83 :: توسط ortho tricyclen lo در 2004-10-24 12:32

Please check the sites dedicated to hair loss product | hair loss product | http://www.hair-loss-product-online-pharmacy.info/ | acne prescription | acne prescription | http://www.acne-prescription-pharmacy.info/ | depression medication | depression medication | http://www.depression-medication-online-pharmacy.info/ | online drug store | online drug store | http://www.online-drug-store-online-pharmacy.info/ | anti wrinkle | anti wrinkle | http://www.anti-wrinkle-online-pharmacy.info/ | free keno | free keno | http://www.best-online-site-reviews.info/ | adalat | adalat | http://www.top-deals-site-medication.info/ | roulette betting strategy | roulette betting strategy | http://www.best-odds-2002.info/ | buy tramadol online | buy tramadol online | http://www.buy-tramadol-online-online-pharmacy.info/ | buy clonazepam | buy clonazepam | http://www.buy-clonazepam-online-pharmacy.info/ | accupril | accupril | http://www.top-web-site-4you.info/ | ...

82 :: توسط that link در 2004-10-04 18:02

Please check some information dedicated to each site | each site | http://www.yasmin-top-pharmacy.net/ | this link | this link | http://www.buy-adipex-top-pharmacy.net/ | this link | this link | http://www.Weight-Loss-diet-Pill-top-pharmacy.net/ | site | site | http://www.adipex-p-top-pharmacy.net/ | for that | for that | http://www.texas-hold-em-poker-top-casino.net/ | this site | this site | http://www.play-poker-top-casino.net/ | that site | that site | http://www.adipex-online-order-top-pharmacy.net/ | that site | that site | http://www.diflucan-top-pharmacy.net/ | everywhere | everywhere | http://www.online-adipex-top-pharmacy.net/ | go to | go to | http://www.free-poker-game-top-casino.net/ | that site | that site | http://www.cvs-pharmacy-top-pharmacy.net/ | everywhere | everywhere | http://www.alprazolam-top-pharmacy.net/ | ...

81 :: توسط abdolreza در 2004-09-27 04:37

manzoor az comment hamon tazakoreh ya ye many siasy mideh.

80 :: توسط texas holdem در 2004-09-19 16:51

You are invited to check out some information about order phentermine http://www.nikkiwilliams.info/ order phentermine poker http://www.longslabofjoy.com/ poker online gambling http://www.pages4people.com/ online gambling phentermine http://www.workfromhome-homebasedbusiness.com/ phentermine online poker http://www.tokyojoes.info/ online poker texas hold em poker http://www.mbgeezers.com/ texas hold em poker poker tables http://www.valeofglamorganconservatives.org/ poker tables purchase phentermine http://www.taliesinfellows.org/ purchase phentermine blackjack http://www.blackjack-123.com/ blackjack texas holdem poker http://www.langsrestaurant.com/ texas holdem poker buy phentermine online http://www.princeofprussia.org/ buy phentermine online texas holdem http://www.playandwin777.com/ texas holdem poker room http://www.lambethcouncil.com/ poker room texas hold em http://www.worldwide-holdem.com/ texas hold em ... Thanks!!!

79 :: توسط ساناز در 2004-07-03 12:55

هر آنچه که درباره پوشش زنان فيمينيست ميخواستم بگويم مهشيد گفته بود . ممنون مهشيد کارم را ساده کردی ومثل هميشه کلی چيز ياد گرفتم .

78 :: توسط زیتون در 2004-07-03 01:06

مهرگان جان
جوابت رو در نظرخواهی مطلب بعدی داده‌ام:)

هاله عزیزم
اصلا یادم رفت کامنت‌های این سعید نالوطی رو پاک کنم..یعنی وقتی برای پاک کردن اومدم سرعتم کم بود و نتونستم.. با جواب دندون‌شکنی که تو بهش دادی فکر کنم لازم به پاک کردن کامنتش نباشه. بلکه یه کم بره خجالت بکشه:)

77 :: توسط هاله در 2004-07-02 18:59

به سعید:

صد گرم؟ اگه بیست گرمشم داشتی الان با اسم خودت کامنت گذاشته بودی! خیلی ترسوئی جونم ... کسی که حرف حساب بزنه درست و حسابی و به اسم خودش میزنه. از چی میترسی؟ میترسی یه مشت زن ناشزه همون بیست گرمت رو هم بندازن دور گردنت باهاش خفه ات کنن؟

ببخش زیتون جان.

76 :: توسط مهرگان در 2004-07-02 14:50

با اجازه مقام رياست جلسه!

هزار و يك حرف داخل پرانتز درباره غول بي شاخ و دم فمينيسم و كفش پاشنه بلند:

مهشيد نارنين و زيباي مهربان و ارجمند ... صد البته ديروز با اين منظور عازم برلين نشدند كه از كله سحر امروز جمعه دوم زوييه تا بوق سگ يكشنبه چهارم زوييه به ور رفتن با سالاد و لب زدن به جام شراب و تحمل ديالوگ با نفر بغل دستي كه احيانا در مورد فمينيسم ازببخ عرب است وقت بگذرانند.

اجتماع در برلين به ابتكار" بنياد پژوهشهاي زنان ايران" براي بررسي "نقش اجتما عي جنسيت در روند مدرنيته ايران" تشكيل ميشود و شركت كنندگان خيلي كارها ميتوانتد بكنند (البته اگر آن گروه از "حواهران" و "برادران" كه هم پناهنده اند و هم " اصلاح طلب" و در عين حال سالي يكي دوبار به زبارت مام ميهن هم ميشتابند و با فرش و قاليچه و طاس و دولچه برميگردند و تعريف ميكنند كه خيلي هم خوش گذشت ، از خرشيطان مادر مرده دوم خرداد پايين بيايند.
اگر زيبا كرباسي به برلين بيايد مسلما با سبك شاعرانه يا (ان طور كه امروز اسمم درست و قشنگش را ياد گرفته ام ).با سيك معروف به مهشيدانه (يا يه لفظ زيتوانه: به سبك كولي ها) ، كه خاص شعرا و هنرمندان است لباس به تن دارد. با اين تفاوت كه زيبا كرباسي موهاي قشنگش را از نه تراشيده است و به ماه شب چهارده ميگويد، تو در نبا كه من در آمدم. اليته قيافه جديد اين شاعره زيبا را هنوز زيار ت نكرده ام و فقط به آخرين عكس يول براينري منتشر شده اش استناد ميكنم كه نميدانم آيا محصول تيغ زيلت است يا ديژيتال.(به قول سينماچي ها).
برنامه ها ي روز جمعه دوم ماه زوئن با سخنراني يك خانم آلماني شروع ميشود، تحت عنوان "فمينيسم در آلمان". اين خانم مسلما ار حرب سبرهاي آلمان است. پس لباسي كه به تن خواهد داست از قماش همان چيزهايي است كه همه اعضاي اين حرب.(اعم از اين كه عضو عادي حزب محسوب بشوند يا مقام وزلرتي يا پارلماني داشته باشند) به تن مبكتتد ( كه روپوش كلفتها و پيش بند آشپزخانه و سطل اشغال نيست) هوس برنيانگبز!
سخنران بعدي خانمي است از عراق و گرارشي دارد درباره و ضعيت زنان در عراق امروزه. پس تكليف ايشان هم از لحاظ سر و وضع معلوم است (معلوم نيست؟).
برنامه اين روز جمعه همينطور با سخنراني ادامه دارد و ساعت نه و نيم شب يك فيلم نمايش داده ميشود به نام " :بازگشت" اثر آرمان نجم . اين فيلم دسنگيري و قتل زيبا كاظمي را نصوير ميكند . نقش زيبا كاظمي را ميترا زاهدي هنرمند ايراني مقيم برلين به عهده دارد كه از فمينيست هاي بس فعال است و ليست كارهايي كه كارگرداني يا اجرا كرده است چشم گير و پر از دنگل و منگل است. بر خلاف لباسش.

بقيه حرفهايم را امشااسپندان عزيز و اصلاح طلب لطفا نخواند چون خصوصي است (البته زيتون خانم رياست جلسه مستثني تشريف دارند) :

بنده يك عدد دوست نارنين دارم كه به قول خودش نيمچه فمينيست است. موجود نازنيني است. انقدر شفاف است كه به شوخي) به او نيو پراودا جان ميگويم(ابلته بين خودمان) . براي اين لقب پراني صدتا دليل ديگر ( به جز شفافيت مباركش) دارم كه هيچ كدامشون را لو نميدهم. چون نيو پراواد نيستم. خانمي كه شما را داريم ( منظورم اينجا زيتون خانم است)، اين نيو پراوادا ي عريرم يك روز از بيمارستان تلفن زد. چرا؟ ايشان ( بي اطلاع از تجربيات تراژيكميكي كه مهشيد عريز شرح داده است) به ناگهان هوس كرده بودند كفش پاشنه بلند خريداري بفرمايند. بدو بدو ميايد خانه، چسان فسان . بلوز و دامن. ترگل و ورگل. پرنده بي قرار( پرنده بي قرار خانه عروسك ايبسن) . ميپرد كه برود با كفش پاشنه بلندش جولان بدهد. وسط راه پله مثل گربه روي شيرواني داغ كله معلق ميزند. حالا مدتي است كه با پاي گچ گرفته مرخصش كرده اند. تمام اين مدت بنده كه بشر چاير الخطايي بيش نيستم، مثل زرخريد، مسئول خريد كردن و اجراي ديگر خورده فرمايشهاي حضور نشسته در صندلي چرخدار مقد سش بوده ام. اينها كه چيزي نيست. ناله ها و قر زدن هاى اين سرباز تير خورده مان و ناز و نوازش ها و دلداري دادنها و قربان صدقه رفتن هاي اين كميته احمق مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود. بخدا صد رحمت به كنيز كفكير خورده. تنها خواهشم اين بوده كه تو را بخدا نصف شب به من زنگ نزن. به همين راضي بودم. داشتم عقلم را از دست ميدادم كه بالاخره به طور تدافعي به اين نتيجه اقليد وسي رسيدم كه هر نيمجه فمنيست قد درازي كه يك هو يي هوس كند كفش پاشنه بلند بپوشد، پيشاپيش و حتي پيش از اين كه پايش قلم شود عقلش را بخواست خدا از دست ميدهد و باعث ميشود بهترين دوستش هم به دارالمجانين برود. اين هم از اين.
پريروز برايش خريد كردم و خيلي كار هاي ديگر (بي آزار ترين دستور جديدش به اين نديمه مفت و مجاني اين بود كه برايش كتاب بخوانم) سرتان را درد نياورم. . خلاصه. كلي حداحافظي . كلي آب غوره گرفتن بي لاترال مفصل. رفتم خانه. خسته و كوفته كپر مرگم را گذاشتم را نا مثلا نا سلامتي استراحت كتم. ارواي مشكم ميخواستم ديروز ظهر تر و فرز سوار ماشين لكنتي ام بشوم و بروم برلين.
كله سحر به من تلفن زد . خاك علم بر سرت كه فلان كارت اشتباه بوده است. آن هم اشتباه عمدي! بله عمدي! تو اصلا غلط كردي از اين كارها بكني! تو اصلا بي خود كردي ..... يك فصل سرم داد كشيد . مجال نميداد يك كلمه حرف بزنم. گريه كنان گوشي را گذاست. هر جه زنگ زدم گوشي را بر نداشت. من هم في الفور گفتم به درك اسفل والسافلين. به خودم تلقين كردم و باورم شد كه خيلي هم از اين قضايا خوشحالم. خدا را صد هزار كرور شكر كه براي هميشه از دستش خلاص شده ام.
اما دلم نيامد. چه مصيبتي. ديدم چراغي كه به خانه رواست به مسجد اصلاح طلبان حرام است. رفتم سراغش. مجبورش كردم به تشكيل جلسه. با فلاش بك مفصل. با كلوزاپ به كفش پاشنه بلند.

خلاصه اين كه بنده سر افكتده برنامه روز اول جلسات برلين را از دست داده ام. و عزمم جزم است كه گوش شيطان كر امروز گورم را گم كنم.

نيو پراواداي نيمچه فمينيست عزيرم هم بايد بداتد كه لقب جديدي برايش پيدا كرده ام كه به طفلان مسلم قسم از اينجا تا برلين و توي تمام جلسات برلين جار ميزنم و جار ميزنم و جار ميزنم: " نيو پارا نويا"!

75 :: توسط زیتون در 2004-07-02 14:35

هزار حرف نگفته و بنفشه‌ی عزیز
اتفاقا منم می‌خواستم بحث به اینجا برسه که رسید!

74 :: توسط sara در 2004-07-02 13:10

can you invite me to Orkut

73 :: توسط هزار حرف نگفته در 2004-07-02 11:27

دوستان خوبم :

فمینیست بودن یا نبودن مسئله این نیست
مسئله مبارزه برای برابری حقوق زن و مرد است در تمام طول زندگی .

دیشب فکر کردم که این جمله به ذهنم رسید و الانم نوشتم

آزادی مهمتر از این ایسم ها است

علی ن

72 :: توسط dokhtar irani در 2004-07-02 09:19

salam be nazare man zan bayad lebas haye zanoone bepooshe , arayesh , javaherat hameye ina male zane , va mard ham bayad ghavi bashe tipe mardoone dashteh bashe va ye tekyegah baraye zanesh bashe , man az in ghesmati ke migan zan o mard bayad ba ham mosavi bashan ziyad khosham nemiad chon khoda mard o baraye in sakhte ke az zan ghavi tar bashe va hame kar az ohde zan bar nemiad

71 :: توسط banafshe در 2004-07-02 05:10

می دونی ارايش کردن و نحوه ی لباس پوشيدن يه امر کاملا شخصيه! و به نظرم اصلا اصلا معنی نداره که يه فمينيست از مشخصه های اصليش! بقول زیبا اينه که ارايش کم بکنه و لباس ساده بپوشه! هرکس طوری که احساس راحتی می کنه لباس می پوشه و خودش رو درست می کنه.

70 :: توسط Simon در 2004-07-02 03:58

زيتون عزيز
حق باتوست من جمله رو يه با ديگه خوندم بعضی وفتها آدم به خودش گل ميزنه .

69 :: توسط يك دوست مسلمان در 2004-07-02 03:20

با سلام من نکته ای را اينجا می خواستم متذکر شوم و آن هم اينکه بياييد به جای جبهه گرفتن زنها عليه مردها و برعکس در نظر بگيريم که همه ما انسان هستيم مرد و زن هر کدام ويژگی خاص خود و توانايی مخصوص بخود را دارد که با همکاری يکديگر می توانند به رشد همديگر و در حقيقت به تعالی انسانها کمک کنند اينکه همه اش از يکديگر بد بگوييم در حقيقت به خالق انسانها بد گفته ايم که همه ما را آفريده است من مدت زيادی نيست که در کشور شما زندگی می کنم ولی متاسفانه می بينم که مرتب همديگر را می خواهيد تحقير و خرد کنيد شما ايرانی ها استعداد های خوبی داريد ولی متاسفانه با حسادتی که در اکثر ايرانی ها می بينم به رشد يکديگر کمک نمی کنيد آيا بهتر نيست بجای اينکه مرتب همديگر را زير سوال ببريد قويترها به ضعيف ترها کمک کنند و دست آنها را بگيرند و آنها را هم بالا بياورند حالا مهم نيست اين فرد ضعيف مرد يا زن يا کودک باشد مهم اين هست که او يک انسان هست پس او ارزش دارد
اگر واقعا دوست داريد جامعه اي كه مرتب از وضعيت آن شكايت داريد بهتر شود بهتر نيست كه بجاي متهم كردن يكديگر به فمنيسم و شوآنيسم و چيزهاي ديگر مردان و زنان اين كشور دست يكديگر را بگيرند و همديگر را در همه مسائل ياري كنند و براي هم خوبي بخواهند نه سرشكستگي
فكر كنم اين طوري شايد دوباره دوستي و محبت حقيقي دوباره به ميان مردم ايران برگردد و دوباره حماسه هاي شاهنامه را يادآور شود

قضاوت در اين مورد را به تمام زنان و مردان با محبت ايراني واگذار مي كنم

براي موفقيت همه تان دعا مي كنم

68 :: توسط زیتون در 2004-07-02 03:11


طرفدار زنهای عزیز
خوب مسلمه که آزادی ها همه به هم ربط داره.. منتها جنگیدن در همه جبهه ها مقدور نیست..بخصوص که عده ای دوست ندارن در سیاست دخالت کنن.. و اینجوری تعداد فعالان جنبش کمتر می شه.. عوض کردن مرحله به مرحله ی قوانین ضد زن و گسترش فرهنگ برابری حقوق زن و مرد خودش یواش یواش موثره...
امیر جان
معلومه که کار من نیست... همه می دونن که من عمو گیله مرد نازنین رو خیلی دوست دارم.. خیلی وقته که عده ای مزدور مشغول این کارای شیطانی هستن بلکه بتونن بین بلاگرها تفرقه بندازن ولی کور خوندن.. نوشته های عمو گیله مرد و همینطور شخصیت خودشون خیلی دلنشینه برام:)

.ریبل، پانته آ، یلدا و بقیه دوستان عزیز
طرز فکر شما رو ارج می گذارم.. این بحث برای من یکی که خیلی آموزنده بود:)

پروانه جان
بعد از خوندن ای میلت خواستم کامنت شماره 15 رو که گفتی اشتباهی دراون رخ داده پاک کنم ولی سرعتم اینقدر کم بود که نشد..به محض آنلاین شدن چشم!

67 :: توسط زیتون در 2004-07-02 03:11


جن تاتر شهر عزیز
اولا من کی از فمینیست ها بد گفتم؟ من خودم خودمو فمینیست می دونم به جان شما:) دوما: برای کتاب چاپ کردن حاضرم 70 درصد سودش مال من 30 مال شما خوبه؟:)
آقا سعید
ممکنه کمی بیشتر در مورد مشکلات اساسی توضیح بدید که من بیشتر از این وقت ملت رو نگیرم و راجع به( همون راجب که شما نوشتید:) ) همون چیزایی که شما می فرمائید بنویسم؟

اندورنی جان
سفسطه نکن:).. منظورت هر فمینیستی که می خواد باشه.. تو نباید به هیچکس انگ بزنی! حالا چه همون تریبون منظورت باشه یا کلا زنانی که در جنبش فمینیستی فعالیت دارن..گاهی یه معذرت خواهی مسئله رو حل می کنه!

66 :: توسط زیتون در 2004-07-02 03:10


سایمون جان
انگار جمله ی منو اشتباه خوندی! من نگفتم نمی شن, گفتم چرا حساب نمی شن؟ متوجه کلمه (چرا) نشدی ! چون با جمله قبل نوشته شده بود..

اندرونی
جواب شما رو امشاسپندان به خوبی داده و زحمت منو کم کرده..
کلا کامنت های امشاسپندان خیلی برای من یکی که خیلی اموزنده بود و خیلی نکته ها داشت.. کاش همه ی فمینیست ها همین طرز فکر رو داشتن.. و البته چند نفر از دوستان دیگه که با کامنت های خوبشون امیدوارم کردن!

امشاسپندان عزیز و گرامی
با تشکر از روشنگری ها و توضیحات در مورد فمینسم ..
من هم به همین دلایل گفتم که خیلی ها بدون اینکه بدونن فمینیستن! خیلی از مردان از این کلمه می ترسن ولی بارها دیدم که برای رهایی زنان از خیلی از قید و بندها و احقاق حقوقشون فداکارنه مبارزه می کنند و پای همه ی مشکلاتش می ایستند و گاهی مثل همین علی ن عزیز خودمون که همه کار می کنه ولی از این که دیگران اونا رو زن ذلیل خطاب کنن کمی دلچرکینه( نمی گم می ترسه..چون تا اونجایی که علی رو شناختم ترس در قاموس او معنی نداره) می بینی؟ سطر سطر کامنت و همینطور نوشته هاش از برابری حقوق انسانها می گه ولی وقتی کلمه فمینیست به میون میاد....
دوست دارم این ترس ریخته بشه و همه از این که دیگران فمینیست خطابشون کنن افتخار کنن..

65 :: توسط زیتون در 2004-07-02 03:01


زیستن نازنین
حالا روتون نمی شه بگین فمینیست هستین از نظر من اشکالی نداره:) ولی این جمله تون حرف توش هست:
این مبارزه چون ماهیتی آشتی پذیر داره احتیاجی به درگیری و خشونت نداره و با قانون و تربیت قابل حل شدنه)))).
والله اگه احتیاج به خشونت هم داشت جان برکف آماده ایم:)

jay jay)20)جان
این جمله تونو باید با آب طلا بدم بنویسن:
آقایون و خانمهای آگاه و معتقد به برابری و تساوی انسانها دوشادوش با هم مبارزه میکنند برای ساختن جامعه ای بهتر برای نسلهای آینده . هرکسی فکر میکنه فمینست یعنی ضد مرد !! واقعا کم سواد هست

مهدی جان( 21)
این جمله تو خوندم یاد حرف امام افتادم که می گفت من ورزشکار نیستم ولی ورزشکاران را دوست دارم:)

64 :: توسط زیتون در 2004-07-02 02:59

مهشید عزیزم
دقیقا حرف دل منو زدی! منظورم از همه سوالات رسیدن به این جوابها بود ... هیچ الگوی پوششی و رفتارینمی تونیم به اجبار به دیگران توصیه کنیم..رفتارها و پوشش هر شخصیربطی به فعالیت برای عقیده اش نداره..البته منم موافقم که زنی با مایو و هزار لوازم زینتی و رنگ و وارنگ و اجق وجق بیاد تو یه جلسه نمی تونه مبلغ خوبی برای عقاید روشنفکری باشه ولی حتی اگر یک چنین زنی هم ادعای مثلا کمونیستی کرد نباید بگیم نه تو نمی تونی کمونیست باشی! خواستم بگم هیچکس حق نداره خودشو الگو قرار بده..اگر تو دوست داری عین هیپی ها بگردی( چه جالب) ممکنه یکی همونطور که گفتی با پاشنه باریک 10 سانتی راحت تر باشه.. و خیلی خوشحالم که تو اونطوری فکر نمی کنی..
منتظر گزارشات از برلین هستیم..راستی مهشید جان تو روزنامه شرق از صحبتهای تو در پالتاک در مورد جوانان و مسائل جنسی چیزهایی نوشته بود:)

ارنستو چه گوارای عزیز
کی گفته این یه بحث زنونه ست؟؟ اتفاقا خیلی دوست دارم نظر آقایون رو هم بدونم..چون رفتار و حرفهای غلط بعضی خانوم های مدعی طرفداری از فمینیسم باعث ترس و زدگی بسیاری از مردان ایرانی نسبت به جنبش فمینیسم شده.. و شاید شماها هم با حرفاتون باعث روشنگری بیشتری برای ما بشید!
از نوشتن حرفهای پروفسور دابسن هم ممنون بخصوص این جمله:
.فيمينيستها خواستار ارزيابي دوباره و مثبتي از ويژگي هاي زنانه اند و ضرورتآ نمي خواهند ويژگي هاي مردانه از بين روند بلکه بيشتر به دنبال تعادل ميان اين دو ويژگي هستند.

63 :: توسط goli در 2004-07-02 02:43

باور بر اين اصل كه زنها هم مو قعيتها و شانسهايي دقيقا برابر مردان داشته باشن سازنده اين مكتب اجتماعي است...( توي هر ديكشنري ميخواين سرچ كنين همين جوابو ميده ) چه جالب خودم نمي دونستم انقد فمينيستم..يه فمينيست عاشق! ميشه؟1

62 :: توسط زیتون در 2004-07-02 02:35

آرمین گیله مرد عزیز

غلط بودن ((گوسفندوار به دنبال ایسمی راه افتادن)) رو چه قشنگ توضیح داده ای... باهات موافقم!
تنها کسی که میتواند قضاوت کند که تو چی هستی، فقط خودت هستی که اگر قضاوت بعهده دیگری بگذاری و باور و قبول کنی گوسپندی بیش نیستی که برای سلاخی آماده ات کردند

زیبا جان
خیلی ممنون که بحث رو ادامه دادی
می دونم نوشته شما در اینجا کل نظرات شما نیست..چه جالب که شما و مهشید قراره به این کنفرانس در برلین برید.. مشتاقانه منتظر برگشتن شما و سوغاتی هاتون هستیم! نترسید, منظورم گزارش بود:)

61 :: توسط KH در 2004-07-02 00:33

زيتون ارجمند
حسب الد ستور مجدد ن ایمل تقديم شد ؛ دوتا.

60 :: توسط طرفدار زنها در 2004-07-01 22:25

به نظر من در مورد مشخص کشورمون يک فمينيست واقعي ايراني اولين و شايد تنها وظيفش سرنگون کردن رژيم ج.ا.ا است !!؟؟ همه خانومها بخوبي ميدانند با وجود اين رژيم حرف از فمينيست زدن باد هواست !!؟؟ زنهاي ايراني تا وقتيکه حقوق اوليه از جمله حق پوشش و يا معشرت آزادانه رو ندارند حرف و بحث راجب فمينيست فقط حرفهاي روشنفکرانه هواييست!!؟؟

59 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 21:54

چه سو ء برداشتی اندرونی عزیز؟ما چند تا تریبون فمینیستی داریم؟غیر از اینه که تننها یک تریبون فمینیستی داریم؟حتی اگر منظورتان اشخاص دیگری بود باز خق دخالت در حیطه شخصی افراد را ندارید.

58 :: توسط اندروني در 2004-07-01 21:28

از کامنت من سوء برداشت شده. من که منظورم از تريبون فمينيستی، دم و دستگاه و سايت فمينيستی که اداره کنندگان اون پروين اردلان نوشين احمدی خراسانی... ميترا و منصوره شجاعی... زهرا ارزنی...ناهيد جعفری و ... می باشند نبود که ...

57 :: توسط زهرا در 2004-07-01 21:25

اي سعيد بي تربيت

56 :: توسط زهرا در 2004-07-01 21:21

من با سعيد خيلی موافقم.

55 :: توسط جن تئاترشهر در 2004-07-01 19:38

بابا من اومدم راجع به پیشنهادت ( چاپ کردن شعرامون ) صحبت کنم و احیانن قرارداد ببندم که دیدم رفتی سراغ جدیات، همین دیگه ، از فمینیسم بد می‌نویسی بعد انتظار داری جمهوری اسلامی وبلاگت رو فیلتر نکنه !!! بعدش راه می‌افتی به طومار امضا کردن! خوب نکن خواهر من ، نگو یه چیزی که به تیریج قبای علمای ما که قربون‌شون برم همه‌شون جزو فمینیستای دو‌ آتیشه‌ی عالم هستن بربخوره! بیا به بسکتبالیست‌ها فحش بده ، یا به پیانیست‌ها یا ...

54 :: توسط پانته‌آ در 2004-07-01 18:47

به نظر من (و تأکيد ميکنم که اين فقط نظر منه) فمينيست کسيه که به مشکلات زنان در جامعه و تبعيضها و ستمهايی که بر اونها ميره واقف باشه و برای رفعشون و روشن کردن ذهن ديگران تلاش کنه.

حالا اين آدم ميتونه مرد باشه يا زن، خوشگل باشه يا زشت، جوون باشه يا پير، پولدار باشه يا مفلس، لباس سکسی بپوشه يا نپوشه، آرايش بکنه يا نکنه... با نهايت احترام برای زيبا خانم تعريف ايشون از فمينيستها رو تا حدی سطحی و يکجانبه ميدونم. ايشون بايدها و نبايدهای مردها رو با بايدها و نبايدهای زنان عوض ميکنند. فرقش چيه؟ يعنی تعيين تکليفی که يه زن برای من ميکنه و ميگه "اينجوری لباس نپوش، شايستهء يک زن نيست!" از امر و نهی يک مرد بهتره؟

53 :: توسط ros در 2004-07-01 17:46

agha sarid
lahne harf zadanetan neshandahandeye tarzefekretan hast ,pehtare dar in pahs sherkat nakoney

52 :: توسط سعيد در 2004-07-01 17:18

همانطور مرد به زن نياز دارد زن هم به مرد نياز دارد و اين حرفهاي مسخره را رها كنيد و راجب مشكلات اساسي حرف بزنيد

51 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 17:13

هاله جون به تجربه ديده ام که اقايونی که به زنان توهين کرده و يا زن را جنس چندم می دانند انانی هستند که بی اندازه به وجود زن وابسته اند و چون توان درست ارتباط بر قرار کردن را ندارند اينگونه مشمئز کننده برخورد می کنند.

50 :: توسط هزار حرف نگفته در 2004-07-01 16:53

زیتون نازنینم :
دوستان خوبم :

همه ی حرفاهاتان را خواندم اما چند نکته به نظرم امد که برایتان بگویم.

تا حالا نه دنبال ایسمی بودم و نه برایم فرق داشته که این کارم چه کسانی را ناراحت می کند چه گروهی را آیا مردان من را زن ذلیل می پندارند و زنان با غروری در چهره شان با یکدیگر می گویند : دیدی او را فمینیست کردیم .
نه دوستان اشتباه نکنید !
در پس همه ی این اسم ها و القاب یک حقیقت واحد وجود دارد و آن چیزی نیست جز آزاده زندگی کردن و آزاد اندیشی
برای من فرقی ندارد که اسم این گروه یا کدام ایسم ختم می شود بگذارید گوش فرا دهیم به آنچه قلبمان می گوید و وجدانتان را قاضی کنید

شاید برای پسر ۲۴ ساله ای مثل من از جانب مردان انگ زن ذلیلی و از جانب زنان انگ های دیگری در مواقع دیگر به من بخورد اما بدانید طرفداری از هر جنس چه مرد چه زن به تنهایی کاری اشتباه است
باید به سوی لحظه ای حرکت کنیم که همه ی ما باهم برابر باشیم نه بیشتر و نه کمتر حال هر اسمی می خواهیذ بگذارید چه فرق دارد اسم در اینجا !؟

برای فمینیست بودن تلاش نکنید برای برابری حقوق زن مرد در تمام زندگی تلاش کنید روزی که هیچ زنی نه در لباس پوشیدن و نه در قواعد مسخره ی زندگی مجبور به تحمل عقیده ی مرد سالار جامعه نباشد و همان قدر آزا باشد در کار های روزمره اش که من آزادم .

حال برایم تفاوتی ندارد که به من بگویند زن ذلیل و برایتان تفاوتی نداشته باشد اگر به شما انگی دیگر زدند ما در ایران بیشر از انجام کاری به هم صفت می بخشیم و این صفت ها هستند که دهان به دهان می چرخند در جامعه .
هدف ما باید والا تر از این ایسم ها باشد پس:
برای برابری در زنده گی کردن برابری در اجتماع تلاش کنیم و بدانید که روزی بلاخره آن لحظه فرا خواهد رسید
حتی اگر آن لحظه در این دنیا نباشیم.

علی ن

49 :: توسط سعيد در 2004-07-01 16:52

مشكل شما كس خل ها اين است كه دسترسي به اين 100 گرم گوشت مردها نداريد و حرفهاي مسخره بلغور مي كنيد

48 :: توسط هاله در 2004-07-01 16:45

:))

47 :: توسط سعيد در 2004-07-01 16:42

هاله جون
تو بدون مرد هيچ نيستي يك موجود بي خاصيت

46 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 16:40

زيتون جان چون قراره ما اينجا بحث فمينيستی داشته باشيم من باز يک سری نکات درباره فمينيسم را مطرح می کنم.
بسيار ديده ام زنان و مردانی را که بر اين گمان هستند که فمينيسم فلسفه ای چنان پيچيده دارد که از درک اين افراد خارج است.نه!برای فمينيست بودن نيازی نيست کلمات قلنبه سلمبه به کار بريم.تنها بايد به ستمی که بر زن ميرود واقف باشيم و برای پايان دادن به اين ستم تلاش کنيم.
يک مموضوع ديگری که بسيار درباره ان از فمينيست ها سوال ميشود و اکثرا در اين باره گرفتار برداشت های نادرستند مسئله مادری است.فمينيست ها ابدا مخالف مادری کردن نيستند اما مادر شدن را يک سرنوشت محتوم نمی دانند.يک زن بايد خود حق داشته باشد در اينباره تصميم گيرد .فمينيسم معتقد است که هر کس ديگری می تواند از فرزند متولد شده نگهداری کند.مادری به معنای بچه به دنيا اوردن نيست.مادری به اين معناست که به رشد عقلی و روانی و عاطفی ديگری کمک کنيم که اين کار ديگران و نه الزاما مادر می تواند انجام دهد.اينک از بزرگترين فضايل برای زنان ما ايثار کردن و از خود گذشتن و نردبان ترقی شوهر و فرزند شدن است.ميخواهم نکته ای را مطرح کنم.اگر اين مسائل و خود مادری حقيقتا تا اين اندازه مقدس و ارجمند بود مردان نمی گذاشتند که زنان ان را به انحصار خود در اورند.اين همه تجليل و سخن سرايی نشان می دهد که مردان خود از اين وظايف گريزانند.اگر فدا کردن زندگی و ايثار و نردبان ديگران شدن تا اين حد عزيز است پس ما زنان اين فرصت مغتنم را به مردان می دهيم تا اين همه فضيلت را انها نيز تجربه کنند!!مرد سالاری اين امکان را از مردان دريغ می کند که فرزندان خويش را پرورش دهند .

زيتون عزيزم پيشنهاد می کنم دوستان سوالات مهمی را که درباره فمينيسم دارند مطرح کنند تا هر يک از ما که توانايی پاسخ مستدل و علمی به ان را داريم جواب سوال را بدهيم.فعلا بای بای!بازم ميام.

45 :: توسط هاله در 2004-07-01 16:39

وا! چه بی ادب! خاک بر سر خودت!

:))

44 :: توسط هاله در 2004-07-01 16:36

مهشید جان: Go Sister

:)

43 :: توسط سعيد در 2004-07-01 16:36

اين حرفها كس و شعر است .
تمام مشكلات ما حل شده است و فقط يك عده بيكار و جوجه روشنفكر حرفهاي از روي باد معده مي زنند
خاك بر سر تان

42 :: توسط هاله در 2004-07-01 16:36

سلام زیتونچه خودم. بحث جالبی رو باب کردی. منکه خودم فمینیست نیستم ولی سمپات درجه یکشون هستم.

منم شاکیم از این کلیشه ای که خیلیا از فمینیزم تو ذهنشون دارن ... که طرف لابد خواب ذبح مردا رو میبینه شب تا صبح و میخواد همه شونو از از دم بی تشکیلات کنه! فمینیزم طرفدار حقوق برتر برای زنها نیست، تنها حق و حقوق مساوی. فکر کنم بعضی از آقایون میترسن از تساوی حقوق خانمها و تا حرف فمینیزم پیش میاد زود پای همون کلیشه ها رو وسط میکشن.

41 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 16:13

توپک شکور:شما هميشه اين چنين ريز بينانه مسايل را تحليل می کنيد؟!هميشه مکاتب و ايسم های مختلف را احمقانه و باعث گمراهی می دانيد؟چون شما کسی را نديده ايد که در ۴۰ سالگی روش زندگی خويش را تغيير دهد چنين مسئله ای امکان نا پذير است؟فراموش کرده ايد که انسان ها هميشه در حال پوست اندازی هستند و در هر يک از اين پوست اندازی خويشتن خويش را به بوته نقد می کشند و در ارا و نظرات خويش تجديد نظرهايی می کنند.شايد شما نيز به همان دليل رايج از اشاعه مباحث فمينيستی هراس داريد!!

40 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 16:03

اندرونی عزيز:شما چه شناختی از اعضای تريبون فمينيستی ايران داريد؟تا چه اندازه ما را می شناسيد؟تا چه حد از جريانات زندگی شخصی ما با خبريد؟چگونه به خود اجازه می دهيد در مورد مسائل شخصی ديگران اظهار نظر کنيد؟در ضمن تمايلات جنسی انسان ها چه ربطی به شايستگی های انان دارد؟ لابد اسکار وايلد و اندره ژيد نويسندگان مزخرفی هستند چون همجنس باز بوده اند!نه؟بماند که هيچ يک از اعضای تريبون فمينيستی لزبين نيستند.متاسفم که اشخاصی چون شما به جای انکه به همبستگی گروه ها و اشخاص فمينيست ياری دهيد در صدد تخطئه بر می اييد و نه تنها قدمی براي رسا تر شدن صدای جنبش فمينيسم بر نمی داريد که قصد کوبيدن مطرح ترين و فعال ترين اشخاص در اين زمينه را داريد.

39 :: توسط حمید در 2004-07-01 15:43

سلام...به نظر من عقايد و نظرات و فرقه ی يه نفر هيج ربطی به لباس پوشيدنش نداره و بر عکس...يه فمينيست ميتونه با حرفاش خودشو نشون بده...يه کمونيست يا هر ئيست ديگه هم همينطور...و دقيقا انساندوستی و انسانيت آدماس که اونا رو برتر ميکنه...>

38 :: توسط Simon در 2004-07-01 15:25

زيتون جان:
نوشتی اصلا مردای فمينيست حساب نمی‌شن؟ مردا خودشون باعث به وجود آمدن جنبش فمينيستی شدن به خاطره ظلمی که به زنها ميکنند عده ای خيلی کمی از مردان ميتونند تفکر فمينيستی داشته باشند اما مردا نميتونند فمينيست باشند به اين علت که Feminismus جنبش زنانه است که به خاطره از بين بردن قوانين ضد زن در جامعه مبارزه ميکنه و...... . فمينيستها شکل ويژه ای هم ندارن. کامنت امشاسبندان خيلی جالب بود.

37 :: توسط before the dawn (ya) black rose در 2004-07-01 14:46

ICE AND FIRE IN MY HEART
ELUSIVE DREAMS ARE TORN APART
A RESTLESS AGE IS FADING AWAY
A NEW MILLENNIUM
Before the dawn یا همان Black rose(من) در کامنتهای فبلی نظری کاملا انفعالی را در مقابل یک کامنت تند وبی منطق مطرح کرد و خواست بگه که گفتار تند وسرکوبگرایانه منجر به واکنش تدافعی ویا انفعالی خواهد شد!!!............
این مطالب رو صرفا از این جهت مینویسم که گفتگویی دوستانه داشته باشیم و یا برخوردی
مسالمت امیز بین عقاید تا شاید این برخورد منجر به پدید امدن جرقه های جدید فکری یا گشایش تفکری دیگر شود.بر هم زدن تعادل به عنوان دفاع از حقوق قشری خاص و نادیده گرفتن حقوق افراد در تقابل با این قشر حرکتی قهقرایی است و منتج به ستیزی نافرجام وسرانجام شکست خواهد شد!!!شاید این حرکت در بعضی از سیستمهای اجتماعی (غرب پیشرفته و کاملا صنعتی)نقشی تعدیل کننده در برابر فشار کمپانیهای عظیم استثمار کننده داشته باشد کمپانیهایی که با ترویج فلسفه جدایی کار ومنبع در امد از شخصیت واقعی افراد انها را تشویق به انجام هر نوع کاری در جهت تامین منافع خویش میکننند(پرنو سازی –انتخاب دختر شایسته-فروش محصولات غیر مفید ارایی و .....) اما این حرکت بدون وجود چنین بستری برای فعالیت کار ایی خویش را از دست میدهد و خود تبدیل به تزی استبدادی میشود!!!!!! زن ومرد از نفسی یگانه افریده شده اند واز نظر ذات ومنشاء هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند بطوریکه امروزه با پیشرفت علم پزشکی بسادگی میتوان جدا از تغییرات فیزیکی با تغییرات شیمیایی (هورمونی) هر مردی را صاحب روحیات وروانی زنانه کرد و یا هر زنی را تبدیل به فردی با روحیات مردانه نمود و تراپیهایی از این دست دلیلی بر اثبات این ادعاست و اسناد پزشکی ان برای علاقه مندان موجود است وحتی عجیبتر اینکه میتوان از مرد و یا زنی تنها بدون نیاز به جفت فرزندی بوجود اورد که دلیلی است مزید بر علت.... وبدون گریز زدن به وادی فلسفه باید خاطر نشان کرداین صرفا تقدیر و اقتضای زندگی است که پایه قوام حیات بشر از یک نفس واحد به دو عنصر جدا ولی مکمل یکدیگر به نام زن ومرد تقسیم شود و جدای از این مطالب باید توجه داشت که بدون دخالت در سیستم طبیعی مرد وزن که مکمل یکدیگرند بواسطه نقش تکمیل کنندگی شان هر یک دارای پتانسیل های مربوط به خودشان میباشند و طبیعت منظم ومحاسبه گر طوری این قوا را بین زن ومرد تقسیم کرده که اگراین نیروها بصورتی تربیت شده وشاسیته در کنار یکدیگر قرار بگیرند قدرتی شگرف بوجود میاورند وسر منشاء تحولات اقتصادی علمی اجتماعی و مهمتراز همه اینکه بوجود اورنده تمدنهای جدید میگردند ایا تاکنون توجه نکرد ه اید که تمام رفتار اجتماعی افراد به نوعی با واسطه یا بی واسطه در رابطه با زوج او شکل میگیرد شاید به عنوان تز فلسفی بتوان گفت اگر نفس واحد به دو عنصر زن و مرد منشعب نمیشد روندی تکاملی بر روی زمین شکل نمیگرفت و انگیزه ای برای خرد ورزی وپیشرفت باقی نمیماند...پس بهتر است به جای نفی هریک از این دو عنصر به فکر ان باشیم که چگونه این دو شاهکار خلقت را مدیرانه و مدبرانه در کنار یکدیگر قرار دهی تا ضمن توازن وپایداری قوا برایندی زندگی بخش با کمترین اصطکاک از این دو مولفه حاصل اید.به جای گرایش به جنس یا عنصری خاص بهتر است کل این مجموعه را در نظر بگیریم و تلاشی را برای تقویت فصل مشترک و تداوم دهنده تقابل مساللمت امیز ومفید این دو نیرو یعنی اخلاق!!! اغاز کنیم.به جای جنس گرا بودن اخلاق گرا باشیم و توقعات این دو عنصر را از یکدیگردر قالب اخلاق ارائه کنیم...حتما میپرسید اخلاق چگونه شکل میگیرد؟....بنابر اصل افرینش هر یک از زن و مردی که از نفسی واحد افریده شده اندبصورت بالقوه دارای استعدادهای خیر وشر میباشند و این سیستم تربیتی است که موجب بارور شدن این استعدادهای خیر یا شر ویا غلبه یکی بر دیگری در ذات ادمی میشود .با تکیه بر این اصل مسلم میتوان تمایلات همجنس گرایانه را به نقد کشید و چگونگی شکل گیری این تمایلات را بررسی کرد...به جز استثناعات خاصی که در وجود بعضی افراد به وضوح قابل رویت است ودر واقع نوعی معلولیت و ناتوانی محسوب میشود گرایش به همجنس در افراد سالم کاملا جنبه تربیتی داشته ونشات گرفته از محیط خاص پرورشی است وحکایت از نرمهای اجتماعی غالب دارد!!!صبر کنید!!! اگر میخواهید بگویید با پیشرفت بعضی از علوم امروزه دیگر چنین نیست باید در جوابتان عرض کنم که .....یکی از ضعفهای علوم تجربی مطلق نبودن این علوم و همچنین وجود استثناهای مختلف در این علوم است که گاهی این استثناعات نقض کننده یک اظهار نظر کلی هستند...بطور مثال میتوان گفت چرا بر عکس تمام مواد اب در هنگام انجماد منبسط میشود!؟ ویا چرا نوالژین که تا سه چهار دهه پیش شاهکار علم داروسازی بود امروزه به عنوان سمی مهلک شناخته میشود!؟.تقسیم بندی گرایشهای جنسی از روی امار یا با تکیه نادرست بر علوم ناقص تجربی که هر روزه دچار تحول ودگرگونی میشوند یکی از اشتباه ترین پیش داوریهای بشر امروزی میباشد بطوریکه هر لحظه باید در انتظار ان بودکه در اینده ای نزدیک نرمال بودن همجنس گرایی دوباره زیر سوال رود چرا که با گذشت زمان و بروز ناهنجاریهای اجتماعی از اپیدمی این نوع روابط بشر نظریه پرداز شروع به کاوش مجدد خواهد کرد...چرخهای تولید و اقتصاد وتفکر از کار خواهد افتاد و بسیاری از نسلها منقرض خواهد شد.... مثلا زیاد دور از ذهن نیست که در صورت ادامه همین روند در کمتر از صد سال تمام مردم سوئد ازنژاد خاور میانه ای و کله سیاه باشند!!!هر روزه در بولتنهای خبری شاهد ان هستیم که فلان چیزی که تا دیروز مفید بود از امروز مضر شناخته شد و بالعکس!!!پس چه باید کرد ایا هر تکیه گاهی توان تحمل بار عظیمی بنام بشریت را دارد(!)...انچه که بنظر میرسد بهترین ومطمئن ترین زیر بنا و تکیه گاه برای بنای پایه های اخلاق بهره گیری از علوم ماورایی و عنصری بعنوان مبدا اخلاق یا همان دین میباشد و به خاطر داشته باشید که استفاده نادرست از بعضی مفاهیم سترگ توسط بعضی از افراد هیچگاه سبب نفی ان مفاهیم نخواهد شد( لطفا توجه کنید) و اگر عنایت بفرمایید در طول تاریخ به هنگام بروز معضلات شدید اجتماعی ناشی از دخالتهای بی جای ادمی و غرور کاذب ناشی از پیشرفتی جزئی در علم ویا ثروت اقتصادی پیامبران پا به عرصه تعلیم وتربیت افراد گذاشته اند و نقش انکار ناپذیر پیامبران را در شکل گیری تمدنهای مستحکم وپایدار راهیچگاه نمی توان نادیده گرفت...کسانی که طرز زندگی اقوام گذشته را مورد تحقیر و تمسخر قرار میدهند باید بدانند که....تمام اقوام گذشته از علم و تکنولوژی ویا سیستم فرهنگی بی نظیر زمان خود بهره مند بوده اند که ما بعضا از درک انها عاجز هستیم اما این علم وتکنولوژی نیاز روانی و تربیتی انان را بر اورده نمیساخته است. شاهد این مدعا و مثال نزدیک به ذهن ان ان این که....فرعون به هامان میگوید اتشی بیفروز ودر ان خشت خام را بپز و برای من برجی بساز که از فراز ان خدای موسی را جستجو کنم!!!!(یعنی تکیه فرعون بر علم ناقص عصر خویش به حدی که بوسیله ان میخواهد خدای موسی را جستجو کند وهمچین تفاخر به این علم ناقص و غرور بیجا در مقابل عظمتی بیکران ومطلق)
بهره ما از علوم گسترده و نا متناهی که محیط خلقت را احاطه کرده بسیار ناچیز و اندک است وصد البته بایدبه خاطر داشته باشیم که موجوداتی نسبی هستیم چرا که محدود به زمان ومکانی و این نسبی بودن باید ما را از اظهار مطلق بودن در تفکر باز دارد محدودیت انسان به زمان ومکان نشانه ضعف او و نقص علومی است که ان را کسب میکندچرا که با گذشت زمان این نسبیت همواره تغییر میکند وبه همراه این تغییر انسان صاحب اراده رو به فنا میرود تا اراده ای جدید شکل بگیرد..دین ستیزی با توجه به پیشرفت اندک علومی محدود در زمینه هایی خاص بسیار نابخردانه و مغرورانه میباشدو نشان از اسارت تفکر در زندانی به وسعت تنها یک زندگی!!!! میباشد
نوشته شده توسط Black Rose در تاریخ 1 جولای 2004

36 :: توسط ارنستو چه گوارا در 2004-07-01 13:24

درست است که بحث زنانه است ولی من با اجازه نظر پروفسور دابسن از فعالين جنبش سبزها در اروپا را در اين مورد مي نويسم - که در اين مورد بخصوص مشابه نظر خودم است:

از نظر سبزها وجود يک جنبش مستقل زنان خصو صآ در کشورهاي جهان سوم ضروري است . اين موضوع وقتي اهميت مي يابد که بدانيم يکي از شاخه هاي اصلي جريانات سبز فمينيسم-بومشناختي است .براي اهميت اين موضوع به نظرات دابسون بر ميگرديم:
ارزش هاي زنانه به خاطر حاکميت مردسالاري در تاريخ بشر بي ارزش شناخته شده اند و اين وظيفه فمينيست هاي بوم شناس طرفدار
" تفاوت" است که ارزيابي دوباره و مثبتي از اين ويژگي ها به عمل آورند.... اين فيمينيستها خواستار ارزيابي دوباره و مثبتي از ويژگي هاي زنانه اند و ضرورتآ نمي خواهند ويژگي هاي مردانه از بين روند بلکه بيشتر به دنبال تعادل ميان اين دو ويژگي هستند.

ضمنآ بهترین انتقادی که از ریشه های فلسفی فیمینیسم انجام گرفته توسط یک متفکر محافظه کار بنام استيون گولبرگ است که تریبون فیمینیستی و ایران امروز به آن لینک داده :
http://iftribune.com/news.asp?id=17&pass=313
پیشنهاد میکنم تمام دوستان خیلی دقیق متن را بخوانند -البته متن بسیار دشواری است ولی بسیار راهگشا و بسیار جالب توجه است.
شاید بعدآ تکه ای در موردش نوشتم.

35 :: توسط جوان سوسياليست در 2004-07-01 12:35

موقعيت زن در عرصه تاريخ
http://www.javaan.net/kargari_nashr/Sara_Ghazi/m.zan/m.zan.htm

34 :: توسط topak-shakor در 2004-07-01 12:23

عمده مشکل شما برای گرايش به يک سازمان ويا گروه و دسته چيه؟
همين باعث جداسازی و فرقه گرايی نميشه؟مهشيد خانم که از آنسوی دنيا تراوشات ذهنی خود را به رخ عوام ميکشه و با و جود مشکلهای روزمره که هر انسانی با اون دست به گریبانه ٬دائم در حال سفر و مطالعه و تبادل نظر هستش و انگار از درآمد زندگی بی نیاز هستش و دائم دنبال چاره جوی برای اصلاح جامعه ایرانی هستند ٬از مشکلات محسوس و قابل لمس اين جامعه چه اطلاعی دارند؟انگار شغل و حرفه ایشون فقط گذراندن وقت پای مانیتور کامپیوتر جهت ارشاد جوانان این مملکت هستش و از درآمدش به حمدال... امورات شون خوب میگذره.اين پزها و فخر فروشيها همون به درد جامعه گدا گشنه ما ميخوره و بس.جامعه ی که هيچکس به باورهای خودش اعتقاد نداره و دائم دنبال ايده ی نو ميگرده که با اون هويت ضربه خورده خودشو ترميم کنه.اينم شد سوژه؟منکه تو اين مدت به عين ديدم که با اين وقت گذرانيهای بیهوده فقط بستر مناسبی برای اون دسته از افرادی ايجاد ميشود که با هدايت و برنامه ريزی های موذيانه عقل و هوش اين جوانان مرز و بوم را تاراج ميبرند و با تزريق عقايد گوناگون آنها را از پيشرفت و اعتقاد به داشتن زندگی آرام و به درو از هياهو باز ميدارند.هر کس فمينيسته باشه ولی تبليغات در جهت اين گونه عقايد ديگه چه مفهومی داره؟تا حالا من نديدم کسی روش زندگيشو به فرض تو سن چهل سالگی تغيير بده.ولی وای به حال اون جوانانی که تحت تاثير قرار ميگيرن و دوران شیرین جوانی رو با این افکار احمقانه تباه میکنن.زمانی ميفهمن اشتباه کردن که خيلی دير شده.اين يکی هم به ظاهر داره مد ميشه که زيتون جون از ترس عقب موندن از قافله داره چهار نعل ميتازه .

33 :: توسط yalda در 2004-07-01 11:29

من يک زنم که خوب میپوشم خوب ميخورم و به تفريحم هم اهميت ميدم...در کنار اينها خوب کار ميکنم خوب هم به زندگيم ميرسم..ومعتقدم بعنوان يکزن بايد اين حق رو داشته باشم که کاری که دوست دارم بکنم...به جاييکه لازم ميبينم برم بدون اينکه اجازه کسی نياز باشه واز همه حقوق وتسهيلاتی که يک مرد از اون برخورداره منهم استفاده کنم بدون هيچگونه تبعيضی.....پس من يک فمنيستم!

32 :: توسط andarony در 2004-07-01 10:55

چه جالب من هم تو وبلاگم 6 رويكرد فمينيسم رو گذاشتم و اينو هم اضافه كردم كه در حال حاضر تريبون فمينيستي ايران دست يه عده دختر لزبينه كه ...

31 :: توسط روزبه در 2004-07-01 09:55

فمينيست لغتی است که از کلام بيگانه به زبان ما آمده ولی نمود آن در جامعه نابرابر ايرانی که از دين مذهب بگير تا عرف و قواعد جامعه نسبت زنان ظلم به سزايی روا داشته بسيار متبادر بوده و لزوم حرکتی مدون جهت احقاق حقوق حقه زنان را گوشزد می کنه . من علت مرد ستيز خونده شدن اين جريان رو فشار روانی اين موضوع بر جامعه مرد محور ايران می دونم .جامعه ای که زن رو در پ۱ستو ی حانه نهان کرده براش سنگينه که ببينه زنان هم حرف می زنند و حقوقشون را طلب می کنن .
بقيه حرفها رو مهشيد و فرناز زدن..

30 :: توسط قابیل در 2004-07-01 09:11

زيتون جان سلام و ممنون که قابيل را لينک دادی. قربانت يوسف

29 :: توسط امير در 2004-07-01 08:53

ببخشيد که خارج از بحث ميگم. زيتونُ‌٬ يه نفر به نام شما توی سايت گيله مرد کامنت گذاشته ٬ اينقدر لحنش بی ادبانه است که بعيد ميدانم کار شما باشد. لطفا تاييد يا تکذيب کنيد.

28 :: توسط چیا در 2004-07-01 08:44

؛ A woman is like a tea bag. It's only when she's in hot water that you realize how strong she is. ~Carl Sandburg؛

؛زن مثل یه چای کيسه ای ميمونه که تا تو آب داغ نذاری قدرتش معلوم نميشه؛

کارل سانبرگ

منبع :

http://www.quotegarden.com/feminism.html

27 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 08:18

خوب من فقط يک تعريف جهانی از فمينيسم را بنويسم برم سر کار و زندگيم.
((فمينيسم به معنای ان است که متوجه شويم کار زنان و جسم و تمايلات جنسی انها با تفکرات مرد سالارانه کنترل ميشود و زنان در خانواده و محيط کار و اجتماع تحت ستم هستند و استثمار ميشوند.سپس يرای دگرگون کردن اين وضعيت اگاهانه قدم برداريم.))
به ساده ترين بيان ممکن فمينيسم تلاش در جهت رفع نا برابری ها و تبعيض هاست.من ديگه جدا برم سر کارم.

26 :: توسط امشاسپندان در 2004-07-01 07:58

ای بابا!من چرا عقب موندم از بحث؟!مهشيد عزيز به زيبايی نکته ای بسيار با اهميت در مورد جنبش فمينيسم را مطرح کرده اند که من دگر بار به ان نمی پردازم.اما باز تاکيد می کنم که فمينيست ها(به جز عده ای قليل از راديکال ها) از مردان به هيچ وجه بيزار نيستند.ما با پدر سالاری و مرد سالاری که در قالب های متفاوتی همچون خشونت و سلطه جويی ابراز می شود مخالفيم.ما مردان فمينيست هم داريم هرچند تعدادشان قليل است و به ندرت تلاشی برابر با زنان در باره فمينيست انجام می دهند.برای مثال در تريبون فمينيستی ايران ما دوستان مذکری داريم که ما را ياری می دهند اما انصافا به اندازه زنان فعال نيستند.من بر اين باورم که زنان چون نا برابری ها و تبعيض ها را خود تجربه کرده اند در ابن ميدان ثابت قدم تر هستند.مهشيد جان بسيار صحيح گفتند که ما به هيچ وجه معتقد نيستيم زنان هيچ اشتباهی نکرده اند يا در ايجاد چجنين شرايطی بی تقصيرند.هيچ گاه زنانی چون کاندوليزا رايس يا هر زنی که خشونت را ترويج می کند الگوی ما نيستند.می دانيد بسياری از زنان از فمينيست گريزانند چرا که فمينيست سبب ميشود تا خود را به بوته نقد بکشيم وببينيم که چگونه زنانگی مان اسباب سوء استفاده شده است و چگونه در ساختارهای غير دموکراتيک گير کرده ايم.من فعلا برم سر کارم بعد دوباره ميام و در بحث شرکت می کنم.زيتون جان ممنون که يک پست جداگانه را به اين موضوع اختصاص داده ای.

25 :: توسط rebel در 2004-07-01 06:28

سلام بر زيتونک. به نظر من فمينيسم در مقابل با جامعه مرد سالار بوجود اومده، اما اينکه هر کسي ازش تعريفي داشته باشه دقيقا مثل همون قصه فيل در تاريکي مولانه مي شه، بايد به نظرم احمقانه برسه که اگه بخواهيم براي يک حرکت قالب ثابت تعريف کنيم، تعرف دوستانمون کاملا محدود به مکان وزمانشونه، مثلا تعريف زيبا براي زن فمينيست غرب کاملا غريبه، همينطور که شايد زن فمينيست غربي براي زيبا غريب باشه.

24 :: توسط KH در 2004-07-01 03:18

زيتون گرامي
مجدا و ايملن هم عرض سلام دارم و معدرتخواهي از حضورت.

23 :: توسط مهشید در 2004-07-01 02:37

آها فقط یه چیز رو بگم.
فمینیسم به معنی این نیست که چشم روی نقطه ضعف های زنان ببندیم و از مردان بد گویی کنیم.
ما زنان نقطه ضعف های زیادی داریم. تنها با گفتن و گفتن و باز گفتن است که می توانیم با آن برخورد کنیم.
گاهی البته نهوه گفتن مشکل به وجود می آورد. اما در اینکه باید از نقاط ضعف گفت ، امر مسلمی است.

22 :: توسط Mahshid در 2004-07-01 02:34

زيتون جان. تو هم اين بحث رو چه موقعی مطرح کردی ها. فردا مسافرم به سمت برلین. و الان چمدانم روی زمین ولو است.
بزار یه تجربه خودم را برایت بگویم. (فمینیسم خیلی زیاد روی تجربیات زنان ساخته شده ) یه روز بعد از یک سخنرانی که اتفاقا دو تن از خانمهای نویسنده ایران بودند ، با سخنرانان و دیگر دوستان برای صرف شام به یک رستوران ایرانی رفتیم. بچه ها همه چلوکباب و جوجه کباب و این طور چیزها سفارش دادند. من گیلاسی شراب و کمی سالاد سفارش دادم. (‌با خودم حساب کردم که شام است و غذا هظم نمی شود و این همه چربی می رود می نشنید جایی که نباید بنشیند پس همین کافی است ) وقتی غذا را آورند ، آقایی که در جمع بود و خیلی هم ادعای فمینیسم دارد برگشت و به من گفت ، اِ غذای شما را نیاوردند؟ گفتم : غذای من همین است. گفت مگر رژیم دارید؟ گفتم خوب من ورزش می کنم و بد هم نیست در غذا خوردن رعایت کنیم. این همه چربی و این وقت شب... آقا گفت : د د د د ... فمینیستها که رژیم نمی گیرند.
گفتم ‌: آقا من فمینیستم ، در این مورد هم دیگه کسی شکی نداره. ( شک کردن هم بیفایده است. حلوا خیر نمی کنند ، بخصوص برای زنان ، حالا مردا رو بگی ، چرا ، با ادعای فمینیست بودن کلی کردیت می گیرند. زنای فمینیست که هم از مردا فحش می خورند معمولا و هم از زنها )‌ ( اینرا هم بنویسم که مرد فمینیست هم داریم. و من خودم چند تاییشان را می شناسم. متاسفانه زیاد نیستند و کسانی که حرفش را می زنند و ادعایش را می کنند خیلی بیشترند)‌(‌آخ که جونت بالا بیاد زن چقدر حاشیه می ری..داشتم می گفتم) گفتم که : آقا من فمینیستم ، در این مورد هم دیگه کسی شکی نداره. فمینیسم آن است که من می گویم . نه آن که تو می گویی باشم. اگر هم بخواهم رژیم بگیرم ، یا آرایش بکنم، یا نکنم. همه اینها همان هست که من هستم. و من فمینیست هستم.
آن آقا با این حرف من کمی ساکت شد و فکر کرد و گفت: حرفتان کاملا درست است.
غرض از مزاحمت:
زیتون جان، فمینیسم مکتب خاصی نیست. فمینیسم کم یا بیش یک شیوه زندگی است.شیوه خم نشدن و به زانو زندگی نکردن. شیوه ایستادن و اعتراض کردن.
در مورد کمونیست ها آنچه گفتی صدق می کند ، کاملا. هیچ کدامشان آن دیگری را به کمونیست بودن قبول ندارند و خودشان از همه بهتر فهمیدند که مارکس و لنین چی گفته . بنابراین بقیه کم یا بیش ول معطلند. اما در مورد فمینیسم این مسئله صدق نمی کند. فمینیست ها به روشنی و بازی در مورد گرایش های مختلف فمینیستی صحبت می کنند. و بله . گروه بسیار اندکی از فمینیست ها هم هستند که ضد مرد هستند. یک گروه بسیار کوچک هم هستند که می گویند مردا باید از دم اخته شوند (‌حالا نیافته تو فیلتر خوبه)‌اما حرف اصلی فمینیسم و فمینیسم مسلط برابری حقوقی و اجتماعی زن و مرد در تمامی سطوح اجتماع است.
این که فمنیست ها چی می پوشند و چه جور می گردند و قد دامنشون ۴۰ است یا ۸۰ دیگه جزئیات شخصی آدمها ست. مسلم است که تفکر ما روی شیوه برخورد اجتماعی مان و شیوه لباس پوشیدمان حتی تاثیر می گذارد. من یکی باید به زمین بچسبم. اصلا نمی توانم کفش پاشنه بلند بپوشم. نمی شه دیگه. اگر بپوشم یا هی سکندری می خورم یا می افتم زمین. و خلاصه همه انرژی ام صرف می شود که خودم را جمع و جور کنم مایه آب رو ریزی نشه. بچه هایی رو سراغ دارم که اگر با پاشنه کفششون بزنند تو کله مردی ، کله سوراخ میشود. جدی می گم. کی می تونه بگه من فمینیست تر از اونم؟
می دانی مهم چیست ؟ اینکه من این را برای راحتی خودم و حس خوبی که از خودم دارم انتخاب می کنم و او آن کفش را دقیقا به همین دلیل.
نه من کفش تخت را برای جلب توجه می پوشم و نه او ، پس هر دو فمینیست هستیم با حفظ خصوصیات فردی خودمان.
زیتون جان. من در زمان نوجوانی و جوانی ام در یک تشکیلات سازمانی در ایران کار می کردم. از همین ها که چپ بود و همه در آن پادو بودیم دیگه. قیافه ها را نگاه می کردی. انگار انیفورم پوشیده بودیم. همه کپی همدیگر. یادمه که یک جزوه درونی سپاه گیرمان افتاده بود. و شگفت زده می خواندیم. طرز لباس پوشیدن دختر ها ( و پسرها هم ) ی چپ ، در آن نوشته شده بود. جالب بود که سازمانهای مختلف را کم و بیش از هم مجزا کرده بود. مثلا لباس پوشیدن توده ای ها فرق می کرد ، اما آنها هم اونیفورم خودشان را داشتند. راستش تا آن موقع به این مسئله فکر نکرده بودیم که اینهمه شبیه هم لباس می پوشیم. و بعد از آن تصمیم گرفته شد که شیوه لباس پوشیدن تغییر کند. آن شیوه قبلی را ؛ بیا منو بگیر ؛ نام نهاده بودند.
ما در فمینیسم اما چنین شیوه هایی نداریم. ما انسانهای مستقلی هستیم با گرایشهای گوناگون. تنها چیزی که ما را به هم متصل می کند باورهایمان به برابری اجتماعی و حقوقی زنان و مردان است. بنا بر این چرا باید از شیوه خاصی برای لباس پوشیدن یا آرایش پیروی کنیم؟
اما یک چیزی که زیبا نوشته بود درست است. فمینیست ها خودشان را هفت قلم بزک نمی کنند. یعنی در آرایش افراط نمی کنند. به یک دلیل ساده ، افراط در آرایش ، افراط در پوشش ، همه و همه به منظور جلب توجه است. و فمینیست ها عمدتا از مرحله جلب توجه گذشته اند. در مقابل من معیارهای دخترانه و یا خانمانه را نمی شناسم. من خودم مثلا با سبک هیپی های دهه ۷۰ حال می کنم. نه دخترانه است نه خانومانه ..مهشیدانه است :)‌بر و بچه ها هم تا لباسی از این نمونه می بینند می گن ، ها ، از لباس های مهشید.
به همین سادگی ، که کپی نباشیم برای همدیگر. خودمان را بیابیم و به نیازهای خودمان پاسخ بگوییم.
این فمینیسمی است که من باور دارم.
کلی روده دراز ی کردم ها.برم سراغ چمدانم

21 :: توسط mehdi در 2004-07-01 01:47

از فمينيسم خوشم نمی آد، ولی از فمينيستها چرا... خب، اونا بايد باشن تا دنيا متعادل بشه.

20 :: توسط jay در 2004-07-01 00:32

زيتون جان
من خودم رو يک پرو فمينسيت می دونم .ادعائی هم ندارم ولی در اين زمينه با گروههای فمينسيتی زيادی در اروپا و امريکا در تماس هستم . فمينيسمی که من بهش معتقدم اصلا ُُ ضد مرد ُُ نيست !‌منکه نميتونم بر عليه خودم شعار بدم ! فمینیست باید برای احقاق حقوق از دست رفته خانمها در طول قرون گذشته و دست یابی برابری با مردها مبارزه کنه . قرار نیست در این راه روی در روی با همدیگه باشیم . بلکه آقایون و خانمهای آگاه و معتقد به برابری و تساوی انسانها دوشادوش با هم مبارزه میکنند برای ساختن جامعه ای بهتر برای نسلهای آینده . هرکسی فکر میکنه فمینست یعنی ضد مرد !! واقعا کم سواد هست و بنوعی مبلغ فرهنگ زن سالاری ! و در بعضی کشورها جنبش های ُ لزبین ها ُ اینطوری هستند !

موفق باشی

19 :: توسط زمینی در 2004-07-01 00:06

راستش زیتون خانم باید عرض کنم که به تجربه دریافته ام زیر هیچ ایسمی ثبت نام نکنم و تلاش کنم که قبل از حرف زدن و شعار دادن خودم آن باشم که مورد تایید خودم است. یعنی عمل گرایی محض :)

18 :: توسط زیستن در 2004-06-30 23:51

زیتون جونم سلام
ممنون از نوشته ات. حرفای جالبی بود ! خیلی ها در این مورد بچگانه بحث میکنن و شعار های پسرا شیرن و دخترا موشن یا برعکس میدن ! بعضی ها هم منکر هر گونه تبعیضی میشن و ستم مضاعف که چه عرض کنم ستم به توان ان رو هم بکلی منکر میشن ! عده ای هم مثل من هزار تا تضاد دیگه تو جامعه رو ردیف میکنن و حل مشکلات نا برابری و ظلم به زنان را به بعد از حل مشکلات اصلی حواله میکنن :))
بعضی مردا رو میشه به نوعی پشتیبان یا هوادار فمینیسم به حساب آورد ولی به نظر من هیچ مردی رو نمی شه فمینیست دونست !
این نه به دلیل ماهیت چیزی باشه بلکه جنبه تربیتی داره .
این مبارزه چون ماهیتی آشتی پذیر داره احتیاجی به درگیری و خشونت نداره و با قانون و تربیت قابل حل شدنه.
بقول حافظ که به طعن بهش گفته بودن ؛ رو ترک عشق کن جواب داده بود :
محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم :))
راستی خیلی ممنون از پیغامت ممنون که بهم کمک میکنی ولی چرا با US
جدا فکر میکنی با کمک US میشه کار درستی انجام داد ؟ :))

17 :: توسط ZIBA در 2004-06-30 23:47

با تشكر از زيتون عزيز و ارجمند:

من خودم را موظف دانستم، كه بفهم پيام هاي اصلي دوست اينترنتي يگانه ام زيتون متوجه جه مسايلي است و خوشحالم كه به خطا نرفته ام. اليته مقاله ننوشته ام و سريعا چند كلمه درد دل كرده ام. طبيعي است كه از ديدگاه خودم و بر مبناي آموخته هاو تجربيات خودم سخن گفته ام و اجازه ميخواهم يك سهل انگاري و بي توحههي لغوي حودم را اصلاح كنم:
اين واقعيت غير قابل انكاري است، كه فمينيستهاي مغرب زمين اكثرشان " ساده" پوش هستند، نه همشان.

آخر همين هقته ( از جمعه تا يك شنبه) ايرانيان فمينيست سراسرجهان كه برايشان ميسر است، به مدت سه روز در شهر برلين اجتماع خواهند كرد و من اگر وقت كنم در اين باره كلماتي با شما عزيزان در ميان مبگدارم. به هرحال توصيه ميكنم به مقاله انتقادي خانم جميله ندايي مقيم پاريس ( همسر شادروان بيژن مفيد ) درباره نشست سال گذشته در لندن (كه همين تازگي در جند ين سايت پر تيراز خارج از كشور منشر شده است) نگاهي بيندازيد.

به عقيده من، هر نوع ابراز عقيده در باره فمينيسم ( حتي اگرمثل حرف خودم براي بعضي يا بسياري، به حق يا ناحق، اشتباه محسوب بشود) و حتي هر نوع سوال ( حتي اگرفي الفور جواب پيدا نكند) قابل بحث و آينده ساز است و زن و مرد ايراني و ايراندوست از گفتن يا شنيدن اين حرفها يا سوالات مسلما ضرر نميكنند. اميدوارمان همه مان حد اقل در اين مورد با زيتون هم عقيده باشيم.

16 :: توسط آرمین گیله مرد در 2004-06-30 21:24

سلام ...وقتی میخوانم با دقت میخوانم وگرنه چه فایده؟؟؟؟ و خیلی خیلی خوشحال که باعث خوشحالی دونفر شدم و خیلی وقت بود که نیشم اینقدر باز نبود ...
زیتون جان این بحث رو در مورد همه ایسم ها و عقاید و فرضیه ها میشود کرد. چند هفته پیش چیزی نوشتم که پست نکردم و گم کردم اما مختصرش این بود که مشکل ما مشکل دینی، عقده درست و نادرست، فرضیه اشتباه و راست و ... نیست. بلکه مشکل اصلی ما هستیم که باور میکنیم تنها حقیقت را میدانیم و بخاطر همین کورکورانه بدنبال مشتی جاه‌طلب که بنام عقاید و فرضیه ها میخواهند قدرت را قصب کنند براه می‌افتیم. من بطور کل به همه احزاب و فرقه ها و سازمان ها و ادیان که میگویند تنها و تمام حقیقت را میدانند مشکوک هستم و مخالفشان، که تنها نکته‌ای که واقعا میدانم این هست که نادانیم و خیلی خیلی چیزها نمیدانیم و اگر خیال کنیم همه حقیقت را میدانیم هم هرگز نخواهیم توانست آگاهی خود را بیشتر کنیم. یک مثال: اگر هم باور میکردند که خورشید دور زمین میچرخد و قبول که این تنها حقیقت هست در خیالمان خورشید دور زمین میچرخید و خیال میکردیم که حقیقت را میدانیم.
هر ایسمی، فرضیه‌ای و عقیده‌ای که بجای مساوات و مواسات فقط مردم را یونیفرم (یک شکل) میکند و یکی یا گروهی کوچک را بالای آنها قرار میدهد توسط جاه‌طلبان براه انداخته شده برای در بند کشیدن مردم و نه برای آزادیشان، حال هرچقدر شعار آزادی بدهند ...بدانید که در طول تاریخ بر زنان خیلی بی عدالتی روا شده و هنوز هم میشود و بقول میرزا آقاخان کرمانی : ...مرد و زن نيز بايد اعضای برابر هيئت اجتماع بشمار روند و بالاخره عالم انسانيت بسرحد کمال نخواهد رسيد مگر اينکه زنان نيز در جميع امور و حقوق با مردان مشترک و برابر باشند ...متاسفانه مردم زودباور گول سیاست میخورند و میگذارند آنها را از هم زود جدا کنند و بجای مبارزه برای هدفی که یکی هست سر راه به آن هدف دعوی میگرند و هدف را فراموش میکنند و بجای کوشش در رسیدن به هدف، سعی میکنند که نشان دهند که فقط مثیر آنان سراط مستقیم هست ... سر آخر مشکل ایسم‌ها و فرصيه‌ها و عقاید نیستند، مشکل ما هستیم که باور میکنیم و گوسپندوار بدنبال می‌افتیم. تناه کسی که میتواند قضاوت کند که تو چی هستی، فقط خودت هستی که اگر قضاوت بعهده دیگری بگذاری و باور و قبول کنی (ببخش، خیلی معذرت میخواهم) گسپندی بیش نیستی که برای سلاخی آماده ات کردند

15 :: توسط پروانه در 2004-06-30 20:42

.....................
این کامنت به خواست خود پروانه پاک می شه.. مثل اینکه دوست پروانه این کامنت رو اشتباها و یا برای شوخی پست کرده!

14 :: توسط پویا ارجمند در 2004-06-30 20:25

سلام
خانم زيتون خيلی بد شده که اکثر وبلاگ نويسان سياسی مجبور شده اند وبلاگشان را با تعداد بسيار کمتری از خوانندگان داشته باشند. فکر ميکنم با اين اوضاع بايد عملا وارد پيکار شد. من که قصد دارم به غرب کشور بروم البته نه حالا برای بعدها که توانستم.
متشکرم
پويا

13 :: توسط banafshe در 2004-06-30 20:13

امشاپسدان هم اشتباهی تایپ کردم منظورم همان امشاسپندان بود!

12 :: توسط banafshe در 2004-06-30 20:12

من با تعريف زيبا از فمينيست موافق نيستم و تعریفی کلیشه ای هستش که به غلط برای بعضی ها جا افتاده امشاپسدان موضوع ارايش و ظاهر رو خيلی خوب توضيح داد و باهاش موافقم. بحث جالبی تا الان شده و فک کنم به جاهای جالب تر هم کشيده بشه. من که حتما دنبال می کنم! ممنون از زيتون :)

11 :: توسط parviz در 2004-06-30 19:37

از اظهار لطف و همدردی شما سپاسگذارم. برای شما تندرستی و موفقيت آرزو ميکنم.
الان راهی هستم برای شهرستان و اميدوارم ادامه مطلبتون رو روز جمعه بخونم.
چشم.

10 :: توسط parviz در 2004-06-30 19:24

ترجيح ميدم بحث رو بخونم و بعد ...
اگر نظر خواهی رو مردونه و زنونه کنی شايد نتيجه متفاوتی ازش بگیرين . . .
مقايسه زن و مردها!

9 :: توسط كوزه در 2004-06-30 19:21

من خيلی شاکی ميشم که بعضيا بخاطر جبران همه بدبختيايی که همه اين سالها به ما زنها رفته ميخوان مردا رو به سیخ بکشن. به نظر من زن سالاری همونقدر بد و خطرناکه که مرد سالاری. فکر ميکنم هر زن و مرد آزاده ای هم اينو باور داشته باشه که اگر نسانها در جامعه مساوی و برابر انگاشته بشن خودشون و بچه هاشون بهتر زندگی ميکنن و کلا بشريت پيشرفت ميکنه. اينکه چه جوری لباس بپوشيم هم اصلا فکر نميکنم به اين مقوله ربطی داشته باشه. آدما رو هنوز کلون نميکنند که همشون يه جور فکر کنن. آدما به خاطر آدم بودنشون با هم متفاوتن.

8 :: توسط mozhdeh در 2004-06-30 19:07

من اومدم فقط گله کنم .يه بارم به من سر نزدی..هر چند من بازم ميام ولی خوب اين رسمش نيستا!حتی بهت گفتم که تغذيه خوندم برای رژيم ولی ......باشه...

7 :: توسط مهرگان در 2004-06-30 18:34

توسط مهرگان در 1383-04-10 16:50
امشا سپندان عريز،

حق با توست. ما بايد ممنون زيتون باشيم، كه امكان اين بحث را به ما داده است.

اما در مورد حرفهاي "كليشه اي" من كه مورد پسند وجو د عزيرت نيست و در نتيجه اين تصور القا ميشود كه من در باره فمنيسم كليشه اي فكر ميكنم:

مخالفت هاي مضاعف تو ( در دو كو منت) با حرفهاي "كليشه اي و قالبي" مرا به ياد اين ميندازد كه زيتون موضوع داداييسم را هم پيش كشيده است و با خبر يم كه داديسم بعد از جنجال نو ظهور اوليه متلاشي شد، چون دادايست ها خودشان را پيشاپيش از قالب هر "قالبي" كه مخل هرج و مرجشان با شد "آزاد" كرده بودند!

من ميتوانم در جواب ايراد تو بگويم كه اگر من گفته ام كه فمينيسم ديكته كرده است كه يك فيمينيست مونث موظف است لباس پسرانه بپوشد، بگور ابا و اجدادم كه هيچكدامشان فمينيست نبوده اند خنديده ام.

در عين حال مجازم كليشه اي هم فكر كنم و جواب بدهم كسي كه به هر نحو القا يا مطرح ميكند كه يك فمينيست مونث موظف است لباس پسرانه بپوشد، مجال صد تا سوال باقي ميگذارد. جواب يكي از اين سوال ها را خودش با كومنت خودش داده است و اقرار كرده است كه هنوز "اصلاح طلب" است. نظير چريكهاي فدايي خلق (اكثريت)!

امشا سپندان عريز،

كلمه "چريك" در كو منت من پسوند "اكثريت" يا اقليت" را بدنبال ندارد. به مفهوم مطلق به كار رفته است. چريك. پارتيزان. جنگنده اي كه جزو ارتش رسمي نيست. اين لقب را تلويزيونها و مطبوعات دنيا به همجنسان ما داده اند كه در ايران جان به كف گرفته به خيابان مي ايند و فقط مسلح به "آرايش" خودشان به صف اول مبارزه ميشتابند و شمر و يزيد هم جلودارشان نيست

6 :: توسط امشاسپندان در 2004-06-30 18:32

90 :: توسط امشاسپندان در 1383-04-10 08:43
بانو مهرگان عزيز:اتفاقا اينک در جامعه ما يکی از سوء تعبيرات در باب فمينيسم همين تصورات کليشه ای است که بر اين گمان هستند که زنان فمينيست چونان مردان لباس می پوشند و در پی کنار زدن جنسيت خويشتن می باشند.با جمله اخرتان که گفته ايد زنان فمينيست و غير فمينيست چريک های جان بر کف هستند مخالفم.ما سالها است که حرکات چريکی اوايل انقلاب را به بوته نقد ميی کشيم و با حرکاتی چريک گونه مخالفيم.به دنبال اصلاح هستيم نه نابود کردن و دوباره از نو ساختن.شاد و سربلند باشيد!
زيتون عزيزم:بحث جالبی شده است.هرچند که موضوع مد نظرت دور شده ايم اما گفنمانی دوست داشتنی است.

5 :: توسط پروانه در 2004-06-30 18:32

اينها را نوشتم تا اول بگم: مرسي زيتون جان!

كلاهم را كه پيدا كردم و سرم گذاشتم. ديدم سه بار با هاس برش دارم.
به احترام مهرگان.
به احترام زيبا.
به احترام امشا سپندان.
به خاطر كامنتهايمختصر و مفيد شان درباره مركز ثقل و محتصات اصول اوليه فمينيسم.

اما چون من هنوز فمنيست به معني واقعي نيستم و كماكان خيلي عجول تشريف دارم، فكر ميكنم بيخودي نگفته باشم، كه غايت نهايي فمينيسم برابري زن و مرد نيست، برابري حقوق همه انسانهاست (اين را محض احتياط به دوستاني ميگم كه هنوز مثل من شروع نكرده اند فمنيست بشوند).

4 :: توسط مهرگان در 2004-06-30 18:31

من هم دو سه هفته پيش لازم ديدم با كمنت كوتاهي به مركز ثقل فمبنبيسم اشاره بكنم كه همانا تسلط بر احساسي شدن ما زنهاست.

نكاتي كه زيباي مهربان مطرح كرده است موضوع را گسترش ميدهد.

تاكيدات كلي امشاسپندان عزيز هم كه خوشبختانه عضو فعال فمينيسم است در باره شناخت اهميت زن بودن، همان تاكيد بر اصول اوليه فمينيسم است كه بايد اول جامعه سركوب شده مان را با ان كليات كاملا آشنا كنيم و بعد (خيلي معذرت ميخواهم) به نظر شخصي خودمان بپرداريم كه كفش پاشنه بلند بپوشيم يا نپوشيم و ناخنمانمان را لاك بزنيم يا نزنيم، يا در مورد انتخاب ميني ژوپ چه خاكي به سرمان بريزيم ....

با عر ض معذرت مجددّ : وارد شدن به اين قبيل "مسايل" مربوط به كفش و لاك ناخن و ميني زوپ و دكولته... شباهت به اين ماجري دارد: "يكي ميمرد از درد بينوايي، يكي پرسيد حانم زردك ميخواهي؟"

ما نميتوانيم فمينيسم را از سر نو اختراع كنيم. فمينيسم برخاسته از دنياي متمدن است. دنيايي كه خانمي كه رييس جمهور است، خانمي كه نخست وزير است، خانمي كه رياست پارلمان را به عهده دارد، كه وزير امور خارجه يا سفير كبير... است، موظف نيست براي سفر رسمي به كشور هاي ديگر از شوهر محترمش كه هم رديف ملا حسني است " كسب تكليف" كند.

حتما ميدانيد كه بعضي از هموطنان ما در فراسوي مرز مملكتما ن مشغول اين هستند كه كمونيسم را از سر نو اختراع كنند . اسم حزب خودشان را گداشته اند حزب كمونيست كارگري و ميخواهند در اينده اين سيستم را در ايران پياده كنند. بسيار حوب. من به عنوان فمينسيت خوشحال خواهم شد اگر موفق شوند . چون اگر در مملكت ما شمر و يزيد هم سركار بيايند خوشحال ميشوم. چون مرحله مبارزه با شمر و يزيد بس كوتاه خواهد بود.

كفش پاشنه بلند و اين جور چيزها كه فقط به ذوق و سليقه خصوصي يك انسان مربوط ميشود در اين مرحله وسيله محسوب ميشود. يكي از وسايل. يكي از وسايل مبارزه كه رن ايراني به منظور مبارزه با حكومت بدتر از شمر و يزيد ، به كار گرفته است.. مهم هدف است نه وسيله!

همه اين زنها، اعم از فمنيست يا غير فمينيست، "چريك" جان به كف گرفته محسوب ميشوند. اين را تمام مردم دنيا ميدانند. قدر اين زنان پر شهامت را بدانيم، كه تاج سر ما هستند.

3 :: توسط امشاسپندان در 2004-06-30 18:30

زيبا خانم عزيز:تعريف های کليشه ای و قالبی از هر پديده ای بسيار مخرب است.من يک فمينيستم.عضو ان جی او هستم و بسيار فعال در اين زمينه.اما ارايش می کنم ناخن هايم را هميشه لاک می زنم کفش پاشنه بلند می پوشم و فمينيست بودن بلوغ زنانگی را برايم به ارمغان اورده است.همين تصورات کليشه ای است که سبب میشودبسيارانی گمان کنند فمينيست ها ارزو دارند مرد باشند و يا از زنانگی خود دور شوند.
before the dawn:غیر از این است که هر یک باید از خود شروع کنیم؟مردان این دیار هنوز خوش ندارند زنان و دخترانشان کار کنند.هنوز دختر را تنها برای شوهر کردن تربیت می کنند.دیگر اینکه مگر مردان کم از حق چند همسری کام جسته اند؟کم زنانشان را برای دلبری دیگر طلاق داده اند؟کودکانشان را اواره کرده اند؟چه شد؟باز انگشت اتهام رابه سوی زنان نشانه رفتید؟این اندک حق را نیز بردارند تا کامجویی اقایان تکمیل گردد؟نه؟

2 :: توسط زیبا در 2004-06-30 18:29

اولا- نخست اين فكر به خيالم آمد كه يا يك وبلاگ عوضي سرو كار دارم. اين زيتون است كه همچو داستاني سر هم كرده است؟ دوباره خواندم. سعي كردم سه باره بخوانم. نگاهي كردم به عكس العمل دوستان و و به توضيحات "ميان دوره اي" زيتون و بعد سرزدم به مطلب قبلي زيتون... و موضوع فيمينيسم و عكس العمل هاي حاوي كلمات ركيك پاك شده، كه پاك كردنش منجر به اين شد كه زيتون بنويسد (( نشئه)) نیست...
...

تگاه جنبي به فيمنيسم:
.
اين فقط مرد است كه مثل حيوان تحريك ميشود. اين فقط موجود مذكر است كه فادر به تجاوز است. مرد البته مثل گوريل مذ كر بزن بهادر است و فقط گوريل مذ كر يزن بهادر است. اما شهامت صفت رنانه است. اين زنها بودند، كه به محض اينكه معلوم شد اخوندها چه كلاهي سرملت گذاسته فرياد اعتراض سر دادند. زير سنگباران گوريل هاي مذكر فلسطيني و وطني.

زنان فرنگي مراحل پیش روی را ما پشت سر گذاشته اند و نهضت فمينيسم مداوما گام به جلوبر ميدارد. طبيعي است كه اين نهضت هم از يك لحاظ به ديگر جوامع و احزاب سياسي شبا هتهاي فرعي دارد. اينجا هم زنان همجنس بازوجود دارند. اينجا هم افراد راديكال وجود دارند كه حتي معتقدند كه الت رجوليت ر ا بايد از بيخ بريد. اين ويزگي ها جنبه شخصي دارد. ربطي به فمينيسم ندارد

فمينيست واقعي را در نگاه اول ميتوان شناخت. خودش را هفت قلم بزك نميكند..ساده ميپوشد. دخترانه يا خانمانه ميپوشد و در عين حال يك مونث واقعي است. زن است. خيلي هم زن است. هدفش برابري اجتماعي و اقتصادي و سياسي با مردهاست كه از عهد حجربه ما زور گفته اند و آن چنان زور گفته اند غيز قابل كه امروزه اكثر فمنيستهاي اروپا و بخصوص امريكا حتي بحث درباره حجاب اجباري به عنوان يك سيستم را هم مبتذل ميدانند. مبتدل، چيزي كه لايق بحث كردن هم نيست.
...
دوستي كه ميگويد آينده ايران از آن جوانان ما ست، حقيقت را ميگويد. اما فقط نصف حقيقت را ميگويد. مشگل حل نشدني حكومت عصر حجري رمال ها جز اين نيست كه از پس رنان ايراني و جوانان ايراني برنميايد. ايران آينده ملك مطلق زنان ايراني است و جوانان ايراني...

------------------------------------
با عرض معذرت قسمت‌هایی از کامنت که به مطلب گذشته مربوط بود حذف کردم!
(زیتون)

1 :: توسط زیتون در 2004-06-30 18:26

برای شروع بحث، بهتره کامنت‌های دوستان در این مورد رو از نظرخواهی مطلب گذشته بیرون بیارم و در اینجا هم کپی کنم!