114 :: توسط azady در 2003-12-09 18:15

سلام سلام

113 :: توسط Jonathon در 2003-12-09 04:44

http://www.universal-tao.com/article/eyeful.html

112 :: توسط زیتون در 2003-11-29 18:37


allaبه :
خیلی متاسف شدم که قاضی مرتضوی استاد دانشگاه شده وآفرین به آقای اسماعیلزاده که به عنوان اعتراض استعفا داده..منم عین شما و آینده اعتقاد دارم که این حرکت جمعی باشه و همه بفهمن خیلی بهتره..من نوشته شمارو بعد از نوشتن مطلب جدیدم نوشتم وگرنه توی متن هم از ایشون اسمی می بردم!
نظرهای همه رو بارها خوندم از یکی یکی شما ممنونم..
سینا هدی عزیز همیشه به من نیرو و انرژی هدیه میدین!!

111 :: توسط زیتون در 2003-11-29 18:32

شبح جان
منم از شنیدن کاری که با ماهی صفت کردن ناراحت شدم ..و از طرف دیگه منم مثل شما از جکهای بی مزه و تفرقه برانگیز و تکراری ماهی صفت دیگه لذت نمی برم..اولین بار که برای جشن انتخاب خاتمی در کرج برنامه اجرا کرد کمی خوشم اومد که ادای حمیرا و خواننده های هندی و جک می گه ولی بعدا هر چی بیشتر شوهاشو نگاه کردم کمتر خوشم اومد..دوست ندارم یکی به هر قیمت حتی به قیمت ناراحت شدن یک هموطن دیگران رو بخندونه و پول در بیاره..جکهاشم که دیگه اینقدر تکراری شده که آدم به زور قلقلک هم خنده ش نمیاد..

هاله جان
روم نشد بگم..البته یه جورایی سربسته گفتم که یارو موتور سواره خودش حزب اللهی بود.برای همین هم شکم به همه چیز برد جز به اذیت...شکایت کیو به کی بکنم؟؟

زیستن و بامداد و خنگ خدای عزیز
چشم ..سعی می کنم کمتر بدوم..ممنون که گفتید برای زانو ضرر داره! اینم از فواید وبلاگ داشتن که آدم کلی اطلاعاتش زیاد می شه:)

110 :: توسط زیتون در 2003-11-29 18:30


آذر عزیزم
متاسفانه من هم به آدمهایی شبیه اون خانمی که شما ملاقات کردید برخوردم..یه عده عادت کردن که تا ماشینشون پنچر می شه یا برای جلو زدن از صف ازین که می بینن مردا اینقدر برای کمک به اونا پیشقدم هستن لذت می برن..من خودم خانم دکتر جوانی رو می شناسم که برای امتحان چند ماهه..برای اینکه ببینه می تونه خارج از کشور زندگی کنه چند ماهی به یکی از کشورهای اروپایی رفت..می گفت هیچکس تو خیابون محلم نمی گذاشت ..توی بارون هیچکس برام نگه نمی داشت مگه اینکه دست بگیرم جلوشون. که منم اینقدر تو خیابونهای ایران مردا نازمو کشیدن دیگه عادت به این کارا ندارم و رک گفت:((هیچ جا مثل ایران مرداش ماهارو تحویل نمی گیرن و عین نوکر دنبال ...نمون راه نمیفته!)) دقیقا همین جمله رو گفت(ببخشید)..


میعاد..من ناشناس..کامیار...عزیز
از این نظر حق با شماست..مقدار زیادیش تقصیر شرایط جامعه و محدودیت های زیادیه که اعمال می شه..ولی چوبش رو بیشتر خانومها می خورن..یا حداقل من اینطور فکر می کنم!

109 :: توسط زیتون در 2003-11-29 18:27

به دکتر هايژيای عزيز
از حرف آقا دکتر نه تنها ناراحت نشدم که کلی هم خنده م گرفت..راست می گه..من واقعا يه زمانی خيلی دوست داشتم دکتر بشم..تو فامیلمون پزشک خیلی داریم..بیشتر از ۳۰ تا که متاسفانه همه یکی یکی به خارج از کشور مهاجرت کردن....
اون موقع ها..از سن ۱۴ - ۱۵ سالگی مرتب تابستونا به صورت منشی در مطب دايی هام که هر دو دکتر بودن وبه نوبت در مطب پسرخاله هام که يکی دندون پزشک و يکی دکتر کودکان کار می کردم و حتی در دو عمل ختنه هم دستيار پسر خاله م بودم..ياد گرفتم کدوم قسمتش بايد بريده بشه ...همون قسمت که زيرش ماده سفيد رنگی که بعدا ممکنه باعث حساسيت و سوزش بشه جمع شده..حتی کمی بخيه زدن هم ياد گرفتم و پانسمان و تزريقات رو کامل چه وريدی و چه عضلانی..حتی رفتم بیمارستان زایمان یه خانوم رو هم از نزدیک دیدم..
مسئول محترم انجمن حمایت از حیوانات نایاب
بابا تو هم خودت رو ناراحت نکن..از یه نظرایی آقا دکتر بد نمی گه..من واقعا فکر نمی کنم خیلی جالب می نویسم..خوب منم بدیهایی دارم که کمتر از بقیه نیست..

108 :: توسط رضا در 2003-11-29 01:21

توی اين چند ماهی که با وبلاگتون آشنا شدم و با اينکه تقريبا تمام مطالبتون خوانده ام اين اولين باره که براتون کامنت می نويسم تا به خاطر جذابيت ناشی از ساده گی متنها تبريک بگم و بگم که برای من صداقت پشت نوشته ها کاملاْ محسوسه. من با اجازه شما و با افتخار لينک زیتون رو به وبلاگم اضافه کردم. سرافراز باشید.

107 :: توسط گور به گور در 2003-11-29 00:50

تنها با خود
تنها با ديگران
يگانه در عشق
يگانه در سرود
سرشار از حيات
سرشار از مرگ...

106 :: توسط alacheegh در 2003-11-28 23:03

و حالا همين نسل با همين دستان سوخته، آلاچيقی بر پا کرده است تا هر دو هفته يکبار زير سايه اش بنشيند و از آفتاب سوزان در امان باشد. تا هر دو هفته يکبار بيرون از هم همه و هياهوی اين باغها و صحراها لحظه هايی نيز صدای خودش را بشنود و ترانه های خودش را بنوازد تا جزئي از صدای هنجره اين انسان چند هزار ساله و اين موسيقی حزين و يکنواخت شود.

105 :: توسط dadaman در 2003-11-28 21:00

دستگاه دادا آپديت شد.......................................

104 :: توسط بامرام در 2003-11-28 20:06

برو انتو بخور چاغ شي....

103 :: توسط نازنين در 2003-11-28 18:37

يه همچين احساسايی خيلی به ما زنای ايرونی دست می ده ... آسمونت آبی ... به اميد ديدار .

102 :: توسط کامیار (ایهام) در 2003-11-28 16:45

بابا اين مردا گناه دارن. يارو خب مرده و دلش می خواد ببينه. تو خيابون که همه روپوش روسري، تو تلويزيون که همينطور. اينترنت هم فيلتر. پول و حوصله زن گرفتن هم نداره. لب دريا هم که نمی تونه بره ببينه. مجبوره از روی مانتو و چادر اون چيزی رو که نياز داره پيدا کنه. ايراد اصلی از محدوديت های بيجاست نه مردا.

101 :: توسط مهستا در 2003-11-28 16:35

۱۰۱

100 :: توسط man در 2003-11-28 15:19

۱۰۰ ام :)

99 :: توسط elena در 2003-11-28 14:10

دقيقا درک می کنم چی می گی . نمی دونم بايد نسبت به اين حرفها بی تفاوت باشيم يا بکوبيم تو سر ايتجور آدمها؟ من که نمی دونم چی کار کنيم بهتره.

98 :: توسط dariushagha در 2003-11-28 10:51

مرگ خلخالي ديوث را به شما تبريك مي گويم...بزودي خامني و همه آشغال هاي اسلامي به اون ملحق ميشوند....جهنم خوش باشند

97 :: توسط مازیار در 2003-11-28 09:12

چرا زنا کار بدیه؟؟
چرا رابطه خارج از ازدواج بد باشه؟

96 :: توسط مهرناز در 2003-11-28 06:48

سلام زيتون جان
يه نفر به اسم پويا شفيعي تو هفته نامه سياه سپيد يه مطلب درمورد آبكش نوشته و در اون به تو توهين كرده و در موردت نوشته :((...خانوم ضد انقلاب از تهران گریخته زن سالار بی حجاب اغتشاشگر جلف قلم به دست هوچی گر مظلوم نما ...))

95 :: توسط Spain در 2003-11-28 01:30

بيشتر احتياط کن

94 :: توسط Parisa در 2003-11-28 00:06

آخ،منم يه دل سير دوچرخه سواری ميخوام + کلی چيزای ديگه از اين دست :|

93 :: توسط نبلوفردکترکوچولو در 2003-11-27 23:51

همينجوری ادامه بدی توی مسابقات دوی بانوان برنده می شی ها!به ويژه اگه يکی هم دمبالت کنه و ازش بترسی که سرعت ادم رو هم زياد می کنه!

92 :: توسط مينا منتخب در 2003-11-27 22:40

خوشحال ميشم داستانم رو توی مجله ی سياه سپيد بخونين. نظرتونو البته توی وبلاگ خودم بنويسين
ها! باشه؟

http://www.siahsepid.com/week/archives/000294.php

91 :: توسط pedram در 2003-11-27 21:42

صفحه ی رايگان رايگان رايگان فارسی
http://roozaneh.free-host.com/free.htm

90 :: توسط روشن در 2003-11-27 21:34

سلام ... !!!

89 :: توسط safoora در 2003-11-27 20:11

تا چند
ورق خواهد خورد...

88 :: توسط دربون جهنم در 2003-11-27 19:42

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی: خلخالی مرد:)

87 :: توسط هايژيا در 2003-11-27 19:06

زیتون جان....
از اينکه کسانی پیدا می شوند و نام حرفه پزشکی را چنین به لجن کشیده اند ، شرمم می آید.... امیدوارم دلخور نشده و کمنتی که به اسم دکتر گذاشته شده است به همه دکترها تعمیم ندهید.ممنونم

86 :: توسط setareh در 2003-11-27 17:21

salam shoma kheili ghashang minevisid cheshme hasodatoon koor movafagh bashi

85 :: توسط kianoush در 2003-11-27 17:15

به منصور
ماهی صفت با دست انداختن و مسخره کردن لهجه ترکی باعث ميشد کسی که با لهجه ترکی حرف ميزنه هميشه اين ترس را جامعه داشته باشه مورد تمسخر ديگران قرار بگيره . من ماهی پست را در tv ديده بودم کلی حرصم ازش گرفت. اما با خشونت و کتک زدن موافق نيستم.
es ist nicht ok, sich auf kosten der anderen lustig zu machen. برای کسانی که آلمانی بلد هستن

84 :: توسط asbaranjan در 2003-11-27 16:43

آیت شیطان "خلخالی" به درک واصل شد ...........
http://www.akunews.com/News/view.asp?ID=2782

83 :: توسط رضا در 2003-11-27 15:27

به آقاي دکتر
جواب ابلهان خاموشي است

82 :: توسط دی داد در 2003-11-27 14:59

آی آی ...

81 :: توسط dariushagha در 2003-11-27 14:41

آقاي دكتر...گم شو برو جمهوري اسلاميت همين روزا رفتنيه...خبر خوب..خاتمي قاطر زايد.

80 :: توسط negar در 2003-11-27 13:49

اين روزا جواب همه ناقص عقليهای ملت رو بايد ماها بديم انگار ... مرگ من حالا خوبه ماهم راه بيوفتيم تو خيابون و قربون صدقه ... مردا بريم ؟ آدم چندشش ميشه که ايييييين همه عقب مونديم از همه چيز :((

79 :: توسط anjomane hemayat az heyvanate nayab در 2003-11-27 12:42

به اطلاع کلیه دوستان و آشنايان ميرساند که فرد خیری به نام (( آقا دکتر )) مرحمت نمودِه و برای کاهش نرخ بیکاری در کشور، اقدام به مشاوره و کار يابی مینمایند.
لذا از همه بیکاران دعوت ميشود با در دست داشتن مدارک زير به خانم ايشان مراجعه نمايند:
۱-يک قطعه عکسِ مرحومِ پدر آقا دکتر( کپی نسخه های موجود در national geography نیز پذیرفته میشود ).
۲-گواهی ارادت به اين جانور نازنين.

ضمنا، گذراندن دوره آموزشی ختنه اطفال زيرِ نظر خانم ايشان ضروری میباشد.

78 :: توسط payam در 2003-11-27 10:41

مگه شمال خوش ميگذره برای درس خوندن ؟

77 :: توسط بامداد در 2003-11-27 10:31

پروين جان ...زياد سخت نگير عزيزم ... از قديم گفتن بخشش از بزرگانه ... درسته؟؟؟

76 :: توسط أقادكتر در 2003-11-27 10:28

به زيتون

زيتون تو فكر ميكني نوشته هات خيلي جالبه؟؟؟ تو واسه اينكه يك عده بي كار بهت بخندند و تحسينت كنند كلي اراجيف به هم ميبافي

درحالي كه تو هيجي نيستي و

به درد اين ميخوري كه نوزادها را ختنه
كني همين و بس

راستي تو كه اينقدر دوست داري خانم دكتر بشي من بهت توصيه ميكنم در يك كلينيك استخدام بشي و نوزادها را ختنه كني شغل خوبيه نه؟ تازه كلي هم حال ميكني برو به اين موضوع فكر كن

75 :: توسط كلاس اولي بيسوات در 2003-11-27 09:53

سلام زيتون خاله
۱- اين شعر خيلي سوزبرانگيزناك بيد. نكنه اين شعر نشون دهنده حال و روزته دختر؟!
۲- شمال؟ زيتون خاتون؟ درس؟ به عنوان عجايب هشتگانه ميشه به ثبت رسوند!!!!!
۳- زيتون عزيز چرا فكر بدبد ميكني؟ شايد دارن يه تيزر تبليغاتي راجع به يه مارك موتور سيكلت درست مي كنن كه از قضا تو هنرپيشه نقش اولش هستي و خودت خبرنداري!!!!
نازنين زيتون، در همينجا رسماً اعلام مي كنم كه از دستت شديداً شاكي هستم. چرا؟ بخاطر اينكه نوشتي“““ اون روز تو دلم صد بار گفتم خاک بر سر همچين مردايي!“““ آخه زيتون عزيز تو اسم اين جونوره روانيه استرسيه مشكل داره جنسي رو ميذاري مرد؟؟!!! ( از القابي كه كه بهش دادم كيف كردي جون من؟؟!!!)
۴- پائيز هم مياد خانومي. البته گاماس گاماس!!!!
۵ و ۶ - دروغ و تعارف چرا؟ غلغلكم نيومد!!!!
۷- دو تا عيد فطر داشتن يه چيزي تو مايه هاي ماشين دو كاربراتور داشتنه. باعث تقويت ميشه!!!! اعياد شما هم مبارك.
۸- زيتون جان، ما كشته مرده اين مرامتيم كه از خواب لذيذ شب ميزني و براي ما خوانندگان محترم و نيمه محترم و غيرمحترم، خوراك اطلاعاتي تهيه مي فرمائيد!!! جبران كنيم انشااله.
۹- من با نطرت كاملاً و ۱۰۰٪ موافقم.

شب بخير خوابالو!! ببيني خواب آلبالو و شفتالو!! نبيني خواب لولو!!!!

به motevalede day: حالت خوبه عمو جون؟؟!!
زياده عرضي نيست .......
فعلاً تا بعد.....




74 :: توسط Parvin در 2003-11-27 08:41

بامداد جان ببخشيد فضولی ميکنم، يعنی البته علی آقا بايد ببخشه، اگه فحشم نده، ولی من که نفهميدم اين چه طرز شوخی کردن(علی با تو) بود. بازم البته از قديم نديم گفتن فضول و بردن جهنم... ولی به نظر من بی ادب بود. خوب کردی واسه خودت اسفند دود کردی. کار هم داشتی، بگو من برم برات تو صف وايسم. خودت عمرا نرو.

73 :: توسط gozareshgar در 2003-11-27 07:50

سلام دوست عزيز!(ما با هم يه زمانی دوست بوديم) ببين من ميخوام واسه سايتwildpersia.com باهات مصاحبه کنم.حاضري؟لطفا جوابتو واسم ايمیل کن.من هم اگهموافق بودي با همون آدرس باهات تماس ميگيرم.موفق باشي.

72 :: توسط اذر در 2003-11-27 07:41

زيتون جان . چند سال پيش يك برنامه تاتر از ايران اوردند و در سانفرانسيسكو و بركلي هم اجرا كردند . چند نفر از اعضاي گروه از همكاران قديمي بودند . تمام گروه را دعوت كردم به شام در يك رستوران مشرف به خليج . يك بازيگر بسيار جوان هم بود كه در ايران خيلي معروف شده بود . با هم صحبت ميكرديم . گفت كه حوصله اش اينجا سر ميرود چون هيچ هيجاني وجود ندارد . گفتم مثلا ... گفت تمام اتومبيل ها توي خط خو دشان رانندگي ميكنند و حتي صداي يك بوق زدن من در تمام اين مدت نشنيده ام . ويراژ نميدهند . جلوي ادم ناگهان نمي پيچند . حتي يك متلك هم به ا دم نميگويند . و....
تعجب كردم . و بعد خيلي متاسف شدم .
خوشبختانه ميبينم خيلي ها ناراحتند از اين نوع برخوردها . اميدوارم ان خانم هم تاكنون تغيير عقيده داده باشه .

71 :: توسط Hakim در 2003-11-27 06:30

I hope this guy has no computer or Internet at home , otherwise you are in trouble. You would better not to give out everything

70 :: توسط جوجوي هيچكس!! در 2003-11-27 05:13

چه خبره اينجا. ۲ تا عيد داشتن که خيلي خوبه. اما اختلاف افتادن بين علما!!!
من که ميگم مصلا حاضر نبوده. شايد هم يه سری نشئه بودن و حال اجرای مراسم نداشتن!!! تو چی ميگی؟

69 :: توسط رهگذر ثانی در 2003-11-27 04:29

قرار نبود سر به سر مشهدی‌ها بذاری!

68 :: توسط آبچینوس در 2003-11-27 03:24

چي ميگه اين متولد دي ؟

67 :: توسط بهزاد در 2003-11-27 00:39

سلام
بابا اینا کامنت میذارن یا لاگ مینویسن؟
خوب برن یه لاگ باز کنن

66 :: توسط motevalede day در 2003-11-27 00:35

خيلی وقته منتظر جوابت بودم.ولی ظاهرا تو نه شهامت داری نه اعتماد به نفس و نه قدرت تصميم گيری.حتی توانای به شک کردن هم نداری.به نظر من توانای تو شک کردن هم خودش بزگترین موهبتی يه که آدميزاد میتونه داشته باشه.
متاسفانه به اين وضع عادت کردی که به تمامه موعظه های که گوش ميدی اعتقاد پيدا کنی.تو تسخير شدی.همونطور که نسبت به حرفای من مسخ شدی.اين تعبيريه که من از سکوت فعلی تو دارم.اين شخصيتی که از طرف این اجتماع به تو تحميل شده از تو يه گوسفند ساخته که هميشه تبعیت کنی.ولی تو این گله ای که قاطی شدی هیچ نشونه ای از امنیت و رفاه نیست.اشخاصی که نسبت به هر چیزی احساس تملک دارن ٬افراد فابل اعتمادی نیستن.فقط بزرگترين ماجرای زندگی تو در آینده زمانیه که آگاهانه شکست رو قبول ميکنی.وقتی که متوجه ميشی برايه رسيدن به فصل پاييز يا زندگی در مملکت زهوار در رفته نبايد هيوها و جنجال به پا کرد.اينهمه نگرانی واظطراب و کمی جاه طلبی ات به خاطر چیه؟به خاطر به بار آوردن ياس و نا اميدی؟من تصور ميکنم هیچ کسی دلش نميخواد زندگی اش دچار اختلال بشه . تو هم وضعیت فعلی تو نمیتونی رها کنی چون خو گرفتی.باور کن حقيقت فقط به واسطه تو شکل ميگيره ولا غير.اين هستی به تک تک ما نياز داره.ابله نباش٬ چون ابله کسيه که با وجود تمامه تجربه ها و آگاهی هايه خودش بازم به دیگران اعتماد ميکنه.سعی کن از دانش اطراف خودت بيشتر استفاده کنی چون هيچ پيروزی ای از طريق آرزو کردن به دست نمياد.ممکنه در حال حاضر برايه پيشرفت تلاش کنی ولی در بعضی مواقع برايه توقف هم نياز به سعی و تلاش پيدا میکنی.....به تعويق انداختن کار احمقانيه . در نهایت فردا هم بايد تصميم بگيری.من میگم همین الان ولی شاید فکر ميکنی تو روزهای بعدی عاقلتر و سرزنده تری که من بعید میدونم .من سعی ميکنم با افکارم با تو متصل باشم اگر روزی احساس کردم وقتشه بازم سراغت ميام.......خداحـــــــافظ

65 :: توسط بهزاد در 2003-11-27 00:33

سلام
خوبی؟
من لاگتو چند روزه میخونم بد نیست آفرین
راستی تو دانشجویی؟
در زمينه برق و مخابرات اگه کاری داشتی من ميتونم کمک کنم

64 :: توسط بامداد در 2003-11-27 00:32

علی جان عجب القابی بهم دادی: «مشاور فرهنگی ...سياسی.. اقتصادی و سخنگوی زيتون» ...
این عنوان رو که باتریلی هم نمیشه کشید ... :)))))))‌ خوب شد برای خودم اسپند دود کردم هااااااا ......... :))))

63 :: توسط Arashe Sorkh در 2003-11-27 00:23

hameye bahsa be kenar! man ba chand ta az doostan elmi ekhtera kardim be name "bein ol tatilat!" bana be in elm panjshanbe sad darsad tatiliat bood!
dar zemn in elm kheili pichidast va balad boodan njoom be tore kamel ro talab mikone , pas varedesh nashid!

62 :: توسط بامداد در 2003-11-26 23:52

به دوستانی که در ايران زندگی ميکنند:
ماهی صفت کيه؟؟؟ ظاهرا جوک ميگه؟؟؟ درسته؟؟؟ يک چيزی تو مايه های سيد کريم قبل از انقلاب ... درست حدس زدم؟؟؟؟

61 :: توسط noosh در 2003-11-26 23:49

سلام..
واقعا جالب بود...
نکته سنجی قشنگی داری....
شاد باشی....

60 :: توسط بامداد در 2003-11-26 23:46

علی جان ممنون ... لطف داريي .... منهم شوخی کردم ... یه دفعه شیطنتم گل کرد ... :)))))

59 :: توسط شبح در 2003-11-26 23:35

زيتون جان!
وقتی خواب‌آلود هستی در مورد مذهب ننويس لطفا!
می‌دونی مشکل اينه که بعضی‌ها برای اين که در آخرت برن بهشت دنيای بقيه را جهنم می‌کنن!
در مورد خبری که منصور عزيز نوشته در مورد ماهی صفت بايد بگم هر چند من با خشونت و کتک زدن مخالف هستم اما ته دل‌ام نتونستم اما يک بار که به دليل به يکی از شوهای اين آقا رفتم واقعا رفتارش در مورد مليت‌های مختلف و به‌خصوص ترک ها بسيار زننده بود.
ماهی صفت اينقدر در بين جناح راست طرف‌دار داره که به خاطرش استاد در مشهد را زندانی کردند. من فکر می‌کنم يک‌بار هم خانم‌ها بايد کتک‌اش بزنند چون جوک‌اش اکثرا ضد زن هم هست.
خب همه ميان تو وب‌لاگ من خارج از موضوع می‌نويسن می‌خواستم ببينم خارج از موضوع نوشتن چه کيفی داره! ببخش زيتون جان!

58 :: توسط آينده در 2003-11-26 23:22

سلام زيتون عزيز
من واقعا ناراحت شدم آخه ملت ما داره تو مرداب بي فرهنگي غرق ميشه نمونه ديگش رو زهرا نوشته بود كه تو خوابگاه دانشگاه تهران وقتي از كوي پسران رد ميشده اونقدر متلك شنيده بوده كه آب شده بوده .من واقعا متاسفم ميدوني اين نتيجه تربيت غلط بعد از انقلاب در ايران بوده وقتي كه دانشجوهاش اينطوري باشن واي به حال موتور سوارا وشوفرهاي اين مملكت.ما فقط افتخار مي كنيم كه ديرينه فرهنگي داريم اما مزرعه فرهنگي مملكت ما پر از علفهاي هرزه.زيتون عزيز گندي رو كه انقلاب به پايه فرهنگي مملكتمون زده شايد يك قرن وقت بخواد كه بشه از بينش برد.ولي زيتون عزيز من يك عقيده اي دارم كه اين دنيا محل جوابگويي هم هست ميدوني شايد فردا رروزي همون موتور سوار مثل سگ زيرر يك ماشين له بشه .درسته كه روي شخصيتش كار نشده اما وجدان كه داره شعورش كه از يك حيوون نبايد كمتر باشه.
زيتون عزيز بيا يك كميته درمورد صحبتهاي alla تشكيل بديم وهمونطور كه دانشجوهاي كانادايي با اعتراض مانع از ادامه تحصيل مرتضوي شيطان صفت در دانشگاه ونكوور كانادا شدند ما نيز با هماهنگي همه دانشگاها به سياهتر كردن چهره سياه مرتضوي بپردازيم .
allAعزيز دانشجوهاي دانشگاهتون هم بايد مثل دكتر اسماعيل زاده بدون ترس از حضور دركلاساي اين حيوون ممانعت كنند .ميدوني حضور در كلاساي اون مثل همكاري باشكنجه گران اونه .و اون از رو دوش شما مي خواد به همه جا برسه.
راستي زيتون عزيز من 3 روز بود كه با ويروس اهدايي دوست ابليسي از عرصه بدور بودم همون ابليسي كه به جاي شيوا كامنت ميذاره اما سعي مي كنم مطالبم رو بروز بنويسم واگر مي بيني كمي رنگ قالب تيره است به خاطر آينده تاريكيست كه در انتظار ماست و اگر ما تلاش بكنيم شايد سياهي از اين ميهن رخت بربندد .اما خواهش من اينست كه اگر قابل باشم مي خواستم به من لينك بدهيد .البته اين يك تقاضاست.

ميعاد عزيز شما هم خيلي خوب از اين مطلب پرده برداشتيد واقعا وقتي قشر فرهيخته اين مملكت در فضاي باز اينترنت اينگونه استفاده كنه واي به حال قشر عادي مملكت.

57 :: توسط منصور در 2003-11-26 23:17

خبر دست اول
همین حالا از جنگ ناتمام ؛ماهی صفت؛در سینما فلسطین برگشتم و کلی اعصابم خرد است .اواسط برنامه گروهی به سمت سن رفته وماهی صفت را به شدت کتک زدند .همزما ن گروهی به نام ؛جوانان اذربایجان ؛اطلاعیه توزیع کردند وتخم مدغ زدند.قسمتی از اطاعیه ؛حال که تذکر ها سازگار نیست ماجوانان غیور اذری با افتخار به گذشتهمان خودوارد عمل شده زبان این دلقک را خواهیم برید؛به هرحال مراسم نامه تمام ماند ماهی صفت به اورزانس منتقل و.....
نظر بقیه اذری ها چیست.من که ۴سال درتبریز بودم چنین تفکری را ندیدم .

56 :: توسط ali در 2003-11-26 22:43

بامداد عزيز ! شو خی بود و اميدوارم به دل نگيری . من مخلص شما هستم و از دور بقلم شيوای شما ارادت دارم .

55 :: توسط ali در 2003-11-26 22:33

بامداد ! مشاور فرهنگی ...سياسی.. اقتصادی و سخنگوی زيتون عزيز : مطمئن باش از هر اش فروشی اش مفت بگيری از ماشااله اش فروش محله ما نميتونی

54 :: توسط پانته‌آ در 2003-11-26 22:32

سلام خانوم خانوما. من هم اين چند وقته گرفتار بودم و روش زيتونی در پيش گرفته بودم و نميتونستم بهت سر بزنم. کنايه رو گرفتی؟ ها... خلاصه ميبخشی.

نوشته‌های آخرت رو خوندم، ولی بذار فقط درمورد همين نوشتهء آخرت اظهار فضل کنم که بيشتر از اونی که بايد طولانی نشه:

- راستش من که هيچوقت اهل درس خوندن نبودم، چه شمال، چه جنوب، چه شرق و چه غرب!
- همهء اين فتنه‌ها به خاطر محدوديتهای جنسيه که مردم رو پاک روانی ميکنه. وقتی شرح ماجرا رو خوندم پيش خودم يه لحظه فکر کردم: اصلا جدی در آلمان چندبار مردها در خيابون برات مزاحمت ايجاد کرده‌اند؟ تنها چيزی که يادم اومد سوت زدن کارگرهای ساختمانی بود، که اونها هم بيشتر جنبهء شوخی دارند و نميشه اسمشون رو مزاحمت واقعی گذاشت.
- اينجا هم هوا نسبتا گرمه. درختها کاملا زرد شده‌اند، ولی سالهای پيش اين موقعها امکان يخ زدن جاده‌ها زياد بود و گاهی حتی برف هم ميومد.
- واقعا تعطيلات در ايران خيلی کمه، به خصوص تعطيل مدرسه‌ها.
- اگه تو نيستی، عوضش تا دلت بخواد من ضد مذهب هستم! با اينحال با نظرت موافقم.

53 :: توسط بامداد در 2003-11-26 22:05

تازه توی صف هم معطل نميشم ...LOL... چشم حسود بترکه ... :)))))
دارم ميرم برای خودم اسپند دود کنم!!!

52 :: توسط بامداد در 2003-11-26 22:03

علی جان ... من چون پارتی ام کلفته ... همون ۲ زار رو هم نميدم و مجانی آش ميخورم .... :))))))))

51 :: توسط pedram در 2003-11-26 21:50

يک سايت باحال:
http://roozaneh.free-host.com

50 :: توسط ali در 2003-11-26 21:23

بامداد ۲ زار بده اش به همين خيال باش . lol

49 :: توسط بامداد در 2003-11-26 21:08

خوبه آدم نخود آش باشه ... اما سنگريزه توی آش نباشه و دندون مهمونای بدبخت رو نشکنه !!!

48 :: توسط ali در 2003-11-26 20:54

بامداد نخود هر اش

47 :: توسط shazde در 2003-11-26 20:43

اووووووووووه... چقدر خاطر خواه!

46 :: توسط هايژيا در 2003-11-26 20:33

زيتون عزيز
در مورد اينکه داشتن هر اعتقادی که آدمها را آدم کند خوب است با شما موافقم ، به شرطی که دارنده اعتقاد آن را به ديگران تحميل نکند...در ضمن خوش بحالت برای اينهمه انرژی....

45 :: توسط رختکن خاطرات در 2003-11-26 19:34

ضد مذهب ؟ یعنی چی ؟ من نمی فهمم ... اخه واسه چی مثلاً یکی باید ضد مذهب باشه ؟ بیخیال بابا .. هرکسی دین خودش رو داره ... این اعتقاد منه ...

44 :: توسط simon در 2003-11-26 19:10

مهناز جان
جريان زهرائه چی هست

43 :: توسط Heidi در 2003-11-26 18:42

I loved the jokes. I agree with others, running downhill is not good for your knees, it destroys the cartillages between the bones and then arthritis will start. Sorry about the motorcycle incident. Please be careful these men are sick who knows where their sick feelings will take them. can't you run in Northern Iran? It seems that people are nicer there! Take care and keep writing please, I love reading your weblog. It is my favorite hobby in the morning before leaving the house.

42 :: توسط alla در 2003-11-26 18:38

سلام زيتون جان
من دانشجوی دانشگاه ازاد رشته حقوقم.بهترين استاد دانشکده مون اقای اسماعيلزاده در اعتراض به تدريس قاضی مرتضوی در دانشکده استعفا داده ولی مثل اينکه برای هيچکس مهم نبوده.گفتم شايد تو بتونی اين موضوع رو مطرح کنی تا لا اقل همه بدونن يارو الکی الکی با فوق ليسانس استاد شده
ممنون

41 :: توسط cito در 2003-11-26 18:34

زيتون عزيز
در باره موتورسوار پدر سوخته اين افراد دست آورد رژيم اسلام ناب محمدی هست باور کن من موقعی
اين چيزها را ميخونم و آزادی خانومهای آروپائی رو ميبينم دلم خيلی بدرد مياد و به خودم ميگم بايد فکر چاره کرد .

40 :: توسط alishka در 2003-11-26 18:16

به هاله
دلتون خوشه يا ايران رو فراموش کردين؟
کميته چی ها خودشون مريض تر از بقيه ان . نگاه هاشون هم کثيف تر.....

39 :: توسط ایرانی در 2003-11-26 17:53

درود
نوشته هاو سايت شما بسيار جالب است .
بی پروايی در نوشتن شما وروان نويسيتان تحسين بر انگيز است
صادقانه و بدون ادا بگويم لينکتان را از امروز در بلاگم می گذارم وشما نيز میتوانید.
پيروز باشيد .

38 :: توسط میعاد در 2003-11-26 16:31

سلام زیتونک . خوبی ؟!
اگه حسش باشه همه جا میشه درس خواند. در مورد مطلبت در مورد موتور سوار . نظر من اینه که این مسائل نه تنها در ایران بلکه در خیلی از کشور ها هست اما شکلش و ظاهرش فرق میکنه . همه ی آدم ها خوب و پاک نیستند چه زن و چه مرد . در ایران این جور چیزها بیشتر به چشم میاد چون نسبت به محدودیت ، حساسیت وجود داره و هر چیزی که محدودیت را بشکنه یا یک جوری ناشی از محدودیت بشه مرکز توجه میشه .
اینجا دیگه بزرگ باشی نمیتونی با شلوار و بلوز اسکیت بازی کنی چون فرهنگ مردم اینجا طوری شکل گرفته و سنت ها جوری تو رگ های مردم ما رخنه کرده که سریع در بارت قضاوت میکنند و جوری بهت نگاه میکنن که کم میاری . اینجا آزادی فردی در گرو آزادی اجتماعیه . باید حتما یک چیز برای کل افراد اجتماع جا افتاده باشه تا اون را بپذیرند .
اینجا نمی توانی زیر بارون دستات را باز کنی و قهقهه بزنی و بلند آواز بخوانی . اینجا وقتی بزرگ شدی دیگه نمیتونی گرگم به هوا بازی کنی .
اینجا جاییه که همه حریص شدن نسبت به چیزی که بهش محدودیت دارند . اینجا جاییه که هیت کانتر برای سایتها و وبلاگ های سکس کم میاره .
نمی دانم صحبت هام چقدر به مطلبت ربط داشت اما احساس کردم که اینا تو دلم جمع شد تا بگم . ببخشید که زیاد شد . آسمونت پر ستاره .

37 :: توسط مصطفي در 2003-11-26 15:43

بهتره بيشتر مواظب خودت باشي دختر خوب

36 :: توسط واي دالتون در 2003-11-26 15:31

سلام آن شرلي جان..:) حالت خوبه؟
عيد شما هم مبارك باشه.عيد همه بچه هاي خوبه ايجا مبارك. ببين عزيزم.عيد فطر فقط مال روزه دارها نيست مال همه مسلمونهاست .شاد و خرم باشي.

35 :: توسط بی صدا در 2003-11-26 14:35

س ل ا م ک ب را !!
:)))

34 :: توسط سینا هدا در 2003-11-26 13:48

زیتون عزیز و نازنین!
خوشحالم که اینقدر مستقل و با شخصیت فکر میکنی و مسخ نیستی.
این بزرگترین سرمایه ی هر آزادیخواه و آزاده ای هست که نظر به خوبیها داره.
مهر و نور دلت مستدام.

33 :: توسط ناناس گرسنه در 2003-11-26 13:31

ديدگاهت درباره كسايي كه از ترس جهنم و اميد بهشت مذهبي ان برام جالب بود. گاهي اوقات با افرادي كه همينجوري مذهبي بودن رو ميكوبن بحث ميكنم، اما شايد تنها باريه كه يه نظر مشابه با ديدگاه خودم رو ميخونم.

32 :: توسط zhon در 2003-11-26 13:11

سلام
يه سري به من بزن
اگه خوشت اومد لينك بده
من هم در خدمتم
اسم دلخواهتو بده . اولش يه بت مي زارم ميشه لينكت
مثل : بت گرافيست
حق يارت

31 :: توسط دادامن در 2003-11-26 12:21

اطلاعيه........

بدين وسيله از تمامي صاحبنظران اجتماعي و سياسي دعوت ميشود در بحث آنلاين ايرانيان پيرامون انتخابات اخير شركت نموده و نظر موثر خود را از طريق اينترنت در اتاق سياسي ايرانيان اعلام كنند .تاريخ اين مناظره ي اينترنتي 27 آذر ماه 1382 , مطابق با 18 دسامبر 2003 ميلادي است , ساعت شروع مناظره بدين قرار است

پنج بعد از ظهر به وقت تهران

دو بعد از ظهر به وقت لندن

دو و نيم بعد از ظهر به وقت آلمان

هفت صبح به وقت لوس آنجلس

آدرس اينترنتي مناظره

http://bahsblog.free-host.com

هيئت اجرايي (وب لاگ دستگاه دادا , وب لاگ روزانه


30 :: توسط هوشنگ در 2003-11-26 12:19

زيتون جان! شمال؟ خوش به حالت. خوش بگذره.

29 :: توسط بنفشه در 2003-11-26 12:02

نه بابا کی گفته توی کشور ما تعطيلی کمه؟ کجای دنيا دوازده تا امام هست که روز قتل اکثرشون و روز تولد بعضی هاشون تعطيل باشه؟! توی همون عربستانش هم اين طوری نيست! مخصوصا اين رژيم که به بهونه ی گوزيدن آيت لله خامنه ای هم سه روز تعطيل می کنه!!! (بی ادب که نشدم هان؟!)

28 :: توسط AAVA-DEL آوای دل در 2003-11-26 11:41

۱. اول از همه سلام
۲. من اگه باشم که نمی تونم. چون حواسم همش پرت می شه اينور اونور! ولی تو سعی خودت رو بکن. اميدوارم بتونی درس بخونی.
۳. چقدر آمار آدمهای روانی جنسی تو کشور ما بالاست. مطمئنم تو اگه نی قليون هم بودی ولی می دويدی باز هم يارو اون حرف رو بهت می زد. چون کارش و هدفش همينه!
۴. والا ولايت ما که سرد و بارونی. کلافه ام کرده اين هوای ابری و بارونی.
۵. قضيه کبرا خانم خيلی هم بامزه بود.
۶. جک مارمولکه هم خيلی خنده دار بود. من هم قسمت مشمول شدنش رو تازه شنيدم.
۷. برای شما هم مبارک باشه.
۸. ...
۹. کاملا باهات موافقم. حرف حق جواب نداره!
می بوسمت
خدا حافظ

27 :: توسط seyedali در 2003-11-26 11:21

ما همين دورو بريم اون سربالايی گفتی کجاست ؟‌ راستی کيا ميری خريد ؟‌:))))

26 :: توسط من ناشناس در 2003-11-26 11:16

زیتون جان این مردها گناهی ندارن. مقصر کسانی هستند که این مشکلات را پیش می آورند. من وقتی اولین بار به این کشور آمده بودم تا تنها تو یه خیابون با چند تا مرد قرار می گرفتم قلبم مثل همان لحظات تو تهران تند تند می زد؛ اما به راحتی از کنار من رد می شدند و هیچ اتفاقی نمی افتاد. کم کم به خودم مشکوک شدم گفتم نکنه من با معیار های این ها جور در نمی آم!! و خلاصه خیلی به رفتارهای پسر ها با دختر های خوشگل تو خیابون دقت کردم!!!! بالاخره برام جا افتاد که کجای کار هستم. خلاصه دوست من اگر آن بیچاره ها هم در شرایط این طرفی ها قرار می گرفتند حالا می دانستند چطور برخورد کنند. البته ناگفته نماند که این جا هم خارجی هایی که مست می کنند دوباره همان برنامه ها را پیاده می کنند اما محترمانه تر!

25 :: توسط خشايار در 2003-11-26 10:45

آره خانوم پاشو برو شمال .

24 :: توسط حقيقتمدار در 2003-11-26 10:42

سلام...جکات که اصلا بی مزه نبود...بعدشم...هر کسی از انجام هر کاری يه هدفی داره...شاد باشی

23 :: توسط dK در 2003-11-26 10:36

سلام...
منم مث بقيه... آدم بايد بشيه زار زار گريه کنه... به حال هم‌چين ملتی... تقصيره خودشونم نيست البته...

با ۹ هم کاملا موافقم... متأسفانه منم کسايی رو ديدم... بهم مي‌گن اگه تو مسلمون نيستی... به خدا اعتقاد نداری... چرا دزدی نمي‌کنی و ازين چرت و پرتا... واقعا آدم چی مي‌تونه به هم‌چين آدمايی بگه... ): ... &-: ....

موفق باشی... فعلا ...

22 :: توسط پژمان در 2003-11-26 08:47

در ضمن می تونی از هاله بپرسی اونائی که به من لينک نمی دن چه به سرشون می آد!

21 :: توسط پژمان در 2003-11-26 08:42

آخ چقدر حال می داد به جای اون پسره من اينطوری سوپرايزت می کردم. فقط تو رو خدا مواظب خودت باش که ما رو از زيتون خوردن نندازي :((

20 :: توسط هاله در 2003-11-26 08:26

اه ... زيتونک عجب آدم حرومزاده اي بوده موتوريه! نزدی تو گوشش؟ پس اين کميته کجاست وقتی اينجور لات و لوتا مزاحم دخترای ملت ميشن؟ دارم کلی حرص ميخورم.

19 :: توسط خنگ خدا در 2003-11-26 08:21

زیتون جون من تخصصی در این زمینه ندارم ولی تا اونجا که میدونم دویدن در سرپایینی اصلا برای زانو خوب نیست. میفهمم چی میگی. وقتی میبینم که اینجا همه چقدر آزاد هستند که هر طور که دلشون میخواد لباس بپوشند و رفتار کنند دلم برای هموطنام میسوزه که چه چیزهای پیش پا افتاده ای براشون مشکل سازه.
شاد باشی

18 :: توسط barbod_shams در 2003-11-26 08:04

اون آقايی که سر چهارراه شما رو شناخته کسی نيست جز ...

17 :: توسط sara در 2003-11-26 07:43

۲- نمیدونم...چون من تابستونا فقط رفتم شمال و درس نمیخوندم... ولی تا اونجا که یادمه٬ اینقدر هوای شمال نموره که من شخصا مغزم نم میکشید و دیگه حرف زدن عادیم رو هم یادم میرفت٬ چه برسه به درس...!
۳-بیکاریه و هزار درد٬ خواهر....خدا شفاش بده!
۴-حالا هی پز هواتون رو بده! ما هم که دل نداریم دیگه٬ نه؟!
۵ و ۶- باحال بید!
۷- به همچنین!!
۸-مگه اینترنت هم شهرداریه که روزانه-شبانه داشته باشه؟؟!!
۹-باریکللا روشن فکر!
(این سبک کامنت گذاری خیلی بهتره٬ هر کی راه اندازیش کرده خدا پدر و مادرش رو بیامرزه!)

16 :: توسط خانوم قهوه خونه در 2003-11-26 04:39

عيدت مبارک...حالا چه ديروز چه امروز...فرقی نداره...

15 :: توسط ترسا در 2003-11-26 04:39

همیشه خواندن نوشته هات لذت خوندن رو در من بیشتر میکنه. بلاگت از موفق ترین هاست و این رو همه می دونن...

14 :: توسط man در 2003-11-26 04:21

متاسفم، متاسفم، متاسفم، ...
عزيز جان فکر ميکنم که يه کم احتياط بد نباشه. ما ساکن کشوری هستيم که شرايطی بی نهايت غير عادی داره.
لعنت بر شیطون، نميدونم ديگه چی بگم :(

13 :: توسط ***** در 2003-11-26 04:06

http://www.iribnews.com/Full_fa.asp?news_id=96151657951862&n=8

12 :: توسط آبنوس در 2003-11-26 03:42

زيتون عزيز, كاش ميشد ذهن آدمهايي مثل موتور سواره را با يك كليك ديليت كرد, و بجاش چهار كلام معرفت و انسانيت توي مغزش سِيو كرد. هر چند خياليست واهي, ولي كاش ميشد.

سعي كردم از كلمات كليك وو ... استفاده نكنم ديدم منظور رسا نميشه :)

راستي شمال اصلاً جاي خوبي براي درس خوندن نيست, پا نشي بري. من ايران كه بودم امتحان كردم درياي خزر و جنگلها نميزارن حواست را جمع بكني :)

در شماره 9 خوب گفتي. واقعاً بعضي ها دين و ايمان لازم دارن تا بتونن رفتار خودشون را كنترل بكنن!

11 :: توسط بامداد در 2003-11-26 03:10

ياد يه موضوعی افتادم ... يک روز همسر سابقم از من پرسيد ... چطور تو توی ايران سالی ماهی یکبار هم آرايش نميکردي اما اينجا امکان نداره که بدون آرايش بری سر کار؟؟؟؟
منهم بهش جواب دادم ... توی اون مملکت دختر و زن نبودی که بتونی دلايل منو بفهمی ... دليل اصلی ام بيماری مزمن اون محيط بود ... ترجيح ميدادم کمتر کسی بهم توجه نشون بده و کمتر حرص و جوش بخورم ... اما اينجا با خيال آسوده برای دل خودم هر کاری بخوام ميکنم ... خوشبختانه هيچکس حتی نيم نگاهی هم به آدم نميندازه ...

10 :: توسط بامداد در 2003-11-26 03:02

من با زيستن موافقم ... لطفا توی سرپايينی ندو ... خيلی بده ...
در مورد اون موتور سوار هم واقعا چيزی ندارم که بگم ... فقط ياد خيلی چيزها و خاطرات ناخوشايند افتادم ... متاسفانه من خيلی بدترش هم ديده بودم ... بارهای بار ... منهم تمام روزم خراب ميشد ... گاهی اوقات چندين روز نميتونستم از فکرش بيام بيرون ... چه روزهايی بود ...:(

9 :: توسط آسمان هفتم در 2003-11-26 03:01

من نميدونم اين ماه تو ايران چه سريه که اينقدر واسه ملت کلاس ميذاره و بيرون نمياد خودش رو به موقع نشون بده ...

8 :: توسط زیستن در 2003-11-26 02:37

زيتون عزيز سلام !
خيلی مواظب خودت باش ! اصلا تو سر پايينی دويدن برای زانو ضرر داره :)) منصرف شو ! شاملو اين شعر رو در رثای فروغ گفته ٬ آيا مناسبتی هست که اين شعر رو انتخاب کردی ؟

7 :: توسط amir در 2003-11-26 02:35

سلام
از مطالبت لذت بردم. جاييکه من زندگی ميکنم ، دخترها که چه عرض کنم ، مادر بزرگها هم ميدوند. گاهی که اينجا ميرم بيرون و ميدوم دخترهايی رو ميبينم که با شلوار کوتاه و تاپ ميدوند خيلی راحت و کسی هم کاری بکارشون نداره . نتيجه گيری با شما.

شاد و خندان باشيد

امير

در ضمن مقاله ی آفات وبلاگ نويسی را بخوان...تازه نوشتم

در مورد اون کسی که تو چهاراه بهت گفته بود شما وبلاگ نويسيد چی حدس ميزنی ؟ بنظرم خيلی عجيب مياد؟ من دو روز ديگه ميام اينجا ببينم چی گفتی ...

راستی جايزه ی دوم شدن چيه؟!

ببخشيد دوم نه حالا ديگه سوم:ی

3 :: توسط anahita در 2003-11-26 02:12

خيلی ناراحت شدم از جريان موتور سواره! متاسفانه همه ما توی ايران از اين تجارب زياد داشتيم.
بهش فکر نکن و باز هم سرپايينی رو بدو...مشکل ما نيست اگر آقا فلان طور ميشن!

دويم

1 :: توسط mehr در 2003-11-26 02:05

آن مارمولک بزرگ که ميشه ميره مکه ميشه حاج مولک