47 :: توسط 007 در 2005-06-03 15:25

اگر خارجی ها فقط یک جيمز باند دارند که has a license to kill !
ما پوزشون را زديم و به نظر مياد در ايران کلی جيمز باند با مجوز کشتن داريم ! عسکر نجفی و سعيد عسکر و.......... یاد غرب وحشی بخیر حداقل در آن زمان همه اسلحه داشتند !

46 :: توسط arefe در 2005-06-02 16:15

سلام کاش اون تيکه مطلبت راجع به فيوج ها پاک نميشد من خيلی دلم ميخواد بيشتر ازشون بدونم

45 :: توسط زیتون در 2005-06-01 23:30

ایمان جان.
ممنون از توضیحت. با اجازه به متن اضافه‌ش کردم.

تنهای عزیزم
دیگه نشنوم ازین حرفا بزنی ها. مزاحم چیه؟ شما مُراحمید!
موقع تمرین چاقو کشی‌مواظب باش ترو خدا:))

44 :: توسط iman در 2005-06-01 10:04

زيتون عزيز لازم ديدم اين نکته مهم رو يادآوری کنم که من اين آخوند جانی رو خوب ميشناسم چونکه خودم در دوران سربازی افسر وظيفه ای بودم که با اين جانی تو يه اتاق با هم کار ميکرديم اسمش هم " عسکر نجفی " معروف به حاج آقا نجفی . اونايی که مثل من تو اداره مبارزه با مفاسد خيابون چهارم گوهردشت خدمت ميکردند اين موجود جانی و شهوت پرست رو به خوبی ميشناسند !

43 :: توسط تـ.. در 2005-06-01 04:07

زيتون عزيز از اينکه توجه داشتی خيلی ممنونم.. در مورد نتايج خوب واسه ليلا هم خيلی خوشحالم وامیدوارم نجات پیدا کنه..
من طرفدار آدمکشی‌و انتقام نيستم ولی همون‌جوری که خودت گفته بودی ماها سيبل متحرک اين آقايونيم!!.. ومتاسفانه يه روزی به‌ اينــجامون ميرسه!!.. واقعآ بعضی‌وقتا آرزو ميکنم يه اسلحه داشتم برای دفاع از خودم!!:(( الانم دارم تمرين چاقو پرت‌کنی ميکنم!!.. خدارو چه ديدی!.. شايد به درد خورد!!:))
راستی اين آدرس خيلی باحاله!!..
http://mag.gooya.com/president84/archives/029978.php
کارناوال هاشمی!!!..
سيبل‌های متحرک به نوعی ديگه:)))..
واقعآ مسخره بازاريه اين نمايش انتخابات...
امیدوارم این آخرین کامنتم باشه چون خیلی مزاحم شدیم..
شادباشی زیتون جان..
..تنـــها..

42 :: توسط zistan در 2005-06-01 02:13

زيتون جونم
سلام
ديشب برات مفصل نوشته بودم که هر چی اين اخبار جنايت و وحشيگری رو می شنوم بيشتر و بيشتر از راه حلی مسالمت‌آميز برای ايران نااميد می شم . مسلم اينه که تخم نفرتی که اينگونه جنايتها به نام طرفداری از دين و اخلاق می‌افشانه ثمری بجز خشونت متقابل به بار نمی‌آره
يه سئوالی از قبل دارم ( تو بخون فضولی ) بالاخره سی‌با رو به زيتون معرفی کردی ؟؟
شایدم از اون پست هایی باشه که تو کیو مونده و من بیخودی عجله دارم . اسم پستشو بذار اولین دیدار سی‌با با زیتون :))

41 :: توسط زیتون در 2005-06-01 01:55

تنها جون
اشکالی نداره:) تو کامنتت از سعید عسکر اسم برده بودی. این جاج‌آقاهه هم انگار اسمش عسکره!

40 :: توسط تـ.. در 2005-06-01 00:25

!!!!!!.. کامنت ديروز من فرستاده شده!!..
دیروز دو بار فرستادمeror زد فکر کردم نرسیده!!.. گفتم چه خوب،.. اصلاحش ميکنم چون خيلی عصبانی‌ای بود!!!..
پس فرستاده شده!!..:(((
..تنـــها..

39 :: توسط ولگرد در 2005-05-31 23:05

پرنس عزير !
فکر کردی ولگرد قصه سندباد و شهرزاد نمی داند!
دراين دنیای مجازی سند باد میتواند فصه گوی شهرزاد می شود .
همانطور که ؟ميتواند اردشير باشد!

38 :: توسط سبیل اتمی در 2005-05-31 22:29

دوستان که ما را از اينجا می شناسند می دانند که ما عاشق دل داده اين زيتونک بوديم اما خائنی او را از ما دزديد هرچند باروت را با اتم تفاوتی است زمين تا آسمان. ای وا... خاک بر سرم اين پدر سوخته يعنی کارشو ( کارتو)هم کرد؟ از او انتقامی بستانم که در تواريخ بنويسند.
اما در جواب اين پير زن بايد می گفتی که آن پدرسوخته که سوراخ بدان تنگی زیتونک بگشاد هيچ نيتی نکرد، حال من که زير آب می روم و تن می شويم چه سود اگر نيتی کنم يا نه؟

37 :: توسط ? در 2005-05-31 20:19

ولگرد گل !دوست قديمي !شهرزاد قصه گو هست و سند باد خودش يه قصه !منظورم يه دوست بود الان كه خيلي تنهام و دچار دپرسم و نمي تونم به كتاب پناه ببرم دنبال يه ذوست گشتم كه با هاش گپ بزنم اما كسي نبوذ ذوبار اومدم تو شهر ـ وبلاگ هاي مجازي ...

الان نشستم فيلم سالو پازولينيو ديدم ..چقدر جالب اين فيلم كه سقوط انسان تو فاشيسم رو از طريق تبذبل انسان به برده جنسي نشون ميده ...بعضي از سككانساش تكون ذهنذه است مخصوصا اونجا كه دختر مجبور ميشه مدفوع مردو بخوره!!!!!!

بگذريم اميدوارم توضيحم واسه ولگرد عزيز قانع كننده باشه

36 :: توسط از امروز در 2005-05-31 18:58

درود
بله دردناک هست داستان انسان با روحانيت در طول تاريخ ! به اسارت گرفتن کشتن و تهاجم به نام خدای يگانه . من عکس تظاهرات زنان را در پست قبليت در وبلاگم به مناسبت نوشته ام کش رفتم . راضی باش لطفن و پيامم از اين عکس ناب که همه اين دهنهای زنان باز و پرسشگر است اينکه اين فريادها ديگر در گلو نميماند و سيل خروشانی ست و ... بدرود

35 :: توسط ,ولگرد در 2005-05-31 18:22

برای شماره ۳۲ عزیز:
ولگرد راشرمنده نمودی..
خدای من
مرا را سندباد اوليويا راشهر زاد گفتی!
نترسيدی که با این تهمت ولگرد بيچاره بين دوسنگ آسيای سبيل باروتی و گيسوباروتی آسیاب خواهد شد!!
.......
زيتون عزيز:
بخایطر خدا تو سعی نکن مثل گیسو باروتی بشی *دونت دو دت!!
که ميترسم سبيل باروتی را ولگرد کنی۱۱

34 :: توسط ؟ورژن بي غلط در 2005-05-31 17:03

راستي اين روزا شيوارو كشف كردم من بهش ميگم:سر (با كسره زير ر بخونين به معناي بزرگ)ملامتيان !رند ـ بانوي بزرگ ...نوشته هاي ريا سوزش معركه است ،شهر ـوبلاگش اگر چه جمعيت كمتري داره اما عينهو اينجا دنجه شهرـ وبلاگ رند ـبانوي ريا سوز يه جوري خواهر شهر ـ وبلاگ زيتونه !شهرونداي مجازيش يكيم نسرين مهربونه !

....دلم گرفته مدتيه مهمون زيتون و هم ولايتي هاشم اينجا (منظورم دنياي خودمه نه شهر ـ وبلاگ زيتون )ولي هميشه فكر مي كنم غمه كه گلوتو مي فشره ..هميشه تنهاييه و سكوت ..اخرش تويي و شعرات تويي ورق پاره هاي خاطراتت ... و بكارت سربلندي كه عين يه عروس زيبا پيش از شب زفاف به خاك اندوه مي سپريش ...


نه چشم زار من، خورشيد را ديد !
نه در باران حسرت، لاله خنديد !
ميان خاطره، قلب تو مي سوخت
درون شام بي مهتاب، اميد!

شب بي ماه و بي اواز و ساقي
عبور تو ،كنار باد ياغي
به روي جاده از چشمان خورشيد
خطوط دانه هاي اشك، باقي!

چه دارد دست من ؟پروانه در مشت!

شبي دست سياه من، تو را كشت!
سوار ارزو هايت پر از خون
پر از خنجر به رو ي قلب و بر پشت!

×××××××××


تن من، خنجر است و برف و مرداب!
شبي با ديو سرما ،قصه ي خواب!
سكوت ظلمت پيگير اما
به دنبال صداي روشن

33 :: توسط ؟ در 2005-05-31 17:00

راستي اين روزا شيوارو كشف كردم من بهش ميگم:سر (با كسره زير ر بخونين به معناي بزرگ)ملامتيان !رند ـ بانوي بزرگ ...نوشته هاي ريا سوزش معركه است ،شهر وبلاگش اگر چه جمعيت كمتري داره اما عينهو اينجا دنجه شهرـ وبلاگ سر رند بانوي ريا سوز يه جوري خواهر شهر ـ وبلاگ زيتونه !شهرونداي نجازيش يكيم نسرين مهربونه !

....دلم گرفته مدتيه مهمون زيتون و هم ولايتي هاشم اينجا ولي هميشه فكر مي كنم غمه كه گلوتو مي فشره ..هميشه تنهاييه و سكوت ..اخرش تويي و شعرات تويي ورق پاره هاي خاطراتت ... و بكارت سربلنده كه عين يه عروس زيبا پيش از شب زفاف به خام اندوه مي سپريش ...


نه چشم زار من، خورشيد را ديد !
نه در باران حسرت، لاله خنديد !
ميان خاطره، قلب تو مي سوخت
درون شام بي مهتاب، اميد!

شب بي ماه و بي اواز و ساقي
عبور تو ،كنار باد ياغي
به روي جاده از چشمان خورشيد
خطوط دانه هاي اشك، باقي!

چه دارد دست من ؟پروانه در مشت!

شبي دست سياه من، تو را كشت!
سوار ارزو هايت پر از خون
پر از خنجر به رو ي قلب و بر پشت!

×××××××××


تن من، خنجر است و برف و مرداب!
شبي با ديو سرما ،قصه ي خواب!
سكوت ظلمت پيگير اما
به دنبال صداي روشن

32 :: توسط ? در 2005-05-31 16:48

ولگرد جان اگه زيتون شهرزاد مجازيه تو سندباد مجازي هستي ..من هميشه به ين فكر مي كردم كه اين دنياي مجازي واقعا عين يه سفر مي مونه يه جور به قول اين طر فداراي روح بازي پرواز روحه ...چقدر قشنگه عبور از يه وبلاگ به يه وبلاگ بعد ديدن شهرونذان مجازي تويه هر ولايت ...انگار سوار قالي حضر ت سليماني نه بليط مي خواد نه صفي هست نه..فقط بعضي شهراش گويا ممنوعه است كه اون وقت باد قاچاقي بري توشهر ..البته مقل همين شهر ـ وبلاگ زيتون گاهي ممنوعه گاهي كه داروغه چرتش گرفته يا ختنه سورون پسر حاكم باشيه بار عام ميدن و تو اون رقص و شادي رابين هودم با بر بچخ ها مياد تو شهر ـ وبلاگ زيتون و ديگه كيه كه جلوشو بگيره....
چه خوبه كه شهرزاد اين شهر ـ وبلاگ سند بادي مثل ولگرد داره ...مي دوني يه روز به يه نفر يه جمله گفتم كه هنوز دوستش دارم ،ادما واسه هم عين يه پنجره مي مونن ،وقتي يه ادم پنجره باشه ولگرد جان ادمو به اسمون ميرسونه به يه فضاي باز ..هميشه دلم مي خواسته يه درنا باشم ديدي وقتي رو ابي دريا پرواز ميكنه ..رهايي ..مرگو هم وقتي رهاييه دوست دارم ...هميشه وقتي مرگ برام مفهوم رهايي داره به ياد هدايت مي افتم

راستي زيتون چرا اين همه با شاملو شروع ميكني و اون بقيه رو كه ماهه از ياد بردي

راستي ديدين لاريجاني اسم دفتر شاملو هواي تازه رو واسه پوستر اش انتخاب كرده؟معين هم شعر سيمينو كه داريوش خونده :دوباره ميسازمت وطن..نسبت به دفعه قبل كه شعراي فروغو نيما رو بر مي داشتن معاصرتر شدن!

31 :: توسط عباس رضائی در 2005-05-31 16:17

حتما به من يه سری بزنيد از بهشت براتون خبر دارم

30 :: توسط دنیایی در 2005-05-31 16:14

خبر ه جالب

نخست وزیر هلند حراج شد
نخست وزیر دست دوم به فروش می رسد

http://www.speurders.nl/speurder.php?id=8690706

29 :: توسط زیتون در 2005-05-31 15:40

؟ جان:)
بابا جون می‌دونم غریبه نیستی اما نمی‌دونستم چی صدات کنم:))) حالا نمی‌شه یه اسم آسونتر بذاری رو خودت؟

بهزاد جان-۲۲
من نشنیدم جایی بگن پاکستانی بوده. از مسلمون‌های دو آتیشیه‌ی ایران اسلامی خودمونه:) از همینایی که بعد از انقلاب عین قارچ رشد کردن و از عربده‌کشی تو خیابونا اومدن تو ویلاهای گرون‌قیمت و پست‌های کلیدی و هر کاری هم دوست دارن می‌کنن و هیچکی هم کاریشون نداره. چون این‌مدت تو اون بالا چریدن از همه کثافتکاری‌ها خبر دارن و دیگران جرأت ندارن کاریشون کنن چون کثافتنکاری‌های خودشون رو ممکنه این اوباشان لو بدن.

گلهای آفتابگردان عزیز
راست می‌گی بهترین جا برای این اوباشان همون شورای مصلحت نظامه:)۰ اینا مصلحت نظام رو ا ز همه بهتر درک می‌کنن

28 :: توسط زیتون در 2005-05-31 15:33

ولگرد جان.
نظرخواهیمو به زور باز کردم. مدتیه خود وبلاگم و همینطور نظرخواهی برام نمیاد. حالا دم غنیمته و گله نکنم:)

اولا یه مچ‌گیری کنم که اولش گفتید که گیس‌باروتی‌ عزیز بیداره و آخرش گفتین زود می‌خوابه:)
اون‌موقعی که فالگیر برامون فال گرفت به او گفت سبیل‌باروتی و به من گفت ابروکمونی:)
ولگرد جان ابروکمونی‌ها خیلی در خونه کار می‌کنن و کار بیرون هم که داشته باشن دیگه خیلی خسته‌می‌شن و باید حسابی بخوابن. راست می‌گه شما هم باید فکر سلامتیتون باشید. البته هر جایی رو نرفتید وبلاگ منو بیایید ولی دور بقیه‌رو خط بکشید تا همراه ابروکمونیتون جوون بمونید:)
این هانی دو دت ابرو کمونیتون منو کشته. فکر کن فقط می‌گفت: دو دت. دو دیس. خیلی بد نمی‌شد؟ این هانی گفتن معجزه می‌کنه. منم امتحان می‌کنم ببینم برای منم کاربرد داره یا نه:)
این تلویزیون‌های ماهواره‌ای ظاهرا سنگ ماها رو به سینه می‌زنن ولی وقتی حرفاشونو گوش می‌دی می‌فهمی فقط به فکر خودشونن و ببینن آیا از این نمدها کلاهی برای اونا درست می‌شه یا نه.
بعضی‌ها که دستور تظاهرات دادن روز انتخابات.
روز انتخابات از همه‌ی روزا بیشتر نیرونی امنیتی تو خیابونا هست و هر حرکتی رو نابود می‌کنن. آیا برای اونا کشته‌شدن جوونای مردم مهم نیست؟؟
انگار ما گوشت دم توپ اوناییم:)

27 :: توسط maral در 2005-05-31 15:30

زيتون جونم باز كه تو فيلتر شدي!!!

26 :: توسط mohmammad در 2005-05-31 14:04

اين يه بمب گوگلی برای اکبر گنجی. هر کی خواست می تونه يه کليک روش بکنه.
http://www.rsf.org/article.php3?id_article=13356

25 :: توسط Savalan Yasharlo در 2005-05-31 14:00

جوانان! مردم ایران این نامه را امضاء کنید. این راهی است تا به جهان اعلام
کنیم که چه افتضاحی را در ایران انتخابات نامیده اند. این تلاشی است تا این نمایش زور گویی و توهین را نزد مردم جهان افشاء کنیم. امضاء تک تک شما مهم است!

نامه جوانان ایران به دبیر کل سازمان ملل

آقای کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد
با احترام،

ما امضاء کنندگان زیر، جوانان و مردم داخل و خارج ایران نظر شما را به نکات زیر جلب میکنیم.

با توجه به اینکه:
1) انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران با هیچ معیاری شایسته نام یک انتخابات نیست.
2) دولت جمهوری اسلامی برای شرکت در انتخابات فیلتر گذاشته و تنها منفورترین افراد را به کاندیداتور قبول کرده است و احزاب و افرادی که سر سپرده جمهوری اسلامی نباشند بهیچ وجه حق شرکت در انتخابات ندارند.
3) مردم ایران وسیعا از رژیم اسلامی و انتخاباتش منزجرند و حکومت اسلامی با انواع ارعاب و گرو کشی میکوشد مردم را به پای صندوق ها بکشاند. از گرو کرفتن مزد و وسیله درآمد مردم، تا تهدید به اینکه اگر در انتخابات شرکت نکنید در کنکور دانشگاه قبول نمی شوید روش های انتخاباتی جمهوری اسلامی است.

ما اعلام میداریم که: انتخابات ریاست جمهوری در 17 ژوئن 2005 از هیچگونه مشروعیتی برخوردار نیست. ما این انتخابات و رژیم اسلامی را بهیچ وجه قبول نداریم.

ما از شما میخواهیم اگر ذره ای به آزادیخواهی باور دارید از مبارزه ما علیه این انتخابات و علیه رژیم اسلامی حمایت کنید. ما حاضریم همه موارد بی اعتبار بودن و مسخره بودن این نمایش را با سند و مدرک به شما ثابت کنیم. ما از شما میخواهیم که با ما مستقیما گفتگو و دیدار کنید. ما میلیونها و میلیونها مردم ایران را شاهد داریم و از شما میخواهیم چشم خود را بر این بی احترامی عیان و آشکار به مردم ایران و همه انسانهای جهان نبندید. ما از شما میخواهیم حتی لفظ انتخابات را برای این نمایش رعب و دروغ و تهدید به کار نبرید.

امضاء کنندگان، سازمانها و افراد:
انجمن جوانان آزادیخواه،
این هم آدرس
http://www.petitiononline.com/SayNo/petition.html

24 :: توسط ولگرد در 2005-05-31 13:56

الیویا :
مرسی که حالم را پرسیدی..امشب میخواستم نامه ای طولانی درباره شهر فرنگ تلویزیون های ماهواره ای ایرانیان این طرف ابها برایت بنویسم.
ولی هنوز گیس باروتی بیدار است...
بهتر است موضوع این تلویزیون ها را فراموش کنم در باره انها در نامه های بعدی ام مفصل برایت بنویسم .
تازه چه فایده ای دارد که بگویم :این کانال ها به چه کارهائی مشغول هستند و هزینه های ماهی ۵۰۰۰۰ دولار را از کجا میپردازند ..
به تو بگویم که مثلا یکی از این کانال میگوید: روز انتخابات از خانه هایتان بیرون بیایید ..
و ان دیگری میگوید بیرون نیایید..
این کانال به زن ها توضیه میکند بدون حجاب به خیابان ها بریزید که سگان
رژیم هیج غلطی در انطار خبرنگاران خارجی نخواهند کرد.
کانال دیگری میگوید :
با جادر بروید و زیر چادر هاتان سنگ و چاقو و چماق قایم کنید. شعار های ضد رژیم بدهید
در صورت نیاز محکم بر سر مها جمان دولتی بکوبید...
و کانال دیگری میگوید :
ای وبلاگی ها مواظب ان بلاگر کانادائی باشید که جاسوس رفسنجانی است . که لو تان میدهد .
و ان یکی کانال :رصا پهلوی را آسید رضا دیبا میخواند. که با نوه خمینی ملافات کرده ...
ددیگری اورا شاه اینده ایران میخواند
این یکی از ازادی گنجی اطهار خرسندی میکند و دیگری میگوید گنجی هم بره گم شود او هم از قماش خود رژیم بود که رنگ باخته
ان یکی کانال :۲۴ ساعته قران و نماز و روزه و روضه به زبان انگیسی و فارسی و عربی پخش میکند
و ودیگری *تازی نامه *را تفسیر میکند. که چطورحضرت سلیمان ا با مورچه ها حرف میزد!! و رسول خدا در ان واخد ۱۳ همسر داشت
والله اش میگوید بکشید در راه خدا...
و کانال های دیگر بزن بکوب و رفص و آواز بی خیال از همه اتفاقات دنیا
ان دیگری مشغول فروش ملک و املاک به ایرانیان پولدار در اقصا نقاط دنیا...!!
و اند دیگری از عیسای مسیح و معجزات او برایت حرف میزند
......................
نه اولیویا جان
بهتر است راجع به این شهر فرنگ تلوویزیون های ماهواره ای بیشتر از این چیزی نگویم یادت باشد تمام چیز هایی که از این کانال برایت نقل کردم هیچ ارتباطی به نطر شخصی ولگرد ندارد
........
الیویا
بیا تلویزیون وسیاست را فراموش کنیم
ابگذار کمی هم از ولگرد و گیس باروتی اش برایت بگویم..میدانی که
سال هاست ولگرد و گيس باروتی اش از *هانی مون* بر گذشته اند...
وانها سالهاست که در *هانی دو *هستند
بگذار روشنتر بگويم اين گيس باروتی تمام مدت که بيدار است به ولگرد ميگويد:
هانی دو ديس .. هانی دو دت
هانی دو دوز... هانی دو ديز...ولگرد هم با کمال
میل همه را برایش انجام میدهد..
تا هر دو خوشحال شوند
ولی خوشحالی ولگرد این است گیس باروتی فقط میگوید : هانی دو
هر گز نمیگوید*هانی دو نت.*
یه چیز دیگر
خوشبختانه گيس باروتی زود به رختخواب ميرود. و لگرد را اول شب تنها رها میکند و ولگرد هم بلافاصله پشت این ماشین کیبورد قرار میگیرد و ولگردی های شبانه اش را اغاز میکند
و گیس باروتی مشغول پس انداز کردن عمرش را در بانک خواب میشود
تا سالهای زیادی بعداز ولگرد انرا خرخ کند.
ولی و لگرد همه عمرش را باگردش های شبانه اش خرج میکند..
گيس باروتي ميگويد ای ولگرد بخواب طول عمرت کم میشود ولگرد میگوید
گیس باروتی طول عمر میخواهم چه کنم عمر باید عرض داشته باشد..
خب الیویا ساعت ۴صبح است..
حرف هایم به اتمام رسید
به *سی *ات سلام من وگیس باروتی خواب رفته را برسان
خدانگهدار ولگرد

23 :: توسط برزو در 2005-05-31 13:54

عالی بود، خسته نباشی.
وقتی حادثهء متروی کرج را شنیدم به یاد کتاب وقایع اتفاقیهء زنده یاد سعیدی سیرجانی افتادم که پر است از این کشتارها که بوسیلهء آخوندها و اوباشانشان میشده و امروز هم متأسفانه می‏شود. تاریخ ما هم هی تکرار میشود و نمیدانم چرا از این چرخهء ذلت نمی‏خواهیم بیرون بیآییم، ذلتی که مسبب و مسببانش را می‏شناسیم... ایران، امروز تمام شاخصه‏های بربریت را دارد.

چو فردا دادخواهان داد خواهند
بگویم صد هزاران داد ازین دل

22 :: توسط behzad در 2005-05-31 12:43

سلام زيتون جان!‌ خيلی وقت بود که بهت سر نزده بودم ... چرا اين مرتيکه خلع لباس شده را پاکستانی معرفی کردند بابا آخوندها که انگليسی هستند؟ مرسی

21 :: توسط پيام آوران سگال در 2005-05-31 12:37

سلام دوست گرامي چند متن شما را خواندم و به تاريخ هاتوجه كردم نشان ميدهد فردي پرتلاش و نكته سنجي هستيد براي استفاده از مطالبتان وبلاك شما را در لينك قرار ميدهم /پاينده باشي

20 :: توسط گلهاي آفتابگردان در 2005-05-31 11:47

دوباره فيلتر شدي كه!!! پيش گويها حاكي از اين است كه حاج آقا به مجمع تشخيص مصلحت مي پيوندند (چون سريع مصلحت انديشي كرده اند)و بعد رياست و ...

19 :: توسط ? در 2005-05-31 11:29

يه جوري با هم حرف مي زني انگار من غريبه ام ..اي بي معرفت(چشمك)

18 :: توسط خبرچین در 2005-05-31 09:21

سلام. لینک داده شد.

17 :: توسط آفساید در 2005-05-31 04:52

واقعا که! با این همه فجاعت آدم نظر دادنش هم نمياد! در ضمن اين کامنت هشتم هم يوخده پياز داغشو زياد کرده! ماشالله اونی که زياده فيلتر شکنه! و با اين تبليغاتی که برا اين فيلتر شکن آخريه! راه انداختی٬ فکر نکنم زیاد عمر کنه! :)

16 :: توسط zistan در 2005-05-31 00:57

نظرخواهيت تلافی صد بار بد قلقی پرشين رو در آورد امشب که ما اين قدر نظر داشتيم :))))))))

15 :: توسط ? در 2005-05-30 23:33

قبلا اين طور نبود

14 :: توسط زیتون در 2005-05-30 20:48


تنهای عزیزم
همه‌مون عصبی هستیم این روزا. منم وقتی خبر نقض حکم قتل‌های محفلی رو خوندم خیلی ناراحت شدم.
وقتی سعید مرتضوی موقع اعدام‌ها وای‌میسه بغل جراثقیل‌ لجم می‌گیره چون خودش قاتل‌تر از هر قاتلیه. و....

راستی می‌دونی حکم اعدام لیلا هم نقض شد؟:) از این یکی خیلی خوشحال شدم.

نویسنده‌ی محترم کامنت ۱۳
خود منم دو ساعته دارم می زنم نه وبلاگم میاد نه نظرخواهیم. الان هم که بعد از عمری ناامیدی این باز شد گفتم یه جوابی بدم و برم. تازه خیلی غیرعادی و چپ و چول اومده نوشته‌ها و به هزار زحمت باید بخونم.
امیدی هم ندارم همین کامنتم ارسال بشه.
اجی مجی لاترجی!

13 :: توسط ؟ در 2005-05-30 19:04

مردم تا اين پيامم رو قبول كرد!..بابا سايت تو چرا اين طوريه زيتونك جانم

12 :: توسط ؟ در 2005-05-30 18:51

بعد از حافظ!راستي حق با نانا ست سايت معين اظهار نظر منو گذاشته شر منده از پيش داوري

11 :: توسط تـ.. در 2005-05-30 18:39

سلام زيتون جان..
گفتی اينو!!!..، وای واییی!!.. اینا قاتلین بلفطره‌ن!!!.. یه مشت جانی!!.. جالب اينجاس که همزمان با اعلام رای نمیدونم چندمين دادگاه قتلهای محفلی‌ کرمان اين جنايت اتفاق افتاد!!.. قاتلين تو اين مملکت محکوم به حبس ۱۵ سال ميشن(که مثه هتل براشون ميمونه،.. هر وقت بخوان ميرن،.. هر وقت بخوان ميان!!.. نمونه‌ش جناب سعيد عسگر!!) اون‌وقت عاطفة رجبی ۱۵ ساله با اون وضعيت فجيع اعدام ميشه!!!.. کار از پايه خرابه!!.. پايه‌رو بايد از جا کند!!.. اسلام‌رو باید انداخت دور!!!..
ميدونی بعضی وقتا قاط ميزنم آرزو ميکنم يه گروه مسلحی تشکيل بشه!!..، اين پُفيوزا‌رو گوششونو ببريم بفرستيم برای کيهان‌و ستاد نماز جمعه‌و بيت رهبر!!.. آويزونشون کنيم به تير چراغ برق!!.. نميدونم فيلم نيويورکی(دارو دسته‌های نيويورکی) رو ديدی يا نه!!.. به نظرم بعضی مواقع بايد انتقامی کار کرد!!.. از روش خودشون واردشد!!..
ببخشید یه خورده عصبی شدم!!..:)
..تنـــها..

10 :: توسط ? در 2005-05-30 18:34

فكر كنم اوني كه شاملو رو بام شعر ايران بعد از شاملو مي دونه يعني اين عبارتو اولين يار به كا ر برده مجابيه كه من باهاش خيلي موافقم؟راستي حضرات كانديده اي در مورد جوان كشي اون اقا لاته حرفي نزدن؟

9 :: توسط ali در 2005-05-30 16:43


It is not the 1st time , do you remember Falahian s’ son who killed an officer with his gun, do you remember Jalaledin Farsi(He is not originally from Iran) as the candidate of Hezbe Jomhouri Islami in the 1st election who killed a village man with his gun, do you remember killing a girl in telephone kiosk by as Basiji ’s gun 12 years ago at Tehran and many more. Do you remember killing Ali Farzanefar,we called him Ali Morche, 9 years ago ,all these assignation were a little before the election may be only before the election newspapers are sensitive about it while it happens everyday as Mazroi told BBC .People like Moin, Ebrahim Nabavi, Kadivar, Mohajerani(from Shiraz university), Tajzadeh, Sazegara, ,the heads of Sepah, Abdi, Asgarzadeh, Hajarian ,hostage takers, and other reformist were responsible because they were the people who caused this situation for the 1st time that any donkeys, as Montazeri said in Friday pray, have a gun after the revolution.

8 :: توسط delphica در 2005-05-30 15:44

-زيتون جان براي رد شدن از فيلتر و ديدن وبلاگت ميتونن با استفاده از سايت http://filterxp.com و وارد کردن آدرس وبلاگت در textbox مربوطه موفق به ديدن وبلاگت بشن(تا اونجايي که من ميدونم اين آخرين فيلتر شکنه)
-راستي گفتنِ يک مطلب انتخاباتي خارج از لطف نيست!ديروز در کمال تعجب با دو دختر سوار بر پژوي سياه مواجه شدم که يکي تا کمر از پنجره اومده بود بيرون و بسيار هم ژيگولو و به اصطلاح سانتي مانتال بودن و جالبه بدوني دور تا دور ماشين غرق در برچسب هايي بود که روش درشت نوشته شده بود"HASHEMI"!!!!و عکس ايشون هم در جاهاي مختلف روي ماشين چسبونده شده بود و دست دختري هم که تا کمر از ماشين بيرون خم شده بود پر از اعلاميه تبليغاتي بود.متاسفانه موفق نشدم عکس واضحي از اين صحنه شکار کنم!اينم يه مدل تبليغات.

7 :: توسط ehsan در 2005-05-30 15:30

ba inke aroos shodi va link man ro ham bardashti vali man hanooz i love you

6 :: توسط خبرنامه دانشجویان ایران در 2005-05-30 15:09

زیتون خانوم:
ما هم همراه شما رای نمی دهیم و خوشحالیم که طبقه وبلاگ نویس به چنان آگاهی و شعوری رسیده که از میان سیل اخبار و تحلیل های منتشره, درست را از غلط تشخیص دهد.
به امید ایرانی آزاد و ملتی آزاده

5 :: توسط Nader در 2005-05-30 14:30

سلام . ممکنه یه صندوق رای ویژه ما معترضین به همه اوضاع و احوال کنونی یه جایی بگذارید تا ما هم رای بدیم .؟ البته ما را به عنوان مشارکت به حساب خودشان نذارن !

4 :: توسط رضا در 2005-05-30 13:45

در مورد شاملو يه بعد ديگه مطرحه علاوه بر اشعارش كه واقعا شاهكارن متاسفانه از نظر شخصيتي فكر كنم تو مايه هاي همون شخص مدافعش كه گفتي بود ... يعني اين باور رو داشت كه بزرگترين شاعر معاصر يا حتي تمام دوران ايران بوده كسي كه فردوسي رو اونجوري تو آمريكا نقد كرد يه مقدار بيش از حد از مگالومانيا رنج ميبرد!

3 :: توسط شیوا به توان 2 در 2005-05-30 12:29

سوم.ما که هیچوقت اول نمیشیم.حداقل بذار مدال برنز بگیریم

2 :: توسط شبح در 2005-05-30 11:10

زیتون جان!
اگه اين فيلترينگ نبود الان اول می‌شدم حالا دوم شدن هم خوبه اگه تا اينو می‌فرستم پنج و ششم نشده باشم!
در مورد شاملو جايزه نوبل حق‌اش مسلم‌اش بود که ج.ا. سلطنت‌طلب‌ها کلي پول خرج کردن تا جايزه به شاملو داده نشه! خسته نباشن!
در مورد آن جوان بيست ساله مقتول خبر را در روزنامه‌ي اطلاعات خواندم می خواستم در اين مورد بنويسم که تو خيلي خوب نوشتي پس کار من راحت شد و به نوشته‌ي تو لينک می‌دهم.
گلي به گوشه‌ي آقاي قليباف و اين نيروي انتظامي‌اش!

1 :: توسط ME در 2005-05-30 10:13

به به ما هم در سايت شما اول شديم...بگذاريد که سله بريت کنيم