(شرح مختصر القام الحجر لمن زكي ساب أبيبكر و عمر رضيالله عنهما)
تأليف:
الإمام الحافظ جلالالدين عبدالرحمن
ابن أبيبكر السيوطي الشافعي (رح)
فهرست مطالب
صحابه رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلم) چه كساني هستند؟
فصل اول: آنچه در فضل شيخين (رضياللهعنهما) آمده به اختصار
ـ از قرآن
ـ از فرمايشات حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم)
فصل دوم: ناسزاگويي به ابوبكر و عمر (رضي الله عنهما) از گناهان كبيره است
ـ تطبيق حد گناه كبيره بر كسيكه ناسزا به ابوبكر و عمر (رضي الله عنهما) گويد
ـ نتيجه
فصل سوم: كسي كه به شيخين ناسزا گويد يا كافر است يا فاسق باتفاق علماي اهل سنّت و جماعت
تنبيه
رأي ائمه:
ـ رأي سيدنا عمر بن الخطاب (رضي الله عنه)
ـ رأي إمام مالك (رحمه الله)
ـ رأي إمام أحمد بن أحمد (رحمه الله)
ـ فتواي ابن المطرف الشعبي (رحمه الله)
ـ رأي قاضي عياض (رحمه الله)
ـ قول قاضي حسين (رحمه الله)
ـ قول تقي الدين سبكي (رحمه الله)
ـ رأي إمام سيوطي (رحمه الله)
خلاصه
فرع
فهرست
# # #
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين، والصلاة والسلام علي المبعوث رحمة للعالمين، خاتم الانبياء و سيد المرسلين، سيدنا محمد وعلي آله الطاهرين و صحبه أجمعين و سائر الصالحين. و بعد
كسيكه تاريخ بخواند ميداند كه جهان را سراسر بت پرستي و كفر والحاد و ظلم و ستم جباران بيداد فرا گرفته بود. در چنان موقعي پروردگار مهربان آفتابي پر فروغ به عالم ارزاني كرد، كه توانست در مدت كوتاهي آنچنان بتپرستي را در جزيرة العرب نابود كند كه حتي پيغمبران دروغين مانند «مسيلمه كذاب» و «اَسوَد عنسي» و سجاح و امثالشانهم نتوانستند بت پرستي را تازه كنند.
خاتم الانبياء صلوات الله و سلامه عليه و علي آله و صحبه اجمعين از لحظه بعثت آنچنان در راه توحيد و نشر عدل وتقوي و امنيت كوشيد كه خواب و خور و آرامش خود را كنار گذاشت، و در جواب همسر عاليقدر خود خديجة الكبري رضي الله تعالي عنها فرمود: «ذَهَبَ مَوْسِمُ النَّومِ يَا خَدِيْجَهْ» اي خديجه وقت خواب و آسايش گذشت، در آن بيست وسه سال بطوري ياران خود را تربيت فرمود كه هر كدام پيشوائي پرهيزگار و ديندار و ناشر لواء حق و عدالت در جهانشدند، اين سرعت برق آساي انتشار اسلام، بوسيله اين بزرگواران در جهان انجام گرفت (آل بيت نيز در جمله اصحابهستند، براي اينكه هر كسيكه در حال ايمان به شرف صحبت رسول الله (ص) رسيده است از صحابه رسول الله (ص)است). مشركان و يهود و نصاري و مجوس همه را بر دشمني با دين مبين اسلام و با رهبران آن يعني اصحاب محمد(ص) وا داشت، همه آن كسانيكه كاخهاي ظلم و طغيان شان بوسيله اصحاب محمد (ص) در هم كوبيده شده بود وهمه با هم همدست شدند تا براي جلوگيري از انتشار اسلام چارهاي بينديشند، همه به اين فكر افتادند كه خلافتاسلامي را از هم بپاشند، حرام زادهاي كه مادرش او را از كودكي به دشمني با نمونه عدالت در جهان سيدنا عمرالفاروق (رض) ببار آورده بود، وسيله دست آنان شد، و خليفه بر حق اسلام را به شهادت رسانيد، اما ديدند كهنتيجهاي نداد و اصحاب محمد (ص) همه همگام و همكار سيدنا عمر (رض) هستند. اين بود كه حيله ديگري را سازكردند كه متأسفانه اين حيله شان في الجمله كارگر شد. و عبدالله بن سباي يهودي بر آن داشتند كه بگويد علي (رض)در خلافت از شيخين (ابوبكر و عمر) و ذي النورين (عثمان) شايستهتر است.
او در همه محافل اين موضوع را عنوانكرد و دستيارانش كوشيدند كه اين حربه را كارگر سازند، تا اينكه ذي النورين به شهادت رسيد و علي (رض) بخلافترسيد، اما عبدالله بن سبا قصدش خلافت علي (رض) نبود، او ميخواست اسلام را در هم بپاشد، اين بود كه گفت علي(رض) خداست موقعي كه اين صحبت به علي (رض) رسيد موي بر كمرش راست شد كه چگونه شخصي پرهيزكار وموحّدي كه همه جانبازيهايش در راه رضاي خدا بوده، اكنون كه به بتي تبديل شود كه به عبادت گرفته شود، اينست كهعبدالله بن عباس (رض) را بنزد عبدالله بن سبا و دستيارانش فرستاد تا آنان را نصيحت كند، و از گمراهي برهاند، اماعبدالله بن سبا بر كار خود تصميم گرفته بود، و در برابر عبدالله بن عباس بر گمراهي خود پافشاري كرد، عبدالله بنعباس (رض) به سوي علي (رض) برگشت و سخنانش را به علي (رض) رسانيد، علي (رض) دستور داد آنان را به آتشبسوزانند، پافشاري ملحدان در راه پيشبرد مقاصد پليدشان از اينجا دانسته ميشود كه موقعيكه به آتش انداخته ميشدميگفت اكنون يقين دارم كه علي خداست براي اينكه كسي غير از خدا حق سوزانيدن ندارد، و همين عقيده تا كنون درذهن رافضه (شيعه) باقي است و اين شعر در خطاب به حضرت علي (رض) ورد زبان آنهاست:
اگر خداي نخوانمت متحيرم كه چه خوانمت؟ و اگر خداي بخوانمت تو بري شوي و ابا كني
و از قديم گفتهاند:
وَ مَاتَ الرَّافِضِي وَ لَيسَ يَدرِي عَليّ رَبُّهُ أَم رَبُّهُ اللهُ
از آن روز كه فروغ آفتاب جهانتاب اسلام در سراسر جهان درخشيدن گرفت، دشمني با اسلام يعني اهل سنت وجماعت از همه گروههاي كفر و ضلالت ادامه دارد، در نوشتههاي يهود و نصاري در تأليفات رافضه همه دشمني بااهل سنت و جماعت است، و غريب اينست كه فرقههاي منشقّه مثل بابي و بهائي و طلوعي و كسروي و سلمانرشدي و امثالشان همه از مذهب شيعه برخاستهاند، و اكنون كه شيعه به كتابهاي پوچي مثل: المراجعات و شبهاي پيشاور و ثم اهتديت كه همه دعوت به سوي ضلالت و گمراهي است، بر عليه اهل سنت منتشر ميكنند، جا دارد كهكتابهايي مثل: تحفه اثني عشرية والصراع بين الوثنيه والاسلام و باقيات صالحات و نوشتههاي محمود ملاح نيز چاپو منتشر شود، منهاج السنة شيخ الاسلام ابن تيميه و العواصم من القواصم و الصواعق المعرقة گرچه به زبان عربياست، اما باز هم ميتواند سنگي به دهان رافضه باشد، تا دانسته شودكه علماء اهل سنت اعلي الله مقامهم في الدنياوالاخرة هميشه به مكايد شيعه پي بردهاند و در روشن كردن اكاذيب رافضه هميشه سنگ به دهان آن دروغگويان كوبيدهاند، يكي از جمله كتابهايي كه در اين زمينه و به همين معني است، كتاب الإمام الحافظ جلال الدين سيوطي استكه به نام:
«اِلْقَامُ الْحَجَر لِمَنْ زَكّي سَابَ أَبي بَكْرِ وَ عُمَرْ رضي الله تعالي عنهما»
سنگ محكم كوبيدن به دهان كسيكه بدگويي به ابي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما را تزكيه نمايد، و آنان را مؤمنبشمار آورد، در حاليكه ابوبكر و عمر رضي الله تعالي عنهما دو قطب اسلام هستند كه رسول خدا (ص) در حضر و سفرو در همه حال ايشان را با خود همراه ميداشتند، و بعد از رحلت خود هم هر دو را پهلوي خود در يك حجره قرار داد،اما با سيه دل چه سود خواندن وعظ كه كورند و همين را نميتوانند ببينند، كسي كه شيعه را بدرستي بشناسد ميداند كهدروغ پايه و مايه آنهاست، مأمون خليفه عباسي گفته است: «وَجَدْتُ الْكَذْبَ فِي الرَّافِضَةْ» دروغ را در رافضه يافتم كهپايه و مايه شان بر دروغ نهاده است، و از دروغ هيچ باك ندارند، فريبي كه اهل سنت از آنها ميخورند اينست كه اهلسنت خودشان دروغ نميگويند، در حاليكه كتاب را مانند صحنه فيلم برداري بر اشخاص، دروغين قرار ميدهند كه: المراجعات و شبهاي پيشاور شان نمونهاي از آنست، يكي از مسائلي كه عوام اهل سنت نميدانند اينست كه شيعه برمخالفت با اهل سنت پايه گذاري شده است، كسيكه به مذاهب اهل شيعه وارد است اين را كاملاً ميداند. پيرمرديميگفت: در يزد در نزديك يكي از مجتهدين شيعه بودم. يكي از شيعيان از او پرسيد كه در سجود چشمهايمان را بازبگذاريم؟ يا بر هم نهيم؟ مجتهدشان گفت: ببينيد سنّيان چه ميكنند اگر آنان در سجود چشمهايشان را باز ميگذارند شما چشمهايتان را ببنديد، و اگر چشمهايشان را ميبندند شما چشمهايتان را باز بگذاريد. اين مخالفت با اهل سنت درتمام مسائلشان مشهود است، در وضوء اهل سنت طبق امر قرآن ابتداء از رو شروع مينمايند، آنان ابتداء پا را ميشويند، اهل سنت شستن دستها را از سر انگشت شروع ميكنند، آنان از آرنج شروع به شستن ميكنند و به همينترتيب براي كسيكه اطلاع دارد روشن است. در كتاب ضحي الاسلام علامه احمد امين هفده مورد ياد كرده است كه درآن هفده مورد شيعه تقليد يهود نموده است، و خدا مي داند چه مواردهائي از نصاري گرفتهاند. مسأله شهادت سيدنا الحسين (رض) را براي نجات شيعيان همانند ادعاي نصاري كشته شدن عيسي (ع) براي نجات نصاري دانستهاند. اماپيروي مجوس كه هنوز است، عيد اصليشان نوروز است به طريق مجوس، دعاي تحويل سال و هفت سين و انواع شيريني همه در نوروز است، اما در عيد مسلمين (فطر و اضحي) آن رسميت ندارد، نوروز و مهرگان مجوس خيلياهميت بيشتر دارد، با اين حال باز هم دم از اسلام و وحدت و كلماتي همانند آن ميزنند كه همه دروغ است ودانشمنداني مانند شيخ محمد ضيائي و دكتر مظفريان و مفتي زاده به جرم سني بودنشان به فجيعترين صورت به شرفشهادت ميرسانند سنّيان ساده لوح نميدانند كه حقيقت آنان چيست، فريب دجالان آنها ميخورند، جا دارد عدهاي ازجوانان دانشمند اهل سنت به مطالعه دقيق تاريخ شيعه از عهد عبدالله بن سبا و قرامطه گرفته تا به امروز تحقيق بعملآورند، و مشت آن مردميكه دروغ ميگويند باز كنند تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد.
اما كتاب «القامَ الحَجَر لِمَنزَكَّي سَابَ اَبي بَكر وَ عٌمَرَ رضي الله تعالي عنهما» نوشته: الإمام الحافظ العلامه المتبحر في أنواع العلوم والفنون جلالالدين عبدالرحمن ابي بكر السيوطي (رح) مستغني از تعريف كه مصنفاتش به يكهزار و يكصد كتاب رسيده است وميتوان گفت در هر علم و در هر رشته تأليفي خاص دارد. در سال هشتصد و چهل و نه در خانداني كه همه اهل علمبودند چشم به جهان گشود و در سال نهصد و يازده قمري به جوار حق تعالي پيوست، او نيز به سهم خود كسي را كهخواسته شيعه را بر خلاف آنچه هستند معرفي نمايد، با آوردن ادلّه از قرآن و سنت نبوي و اقوال علماء و فقها سنگ بهدهان او زده است تا در ميان اهل سنت كسي نباشد كه آنان را تزكيه نمايد. جلال الدين سيوطي شافعي المذهب و ازاعلام اسلام است كه همه ايشان را ميشناسند.
فهرست
# # #
صحابه رسول الله (ص) چه كساني هستند؟
هر كسيكه در حال ايمان، رسول الله (ص) را ملاقات نموده و از جمله اصحاب است. آن كسانيكه قبل از فتح مكه به رسول الله (ص) ايمان آوردهاند برتري دارند بر كسانيكه بعد از فتح مكه ايمان آوردند، و مهاجرين برتري دارند بر انصار،(خلفاء راشدين و عشره مبشره همه از مهاجرين هستند رضي الله تبارك و تعالي عنهم اجمعين)
بعضي در تعريف صحابه گفتهاند كه صحابي كسي است كه در حال ايمان رسول الله (ص) را ديده و بشرف صحبتايشان رسيده و برايمان از دنيا رفته باشد اين رفتن از دنيا بر ايمان، قيد لازمي نيست براي اينكه هر كسيكه بر كفر از دنيابرود مسلمان هم نيست، چه رسد به داشتن شرف صحابي بودن.
قرآن كلام الله پر از مدح و ستايش اصحاب رسول الله (ص) ميباشد، كه بعنوان تذكر دو آيه آنرا ذكر كرده و به تفسير آنميپردازيم. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِيْنَ مَعَهُ اَشِدَّاءُ عَلَي الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَئهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْواناً سِيمَاهُمْ فِيْ وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرئةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْاِنْجِيْلِ كَزَرْعٍ اَخْرَجَ شَطْئَهُ فَازَرَهُفَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَي عَلَي سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيْظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَاللهُ الَّذِيْنَ اَمَنُوا وَعَمِلُو الصَّلِحَتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ اَجْراًعَظِيْماً» (آيه 29 سوره فتح).
تفسير آيه چنين هست: محمد پيغمبر خدا است، و مردمي كه با او هستند، (ياران او) مردمي هستند سختگير بر كافرانو مهربان بر مسلمانان (وقتي كه در برابر كافران قرار ميگيرند بر كافران كه دشمن خدا هستند، سختگيرند و در ميانخودشان با هم مهربانند). ايشان را در حال ركوع و سجود ميبيني كه چقدر در ركوع و سجود خود خشوع و اخلاصدارند، براي اينكه از ركوع و سجود و عبادت خود خواهان فضل و رضاي خدا هستند. در روهايشان سيماي شان استاز سجود (سجودشان بر روهايشان اثر شكوه طاعت خدا و نوراني بودن قرار داده است) در تورات مثال اصحابمحمد (ص) چنين آمده كه ياد شد. و در انجيل آمده كه آنها همانند زراعتي هستند كه شاخههاي خود را برون آورده وآنها را نيرومند ساخته تا بجائيكه قوي گشته و بر ساقههاي خود ايستاده و مورد پسند كشاورزان گرديده. خداي متعالاين دو مثال براي اصحاب محمد (ص) آورد، تا كافراني را كه اصحاب محمد (ص) را دوست نميدارند به خشم آورد،ايشانرا از اندكي و ضعف از بسياري و نيرومندي رسانيد كه دشمنانشان به غيظ آيند و دِ مير شوند، خداي متعال بههمه آنها كه ايمان آوردهاند و كارهاي شايسته انجام دادهاند و عده آمرزش و پاداش عظيم داد، كلمه منهم براي بيانجنس است كه شامل همه شان باشد، و عقيده اهل سنت و جماعت اينست كه اصحاب رسول الله (ص) همه شانعدل هستند، چنانكه به آيندگان بعد از صحابه رضي الله تعالي عنهم دستور داد كه منزلت اصحاب رسول الله (ص)بدانند و براي شان دعاي خير كنند. در سوره حشر، آيه 8 مهاجرين را ستود و در آيه 9 انصار را ستو و در آيه 10 فرمود:
وَالَّذِيْنَ جَاؤْا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْلَنَا وَ لِاِخْوانِنَا الَّذِيْنَ سَبَقُونَا بِالْاِيْمانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِلَّذِيْنَ آمَنوْا رَبَّنَااِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيْمٌ».
و مردمي كه بعد از صحابه ميآيند از مسلمانان ميگويند: اي پروردگار! بيامرز ما را و برادران مارا، اصحاب محمدرضي الله تعالي عنهم اجمعين را كه پيش از ما ايمان آوردهاند و در دل ما هيچگونه كينهاي قرار مده براي مؤمنان، ايپروردگار ما، يقيناً تو پر رأفت و بسيار مهرباني.
بنابراين شيعيان ببينند حال خود را كه نميتوانند مآثر اصحاب را بشنوند، و بخشم ميآيند از ايشان، و خود را از كافرانقرار ميدهند. و حال خود را بدانند كه بجاي طلب آمرزش و رحمت و مزيد رفعت و درجه اصحاب محمد، بهناسزاگويي ميپردازند و خود را از شمار مسلمانان بيرون ميكنند.
آيه هايي كه در مدح و ستايش اصحاب محمد (ص) نازل شده زياد است، رسول الله (ص) راضي نميشدند كه از خود صحابه رضي الله تعالي عنهم اجمعين كسيكه داراي رتبه و منزلتي كمتر است بر كسيكه برتر از او است زبان درازي كند:عبدالرحمن بن عوف (رض) از عشره مبشره رضي الله تعالي عنهم اجمعين است (عشره مبشره آن ده تني هستند كهپيغمبر (ص) وعده جنت برايشان داده است) و خالد بن وليد از كساني است كه بعد از حديبيه ايمان آوردهاند، با اينكهرسول الله (ص) لقب سيف الله به او داد بود با اينحال روزي كه ميان خالد بن وليد و عبدالرحمن بن عوف رضي الله تعالي عنهما گفتگو شد، و خالد نسبت به عبدالرحمن زبان درازي كرد، رسول الله (ص) رو به خالد نموده و فرمود: «لاَتَسُبُّوا أصحَابِي فَوَالَّذِي نَفسِي بِيَدِه لَو أنَّ َحَدُكُم أَنَفَّقَ مِثلَ أُحُدٍ ذَهَباً مَا بَلَغَ مُدَّ أَحَدِهِم وَ لاَنَصِيَفَة» بعد به ياران من نگوييد، قسم به آن خدائي كه جان من در دست او است اگر يكي از شما هموزن كوه احد از طلا در راه خير انفاق كنيد، به اندازهثواب ايشان در مصرف يك مد يا نصف آن نخواهيد يافت. كوه احد مليارها كيلوگرم وزن دارد، اگر همه به طلا شود وصرف در راه خدا شود به اندازه يك كيلو كم ربع و يا نصف آن (750) گرم كه اصحاب رسول از سابقين بسوي اسلاممصرف كردهاند ثواب ندارد.
الحاصل: عقيده اهل سنت كه بر پايه قرآن كريم و سنت رسول الله (ص) و اجماع امت استوار است، در حق صحابهاينست كه همه عدل و مورد اعتمادند و قرآن و سنت پيغمبر و اجماع امت همه مؤيد اهل سنت و جماعت هستند، وجمهور امت در سابق و لا حق اهل سنت و جماعت هستند و دو گروه روافض و نواصب كه اولي دشمنان صحابه ودومي دشمنان اهل بيت هستند از اهل سنت بدور و اهل سنت از هر دو تبري ميجويند.
و اينك ترجمه كتاب: (القام الحجر لمن ذكي ساب أبي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما).
فهرست
# # #
قال الإمام الحافظ العلامه جلال الدين سيوطي (رح):
بسم الله الرحمن الرحيم
بعد از حمد و ستايش الله تعالي و بعد از درود و سلام بر سيدنا محمد و آل و اصحاب او.
از بعضي نو آموزان شنيدهام كه كسي كه بد به ابي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما بگويد گواهي او قبول است، يعنيناسزاگويي او به دو جانشين پيغمبر (ص) او را از عدالت نمياندازد و مردود الشهادة نميشود. در حاليكه اين گفته خلاف اجماع امت است و كسيكه ناسزا به خلفاء راشدين بگويد يا كافر است يا فاسق، و چگونه گواهي كافر و يا فاسق قبول ميشود.
اين سخن آن نادانان خيلي بر سهمگين و هولناك آمد، او را از آن ياوه گويي منع كردم، سودي نداشت، اين بود كه بهتأليف اين رساله پرداختم، براي راهنمايي مسلمانان و براي نصيحت و اخلاص بدين اسلام، در اين رساله فرموده پيشوايان دين نقل نمودهام، و آنچه را كه به وَهم مردم بي اطلاع ميانجاميد ترك نمودم و اين رساله را به سه فصل ترتيبدادم:
فصل اول: در بيان آنچه از زبان خاتم الأنبياء صلوات الله و سلامه عليه و عليهم در فضل ابوبكر و عمر رضي الله تعاليعنهما آمده.
فصل دوم: در بيان اينكه ناسزاگويي به دو خليفه بر حق ابوبكر و عمر از گناهان كبيره است.
فصل سوم: در بيان اينكه كسي كه به شيخين ناسزا گويد يا كافر است يا فاسق باتفاق علماي اهل سنّت و جماعت
فهرست
# # #
فصل اول: در بيان آنچه در فضل شيخين رضياللهتعالي عنهما آمده به اختصار
1ـ از قرآن:
«الاّ تَنصُروُهُ فَقَد نَصَرَهُ الله اِذ أخرَجَهُ الَّذينَ كَفَرُوا ثَانِي اثنَينِ اِذهُمَا فِي الغَارِ، إِذ يِقولُ لِصَاحِبِه لاَتَحزَن إِنَّ الله مَعَنَا فَأَنزَلَ اللهُ سَكِينَة عَلَيهِ».
اگر شما پيغمبر را ياري ندهيد، اين حقيقت را بدانيد كه خدا او را ياري داد، هنگاميكه كافران او را از مكه بيرون كردنددر حاليكه ايشان دو نفر (رسول الله (ص) و يار غار ابوبكر الصديق (رض) در غار حراء بودند). موقعيكه ابوبكر عرضكرد يا رسول الله، اگر بزير پاي خود بنگرند ما را خواهند ديد رسول الله (ص) فرمود: اندوهگين مباش، براي اينكه خدا با ماست، وخدا آرامش را بر ابوبكر نازل فرمود. يعني خداي متعال به حفظ و نگهداريش هم پيغمبرش را اطمينان افزود، و همابوبكر را آرامش دل بخشود.
مفسرين گفتهاند كسيكه خدا آرامش بر دل او نازل فرمود ابوبكر (رض) بود وگرنه حضرت رسول (ص) هميشه بر فرمانخدا آرامش داشت و به يقين ياري خداي اطمينان داشت. امام رازي در تفسير كبير خود چند وجه دليل آورده مبني براينكه نزول سكينه و آرامش بر ابوبكر (رض) بود.
در اين آيه چند امتياز براي ابوبكر صديق (رض) ميباشد:
1ـ اينكه براي ياري پيغمبر (ص) دست از جان خود شست، و به همراهي پيغمبر خانه وزن و فرزند را وداع گفت وميدانست كه كفار قريش براي سر رسول الله (ص) و سر او جائزه معين كرده بودند كه هر كس هر يك از آن دو را بياورد،و يا از محلشان خبر دهد، به او صد شتر جائزه بدهند. در حاليكه علي ابن ابيطالب (رض) كه در جاي حضرت رسول(ص) خوابيده بود وقتيكه صبح شد، همه كفاريكه دور خانه رسول (ص) را احاطه كرده بودند، او را ديدند و كاري به اونداشتند.
2ـ اينكه خداي متعال او را دومين فرد امت معرفي فرمود، براي اينكه اولين فرد رسول الله (ص) بود، و دومي ابوبكرالصديق (رض) بود. و امت اسلام بعد از حضرت رسول (ص) ابوبكر را اولين و بهترين افراد امت دانستهاند.
3ـ اينكه لقب يار غار براي صديق است.
4ـ اينكه خدا او را صاحب و يار پيغمبر دانست.
5ـ اينكه خداي متعال او را به شرف صحبت در اين سفر پر خطر رسانيد.
6ـ و خدا آرامش را بر ابوبكر نازل فرمود.
و در آيه 17 تا آيه 21 سوره الليل در قرآن مجيد خداي متعال فرمود:
«وَ سَيُجَنَّبُهَا الْاَتْقَي الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّي. وَ مَا لأحَدٍ عِنْدَهُ مَنْ نِعْمَةٍ تُجْزي. اِلَّا اِبْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْاَعْلَي. وَلَسَوْفَ يَرْضَي».
التفسير: مفسرين گفتهاند اين آيه درباره ابوبكر صديق (رض) نازل شده است. و دور گرفته ميشود از آتش دوزخ وپرهيزكارترين فرد امت اسلام. ابوبكر صديق (رض) كه هميشه مال خود را به پيغمبر خدا ميدهد، و اموال خود را نثار رسول الله (ص) و در راه او به مصرف ميرساند، تا خود را پاكيزه سازد، و در خيرات و بركاتي كه خدا به پاكان ميرساند داخل شود. و كسي را نزد ابي بكر دست نعمتي نيست كه ابوبكر آن را جزاء دهد. يعني انفاق او بخاطر بدست آوردنرضاي پروردگارش ميباشد، كه برتر از آن است كه آنچه براي رضاي او نباشد بپذيرد. و خواهد رسيد ابوبكر (رض) بهرضا و خشنودي از دهشهاي پروردگارش.
در اين آيات چندين امتياز براي سيدنا ابوبكر (رض) است:
7ـ اينكه خداوند او را از آتش دوزخ دور ميدارد تا هيچگاه آتش به او نرسد.
8ـ اينكه او پرهيزگارترين افراد امت است.
9ـ اينكه او هميشه مال خود را در راه خدا و پيغمبر خدا انفاق ميكند.
10ـ اينكه قصد او هميشه پاك شدن و به پاكان رسيدن است، تا خيرات و بركات خداوندي به او برسد.
11ـ اينكه كسي را نزد او نعمت و منتي نيست كه او به انفاق اموال خود آن منت را جبران كند.
12ـ اينكه انفاق او فقط براي بدست آوردن رضاي خداست و خالص براي رضاي پروردگار او است، كه برتر از آنستكه غير خالص براي خدا را بپذيرد.
13ـ اينكه خدا او را به خشنودي خواهد رسانيد، تا هم خدا از او خشنود و هم او از خدا راضي باشد.
اين امتيازات براي هيچ فرد ديگري نيست. اگر بگوئيم نعمت اسلام بر ابوبكر صديق بوده نعمت اسلام بر ابوبكر و علي و همه امت اسلام است، و در اينجا مقصود مقابله با آن نيست. ابوبكر صديق (رض) صاحب مال بود، و هميشه اموال خود را در راه پيغمبر خدا بقصد بدست آوردن رضاي خدا انفاق ميكرد. در حاليكه علي مرتضي (رض) در عهد پيامبرمالي نداشت كه در راه پيغمبر انفاق كند. و اين ابوبكر بود كه هميشه در راه خدا انفاق ميكرد و بردگاني كه بر اثرمسلمان شدن مورد شكنجه آقايان خود قرار ميگرفتند ميخريد و آزاد ميكرد. در هر مناسبتي كه پيغمبر (ص) دستورانفاق ميفرمود ابوبكر بيش از همه انفاق مينمود و به نص قرآن مجيد كه كسي دست احسان بر ابوبكر نداشت كهابوبكر در برابر آن انفاق نمايد. بلكه انفاق خالص براي رضاي خدا بود. پيش از همه اسلام آورد و از روز اول مسلمان شدن تا روز رحلت رسول الله روحي و ارواح ابي و امي له الفداء در سفر و حضر در شب و روز و در همه جا همراهرسول الله بود. كه تاريخ عظيم اسلام بر همه اينها گواه صدق است. هم در دنيا همه جا و همه وقت با رسول الله (ص)بود و هم در قبر و محل آسودن رسول الله (ص) يار همراه و نزديك او است.
فهرست
2ـ از فرمايشات حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وسلم):
1) در روايت صحيحين (بخاري و مسلم) از انس بن مالك (رض) آمده كه ابوبكر صديق (رض) فرمود: موقعيكه من وپيغمبر (ص) در غار بوديم، به پيغمبر (ص) گفتم: اگر يكي از اين كافران كه بيرون غار ايستادهاند نظري بزير پاي خودنمايد ما را خواهد ديد. رسول الله (ص) فرمود: «ما ظَنُّكَ يَا اَبابَكْر بِاِثْنَين اللهِ ثَالثِهُمُا» اي ابوبكر چه گمان داري درخصوص دو كسيكه خداي متعال سومين آنهاست. يعني من و تو در راه خدا هجرت مينمائيم، و خداي متعال با ماستبه ياري دادن و نگهداري نمودن و مددكاري و ثابت قدم داشتن ما را، وقتي كه خدا با ماست، كاري به زيان ما ساختهنيست.
2) در صحيحين بخاري و مسلم آمده به روايت از عمرو بن العاص (رض) كه او گفت: گفتم يا رسول الله (ص) از ميانمردم چه كسي نزد تو محبوبتر است؟ محبوبترين شخص از ميان مردم نزد تو كيست؟ فرمود: عائشه، گفتم: از مردان چهكسي نزد تو محبوبتر است؟ فرمود: پدر عائشه، گفتم دگر چه كسي محبوبتر است؟ فرمود: عمر بن الخطاب.
وقتي كه رسول الله (ص) از مردان امت اول ابوبكر صديق را نزد خود محبوبترين افراد امت ميداند و بعد از او عمرالفاروق. رافضه در پوچ و بيهوده گوئي هر چه بگويند بي ارزش است و دشمني آنان را با محبوبترين افراد امتميرساند.
) در صحيحين بخاري و مسلم آمده است از روايت ابوهريره (رض) كه او گفت: شنيدم از پيغمبر خدا (ص) كه فرمود:موقعيكه چوپاني در ميان گوسفندان خود بود، گرگي آمد و گوسفند را برداشت، چوپان بدنبال او دويد، تا گوسفندخود را از گرگ نجات داد، گرگ رو به چوپان كرد و گفت: تو امروز گوسفند را از من گرفتي، اما در روزي كه درندگان تو رااز ميان گوسفندانت بيرون ميكنند، و ما گرگان با درندگان هستيم، آنروز چه ميتواني كرد. و موقعيكه مردي گاو مادهخود را بجلو انداخته بود، و بار خود را بر پشت گاو نهاده بود. گاو به آن مرد گفت: من براي بار كشيدن آفريده نشدهام وليكن براي شخم زدن آفريده شدهام، مردم گفتند: سبحان الله، آيا گاو به سخن آمده؟ پيغمبر (ص) فرمود: من ايمانمياورم به سخن گفتن گرگ و گاو و ايمان ميآورد به آن ابوبكر و عمر، رسول الله (ص) به ايمان ابوبكر و عمررضي الله تعالي عنهما گواهي داد موقعيكه ايشان حاضر نبودند. روي اصل اطميناني كه به ايشان داشت، كسانيكهخاتم الانبياء گواهي بر ايمان ايشان ميدهد گفتار پوچ رافضه چه ارزشي ميتواند داشته باشد، جز اينكه ثابت شود كهرافضه دشمنان دوستان پيغمبر خدا (ص) هستند. در روايت صحيح مسلم آمده است: وقتيكه رسول الله (ص) از ايمانابي بكر و عمر خبر داد، ايشان حاضر نبودند، اما رسول الله (ص) كه اطلاع بر كمال ايمان ايشان داشت بآن گواهي داد.
4) امام بخاري در كتاب «فضائل اصحاب النبي» باب مناقب عمر بن الخطاب (رض) از انس (رض) روايت نمود كه:رسول الله (ص) همراه ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله تعالي عنهم بر كوه احد بالا رفتند، كوه احد را زمين لرزهايدست داد، رسول الله (ص) فرمود: آرام شو اي كوه كه پيغمبر خدا و صديق و دو شهيد بالاي تو هستند، احد آرام شد.در اين حديث گواهي خاتم الانبياء است كه ابوبكر صديق است و عمر و عثمان هر دو شهيد هستند، و از معجزاتحضرت رسول (ص) است كه از شهادت عمر و عثمان رضي الله تعالي عنهما خبر داده سالها قبل از شهادتشان، و اينحديث غير از بخاري امام احمد در مسند و ترمذي در سنن و ابن حبان در صحيح خود روايت كردهاند.
5) امام بخاري از عبدالله بن عمر رضي الله تعالي عنهما روايت نمود كه عبدالله بن عمر رضي الله تعالي عنهما گفت: ماياران پيغمبر (ص) برتري قرار ميداديم ميان مردم، و بعضي از صحابه را بر بعضي ديگر ترجيح ميداديم در زمانيكهخود رسول در ميان ما بود، ميگفتيم ابوبكر بهترين افراد امت است دگر عمر دگر عثمان، و در روايت طبراني آمده كهرسول الله (ص) باخبر ميشد از گفته ما و آنرا انكار نمينمود: يعني خود حضرت هم برتري صديق دگر عمر فاروق ذكرعثمان ذي النورين قائل بود.
6) ترمذي در سنن و امام احمد در مسند و حاكم در مستدرك و بيهقي در سنن از حذيفه (رض) روايت نمودند كهرسول الله (ص) فرمود: اقتداء نمائيد بعد از من به ابي بكر و عمر رضي الله عنهما. يعني بعد از من به ترتيب اول بهابوبكر دگر عمر پيشواي شما هستند و شما به ايشان اقتداء نمائيد، رسول الله (ص) قدوه بودن و پيشوائي ابوبكر و عمربعد از رسول الله به مردم گوشزد فرمود، و امت اسلام نيز بر اين متفقند. و در اين امت كسي نيست كه پيشوائي آن دوقبول نداشته باشد، مگر رافضه كه از قديم دشمني خود را با دين اسلام در دل داشتهاند، و ميدانستهاند وقتي ابوبكر وعمر از صحنه امامت اين امت بيرون شوند اسلامي نميماند، زيرا قرآن كلام الله را ايشان انتشار دادهاند، پيغمبراندروغين مثل مسيلمه كذاب را ايشان شكست داده و نابود كردهاند، رهبران كفر از مجوس و نصاري را ايشان در همكوبيدهاند، و اسلام را ايشان در سرتاسر جهان بسط دادهاند. مجوس و رافضه هر دو گروه دشمني شان با شيخين بر اثرهمين است كه مجوس را تار و مار كردند و اسلام را پايه گذاري نمودند، و براي همين بغض، حرام زادهاي كه ابولؤلؤ نام دارد بابا شجاع الدين ناميدهاند، براي اينكه مجوس و رافضه هر دو دينشان را دين ابولؤلؤ مجوسي ميدانند، وكسيكه بخواهد بداند ابولؤلؤ كيست؟ بتاريخ دختران يزگرد مراجعه نمايد. كه از ارتباط نامشروع رستم با يكي از آنان ابولؤلؤ بوجود آمده. رافضه عزت هر گروهي خواه يهود خواه نصاري خواه مجوس ميتوانند ببينند، اما عزت اسلام كهدين اهل سنت است نميتوانند ببينند.
7) ترمذي در كتاب مناقب: باب مناقب ابي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما و ابن ماجه در باب فضائل اصحابرسول الله (ص) و امام احمد در مسند و طبراني در معجم اوسط و هيثمي در مجمع و سيوطي در جامع الصغير و ديلميدر الفردوس و عجلوني در كشف الخفاء روايت نمودهاند كه انس (رض) گفت: كه رسول الله (ص) فرمود: در ستايشابوبكر و عمر كه اين دو آقا و سرورند براي مردان ميانه سال بهشتي از اولين و آخرين در بين بشر كسي نيست كه برتر ازاين دو باشد غير از انبياء و مرسلين كه پيغمبران از اين دو برتر هستند. چه خوش گفته فردوسي در شاهنامهاش:
كه خورشيد بعد از رسولان مه نتابد بر كس ز بوبكر به
8) ترمذي در كتاب مناقب ابي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما از ابي سعيد خدري كه سعد بن سنان نام دارد روايتنمود: كه رسول الله (ص) فرمود: دو وزير از ملائكه و دو وزير از مردم زمين براي هر پيغمبري بوده است. دو وزير من ازملائكه جبرئيل و ميكائيل و از مردم ابوبكر و عمر هستند. اين حديث از حيث روايت ضعيف است، و اما از حيثمعني عيبي ندارد براي اينكه هر پيغمبر هم از آسمانيان مورد تأييد بوده و هم از زمينيان، و در ايه 87 سوره البقره: «وَآتَيْنَا عِيْسَي بْنِ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَ اَيَّدْنَاهُ بِرُوْحِ الْقُدُسْ»
ميرساند كه عيسي (ع) مؤيد بوده بجبرئيل (ع) و وقتي كه عيسي مؤيد به جبرئيل باشد. مؤيد بودن خاتم الانبيا بهجبرئيل غرابتي ندارد، خصوصاً كه در قرآن همان آيهاي كه تأييد رسول الله (ص) به ابوبكر است. در آيه 40 سوره التوبه«اِلَّا تَنْصُرُوْهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذِيْنَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ اِذْ هُمَا فِي الْغَارِ اِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ اِنَّ اللهَ مَعَنَا فَاَنْزَلَ اللهُ سَكِيْنَتَهُ عَلَيْهِ وَ اَيَّدَه بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا» اگر شما كفار قريش پيغمبر خدا را ياري ندهيد، خدا او را ياري داد موقعيكه كافرانپيغمبر خدا را از مكه بيرون كردند و پيغمبر و ابوبكر دو كسي بودند كه در غار حرا بود هنگاميكه رسول الله (ص) بهدوست و هم صحبت و همراهش ابوبكر صديق ميگفت: اندوهگين مباش كه خدا با ماست خدا آرامش قلبي را بر دلابوبكر فرود آورد و پيغمبر خود را به لشكرياني از ملائكه مؤيد فرمود. آن لشكرياني كه شما ايشان را نديديد، و رسولالله و صديق ايشان را ديدند، در اين آيه مؤيد بودن رسول الله (ص) بياري خدا و به دوستش ابوبكر صديق و به جنوديو لشكري از ملائكه تصريح شده است تا رافضه هر گاه اين آيه را بخوانند جان را تهي كنند، و بنابراين تأئيد رسول الله(ص) بجبرئيل و ميكائيل و لشكرياني از ملائكه و به صديق و فاروق از روز هم آشكارتر است.
9) ابوداود و ترمذي و نسائي و ابن ماجه (اصحاب سنن اربعه) رحمهم الله از سعيد بن زيد كه يكي از عشره مبشرهرضي الله عنهم است روايت نمودند كه سعيد (رض) گفت: از رسول الله (ص) شنيدم كه ميفرمود: ابوبكر و عمر دربهشتند. اين حديث غير از اصحاب سنن امام احمد و ابو نعيم و سيوطي و عجلوني نيز روايت كردهاند.
در اين حديث صحيح رسول الله (ص)، ابوبكر و عمر رضي الله عنهما را بهشتي دانسته و كسيكه رسول الله (ص) براياو موقعيكه هنوز در دنيا بوده گواهي بهشتي بودنش بدهد، رفعت منزلت و مقام ا نزد خدا و پيغمبرش معلوم است.
10) امام احمد و ابن ماجه و هيثمي و حسني از ابي سعيد (رض) روايت نمودهاند كه رسول الله (ص) فرمود: بهشتيانيكه داراي درجههاي عالي در بهشت هستند، مردمي كه بپايه ايشان نميرسند ايشان را ميبينند، آنچنانكه شما ستارهدرخشان را در طلوع آن ميبينيد، و ابوبكر و عمر از همان درجه داران بهشتي هستند، كه در نعيم و خوشي و فضل برآنان هم برتري دارند.
فهرست
11) ترمذي روايت نموده از انس كه ميگويد: عادت رسول الله (ص) بود كه ميآمد نزد يارانش از مهاجرين و انصار و درميان ايشان هيچكدام چشم بسوي پيغمبر نميدوختند، مگر ابوبكر و عمر كه رسول الله (ص) نظر بسوي ايشانمينمودند، يعني منزلت ابوبكر و عمر رضي الله عنهما نزد رسول الله (ص) بالاتر از همه اصحاب بود، همه اصحابمنزلت خود را در آن ميديدند كه سر فرود آورند و نظر به رسول الله (ص) نكنند، و اين امتياز ابوبكر و عمر بود كه برتر ازهمه صحابه بودند، رسول الله (ص) نظر بايشان مينمودند و بين ايشان و پيغمبر لبخند مبادله ميشد، نظر به منزلت ودرجهاي كه خدمت رسول الله (ص) داشتند و همه صحابه معترف به آن بودند.
12) ترمذي (رح) روايت ميكند كه عبدالله بن عمر رضي الله عنهما گفت: روزي رسول الله (ص) از خانه بيرون آمده درحاليكه ابوبكر در دست راست ايشان و عمر دست چپ ايشان بودند و رسول الله (ص) دو دستشان را در دستشبوده داخل مسجد شد و فرمود: روز قيامت اينچنين زنده ميشويم، يعني در روز قيامت من و ابوبكر و عمر همراهيم ودست همديگر بدست داريم، محبت رسول الله (ص) به آندو از اينجا ميتوان دانست كه در حال حيات رسول الله(ص)، ابوبكر و عمر در حضر و سفر و هميشه هم پهلوي پيغمبر و در يك اطاق مدفون شدند، تاآرامگاه ابديشان درجوار پيغمبر (ص) باشد. و در روز قيامت هم رسول الله (ص) فرمود دست بدست هم داريم و همراه هم هستيم. آنانكه دشمنان اسلام هستند ميدانند كه ابوبكر و عمر در طول حياتشان در خدمت اسلام بودند و رسول الله (ص) ابوبكررا تربيتي جداگانه ميفرمودند و او را بر خلافت بعد از خود آماده ميكرد، براي اينكه ميدانست تنها فردي كه ميتواناهداف اسلام را به انجام برساند ابوبكر است.
ده روز قبل از وفات در خانه عائشه آرام گرفت و از ديگر امهات المومنين خواست تا موافقت نمايند در خانه عايشه ازايشان پرستاري شود تا ابوبكر بتواند آزادانه هميشه در خدمت پيغمبر باشد و رهبري بعد از ايشان را فرا گيرد، اگرمقصود حضرت رسول الله (ص) غير از اين بود منزل فاطمة الزهراء هم در جنب خانه عايشه بود و ميفرمودآنجا از ايشان پرستاري شود، و ليكن قصد پيغمبر آماده كردن ابوبكر صديق براي خلافت بود، و يك هفته قبل از وفاتبراي امامت نمازهاي فرض ابوبكر را جانشين خود در امامت نمود و اين را دوست و دشمن همه ميدانند اما رافضهعزت اسلام را نخواسته و نميخواهند، وگرنه تاريخ ميخوانند و ميدانند ابوبكر بود كه پيغمبران دروغين را در هم كوبيد،و بزرگترين قواي شرك ايران و روم را از بين برد، قرآن كلام الله را كه در منزل حفصه همسر رسول الله (ص) بود آورد وحفاظ قرآن را جمع كرد تا يك نسخه از آن بنويسند، و از خطري كه از شهادت حفاظ قرآن در ميدانهاي جهاد في سبيلالله بيمناك بودند رفع شود، و اين ابوبكر بود كه عزت اسلام را برقرار كرد تا نه پييغمبران دروغين و نه قواي كفر ودشمنان مخفي اسلام از منافقان و همدستانشان هيچكدام نتوانند به اسلام آسيبي برسانند، در دنيا شيخين رضي اللهعنهما در حضر و سفر همراه رسول الله (ص) بودند، و بعد از وفاتشان قبرشان با قبر رسول الله (ص) در يكجا قرارگرفت، تا كسيكه سلام به رسول الله (ص) فرستد به ايشان نيز سلام فرستد و در قيامت دست بدست رسول الله (ص)ظاهر شوند، صلوات الله و سلامه علي رسول الله و علي خليفتيه من بعده و علي آله و اصحابه و كل من اقتدي بهم.
13) ترمذي (رح) از جابر بن عبدالله رضي الله عنهما روايت نمود كه عمر (رض) به ابي بكر (رض) گفت: اي بهترينمردم بعد از رسول الله و ابوبكر گفت: اگر چنين گفتي من هم از رسول الله (ص) شنيدم كه ميفرمود: خورشيد بر مردي كهبهتر از عمر (رض) باشد نتابد. اين حديث حاكم نيز مستدرك روايت نموده و گفته حديث صحيح است و سيوطي درجامع الصغير نيز نرا روايت نموده، اما بسياري از علماي حديث اين حديث را صحيح ندانستهاند. چنانكه معلوم است اهل حديث هر حديثي را كه در آن يكنفر باشد كهدرباره اعتماد به روايت او گفتگو باشد آن حديث را نميپذيرند و در اين حديث دو نفرند كه نزد علماء حديث مورداعتماد نيستند، يكي عبدالرحمن الافريقي و ديگري عبدالله بن داود، اين از حيث سند و روايت، اما از حيث معنيعلماء امت اجماع دارند كه ابوبكر صديق بعد از پيغمبر (ص) بهترين مردم ميباشد و بعد از ابوبكر، عمر (رض) وتفضيل خلفاء راشدين به ترتيب خلافت ايشان است. بنابراين عمر رضيالله تعالي عنهما در ايام خلافتش بهترين افراد امت بود وخورشيد هم در زمان خلافتش بر بهتر از او نتابيد.
14) ترمذي در كتاب مناقب عمر بن الخطاب (رض) از عبدالله بن عمر رضي الله تعالي عنهما روايت نمود كه: رسولالله (ص) فرمود: اولين كسي كه در روز قيامت زمين براي او شكافته ميشود تا از قبر بيرون آيد من هستم، و بعد از منابوبكر و بعد از ابوبكر، عمر ميباشد.
در اين حديث نيز بيان ميكند كه پيغمبر نسبت به ابوبكر و عمر علاقه خاص داشته است.
15) ترمذي در كتاب مناقب ابي بكر و عمر رضي الله تعالي عنهما از عبدالله بن حنطب روايت نمود و گفت: اينحديثي است مرسل يعني نام صحابي در آن ياد نشده، و حاكم ابوعبدالله در مستدرك خود اين حديث نيز روايت كردهو گفته حديثي است صحيح و طبراني و جلال الدين سيوطي نيز روايت كردهاند كه رسول الله (ص) ابوبكر و عمر را ديدو فرمود اين دو چشم و گوش من هستند. در اين حديث صحيح: رسول الله (ص) كه سخنان او از وحي سرچشمهميگيرد، ابوبكر و عمر را بمنزلت دو چشم و گوش خود دانست و معلوم است كه در بدن انسان شريفترين اعضاء چشمو گوش انسان هستند.
16) بزار در مسند خود و طبراني در المعجم الاوسط و المعجم الكبير و ابوع
خودت عزيز
اين ابراهیم يزدی از همه حرامزاده تر خائن تر به مردم ايران بود.
کسانیکه سابقه این وطن قروش نمی شناسند سایت زیر را توصیه میکنم
http://www.political-articles.com/Com/Chiasma/C0017.htm
ورشکستگی احتمالی دو بانک ملی و ملت،روز جمعه دوم بهمن.
صحنه هائي از
دلاوري مجيد توكلي
www.iranglobal.info
و يار زنداني اش در دادگاه نظام
قاضي گفت اين مزخرفات را نمي خواهد ادامه بدهي كه اون پسره(مجيد توكلي)عكس خامنه اي را نشان داد گفت مزخرف او چهره بالاي سرتوست كه نوكري اش را مي كني .مزخرف آن نظام دروغين و آلوده شماست.
====
آقای كديور؛ چهار راه جمهوری شما دو راه بيشتر ندارد!
www.newsecularism.com
م. رها
در واقعيت امر، دسته بندی کديور را میتوان بصورت طيف گستردهای توصيف كرد كه در يك سوی آن استبداد دينی موجود و در سوی ديگرش گرايشات دمكراتيك سكولار جای گرفته است. در اين طيف هرچقدر از انتهای گرايش سكولار دور تر میشويم و به انتهای ديگر طيف نزديك تر میگرديم تبعيضات آشكار و پنهان بيشتر و چماق استبداد دينی پر زور تر میگردد. از اين روی بايد گفت كه چهار راه جمهوری آقای كديور دارای دو راه بيشتر نيست كه يك طرف به استبداد دينی و طرف مقابل به دمكراسی سكولار ختم میشود. ..
====
پتیشین و جمع آوری امضا برای ثبت نوروز در یونسکو
www.gozareshgar.com
ادامه ....جزئیات بیشتر از مرگ پرابهام یک زندانی سیاسی در زندان اوین
گزارش تکمیلی مرگ مشکوک ناخدا یکم البرز قاسمی در تاریخ 29 دی ماه در زندان اوین که توسط بهداری زندان تائید شد.
خبرگزاری هرانا : پیرو گزارش "مرگ مشکوک یک زندانی سیاسی در زندان اوین" اطلاعات بیشتری در خصوص زندانی جانباخته حاصل شده است که جهت تنویر افکار عمومی در پی می آیدبه گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ناخدا یکم البرز قاسمی، دارای 29 سال سابقه عضویت در نیروی دریایی ارتش و همچنین 5 سال...
ادامه ....در سالروز تولد ندا نیز کودتا به خود لرزید...اوضاع امیر آباد امنیتی شد
حضور سنگین نیروهای انتظامی و امنیتی از مقابل پارک لاله تا محل شهادت ندا به صورت کاملا محسوس قابل مشاهده می باشد. نیروهای زن یگان ویژه نیز با حضوری پررنگ حدود 4 ون در اطراف پمپ بنزین مستقر شده اند.در حد فاصل امیر آباد تا پارک لاله نیز نیروهای انتظامی در فواصل کوتاه اما با حضوری پرشمار حاضر شده اند .مردم نیز حضوری پررنگ دارند واغلب شاخه گلهایی نیز در دست دارند که یاد ندا را گرامی بدارند.
در سالروز تولد ندا نیز کودتا به خود لرزید...اوضاع امیر آباد امنیتی شد
حضور سنگین نیروهای انتظامی و...
ادامه ....گوشت گوسفند کیلویی 10 هزار و 600 تومان
سرپرست سازمان بازرگانی استان تهران از آغاز توزیع گوشت گرم گوسفندی به قیمت 10 هزار و 600 تومان در سطح شهر تهران از امروز شنبه خبرداد.
یدالله صادقی گفت: از امروز توزیع گوشت گرم گوسفندی به قیمت 10 هزار و 600 تومان در سطح واحدهای صنفی شهر تهران آغاز شده است و به زودی با رفع محدودیتها، مراکز توزیع این کالا گسترش خواهد یافت.
سرپرست سازمان بازرگانی استان تهران افزود: تا انتهای هفته گذشته، تنها گوشت گرم گوساله توزیع می شد، اما از امروز گوشت گرم گوسفندی نیز اضافه شده است.
وی تصریح کرد: عرضه...
ادامه ....خبرنامه مرکز اسناد حقوق بشر
ادامه ....يك فعالكارگريدرگفتوگو با ايلنا: بيان يخچال فريز پر براي عدم افزايش واقعي مزد است
بهگفتهحاج اسماعيلي حداقل مزد فعلي كارگران يك سوم دستمزد واقعيآنان است و كاهش نرخ تورم اعلامي ازسوي دولت در سبد هزينه خانوارهايكارگري محسوس نيست.
ايلنا: يك فعال كارگري با اشاره به اظهارات معاون وزيركار مبني بر اينكه يخچال فريزر كارگران پر است، گفت: اينگونه اظهارات زمينهسازي براي عدم افزايش واقعي حداقل مزد كارگران براي سال 1389 است.
حميد حاجاسماعيلي درگفتوگو با خبرنگار ايلنا افزود: آقايان چون ميدانند كه بانك مركزي نرخ تورم را كاهش داده است ميخواهند براساس اين نرخ، مزد...
ادامه ....انتقاد هیلاری کلینتون از سانسور اینترنت در ایران و چین و کشورهای دیگر
محمد
واقعا هم به تخمم که این مرتیکه ( یزدی ) داره توی زندان میپوسه. طرز صحبت کردن کثیفش رو در شب ۲۱ بهمن با تیمسار رحیمی یادت میاد یا دیدی اصلا؟ اون زمان که در موضع قدرت بودند با افسران و وزرای شاه چه رفتاری داشتن؟ الان هم مرتیکه در زندان رژیمی هست که خودش و حزب کثیفش در روی کار اوردنشون نقش زیادی داشتن. مرتیکه با اون حزب لجن نهضت آزادی حتا برای یک بار از ملت که عذر خواهی نکردن که هیچ، هنوز هم به مردم سفارش تسلیم در برابر ولی فقیه رو میکنن.
خودت !!
دسته تخمهايت را اضافه کن برايش بقرست زندان حالش خوب ميشود !!
نامه جمعی از ملیمذهبیها: شنیدهها حاکی است که دکتر یزدی در سلول انفرادی بسر برده و از امکانات متناسب با شرایط جسمی محروم بوده و کسانی که ایشان را به تازگی دیدهاند وضعیت نامناسب ناشی از بیماری و فشارهای زندان را در چهره تکیده اش گزارش مینمایند. این وضعیت زنگ خطری جدی برای سلامتی دکتر یزدی است.
خودم : " به تخمم "
و اما یه کامنت درباره بیانیه های اخیر سیاسی (17 رئیس جمهور موسوی، 5 نفره، زنان، 50 نفره، 30 نفره)
-------------------------------------------------
رویکردهای گوناگون برای تغییر با هم در تضاد نیستند، تکمیل کننده یکدیگرند
-----------------------------------------------------------
اگر بپذیریم جنبش رنگارنگ است باید بپذیریم که راهکارهای رنگارنگ هم برای ادامه راه پیشنهاد کند. بنابراین نمی توان راهکارهای اصلاح طلبانه و یا هر جناح دیگر از جنبش را نادیده گرفت و به شکاف در جنبش که خواست حاکمیت است کمک کرد.
راه آشتی و مصالحه را رفتن:
۱) یا باید دست آوردی داشته باشد در جهت بازکردن فضای سیاسی کشور،
۲) و یا محکوم به شکست است
(مگر این که رهبران جنبش به مردم خیانت کنند).
خب در هر دو صورت رویکردهای رادیکال تر را منتفی نمی کند:
در حالت اول اگر فضای سیاسی بازتر شود کمک می کند برای ادامه راه و گذر به مراحل بعدی.
اما اگر به شکست بیانجامد که خود بخود راه حل های رادیکال تر را روی میز می گذارد.
مثال تحریم و یا شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ است. شرکت کنندگان می توانند به هواداران منطق تحریم بگویند: خب درست است که ما از طریق شرکت در انتخابات نتوانستیم فرد مورد نظر را رئیس جمهور کنیم. اما حرکتی ایجاد کرد که در جهت شماست؛ براندازی یا هر تغییر رادیکال مورد نظر شما.
نتیجه:
رویکردهای گوناگون برای تغییر که سرانجام به تغییرات بنیادنی بینجامد، در تضاد با هم نیستند. از اصلاحی به رادیکال تکمیل کننده یکدیگرند. رویکرد معتدل اصلاحی نافی رویکرد برای تغییرات بنیادین نیست. باورمندان به حرکت های رادیکال به موازات آمادگی خود را برای زمان مناسب حفظ کنند.
دوستان، من از همینجا اعلام م میکنم که ما در روز ۲۲ بهمن مثل گوسفند قربانی وای نمیسیم که کتک بخوریم، چاقو بخوریم، چماق توی سرمون فرود بیاد.
ما از خودمون دفاع میکنیم به نحو احسن و از این به بعد جواب های ، هوی هست.
ابدا دوست عزیز پیمان(85) ، خواهش میکنم هویدا رو به بهایی نچسبونید، ایشون پدرشون بهایی زاده بودن که بعد از اینکه شروع به دخالت در سیاست کرد از بهایی بودن طرد شد به این دلیل پسرش که همین آقای هویدا میشه اصلا بهایی نبوده .در ثانی اینجا حق با نافرمانی دینیه (84) ، کاملا درست میگه .
Enough is enough
www.iranfocus.com
Saturday, 23 January 2010
NEWSWEEK: Why we can no longer remain on the sidelines in the struggle for regime change in Iran.
======
در مسیر باد، به نام سکولاریسم!
www.newsecularism.com
عبدی کلانتری >>>
در «بیانیهء سی و یک تن از روشنفکران و فعالان سیاسی درباره جنبش سبز مردم ایران» که در میان امضا کنندگان اش نام هایی چون باقرپرهام، آرامش دوستدار، و ماشاألله آجودانی آمده، جملهء ابهام برانگیزی وجود دارد که به نظر می رسد منحصراً بنا به مصلحت آتمسفر سیاسی ملی ـ مذهبی نوشته شده؛ این جمله می گوید،
....
بيانيهء ما در راستای بیانیهء پنج نفر است٬ نه در مقابل آن
گفتگو با داريوش آشوری
گفتگوگر: آرش بهمنی
به گمانام بیانیهای را هم که ما امضا کرده ایم میتوان در راستای بیانیه پنج نفر دانست٬ نه در مقابل آن. البته به بیانیه پنج نفر این ایراد را گرفته اند که چرا محدود است به روشنفکران دینی. به نظر من هم این ایراد بر آن وارد است. من هم بر آن ام که اکنون میباید از یک پلاتفرمِ مشترک حرکت کرد٬ یعنی نوعی کثرت باوری یا پلورالیسم سیاسی که فضای آزاد سیاسی را برای همه میطلبد؛ از هر عقیده و ایمان و قومیت و جنسیت. از این جهت این ایراد به بیانیه پنج نفر وارد است که چرا خود را به یک گرایش سیاسی با رنگِ و انگِ دینی محدود کرده است.
....
بیانیهء دفترسیاسی حزب دمکرات کردستان ایران
در رابطه با بیانیهء حامیان سکولار جنبش سبز ایران
طی روزهای اخیر، گروهی از شخصیتهای ایرانی تحت عنوان "حامیان سکولار جنبش سبز ایران" بیانیهای منتشر نمودند که در آن از
...
جنبش سبز، جایگاه و مطالبات ما
بیانیه ی جمعی از فعالان کرد
از جمله ی مشکلات دیگر، عدم فراگیری جنبش سبز یا به عبارت دیگر عدم برابری
اتحاد
مبارزه
پیروزی
٢٢بهمن روز سیاه را تبدیل به سبز خواهیم کرد .
سلام بر آزادی
درود بر روان پاک شهدای سبز « ندا ها ، سهرابها و ......»
سبز نماد حرکت شیر زنان ومردانی است که به درایت شهروندی رسیده اند ، مردمی که نمی خواهند در قالب هیچگونه رهبری ذوب شوند.
این جنبش کثرات گراست و با خون خود تاریخ ایران زمین را خواهد نوشت،خواهد نوشت که چگونه «ضحاک ماردوش » براین البرز زمین حکفرمائی میکند، اگر در طول تارخ « ضحاک » در افسانه بود حال جنبش سبز در عین بیداری او را می بیند، اگر در افسانه دو سر داشت حال هزار سر دارد، اگر در افسانه مغز انسانها را میخورد حال خود انسانها را میخورد چرا که بقای خود را در خشونت و سر بریدن جوانه این سر زمین می بیند.
جنبش سبز نوک پیکان را بطرف قلب این « ضحاک » نشانه گرفته است چرا که تمام منشأ درنده خوئها و درد رنج و فقر مردم نگونبخت از درون قلب چرکین سیاه او بر گرفته است.
آری این قلب سیاه را نشانه گرفته ایم و تا پای جان ایستاده ایم ، سبز رودی خوروشان با مشتهای گره کرده تمامی سدها را خواهد شکست و روز ٢٢بهمن ، این روز سیاه را به سبز تبدیل خواهد کرد، جنبش سبز طومار این نظام « ضحاکی » را در هم خواهد پیچید.
ما نسل سبزیم ،آنچنان سبز که با چیدن هر گل هزارا ن گل شکوفا خواهد شد.
نسل سبز اصلاحات را در چهارچوب یک نظام « طالبانیسم و ضحاکی » نمی خواهد.
نسل سبز حق حاکمیت خود را با مشتهای گره کرده از این نظام خواهد گرفت.
نسل سبز سر تعظیم فرود نمی آورد و بو سه بر دستان کسی نمی زند ، نسل سبز آزادی را گدائی نمی کند بلکه با مبارزه و اهدای خون خود به آزادی که دیر نیست خواهد رسید و برادر ناتنی «صدام حسین » را به دست عدالت خواهد سپرد.
آری جنبش سبز خواهان جامعه ای باز و آزاد و سکولاریست که فقط و فقط مردمش در همه امور دخالت داشته باشند،رهبری جنبش سبز فقط بدست خود مردم است چرا که آنها هستند با خون خود نهال آزادی را پرورش می دهند. درود برشرف و غیرت همه شما
درود بر تمامی شهدای راه آزادی
درود بر جنش سبز پیروزی نزدیک است.
ندا آقا سلطان که در حدود هفت ماه پیش در یکی از خیابانهای تهران به ضرب گلوله کشته شد، روز شنبه ۲۷ ساله میشد.
نامزد او، کاسپین ماکان، با انتشار فراخوانی از ایرانیان سراسر جهان خواسته است به این مناسب در محلهای مختلف تجمع کنند و در گردهماییهایی مسالمتآمیز حضور یابند.
روحش شاد.
سر اومد زمستون به یاد امیر جوادی فر
http://www.youtube.com/watch?v=E08WhaVGmY8&feature=player_embedded
رو به فردا، روبه گذشته شد
Fri / 22 01 2010 / 9:20
تو خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی
خود گفتند و خود تأیید کردند. برنامه رو به فردای امشب در واقع رو به فردا نبود رو به سالیان سال پیش در عمق تاریخ بود. مناظره روح اله حسینیان بود با خودش. بروجردی هم به عنوان پامنبری آمده بود. شاید هم به جای ملیجک با آن لبخند بی مزه اش و تکرار حرف های آن قاتل بالفطره با زبانی دیپلماتیک.
خود این مناظره یکطرفه در واقع پذیرش شکست و عدم تحمل در مناظره های پیشین این برنامه است. بیپاره مجری از همه جا بی خبر و هاج و واج از این مثلاً مناظره سعی می کرد هیجانی به این برنامه تگری بدهد. ولی کوشش بیهوده بود. ولی یک نتیجه داشت این مناظره و آن هم این بود که بحث های مخفی و محفلی طراحان قتل های زنجیره ای را به عرصه عمومی کشید و در معرض افکار عمومی قرار داد.
زیتون جان، سلام!
جمعه به وقت شما است و امیدوارم که از تعطیلات آخر هفته استفاده کنی و پست جدیدی بنویسید.
ضمناً من فکر می کنم که زنده یاد هویدا یکی از معدود خادمین کشور ایران بود. به قول یکی از دوستان، حتی خود جمهوری اسلامی نتوانست آثاری از ثروت اندوزی و غیره در پرونده اش پیدا کند. دلیل اصلی ضدیت با او بهایی بودنش بود و بس.
خلخالی یکی از ملعون ترین و حیوان صفت ترین آدمکش های تاریخ بود. به نظر من او از نظر سفاکی در ردۀ کسانی مثل کالیگولا و یا جانیان حرفه ای زنجیره ای بود. احتمال می دهم که دچار بیماری حاد روانی بود که فقط با عمامه و عبا رویش را پوشانده بود. در یک کلام، خلخالی یکی از بزرگترین لکه های ننگ بر پیکر جمهوری اسلامی است که هرگز پاک نخواهد شد.
این بی همه چیز هر جا که رفت انبوهی آدم کشت و جسد تکه تکه شده به جا گذاشت. اگر قرار است امروز کسی را لعنت کنید، بر او لعنت ابدی بفرستید. حداقل این است که احساس نفرت خودتان را از چنین خونخواران پست فطرتی ابراز کرده اید. امیدوارم شرّ او و امثال او از سر ایرانیان و جهانیان تا ابد کوتاه باد.
با بهترین آرزوها...
آقا این انوشیروان راست میگه خوب, هویدا رو شاه زندانی کرد, بعد هم که 22 بهمن شیر و تو شیر شده بود خود هویدا تلفن کرده بود به داریوش فروهر که بیایین منو بگیرین ........بعد هم گور پدر هویدا, آدم مخنص و زبون, اینهمه جوانان مثل گل دارند پرپر می شند این شیر مرد یاد هویدا افتاده....
انوشيروان
يک بهودی بود پسر ی داشت.
پسر ش بقول سعدی خيلی ناهموار بود !!
يک روز به پسرک گفت :
تو عرق که ميخوری ! قمار که بازی مي کنی ! دزدی که ميکنی! ترياک که ميکشی !به زن بجه مردم نگاه بد ميکنی! رشوه که ميگيری !مال مردم خور هم که هستی!
يک دفعه بگو من مسلمانم خيال من را راحت کن!!!
حالا جکايت سر کار است
به شاه که سی سال است رقته دنبال کارش هنوز فخش ميدهی!!
از ادم هايی که سبب بدبختی ایران و نردبان به قدرت رسیدن خمينی وجمهوری اسلامی شدند امثال بازرگان و يزدی دفاغ مي کنی !!
با امریکا که ضدیت داری!!
دشمن کمونيست ها و توده ای هم که هستي!
یک دفعه بگو اسم من انوشیروان نیست سلمان فارسی است من ميخواهم اين حکومت اسلامی بمانذ اما باید انرا ارایش کنیم وخيال ما را راحت کن....
انوشيروان
يک بهودی بود پسر ی داشت.
پسر ش بقول سعدی خيلی ناهموار بود !!
يک روز به پسرک گفت :
تو عرق که ميخوری ! قمار که بازی مي کنی ! دزدی که ميکنی! ترياک که ميکشی !به زن بجه مردم نگاه بد ميکنی! رشوه که ميگيری !مال مردم خور هم که هستی!
يک دفعه بگو من مسلمانم خيال من را راحت کن!!!
حالا جکايت سر کار است
به شاه که سی سال است رقته دنبال کارش هنوز فخش ميدهی!!
از ادم هايی که سبب بدبختی ایران و نردبان به قدرت رسیدن خمينی وجمهوری اسلامی شدند امثال بازرگان و يزدی دفاغ مي کنی !!
با امریکا که ضدیت داری!!
دشمن کمونيست ها و توده ای هم که هستي!
یک دفعه بگو اسم من انوشیروان نیست سلمان فارسی است من ميخواهم اين حکومت اسلامی بمانذ اما باید انرا ارایش کنیم وخيال ما را راحت کن
دانشجو شماره ۲
زیتون و دوستان گرامی !
خود را با با ظاهر واژگان سرگرم کردن ، تنها باعث به هدر رفتن انرژی می شه . سکولار یا لاییک ، آزادیخواه یا لیبرال ، مذهبی ، یا بی دین ، سفید یا سیاه ، زنان یا مردان ، ماها یا اونا .وصدها واژه ی جدایی بخش و پیچیده ویا ساده ی دیگر . اما جدا از عالم واژگان ،با فکت ها می توان تشخیص داد که چه چیز ملت ها را از شر افراط و سواستفاده و بی قانونی نجات داده و جوامع امروز کجاند وچه شده اند . همه ی جوامع بدبختی و بی قانونی و دیکتاورها را تجربه کردند . و آنها که امروز جلو افتاده اند ، آنهایی هستند که دمکراسی راستین را انتخاب کردند .پس اینقدر میخ واژه نشید !
روز خوش !
بیانیه جمعی از ایرانیان دربارهی جنبش سبز
www.iran-emrooz.com
«ما، به عنوان بخشی کثرت باور از حامیان جنبش سبز مردم ایران، ضمن پشتیبانی از مطالبات مطرح شده در بیانیۀ هفدهم مهندس میرحسین موسوی، با درک ضرورت زمان و لزوم همبستگی، بر این عقیدهایم که: حکومت دینی، برای حفظ خود، میان مناسبات آزاد مردم با یکدیگر از یک سو، و با جهان خارج از سوی دیگر، پردهای ظلمانی میکشد. راه خروج از این ظلمت، و از فقر و ستم برخاسته از آن، نخست تعیین تکلیف مردم با استبداد موجود در انتخاباتی آزاد و نظارت شده از سوی مراجع ذیصلاح بینالمللی است.»
=====
آيا قطار به انتهای تونل نزديک می شود؟
www.newsecularism.com
دنيا بايد بداند که فقط يک نيرو در ايران می تواند حامل و زايندهء حکومتی بر اساس اعلاميه حقوق بشر و همهء کنوانسيون های بين المللی باشد و آن هم نيروئی سکولار است... ما نبايد ملتمسانه دنبال آن باشيم که رهبرانی همچون «او با ما» براستی «با ما» باشند و صدايمان را بشنوند. ما بايد آنها را مجبور کنيم که به صدای بخش سکولار جنبش سبز توجه کرده و دريابند که اين سبز گسترده بر سراسر ايران ـ که به زودی، با سرزدن بهار، همه چيز و همه جا را به رنگ خود در خواهد آورد ـ نه سبز سيدی است، نه سبز قمر بنی هاشمی، و نه سبز اصلاح طلبان مذهبی؛ سبزی ملی است که نيازی به بند و بست های مخفی با آنان ندارد.
....
چرا پشتیبان سکولار جنبش سبز هستم؟
مهدی رضائی- تازیک
جنبش سبز سکولار ملت ایران، جنبشی است که علیه تبعیض دینی و مذهبی،
....
سکولاریسم را باور کنیم
نجات بهرامی
به آن دسته از افرادی که در پی وزن کشی نیروهای سیاسی داخل و خارج از ایران هستند، این نکته را باید یادآوری کرد که
...
در کدام جبهه ایستاده ايد؟
ویکتوریا آزاد
....
بیانیهء دومين گروه خواستار جدائی حکومت از مذهب
درباره ی جنبش سبز مردم ایران
ما، به عنوان بخشی کثرت باور
....
روايتي از ديدار پوتين با خامنه ای
مهدي صفري، سفير اسبق ايران در لندن
مهدي صفري، سفير اسبق ايران در لندن و دستيار ويژهء وزير امور خارجه، در گفتوگويي به چگونگي فروپاشي اتحاد جماهير شوروي پرداخته و
تا آنجائیکه من میدانم , بنی صدر و بازرگان و یزدی و حتا قطب زاده متهم بودند به لیبرالیزم و این اتهامی بود که حزب توده توانسته بود بین آخوندها جا بیاندازد, لیبرالیزم هم مثل دوستی با آمریکا فثط در ایران است که هم طراز با محاربه می باشد آنهم به برکت رفقای توده ای , چرا که میخواستند همانطور که شد, ایران به بغل روسیه عزیر بیفتد!!؟؟ لیبرالها یعنی بازرگان و یزدی و ...... مخالف سر سخت اعدامهای فله ای بودند, چنانچه بازرگان تمام تلاش خودش را برای نجات هویدا انجام داد , اما خلخالی با حکم خمینی از بالای سر دولت پرید و هادی غفاری هم در همان صحن دادگاه هویدا را از پشت سر به گلوله بست.
اما قاتل هویدا کسی غیر از شاه نبود, اگر شاه هویدا را که از چاکاران وفادارش بود مثل بقیه وزارای دولتهایش به زندنان نیداخته بود که به دست آخوندها بیفتند, آنها هم مثل اویسی و ازهاری و..................پولها را از بانکها میکشیدند بیرون و میرفتند در آمریکا و از آنجا برای وطن اشک تمساح میرختند, پس قاتل هویدا و بقیه وزرای دوره شاه کسی غیر از شخص شاه نبود.
در ارتش جرم فرماندهانی که رسته خود را تسلیم کنند اعدام است, این تیمسارها و سرلشکرانی که در بالای پشت بام مدرسه علوی اعدام شدند در حقیقت به سزای خیانتهایشان رسیدند, اکثر اعدام شدگان مثل رحیمی و ربیعی از کسانی بودند که اعلامیه بی طرفی ارتش را امضاء کردند و کشور را دو دستی تقدیم آخوندها نمودند, و مزدشان را هم از آخوندها گرفتند.
من معتقدم خود شاه هم اگر زنده می ماند باید در دادگاه ارتش به جرم خیانت و ترک کشور که در حقیقعت ترک سنگر بود باید محاکمه میشد و همانطور که گفتم جرمش هم طبق قوانین ارتش اعدام بود.
اما در خاتمه باید اضافه کنم که بعقیده من وزارت اطلاعات رژیم گروهکهای دو سه نقری سلطنت طلب را از طریق توده ایهائی که با شاه همکاری میکردند و اکنون در آمریکا و اروپا به سر می برند و هر کدام هم یک تلویزیون زدند کنترل میکند و ماموریت فعلی شان هم لجن پراکنی بر علیه اصلاح طلبان در کل و میرحسین موسوی و خاتمی در جز می باشد.
تف بر شما خائنین بی وطن , تف
ارش گرامی، صنار بده اش.........جشن آزادی دور هفت سین صلح در میدان آزادی. امیدواریم تا عید نوروز آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد و دیگران هم به مردم پیوسته باشند و بتوانیم همه ایرانیان در دست یکدیگر برای ساختن ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته تلاش کنیم.
هرکجا صحبت از سکولاریسم میشه، اقایونی که براشون صرف نمیکنه پنداری با اجنه روبرو شدن، در صورتی که این تنها راه حفظ و بقای جامعه روحانی بوده و لزومی برای الوده کردن مذاهب به اقتصاد و سیاست نخواهد بود، بنابر این بهتر است این اقایان همان طور که خمینی زیر درخت سیبی در نوفل لوشاتو گفته بود، به فیضیه قم رفته وبه فرایض دینی خود بپردازند و برای گذران زندگی تن به کار بدهند و بیچاره مردم را با خمس و ذکات ندوشند، جای تعجب نیست اگر اقای خاتمی با شنیدن کلمه سکولاریسم،، ان لبخند زیبایش را حفظ کند و دندانهایش را به هم بفشارد و انقدر به خودش فشار بیاورد تا از صورتش نور ببارد،، ما را به خیر این جماعت امیدی نیست مواظب باشیم حد اقل شر نرسانند.
واما این اقای ابراهیم یزدی، از خائنین و وطن فروشانی که توانست خمینی را به خورد اروپائی ها و امریکا بدهد، (چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی) حالا نوبت خودش شد، هرچند که امید داشتم که روزی این اقایان در دادگاهی عادلانه و واجد شرایط محاکمه میشدند و سزای اعمال خود را میدیدند، دادگاهی که قوانین جزائی و کیفری اش از خشونت و شکنجه و اعدام دوری جوید و به حق و حقوق انسانی مجرمان هم احترام بگذارد، هر چیز به جای خود.
امشب دو قسمت اول از سری جدی سریال لاست پخش شد، بسیار جالب و مهیج بود، خلاصه جاتون خالی باز دوباره حسابی گذاشتنمون سر کار. به هر حال به اونهائی که ندیدن توصیه میکنم، البته باید از اولش شروع کنند وگرنه نمیفهمند چی به چیست.
دوستان حواسشون باشه مثله اینکه سران خود خواندی جنبش سبز در حال سازش پشت پرده هستن . خاتمی و کروبی و موسوی میخوان امتیاز بگیرن و این وسط مردم هم یعنی پشم.
یعنی تمام این ۷ ماه و خونهایی که به خاطره جنبش داده شده پشم.
اما ما به کمتر از نابودی رژیم راضی نیستیم.
جشن آزادی دور هفت سین صلح در میدان آزادی. امیدواریم تا عید نوروز آقای خامنه ای و آقای احمدی نژاد و دیگران هم به مردم پیوسته باشند و بتوانیم همه ایرانیان در دست یکدیگر برای ساختن ایرانی آباد و آزاد و پیشرفته تلاش کنیم.
سومین پول بیارزش جهان
در تازهترین جداول آماری، ریال ایران سومین پول بیارزش جهان معرفی شده است و ارزش برابری آن با دلار تنها از واحد پول کشورهای سائوتام و ویتنام بالاتر است.
اقای انوسزوان
اگر این دوست ما از دستگیری ابراهیم یزذی خائن ابراز خوشجالی کرد ه نباید ملامت شان کرد جون هر جه این کفتاران یکدیگر پاره پاره کنند سبب خوشجالی مردم ایران خواهد بود
ابراهیم یزدی کسی است که دست اش تا مفرق دراعدام میهن پرستان ايران در اوايل شورش اسلامی به خون بسياری الوده است و
يکی از انها هويدا بود که اين همین ابراهیم یزدی حضورا دستور تیرباران اورا داد
من تعجب میکنم که شما از به زندان افتادن جانی اشک میریزید
اگر سابفه ایشان نمیدانید از سر کار معذرت میخواهم
رضا
زیتون خوب، سلام روز!
منتظر پست بعدی شما هستم.
در این میان:
۱) در اخبار خواندم که چندین استاد دانشگاه را ((بازنشسته)) کردند، یکی را ((ممنوع التدریس)) کردند، روزنامه نگاران را به زندانی در اوین برده اند که تحت نظر پاسداران است، و در این اثنا، آقای احمدی نژاد وعده داده که در مرحلۀ اول به ۷۰ درصد مردم رایانه می دهد، مگر کسانی که داوطلبانه خودشان انصراف بدهند! دقت کنید که این را هم پیش از تغییر قیمت ها واریز می کند، نه پس از آن. بعد هم معتقد است که همه چیز با حذف یک صفر از واحد پولی ایران درست می شود!
وای به حال مردم وقتی که چنین عوام فریبان کلاشی روی کار هستند. حداقل این بار به جای دروغ، فقط از پیچاندن مطلب استفاده کرده است. (معنای حرف ایشان این است که حتی کسی که پول از دولت بگیرد، ارزشش در عرض یک روز به یک دهم ارزش نگاشته شده می رسد، در حالی که طبعاً کالاها با قیمت واقعی ارزش گذاری می شوند. تازه معلوم نیست این پول از کجا می آید، به کی می رسد، و چگونه تداوم پیدا می کند؟)
احتمالاً اعلام خواهند کرد که هرکس سبز است، داوطلبانه انصراف داده. هرکس اعتصاب کند، داوطلبانه انصراف داده و غیره.
۲) اگر مصاحبۀ کنسول سابق ایران در نروژ را در بی بی سی تماشا کردید یا بکنید، به نکتۀ جالبی بر می خورید: ایشان رسماً از برقراری دمکراسی در ایران به عنوان هدف صحبت کرده و مشکل را در قانون اساسی دانسته است. اگر مثل ایشان در بافت این دولت بیشتر باشد، که مطمئناً هست، نشان می دهد که شکاف در ساختار حاکمیت بسیار عمیق تر از آن چیزی است که حتی خود اپوزیسیون یا مردم فکر می کنند. شاید بهتر است بگوییم خود حکومت -- در مفهوم کلی آن -- می داند راه حل واقعی چیست، اما بنا به ((مصلحت)) سکوت اختیار کرده!
۳) برای کسانی که مثل من از بیرون به قضیه نگاه می کنند، تنها راه حل نهایی برای این مردم دولتی است که در آن مذهب کاملاً از سیاست جدا شده باشد، و در آن هرکس اعتقادات شخصی خودش را در حریم خصوصی خودش حفظ کند. آقای خاتمی ممکن است با کلمۀ سکولاریسم آن طور که فهمیده مشکل داشته باشد، اما مطمئن هستم که به زودی شاید حتی خود ایشان متوجه شوند که ریشۀ مسائل ایران در قانون اساسی شرعی آن است. نمی توان حکومتی مردمی داشت که هر لحظه رأی مردم را نفی کرد و گفت همگی ابله بودند و اشتباه کردند و یک عدۀ شش یا ۱۲ نفری، یا حتی یک نفر، به رأی عمامه، حکم همه را وتو کند. نتیجه اش همیشه همین است که این چند دهه، مخصوصاً همین چند ماه، دیدید.
وقتی مذهب از حکومت جدا شد، این گروه مذهبی می توانند حرف خودشان را بزنند و سعی کنند رأی مردم را به سوی یک قانون خاص بکشند، و اگر اکثریت مردم هم خواستند، خوب حرف انها را می پذیرند، و گرنه خود مذهبیان هم باید بپذیرند که همه با آنها هم فکر نیستند. در چنین سیستمی همه در برابر قانون مدنی مساوی هستند، و قانون شرعی اجازۀ دخالت در قانون مدنی ندارد، با آن که ممکن است نکات مشترکی بین آنها باشد. در این صورت می توان پیش بینی کرد که صیغه کردن و چندزوجی بودن از قانون ایران حذف شود، چرا که وقتی زنان با مردان حق مساوی داشته باشند و مذهب هم دخالت نکند، جنبش فعال زنان بی تردید در این زمینه برنده خواهد شد، حتی اگر یک اقلیت مردسالار قدرتمند اسلامگرا با این ایده مخالف باشند. (گفتم تردیدی نیست، چون هیچ جنبش حقوق زن با این دو سنت ابلهانه نمی تواند کنار بیاید.)
چنین چیزی نیاز با شکیبایی واقعی در سطح اجتماع و فرهنگ مردم دارد. آیا فکر می کنید مردم ایران -- نه فقط روشنفکران و دیگر نخبگان اندیشمند -- به چنین درکی رسیده اند؟ آیا بهتر نیست که روشنفکران اپوزیسیون در اندیشه و رفتار بردبارانۀ خود، این جنبه از جنبش سبز را تقویت کنند؟
با تعصب و حق به جانب بودن مذهبی باید همیشه مقابله کرد، و در عین حال نباید از هدف نهایی که همزیستی با احترام است منحرف شد. این شرط بنیادین هرکشور دمکراتیک است، البته اگر قرار است کاری پیش برود و به بحران نکشد.
به نظر من خودتان را برای آن روز آماده کنید.
با بهترین آرزوها!
خوشحالی که ابراهیم یزدی بوسیله باند خامنه ای دستگیر شده و آرزو میکنی که بقیه هم بوسیله همین باند دستگیر شوند؟ اون اول میگی خامنه ای جنایتکاره بعد از اینکه ابراهیم یزدی را دستگیر کرده ابراز رضایت میکنی, اگه معنی شیر اینه که زنده باد موش!!؟؟
در ستایش سکولاریسم به مثابه اندیشه ای مدرن و دمکراتیک
/www.newsecularism.com
خسرو باقرپور
از عجایب روزگار اما این است که باید نه خطاب به مردم، بلکه در گوش سنگین حامیان به اصطلاح روشنفکر و سکولار اصلاح طلبان دینی فریاد زد که: بزرگواران! در عرصه سیاست و حکومت، بدون ورود به عرصه عرفی گرائی و بدون خروج از دایره قیودات مذهبی و اندیشه ی سنتی امکان دسترسی به جامعه ای مدرن و دمکراتیک و نو غیرممکن است . پروژه استقرار دمکراسی در ایران با همگامی و یاری اصلاح طلبان مذهبی و حکومتی به دفعات و به سختی شکست خورده است. جنبش ترقی خواه و نو اندیش ایران باید از راهکارها، تجارب و خصوصیاتی که در تاریخ معاصر ایران، منطقه و جهان وجود دارد بهره و پند گیرد و خود را با راه کارهای ارائه شده از جانب اصلاح طلبان شکست خورده حکومتی همراه نکند.
....
در باب سکولاریسم ستیزی آقای خاتمی و دیگر دوستان
شبیر ایرانی
نکته تاسف بار در سخنان آقای خاتمی آنجاست که ایشان می کوشد به مانند علی خامنه ای و انصار وی، خواست سکولاریسم و رواج آن را به «عامل بیگانه» و «دشمن فرضی» نسبت دهد، بدون توجه به این واقعیت که بسیاری از کسانی که خواهان جدایی دین از سیاست و برپایی جمهوری تمام عیار هستند، از حلقه یاران و حامیان خود ایشان، از مومنین و دینداران مسلمان و از اعضای با سابقه و موثر جنبش اصلاح طلبی در داخل ایران می باشند. ایشان گرچه به درستی دلیل افول دین در جامعه ایران را به نارضایتی از حاکمیت دینی نسبت داده اند، اما با بی انصافی تمام رویکرد به سکولاریسم را نه آنچنان که هست به عنوا یک «فرصت» و راه گذار به مدرنیته در عین حفظ احترام و منزلت دین و روحانیون، بلکه به منزله «تهدیدی» برای جامعه ایران معرفی نموده اند.
...
تفاوت و ارتباط بين خواست و گفتمان در جنبش های اجتماعی
اسماعيل نوری علا
خامنه ای جنایتکاره..همه دارو دسته اینها باید مجازات بشوند. خوشحالم ابراهیم یزدی دز زندانه. بزودی بیقه آنها هم به جرم جنایت به بشریت دستگیر و نابود خواهند شد.لعنت بر ولایت وقیح.
22 بهمن, ایران را باید از رژیم خون آشام پس بگیریم و خواهیم گرفت.
خامنه ای جنایتکاره..همه دارو دسته اینها باید مجازات بشوند. خوشحالم ابراهیم خاون یزدی دز زندانه. بزودی بیقه آنها هم به جرم جنایت به بشریت دستگیر و نابود خواهند شد.لعنت بر ولایت وقیح.
22 بهمن, ایران را باید از رژیم خون آشام پس بگیریم و خواهیم گرفت.
داریوش خان،
سالها پیش در ایران زلزلۀ بزرگی شد. دولت بوش (پدر)، با آن که آمریکا با ایران را بطه نداشت، برای کشور کمک فرستاد. یکی دو ماه بعد، چادر ها و وسایل کمکی دیگر آمریکایی سر از بازار ازاد تهران درآورد. این نمک به حرامهای تندروی ایران فکر می کنند همه مثل خودشان هستند.
ویدیویی دیدم که پزشکان آمریکایی در هائیتی از این که آمریکا مثل اسرائیل کمک پزشکی نفرستاده بود ناراحت بودند و اظهار شرم می کردند. (آمریکا البته نقش حفاظتی خیلی مهمی را بر عهده گرفته و به نوعی تقسیم وظیفه شده، ولی آنها بیش از حد به صحنه نزدیک بودند که این نکته را هم مطرح کنند.)
این خودش نشانۀ دیگری از اشتقاق شدید حکومت ایران در سطوح بالا است. مطمئن هستم که خیلی از سران دولتی خودشان از این اراجیف بافی ها خجالت می کشند، مخصوصاً آنها که بنا به وظیفه با اروپایی ها و غیره در ارتباطند.
اخبار امروز اخبار عجیبی بود، از سخنان آقای لاریجانی که مشخصاً خودش را برای روز بعد از اقای احمدی نژاد آماده می کند! از مصاحبۀ کنسول ایران در نروژ که استعفا داد و از نروژ تقاضای پناهندگی کرد، و از این که ۱۵ روزنامه در ایران هشدار گرفتند!
ضمناً یکی از روزنامه ها ظاهراً اعتماد بوده. حتماً پست زیتون خانم را خوانده بودند:-)))
با بهترین آرزوها!
شرمتان باد
حالا تو این هیر و ویر فخری بیا بی بی رو بگیر،
تیتر روزنامه امروز جمهوری اسلامی،،،،سرقت اعضای اجساد قربانیان هائیتی توسط امدادگران اسرائیلی،،،،
خدایا تو شاهدی،
خجالت هم حد و مرزی دارد، این مزخرفات پنداری حد و مرزی ندارد، تو این خر تو خری که سنگ روی سنگ بند نیست و مردمانی در پی نجات جان ادمیهائی هستند که زیر اوار دست و پا میزنند. دولتمردان جمهوری اسلامی به جای کمک مثلا دارند کمکهای انسانی میکنند، واقعا که خجالت هم خوب چیزیه، ای مادر به خطا ها که همه چیز را ان طور میپندارید که خودتان هستید، بس کنید به این اراجیف، فکر میکنید که از این اتهامات میتوانید خودتان را نجات دهید و توجیح کنید.
شرمتان باد
زیتون جان و دوستان دیگر:
در باب مفهوم سکولاریسم:
در صفحۀ اول ایران امروز مقاله ای از نویسنده و پژوهشگری به نام خانم دقیقیان تحت عنوان ((مفهوم یک کلاه)) منتشر شده است که در آن بسیاری از برداشت های رایج از این واژه مورد نقد قرار گرفته است. خواندن این مقاله را به همۀ دوستان توصیه می کنم.
این آدرس صفحۀ اول ایران امروز است:
www.iran-emrooz.com
متأسفانه خود صفحه لینک اختصاصی ندارد. اما می تواند هما ن مقاله را در این صفحه نیز بعداً منتشر کرده اند:
http://greeninterfaithdialogue.blogspot.com/2009/12/blog-post.html
اگر دقت کنید، متوجه می شوید که خیلی ها، از قرار حتی آقای خاتمی، این کلمه را به غلط تعریف می کنند و فکر می کنند دولت سکولار یعنی دولتی که در آن مذهب ممنوع است و غیره. این بدفهمی های زبانی همیشه کار دست همه داده.
اما یک نکتۀ جالب این است: وقتی که اپوزیسیون به جایی رسیده که برای آینده اش از جوانب گوناگون طرح ریزی کند، مذهبی و غیر مذهبی نظر خودشان را بدهند و سعی کنند جنبش را تعریف کنند، این نشان می دهد که بر قدرت آن افزوده شده است و همه ماهیت دراز مدت آن را فهمیده اند. این است که شخصاً به دوستان روشنفکر ایرانی غیر مذهبی و خداناباور و غیره پیشنهاد می کنم که به جای دلخور شدن از حرفهای آدمهای با وجدان هرچند مذهبی، وارد این بحث شوند و برای آیندۀ کشور خودشان تصمیم بگیرند. حرف خودتان را بزنید، نه این که هرجملۀ این و آن را یک تهدید بزرگ دیگر ببینید. آقایی مثل آقای خاتمی انسان معقولی است. اگر کلی نگری ها را کنار بگذارید، طرف دیگر هم در کنارتان به مبادلۀ افکار می پردازد. (منظورم بحث با آدم حسابی ها است. حرف زدن با کسی که نمی خواهد گوش کند بی مورد است.) به انسانیت درون آدمهای دیگر، بی توجه به لباس آنها نگاه کنید. اغلب شگفت زده خواهید شد.
با بهترین آرزوها...
اصلاحاتی كه ما میگوییم از رواج سکولاریسم در جامعه جلوگیری میكند
www.newsecularism.com
سيد محمد خاتمی
به گزارش ايلنا، بخشی از سخنان سید محمّد خاتمی در دیدار با پنجاه تن از بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی پس از انتخابات چنين است: «متأسفانه اتفاقات و عملكردهای ماههای اخیر سبب شده است به وجهه جمهوری اسلامی در افکار عمومی داخل و خارج از کشور ضربه وارد شود...
....
موهای زنان پیاده نظام دشمن اند
علم الهدی، امام جمعه مشهد
پارسال که در يکي از خطبه هاي نماز جمعه بر اين مساله تاکيد کردم که
....
نباید با ازدواج مجدد مغرضانه برخورد شود
منيژهء نوبخت ـ الهام امين زاده ـ مريم بهروزی
ازدواج مجدد از احکامی است که در قرآن و موازین اسلامی آمده و نباید مغرضانه با آن برخورد شود بلکه میتوان ازدواج مجدد را راهکاری برای رهایی خانوادههایی که به بن بست رسیدند در چهار چوب قانون دانست.
چه جالب عمه اعتصاب شکسته میشه اگه جون "رهبران" نهضت در خطر باشه!!! خوب اولا که این کاری نداره خیلی راحت انتظامیا میتوان اقدامی کنن که به نظر بیاد که جون گرانبهای رهبران درخطره!
منو بگو که فکر کردم حالا میگی در صورتی که جون کسی در خطر باشه و احتیاج به دکتر و بیمارستان داشته باشه... )-:
عده ای از فعالان حقوق زنان ایران می گویند در بیانیه های اخیر رهبران مخالف دولت ایران خواسته های زنان نادیده گرفته شده است.
این فعالان در بیانیه ای خواهان لغو حجاب اجباری و تمام قوانین تبعیض آمیز ضد زن و رفع خشونت علیه زنان شده اند. به نظر می رسد این بیانیه در واکنش به بیانیه های اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی نوشته شده باشد.
واقعا که،،،
ببینید بیچاره ها کارشون به کجا کشیده.
باور کردنی نیست!!!! ولی حقیقت دارد.
احمدی نژاد در مراسم روز هواي پاك : خواهشا از تهران مهاجرت کنيد
به گزارش ايلنا، روز گذشته، سه شنبه، احمدينژاد در مراسم روز هواي پاك سخنرانی و در بخشی از سخنان خود گفت : به عنوان خادم از افرادي كه ميتوانند در شهرهاي ديگر زندگي كنند خواهش و استدعا دارم به شهرهاي ديگر مهاجرت كنند و دولت به همه استانها سفر ميكند و امكانات را در استانها توسعه خواهد داد.
وي با بيان اينكه در تهران 10 ميليون نفر نميتوانند زندگي كنند، ادامه داد: توسعه فضاي سبز بايد در دستور كار همه نهادها باشد. سرانه فضاي سبز تهران در اين 10 سال اخير رشد كرده، اما كافي نيست و بايد افزايش يابد.
احمدينژاد يكي از كارهاي مخرب محيط زيست را شيوه طراحي شهري دانست و گفت: اين فشردگي جمعيت خود موجب افزايش آلايندگي است ،ميتوان در ايران و با اين وسعت كاري انجام داد كه همه ايرانيها در يك خانه ويلايي زندگي كرده و باغچه و حوضچه داخل خانه خود داشته باشد.
؛خاتمی: بدنه اصلی معترضان به چارچوب قانون اساسی و روشهای مسالمتآميز پايبندند؛
بابا کی میتونه به این سید احمق حالی کنه که دقیقن مشکله اساسی بدنه جنبش سبز همین قانون اساسی سر تا پا لجن هست. عجب گیری افتادیم از دست این اصلاح طلبهای مزخرف .
این هم هدیه ای بسیار زیبا از خانم شکیلا به ندا و تران و سهراب:
http://www.youtube.com/watch?v=Sf73NSgfePs
توضیح: ویدیوی موسیقی ترانۀ اخیر ایشان است که با کیفیت بسیار بالای تصویری تولید شده است. خودتان نگاه کنید و ببینید چه زحمتی برای آن کشیده شده. نام ترانه ((ندای مردم ایران است)) و حول محور قتل ندا و ترانه و سهراب شکل گرفته. در جایی خواننده نه اشک که خون می گرید...
به امید بهترین ها...
دوستان،
این حکومت خودش را برای سرکوب وسیع و گسترده آماده کرده است. تشویق مردم به مبارزۀ خشونت آمیز برابر با صدور حکم کشته شدن دهها هزار انسان، شکنجه و زندانی شدن صدها هزار انسان دیگر، و بی سامان شدن زندگی میلیونها انسان در سطح ایران است. دیدگاههای قدیمی تر دنبال راه حلهای ظاهراً سریع هستند که نتیجه ای جز خرابی و کشتار گسترده و احتمالاٌ انقلاب و عواقب آن در پیش نمی آورند. در آن صورت، از جهان هم نمی توان انتظار داشت که وقتی ببینند مردمی همان فرهنگ و شیوۀ قدیمی کشتن و کشته شدن را دنبال می کنند از ته دل با آنها ارتباط بگیرند. به افغانستان نگاه کنید. فرض کنید امروز این پاسدارها را از کار بیکار کردید: آنها هم کشور را به یک خرابه تبدیل می کنند. مردم را چنان وحشت زده و ناراضی خواهند کرد که خودشان از ((انقلابی دیگر)) پشیمان شوند.
به همین دلیل است که به نظر من که از بیرون به مسئله نگاه می کنم، راه حل نهایی برای اصلاح وضع ایران اعتصاب های عظیم سراسری است. هم آخوندها و هم پاسدارهای تندرو ممکن است فارسی نفهمند، اما زبان جیب خودشان را خیلی خوب می فهمند!
به علاوه، من بر این باورم که مردم ایران نخواهند توانست در جنبش سبز پیروز بشوند مگر آن که مردم دنیا را پشت سر خودشان داشته باشند.
این خود آبروی ایرانیان را چند برابر می کند و به شانس پیروزی مردم می افزاید.
با این حال، منظور من اصلاً ظاهرسازی نیست. مسئله فقط نظر ملت های دیگر به ایرانی ها نیست. مسئله این است که فرهنگ ایران تاکنون از عدم احترام به زندگی در سطوح گوناگون رنج برده. وقتی که همۀ جوانب را بررسی کنید، در نهایت، این حکومت فعلی و شیوه های سرکوب آن زادۀ همین فرهنگ غلط است. تشویق به مبارزۀ خشونت آمیز در عمل ادامۀ همان طرز فکر است. جنبش سبز از این جهت برای ایرانیان مایۀ افتخار بوده که تا کنون با هرمقیاسی که سنجیده شود، از خشونت کاملاً پرهیز کرده. وقتی مردم دنیا می بینند که یک زن دستهایش را باز کرده تا جمعیت خشمگین به پلیس های ضد شورش حمله نکنند، زنی که خودش خوب می داند همان پلیس ها چه می کنند اما هنوز می خواهد از ته مانده های قانون هم که شده دفاع کند، این زن از روح یک مردم پاسداری می کند و آبروی آنها را می خرد. او باعث می شود که در برابر حرکتهای کثیف این دولت خونخوار، حس درنده خویی در این مردم بر انگیخته نشود. او باعث می شود که این مردم تبدیل به آن چیزی نشوند که خودشان از آن نفرت دارند، یعنی همان حکومت خونخواری که سی سال است روی کار بوده.
گفتن این حرف اصلاً به معنای سازش نیست بلکه به معنای درک این نکته است که گزینش راه نادرست به هدف درست منجر نمی شود. این خیال پردازی است که فکر کرد با اشاعۀ فرهنگ خشونت می توان به صلح رسید. هر اندازه که این دولت خونخوار و وحشی باشد، در نهایت حرکتی بر علیه آن پیروز خواهد شد که عمیقاً به زندگی فکر کند. بر سر در خانه ها و بر هر ستونی باید واژۀ زندگی و آزادی را نوشت. با رنگ سبز بر کف خیابانها باید واژۀ زندگی را نقش کرد. همه باید پیراهن سبز ((زندگی)) بپوشند. ایرانیان باید یک بار و برای همیشه خودشان را این از فرهنگ شمشیر و مرگ که دست آورد اعراب برای آنان بود رها کنند.
انکار این که خود مردم هم در به روی کار آمدن و ماندن این دولت مقصر بوده اند راه با جایی نمی برد. اگر قرار است چیزی درست شود، اول باید مردم اعتراف کنند که خونریزی و ((دیگر کشی)) یکی از ریشه های بدبختی های ایران و ایرانیان بوده است و باید ریشه کن شود.
رهبران فعلی این جنبش، یعنی آقایان خاتمی، موسوی و کروبی، به زودی مجبور می شوند که نه فقط با اقای خامنه ای و تندروهای دیگر، و طبعاً با مردم، بلکه در درجۀ اول با خودشان تعیین تکلیف کنند. من امیدوارم که آنها عمیقاً فهمیده باشند که یک دیکتاتوری نظامی - مذهبی راهی برای ادارۀ کشوری مثل ایران نیست، که اصلاً این راه انسانی نبوده، که این مسیر غلط را باید بست و سیستمی سکولار روی کار آورد که در آن مذهب و سیاست و قدرت و نیروی نظامی و اقتصاد هرکدام جای خودشان را داشته باشند.
اما اگر چنین چیزی را خودشان قبول نداشته باشند، اگر هنوز ندیده باشند که سیستم قانونی فعلی ایران ریشۀ مسائل دراز مدت آن است و این که هر اندازه به دینشان علاقه دارند، باید درک کنند که بی خدایان هم حق زندگی دارند و قانون باید آنها را با هر مسلمان شیعۀ نمازگزاری برابر ببیند، در این آنها صورت جنبش را ترک خواهند کرد. آن وقت تازه عمق ماهیت مردمی این حرکت پدیدار خواهد شد، چرا که مطمئن هستم به شکلی دیگر سر خواهد کشید و رهبرانی لایق تر پیدا خواهد کرد. اما هنوز زود است که از این سه مرد که با وجدان و در حد توان خودشان شاید حتی جانشان را به خطر انداخته اند ناامید شوید. چه بسا انسانیت و مظلومیت شما آنها را هم عمیقاً و بیش از این متحول کند.
تا آنجا که من دیده ام، این جنبش برای احقاق حقوق زنان، مردان، کودکان، در یک کلام، شهروندان یک کشور به روی کار آمد. در اولین تظاهرات میلیونی، حرفی از دین نبود، بلکه حرف شما امردم ز رأی های دزدیده شده بود. همین هم باعث اتحاد عظیم میان همۀ اقشار شما شد. این را حاکمان به خوبی درک کردند و شروع به خط کشی های مذهبی حتی میان تندروهای خودشان کردند! خیلی زود تفاوتهای مذهبی را رنگین تر از همیشه کردند، حرف از ((محارب)) زدند، و حالا، کسانی را که همگی خواستار اصلاح یا حذف این حکومت هستند به هم انداخته اند.
اجازه ندهید این حیلۀ مرگبار آنان موفق شود. پای مطالبات اساسی تان بمانید و فقط به راه حل های عملی و انسانی فکر کنید. هر قربانی یک ندا و یک ترانه و یک سهراب است و هر چه می توانید بکنید تا بر شمار آنها افزوده نشود، ولی هرگز سازش به مفهوم تن دادن با خواری و خفت این ظالمان را هم نپذیرید.
به گمان من، به زودی موجی از اعتصاب در سراسر ایران راه خواهد افتاد که حتی خود رهبران جنبش انتظارش را ندارند. تا آنجا که من می بینم مردم از خفقان اجتماعی و اقتصادی به ستوه آمده اند. پیروی از شیوه های هماهنگ مسالمت آمیز باعث می شود که این موج عظیم انسانی عقب ننشیند و شانس پیروزی آن با حداقل آسیب های انسانی چند برابر شود.
با بهترین آرزوها...
حالا درباره مساله "سازش" یا "مذاکره" یا "نه سازش نه مذاکره" احتمالی رهبران نمادین جنبش
مقدمه:
1) بهر حال آقایان موسوی و کروبی و خاتمی افراد معتقد مذهبی و شیعه هستند. و هر چه هم در موضع رهبری با منطق و با انصاف باشند، ولی نمی توان در احساس عاطفی آن ها با اعتقاداتشان تردید کرد.
2) از طرف خامنه ای و حاکمیت در فشار شدید قرار دارند که تکلیف خود را با مخالفان رژیم جمهوری اسلامی مشخص کنند. حتی امروز خامنه ای امر کرد: دو پهلو حرف نزنند.
3) در حال حاضر اگر هم بخواهند نمی توانند خارج از چارچوب قانون اساسی حرکت بزرگی انجام دهند.
یکم: "سازش"
در صورت "سازش" آن ها با خامنه ای چه خواهد شد:
1) بدون هیچ امتیازی جنبش را خواهند فروخت و به مردم هم هیچ گزارشی نخواهند داد.
2) با گرفتن امتیازات محدود و نمایشی جنبش را برای منافع خود واگذار خواهند کرد.
3) هیچ امتیازی نخواهند گرفت ولی به مردم به نحوی اطلاع می دهند که دیگر روی ما حساب نکنید. ما نیستیم بای بای!
به گمان من با توجه به شناختی که از این آقایان داریم، احتمال حالت (3) حدود 90 درصد است.
دوم: مذاکره
1) رژیم خردمندی نشان می دهد و تلاش می کند با همکاری آن ها گذار آرام و مسالمت آمیز به دمکراسی اتفاق بیفتد.
2) امتیازات محدودی چون باز کردن نسبی و قابل کنترل فضای سیاسی کشور می دهد تا در زمان لازم به سرکوب بپردازد.
3) مذاکره می کند برای وقت کشی تا جنبش مردم فروکش کند و در صورت لزوم جنبش را سرکوب کند.
به گمان من احتمال حالت (1) نزدیک به صفر است. احتمال حالت (2) حدود 40 در صد است. احتمال حالت (3) حدود 60 در صد است.
سوم: "نه سازش نه مذاکره" (ادامه وضع فعلی)
1) جنبش رادیکال می شود و قبل از آمادگی برای رویارویی نهایی در دام سرکوب می افتد که ممکن است به هرج و مرج در کشور بینجامد.
2) جنبش رادیکال می شود و با عبور از رهبران فعلی و سرنگونی رژیم به پیروزی می رسد.
3) در جنبش شکاف ایجاد می شود. برخی سازش می کنند. برخی منفعل و برخی به مبارزات مسلحانه روی می آورند
4) رهبران جدید پیدا می کند و با انسجام نسبی به مبارزه ادامه می دهد.
5)؟؟؟
اگر فقط چهار حالت بالا را فرض کنیم به گمان من احتمال وقوع هر حالت 25 در صد است.
نتیجه: اگر فرض کنیم مطالبات مردم ریشه ای و عمیق است و با گذشت زمان از آن ها کوتاه نخواهند آمد،باید شکیبا بود و اجازه داد در این مرحله "سازش" یا "مذاکره" صورت گیرد.
پ. ن. برای هر مورد می توان حالت های دیگری هم درنظر گرفت. ولی این یک صورتبندی ساده مساله است و من هم قبلن فکری درباره آن نکرده ام. همین جا در حالت نوشتن کامنت درباره حلت های مختلف آن فکر می کردم. هدف فقط برای به جریان انداختن تحلیل هایی از این نوع است به جای فحش دادن های احساسی به یکدیگر و اعصاب یکدیگر را خرد کردن.
زيتون جانم . جواب ايميل رو زود بده .. خيلی مهمه ...
رهگذر ثانی عزيز ..چقدر خوب کردی دوباره امدی چشم همه مون روشن .
سلام بر آزادی
سلام بر مادران عزادار
درود بر جنبش سبز
درود بر روان پاک تمامی شهدای راه آزادی ،نداها ، سهرابها و ....
بیش از ٣٠سال نظامی در ایران قدرت را به دست گرفته کاملأ ارتجاعی و عقب افتاده ،نظامی از نظر ساختاری ولی مطلقه فقیه در رأس و ١٢ روحانی نشسته بر تخت شورای نگهبان و رئیس قوه قضایی که همه آنها بنحوی از جانب ولی وقیه انتخاب می شوند و ساختاری کاملأ نمایشی و فرمایشی که در آخر شحص دیکتاتور در همه زمینه ها تصمیم می گیری و حرف آخر را می زند،
از نظر مبانی فکری هم کاملأ عقب افتاده با اندیشه طلبانیسم که هدفش صدور افکارش به دیگر نقاط دنیا به هر قیمتی که شده.
این چنین نظامی با چنین ساختاری و بافت فکری طی ٣٠ سال کارنامه نگین و سیاهی از خود بر جا گذاشته است، این نظام هم بر روی طلای سیاه خوابیده است ( نفت) وهم خود را تا بن دندان مسلح کرده تا بتواند بر روی مردم بی دفاع هر وقت که لازم شد اسلحه بکشد ، این است خشونت.
و اما کسانی که خواهان مبارزه مسالمت آمیز یا استحاله این نظام درنده و آدمخور هستند باید گفت شما طی این مدت ٣٠سال همیشه مدعی این سیاست بودید وقتش رسیده کارنامه خود را رو کنید که چه کردید،هر گاه مردم لب گشودند شما آنها را به مصالحه و گفتگو با این آدمخورها دعوت کردید،از زمانی که امثال بازرگان و سنجابی باب دیالوگ را با شاه باز کردند وخواهان سلطنت شاه شدند نه حکومت او تا زمان دولت موقت بازرگان که سیاست « گام به گام » او معرف و زبان زده همگان است و در آخر عمر از کرده خود پشیمان . و حال حاضرمردم را دعوت به مبارزه مسالمت آمیز می کنید، بدانید جنبش سبز شما را نخواهد بخشید ننگتان باد.
لب باز کنید و به جنبش سبز بگوئید مبارزه مسالمت آمیز یعنی چه وبا کی؟ مبارزه مسالمت وقتی معنا پیدا می کند که یک حکومت سکولار در رأس کار باشد و عده ای از مردم حاکمیت را مورد نقد قرار دهند(کشورهای اروپایی)
شما که خواهان مبارزه مسالمت هستید این حق شورش بر علیه دیکتاتور را که منشور جهانی حقوق بشر به جنبش سبز داده است زیر پا می گذارید .
جنبش سبز همچنان رودی خروشان در حرکت است و می رود تا در هم بکوبد طومار این نظام ضد انسانی را.
درود بر جنبش سبز پیروزی از آن شماست.
دوستان به این مثال توجه کنید:
هر روز صبح که می خواهیم با خودروی خود بریم سر کار، نمیاییم برای ده بیست کیلومتر رانندگی روغن ماشین را چک کنیم. باد لاستیک ها را چک کنیم. آب موتور و آب شیشه شور را چک کنیم.... من که حتی آینه های بغل را هم تمیز نمی کنم.
خب حالا می خواهیم یه مسافرت 1000 کیلومتری بریم. همه موارد بالا را چک می کنیم و اگه لازم بود حتی ماشین را می بریم برای یه سرویس کامل بعد راه می افتیم.
جنبش سبز که برای یک مسافرت کوتاه شروع شد، قراره یه مسافرت طولانی بره. ما نه تنها به فکر سرویس و آماده کردن ماشین متناسب این مسافرت نیستیم که داریم فرمان ماشین را هم می دیم دست کامنت گذارهای بی نام و عصبی از نوع "بالاترینی" آن!!!
کسانی از جنس چسمخ های بیسواد کمونیست کارگری بی مخ تر از انصار حزب الله.... که با ننه من غریبم بازی برای آزادی بیان و ژست دمکراتیک گرفتن میخوان همه چیز را بدون فکر و برنامه به گا بدن.
"چگونه" به خواست ملی انتخابات آزاد برسیم مساله امروز ماست
مساله جنبش استراتژی است. سازماندهی و تشکیلات است.
رهبری است.
دیپلماسی خارجی فعال است....
در برابر رژیم بیرحمی که ده ها ارگان و نیروی "سازماندهی" شده دارد، و درآمد باد آورده نفتی دارد برای خرید تجهیزات سرکوب و اجاره مزدور....؛ بالا و پایین کردن تعداد درخواست ها و چرتکه انداختن روی مفاد آن، سرگرم شدن به بازی یه قل دو قل بازی است. حالا زنانه یا مردانه آن فرقی ندارد.
ویدیو کلیپ نسبتا قدیمی از خانم مهشید امیر شاهی،
خوش بگذره،
Mahshid Amirshahi (charand-o parand)
http://www.youtube.com/watch?v=IYiM2zEpYVc&feature=related
درباره بیانیه 5 ماده ای عده ای از بانوان برای حل بحران
------------------------------------
مسابقه بیانیه راه حل نویسی
خب حالا که باید همه چیز به خوبی و خوشی تو بیانیه ها حل بشه، آقای احمدی نژاد هم قراره تا سه سال دیگه بیکاری را در ایران محو کنه و تمام خانه ها و زاغه های ایران را به "ویلا" تبدیل کنه.
در ضمن آقای احمدی نژاد از دست اندرکاران این بیانیه ۵ ماده ای که کاری به کار او ندارند تقدیر کرد و زیر بیانیه آن ها دستور فوری برای اجرا به ارگان های ذبربط داد.
"آقا" خامنه ای هم از دست اندرکاران این بیانیه ۵ ماده ای که کاری به کار او ندارند تقدیر کرد. ایشان فتوای ها لازمه را فوری صادر و ذیل بیانیه به شورای تشخیص مصلحت نظام ابلاغ فرمودند.
روزی آیندگان در کتاب های تاریخ خواهند خواند که چگونه با هوشمندی و ظرافتی که در یک بیانیه بکار گرفته شد، ایران به مترقی ترین کشور دنیا تبدیل شد. در این میان کشور سوئیس که تا سال ۱۹۷۲ در آن زنان حق رای نداشتند، از قاره اروپا به خاورمیانه عربی منتقل شد.
راهی بسیار طولانی را پشت سر گذاشته و راهی بسیار طولانی تر در پیش رو داریم، خیلی از دوستان میگویند که ما به تاریخ و فرهنگ خودمان یک بدهی تاریخی داشتیم، و باید این انقلاب رخ میداد و مردمان ما با اسلام ان طور که در ۱۴۰۰ سال پیش روی داد روبرو شوند تا به خود امده و به ریشه های تمدن گذشتگان خود رجوع کرده وان را احیا کنند، هرچند که این نوع نظر پردازی جذابیت های خاص خودش را دارد ولی فکر میکنم که ابراز این نوع تفکر چیزی به جز رفع مسولیت از روشنفکران و اندیشمندان و جامعه شناسان ما نبوده و نتیجه ان هم همین است که میبینید، سنگسار و اعدام و تحاوز و خرافات و چاه جمکران، دروغ و تزویر و نفاق و مال مردم خوری، فقر و فحشا و اعتیاد و رشوه و کلاه برداری، همین روشنفکران و تحصیل کردگان و نخبگان بودند که ساکت کنار خمینی نشستند و گذاشتند که مردم عکس اقا رو توی ماه ببینند و مجالی برای بختیار ها و مهشید امیرشاهی ها نگذاشتند.
هزینه ای که مردم ایران در این سی سال پرداختند و شرایط فرسوده فرهنگی و اقتصادی و فشار های دولتی بر روی نسل جوان سر انجامی چون ۱۶ اذر را به دنبال داشت و پس از ان عاشورا و پیش رو ۲۲ بهمن، دوستی المانی به شوخی پرسید شما ایرونیا چه تونه، هر بیست سی سال یه بار هوس شورش و قیام و انقلاب به سرتون میزنه، وقتی از دخالت و پشتیبانی کشورهای اروپائی از شرایط منطقه به خاطر منافع اقتصادی صحبت کردم همچین زیاد خوشش نیومد وقتی از یک طرف تهدید های دولت ایران علیه اسرائیل رو کنار پرتقال های جافای اسرائیلی تو بازار تهرون و پسته های رفسنجان تو تل اویو و خرید سلاح از اسرائیل گذاشتم باورش نشد.
نسل جوان ایران که بیش از ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهد نسلی است به ستوه امده، اینده اش بیکاری و گذشته اش سرکوب و تحقیر و شلاق، این نسل همه این حرفها را تجربه و اعلام حظور کرده است و با درایت و شجاعت خواهان حق و حقوق و برابری انسانهاست، این راهیست که پدران ما با جنبش مشروطه اغاز کردند و در انقلاب ۵۷ به بیراهه رفت و اکنون ادامه دارد و هیچگاه خاموش نخواهد شد، در کشور های پیشرفته هم این مبارزه به صورت دیگری مسیر خود را طی میکند.
دوستان نگران من، من هم متل شما نگران هستم.
ایا فکر میکنید که انهائی که راه را تا اینجا امده اند حاظر به تن دادن به جمهوری اسلامی شماره ۲ انهم به سبک خمینی و موسوی و کروبی شوند ؟؟؟
ویژه نامه نشریه سینمای آزاد همراه با قیام مردم ایران
cinemaye-azad.com
و
در راه سرنگونی کلیت نظام پوسیده جمهوری اسلامی
...
• تمجید سعید امامی از محسن مخملباف،نماینده ویژهی موسوی/کروبی، محبوب پارلمان اروپا و ...
گوش کن، آدمک!
پاسخی به مسعود بهنود
ایرج آذرین
• سینماگران سینمای جمهوری اسلامی همچنان به نظام مقدس وفا دارند
اسامی چند فیلم از 26فیلم سینمای ایران( ج. اسلامی )بیست و هشتمین جشنواره! فیلم فجر(زجر (
• اخنلاف جانشین بر حق مخملباف (ده نمکی ) با بازیگرحاضر در مراسم تنفیذ! ( شریفی نیا)
• وقتی سازنده جنایت مقدس برای حافظان نظام،بقای اصل ولایت، تلاشگران بازگشت به اندیشه مترقی امام راحل احترام عمیق قائل است!!
• بیانیه ده نمکی، اکبرعبدی، حجت الاسلام پناهیان
• در دار الخلافه اسلامی بازیگر سینمای جمهوری اسلامی بارحیم مشایی شام خصوصی صرف می کند!
اسفندیار رحیم مشایی با هدیه تهرانی دیدار کرد.
• سرمقاله سایت پیک نت- توده های اصیل- مبلغ سبز الهی ها
سالروز بازگشت امام به ایران
بابا این میو حرفهای بعضی از تلویزیونهای سلطنت طلب رو داره تکرار میکنه...................حرفهاشون هم بر اساس تئوری توطئه بنا شده, فرض را بر این قرار داده که رژیم در حال سقوطه و حالا خود رژیم حنبش سبز را علم کرده که با منحرف کردنِ جنبش آزادیخواهی مردم ایران , رژیم در حال سقوط را نجات بدهد !!؟؟ وقتی اصل را بر اشتباه و دروغ قرار دادیم ,خوب تمام استدلالهای ما هم حتمن غلطه !!......البته اگر معتقد باشه که این جنبش آزادیخواهان هست و این مردم هم که توی خیابانها راه افتاده اند توطئه خود رژیم نباشه!!؟؟
اما اگر ادامه تظاهرات خود جوش مردم ایران دلیلی بر سقوط رژیمه , پس باید نتیجه گرفت که رژیم سی ساله که در حال سقوطه, برای اینکه تا آنجائیکه من بیاد دارم از فردای 22 بهمن تا به امروز دائمن شاهد تظاهرات جسته و گریخته مردم بودیم,..........................................بعقیده من رژیم سرکوب رسمی را گذاشته برای موقعی که دیگر باطوم و لباس شخصی و ترور و انرژی هسته ای دیگر وافعن اثر نداشته باشه..........................به فیلم برهم زدن سخنرانی خاتمی نگاه کنید, یک عده ای که معلوم نبود ایرانی بودند, عراقی بودند و یا لبنانی بودند و یا مخلوطی از اینها رفتند براحتی جلسه آقا را بهم زدند, حتمن اینکار هم توطئه خود خاتمی بود!!یا اینکه میگید بدرک بهتر بود میکشتنش!!....... روز و شب مشغول تهمت زدن و بدنام کردن موسوی و کروبی و بقیه اصلاح طلبها هستند و عده ای هم با آنها به اسم اینکه اینها دشمنان اصلی هستند همصدا با رژیم شده اند که بعله رژیم در حال سقوطه گول نخورید و اشتباه سال 57 را تکرارنکنید, با عرض معذرت مطرح کردن این مسائل یعنی رنده باد رژیم جمهوری اسلامی و ما دوست داریم که وضع به همین صورتیکه امروز هست بماند , یعنی ایرانی را هیچ گوری راه ندهند و در فرودگاها به او به چشم تروریست نگاه کنند و اگر هم مقیم جائی شد همه با چشم تردید بهش نگاه کنند و خلاصه جهنمی باشد برای ایرانی داخل و خارج و اگر هم رفسنجانی ای و خاتمی ای و یا موسوی ای خواست چهره مردم ایران و نه رژیم را عوض کند به عنواع تهمنها و افتراها او را برانیم.......................
درخاتمه ممکنه بپرسم که سقوطه یک رژیم چند سال باید طول بکشد؟ و ما باید هر صدای آزادیخواهانه ای را به اسم اینکه رژیم در حال سقوطه و دستش نزنید خودش خشک میشه و میافته در نطفه خفه کنیم..........بارک الله وزارت اطلاعات خوب داری کار میکنی.......
همچنان امیدوار اما نگران بازی باخت-باخت-باخت
فکر کنم به میمنت جنبش سبز ما ایرانیان وارد دوران تازه ای از خردورزی سیاسی شده ایم. سیاه و سفید نمی بینیم و همدیگر را با وجود تفاوت ها و اختلافاتمان پذیرفته ایم یا داریم می پذیریم.
و اما نگرانی من از سناریوی باخت -باخت -باخت (حاکمیت -جنبش -کشور) است که نمی تواند برای ما یه گزینه باشد. در حالی که برای برخی جریانات این گزینه اصلی آن هاست. چرا که ماموریت آن ها از آن لحظه شروع می شود.
اگر جریانات افراطی داخل حاکمیت بخواهند کشور را به سمت فروپاشی و هرج و مرج بکشانند (که آرزوی برخی جریانات تجزیه طلب هم هست)، باید هوشمندی خود را در عرصه سیاست ورزی بکار گیریم.
مثلن چرا نمی خواهند با آمریکا رابطه رسمی برقرار شود؟ چون در این حالت عدم شفافیت و تحریم، خرید از کانال های غیر رسمی منافع بیشتری به جیب آن ها می ریزد. چرا جنگ را ادامه دادند چون از خریدهای نا شفاف نظامی سود های کلان به جیب می زدند. خوب این ها شریک خارجی هم دارند و آن ها هم بهشان خط لازم را برای بحران سازی می دهند.
طاووس خانم به اين شوهر نازنين بگين لطفا برام مگيلا رو ننويسه چون خداييش فردا اول صبحی بايد برم سر کار و زندگی. نميخوام وسوسه چواب نوشتن به سراغم بياد.خوابم میاد.
اما يه چيزی را بايد بنويسم. از جواب داريوش که به من که گفته خشن هستم بايد بگم که يه مدته متوجه چيز عجيبی شدم. فکر کنيد سی سال به دستور الله به آدم فحش بدن و توهین کنن و بگن نجسی و رباخوری و غیره و غیره و آدم هيچی نگه. يکهويی آدم به طرف همه فحشها را پس بده و بگه مرده شور خودت رو ببرن و الله ات رو و فورا همه بگن که چون بعد از سی سال طاقت نياوردی و جواب فحشها رو دادی پس خشن و تروريستی! مثل قصيه اسراييل. سی ساله خمينی و ملت حز ب الله فرياد ميزنند که اسراييل بايد از بين بره چون الله گفته. هر روز بچه مدرسه ايهای يه ملت اول صبجی سر صف روزشان را با آرزوی مرگ برای اسراييل شروع ميکنند. سی سال آخوندهای این ملت به فرمان الله با پول دادن به حماس و حزب الله بمبهای انتحاری در اسراییل منفجر میکنند و زن و بچه اسراییلی میکشند. سی سال این ملت مستقیم و غیر مستقیم دستشان به خون اسراییلیها آلوده میشه. احمدی نژاد که میگه اسراییل باید نابود بشه چپگراهای کشورهای غربی و اسلامی و خود ایران این جمله اش را هزار جور مثل قرآن تعبیر میکنند که بگن نه منظورش چیز دیگه ای بوده. از روسها میخوان براشون بمب اتم درست کنند و موشک میخرن و با غرور میگن که موشکها تا اسراییل هم میرسه. یهودیها چیزی نمیگن. آرزو نمیکنن که مرگ به سراغ خود این ملت فاشیست بیاد و با زلزله از بین برن تا نتونن دستور الله را برای کشتار یه ملت دیگه اجرا کنن. اسراییل چیزی نمیگه. میگه که اینها مسلمونند و خل و چل. بیسواد و جهان سومی و ازین بهتر سرشون نمیشه. عقلشان نمیرسه. ولی وقتی که دیگه معلوم میشه قصد استقاده از بمب اتم و به هم ریختن منطقه به دستور روسیه و کشتار مردم اسراییل به دستور الله را دارند اعلام میکنه که اگر آخوندهای ایران ازین تهدیدها دست برندارند برای دفاع از مردمش مراکز هسته ای این کشور را بمباران خواهند کرد. یکهویی تمام دنیا منجمله ایرانیان مسلمانی که سی ساله شاهد این تهدیدهای اسلامی بوده اند فریاد بر می آورند که بله اسراییل تروریست است و میخواهد چنین و چنان کند. نمیگویند که تقصیر خود ما و رهبرانمان است. انگار قدرت کشورهای اسلامی و نفت و بزرگی جمعیتشان موجب شده که انتظار داشته باشند هر توهینی که به هر کس میخواهند بکنند و در جواب هیچ نشنوند و هر کس جواب بهشون بده تروريست خطاب کنن.
میو خانم،
حرف شما را همیشه می فهمم. از پست آخر شما اما خیلی لذت بردم. از ته دل نوشته بودید. مطمئن هستم که زیتون خانم هم این را متوجه شده.
با بهترین آرزوها...
(ضمناً آن خبرهای بی بی سی را هم من گذاشتم، که می بیینید موقع پست خیلی عصبانی بودم!)
میو جان.تصحیح.کله ای که باهات کله بزنه رو نداره.
Meow.من زنِ حق نظرم.انقد این شوورم رو نغاما نده .میگه بهت بگم که کله ای باهات کله بزنه رو نداره چون مث اینکه کله دماوندی هستی.
از شوخی گذشته یک مغیلا برات جدی نوشته بودم اما متاسفانه بخاطر سهل انگاری دود شد رفت هوا.الان هم بخاطر سردرد شدید نمیتونم تمرکز کنم.باید یه چرت بزنم و دوباره بنویسم.
من توی دنيای عادی آدم خيلی هم آدم بی آزار و بی سروصدایی هستم. اگه يه روز هم شما رو توی خيابون ببينم احتمالا به انگلیسی میپرسم ببخشيد شما فارسی حرف ميزنيد؟ بعدش هم مثل يه آدمی که هزار ساله شما رو ميشناسه شروع ميکنم از ايران و خوبی مردمون گفتن و یاد خاطره های قدیم. که راست هم ميگم. واقعيتش اينه که من نه کاری به اسلام دارم و نه کاری به مليت و فرهنگ کسی. اما شما ديدين يه موقعی مادرها بدترين نفرينها را به بچه هاشون ميکنن و ميگن الهی خدا چنين و چنانت بکنه که درس نميخونی و به جای دکتر شدن تا آخر عمر ميشی حمال و بيسواد و بيکاره؟ مادره يه چيزايی ميدونه که اين سرکوفتها رو ميزنه. من هم وقتی میبینم مفت خوردها و دزدها و غارتگرا بعنی به اصطلاح سیزهای اسلامی میخوان دوباره با اسم دین و مذهب جریان حرکت مردم را به عوض کنند و جلوی تغییر کشور را به دموکراسی بگیرن و دوباره سی سال دیگر کشور را زیر یک حکومت مذهبی در زیر سایه کمونیستهای روسیه نگاه دارند متاسفانه آينده بدی را در پيش رو ميبينم. من هنوز يادم نميره که چطور مردم خوشحال بودن وقتی که رفسنجانی سالها پيش ميخواست رييس جمهور بشه و فکر ميکردن که ديگه آخر حکومت دين و مذهب رسيده ولی بعد ديدن که رو دست خوردن. دوره خاتمی هم دوباره رو دست خوردن. حالا فقط دارم حداقل به روشنفکرانی که اينها را ميخوانند يادآوری کنم که آن گندی را که با استفاده از دين و مذهب به اين کشور زده شد به ياد بيارن و دوباره گول نخورن. هر دینی حتی دین کمونیسم افیون (توده هاست) چون تبدیل به سیاست میشه. ولی هر دینی به طور شخصی حتی دین بت پرستی میتونه روح انسان را تعالی بده. شايد هم به قول شما بيشتر به خاطر خالی کردن احساسات درونی اينها را مينويسم. ولی ميشه به مادرا گفت که به بچه هاشون تشر نزنن و اشتباهات ديگران را برای عبرت بهشون يادآوری نکنن؟خيالتون هم راحت باشه تا حالا کسی با حرفهای من کس ديگری را نکشته. اين سی سال با حرفهای خوب و زيبا و عرفانی و الهی و معنوی بود که سر بريدند و کشتار کردن و غارت کردن. کاش خمينی هم قبل از آمدنش به جای حرفهای خوب و دم از آزادی زدن راست ميگفت و اعلام ميکرد که قرار است بدهد هر کس را که از اسلام پيروي نکند اعدام کند و بدهد حتی به دختران مسلمان اين کشور تجاوز کنند. من هيچ قدرتی برای نجات کسی ندارم. چرا نبايد حداقل اجازه داشته باشم احساساتم را در مورد آنچه که ميبينم و اشتباهاتی که درک ميکنم بيان کنم؟
بدبختی اينه که هر کسی هم منظور آدم را طور ديگه ای درک ميکنه.
این میو جان عزیز و لذیذ و گرامی خیلی خشنه،
میو جان، به نظر میاد ادم خیلی افراطی باشی، البته دوست ندارم این رو به مذهبی که داری بچسبونم، ولی اینطوری هم درست نیست که پا برهنه بپری وسط و با چوب به جون ادما بیفتی و فکر کنی که چون داد میزنی،، پس حق داری،، این متد رو هم یک زمانی المانی های نازی با یهودی های المان انجام دادن و فکر نمیکنم با انگشت اتهام به سوی تر و خشک به نتیجه مثبتی برسی.
دوست عزیز اگه میخواهی خودت رو خالی کنی راهکار های بهتری رو میتونم بهت پیشنهاد کنم، وگرنه همه ما انسانیم و مال من از مال تو بزرگتره، به نظر من تفکری بچه گانه است، بنا بر این تور خدا این مذهبتون رو به رخ ما نکشین، مسلمونشو دیدیم، یهودیش رو دیدیم، مسیحیش رو دیدیم، کمونیستش رو هم دیدیم.
یه چیزائی راجع به کرباس میگفتن و سرو تهش که الان دقیقا یادم نیست.
به هرحال دوست عزیز هرکجا مذهب در سیاست دخالت کرد نتیجه همین است که میبینی فرق هم نمیکند چه مذهبی.
در دنیا ما فقط دو نوع قانون داریم، قانون عادلانه، و قانون غیر عادلانه، و این قوانین هستند که میتوانند فرهنگی را احیا کنند و یا به ابتذال بکشانند، با کمال تاسف با وجود قوانین موجود، جامعه ایرانیان، که از زبانها و ادیان و اقوام متنوعی تشکیل شده به جای استفاده از این موهبت خدائی چیزی به جز، تفرقه و بی اعتمادی، خشونت و سرکوب، وتوهین و بی احترامی به یکدیگر، از خود برجای نگداشته.
با کمال تاسف شما نیز به نوعی به این مسئله دامن میزنید.
امیدوارم از سخنانم دلگیر نشی.
۲ یا ۳ سال پیش که در ایران بودم در یک مهمونی دعوت شدم که تعداد زیادی از گویندگان رادیو هم اونجا حضور داشتن. خانومها بدون استثنا همشون با مینی ژوب و آقایون هم همشون عرق خور. البته خانومها هم دست به عرق خوریشون بد نبود . اینکه دیگه چه رقصی میکردن و چه حرفا که میزدند و چه جوکها در مورد رهبر میگفتن بماند.
ولی فردا که رادیو رو روشن کردم همون آقایون و خانومهای که دیگه با صداشون هم تا حدی آشنا شده بودم یک رهبر انقلاب میگفتن، ۱۰ تا رهبر انقلاب از دهنشون میافتاد .
خلاصه حالم از هر چی رادیو و تزویر و دروغ بود واقعا بهم خورد.
قدیما میگفتن اسم سگ و که میاریْ چوب دست بگیر.میترسمْ اسم این الاغ را آوردم؛سر و کله اش پیدا بشه.متاسفانه هنوز زنده است.روی (کریم در سایت بهنود)در کامنت ۳۶ کلیک کنید و خدا را شکر کنید که مدتی اینجا پیداش نیست.آخرش من این×٪،٬!را؛کاری میکنم تا از کانادا اخراجش کنن.
ميرزا جان چرا مادر شوهر نازنين منو نفرين ميکنی؟ طفلکی که کاری با شما نکرده. خیلی هم آدم خوبیه. شيون هم نکش. زشته. مگه شما زنی؟
حرف حق را ميخواهيد چطوری بزنم؟ همه اش که نميشه به هر ديوانه ای با دوستی و مهربانی حرف زد. فردا فکر ميکنه که واقعا کارش درسته که همه باهاش اينطوری خوب حرف ميزنند. اين طرز استفاده من هم از کلمات اگر اشتباه باشه به هر حال زيانی است که سی ساله از زبان مردم این کشور شنیده ام. میترسم اگر با زبانی غیر زبان ملت مسلمان حرف بزنم حرفم را نفهمند. عباراتی مثل غده چرکین سرطانی و آرزوی نابودی يک کشور را کردن و مرگ بر این و آن گفتن و نجس شمردن دیگران را از خودشان سالهاست که شنيده ام. خوب به چه زبانی بگم که اين نفرتهاي و نفرینهای و دروغهایی که اسلام ياد ميده نفرينش به خودشان هم برگشته و برای بهتر شدن اوضاع باید ازین عقاید فاشیستی دست بردارند؟ نمیشه یه ملتی که طبق فرهنگ و عقایدش ظلم و دزدی و غارت و دروغ و کشتار دیگر ملتها را درست بدونه انتظار داشته باشه بعد از انقلاب بعدی به دموکراسی برسه. دوره شاه مثلا مردم آزادی و دموکراسی ميخواستند ولی چون فرهنگی به جز فرهنگ اسلامی نمي شناختند و در اسلام هم دموکراسی معنايی نداره کشور را به اين فساد و بدبختی سوق دادند و ما رو هم آواره کردند. تنها آزادی هم که بدست آوردن آزادی تجاوز به دختر بچه های کوجک ۹ ساله به اسم ازدواج شرعی و اسلامی بود. کی شاه همچینن آزادی به این مردم میداد که حقوق انسانی یک دختر بچه را پایمال بکنند؟ تا مردم شعورشان را درست نکنند که آش همين آش هست و کاسه همين کاسه شکسته.
راستی فکر نمیکنید که بهتر باشه از یه اسم دیگه ای استفاده بکنيد؟ شما مقالات و بعضی خاطرات بامزه توی يک مجله نمينويسی؟ در يک کتاب انگليسی هم یه چيزهايی در مورد اين اسم خوندم. البته ممکنه شما شخص دیگه ای باشید. معمولا در بلاگها کسی از اسمهای واقعی خودشان استفاده نميکنه که بهتر هم هست استفاده نشه. اگر شما همان شخص هستيد که من خيلی از نوشته های شما خوشم مياد مخصوصا اوني که در مورد ازدواجهای اين دروه و مقایسه اش با ازدواجهای چند هزار سال پیش نوشته بودین.
برای خنده.
hatman bebinid,,,,kheily bahale
http://www.youtube.com/watch?v=niOHVIuZz2k
پاسخی کوتاه به یک پرسش:
..این پرسش جدی را مطرح کرده است که آیا تلاشی برای حذف نیروهای سکولار – دموکرات و جریاناتی که یک حکومت مذهبی نمی خواهند از «جنبش سبز» شروع شده است؟
.
ببینید دوستان گذشت زمان رهبری با حکم رسمی و داشتن پست در هرم سازمانی. امروزه حتی در شرکت ها و سازمان های انتفاعی هم رهبریت با اثر گذاری فرد می آید تا جایگاه سازمانی وی. یعنی یک فرد می تواند مدیر و یا دایرکتور خود را رهبری کند و به دنبال خود بکشاند. عصر عصر رقابت است و دانش!
اگر نگاهی به سه لایه فعلی سازماندهی و تشکیلات جنبش سبز بیندازیم:
http://doust114.persianblog.ir/post/187
می بینیم که احزاب و جریانات فکری سیاسی می توانند با تکثیر هسته ها و گسترش شبکه ها وزن خود را در لایه سوم زیاد کنند، در لایه وسط با جریانات همفکر ائتلاف تشکیل دهند، و در لایه اول برای قرار گرفتن در رهبریت جنبش رقابت کنند. بنابراین هرچه در لایه های سوم و دوم بیشتر و بهتر فعال باشند، در لایه اول اثرگذارتر هستند.
پ.ن. آیا زمان آن نرسیده که آن عده ای که در این سی سال فقط یاد گرفته اند آرزوهای شیک و مامانی لیست کنند، اندکی بردانش "چگونه رسیدن" به آرزوهای خود بیافزایند؟
بازتاب بین المللی حضور عضو حزب الله لبنان در صحنه ترور
www.iranglobal.info
پس از چند روز از اینکه حضور یکی از اعضای حزب الله لبنان در صحنه ترور دکترعلی محمدی با استناد به تصاویر مطرح شد، این حضور بازتاب بین المللی یافته است.
====
سهمی از سیبهای سبز
ماندانا زندیان
www.iran-emrooz.com
«دوستان من کجا هستند؟
روزهاشان پرتقالی باد!»
سهراب سپهری
...
ما در هیچ انسانی ذوب نمیشویم و تصویر هیچ انسانی را در ماه نمیبینیم. ما هر روز خود را و همراهانمان را نقد میکنیم و مخالفان خود را چالشگران- و نه دشمنان- خود میدانیم.
ما به دنبال هیچ فردی نرفتهایم و سی سال یا سیصد سال دیگر هم از این همه وارستگی پشیمان نخواهیم شد. ما- ما ایرانیان- به گفتۀ دوستی از ایران «سبز شدهایم چون خواستیم از سیاهی رد شویم.»
ما در این راه هیچ مصالحهای را بر باورهای اصولی خود نمیپذیریم- چنان که انقلابیون سال پنجاه و هفت بعد از چهاردهه کشاکش پوشش اسلامی را بر زن ایرانی روا دانستند.
شعارهای ما در دستهای ما شکل میگیرند و با اندیشۀ ما اصلاح میشوند، هیچ کس هیچ چیز را از بالا به ما تحمیل نمیکند.
ما بیشماریم...
====
بیانیه های «خروج از بحران» و «جلوگیری از خشونت»؟!
www.newsecularism.com
بهرام رحمانی
با رادیکال شده مبارزات مردم و خواست هایشان، طرفداران و سران جناح اصلاح طلب حکومتی (حرکت سبز اسلامی)، یکی پس از دیگری بیانیه صادر کرده اند و در مورد رادیکال شدن مبارزه مردم به جناح حاکم هشدار داده اند که برای نجات حکومت، هر چه زودتر پیشنهادات آن ها را بپذیرد. روشنفکران و فعالین سیاسی گرایشات رنگارنگ لیبرالی نیز این بیانیه ها را آن چنان با تعریف و تمجید تحلیل کرده اند که حتا نویسندگان مذهبی این بیانیه ها نیز انگشت به دهان می مانند. چرا که از موسوی و کروبی و خاتمی گرفته تا گنجی، سروش، بازرگان، مهاجرانی و... همگی به سر اسلام و حکومت اسلامی و ولایت فقیه قسم می خورند اما لیبرال های ما، خود را به ندیدن و نشنیدن می زنند و برای آن ها سیاست های آزادی خواهانه، سکولار و دمکراتیک می تراشند و به این ترتیب، با بزک کردن چهره مذهبیون طرفدار حکومت اسلامی، چهره و موقعیت خود را خراب می کنند. این موضع گیری ها نشان می دهد که اگر سکولاریسم این آقایان و خانم های لیبرال، کمی خراش داده شود سیاست های عقب مانده و مذهب گونه شان بیرون می زند.
هر خری امد و مسلمان شد !؟
شعر از هادی خرسندی
کیر هرچه خره بکوس ننه هادی خرسندی
کمونیست
هر خری امد و مسلمان شد !؟
شعر از هادی خرسندی
کیر هرچه خره بکوس ننه هادی خرسندی
کمونیست
خانه از پای بست ویران شد
هر خری آمد و مسلمان شد
هر سری با دومتر عمامه
دیو گردید و قاتل جان شد
با شقاوت شدند هم پیمان
درد و رنجی نصیب ایران شد
آتشی در گرفت در خانه
چهره کودکان چو پیران شد
چشمها کور و چشمه ها خشکید
مردن مرد و زن چه آسان شد
ملک ایران چو مخزن باروت
میشود گفت همچو لبنان شد
از کجا آمد این همه ملا
خر در ایران چرا فراوان شد
همتی ای عزیز هموطنم
عمر دجاله رو به پایان شد
Meow.به اِمت حالا یه شیون میکشم صداش هفت تا خونه بره.خاب بس.چرا مثِ صَبیا خانوم شوطه بازی ازت سر میزنه.ننهء شوورت بمیره که خوبه با تو کله بزنه.ایشالا اون که کامپیوترو ساخت زیرِ ماشین بره که هر وقت کامنتای تورو میخونم دیوونه و شوریده میشم و میخوام یه شیشه قرص بخورم و بخابم.خاب یه کم از این پیمانک یاد بگیر که معلومه همدونیه و خیلی بنچهء چنیمیه نه به کسی فُش میده نه مثِ تو آتیش بپا میکنه.
اکثر هم کلاسیهای من در آن زمان وحتی بعد ها در دورۀ سربازی از جهود، کلیمی ویهودی تصور دیگری داشتند وبرایشان تفهیم نشده بود که این ملت همان قوم بنی اسرائیل هستند که در قرآن به کرات از آنان نام برده شده. به جرات میتوانم بگویم که هیچ کدام از هم دوره ایهای من در طول زندگی ام در ایران نمیدانستند که قوانین یهودی چیست ،به هیج وجه اطلاع نداشتند قوانین کشروت که یهودیان در مورد تهیۀ غذا از آن پیروی میکنند در هیچ دین وآئینی وجود ندارد. آنان نمیدانستند تهمت ابلهانۀ خون در فطیر کردن به ملتی میزنند که حتی یک لکۀ خون در تخم مرغ آن را برایشان حرام میکند، کمتر غیر یهودی بود که آگاهی داشت که یهودیان پس از معاینۀ حیوانات حلال گوشت ومطمئن شدن از آنکه حیوان مریض نباشد ویا زخمی بر روی بدنش وجود نداشته باشد وکاملاً سالم باشد او را توسط افراد صلاحیت دار ذبح میکنند وپس از آن مرحلۀ دوم اینکه داخل بدن حیوان را معاینه کرده ودر صورت سالم بودن در مرحلۀ سوم گوشت رااز رگ وپی پاک کرده و در نمک میگذارند تا تمام خون از گوشت بیرون آید و بعد از تمام این مراحل است که گوشت برای یهودی قابل مصرف است. حساسیت یهودیان به نوع غذا وکاشر بودن آن به حدی است که در دوران گذشته در شهرهای ایران وقتی یهودیان برای در امان بودن وزنده ماندن مجبور به تغیر مذهب میشدند اولین امتحانی که از آنان میشد آن بود که به آنان گوشت غیر کاشر میدادند تا بخورند حتی آنان را مجبور میکردند که این نوع گوشت را با ماست ولبنیات آغشته کنند چرا که در قانون یهود خوردن گوشت با لبنیات حرام میباشد. علا رغم اینکه مواد غذایی کاشر بخصوص گوشت به علت معاینات مختلف و طرز تهیه به قیمت گرانتری در بازار عرضه میشود طبق آمار رسمی در آمریکا تعداد کثیری از مسلمانان از مواد غذایی کاشر استفاده میکنند. وقتی مسلمانان در فروشگاها میبینند که مصا ( نان فطیر ) چیست و در جریان تهیۀ مواد غذایی ایام موعد پسح ( عید فطیر ) هستند، مسلماً تهمت های شرم آوری را که به یهودیان توسط یک عده نادان زده میشود را قبول ندارند وحتی برایشان مسخره بنظر میرسد، ولی همین تهمت که امروزه مسخره به نظر میرسد هنوز در ایران توسط عده ای ابله باور میشود و هزاران یهودی را در گذشته به کشتن داده و بهانه ای بوده که دوره به دوره نه فقط در ایران بلکه در اروپا یهودیان را قتل عام کنند تا آنجا که یکی از وزرای کشور سوریه کتاب فطیر یهود را مینویسد که جلد آن مزین به نقاشی از دو یهودی است که در حال سر بریدن یک مسلمان هستند تا خون او را در فطیر کنند، داستانی که در نهایت بی شرمی ساخته وپرداخته شده و دنباله همان دسیسه ای است که روسها در سالهای 1900 در اوایل جنگ جهانی اول منتشر کردند تا بتوانند یهودیان را آزار و اذیت کرده و بکشند و بهانه ای بود که در اسپانیا پس از کشتار عده ای از یهودیان آنان را مجبور به عوض کردن دین یا خروج از کشورکنند (درصدی از یهودیان کاشان ایران از همین مهاجرین اسپانیا هستند) ولی با این تفاوت که نقش بچه مسلمان را در این کشورها بچه مسیحی بازی میکرد.
دل تنگم هوای يار داره
ز زشتی پُر غمه، زنگار داره
بيا زيتون به ميدون، پای كوبون
كه ميل رقص اون عيّار داره
زیتون خوبم
دود از کنده بلند می شه. من و تو آذر عزیز میدون رو خالی نکردیم. جوونایی مثل شبح طاقتشون کم بود و به قول تو کرکره رو کشیدن پایین. ولی خوب امیدوارم این جنبش، دوباره همه رو به جنبش دربیاره :)
مهرداد درویش پور و حسن ماسالی در باره وچگونگی پشتيبانی سکولار ها از جنبش سبز ایران/ سه شنبه ساعت 21
www.iranglobal.info
اتاق فرهنگ گفتگو : پس از انتشار بیانیه بیانیه 17 آقای موسوی بتاریخ 11 دی ماه ؛ دو بیانیه پشتیبانی یکی از سوی تعدادی از روشنفکران در دفاع از بیانیه 17 و دیگری از سوی گروهی از فعالان سیاسی خارج از کشور در نقد بیانیه انتشار یافته است.
=====
حتی اگر ما اقليت باشيم!
www.newsecularism.com
شکوه ميرزادگی
بيشتر زنان و مردان مذهبی ِ اهل سياست، به شکل های مختلف، می خواهند بگويند که هر کس حکومت مذهبی را نمی پذيرد، (يعنی حکومت مذهب ما را قبول ندارد) اصلاً آدم نيست. آيت الله ها و حجت الاسلام ها و امام جمعه هاشان بارها و بارها بر منبر فرياد می کنند که: «آنها که دين ندارند آدم نيستند» يا «اين ها حشره اند»، و خودشان هم با کلماتی پيچيده تر مطرح می کنند که: «چون اکثريت مردم ما دين باورند بايد حکومتی مذهبی داشته باشند». و اقليت هم که اصلاً جزو مردم به حساب نمی آيد «غلط زيادی می کند» و بهتر است برود و بميرد...
=====
www.gozareshgar.com
گزارش دومین نشست خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در سنندج / تصویری
....
علی دروازه غاری: "آقای گنجی، آن گنجی که یافت می نشود، آنم آرزوست."
مهرداد درویش پور و حسن ماسالی در باره وچگونگی پشتيبانی سکولار ها از جنبش سبز ایران/ سه شنبه ساعت 21
www.iranglobal.info
اتاق فرهنگ گفتگو : پس از انتشار بیانیه بیانیه 17 آقای موسوی بتاریخ 11 دی ماه ؛ دو بیانیه پشتیبانی یکی از سوی تعدادی از روشنفکران در دفاع از بیانیه 17 و دیگری از سوی گروهی از فعالان سیاسی خارج از کشور در نقد بیانیه انتشار یافته است.
=====
حتی اگر ما اقليت باشيم!
www.newsecularism.com
شکوه ميرزادگی
بيشتر زنان و مردان مذهبی ِ اهل سياست، به شکل های مختلف، می خواهند بگويند که هر کس حکومت مذهبی را نمی پذيرد، (يعنی حکومت مذهب ما را قبول ندارد) اصلاً آدم نيست. آيت الله ها و حجت الاسلام ها و امام جمعه هاشان بارها و بارها بر منبر فرياد می کنند که: «آنها که دين ندارند آدم نيستند» يا «اين ها حشره اند»، و خودشان هم با کلماتی پيچيده تر مطرح می کنند که: «چون اکثريت مردم ما دين باورند بايد حکومتی مذهبی داشته باشند». و اقليت هم که اصلاً جزو مردم به حساب نمی آيد «غلط زيادی می کند» و بهتر است برود و بميرد...
=====
www.gozareshgar.com
گزارش دومین نشست خانواده زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در سنندج / تصویری
....
علی دروازه غاری: "آقای گنجی، آن گنجی که یافت می نشود، آنم آرزوست."
وای ی ی ی...:)) رهگذر ثانی عزیز
سلام دوست عزیز و گل قدیمی. پیدا شدن دوباره شما در این حوالی یکی از بهترین اتفاقات این روزهای منه.
(میدونید چقدر دنبالتون گشتم؟)
خیلی جالبه بدونید که دیشب این بیانیه رو خوندم و دنبال اسمی بودم که کلمه ثانی توش باشه:)
دنبال اسم آذر عزیز هم بودم... میدونم اگه این بیانیه به دستش رسیده بود جزء اولین امضا کنندهها بود.
رهگذر ثانی عزیز حتما باید با ولگرد و آذر فخر دو دوست هنرمند و خوبم آشنا بشید و همینطور با دوستان دیگری که همیشه و در هر حال به ما امیدواری میدن برای ادامه زندگی...
میبینید خیلی از بلاگرهای قدمی کرکره وبلاگشون رو کشیدن پایین و جاشون خیلی خالیه.
۱)
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100117_u04_khuzestan_quake.shtml
در خبرها آمده که در خوزستان زلزله شده و ۱۵۰ خانه خراب شده اند. خیلی دلم گرفت. زلزلۀ هائیتی بیش از ۵۰ هزار کشته داده و چند صد هزار نفر را بی خانمان کرده. به دوستانم گفتم که اگر در تهران یک زلزلۀ ۷ ریشتری بیاید چه می شود؟ آیا این حکومت لعنتی برای چنین خطری چه کرده؟ چرا این همه اضافه درآمد نفت را به جای خرج کردن در راه ترور و رؤیای بمب اتم، خرج آماده سازی این بزرگشهر ۱۳ میلیون نفری نکردند؟ ژاپنی ها سالها پیش با مطالعه و بهبود وضع معماریشان، توانستند خطرات زلزله را به نزدیک صفر کاهش بدهند. آیا در ایران جز بلوای قضیۀ حقوق یک اختراع چه کاری انجام شده؟
۲) آقای سعید مرتضوی اعلام کرده اند که ایشان در اوج آن بحبوحۀ وقایع، که همۀ دنیا از پای تلویزیون تکان نمی خوردند، که تیتر همۀ روزنامه های دنیا اخبار ایران بود، که یو تیوب شده بود تهران، که همۀ خیابانها را جمعیت میلیونی سبزرنگ پر کرده بودند... ایشان در مرخصی بوده اند! خودتان بخوانید. (این موضوع جان می دهد برای نثر و طنز هوشمند زیتون خانم!)
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100117_l01_mortazavi_kahrizak.shtml
هودم و ساير دوستان عزيزم ... چقدر دوست داشتنی و زيباست رعايت حق ديگران و با این احترام چه خوب ميشود به تفاهم رسيد و کنار هم بود نه مقابل هم . از همه ممنونم مخصوصا از حودم عزيزم ...ضمنا گاهی فکر ميکنم اگر اين حکومت انهمه های متبحر و با تجربه چه انان که در ایران بودند و چه ان جوانان تحصیل کرده ای که برای خدمت به کشور زندگی و رفاه را گراشتند و به ایران امدندو بجرم ایده های مختلف سیاسی اعدام شدند میتوانستند انرزی یزرگی باشند برای گرداندن چرخ سیاسی و اجتماعی و پیشرفت کشور عزیزمان ... در نتیجه نه زیتون گله داشت از برنامه های بی محتوا و نه کارگردان و نویسنده مجلور ب.دند با دست و پای بسته با سانسور برنامه بسازند و نه فتل های زنجیره ای که هنوز هم ادامه دارد پاداش مغزهای اینده ساز را مثل مسعود علیمحدی میداد . وو بس است .. انقلاب یکبار و برای همیشه بما نتیجه اش را نشان داد . این بار تغییر را سزاواریم نه انقلابی دیگر را ....
من خودم رو مسلمون نمی دونم و از طرفی هم، بخاطر شرایطی که افرادی با ادعای مسلمونی فراهم کردند مجبور به ترک وطنم شدم ولی برای این مسئله از همه اونهایی که خودشون رو مسلمون میدونن متنفر نیستم چون آدمهاي خوب میون مسلمون ها دیدم.
من هم در برلین از برخورد با آلمانهای نئو نازيست بخود لرزيدم ولی همه آلمانی ها رو آدمهای فاشیست نمی دونم چون دوستان خوبی میون اونها پیدا کردم.
من هم از دیدن عملکرد گروه های افراطی در اسراییل و فلسطین بر علیه یکديگر برآشفته میشم ولی از هر دو طرف آدمهایی رو ميشناسم که برای کسب تفاهم فعالیت میکنند. پزشکان فلسطینی و يهودی که در انجمن پزشکان بدون مرز در کنار هم و تحت شرایط سخت تلاش میکنند.
من هم به دفعات از مردم وطنم مایوس شدم ولی هیچگاه یاس ام به نفرت تبدیل نشد تا جایی که آرزو کنم که یه زلزله تو ایران بياد که همشون نابود بشن! و بدون در نظر گرفتن عاقبت کار، از اين خوشحالم که عملکرد نسل جوان مملکتم برای اعتراضشون بر علیيه خفقان، تحسین آدمها در دیگر کشورها را در پی داشته.
به نظر من کامنت ۱۵ اگر نا آگاهانه و بدون تامل نوشته شده باشه غم انگیز و تاسف باره ولی اگر آگاهانه و هدفمند باشه هراس انگيزه! من از خوندن چنین کامنت هایی احساس خوبي ندارم
دوستان،
ایران بی شک طیف وسیعی از مردمان گوناگون با عقاید گوناگون دارد، از روشنفکران طراز اول و جهان وطن گرفته تا معصبین تنگ نظر. از روی لباس و طبقه هم نمی شود آنها را قضاوت کرد. من خودم در ایران حداقل با دو آخوند برخورد کردم که از برخی از روشنفکرنماها خیلی انسان تر بودند و بازتر فکر می کردند. همۀ آدمها را نباید با یک چوب راند.
اشتباه مردم ایران در سال ۱۳۵۷ اشتباهی تاریخی بود. یکی از دلایل عدم اعتراض وسیع ایرانی ها در طی ۳۰ سال گذشته احساس گناه شدید و ترسی درونی شده از این بوده که هر حرکت بزرگ دیگری به مثابه تکرار همان اشتباه سال ۵۷ خواهد بود. آثار آن را در موضع گیری های جنبش سبز می بینیم، که فکر می کنم نتیجۀ خوبی بوده.
انقلاب چیز خوبی نیست. همه چیز را شلوغ می کند و نتیجه ای جز اشتباه های عمده به جا نمی گذارد. مثل این است که سر یک آدم را بخواهند با تبر اصلاح کنند! در عوض، اگر پله پله قدم بردارند، حتی اگر بیشتر طول بکشد، نتیجۀ بهتری می دهد. فراموش نکنید که در مورد آدمها حرف می زنیم و نه یک مزرع یا یک گله گاو و گوسفند. (توضیح: البته ادعای آن اقا در مشهد کاملاً در خور تظاهرات حکومتی می شود!)
حرکتی اصلاح طلبانه در این سطح تنها در صورتی موفق است که مردم به درجه ای رسیده باشند که کلی نگری نکنند، که هر انسانی را به عنوان یک انسان و بر اساس خصوصیات و فضایل فردی خودش بشناسند. این یکی از دلایل مهمی است که ریشه کن کردن آنتی سمیتیزم یا همان یهودی-ستیزی از تمامی شئون فرهنگ ایران یکی از ضرورت ها و نشانه های سلامت جنبش سبز است. نه فقط آنتی سمیتیزم، بلکه هرگونه ضدیت های مذهبی علیه سنی یا بهایی یا شیعه یا مسیحی یا لائیک و منکر و غیره، و نیز تبعیض های قومی از قبیل ترک و اصفهانی و کرد و نظیر آن، باید از بین برود تا مردم بتوانند با هم اتحاد واقعی پیدا بکنند. تفاوت های قومی و ایدئولوژیک همیشه هست و خواهند بود، اما تبدیل آنها به تضاد یکی از حیله های شیادان نفاق افکن است.
این ترفند همان چیزی است که ۳۰ سال است اتفاق افتاده و تا موقعی که کاملاً در فرهنگ ایرانی از بین نرود، کشور ایران نمی تواند به دمکراسی واقعی برسد. (من فکر می کنم که بر خلاف حکومت، خود مردم به این درجه از پختگی در درون نزدیک شده اند، اما هنوز کاملاً ابراز نشده.) آخر ((محارب)) یعنی چه؟ مردم حرف می زنند، می نویسند، با اسلحه که نیامده اند به ((حرب)) شما!؟ (این قضیۀ محارب بازی و توطئۀ اعدام یکی از آزمونهای سخت جنبش سبز است که اگر از آن با موفقیت عبور کند، احتمال دمکراسی در ایران را بسیار بالا می برد.)
این را هم بگویم که خیلی ها در آن شرایط ایران را ترک کردند، و خیلی ها هم بعد از چند سال طاقتشان تمام شد و آمدند. علیرغم ادعاهای رایج، اغلبشان چیزی با خودشان نیاوردند و زندگیشان را از صفر شروع کردند. کسی را می شناختم که مدتی در شهر ما برای یک زندگی عادی سه شیفت کار می کرد. اما همین آدم هرگز به ایران بر نمی گشت. او هرگز آزادی اش را با ((هوای وطن)) معاوضه نمی کرد. در عین حال، همۀ کسانی که می شناسم دلتنگی برای کشوری که در آن بزرگ شده بوده اند دارند و بچه هایشان را با فرهنگ ایرانی بزرگ کرده اند.
ضمناً از خبر تحریم جشنوارۀ فجر از سوی آقای عزت الله انتظامی و چند تن دیگر خیلی خوشحال شدم. کاملاَ مشخص است که علیرغم خفقان، هنرمندان واقعی آزادگی و شهامتشان را از دست نداده اند.
با بهترین آرزوها...
خاطراتی که من شخصن از راننده های تاکسی دارم مربوط به رژیم گذشته است, متاسفانه خیلی از ساواکیها راننده تاکسی بودند و یا ماموریت داشتن با تاکسی کار کنند, حتا یک دفعه هم که سه نفری در یک تاکسی مشغول بحث ملایم سیاسی بودیم , یارو رانندهه میکروفون را از زیر داشبرد در آورد, از آن میکروفونهائی که در ماشینهای پلیس است و باهاش با مرکز تماس میگیرند و چیزی گفت مثل اینکه ّ پرونده رو بگذارید روی میز من الان میام ّ , و از اینجا ببعد بود که ما خفه خون گرفتیم, شاید هم مخصوصن اینکارو کرد که ما خفه خون بگیریم.
خلاصه مراقب رانندهای تاکسی باشید, این البته در بین این قشر آدمهای درست و زحمت کشی هم هستند, ولی احتیاط بد نیست.....
خداييش يکی از علتهايی که من ايران را به همراه بقيه شغالان و کرکسهای صهيونيست ترک کردم همين برنامه های فاشيستی تلويزيون بود که بوسيله کارگردانان به اصطلاح روشنفکر مسلمان درست ميشه. ديدم ايران به دست مسلمانها تبديل به چنان لجنگاهی شده که تا صدها سال ديگر هم اميدی به آبادی مغزهای شستشو شده مردمش نيست.اينقدر حرص ميخوردم که همه اش ملت مسلمان اعتراض ميکردن که بله حکومت به ما ظلم ميکند وچنين و چنان ميکند ولی از طرف ديگر خودشان مثل بقیه مسلمانان دنیا به خاطر حرص و طمع برای رسيدن به پول و ثروت بيشتر به هر رفتار فاشيستی و کثيف اسلامی که حکومت اسلام ازشون میخواد تن در میدادند. مگر این کارگردانان فیلمها و برنامه های تلویزیونی که در هر فیلمی یه شخصیت آشغال را یهودی نشان میدهند جزو مردم ایران نیستند؟ نمیشه گفت که همه بدیها کار حکومته.حکومت که فقط چند تا آدم ریشو نیستند. بدون این کارگردانهایی که افکار نژادپرستانه و برتری طلبانه اسلامی دارند و ۷۰ ملیون مسلمانی که پیرو یک عرب قاتل و غارتگر و جنگجو و بچه باز ضد یهودی به نام محمد هستند و سی ساله حکومت را کمک میکنند هیچ فردی نمیتونه این همه قدرت داشته باشه. مسلمانهای ایران هم اعتراضشان به ظالم بودن حکومت نیست بلکه اعتراضشان این است که چرا حکومتی که فقط باید با یهودیهای ایرانی و دیگر مذاهب بد باشه با مسلمانها هم بده. قانون دنیا اینه که آنهایی که با شیطان همکاری میکنند خودشان هم بالاخره قربانی شیطان میشن. وقتی اول انقلاب مردم دیدن که خمینی دم از نابودی اسراییل میزنه خوشحال شدن چون این عقیده فاشیستی دقیقا مثل بقیه عقاید مردم مسلمان ایران بود. وقتی دیدن داره خود مسلمانها را از بین میبره و دخترانشان را میفرسته دوبی اونوقت صداشون در اومد.
متاسفانه مسلمانهایی هم که از ایران فرار کردن و برای نجات خودشان از دست شیشه نوشابه های اسلامی به کشورهای غربی که به همت یهودیها به دموکراسی رسیدن اومدن یکی از اولین کارهاشون ادامه عقاید و رفتارهای ضد یهودی وضد اسراییلیه که در ایران باهاش بزرگ شدن. البته به جای مستقیما بد گفتن به یهودیها در مورد اسراییل دروغهای نوع کمونیستی و نوع جمهوری اسلامی درست میکنند و اشاعه میدن. مردم آلمان به علت اینکه خودشان آدمهای فاشیستی بودن و غیر آریاییها را جزو نژادهای پست تر میدونستن و یهودیها را چون مسیحی نبودن لایق کشتار میدونستن با هیتلر همکاری کردن. وقتی که خودشون هم دچار این شر و بدبختی شدن داد و هوارشون دراومد.
این داستانی که به اینجا لیتک میدهم بخونید تا بفهمید که اسلام غده ای سرطانیست که متاسفانه به تمام سلولهای وجود انسان رخنه میکنه و خوب شدنش فقط با درد و عذابی که مردم ایران حالا میکشند ممکن است (ممکن است ؟)خوب بشه. ولی بیشتر مواقع خوب هم نمیشه.
این شعر مسخره و بعدش هم نوشته این جناب کارگردان به اصطلاح روشنفکر موجب شد دوباره همه آوارگیهاییم رو به یاد بیارم و دوباره مثل اون روزهایی که ایران بودم آرزو کنم که کاشکی یه زلزله بیاد و تموم ایران از بین بره که من این همه ظلم و بدی ازطرف به اصطلاح هموطنانم نبینم و دیگه مثل اون کرکسها و عقابهای صهیونیست آواره دیگه یاد پرواز توی اون کوههایی دربند و آبعلی رو نکنم. اين انفجار روحی بنده هم تقصير زيتونه ها نه من. تقصير اين زلزله هايبتی هم هست. اگه نوشته جناب کارگردان رو اينجا نميگذاشت من اصلا صدام در مي اومد؟ من که مثل يه بچه مظلوم اينجا نشستم و دارم بلاگ ميخونم و ميو ميو ميکنم. کسی رو هم نمي خواستم چپو کنم. زلزله هم دوست ندارم.
اين هم لينک:
http://shalomiran.com/AkhbarMohamady.htm
باور كنيد eshtebaaht تايپ-اى از من نيست. تقصير bitawb.com هست.
با عذر خواهى از خانم اذر
zeytoun عزيز...خانم اذر فكر عزيز...رسوا عزيز ....داريوش عزيز و hanintor عزيزان ديگر.
اين شعر از آقاى اميرى هست كه در كتاب " baazigaran عصر پهلوى " نوشته بود و منظور زمان انقلاب يعنى سال ۵۶ و ۵۷ هست كه مسئولينِ حكومت شاه يكى يكى از ايران خارج مى شدند و هيچ ربطى به خروج مردم عادى كه پس از انقلاب از ايران خارج شدند ندارد با توجه به اينكه من هم خودم يكى از اين خارج neshinaan هستم كه ۲۱ سال پيش از ايران خارج شده ام.
من حتى تمام كسانى را كه در زمان انقلاب دست زن و بچه شون رو گرفتن محكوم نمى كنم چه برسه به ما مردم عادى كه جون و heysiatemoon رو البته چيزى كه ازش برامون باقى گذاشته بودند برداشتيم سرزمين nazemoon رو مجبور به ترك شديم.
اميدوارم sue tafahomat برطرف شده باشه.
با آرزوى movafaghiyt براى جنبش سبز.
لطفا براى اطلاعات بيشتر به اين آدرس هم سرى بزنيد
http://khandaniha.eu/items.php?id=1003
zeytoun عزيز...خانم اذر فكر عزيز...رسوا عزيز ....داريوش عزيز و hanintor عزيزان ديگر.
اين شعر از آقاى اميرى هست كه در كتاب " baazigaran عصر پهلوى " نوشته بود و منظور زمان انقلاب يعنى سال ۵۶ و ۵۷ هست كه مسئولينِ حكومت شاه يكى يكى از ايران خارج مى شدند و هيچ ربطى به خروج مردم عادى كه پس از انقلاب از ايران خارج شدند ندارد با توجه به اينكه من هم خودم يكى از اين خارج neshinaan هستم كه ۲۱ سال پيش از ايران خارج شده ام.
من حتى تمام كسانى را كه در زمان انقلاب دست زن و بچه شون رو گرفتن محكوم نمى كنم چه برسه به ما مردم عادى كه جون و heysiatemoon رو البته چيزى كه ازش برامون باقى گذاشته بودند برداشتيم سرزمين nazemoon رو مجبور به ترك شديم.
اميدوارم sue tafahomat برطرف شده باشه.
با آرزوى movafaghiyt براى جنبش سبز.
لطفا براى اطلاعات بيشتر به اين آدرس هم سرى بزنيد
http://khandaniha.eu/items.php?id=1003
زیتون عزیز مُزدوجم
از تو و دوستانت پوزش می خواهم که این متن را در نظرخواهی پیشین گذاشتم ولی دیدم مطلب جدید داری. آن را اینجا تکرار می کنم.
پیرمرد دلش برای تو و همه بروبچ های خوب آن ولایت سخت تنگ شده است:)
بیانیه بیش از شصت تن از هنرمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران،
فعالان حقوق بشر، استادان دانشگاه و فعالان حقوق زنان
در پاسخ به اعلام جمهوری اسلامی برای محاکمه دستگیرشدگان در تظاهرات عاشورا به اتهام «محاربه با خدا»، وبلاگ نویسانِ جوانِ ايرانی با اعلام کمپین «من هم یک محارب هستم»، زبان و انديشه یِ مرگ انديش حاکمان را به سخره گرفتند و همياریشان را با همه دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی اعلام کردند.
در همبستگی با اين اقدام نمادين، ما هنرمندان، نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر، استادان دانشگاه و فعالان حقوق زنان از همه آزادیخواهان در خارج از کشور میخواهیم با امضای بیانیه زير و یا به هر شکل دیگری که میتوانند برای پيشگيری از اعدام مخالفان، اعتراض به سرکوب و آزادی همه زندانيان سياسی اقدام کنند.
برای امضایِ این بیانیه، امضای خود را به آدرس ای میل زیر بفرستید.
iran.iraneazad@gmail.com
عليه کشتار انسانها به نام «محاربه با خدا» به پا خيزيم !
با متهم کردن بازداشت شدگان تظاهرات روز عاشورا به «محاربه با خدا»، رژيم ايران بار ديگر به ايرانيان و سراسر جهان اعلام میکند که من نماينده خدا روی زمين هستم و هر آنکس مخالف من بيانديشد و سخن گويد و گام بردارد محارب با خداست و محکوم به توبه و يا مرگ.
در سراسر جهان، بسياری از مدافعان حقوق انسانی با ره آورد چنين جهانبينی که حاصل دگرديسی مذهب به ايدئولوژی سياسی است آشنايند و به نتايج فاجعه بار آن در ايران آگاهی دارند: صدها هزار پيکر تازيانه خورده ! دهها هزار سر بر دار و جانِ ويران از آتش تيربار ، صدها قتل فراقضایی با پرونده نامعلوم در داخل و خارج کشور.
به همت فعالان حقوق بشر اسناد و شواهد کافی درباره اين جنايتها در دست است و نهادهای بين المللی مدافع حقوق انسانی بارها به صدای بلند از اين جنايات سخن گفته اند.
اين تجربه میبايد که به کار اقدام هشيار امروز آيد، تا سدی بسازد در مقابل موج سرکوب که همراه با خيزش آزادیخواهانه مردم بالا گرفته است. با علم کردن اتهام نخ نمای «محاربه با خدا» حاکمان در تدارک قتل دگر انديشان و مخالفان هستند. حاکمان بار ديگر به خود مقام خدایی اعطا کرده اند تا خواست آزادی را سرکوب کنند و خون انسانهایی را که جز حقوق شهروندی هيچ چيز نخواسته اند مباح سازند .
پس شايسته است ما شهروندان ايرانی که خواهان حقوق انسانی خود هستيم، برای اقدام فوری عليه سرکوب و کشتار مخالفان، به صف آزادیخواهانی بپيونديم که با صدای بلند میگويند : «من هم يک محارب هستم»
با تدارک هزارها اقدام اعتراضی عليه سرکوب و اعدام و برای آزادی زندانيان سياسی، از جنايات تازه عليه بشريت به نام خدا پيشگيری کنیم.
يکصدا و با تمام قوا از آزادیخواهان سراسر جهان، از تمامی نهادهای بين المللی مدافع حقوق بشر و از سياستمدارانی که از ارزش های دمکراتيک سخن میگويند بخواهيم از وقوع قتلهای سياسی در ايران پيشگيری و به سرکوب مخالفان اعتراض کنند.
1. گیل آوایی (شاعر - هلند)
2. هادی ابراهیمی (روزنامه نگار - ونکوور)
3. شبنم اسداللهی (فعال حقوق بشر - اتاوا)
4. رضا اغنمی (نویسنده - لندن)
5. حمید اکبری (استاد دانشگاه - شیکاگو)
6. بهمن امینی (ناشر - پاریس)
7. اصغر ایزدی (فعال حقوق بشر - فرانکفورت)
8. مهرداد بران (آهنگساز و نوازنده - پاریس)
9. ناهید باقری (نویسنده - وین)
10. بهنام باوندپور (نویسنده - بن)
11. منیره برادران (فعال حقوق بشر - فرانکفورت)
12. سیروس بینا (استاد دانشگاه – مینه سوتا)
13. ناصر پاکدامن (نویسنده – پاریس)
14. جهانبخش پاکزاد (پژوهشگر علوم سیاسی – پاریس)
15. مهشید پگاهی (فعال جنبش زنان - دُرتموند)
16. حمید جاودان (کارگردان و بازیگر تئاتر - پاریس)
17. محمد جلالی - م. سحر (شاعر - پاریس)
18. گلرخ جهانگیری (فعال جنبش زنان - برلین)
19. جواد جواهری (نویسنده - پاریس)
20. نسیم خاکسار (نویسنده - اوترخت)
21. نسیم خسروی مقدم (شاعر و سینماگر - استرالیا)
22. آذر خونانی (فعال جنبش زنان - شیکاگو)
23. هایده درآگاهی (فعال جنبش زنان - استکهلم)
24. مهرداد درویش پور (استاد دانشگاه - استکهلم)
25. مهشید راستی (فعال جنبش زنان - استکهلم)
26. نسرین رحیمیه (رییس مرکز ایرانشناسی دانشگاه کالیفرنیا - ارواین)
27. یدالله رویایی (شاعر - پاریس)
28. صدرالدین زاهد (کارگردان و بازیگر تئاتر - پاریس)
29. حمید زنگنه (استاد دانشگاه - سانفرانسیسکو)
30. بابک سالاری (عکاس – مونترآل)
31. امیر سلطانی (نویسنده - یوتا)
32. بهرام شفیعی (فعال حقوق بشر - لندن)
33. روحی شفیعی (نویسنده - لندن)
34. شهلا شفیق (نویسنده - پاریس)
35. کاظم شهریاری (نویسنده و کارگردان تئاتر - پاریس)
36. بهروز شیدا (نویسنده - استکهلم)
37. پرویز صادقی (فعال حقوق بشر - دُرتموند)
38. الهه صدر (فعال جنبش زنان - کلن)
39. سیاوش عبقری (استاد دانشگاه - آتلانتا)
40. شهلا عبقری (استاد دانشگاه - آتلانتا)
41. سپیده فارسی (سینماگر - پاریس)
42. آراز فانی (فعال حقوق بشر - گوتنبرگ)
43. سیاوش فرجی (فعال حقوق بشر - استکهلم)
44. رضا قاسمی (نویسنده - پاریس)
45. فرهنگ قاسمی (فعال حقوق بشر - پاریس)
46. منیره کاظمی (فعال حقوق بشر - فرانکفورت)
47. شیما کلباسی (شاعر - واشنگتن - دی سی)،
48. رضا مرزبان (روزنامه نگار - پاریس)
49. گرجی مرزبان (فعال حقوق بشر - وین)
50. شاهرخ مُشکین قلم (رقصنده و طراح رقص – پاریس)
51. عباس معیّری (نقاش - پاریس)
52. لیلی مظاهری (وکیل - واشنگتن - دی سی)
53. ابراهیم مکّی (نویسنده و کارگردان تئاتر - پاریس)
54. باقر مومنی (نویسنده - پاریس)
55. رضا مهاجری نژاد (فعال حقوق بشر - سانفرانسیسکو)
56. حمید مهدی پور (ناشر - کلن)
57. انور میرستاری (فعال حقوق بشر - بروکسل)
58. رضا ناصحی (فعال حقوق بشر - پاریس)
59. منوچهر نامور آزاد (کارگردان و بازیگر تئاتر - پاریس)
60. شُکوه نجم آبادی (بازیگر تئاتر - پاریس)
61. علی نگهبان (نویسنده - ونکوور)
62. شهین نوائی (پژوهشگر و فعال جنبش زنان - برلین)
63. رضا هیوا (شاعر - پاریس)
خودم جان....
از مرز های محدود فکری که گریبان عده ای را گرفته عبور کنیم، ترکیه و عراق و پاکستان و افغانستان را رد کنیم سری به اروبا بزنیم یا کمی دورتر به کشور انسوی ابها سفر کنیم، به دهات کوره های المان و ایتالیا و فرانسه و دانمارک و نروژ ... هم که سری بزنید مطمئن باشید یکی دو ایرانی را خواهید دید، هموطنانی که دوران سیاهی را پشت سر گذاشته، زندگی، کار، خانه، پدر و مادر را گذاشته و از جهنمی که نامش جمهوری اسلامی است به هر ناکجا ابادی گریختند، تنها باری که بستند و با خودشان اوردند خاطرات دردناکی از شلاق، شکنجه،سلولهای انفرادی،تجاوز و تحقیر بود.
انروزها،،،،، دوستی میگفت پس از اجرای سه بار حکم اعدام خودش که باتیر مشقی انجام شد و زمانی کاملا وضعیت روحی و کنترل خود را از دست داده بود ازاد شد و به همراهی برادرش ایران را ترک کرد. این خانم هنوز تعادل روحی ندارد، گاهی از مردی سخن میگوید که روزی به او عشق میورزید، اورا اعدام کرده بودند و مردم هم برای تماشا جمع شده بودند، و ابراز احساسات میکردند، این مسئله خیلی ازارش میداد و همه جا میگفت چه گونه میشود که جماعتی که همان مردم هستند در قرن بیست ویکم سنگ به دست گرفته و بر سر و روی انسانی بکوبند و سنگسارش کنند و اب از اب هم تکان نخورد. هرچند بیتفاوتی خود یک جرم است شرکت کردن در این جنایات جرمی است بزرگتر.
شاید اگر انروزها مبارزین راه ازادی مورد حمایت مردمان قرار میگرفتند،، مثل امروز،، از غم نان و غم جان و غم تنهائی و انزوا به هیچ ناکجا ابادی نمیرفتند.
به یاد میاورم هر روز،،،
ان طناب ابی رنگ
و ان لبخند
و ان دستان بسته
که با ان دختر کوچک
بای بای میکرد
خودم جان
اومدم کمی درباره مفهوم شعر بنويسم که ديدم آذر عزيز هم به اون اشاره کرده.
ديشب خيلی خوابالود بودم و گفتم بذارم برای امروز.
شعر خيلی قشنگه اما آيا هر که از اين مملکت گذاشت رفت نادان، کاه، شغال، زاغ، پيمان شکن و ترسو و چند صفت بیانصافانه ديگر بودند و هر کی بعد از انقلاب تو اين مملکت مون، آزاده و شیر و شجاعه.
در صورتیکه در بيشتر موارد برعکس بوده و خيلی از آدمهای شجاع و فهميده و باهوش و هزار صفت خوب ديگه نااميد گذاشتند رفتند.
زندگی بهتر داشتن آرزوی همه ماست.
من کسايی رو میشناسم با دست خالی با مدرک فوق ليسانس و دکترا رفتن و به شغلهای پايين در اونجا رضايت دادن. حالا بعد ممکنه وضعشون خوب شده باشه يا نه.
خودم جان
بله مازاغان از ايران رفتيم و عطای ان گلستان را به لقايش بخشيديم چون انروز بر عکس امروز انتخاب بين سگ زرد و شغال نبود.انتخاب ما بين ازادی و بردگی بود و ما ازادی را انتخاب کرديم.رفتيم تا روزی را نبينيم که به دختران وزنانمان در زندان تجاوز کنند و مجبور باشيم دست تجاوزگر را هم ببوسيم و برادر خطابش کنيم.هجرت کرديم تا در خيابان از دست ْ برادرْ پاسدار سيلی نخوريم و مادر پيرمان را در خيابان بجرم اينکه جورابش نازک بوده نگيرند.
بله عزيز جان.شايد بنظر شما ما شغالان و کرکس و ناکسانی بوديم که با دست پر از ايران بدنبال کيف و عشرتمان رفتيم اما شرفمان را نگهداشتيم و گردن به يوغ دزدان نوکيسه تازی پرست نداديم.ازادی ميخواستيم و ازاديمان را حتی به قيمت زمين شوری و گارسني بدست اورديم.
خودم جان
بله مازاغان از ايران رفتيم و عطای ان گلستان را به لقايش بخشيديم چون انروز بر عکس امروز انتخاب بين سگ زرد و شغال نبود.انتخاب ما بين ازادی و بردگی بود و ما ازادی را انتخاب کرديم.رفتيم تا روزی را نبينيم که به دختران وزنانمان در زندان تجاوز کنند و مجبور باشيم دست تجاوزگر را هم ببوسيم و برادر خطابش کنيم.هجرت کرديم تا در خيابان از دست ْ برادرْ پاسدار سيلی نخوريم و مادر پيرمان را در خيابان بجرم اينکه جورابش نازک بوده نگيرند.
بله عزيز جان.شايد بنظر شما ما شغالان و کرکس و ناکسانی بوديم که با دست پر از ايران بدنبال کيف و عشرتمان رفتيم اما شرفمان را نگهداشتيم و گردن به يوغ دزدان نوکيسه تازی پرست نداديم.ازادی ميخواستيم و ازاديمان را حتی به قيمت زمين شوری و گارسني بدست اورديم.
زیتون خوب،
خیلی ممنون که پاسخ این فیلمساز را هم درج کردید. گفتگو به مفهوم وسیعش از نیازهای رشد هنری در سطح فردی و اجتماعی است. الآن می دانند که پیکاسو، بی تردید یکی از اصیل ترین هنرمندان دنیا، هر روز به استودیوی نقاشی یکی از دوستانش سر می زد و کارهای او را از نزدیک مطالعه می کرد! این که شما روشنفکران در ایران، علیرغم همۀ محدودیتها توانسته اید راههایی برای مبادلۀ افکار پیدا کنید غنیمت بزرگی است. مطمئن هستم که همین روحیه است که باعث خواهد شد کسی نتواند برای همیشه پنجره ها را به روی شما ببندد. با سپاس به خاطر این پست.
با بهترین آرزوها...
زیتون عزیز با اینکه جفنگ میگی من دوست دارم
خودم جان ... بيشترين ما همه دار و ندارمان را گذاشتيم و با دستهای خالی جانمان را از دست يک مشت وحشی نجات داديم . همانهايی که بناگهان ان کشتار بزرگ را راه انداختند و خودتان بهتر ميدانيد نه مجاکمه ميکردند و نه دليل داشتند . متاسفم برای انها که بنام زهد و مذهب ماندند تا در اين ۳۰ سال عين ضحاک زندگی کنند . عده ای هم قربانی شدند و عده ای هم اهل باد که منتظرند ببينند از کدام طرف ميوزد . و بدتر از همه ان عده ای که مجيز زاهدان را خوردند تا به الاف اولوفی برسند . خوشجاليم کهاواره شديم و رنج برديم ولی گردن به ديکتاتوری نگذاشتيم . البته روی سخنم با ايرانيان شريفی نيست که دارند در رنج و زحمت زندگی ميکنند و جبش سبز را اغاز کردند که همه ما در مقابلشان سر تعظيم فرود مياو.ريم . خودم جان تو از کدامين طبقه ای ؟
خودم جان
چه شعر قشنگی. ممنون
بستند همه بار و از ایران همه رفتند
چون کولی از این نقطه پایان همه رفتند
طوفان حوادث چو در این پهنه بپا خاست
از ترس غم نان و غم جان همه رفتند
تا بود وطن خرم و ایمن همه ماندند
چون کار وطن گشت پریشان همه رفتند
خالی شده میدان ز امیران و وزیران
چون گرد شتابنده ز میدان همه رفتند
رفتند که سر در قدم یار گذارند
از بند بلا، راحت و آسان همه رفتند
چون سرو سهی ملت آزاده بجا ماند
زین معرکه چون غول بیابان همه رفتند
آنها که پی مال و منال آمده بودند
با دست پر از کشور ایران همه رفتند
پیلان همه کردند در ایران هوس هند
وندر پی مقصود شتابان همه رفتند
ای وای و دریغا که به دنبال اجانب
آسیمه سر و گوش به فرمان همه رفتند
رفتند از این ملک، علی مانده و حوضش
چون قمری و چون کبک خرامان همه رفتند
دولت وطنان خانه نهادند و از این ملک
چون کاه در امواج خروشان همه رفتند
این بیشه شیر است نه ماوای شغالان
از بیشه، شغالان بد الحان همه رفتند
ایران نبود مامن هر کرکس و ناکس
با خصم بگو، مردم نادان همه رفتند
دل بسته به این آبم و پیوسته به این خاک
غم نیست اگر سر به گریبان همه رفتند
ایران عزیز است که میماند و پاید
صد شکر که زاغان ز گلستان همه رفتند
جز شه که در اندیشه این ملت و ملک است
پیمان شکنان از سر پیمان همه رفتند
بستند همه بار و از ایران همه رفتند
چون کولی از این نقطه پایان همه رفتند
طوفان حوادث چو در این پهنه بپا خاست
از ترس غم نان و غم جان همه رفتند
تا بود وطن خرم و ایمن همه ماندند
چون کار وطن گشت پریشان همه رفتند
خالی شده میدان ز امیران و وزیران
چون گرد شتابنده ز میدان همه رفتند
رفتند که سر در قدم یار گذارند
از بند بلا، راحت و آسان همه رفتند
چون سرو سهی ملت آزاده بجا ماند
زین معرکه چون غول بیابان همه رفتند
آنها که پی مال و منال آمده بودند
با دست پر از کشور ایران همه رفتند
پیلان همه کردند در ایران هوس هند
وندر پی مقصود شتابان همه رفتند
ای وای و دریغا که به دنبال اجانب
آسیمه سر و گوش به فرمان همه رفتند
رفتند از این ملک، علی مانده و حوضش
چون قمری و چون کبک خرامان همه رفتند
دولت وطنان خانه نهادند و از این ملک
چون کاه در امواج خروشان همه رفتند
این بیشه شیر است نه ماوای شغالان
از بیشه، شغالان بد الحان همه رفتند
ایران نبود مامن هر کرکس و ناکس
با خصم بگو، مردم نادان همه رفتند
دل بسته به این آبم و پیوسته به این خاک
غم نیست اگر سر به گریبان همه رفتند
ایران عزیز است که میماند و پاید
صد شکر که زاغان ز گلستان همه رفتند
جز شه که در اندیشه این ملت و ملک است
پیمان شکنان از سر پیمان همه رفتند