162 :: توسط سیبا در 2009-10-06 17:10

جناب کلفت از شما بسیار سپاسگزارم که پیگیر بیرون کردن کریم ننه کیر پرست از کشور آزاد کانادا هستید. به امید روزی که کریم به ایران آمده و پاسداران و ملایان چنان کونی از او بگایند که شهره آفاق گردد.
این ابله نمیداند که تعریف بولتون از پیروزی در ژنو برای ایران هم یک هندوانه زیر بغل گذاشتن خطرناک است. از این تعریف ها از صدام هم زیاد میشد که مانند موش از چاه فاضلاب بیرون کشیده شد و چهره اش مانند خامنه ای ریشو شده بود.

161 :: توسط پیمان در 2009-10-06 13:07

توضیح و پوزش دربارۀ کامنت ۱۶۰ از خودم:‌

آدمها را باید بر اساس این که چه کسی هستند و چه می کنند ارزشیابی کرد نه گروه های نژادی یا قومی آنها. من خودم کسانی را می شناسم که تازه مسلمان یا تازه یهودی بوده اند و فرزندانشان جزو مهربانترین آدمهایی بوده اند که می شد پیدا کرد. تماماً بستگی به خود آدمها دارد، نه مذهب یا پیشینۀ مذهبی آنها.

از تمام غیریهودیان خوبی که پیشینۀ یهودی دارند به خاطر ابهام کامنت قبلی عذرخواهی می کنم منجمله یک نفر که خودش می داند:-)

به هرجهت این خبر فعلاً در حد شایعه است، تا آن حد که بعضی می گویند ((سبورجی)) در اصل ((سپور چی)) بوده. اگر مدرک موثقی پیدا کردید بنویسید.

با بهترین آرزوها!

160 :: توسط پیمان در 2009-10-06 12:42

دوستان، شایعۀ تازه مسلمانی آقای احمدی نژاد بر مبنان تغییر نامش حتی اگر راست باشد، چه ربطی به یهودی بودن یا نبودن جدش دارد؟!‌ تقریباً همۀ ما یقین داریم که خبر اشتباه است. اما اگر درست باشد، نشانۀ آن است که اجبار مردم به مسلمان شدن و یا طرد جوانان به خاطر ازداواج با غیر هم دین چه نتایج روحی زیانباری برای فرزندان آنها می تواند به همراه بیاورد. به هرجهت این خبر درست یا نادرست چیزی از خباثت مواضع ایشان کم نمی کند.

بار دیگر، با دوستان یهودی دیگرم هم صحبت کرده ام. آنها و همینطور متخصصین تاریخ و زبان یهود هم به شدت در صحت این خبر تردید دارند، مگر آن که مدارک جدیدی ارائه شود.

در حد شایعه، اقدامی یهودستیزانه است. اگر واقعیت داشته باشد، روشنگر ابعاد فراوانی از روح نامتعادل او است. به هر جهت ربطی به یهودی بودن یا نبودن این آقا ندارد.

با بهترین آرزوها!

159 :: توسط سُخنی با کریم از طرفِ کُلُفت در 2009-10-06 04:33

توجه:همهء غلط های املایی در این کامنت؛ برگرفته از نوشته های کریم میباشد که دو نمونه اش را کمی پایین تر نشانتان میدهم.در کامنت ۱۵۳ (خاجه حافظ).کامنت ۱۵۵(خوار چشم).
این مادر قحبه؛تازه دیکته اش اندکی بهتر شده ْ چون من بهش گیر میدادم مثلاً برای اولین بار جرثومه را جرسومه ننوشته.به هر حال بگذریم.
کریمِ ننه هزار کیر.تو تا بحال کی سووالی از من پرسیدی که من پاسخ نداده ام.حی گله میکنی که من بصخره ات گرفته ام؛به تو فوهش میدهم.خواهش میکنم که خودت را در این بوحبوحه حرث نده.
اما خارکسهء الاغ؛ من با احمد.ف(مرحوم رامین مولایی)هرگز بگو مگویی نداشتم.تو ننه کونی بودی که با او در مساف بودی و او را به استحزا میگرفتی.
در موردِ داریوش آقا هم که تمام خوانندگانِ قدیمی میدانند که تو و امسالِ تو ْاو اگر دستگیر شده باشد باعس و بانیش بودید.امیدوارم که روزی تقاس این قصاوت را بدهید.تو که کیرِ همهء خرهای دماوند نسار کوس مادرت باد آی.بی همهء کامنتگذاران به اعتراف خودت ظبت میکنی.
اما از شوخی گذشته؛یکبار یکنفر در وبلاگ سیبیل طلا چند سالْ پیش نوشت که خبر موسق دارد که تو بخاطر بچه بازی دستگیر شدی.تو هم هرگز تکزیب نکردی و وقتیکه باید به زندان میرفتی الکی گفتی که برای کار باید به کشور چاد سفر کنی اما از غضای روزگار کمتر از یک هفته از این دروغت نگذشته بود که در چاد جنگِ داخلی روی داد.دلیل این هم که آخر هفته ها کامنت نمیگذاری این است که تا چند سال باید آخر هفته ها را در زندان بسر ببری.خاکِ کاهو بر سرِ بچه بازت.
مرحوم رامین مولایی بتو راه پیدا کردن آی.پی. یا بغول تو آی.بی را یاد داد اما تو هیچوقت از کله ات که بجایِ مقز؛درونش سنده میباشد استفاده نکردی که بفهمیْ من در نیوجرسی زندگی نمیکنم.
اما کریم روزی چنان مادری ازت میگام که مرغان آسمان بحالت برینند.همانطور که اسم واقعیت را پیدا کردم؛خودِ ننه کیر دزدت راهم پیدا میکنم.الآن سرگرمِ تدارکِ دیپورتِ یکی از عوامل رژیم گل آرا حمزه (دادا بیس) هستم.
نوبت تو نیز خواهد رسید.

دوستانِ عزیز.معرفیِ عواملِ رژیمِ جمهوریِ اسلامی به سازمانهای ذیصلاحْ در خارج از ایران وظیفهء همهء آزادیخواهانْ با هر مرام و باور میباشد.

158 :: توسط حميد پوريان در 2009-10-05 17:22

شاهکار الاغ اسلامی:
جام زهر نوشيدن امام سيزدهم
و حالا...

جشن تسلیم هسته‌ای
وبلاگ: ایمایان
http://imayan.blogsky.com
ایران بسته‌های تشویقی ریز و درشت بوش و اوباما را رد کرد تا تعلیق را نپذیرد ولی حالا هم بدتر از تعلیق را پذیرفته است و هم در قبال تهدید این کار را کرده و هیچ امتیاز و تشویقی نیز به دست نیاورده است؛ طرفهای مذاکره‌ی ایران هنوز قانع‌ نشده‌اند و دست از تهدید برنداشته‌اند؛ به قول معروف حاکمیّت ایران هم یک گونی پیاز را خورده و هم... تازه بن‌بست هسته‌ای هنوز خاتمه نیافته است.
===

بايد در انتظار؟! شاهکارهای ديگر الاغان نشست يا ميتوانيد حدس بزنيد.
؟!

157 :: توسط صادق در 2009-10-05 14:56

بتمام رسانه های خبری امریکا و کانادا نظری انداختم همه صحبت از همکاری ایران با کشورهای غربی بود
که بجای مقابله بمحاوره پرداخته و اینکه در بیست وپنجم اکتبر هم بکارشناسان انرژی اتمی اجازه بازدید از
سایت جدید را داده اما رسانه های طرفدار اسراییل و یهودیان امریکایی و کانادایی دایم در حال سنگ اندازی
هستند و هی نق میزنند و منفی بافی میکنند ٬ در سی ان ان از قول جان بولتن نیوکانی نوشته اند که ایران
پیروز شده !!؟؟ البته این شگرد مکارانه یهودیان جنگ طلبست که میخواهند با این طنز های گزنده آب را
گل آلود کنند و عجیب نیست دیلی تلگراف جار زده احمدی نژاد پیشینه یهودی دارد !؟ میخواهند ویرا
در جوامع ملل مسلمان که طرفداران زیادی دارد بیسیرت کنند البته از دو طرف سود میبرند یکی اگر
احمدی نژاد شهره دنیا شده بخاطر یهودی بودن اجدادش است که یک همچه انسان یگانه ایی !! از کار درآمده
و از طرف دیگر انهاییکه ویرا قهرمان ارمانهایشان میدانند بخاطر یهودی بودنش از وی بیزار شوند ...؟
دنیای واویلایی است این مطبوعات غربی یکی را میکنند گاندی و دیگری را میکشند بزباله دان تاریخ و عجیب
اینجاست که خودشان را آزاد جا میزنند

156 :: توسط ستوان کلمبو در 2009-10-05 14:39

یک ساواکی فعال در این وبلاگ با صد
اسم و چند آی پی که پرویز ثابتی در
اختیارش گذاشته باصلاح طلبها و طرفداران
جمهوری خواه مثل سگ هار میپرد اسم واقعی اش
رضا فاضلیست و با نام مانی ! یک وبلاگی
هم دارد که کسی جز خودش خواننده ایی
ندارد و بهمین خاطر مثل سگ هرزه دایم
اینجا پلاسه و ده ها کامنت بی سر و ته
میگزارد چون سواد سیاسی ندارد فقط
منتظره ببینه کی چی نوشته و با اسم
کلفت مثل مادر بزرگوارش پری بلنده
فقط فحاشی میکند دیگر اسامی این زنا
زاده همین اسهال طلب یا مانی خان یا
مانی !! یاهر چه اسمی که فقط مضحک
و چاله میدانیست .... این ساواکی مزدور
یک کامنتگزار قدیمی را در تهران لو
داد که اسمش داریوش بود که گویی هنوز
در زندانست . احمد . ف بخوبی این حیوان
آدم فروش را میشناسد و حیف که دیگر
رغبتی باین وبلاگ ندارد و اینجا کامنتی
نمیگزارد . قبل از رفتن از این وبلاگ
نوشت این جرثومه فساد در نیوجرسی
زندگی میکند اسمش رضا فاضلیست و
ملقب بمانی که از طرف رضا ثابتی کمک
مالی میگیرد ....با این حیوان بی شرف
دهان بدهان نشوید که فایده ایی ندارد

155 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-05 14:16

کلفت ننه بابا گدای فضله موش صد بار
به تو گفتم بجای اینکه مثل مادر هرجایی خویش
چاک گاله را باز کنی جواب سوالاتم را بده

ولی تو چون جوابی نداری هربار مستراح
دهنت را باز میکنی و آنچه لیاقت خودت و
جد و آباد خودت واربابت نصیری؟! هست به بنده میگی

ولت نمیکنم میدانی که حتی تا پای بسته شدن
کامنتدونی هم که شده پیش میروم و تجربه اش را داری
پس شات دفاک آپ مادرفاکر تا بیشتر عصبانی نشدم

اگر هم فکرکرده ای که با این کارها سر بنده
را گرم میکنی تا دست از تحلیلهایم که خوار چشم
شماهاست بردارم باز هم کور خوانده ای و گه خورده ای!!

154 :: توسط کُلُفت در 2009-10-05 14:05

کریمِ ننه هزار کیر.من به یک مادر کوسده ای که عضو حزبِ ضدِ ایرانیِ لیبرال کانادا میباشد چه دارمْ بگویم .بطریِ کانادا تو کوسِ ننهء جنده ات مادر قحبهء وطن فروش.
.حتی پوریانْ از تو با سوادتر هست.

153 :: توسط مانی خان در 2009-10-05 13:34

نگرانیها بیهوده است و زیتون صحیح
و سالم پای کامپیوتراست اما دلیل ننوشتن او
کمبود فیلم کافی در مورد تطاهرات اخیر
سبزها در نیویورک است که آبرویی برای
بدخواهان احمدی نجات نگزاشته چون قرار بود
سیل جمعیت؟! را نشان دهند اما هرچه کردند
آب باریکه ای هم نشد و این بدجوری سی ان ان را
کلافه کرده و طبعا باید هرچه سریعتر این
فضاحت را راست وریست!! کنند و یک فیلم
آبرومندانه!؟ از سیل جمعیت در آنجا نشان دهند
اما چگونه؟! نکته همینجاست.چندروز دیگر خواهید
دید که ناگهان یک فیلم تظاهرات میلیونی!؟
با شرکت براندازها توسط سی ان ان یا
فاکس نیوز پخش میشه و میگویند که
این تا حالا داشته توسط بچه های ایران
تهیه!؟ میشده و نتوانسته بودند زودتر بما
برسانند!!؟ بعد هم زیتون با کمال افتخار
پست جدیدش را میگزاره و مینویسه
دیدید بنده درست میگفتم که جمعیت میلیونی
بود و فضولباشی در اشتباه بود ؟! خانم زحمت
بیهوده نکش که کاری کرده ام که فقط خاجه
شیراز نمیداند که جریان توو فتوشاپ کاریهات چیه

152 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-05 13:22

هفته ها قیل و قال کردید چه بلواها به پاکردید
چه تبلیغ ها و سروصدا ها که نکردید
اما بنده با خونسردی کامل و در کمال
آرامش مانند سدی محکم در برابر
خلاف جریان آب گفتم که همه حرفهایتان
غلط از آب در خواهد آمد و جنبش
سبزتان هم گوزی در باد است!؟ که
دیدید تنها کسی که درست میگفت بنده بودم

پس تابحال باید فهمیده باشید که تمام
حرفهایم درست از آب در آمده و خواهد
آمد و حالا میخواهم یک پیش بینی
واقعی دیگر بکنم درمورد غیبت زیتون
خیلیها دارند برای او نامه فدایت شوم
میگزارند که کجایی و نگرانیم و غیره..

151 :: توسط مخلص انقلاب ۵۷ در 2009-10-05 13:10

دوشنبه شد و زیتون پیدایش نیست شدیدا
سرگرم فتوشاپ است و وقت ندارد؟!
یک جمع بندی کنم و بروم سر سیاست

کلفت ساواکی از طرفی در کامنت ۱۳۹
سعی دارد خود را به آرش که از ابتدا داعیه
ره فورم داشت نزدیک کند که به این صورت
بخیال خودش حرفهای بنده نغض شود و
مثلا بگوید ما هم طرفدار اتحاد هستیم
اما باز دلش طاقت نمیاورد و آن وسط
اسم بنده را هم میاورد و لودگی میکند
د آخه الاغ!؟ تو اگر دنبال اتحاد هستی
و برای وصل کردن آمدی باید بنده
را هم در یابی وگرنه این وصل کردنت
بدرد عمه جان فضله موشت !؟ میخورد و بس
حقا که شما ساواکیها آدم بشو نیستید
ساواک شدن چه آسان انسان شدن چه مشکل

150 :: توسط انوشیروان در 2009-10-05 12:25

اولن من آرش نیستم؛‌ ..............اسمت هم که وافعن بهت میاد ّ‌ ریدمون ّ..............برو بابا خدا روزیتو جای دیگری حواله کنه ؛‌ من حوصله سر و کله زدن با توی اطلاعاتی نور بالا رو ندارم.......

149 :: توسط پیمان در 2009-10-05 09:17

این هم یک ویدیو از اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف ضد لاریجانی:

http://www.youtube.com/watch?v=MbfU4u7x1Ns

خودتان نتیجه گیری کنید.
با بهترین آرزوها!

148 :: توسط پیمان در 2009-10-05 08:45

زیتون خانم و دوستان،

احتمالاً در این روزها قضیۀ کذایی ((یهودی زاده بودن آقای احمدی نژاد)) را شنیده اید.‌ قبل از هر چیز، از همان ابتدا من و دوستانم به این ادعا خندیدیم، چون می دانستیم که بی اساس است و نوعی یهودستیزی است. اما این که روزنامۀ دیلی تلگراف هم برداشته این خبر را چاپ کرده سروصدایی راه انداخته که نگو. البته این چیزی را تغییر نمی دهد. اسم خانوادگی قبلی ایشان ((سبورجی)) ذکر شده، و بعد یک عده این را یک کلمۀ عبری فرض کرده اند، که اشتباه است. ایشان در ناحیه ای هم به دنیا آمده که من بعید می دانم اصلاً یهودی داشته. (سردبیر سابق رادیو اسرائیل هم این نکات را در پاسخی طولانی تأیید کرده است.) بهترین توضیحی که برخورد کرده ام این است که نام خانوادگی اصلی ایشان ((سپورچی)) بوده، که نظافتگر شهر می باشد. به هنگام درج در شناسنامه، شاید برای حفظ احترام، آن را به سبورجی تغییر داده اند. بعداً پدر و مادر ایشان تصمیم گرفته اند که نام پرجلوه تری انتخاب کنند.

چیزی که جالب است این است که ایشان یک کلمه نیامده حقیقت را بگوید، چرا که از توجه به هرشکلی لذت می برد. (این نکتۀ اصلی روانشانسی آقای احمدی نژاد و کسان دیگری است که از اعتماد به نفس واقعی اصلاً برخوردار نیستند. خرابکارها اغلب از این گروه هستند.)

این مرا یاد یک داستان بامزه انداخت. یک پیانیست بزرگ روسی بود که شباهت عجیبی به بتهوون داشت. شایع شده بود که فرزند به اصطلاح نامشروع بتهوون بوده. خودش هرگز این شایعه را نه تأیید و نه تکذیب کرد. در حالی که بعدۀ معلوم شد دو سه سال بعد از فوت بتهوون به دنیا آمده بوده!

با بهترین آرزوها!

147 :: توسط اسهال طلب در 2009-10-05 06:07

آرش ( انوشيروان)
اولا اگر جرات نداری حتی اسمت را رو کنی خیلی ببخشید غلط میکنی اسم خودت را مبارز میگذاری.

اشکال شما اصلاح طلبهای بدبخت همين بزدلی تان است. به همين دليل هم هست که ديگر کسی تره هم برايتان خرد نميکند.

تو نه تنها ميترسی اسم اصليت را بگويی بلکه حتی ميترسی با اسم مستعارت (آرش) جواب من را بدهی و هی اسم عوض ميکنی!! حالا دفعه بعد هم حتما با اسم خشایار میخواهی جواب بدهی :))))

بزدل جان اين راه مبارزه نيست
حالا هی به گروههای برانداز فحش بده مثل عقده ای ها...
هيچ مهم نيست
مهم اينه که مردم شماها را شناختند و چرندياتی که درمورد سلطنت طلب ها و ساير گروههای برانداز ميگفتيد ديگر به اندازه پشيزی خريدار نداره.

بنده ديگر اين بحث را با شما ادامه نميدهم و مثل جوانها که شما را به زباله خواهند ریخت من هم همینکار را میکنم.


يک نکته هست که بعضی دوستان اشاره کرده بودند و آن اين است که آيا الان طمان مسلح شدن بچه های ايران است يا خير

دوستان عزيز اين جنبش راه بسيار درازی در پيش دارد. هنوز ولی زمان مسلح شدن و اين خشونتها نيست. مطمئن باشيد هروقت زمانش برسد بچه ها در داخل خودشان ميدانند اسلحه را از کجا تهيه کنند. ولی تا آن زمان راه درازی است

هنوز بايد اين حرکت به همين شکل و کند ادامه داشته باشد و هر روز جاافتاده تر و عاقلانه تر گردد. نبايد عجله کرد. الان خيليها هستند که ممکن است در صورت يک پيروزی کاذب و زودهنگام ناگهان عنان را بدست بگيرند. بنابراين بايد زمان بگذرد و اينها به تدريج همگی از صحنه بيرون بروند.

پيروزی حتمی است اما زمانی دراز در پيش است

146 :: توسط ali در 2009-10-05 01:01

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

145 :: توسط ali در 2009-10-05 01:01

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

144 :: توسط ali در 2009-10-05 01:01

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

143 :: توسط حميد پوريان در 2009-10-04 18:30

از اراذل و اوباش اينترنتی
اف فاکتوريال ميگيريم.

برويم سراغ الاغ ديگری:
حمید سوريان مدالش را به احمدی نژاد داد
iranglobal.info
حميد سوريان قهرمان كشتي فرنگي جهان مدال طلاي مسابقات جهاني اخير را به ا. ن اهدا كرد و گفت: «دكتر احمدی ‌نژاد با حضور مقتدرانه در مقر سازمان ملل متحد و كسب افتخار و عزت براي ملت ايران و همه مسلمانان، قهرمان اصلي است.»
===

کند همجنس با همجنس پرواز...
www.newsecularism.com

اعلام کنندگان طرح وحدت ملي سکوت کنند و از وحدت دم نزنند

سردار محمدعلي جعفري
===
چیز ترسناک شورای امنیت!

پستچی کيهان لندن

ما فکر می کردیم فقط باید نامه های «نواندیش دینی» آقای عبدالکریم سروش را یک بار دیگر به فارسی ترجمه کرد تا گیرنده اش آن را بفهمد. دیگر به این فکر نکرده بودیم که یک فکری هم باید به حال این خارجی های بیچاره کرد که زبان پر از ایما و اشاره زمامداران جمهوری اسلامی را نمی فهمند. ببینید یک جمله صاف و ساده علی لاریجانی را چطوری ترجمه کرده اند. لاریجانی گفت: «با نشان دادن لولوی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند». نیوزویک آمریکایی نوشت: «علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند!» اومانیته فرانسوی نوشت: «علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است!» و مترجم بی تربیت ال پائیس اسپانیایی هم از قول لاریجانی نوشت: «اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند!» خدا رحم کرد که کسی به فکر ترجمه نامه های استاد سروش نیفتاد وگرنه معلوم نبود چه چیز ترسناکی از آن در بیاید و رژیم را به کدام طرف بخواباند!

142 :: توسط انوشیروان در 2009-10-04 17:50

والا ما از پشت مونیتور و با اسم مستعار با هیش و کیش میاویئم اینجا و یک کامنت می گذاریم این یارو اسهال طلب که عکس شش در هشتشو گذاشته بالای سایت کیریش حتمن از خودشونه!!

دوستان مواظب باشید اطلاعات چیهای رژیم برای اینجاد نفاق و جنگ حیدری و نعمتی به اسم سلطنت طلب وارد شده اند!!

چرا سلطنت طلبها رو برای اینکار انتخاب کرده اند؟ برای اینکه از همه فاسد تر و احمق تر همینها هستند!!

امیدوارم که زیتون هم حواسش باشه و اینهارو بن کنه.......

141 :: توسط پرفسور تُنبانین شُلکُن هاین در 2009-10-04 15:53

کامنتِ دوستِ گرامیم کُلُفت را تا خواندم که شعری از پوریان نامی گذاشته و با شکسته نَفسی اعلام میکند که کسی این شعر را برایش معنا کند؛ آتش به جانم زد.
اول از علم روانشناسی کمک گرفته و پروفایلِ ایشان را بازگو میکنم.
سن:۳۰ تا ۴۰ سال.
میزان تحصیلات:نیمه کاره کالج را رها کرده و بهمین دلیل با پدرش میانهء خوبی ندارد.حمید نامِ اصلیش نیست و نام واقعیش محمد؛علی و یا رضا میباشد.او تا هفت هشت سالگی بیماری شب ادرادی داشته..........
بقیه اش برای فردا!!!!!!

140 :: توسط اسهال طلب در 2009-10-04 15:07


دوستان عزيز يک چيز را به طور يقين بدانيد

و آن اينست که فکرنکنيد جنبش سبز بايد همين امروز پيروز بشود... خير... در واقع ميتوانم بگويم اين جنبش هرچه بيشتر طول بکشد بهتر است چون جوانهای ايران روز به روز بيشتر و بهتر راه خود را پيدا ميکنند.

يادمان نرود روزهای اول اين اصلاح طلبهای بی سرو پا چگونه همه را شستشوی مغزی دادند . اما با گذشت سه ماه ( که در مقايسه با اين سی سال بسيار مدت کمی است) ببينيد چقدر جنبش پخته تر شده است
حتی دیروز دیدم آقای رضا پهلوی هم با جوانهای جنبش مصاحبه میکردند و میگفتند و میخندیدند و این چیزی است که این اصلاح طلبهای احمق اصلا نمیخواستند. اینها فقط میخواستند خودشان باشند و خودشان.

در واقع هرروز که پيروزی به تاخير بيفتد به ضرر اين اصلاح طلبان تو خالی است چون اينها فقط قصدشان این است که به قدرت برسند... همين...

اين احمقهای خاتمی چی فکرميکنند جوانها بخاطر گل روی موسوی و خاتمی دارند فداکاری ميکنند.
ای ابلهان اسهال طلب از خواب بيداربشويد. روز به روز اتحاد همه ما بيشتر ميشود و شما آلودگان يا به اين موج خروشان ميپيونديد يا اينکه له ميشويد و به زباله دان تاريخ ميرويد. انتخاب باشماست :)

139 :: توسط کُلُفت در 2009-10-04 13:41

بنده.خود را وارد دعوا نمیکنم.ولی آقای آرشْ شما استاد پوریان را دستِ کم گرفته اید.ایشان اگر حالشان خوب باشد؛شعرهایی میسرایند که بیا و ببین.این هم نمونه اش که ایشان در همین کامنتدانی بتاریخ2007/01/21 نگاشته اند.

به رهایی بگو آره
که بمان زیبا شد
بگونه
روی خط کشیدن روی پرواز رویاء

اگر فکر میکنیدْ که دروغ میگویم؛خودتان به آرشیو مراجعه کنید.هر کس هم معنی این شعر را فهمید لطفاٌ برای بنده نیز ترجمه کند.

138 :: توسط اسهال طلب در 2009-10-04 11:20


آقای آرش
خوش بحال جنابعالی که اصلا چاله میدانی نیستی!!!! یک نگاه به جمله ای که نوشته ای بنداز ببین حتی از کریم هم چاله میدانی تر نوشته ای :)

شما نمونه کامل يک اصلاح طلب خاتمی چی و متحجر هستيد که خوشبختانه جوانها دارند از امثال شما عبور ميکنند.

شايد اگر خامنه ای سماجت به خرج نميداد امثال گنجی و خاتمی و موسوی و دنبالچه هايشان (مثل شما) ميتوانستيد هشت سال ديگر بچاپيد و مردم را تحميق کنيد. اما اين کار خامنه ای ( که البته نهايت بلاهتش بود ) باعث شد دست شماها هم رو شود

بدبختی شما اين است که يک آدم درست حسابی برای عرضه کردن نداريد. سردسته تان رفسنجانی فاسد و منفور (حتی منفورتر از خامنه ای) است و روسای ديگرتان هم خاتمی روباه و موسوی ( که برای صدمين بار در اين بيانيه اخيرش خود را نوکر جمهوری اسلامی ناميد) هستند

جوانها دارند از شما عبور ميکنند. ديگر جمهوری اسلامی را به کل نميخواهند. هرچه بيشتر اين پيروزی جنبش طول بکشد پخته تر و عاقلانه تر خواهد شد . به زودی موسوی کاملا از دور خارج خواهدشد آنهم توسط همين جوانها ييکه او را بالاکشيدند و او لياقت نداشت که موقعيتش را حفظ کند

137 :: توسط پیمان در 2009-10-04 11:05

دوستان عزیز، یکی دو تا خواهش دارم.

یکی این که بیایید از صبر و ادب صاحب وبلاگ سوءاستفاده نکنیم و حرف ها را با رعایت ادب بزنیم.

دوم این که من آقای گنجی را شخصاً نمی شناسم، اما طبق آنچه از کسانی شنیده ام که به صحت قضاوتشان اطمینان دارم، متقاعد شده ام که ایشان، علیرغم سوابقش در دولت اسلامی و یا برخی موضع گیری های اخیر که به مذاق بعضی ها خوش نیامده، انسان باوجدان، شریف و حساس به حقوق انسانی است. بیانیۀ او به سازمان ملل و یا اعتصاب غذایش در نیویورک حرکات مهمی در آگاه ساختن مردم نسبت به جنبش سبز بودند. او دارد سعی می کند هر کاری می تواند بکند که به مردمش خدمتی کرده باشد. به خاطر افشاگری های شجاعانه اش علیه رژیم بهای گزافی پرداخته است. به جای آن که به او تاخت وتاز کنیم، بد نیست که با همدردی از او حمایت یا احیاناً انتقاد کنیم.

با بهترین آرزوها...

136 :: توسط آرش در 2009-10-04 08:41

کی تا حالا چس فیل هم شده جزو حلبی جات. یه مشت آدم چاله میدونی ریق ماسی. کی به شماها تا حالا محل سگ گذاشته. من شرمم میاد حتی شما را مخاطب قرار بدم. هر گهی میخواهید بخورید چاله گند دهن ها. آبروی نداشته خود را می برید!

135 :: توسط رضا در 2009-10-04 08:07

آرش الله مدظلله

می خواستم مودبانه باهت حرف بزنم

دیدم دوستان دیگراین کار را انجام داده اند افاقه ات نکرده...

پس بااین زبان "گه الود" خر فهمت میکنم . شاید بفهمی با معذرت از دوستان با کلاس

مردک گویا گه "گند جی" به مذاقت خوش امده که اینقدر از ما تحت ان عالی جناب میمکی !!و سیری ناپذیر هم هستی

مرد نا حسابی مردم ایران از بیخ و بن این این نطام کثافت را نمی خواهند توداری چی میگی ایت الله عظما؟

گند جی ها میخواهند این نظام لجن را در اماله "اصلاح طلبان" به ما استعمال کنند!! که نخواهند توانست

گویا تورا خوب اماله کرده اند

که شکم ات بکار افتاده داری که میایی اینجا گه"اسپری" میکنی ...


134 :: توسط آرش در 2009-10-04 06:26

من طرفدار هیچکس نیستم. طرفدار خودم هستم. اما از زندگی مسالمت آمیز "همه" ایرانیان در کنار یکدیگر در آزادی و احترام متقابل دفاع می کنم.
در سری مقاله هایی که آقای گنجی در رادیو زمانه می نوشتم من از منتقدین جدی او بودم. در حالی که وقتی زیر شکنجه جلادان خامنه ای بود، برای او شعر می گفتم.
دروازه های تمدن طلایی که قهرمانانش شعبان بی مخ و پری بلنده بودند، به حکومت منگل هایی منتهی شد که قهرمانانش احمدی نژاد و فاطی رجبی هستند.
ما باید یادبگیرم اندیشه را با اندیشه پاسخ بدیم نه با لجن پراکنی.

آقای گنجی الان سه ساله خارجه با نامداران اندیشمندان و فلاسفه دنیا نشست و برخاست میکنه. در حالی که خیلی از این جناب اوباشا پاتوقشان لاس واگاس و استرپتیز کلاب هاست. کاری دیگه ای هم جز زر مفت زدن و به دیگران ایراد گرفتن ندارن.
آقای گنجی الان کمپین جنایت علیه بشریت را رهبری می کنه. خیلی این آقایان که با پول های کلان آمده اند، هیچ کاری جز تخته نرد و پای ماشین های گمبل نشستن بلد نیستند. سالی یه دفعه هم میرن ایران شاهنامه نفیس از ملاها هدیه میگیرن.
اینو من برای بعضی از گروه های افراطی چپ هم نوشتم. بجای گیر دادن به گنجی شما هم برید تو پارلمان های دنیا صحبت کنید یا کاری را به دست بگیرید و تمام کنید. نه این که هی نق بزنید چرا دیگران داران کار می کنند و برای شما کاری نمونده.

133 :: توسط اسهال طلب در 2009-10-04 03:01


آرش جان

گنجی از اونی که تو فکر ميکنی هم الاغ تر است
اون هم مثل تو زود بر چسب به همه ميزنه . اين سلطنتيه اون براندازه اون يکی خاک اندازه ...

گنجی انقدر بيشعور بود که نکرد لااقل اين مدت خودشو نگه داره و فوری ماهيت ديکتاتوريش را نشان داد

مگر نمیگی ما نميخواهيم از ديکتاتوری خامنه ای به ديکتاتوری ديگری بيقتيم؟ ژس چرا طرفدار گنجی هستی؟؟!!!!!! اگه از نظر تو همه حکومتهای قبلی ديکتاتور بوده اند پس دنبال ديکتاتورهايی مثل گنجی هم راه نيفت چون همونجور که خامنه ای توی پوزتون زد اونم يه روز خواهد زد
از ما گفتن :)

132 :: توسط فضول میرزا در 2009-10-04 02:28

آهای مه لقا
تو را چه رفته است که دیگر چیزی نمی نگاری؟
ایلاهُم درد و بلایت به کاسه سر این رئیس جمهور بی کفایتمان بخورد اگر تو را کسالتی رفته!

131 :: توسط آرش در 2009-10-04 00:40

آقای پوریان مطمئنی در قد و قواره ای هستی که مثلا به آقای گنجی بگی الاغ؟ خوب بود یه مقاله ای یه هنری از خودت جهت اطلاع رو می کردی؟
سلطنت طلب ها فکر کنم نتونند در عرصه اندیشه خیلی عرض مخی بکنند، خیلی به نفعشون نیس. چرا که تا بوده دست مال بدستی برای مالیدن خایه کسی بوده که خیال میکرده از امام زمان بهش الهام میشه و از کون خدا افتاده. ملایی بدون عماعه اما با تاج. پدرش هم چندان سوادی نداشته!!!

130 :: توسط حميد پوريان در 2009-10-03 17:11

با الاغها بيشتر آشنا شويم:

آقای؟ گنجی:
اما نمی توانند بنام نهضتی که موسوی و کروبی رهبران آنند ، از اهداف و اعمالی دفاع کنند که موسوی و کروبی مخالف آنند . موسوی و کروبی به صراحت و روشنی راه خود را از راه "ساختار شکننان" و "سرنگونی طلبان" جدا کرده و می کنند .»

و اما برويم سراغ الاغهای رهبر:

میرحسین موسوی اخیرا در متنی دربارهء درافتادن حركت معترضان در دام ساختارشكنی‌های خطرناك هشدار و دربارهء حركت خود توضیحاتی داده است: «اگر خشم و نارضایتى در مردم به‏ ‏وجود آمده است، آنان تصور نكنند كه این احساسات منفى انباشته شده در‏ ‏ضمیرشان متوجه دین است.
...
هدف دیگر از این بیانیه و نیز بیانیه ها و حركات قبلى این است كه‏ ‏تكاپوهاى مردم در چهارچوب نظام باقى بماند و در دام ساختارشكنى هاى‏ ‏خطرناك نیفتد. این خطرى است كه اگر محقق شود، به راحتى مى‎تواند از‏ ‏ایران، افغانستان و عراقى دیگر بسازد.
...
در عین حال، اگر در موجى‏ ‏كه از خشم مردم برخاسته است احساس خطر براى اصل كشور و اصل‏ ‏نظام نمى كردم، برایم سخت نبود كه بیست سال دیگر سكوت كنم.
===
از برکت وجود اين الاغها هست که اراذل و اوباش اينترنتی، کريم،کلفت، فضواباشی، 128 :: توسط :آقای Dariush توجه بفرمایند!! در 1388-07-11 14:32
کیر همهء الاغان و خران توی کون کریم و پوریان.
البته حضرت کلفت فقط این جملهء عارفانه را برای کریم بکار میبرند.بنده پوریان را هم اضافه کردم.

از محمد و آل او
تا علی و آل او
ار خمينی و آل او
همه و همه بدرد آمده اند

129 :: توسط کُلُفت در 2009-10-03 16:50

دوستِ گرامی.کامنتگذارِ ۱۲۸.از الطافِ شما بسیار سپاسگزارم.لیکن شما باید مینوشتید؛کیرِ خران و اُلاغانِ دماوند.به هر حال بنده هیچگونه مشکلی با فحش دادن شما به کریم ندارم.آقای پوریان هم اگر دلشان خواستْ خودشان جوابِ شما را میدهند.احتمالاٌ ایشان در حال تحقیقْ دربارهء سوال آقای داریوش دربارهء فرق بینِ خر و الاغ میباشند.

128 :: توسط :آقای Dariush توجه بفرمایند!! در 2009-10-03 14:32

بین خر و الاغ فرقی نیست.یکی مثل کریم خر هست که خودش چند تا کامنت پایین تر اقرار کرده.یکی هم مثل پوریان الاغه.الان حالش نیست ولی بزودی راجع به هر دو نفرشان و دلایل خر و الاغ بودنشان مدارکی ارایه میکنم.دوباره یادی از عارف زمان مولانا کلفت کرده و یکی از جملات قصار ایشان را قرض میکنم: کیر همهء الاغان و خران توی کون کریم و پوریان.
البته حضرت کلفت فقط این جملهء عارفانه را برای کریم بکار میبرند.بنده پوریان را هم اضافه کردم.


روی لینک کلیک فرمایید

126 :: توسط Dariush در 2009-10-03 13:12

‫این مطلب رو یکی از دوستان فرستاده بود فکر میکنم برای حمید پوریان گرامی هم جالب باشد فقط اگه به ما نخندین من فرق بین الاع و خر رو نمیدونم، شاید اقای پوریان یک توضیح کوچکی بدهد، ممنون میشم.

×روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و .....نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ "عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله

125 :: توسط پیمان در 2009-10-03 10:13

زیتون عزیز و دوستان دیگر،

یکی از مهمترین مصاحبه گران آمریکا چارلی رز نام دارد. لینک زیر ویدیوی کامل مصاحبۀ او با آقای احمدی نژاد است. چنانکه در مقدمه گفته می شود، مصاحبه شونده پیوسته از زیر پاسخ به سؤالها طفره می رود. احتمالاً یکی از مهمترین مصاحبه با ایشان است. مصاحبه گر حتی موفق شد از او تأیید ضمنی بگیرد که به عراق اسلحه می فرستند. خودتان قضاوت کنید. (می توانید روی نام هم کلیک کنید)‌.

http://www.charlierose.com/view/interview/8707

با بهترین آرزوها!

124 :: توسط shayan در 2009-10-02 23:31

میبخشيد آمدم تایپ کنم «نافرمانی دينی» تایپ کردم «نافرمانی مدنی»!!!

123 :: توسط shayan در 2009-10-02 23:29

دوست عزيز نافرمانی مدنی

به گمانم از آنجا که شما کم و بیش در اینجا تازه واردید بعضی از دوستان کامنتگذار و از جمله مرا به خوبی نمی‌شناسید وگر نه می دانستید که من رضا پهلوی نيستم ولی رضا پهلوی را دوست دارم!:))

به هر حال ممنون از نظر لطف شما به بنده.

شاد باشيد

122 :: توسط نافرمانی دینی در 2009-10-02 22:42

کامنت 109 و 112 که به احتمال زیاد یک سلطنت طلب رو به قبله می باشد , شکر زیادی خورده...........برو برو در کونتو بزار , اون رهبرت یعنی شهرام همایون اگر مرد بود اعتراف میکرد که سلطنت طلبه و اسپانسرش هم رضا پهلویه...............در نیویورک هم چاقو کشهای جمهوری اسلامی به دادتون آمدن و یکی از سبزها رو که بهتان اعتراض کرده بود مورد ضرب و شتم قرار دادند, تف برشما کثافتهای وطن فروش.........در ضمن من فکر کنم این شایان که اعلامیهای رضا پهلوی را اینجا کوپی میکنه خود رضا پهلوی باید باشه!!؟؟ چرا که نه پشت منیتور قابم شده و حی اعلامیه میده.....

121 :: توسط آرش در 2009-10-02 22:33

دوستان این مزدور دست هزارم را ول کنید هر چی میخواد بگه. تعجب می کنم این همه براش وقت میذارین. آماده بشین برای جواب دادن به ارباب های این مزدور:

http://aftabnews.ir/vdcdz90n.yt0x56a22y.html

120 :: توسط آرش در 2009-10-02 22:28

درخواست یه باج برای ملت


آقایان چاره ای ندارند که یک بار و برای همیشه "حق" انتخاب کردن مردم را بپذیرند. اگه تا هزار سال دیگه هم نپذیرند کشور به حالت عادی بر نمیگرده و در مسر طبیعی و فطری رشد و شکوفایی نمی افته. حال برای این منظور، راه حل برد برد هم وجود داره.

بالاخره اگر قرار باشه ولایت فقیه باشه بقیه مراجع هم حق دارن. اجازه بدن هر مرجع یه فقیه "بیطرف" و عادل را به رهبر معرفی کنه و رهبر از میان آن ها 6 نفر فقیه شورای نگهبان را انتصاب کنه. هم خواست انتخابات آزاد مردم تامین شده، هم رهبر شورای نگهبان را نصب کرده، هم بقیه مراجع احساس نمی کنند به آن ها بی توجهی شده.

باور کنید راه حل به همین سادگیه. منتها توی این مملکت یه عده انگار مغز خر خوردن و نه تنها خنگ بازی در میارن، که دوست دارن یه عمر خودشون رو گول بزنن و بذارن تو مملکت امام زمان هر فساد و تقلبی اتفاق بیفته. چون مجبورن برای حفظ خودشون به یه عده گردن کلفت باج بدن. خب بیایید یه باج کوچک هم به مردم بدهید. بالاخره یه فرمولی برای دادن حق (باج) انتخاب کردن مردم هست. خواهشن آقای هاشمی و دیگر افراد مجمع تشخیص مصلحت، اینو جدی پیگیری کنن.

خدا خیرتان بدهد و بچه هایتان را هم به کهریزک نفرستد. آمین!

119 :: توسط meow در 2009-10-02 21:57

داريوش: جناب اوباما هم مثل کارتر چپگراست. کارتر حکومت اسلامی به ايران آورد و ملت را بدبخت کرد و زمان او مشکلات اقتصادی زيادی هم برای آمريکا پيش آمد. حالا هم دقيقا همين اتفاق داره می افته و اينبار بعد جهانی پيدا ميکنه. چپگراهای آمريکايی اگر قدرت داشتند و گروههای رقيب جلويشان را نميگرفتند در عرض دو روز آمريکا را ميکردند مثل روسيه و کوبا و ونزولا و چند تا کشور بدبخت کمونيستی که مردمشون توی فقر زندگی ميکنند. هدف اوباما حمايت حکومت اسلامی ای است که کارتر به ايران آورد ولي بعضی وقتها عدو شود سبب خير. شايد اين بار که رابطه برقرار شد به خاطر همت مردم ايران اوضاع بهتر بشه. اين سی سال اروپاييها از رژيم دفاع کردن و در مقابل دزديهاش از ملت هيچی نگفتن ولی مردم هم بلند نشده بودن. حالا اوباما با مردم ايران که نميتونه بجنگه. اتفاقات زيادی که در دنيا داره می افته نميزاره که بتونه از رژيم دفاع زيادی بکنه. البته بستگی به شانس مردم ایران هم داره يعنی اگه اوباما بتونه با موسوی و گروه به اصطلاح اصلاح طلبها کنار بیاد و حکومت را اسلامی نگه داره دوباره مردم بدبخت ميشن. اما اگه مردم بتونن حکومت اسلامی را کاملا عوض کنند و به يه دولت سکولار رای بدن اوباما هيچ غلطی نميتواند بکند. تکبير!

118 :: توسط آرش در 2009-10-02 21:43

ملت تا تسلیم شدن این اوباش خیلی کار داریم. مغرور نشیم و به جای فحش دادن به هم فعالیت کنیم. ببینید به همین سادگی آدم می کشند. سرانشان هم یه دفعه مزد جنایاتشان سهام مخابرات را بالا میکشن:

رگی ديگر از جنايات لباس شخصی ها رقم خورد: قتل يک پسر جوان در اثر ضرب و شتم مامور نماها، سایت نوروز


پسر جوانی به نام "اميرمهدی حمزه لوئی" بر اثر ضرب و شتم نيروهای لباس شخصی کشته شد.

به گزارش نوروز، نيروهای مزبور که دارای يک اتومبيل ون و يک پژو ۲۰۶ بودند، اين پسر جوان را به همراه دو نفر ديگر از دوستانش در کنار پارک قيطريه بازداشت کرده و به داخل ون هدايت می کنند.


تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com
---------------------------------

در اين فاصله يکی از اين جوانها اجازه می يابد تا با تلفن همراه، پدرش را از موضوع بازداشت مطلع کند.

اين سه جوان خواستار ارائه کارت شناسايی از بازداشت کنندگان که خود را پليس معرفی کرده بودند می شوند، اما اين درخواست آنها واکنش شديد بازداشت کنندگان را درپی داشت.

بازداشت کنندگان با بيان اينکه "اين بچه ها چقدر پررو شده اند که از ما کارت شناسايی می خواهند" آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده تا جايی که ناگهان اميرمهدی بر اثر ضربات آنها که مجهز به بيسيم و تجهيزات پليس بودند، بيهوش می شود.

ماموران با دست پاچگی اين ۳ نفر را از اتومبيل بيرون انداخته و صحنه را ترک می کنند. دستپاچگی آنها به حدی بود که در هنگام ترک محل، با ماشين از روی پای اميرمهدی که بيهوش بر زمين افتاده بود، عبور می کنند.

اميرمهدی حمزه لوئی در راه انتقال به بيمارستان شهدا از دنيا می رود.

از علت بازداشت اوليه اين سه جوان اطلاع دقيقی در دست نيست، اما عدم انتشار خبر اين حادثه در رسانه ها، تخلف پليس در اين ماجرا را محرز می کند.

117 :: توسط Dariush در 2009-10-02 21:18

‫البته هنوز زود است که در باره مذاکرات روز گذشته نمایندگان دولت کودتائی ایران و نمایندگان دولت امریکا نظری واقعگرایانه داشت، معمولن سه تا چهار هفته طول میکشد تا پس از مذاکرات اینچنینی، واقعیتها رو شوند.
‫ناگفته نماند که سیاست های دولت اوباما و میتواند به یک فاجعه سیاسی و اقتصادی برای خود امریکا و فاجعه دیگری همچون انقلاب ۵۷ در ایران و سیاست گذارانی چون جیمی کارتر منجر شود.
‫جای دوری نمیرود اگر یادی از هادی خرسندی عزیز و مقوله اوباما بعد از انتخابات امریکا کرده باشم،
‫به امید ایرانی ازاد، اباد و سربلند.

اوباما و همسر مش حسن

مش حسن با دو عدد گاو ز صحرا آمد
با زنش گفت به شادی که اوباما آمد! ....

نسخه تکميل شده:

مش حسن با دو عدد گاو ز صحرا آمد
با زنش گفت به شادی که اوباما آمد!

پلوئی دم بکن و پوست بکن بادمجان
که به جانم هوس مرغ و مسما آمد

همسرش گفت که این سمت نیامد، دیدم!
به گمانم که در اطراف یو.اس.آ. آمد

تازه با رأی من و تو که نیامد سر کار
روی آرای همان مردم آنجا آمد

چه کند فرق برای من و تو، بیچاره؟
درد ما را مگر او بهر مداوا آمد

گاومان شیر فزونتر بدهد از فردا؟
بابت ذوق زیادی که اوباما آمد

یا که گاو نرمان هم پس از این شیر دهد؟
روی شوقی که طرف با هی و هورا آمد؟

کو برنجت که پلو خواستی از بهر ناهار؟
مرغ بریان مگر از عالم رؤیا آمد

آنچنان ذوقزده آمده ای، پنداری
که پسرخاله ات از قریۀ بالا آمد

رفع تبعیض نژادی خبری شیرین بود
که به صبحانۀ ما مثل مربا آمد

لیکن این مرد سیاهی که دلت را برده
نه سیاهی است که در قصه و انشا آمد

این سیاهیست که با پول سفیدان جهان
پی افزایش سرمایه به سودا آمد

«آن سیه چُرده که شیرینی عالم با اوست»*
فرصتش ده که ببینی پی یغما آمد

همچنان در به همان پاشنه خواهد چرخید
این یکی از پی نو کردن لولا آمد

چشم پر ماتم افغان و عراقی روشن
بوش تازه نفسی تازه به دنیا آمد

به طرفدار محمد مگرش رحم آید
اینکه با همرهی امت موسا آمد

همسر مشدی حسن گفت «اوبامازدگی»
میکروبش از نفس خاتمی ما آمد

نظر مشدی حسن چون ز اوباما برگشت
با دوتا گاو خودش جانب صحرا برگشت!

116 :: توسط آرش در 2009-10-02 20:44

در جمع نمایندگان بسیج 313 دانشگاه؛
فرمانده سپاه خواستار اجرای عدالت در حق محمد خاتمی شد.

برخی می‌خواستند اختیارات رهبری را محدود کنند

http://aftabnews.ir/vdcdz90n.yt0x56a22y.html

فرمانده سپاه:
«انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار بعد از ظهور اسلام الگویی شبیه به حکومت اسلامی در صدر اسلام را تشکیل داده اما هنوز به تکامل نرسیده است."

«همه فلسفه انقلاب این بود که حکومتی تشکیل شود که بر اساس اصول قرآن و دستورات الهی، سیره پیامبر و اهل بیت و در چارچوب مبانی اسلامی و فقه شیعی باشد و با این حکومت به سمت تشکیل انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت حکومت جهانی اسلام پیش برویم»

الحق که راست میگه. امپراطوری باستانی ایرانیان فقط تا اروپا و آفریقا گسترش پیدا کرد، اما امپراطوری دروغ و تقلب حکومت اسلامی تا آمریکا هم پیش روی کرده!

این بابا چقدر خنگه! اسلام که قرار نیست روی سنگ و آهن و چوب پیاده بشه. اگه منظورشون مردمه که مردم میگن اسلام این بابا و مصباح را نمیخوان. با سرنگ که نمیشه افکار مالیخولیایی یه عده منگل را به مردم تزریق کرد.

115 :: توسط madarkhanoomi در 2009-10-02 19:30

Charlie Rose - Mahmoud Ahmadinejad, President of the Islamic Republic of Iran
Source: www.charlierose.com

114 :: توسط madarkhanoomi در 2009-10-02 19:30

Charlie Rose - Mahmoud Ahmadinejad, President of the Islamic Republic of Iran
Source: www.charlierose.com

113 :: توسط خبرنگار ژنو در 2009-10-02 14:10

انشاء فضولباشی هم روانست هم
پر ملاط اگر اون دلقک ساواکی سعی
میکند مثل او بنویسد سخت در اشتباهست
که خرچنگ قورباغه مینویسد و جفنگ
میبافد که کسی دیگر رغبت جواب دادن
هم نمیکند .......؟

اما امروز مثل اینکه اوضاع گفتگوها کمی
روبراه بوده و طبق خبرها فقط اسراییلی
و طرفدارانش کمی که نه خیلی شاکی بودند

و سعی هم کردند سمپاشی کنند اما جبهه
اونطرفی ها بسیار قوی تر بود ٬ ایران
کوتاه نیامده بلکه کمی سر عقل آمده یا
شاید بعلت بده بستانهای خوبی که روسیه

بدست اورده ایران بهتر دیده که تا میتواند
از درگیری و تحریم پرهیز کند ... روسها
نه تنها از شر موشک گزاری امریکا در لهستان
و چک راحت شدند بلکه امروز اروپا هم یک

دستخو ش بزرگ بهش داد و گرجستان
مادر مرده را بعنوان جنگ افروز ملامت
کردند عجب !!!روزگاریست نازلی ؟؟
روسها هم دو پاره از کشور گرجستان را

اشغال کردند هم گرجستان را متجاوز
شمردند عجب ؟؟ اینجوریه روزگار دنیای
گردن کلفتها ... حالا ایران این وسط دیگه
نمتونست روی مخالفت روسها حسابی باز

کنه پس راه عقلانی پیشه کرد و برخلاف
یهودیان اسراییلی و اروپایی و امریکایی
و مجاهدین که با عکس رجوی امروز در ژنو با صد نفری هی فریاد زدند
زنده باد اسراییل و رجوی و مرگ
بر ایران و خامنه ایی ...خدا وکلیلی

این پوست صورت مجاههدین از
جنس پوست خوکه یا کفتاره بابا
تو ایران دیگه از شما خاین تر و
بیابروتر نداریم اگر این مردم

ایران حکومت پول پوت کامبوجی
را قبول کنند یا چنگیز خان مغول
را تحمل کنند شما را نمتوانند قبول
کنند چه جوری دور هم جمع میشید

و شعار میدید؟؟ البته مجاهدین و رجوی
میدانند اگر حکومت با غرب بسازد
همه انها را تحویل ایران میدهند و
بهمین خاطرست گلو پاره میکنند

آخر هفته خوبی داشته باشید
عزت زیاد

112 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-02 13:47

بفرما شاهد هم از غیب رسید !؟!
شماره ۱۱۰ که همان کلفت یا نافرمانی

دینی هستی الاغ فضله موش میبینی چطور
زندگی را به کامت زهر کرده ام ؟!

در کمین نشسته ای تا بنده کامنتی بدهم
و بیایی فحشی بدهی بدبخت خواب و

خوراک را ازت گرفته ام و شب و روز
جلوی مانیتور منتظر کامنتم هستی

111 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-02 13:43

هفته باز بآخر رسید و خرهای ماشینی
بیرمق و در پی استراحتی دو روزه و کمی
تفریح و باز خر کاری مدام ... این زندگی

ماشینی غرب جانکاهست و چاره هم ندارد
برای لقمه نانی و سر پناهی باید مثل خر
کارکرد و بقول مایکل مور مشهور انها که

در راس هرم هستند فقط ۵ در صد مردم
امریکا هستند که ۹۵ در صد را میچاپند
و مثل خر از انها کار میکشند و این را

با افتخار تمام هم میگویند زندگی کاپیتال
اگر هم مثل این چند ماهه بورشکستگی
دچار شدند باز از مالیاتهای همین ۹۵

در صد دولت بیلونها دلار کمک میکند
تا ان ۵ در صد نزول خوار باز سر پا
بمانند و خون این ۹۵ در صد خر را

در شیشه کنند ... حیف که این سه تا
نود و پنج میلیون یا ۲۸۵ میلیون مردم
خر کار آمریکایی اسیر تبلیغات سرسام

آور مطبوعاتی آن پنج در صد رئوس هرم
شده اند و مسخ و مبهوت وگرنه ......؟

110 :: توسط دکتر مخصوص کریم شیره کش. در 2009-10-02 13:26

این اردک شماره 108 بیمار روانیه, هر شنبه و یکشنبه میبرنش دیونه خونه شوک مغزی بهش می دهند..جاسوس ناشی.محلش نگذارید..باید آپولشو قویتر کنم..شاید بمیره.

109 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-02 13:26

و اما این شماره ۸۹و ۱۰۶ همان فضله ای است که
به اسم نافرمانی دینی در شماره ۹۶ کامنت گذاشته
و بنده و آنچه لیاقت خودش بوده به بنده و حمید پوریان
گفته البته درمورد حمید پوریان که از آن سلطنت طلبان
دبش!؟ است بنده دفاعی ندارم بکنم چرا که از یک
سلطنت طلب بیش از هرچیزی نفرت دارم چه
از نوع موقرش ؟! مانند شایان یا حمید پوریان
باشد چه از نوع بی چاک و دهنش مانند شیوا و
کلفت و چه از نوع دین ستیزش مانند حسن آقا و مانی
برایم فرق ندارد از همه مانند جن وبسم الله
بیزارم ولی این یارو نافرمانی غینی !؟ دیگه
زده رو دست هرچی ساواکیه د آخه گوزو تو
سر پیازی یا کون پیاز؟! اینجا زیتون است که
تصمیم میگیره کی کامنت بگزاره کی نگزاره
تو این وسط چیکاره حسنی؟! د الاغی دیگه
اگه پوریان بهت گفته الاغی یه چیزی
میدونسته لابد ده نه.. بیشتر از این
وقت باارزشم را صرف شماقازورات
نمیکنم و میروم سراغ تحلیل سیاسی

108 :: توسط مانی خان در 2009-10-02 13:11

آخر هفته است و باید چند چیز را روشن
و واضح توضیح بدهم و یک جمع بندی
از کامنتهای این هفته در اینجا داشته باشم
اولا شماره ۱۰۷ ادعا کرده که بنده اگر به
وجدان خود رجوع کنم همه چی حله!؟
آقای عزیز جنابعالی تازه آمده اید و
خبر ندارید اینجا خانه از پای بست ویرانست
صاحب خانه هم در بند نقش فتوشاپ است!؟
اگر حرف از وجدان و شرف میزنی اول
از همه برو سراغ صاحبخانه اینجا که در
تمام این سالها فقط با دروغ و دغل و هوارهوار!؟
سعی داشت قدمی در براندازی حکومت
بردارد اما چرا؟! اینرا باید از خودش پرسید
که از کجا تغذیه میشود شب و روز پای کامپیوتر
در حال تهیه عکسهای جعلیست هرچند
میداند که از زیر چشمان تیزبین بنده
نه گریزی هست و نه گزیری

107 :: توسط پیمان در 2009-10-02 10:43

کامنتگذار عزیز ۱۰۶:

من مطئن هستم که آقای کریم یا هر اسم دیگری که دارد مشکلات خودش را در زندگی دارد و در صورتی که احساس تهدید و توهین نکند و به وجدانش رجوع کند خیلی از حرفهایی را که تا به حال زده نمی زند. سالها پیش در ایران که بودم دیدم که بچه های بسیج و غیره، با توجه به پیشینۀ اغلب فقیرانۀ خود، طعمه های خوبی برای تندروهای حاکم بودند. اما همانها وقتی که وارد گفتگوی محترمانه می شوند، آثار اندیشه را از خود نشان می دهند. (از بیماران روانی حرف نمی زنم.) توجه کنید که سالها تحت تأثیر شست و شوی مغزی مداوم در خانه، در رسانه ها، در مدرسه، در خیابان و محل کار و مسجد و غیره بوده اند. چه انتظاری می توان داشت؟ نظرم این است که به جای حذف آدمها، گاه باید با آنها گفتگو کرد.

توضیح من از آن جهت بود که یهودیان مترقی واقعاً به مسئلۀ حقوق بشر حساسند و گاه کسی باید این را یادآور شود. مبارزات ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی از کمک های فراوان یهودیان پیشرو در آن کشور بهره برد، کسانی مثل نادین گوردیمر (برندۀ جایزۀ ادبی نوبل) و غیره. در داخل اسرائیل احزاب چپی و جمع کثیری از مردم عادی از مدافعان اصلی حقوق فلسطینی ها بوده و هستند. فقط تهدیدهای مداوم حماس و غیره باعث می شود صدایشان خنثی شود.

شاید وقتی این طرف قضیه را هم ببینند، متوجه پوچی‌ آن تبلیغات بشوند و به صف صلح طلبان بپیوندند. الآن عدۀ زیادی از هرسو منتظرند که جنگ بزرگی در بگیرد و سودهایی ببرند که رقمش از تصور من خارج است. همه باید تلاش کنند که کار به آن خونریزیها و فجایع نکشد. سناریوهایی که مطرح می شود چنان وحشتناک است که اعراب از همین حالا در صدد تحریم کامل ایران هستند که مبادا کار به آنجا بکشد. مردم ایران، مخصوصاً همین بسیجی ها و پاسدارها اگر به خودشان بیاییند کشور خودشان را در درجۀ اول نجات داده اند.

در اخبار بود که سپاه در عمل وزارت مخابرات را به اصطلاح خرید، یعنی مصادره کرد، در شرکت نفت کودتا کرد‌ (پانزده مدیر یک جا برکنار شدند)، یک شرکت بزرگ مس را یک جا قاپید و... این چه کشوری است که یک ارگان دولتی آن از دولت پولهای کلان بگیرد، کار بازار سیاه را در دست بگیرد، خودش طیق خبرها مشروبات الکلی وارد کند، با پولش قسطی یک ارگان دیگر دولتی را به اصطلاح بخرد، صنایع نظامی را قبضه کند، برای خودش آزمایش موشکی بکند، کودتا راه بیاندازد، و کشورش را به سوی پرتگاه فاشیسم نظامی - مذهبی ببرد؟!

به آقای کریم و دوستانش و هرکس دیگری که مثل او فکر می کند و شاید کسانی را هم بشناسد می گویم که تجربۀ آلمان را تکرار نکنند. در نهایت جز سالها جنایت و بعد نابودی خودشان چیزی در پی نخواهد داشت. در عین حال مطمئن هستم که دولت های بزرگ جهان آگاهتر از آن هستند که اجازه دهند تجربۀ آلمان هیتلری، با اقای احمدی نژاد یا خامنه ای یا سپاه و دار ودسته شان تکرار شود. روزی که آلمان شکست خورد، سربازان خرده پای نازی که دیگر برایشان دستوری نمی آمد چنان بی دست و پا شده بودند که نجات یافتگان اردوگاه های مرگ به آنها احساس ترحم پیدا کرده بودند. رقت بار است که آن صحنه ها دوباره تکرار شود.

ضمناً خانم زیتون، این کامنت ها نشانۀ آن است که همه منتظر پست غیر منتظرۀ بعدی شما هستند:)

با بهترین آرزوها!

106 :: توسط کُلُفت در 2009-10-02 08:00

آقای پیمان و خانمِ Meow.محلِ این آقوزیم(کریم) نزارید.این مادر قحبه یک لیبرالْ کمونیستِ حزب اللهیِ مسلمان است.
شما لطفا فردا شب(شبات) یکی دو گُندی را کمی آبلیمو رویش بزنید و با ودکا به سلامتی ِ ایران نوشِ جان کنید.

105 :: توسط meow در 2009-10-02 07:23

شماره ۱۰۰ : پس ديگر مرگ بر آمريکا گفتن هم از طرف رژيم تمام شد و ايران دوباره ميشه مال آمريکا. از حالا ديگه مرگ بر روسيه !
لازم نبود سی سال مردم را بدبخت کنن که دوباره برن طرف آمريکا. يعنی دوباره ايران ميشه مثل دوره شاه و آزادی های اون دوره برقرار ميشه ؟ حالا چرا يهوديهای آمريکا و اسراييل ازين موضوع خوشحال نباشن و برضد رابطه ايران و آمريکا باشن ؟ سی ساله که ميگن اين يهوديها بودن که آمريکا رو کنترل ميکردن و ميخواستن شاه با آمريکا رابطه داشته باشه. خمينی از لج يهوديها بود که رابطه کشور را با آمريکا قطع کرد. آمريکا هر غلطی بخواهد ميتواند بکند و خمينی هم دیگر هیچ غلطی نميتواند بکند. (خوب مگه از مرده کاری بر مياد؟!)

104 :: توسط Arman در 2009-10-02 02:24

اینهم یک فقره تبلیغ اصلاح talabaan در صدای آمریکا پیش از انتخابات و نظرات کار شناسانه مفسر سیا‌ سی‌ ایران خانوم گوگوش


http://www.youtube.com/watch?v=VeZz5Nskb1s&feature=related


103 :: توسط Arman در 2009-10-02 02:23

اینهم یک فقره تبلیغ اصلاح talabaan در صدای آمریکا پیش از انتخابات و نظرات کار شناسانه مفسر سیا‌ سی‌ ایران خانوم گوگوش


http://www.youtube.com/watch?v=VeZz5Nskb1s&feature=related


102 :: توسط shayan در 2009-10-01 21:07

دوستان اینهم متن مقاله شاهزاده رضا پهلوی در روزنامه دیلی تلگراف:

روش هشیارانۀ اعمال تحریم بر علیه ایران: پشتیبانی از ملت بهترین روش برای بستن راه دستیابی ایران به بمب است

دبیرخانۀ رضا پهلوی
چهارشنبه 8 مهر 1388

فردا پنج عضو دائمی شورای امنیت به اتفاق آلمان که گروه ۵ بعلاوۀ ۱ را تشکیل می دهند، در آخرین کوشش برای کاستن از تشویش بین المللی در مورد برنامۀ اتمی ایران با این کشور بر سر میز مذاکره خواهند نشست. تهدید برقراری تحریم های جدید در مورد ایران همچنان برجا است. ما در گذشته هم ، ضرب الاجل پس از ضرب الاجل و تحریم بعد از تحریم را شاهد بوده ایم و اینک به همان مرحله و همان بازی گذشته بازمی گردیم.

تنها تفاوت واقعی این است که جمهوری اسلامی گام به گام به بمب اتمی نزدیکتر می شود، بنابراین، شاید اینک زمان آنست که راه جدیدی را آزمایش کنیم.

گروه ۵ بعلاوه ۱ در آستانۀ دیدار اول اکتبر خود باید در امر مبارزه با گسترش سلاح های اتمی، از بزرگترین متحد خویش، یعنی مردم ایران نیز یاری بگیرد. تا کنون جمهوری اسلامی به فشار خارجی جامعۀ بین المللی ترتیب اثری نداده است، میزان تحریم ها نیز بر آن موثر واقع نشده، در عوض به محمود احمدی نژاد در صحنۀ جهانی امکان داده شده که از هر فرصتی برای خشنود ساختن روحانیون وابسته به رژیم استفاده کند. اما همین روحانیون در ماه جون هنگامی که صدها هزار نفر از مردم به خیابان ها ریختند و خواستار پایان گرفتن ستمگری و خودکامگی بنیادگراها و نقض مداوم حقوق بشر توسط رژیم شدند چندان آرام و خونسرد نبودند.

رژیم برخلاف عکس العمل نسبت به فشار بین المللی، در برخورد و مقابله با قیام و خیزش داخلی بسیار فوری و سریع عمل کرد، هراسان و وحشت زده بلافاصله بیش از ۴۰۰۰ نفر از معترضان را بازداشت کرد و فریاد آنها را برای آزادی و دموکراسی در گلو خفه کرد.

دانشجویان و روزنامه نگاران، دختران و پسران، مادران و پدران و پیرو جوان هنوز در بازداشت بسر می برند و توسط رژیم اسلامی روحانیون کتک می خورند، ناسزا می شنوند، شکنجه می شوند و مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند، صدها نفر دیگر با اتهاماتی دروغین روبرو هستند و با درماندگی و بی پناهی، بدون حق داشتن وکیل در انتظار محاکمه بسر می برند.

سازمان دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی برای حقوق بشر در ایران، در جریان برگزاری اجلاس اخیر مجمع عمومی سازمان ملل متحد درهفتۀ گذشته، از سازمان ملل متحد خواستند یک نمایندۀ ویژه حقوق بشر تعیین کند که سوابق دولت جمهوری اسلامی را در نقض فاحش حقوق انسانی ایرانیان مورد تحقیق و بررسی قرار دهد.

مردم ایران تحت سلطۀ این رژیم ستمگر که حق مسلم آنها را برای زندگی تهدید می کند هنوز در رنج و عذابند و همچنان خواستار آزادی های خویشند و برای دستیابی به این آزادی ها مبارزه می کنند و برای جلب پشتیبانی جهانیان فریادشان بلند است.

مقابله و برخورد شتابزده و ناشی از ترس روحانیون با قیام مردم ایران نشان داد که بزرگترین تهدید نسبت به ادامۀ حکومت آنها از داخل مرزهای کشور سرچشمه می گیرد و بر خلاف تبلیغات رسانه های دولتی، بزرگترین دشمن رژیم غرب نیست بلکه مردم ایرانند.

غرب با حمایت از مردم ایران و مبارزۀ آنها برای دستیابی به حقوق بشر و تاکید براهمیت آزادی های آنان، بزرگترین متحد خویش را در موضوع اتمی خواهد یافت.

قدرت بخشیدن به جنبش اوپوزیسیون ناراضی و اختلاف داخلی را ترغیب و طولانی تر می کند و تداوم ناآرامی داخلی کلید اصلی شکستن طلسم روحانیون است.

گرچه ثابت شده است در دیپلماسی برقراری تحریم ها می تواند وسیلۀ مفیدی باشد اما نتیجۀ آن به زحمت افتادن شهروندان یک کشور و صدمه خوردن به بسیاری از افراد بی گناه به سبب خطاهای عده ای معدودِ لجوج است.

برای آنکه تحریم ها در مورد ایران موثر واقع شود بایستی حقوق بشر نیز به اندازه و به میزان نگرانی اتمی مطرح باشد.

بسیاری از هم میهنانم به من خاطرنشان ساخته اند در صورتی که معتقد شوند و مطمئن باشند که برقراری تحریم ها به عمر ستم و بیداد روحانیون پایان خواهد داد و نیاز مردم ایران را به رعایت موازین حقوق بشر تامین خواهد کرد، آماده اند در کوتاه مدت سختی های ناشی از آنرا تحمل کنند.

در ۱۹۸۶ ایالات متحدۀ آمریکا، هنگامی که قانون جامع ضد تبعیض نژادی را به تصویب رسانید فعالیتی جهانی را برای رعایت حقوق بشر و برابری در آفریقای جنوبی رهبری و هدایت کرد. این قانون سرمایه گذاری آمریکا را در آن کشور ممنوع ساخت. تحریم های ممنوعیت سرمایه گذاری دربارۀ حقوق مدنی و حقوق بشر بود و سایر قدرت های جهانی نیز سریعا همین کار را کردند.

مهمتر از همه اینکه وضع قوانین مربوط به رفع تبعیض نژادی و آزاد ساختن زندانیان سیاسی، پیش شرط لازم برای لغو تحریم ها بود. آن تحریم ها موثر واقع شد، مردم آفریقای جنوبی در کوتاه مدت دچار یک رکود اقتصادی عمیق شدند، اما تا به امروز هیچ شهروند آفریقای جنوبی اهمیت آن پیش شرط ها و آزادی دراز مدتی را که برای مردم آن کشور به ارمغان آورد فراموش نکرده است.

درمورد ایران سیاست خارجی آمریکا و فشار بین المللی به آخرین حد خود نزدیک می شود. تحریم هایی که صرفا برای شکل دادن به سیاست اتمی ایران برقرارشد، بنظر نمی رسد که هیچگاه بتواند تعداد سانتریفیوژهایی را که به غنی سازی اورانیوم سرگرمند، کاهش دهد.

از آن گذشته، اگر مسئلۀ غنی ساختن اورانیوم همچنان مبارزۀ اخلاقی برای مهمترین آزادی بنیانی و اساسی انسان، نظیر برخورداری ازآزادی و حق انتخابات آزاد و منصفانه را تحت الشعاع قرار دهد و برآن ارجحیت یابد، آنگاه چنین بنظر خواهد رسید که گروه ۵ بعلاوۀ ۱ مردم ایران را در مخمصه و گرفتاری شدید آنها به فراموشی سپرده و آنها را به حال خود رها کرده است.

درعوض اگر غرب تحریم های جدیدی برقرارکند که حقیقتا به فریاد آزادی ملت ایران مرتبط باشد بزرگترین متحد خود را، در مبارزه با رژیم اسلامی، با سلاح قدرتمند همبستگی بین المللی مجهز و مسلح ساخته است. این قیام می تواند ثبات خاورمیانه را از پایه و اساس تغییر دهد. در حالی که جهان در جر و بحث کیک زرد بسر می برد، مردم ایران هنوز به جنبش سبز خود برای آزادی، امید و حقوق بشر اعتقاد و باور دارند.

اکنون زمان آن فرارسیده است که رهبران جهانی از حقوق بشر مردم ایران پشتیبانی کنند، با چنین اقدامی آنها به ملت ایران چنان قدرتی خواهند داد که بتوانند مسئلۀ اتمی را حل کنند.

101 :: توسط حميد پوريان در 2009-10-01 16:48

باز هم در باره الاغها:

اولی:
"منوچهر متکی" در واشنگتن بسر میبرد
"منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای دیدار در واشنگتن بسر میبرد. این دیدار از آن جهت قابل توجه است که یک روز قبل از نشست کشورهای گروه 1+5 با ایران در ژنو، صورت گرفته است.

دومی ها:
"منوچهر متکی" در واشنگتن بسر میبرد
"منوچهر متکی" وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برای دیدار در واشنگتن بسر میبرد. این دیدار از آن جهت قابل توجه است که یک روز قبل از نشست کشورهای گروه 1+5 با ایران در ژنو، صورت گرفته است.

از همه چموش تر ها؟:
نشست ژنو
محمود احمدی نژاد : همزبانی بهتر است
"در سی سال گذشته ایران نشان داده است که می تواند روی پای خود بایستد و شرایط را به نفع خود تغییر دهد ". ولی به نظر او همزبانی بهتر است، وی با این حال افزود" کسانی که با ما مذاکره میکنند مختار هستند هر سیاستی می خواهند دنبال کنند".

در حاشيه ها:
نشست ژنو
آمادگی آمریکا به بحثِ تنها با ایران
یک مقام آمریکایی در واشنگتن گفت که آمریکا آماده است نماینده اش با نمایندۀ ایران گفتگو هایی خارج از نشست گروه 1+5 با ایران ، در ژنو، داشته باشد.وی افزود که فرصت های تنفسی که بین جلسات کاری در ژنو داده می شود به هیآت های نمایندگی مختلف امکان انجام بحث های دو جانبه ای را می دهد.

هدف الاغها:
اقتصاد ایران
سپاه و بسیج : به سوی کنترل کامل اقتصاد
نحوۀ واگذاری سهام مخابرات ایران و بزرگترین معدن سُرب و روی خاورمیانه، معدن انگوران، به نیروهای سپاه و بسیج در نوع خود گویای این مطلب است که پس از فرادستی سیاسی از خلال دو دولت پی در پی محمود احمدی نژاد، مهمترین بازوهای نظامی جهوری اسلامی به دقت در پی فتح کامل اقتصاد ایران هستند و در این راه هیچ رقیب و مانعی را برنمی تابند...

100 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-01 13:50

گفتگوهای مهمیست که امروز در ژنو
برگزار میشود و طبق حدس بنده امریکا
در پی گفتگوهای دو جانبه و رو در رو

با ایرانست و احیانا هرچه افراطیون
امریکایی و یهودیان طرفدار اسراییل
سعی کردند که این گفتگوها صورت

نگیرد نشد که نشد ...چرا که ماحصل
این اگر گرم شدن رابطه ایران با امریکا
باشد تماما ضرریست برای اسراییل که

ببهانه ایران کوچکترین امتیازی
بفلسطینیها نمیدهد وطفره رفتن
دایم و ادامه وضع موجود بهترین موهبت
برای اسراییلست و باز از قبل ترس از

ایران سیلابی از پولهای اهدایی غرب را
برای خودش بیمه میکند و در غیاب ان
دیگر این پولها هم خبری نیست

پس اصرار اسراییل و این همه تبلیغات
مطبوعاتیش در باره ایران بیدلیل و بهانه
نیست .....هنوز سمپاشی های اسراییل تمام
نشده و شاید هم موفق شود همه امیدها را

بیاس تبدیل کند باید چند روزی صب کرد
تا نتیجه این گفتگوها روشن شود

عزت زیاد

99 :: توسط خواننده زیتون در 2009-10-01 13:36

آنچه باعث شهره شدن احمدی نژاد چه
در داخل و یا خارج شده همین همرنگ
بودنش با مردم کوچه و خیابان ایرانست

یعنی نه درست سیاست خوانده نه کلاس
ادبیات محاوره ایی خوانده نه اقتصاد و
حکومت کردن بر مردم و نه ......؟

داشتن مدرک مهندسی و یا دکتری از
دانشگاه هیچ ربطی بسیاستمدار شدن
ندارد که درس و تدریس سیاست جداست

اما آنهاییکه احمدی نژاد را وارد این
صحنه بزرگ کردند انهم بعد از دوران
کوتاهی استانداری و شهرداری تهران در

پی چیزهایی دیگری بودند که فعلا در
پشت پرده ها خواهد ماند ٬ بنا بر شواهدی
سیاستمداران غربی هی جار میزدند که

راستگرایان ایرانی در پشت صحنه سیاست
همه کاره هستند اما در پیشانی حکومت دایم
یک میانه رو میگزارند تا وجهه جهانی ایران

را مناسبتر جلوه بدهند و از طرف دیگر
مخالفین تندرو نظام میگفتند اگر یک دست
راستی سر کار بیاید کشور بسوی تالبانی
شدن میرود و مردم منزجر میشوند و کلک

رژیم را میکنند و .....احمدی نژاد را آوردند
تا هر دو تئوری را خنثی کنند البته بهایی
هم دادند که کمتر فکرش را میکردند ٬ البته
این جراحی حاد لازم بود تا بدنه نظام با سلامت

براه خودش ادامه دهد ٬ فاز اولش همین

98 :: توسط ارمان در 2009-10-01 09:22

سلام اون اقای ارمان من نیستم خود زیتون هم میداند من نامم را فارسی تایپ میکنم و ... هرگونه تشابه اسمی تکذیب میگردد!

97 :: توسط پویا در 2009-10-01 02:31

زیتون جان ! نسل ایرانی ها ی اینور ( بچه ها ی اینجا بزرگ شده ) دلسوز و شجاع اند .جدن که بعضی وقتا دمشون گرمه گرمه. خب اینجا هم سرشون ، به دلیل آزادی خواهی ، آنچنان در خطر نیست ، مثل اونور .
به نظر تو ، ایران و آمریکا ، با هم دوستانه کنار میان ؟
خوش باشی !

96 :: توسط نافرمانی دینی در 2009-10-01 00:51

آقای آرمان بیخود خودتو خسته نکن!!؟؟ پرچم شیر و خورشید از زمان نادر شاه تا شاهنشاه آری از مهر , نماد سلطنت ظل الله بوده و مردم هم در انقلاب 57 فقط در چیزی که وحدت داشتند ّ بگو مرگ بر شاه ّ بود, مردم میگویند آزادی و استقلال جمهوری ایرانی و تو حالا آمدی داری تبلیغ سلطنت را میکنی,.......ما این افراد سالخورده ای را که در نیویورک دیدیم که پرچم شیر و خورشید دست گرفته بودند و از اباما می خواستند که با رژیم مذاکره نکنه را میگذاریم به حساب پارازیت هائی که همه جا در حنبشهای آزادیخواهانه هستند و قصد تفرقه افکنی دارند.....

95 :: توسط Arman در 2009-10-01 00:25

ممنون آقا داریوش و آذر خانوم از نذراتتون.

صدای سانسورچی آمریکا را تحریم کنید!!!!!!!!!!!!!!!!۱

لطفا نگید من بچه و اهساستیم. خدتن قضاوت کنین.

من تو یوتیوب اتفاقی‌ سخنرانی‌ ناذانین افشیین جم رو پیدا کردم در نیویرک جلو سازمان ملل. این خانم همینطور که در این لینک میبینین در جم پرچم دوستان هست.

http://www.youtube.com/watch?v=1mrn02mv9IA

هارو برو این لینک رو ببین مصاحبه صدای آمریکا با نازنین در مورد سخنرنیش جلو سازمان ملل ولی‌ فیلم کی‌ رو پخش میکنه؟؟؟؟


طرفدارای موسوی ضد پرچم.

http://www.youtube.com/watch?v=QALaTaUF9a4

این اگه سانسور نیست بگو چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

94 :: توسط آرش در 2009-09-30 18:42

در تایید کامنت پیمان عزیز 87 :

دانشجویان می بایست به "تکثیر" هسته ها و "گسترش" شبکه ها بپردازند تا درورترین نقاط کشور. جمعیت دانشجویان کشور 3.5 میلیون نفر است. اگر 50% آن ها فعال باشند و هر کدام میانگین 6 خانواده را پوشش دهند، 10.5 میلیون خانواده در راه سبز اگاهی و دانایی قرار می گیرند. با توجه به محدود بدون دسترسی به رسانه ها و اینترنت دانشجویان می توانند این نقش را ایفا کنند.
حال تجسم کنید اگر در هر خانواده عضو شبکه، یک دانشجو (هسته) رشد کند و همین طور شبکه گسترش پیدا کند، در مرحله دوم می توانند تمام جمعیت خاورمیانه را پوشش دهند :). منظورم این است که از دانشجویان کارهای با کیفیت تری انتظار داشته باشیم: backbone آگاهی و دانایی جنبش!

عشق و آزادی ابعاد منند
و جستجو در ابعاد پنهان
آغاز حجم من....

در تنور سينه ام
نان همسايه را می پزم،
و با بال های سپيدم
قفل قفس های کوچه را می شکنم!

93 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-30 16:34

با الاغهای اينترنتی هم آشنا شويد:

89 :: توسط زیتون و کامنتگزان الاغ در 1388-07-08 11:47
در خاتمه از دوست دانشمند و عارف برجسته کلفت کمک میگیرم: کیر همهء الاغهای دماوند تو کوس ننهء شما و کریم.

حواله ارسالی دوست دانشمند، کريم، ... خيلی وقت است که مثل تف سر بالا به ماتحت آدمهای دولا فرو رفته تازگی به عرعر افتاده اند.

برويم سراغ ملاهای الاغ:

زن بی‌حجاب آتش است

حجت الاسلام سيداحمد علم‌الهدي، امام جمعه مشهد
====

درباره ی روشنک نوعدوست و طرح یک پرسش
معمای رد پای طاهره در تاریخ زنان

سهیلا وحدتی

تاریخ آن چیزی نیست که در گذشته اتفاق افتاده، بلکه آن چیزی است که ما درباره ی رخدادهای گذشته بدان آگاهی و باور داریم. برماست که با نگاهی بدون قضاوت گذشته ی خود را بشناسیم و تاریخ خود را بسازیم.

تاریخ ما زنان بویژه در تعریف هویت و جایگاه امروزی ما نقش مهمی ایفا می کند چرا که هویت ما ریشه در گذشته ی ما دارد. چگونگی مبارزات ما نیز ریشه در گذشته ی ما دارد.
...
همه ی زنان در این گردهمایی پیروان صبح ازل یا آئین بیانی در تهران بی حجاب هستند. این عکس حدود اواخر دهه 1930 و اوایل دهه 1940 گرفته شده است.
(عکس برگرفته از: http://www.iranian.com/main/blog/nur/bayani-community-iran)

عکس گردهمایی پیروان آئین بیانی یا ازلی نشان می دهد که زنان حجاب نداشته اند و حجاب زنان ازلی شاید تنها یک پوشش ظاهری در جامعه برای همرنگِ جماعت شدن بوده است

تاسیس مدرسه ها و سوادآموزی زنان

دو نفر در ردیف نشسته که روپوش خاصی متفاوت از دیگر دانش آموزان به تن دارند، همزمان در دبیرستان تحصیل می کنند و به دانش آموزان سالهای پایین تر هم درس می دهند. نفر اول از سمت راست ردیف نشسته ملوک محبوب خلیق، خواهر روشنک است. این عکس در اواخر دهه 1300، یعنی چند سال پیش از کشف حجاب گرفته شده است.
...
مدرسه ی سعادت نسوان از کلاس آمادگی تا کلاس یازده را ارائه می کرد. مدرسه تا کلاس چهارم مختلط بود و دانش آموزان پسر را نیز می پذیرفت و دختر و پسر در کلاس کنار هم درس می خواندند و زنگ تفریح با هم بازی می کردند. از کلاس پنجم به بعد فقط دانش آموزان دختر به این مدرسه راه داشتند. هنگامی که وزارت فرهنگ (آموزش و پروش کنونی) کلاس دوازده را به سیستم آموزشی افزود، این مدرسه نیز کلاس دوازده را اضافه کرد.
...

92 :: توسط پیمان در 2009-09-30 16:26

دوست عزیز، کامنت ۹۱:

یهودیان مترقی به شدت به مسئلۀ حقوق بشر حساس هستند. در آمریکا، بیشتر وکلای مدافع زندانیان گوانتانامو بی، محبوسانی که همه به عنوان تروریست اصلاً نزدیکشان نمی شوند، یهودی هستند. این دسته از وکلای اغلب برجسته به شدت معتقدند که از این زندانیان، بی گناه یا مقصر، باید در برابر قانون دفاع شود. از حقوق معمولاً گزاف خودشان حاضرند صرف نظر کنند، آبروی حرفه ای خودشان را به خطر بیاندازند، تا حق این گروه ضایع نشود.

قاضی بین المللی که گزارش سازمان ملل را در دفاع از حقوق فلسطینیان تنظیم کرده که در آن به شدت از اسرائیل انتقاد کرده خود یک یهودی است. ایرانیان یهودی در آمریکا به شدت نگران وضع مردم ایران طی ماه های اخیر بوده اند. نخست وزیر اسرائیل از سازمان ملل به وضوح خواست که مردم ایران را تنها نگذارند و درکنار آنها بایستند -- و این کسی است که تندرو ترین نخست وزیر دهه های اخیر اسرائیل محسوب می شود. در اسرائیل نخست وزیر سابق را به اتهامی در حد باج گیری در حدود فقط صد هزار دلار به دادگاه کشیده اند. (مقایسه کنید با ارقامی که طی مناظرات تلویزیونی در ایران مطرح شد.) اسرائیل به احترام مقاومت مردم ایران دیگر از حمله به ایران سخن نمی گوید.

آقای احمدی نژاد و امثال او نه فقط برای جلب توجه افکار عمومی، بلکه دقیقاً به این دلیل که دیدگاه های یهودیان مترقی دنیا با ذهنیت خونریزانۀ او و امثال او مغایرت دارد پیوسته به اسرائیل حمله می کند. او با بی رحمی تمام ادعا می کند که کشتار شش میلیون یهودی توسط نازیهای آلمان واقعیت نداشته است، در حالی که مطمئن هستم خودش می داند دروغ می گوید. معلوم نیست او و دارو دسته اش با پولهای نفت در این چند سال چه کرده اند. هر چه می خواهند می کنند و به کسی هم حساب پس نمی دهند. به مردمشان خیانت می کنند، برای حفظ موقعیت خود از سهم دریای خزر می گذرند، از تغییر نام خلیج فارس به خلیج عرب تکان به خودشان نمی دهند، نمی توانند جواب سه تا جمهوری کوچک و ضعیف شوروی سابق را بر سر مناقشات خزر بدهند، بعد پیوسته اسرائیل را تهدید می کنند.

همانطور که گفته اید، اعتراضات یهودیان آمریکا در برابر سازمان ملل به دفاع از مردم ایران یکی از دلایل مهم توجه به مسئلۀ ایرانیان شد. هر بیانیه ای که برای توقف خشونت و تجاوز به زندانیان در ایران صادر شده، گاه صدها امضا با نامهای برجسته ترین دانشگاهیان یهودی را بر خود داشته است. آرزو دارم که روزی مردم ایران از کمک های این دسته قدردانی کنند.

اما آنچه که مشخص شد این است که این بار دیگر کسی به حرف های آقای احمدی نژاد واکنش مستقیم نشان نداده است و اجازه نداده اند با تکنیک های قدیمی خود افکار عمومی را از آنچه در کشورش می گذرد و از مقاصدش منحرف کند. آنچه او به وضوح قصد آن را دارد تکرار یکی از بزرگترین فجایع تاریخ آدمی است. بار آخر کسی که به قول شما موفق شد این کار را بکند آدولف هیتلر بود. (خروشچف با کندی کمک کرد که بحران موشکی کوبا به جنگ کشیده نشود. کاسترو با آن که دیکتاتور است، خدمات فراوانی هم در حق مردمش کرده.) مطمئن باشید دنیا نمی گذارد او به آمال خود برسد. اگر همینطور پیش برود، تاریخ تنها او را به عنوان یک دیکتاتور شکست خورده به یاد خواهد آورد.

با بهترین آرزوها!

91 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-30 13:39

اینکه میگویم مطبوعات محتاج !؟ غربی
همین اوج بدبختیشانست که فقط بچند صد
تا تظاهر کننده ضد احمدی نژاد این همه
پوشش خبری میدهند ٬ این مطبوعات مغرض

اگر بخاطر اسراییل و یهودیان اروپا و امریکا
نبود اصلا بایران کاری نداشتند مگر قذافی یا
طرفداران ضد چینی دالای لاما و برمه ایها و
دیگران نبودند اما چرا فقط ایران تو بوق و
کرنا رفت ؟؟ چون ۷۰ در صد خبر نگاران
و خبرگزاریها همه یهودی هستند و ان سی
در صد بقیه هم کاسه لیس این ۷۰ در صد
هستند ...احمدی نجاد اگر باسراییلل بند
نمیکرد و یا غنی سازی را لق میکرد نه
انتخاباتش سر و صدا بپا میکرد نه اسمی
از وی در اخبار دنیا بود ...احمدی نجاد برای
شهرت طلبی دست ببازی خطرناکی زده که
قمار خطرناکیست اگر برنده شود اسمش در
تاریخ ثبت خواهد شد مثل خروشچف یا
کاسترو واگر ببازد انوقت بزباله دانی
تاریخ خواهد افتاد ....عزت زیاد

90 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-30 13:25

چگونه میشود شر این حکومت را کند و
بمردم ایران آسیبی نرساند !!!!؟؟؟؟؟؟

وقتی مردم ایران پشتیبان اصلی حکومت
هستند دیگر شری وجود ندارد اگر دارد
همان براندازهای معدود و سی سال در
انتظارند که مردم ایران از شرشان راحت
شده اند ...حقیت امر اینجاست که اگر نار
رضایتی با اکثریت مردم باشد اصلا حکومتی
برسر پا نخواهد بود حتی کوبا یا کره شمالی
یا عربستان و ...مگر کشورهای اروپای شرقی
از درون نپاشیدند ؟؟ البته تبلیغات و سمپاشی
های غرب موثر بود اما نارضایتی مردم حرف اول
و اخر را زد و فرو پاشیدند ... در ایران
مردم در انقلاب ۵۷ مثل سیل در خیابانها
بودند و شاه مجبور بتسلیم شد و رفت

اما امروز وقتی حکومت قادر است در هر
شهر و دهی انبوهی از مردم را بخیابانها
بکشد دیگر حرف مفت زدن جای سوال دارد

درست است اصلاح طلبان هم بسیاری رای دهنده
دارند اما اینها را اگر جمعی بی بته برانداز
و بی طرفدار بخواهد بخودش بچسباند نه
تنها مضحک و خنده دار است بلکه بینتیجه
و سرانجام و همین دلخوشکنک های وبلاگی
میشود که از جمع سه میلیونی در خارج
کشور فقط ۴۰۰ نفر در نیویورک یا کمتر
در لندن و پاریس دور هم جمع میشوند تا
مطبوعات محتاج

89 :: توسط زیتون و کامنتگزان الاغ در 2009-09-30 11:47

هر وقت که به این کامنتدانی سر میزنم، همیشه دو نفر هستنند که پنداری اگر کامنتی ننویسند مرتکب گناه شده اند. اولی کریم است که همه میدانیم کوس مشنگ است. کسی هم جدیش نمیگیرد.یک کوس شعری مملو از غلط های دستوری و املایی مینویسد، چند تا فحش میخورد ولی از رو نمیرود و باز میگردد.
و اما دومین نفربنام حمید پوریان هرگز چیزی از خودش نمینویسد.تازگی هم مثل بچه هایی که تازه لغت Fuck را یاد گرفته اند و به هر بهانه ای میخواهند بلا نسبت به همه بگویند Fuck You ایشان نیز لغت الاغ را یاد گرفته اند و همه را الاغ خطاب میکنند.داداش .ما خودمان بلدیم کوس شعرهای نوری اعلا و شکوه فرهنگ را بخوانیم و احتیاج به تبلیغ شما نداریم.لطف کنید یک دفعه خودتان مطلبی بنویسید.
در خاتمه از دوست دانشمند و عارف برجسته کلفت کمک میگیرم: کیر همهء الاغهای دماوند تو کوس ننهء شما و کریم.

88 :: توسط azarfakhr در 2009-09-30 10:48

ارمان عزيز.. بينهايت سپاسگزارم از لطفت .
و اما ... خوشحالم از اينکه تسل تو با روشن بينی دريافت که هدف نسلی که انقلاب کردند برای اينده ای بمراتب بهتر برای فرزندانشان بود که متاسفانه بعلت باور سخنان ليدر مذهبی به اينکه انها کاری با سياست نخواهند داشت به روزی رسيدند که نه تنها فرزندانش طندگی بهتر نصيبشان نشد بلکه با اعدامهای دسته جمعی و جنگ ۸ ساله داغدار فرزند شدند . ان زمان مردم دنبال ليدر راه افتاده بودند ولی اکنون نسل شما نه تنها از ليدر جلو افتاده بلکه کم کم اين فاصله طولانی تر ميشود . فقط بايد مواظب بود که اين جنبش دچار تفرقه نشود . باور کن ان رزيم قابل قياس با اين خونخواران نبود . در طول انقلاب ۳۰۰ نفر کشته شدند که حکومت دو دستی کشور را تقديم انقلابيون کرد . اينها با کشتن هزاران نفر هنو ز امادگی دارند ميليونها نفر را بکشند تا بمانند . احمدی نزاد و رهبر برای تحريم اقتصادی و جنگ دارند التماس ميکنند تا مردم سرشان به لقمه نان در اوردن و جنگ گرم شود تا بتوانند از اين بحران داخلی گذر کنند . ساختن نيروگاه هسته ای در اطراف قم . جواب سر بالا به ۵+۱ . لاطايلات احمدی در سازمان ملل چيزی جز درخواست جنگ و تحريم نيست . از طرفی چون دنيا حساب ملت و دولت ايران را جدا کرده نميخواهد به مردم اسيب بزند ... حلاصه انکه باور کن دنيا در مقابل اينها کم اورده و معطل مانده چکار کند . از چه راهی ؟ چطور ؟
راستی دوستان شما فکر ميکنيد با اين معمای پيچيده کشورهای دوستدار ملت ايران چگونه ميتواند شر اين حکومت را از سر ملت کم کند که اسيب به مردم نرسد ؟

87 :: توسط پیمان در 2009-09-30 08:36

زیتون خانم و دوستان عزیز،

نخست، مقالۀ بسیار حساب شده و جالبی خواندم که می تواند به دانشجوها در ایران کمک کند که هم کاری مفید بکنند و هم درسشان را بدون دغدغه و ترس بخوانند! ضمناً توطئۀ حملۀ خشونت آمیز یا اقدامات به اصطلاح انضباطی بی رحمانه به دانشجویان را نیز خنثی می کند. می تواند جان و آیندۀ خیلی ها را نجات دهد. کل مقاله را اینجا بخوانید و اگر خواستید به دیگران هم توصیه کنید:

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/19482/

(نیز می توانید روی نام من کلیک کنید.)

دوم آن که به دوستی گفتم که آنچه من می بینم این است که چند دهۀ دیگر از این جنبش سبز و ادبیات آن به عنوان یک نمونۀ بی سابقه یاد خواهد شد:

موج سبز کلیشه ای فکر نمی کند. ایدئولوژیک نیست و در حال پیشرفت برنامه اش را می نویسد.. به شدت صلح گرا و متمدن است. علیرغم محدودیت های بی شمار توانایی هایش، تقریباً هرگز با عجله و واکنشی عمل نکرده است. با الگوی خشن اعتراضات در کشورهای دیگر نسبت به دولتهای کودتا، اقتدارگرا یا دیکتاتوری بسیار متفاوت مانده است. برخلاف خود کودتاگران، به قانون و مردم (حتی نیروهای آرامتر انتظامی) احترام گذاشته و خواهان آزادی های مدنی است. تجزیه طلب یا انزواگرا نیست. از خشونت و خرابکاری متنفر است. خشمش را در سکوت و در کلام ابراز می کند. علیرغم کوشش فراوان در قطع ارتباطات آن، جمعی و منظم فکر می کند. خودجوش است. از نظر قومی، ملی، فکری و مذهبی به طرز بی سابقه ای فراگیر و همزیست گرا است. از قهرمان پروری پرهیز کرده، چرا که حتی با آن که برخی چهره های اصلی آن را دستگیر کردند، به راه خود ادامه می دهد. چنین چیزی به ویژه در تقریباً همۀ کشورهای خاورمیانه بی سابقه است.

این در حالی است که به نظر می رسد شیوه های خشن و ظالمانۀ دولت، منجلمه جنایات در زندانها، از برخی دیکتاتوری های آمریکای جنوبی برگرفته شده باشد. ایران با برخی از آن کشورها ارتباط نزدیکی دارد. سال گذشته یک فیلم فکر می کنم مکزیکی به نام ((ویولن)) بیرون آمد که در همان صحنۀ اول سربازان در یک دهکدۀ برای حرف کشیدن از اعضای یک خانواده به تک تک آنها بی حرمتی جنسی کردند. در صحنه های دیگر انواع دیگر خشونت را در قبال این مردم بی گناه و فقیر مرتکب شدند. خود ویولن زن پیر داستان یک دست نداشت و با کمک آرشه را به دستش بسته بود، چرا که بی شرفها برای حرف گرفتن ازقطع عضو هم پرهیز نمی کردند. اگر خون آشام ها را کاملاً آزاد بگذارند ایران را مثل آفریقا می کنند که هشت صد هزار نفر را در عرض صدروز پای گلوله می بندند و کسی ککش نمی گزد. قداره می کشند و سر و دست می زنند. وقتی رئیس جمهور کشوری دنیا را تهدید به قطع عضو کند، کشورهای متمدن او را جز یک آدم وحشی و خون آشام نمی بینند. ذهنیت بدوی چنین کسانی در الفاظی که انتخاب می کنند هم آشکار است.

در چنین شرایطی به کسانی که در ایران توانستند حساب خودشان را در چشم جهانیان از خون آشامان جدا کنند باید هزاران بار تبریک گفت.

عذر می خواهم که لحن تلخی پیدا کرد.
با بهترین آرزوها!

86 :: توسط Dariush در 2009-09-30 04:00

‫‫‫ارمان گرامی کامنت ۸۵

دوست عزیز، اینده ایران در دستهای شماجوان هاست، ما پیر پاتال ها هم گول این جماعت جنایتکار و دروغگو را نباید بخوریم، دیر یا زود باید از این سرکار گذشتن ها بگذریم، شاید لازم باشد که این پروسه تاریخی را یک بار برای همیشه بگذرانیم تا بتوانیم نسلهای اینده را از خرافات و دروغ بدور نگه داریم.

بنیاد لخ والسا که بانی آن لخ والسا (Lech Wałęsa) رئیس جمهور سابق لهستان است دیروز با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که جایزه نقدی این بنیاد و همچنین دیپلم افتخار آن به دلیل آنچه فعالیت های " پیگیر و ستایش برانگیز" سه زن ایرانی در پیشبرد "آزادی بیان"، "دموکراسی" و حقوق بشر، به شادی صدر، لادن و رویا برومند اعطا کرده است. مبلغ جایزه این بنیاد صد هزار دلار است. یکی از دلایل اصلی مسئولان این بنیاد برای اهدای این جایزه به خانم صدر، تلاش های این حقوقدان و فعال مدنی علیه مجازات "سنگسار" عنوان شده است. همچنین آنچه بنیاد لخ والسا را برای اهدای جایزه به خواهران برومند ترغیب کرده، فعالیت های آنان در مبارزه با هر نوع "نژاد پرستی" و "تبعیض" و "نقض" حقوق بشر در ایران اعلام شده است.

85 :: توسط Arman در 2009-09-30 02:19

من نصف بيشترشماکه اينجاکامنت ميذارين سن دارم ولی خيالتون روراحت کنم نسل من رومثل مادرپدرم نمی تونين خرکنيدوموسوی وگنجی و خروسگ روبه ماقالب کنین ماسلیقمون بالا رفته.

84 :: توسط Arman در 2009-09-30 02:12

میر حسین موسوی یکی از دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات 22 خرداد که در پی آن احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری اسلامی ابقا شد، پس از گذشت تقریبا ده روز از اعتراضات میلیونی مردم در روز قدس، بیانیه سیزدهم خود را با اشاره به این روز منتشر ساخت. موسوی در این بیانیه مخالفت خود را با تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی اعلام کرده و یک بار دیگر بر هدف خود مبنی بر بازگشت به آموزش های «امام» و «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم ، نه یک کلمه زیاد» تأکید نمود.

http://iranbbb.org/51324.htm

83 :: توسط آرش در 2009-09-30 00:44

"تقریر حقیقت و تقلیل مرارت"

این که در پایین گفته شد نباید در مساله تحریم رمانتیک بازی دربیاریم، مبالغه نیست. "تقریر حقیقت و تقلیل مرارت" این درست، ولی باید دید بدون تحریم، رژیم داره مردم رو ناز میکنه؟ یا این سی سال مردم کم مرارت کشیدن؟ پول نفت یا داره بین خوداشون تقسیم میشه یا صرف سرکوب نرم و سخت مردم میشه. به این هم کفایت نکرده دارن اون چیزایی را هم که از قبل موجود بوده بین خوداشون تقسیم میکنن (مثل واگذاری سهام مخابرات به سپاه).
هر یک صد سال ممکنه چنین شرایطی داخلی و خارجی پیش بیاد. حالا ما اگه خنگ بازی و رمانتیک بازی در آریم و نتونیم این پروسه گذار به دمگراسی را به سرانجامی برسانیم ممکنه بره تا یه قرن دیگه- که با سرکوب بیشتر نه بشه تقریر حقیقت کرد و نه تقلیل مرارت... پدر مردم را آن چنان در بیارن که تا یه قرن درد و رنج بکشن.

من در شگفتم از کسی مثل آقای گنجی که این قدر آبکی و بررسی نکرده حکم صادر میکنه چون از جمله وظیفه روشنفکر "تقریر حقیقت و تقلیل مرارت" خوشش اومده. ما دمکراسی می خواهیم نه بمب اتم. باید ملاهای فاشیست را سرجایشان بنشانبم؛ یک شهروند مثل بقیه شهروندان که با هم با مسالمت بوسیله صندوق های رای زندگی کنیم. نه این که یه ملای بیسواد احمق گه بخواد بیاد با شکنجه ریدمان(گفتمان) خودش را توی مغز نخبگان کنه!

از آقای گنجی خواهشا می خواهیم درباره موضوعی که مطالعه نکرده این قدر محکم حرف نزنه. اجداد ما به اندازه کافی برای ما شعر سروده اند. ما سعی خواهیم کرد تمامی جنبه های موضوع را مطالعه کنیم و تصمیم بگیریم.

82 :: توسط ارمان در 2009-09-29 23:58

خانوم اذر فخر منم به نوبه خودم درگذشت مادر بزرگوارتون را تسلیت میگم....

81 :: توسط آرش در 2009-09-29 22:38

تحریم مکمل با جنبش سبز تسریع پیروزی

با مساله تحریم نباید ارتدوکسی برخورد کرد. الان جنبش سبز در جریانه و شرایط کاملا متفاوته. یک تحریم مثلا قطع دلارهای نفتی مکمل با جنبش جاری میتونه هزینه پیروزی را کمتر کنه. اگه فرض کنیم که این جنبش قراره سی سال دیگه رژیم را به تسلیم واداره، ممکنه بگیم برای مردم فرسایشی میشه و درد آور. اما شرایط فعلی کاملا متفاوته. شرایط جهانی با ماست و نباید خرف بازی و رمانتیک بازی دربیاریم.

آقای موسوی هم که نمیتونه همه حرف ها را رسمی بزنه و تازه بخشی از رهبری جنبشه. این ما هستیم که باید بررسی کنیم و اگر به نفع منافع ملی و جنبش بود به موسوی بقبولانیم. موسوی الان با موسوی چند ماه پیش فرق داره. این ماهاییم که او را دوباره متولد کردیم. در بیانیه اخیرش هم به آن اشاره کرد. قرار نیست آقای موسوی یا دیگران بشینند بدون نظر ما تصمیم بگیرن!

80 :: توسط آرش در 2009-09-29 20:21

یادداشتی بر "طرح تفاهم ملی" ارائه شده توسط دولت احمدی نژاد

با ادامه شارلاتان بازی ها تفاهم ملی حاصل نمی شود.

وطن امروز، روزنامه دولت، طرحی را بنام طرح تفاهم ملی منتشر کرده است. این متن ادعا می کند "طرفینی" وجود ندارد که نیاز به میانجیگری باشد. در این طرح از تشکیل کمیته ای سخن می رود که "در یک کلام" باید بر "شرایط فعلی سیاسی کشور مهر«خاتمه» بزند". اما از تک تک الف بای این طرح پلیدی ها و شارلاتان بازی متقلبان، دزدان رای مردم، سرکوبگران و قاتلین مردم فوران می کند.

جان مایه این طرح این است که از کاندیدای معترض می خواهد مستندات خود را برای ادعای تقلب، که باعث آشوب در کشور شده است، ارائه دهد.

اما ما به دزدان و متقلبان و جنایتکاران و قاتلین می گوییم مدارک جرم همه در دست صادق محصولی است. راه حل اثبات تقلب در شمارش آرا خیلی ساده است. با یک شرکت مشاور مستقل قرارداد می بندیم. صندوق های رای و ته برگ تعرفه ها و تعرفه های مصرف نشده را به این شرکت مشاور که می تواند یک شرکت خارجی هم باشد می سپاریم و اجازه می دهیم مساله کارشناسانه و حرفه ای حل شود. این شرکت با نظارت نمایندگانی از طرف مراجع، آقای موسوی، دولت، و سایر ارگان ها بررسی های لازم را روی رای ها انجام خواهد داد از جمله تطبیق آن با شماره کارت ملی رای دهندگان! بعد از روشن شدن این مساله به برنامه ریزی سپاه برای کودتا پرداخته خواهد شد.

مردم از این چرخه باطل دروغ در دروغ برای رفع و رجوع دروغ و تقلب قبلی دولت جمهوری اسلامی، دارند بالا می آوردند.

لینک این طرح در سایت الف:

http://alef.ir/1388/content/view/54388/

79 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-29 16:48

اين الاغ خم بعد از ۳۰ سال عربده کشی
در ۱۳ همين بيانيه؟ سبز؟ خود:
بیانیۀ شماره سیزده میر حسین موسوی
...
میرحسین موسوی تأکید می کند که او جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد را می خواهد.
...
میرحسین موسوی درسیزدهمین بیانیۀ خود می نویسد اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرابرسد، آنان بی نتیجه بودن وپرخطا بودن سیاست های خود را در نمی یافتند و زمانی با هزینه های سنگین عملکرد خود روبرو می شدند که برای چاره کردن بسیار دیر بود
====
هوشنگ اسدي

میر حسین و آغاز دیکتاتوری
یکی می شود حضرت علی؛ که از او فقط شمشیر خونریزش را به ارث برده است... لشگریانش را می فرستد بچه های مردم را بکشند. بعد می آید گریه می کند و ماهم برای مظلومیت او زار می زنیم. پیشکارش هم که باید درجات کمتری از حضرت علی داشته باشد، خدا از کار درمی آید.


نردبام دیکتاتوری را این بار رنگ سبز زده ایم و گذاشته ایم زیر پایش:


- یاحسین، میر حسین. پاتو بذار. تولدت مبارک...


و این نردبام که هر چه بالاتر می رود، بیشتر فرومی شود، از فرش تا عرش پله می خورد. اولین پله اش هم اینجاست. همینجا. در قلب ما. روح ما. فرهنگ ما.
===

78 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-29 14:25

نویسنده و طنز نویس پیر که نامش بخاطرم نمیآید
با هویدا گفتگویی داشت و مثلی زد که هویدا هم خندید
هم رنجید ٬ بهویدا گفت سیاست مثل اره ایست که
بماتحت شما فرو رفته و در آوردنش بسیار درد آورتر
چه بهتر همانجا بماند .....؟

این مسئله انرژی ایران هم برای غربی ها شده مثل
اره که بماتحتشان فرو رفته نه راه پس دارد نه راه
پیش مانده اند چه کنند از یکطرف درست و حسابی
نمیدانند ایران واقعا در چه فکریه از طرف دیگر
بقول وزیر خارجه پیشین انگلیس جک استراو فکر
حمله بایران نه قابل تصورست نه شدنی پس چه باید
کرد ؟؟
در خبرهای امروز بی بی سی بود که فقط کور سوی
امید غربی ها این شده که یاران خاتمی یکجوری سر
کار بیایند شاید فرجی بشود ... اما این احمقهای غربی
نگفتند وقتی خاتمی براحتی غنی سازی را لغو کرد
شما پستها بجای کمک و یاری وی نه تنها کمکی نکردید
که بوش احمق بهش محور شرارت !! جایزه دادید ...؟

حق بود تا احمدی نژاد سرکار بیاید و این مصیبت
را بسرتان بیاورد حالا حالاها باید تاوان آن حماقت
را پس بدهید
عزت زیاد

77 :: توسط پیمان در 2009-09-29 11:25

زیتون گرامی و دوستان دیگر،

همین حالا فیلمی ۶ دقیقه ای از تظاهرات دانشجویان در روز اول دانشگاه دیدم. اشک به چشمم آمد. از فکر این که آن خون آشام ها همین حالا نقشه می کشند که چگونه این جوانان را سرکوب کنند، دانشگاه ها را ببندند، عدۀ زیادی را به قول خودشان تصفیه کنند، آیندۀ شجاعترین جوانانشان را نابود کنند، بسیار ناراحت شدم. یعنی آزادی بیان باید این اندازه گران باشد؟

برایتان بهترین آرزوها را دارم. ضمناً، علیرغم تحریک های آقای احمدی نژاد و دار و دسته شان با آزمایش موشک و غیره، آمریکا هنوز از دیپلماسی جدی با ایران حرف می زند. احمدی نژاد آرزویش است که یک حمله ای بشود که موضوع عوض شود، ولی آرزویم این است که این شانس را به او ندهند. در این صورت، مسئلۀ حقوق بشر در ایران همچنان در صدر خبر ها خواهد ماند.

برایتان بهترین آرزوها را دارم!

76 :: توسط شیرمرد در 2009-09-29 09:38

کریم شیره کش دستت رو شد.. برو بمیر حالا.

بچه ها حتما اینو بخوانید..در مورد آشغالهای امثال کریم شیره کش و غیره.

افشاي شيوه هاي كار شبكه خارج كشوري وزارت اطلاعات

http://news.political-articles.net/Group/iran/2009/September/ir00834.htm

75 :: توسط گفتگو با اکرم ساعدی و موشکهای دو کلاهکی در 2009-09-29 02:01

در مانورِ اخیر رزمندگان سپاه پاسداران، برای اولین بار از موشکهای دو کلاهکی استفاده شد.
اما در پشت اختراع این موشگ کسی نبود جز خانم اکرم ساعدی که برادرشان آقای کریم چهرهء بسیار معروفی میباشند.قبلن نیز خانم ساعدی که در ۱۶ سالگی موفق به کشف انرژی هسته ای در پشت بام خانه شان شده بودند دو نوع موشک بنامهای فیلتر پشمی و کپسول آویزون را در کارنامه اشان داشتند.در مورد موشک دو کلاهکی با ایشان گفتگویی کردیم.
س.اکرم خانم با عرض تبریک.لطفن توضیح دهید که ایدهء موشکهای دو کلاهکی را چکونه یافتید.
ج.با سلام خدمت شما و خوانندگان خصوصن داداش کریم.چندی پیش سفری به کانادا داشتم تا به برادرم که از اعضای اصلی حزب لیبرال کانادا هستند سری بزنم.در حال گشت و گزار بودم که چشمم به ویترین مغازه ای افتاد که بنظر اجناس عجیبی ولی زیبایی داشت.مخصوصن لباس زیر و سوتین هایی که واقعن جالب بودند .داخل مغازه رفتم و به قول کانادایی ها اوه مای گاد! انواع و اقسام آلت های مصنوعی با اندازه های مختلف موجود بود.یکی از آنها درست مثل شمشیر مولایمان علی علیه السلام(ذوالفقار) دو تا کلاهک داشت.تا دیدمش عاشقش شدم و خریدمش.واقعن که معجزه میکرد.از همان دفعهء اول که در حال استفاده اش بودم به این افتادم که موشکی دو کلاهکی بسازم........

دنبالهء مصاحبه در برنامهء آینده.اکرم خانم در حال نشان دادن طرز استفاده از ماکتی که موشک را از آن الهام گرفته اند میباشند.

74 :: توسط طرفدار کریم در 2009-09-28 23:45

کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.
کریم جان. نظرت درباره کامنت شماره 22 چیست؟ لطفاً بفرمایید. جان نثار شما.

73 :: توسط Dariush در 2009-09-28 20:03


‫‫زیتون گرامی،
‫از اینکه میبینم حرکت های ایرانیان غربت نشین در ایران هم بازتابی داشته خوشحال شدم، ما اینجا بسیاریم و با وجود افکار مختلفی که داریم در کنار هم میایستیم و از هموطنان داخل کشور حمایت و پشتیبانی میکنیم.
‫‫با درود و سلام به هم میهنان عزیزی که در هر کجا که هستند از منافع مردم ایران، از تاریخ و فرهنگ و از اب و خاک و از ایرانیت و انسانیت و از ازادی و برابری، در مقابل کوهی از جهالت و ظلم و زور ایستاده اند، و ازادگی را فریاد میکنند.
‫نیویورک دور بود و دوستان جای مارا نیز خالی کردند، ولی در بروکسل در کلن، فرانکفورت و ماینس شرکت داشتیم و در کنار پرچم سبز جنبش ایران، پرچم شیر و خورشید نشان را به احتراز در اوردیم.
‫عده نه چندان کمی هم از هموطنان ما هم نگاهی میکنند و گاهی نیشخندی و ای بابا چه حوصله ای دارین، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، اب از اب هم تکان نخواهد خورد، تا ازما بهترون نخواهد همینها سرکارند، البته امیدوارم که انها نیز با ما همراه شوند چرا که انها هم از دست همین رژیم به هر ناکجا ابادی پناه برده اند وخیلی ها زندگی سختی میگذرانند.
‫امروز شنیدم که دانشگاه تهران اغاز ترم جدید را با اعتراضات خود به حظور حداد عادل در دانشگاه شروع کرد و این اغاز کار است، درود بر دانشجویان که همیشه در تحولات کشورمان پیشگا مان راه ازادی بوده اند و سالها از پشتیبانی مردم......... محروم.
‫به امید انروزی که هرکدام از ما یک رای داشته باشیم.

72 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-28 16:43

عنایت از بخشایش و بخشایش در عنیات

بابک پرهام (ب.اشراق)

آن چیزی که مشهور است به "قانون اساسی ِ جمهوری اسلامی"، اصلاً، از گوهر، ذات و نفس یک اتصال غلط و آتش زا است. آقای میرحسین موسوی، یا وکیل مدافع ایشان مهرانگیز کار، چه چیز ِ این اتصال ناسالم ِ دین و سیاست را می خواهند اصلاح بکنند؟ در آتش دنبال آب اند؟ متأسفانه گاه آتش آنقدر بالا می گیرد که اصلاً با آب هم نزدیک شدن به آن غیرممکن می شود. پس، به این نتیجه می رسیم که، با یک انفجار نیرومند آن آتش را خفه بکنیم. آیا حقوقدان محترم، خانم ِ مهرانگیز کار، و "مهندس" ِ نقاش، میرحسین موسوی، دنبال چنین انفجاری هستند؟ اگر نیستند، خودشان آشکار و عریان بکوشند امثال حسینعلی منتظری را قانع بکنند که شیر چاه اسلام را به روی جرقه های سیاست ببندند و قفل کنند تا آتش ِ قانون جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی خاموش بشود؛ و اگرنه مجبور خواهیم شد این آتش را با انفجار ملی و فشار بین المللی خفه بکنیم.
...
«این شکسته چنگِ بی قانون / رام ِ چنگ ِ چنگی ِ شوریده رنگ ِ پیر/ گاه گوئی خواب می بیند». این است پاسخ شاعرانه ی ما به دکتر عبدالکریم سروش. اما نثر ِ پاسخ ما به دکتر عبدالکریم سروش و طرح ترکیبی ایشان با عنوان «فرادینی»(١) ساده تر و بلندتر از پاسخ ِ شاعرانه ی ما به اجمال های عارفانه شان است. اگر دکترِ ما چکامه سرای برجسته تری از فردوسی، سعدی ، نظامی، حافظ یا مهدی اخوان ثالث بود ما هم به اجبار می پذیرفتیم که او حق کامل دارد زبان ما شاعران را هم به بازی بگیرد و به جای "ورا" بگوید «فرا» ؛یا حتی ، اگر فردا، از خود بی خود شد در متنی دیگر به جای "در" بگوید "از" یا اصلاً به جای "علم فیزیک" بگوید "سلوک عرفانی". خواهیم گفت عیبی ندارد ، تمثیل است و بازی هنری شاعر با واژگان(٢). ولی ما حتی به بوعلی هم رحم نمی کنیم و وقتی حکیم ما می گوید: روح همان جان است، مچ ِ راسیونالیسم سیاسی – زبانی اش را می گیریم .
...
خدا ، شرم ِ خشمناک و بی رحم است وَ مردم، خشم ِ بخشنده اند. بله، خدا، یا آفرینش، رحیم نیستند، بی رحم اند. در میان روحانیون فقط یک شخصیت ِ پارسا و پروانه داریم و آن سید حسین کاظمینی بروجردی است که صریح و روشن اصل جدائی دین از سیاست و شخصی بودن وجدان دینی در جان افراد را مطرح کرده است. بقیه دوپهلو به زبان سوسک سخن می رانند. پس شما آقایان، حسینعلی منتظری، مهدی کروبی،سید محمد خاتمی، سید جلال الدین طاهری ِ اصفهانی، حسن خمینی و دیگران که اندکی از نظام فاصله گرفته اید، باید از مردم ایران به خاطر دینی کردن حکومت و سیاسی کردن دین عذرخواهی بکنید. آنگاه مردم شما را می بخشند و هم به عنوان ِ یار ِ قابل اعتماد از شما در برابر نظامی که خودتان بوجود آورده اید حمایت می کنند. اگر این عذر خواهی را از مردم ایران نکنید فقط وسیله قرار خواهید گرفت برای تغیییر بزرگ؛ و در تغییر بزرگ ، اول، آنها که سابقه ی سیاسی در تدارک و مدیریت خطاها را داشتند قربانی می شوند. پس اگر نمی خواهید که قربانی غرورتان بشوید از ملتی که قربانی ِ افکارو برنامه های مخرب شما شد طلب ِ بخشش بکنید. من هم، به سان هرمن هسه که زادگاه فریب خورده اش را در حال ِ خمارین ِ حکومتی جادوزده رها کرد، وطن خسته و شکسته را ترک کردم و به زادگاه ولتر و آوردگاه جفرسون آمدم ولی این سفرجغرافیائی همچنان le voyage on orientاست.

طلسم بسته را با رنج یابی

چو بگشائی به زیرش گنج یابی.

سه شنبه سی و یکم شهریور ِ هزار و سیصد هشتاد و هشت خورشیدی/ ال دورادو هیلز

71 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-28 15:48

ببخشید شماره ۶۶ که از لحنش هم
معلومه که خود کلفت است

70 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-28 15:45

درضمن این شماره ۶۷ هم کسی نیست جز همان کلفت فضله موش
آخه احمق خواب و خوراکت را گرفتم اینهمه منتظر مینشینی تا من
کامنتی بنویسم و فحشی بدهی از این کارها ترفی نخواهی بست

69 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-28 14:38

اصلا خبری نبود اصلا رنگ سبزی در
کار نبود و هرچه داد و هوار این پیر و
پاتالهای بالای پنجاه سال سر میدادند حال
و هوای شعارهای سبز نبود ....این جدایی
مبارک باد احمدی نژاد در مصاحبه با لاری
کینک سی ان انی اسط و قرص جواب داد و
در باره ندا جریان حادثه و زوم کردن عکاس
و فیلمبردار ان حادثه را در طول هشت دقیقه
بگردن سیا و موساد و مجاهدین رجوی انداخت
که بسیار بحث انگیز خواهد شد ... واقعا در
ان گیرو دار چگونه یک فیلم کامل از یک
دختر جوان که در راه پیمایی هم دخلی نداشته
برمیدارند و ویرا میکشند تا بهره برداری
سیاسی کنند ٬ البته برای سازمانهای امنیتی
جان مردم ارزشی ندارد فقط از انها تبلیغات
سیاسی میخواهند و چه سیا چه ساواک چه
موساد چه ساواما یا دیگران همه اشان سر و
ته یک کرباسند بد و خوب ندارند همه
یکسره بد هستند و بدنام
عزت زیاد

68 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-28 14:27

انتخابات آلمان ۸۲ میلیونی درست مثل ماشین
بنزشان سریع و دو روزه بپایان رسید و نتیجه
ان هم معلوم شد اما افغانستان شش ماهه که دارند
هی میشمرند آخه تا الاغها و قاطرها صندوق رای
را بیاورند مرکز و یکی یکی بشمرند میشه شش ماه
تا اعتراض ها را رسیدگی کنند میشود ده ماه و اصلا
معلوم نیست کی این وسط رییس جمهوره .... ایران
وسط بنز و قاطر گیر کرده اما بیشتر به بنز نزدیک
بود که سریع نتیجه را انتشار داد فقط قسمت قاطرش
بقبول نکردن نتیجه رای توسط موسوی بود که بلوا
بپا کرد وگرنه مثل المان انتخابات با نظم و ترتیب
پیش رفته بود ...بگذریم امروز دیگه باز روزگار
بگیر و ببند احمدی نژاد با دول غربی بر سر
مسئله انرژی اتمیست هرجا که تحلیل گرهای
مغرض غربی گیر میکنند زرتی میچسبند به
اینکه در ایران دودستگی بین محافظه کاران و
رفرمیستها دیگه ایران را کم قدرت کرده واز
اینکه احمدی نژاد با دست پر نمیتواند مقابل
غربی ها قرار بگیرد خوشحالند اما بعد از گذشت
چند ماهی دیدند دوباره دولت دارد اوج میگیرد
و اینطوری شد که از این جمع شدن ۴۰۰ نفر
مجاهد و ساواکی هی فیلم و عکس نشان دادند
اما خودشان هم دیدند که از اصلاح طلبها

67 :: توسط مانی در 2009-09-28 13:59

باز دوشنبه شده و بنده با کوهی از کامنتهای بی ربط؟! روبرو شدم که بجای
بررسی مسائل سیاسی مجبور به جواب دادن به انها هستم مثل همین شیرمرد؟! یا
همان شیره ای مرد شماره ۶۳ که میگوید بیچاره خامنه ایی که فلانی ازش دفاع میکنه
خب احمق بنده هم درجوابت میگویم بیچاره کروبی و موسوی که افرادی مانند زیتون
و همین شماره ۵۷ برای اثبات حقانیتش باید بنشینند و ساعتها با فتوشاپ کلنجار بروند
تا شاید بتوانند یک فیلم سی ان ان پسند !؟ درست کنند و بفرستند اونور... البته بی بی سی
و سی ان ان هم هر بار مثل بز اخفش!؟ از اینور فیلم را تحویل و از آنور پخش میکنند
و بعنوان خبر داغ!! به ملت دنیا غالب میکنند شما فکرکرده اید چرا از زیتون خبری نیست؟!
همه میدانند که یکی از افرادی که مونتاژ این فیلمها را برعهده دارد زیتون است و خودش
هم بارها اعتراف کرده و این روزها هم چون سرش به شدت شلوغ شده و تعداد زیادی
فیلم از نوع شماره ۵۷ برای درست کردن دارد دیگر وقتی برای نوشتن وبلاگ ندارد
وگرنه زیتونی آنهم در این روزها اگر چیزی ننویسد از عجایب روزگار است

66 :: توسط کریم کُن در 2009-09-28 13:38

کریم من فکرکردم تو فقط سناتور هستی خبرنداشتم متخصص امور کامپیوتر هم میباشی

65 :: توسط مانی در 2009-09-28 13:06

شماره ۵۷ فیلمی را برای بنده گزاشته و گفته ببین!؟ و مقایسه کن!! همین الان فیلم
را دیدم و بسیار به ریش جنابعالی خندیدم چرا؟! خواهم گفت. اولا که فیلم کاملا
ساختگی است و مشخص است که با فتوشاپ رویش کار شده و سعی شده
آن طرف که سبزها هستند را با صداگذاری طرفداران احمدی نجات نشان دهند و
بر عکس ... فکرکردید زیتون از این فیلمها کم به خورد ما داده؟! نه جانم نه عمرم
بااین کارها نمیتوانید کسی را خر کنید اگر واقعا انقدر که این فیلم نشان میدهد
زیاد بودید!؟ پس چرا حکومت هنوز پابرجاست؟ بقول معروف یه چیزی بگو بگنجه!؟

64 :: توسط azarfakhr در 2009-09-28 07:50

ارش عزيزم .. يکدنيا ممنون از لطفت ... مانا باشی و سالم و شاد و موفق باشی در راهی که به ازادی ميرسد خستگی نا پذير ادامه ميدهی . شاد و سبز باشی .

63 :: توسط شیرمرد در 2009-09-28 06:52

برادران بسیجی مشغول هک کردن اکانت های فیس بوک

کامنتهایی که با یک لینک براتون گذاشته میشه که وقتی بازش میکنین ازتون می خواد نام کاربری و رمز عبور اکانت فیس بووک تون رو دوباره وارد کنید. کافیه که اینکارو بکنید تا هک بشید

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-53858


-----------------

خامنه ای چقدر بد بخته..که این کریم شیره کش باید طرفدارش باشه. خاک بر سر جفتتون.

62 :: توسط آرش در 2009-09-28 06:36

آقایان سران جمهوری اسلامی این چند جمله را بخوانید و و وجدانا کمی فکر کنید!

آقای خامنه ای، آقای رفسنجانی، آقای احمدی نژاد، آقای لاریجانی، آقای لاریجانی، آقای جعفری؛ شما را به جان هر کس که دوست دارید این چند خط را یک دقیقه بخوانید و یک ساعت درباره آن فکر کنید:

سی سال زبدگان و نخبگان و استعدادهای این ملت کهنسال را زندانی کردید. سی سال آن ها را اعدام کردید. سی سال آن ها را شکنجه کردید. سی سال به زندانیان تجاوز کردید. سی سال دادگاه ها را به تماشاخانه تبدیل کردید. سی سال انتخابات قلابی برگزار کردید. سی سال هر روز خانواده های بیشتری را به زیر خط فقر فرستادید. سی سال افراد بیشتری را مجبور به ترک وطن کردید. سی سال هر سال آبروی بیشتری از ایران و ایرانی بردید. هشت سال جنگ را با یک ملت مسلمان و شیعه بیخودی کش دادید. سی سال از همدیگر ترسیدید. سی سال کارگزاران و روحانیون بیشتری از جمهوری اسلامی خودتان را کنار گذاشتید و یا آبرویشان را بردید… سی سال هر بلایی که بتوان تصور کرد، بر سر این ملک و ملت آورده اید…

و اکنون این جمهوری اسلامی تان چه خیری برای مردم دارد که بتوانید سرتان را پیش ملت بالا بگیرید؟

دو راه بیشتر ندارید:

١) این نمایش های مسخره به اسم انتخابات را برای همیشه متوقف کنید. رهبر با شورای نگهبان خود مستقیما رئیس جمهور، نماینده مجلس، نماینده خبرگان، و دیگر مقامات را انتصاب کنند. این روش بسیار بسیار شرافتمندانه تر است. هم هزینه انتخابات صرفه جویی می شود و هم به شعور ملت توهین نمی شود. مردم هم برای پس گیری رای خود به خیابان ها نمی ریزند و دستانتان به خون کمتری آلوده می شود.

٢) شما که مطمئن هستید اکثریت مردم با شما هستند، به شعور ملت احترام بگذارید و اجازه دهید خودشان انتخاب کنند. لطفا این شورای نگهبان را منحل کنید. اگر هم اصرار دارید شورای نگهبان داشته باشید، اجازه بدهید اعضای شورای نگهبان توسط مراجع تقلید معرفی شوند. هر مرجع یک فقیه بیطرف و عادل را معرفی کند.

زمان را از دست ندهید. اینقدر بر مردم ستم روا مدارید. اینقدر آن ها را تحقیر نکنید. نگذارید روزی اسلحه به دست سراغتان بیایند. وجدانا کمی فکر کنید. از سرنوشت رژیم های استبدادی و عاقبت دیکتاتورها عبرت بگیرید.

61 :: توسط آرش در 2009-09-28 06:34

با سلام و عرض تسلیت خدمت خانم آذرفخر برای درگذشت مادر گرامیشان.

من هم آنجا بودم جای همه خالی عظمتی داشت گردهمایی ایرانیان و خوشبختانه همه گروه ها در کنار هم. میشد به ایرانی بودن خود افتخار کرد. مجاهدین از همه مجهزتر و سازمان یافته تر بودند. روی پرده بزرگ ویدئو پخش می کردند.

60 :: توسط آرمین گیله‌مرد در 2009-09-28 04:13

سلام ...
1. نیویورک نبودم اما اینور، همیشه ..چه قبلا با تعداد معدود و چه چند ماه پیش با هزاران نفر و چه کنون با صدها نفر
2. گول خوردن هنوز ادامه ادامه بخصوص خود فریبی ..از رو نمیریم ...
3. روز تمرین هم خواهد گذشت و روز اصل فرا خواهد رسید ...
4. نمونه زیاد هست و برنده انی خواهد شد که بر ترس خود قلبه کند ...
5. منتظر عکسها ...
6. هیچوقت نگو هیچوقت ...
7. باور میکنی یا نه از همان اول همین سخن تبلیغاتیشان بود و با افتخار برای بچه های محله تعریف میکردند تا جذب کنند ...
8. دمشان گرم ..
9. روانش شاد ..
10. به امید و با کوشش برای آزادی همه ...
12. یادش بخیر ...
14. زنده و مرده اش یکی ...

59 :: توسط azarfakhr در 2009-09-28 02:39

مانی و دانشجوی شماره ۲ ...
عزيزانم .
بسيار ممنونم از لطف تان . منهم مثل مادرم که اينده سازان را دوست داشت برايتان سلامی و ازادی و دل خوش ارزو ميکنم .ارزويم اينست که روزی پيروزی و داشتن حکومتی دلخواه را به يکايکتان تبريک بگويم . شاد و سيز و سربلند باشيد.

58 :: توسط azarfakhr در 2009-09-28 02:33

دوستان وزیتون عزیز...
جنبش سبز بمب اتمی نميخواهد و
نوشته ای از بابک داد که در خبر نامه گويا ووبلاگش بتاريخ امروز نوشته شده .
زيتون عزيز اين را برايت پست کردم که اگر فيلتر هستی بتوانی بخوانی و منتشر کنی . مفاله بسيار با ارزشيست .

57 :: توسط toofan در 2009-09-28 00:31

برای مشاهده حقانیت فضولباشی در مورد ادعای حضور میلیونی طرفداران نظام و فقط 200/300 نفری مخالفان یه نگاهی به این کلیپ بندازید!
http://www.youtube.com/watch?v=-xNjSXRpb0E

56 :: توسط toofan در 2009-09-28 00:11

نافرمانی دینی فقط محض اطلاع و جهت پاسداری از زبان شیرین پارسی عرض کنم که ترز نیست و طرز میباشد. تعغیر نیست و تغییر است. ضمنن دایی جان ناپلئون مال حدودای سالهای 20 بوده و نه 32. از همه مهمتر مگه آدم های بالای پنجاه سال حق اظهار نظر ندارن عزیز من!؟ حالا گیرم که سلطنت طلب باشن!

55 :: توسط نافرمانی دینی در 2009-09-27 22:45

داشتم فیلمهای تظاهرات ایرانیان را در نیویورک نگاه میکردم , بیشتر شبیه گاردن پارتی بود تا تظاهرات اعتراض آمیز, آنهم نسبت به جنایاتی که قریبن در ایران رخ داد, اما از همه مسخره تر تظاهرات سلطنت طلبها بود با پرچمهای شیر و خورشید , اکثرن بالای 50 سال با همان ترز فکر دائی جان ناپلئونی سالهای 1332 , مثل اینکه برای اینها نه گذشت زمان مهم است و نه تعغیر مکان..................

54 :: توسط دانشجو شماره ۲ در 2009-09-27 21:24

سرکار خانم فخر:
در گذشت مادر گراميتان را تسليت ميگويم ... سلامتی برای خودتان و
و بازماندگان ایشان ارزو دارم ..

53 :: توسط پیمان در 2009-09-27 18:24

زیتون خانم و دوستان عزیز،

این خبر عجیب اما قابل انتظار را دیده اید؟ بیش از ۵۰ درصد سهام شرکت مخابرات به یک ارگان نظامی غیر از ارتش و پلیس که اسمش را نمی برم و در لینک خبر هست به اصطلاح فروخته شده. به اصطلاح: چون اولاً رقیب را با یک اتهام حذف کرده اند، بعد قسطی خریده اند، ولی از همین حالا کنترل را در دست می گیرند:

http://www.bbc.co.uk/persian/business/2009/09/090927_ka_stockexchange_irantelecom.shtml

تا به حال که می خواندیم آنطور کنترل می شد، حالا چه؟ در مقاله ای دیگر انتظار می رفت که مردم کلاً سرویس را به نشانۀ اعتراض تحریم کنند. آیا عملی است؟

خیلی دلم سوخت. خودم را جای دانشجویان در ایران گذاشتم و احساس کردم که انگار موقع حرف زدن پای تلفن یک نفر گلویم را فشار می دهد.

با آرزوی آزادی، سلامت و سربلندی برای همه تان!

52 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-27 17:38

در مهمانی الاغها در نيويورک
چه گذشت؟:
شما هم پلو خوردید؟
www.newsecularism.com
احمدی نژاد مجوز شرعی کشف حجاب را در سازمان ملل رو کرد

برگرفته از فیلم جلسۀ خصوصی احمدی نژاد با دانشجوهای امریکایی>>>>
===
جمهوریت در کجای نظام مافیایی لانه کرده بود؟

بصیر نصیبی

نگرانی و اضطراب دیگر باند مغلوب از بابت حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی را زیر ذره بین می بریم. ابتدا سران سبز و لابی هایشان مشخص کنند آیا دورهء اول انتصاب احمدی نژاد جمهوریت نظام پا بر جا بود؟ اگر جواب منفی باشد که پس اینها خودشان را کاندید نظام ولایت فقیه مطلقه کردند دیگر چرا از نتیجهء انتصابات گلایه دارند؟ اما اگر تا ساعت اعلام نتیجهء انتصابات و مشخص شدن ارادهء رهبر و یا سپاه و یا هر نهاد قدرتمند دیگری در سیستم مافیایی به ادامه انتصاب این موجود، نظام جمهوریت داشت و بلافاصله و بطور ناگهانی جمهوریتش زائل شد! پس اجازه بدهید ما فهرست وار رفتار و اعمال همیشگی نظام تا وقتی که جمهوریتش حذف نشده بود را مرور کنيم و بعد از «آقایان و خانم های نگران» سئوال کنم این جمهوریت چه حسنی برای مردم داشته که باید برای باز گرداندنش باز هم از جان خود مایه بگذارند؟

51 :: توسط meow در 2009-09-27 07:09

فرهاد: نميشه گفت فقط ما توی دنيا تنهاييم. يادم مياد چند سال پيش يکبار يادم نيست چه خبر بود که در سازمان ملل برنامه ای بود و انگار چند تا ايرانی هم رفته بودن تظاهرات بر عليه رژيم. (شکر خدا حال بيشتر ميرن) يکيشون توی بلاگش نوشته بود که رفته بوده جلوی سازمان ملل و در بين گروههای معترض : ...يک گروهی بودن که انگار از يه دهکده دورافتاده چينی اومده بودند و داشتن تبلیغ نوعی دین و مديتيشن ميکردن...
اسم گروهشون رو هم نوشته بود. باشنيدن اسم گروه مغم سوت کشيد. قبلا يک بار توی ترن يه جوان چينی يه جزوه دستم داده بود به انگليسی که در مورد بدبختی اين گروه توضيح داده بود. اینها یه گروه بودایی مذهبی بودن که حکومت کمونیستی چین به خاطر اینکه اعتقادات و نوع مدیتیشن که انجام میدادن به خدا و دین ربط داشت وحشتناکترین شکنجه هایی را که میشه تصور کرد به اونها داده بودن طوری که حتی بعضی از این بدبختها از شدت شکنجه به جنون رسیده بودن (شاید این بسییجیها رو هم کمونیستهای روسیه و چین درس میدن.) پیروان این دین هم حدود چهار ملیون هستند و حاضرن بدترین شکنجه ها را برای داشتن حق انجام مراسم دینشون تحمل کنند. (برخلاف مسلمونها که برای دینشون بدترین شکنجه ها رو به دیگران میدن)
حالا این آقا فکر کرده بود که این بدبختهایی که دارن فریاد مظلومیت بر میدارن و از شکنجه به دست کمونیستها فریادشون در آمده بیکاره هایی هستن که دارن تبلیغ دین میکنن !
برای همینه که میگم مردم ایران تلاش خیلی بیشتری باید بکنن که صداشون رو به دنیا برسونن.
تنها کسانی که همه دنیا (دو ملیادر مسلمان و دو ملیارد مسیحی ) طرفدار مظلومیتشون هستند فلسطینیهای تروریستی هستند که بوسیله انگلیس و جمهوری اسلامی و عربستان و بقیه دشمنان اسراییل حمایت میشن و از همه طرف براشون تبلیغ میشه. چه بوسیله کشورهای اروپایی و غربی که دو هزار ساله با اسراییل و یهودیها دشمنن و چه بوسیله عربها و حکومتهای اسلامی که سالهاست هوس برتری طلبی اسلامی و اشغال اسراییل را دارند. هم اروپا و هم عربستان و ایران و بقیه براشون خروار خروار پول میفرستند و اسلحه که بر علیه اسراییل جنگ افروزی کنند و از همه طرف هم براشون تبلیغ میکنند و مظلوم جلوه شون میدن. حالا سی سال که هیچی صد سال هم رژیم مردم گرسنه را توی زندون بندازه و بهشون تجاوز کنه نه اروپا صداش در میاد که سی ساله پشت رژیمه و نه عربستان و بقیه کشورهای اسلامی که خودشان هم همه دیکتاتوری هستند. برای همین مردم ایران خیلی بیشتر باید تلاش کنن تا دردشون رو به دنیا بگن. فعلا هر غیر ایرانی که صدایی میشونه صدای اسلامگرایان و چپگرایان ایرانی مقیم خارجه مثل گنجی که فقط بر علیه اسراییل حرف میزنن و انگار نه انگار هموطنان ایرانیشون هم دردی دارن.

50 :: توسط Elham در 2009-09-27 06:44

Dear zeitoon
I was there in Newyork and I screamed in be halve of all my freinds who wanted to be there but they couldn't, just to let you know we all paid for this trip from Toronto to NewYork from our own pocket and even we bought bracelets and Tshirts to support people who are organising these movements here I just wanted to clarify this as I have heard we have been paid to do this which is a big fat lie. After I saw Sohrab's mother picture in Rooze Ghods protest I thought this is the least I can do. One of the thing I am very satisfied about is that we proved to AhmadiNejad that we will follow him where ever he goes in the world and we will make his life miserable for sure :))

49 :: توسط farhad در 2009-09-26 23:57

میو جان درست میگی‌ که رسانه‌های خبری مثل سی‌ ان ان خیلی‌ تجمع ایرانی‌ها رو خوب پوشش ندادند. این شاید یه علتش عدم اطلاع رسانی خود ما بوده ولی‌ از طرف دیگه خودت هم می‌‌دونی که خبر گذاریها اگه نخوان چیزی رو پوشش بدن هیچ نیرویی نمیتونه مجبورشون کنه. حالا عمدا یا سهواً در هرصورت متاسفانه پوشش خوبی‌ رو ندادن. برای من غیر قابل تصور بود که پل بروکلین سر تا سر سبز بشه ولی‌ سی‌ ان ان مثلا حتا یه اشاره به این موضوع نکنه. واقعا سر در نمیارم.

این واقعیت رو باید بپذیریم که "ما تو دنیا تنهاییم". فقط و فقط خودمونیم. یک بخش عظیمی‌ از یه ملت ۷۰ میلیون نفری که مقابل یه سپاه تا دندون مسلح، دست خالی‌ ایستاده و هیچ کسی‌ هم نیست که بدادشون برسه. این واقعیت تلخ رو باید بپذیریم و باهاش کنار بیایم.

البته یک نفر هست که من هنوز به عدالتش اعتقاد دارم. و ایمان دارم که اگر زمانش برسه چنان انتقامی از ظالم بگیره که فرشته‌های آسمون به حالش گریه کنن. صدام رو هنوز یادمون نرفته که چطور جزغاله شدن بچه هاش رو با چشم خودش دید و بعد با نهایت خفت و خواری از این دنیا رفت.

ضمنا از غلط املایی‌های پست قبلیم هم معذرت می‌خوام. خیلی‌ هیجان زده بودم.

48 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-26 17:06

براستی چند نفر ديگر بايد مورد تچاوز قرار بگيرند تا اين آقايان؟ رهبران؟ موسوی و کروبی! ...
====
www.dw-world.de
به گزارش تغییر، در میان شاهدان آقای کروبی، نه تنها دختران و پسران جوان، که زن جوان متاهلی نیز وجود دارد که توسط ماموران مورد آزار و اذیت جنسی و تجاوز قرار گرفته است. طبق این گزارش، هنوز بسیاری اسناد متقن دیگر نزد مهدی کروبی است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.
...
هنوز بسیاری اسناد متقن دیگر نزد مهدی کروبی است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.
====
وقت گل نی؟
====
چه کساني دز اين جنايت شريک هستن؟
====
جه کسانی اسناد را پنهان کردند؟
===
ناپدید شدن شاکیان
====
درباره‌ی سرنوشت پرونده‌ی تجاوز در بازداشتگاه‌های غیرقانونی یادآور شده که به جای مجرمان، شاکیان محاکمه می‌شوند.
====
به گزارش «تغییر»، این‌ها همه در حالی است که مرتکبان شکنجه و تجاوز آزادانه ایام می‌گذرانند و قربانیان و افشاکنندگان این جنایات، محاکمه و اذیت و آزار می‌شوند. «تغییر» این سخن میرحسین موسوی را صحیح خوانده است که: «سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را رها کرده‌اند».
====
حرف مفت، گنجيشک مفت
آقای موسوی شما، بله شما چکار کرديد؟
===

47 :: توسط مـانــی در 2009-09-26 14:55


آذر فخر گرامی

درگذشت مادر گرامیتان را تسلیت میگویم
امیدوارم شما سالهای سال زنده و پاینده باشید
از اینکه دیر متوجه شدم ببخشید.

46 :: توسط نافرمانی دینی در 2009-09-26 12:47

این فضولباشی با تمام خریتش یک چیزی رو درست گفته و آن اینستکه اینجا افتاده دست هواداران رژیم شاه............اما خیلی جالب بود که در خاطرات اردشیر زاهدی خواندم که ثروت شاه در سال 1357 و در خارج از کشور به 40 میلیارد دلار میرسید........در حقیقت به عقیده من شاه ایران را به 40 میلیارد دلار به آخودنها فروخت............در ضمن به این مانی خان هم باید گفت یک موی گندیده صدام به تمام هیکل شاه می ارزید, چرا که مثل ایشون کشورش را به بیگانه نفروخت و آن وقتی هم که وقت داشت فرار نکرد و تا آخر ایستاد......برید ببینید چقدر کلمه شهید صدام حسین را در روی نت پیدا میکنید............شاهنشاه آریامهر هم مثل پدرش در خارج از ایران با بدبختی و فلاکت مرد............راستی کسی میدونه استخوانهای پدرشو , بعدش از تبدیل آرامگاهش به مستراح عمومی کجا خاک کردند؟

45 :: توسط مانی خان در 2009-09-26 11:07

009
حضرت آقا


صد دام بالا دیدی و صدام بلا را

عبرت نگرفتی تو ای حضرت آقا

دیدی که چطوری ز سوراخ درآمد

چون موش زبون آن خرک شاه نما را

شرمت شود ار این همه بیشرمیت ای شیخ

ظلم از چه کنی این همه این ملت ما را

دانی که خدا نیست به اسمش بکنی ظلم

کردی تو مترسک اگر هم هست خدا را

بود آنکه ولیعهد قبولش ننمودیم
خواهی بچپانی تو بزور مجتبی را

از یکطرفی سید و از یکطرفی شمر

تو زنده نمودی یه بام و دو هوا را

کافر که شدی دزد شدی جانی و قاتل

شایسته بود اینهمه اوصاف شما را

ای رهبر آزاده ی ملعون و مجسم

پنهان چه کنی آن عفن زیر عبا را

تاریخ وجود تو شده ثبت به تاریخ

هم مبدا وهم خاتمه ی جور و جفا را

44 :: توسط داریوش کبیر در 2009-09-26 10:59

یک پرس آه نصفش برای مشکاتیان بقیه هم که معلومه

43 :: توسط پیمان در 2009-09-26 07:21

زیتون خانم عزیز،

ضمن تشکر از تبریک سال نو و غیره، هنوز هیچی نشده، باید روزه بگیریم (یوم کیپور)‌ که گناهان ده روز اول سال پاک بشه:-)

تقویم یهودی چند تا عید داره. یکی از آنها پِسَح ((Pessah)) یا همان عید فطیر است، که قرار است همه مصا بخورند.

روش هشانا اول سال نو است. بعد عید سوکا ((سایبان ها))‌ می‌آید که قرار است همه در آلاچیق زندگی کنیم. آن هم هشت روز است. چند تا عید دیگر هم در طول سال پراکنده اند.

مراسم همه را که در نظر بگیرید متوجه می شوید که یهودیان سلیقۀ عجیبی در انتخاب خوردنی های خوشمزه داشته اند. برای نمونه، سیب و عسل را با هم بخورید!‌

(نکته:‌ خربزه و عسل را هرگز با هم نخورید! می گویند خطر مر گ دارد. حالا مردش باشد کسی که بخواهد امتحان کند!)

اما بین خودمان باشد، شخصاً‌ معتقدم مهمترین عید روز تولد خودم است. امسال آن را یک ماه جشن گرفتم:-))

با بهترین آرزوها!

42 :: توسط zohreh در 2009-09-26 06:14

اين مطلبی که راجع به اين بچه اخوند ها و اخوند زاده ها نوشتی که میان اینور و بقولی دارن در می رن و میان اینجا واسه زندگی ... ميخواستم بگم ما اينجا که هستيم اين اواخر ديدم که يه سری ايرانی هايی که ميان اينجا چه اخلاقای عجيب غريبی دارن و خوب ميدونی .. من خودم به شخصه اصلا باهاشون قاطی نمی شم ... چون اصلا نميشه بهشون اعتماد کنی و داخل زندگيت ببريشون ... بعدشم اين نازپرورده ها بايد بفهمن که ديگه زندگی تو غربت چه مزه ای داره ... همش که ما نبايد بکشيم .. يه خورده هم اونا بکشن بد نيست ... همين که ازشون فاصله بگيری و اينجا محلشون نذاری .. از هر کاری بهتره ...

41 :: توسط azarfakhr در 2009-09-26 04:56

زیتون عزيزم ...
باز هم تشکر ميکنم از محيتت . او معلم ما بود در ازاديخواهی .طلب حق . نهراسيدن از بيان حقيقت و مهمتر از همه رعايت ازادی هر انسان و احترام به افکار ديگران .او يک فمينيست واقعی بود .دوشادوش پدرم کار کرد و معتقد بود هيچ برتری بين او و پدرم نيست و پدرم هميشه يه همسری او افتخار ميکرد . گوه خونی اش او مثبت بود و خونسازی بدنش هم عجيب بود . در تمام طول جنگ هر ماهه در صف صليب سرخ ايستاده بود تا خون اهدا کند . ... ولی در مقابل مرگ جوان مان که نشکفته پرپر شدند شرم دارم به عزا نشستن اش را ...

40 :: توسط زیتون در 2009-09-26 02:41

ميو جان -۳۳
ممنون که قضيه رو از اونطرف هم نگاه کردي. بايد همه واقعيت رو ديد.
البته خوشحالم که می‌بينم خيلی از بلاگرها یی که ميشناسم( و یا کامنتگذارها ) مثل ملا حسنی و فرهاد و شايان و سايه و کریم و ...رفتن و شرکت کردن و خيلی از هنرمندان معروف .
بازم همين غنيمته ولی بازم جای کار بيشتری داره.هر چی می‌گذره همه با هم متحدتر می‌شه و عزمشون برای بيرون انداخت اينا جزم‌تر می‌شه.

پيمان عزيز-۲۵
منم خوشحالم که ايرانی‌ها ديگه می‌تونند گردنشو بالا نگه دارن و بگم حساب ما با دولتمون جداست...
امروز يکی از دوستان ما می‌گفت ۲۰ سال در کشوری که زندگی می‌کنه (در اروپا) به دروغ گفته ايتالياييه و تازه تونسته بگه ايرانيه. باید خودمونو باور کنیم.
راستی پیمان جان عیدت مبارک.
ببخشید در گفتن تبریک تاخیر شد.
من تاحالا فکر می‌کردم موعد که مصا می‌خورن و آخرش هشته به دره شروع سال نوی کلیمی‌هاست. از کم‌دانی خودم خجالت کشیدم.

39 :: توسط saayeh در 2009-09-26 01:58

زیتون عزیز: جایت در نیویورک خالی‌ بود (هست)، از ۴ تا قاره دنیا بچه‌ها آمدند، (آسیا، اروپا، اقیانوسیه، و آمریکا‌)، عالی‌ بود (هست). دیشب ربروی هتل اینتر کونتیننتل (محل اقامت آن) حدود نیمه شب داشتیم با چند نفر از دوستان تازه آشنا گپ میزدیم، یه خانم روسری به سر ( به سبک ایرانی‌) از هتل در آمد و از از جلوی ما رد شد و رفت انور خیابون توی یه کافی شاپ. چند لحظه بعد که بیرون اومد، روسری پرید، و خوشگل و‌ مامانی شروع کرد قدم زدن تو خیابون لگزینگتن. دوست جدید من که زود متوجه قضیه شد شروع کرد به طرف تیکه انداختن، و طرف هم فوری دست و‌ پاشو جمع کرد و رفت سراغ تاکسی‌ گرفتن. ما هم ولش نکردیم و با اجازه دوستان چند تا کلفت بارش کردیم و با تنها دوربین باطری دارمون (تفن دستی‌، از بس که از صبح تا نصفه شب عکس گرفته بودم) از این رفیقه احمدی نژاد چند تا عکس گرفم که بعدا پست می‌کنم. این هم یکی‌ دیگر از طرفداران واقعی‌ آن در نیویورک.(وقتی‌ برگشم شهرمون). بهرحال تظاهرات عالی‌ بود و پرشکوه. دست میزبان نیویرکی هم درد نکند خیلی خجالت دادند. امیدوارم دفعه بعدی برای استقبال رسی‌ جمهور مردم ایران به نیویورک برم. قربون بچه‌های ایران.

38 :: توسط saayeh در 2009-09-26 01:47

زیتون عزیز: جایت در نیویورک خالی‌ بود (هست)، از ۴ تا قاره دنیا بچه‌ها آمدند، (آسیا، اروپا، اقیانوسیه، و آمریکا‌)، عالی‌ بود (هست). دیشب ربروی هتل اینتر کونتیننتل (محل اقامت آن) حدود نیمه شب داشتیم با چند نفر از دوستان تازه آشنا گپ میزدیم، یه خانم روسری به سر ( به سبک ایرانی‌) از جلوی ما رد شد و رفت انور خیابون توی یه کافی شاپ. چند لحظه بعد که بیرون اومد، روسری پرید، و خوشگل و‌ مامانی شروع کرد قدم زدن تو خیابون لگزینگتن. دوست جدید من که زود متوجه قضیه شد شروع کرد به طرف تیکه انداختن، و طرف هم فوری دس و‌ پاشو جمع کرد و رفت سراغ تاکسی‌ گرفتن. ما هم ولش نکردیم و با اجازه دوستان چند تا کلفت بارش کردیم و با تنها دوربین باطری دارمون (تفن دستی‌، از بس از صبح عکس گرفته بودم) از این رفیقه احمدی نژاد چنتا عکس گرفم که بعدا پست می‌کنم (وقتی‌ برگشم شهرمون). بهرحال تظاهرات عالی‌ بود و پرشکوه. دست میزبان نیویرکی هم درد نکند خیلی خجالت دادند. امیدوارم دفعه بعدی برای استقبال رسی‌ جمهور مردم ایران به نیویورک برم. قربون بچه‌های ایران.

37 :: توسط saayeh در 2009-09-26 01:47

زیتون عزیز: جایت در نیویورک خالی‌ بود (هست)، از ۴ تا قاره دنیا بچه‌ها آمدند، (آسیا، اروپا، اقیانوسیه، و آمریکا‌)، عالی‌ بود (هست). دیشب ربروی هتل اینتر کونتیننتل (محل اقامت آن) حدود نیمه شب داشتیم با چند نفر از دوستان تازه آشنا گپ میزدیم، یه خانم روسری به سر ( به سبک ایرانی‌) از جلوی ما رد شد و رفت انور خیابون توی یه کافی شاپ. چند لحظه بعد که بیرون اومد، روسری پرید، و خوشگل و‌ مامانی شروع کرد قدم زدن تو خیابون لگزینگتن. دوست جدید من که زود متوجه قضیه شد شروع کرد به طرف تیکه انداختن، و طرف هم فوری دس و‌ پاشو جمع کرد و رفت سراغ تاکسی‌ گرفتن. ما هم ولش نکردیم و با اجازه دوستان چند تا کلفت بارش کردیم و با تنها دوربین باطری دارمون (تفن دستی‌، از بس از صبح عکس گرفته بودم) از این رفیقه احمدی نژاد چنتا عکس گرفم که بعدا پست می‌کنم (وقتی‌ برگشم شهرمون). بهرحال تظاهرات عالی‌ بود و پرشکوه. دست میزبان نیویرکی هم درد نکند خیلی خجالت دادند. امیدوارم دفعه بعدی برای استقبال رسی‌ جمهور مردم ایران به نیویورک برم. قربون بچه‌های ایران.

36 :: توسط saayeh در 2009-09-26 01:47

زیتون عزیز: جایت در نیویورک خالی‌ بود (هست)، از ۴ تا قاره دنیا بچه‌ها آمدند، (آسیا، اروپا، اقیانوسیه، و آمریکا‌)، عالی‌ بود (هست). دیشب ربروی هتل اینتر کونتیننتل (محل اقامت آن) حدود نیمه شب داشتیم با چند نفر از دوستان تازه آشنا گپ میزدیم، یه خانم روسری به سر ( به سبک ایرانی‌) از جلوی ما رد شد و رفت انور خیابون توی یه کافی شاپ. چند لحظه بعد که بیرون اومد، روسری پرید، و خوشگل و‌ مامانی شروع کرد قدم زدن تو خیابون لگزینگتن. دوست جدید من که زود متوجه قضیه شد شروع کرد به طرف تیکه انداختن، و طرف هم فوری دس و‌ پاشو جمع کرد و رفت سراغ تاکسی‌ گرفتن. ما هم ولش نکردیم و با اجازه دوستان چند تا کلفت بارش کردیم و با تنها دوربین باطری دارمون (تفن دستی‌، از بس از صبح عکس گرفته بودم) از این رفیقه احمدی نژاد چنتا عکس گرفم که بعدا پست می‌کنم (وقتی‌ برگشم شهرمون). بهرحال تظاهرات عالی‌ بود و پرشکوه. دست میزبان نیویرکی هم درد نکند خیلی خجالت دادند. امیدوارم دفعه بعدی برای استقبال رسی‌ جمهور مردم ایران به نیویورک برم. قربون بچه‌های ایران.

35 :: توسط نافرمانی دینی در 2009-09-26 01:14

والا من نمی دونم چی بگم, فقط میدونم که روسها به این سادگیها از این لقمه چرب و نرم نخواهند گذشت, حالا اگر دیدید با آمریکا در مورد تحریمها یک کمی هم صدا شده, خوب حتمن میخود امتیارات جدیدی ار رژیم جمهوری اسلامی بگیره!!؟؟ بعد اگر دیدید که با رژیم جمهوری اسلامی همصدا شد , لابد میخواد از آمریکا و غرب امتیاز بگیره........روسها سی ساله این مسخره بازی را با خون و پول مردم ایران دارند ادامه میدهند!!؟؟

34 :: توسط azarfakhr در 2009-09-25 22:59

شايان عزيزم ...
شرمنده از لطف ات . برايت تندرستی و ازادی ارزو ميکنم .

33 :: توسط meow در 2009-09-25 22:37

خيلی دلم ميخواد مثل بقيه بگم بله تمام نيويورک از شکوه و ابهت اين حرکت ايرانیها بهت کرده بودند و ازين حرفها ولی واقعیت غیر اینه. اینجا سرو صدای زیادی نشد و فکرکنم کسی نفهمید خبری بوده مگر اون ایرانیهایی که رفتن جلوی سازمان ملل. کی فکر مشکل دیگرونه؟
متاسفانه من نتونستم برم ولی توی تلويزيون در چند تا اخباری که شب نگاه کردم اون وسطها بین اخبار گوناگون شايد حدود يک دقيقه این خبر رو نشون دادن. به ماهواره هم نرسیدم که ببینم سی ان ان و بقیه چی نشون میدن. همسر گرامی هم که اومد خونه میپرسيد پل بروکلين امروز چه خبر بوده؟ داشته از روی پل با ماشين می گذشته که فکر کرده دوباره اين گروه (زمين سبز) هستند که تبليغ تکنولوژی بدون نفت و نجات زمین از آلودگی آب و هوا را میکنند ولی بعدش انگار کلمات فارسی دیده و تا اومده بفهمه چه خبره از پل گذشته بوده (حالا خوبه فکر نکرده بود که عربستانيها به نیویورک حمله کردن و پرچمشون رو برافراشتن. خوبه وسط اين نوار سبز شمشير و شعار اسلام نبوده!)
خسته ازين همه سکوت رفتم سراغ بلاگهای يهودی آمریکایی که ديدم اونها هم انگاری ديگه به احمدی نژاد و بقيه عادت کردن و نه تنها ازکسی نخواسته بودن بره تظاهرات بلکه طرف را هم سگ محل کرده بودن. قزافی دیوانه هم یک ساعت سخنرانی کرده بود. سازمان ملل هم که انگار به لطف اوباما شده محل سخنرانی و معرکه گيری يه عده اوباش اسلامی. میان و عربده میکشن و میرن. بيخود نيست که سازمان ملل چپ و راست برضد اسراييل قطعنامه صادر ميکنه!
روز بعد یک روزنامه چپی تیترش را طوری نوشته بود که انگار احمدی نژاد و قذافی برای حمایت از ستم دیدگان جهان سوم اومده بودن.
یه واقعیت را باید در نظر بگیرید که احمدی نژاد و حکومتهای اسلامی مخصوصا رژیم ایران شدیدا در بین چپگراها مورد حمایت هستند و هر خبری را طوری مینویسندکه بیشتر مثل دفاع از اونهاست .( به خاطر موضع ضد اسراییلی و ضد آمریکایشون که طبق فلسفه چپگراها بدترین کشورهای دنیا هستن ولی مثلا چاوز و خامنه ای و بقیه لاتها و دیکتاتورهای دنیا خوبن) از طرفی احمدی نژاد هم بين مردم عامی کشورهای اسلامی محبوبيت زيادی داره. (چون تجاوز جنسی و قتل و غارت را که از دستورات خیلی مهم دین اسلام هستند و برتری طلبی اسلامی را تبلیغ میکنه)
برای همين مردم ايران اگر بخواهند صدايشان را به دنيا برسانند بايد اينقدر تلاش کنند که چپگراها و اسلامگرايان نتونند صدايشان را در خارج کشور خفه کنند.
اون صحبيتي هم که شد در مورد ويلاهای و ثروتهای آخوندها در خارج کشور ايشالا کوفتشون بشه. ما بايد توي غربت مثل سگ زندگی کنيم و نه ايران را داشته باشيم و نه اينجا رو ولي اونها از همه طرف ميخوردن.

32 :: توسط حسین . امیریه در 2009-09-25 22:24

زیتون عزیز این از سلحشوری و رشادت هم میهنان درون وطن است که این انرژی را به بیرونی ها میدهد

31 :: توسط farhad در 2009-09-25 22:23

آقا من دیروز و پریروز نیو یورک بودم. الان از شدت هیجان نمیتونم زیاد شرح بدم. بعدا که حالم اومد سر جاش مفصل مینویسم. فقط همینو بگم که دیروز ماشین هیأت همراه احمدی‌نژاد کفش بارون شد، تو جلو هتل محل اقامت احمدی‌نژاد آبرو و هیثیتشو بردیم. همه دیپلمات از بقیه کشورها اومده بودن بیرون از هتل ببینن چه خبره. یکی‌ از مآمور‌های اف بی‌ آای به یکی‌ از بچه‌ها گفت بود که صدای شمارو همه تو هتل دارن میشنون، و محافظای احمدی‌نژاد به شدت کلافن... و ازمون خواهش کرد برای رعایت حال بقیه مهمونهای هتل یه خورده یواش تر شعار بدیم... که البته تنها کاری که نکردیم پایین آوردن صدامون بود. دیشب یکی‌ از بهترین شبهای زندگیم بود..

30 :: توسط farhad در 2009-09-25 22:22

آقا من دیروز و پریروز نیو یورک بودم. الان از شدت هیجان نمیتونم زیاد شرح بدم. بعدا که حالم اومد سر جاش مفصل مینویسم. فقط همینو بگم که دیروز ماشین هیأت همراه احمدی‌نژاد کفش بارون شد، تو جلو هتل محل اقامت احمدی‌نژاد آبرو و هیثیتشو بردیم. همه دیپلمات از بقیه کشورها اومده بودن بیرون از هتل ببینن چه خبره. یکی‌ از مآمور‌های اف بی‌ آای به یکی‌ از بچه‌ها گفت بود که صدای شمارو همه تو هتل دارن میشنون، و محافظای احمدی‌نژاد به شدت کلافن... و ازمون خواهش کرد برای رعایت حال بقیه مهمونهای هتل یه خورده یواش تر شعار بدیم... که البته تنها کاری که نکردیم پایین آوردن صدامون بود. دیشب یکی‌ از بهترین شبهای زندگیم بود..

29 :: توسط shayan در 2009-09-25 21:59

زيتون جان

دلگرم باش که اين شب رفتنی است و هر روز که می‌گذرد اتحاد ايرانيان در هر کجا که باشند بر عليه اين حکومت ظلم و جور اسلامی بيشتر و بيشتر می‌شود.

ما همه عضو يک تيم هستيم و با یک هدف و آنهم چیزی نیست مگر آزادی ایران و رهائی از ظلم این نظام و از بازی خوب همديگر انرژی و اعتماد به نفس می‌گيريم.

حرکت مردم در ايران به ايرانيان خارج شور و انرژی داده وصف ناپذیر. به زودی همه ایرانیان با هم و در کنار هم روز رهائی ايران از چنگال اين ضحاک صفتان دين فروش را جشن خواهند گرفت.

به امید آنروز و تا آنروز


شاد و پایدار باشی


راستی اون اس ام اس هفته هم واقعا حرف نداشت. هر چند واقعا درد آور است ولی خوب شاید اینگونه پیامها وجدان این جماعت را بیدار کند!

شاد باشی

28 :: توسط shayan در 2009-09-25 21:39

خانم آذر فخر گرامی

از صميم قلب درگذشت مادر عزیز از دست رفته شما را تسلييت عرض می‌کنم و اميدوارم روح مادر گرامتان که بانوئی چون شما را در دامان خود پرورش داده در سایه ایزد یکتا همواره شاد و از رحمت ایزدی برخوردار باشد.


ارادتمند

شایان

27 :: توسط azarfakhr در 2009-09-25 21:18

دوستان عزيزم .
حتا بليط هم از قبل خريده بودم که ذره ای باشم از موج سبز و صدای ازادی خواهی های هموطنانم . متاسفانه مادرم در ۱۳ سپتامبر فوت کردند ومراسم خاکسپاری شنبه پيش بود و نتوانستم به نيويورک بروم و يکی از دوستان بجای من رفت . از اينکه نتوانستم شانس حضور داشته باشم خيلی متاسفم . ولی حضور موج عظيم سبز و همدلی امريکاييان تاثير بزرگی داشت در تصميم گيری سران کشورها در جلسه بيست .و همچنين چون اين تظاهرات سبز در تمام رسانه های دنيا پخش شد کشورهای ديگر حساب ايران را با حکومت ديکتاتوری کاملا جدا کرد .و در نتيجه برای اولين بار لا طايلات رييس جمهور انتصابی نه تنها باعث سر افکندگی مان نشد . که باعث همدردي و احترام بيشتر هم شد . به اميد ازادی هر چه زودتر و رهايی از چنگال ديو صفتان .

26 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-25 19:55

طعم تهران در نيويورک...
www.newsecularism.com
===
جمعه گردی ها
يادداشت های هفتگی اسماعيل نوری علا

چقدر از الله باقی مانده است؟

چند روزی از آخرين مکاتبهء بين مهندس ميرحسين موسوی و آيت الله حسينعلی منتظری می گذرد؛ مکاتبه ای که ديده ام بسياری از ناظران آن را تحولی بزرگ بسوی دموکراتيزه شدن حکومت اسلامی در ايران خوانده اند. اما من هرچه در اين مکاتبه می کاوم بيشتر می بينم که بين رابطه ای که ميان يک مدعی رياست جمهوری کشور و يک «آيت الله العظمی» برقرار است و رابطه ای که ميان رئيس جمهور فعلی (به تقلبی بودن و نبودنش کاری ندارم) و آيت الله خامنه ای وجود دارد، از لحاظ کارکردهای ساختاری حاکميت سياسی تفاوت مشهودی نيست....
...
آيا اين همان نيازی نيست که مدعی ديگر رياست جمهوری، محمود احمدی نژاد، به همراهی و همفکری خامنه ای و مصباح يزدی دارد، چرا که آنان را در «رأس» همهء کسانی می داند که رسالت حفظ اسلام را بر عهده دارند؟

در واقع، تفاوت اسلامی که فاقد نظريهء استمرار فيض و وجود بقية الله است با اسلامی که با توجه به اين دو اصل عمل می کند جايگاهی است که در آن برای مجموعهء «دينکاران» در نظر گرفته می شود. آنکه «روحانی» خوانده می شود و در سلسله مراتب دانش علمی به مقام «اعلميت» می رسد می تواند محل رجوع مردم در مورد تکاليف مذهبی و شرعی خود باشد؛ اما هنگامی که يک رئيس جمهوری خود را محتاج راهنمائی مراجع در کار ادارهء مملکت و حل مضايق اجتماعی می بيند (چه لزوم مراجعه به اعلم شرعی در قانون اساسی آمده باشد و چه نه) در واقع تن به سلسله مراتبی داده است که سازمان مذهبی را در «رأس امور» حکومتی قرار می دهد و جايگاه مردم را در امر سياست و حاکميت ملی نيز به حد «مقلدان» و «رجوع کنندگان» فرو می کاهد.

در واقع، اعتقاد به نظريه های «بقية الله» و «استمرار فيض از طريق فقهای امامی» ـ بعنوان سلول های بنيادی تشيع اثنی عشری ـ مانع اصلی سکولاريزه شدن (يا «عرفی شدن») حکومت و قرار گرفتن مهار آن در دست مردم، بعنوان صاحبان اصلی آن، بشمار می آيد و ـ طبعاً ـ نافی برقراری هر نوع حکومت دموکراتيک در «کشور امام زمان» است.

25 :: توسط پیمان در 2009-09-25 16:45

زیتون خانم عزیز،

پست فوق العاده ای بود.

من هم از وقایع نیویورک تحت تأثیر قرار گرفتم. تمام پل بروکلین را چنان که در عکس ها دیدیم با طومار سبز امضاها رنگین کردند. می دانید که یک جمعیت ۴۰۰ نفری محترم در نیویورک صدایش در تمام جهان می پیچد. تأثیرش غیر قابل مقایسه با هر حرکت دیگری است. همۀ رهبران دنیا در برابر آن ساختمان آن پوستر هارا دیدند.

حرکت سران دولت ها در سازمان ملل که سالن را ترک کردند بی سابقه بود. پیشتر سعی می کردند با آقای احمدی نژاد و هرچه می گوید مدارا کنند. این بار مشخص بود که از احساسات مردم در ایران نسبت به ظلمی که به آنها می رود آگاهند. طرف مردم را گرفتند. آقای احمدی نژاد حرف جدیدی نزد که نگفته باشد‌ (تا آنجا که خواندم یا شنیدم) اما ایران دیگر ایران سابق نیست. فکر می کنم دنیا هم آن دنیا نیست.

تا آنجا که دیده ام حق طلبی مردم ایران باعث شده که سیاستمداران در برداشت معمول خود نسبت به برتری اقتصاد بر حقوق بشر تجدید نظر کنند. و این دقیقاً به خاطر حرکت های صلح آمیز شما بوده است. حتی روسیه هم سرانجام با ضرورت تحریم ها کنار امد. فقط چین مانده که راضی شود. می دانید که تحریم های جدی کشور را از این هم فلج تر می کند. البته بیچاره مردم که باید زجرش را بکشند. امیدوارم قبل از آن که کار به آنجا بکشد دولت کوتاه بیاید.

برای نخستین بار پس از سالها سران کشورهای گوناگون ((منجمله اسرائیل)) از ایران تصویر دیگری پیدا کرده اند و حساب مردمش را از دولت توانستند جدا کنند. فرانسه و مخصوصاً انگلستان که آن همه منافع در ایران دارند قید همه را فعلاً زده اند و موضع سختی اتخاذ کرده اند. اینها همه نشانه های تغییرات بزرگی است.

برایتان بهترین آرزوها را دارم!

24 :: توسط elena در 2009-09-25 15:55

اس ام اس هفته شاهکار بود. زيتون عزيز بی اجازه ادرسه وبلاگتو گذاشتم تو وبلاگم .

23 :: توسط elena در 2009-09-25 15:54

اس ام اس هفته شاهکار بود. زيتون عزيز بی اجازه ادرسه وبلاگتو گذاشتم تو وبلاگم .

22 :: توسط ساعد کریمی از مونترال کانادا در 2009-09-25 15:46

ماجرای دختر کریم:

يه ماه ميشد كه خونمو عوض كرده بودم. يه اتاق فسقلي تو يه خونه قديمي گرفته بودم. با صابخونش طي كرده بودم كه الان ارديبهشت ماهه هيچ جا خونه نيست و منم نمي تونم اينجا براي هميشه بمونم واسه همينم اينجا رو فقط براي پنج ماه كرايه ميكنم. اونم راضي بود چون اگه من نمي گرفتم خونه خالي مي موند. بنا به دلائلي تنها شده بودم. بايد دوباره از اول واسه خودم هم خونه پيدا مي كردم.
صابخونه يه پيره زن تنها بود مي گفت 10 - 12 سال ميشه كه شوهرش مرده (البته بعدا فهمیدم نمرده م همین کریم ساعدی "فضولباشی" خودمونه) خودش هم سنش بالا بود. فكر كنم پرونده اش توي دفتر دستك خدا گم شده بود. حداقل 80 سال رو داشت. از من خيلي خوشش ميومد. مي گفت پسراش مي خواند اين خونه را از چنگش در بيارند ولي دخترش نذاشته. دلم براش ميسوخت. براش كارهاشو ميكردم. خريد مي كردم ،كارهاي سنگين و انجام ميدادم. حتي اون اواخر بهم ميگفت من حالم زياد خوب نيست شبها در و باز مي ذارم اگه يه وقت حالم بهم خورد و يا ديدي من صبح از خواب بيدار نشدم حتما بيا تو اتاقم. به من اعتماد داشت.
حاج خانم يه دختر داشت تقريبا 38 تا 40 ساله. دخترش پرستار بود. شوهر داشت و سه چهار تا بچه قد و نيم قد. هروقت ميومدند انگار زلزله اومده. هركي نمي دونست فكر مي كرد مغولها از تو اين خونه رد شدند. خونه كوچيك بود ولي همه چي داشت. يه حموم كوچولو هم داشت كه اون ور حياط بود. اون سال من تنها بودم. واسه همين هم حوصله م سر ميرفت و زود زود ميومد تهران. تقريبا هر دو هفته پنج شنبه جمعه ميرفتم تهران. حاج خانم با وجود اينكه ادم خوبي بود ولي فضول بود.منو دوست داشت نمي خواست زود زود برم.
- نامزد داري؟
- نه بابا نامزد چيه؟
- پس واسه چي اينقدر زود زود ميري و منو تنها ميذاري؟
- همينطوري دلم سر ميره پاميشم ميرم خونمون
- من باورم نميشه
هميشه عادت داشت يا پنج شنبه يا جمعه بره خونه دخترش مهموني. هم ميرفت مهموني هم اينكه حمومشو اونجا ميرفت. اصلا از حموم توي خونه استفاده نميكرد. يه روز جمعه مثل هميشه صبح اومد و از من خداحافظي كرد و رفت. بعضي وقتها بدجوري حوصلمو سر ميبرد. همش سفارش ميكرد كه در خونه رو باز نذاري من نيستم يه وقت اينجارو پاتوق نكني. دختر نياري و ….
خلاصه كونده حتي به همسايه ها هم ميسپرد
- من رفتم خونه شهين. هواست باشه اين پسره خونه تنهاست.
ظهر بود خوابيده بودم. حس كردم يكي داره به در اتاق ميكوبه. از خواب پريدم تو همون حالت خواب و بيداري داد زدم
- كيه؟
- ببخشيد منم شهين
در رو باز كردم. ديدم دختر حاج خانومه. باورم نميشد. با بلوز و دامن و بدون روسري. پس چادر و مقعنه كو؟
- خواب بوديد؟ بيدارتون كردم؟
- نه خواهش ميكنم. بفرماييد
- مامان ميخواست بره حموم ولي لباساشو جا گذاشته. يعني مي دونيد همه لباساشو نيورده يه جيزاي بايد براش ببرم..
- خوب؟
- من الان يه ربع اومدم اينم كليد در اتاق مامانه هركاري ميكنم باز نميشه. مي خواستم اگه ممكنه شما بياييد كمكم كنيد
- خواهش ميكنم.
اصلا حواسم نبود. يه شلوارك پوشيده بودم و يه زيرپوش ركابي. هيچ وقت جلوي حاج خانوم اين طوري نميومدم چه برسه به دخترش. سرمو از تنم جدا ميكرد. ازون خشكه مذهبا بود. يه بار گيرداده بود ميگفت برو پشم سينه هاتو بزن.
- واسه چي؟
- زشته دخترها از بالاي پيرهنت ميبينند.
ريدم به اون دختري كه با ديدن دو تا پشم سينه شورتشو خيس كنه.

از راه پله رفتم بالا. كف راه پله تميز بود و موكت شده. به پاگرد كه رسيدم ديدم كيف و چادر دختر حاج خانم اونجاست. رفتم بالا تا جلوي در اتاق رسيدم.
- كليد كو؟
- ببخشيد ايناهاش.
يه جفت جوراب مشكي نازك پوشيد بود. دامنش نه بلند بود نه كوتاه. خنده از رو لبش كنار نميرفت. مونده بودم چه غلطي بكنم. بخندم يا همونطوري بمونم. اصلا بهش نميومد كه سه چهار تا بچه زاييده.
- بفرماييد خيلي راحت باز شد.
- دست شما درد نكنه. بياييد تو حالا
- نه مرسي اگه كاري داشتيد من پايينم
- حتما مزاحمتون ميشم
رفتم پايين. هنوز گيج بودم اصلا باورم نميشد. انگار تازه خواب از سرم پريده بود. دختر حاج خانم اينطوري بود چرا؟ هميشه چادر و مقعنه و مانتو و …. ما كه سر در نيورديم. رفتم تو اتاق و اب جوش گذاشتم سر گاز تا يه چايي درست كنم. يه ربع نشده بود كه ديدم دوباره در اتاقمو داره مي كوبه.
- ببخشيد مزاحمتون شدما ممكنه امشب مامان نياد. اخه اگه الان بره حموم ديگه شب نمياد اينجا
كونده انگار مامانش ملكه انگليسه.
- باشه مسئله اي نيست من هستم هر كاري باشه در خدتمم.
- خواهش ميكنم من با اجازتون بايد برم. خيلي ممنون
- خواهش ميكنم. چايي حاضره ها. يه استكان با ما مي خورديد بعد ميرفتيد.
- نه مزاحم نميشم ايشالا يه وقت ديگه
- بابا چه مزاحمتي. دو ساعت اومدي اينجا داري با در ور ميري منم صدا نكردي بيام كمكت
خنديد و انگار ميخواست محبت منو جبران كنه.
- باشه يه استكان با شما مي خورم.
درو تا ته باز كردم و دعوتش كردم تو. پشت سرش زود در و بستم. زود جلوتر از اون كتابها رو از رو زمين جمع كردم و دشكمو كه گوشه اتاق بودمرتب كردم و ازش خواستم اينجا بشينه.
- من اينجا خيلي خاطره دارم ها
همينطوري كه اطراف اتاق و نگاه ميكرد چادرشو از سرش بر داشت. خيلي راحت. فكر ميكرد من بچه ام و مثل يه بچه باهام رفتار ميكرد. البته اون موقع تقريبا نصف سن اونو داشتم. ولي عجب هيكلي. تازه متوجه شده بودم. تازه داشتم اونجاهايي رو كه نديده بودم مي ديدم.
- خاطره هاي خوب يا بد؟
رفت سر وقت طاقچه اتاق. تو طاقچه چند تا كتاب گذاشته بودم. اونايي كه كتابهاي درسي بودند تميز و سفيد بودند. نو و دست نخورده .
يه كتابو دست كرد و برداشت. واي عجب آبروريزي شد. خونه مجردي همينه ديگه همش ايراد داره همه چيزش تابلوئه نميشه همه جاشو پاك كرد بالاخره يه جا سوتي ميدي. وسط كتابو باز كرد شروع كرد بلند بلند خوندن.
- افسر پليس دستشو گذاشته بود روي سينه …..
عجب غلطي كردم اين كتابو از بچه ها گرفتم.
- اينا چيه مي خوني؟ اينم درسته؟
- نه بابا همشو نخوندم نمي دونم چيه. دوستم بهم داده.
- چه دوستايي داري
- مامان ميگه تو دوست دختر داري. همش ميترسه اونو بياري خونه و آبروش بره
- نه بابا. مامان از كجا اين حرفو ميزنه؟
- زنه ديگه بالاخره ميفهمه
- شما چي فكر ميكني؟
برگشت رو به من و نيگام كرد. يه لحظه جا خوردم. فكر كردم زيادي خودموني شدم.
- نمي دونم تو راستشو بهم بگو. دوست دختر داري؟ تهران كه حتما داري. اگه نداشتي اينقدر زود زود نميرفتي
- نه بابا تو اين شهر كوچيك مگه ميشه ادم دوست دختر داشته باشه. تازه اينجا همه متعصب هستند.
- ولي دختراي خوشگلي داره. بهت ميگم حتما يه زن از اينجا بگيري
- من زن نمي خوام دختر ميخوام
زد زير خنده. حالا نخند و كي بخند. چه بيمزه. وقتي ميخنديد تا ته معدشم ميشد ديد. دندوناش بدجوري ميزدند بيرون. دستشو گرفت جلوي دهنش و ميخنديد. خندش قطع نميشد.
- مگه من چي گفتم؟
با دست اشاره كرد كه هيچي ولي هنوز ميخنديد.
- چيه تو خونوادتون دختر داريد ميخواييد به من بندازيد؟
- اره ميخواي؟
انگار بهش اجازه حرف زدن دادم. تازه روش باز شده بود.
- خيلي هم دلت بخواد. من كه زنم اونا رو ميبينم چشم ازشون بر نميدارم
- اگه اينطوره چرا تاحالا ازدواج نكردند؟
يه نگاهي بهم كرد و به زور ميخواست جلوي خندشو بگيره. لباشو بهم فشار ميداد. منم خندم گرفت. ديد كه من خنديدم اونم يهويي تركيد.
- پس اين چايي چي شد؟
- چشــــــم شما بفرماييد بشينيد.
نشست رو تشكم. پاهاشوبه يه طرف رو هم گذاشت و خم كرد. لبه دامنش كوتاه بود. جورابش تا زير زانوش بود. سفيدي پاش افتاده بود بيرون. يه چايي ريختم و گذاشتم جلوش. يه بسته شكلات هم داشتم. مامان هميشه برام ميخريد و به زور ميذاشت تو ساكم. عجب دستاهايي داشت. سفيد لطيف نرم و يه خرده تپل.احساس خوبي داشتم. هردو براي لحظه اي ساكت شديم. يه دستشو زير پستوناش گذاشته بود و فشار ميداد. دست ديگه شم استكان چاي بود.وقتي نفس ميكشيد حال ميكردم صداي نفس كشيدن و هورت كشيدنش ارامش بخش بود. اصلا ادم باورش نميشد اين زن 40 سال سن داره. بهم نيگا كرد. تقريبا چند ثانيه بدون عكس العملي بهم زل زديم.
- چيه؟
- هيچي
- نه بگو
- به حاج خانم نگي من كتاب .. دارم.
- نه بابا اون تو عالم خودشه. اصلا از اين چيزا سر در نمي ياره. تو هم بهتره به جاي خوندن اينا درستو بخوني
- ميشه يه چيزي ازتون بپرسم. البته اگه فضولي نباشه و نارحت نميشيد.
- حتما
- شما هميشه اينطوري لباس مي پوشيد؟
- آره مگه چيه؟ من مامانم ناراحت ميشه واسه اون اينطوري لباس مي پوشم وگرنه شوهرم براش مسئله اي نيست. حتي جلوي دوستاش و مهمونامون از اين راحت تر هم لباس مي پوشم.
- مثلا چطوري؟
- خيلي كنجکاوي ها.
ديد من هيچي نگفتم خودش فهميد لحن صداش مورد پسند من نبود
- اينطوري
پاهاشو دراز كرد و لبه دامنشو تا روي رونهاش اورد بالا. داشتم سكته ميكردم. حالا من يه چيزي گفتم اون چرا اينكارو كرد؟ داشتم ديونه ميشدم. عجب پاهاي خوش تراشي داشت. مثلا ميخواست بگه ميني ژوپ هم مي پوشم. احساس كردم كيرم داره بزرگ ميشه. تو اون حالت نشسته جام بد بود. بدجوري شورتم بهش فشار ميورد. چشم از پاهاش بر نداشتم. همونطوري از حالت چهار زانو بلند شدم و دو زانو نشستم و بعد ديدم چاره اي ندارم براي اينكه جا براي كيرم باز كنم مجبور بودم بهش دست بزنم. زود و سريع دستمو بردم روي كيرم و با يه حركت سريع همانند دفعات قبل جاشو تو شورتم گشاد كردم. شهين متوجه شد. زود دامنشو اورد پايين. رونهاشو سفت بهم فشار داده بود تا مثلا شورتش معلوم نشه.
- چيكار كردي داشتيم نيگا ميكرديم ها
- پرو نشو ديگه. خيلي بهت رو دادم
- بذار بازم ببينم
تو همون حال دستمو بردم تا لب دامنشو بگيرم. با دست سفت دامنشو نگه داشت.
- نكن
- يه بار ديگه. فقط چند ثانيه
زل زده بود به كيرم
- فقط يه بار ها
اصلا باورم نميشد. كنترلم دست خودم نبود. خيلي يواش و اروم دامنشو روي پاهاش كشيد بالا. تو همون حين هم به من نيگاه ميكرد. من داغ داغ شده بود. دستمو كشيدم روي پاهاش. لذت مي برد از اينكه ميديد من دارم اتيش ميگيرم. عكس العمل من براش جالب بود. چشم از من بر نمي داشت. دامنشو خيلي برد بالا درست روي شورتش نگه داشت. دستم بردم لاي پاهاش.چيكار ميكردم خودم حاليم نبود. چي فكر ميكرديم چي شد.
- چرا قائمش كردي؟
- چيو؟
- ميخوام رنگ شورتتو ببينم.
- ديگه قرار نشدها بچه پرو
- تو كه ميدوني اخرش بايد نشون بدي پس يالا ديگه
دستمو به زور لاي رونهاي پاش فشار ميدادم تا به شورش برسم. اونم ميخنديد با دستاش جلوي منو ميگرفت. انگار داريم يه جور بازي ميكنيم. خيلي باحال بود. نمي دونم شايد قلقلكش ميشد.
- بالاخره گرفتمش
- ول كن تروخدا
- اول تو دستتو بردار
شورشتو گرفته بودم نميدونم شايد هم پشم كسشم گرفته بودم. هنوز ميخنديد. مي خواست با خنده و التماس سر من شيره بماله.
- اگه ولي كني بهت نشون ميدم.بخدا راست ميگم. قول ميدم.
– حتما؟
- حتما
دستمو ول كردم و از روي پاهاش برداشتم. تا ديد من رفتم كنار زود از جا پريد كه در بره. منم زود پاهاشو بغلم كردم. زد زير خنده.
- من بايد برم دير شده
- مگه قول ندادي؟
- يه وقت ديگه
- همين حالا. اگه اين همه طولش نميدادي الان تموم شده بود و تو رفته بودي
مثه كشتي گيرها پاهاشو بغل كرده بودم. دستمو بردم بالا . دامنش كشيده شده بود و كونش جمع و جور نشون داده ميشد. كونشو چنگ زدم. عجب خوش تراش بود.دولا شد رو من تا من پاهاشو ول كنم. همونطوري با يه فشار خوابوندمش رو دشك. رفتم روش يه بوس به صورتش كردم. بعد همونطوري بهم زل زد
- خيلي خوب فقط زود باش. همين يه بار هم هست و خيال نكني از فردا ميتوني هركاري دلت خواست بكني.
معطل نموندم رفتم سراغ صورتش تا بخورمش
- نه نكن ارايش دارم
اومدم پايين افتادم روي سينه هاش شروع كردم مالوندن. پيرنشو زدم بالا. همونطوري بدون اينكه كرستشو باز كنم سينه هاشو در اوردم. عجب چيزي بود. پدر سگ سفت سفت شده بود. مشخص بود كه اونم دلش بدجوري كير ميخواست. داغ داغ بود. احتياج به كاري نداشت. نوك هردو تا سينه هاش سيخ شده بود. يه كم از هر دوشون خوردم. زود اومدم پايين دامنشو دادم بالا. عجب پاهايي. تازه داشتم يه دل سير نيگاشو ميكردم. روي پاهاش دست كشيدم. بگي يه دونه مو داشت. نداشت. پاهاشو از هم باز كردم. شورتشو چنگ زدم و در اوردم. خودم هم شورت و شلواركمو در اوردم. كسش يكم مو داشت ولي لباش از هم باز شده بود. خيس خس بود از دور ميشد تشخيص داد. معلوم نبود از كي به خودش ميپيچيده و حرفي نميزده. رفتم جلو از نزديك برانداز كردم. لاشو باز كردم و انگشتمو فرو كردم توش. سرشو اورد بالا.
- نكن
انگار بدش ميومد كه من با اين سن و سال تو كسش انگشت كنم. پاهاشو بست دستم موند اون تو. دستمو كشيدم بيرون
- خيل خوب حالا باز كن
دوباره باز کرد. ميشد چوچوله شو تشخيص داد. دلم مي خواست مثل هنرپيشه هاي فيلم سوپر يه بار يه زبون بزنم ببينم چي ميشه. يا عكس العملش چيه؟ متوجه شد ميخوام ليس بزنم.
- من خوشم نمياد. همش فكر مي كنم ميخواي گاز بگيري احساس خوبي ندارم.
به درك . كيرمو اوردم جلو پاهاشو خودش برد بالا. گذاشتم لاي لباي كسش. عجب باحال بود. همونطوري يه خرده روش كشيدم. چيزي نگفت اونم خوشش ميومد.
- زود باش ديگه. كاپوت نميخواد. بريز توش من قرص مي خورم
انگار منم كاپوت دارم. تا دسته توش فرو كردم. لباشو گاز ميگرفت و سرشو مياورد بالا و نگاه ميكرد.حس كردم كيرم يه جايي توي كسش گير كرده. . دست نگه داشتم. خودش دستشو اورد و گذاشت بالاي كسش بعد پوسشو كشيد به سمت نافش. حس كردم حالا درست شد. اونم دوباره سرشو گذاشت پايين. خيلي حال ميداد. نه گشاد بود نه تنگ ولي هرچي بود كس بود. داشت ابم ميومد ديدم دستشو دور گردنم انداخت و منو سفت فشار داد. عجب زوري داشت. چشماش بسته بود و دهنش باز. گردنمو داشت مي شگست. ابم اومد. با خيال راحت ريختم تو كسش. هرچي ابم ميومد اونم گردن منو بيشتر فشار مي داد. با خودم فكر ميكردم اگه همون اول همچين زوري ميزد كه من نمي تونستم بكنمش.كم كم دستاش شل شد. هنوز چشماش بسته بود. اصلا حرفي نميزد. از جاش تكون نمي خورد. انگار مرده. صداش كردم. چيزي نگفت دوباره صداش كردم. يه آهان گفت. صداش تغيير كرده بود انگار تازه از خواب پاشده باشه. يهو چشماشو باز كرد.
- دستت درد نكنه. مرسي
انگار نه انگار اتفاقي افتاده باشه. خيلي راحت پاشد رفت دستشويي. بعد اومد و شورتشو پاش كرد. من كه ديگه نا نداشتم دلم ميخواست مثل خرس بخوابم.
- من برم خيلي ديرم شده. الان دلواپس ميشند.
- خداحافظ درم پشت سرت بي زحمت ببندد.!
امیدوارم که خوشتون اومده باشه

21 :: توسط مانی در 2009-09-25 15:35

میخواستم بعد از پنج روز خرکاری!؟ به عیش ونوش بروم دو بار
گفتم عزت زیاد
اما د بابا دوباره برگشتم شما زشت نویسها به ناموس من چکاردارید
مگر خودتان خواهر مادر ندارید ساواکیها وبلاگتان را شپش گرفته شش سال
شمشیرم را تیز نگر داشته ام با چوچول مادرم چکار دارید همه اینها زیر سر
کلفت زشت نویس است که از پرویز ثابتی مواجب میگیرد
دوباره عزت زیاد

20 :: توسط محمد در 2009-09-25 15:31

البته توجه دارم که با خفقانی که در ایران حکفرماست، همه به دنبال راهی می گردند که خودشان را دلخوش کنند. ولی این عکس هایی که ما از نیویورک دیدیم، بیشتر از چهارصد نفر نرفته بودند. آنهم با آن جمعیت ملیونی ایرانی در آمریکا. آنهم با آنهمه تبلیغ. آن صحبتی هم که در تاکسی داشتی خیلی جالب بود. حالا باید راننده تاکسی را هم به جنبش سبز کشاند. باید طبقه زحمتکش جامعه را که به امید اینکه احمدی وضعیت معیشتشان را بهبود می دهد به او رأی دادند را قانع کرد که جنبش سبز در انحصار طبقه متوسط و متجدد جامعه نیست. کار زیاد است. می خواستی امید داشته باشی؟ اینهم امید. بی خیال ایرانی های خارج نشین. آنها به فکر حاااااااااالند!

19 :: توسط مانی در 2009-09-25 14:30

الان کامنت این مانی عقده ای شماره ۱۲ را دیدم که چون دوروز
نیستم مجبورم یکسره جوابی به این احمق و شخص زیتون بدهم

زیتونی خودت بهتر میدانی که این داستانسراییهایت تاثیری نداشته
و ندارد از یک طرف میگویی همه طرفداران احمدی نجات به
کانادا و آمریکا آمده اند و اینجا هستند خب اگر اینطور بود که شما
سبزیها!؟ تا بحال ایران را گرفته بودبد!!؟ خانم چرا دروغ مینویسی؟
البته دلیلش واضحست چون ما همیشه میگفتیم ساواکیها خوردند و بردند
حالا در این بزنگاه داری تلافی میکنی که بگویی بله اینها بیشتر
خوردند زیتونی حنات دیگه رنگی نداره برای همین هم این بار
سکوت کردی و حالا به دروغ میگویی نمیخواستم چیزی بگویم چون
دل آنها بیشتر خونست!!؟ باز همه را خر فرض کردی؟؟ اینکه
اینبار جرات نکردی حرفی بزنی چون میدانستی هیچکس تره ای هم
برای این قبیل حرکات خورد نکرده و نخواهد کرد و همین هم شد
حالا برای اینکه آبرویتان نرود آمده ای و مشتی عکس و فیلم مونتاژی
را ملاک قرار میدهی د بابا اگه این بود که تو گفتی تا حالا اینها
صدبار سقوط میکردند نه اینکه مثل کوه قرص و محکم و استوار باشند

عزت زیاد تا دوشنبه

18 :: توسط خواننده زیتون در 2009-09-25 14:17

ضمنا کامنتهای ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ همه
متعلق بمانی ساواکی که وبلاگش شده
شاشدانی خودش !!! و اینجا را کرده
طویله خزعبلاتش خب بیچاره چکار
کنه معتاد بباد معده فضولباشی شده
الانه بیدار نشسته تا هی جواب ریسه
کنه ...کاشکی یکنفر محل چسی باین
بدبخت فلکزده میکرد

17 :: توسط مانی در 2009-09-25 14:10

باز هفته مثل برق آمد و سخن آخر هفته ام
را بنویسم و بروم گلویی تر کنم که خستگی را
بدر کنم ...؟

از قدیم گفتن وقتی امیدت را از دست دادی دیگه
با مرده و مردن فاصله ایی نداری ٬ هرکسی بامیدی
زنده است حالا این امید برای ۹۰ در صد مردم هر
کشوری یک زندگی پر شگونه و اخر و عاقبتی خوش

اما ده در صدی هم دنبال جاه و مقام و معروف شدن
چه سیاست چه هنر و هنرمندی ...این سیاسیون دیگه
زندگیشون شده سیاست و کیاست یکعده حاکمند و یک
عده دنبال حاکمیت در کشورهای غربی وضع مثل ماشین
میمونه اما کشورهایی مثل ایران هنوز مثل اسب و قاطره

انها که حاکمند خیال پایین امدن ندارند و اینها که
دنبال پایین کشیدن هستند ول کن معامله !! نیستند

این جمع شدنها در خارج ایران سی ساله که برقراره
وهمیشه هم بوده و اگر خاطرتان باشه برای خاتمی
خیلی بیشتر جمع شدند ولی چه ثمری داشته !؟؟

اینکه بی بی سی و سی ان ان برای این تجمع ها
سر و دست میشکنند برای منافع خودشان است
وگرنه این همه هارت و هورت لازم نداره تازه

همه چیز بر میگرده باسراییل وگرنه مخالفان
تبتی چینی ها و چچنی های روس و یا مخالفان
برمه ایی و ...همه جمع میشوند ولی چون باسراییل کاری ندارند یا ربطی نداره اصلا فیلمی
هم نشان نمیدهند ولی .... سخنان نتیان یاهو
دقیقا ۹۰ در صدش راجع بایران و خطر ملاها برای
اسراییل بود و هر منگلی میداند که ۷۰ در صد
مطبوعات امریکا دست یهودیانست پس دیگه
اون دوچرخه سوار !! تورنتویی یا خاله قزی سبز پوشی
که اتاوا میره جلو دوربین و میگه هه هه هو هو
احمدی نجات گو گو !!!؟؟؟ نبایست آب از لب و لوچه
بعضی ها سرازیر کنه ...اما مهم داخل ایرانه که
اگر چه اصلاح طلبهای واقعی غیر از روز اول
دیگه بخیابانها نیامدند اما ان معدود براندازهای
حرفه ایی در جدل با ماموران و مردم انقلابی
بدجوری تو خماری عمیق رفتند که حالا حالاها
دیگه رمق حال گیری ندارند و مانده جدال
دولت وقت با غربی ها سر انرژی هسته ایی
و استفاده ابزاری !! آنها از این جمع شدنهای
زورکی و پولکی گردانندگان پشت پرده مثل
جرج سروس و تین تنک و کارنگی ها....؟

آخر هفته خوبی داشته باشید

16 :: توسط کُلُفت در 2009-09-25 14:10

سناتور کریم.لطفاً در مورد عضوییتتان در حزبِ لیبرالِ کانادا توضیح دهید.

15 :: توسط مانی در 2009-09-25 14:01

چرا همه تان آتش بجانتان افتاد ؟! چه شد؟! حرفهای من بد سوزنده است نه؟!
د آخه بابا دیگه خواجه شیراز هم میدونه که ایناییکه دم در سازمان ملل بخیال
خودشون تجمع!؟ کردند چه افراد معلوم الحالی بودند حتی همین سبزها هم
حاضر به شرکت نشدند...!! حالا بی بی سی خیلی لطف کرده گفته چهارصدتا!؟
ولی در کل شاید چهل نفر هم به زور میشدند که سی تایش سلطنت طلب و منافق
و ده یازده نفر هم از روی کنجکاوی آمدند ببیند جریان چیه و زود این دوربینها
شکارشان کرد که بله اینها هم آمده بودند نه جانم اینا برای فاطی !؟ تنبون نمیشه
اون سی تا ساواکی هم اگر آمار بگیرید یکیشون احتمالا آذرفخر بوده یکی هم
احتمالا شایان و مانی و مرمر و سه چهارتا شاخ شکسته!!؟ با عکسهای شاه و فرح در دست !؟؟

14 :: توسط کُلُفت در 2009-09-25 13:23

بنده.هر گونه رابطه ای را با چوچول ننه کریم را در پُست قبلی تکذیب کرده و در کامنتِ ۱۱۹ همانجاْ توضیح داده ام.
به آقایِ کریم هم توصیه میکنم که کلاهشان را بالاتر بگزارند.

13 :: توسط کریم پ در 2009-09-25 11:07

اختیار داری زیتون خانمی. هر چی بوده جز وظیفه چیز دیگه ای نبوده. داخل و خارج همه ایرانی هستیم. به همین زودی همدیگه رو توی ایران میبینیم و درباره این روزها کلی حرف میزنیم

12 :: توسط مانی خان در 2009-09-25 11:07

بگذریم از نیویورک باید بودی و حس میکردی انگار همه در ایرانیم
داریم جلوی مجلس صاحب مرده شورای اسلامی برضد این دجالان روزگار شعار میدیم

دم شما ها در ایران گرم که ما را هم اینجا راه انداختید

ما آدمهای بی غم که نه بی درد چرا که درد تحمل این اشغالهای ج الف را نداریم

خیلی از این جدید ها که یه ونکوور امدن از دختر خاله رفسنجانی بگیر تا زن و بچه رئیس نگهبانان یا پاسدارهای خامنه ای احمق خیال میکنند که مردم نمیشناسندشان باشد تا یک روز ترتیب همه اینها را خواهیم داد

فعلا یکعده ای مشغول شناسائی اینها هستند تا اگر دستشان آلوده به خون مردم باشه در دادگاهای اینجا براشون پروند درست کنند
قراره یک وبلاگ درست بشه عکس اینها را بگذاره از مردم بخواد که هر کی اینها را میشناسه معرفیشون کنه در ضمن شما ها که در ایران هستید این اطلاعات را میتوانید پخش کنید

11 :: توسط Omid در 2009-09-25 07:21

وظیفه هر ایرانی‌ اینه که برای کشورش و مردمش کار کنه. به خدا تمام خانواده ما هر ۳ روز به نیویورک رفتیم (جلو سازمان ملل). اینقدر داد زدیم که صدا هامان گرفت! عوضش دلمون خنک شد! ما از شما عزیزان در ایران درس میگیریم. شعار‌های شما‌ها رو تکرار میکنیم. به یاد شما اشک میریزیم. خیلی‌‌ها اومده بودن. از شهر ها ی ایالت نیو جرسی، از شهر ها ی مینیا پلیس و شیکا گو و آتلانتا، از کانادا، از سویس، از هلند، و خیلی‌ جا‌ها ی دیگه. یکی‌ کودک ۳ ساله رو اندا خته بود تو ماشین و ۹ ساعت از کانادا یک ضرب رانندگی‌ کرده بود. یکی‌ دیگه امروز رو پل بروکلین کودک چند ماهه را به خودش بسته بود و طومار سبز را حمل میکرد. دیروز یک دفعه دو نفر آمدند ۱۰۰ بادکنک سبز آوردند! به یاد شما دلاور ها.

خلاصه، ماها همه باها تونیم. هر روز اخبار را می‌‌خونیم، و از دور دست گرمتان را میفشریم. به امید پیروزی ...

راستی‌، من عضو نیستم، کسی می‌تونه این پرت پلا‌های من رو به بالاترین بفرسته؟

10 :: توسط یک خارج نشین در 2009-09-25 07:03

زیتون خانوم، مگه یادتون رفته؟ ما همه با هم هستیم ؛-)

9 :: توسط یک خارج نشین در 2009-09-25 07:03

زیتون خانوم، مگه یادتون رفته؟ ما همه با هم هستیم ؛-)

8 :: توسط shahrzad در 2009-09-25 06:26

سلام،

من یک هموطن هستم. من هم خیلی‌ دلم خون است، نوشته‌های شما مثل مرهمی روی زخم‌های قلب و روح من بود. من متاسفانه نیو یورک نتونستم برم ولی‌ توی تورنتو کانادا تو مراسم ۲۳ جولای شرکت کردم. به خدا ما ایرانی‌‌های خارج اگر بیشتر زجر نکشیم، درد و رنج مون کمتر از شمایی که ایران هستید نیست.

به امید پیروزی جنبش سبز ایران vvvvvvv

7 :: توسط حميد پوريان در 2009-09-25 06:20

خوشا که نويسنده مشروطه دوم بعد از مدتها سکوت؟ حمايت از رهبران؟
مطلبی نوشت...
جُستاری در باره دین و کشورداری به بهانه دولتی شدن عید فطر
نميدانم ژرفای مشروطه دوم را باور کنم یا ژرفای نادانی جُستاری... ؟
بگذارید فقط یک دلیل برای این پرخاش
خود بیاورم آنهم از همین روز و سایت شما:
مریم: در حال تجاوز می‌گفت دارم رایت را پس می‌دهم

اگر آن مردک که خود را رئيس جمهور منتخب ميداند تا حالا سکوت کرده
و آن کروبی که اسناد و شاهدها را به کميسيون مجلس پر داد

روشنفکر مشروطه دوم ما با چند ماه تاخير در مورد کشف جُستاری در باره دین و کشورداری به بهانه دولتی شدن عید فطر مينويسد

شايد هنوز اين سئوال برای شما مطرح باشد که پاسح من چيست؟

نگاه کنيد به نيويورک و سازمان ملل
اکثر کشورها سخنرانی را ترک کردند

رهبر شما ۱۱ اغلاميه داده در حفظ نظام و رئيس جمهور شدن خود پافشاری ميکند و شما
جُستاری در باره دین و کشورداری به بهانه دولتی شدن عید فطر مينويسد

مريم و بقيه مردم ايران نمی خواهند دولا بشوند و چون دولا نميشوند
آين آقايان نميتوانن سوار بشوند و آنان که امروز سوار هستن قادر به ادامه سواری نيستن.
آيا شما هنوز هم در رکاب کمک يه اين آقايان هستيد؟
با آرزوی بهترينها برای شما
ديدن واقعيت، مسئوليت،
کمی، کمی اخلاقيات
حميد پوريان

جُستاری در باره دین و کشورداری به بهانه دولتی شدن عید فطر
www.ayandeh.com

به پادافرای سی سال حکومت دینی درایران، عید فطر هم دولتی شد! سده ها است که روحانیون شیعی و سنی برپایه روش های سنتی خویش که یادگار دوران پیش صنعتی است، دیدن ماه نو را در پایان ماه رمضان گواه فرارسیدن شوال و عید فطر می دانسته اند. در همه این سده ها، مسلمانان برپایه گواهی شاهدان عادل و یا داوری «حاکم شرع» (مرجع یا مجتهد جامع الشرایط در میان شیعیان و مفتی یا پیشوای دینی در میان اهل سنت)، به روزه خویش پایان می داده اند. هم از این رواست که در گزینش روزعید فطر همواره میان ایشان اختلاف بوده است. از جمله این که سال پیش، سید علی سیستانی پنجشنبه را عید فطر اعلام کرده بود و بسیاری از مراجع چهارشنبه را.

6 :: توسط mamali در 2009-09-25 06:16

ممنون که یادی از خارج کشوری‌ها کردید. خیلی‌‌ها اومده بودن. ۲-۳ روز کاری وقت گذاشتن، و رفتن به نیو یورک زیاد اسون نیست. از همه جای آمریکا و خصوصاً کانادا خیلی‌ بودن. دم همه ایرانی‌‌ها گرم.

5 :: توسط mamali در 2009-09-25 06:16

ممنون که یادی از خارج کشوری‌ها کردید. خیلی‌‌ها اومده بودن. ۲-۳ روز کاری وقت گذاشتن، و رفتن به نیو یورک زیاد اسون نیست. از همه جای آمریکا و خصوصاً کانادا خیلی‌ بودن. دم همه ایرانی‌‌ها گرم.

4 :: توسط pink panther در 2009-09-25 05:05

sth that you said about those new immigrants also bothers me because i am sure they are going to ruin the face of true Persians wherever they go
a solution should be devised to make sure the distinguish between a real Iranian and a piece of mulla shit is is going to happen...

3 :: توسط Irani در 2009-09-25 04:12

Ma tarikh misazim. Nemigzarim hichi tamam beshe ta inke be hadafemoon ke azadye melate Irane berese.

2 :: توسط Irani در 2009-09-25 04:11

Ma tarikh misazim. Nemigzarim hichi tamam beshe ta inke be hadafemoon ke azadye melate Irane berese.

1 :: توسط Irani در 2009-09-25 04:11

Ma tarikh misazim. Nemigzarim hichi tamam beshe ta inke be hadafemoon ke azadye melate Irane berese.

زبان: