرد. وي همچنين کوشيده است ميزان آراي ميرحسين موسوي را به حداقل ممکن کاهش دهد. اينها فقط گوشه هائي از موفقيت هاي حرفه اي اوست.
انتصاب اين عنصر فعال مکتبي را به جمهوري اسلامي شادباش ميگوئيم.
-----------------------------
==============
لباس شخصیهای شیکپوش
==============
دیدمت. باتوم بر فرق جوانها میزدی
از همینجا تیر بر اندام آنها میزدی
دیدمت آراسته بنشسته در استودیو
دشنه بر قلب جوانان از همانجا میزدی
دیدمت با ظاهر تفسیرگوئی بیطرف
با کلامت بر موازین شرف پا میزدی
واژه را از پیش با وسواس کردی انتخاب
جای الهامات و احساسات خود جا میزدی
با همان آمار مجعولی که میکردی ردیف
از همین لندن تبر بر ساقهی ما میزدی
نان امروز تو در روغن، ناهارت رو به راه
با چه حرصی سینه بهر شام فردا میزدی
جملههایت اطلاعاتیست، مردم واقفند
بیخودی با مِن و مِن ارقام را لا میزدی
تا هماهنگی کنی با دسته ارکستر نظام
هرکجا میشد زدن، یک دو.ر.می.فا میزدی
دیدمت. در عمق چشمان تو ترسی خفته بود
خاصه وقتی حرف ساواک و ساواما میزدی
موج میزد در میان چهرهات لورفتگی
بهر جبرانش گهی دل را به دریا میزدی
دیدمت انگار زیر چشم با ارباب خویش
چانه بهر حرف های سطح بالا میزدی
در خیابانهای تهران همقطارانت به صف
ای لباس-شخصی! تو هم زینسوی دنیا میزدی
------------------------------
------------------------------
پيرزنک
يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
پيرزنک نشسته بود
ساق پاش شيکسته بود
مچبند سبز هم بسته بود
پيرزن ميگفت: عجب باتومی بود!
کوفتی از يک جنس نامعلومی بود
يارو ترسيده و گيج
گمونم مال بسيج
بهش-ام گفتم نزن قربونتم
من جای مادرتم، ننجونتم
ولی اون مادر و ننجون نميخواست
هيچچی غير ريختن خون نميخواست
پيرزن ناله ميکرد، ناله و آه
خدا-رم شکر ميکرد گاه به گاه!
پيرزن ميگفت ولی وا نميدم
تودلم وحشتیرو جا نميدم
چرا من بايد بترسم
که نه دزدم و نه جانی
نه فقيه پادگانی
چرا من بايد بترسم
که نه اهل کودتايم
نه تو باند مجتبايم
نه شاه آستان قدسم
نه خريدار هرودزم
چرا من بايد بترسم؟
من که نه يار امامم
نه صندوقدار نظامم
نه پی بهره و صرفی
گاهی نطقی گاهی حرفی
چرا من بايد بترسم؟
مگه من با اين رژيم شريک بودم؛
آخوند مدرن وشيک و پيک بودم؛
واسه لبهای نظام ماتيک بودم؟
يکی بود يکی نبود
زير گنبد کبود
پيرزنک نشسته بود
ساق پاش شيکسته بود
مچبند سبز هم بسته بود
پيرزن گفت
چرا من بايد بترسم؟
نيروی انتظامی بايد بترسه
که پر از ننگ شده
با من پيرزنک هم وارد جنگ شده
پيرزن ميگفت تماشا بکنين:
لشگر پيکار اومده!
سرتيپ و سردار اومده!
ناپلئون ِ دلدار اومده!
نادر افشار اومده!
اومده باتوم بکوبه توسر پيرزنک!
ان لله و ان عليه راجعون به همتون تسليت ميگم
z8un jan kojai pas
daram negaranet misham baba jonam akhe 1 kocholo benevis bedonim salamati
زیتون عزیز، هرجا هستی سلامت، آزاد، امن و شاد باش. هر موقع هم که خواستی بنویس. کسی هم شایعات خطر برای شما را باور نمی کند.
با بهترین آرزوها!
من نمی خوام بگم که از دستگیری احتمالی زیتون (حالا از نوع آقا یا خانوم !) ناراحت می شم و دعا هم نمی کنم چون دعای بیجا مانع کسب الله می گردد ولی حرف ساناز را هم باور نمی کنم چون اگر واقعاً برای آن آشنای فیلمبردار خیالیش ارزشی قائل بود نمی آمد از قول او بگوید که چه دیده است زیرا برادارن گمنام قطعاً اینجا را می خوانند و محل درز اطلاعات را پیدا خواهند نمود. مگر اینکه خودش از جنس همان برادران کذایی باشد که دیگر نیازی به پرداختن ندارد.
خانم آذر فخر گرامی
با درود و عرض ادب من هم با شما موافقم. هر کس در صدد جبران گذشته برايد و بر عليه اين نظام قيام کند و با قدم و قلمی به یاری جنبش مردم بپا خیزد و به شکست و فروپاشی این نظام کمک کند بايد با آغوش باز آنان را پذيرا شد.
منتها بعضی از اين آقايان مثل خاتمی دائما دم از بازگشت به ارزشهای دموکراتیک انقلاب اسلامی و امام خمینی و اهداف او و مزخرفاتی از این قبیل میزنند که کم و بیش هر مرغ پخته ای را هم به قول معروف به خنده میاندازد وای به حال مردم عاقل و بالغ را!
اينها را نمیشود از کنارش گذشت و بايد به مردم و جوانان توضيح داد و اجازه نداد که امثال خاتمی جنبش مردم را دوباره با چرب زبانی و آدرس غلطی دادن به بيراهه و ناکجا آباد اهداف و نظرات امام ناراحل خمينی ببرند.
با آنها نبايد دشمنی شخصی کرد ولی بايد دستشان را برای مردم رو کرد و با اهدافشان که چيزی جز حفظ اين نظام جمهوری اسلامی نیست به مبارزه پرداخت. بعد از اينهمه مصيبت در اين سی سال زمان بازگشت به اهداف خمينی ملعون و انقلاب اسلامی نکبت بارش گذشته!
سر این مار رخمی را باید له کرد و از شرش خلاص شد! والا دوباره سر بلند خواهد کرد و روز از نو روزی از نو!
البته در نهایت تصمیم با مردم ایران و مخصوصا جوانان خواهد بود. ایران از آن آنان است و آنان هستند که باید آینده خود و کشورشان را بسازند. از ما کاری جز گفتن و سعی در روشنگری و نهایت نشان دادن راهی برای برون رفت از این سیاهی بر نمیآید.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد!
به هر حال بگذریم
شاد باشید
طرحی برای تشکیل کنگره ملی
اکنون که بیانیه شماره ١١ رئیس جمهور موسوی "راه سبز امید" را روشن تر کرده است و چارچوبی را برای احقاق حقوق مردم و گذار به دمکراسی فراهم آورده، اتحاد عملی احزاب و نهادهای مدنی ساده تر شده است.
برای استفاده بهینه از ظرفیت ها و استعدادهای ملی برای سیاست گذاری و تصمیم گیری بهتر در جهت پیروزی نهایی، تشکیل کنگره یا مجلسی موقت ضروری است.
همانطور که در شکل زیر دیده می شود تشکیلات جنبش سبز، شامل سه لایه است:
1. رهبری (موسوی-کروبی-خاتمی)،
2. احزاب و نهادهای مدنی، و
3. هسته ها و شبکه های خودگردان مدرن.
{تصویری از سازماندهی و رهبری جنبش سبز
http://i26.tinypic.com/2qwzq5u.png
}
احزاب، گروه ها، سازمان ها، انجمن ها، و سایر نهادهای مدنی هر تعداد بخواهند می توانند در چارچوب های توافق شده جبهه یا اتحادهای لازم را تشکیل دهند. اما تشکیل یک کنگره ملی "فراگیر" که حتی االامکان بتواند تنوع و تکثر و نبوغ فرزندان وطن را نمایندگی کند در این مرحله ضروری است.
متناسب با شرایط خفقان فعلی حاکم بر کشور و عدم امکان برگزاری جلسات حضوری با شرکت همه اعضا و لزوم تصمیم گیری های سریع تر، اعضای اصلی به هفتاد نفر محدود شده است. برای مدیریت ریسک دستگیری بعضی از اعضا، دو لایه عضو علی البدل، هر لایه هفتاد نفر، در نظر گرفته شده است.
نمونه یک طرح عملی برای تشکیل سریع کنگره ملی می تواند موارد و مراحل زیر را شامل شود:
1. رهبری جنبش دبیرخانه ای مجازی (مثلا با شرکت سه نفر) تشکیل می دهد.
2. تمام احزاب و نهادهای مدنی و شخصیت های مستقل (داخل و خارج) که بیانیه شماره 11 رئیس جمهور موسوی را قبول دارند و داوطلب عضویت در کنگره ملی هستند، نامزدهای پیشنهادی را در زمان مقرر کتبا (ایمیل) به دبیرخانه ارسال می کنند.
3. احزاب و سازمان ها می توانند منصفانه بر مبنای وزن ملی تخمینی خود در یک جمعیت 280 نفره؛ چند کاندید معرفی کنند. شخصیت های مستقل می توانند خود را نامزد کنند یا توسط دیگران نامزد شوند.
4. چنانچه تعداد داوطلب ها بیشتر از 280 نفر شود، رهبریت جنبش تعداد اضافی را حذف خواهد کرد.
5. از میان 280 نامزد، 70 نفر عضو اصلی توسط رهبریت جنبش و تمامی نامزد ها انتخاب خواهند شد. 70 نفر اعضای لایه اول علی البدل که نام آن ها اعلام نخواهد شد، توسط 210 نفر نامزد باقیمانده انتخاب می شوند. هر عضو لایه سوم توسط هر فرد لایه دوم از افرادی خارج از این جمعیت 280 نفره و بطور مخفی انتخاب خواهد شد.
6. کنگره ملی هفتاد نفره اساسنامه و آیین نامه خود را تدوین و تصویب خواهد کرد. مطابق اساسنامه از میان اعضای خود و یا خارج از کنگره 7 نفر را به عنوان کمیته اجرایی به رهبریت جنبش معرفی خواهد کرد
7. تمامی مراحل انتخابات می تواند از طریق اینترنت انجام گیرد.
8. این طرح یک نمونه است و مسلما یک گفتگوی ملی می تواند طرح بهتری ارائه کند.
دوستان ... اگر بخواهيم سوابق سران مخالف دولت را بررسی کنيم شکی نيست که يکايکشان زمانی از لطمه زنندگان بزرگ به مردم ايران بودند ولی در حال حاضر اگر پشيمان شده و فهميده اند که مديدن مردمند و در صدد پاک کردن اعمال گذشته هستند بايد حمايتشان را پذيرفت . اگر زنجير اين اتحاد گسسته شود مردم ايران لطمه خواهند خورد . شکی نيست که بعد از پيروزی مردم بر اين حکومت کسانی در راس خواهند بود که گذشته ای پاک داشته باشند و مسلما هيچکدام اينها نخواهند بود . مردم ايران جوانند و مسلما حکومت اينده بايد بدست همين جوانان اداره شود .
کهکشان سبز
مسیح ها
مهدی ها
ظهور کرده اند،
بیشمارانند...
رستاخیزی است:
در هر کوی و برزن
این سرزمین پاک
نهال نهال عشق می کارند!
مسیح ها
مهدی ها
عروج کرده اند،
بیشمارانند...
رستاخیزی است:
بر بام ملکوت وطن
دسته دسته ستاره می کارند!
رئیس جمهورموسوی
نگاه کن:
دختران و پسرانت
کهکشان راه شیری را
سبز سبز کرده اند:
سلام را فتح کرد ه اند...
پ.ن. هر چی می گردم می بینیم هیچ کلمه ای غیر از این سه کلمه پیدا نمی کنم که بشه عصاره حیات و جهان را در اون ریخت:
عشق آزادی صلح
سرکار خانم اذر فخر:
منهم نامه اين مردک را خواندم قبل از اينکه خوشحال شوم و هورا بکشم !! بياد اعمال و حمایتهای او در انچام جنايات حکومت اسلامی در زمان انفلاب قرهنگی افتادم ...
اکنون توبه نامه او مراگفته ان اندیشمند بزرگ فرانسوی بخاطرم میاورد که ميگويد
/ توبه عجب سيستم قشنگی است که میتوان بار يک عمر گناه راچه اسان با يک کلمه پاک کرد ../
و بنطر من اين / توبه نامه / فبل از اينگه محکوم کردن ان رهبرجنايکار باشد خمايت از طیف اصلاح گران دوست جناب سروش است که این روزها سخت در خطر هستند....
با پوزش از بانو قخر عزيز
نامه بخوانید !؟ قصه خانم باکری را دوره کنید !؟ شایعه درست کنید !؟؟ هذیان ببافید !؟؟ شهردار نیو یورک
را بکمک بطلبید !؟ سروش را کتاب جیبی کنید !؟ مخملباف را گنجی را نوریزاده را بر سرتان گذاشته
حلوا حلوا کنید ..... و آب از آب تکان نخواهد خورد ٬ اوضاع انتخاباتی افغانستان یک گرز گهی !! شد تا بر
فرق مخالفان انتخاباتی ایران فرود بیاید که این منطقه زیر یوغ انگلیس و امریکا نخواهد رفت حالا لشگر
توپ و تانک هم بیاورید . مردم منطقه بهرچه فرهنگ غربیست لعنت میفرستند و با هر غربزده و سکولار
ضد فرهنگ این منطقه مبارزه میکنند حتی اگر کشور اشغال شده باشد ....چشمهای تنگتان را باز کنید و
این همه عربده مستانه نکشید که عرض خود میبرید و زحمت ما میدارید. عزت زیاد
دوستان ... نامه سر گشاده دکتر سروش را به اقای خامنه ای در روز انلاين حتما بخوانيد .
...رادیو فردا: چه کسی را گرفتند؟
زهرا باکری: پسر برادرم را. بلایی سر ما آمده که زمان شاه نیامد. باور کنید یک ساواکی در خانه مرا نزد. زمان شاه من بعد از شهادت برادرم استخدام شدم. خواهرم در پست بالایی استخدام شد. مهدی دانشگاه قبول شد و تحصیل را شروع کرد. یک نفر در خانه ما را نزد. میگفتند خرابکار یا خانواده خرابکار ولی کسی جسارت نکرد در خانه ما را باز کند و به ما توهین کند. ولی جمهوری اسلامی ما این توهینها را دیدیم....
.... حالا که فکرش را میکنم میبینم شاه بلد نبود با مسلمون جماعت چطور رفتار کنه. اگه طبق اسلام با مردم رفتار میکرد و به جای فرستادنشون به دانشگاه میداد توی زندونها بهشون تجاوز کنن اینطوری هار نمیشدند و شاه و کشور را از بین نمی بردن. تثوری نیست. واقعیتی است که دیدیم. اسراییل هم با فلسطینیها مثل آدم رفتار کرد که دیدیم همین که غزه را بهشون داد و خود مختار شدن طبق فرهنگ فاسد اسلامی و فرهنگ نژادپرستی عربی شروع به موشک پرانی به اسراییل کردند و خواب جهانگیر شدن اسلام و اشغال اسراییل را دیدن. از طرفی هم گروههای مختلف فلسطینی شروع کردن به کشتار همدیگه مثل شیعه و سنی های عراق. اما این سی سال که رژیم اسلامی بدترین بلاها را سرمردم آورد کسی صداش در نمی اومد. این آخوندها خیلی باهوشن وگرنه ۱۴۰۰ سال نمیتونستن سوار مردم بشن. شاید اسراییل هم باید یواش یواش یاد بگیره با آنهایی که فرهنگ وحشی گری دارند مثل فرهنگ خودشان رفتار کنه و با آنهایی که اهل دموکراسی هستند طبق مرام دموکراسی تا بتونه در مقابل ملیونها دشمن نژاد پرست و وحشی و تجاوزگرکه خواب تسلط اسلام بر تمام جهان را میبینند و حتی به خون هم میهنان و همدینان خودشون تشنه اند دوام بیاره. مسلمان جماعت اگه احترامش بزارن فکر میکنه که از دیگران برتره و به خاطر این برتری و قدرتش هست که دیگران بهش احترام میزارن و میخواد سر همه رو بکنه. اما کسی را که توی سرش بزنه و بهش تجاوز کنه می پرسته و ازش طرفداری میکنه.
یادش به خیر صدام هم که خودش را سردار قادسیه و فرمانده کل قوای اسلام و مسلمین میدونست و فکر میکرد وظیفه اش اشغال ایران مثل دوران صدر اسلامه اولین کاری که کرد همون کاری بود که ارتش اسلام کرد یعنی فورا هنوز نرسیده سربازانش شروع کردن به تجاوز به دختران خرمشهری. اگه تنبانشون تا این حد شل نبود شاید همون روزهای اول جنگ و عدم آمادگی ارتش ایران قسمتهای بزرگی از ایران را میگرفتن.
پس از يك سال اندي نکبت ، ميثاق بني مهد به روز است با خونين ترين خيابان شهرش :
خسته از انقلاب مي گذرم
خسته از كوچه هاي چرك و سياه
از خطوط ِ كثيف ِ شسته به خون
خسته تا كوي / كوي دانشگاه
از بالاترین
خدا کند سید علی آقا هرچه زودتر دستور بازداشت کروبی و موسوی را صادر کند. لامصب اینقدر این دست و آن دست میکند که حوصله آدم سر میرود. یالله بجنب! ملت کار دارند! داشتیم ناامید میشدیم. میترسیدیم آبها از آسیاب بیفتد و اوضاع به حالت عادی برگردد و دوباره روز از نو و روزی از نو. ولی خوشبختانه سید علی توی جبهه خود ما ضد انقلابیون است. او تصمیم گرفته ریشه این نظام را بکند. ما هم نشستهایم اینجا و برایش هورا میکشیم! الان نظام افتاده به یک سرازیزی تند. هرچه میگذرد شتابش بیشتر میشود و دیگر خدا هم نمیتواند جلوی سقوط آنرا بگیرد. سید علی آقا ترمزهای قطار این نظام را از بیخ کنده و انداخته توی چاله دست به آب. حالا داره کیف میکنه وقتی میبیند این قطار دارد توی سرازیری اینگونه با شتاب در حال حرکت است! هرچه آ سید علی آقا اوضاع را شلوغتر کند به نفع ملت است. اگر موسوی و کروبی را بگیرند تازه نوبت اعتراض آیت الله منتظری و صانعی و دیگران میرسد. اگر آنها را هم دستگیر کنند٬ عده بیشتری اعتراض خواهند کرد و اگر آنها را هم دستگیر کنند باز مجموعه دیگری سربلند خواهند کرد و این باعث میشود مقام عظما همیشه در بحران باشد و آب خوش از گلویش پایین نرود و روز بروز نظام بیشتر و بیشتر در باتلاق هلاکت و فروپاشی فرو رود. تازه٬ دستگیری موسوی و کروبی هم اول ماجراست زیرا بالاخره باید آنها را محاکمه کنند و به مجازات برسانند. همینطوری که نمیشود همه چیز را در سکوت برگزار کرد. بالاخره هر روز مجبورند عدهای را ببرند و بیاورند. اعتراف بگیرند. تکذیب کنند. تایید کنند و ... یعنی یک بحران ادامه دار و بدون پایان. فقط خدا کند سیدعلی آقا در دقیقه نود نظرش عوض نشود و همینطوری به کارش ادامه بدهد و همچنان همه ثمرات و دوشیده سی ساله این نظام را بزند بریزد تا ما از دستش راحت شویم.
آقایان و خانمها, دوستان عزیز توجه کنید یکی از لابیهای جمهوری اسلامی در خارج از کشور گروهکهائی هستند که زیر لوای سلطنت طلبی و پرچم شیر و خورشید جمع شده اند...............هدف اینها :
1 - ایجاد تفرقه در بین ایرانیان ناراضی
2 - دادن آدرس عوضی
3 - به زیر سئوال بردن رهبران جنبش سبز
4 - شناسائی و معرفی ایرانیان ناراضی فعال به جمهوری اسلامی می باشد
بنابراین می گویم و باز هم می گویم مواظب باشید.....
خود زیتون اعلام کرد که یه مدتی نیست، یه عده بیخودی شلوغش کردن و سر صاحب خونه رو دور دیدن،،، چه مهمونای پرروئی که اگه همشون روهم جمع کنیم میشن یه نفرکه به نظرم مشگلات روحی و روانی داره
اينهم مطلب جالبی است:
ببينيد چقدر اوضاع خراب است که :
زهرا باکری، خواهر حمید و مهدی باکری از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در جنگ ایران و عراق کشته شدند، با انتشار نامهای شدیداللحن اخبار منتشر شده پیرامون زندگی خانوادگی برادران خود را تقبیح کرده است. خانم باکری در این نامه که روزنامه اعتماد چاپ تهران از انتشار متن کامل آن خودداری کرده به انتقاد از عملکرد مقامهای دولتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است.
بخشهائی از مصاحبه او با رادیو فردا. کل آنرا در سایت رادیو فردا بخوانید که خواندنی است.
رادیو فردا: چه کسی را گرفتند؟
زهرا باکری: پسر برادرم را. بلایی سر ما آمده که زمان شاه نیامد. باور کنید یک ساواکی در خانه مرا نزد. زمان شاه من بعد از شهادت برادرم استخدام شدم. خواهرم در پست بالایی استخدام شد. مهدی دانشگاه قبول شد و تحصیل را شروع کرد. یک نفر در خانه ما را نزد. میگفتند خرابکار یا خانواده خرابکار ولی کسی جسارت نکرد در خانه ما را باز کند و به ما توهین کند. ولی جمهوری اسلامی ما این توهینها را دیدیم.
رادیو فردا:بخشی از نامه شما گویا انتقاد از بازداشتهاست و کسانی که در تظاهرات کشته شدهاند...
زهرا باکری: من مقایسه کردم... من سی سال از عمرم را در آن رژیم گذراندم و سی سال هم در جمهوری اسلامی. برادر من حبس ابد بود، مرتب انجمن حمایت از زندانیان، سازمان حقوق بشر، انواع این سازمانهای جهانی و ایرانی با خانوادههای ما تماس داشتند [و میپرسیدند] «با زندانیها چطور رفتار میکنند؟»، «شما وقتی میروید برای ملاقات با شما چگونه رفتار میشود؟»، آن موقع...
رادیو فردا: پیش از انقلاب؟
زهرا باکری: بله. پیش از انقلاب، زمان شاه که یکی را اعدام کردند، یکی حبس ابدی بود که ۵۷ آزاد شد. الان کسی جرئت دارد اسم سازمان حقوق بشر بیاورد؟ کسی جرئت دارد اسم سازمان حمایت از زندانیان بیاورد؟ میشود مفسد فیالارض. من چون اینها را دیدهام، الان مقایسه میکنم، عذاب میکشم. من میگفتم خدایا میشود خون شاه را یک ذره سر بکشم که انتقام خون برادرم گرفته شود؟ الان میگویم خدا رحمتت کند.
--------------
از آرزوی سر کشيدن خون شاه تا طلب آمرزش و رحمت برای او کردن!!!
آنها که دائما از اين حکومت دم میزنند يک لحظه فکر کنند و وجدانشان را اگر از آن چیزی باقی مانده به داوری بخوانند و ببينند هنگامی که این رژیم با خانواده های خودیهاشون و آنان که همه چیزشان را برای این رژیم فدا کرده اند اینطور رفتار میکند با بقیه مردم چه کرده و میکند؟ براستی از سرنوشتی که در انتظار خانواده های خودشان در این رژیم است هراسی به دل راه نمیدهند؟
هر چند آنان که خود را به خواب زده اند را نمیشود هرگز از خواب بیدار کرد.
بگذریم
شاد باشيد
زيتون جان
اميدوارم که خوب و خوش باشی.
از من می شنوی جهت کوبيدن مشتی محکم به دهان بعضی از دشمنان و آنان که اميدوارند این رژیم ضحاک صفتان بیوطن توانسته باشد ترا نیز چون بسیاری دیگر ساکت و از دور خارج کند بیا و مطلبی جدید بگذار تا کلی به ریششان بخندیم. :))
شاد باشی
الاغهای مادينه می آيند:
خانم مرضیه دستجردی
اولين وزیر زن ایران در قبل و بعد از انقلاب
www.newsecularism.com
هفتهء پيش، خانم مرضیه دستجردی به عنوان اولین وزیر زن پس از انقلاب (برای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی) از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت. ایشان پس از کسب رای اعتماد از مجلس با ابراز خشنودی از انتخابش در جمع خبرنگاران گفت: «فكر ميكنم خانمها امروز به آرزوي ديرينهء خود رسيدند كه يك زن در كابينه دولت قرار بگيرد و مطالبات آنها را دنبال كند، فكر ميكنم اين انتخاب قدم مهمي براي خانمها باشد». اما اولین وزیر زن ایران خانم فرخ رو پارسا بود که در حکومت پهلوی به وزارت رسید. او در کابینهء دوم و سوم امیر عباس هویدا وزیر اموزش و پرورش بود که پس از انقلاب، با اتهاماتی چون «حیف و میل اموال بیت المال و ایجاد فساد در وزارت آموزش و پرورش و کمک به نشو و نمای فحشا در آموزش و پرورش و همکاری موثر با ساواک و اخراج فرهنگیان انقلابی از وزارت فرهنگ ایران و غیره، در دادگاه انقلاب اسلامی شعبهء تهران به ریاست صادق خلخالی محاکمه شد، و به عنوان مفسد فی الارض (عامل فساد بر روی زمین) در تاریخ 18 اردیبهشت سال 1359 اعدام گردید.
====
یک پیشنهاد عالی برای جلوگیری از ورود
احمدی نژاد به نیویورک
photonthinks.blogspot.com
http://www.peiknet.com همانطور که میدانید، احمدی نژاد برای شرکت در نشست سازمان ملل قرار است راهی شهر نیویورک شود. تنها کسی که مطابق قانون می تواند از سفر یک رئیس جمهور به نیویورک جلوگیری کند شهردار این شهر است. این کار سابقه تاریخی دارد. زمانی که "جولیانی" شهردار وقت نیویورک بود یاسر عرفات را باتهام تروریست بودن به این شهر راه نداد. بنابراین فکر می کنم اگر ایرانیان همت کرده و در یک کارزار وسیع، با ارسال ای میل از "بلومبرگ" شهردار کنونی نیویورک بخواهند احمدی نژاد را بعنوان یک کودتاچی که مردم ایران او را رئیس جمهور خود نمی دانند به این شهر راه ندهد واقعه زمان "جولیانی" می تواند تکرار شود. برای این کار باید یک متن انگلیسی مناسب تهیه کرده و بصورت تومار امضا و تائید شود و سپس برای شهردار نیویورک ارسال گردد. دراین تومار باید به وضوح دلایل و ضرورت جلوگیری از ورود رئیس جمهور برآمده از یک کودتای خونین را توضیح داد و آن را به دفتر شهردار نیوریورک فرستاد.
اینو خوندید????
وحشتناکه
http://che-mishavad.blogspot.com/2009/08/blog-post_25.html
بیانیه شماره 12 رییس جمهور موسوی:
مراقب باشيد كه به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
بسم الله الرحمن الرحیم خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا ميكنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری میکردند این کار را انجام ميدهيد؟ المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کردهاید؟ مردم ایران! کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيشرو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگينتر خبر ميدهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود ميرساند باقي ميماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند. اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت ميگويم و از خداوند آرزومندم ضايعهاي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود. مير حسين موسوي
الاغهای خالی بند:
بعد از رو شدن تجاوزات به زنان و مردان ايرانی
شاهدان را به مجلس ج.ا پر دادند
فلان روز بيائيد، فلان روز نيائيد
روزنامه، حزب، ... و خود اين آقای؟ رهبر؟ را با تی پای دادستان جديد؟...
راه پيمائی؟ قدس؟ ماليد؟
بشنو از ماله کشان فرنگی:
Iran's Ahmadinejad pro-woman? Critics skeptical
By SCHEHEREZADE FARAMARZI, Associated Press Writer
BEIRUT – After securing one woman on his Cabinet, Iranian President Mahmoud Ahmadinejad is pushing for a second, defying opposition from hardline Islamic clerics who say women have no place in leadership positions.
His push for the first female Cabinet members since the 1979 Islamic Revolution may say more about Ahmadinejad's peculiar renegade position in Iran's leadership than any agenda to promote women's rights, say critics, who denounce his female nominees as reflections of his "anti-woman" policies.
با پوزش مورد 2 کامنت پایین:
۲) به گمان من زمان رویارویی سرنوشت ساز با خامنه ای و سرکوبگرانش هنوز فرا نرسیده است. آن ها رو به افولند ما رو به اوج. باید شکیبا بود و در صورت نیاز به رویارویی سرنوشت ساز، نقطه برخورد بهینه را انتخاب کرد. هنوز جنبش در "هماهنگی" ضعیف است. بعد از مورد ۳ این یادداشت باید به فکر رویارویی احتمالی بود//
چند نکته کلیدی در رابطه با بیانیه سازگارا-مخملباف-نوری زاده با نگاهی به نمودار سازماندهی و رهبری جنبش سبز
http://i26.tinypic.com/2qwzq5u.png
۱) همانطور که در شکل دیده می شود تشکیلات جنبش داری سه لایه است: اول رهبری (موسوی-کروبی-خاتمی)، دوم احزاب و نهادهای مدنی، سوم هسته ها و شبکه های خودگردان. یعنی بعد از رهبریت این احزاب و نهادها هستند که تصمیم گیرنده اند.//
۲) به گمان من زمان رویارویی سرنوشت ساز با خامنه ای و سرکوبگرانش هنوز فرا نرسیده است. آن ها رو به افولند ما رو به اوج. باید شکیبا بود و در صورت نیاز به رویارویی سرنوشت ساز، نقطه برخورد بهینه را انتخاب کرد. هنوز جنبش در > ضعیف است. بعد از مورد ۳ این یادداشت باید به فکر رویارویی احتمالی بود//
۳) احزاب و نهادهای مدنی در چارچوب بیانیه شماره یازده رییس جمهور موسوی متحد شوند و "کنگره ملی" را تشکیل دهند. شبکه های خودگردان گسترش و تقویت شود. //
۴) فعلا برای راه پیمایی روز قدس آماده شویم و از هر گونه اقدام شتاب زده بپرهیزیم. به امید پیروزی نهایی!
بعدم از اين به بعد بقرماييد جناب اقای زيتون نه خانم زيتون منم بودم زير نقاب زن خودم را قايم ميکردم اما بازم دعا فراموش نشه خيلی دوران سختی رو ميگذرونه
بعدم از اين به بعد بقرماييد جناب اقای زيتون نه خانم زيتون منم بودم زير نقاب زن خودم را قايم ميکردم اما بازم دعا فراموش نشه خيلی دوران سختی رو ميگذرونه
من ميدونم چه اتفاقی برای ايشون افتاده چون تو بازجويی ايشون ۱ بنده خدايی که من ميشناسم شرکت داشته حالا نياين مهر بزنين اون بنده خدا فقظ فيلم بردار بوده و بس خرج نون زن و بچه شو در ميورده
من ميدونم چه اتفاقی برای ايشون افتاده چون تو بازجويی ايشون ۱ بنده خدايی که من ميشناسم شرکت داشته حالا نياين مهر بزنين اون بنده خدا فقظ فيلم بردار بوده و بس خرج نون زن و بچه شو در ميورده
من ميدونم چه اتفاقی برای ايشون افتاده چون تو بازجويی ايشون ۱ بنده خدايی که من ميشناسم شرکت داشته حالا نياين مهر بزنين اون بنده خدا فقظ فيلم بردار بوده و بس خرج نون زن و بچه شو در ميورده
خانم فخر بنده به هشو و زواید قضیه کاری ندارم و میبینید که فرض را براین گذاشتم که
زیتون زنده است اما چگونه است که شما تا این حد اصرار دارید که زیتون سر و مرو گنده!؟
است این از دو حالت خارج نیست یا دارید به وظیفه ازپیش تعیین شده!؟ خود عمل میکنید و
فضای اینجا را میخواهید همچنان فعال!؟ نگاه دارید که بخیال خودتان حرف امثال بنده که میگوییم
این حکومت قدرتمندانه همه را زیر پوشش دارد ثابت نشود و در حالت دوم که باز چه شما بخواهید
چه نخواهید حقانیت صحبتهای بنده به ثبوت میرسد یعنی ارتباط مستقیم جنابعالی با زیتون!؟ همان
زیتونی که مستعار مینویسد و از دادن کوچکترین آدرس و گرا!؟ خودداری میکند چگونه شده
که به سلطنت طلبها و ساواکیهایی مثل شما و مانی اطمینان میکند؟! آیا جز اینکه خودش هم جزو
ساواکیهاست و تمام این مدت قیلم بازی میکرده؟؟! و گرنه اینهمه وبلاگنویس و افراد حقیقی و حقوقی!؟
دوروبرش هستند چرا هیچیک از حال و روز او خبر ندارند اما شما از کوچکترین اتفاقات زندگی
زیتون خبر دارید؟! خانم فخر متاسفانه نه راه پس دارید و نه راه پیش..!! اگر زیتون به فرض محال مرده
باشد دروغگویی شما به اثبات میرسد و اگر زنده باشد دروغگویی او !؟ یعنی معادله لوز لوز!؟
زیتون نه دستگیر شده نه زندانی شده بلکه کمی خسته شده و دیگه حوصله قبلی را نداره ٬ خب وقت کار زار
زیاد فعالیت کرد و انگاری یک کمی بروغن سوزی افتاده و بزودی آپ دیت خواهد کرد .... این دو سه نفری
که خوشمزگی میکنند و شایعه میسازند دو نفرشان میخواهند زیتون را وادار بنوشتن کنند و فقط یک نفر
که با نام مانی وبلاگی هم داره که سوت و کوره و عقده ساواکی بودن هم داره و هنری هم جز مثل سگ پاچه
کامنتگزارهای جمهوری خواه را گاز بگیره نداره بهمین خاطر میره پشت نام دیگران و بزیتون و دیگران
توهین میکنه وقتی کسی جوابش را نمیدهد با اسم من دراوردی از کامنت گهش دفاع میکنه و مضحکه این
وبلاگ شده ٬ خیلی بیچاره و ابله و خنگ شده حتی چند نفری که میشناختنش دیگه محل سگش نمیگزارند
انشاء این کرم گه خوک ! انقدر تکراریست که هر کس خط اولش را میخواند دیگه بقیه اش را نمیخواند چون
مزخرف و سیکیم خیاریست .... شاهکار من این بود که این فعال و پر انرژی را کردم مچل خودم نه بوبلاگش
سر میزند نه کامنتی بدرد خور مینویسد فقط منتظر است تا من چیزی سرهم کنم و زرتی پی بند ان یکسری
اراجیف سر هم کند و اینگونه یک منتر تمام عیار کردمش
کریم.واقعاٌ حیف از این خواهر.هر وقت موشکهای فیلتر پشمی و کپسول آویزون شلیک شد بکونت؛یک خبری بده.
راستی در حزبِ لیبرالِ به سناتوری رسیدی یا نه.
شما دروع ميگی که اول ميگی تو فيس بوک نوشته بعد ميگی کامپيوترش خرابه
شما دروع ميگی که اول ميگی تو فيس بوک نوشته بعد ميگی کامپيوترش خرابه
شماره ۱۳۳ که همان نویسنده ۱۱۲ و احتمالا خود کلفت هستی ده آخه فضله موش دیگه
خاجه حافظ شیراز!؟ هم میدونه که بنده در سن و سالی نیستم که خواهری۱۹ ساله!؟ بزعم
جنابعالی داشته باشم حداقل میخواهی دروغ بگویی و لودگی کنی اول میرفتی در مورد بنده
تحقیق میکردی که اینطور آبرویت نرود ده آخه احمق خود من صدها بار اینجا سن خودم
را گفته ام و عبایی هم ندارم که مورد تمسخر ساواکیهای جقله باشم پس شات د فاک آپ مادرفاکر!!؟
ساناز .. تعجب ميکنم که شما از کدام منبعی اين خبر را شنيده ای و حتا نوشتی که در شرايط بدی هم هست . لااقل سيما و ان يکی اينهمه اب و روغنش را زياد نکرده بودند ... نه عزيزم . زيتون سر و مر و گنده تازه از سفر برگشته ميتوانی بروی در فيس بوک و ببينی که در مورد عاطفه امام که ديشب نزديک بهشت زهرا رهايش کرده بودند و او خودش را رسانده بود به حرم اقای خمينی مطلب نوشته و امروز صبح هم راجع به سفرخای استانی ا.ن . ... چرا اينقدر دروغ ميگوييد ؟ چه نفعی دارد اين دروغ بزرگ برايتان ؟ باور کنيد اگر درونتان را با گفتن حرف راست پاکيزه کنيد روح ارامی خواهيد داشت ....
دوستان دستگيری زيتون دروغ کثيفيست که طرفداران احمدی نزاد دروفگوی کبير منتشر ميکنند . زيتون کامپيوترش دچار مشکل شده . بمحض درست شدن خواهد نوشت . تا مثل هميشه بدخواهانش را شرمنده کند .
خبر دستگيری زيتون راسته و الان در وضع خيلی بدی بسر ميبره اميدوارم بتونه تحمل کنه خدا کمکش کنه دعا يادتون نره
خبر دستگيری زيتون راسته و الان در وضع خيلی بدی بسر ميبره اميدوارم بتونه تحمل کنه خدا کمکش کنه دعا يادتون نره
خبر دستگيری زيتون راسته و الان در وضع خيلی بدی بسر ميبره اميدوارم بتونه تحمل کنه خدا کمکش کنه دعا يادتون نره
خبر دستگيری زيتون راسته و الان در وضع خيلی بدی بسر ميبره اميدوارم بتونه تحمل کنه خدا کمکش کنه دعا يادتون نره
خبر دستگيری زيتون راسته و الان در وضع خيلی بدی بسر ميبره اميدوارم بتونه تحمل کنه خدا کمکش کنه دعا يادتون نره
فرمان !
به عنوان فرمانده عملیات آزاد سازی ایران به خاک و خون نشسته
و اشغال شده و زیر چکمه های روسیه و تروریست های شیعه و
سنی عرب لبنانی و فلسطینی افتاده
و قرار است جاده ترانزیت
برای مسکو و کاراکاس شود
به دلیل این که
امروز کودتاگران ایجنت روسیه در ایران دو فرد مهم را از دفتر کروبی
و موسوی دستگیر کرده و دفتر آیت الله کروبی مردمی را مهر و موم
کرده اند
آنان گرمی و سردی آب را برای دستگیری کروبی و موسوی و خاتمی
امتحان میکنند
همه ما این را میدانیم
بنابراین من به شما فرمان میدهم درست از لحظه ای
که خبر دستگیری این دانتون های ایران را شنیدید با هر اسلحه ای
که میتوانید به خیابان ها برای به قتل رسانیدن تک تک تک تک کسانی
که کودتاگر هستند و ماموران و عمله سرکوب آنان عمل کنید پریود
لزومی بر تکرار دلائل این عمل شما نیست خودتان از من بهتر میدانید
بنابراین به عنوان یکی از موثر ترین و راحت ترین اقدامات خود میتوانید
آتش زدن به مقر ماران سمی بیگانه با ما مردم ایران را هدف خود قرار
دهید
باید باید باید از سراسر خاک ایران شعله های پاک آتش زرتشت به
آسمان رود
با به آتش کشیدن املاک و ساختمان و کارخانه و هرچه متعلق به مشتی
مار سمی بیسواد دهاتی فرمانبر فاشیست در ایران است به دلخوشی
آنان خاتمه انتقامی میدهیم یام یام یام
مراکزشان را و خانوداه هایشان را و حتی نوزادنشان را در آتشی که روشن
میکنید بسوزانید
ورنه آنان شما را کشته معقد مردانتان را پاره رحم زنانتان را پاره و دختران
معصوم شما را به عرب ها غنیمت جنگی میدهند
هرگز یادتان نرود این یک انتخاب برای شما نیست این یک فورس قوی
است
بروید سر ماران مادرجنده را بکوبید که آلردی سی سال تمام تاخیر
کرده اید
ما پیروزیم .................................................نانا زولا
واقعن مرحبا به رییس جمهور که برای اکرم خانم راننده و محافظ گذاشته اند.ایشان الان ۱۹ ساله میباشند.در ۱۶ سالگی اکرم خانم در زیرزمین خانه اشان موفق به کشف انرژی هسته ای شدند که در زمان خود مثل بمب صدا کرد.
اینک ادامه مصاحبه:
لطفن خودتان را معرفی کنید؟
با عرض سلام به خوانندگان خصوصن برادرم کریم.من اکرم * میباشم.
لطفن برای خوانندگان توضیح دهید که چگونه موفق به دستیابی به انرژی هسته ای در زیرزمین خانه اتان شدید؟
باید به حضورتان عرض کنم که در زیرزمین نبود و بر عکس روی پُشت بام اتفاق افتاد.داستانش این بود که من همیشه در پشت بام درس میخواندم.یک پسر همسایهء کفترباز هم داریم که همیشه رو پشت بامه و همیشه من را هلو صدا میکرد.به هر حال یکروز داشتم فیزیک میخواندم اما چیزی نمیفهمیدم.خیلی پکر شده بودم.یک جوری شده بودم که همسایه مون هم متوجه شد.پرید روی بامِ ما و پرسید که هلو جون چته قربونت برم.منم بهش گفتم که درسم راجع به انرژی هسته ای هست و من هیجی نمیفهمم.خدا عمرش بده؛گفت اصلن غصه نخور و بزار من کمی ماساژت بدم تا کمی آروم بگیری؛خلاصه یک ماساژ خوب بهم داد.این پسر بقدری با مرامه که حتا ممه های مرا هم ماساژ داد.خلاصه من کمی حالم بهتر شد.بعد رفت یک هلو آورد و از من پرسید که وسطِ این هلو چیه؟ من جواب دادم هسته.گفت باریکلا جایزه ات یک ماچِ.سیستم درس دادنش عالیه.دوباره پرسید اسمِ دیگر هسته چیه؟ پاسخ دادم تُخم .خیلی خوشحال شد و یک جایزه دیگه بهم داد.یک دفعه کون لخت شد و گفت دیگه تئوری کافیه و باید از نزدیک با این موضوع برخورد کُنی.تخم هایش را به من نشان داد(البته قبلن هم دیده بودمشان).گفت این هم هسته و تخم که حق مسلم توست.خلاصه من فرداش به خانم معلمم که از بستگان رییس جمهور هستند داستان را گفتم و با همکاری ایشان موشک فیلتر پشمی و کپسول آویزون در مرحلهء تولید میباشند.و بنده بعنوان سرپرست این پروژه درخواست کردم که این دو موشک برای اولین بار به کونِ برادرم کریم شلیک شوند.
* بنا به دلایل امنیتی از آوردن نامِ فامیل معذوریم.
وحشت از مردم
بزرگترین دلیل شکست کودتاست!
وحشت از مردم، بزرگترین نشانه زمین گیر شدن و پا در گل ماندن دولت کودتا و فرماندهان کودتاچی است. این همه وحشت از مردم که در طول 30 سال گذشته، در جمهوری اسلامی سابقه نداشته، تعریف دیگری جز این دارد؟
درچنین شرایطی، حیرت آور و مضحک است وقتی علی خامنه ای در دیدار با کابینه کودتا (روز گذشته) می گوید: «اگر مسئولان کشور پیامهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را درک کنند، بسیاری از گرهها و مشکلات حل میشود.»
مگر منظورش این باشد که پیام انتخابات اخیر سرکوب و به گلوله بستن معترضان است و بعد از مردم نوبت به مسئولانی که این پیام را نگرفته باشند نیز خواهد رسید!
وحشت از مردم، بزرگترین نشانه زمین گیر شدن و پا در گل ماندن دولت کودتا و فرماندهان کودتاچی است. این همه وحشت از مردم که در طول 30 سال گذشته، در جمهوری اسلامی سابقه نداشته، تعریف دیگری جز این دارد؟
تقویم چاپ همین امسال را باز کنید و بشمارید روزهائی را که هر کدام بهانهای برای عزاداری عمومی و یا راهپیمائی عمومی و یا جشن عمومی اعلام شده اند. 15 خرداد، 22 بهمن، روز درگذشت آیت الله خمینی، روز بازگشت آیت الله خمینی، سالگرد رفراندوم جمهوری اسلامی، روز قدس... و تازه اینها همه در طول این 30 سال به روزهائی اضافه شده اند که بصورت سنتی و مذهبی تعطیل و یا بهانه اجتماع مردم بوده اند. مانند روزهای تاسوعا، عاشورا، شب های احیاء، تولد امام زمان و...
هر کدام از این روزها به نوعی بهانه به خیابان فراخواندن مردم و نشان دادن پایگاه مردمی حکومت به مخالفان و قدرت های جهانی بوده اند. از جمله انگیزه های تاسیس سازمان تبلیغات اسلامی همین نکته بود. سازمانی که ریاست اولیه و اکنون ریاست عالیه اش با احمد جنتی است که رابطه اش اکنون با حضور خیابانی مردم مثل رابطه جن و بسم الله شده است.
حالا این "روز"ها، هر کدام مثل استخوان در گلوی کودتاچی ها گیر کردهاند. شب های احیاء را لغو کرده اند، نماز عید فطر را بجای مصلی تهران، به دانشگاه تهران منتقل کرده اند تا چند هزار نفر بیشتر جا نداشته باشد و قابل کنترل باشد، روز قدس را هم می خواهند تبدیل به هفته قدس کنند تا نیازی به راهپیمائی خیابانی نباشد، دستور داده اند مراسم سالگرد در گذشت آیت الله طالقانی برگزار نشود و اسم حسینیه ارشاد را هم نیآورند، چه رسد به اینکه اعلام شود در آنجا مراسم سالگرد گرفته می شود. هنوز تکلیف هاشمی رفسنجانی برای خواندن و یا نخواندن نماز روز قدس معلوم نیست. رئیس دولت کودتا که سفرهای استانی می کرد و رهبر پز آن را می داد، حالا برای رفتن به مجلس از هلیکوپتر استفاده می کند و در خود مجلس هم با گارد محافظ ظاهر می شود.
حتی در شهر مذهبی قم، منبر روحانیونی را ممنوع کرده اند که در سالهای گذشته شب های احیاء را اداره می کردند و امسال چون مسئله دار شده و دولت کودتا را تائید نکرده اند و با هاشمی رفسنجانی هم نظر شده اند نباید به منبر بروند. چرا؟ برای اینکه بخاطر همین شهرت ممکن است منبرشان خیلی بیشتر از سالهای گذشته گرم شود! ناطق نوری، آیت الله امینی امام جمعه قم و نایب رئیس سابق مجلس خبرگان، آیت الله استادی و...
درچنین شرایطی، حیرت آور و مضحک است وقتی علی خامنه ای در دیدار با کابینه کودتا (روز گذشته) می گوید: «اگر مسئولان کشور پیامهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را درک کنند، بسیاری از گرهها و مشکلات حل میشود.»
مگر منظورش این باشد که پیام انتخابات اخیر سرکوب و به گلوله بستن معترضان است و بعد از مردم نوبت به مسئولانی که این پیام را نگرفته باشند نیز خواهد رسید!
الاغها چگونه ازدواج ميکنن؟
نه يکبار... چند بار
محمد ضرغامی
زهرا باکری، خواهر حمید و مهدی باکری از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در جنگ ایران و عراق کشته شدند، با انتشار نامهای شدیداللحن اخبار منتشر شده پیرامون زندگی خانوادگی برادران خود را تقبیح کرده است. خانم باکری در این نامه که روزنامه اعتماد چاپ تهران از انتشار متن کامل آن خودداری کرده به انتقاد از عملکرد مقامهای دولتی در جریان انتخابات ریاست جمهوری پرداخته است.
پيش پرده:
پیش از این مجتبی ذوالنور جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جریان مبارزات انتخاباتی با حمله به همسران مهدی و حمید باکری گفته بود: «اگر همسر شهید مهدی باکری به طرفداری از کاندیدایی فریاد بلند میکند، چرا میگوید، همسر شهید مهدی باکری و چرا نمیگوید، همسر دوم علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات هستم و یا همسر شهید حمید باکری که همین ادعا را دارد، نمیگوید، اکنون زن یک معلم گیلانی هستم، چرا از اسم شهدا برای مقاصد خود سوءاستفاده میکنید.»
...
زهرا باکری: هم بیعدالتیهایی که اخیراً پیش آمد، هم توهینی که به خانم برادر من شد. من با چنگ و دندان از حیثیت خانوادهام [دفاع میکنم]. خانم برادرهای ما تاج سر ما هستند. خانم برادرهای ما پشت سر برادرهای من، جبهه به جبهه خانه به دوشی کردند. الان میآیند هر کدام را صیغه یکی میکنند. آخر کسی که اسمش را مسلمان بگذارد، چنین کاری میکند؟ خانم برادر من اگر صیغه کسی بود چرا دخترش از پسر او طلاق گرفت؟
...
... بله. ایشان نمیدانستند که همسر مهدی با چه کسی ازدواج کرده. او را نسبت به چه کسی داده بودند. همینطوری هر چه از دهنش در آمده...
....
و خداوند از اين بزرگهای خانواده نسيب شما هم بکند:
بله. من به عنوان بزرگ خانواده به هر دوی اینها، بعد از چهلم شهادت شوهرانشان، پیشنهاد کردم که ازدواج کنند. چون یک امر شرعی بود. خواهرم هم چند سال قبل شوهرش را از دست داده بود، دیدم چه مشکلاتی یک زن بیشوهر در این جامعه دارد. به اینها پیشنهاد ازدواج کردم.
پس داستان ازدواج ایشان با آقای یونسی که عنوان کرده بودند...
نه، آخر... اصلاً واقعاً شرمآور است. آقای یونسی پدر شوهر دختر حمید بود. یک ازدواج نادرستی کرده بودند بعد از پنج سال همه خانواده علاقهمند بودیم که متارکه بشود که دو سال پیش متارکه انجام گرفت.
...
و اين الاغها کماکن به زندگی الاغی خود ادامه ميدهند...
...
شما چطور؟
یک حساب سرانگشتی معجزه برای شبکه 70 میلیونی رهرو "راه سبز امید"!
تعداد دانشجویان داخل کشور بیش از 3.5 میلیون نفر است. اگر پنجاه در صد عضو فعال جنبش سبز باشند و هر کدام 5 خانواده را پوشش دهد، 70 میلیون ایرانی رهرو "راه سبز امید" خواهند بود! (میانگین هر خانواده 4 نفر فرض شده است).
بنا بر فرمان رییس جمهور موسوی، هسته ها و شبکه های خودگردان را هر چه سریع تر گسترش دهیم و تقویت کنیم.
بابا ایول
این کامنت 15 خدای کرکر و خنده بود دمت گرم جیگردار...
بابا ایول
این کامنت 15 خدای کرکر و خنده بود دمت گرم جیگردار...
بابا ایول
این کامنت 15 خدای کرکر و خنده بود دمت گرم جیگردار...
با اجازۀ زیتون گرامی،
در اخبار ایران خواندم که گزارشی فرمایشی در رابطه با جنایات زندانها در تلویزیون ایران پخش شده، ولی همزمان، مأمورانی به دفتر کمیتۀ بررسی این جنایات حمله کرده اند و مدارک و کامپیوتر را دزدیده اند.
این نشان می دهد که دیگر اخبار جنایات را که تا یک ماه پیش حتی د ر مجلس انکار می کردند نمی توانند پنهان کنند، ولی تصمیم گرفته اند به جعل مدرک و تحریف حقایق رو ببرند. بعد هم حتماً چند نفر را میاورند اعتراف دروغی می گیرند تا معلوم نشود دستور از کجا آمده بوده.
اما مردم مظلوم حق دارند بدانند که جانیان واقعاً با پیر و جوان و کودک، زن و مرد چه کرده اند. این وحشی ها باید به سزای اعمالشان برسانند. خشونت هایی که با آنها شده از اجنبی هم سرنزده بود. اینها واقعاً که هستند که بر این مردم حکم می رانند؟ آقایان موسوی و مخصوصاً کروبی در این میان شجاعتی انسانی کردند، اگر نه همین اندازه هم رسماً برملا نمی شد. اما کار آنها کافی نبوده و نیست.
من اگر مسلمان بودم، از رهبران مذهبیم مصرّانه انتظار داشتم که از مسامحه و مدارا در این مورد کاملاً دوری کنند. ناموس مردمم بوده، شرافت و روح آدم ها بوده، که به دست یک عده جلاد کثافت به باد رفته. حتی اگر خود رهبر مذهبیم دستور چنین جنایاتی را داده بوده، باید خلع شود و به سزای اعمالش برسد. اما چون مسلمان نیستم به خودم اجازه می دهم بگویم که اگر سرکردگان و عاملان این جنایاتی که به نام اسلام شده و می شود به سزای اعمالشان نرسند، آبروی این مذهب و پیروان صلح جویش که تعدادشان هم کم نیست برای همیشه می رود و نام ایران و شیعه با بربریت و وحوشت تا ابد عجین می ماند. دیگر امیدی به اصلاح و تحول آن هم نخواهد بود. این در حالی است که ایران امکان گذر به اسلامی انسانی و معتدل را در فرهنگ خود دارد. فرصتی تاریخی برای کسانی است که اصلاً اعتقادی دارند.
تعجبم از خبر روحانیونی است که به نام مصلحت اسلام و نظام قصد سرپوشی بر این جنایات را دارند. از آقای منتظری و کروبی یاد بگیرید که از ابتدا شجاعانه در برابر این فجایع ایستادگی کردند. آیا واقعاً اسلام معتقد است که مصلحت گرایی بر وجدان برتری دارد؟
در عین حال فکر می کنم مردم هشیارتر از آنند که ذهنشان با تهدید به تغییر برنامه های علوم انسانی دانشگاه ها منحرف شود. دانشگاه ها همچنان مهم ترین ترس این جانیان هستند. این طرح هم اصلاً جدید نیست و سالها به برکت کسانی مثل آقای حداد عادل و امثالهم در حال اجرا بوده، ولی تأثیری بر رشد اذهان در دراز مدت نداشته. دانشگاه معجزه ای است که حتی زیر دست ارتداد کار خودش را می کند.
با آرزوی سلامت، آزادی، طول عمر و وقار برای شما، مخصوصاً زیتون گرامی!
hich fekr kardeid ke chera in Mani inghadr az sarnegoon shodane in Regime mitarsad.hamishe ayeh nahs mikhanad va Khizeshe feli mardom ra ba Enghelabe 57 moghayese mikonad.agha Mani chand saal dari va aya Enghelabe saale panjah o haft ra tajrobeh kardeie.fekr nakonam chon digar az in harfha nemizadi. az tarafe digar bayad az in harfha bezani va ba shologh kardan va tohmat zadan khodat ra ke mamure in regim hasti mobara koni.Mardome Iran doost darand ba Arbabane shoma Bazi Bazi konand va har cheghadr tool bekashad Masaleie nist. agar jenab aali rezayat bedahid.albateh mara az Naghdhayeh khodetan bi Bahreh nagozarid chon ba khandane onha va ba amal kardan be akse on ma in khizesh ra pish mibarim va hich ajaleie ham nadarim.YAVASH YAVASH ke doshmanan jon be lab beshavand va Mardom agheltar ta jaie ke digar Janian va Hakeman khodeshan ba payeh khodeshan berawand ke in emkan nadarad ke dar moghe khodash vaghti be Marhaleh Ghiyam e Meli beresad digar forsate pida kardane Soorakhe Mosh ham pida nemikonand. vali baz ham migooyam YAVASH YAVASH shoma ham be Naghdetan edameh bedahid ke khyli moshgel gosha hast.
سلام بچه ها. دستگيری زيتون دروغه. مانی هم گه خيلی خيلی زيادی ميخوره. اصلا کی اين جاکش رو اينجا راه داده؟ تمام در و ديوار شهر شده اين:
مروان جنايت می کند
عثمان حمايت می کند.
دوستان مواظب این شهرام همایون و دارودسته سلطنت طلبها باشید اینها دارند خط اصلی جمهوری اسلامی یعنی منحرف کردن افکار عمومی از دشمن اصلی خارجی مردم ایران که همایون روسیه کثیف می باشد را به مخلفت با آمریکا برگردانند, اینها مخالفین را شناسائی کرده و مشخصاتشان را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهند.........مواظب باشید , خانم زیتون به شما هم دارم میگم مواظب اینها باش!!
در ميان الاغها چه ميگذرد؟
الاغ بزرگ؟ و با تجربه؟
چگونه نصيحت ميکند:
توصیه به موسوی
مهدوی کنی دبیر جامعه روحانیت مبارز به موسوی توصیه کرد با معاویه صلح کند
همزمان با آنکه آیت الله مهدوی کنی دبیر جامعه روحانیت تشکل روحانیون محافظه کار و نزدیک به جناح حاکم«میرحسین موسوی را به تبعیت از صلح امام حسن فرا خواند،جامعه روحانیت که وی دبیری آن را بر عهده دارد نیز با انتشار بیانیه ای نسبت به ادامه خدشه به جایگاه مراجع تقلید و قانون اساسی هشدار داد و برخی اظهار نظرها و حرمت شکنی ها در پس و پیش از انتخابات را عامل اختلافات معرفی کرد.
بنابر گزارش خبر آنلاین آیت الله مهدوی کنی در نطق روزانه خود به مناسبت ماه رمضان با اشاره به در پیش بودن لیالی قدر گفت« پس از ارتحال حضرت علی علیه السلام ، امام حسن (ع) ولایت را در دست گرفتند اما ایشان با توجه به شرایط زمان ، با معاویه صلح کرد. بی شک صلح حضرت کمتر از قیام امام حسین (ع) نبود.»
آیت الله مهدوی کنی در ادامه با استفاده از این سیره ولایی درباره آنچه این روزها در کشور رخ داده است گفت:« با توجه به تاکید همیشگی حضرت امام خمینی بر حفظ جایگاه ولایت فقیه ، همگی باید در این مسیر گام برداریم.»
مهدوی کنی که همزمان دبیرکل جامعه روحانیت نیز هست در ادامه بی آنکه نامی ببرد، میرحسین موسوی را با لفظ بزرگان خطاب قرار داد و گفت« اگر فکر می کنند حقی از آنها ضایع شده ، گاه لازم است برای حفظ مصالح به سیره امام حسن (ع) اقتدا کنند.»
====
و براستی اين آقايان؟ رهبران؟ جنبش؟ سبز به کدامين راه رفمه و ميروند؟
در باب دستگیر شدن زیتون که آذرفخر سعی در کتمان آن داشت؟! هم قصد دارم کلامی بگویم
بارها به زیتونی گفتم این ره که تو میروی به ترکستانست اما کو گوش شنوا؟؟! چه هارت و پورتها که
این خانم نمیکرد و چه بقول آرش گنده گوزیها!؟ که در این دو سه ماه بخرج داد و تنها کسی که به او
هشدار میداد که خانم داری با اینکارت قبر خودت را میکنی بنده بودم اما سیاست بایکوت سلطنت طلبها باعث شد
که هیچ جوابی از او دریافت نکنم اینهم نتیجه اش که نه تنها نتوانست کاری از پیش ببرد بلکه خودش هم
به دام گرفتار آمد خب چه میشه کرد؟! از قدیم گفته اند چاه مکن بهر کسی اول زیتون دوم کسی !! حالا
قضیه زیتونی است که بدجوری به چاه افتاد و معلوم نیست در کدام سیاهچالی دارد به خریت خودش
اعتراف میکند که البته هرچه سرش بیاید بنظر بنده حق است چون همه این مسائل را شخصا پیش بینی کردم
و تذکرات لازم را به او دادم پس بهانه ای ندارد و حتی شدیدترین شکنجه ها را هم حق دارند رویش
اجرا کنند حالا این وسط نمیدانم چرا آذر فخر میخواهد قضیه را لاپوشانی کند!!؟ خانم این دیگر اظهر من الشمس
است که زیتون دیگر باز نخواهد گشت و اگر هم بازگردد دیگر آن زیتون سابق نخواهد شد نهایتا چیزی
در حد ابطحی و مثل او شاید محدودتر چون ابطحی برانداز نبود و بهانه ای برای آزار شدیدش نداشتند اما
زیتونی همه بهانه های لازم را بدستشان داده و انصافا اگر بگزارند زنده بماند خیلی باانصافند اما حتی اگر
هم زنده بماند دیگر امثال خانم فخر باید فکر نوشته های براندازانه در این وبلاگ را از سر بدر کنند
چه باید کرد !؟ هیچی حقیقت را قبول کنید و مغزتان را خلاص ... وگرنه این سی سال بعد از انقلاب هر چه
که باید میکردید کردید وقتی نتیجه نمیگیرید ادامه این کارها میشه تف سربالا ٬ اولا در یک انقلاب لازمه
اصلیش شرکت توده مردمست که اصلا و ابدا کوچکترین بویی از مشارکت توده ها بمشام نمیاید چرا که مردم
ایران امروزه اگر سی در صد هم طرفدار این حکومت باشند ان هفتاد در صد بقیه شاید ۶۰ در صدشان
هیچ گروه و دسته و یا شخصی را برای هدایت و حکومت نه انتخاب کرده اند نه قابل میدانند پس زندگی روز
مره اشان را ادامه میدهند و ان ده در صد خودش صد پاره و شعبه دارد که اصلاح طلبها بزرگترینشان هستند
و بقیه ملی گرا و ملی مذهبی و سکولار جمهوری خواه و مجاهد و فدایی و ساواکی ها و ....خب این ده درصد
هرگز حریف ان سی در صد حاککم نمیشوند باز بگو چه باید کرد؟؟؟؟
بابا انقدر کريم را به صخره نگيريد درسته گشاده ولی ديگه نه به اندازه صخره
این کامنت ۱۱۲ که بنده را بصخره گرفته و شکر زیادی خورده همان کامنت نویس ۱۱۶
است که یا کلفت زشت نویس است یا اونیکه با اسم نافرمانی دینی کامنت میگزاشت ده الاغ تو منتظر هستی
تا این وقت شب که بنده کامنت بگزارم و تو فحش بدهی بدبخت خواب و زندگی را ازت گرفته ام
خیال داشتم امروز همین دو کامنت را بگزارم اما بخاطر گه روی تو !؟ هم که شده
امروز باز کامنت خواهم گزاشت تا چشمت کور شود و بدانی بااین حرفهاازمیدان بدر نمیروم
جناب آرش تازه داشتم کمی به جنابعالی امیدوار میشدم که از موضع براندازی فاصله
گرفته اید و دارید به بنده میپیوندید اما زهی خیال باطل!؟ که با دوسه کامنت از سوی ساواکیها
بند را به آب دادی!؟ و دوباره حرف از سقوط این حکومت میزنی الاغ کامنت دیروز بنده
را بخوان شش سال است دارم فریاد میزنم که این حکومت ساقط بشو نیست و مثل کوه دماوند
پابرجا و استوار است اما زیتون و بقیه این احمقها به بنده میخندیدند و بخصوص در این ماجرای اخیر
که همه تان دست به دست هم دادید و از آنطرف هم بی بی سی و سی ان ان و صدای امریکا همه
هماوای شما شدند تا از این رهگذر ترفی بچپنند که دیدید همه چیز مانند گوزی در باد !؟ محو شد و
رو سیاهی به زقال ماند و با دیدن کامنتهای چندروز قبل شما داشتم به شما یک نفر در بین اینهمه احمق
امیدوار میشدم که بالاخره زیتون یک خواننده عاقل هم دارد اما واقعا مرا ناامید کردی که بجای ایستادگی
بر سر موضعت خطاب به این خانم ساواکی کامنت مینویسی و از او راه و چاه میخواهی!!؟ هرچه سریعتر
به محض خواندن این کامنت بیا و توضیح بده که از موضعت پایین نیامده ای و بنده اشتباه میکنم
و در آن صورت از شما عذر خواهم خاست وگرنه که از نظر بنده با ساواکیها فرقی نخواهی داشت
و درست به همان سبک و صیاق با تو بر خورد خواهم کرد
زر نزن کريم برو خواهرتو جمع کن ببين چی درموردش مينويسن
کروبی گفته فیلتر نکنید فیلتر شکن داریم!!؟ و بعد هم گفته اسناددیگری را رو میکنم!!؟ ده آخه
یکی نیست به این ایکبیری!؟ بگه بابا چوب دوسر گهی شدی از یک طرف میگی برای حفظ
نظام قدم برمیداری از یک طرف تمام اقداماتت در جهت براندازیست ده بابا یکی بیاد جلوی این
را بگیره موسوی هم که رفته قایم شده جرات نداره صدایی از خودش در بیاره به زور و ضرب
اطرافیانش یک بیانیه آبکی؟! بیرون داد که نه سیخ بسوزه نه کباب و دوباره خزید زیر پتو!! بابا جان
تکرار و تکرار و تکرار میکنم این ره که شماها میروید به ترکستان که هیچی به ابخازستان!؟ هم نیست
این حکومت پایه هایش را پشت پرده با کشورهای قدرتمندی مانند روسیه قوی کرده و عین خیالش
هم نیست حالا مشتی جقله!؟ مثل زیتون و دارو دسته اش از روز انتخابات شروع به داداردودور!؟
کردند که آی مردم بریزید توی خیابون و حکومت کارش تمامه!!؟ دیدید که این کار خود شماها
بود که تمام شد و بنده از همان روز اول قاطعانه اعلام کردم که همه این حرفها از طرف ساواکیها
و بی بی سی و سی ان ان و اربابان امریکایی طرحریزی شده و به هیچ جا هم نمیرسد چون مردم
این حکومت را با تمام وجود دوست دارند و مثل حکومت ستمشاهی نیست که مردم از شدت ظلم
و خفقان به جوش آمدند این حکومت منطق دارد و حتی مخالفانش مثل ابطحی و عطریانفر با
اندکی فکر به این نتیجه رسیدند که شکر زیادی خورده بودند و با چیزی که در قلب مردمست نمیشود جنگید
زيتون رو گرفتند خدا بهش رحم کنه دعا کنيد
زيتون رو گرفتند خدا بهش رحم کنه دعا کنيد
خبرنگاران ما بعد از سه سال دختر خانمی را که در ۱۶ سالگی موفق کشف به انرژی هسته ای در زیرزمین خانه اشان شدند شناسایی کرده و هم اکنون در حال مصاحبه با ایشان میباشند.
از قضای روزگار برادر این خانم جزو خوانندگان پر و پا قرص این وبلاگ بنام کریم میباشند.
این مصاحبه هنوز هنوز پایان نگرفته است و اکرم خانم در حال توضیح رابطهء هسته و تخم میباشند.
ایشان بسیار معلم خوبی هستند و هم اکنون در حال بررسی تخم های ما میباشند.مرحبا به ریاست جمهور که چنین استعدادهایی را کشف میکنند.
بعد از پایان این مصاحبه مشروح آن را برایتان توضیح میدهم.اکنون بحث راجع به موشکهای فیلترپشمی و کپسول آویزون میباشد.
دوست عزيز نافرمانی دينی
طرفداران پادشاهی چه داخل ايران چه خارج ايران هيچوقت هيچ حرکت تروريستی ای انجام ندادند و نخواهند داد. اين قشر اکثرا افراد تحصيل کرده و فهيمی هستند.
در اين سی سال خيليها سعی کردند کاری انجام بدهند ولی نشد. سلطنت طلبها هم هر کاری فکر ميکردند بتواند ايران را نجات بدهد کردند.
چرا شما بقيه گروهها را نميبينيد؟ آنها يعنی در اين سی سال موفق شدند؟ فقط سلطنت طلبها ناموفق بودند؟
فکرميکنم اين تفرقه افکنی ها را بايد کنارگذاشت . اگر هر گروهی هدفش براندازی جمهوری اسلامی ( و نه ادامه و اصلاح آن و مماشات با آخوندها )باشد بايد او را تشويق کرد چه مجاهد چه کمونيست چه طرفدار ژادشاهی چه جمهوريخواه
بجای شورای ملی مقاومت , بهتره اسمش بگذاریم شورای ملی مقاربت , به عقیده من سلطنت طلبها و مجاهدین خلق فقط پارازیت هستند, سی ساله که دارند به جنبش آزادیخواهانه ایران ضربه میزنند, همین الان ببینید چه بساطی توی آمریکا راه انداخته اند, فقط به فکر منافع خودشون هستند کون لقه ملت ایران
دختران ِ دشت!
دختران ِ انتظار!
دختران ِ اميد ِ تنگ
در دشت ِ بيکران،
و آرزوهای بيکران
در خُلقهای تنگ!
دختران ِ خيال ِ آلاچيق ِ نو
در آلاچيقهايي که صد سال! ــ
از زره ِ جامهتان اگر بشکوفيد
باد ِ ديوانه
يال ِ بلند ِ اسب ِ تمنا را
آشفته کرد خواهد...
□
دختران ِ رود ِ گِلآلود!
دختران ِ هزار ستون ِ شعله به تاق ِ بلند ِ دود!
دختران ِ عشقهای دور
روز ِ سکوت و کار
شبهای خستهگي!
دختران ِ روز
بيخستهگي دويدن،
شب
سرشکستهگي! ــ
در باغ ِ راز و خلوت ِ مرد ِ کدام عشق ــ
در رقص ِ راهبانهی شکرانهی کدام
آتشزدای کام
بازوان ِ فوارهيي ِتان را
خواهيد برفراشت؟
□
افسوس!
موها، نگاهها
بهعبث
عطر ِ لغات ِ شاعر را تاريک ميکنند.
دختران ِ رفتوآمد
در دشت ِ مهزده!
دختران ِ شرم
شبنم
افتادهگي
رمه! ــ
از زخم ِ قلب ِ آبائي
در سينهی کدام ِ شما خون چکيده است؟
پستان ِتان، کدام ِ شما
گُل داده در بهار ِ بلوغاش؟
لبهایتان کدام ِ شما
لبهایتان کدام
ــ بگوييد! ــ
در کام ِ او شکفته، نهان، عطر ِ بوسهیي؟
شبهای تار ِ نمنم ِ باران ــ که نيست کار ــ
اکنون کداميک ز شما
بيدار ميمانيد
در بستر ِ خشونت ِ نوميدي
در بستر ِ فشردهی دلتنگي
در بستر ِ تفکر ِ پُردرد ِ راز ِتان
تا ياد ِ آن ــ که خشم و جسارت بود ــ
بدرخشاند
تا ديرگاه، شعلهی آتش را
در چشم ِ باز ِتان؟
□
بين ِ شما کدام
ــ بگوييد! ــ
بين ِ شما کدام
صيقل ميدهيد
سلاح ِ آبائي را
برای
روز ِ
انتقام؟
خانم آذرفخر گرامی:
در پاسخ به چه خواهد شد:
به گمان من این روند انحطاط به سوی فروپاشی با شتاب بیشتر ادامه خواهد یافت. احمدی نژاد کودن و عقب مانده فکری با یه عده وزیر کودن تر از خودش- حتی در شرایطی که مردم هم چنین خشمگین نبودند- حقیرتر از آنند که بتوانند مشکلات جامعه را حتی درک کنند؛ تا چه رسد برای آن راه حل داشته باشند. تورم لجام گسیخته همچنان فقر و گرسنگی میلیون ها انسان را تشدید خواهد کرد. حتی مرکز پژوهش مجلس صحبت از تورم 48 درصدی در راه می کند.
روزهایی تاریکی در پیش خواهیم داشت. می بایست برای یه دوره ناامنی ناشی از عصیان های اجتماعی آماده شد. شکاف ها بیشتر خواهد شد و سپاهیان و نیروهای معتقد بیشتری از رژیم خامنه ای-مصباح-احمدی نژاد خواهند برید. رژیم خامنه ای-مصباح-احمدی نژاد دیگر مدافع ایدئولوژیک چندانی نخواهد داشت. بحران های این رژیم به نقطه ای می رسد که دیگر به سختی می تواند به میلیون ها نفر جیره مواجب بگیر خود تحت عنوان بسیحی و لباس شخصی و غیره برسد. درگیری بین کارگران و کارمندان و اقشار کم درآمد با بسیحی های خود گرسنه اوج خواهد گرفت. دمل های ستم های مذهبی و قومی سرباز خواهد کرد. درگیری های مذهبی و قومی آغاز خواهد شد.... بسیجی ها پاسگاه های خود را غارت خواهند کرد؛ و کارگران قطعات کارخانه ها را برای جبران حقوق های پرداخته نشده خود...
با شکاف های بیشتر افراد میانه روتر هم از رژیم خامنه ای-مصباح-احمدی نژاد بریده اند و متاسفانه زمانی خواهد رسید که تتمه "عقلانیتی" برای یک مصالحه ملی باقی نمانده است.
از طرف دیگر رهبری کنونی جنبش هم زبدگی و توانایی و دینامیک و اراده لازم را برای جلوگیری از این انحطاط ندارد. سه چهار نفر موجود بنوعی "غلام خانه زاد" رژیم هستند و در تردید چسبیدن به سنگ و آجر آغشته به خون، یا ساختن بنایی نو لحظات حساس و سرنوشت ساز را به احتمال زیاد از دست خواهند داد.
اما امید را باید روی هسته ها و شبکه های مدرن خودگردان (توسط نسل جدید جوان) در داخل گذاشت. اگر بتوان سریع شبکه ها را گسترش داد و تقویت کرد. تا جایی که محلات را پوشش دهد و به وقت بحران دلاوری و فرهیختگی ایرانی را در عمل برای نجات وطن به کار گیرد.
از گروه های اپوزیسون، شاید بتوان روی شورای ملی مقاومت به عنوان ذخیره ای ملی حساب کرد. به نظر می رسد آن ها با تشکیلات و توانایی هایی خود، بتوانند در رهبری و نجات کشور از یک سقوط و فروپاشی دردناک نقشی تاریخی را ایفا کنند.
راه نجات کشورر، مصالحه و آشتی ملی در مقطع کنونی است. گذشت زمان با توجه به احتمال تشدید عصیان های اجتماعی، احتمال عملی شدن این مصالحه را کم و به صفر نزدیک خواهد کرد!! امیدواریم همه اندکی بیشتر بیندیشیم و "گنده گوزی" این ژن فلاکت بار ایرانی؛ وطن ما را به آنارشیسم، جنگ داخلی، و فروپاشی نکشاند!
اسلام راستین و روشنفکران ایرانی دانشگاه نشین در امریکا
سودابه سیاوشان
www.newsecularism.com
پیش درآمد: به نظر من، به اندازهء کافی تحلیل و بررسی در مورد حوادث اخیر ایران از طرف روشنفکران دانشگاه نشین امریکا، و کلاً جریانات به اصطلاح پیشرو این مملکت شنیده ایم و، به گمان من، اکثر قریب به اتفاق تحلیل های دانشگاه نشینان بیشتر در خدمت تعریف هویت خود است تا دوا کردن دردی از کسی. و فکر کنم به همین دلیل است که بسیاری سوالات واضح و ابتدایی در این تحلیل ها بی پاسخ مانده است. شاید هم به خاطر اینکه جواب چنین سوال هایی را نمی شود در محافل محافظه کارانهء دانشگاهی/ روشنفکری امریکا — که خودشان را در ردای چپ و پیشرو و . . . پوشانده اند — پیدا کرد. اما از قدیم گفته اند پرسیدن سوال نصف جواب است و پس برخی از این سوال ها:
1) این چه حکمتی است که وقتی مثلاً دوران سیاه انکیزیسیون بررسی می شود، بی هیچ مکثی بعضی از روایت های مسیحیت مورد مواخذه قرار می گیرند و حداقل گوشه ای از مسئولیت بر عهده این روایت ها گذاشته می شود اما وقتی صحبت از سیاهکاری های جمهوری اسلامی می شود اساتید ایرانی دانشگاه های آمریکا صدایشان در مورد مسئولیت روایت های اسلامی درنمی آید؟
پیش زمینه: خیلی ساده، به اعتقاد من بسیاری روایت های قرآنی و احادیث اسلام شرایط را برای توجیه قتل و شکنجه و کشتارهایی که به دست حاکمان اسلامی ایران انجام می گیرد فراهم می کند. این داستان که، "اسلام روایت های مختلف دارد و شما غیر دانشگاهیان بی تجربه و کم سواد باید قضاوت در مورد واقعیت اسلام را به عهده دست اندرکاران و متخصصان بگذارید" را بارها شنیده ایم اما همین ما غیر متخصصان وقتی دستورالعمل هایی از قبیل آیه های زیر را می خوانیم انگشت به دهان حیران می مانیم که چطور می شود این فرامین را با اصول ابتدایی انسانیت (آزادی بیان و مذهب و داستان عدالت و . . . همه پیشکش) وفق داد:
كيفر آنها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند، و اقدام به فساد در روى زمين مىكنند، (و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند،) فقط اين است كه اعدام شوند؛ يا به دار آويخته گردند؛ يا (چهار انگشت از) دست (راست) و پاى (چپ) آنها، بعكس يكديگر، بريده شود؛ و يا از سرزمين خود تبعيد گردند. اين رسوايى آنها در دنياست؛ و در آخرت، مجازات عظيمى دارند. (سور ه المائده، آیه 33)
يا:
و (به ياد آر) موقعى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد: "من با شما هستم؛ كسانى را كه ايمان آوردهاند، ثابت قدم داريد! بزودى در دل هاى كافران ترس و وحشت مىافكنم؛ ضربهها را بر بالاتر از گردن (بر سرهاى دشمنان) فرود آريد! و همه انگشتان شان را قطع كنيد!" (سوره الانفال، آیه 12)
این آیه ها و بسیاری آیه های مشابه احتیاجی به شرح ندارند. داستان سنگسار به جرم عشق ورزی و قطع دست و پا به جرم دزدی را هم همه می دانند. توحش که شاخ و دم ندارد! نکته اما اینجاست که این گونه آیه ها و سایر روایت های مشابه اسلامی (چه قرآنی و چه حدیثی) قتل و شکنجه را عادی کرده اند و آنها که از کنار این یاوه ها به سکوت گذشته اند و یا تلاش کرده اند به ضرب تحمیل قرائت های متفاوت عملاً بر این پلیدی صحه بگذارند، در فرآیند عادی سازی این توحش نقش داشته اند.
نکته: حتی "پیشروانی" مثل حسینعلی منتظری هم نمی توانند از اعتقادات پایه ای شان به اصول و مبانی مشابه چشم پوشی کنند. به عنوان نمونه، ایشان در مورد مسلمانانی که کیش و آیین شان را عوض می کنند می فرمایند که "اولاً باید اموال مرد مرتد را گرفت و بعد اعدامش کرد اما در مورد زن مرتد باید بیشتر رأفت و عطوفت اسلامی به خرج داد و صرفاً او را به زندان انداخت و آزار داد و هر روز موقع نمازهای پنجگانه او را کتک زد تا بلکه توبه کند. اما اگر توبه نکرد باید آنقدر در زندان بماند تا بمیرد". (نقل به معنی، توضیح المسائل، صص. 561 و 562)
جملهء معترضه: این آیه ها و دستورالعمل ها را جلوی علمای دانشگاهی که می گذارید دوباره فریاد میزنند که ای داد، آخر اسلام قرائت های متفاوت دارد و قضایا بسیار پیچیده تر از این حرفهاست... و مثلاً، وقتی می گوییم در قرآن آمده است که "اگر زن شما از شما اطاعت نکرد میتوانید او را کتک بزنید" (نقل به معنی، سورهء النساء، آیهء 34) می گویند اینقدر ساده نباشید، کتک زدن می تواند خوانش های متعدد داشته باشد و اساساً روایاتی هست که می گویند منظور از کتک زدن نوازش کردن است! (حالا چرا زنی را که اطاعت نمی کند باید نوازش کرد داستان دیگری است!)... من اسم این سفسطه ها را گذاشته ام "ریسمان الهی ِ روایت پیچیدگی" (به مصداق "واعتصموا بحبل الله جمیعا"!) که تمام هم و غمش این است که آب را گل آلود کند و ...
2) روی چه حسابی وقتی صحبت از ظلم دولت اسرائیل بر فلسطینیان می رود بدون هیچ مقدمه و موخره ای صهیونیسم محکوم می شود اما وقتی حکومت غاصب اسلامی ایران (کلمهء غاصب مخصوصاً برای چزاندن دانشگاهیان نان به نرخ روز خور استفاده شده است!) از شیوه هایی به مراتب غیرانسانی تر استفاده می کند این اساتید صدایشان در مورد نقش گفتمان ایدئولوژیک اسلام در نمی آید و همه را صرفاً به افراد خاصی در این حکومت نسبت می دهند؟
نکته: حتی حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی هم به این مسئله اشاره کرده است که رفتار آدمکشان حکومت اسلامی با مخالفان "به مراتب بدتر از رفتار صهیونیست ها با فلسطیان است." نکند این تردید در مورد محکوم کردن اسلامیت ِ حکومت به دلیل آن است که علمای دانشگاهی ما از این قضیه طرفداری از فلسطین نان می خورند و چون می دانند که جنبش های اسلامی توانسته اند (به دلایل متعدد و از جمله همنوایی اسلام گرایان و راست گرایان اسرائیلی در سرکوبی جنبش های سکولار) مطالبات بسیاری از جنبش های آزادی بخش را مصادره به مطلوب کنند چندان برایشان ساده نیست که نان آورشان را مورد انتقاد قرار دهند. واقعیت این است که انتقاد از اسلام ممکن است بی مهری توده ها را در بسیاری مناطق خاورمیانه به همراه آورد و روشنفکران دانشگاه زدهء ما در چنین مواردی عموماً ترجیح می دهند واقعیات را قربانی کنند.
3) سوال تکراری: در این سی سالی که از انقلاب ایران می گذرد هر وقت حرفی از رفتار و کردار وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی شده است و کسانی پیدا شده اند و گفته اند که حداقل گوشه ای از این وحشیگری ها را باید به اسلام و مذهب نسبت داد فریاد وامصیبتای بسیاری از این علما بلند شده که این چه پرت و پلایی است؟ چرا پیچیدگی مطالب را نمی فهمید؟ و یا چرا فریب این امپریالیست ها را می خورید که تمام فکر وذکر شان آب به اسیاب اسرائیل ریختن است و... و یا جالب تر از همه این گفته گهربار برخی از این روشنفکران است که اصلاً شماها صلاحیت صحبت در مورد اسلام را ندارید و، به عبارت دیگر، از اجتهاد لازم برای وارد شدن به این معقولات برخوردار نیستید... کسانی که به دلایل مختلف، از جمله خودآزاری(!)، این گونه مباحث را دنبال می کنند شاید خاطرشان باشد که چند سال پیش، پس از ماجرای کاریکاتورهای محمدی، بیانیه ای از طرف چند نفر از نویسندگان و روشنفکران ایرانی و غیرایرانی امضا شد و در آن به خطر توتالیتاریسم اسلامی اشاره شد و یکی از همین اساتید با لحنی کاملاً برافروخته در نکوهش این بیانیه قلم فرسایی کردند و قبل از هر چیز طرفداران این بیانیه را مورد شماتت قرار دادند که بله، شما اصلاً نمی دانید توتالیتاریسم چیست و با اسلام هم آشنایی ندارید و بنابراین بهتر است ساکت بمانید تا حضرت ما، بعد از توضیح این مطالب ابتدایی، به شما گوشزد کند که این عبارت از بیخ و بن بی اساس است و اینجور وصله ها اساساً به اسلام و توتالیتاریسم نمی چسبد. در مورد بسیاری مسائل مشابه هم همواره تلاش بسیاری از دانشگاهیانی که در دپارتمان های مطالعات خاورمیانه امرار معاش می کنند رفع شبهه و اتهام از ساحت مقدس اسلام بوده است. بسیاری از ما هنوز ماجرای این کاریکاتورها و اعتراضات مسلمانانی را که دفاتر نشریات را به آتش کشیدند و فتوای قتل کاریکاتوریست ها را صادر کردند فراموش نکرده ایم. داستان قتل مترجمان و ناشران آیه های شیطانی را هم همه می دانیم و بحمدالله از این نمونه های اعتراضات "مسالمت آمیز" مسلمانان کم نیست. در تمام این موارد، این دانشگاهیان محترم — که به گمان من باید آنها را بخشی از جنبش اپورتونیستِ کم جراتِ به اصطلاح پیشرو دانست — تمام تلاششان این بوده که اسلام و مسلمین را تبرئه کنند، آن هم از طریق استدلالات نخ نما شده ای که تمام تقصیر را به گردن آمریکا و اسرائیل و سایر نیروهای بدخواه می اندازد که از روی عمد مسلمانان را تحریک می کنند و با اهانت به مقدساتشان آنها را وامی دارند تا سر و گردن بشکنند و فیلمساز بکشند و با کارد روی بدن مخالفان آیات قران را نقش کنند.
4) این چه داستانی است که بسیاری از علمای دانشگاهی ما وقتی در مورد وقایع ایران صحبت می کنند قبل از هر چیز اعلام می کنند که امریکا و فرانسه و انگلستان و... نباید در امور ایران دخالت کنند اما همین علما درمورد دخالت آشکار حکومت اسلامی ایران در امور کشورها و جنبش های مختلف، از جمله فلسطین، صدایشان در نمی آید. گویا مرگ فقط برای همسایه خوبست!. . .
...اما درد اینان معلوم است. چپ به مفهوم سنتی آن مدتی است در محافل آکادمیک آن جایگاه پیشین را ندارد و واقعیت این است که به اصطلاح روشنفکران پیشرو (و یا استادانی که ادای روشنفکران پیشرو را درمی آورند) مدت هاست خودشان را پشت ایدهء دفاع از محرومان جهان سوم و باورهای این محرومان (اسلام و مذهب و...) و مبارزه با استعمارگرایان و امپریالیست ها، مخفی کرده اند و چنان نان دانی بی دردسری برای خودشان درست کرده اند که کاملاً قابل فهم است که چرا با این چنین خشمی از جورج بوش و نتنیاهو صحبت می کنند اما هیچ وقت چنین خشمی را در مورد خمینی و اعوان و انصارش و نیز اسلام و اسلام گرایان نمی شود از زبان و قلمشان شنید.
نکته: اینها همان کسانی هستند که بعد از اینکه جورج بوش فلک زده گفت می خواهد 75 میلیون دلار به تشویق و توسعهء دموکراسی در ایران اختصاص دهد فریادشان به آسمان رفت که مبادا کسی دست به این پول بزند که این پول ها مصداق نجسی است! حرفی نیست، ولی آیا واقعاً پول جورج بوش کثیف تر از پول "کلم بسر" های حکومت اسلامی است؟
5) داستان شکنجه و آزار زندانیان سیاسی را همه شنیده ایم و بسیاری مان از پیش می دانستیم. به احتمال قریب به یقین، هیچ کس نیست که این زشت کاری ها را محکوم نکند. اما آیا واقعاً محکوم کردن چنین اعمالی دردی از کسی دوا می کند؟ چه حکمتی است که شکنجه و قتل یهودیان در جنگ دوم را به نازیسم نسبت می دهیم اما در نسبت دادن این شکنجه ها به اسلام تردید داریم؟ آخر این چه دردی است؟ اسلام از همان ابتدای کار تا به امروز با قتل و کشتار کارش را جلو برده است و همیشه هم استدلال قدرتمداران اسلام این بوده که این همه در راه خداست و اگر هم گهگاه اتفاقات ناگواری روی میدهد نباید به حساب اسلام گذاشت چرا که این دین، دین صلح و محبت است! در عین حال، و به منظور رد گم کردن، همین راویان مزور اسلامی داستان های مزخرفی در باب فضایل کسانی چون محمد و علی و فاطمه و زینب ساخته اند که باور کردن شان در دنیای امروز یا کم شعوری می طلبد و یا مغرض بودن و یا هردو. این داستان را حتماً شنیده اید که در یکی از جنگ هایی که علی با دشمنانش می کرد بعد از کشتار مردها به یکی از سردارانش گفت که مبادا خلخالی از پای یک زن یهودی بیرون کشیده شود! هیچکس برنمی گردد بگوید که یا فکر می کنید ما ابلهیم و یا خودتان را به بلاهت می زنید! این موجود، و عمویش محمد، "تصاحب" اسرای جنگی را مباح دانستند و عملاً تجاوز به "محاربان با خدا" را یکی از بیشمار راه های رسیدن به خدا و بهشت اعلام کردند و البته در گیر و دار این تجاوزهای وحشیانه حواسشان جمع بود که مبادا خلخال از پای زن یهودی بیرون آورده شود!
در کنار اینها بی شرمانی چون شریعتمداری کیهان نشین، با تکرار این مزخرفات، و مسلمانان نه چندان یکدل و یکرویی چون سروش و مهاجرانی و کدیور، و هم پالکی های چپ نمایِ راستگرایِ دانشگاهی شان، از طریق نپرداختن به این یاوه ها، عملاً راه را برای تداوم این پرت و پلاها باز گذاشته اند.
جمله معترضه: صد رحمت به یزید! یکی از دوستان نوشته بود که به قول همین افسانه پردازان، وقتی زینب به دربار یزید رفت اجازهء سخنرانی پیدا کرد و هر چه هم خواست گفت (والله اعلم!) و بعد هم یزید او را به حال خودش گذاشت تا هر کجا که می خواهد برود. زین العابدین بیمار را که اصلاً نگفتند بالای چشمش ابرو است. حالا مقایسه کنیم این دادگاه یزیدی را با دادگاه های اسلامی و محمدی و حسینی، نه فقط در ایران که در هر جای دنیا... همین چند روز پیش سعید حجاریان را، که از وابستگان حکومت اسلامی بوده و البته قبلاً خودشان با گلوله زده بودندش، طوری که نمی تواند به درستی حرف بزند، آوردند و، به دلیل رحمت و عطوفت اسلامی، مجبورش نکردند خودش توبه نامه اش را بخواند؛ از زندانی دیگری خواستند این کار را بکند... واقعا که صد آفرین به این دین مبین رحمانی!
6) چرا دانشگاهیان ما، که به محض دیدن فیلم 300 دست به قلم بردند و فریادشان به آسمان رفت که "ایهاالناس، ایماژ ایران و ایرانی را خراب کردند"، حتی یک بار در مورد اینکه توحش اسلامی آبرویی برای ایران و ایرانی نگذاشته است کلمه ای ننوشته اند؟
7) چه حکمتی است که وقتی در مورد نقاشی های دوران صفوی صحبت می کنیم اسمش را می گذارند هنر اسلامی صرفاً به این دلیل که این نقاشی ها در دوران حکومتی اسلامی کشیده شده است (و کسی هم کاری به این ندارد که نقاش شاید اصلاً مشروبخوار بوده و حتی یک بار هم به عمرش نماز نخوانده است و اصلاً شاید مسیحی و زندیق و یهودی و . . . بوده است) اما وقتی در حکومت اسلامی شکنجه و کشتار و سنگسار صورت می گیرد اسمش را نمی گذارند شکنجه و قتل و سنگسار اسلامی؟
8) سوال مکرر: راستی چرا صدای سازمان های برجسته اسلامی در مورد بی شرمی های حکومت اسلامی ایران در نمی آید؟ اینکه نوشته اند که فلان آیت الله با نماینده بهمان حجت الاسلام به دیدار برخی آیات عظام رفتند دردی را از آنانکه در زندان شکنجه می شوند دوا نمی کند. تمام این آیات عظام و بسیاری از انجمن ها و سازمان های اسلامی دنیا به محض انتشار کاریکاتورهای محمدی نعره زنان به خیابان ها ریختند و از فحش و مشت و سنگ و چوب تا گلوله و بمب بر سر مخالفین ریختند و در حالی که اشک در چشمانشان جمع شده بود از اهانتی که به مقدسات اسلام و مسلمین شده بود نالیدند. اما همین مسلمانان رقیق القلب در برابر شکنجه و تجاوز هم کیشان شان به پسران و دختران جوانی که در منتهای آرامش صرفاً تظاهرات کرده بود انگار خفقان گرفته اند. این مسلمانان همان کسانی اند که به منظور انتقاد از دولت فرانسه که روبنده را در بعضی اماکن ممنوع اعلام کرده است گلوی خودشان و گوش ما را می خراشند که چرا به آزادی های فردی احترام نمی گذارند اما نه فقط در مورد مسئله مشابه در ایران — حجاب تحمیلی — بلکه در مورد سرکوب وحشیانه ابتدایی ترین حقوق انسانی (حق زندگی، حق شکنجه نشدن، حق مورد تجاوز قرار نگرفتن...) بی شرمانه، بله، بی شرمانه سکوت می کنند.
مشاهده ای گذرا: این واقعیت که اکثر قریب به اتفاق سازمان های اسلامی به اصطلاح مستقل صدایشان در مورد شکنجه ها و کشتارهای حاکمان مسلمان ایران در نیامده است معنایش این است که اسلام واقعی همین است، والسلام!
جمله معترضه: از خواهران و برادران جنبش های حماس و حزب الله انتظار بیشتری نمی رفت. در سی سال گذشته سردمداران رژیم اسلامی دقیقاً به منظور صدور اسلام و زنده کردن دوران صدر اسلام بدون هیچگونه نظرخواهی از مردم ایران، و در حالی که بسیاری از این مردم زیر خط فقر زندگی کرده اند و می کنند، میلیاردها و میلیاردها دلار به فلسطین و لبنان فرستاده اند تا آلترناتیوهای سکولار را پیش پای جنبش های اسلامی قربانی کنند. نتیجهء طبیعی و مستقیم این رفتارهای دیکتاتورمابانه این بوده که این جنبش ها بخش زیادی از محبوبیت شان را در ایران از دست داده اند. عدم حمایت سازمان هایی چون حماس و حزب الله، و بهتر است بگوییم حمایتشان از دیکتاتوری اسلامی ایران، که البته هم به لحاظ ایدئولوژیک و هم از نظر مالی کاملاً قابل پیش بینی بود، فاصلهء این جنبش ها با مردم ایران را بیشتر و بیشتر کرده است... این جماعت بهتر است یادشان باشد که وقتی به جای حکومت اسلامی حکومتی دموکراتیک آمد ما این روزها را فراموش نخواهیم کرد.
جملهء معترضه: دانشگاهیان ما به طرز عجیبی از گفتن و نوشتن در باره خزعبلات خمینی اجتناب می کنند. دم دوستانِ غیرِ دانشگاهیِ مستقل گرم و سرشان خوش که اگر اینها نبودند افکار و آرای این موجود نه به عنوان مزخرفات پیش پا افتادهء یک جانی و بزهکار ساده بلکه به عنوان آرمان های فردی خارق العاده که "قرائت های متفاوتی" از اسلام انقلابی (!) را به دست داده است مورد توجه قرار می گرفت. دوستی می گفت: "روی چه حسابی این دانشگاهیان ما به درافشانی های خمینی در معروفترین اثرش، توضیح المسائل توجهی ندارند؟" و بعد هم به یادمان می آورد که خمینی همان آدمی است که در این اثر جاودانی اش نوشته که "باد معده و روده ]اعنی: گوز[ وضو را باطل می کند."
نکتهء اضافه: همین آدم در پاسخ به سوال پسرش در خصوص کشتارهای تابستان 1367 (که در آن احمد خمینی از قول موسوی اردبیلی در مورد اینکه آیا باید همه را کشت یا بعضی ها را و اینکه آیا حتی کسانیکه بیشتر دوران محکومیت شان را سپری کرده اند باید اعدام شوند یا نه و . . . پرسیده بود) می فرماید:
بسمه تعالي
در تمام موارد فوق هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش اعدام است. سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد. در مورد رسيدگي به وضع پروندهها در هر صورت كه حكم سريعتر انجام گردد همان مورد نظر است.
توجه می کنید؟ یک گوز وضو را باطل میکند اما کشتار زندانیان ایرادی ندارد!
و سوال همچنان به جای خود باقی است: آیا خمینی هم واقعا قرائت نادرستی از اسلام داشت؟
خودمان را مسخره نکنیم؛ اسلام واقعی همین است که در ایران و عربستان اتفاق می افتد. اسلام در هیچ جای دنیا آزادی و دموکراسی به همراه نیاورده است. درک این قضیه شعور چندانی نمی خواهد فقط به حداقلی از وجدان نیاز دارد.
بعدالتحریر 1: به داستان انتخابات هم بپردازیم. دیگر هیچ کس نیست که نشنیده باشد که در این ماجرا عملاً جمهوریت نظام تحت سوال قرار گرفت. و البته این حرف از دهان کسانی شنیده می شود که اعتقاد داشته اند تا به حال جمهوریتی هم وجود داشته است. آش انقدر شور شده که حتی کسانی مثل سروش و مهاجرانی و کدیور و صد البته کروبی و موسوی و بسیاری دیگر از وابستگان دیروز و امروز رژیم هم به آن اذعان کرده اند. حالا داستان این است: حکومت جمهوری اسلامی جمهوریتش را از دست داده است. بنابراین عقل سلیم نتیجه می گیرد که آنچه باقی مانده حکومت اسلامی است. و اگر این حکومت اسلامی است که عمل می کند چرا در انتساب این زشت کاری ها به اسلام تعلل می کنیم؟ کجای این مسئله فهمیدنش مشکل است؟ گند کار آنچنان در آمده و "ریسمان الهی روایت پیچیده نمایی" آنچنان پوسیده شده است که چنگ زدن به آن دیگر فقط باعث بی آبرویی می شود و بس.
مشاهدهء گذرا: نمی شود از انتخابات گفت و از اکبر گنجی و مقالات اخیرش نگفت. ایشان بعد از اینکه در اعتصاب نیویورک بعضی از شرکت کنندگان را ممنوع الپرچم اعلام کردند هنگامی که با اعتراض مردم مواجه شدند مقاله ای صادر فرمودند و نوشتند: "ما از حقوق شما و هر فرد و گروه ديگری دفاع می کنيم. به نظر ما شما حق داريد تجمعات اعتراضی برگزار کنيد و پرچمی را که نماد ملی به شمار می آوريد، بالا بريد." و بعد از این بزرگ منشی بی سابقه (که ایشان به همه اجازه می دهند تجمعات اعتراضی برگزار کنند!) اضافه کردند که در تجمعاتی که ایشان اعلام می کنند فقط نماد سبز علم می شود و لاغیر! آیا واقعاً دانشگاهیان آمریکا نشین ما که از ایشان حمایت کردند و شال گردن سبز به گردن انداختند و حتی سعی کردند خودشان را کاتولیک تر از پاپ نشان بدهند این انحصارگرایی را درک نمی کنند؟
جملهء معترضه: آقای گنجی، آن وقت که شما در زندان بودید و ما و دیگران، با تمام مواضع و نظرات متفاوت و متعددمان در پشتیبانی از شما اعلامیه و بیانیه صادر می کردیم هیچ وقت سعی نکردیم سلطنت طلبان و مجاهدین و چپ ها و راست ها و. . . را از هم جدا کنیم. و من مطمئنم شما هم در پذیرش آن همه حمایت های بی دریغ کوچکترین تردیدی به خود راه ندادید. راستش قدری خجالت آور است شنیدن این حرف ها از شما. از یک طرف مردم را دعوت می کنید که با هر موضع و نظری در این اعتصاب شرکت کنند و بعد دستور می دهید که از بیان نظراتشان خودداری کنند! و بعد هم فقیهانه اعلامیه صادر می فرمایید که بله: "بله، به نظر ما شما حق دارید..."
نیم بیت:
یارب این نودولتان را با خر خودشان نشان
بعدالتحریر 2: به نظر میرسد که یواش یواش دارد ریش این قضیهء مبارزه مسالمت آمیز (یا مبارز ه بی خشونت) درمی آید. در چند ماه گذشته مردم رفته اند و رای داده اند؛ توقعشان را پایین آورده اند و به کسی مثل میر حسین موسوی رای داده اند به این امید که شاید این ابتدایی باشد برای ایجاد فضایی که بشود هرازگاهی در آن نفس کشید. بعد از تقلب آشکار، در کمال آرامش تظاهرات کرده اند، حتی در سکوت راه رفتند. . . و واقعا از این مسالمت آمیزتر نمی شود. و پاسخ اسلام راستین این بود که گرفتند و شکنجه دادند و تجاوز کردند و کشتند و حالا کار را به جایی رسانده اند که ما راضی شده ایم که دیگر نکشند و تجاوز نکنند؛ زندانیان را هم اگر آزاد کنند ممنون می شویم، فقط همین! این بی شرم ها در مقابل عدم خشونت منتهای خشونت و وقاحت را به کار گرفته اند و عملاً کار را به جایی رسانده اند که ما به تب راضی شده ایم... برای آنها که نمی دانند، این شیوه در اسلام پیشینه دارد؛ نه محمد در مقابل عدم خشونت رحم و مروت نشان داد، نه علی، و نه هیچ کدام از رهبران و اولیا و فقهایی که به قدرت رسیدند.
البته در تاریخ پر از خشونت اسلام مسلمانان شریف و آزاده ای هم بوده و هستند اما مثل تمام آزادگانی که به ایدئولوژی های مختلف ایمان آورده اند، شرافت و آزادگی این انسان ها علیرغم وجود اسلام است نه به دلیل آن. اسلام با اتکا بر مقوله ای به نام ایمان — یکی از فریب کارانه ترین دست آوردهای انسان — از طریق سوره ها و آیات و احادیث و فتواهایش خشونت را نهادینه کرده است؛ نمونه های روزمره آنچنان بیشمارند که فقط غرض آلودگان می توانند در اسلامیت این خشونت ها تردید کنند.
از همدیگر توجه کنید همه شماها تا چند هفته پیش قربون صدقه هم میرفتید اما امروز باز مثل سابق لنگ و
پاچه هم را دارید جر میدهید ... همینهاییکه بجون آرش افتاده اند همون ساواکی های قدیمی هستند که
فکر میکردند اگر موقتا برای موسوی شعار بدهند شاید دار و دسته خامنه ایی را بزیر بکشد و همین را
اربابان انها دیکته کرده بودند اما انقدر احمق بودند که نمیدانستند جناح راست رژیم از این بیدها نیست که
با وزش چسباد ! جناح چپ بزمین بخورد و دیدیم که با صد تا پلیس و بسیجی یکهو همه اون چند هزارتا
فعال خیابانی مثل برف اب شدند و مطبوعات غربی هم جل و پلاسشان را جمع کردند و رفتند .... موسوی
مانده چه کار بکند شیخ کروبی دیگر جایی ندارد روضه بخواند و وبلاگدارها هنوز چسناله کهریزک و اوین
و مرتضوی و ...واین داستان ادامه خواهد داشت که استمرار رژیم بهمین جنغولک بازیهای مکرر وابسته
است و شما ها تماشاچیان پر و پا قرص این تیاتر تاریخی
باز کار و بار وبلاگدارها کساد شده و مثل سلمانی ها دارند سر یکدیگر را فر ششماهه میزنند ٬ همین دو سه
هفته قبل بود انگاری نارنجک بکون وبلاگدارها بسته بودند داد و هوار که رژیم رفت و باید جانیشین !! را
انتخاب کرد یکی گفت سکولار باشه بهتره یکی نوشت رضا یقلوی بد نیست یکی هوار زد فعلا همین موسوی
باشه تا بعدا انتخابات جمهوری ایرانی !!!! حسنی یا حسینی یا آرشی یا اردشیری انتخاب کنیم و ..... تنها کسی
که تو این وبلاگ نوشت و نوشت و نوشت که بابا یک قرون بدین آش بهمین خیال باشین من بودم و اگر هر
عقل کلی که امروز زانوی غم بغل کرده یک کمی سواد سیاسی داشت میدانست که چه کسی درست پیش بینی
میکند خب این شکست حزن انگیز مبارکتان باد چون شعور سیاسی نداشتید وگرنه اونهاییکه لااقل
سقوط رژیم شاه را دیدند باید میدانستند این شلوغ بازیهای بعد از انتخابات حتی اولین پله سقوط
شاه هم نمیشد تازه این رژیم صد برابر شاه هم مستحکمتره هم پر طرفدارتره ...پس این همه هوار هوار وبلاگی
و جمع شدن مجاهد فدایی و سلطنتی زیر علم موسوی !؟ بجز دستور سیا و موساد امکان پذیر نبود و الگر
دلیل میخواهید بهمین پاچه گیری کامنت گزارها
به آن ((سیما))ی تکراری:
این که یک حکومت و ایادی اش، با آن همه قدرت نظامی و اقتصادی و در دست داشتن تمام رسانه های اصلی و فرعی، چشم دیدن یک وبلاگ نویس ساده را هم ندارند نشانۀ این است که...خودشان بهتر می دانند نشانۀ چیست.
شرم آور است که به یک وبلاگ-نویس بند کرده اند که جز خاطرات روزانه اش از زندگی در کشورش چیزی نمی نویسد. از خودتان بپرسید اگر این بیچاره ها حرف دلشون رو این جوری خالی نکنند دیگه چکار کنند؟ یک عده رو می فرستید تو کامنتهایش فحش بدهند، تهدید کنند، ردیابی کنند. مگر این بیچاره ها، زیتون و امثال او چه کرده اند؟
این که ترسیده اید به جای خود، ولی دیگر بیشتر از این آبروی خودتان را نبرید. اصلاً همه از شما می ترسند به خاطر درنده خویی و وحشی گریتان. از هر کس خوشتان نمی آید انگ می زنید، بعد لت و پار می کنید. شما از چه چیز اینها اینقدر ترسیده اید؟
از تاریخ عبرت بگیرید. دوران فاشیستهای آلمان هم روزی به سر رسید...
با آرزوی بهترین ها برای کسانی که سزاوارش هستند!
سيما ..و سيما وارانی که به نام های مختلف در مورد دستگيری زيتون در سه پست اخير کامنت ميگذاريد .... شده ايد چوپان دروغگو .. اگر ای کيويی اندازه يک حشره داشتيد ميفهميديد که کسی اين خبر دروغتان را باور نميکند ... زيتون ازادانه در جامعه با نگاه تيز بين اش مشغول تدوين خاطراتش هست از چگونگی استبدادی که نفرت مردم را به حکومت هر لحظه زيادتر ميکند .. به پستهايش نگاه کنيد که چه اندازه با دقت انتخاب ميکند و طنز تلخش که خواننده لبخندی ميزند ولی طناز را خسته و غمگين ميکند از اينهمه رنجی که به مردم ميرود ... سيما باور کن دروغگويی را که از رهبر و رييس جمهورت ياد گرفتی عاقبت خوبی ندارد .
کلفت گرامی D:
واقعا اگر ما اين کريم را نداشتيم خيلی بد ميشد چون من خودم امروز بخاطر وجود اين آدم دو بار از ته دل خنديدم :)))
یکبارش همین الان بود که این یکی کامنتشو ديدم این بابا عجب خر جالبیه :))) اين پیرمرد مضحک فکرکرده با يه حق عضويت دادن به يک حزب ميتونه به مقامی در اون حزب برسه :))))
اين انقدر خره که نميفهمه خيليها دارند توی امریکا و کانادا برای حزب مورد علاقه شون حق عضويت ميدهند و حتی بعضی از ايرانيها بودن که در دوره قبلی ریاست جمهوری امریکا مثلا براشون نامه ميومد که اگر ماهانه حق عضويت بدهيد ميتونيد هر چندوقت يکبار در يک مراسم بزرگ در ميهمانی شام جرج بوش شرکت کنيد
اين دهاتی ببو گلابی فکرکرده حق عضويت که بدهد اينها ميبرن سناتورش ميکنند :)))))))))
فکرشو بکن!!!!! سناتور کريم :))))))))))))))))))))))))
for those idiots with low IQ:
IRI = reformists + fundamentalists
The regime is trying very hard to keep Iranian National Flag out of demonstrations because the National Flag (which is accepted by ALL oposition groups) became anti IRI symbol.
www.iranianlobby.com
#80 :to
Your statements are in contradiction with each other; therefore, your claim is not true. A person can’t be Savaki, Toodehi, and hezbollahi all at the same time.
SLOOOOOOW change does not apply anymore, you are either with IRI or agianst it.
for those idiots with low IQ:
IRI = reformists + fundamentalists
The regime is trying very hard to keep Iranian National Flag out of demonstrations because the National Flag (which is accepted by ALL oposition groups) became anti IRI symbol.
www.iranianlobby.com
#80 :to
Your statements are in contradiction with each other; therefore, your claim is not true. A person can’t be Savaki, Toodehi, and hezbollahi all at the same time.
SLOOOOOOW change does not apply anymore, you are either with IRI or agianst it.
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
زيتون رو گرفتند براش دعا کنيد
دوستِ گرامیْ کامنت ۸۶.خوشحالم که تونستی پیداش کنی.این یکی رو هم که به اسم karim درسایتِ مهندس عبدی گزاشته را هم نگاه کن.اونجا چند تا کامنت گزاشته ولی کامنتِ سه تا مانده به آخر از همه اش جالب تره.مادر قحبهْ ادعا میکنه که عضو حزبٍ لیبرالِ کانادا هست.واقعاٌ اگر راست بگهْ من ریدم به اون حزب که همچین عضوی داره.
ayande.ir/1385/10/post_121
دانشجوی عزيز ...در اعتراض مردم به انتخابات و ديکتاتوری حکومت از تمام احزاب و گروه ها و اديان حتا مذهبيون دو اتشه معتقد به ولايت فقيه هم حضور داشتند اين موج عظيم ميبايست مشخص ميشدند با نامی و يا علامتی .... که رنگ سبزی که ( هیچ ربطی به سیدی ندارد ) قرعه وار نصيب موسوی شده بود شد نماد اين جمعيت و تا انجا که کشورهای حامی معترضان هم بعنوان همدلی از همين رنگ استفاده کردند . (فستيوا ل فيلم و چراغ های پل معروفی در واشينگتن ) در نتيجه من از موج سبز نام بردم که منظورم را برسانم و ديگران هم همينطور . اگر شما نام ديگری را ميدانيد که براحتی بتواند منظور را برساند و همه هدفش زا بدانند خوشحال ميشوم که بنويسی و اگر همه موافق باشند برای نام مردم معترض به اين حکومت از ان استفاده کنيم . ضمنا واقعا سپاسگزارم از اينکه تدکر دادی و راهی باز کردی برای مشورت .
شمارهء ۷۸ یکجایی اشتباه میکنم.به هر حالْ لینکِ مقالهء بهنود(بیماری در قدرت) را مینویسم. کامنتی که در
may26,2007 9.21pm گذاشته شده (از بالا اگر بشمری کامنتِ نًهُم) را بخوان و ببین که این مادر جنده چی نوشته.زیرش هم نوشته ؛ ساعدی از کانادا.
masoudbehnoud.com/2007/05blog-post_25.html
کامنت ۷۸: یکبار دیگر امتحان میکنم.
امیدوارم که اشتباهی رُخ نده.
بابا جیگردار دمت گرم با این عکسهای باحالت خیلی خندیدیم.
http://i25.tinypic.com/14d1wkk.jpg
http://i32.tinypic.com/10pqdl0.jpg
سرکار بانو فخر:
با درود .من باتمام فرمايشات ان بانوی فرهیخته موافقم اما اين اصطلاح *جنبش سبز *را که شما گاهی بکار ميبريد مرا غلغلک ميدهد!! بانو عزيز اين جنبش مردم ايران بود که نياز به يک جرقه داشت شما اتش بزرگ اش را که هنوز زير خاکستر است و در انتطار باذی است تا شعله هایش سر به اسمان کشد و دودمان کاخ کاعذی جکومت اسلامی بسوزاند فراموش کرده ايد؟
و از ان چرفه سبر!! که پشت ان ميخواستند مردم ایران رنگ کنند و دیدیم که بسیاری را هم رنگ کردند ! و لی شما از ان هنوز بنام جنبش سبز نام ميبريد ..
همه میدانند ان جرقه برامده از جنگ دوجناح فدرت حکومت بود که فصد داشتند مردم خشمگين و در بند ايران را وجه امصالحه فرار دهند
بانوی گرام
حتما شما تعزيه های عاشورا را ديده ايد در انجا مردم نظاره گر ساعتها زجز خوانی هر دو طرف را می شنوند و منتطر می مانند که شمر امام حسن سر ببرد !!
فقط اذم های ساده دل باور و بچه ها جنين باوری دارند !
اما ادم عاقل می داند اندو ظهر عاشورا نهار را باهم صرف خواهند کرد !!! عرضی ندارم با بدرود
جالبه والا, یک عده برای کوبیدن جنبش سبز و حرکت عدالتخواهانه مردم ایران بند کردند به گذشته رهبران جنبش که بعله در زمان خاتمی قتلهای زنجبره ای اتقاق افتاد ( مثل اینکه خاتمی دستور این قتلها را داده بود!! ) و یا اینکه موسوی نخست وزیر دوران جنگ بوده و کروبی اینچنین بوده و غیره ..............................اما همینها در مورد دوستان خودشون این قانون را اجرا نمی کنند مثلن همین آقا نوریعلا پرونده خیلی سنگینی داره :
1 – ایشون در زمان شاه بقول خودشون رابط کانون نویسندگان بودند با ساواک.
2 – در جریان شورشهای سال 57 ایشون در انگلستان بودند و از همانجا در مصابحه ها و گفت وگوهاشان با مطبوعات از خمینی و ایجاد جمهوری اسلامی دفاع جانانه میکردند که مدارکش همه موجود است.
3- ایشون در جریان اخراج توده ایها از کانون نویسندگان بخاطر دفاع بی چون و چرای توده ایها از خمینی, بعنوان اعتراض به تصمیم کانون به اخراج توده ایها , داوطلبانه استعفاء دادند و از کانون تشریف بردند.
همسر ایشون هم خانم شکوه میرزادگی که در جریان بگیر و ببندهای خسرو گلسرخی همکاری بسیار زبیائی با ساواک شاه داشتند که این همکاری تا روزهای آخر رژیم شاه هم باید ادامه داشته باشد.
حالا چرا سوابق این خانم و آقا برای کسانیکه مو را از ماست بیرون می کشند و خاتمی و موسوی و کروبی و ..............دراز میکنند , اهمیتی ندارد, رازی است که مدت زیادی درپس پرده نخواهد ماند!!
داريوش جان
من اصلا مسئله ام این آدم نیست و بنظرم خیلی مشنگ و کودنه و ارزشی برام نداره من روی سخنم بطور کلی با اصلاح طلباست چون همشون اینطور حرف میزنند.
ببین این اصلاح طلبا یه جوری هستند که تا وقتی رو بهشون بدی سوارت میشوند . وقتی چوب بهشون فرو کنی مثل موش میشوند
خالا اینجا هم همین شده هرچی هیچی نمیگی عین قاطر جفتک میندازند که بله اونایی که نیان آشتی ملی کنند خرند و هیچ گهی نخوردند و سی سال زر زدند و ...!!
خب منم اینجا سوالم اینه که این گروه وقیح اصلاح طلب چه گهی توی اینهمه سال خوردند جز اینکه دزدیدند و مال مردم رو بالا کشیدند. خودم توی ایران شاهد دزدیهاشون بوده ام که اینو میگم.
حالا هم چون اردنگی خوردند صداشون در اومده وگرنه بازم هیچ گهی نمیخوردند
الانم که میبینی میگه آشتی ملی میکنیم که ماها هم بیاییم توی کابینه ا.ن و خلاص !!! گور پدر همه کشته شده ها ما فقط بگذار به قدرت برسیم بقیه هم خفه!
اونوقت اینا خودشون سی ساله به همه ماها میگن شماها دنبال قدرت هستید که اپوزیسیون هستید!!!
اینا انقدر وقیحند که سی سال تا یکی میومد مردم رو میشوراند فوری میگفتند آهای خائنا ! مردمو به کشتن ندید!!
ولی حالا پای منافع خودشون که شد همه مردم باید بریزن بیرون و بعدش هم فقط تا اونجایی جلو بروند که اینا دوباره به قدرت برگردند
من که دیگه کم کم دارم به این نتیجه میرسم که همون بهتر که اینا انقدر توی سر همدیگه بزنند که هردو طرف نابود بشوند. حیف اون بچه های گل که بخاطر این کثافات کشته شدند
این هم کامنتی از کریم که در آن ادعا میکندْ از مسعود بهنود در خبرنگاری قدیمیتر و خبره تر است.
خارکسه تا بحال یک کامنت بدون غلط املایی ننوشته ولی ادعا میکنه که ارواحِ کوسِ ننه اش روزنامه نگاره.
امیدوارم که اشتباهی در لینکش نکرده باشم.
کُلُفت.
کمی جنبه داشته باشیم،
کمی انتقاد پذیر باشیم،
به افکار یکدیگر احترام بگذاریم،
نگذاریم به دیگران هم توهین شود
مسابقه من از تو ایران ترم هم راه نیندازیم، به هر حال برای شرایط بوجود امده امروز کشورمان همه مقصریم، اخه این که نشد کار،هرکی هر انتقادی داشت با فحاشی و تهدید احساس برتری بهمون دست بده، ایران هم ارث پدری کسی نیست که حق حرف زدن رو ازما خارجه نشینها بگیره، اگر خواهان دولتی هستیم که با احترام به موازین حقوق بشری باما برخورد کند باید اینکار را از خودمون شروع کنیم و اجازه ندهیم با همسایه، با بهائی، با کرد و بلوچ، اینچنین کنند، حق شهروندی ایجاب میکند که اشغال در خیابان نریزیم، چه فایده که دو صفحه شعر در وصف طبیعت بنویسیم که اشک همه را در بیاورد ولی طبیعت واقعی را با زباله دانی یکی کنیم هربار که به شمال ایران، به یزد به شیراز، به اصفهان.....سفری داشتم به دو طرف جاده که نگاه کنی باقی مانده های ظروف یکبار مصرف، پلاستیک، لاستیک ماشین، کهنه بچه.....هردفعه که این چیزها رو میبینم اصلا حالم بد میشه،، همه اینها به هم ربط دارند و همه چیز رو هم نباید گردن حکومت جهل و فساد، انداخت، اگر انها این فرهنگ را ترویج میکنند این ما هستیم که اگر بخواهیم میتوانیم در فرهنگ رفتاری و گفتاری و مدارا و همزیستی بایکدیگر محیط سالمی در اطراف خود بوجود اوریم، دوستانی که فحاشی و متلک گوئی رو دلیل اثبات عقاید خود میبینند ایا شما در روابط خانوادگی خود، یعنی با پدر و مادر، خواهر و برادر و یا همسر خود هم از همین ادبیات استفاده میکنید.
جاسوسان و مامورین امنیتی رژیم در خارج از کشور فعال شده و تحت نام ناسیونالیسم ایرانی و کوروش و داریوش و پرچم شیر و خورشید و..................قصد تفرقه و افکنی ودادن آدرس عوضی را دارند!!؟؟
به خاتمی و کروبی و موسوی توهین نکنید, اینها یا باید بیاین به خارج و مثل رضا پهلوی و اکبرگنجی و مسعود رجوی و........... از دور دستی بر آتش داشته باشند و پای گود بشینند و بگویند لنگش کن و یا در ایران به میارزه بسیار خطرناک و پیچیده اشان ادامه بدهند.
آرش
اولا زر مفت تو ميزنی و هفت جد و آبادت مرتيکه مزدور
دوما گه هم خودت خوردی و تمام اصلاح طلبها
اين از اين
بعد هم شما اصلاح طلبها چه گهی جز چاپيدن توی اين مدت خوردين پفيوزهای بيشرم؟
تو اصلا گه ميخوری وقتی شعور نداری ميای زر زر ميکنی الاغ جواب خون اين بچه ها رو کی ميده؟ تو يا اون خاتمی مادربخطا؟
کثافت اينو بفهم ديگه الان بااين خونهايی که ريخته شده بايد خوابشو ببينی که باز اصلاح طلبها بيان و مردم به اون رضايت بدن
ديگه تا نابودی کامل اين جرثومه ها پيش خواهيم رفت
ايندفعه هم غلط زيادی بکنی و بخواهی گنده تر از دهنت گه بخوری همه گه ها رو توی حلق خودت و خاتمی و بقيه تون فرو ميکنيم
اول برو شعور اظهارنظر پيدا کن بعد بيا حرف بزن روشن شد؟
چکامه ای برای آرش آب منگل:
میازار موری که دانه کش است
که آرش آب منگل بسی ج اک ش است
براه ولایت چو بنهاد پا
بکرد هر دو لنگ اکبر گنجی را هوا
دوستان ... ميبينيد که جکومت چقدر وقيحانه تمام شکنجه ها و کشتار را انداخته بگردن جنبش سبز . اعترافات را هم حتا خودشان ميدانند که باور کردنی نيست . وزرای دولت ا.ن بگفته اقای باهنر بدستور رهبر به نمايندگان تاييد گرفته اند . حتا مراسم احيای ماه رمضان را هم قطع کرده اند . روز قدس هم چنين خواهد شد . دارند سعی ميکنند دانشگاه ها را يک ترم تعطيل کنند . افتضاح ديکتاتوری انقدر زياد شده که رهبر علنا ميگويد علوم انسانی در دانشگاهها بايد حذف شود و تمام اين قلدری را هم با پشتوانه سپاه و بسيج انجام ميدهند يعنی در حقيقت حکومت نظامی است که دستورات را مستقيم اط رهبری ميگيرد . معلوم است که مردم را ترسانده اند با اين بيعدالتی ها . در حال حاضر کروبی بيش از موسوی و خاتمی جانش را گرفته کف دستش و به مبارزه ادامه ميدهد ... خب ... اگر چماق و باطوم و داس مرگ را گرفته اند بالای سر مردم و با اين وجود جنبش در پی يافتن راهيست که دوباره مخالفتش را شروع کند اين خطر و کشت و کشتار که شامل حال کامنت گزاران نميشود پس چرا خيلی بسرعت شکاف بين ما دارد عميقتر ميشود و يکنفر مخالف تبديل شده اند به چند تا و بجای اينکه بياييم و فکر کنيم و پيشنهاد بدهيم که چه بايد کرد ؟ افتاده ايم به منفی بافی و از شدت عصبانيت داريم همديگر را کتک ميزنيم ؟ خواهش ميکنم بر گرديد به صفحه های کامنت از بعد از انتخابات تا الان و ببينيم که چقدر تغيير کرده ايم و بسوی نا اميدی ميرويم ... شکی نيست که اگر غير از راه اصلاح طلبان که ميخواهند رفرم ايجاد شود و در چارچوب اسلا م حرکت ميکنند .راه سکولار يته را عنوان کنيم فقط بهانه دست ديکتاتور داده ايم تا از کشته پشته بسازند و باکشان هم نيست . ديديد که سردار جعفری چه گفت ؟ پس تمنا ميکنم راه حل پيشنهاد کنيد . و به شبه بسيجی هم اهميت ندهيد . و يا اگر اگاهی داريد به سياست بنويسيد که عاقبت چه خواهد شد .
بعضی اینایی که میان اینجا زر مفت میزنن، قبل از انتخابات همین جا به کروبی و موسوی و اونایی که میگفتن تو انتخابات باید شرکت کرد، فحش میدادن. برین حرفای خودتونو دوباره بخونین. آخرش هم هر چی دهن دریده باشین به پای نانابانو نمیرسین.... هر کلاغ کون دریده ای که...
فرقه بین آرزوی های بزرگ و شیک داشتن تا شعور برای بدست آوردنش.
سی ساله یه عده دارن زر مفت میزنن هیچ گهی هم نخوردن. خوب ما که به براندازها فحش نمیدیم. بدویین برین سرنگون کنین! ما هم تشویق می کنیم. کسایی که تو خارج میگن لنگش کن لطفا کون مبارک را تکان داده برن داخل کاری کنن.
هر طرح conflict resolution بایستی بر مبنای برد برد برای طرفین باشه. مهم روند است که باید به سوی برگزاری انتخابات آزاد باشه، نه تک تک رخدادها. زر مفت زدن هنر و دانش نمیخواد.
ما نمیخواییم تا ابد هی یه عده کره خری را سرنگون کنند یه عده مبارزه با گروه جدید و ادامه این سیکل باطل. توی عراق و افغانستان هم که بعثی ها و طالبان را به بازی نگرفته اند، آمریکا و ناتو توش موندند.
نیروی محرکه پیکار ما "عشق" به آزادی و برای صلح است، نه "کینه" به خامنه ای و احمدی نژاد یا یه کره خر پفیوس دیگه. خود من هم برای دل خوش کنی به همه اینا به اندازه کافی ریدم. ولی آخر کار باید راه حل ارائه داد.
اگه تندروی ها نبود؛ خرد ایرانی راه حل نخست وزیری مرحوم بختیار را کنار نمیذاشت و ملت ایران سی سال قربانی جهل و جنون و جنایت ولی فقیه نمی شد.
حالا هر کس هم نظر یا طرحی میده، کیه گوش کنه. این کله خرهایی که من می بینم تا کشور را به باد ندهند و به آنارشیسم و تجزیه نکشند دست بردار نیستند. مافیای روسیه هم که داره حالشو می بره. غرب هم یه احمدی نژاد کودن و توسری خورده را به دولت زبدگان و فرهیختگان ایرانی ترجیح میده!
نمیدونم چی شده یهوئی مثل مور و ملخ ریختن تو این خارج از کشور به این بزرگی و برامون چپ و راست نسخه میپیچند ادم یواش یواش به خودش هم شک میکنه، اقای کرباسچی رو که یادتون میاد، اکبر گنجی رو چه طور، خانم فاطمه حقیقت جو و یا این اخری خانم مسیح علی نژاد، حالا علی افشاری و نوری زاده و سازگارا رو راستش نمیدونم، مثل اینکه خوب بلدن قهرمان سازی و قهرمان پروری کنن و بندازن بیخ ریش ما، نهایت حرفاشون هم از لابلای گفته هاشون اینه،، با تجربه ای که از انقلاب ۵۷ کردیم این راه رو مردم ایران دوباره تکرار نمیکنه و ملت بزرگ ایران میخواد یواش یواش توی همین جریانات و همین رژیم به سوی دمکراسی، با اصلاحات و تغییرات راه اینده خودشو پیدا کنه،،،،، نمیدونم،، البته که میدونم زمانی که داریوش فروهر رو با پروانه فروهر رو تیکه تیکه کردن اینها در این دولت چه کاره بودند، فریدون فرخزاد، سعید سلطانپور، و هزاران هزار قربانیان تجاوز و شکنجه و اعدام، از اعتیاد و فحشا و رشوه و فقر که بگذریم، لب کلام این است سی سال است که همه رو سر کار گذاشتن و دارند کار خودشون رو میکنن اهمیتی هم براشون نداره که تمام دنیا بهشون بگن ادمکش، قاتل، متجاوز، اون زمانی که ریختند جوونای مردم رو به اسم ارازل و اوباش گرفتن، از لابلای اونها یه مشت ارازل و اوباش واقعی رو خودشون استخدام کردن که توی کهریزک و اوین این فجایع رو مرتکب شن، اگر هم دیدن اوضاع خیط شد همونا رو میارن جلوی چشممون اعدام میکنن، توی این هیر ویر ارش گرامی هم داره یواش یواش برای خودش یه دولت تشکیل میده.
یکبار برای همیشه،،،ان روز دور نیست و این را میدانم که اکثریت خاموش میداند که این سیستم اصلاح پذیر نیست.
موجم اگر میروم
گر نروم نیستم
اری این موج را سر باز ایستادن نخواهد داشت
حضرت ايت الله ارش دامت گنجی الله !!!!!
لابد زبان روزه ای ... و نمازت را هم خوانده ای قبول باشه
.....
تو اصلا از اينجا چی ميخواهی ؟ برو با قضول باشی يک وبلاگ بزن
ما قول ميديم انجا پيدامان نشه.. اين خزعبلات که از مغز معلول تو تراوش ميکند اعتفاد تو به اين جمهوری اسلامی است که این جکومت فابل اصلاح شدن است توهم کاريکاتور ناقص اکبر گنجی هستی
بخشهائی از مصاحبه اقای مهدی خلجی با راديو صدای آلمان. بسيار خواندنی است. اصلش را میتوانید در اینجا بخوانید:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4619802,00.html
دویچه وله: آقای خلجی شما در پاسخی که دادید، به «انقلاب فرهنگی» اشاره کردید. الان هم صحبت بر سر این است که گویا موج دومی از این انقلاب فرهنگی به همان شکلی که یکبار در حدود سی سال پیش تجربه کردیم قرار است آغاز بشود. آیا شما چنین احتمالی را میبینید؟
خلجی:من معتقدم که یک کودتای نظامی در جمهوری اسلامی رخ داده و به دلیل این که این کودتا به تدریج شکل گرفته و مانند بسیاری از رویدادهای تدریجی که به آسانی دیده نمیشوند، خوب دیده نشده است. این کودتا در حقیقت ماهیت جمهوری اسلامی را عوض کرده است. نه تنها از این بهبعد در جمهوری اسلامی، تکلیف فرهنگ را نظامیان و فرماندهان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی تعیین خواهند کرد، بلکه از این پس تکلیف همه چیز در پشت درهای بستهی نظامی و امنیتی تعیین خواهد شد.
شما اگر نگاه بکنید به حرفهایی که در مجلس شورای اسلامی وزرای پیشنهادی آقای احمدینژاد زدند، مخصوصاً صحبتهایی که وزیر پیشنهادی اطلاعات در مجلس ایراد کرد، خواهید دید که وزارت اطلاعات این حق را برای خودش قائل است که تکلیف فرهنگ، هنر، ورزش و تمام ابعاد زندگی اجتماعی شهروندان را تعیین بکند و مسئله حتا بسی فراتر از انقلاب فرهنگی و بسی فراتر از اعمال محدودیت بر علوم انسانی است. ما داریم میرویم به سمت حکومتی که یادآور دوران وحشتسالاری شوروی تحت رهبری استالین یا دوران آلمان تحت رهبری هیتلر است. یعنی حکومتی که در جزییات امور شهروندان دخالت میکند و در حقیقت رهبرانش باور دارند که خودشان مکلفاند و مؤظفاند که ذهن انسانها را مهندسی بکنند و رفتار انسانها را مهندسی بکنند. بنابراین تکلیف همه چیز دست سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات است.
دویچه وله: آقای خلجی بهعنوان آخرین پرسش. شما از ایدئولوژی اسلامی صحبت کردید. خیلی از تحلیلگرها براین باور هستند که در واقع این تفکر شیعی حاکم حتا از فلسفهی سیاسی هم برخوردار نیست. اصولاً پایههای نظری چنین ایدئولوژیای از نظر شما چه هست؟
خلجی: ایدئولوژِی اسلامی اصلا پایه نظری ندارد. یکی از مشخصههای اصلی این ایدئولوژی اسلامی این است که با عقلانیت سازگار نیست.
شما میدانید که آیت الله خامنهای، تحصیلکردهی حوزهی علمیهی مشهد است و یکی از تفاوتهای بارز حوزهی علمیهی مشهد در قیاس با حوزهی علمیهی قم فضای غیرعقلانی این حوزه است. یعنی یک فضای فلسفهستیزی در قرن بیستم در حوزهی مشهد بوجود آمد که تحت تأثیر میرزا مهدی اصفهانی بود و حتا خواندن فلسفهی اسلامی کفر بشمار میآمد و چنین تصوری در آنجا وجود داشت که فلسفه یک علم وارداتی است. یعنی همان تصوری که الان آقای خامنهای دارد راجع به علوم انسانی، در حوزهی علمیهی مشهد بود که تأکید شد فلسفهی اسلامی فلسفهای نیست که برخاسته از تعالیم امامان شیعه باشد و بیشتر تحت تأثیر اندیشه فیلسوفان یونان بوجود آمده است. و میدانید که شخص آقای خامنهای فاقد تحصیلات ابتدایی در فلسفهی اسلامی است و ایشان فلسفهی اسلامی را بههیچ روی نمیشناسد. و طبیعتاً این فضای غیرعقلانی خیلی مستعد میکند ذهنها را برای پذیرش ایدئولوژی اسلامی، که ایدئولوژی اسلامی اساساش بر عقلانیتستیزی است و در حقیقت همانطور که میبینیم کسانی که نظریهپرداز ایدئولوژی اسلامی هستند، بیش از آن که نظریهای بپردازند، بیشتر شعار میدهند و در حقیقت ایدئولوژی اسلامی معاصر فاقد نظریه به معنای دقیق کلمه است و بیشتر ترکیب شده است از مجموعهای از شعارها که یکی از ویژگیهای آن این است که حتا با عقلانیت فلسفهی سنتی هم سر ستیز دارد، چه برسد به عقلانیت دنیای مدرن.
============
من از حرفها و نوشته های خلجی خيلی لذت میبرم. اگر به آنها دسترسی داريد از دستشان ندهيد.
شاد باشيد
خواستم بگويم که از اشخاصی مانند اسماعيل نوری علا و زنش پرهيز کنيد! نه قبل از انقلاب درکی از ايران و ايرانی داشتند و نه بعد از انقلاب. در همه عمر سوسک وارشان دنبال اسم و رسم در کردن برای خودشان بوده اند. در جهان خيالی خودشان زندگی می کنند (اگر مزدور نباشند که من مطمئن نيستم) سی سال برايشان طول کشيد که بدانند وطن مهم است و حالا معلوم نيست چند سال طول بکشد تا بدانند جنبش سبز و سردارانش جدا از هر باند بازی و جبهه بندی و باند بازی می باشند. پس من ريدم به اسماعيل و جريان سکولاريسم نويش و آن زن جنده اش که در دادگاه به گوه خوردن اوفتاد. و بالاتر از آن من ریدم به آرش و نظریات اکبر گنجی وارش! لطفا به بالاترین ارسال کنید!!!
میگم این آقای آرش یا خیلی ساده لوحه و یا بقیه را خر فرض کرده !! شما از طرف موسوی و کروبی هم داری حرف میزنی !!؟؟ بعد عفو عمومی یعنی چه !!؟؟ مگه ما که خارج از کشور هستیم جرمی مرتکب شدیم که حالا میخواد ما رو عفو کنه !!؟؟ آیا گفتن اینکه ما آزادی میخواهیم جرمه !!؟؟ آیا گفتن اینکه این رژیم نوکر روسیه است, جرمه !!؟؟................ما هستیم که باید بعد از این همه جرم و جنایت رژیم , آنها رو عفو کنیم که نخواهیم کرد, برای اینکه اینها مثل سگهای پیت بول هستند که فقط باید کشته بشند, همین........
ارش
اين گه خوری های خودت
است يا مال کسی ديگر است که خوردی و داری بالا مياوری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما ميگيم نره !!!
تومیگی دوش مردم ايران از بن و بيخ حکومت عدل علی را نمیخواهند.. واقعا که دوزاريت اصلا نيمی افتذ
باز حصرت رحمت به فضول باشی !!
که ديگه راه حل ارايه نميدهد !!!!!!!!!
رضا
سازمان عفو بین الملل در گزارش دیروز خود اعلام کرد کاسپین ماکان ، نامزد ندا آقا سلطان از مدتی پیش بازداشت و به اوین منتقل شده است. گفته می شود اظهارات ماکان ، پس از شهادت ندا دلیل این بازداشت بوده است. او بسیجیان را عامل قتل ندا آقا سلطان معرفی کرده بود. اخبار دریافت شده از زندان اوین نشان می دهد ماکان تحت فشار شدید بازجویان قرار گرفته تا اعتراف کند قتل ندا توسط بسیجیان انجام نشده و مسبب این جنایت معترضان به انتخابات بوده اند!
بگو ببینم عمه اینو میشناسی ???
http://mashrotetv.ir/
این حقیقت است که ۴۵ میلیون انسان در جنگ جهانی جان دادند که شش میلیون آنها یهودیان اروپایی بودند
اما پیروزی میسر نمیشد مگر آمریکا وارد جنگ میشد ٬ متاسفانه آمریکا در اندوران با اینکه شقاوت و بیرحمی های
نازیها را میدید اما خودش را بیطرف !؟ اعلام میکرد و قصد نداشت هرگز هم با المان مقابله نظامی کند اما
وقتی ژاپنی ها پرل هارپر را بمباران کردند دیگر این معجزه خدایی بداد یهودیان رسید و امریکا وارد جنگی
شد که با بمب اتمی فقط خاتمه میافت و البته که اغازی شد برای امریکای منزوی تاریخ یکهو برهبری جهان
آزاد و رو در روی جهان کمونیسم قرار گرفت و دوران خاموشی انگلستان و فرانسه رسید و یهودیانیکه
باصطلاح راس هرم و حافظ این قوم هستند شروع بمهاجرت بامریکا کردند که بخوبی میدانستند این امریکای
تازه بدوران رسیده و جوان مثل جوجه عقابیست که باید توسط دنیا دیده های با تجربه از تاریخ یهودیان
پرورش و شکار و پرواز یاد بگیرد و اینگونه در این پنجاه سال اخیر ۱۸۰ درجه تغییر ماهیت کامل داده
و شد درست آنچه این قوم باهوش و فراست در دنیا میخواستند ...... ؟
آخر هفته خوبی داشته باشید
هیتلر عقیده داشت که دنیا باید زیر سلطه نژاد سفید پوست و مسیحی ( آنهم پروتستان نه کاتولیک ها ) اروپایی
قرار بگیرد و تنها مردمی که سد راه این خواسته از ریشه غلط و فاشیستی وی بودند قوم یهود بود
که در تمام کشورهای اروپایی سکونت داشتند و دارای اتحاد و انسجامی شگفت و همچنین دارای موقعیت های
مهمی در اقتصاد و ساختارهای حکومتی بودند و در اصل قصد داشت با اشغال نظامی تمام اروپا افراد این قوم
را یا در کمپی زندانی کند یا اگر توانست کل این قوم را منقرض کند و اینگونه تاریخ دچار مرحله
خوفناکی شد ٬ البته انچه شدنی و میسر نبود اینکه هیتلر نمیتوانست همه دنیا را تسخیر کند مثل امریکا
و اسیا و افریقا که پناهگاهی بودند برای صدها هزار فراریان یهودیان اروپا و تازه روسیه شکارگاهی شد
که سه سال محاصره مسکو سراغازی شد برای شکستهای پی در پی نازیها تا سقوط برلین و خودمشی هیتلر
که امروز درست هفتاد سال از انروز گذشت اما تاریخ نتیجه این فکر از اول سوخته و بیریشه را در این
هفتاد سال اخیر چنین نوشته
میرزا حق نظرْ دستت درد نکنه با این لینکی که گزاشتی.
من این سریال را ندیده ام ولی صد سال فکر نمیکردم که جومونک یعنيjew monk (راهب یهودی).این یارو خارکسهْ چطوری این حجم کوس شعر ساخته.گاک و ماگاک که میشن همون یاجوج و ماجوج که شاهکاره.
رابطهء جومونگ و صهیونیستها.
شبات شالوم.
از طرف:میرزا حق نظر.
طرح شش ماده ای برای آشتی ملی و گذار به دمکراسی:
1) استعفای فقهای شورای نگهبان و انتصاب اعضای جدید شورای نگهبان توسط رهبر از بین فقهای بیطرفی که مراجع تقلید معرفی می کنند (هر مرجع یک نفر).
2) به رسمیت شناختن ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و انتصاب آقای موسوی به معاونت اولی رئیس جمهور و آقای کروبی به عنوان وزیر کشور توسط آقای احمدی نژاد.
3) تشکیل یک شورای مشورتی ملی برای هئیت دولت از رهبران احزاب، نهادهای مدنی، و شخصیت ها و نخبگان که توسط مجمع تشخیص مصلحت پیشنهاد می گردد.
4) اعلام عفو عمومی و امکان بازگشت بدون دغدغه هموطنان خارج از کشور.
5) برگزاری انتخابات آزاد مجلس شورا (در زمان مقرر یا زودتر) با نظارت شورای نگهبان جدید.
6) اصلاح قوانین موجود برای تضمین حقوق شهروندی توسط مجلس جدید.
زبان آتش با صدای استاد شجریان
شعر از: فریدون مشیری
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان اتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبان دل ، دلی لبریز مهر تو
تو ای با دوستی دشمن
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا ، بنشین ، بگو ، بشنو ، سخن ، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گرکه می خوانی مرا ، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه ، غفلت ، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را – برادر جان – به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار
براي فرا خوان روز قدس نبايدفقط به اينترنت بسنده كرد
در ميان مردم هم تبليغ كنيم
از همین امروز شروع کنیم هدف را فضای خارج از اینترنت بگذارید . در خیابان . مترو . اتوبوسها . فروشگاه ها .روی دیوارها.روی تلفن های عمومی.در محل کار . همکاران . بحث روز قدس و فراخوان کروبی را بیندازید و اطلاع رسانی کنید که جمعه قرار است در راهپیمایی روز قدس اعتراض خود را به گوش کودتاگران برسانیم وبرای چندمین بار به صدر اخبارهای جهان برویم // با آرزوی اینکه روز قدس را نیز با حضور میلیونی سبز کنیم و دولت و حکومت کودتا را متوجه این مهم کنیم و این روز را به عزای کودتاچیان تبدیل کنیم
ما پیروزیم چون همه با هم هستیم
هر چی سعی میکردم همه مشخصات رسانه ملی ایران رو جمع بندی کنم کم میاوردم. آفرین به حافظه ی تو که همه شو یه جا گفتی! آفرین.
کسی از شراگیم خبر نداره؟ نگرانشم مدتیه نمینویسه.
رد صلاحیت خانم فاطمه اجرلو را به جامعه نسوان تسلیت میگویم.
اين يارو کريم فکرکرده انقدر مهم تشريف داره که زيتون منتظر نشسته اين کامنت بگذاره و زيتون کامنتش را اديت کنه!!!!!!!!!!!
کريم پيرخرفت نوده ای سعی کن همه زر زرهايت را در يک کامنت خلاصه کنی نه اينکه ده تا کامنت هربار بگذاری. راستی تو چرا نميميری؟ ديگه اندازه کافی عمر کرده ای بس ات نيست؟
کریم.یک دفعه به انگلیسی یا به قولِ خودت به کانادایی یک کامنت بنویس.شاید انگلیسیت قابل فهم تر از فارسیت باشد.
خواهرْ را از جانبِ من ببوس.
منتظرِ کامنت کاناداییت میمانم.
مجبورم برای آندسته از خوانندگان خنگ!؟ زیتون از جمله کلفت حمال
و سایر ساواکیها توضیح دهم تا بعد نگویند که قروقاطی !؟ مینویسه
اول کامنت ۴۴ را بخوانید بعد ادامه آنرا در ۴۶ بخوانید و بعد ۴۵ که مبحث دیگریست
این کامنت ۴۹ هم یا کلفت است یا مانی یا خود زیتون
کریم.کیر تو روح ننه ات و ننه بزرگهات.
شماره ۴۵ بدبخت باز تا اینوقت شب بیدار ماندی !؟ که زرتی وسط کامنت من
مزه بپرانی !؟ ساواکی بدبخت دیگه حنات رنگی نداره
انشاء ات مثل تاپاله گاوه هر خری اینرا
فهمیده برو جلو بزار باد بیاد که بوی گندت
دیگه همه را کشته
کامنت ۴۴ را زیتون الاغ کاری کرد که نصفه بیاید جوری تنظیم کرده که وقتی
بنده کامنت میگزارم نصفه نیمه نوشته شود ولی هرچه هم کامنتهایم را بقول
کاناداییها کات!؟ کنی دوباره خواهم نوشت همانطور که اینرا ادامه دادم
بااین کارهایت بیشتر آبروی خودت میرود حالا خود دانی
یا موسوی را قبول دارند نه حکومت را و دلیلش هم صد ها وبلاگ و سایت و تلوزیونیست که
جار میزنند ماها بخاطر ایندو بخیابانها نیامدیم اصلا ایندو در جنایات رژیم سهیم اند و باید
جواب پس بدهند ...پس چرا دیروز همین وبلاگها فریاد میزدند بروید پشت بامها شعار الله اکبر
بدهید !؟ بگویید یا حسین میر حسین ؟؟؟ یعنی کروبی و موسوی این همه بیشعور بودند
که مجاهد و فدایی و ساواکی ها زیر علمشان اول سینهه زدند بعدا میخواستند کله های ایندو را
گل دار بفرستند !!؟؟ البته میدونستند اما فکر میکردند سیاهی لشگر بد نیست حالا چند هزارتا
هم بیایند بد نیست ٬ اما عجب کوته فکرند ایندو که پس از سی سال هنوز مثل کوتوله های سیاسی
نه از جناح راست خبر داشتند نه از فداکاری های بسیج و پلیس حکومت خبر داشتند ...باید بایندو
و افکارشان گریست
زیتونی میگه خوشم نمیاد که رسانه ملی به دین مردم توهین کنه!؟ خانم نعل وارونه میزنی
هرکی یادش نباشه بنده که خوب یادمه که چطور افرادی مثل شیوا و مانی را زیر بال و پر
گرفته بودی و کسی جرات نداشت نگاه چپ به این دو کند ها یادت رفته ؟! شرم که نداری
حیا که در کار نیست خوبه بنده شاهد زنده!؟ از هفت سال پیش دارم فریاد میزنم که جلوی
کسانیکه به دین توهین میکنند را بگیر اما تو چه کردی؟! مثل سگ دروغ میگویی زیتونی
همین پسره ساواکی چقدر از طرف تو تشویق میشد وقتی بجای امام کامنتهای ضد اسلام
میگزاشت خودت اولین کسی بودی که قربان صدقه میرفتی فکرکردی با احمق طرفی ؟!
نه جانم نه عمرم تمام شد آن دوره ای که بنده مراعاتت را میکردم صاف و پوست کنده
به همه کسانیکه جدیدا به اینجا آمده اند میگویم ادعای زیتون دروغست و خودش یکی از
کسانی بود که حتی لینک چنین افرادی را حذف نمیکرد و بخاطرشان بنده را بایکوت میکرد
و هنوز هم میکند به همین ساواکی معروف دو سه لینک!؟ داده بود نه یکی!!؟
زمانیکه کسی در وبلاگستان جرات توهین به اسلام را نداشت همین دوستان ساواکی زیتون
کع خودتان بهتر میدانید شروع به هتاکی به اسلام و پیامبر کردند و مورد تشویق زیتون قرار
گرفتند ولی چون زیتونی همه را مثل خودش خر فرض کرده راحت دروغ میگوید و همه میگویند به به و چه چه!؟
خب الحمد لله تعالی کابینه احمدی نژاد از سد مجلس گذشت و بی بی سی و خبرنگار لمپنش
جان لایز که الحق درغگوی قهاریست زانوی غم بغل کرد و از بخت بدش پس از اخراج از ایران
حالا هیچ کشوری حاضر نیست باین کذاب آشوبگر ویزا بدهد حالا مانده تو لندن و آب خنک میخورد
شاید در خلال آشوبک های !!! خیابانی صد ای میل به بی بی سی فرستادم و تذکر اخلاقی !! دادم که
افسار این خبرنگار کله پوکش را کمی بکشند و این همه دروغ و کذب محض روی آنتن نفرستند
اما بدبختانه سر دبیر خبر انگلیسی بی بی سی فکر میکرد سی سال پیشه و این حکومت هم مثل
حکومت بی بته شاهه تازه سی سال پیش دولت انگلیس و امریکا پشتیبان شاه بودند اما خب مردم
ایران مثل سیل تو خیابانها بودند و دیگه بی بی سی چاره نداشت اما ایندفعه حکومت ده برابر
مخالف ها میاورد تو خیابانها ولی بی بی سی عقده ایی میرفت دنبال صد تا جیغ بنفش کش
که هی از خودشون فیلم میگرفتند و روانه لندن میکردند خب نتیجه چی شد !؟ همین که الانه
همه مردم ایران مشغول کار روزانه اشان هستند و دولت جدید هم مشغول امورات مملکت و فقط
مانده کروبی که هی دنبال کتک خوردن چندتا جوانیست که اصلا کروبی
از گفتگویه شما با سی با از خنده غش کردم.
از گفتگویه شما با سی با از خنده غش کردم.
0 - کارکنان رسانه ملی باید از میان افراد تحصیلکرده و خبره انتخاب شوند ولی درسیمای کریه و صدای منحوس جمهوری اسلامی مشتی لمپن و بادمجان دور قابچین و بیسواد و مزدور صحنه گردان و بلندگو بدست شده اند
مجری و بازیگر و خبرنگار تا هنگامی که این بوق تبلیغاتی صدای گوشخراش خودش را به زور به مخاطبین تحمیل میکند آزادی و دموکراسی و جدایی دین از حکومت محقق نمیشود
واقعیت این است که شراب قرمز بخش دایمی از مراسم مذهبی یهودیان است. اصلاً حرام و نجس محسوب نمی شود، و حتی کودکان مذهبی و خیلی مذهبی در هنگام مراسم گوناگون ذره ای از آن می چشند. آنقدر مهم و مقدس محسوب می شود که برکتی خاص خود دارد، جدا از برکت ویژۀ انگور. حتی دولت ایران این مسئله را از ابتدای انقلاب درک کردند و یهودیان اجازۀ استفاده از شراب در مراسم مذهبی را دارند.
در عوض، یهودیان مشروبخواری و مستی و بدمستی را تقبیح می کنند. اتفاقاً چون از نظر فرهنگی چیز عجیبی محسوب نمی شود، مردم حرصش را نمی زنند و تجربۀ من این بوده که بیشتر یهودیان کمابیش آن را به اندازه می خورند. (بدمستی واقعاً هم چیز زشتی است. آن حرکات فیلمفارسی و عربده کشی و غیره که دیگر جای خود دارد!)
شراب قرمز امروزه به عنوان یکی از منابع مهم ((آنتی اکسیدانت)) ها توسط پزشکان اروپا و آمریکا توصیه می شود. البته منابع دیگری هم برای این مواد ضروری هست، مثل آب انار و گرپفروت و غیره، و نوشیدن مشروب به این منظور ضروری نیست:-))
به قول خیام،
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و می و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد زآب و خاک و از آتش و آب
شاد باشید!
خوش باشید!
داشتم وی. او. ای. رو نگاه میکردم که خانوم مسیح علی نژاد صحبت میکرد، سخنرانی بسیار جالبی در سانفرانسیسکو داشت که دیده بودم و قبلا هم جسته و گریخته اسمش رو شنیده بودم ماشالله ماشالله چه زبونی داره، من موندم با وجود چنین خانمهائی این اخوندا چه جوری هنوز سر کارن،،،
فقط امیدوارم که یک اکبر گنجی دیگه از کار در نیاد.
دوست عزيز نافرمانی مدنی
در مذهب يهودييت چيزی دارند به نام «کوهشر» که تقريبا همان ذبح اسلامی است. منتها ذبح اسلامی برای گوشت و مرغ و کشتن حیوانات است ولی «کوهشر» یهودیان بسیار وسیعتر و شامل نحوه پخت و پز و درست کردن مواد خوراکی و غیره را هم در بر میگیرد. حتی شرابشان هم بايد «کوهشر» باشد و آداب خاصی و دعاهای خاصی دارند که باید هنگام انداختن شراب بخوانند. احتمالا آن بانوی يهودی اهل عراق شراب را نه به خاطر آنکه شراب برایشان حرام است بلکه به خاطر آنکه «کوهشر» نبوده و بر اساس تعليمات مذهب يهود درست نشده بوده از نوشیدنش خودداری میکرده. به هر حال همانطور که فرموديد هر فرقه ای برای خودش اعتقاداتی دارد و نمیشود يک حکم کلی راجع به همه داد.
ولی اصل همان است که عرض کردم سعی کنید با ادیان دیگر نه از قول منابع اسلامی بلکه از قول منابع خودشان آشنا شوید.
شاد باشید
جناب شایان به احتمال زیاد حرف شما درست است و این سایت به وسیله جمهوری اسلامی و با همکاری یهودیان طرفدار رژیم درست شده !! من چون منبع فارسی دیگری که ثابت کند برای یهودیان هم شراب نجس است در دسترس نداشتم از این سایت استفاده کردم.
اما جندین سال پیش در یک دوره آموزشی یکی از همکاران ما یک خانم یهودی که اصلیتش عرب بود شراب نمی نوشید و وقتی از او علتش را پرسیدم , جواب داد مذهبم اجازه نمی دهد !!
در یهودیت هم مثل سایر ادیان فرقه ها و گروهای مختلفی با اداب و روسوم مخصوص خودشان هست, مثل مرمونها که یک فرقه مسیحی هستند که نوشابه های الکلی را نمی نوشند, به احتمال زیاد بین فرقه های یهودی هم باید باشند کسانیکه مشروب را حرام میدانند.
و اما به دوست عزيز نافرمانی مدنی
اين سايتی که شما به آن استناد میکنيد از اسمش پيداست که سايتی است که توسط اسلامييون درست شده و نمیتواند منبع معتبری برای جواب سوالات شما راجع به ادیان دیگر باشد. و نهایتا به شما نشان میدهد که این جماعت نظرشان راجع به فلان دین و آئیین چیست و نه اینکه واقعا آن دین و آئیین چیست و چه میگوید و چه اعتفاداتی دارد. از من میشنويد سايتی که نامش «راسخون» باشد را منبعی برای درک دیگر ادیان نکنید و به اصل رجوع کنید.
مثلا اینها قرآن را اصل قرار میدهند و میگویند چون فلان چیز در قرآن آمده و بنا بر گفته قرآن در تورات و انجیل هم بوده ولی چون الان نیست پس همین دلیل است بر اینکه هر دو این کتابها تحریف شدهاند!!!
مثلا تا آنجا که من می دانم و خوانده ام هیچ مسیحی اعتقاد ندارد که خود حضرت مسیح کتابی داشته به نام انجیل! هیچ مدرکی هم در این مورد وجود ندارد! این انجیلی که الان هست همه معتقدند که سالها بعد از گفته ها و زندگی نامه او (البته با وحی و مشییت الهی) توسط چهار نویسنده اصلی یعنی «مارک» و «متییو» و «لوک» و «جان» مدتها بعد از درگذشت حضرت مسیح نوشته شده! من تا به حال از هیج مسیحی نشنیده ام که خود حضرت مسیح در زمان خودش به خط و یا دیکته خودش چیزی نوشته باشد. زندگی نامه های دیگری هم هست که توسط افراد دیگر و منسوب هستند به حوارییون مختلف که فرقه های گوناگون مسیحییت بعضی را قبول و بعضی را رد می کنند ولی همه در این چهار تا کم و بیش با هم مشترکاند.
حالا منظور من از اين مقدمه اين بود که اصلا کتاب واحدی به نام انجيل نبوده! هيچ اشاره ای هم به آن در منابع مسيحی نشده! بعد قرآن میآيد و به گونه ای از انجيل صحبت میکند که گويا کتاب واحدی بوده که از طرف خداوند به حضرت مسيح داده شده بوده ولی مسيحيان بعد از مرگ او از روی خبث طینت و دنیا پرستی تحريفش کردهاند و آنچه در اين کتاب (خيالی و افسانه ای) بوده با آنچه در قران آمده همخوانی دارد! و آنچه در این انجیل موجود (واقعی و تاریخی) آمده و
همخوانی ندارد به خاطر تحریف است!!!
خودشان میبرند و خودشان میدوزند و خودشان تن طرف هم می کنند!
به هر حال از من ميشنويد برای اينکه بفهميد هر دينی حرف حسابش چيست به منابع خودشان رجوع کنيد تا آنها را همانطور که خودشان خودشان را میبينند و تعريف میکنند و نه آنطور که اديان ديگر آنها را میبينند درک کنيد.
بگذريم
شاد باشيد
از طرف یک ناشناس بدستم رسید.
„بزرگترین سوال ما نسل دومی و یا سومی ها، از پدران خود در مورد دلیل انقلاب سال 1357، هرگز به روشنی پاسخ داده نشده است. البته شاید در کنار عدم اعتراف به اشتباهات صورت گرفته در مسیر تحول خواهی آن زمان، حافظه ضعیف تاریخی و آثار و اخبار مبهم و مخدوشی که به ما رسیده است توان توجیه ما را ندارد؛ شاید هم این ما هستیم که وقتی آنچه اکنون بر ما می گذارد را در کنار آنچه از گذشته شنیده ایم قرار می دهیم، دلیل قانع کننده ای نمی یابیم.
اکنون سی سال از آنچه پدران ما خواسته یا ناخواسته، هدفمند یا بی هدف در آن دخیل بوده اند ولی نقشی غیر قابل انکار داشته اند، گذشته است. اصلا قصد بررسی علل انقلاب اسلامی و یا سیاستهای حکومت شاهنشاهی گذشته را ندارم. آنچه امروز ذهن مرا به خود مشغول کرده است این است که انقلابی که پدران برایش تلاش کردند، پسران سر نخواستنش می جنگند. چند سالی است جمله :«پدر، مادر، شما متهمید!...» چالش برانگیزترین موضوع بین نسل پدران و پسران است.. اکنون زمان شماتت پدران و پرسش سوال بی پاسخ « پس چرا انقلاب کردید؟» به سر رسیده است. امروز نگرانی من این است که نکند فرزندم سالها بعد بپرسد چرا ترسو بودی و کاری نکردی؟!
حکومت اسلامی ای که با کمک «مرگ بر شاه» پدر من و مشتهای گره شده مادر من به روی کار آمد، امروز با رذالت هرچه تمام تر پا بر گلوی آنها نهاده است. فشار اقتصادی کمر مرد خانواده را خم کرده است، مسولیت خانواده ای با آینده مبهم تر از روز پیش، توان حتی یک روز اعتصاب، را از او گرفته است. پدر من هرچند امروز حسرت گذشته را می خورد ولی توان همراهی ندارد. مادر من از ترس زندانهای مخوف حکومتی که با نام اسلام تجاوز می کند، با التماس مرا از رفتن به خیابان و اعتراض منع می کند. پس سهم من، حق من از زندگی در وطنم چه می شود؟ شما که به من آموختید حق گرفتنیست پس مرا تنها نگذارید.
خواسته من بسیار ساده و ابتداییست، شاید پدر من سی سال پیش رأی "آری" داد، امروز حق من است که قاطعانه و آزاد بگویم "نـــــــــه"! بهای این "نه گفتن" خون و کشتار و حبس و شکنجه و تجاوز نبود، اخراج و تهدید هم نبود، اما می بینید که پایش ایستاده ام. بُتی که سی سال پیش با کمک پدر و مادر من برپا شد، امروز "باید" بدست من فرو ریزد. اگر حسرت از دیروز پدر من به امید به فردای من تبدیل نشود، نه من و نه نسل بعد از من فردایی نخواهیم داشت.
پدرم با من باش. . . حتی اگر چرخ زندگی با کار کردن برای دولت کودتا می گردد این زندگی برای من آینده ای نخواهد داشت . . . پدرم با من باش . . .“
زيتون جان
مثل هميشه خواندنی بود. در مورد نگرانی سيبا هم گرچه حق با اوست ولی گمان نکنم پشم و پيله برای اين حضرات عصر حجر و غار نشینان شهری شده مشکل چندانی باشد. اصلا به گمانم هر چه پر پشم و پیله تر برای این سربازان گمنام امام زمان جذابتر! چرا راه دور برويم يک نگاهی به حوزه ها بکن! آنهمه ریش و پشم مگر جلو اين جماعت را گرفته؟ هر چند استفاده از واجبی مستحب است ولی واجب نیست! :))
شاد باشی
جناب کلفت , اولن بنده ادعای تخصص در مسائل دینی را ندارم, قبلن هم گفته بودم که به عقیده من نافرمانی مدنی جدا از نافرمانی دینی نیست, زیرا در ظاهر هم که شده قوانین جمهوری اسلامی بر اساس مذهب اسلامی است.
در مورد نجس بودن شراب هم شما را رجوع می دهم به بانک پرسش و پاسخ یهودیت در آدرس زیر :
http://www.rasekhoon.net/QuestionBank/ShowCat-73-1.aspx
زیتون جان تو هم خوب بلدی اون حس کنجکاوی(فضولی ) آدم رو قلقلک کنی ها !!! :-)))
البته باهوشی که با این طنزت واقعیت زندانها رو به این زیبایی عرضه میکنی ...آدم بعد از خنده تازه به واقعیت تلخ اینکه جوونها به این بلاها فعلا در زندانها توسط یه آدمهای از انسانیت بدور هستند میرسه
به سايت زير برويد
http://artsytime.com/huge-turbans/ به علامت روی ان عمامه ها نگاه کنيد !!!
و عنکبوت پرچم جمهوری اسلامی ارا به وضوح روی انها مي بينيد
تا باور کنيد که خمينی از چه تيره و طايفه بوده
لينک بالاترين
از افغانستان تا ايران:
افغانستان:
طنز افغانی در تقابل با زنان
منیژه باختری
www.newsecularism.com
تحولات یک دههء اخیر و رایج شدن واژه های جدید در فرهنگ سیاسی- اجتماعی افغانستان نوعی بی باوری و تعصب را در اذهان عامه به میان آورده است. از جمله مفهوم"حقوق زن" و استفاده ي سیاسی از آن در نهاد های قدرت و برداشت نادرست عامه ي مردم از این مفهوم باعث شده است که طنز نویسان نیز به نوعی بدبینی به "حقوق زن" بنگرند و برداشت نادرست زنان و مردان را از این مفهوم و هم استفاده سو افراد را با شرنگ تلخ انتقاد در زر ورق طنز بپیچند. گاهی طنز نویسان – که غالبا مردان اند- با نوعی بدبینی این مفهوم را زیر سوال برده و با نیشخند و کنایه آن را به پرسش کشیده اند و در حقیقت با ارايه طنز به حیثیت و موقف زنان صدمه زده اند. ارتباط طنز با سیاست و قدرت که غالبا در حوزه ي تسلط مردان قرار داشته، نیز درکمرنگ بودن نقش زنان در طنز نویسی موثر بوده است.
=====
خانم وزيری فاقد تجربهء مديريتی
روزنامهء اعتماد
«سوسن کشاورز» تنها سه سمت مديريتي داشته که عبارتند از؛ «يک سال معاون وزير»، «10 سال رئيس کتابخانه دانشگاه تربيت مدرس» و «مسوول برگزاري نمايشگاه». به اين ترتيب ديروز مخالفان سوسن کشاورز ديگر کاري به «زن» بودن وزير پيشنهادي آموزش و پرورش نداشتند بلکه بحث بر سر اين بود فردي که محمود احمدي نژاد معرفي کرده با آموزش و پرورش «غريبه» است. هرچند موافقان، موضوع را سوق مي دادند به «جنسيت» و مي گفتند براي اينکه به «دشمن» نشان دهيم «به زن» اهميت مي دهيم پس به کشاورز بايد راي داد. آنقدر هم بر سر اين موضوع پافشاري کردند که صداي نماينده هاي حامي احمدي نژاد هم درآمد که انگار زياد پيازداغ وزير زن بودن را زياد کردند. ستار هدايت خواه به دوستانش تذکر داد؛ «آقايان دارند چه کار مي کنند، چرا به نظام نسبت ناروا مي زنند؟ چرا مي گويند 30 سال گذشته به زن توجه نشد يا به زن ظلم شده است؟» هدايت خواه به دوستانش خرده گرفت که «ديگر قرار نيست در حمايت از وزير پيشنهادي احمدي نژاد حتي نظام را هزينه کنند و حرف هايي بزنند که جريان هاي ليبرالي هميشه عليه ايران مي زنند.» مخالفان سوسن کشاورز در سخنان مشترک دلايلي مي آوردند که اين فرد، پله هاي ترقي را يکي يکي طي نکرده و کسي که سابقه کلاس درس و معلم بودن و گچ خوردن را ندارد چطور مي خواهد سرنوشت 14 ميليون دانش آموز را در دست بگيرد. علي عباسپور رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس خودش مجبور شد به عنوان مخالف کشاورز پشت تريبون برود. خبر اول وي مجلس را به سکوت واداشت. عباسپور خبر داد اين 22 سمتي که کشاورز به آن افتخار مي کند 12 موردش عضو کارگروه و کميته ها بوده، سه مورد فعاليت مطبوعاتي و حتي عضو تحريريه بوده، يک سمتش عضو انجمن بوده و سه پست کارشناسي داشته و در واقع تنها سه سمت مديريتي دارد تا به اين ترتيب اولين ايراد کشاورز که «نداشتن سوابق مديريتي» است، عيان شود. تازه از سه سمت مديريتي هم طرح دو موردش نماينده ها را به خنده انداخت. عباسپور گفت کشاورز 10 سال رئيس کتابخانه تربيت مدرس بوده و مسوول نمايشگاه و تنها «يک سال» معاون وزير و رئيس سازمان آموزش کودکان استثنايي.سوسن کشاورز با اين مخالفان جدي وقتي نوبتش شد که پشت ميکروفن برود تحت تاثير جو مجلس مسير را اشتباه رفت که خنده نماينده ها را به دنبال داشت. اول از پله هاي هيات رئيسه خواست بالا برود. وقتي هيات رئيسه اشاره کرد که از آن طرف (جايگاه ناطقان پايين تر از جايگاه هيات رئيسه است و پله هايش، مجاور پله هاي هيات رئيسه است) کشاورز از پله هاي جايگاه ناطقان بالا رفت اما به جاي اينکه پشت ميکروفن بايستد از پله هاي روبه رو دوباره پايين آمد؛ پس از آن يکي از مسوولان راستي سريع خودش را به کشاورز متعجب زده رساند و برايش توضيح داد که از پله ها که بالا رفت نبايد دوباره پايين بيايد و همان جا بايستد و نطقش را بخواند. سرانجام وزير آموزش و پرورش بالا رفت و بدون اينکه به برگه هاي زيردستش نگاه کند هم برنامه هايش را ارائه کرد و هم جواب برخي از مخالفان را داد. در اين بين علي عباسپور سوال هايش بيشتر بود. وي به استناد پرونده «نازک» کاري کشاورز از احمدي نژاد پرسيد از بين 38 هزار فوق ليسانس و دکتراي موجود در بدنه اين وزارتخانه که مراحل ترقي را پله به پله گذراندند و از کلاس درس و معلمي شروع کرده و الان مديرند، کسي پيدا نشد که سراغ فرد بي تجربه رفتيد؟ گرچه احمدي نژاد هم گفت که با آمدن کشاورز کار خودش سخت تر مي شود اما عباسپور مي گفت کار آنها هم سخت تر مي شود. چون همين يک سالي که اين خانم مدير بچه هاي استثنايي بود، شکايت از اين نهاد آنقدر بالا رفت که مجبور شدند شکايت ها را به اطلاع آنها برسانند. نوبت که به سوسن کشاورز رسيد در ابتدا ترجيح داد از خانواده متدينش بگويد و اينکه سند مي آورد که اول انقلاب چطور در تظاهرات و راهپيمايي ها شرکت مي کرد. وي افتخاراتش را اين طور ليست کرد؛ بنده پايه گذار انجمن اسلامي در دبيرستان و دانشکده ، جهادسازندگي خواهران، بسيج سپاه پاسداران خواهران و کانون فرهنگي تربيتي خواهران بوده ام. بنده ليسانس علوم اقتصادي از دانشگاه شهيد بهشتي، فارغ التحصيل رشته تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش از دانشگاه تربيت مدرس و فارغ التحصيل رشته فلسفه تربيت از دانشگاه تربيت معلم و عضو هيات علمي آن هستم. با توجه به ارتباط رشته تحصيلي ما با وزارت آموزش و پرورش حدود 20 سال است که در نشست ها و کنفرانس هاي تخصصي حوزه هاي ذي ربط در وزارتخانه حضور داشته ام و مقالات و پروژه هاي تحقيقاتي متعددي را اجرا کردم.پس اين طور نتيجه گرفت که مشکل مباحث منزلتي معلمان اختصاص به مسائل مادي و کمي ندارد. اگر معلمان احساس کنند بر توانمندي هاي آنان ارج گذاشته مي شود قطعاً در ارتقاي منزلت آنان تاثيرگذار خواهد بود.
=====
سالی که نکوست از بهارش پیداست
وفتی رهبر با تجربه؟! خمینی ثفت شده باشد
...
ميشه فقط به من بگيد دعوت نامه ی بالاترين رو چجوری بايد گير بيارم؟ الان ۲ماهه دنبالشم .
کشور ایران تنها کشوریست در دنیا که توسط مجموعه کشورهای غربی بخصوص امریکا توسط صدها و هزارها
وسیله ارتباط جمعی سی سالست بمباران خبری شده اما چرا اکثریت مردم ایران همچنان صدا و سیما را
بعنوان صداقترین رسانه قبول میکنند !؟ چون میدانند غربی ها چه عناد و دشمنی خاصی باین مملکت دارند
درست است که بانها گوش میکنند اما بزودی هم فراموش !! میکنند ٬ حالا موسوی یا کروبی و دیگر اصلاح
طلبها حق دارند شکوه کنند اما دیگه این چسل فیل های برانداز وقتی شکوه میکنند چرا حرفهای انها
را پخش نمیکنند دیگه مرغ لای پلو هم خنده اش میگیرد ... یکی بپرسه مگر امریکا و انگلیس با براندازهایش
در بی بی سی و سی ان ان حلوا پخش میکنند !!! اصلا تا حالا یک کمونیست را اورده اند باهاش سوال و جوابی
کنند !؟ پس از صدا و سیما چرا این همه توقع بیجا میکنید ؟؟
رسانه ملی دیگه چه صیغه اییه ؟؟ تو غرب هر که پولداره میره یک رادیو و تلوزیون یا روزنامه ایی علم میکنه
و اگر مشتری جمع کرد انوقت تبلیغات بازرگانی اش میشه محل درامد کلانش مثل سی ان ان یا سی بی اس
یا ان بی سی در امریکا و .... فقط بی بی سی از کاسه دولت بریتانیا زندگی میکنه و احتیاجی هم بتبلیغات
نداره اما بقیه دنیا یک رسانه سراسری دارند که دولت یا حکومت خرجش را میدهد اگر تبلیغات بازرگانی
هم میکند دیگه بستگی بکرم مولا دارد ٬ این رسانه های سرتاسری اوضاع داخل و خارج را مثل غربی ها تبدیل
بسریال تماشایی نمیکنند چند کلامی میگویند و میگذرند البته اگر راجع بدوست و دشمن کشور ساعتها در
روز تعزییه خوانی میکنند اسمش مغز شویی نیست !!! مقابله بمثل است وگرنه یک کشور غلتشنی مثل روسیه
اگر انسجام نداشته باشد توسط یک کشور کوچک بلعیده میشود کار این رسانه های سراسری ایجاد انسجام
ملی یک کشورست حالا توقع دارید مثلا مجاهدین خلق این رسانه را بدست بگیرند یا اقلیت دیگری !؟
و اکثریت مردم هم مخالف این اقلیتها و چنین چیزی میسر نخواهد شد..... افکار عمومی مردم ایران توسط
همین صدا و سیما شکل داده شده اگر چه
نفت ايران متعلق به مردم است . پس تمام هزينه های کشور منجمله خقوق اعضای دولت را هم ملت میپردازد . دولت ديکتاتور از جيب ملت مخارج رسانه ها را میپردازد تا اين رسانه ها تنها از جکومت پشتيبانی کند . چشم و گوش مردم خبر نگاران و منتقدان و نويسندگانند که راستگويان و دلسوزان و شريفانش در زندانها بخرج ملت دارند شکنجه و وادار شدن به اعترافات نمايشی و يا گشته ميشوند . ان وقت زيتون عزيزم تو انتظار داری اين دولت رسانه ای سالم داشته باشد ؟ميگويند :
حشت اول چون نهد استاد کج .
تا ثريا ميرود ديوار کج .
خوشبختانه اتحاد مردم و ايحاد جنبش سيز که صدا و سيما را تحريم کرده باعث شد که سردار ضرغام ( نميدانم اين چه صيغه ايست که مدير رسانه ارتشی باشد )گفته ۶۰ در صد بينندگانش را ازدست داده . با اين پايداری که در جنبش مردمی ديده ميشود در اينده ای نه چندان دور با داشتن دولتی که خادم ملت باشد ان رسانه ايده ال را هم خواهيد داشت ... به اميد ان روز بزرگ ...
میرزا حق نظر.در کامنتی در پُست قبلی که برای خانم یا آقای Meow گزاشته اید؛بنده را با سواد قلمداد کرده اید.محض اطلاعِ شما بنده بیسوادم .بزرگترین اِشکالِ ما ایرانیان بیسوادیمان میباشد.لااقل ۹۵٪ از مارکسیست های ایران یک کلمه از کتابِ (capital)سرمایهء مارکس را نخوانده اندْ و یا اگر هم مطالعه اش کرده باشند؛هیچ چیز دستگیرشان نشده.یکنفرْ در اینجا بنامِ نافرمانی دینی کامنت میگزارد؛چندی پیش در یکی از کامنتهایش نوشته بود که یهودیان الکل را نجس میدانندْ در حالیکه یهودیان در تمامِ اعیادشان شراب مینوشند.کسیکه مَردُم را به نافرمانی دینی دعوت میکند؛اندکی مطالعه راجع به ادیان ندارد.به هر حال نمونه های اینچنین فراوان است واین هم مُشتی بود از خروارها.
در ضمنْ چنیم چه معنایی دارد؟
شالُم باشید.!!
.......................
.......................
تو ای رهبر که کارت فور باشد
دوگوشت کر و چشمت کور باشد
بببین رهبر سراسر تو خرابی
تجاوز بدتر است يا بی حجابی؟
توای رهبر خیانت پیشه کردی
قزوش مال و ملت پيشه کردی
تو ا .ن کردی سپاهت ریدمان کرد
تومست بودی و بيت ات ترکمان کرد
جه ميخواهی ز مال وجان ملت
جه سود از رهبری با بار ذلت
برو گمشو که کونت پاره میشه
سپاه و بیت تو اواره میشه
...................
...................
نميدونم بايد از اين که رسانه ملی تيغ را از رو کشيده ناراحت باشيم يا خوشحال ؟ اگر رسانه ملی عملکردی داشت که نمی توانستيم ان را جانبداری صرف تلقی کنيم و به اصطلاح با پنبه سر می بريد ابزار خطرناک تری در دست دولت بود اکنون به لطف عملکرد غیر حرفه ای خود صدا و سيما اقبال عده قابل توجهی از مخاطبان را از دست داده است
نمره اين انشا رو بيست ميدم. ولی نمره جکی که در مورد سيبای طفلی ساختی صد و بيست.
مرد بايد کچل باشه. زشت و بد اخلاق! حالا فهميدم چرا قديميها اين رو ميگفتن. ميترسيدن که بلايی سر مرداشون بياد! هلو نباشن از نظر امنيتی بهتره. خيييييلی بهتره!
کامنت شماره ۱.واقعا که خوشا به سعادتت.همیشه بتو حسودی میکنم.جدا چه سعادتی داری که الاغ بدنیا اومدی و نمیفهمی چقدر ما آدما رنج میکشیم.به هر حال تو خودت را راجع به انسان شدن ناراحت نکن.تو کُره خر بدنیا اومدی و خر هم از دنیا میری.
شالوم باشی.
آقا من معتقدم که در بد نام کردن ایرانیان فقط رژیم جمهوری اسلامی نیست که با گسترش تروریزم ایرانیان را بدنام و بی آبرو کرده , بلکه آنهائی هم با اظهارات دروغ و مدارک جعلی برای دریافت پناهندگی خودشان را در خطر و تحت تعقیب رژیم نشان میدهند و وقتی که اقامت دائم و یا تابعیت را می گیرند فورن میروند سفارت و پاسپورت ایرانی میگیرند و به ایران مسافرت میکنند بیشتر از رژیم مقصرند, خوب اداره پناهندگی دیگر به هیچ ایرانی اطمینان نخواهد کرد و همه ایرانیان را متقلب و کلاه بردار می پندارد.....
با دوستان سبز خود در استراليا که پناهدگی دارند آشنا شويم:
خطاب به غلام علی سالاری!
www.iranglobal.info
گفته می شود تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد در سایت پژواک مقاله ای با این عنوان « رنگين کمان جنبش سبز، با لايه هاي گوناگون و در اقشار مختلف » به قلم علی سالاری مشاهده کردم که پس از خواندن بر آن شدم که پاسخی بدهم . برای اینکه حقیر صاحب این نوشتار و مدعی اهل قلم را از نزدیک می شناسم و با خصوصیات اخلاقی و عملکرد و کیش شخصیت رفتاری اش آشنایی کامل دارم که سکوت کردن را دیگر جایز نمی دانم . زیرا که ایشان خلاف آنچه اقدام کرده ادعا نموده و تر مز بریده مانور روشنفکر نمائی داده است .چونکه هدف از قلمفرسائی ایشان گذشته از مطرح کردن خودش که ماورای آنچه هست که می باشدخودش را معرفی می کند. یعنی آنقدر صداقت ندارد که حرمت قلم را نگهدارد و با وارونه گوئی دیگران را تخریب و شخصیت کاذب برای خود نسازد . گویا ایشان غافل می باشند که قدیمیها میگفتند سرپل خر بگیری یقه گیری می شود .
• حال آمده اید به مردم ایرا ن درس چگونه مبارزه کردن و چگونه با دیگر گروه ها و سازمان های چپ وراست چگونه برخورد کنند و چه کسا نی را طرد و عملکرد آنها را افشا کنند. نوشته اید: ( اين روش لاجرم نيروهاي دموکرات حامي جنبش را وامي دارد تا اين افراطيون را با بايکوت خبري بيشتر و نيز افشاي راه و رسم غير دموکرات آنها، به انزواي بيشتر بکشانند، تا مجبور شوند از راه و روش غير دموکرات و تعميم مرزبندي هاي غلط ايدئولوژيک خود به عرصهً عمومي دست بردارند)
آ قای غلام علی سالاری , می خواهم اولین نفری باشم که حرف شما را گوش کرده و آن را انجام دهم و اولین کسی که باید افشا شود خود شما باشید حتمآ از حقیر سند بخواهید و قول بدهید انرا در وبلا گ سبز خودتان انتشار دهید , البته در سند ی که مربوط به شما است عکس جنابعالی بهتر از عکسی است که در حال حاضر در وبلاگ سر سبز خویش نصب کرده اید.
جهت اطلاع مخاطبان ایشان در سایت پژواک , اکنون مدتی است که عیال و فرزند این مدعی تئوری پرداز جنبش سبز در ایران بسر می برند . البته نیاز به گفتن ندارد که توضیح داده شود که شرایط تقاضای پاسپورت جمهوری اسلامی کردن , چگونه می باشد و چون فرزند وی کوچک است می بایست که پدر هم دارای پاسپورت ایرانی می شد که ایشان تمام آن مراحل را انجام دادند و با خوشی وسلامتی عیال و فرزند را عازم ایران کردند .البته این حق را به ایشان باید داد و یک مسئله شخصی و خصوصی می باشد. تااینجای راه هیچ ایرادی به ایشان وارد نیست وهستند هزاران پناهنده ایرانی بعد از گرفتن ویزای اقامت کشور مربوطه , با مراجعه به سفارت جمهوری اسلامی تقاضای پاسپورت کرده و براحتی مسافرت میکنند.مگر سازمان فدائیان اکثریت در چندین سال قبل از اعضاء و هوداران خود نخواست به سفارت جمهوری اسلامی مراجعه و تقاضای پاسپورت کنند .
اکنون سئوال است که رئیس دولت در ایران کیست و وزیر امور خارجه اش چه کسی است ؟ با حامیان سبز چگونه بر خورد می شود؟ بنابراین سبز شدن ایشان و موضع گیری تند و تیز علیه ی احمدی نژاد رئیس جمهور و خامنه ای و مرشدش محمد تقی مصباح یعنی چه؟ سفت و سخت از جنبش سبز دفاع کردن چه مفهومی دارد؟
البته ایشان هر گز در حرکت های اعتراضی ایرانیان مخالف در بر یزبن حضور فعال نداشته است به جز موردی که در یک حرکت اعتراضی حامیان سبز متقاضی ابطال انتخابات و بر گزاری انتخابات مجدد در بریزبن که نا پرهیزی کرد و حضور داشت . آنهم قید شده بود که در این تظاهرات شعار مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای داده نشود.
باید یاد آور شد که کشور استرالیا که به شما پناهندگی داده و شما را در جامعه خودش پذیرفته و این همه خدمت کرده , جناب عالی در مقابل این همه خد مت چه کردید؟البته جواب در سند متعبر موجود است.
دوستان وهمکاران سابق شما که با هم در شهر St. George ایالت کوئینزلند که در مزارع میوه مشغول بکار بودید هنوز هستند و حاضرند شهادت بدهند که شما در آنجا چکار میکردید.فعلآ از آن مباحث در می گذریم.
مگر شما آقای غلام علی سالاری به مدت دو سال مشغول خرید خودرو (سواری) ارزان قیمت از یکی بنگاههای وسایل نقلیه که خود من شما را به ایشان معرفی کردم نبودید؟و ایشان حتی مبلغ خودرو فروخته به شما را بعدآ دریافت می کرد.
مگر شما با دستکاری در کیلومتر آن خودروها سعی نمی کردید آن را با قیمت بالاتری بفروش برسانید و سعی میکردید با اینکار یکشبه پولدار شوید؟همزمان از دولت استرالیا حقوق بیکاری و دانشجویی هم دریافت میکردید.اگر یادتان باشد که حتمآ است بعد از متوجه شدن این قضایا از طریق روز نامه به شما متذکر شدم که این کار شما با جان مردمی که به شما پناهند گی داده اند دارید بازی میکنید و قبول کردید که اشتباه بزرگی کرده اید .
اسناد و مدارک آن همراه با عکس جناب عالی در پرتیراژترین روزنامه ( (The Courier Mail شهر بریزبن موجود است .و خود شما هم با صد در صد با حرفهای من موافقید.اگر نیستید اجازه بفرمائید تا آن را در هر سایتی که خود شما بگوئید انتشار دهیم. این گوی و این میدان .
اما در این سفارش نامه ی سبزش غلام علی سالاری در بخشی از این سفارش نامه ی خود بدون توضیح اینکه چگونه مبارزه یا مقاومت مسلحانه پس از 30 خرداد سال 60 به مجاهدین تحمیل شد اشاره یی نکرده است .ولی خطاب به مجاهدین و مقایسه کردن شان با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی چنین تحلیل داده است :
يکي از اشتباهات استراتژيک اپوزيسيون سنتي، بويژه مجاهدين خلق، در سالهاي نخست انقلاب، در اين بود که بدون توجه به اين دسته بندي ها و گرايشات درون حاکميت، که از آن به جنگ گرگها تعبير مي کرد، بمحض تحت فشارگرفتن از طرف يک باند در درون حاکميت ، از تمام حکومت و رهبر وقت آن خميني عبور کردند و وارد جنگ مسلحانه با تمام رژيم شدند. برخي از اصلاح طلبان حکومتي هم، بخصوص مجاهدين انقلاب، بقول جواد لاريجاني، همين اشتباه را مترتکب شدند و از خامنه اي عبور کردند. اين کار باعث شد که باند متحجر مصباح زير پاي خامنه اي را خالي کرده و براي بدست گرفتن تمامي ارکان قدرت خيز بردارد.
همچنین در بخش پایانی این سفارش تامه غلام سالاری بدون درک این واقعیت که مصباح یزدی مرشد احمدی نژاد می باشد این دو را از هم دیگر تفکیک کرده است که عمق نا آگاهی سیاسی وی را می رساند و روی سخن به رهبران جنبش سبز مورد نظرش اینگونه رهنمود داده است :
بجاست که رهبران جنبش سبز اشتباه آن مجاهدين و اين مجاهدين را تکرار نکنند، خامنه اي و باند احمدي نژاد و مصباح را با هم قاطي نکنند و يکي ندانند؛ توطئه هاي باند افراطي احمدي نژاد را با ديپلماسي و گفتمان بين سران، بطور قاطع پاسخ گويند؛ تمام تلاش خود را بکارگيرند تا خامنه اي را از افتادن بدام توطئهً کودتاچيان و دادن چراغ سبز دستگيري رهبران جناح هاي رقيب بازدارند؛ و سعي کنند تا سه گفتمان "جمهوريت"، "توسعه" و "عدالت" محوري را برعليه گفتمان افراطي "ولايت مداري" احمدي نژاد و مصباح، متحد سازند و به اتحاد عمل براي پس راندن افراطيون کودتاگروادارند.
بنابراین مطا لب نا همگون و نا مفهوم و پراکنده و نا مربوطی که به عنوان مقالات سر هم بندی می کند که بخشی بر گردان معادل های انگلیسی می باشد که با گزینه های گرد آوری شده خبر ی اینترنتی ترکیب و تلفیق می کند و تلاش می کند تا که به عنوان روشنفکر و محقق و پژوهش گر و نویسنده و اهل قلم و آدم خیلی مهم قالب کند و جا بزند ناشی از عقده خود بزرگ بینی اش می باشد. اما تناقض مربوط به کیش شخصیت و برخی مسائل دیگر است که در دنباله اشاره خواهد شد . بطور مثال یکی از ویژگی هائی که در کنار سایر ویژگی های این سفارشنامه ی سبز خود مطرح کرده است تأکید بر جدائی دین از حکومت می باشد که پرسش است کجا موسوی و کروبی و خاتمی بعنوان سران شناخته شده جنبش سبز این موضوع را بیان کرده اند یا حتی اشاره ای به نفی ولایت فقیه نموده اند که این مداح سبز شده و کاسه داغتر از آش ادعایش را کرده است . آخر اینگونه سبز شدن و از سبز گفتن و به اپوزیسیون بر انداز پریدن و تهاجم کردن مصداق آن سبز لجنی است که فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت ازآن یاد کرده بود .
در حقیقت تناقض گوئی های غلام علی سا لاری ناشی از رد گم کردن هدف اصلی پرونده سازی کرد ن علیه ی مجاهدین می باشد . زیرا که در همه سفارش نامه هایش که پیرامون هر موضوعی باشد و هر طوری شروع شود می بایست که به مجاهدین پرداخت و از اینان انتقاد کردن ختم شود . بهمین دلیل خیلی وقت است که اکثر سایت های اینترنتی با شناختی که از وی کسب کرده اند دیگر حاضر نمی باشند که اراجیف وسفارش نامه های وی را بازتاب دهند.
بقول فردوسی بزرگ: بزرگی سراسر به گفتار نیست دو صد گفته , چون نیم کردار نیست
بریزبن استرالیا 1 سپتا مبر 2009
انقلاب کرديم تا شاه و شاهزاده نداشته باشيم... آقا و آقازاده داريم!////// انقلاب کرديم تا ((( سياستمان ديني شود... دينمان سياسي شد))) ! ////// انقلاب کرديم تا اقتصادمان انساني شود... انسانيتمان اقتصادي شد! ////// انقلاب کرديم تا خيابان هايمان شريف شوند... شرافتمان خياباني شد! ////// انقلاب کرديم تا رنگ آزادي را ببينيم... اسارت رنگ شده را ديديم! ////// انقلاب کرديم تا دردهايمان درمان شود... درد بي درمان گرفتيم
بیا اینهم لینک عکسهای خفن...
http://i25.tinypic.com/14d1wkk.jpg
http://i32.tinypic.com/10pqdl0.jpg
زیتون جان اومدم با تاخیر دیروز رو که روز جهانی وبلاک بود برات تبریک بگم. خواستم خلاصه و بی تعارف فقط بگم که خیلی دوستت دارم و نه هفت سالگی و هشت سالگی وبلاکت که وجودت مبارک و عزیز هست.
ممنونم که دعوتم رو قبول کردی و مثل همیشه چقدر زیبا نوشتی . می گویم که خیلی از وبلاکها رسانه ملی هستند.
عالی بود مطلبت.
از حرف سی با ملی خنديدم!
زیتون جان ! اونجا چه چیزی ر و ملی می دونند و حق مردم ؟ اینجور که معلوم شده ، عده یی ، اگه می تونستند ، آب و خاک و هوای تنفسی مردم رو هم صاحب می شدند . و برای هر دم و باز دم پول می گرفتند . بی قانونی و ستم همینه دیگه که شما ها دارید از نزدیک و مستقیم تجربه می کنید و امثال من از دور می بینیم و می شنویم .
مراقب خودت باش و شب و روزت خوش !
سلام
شما 7 سالتون تموم ميشه كم كم نه؟
ورودتون به 8 سالگي از همين الان مبارك
من خرگوشم، من خرگوشم!
مهدی خزعلی
www.newsecularism.com
دو هفته ای از اقامت من در سلول انفرادی می گذرد، امروز بعد از ظهر باز هم چشم بند را بسته و عازم اتاق تمشیت( بازجویی) شدم، چشم بند را روی عینک بستم تا بیشتر جلوی پایم را ببینم، زندانبان معترض بود ، بناچار چشم بند را پایین تر آوردم تا خیالش راحت شود کسی را نمی بینم! با دیدن حاج حسن خوشحال شدم، در تقسیم بندی بازجوها به خوب و بد، او از خوبها بود، من او را خوش جنس می دانستم، می گفتند: گول نخور خوب و بد نقشی است که بازجوها بر عهده دارند، یکی نقش بازجوی بد و خشن و بی رحم را بازی می کند و دیگری بازجوی خوب و مهربان و دلرحم! اما من معتقد بودم حتی اگر نقش باشد، کارگردان در اعطای نقش مثبت و منفی باز به فیزیک و خصوصیات فردی افراد نظر دارد، اگر حاج حسن نقش بازجوی خوب را بازی می کند قطعا در خصوصیات فردی او چیزی دیده اند و این نقش را به او سپرده اند، پس از فضای باز سیاسی این جلسه بازجویی استفاده کرده و هرچه دل تنگم می خواست می گفتم. به حاج حسن گفتم: این طنز را شنیده ای؟ می گویند مسابقه ای بین سرویس های اطلاعاتی و امنیتی برگزار شد، 4 خرگوش را در جنگلی انبوه رها کردند، و 4 مامور امنیتی از سیا، موساد، ک گ ب و اطلاعات مامور شدند که هر کدام خرگوشی بیابند، 24 ساعت بعد مامور سیا با خرگوش خود آمد، 48 ساعت بعد مامور ک گ ب خرگوش خود را یافت، 72 ساعت بعد مامور موساد جنازه خرگوش خود را تحویل داد و از مامور اطلاعات خبری نشد! همه نگران بودند یک هفته بعد او با خرسی عظیم الجثه آمد، گفتند: این دیگر چیست؟ گفت خرگوش است! اگر قبول ندارید از خودش بپرسید! بناگاه خرس بالا و پایین پرید و فریاد می زد: من خرگوشم! من خرگوشم! داوران گفتند: خوب ما این خرس را به عنوان خرگوش می پذیرم( آخر خودش گفته است!) ولی چرا یک هفته تاخیر داشتی؟ مامور اطلاعات پاسخ داد: خوب یک هفته روی او کار می کردم تا راستش را بگوید! در خاتمه به حاج حسن گفتم: اگر این سلول انفرادی 129 و امکانات خود را به من اجاره دهید، هر که را تحویل من نمایید، ظرف یک هفته به شما خرگوش تحویل می دهم!
====
=======
حکایت
مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟» اما چند ملا که پشت سر تابوت هستند، بی توجه به حال و احوال او رو به مردم کرده و می گویند: « پدرسوخته ی ملعون دروغ می گوید. مُرده !» مسافر حیرت زده حکایت را پرسید. گفتند: «این مرد فاسق و تاجری ثروتمند و بدون وارث است. چند مدت پیش که به سفر رفته بود، چهار شاهد عادل خداشناس در محضر قاضی بلخ شهادت دادند که ُمرده و قاضی نیز به مرگ او گواهی داد. پس یکی از مقدسین شهر زنش را گرفت و یکی دیگر اموالش را تصاحب کرد. حالا بعد از مرگ برگشته و ادعای حیات می کند. حال آنکه ادعای مردی فاسق در برابر گواهی چهار عادل خداشناس مسموع و مقبول نمی افتد. این است که به حکم قاضی به قبرستانش میبریم، زیرا که دفن میّت واجب است و معطل نهادن جنازه شرعا ً جایز نیست!»
تفسیر اکونومیست از کودتای 22 خرداد
میلیاردها دلار باد آورده
انگیزه کودتای سپاه بود
نشریه اکونومیست در مقاله ای که در وبسایت این نشریه نیز منتشر شد بخش هائی از انگیزه اقتصادی فرماندهان سپاه برای کودتای انتخاباتی اخیر در ایران را بر شمرده است.
اکونومیست نوشت:
دو سال پیش فرمانده کل سپاه اعلام کرد تغییرات مهمی در ماموریت این نیروی ۱۲۰ هزار نفری پدید خواهد آمد و طی آن سپاه همراه با بیش از سه میلیون عضو بسیج با تهدیدهای داخلی مقابله خواهند کرد. وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران و سرکوب خونین مردم معترض به نتیجه انتخابات و افزایش سلطه سیاسی و اقتصادی سپاه آن وعده فرمانده کل سپاه را در عمل نشان داد.
ارائه نام تعداد دیگری از فرمانده سپاه در لیست کابینه احمدی نژاد جای تردید باقی نمی گذارد که دولت جمهوری اسلامی هرچه بیشتر نظامی می شود.
تردیدی در لحن نظامی کابینه بعدی نیست. برای مثال، وزیر پیشنهادی نفت هیچ تجربه ای در صنعت نفت ندارد، اما در یک موسسه تحقیقاتی سپاه فعالیت داشته است. وزیر پیشنهادی اطلاعات نیز نماینده رهبر در سپاه بوده است.
سپاه پاسداران اکنون بخش مهمی از سهم ۷۰ درصدی دولت در اقتصاد کشور را در دست دارد و در تمام عرصه های اقتصادی - از کلینیک های دندانپزشکی و چشم پزشکی تا کارخانجات خودروسازی، موشک سازی و شرکت های ساختمانی- حضور دارد. برنامه "خصوصی سازی" در جهت واگذاری بخش های اقتصادی به فرماندهان سپاه و دوستان و وابستگان به آنها پیش می رود و سهم چندانی عاید شرکت های خصوصی واقعی نمی شود.
مشروبات الکلی، سیگار و بشقاب های ماهواره ای توسط سپاه و بصورت غیر رسمی وارد کشور می شود. یک نماینده مجلس می گوید که فرماندهان سپاه از طریق این معاملات در بازار سیاه سالانه 12 میلیارد دلار در آمد دارند.
از جمله دلائل تندروی های سیاسی فرماندهان سپاه و شعارهای تهاجمی آنها ادامه و حتی تشدید انزوای سیاسی و اقتصادی این کشور است تا تحت پوشش این رادیکالیسم از تداوم این در آمد 12 میلیارد دلاری دفاع شود. حتی ممکن است فرماندهان سپاه برای بهره گیری از بازار سیاه و قاچاق بنزین و افزودن بر این درآمد 12 میلیارد دلاری، از تحریم هائی که امریکا درباره صادرات بنزین به ایران نیز استقبال کنند.
سقوط 60 در صدی آمار بینندگان سیما
سایت انتخاب اعلام کرد که سردار ضرغامی فرمانده صدا و سیما در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی گزارش داد که آمار بینندگان سیمای جمهوری اسلامی 60 در صد کاهش یافته است.
بسيار عالي بود، منتها من به طور کلي با هر چيز ملي مخالفم. چون هر چيز ملي، مثلا صدا و سيمای ملي يک رئيس داره و اين رئيس برای خودش نظراتي داره و هر چي يک جامعه ای بسته تر باشه، اين رئيس بيشتر ميتونه نظريات خودش رو با عنوان پرطمطراق ملي به خورد مردم بده. من فکر مي کنم که حق داشتن رسانه بايد برای همه جريان ها محفوظ باشه. و البته دولت هم بايد برای خودش تلوزيون داشته باشه و بتونه نظرات و عقايد خودشو بگه. مردم هم بر اساس سلايق و عقايد خودشون شبکه مورد علاقه اشون رو نيگا ميکنن، مثل روزنامه ايران که مال دولته و همه جور خزعبلاتي توش مي نويسه و هر کس دوست داره (يا مجبوره) ميخونه و البته کسي نبايد اسم رسانه خودش رو کلمه بذاره.
امروزه در فرانسه ناسيوناليسم و ملي گرايي تعطيل شده و اگه کسي از دولتمردا حرف های ناسيوناليستي بزنه مردم هو مي کنند. فرانسوی ها به اين باور رسيدن که بيشتر جنگ هايي که داشتن و کشته هايي که دادن ناشي از عقايد ناسيوناليستي بوده. در حقيقت نفس به وجود آمدن اتحاديه اروپا ناشي از نفي ملي گرايي در عرصه عمومي بوده. البته من منکر ملي گرايي در عرصه خصوصي نيستم و اون رو بد نميدونم اما به نظرم بايد مثل دين و مذهب به عرصه خصوصي محدود بشه.
به هر حال با راه افتادن اين مباحث بسيار موافقم و نمي توانم خوشحالي خود را از اين موضوع پنهان کنم.
به اميد موفقيت
شوهرم میگه یه وقت نگیرنت بیان به من تجاوز کنن...سی با اومده می گه:این چیزا چیه می نویسی. یه وقت نگیرنت بیان به من تجاوز کنن. می خندم می گم: منو بگیرن اونوقت بیان به تو تجاوز کنن؟ می گه: خوب, می فهمن تو خونه تنهام و میان بهم گیر می دن. می گم: با این قد و بالا و پشم و پیلی که تو داری فکر نکنم. می گه: خوب اول با روهپینول بی حالم می کنن و بعد با واجبی پشمامو می زنن. می شم مثل هلو... می گم: بابا, بیچاره هلو... بعد می گم:
فیروزه جان
ممنون:) آره دیگه تو این دوره به مرد قلچماق هم رحم نمیکنن چه برسه به زن و دختر و بچه...
جیگر دار جان
کدوم عکسا؟
پیمان دوست نازنینم
ممنون از کامنتهای همیشه خوبت.
یه سوال داشتم ازت. اما انگار آدرس ایمیلت رو نمینویسی.
اگه اشکالی نداره با ایمیل برام بفرست.
البته من الان باید برم و دوسه روز آینده هم به اینترنت دسترسی ندارم
متاسفانه وقت نشد همه کامنتهای پست قبلی رو بخونم.
بعد از درست شدن اوضاع اینترنت حتما
میخونم و اگه جوابی لازم داشت میدم..
قربان همگی
دوستدار همهتون زیتون( این یکی یه کم قافیه هم داشت:))) )
زیتون خانم، واقعاً خسته نباشید. چقدر جامع و انتقادی نوشته اید. واقعاً هم رسانۀ واقعی ملی به خرج مردم باید در خدمت همۀ مردم باشد نه یک گروه خاص، یا حتی دولت. زمانش خواهد رسید...
جک آخر شما اول مرا نخنداند. واقعاً دلم سوخت. ولی بعد طنز آن برنده شد:-))
یکی دو روز پیش خانمی به نام مسیح علی نژاد با وی.او.ای. مصاحبه کرده است که روی یو.تیوب در ۶ قسمت قابل دسترسی است. یکی از قویترین سخنورانی است که دیده ام. اگر توانستید و امن دیدید ببینید. امید که روزی در ایران آزادی واقعی برقرار شود و شما و امثال شما در رسانۀ ملی واقعی با مخاطبان بی شمار خود ارتباط وسیعتر و آزادانه تری بگیرید.
وبلاگ شما را و صفحۀ سخاوتمندانۀ کامنتهایتان را تا فرصتی می شود به دیگران پیشنهاد می کنم.
با بهترین آرزوها، مخصوصاً امنیت، شادی، آزادی، سلامتی و طول عمر!
چرا عکسهای که برات فرستادم نزاشتی زیر این پست به گفتگوت با سی با میخورد...
وای همه یه طرف. سی با یک طرف. خیلی خندیدم. خیلی جالب بود. تو این دوره و زمونه مردا هم مثل زنا میترسن که یه وقت بهشون تجاوز نشه. بقیه نوشته هات هم کاملا درست بود با یک عالمه چیزهای دیگه که نگفتی ولی اینا اصلیاش بود.
همیشه پاینده.